مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن - صفحه 126


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن
    263MB
    20 دقیقه
  • فایل صوتی مفهوم فرکانس و چگونگی تنظیم آن
    18MB
    20 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1474 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حسام محمدی گفته:
    مدت عضویت: 469 روز

    به نام الله یکتا خالق حس های ناب

    سلام به همه‌ی دوستانم در سایت توحیدی عباس منش

    من خداروشکر خیلی باورم نسبت به قانون خیلی بیشتر شده نسبت به قبل

    البته هنوز هم خیلی کار کردم.

    و این فایل رو من بارها بارها گوش کردم.

    و موضوع های اصلی این فایل اینا هستن:

    1. کنترل ورودی های ذهن

    2. مدیریت گفتگو های ذهنی

    3. امیدوارم باور کنید تمام اتفاقات زندگی ما به خاطر همین قانون هست که رخ میده.

    4. مسئولیت کامل زندگی اتون رو برعهده بگیرید.

    5. خروج از دایره قربانی بودن

    من تمریناتی رو برای خودم طراحی کردم.

    در رابطه با مواجه شدن با افکار منفی

    مرحله اول: اول از همه گوش کنیم( آگاهی)

    اینکه بفهمیم الان توی سرمون چه خبره. چه افکاری بیشتر میان سراغمون ؟

    فقط کافیه. این افکار رو بشنویم. و بگیم آها باز هم اون صدای همیشگی اومد.

    لازم نیست خودمون رو به خاطر داشتن این افکار سرزنش کنیم.

    2. مرحله دوم: حرف های توی سرمون رو زیر سوال ببریم؟

    وقتی یه فکر منفی اومد: ازش بپرسیم ؟ این فکر واقعا درسته!

    مدرک بیار. از خودمون بپرسیم؟ چی دارم این فکر رو ثابت کنه؟

    بعد بپرسیم؟ چی دارم این فکر رو رد کنه.

    خطای فکری:

    دقت کنیم که ذهن ما گاهی اوقات اشتباه می کنه.

    مثلاً شاید داریم یه اتفاق کوچیک رو خیلی بزرگ می‌کنیم، یا فقط به جنبه‌های منفی نگاه می‌کنیم.

    3. حرف های بهتر و واقعی تر جایگزین کنیم؟

    بعد از اینکه فهمیدیم یه فکر منفی درست نیست یا خیلی بزرگش کردیم. باید یه فکر دیگه رو جاش بذاریم.

    مثال:

    به جای اینکه بگیم: “من هیچ کاری رو درست انجام نمی‌دم.” (که خیلی کلی و دروغه)

    می‌تونیم بگیم: “بعضی وقت‌ها اشتباه می‌کنم، اما خیلی وقت‌ها هم کارها رو خوب انجام میدم. این دفعه هم سعی می‌کنم بهتر یاد بگیرم.”

    حرف‌های دلگرم‌ کننده:

    جملاتی بگیم که بهمون انگیزه بده و واقعی باشه. مثلاً: “من تلاش خودم رو می‌کنم.” یا “من توانایی یادگیری دارم.”

    4. وقتی حالمون بده. چه کار کنیم؟

    1. نفس عمیق

    2. حرکت کردن:

    بلند بشیم و یکم راه بریم. تغییر جای فیزیکی می تونه افکار رو هم تغییر بده.

    3.حواس پرتی سالم:

    اگه یه فکر خیلی سمج شده، به جای کلنجار رفتن باهاش،

    حواسمون رو پرت کنیم به یه چیز دیگه

    . مثلاً یه آهنگ گوش بدیم،

    برای خروج از قربانی بودن

    جلسه دوم دوره عزت نفس می‌تونه بهتون خیلی کمک کنه و استاد کامل دراین مورد توضیح دادن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    ژیلا گفته:
    مدت عضویت: 1323 روز

    سلام به استاد،و دوستان عزیزم

    چند روزیه ذهنم درگیره ،امدم سایت روی مرا به سوی نشانه ها هدایت کن کلیک کردم که این فایل امد …

    چند ماه است که تصمیم داریم ماشین بخریم. حتی هفته‌ی قبل هم تا تهران رفتیم، اما به شکلی عجیب و نامعلوم، هر بار جور نمی‌شود. نه اینکه راهی نباشد، نه اینکه امکانش نباشد… اما انگار یک چیزی هماهنگ نیست.

    چند شب بود که واقعاً ذهنم درگیر شده بود و از خدا خواستم اگر اشکال از فرکانس و حالِ درونی من است، نشانه‌ای به من نشان بدهد و هدایتم کند.

    امشب دقیقاً بعد از این خواسته، این فایل «مرا به سوی نشانه‌ها هدایت کن»امد.

    و برایم خیلی معنادار بود.

    فهمیدم شاید مسئله «نداشتن شرایط» نیست،

    مسئله «هماهنگ نبودن حال درونی با خواسته» است.

    این فایل برایم یادآوری شد که قبل از هر کاری، باید فرکانسم را تنظیم کنم. باید از درگیری ذهنی، نگرانی و فکرِ چرا نمی‌شود، بیرون بیایم و به احساس درست برگردم.

    احساس اعتماد.

    احساس هدایت.

    احساس اینکه خدا بهتر از من زمان و مسیر را می‌داند.

    این فایل برای من یک نشانه بود… نشانه‌ای که گفت اول درونت را هماهنگ کن، بیرون خودش هماهنگ می‌شود.

    ما در تمام لحظات زندگی، در ذهن خودمان در حال صحبت کردن هستیم.

    نجواهای ذهنی ما لحظه‌ای متوقف نمی‌شوند.

    این نجواها معمولاً از ورودی‌های ذهن شکل می‌گیرند؛

    فیلمی که دیده‌ایم، خبری که شنیده‌ایم، نگرانی اجاره خانه، حرفی که کسی زده، بی‌عدالتی که دیده‌ایم و هزاران موضوع دیگر…

    ذهن ما مدام این اطلاعات را مرور می‌کند و از دل این گفت‌وگوهای درونی، یک احساس متولد می‌شود؛

    احساسی مثل عشق، آرامش، امید…

    یا ترس، خشم، نگرانی و ناامیدی.

    در واقع، نتیجه‌ی نجواهای ذهنی ما «احساس» ماست.

    و همین احساس است که تعیین می‌کند ما چه فرکانسی به جهان ارسال می‌کنیم.

    این‌که در مسیر خواسته‌هایمان حرکت کنیم یا ناخواسته‌هایمان، قبل از هر چیز به کیفیت همین گفت‌وگوهای درونی بستگی دارد.

    اگر نجواهای ذهنی ما پر از نگرانی، گلایه، ترس و نشخوار گذشته باشد، طبیعی است که احساس ما منفی شود و در مدار ناخواسته‌ها قرار بگیریم.

    اما خبر خوب این است که ما می‌توانیم آگاهانه جهت این گفت‌وگوهای ذهنی را تغییر دهیم.

    می‌توانیم یاد بگیریم با خودمان طور دیگری حرف بزنیم:

    به جای «نمی‌شود» بگوییم «همیشه راهی هست».

    به جای «چرا برای من سخت است» بگوییم «حتماً خیری در این مسیر هست».

    به جای نگرانی، یاد توکل و اعتماد بیفتیم.

    وقتی نجواهای ذهنی ما به سمت امید، توکل، یقین، سلامتی، آرامش و باورهای سازنده برود، احساس ما نیز تغییر می‌کند و این احساسِ بهتر، فرکانس بهتری ایجاد می‌کند.

    کنترل این نجواها یک تمرین روزانه است.

    باید آن را به بخشی از برنامه زندگی خود تبدیل کنیم.

    یعنی آگاهانه مراقب باشیم ذهنمان چه می‌گوید،

    و هر زمان که متوجه شدیم گفت‌وگوهای درونی به سمت ترس و ناخواسته‌ها می‌رود، با مهربانی آن را به مسیر درست برگردانیم.

    در حقیقت، کیفیت زندگی ما، بازتاب کیفیت همین نجواهای درونی ماست.

    وقتی یاد بگیریم گفت‌وگوی ذهنی خود را مدیریت کنیم،

    در واقع داریم آگاهانه مسیر زندگی‌مان را مدیریت می‌کنیم.

    گاهی ساعت‌ها در ذهنمان درگیر موضوعی هستیم، بدون آن‌که حتی متوجه باشیم داریم چه فرکانسی ارسال می‌کنیم و چه احساسی را در خودمان تقویت می‌کنیم.

    این فایل برای من مثل یک تلنگر جدی بود…

    این‌که قبل از تغییر شرایط بیرونی، باید یاد بگیرم گفت‌وگوهای درونی‌ام را تغییر بدهم.

    یاد گرفتم هر وقت حالم خوب نیست، به جای سرزنش شرایط، برگردم و ببینم الان در ذهنم چه می‌گذرد؟ با خودم چه حرف‌هایی می‌زنم؟

    و همان‌جا آگاهانه مسیر نجواهایم را عوض کنم.

    الان بیشتر از قبل حواسم هست که ذهنم را با چه ورودی‌هایی تغذیه می‌کنم، چون می‌دانم این ورودی‌ها بعداً تبدیل می‌شوند به نجواهای ذهنی و آن نجواها تبدیل می‌شوند به احساس و آن احساس‌ها مسیر زندگی مرا می‌سازند.

    واقعاً از این فایل ارزشمند استاد ممنونم که این‌قدر دقیق و کاربردی، این موضوع مهم را روشن کردند و باعث شدند با دید عمیق‌تری به ذهن، احساس و فرکانس‌ها نگاه کنم.

    این آگاهی برای من بسیار راهگشا بود و مطمئنم اگر هر روز تمرینش کنم، تغییرات بزرگی را در زندگی‌ام تجربه خواهم کرد.

    خدایا کمکم کن در لحظه حال زندگی کنم ودر گیر نجواهای ذهنم نشوم من هر نفس خدایا به تونیازمندم کمک کنم تودل طوفانها و چالشها درس ایمان وتوکل را پاس کنم.

    شکررررررر وجودت استاد عزیز وخدای مهربونم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: