این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-7.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-12 06:56:372025-10-30 23:33:00تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من از لحاظ رابطه یه ازدواجی داشتم که همسرم اعتیاد داشت همش دنبال خوب شدنش ترکش بودم همه تلاشمو میکردم تا اینکه بجایی رسید دیگ هیچ راهی نبود من مجبور به جدایی شدم و بعد اونم چون این قانون ها رو نمیدونستم بازم وارد یه رابطه سمی شدم که منو به جنون رسونده بود تا جایی که به خودزنی رسیدم و بازم آگاه باشم
از قانون تا مرض افتادن پرتگاه رسیدم باز خدا کمکم کرد خودمو کشیدم کنار اما بازم حال دلم خوب نبود ممکن بود که بازم اشتباه کنم از طریق دوستی با قانون شکر گزاری خودمو کمی نجات دادم حالا از چکشهای مالیم بگم که همیشه حالم بد بود نمیتونستم خودمو بروز کنم یا اون موقه ها که خوب مشتری داشتم نمیتونستم پولمو نگه دارم همیشه تو نگرانی مالی بودم و همیشه هم توقع داشتم یکی کمکم کنه هیچکسم کمکم نمیکرد تا یخورده پول دستم میومد قرض میدادم اینو اون
تا جایی که ده روزی افتادم که پول کرایه تاکسی نداشتم از خونه ام تا محل کارم برم تو این اوضاع یاد گرفتم من فقط خودمو دارم کمی هم با استاد آشنا بودم فایلها کمکم کردن یکمی آروم بگیرم تلاشمو کنم روند کارم بدم دست خدا و الان از جایی که هستم راضیم
درمورد سلامتی هم همیشه مریض میشدم بی حوصله بودم عصبی میشدم تااینکه از وقتی باشگاه
میرم و به خودم میرسم خیلی انرژی دارم راضیم از سلامتیم
اگه بخوام اوضاع الانمو بگم اینکه بعد آشنایی با سایت استاد حالم خوبه ارومم خدا رو بهتر شناختم
سپاسگزارترم و وارد حاشیه نمیشم الان خدارشکر سالنی دارم با 14تا پرسنل که بخوبی کنار هم کارمیکنن و منم میتونم اجاره قسدامو به راحتی بدم
وسکان زندگیمو دادم دست خدا که بهترین رفیق همراه من بوده تاالان
سلام خدمت استاد گرامی خانم شایسته عزیز و تک تک عزیزان
چقدر لذت بردم از شنیدن این فایل واقعا عالی بود لذت بردم
استاد چقدر شما فوق العاده هستین این فایل ها چقدر آرامش داره چقدر باعث تغیر و افزایش انرژی میشه
و واقعا این دو دوستم را تحسین کردم و برایشان تبریک میگم بخاطر تغییر که کردند خدایا شکرت
خدایا شکرت بخاطر خود تغیر یکی از لذت بخش ترین قانون هایت خود تغیر است و تغیر خودش چقدر لذت بخش است اگر این تغیر نمیبود چقدر این زندگی سخت و کسل کننده بود خدایا شکرت
استاد من در بخش از زندگیم خیلی خیلی بسختی درک کردم که باید در بخش مالی رشد کنم اصلا خیلی بی حس شده بود با اینکه اوضاع مالی آنقدر درست نبود ولی منم اصلا انگیزه نداشتم من برای اینکه انگیزه پیدا کنم خودم را بزور وارد چالش های میکردم که انگیزه مالی پیدا کنم و به نقطه عطف برسم و خیلی هم سختی دیدم و این خیلی دیر اتفاق افتاد تا انگیزه برای موضوعات مالی پیدا کنم و خدا را شکر حالا خیلی بهتر استم
و من فکر می کنم تا حالا جز گروه آخری ها بودم برای تغیر ولی از آنجایی که تغیر یکی از تغیر ناپذیر قانون های جهان است می خواهم تغیر کنم و جز گروه هوشیاران و پیشرو ها شوم
مرسی از استاد که انقد عالی هستین که فایلهای رایگانتون هم اندازه کلاسهای پولی بهمون سود میرسونن و مکمل کلاسهای پولی هستن واقعا
من چندین بار این فایل رو قبلا دیدم و گوش دادم
اما هر بار جور دیگه ای ازش برداشت کردم
این سری یه سوال توی ذهنم اومده بود و درگیرش بودم که هی بخودم میگفتم خدایا چرا من همش درامدم یویو هست هی بالا پایین میشم و هیچ وقت ثابت نیستم
امروز با هدایت به این فایل و دیشب باهدایت به فایل درامد خود را سه برابر کنیم فهمیدم خدا باز مثل همیشه جوابمو داره میده
استاد من این مدت خیلی درامدم بهتر و عالی تر شده نسبت به قبل ولی هرچند وقت یکبار یه الگوی تکراری داشتم که بعد از درامد عالی، حال عالی و خوشحالی و سلامتی و مشتری های عالی
یهو بعدش شروع میشد به تضاد اومدنهای پشت سر هم و بی پولی، قطع شدن درامد و مشتری،
شاید باور دارم هرچه پولدارتر باشم بیماری بیشترمیاد
البته که این باور رو بارها شنیدم ولی با الگوسازی تاحد زیادی رو این باور کار کردم
و از طرفی هم همزمان با بیماری بی پولی هم می اومد یعنی اول بی پولی و کم شدن درامد می اومدبعد بیماری و تضادهای پشت سرهم
الان با کامنت یکی از بچه ها متوجه شدم نه
جریان از این قراره که من به حدی از درامد که میرسم میگم خب عالیه و یه جورایی ول میکنم همه چی رو
و راضی میشم به همون حد و هدف بعدی قدم بعدی رو مشخص نمیکنم درواقع دنبال رشد مداوم و پشت سرهم نیستم و این باعث میشه که جهان با تضاد ها مجبورم کنه هل بخورم به جلو و رشد کنم
پس اگر میخوام به تضادهایی مثل فقر و بی پولی و بیماری و مشکلات و اعصاب خوردی ها برنخورم باید قبل از تشر زدن جهان خودم حرکت کنم قدم بعدی رو مشخص کنم
حالا اگه میخوام استرسی نشم میتونم این قدم و هدف بعدی رو کیفی بذارم گیر ندم تا ماه بعد باید انقد درامد داشته باشم بلکه بگم تا ماه بعد این باورم رو باید بهتر کنم و درامدم رو بالاتر از الان کنم و کیفیت همه چی رو بهتر کنم
خدایا شکرت که هدایتم کردی دقیقا به جواب درست
این کامنت رو نوشتم که یادم بمونه ترمز اصلیم چیه که باعث میشه الگوی تکراری داشته باشم همیشه
و همش این بی پولی و تضادها تکرار بشه
و مطمینم این کامنت جواب خیلی هارو میده و ترمز خیلی هاس و هم باعث رشد خودم میشه هم باعث رشد دوستانم
مرسی از شما استاد عزیزم خدارو شکر که بهترین استاد رو سر راهم گذاشت برا درک قوانین جهان
اولش اصلا نمیخواستم فعلا کامنت بذارم چون فکر میکردم شاید باید بیشتر کار کنم تا تحول واقعی رو مثال بزنم ولی یه چیزی یادم اومد که گفتم بنویسم
من توی زندگی ام بیشتر دنبال درس خوندن بودم تا قبل از دانشگاه فوتبال بازی میکردم ولی ورزش خاصی رو انجام نمیدادم برعکس خیلی ها که توی نوجوانی الان دیگه سیکس پک دارن ولی من اصلا توی این فازا نبودم
توی دانشگاه بود که دیدم خیلیا باشگاه میرن و اونجا من تازه با پدیده باشگاه و این داستانا اشنا شدم
و دیدم چقدر ادما به بدنشون میرسن منم میرفتم و خیلی جدی نبودم و رها میکردم وادامه نمیدادم یهو یه پست توی اینستاگرام دیدم که داره اموزش انواع شنا سوئدی میده پس منم چون خیلی بدنم ضعیف بود شروع کردم صبحا این 10 مدل رو هرکدوم 10 تا میزدم کلا 100 و کلا 30 دقیقه زمان میبرد و اصلا برام خیلی نتیجه مهم نبود اما چون هی تکرار کردم یه روتین شده بود یه عادت که من باید هروز انجام بدم
یه حس خوبی که باعث ادامه دادن میشد اون چسبیدن لباس به بدنم بود خیلی حسش رو دوست داشتم که بدنم داره تغییر میکنه
خلاصه من هی تکرار کردم فکر کنم به 6 ماه نرسیدم که من با روزی نیم ساعت ورزش خیلی سبک بدون نفس نفس زدن یه بدن خوب توی قسمت بازو و عضلات سینه داشتم و اصلا خودم خیلی دقت نکردم ولی تمجید ها از اطافیان خیلی شروع شد خصوصا دوستام و پسرا که محمد باشگاه میری خیلی خوب شدی چیکار میکنی مکمل میزنی مربی گرفتی انقدر خوب شدی و وقتی میگفتم روزی نیم ساعت کار کردم کسی باور نمیکرد مثلا انتظار داشتن بگم هر روز باشگاه میرم ولی نه اینطور نبود من خیلی برام جالب بود
و الان دقت میکنم که تغییر و بهبود نه با انجام کار های سخت و طاقت فرسا بلکه با انجام مکرر کار های بسیار ساده اتفاق میفته و نه با درد فراوان بلکه باید فقط کمی فقط کمی بهتر از دیروز فشار بیاریم تا جوری تغییر کنیم که خودمون هم باورمون نشه
خدایا شکرت
من با تعهد جدی و فراوان دارم روی فایل های استاد کار میکنم و واقعا الان درمدار آسانی ها هستم نعمت ها بیشتر شده برام همین دیروز اینترنت رایگان هدیه گرفتم تا قدم سوم رو خریدم انقدر به سمت گل ها و درخت های زیبا و مکان های زیبا هدایت میشم که حدی نداره خدایا صد هزار مرتبه شکرت
اعتماد به نفسم بیشتر شده ارتباطم بهتر شده ترس هام از ادما به خاطر فایل های رایگان توحید عملی کمتر شده
این ها به خاطر دیدن نوشتن فایل های استاد و شگزاری بابت نعمت های فراوان خداوند که گاهی حتی تو اون روز یادم میره که فلان نعمت رو دریافت کردم ولی دارم و دارم ازش استفاده میکنم خدایا شکرت
خدایا شکرت که تا حدودی از ویژگی ذهن واز عمل کردن اون اگاه شدم
دلیل تمام نرسیدن به خواسته هام عوامل بیرونی نبودن
دلیل نرسیدن وناکامی وسال ها تلاش بی وقفه احساس بی ارزشی هست که از بیرون به من القا شده احساسی هست که گره خورده به خواسته های عوامل بیرونی من یک دنبال براورده کردن خواسته های دیگران وراضی نگه داشن عوامل بیرونی از خودم بودم واصلن سر سوزنی به خودم نگاه نکردم به خاطر احساس بی ارزشی که به خاطر اشتباهاتم داشتم نمی تونستم ارتباط درونی با خودم برقرار کنم به این خاطر همیشه دنبال این بودم که با یک عاملی بیرونی به احساس خوب برسم چیزی که هیچ وقت اتفاق نیوفتاد سال تلاش کردم راهی برای پیدا کردن ورسیدن به احساس خوب درونی باشم ولی همیشه ناکام مانده ام چون سال راه کسانی را رفتن که تمام ارزش خودشون را در عوامل بیرونی می دیدن وهمین نگاه را هم به من انتقال دادن که من هم مثل اونا عمل کنم بدون اینکه متوجه درستی را ویا نادرستی اون شده باشم حرکت می کردم نگاهی که از نظر من برای من اشتباه هست
همیشه ته درون به یک نیروی ایمان داشتم که این نیروی چه جوری وبه شکل می تواند به من کمک کند را نمی دونستم
خدایا شکرت با کرد این قسمت دوره احساس لیاقت فهمیدم این نیروی در درون خودم هست وبا احساس لیاقت واحساس ارزشمندی بدون قید شرط متصل می شوم به منبع الهی خودم بدون اینکه مرا قضاوت کنه
این نیرو همه کار بدون شرط برا من میکنه بدون قید شرط کافی در مورد اون نیرو احساس لیاقت داشته باشم که به لطف خداوند با کار کرد این جلسه خودم لایق ارتباط درونی با این. نیرو پیدا کرده ام بدون اینکه بخواهم بی نقص عمل کنم تا اون باهم ارتباط برقرار کنه اتفاقا خداوند راحتی مرا می خواهد به هر شکلی که دوست داشته باشی می توانی باهاش ارتباط بر قرار کنی من الان دوست دارم فقط از طریق کارم وشغلی که دوست دارم باهاش ارتباط برقرار بکنم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا هزاران بار شکرت که اینقدر عشقی خدایا شکرت بی نهایت خوبم چون دارم از درون برا خودم ارزش قائل میشم برا علاقه ام برای درونم. برای خدا درونم برای مسیری که دوست دارم
خدایا شکرت خدایا شکرت که دارم احساس خوبی نسبت به خودم بدون قید شرط پیدا میکنم که این لطف خداوند واگاهی این دوره هست نیازی خودم اویزون دیگران بکنم برای رسیدن به احساس خوب
خودم خداوند این لیاقت بهم داده که احساس خودم را خوب کنم
خدایا شکرت توانایی برگشتن ذهن واحساحس لیاقت اون را مسیر درست درونی خودم پیدا کردم
خدایا شکرت دارم متوجه اسیب های که به خاطر مقایسه کردن خودم می شوم که چطور مرا از مسیر خوشبختی درونی منحرف کرده به مسیری که بدبختی را دوباره تجربه کنم
در یک کلام مقایسه باعث قط ارتباط با خدای درونت میشه وباعث قط ارتباط با انرژی منبع می شود
الان دارم میشم چطور مقایسه کردن خودم با دیگرانی که ضم خودم از من بهتر بودن چطور به من احساس ناتوانی نالایقی داده باعث شده مسیر خداوند منحرف بشم که خودم را به کلی لایق مسیر درست ندونم وبیام خودم مقایسه به ادم های که مسیر نادرستی را انتخاب کرده بودن برای دیده شدن وجلب توجه دیگران ومن با قضاوت نادرست خودم به خاطر گذشته ام خودم را لایق این راه نادرست بدونم ودر جهت مخالف مسیر خدا گونه ای بار ها از خداوند درخواستش کرده بودم حرکت کنم
چون تمام ارزش خودم تمام وجودم خودم را توی جلب توجه دیگران می دیدم یعنی احساس می کردم اگر کاری نکنم که دیگران بهم توجه نکنن ادم بی ارزش هستم
به همین خاطر درون خودم را با این همه احساس خوب را راه کرده بودم وهمش دنبال گرفتن تایبد از دیگران بودم اون هم از مسیر نادرست چون فکر می کردم مسیر درست که دیگه خداوند مرا راه نمیده پس بیام از راه نادرست جلب توجه کنم واز را نادرست به رشد جهان کمک کنم
چون من تو باور خودم اینجور تصور کرده بودم که به خاطر اشتباهات گذشته ام یک ادم نادرستی هستم که خداوند مرا از درگاه خودش بیرون کرده
واصلن ارتباطی با من برقرار میکنه مگر اینکه هیچ اشتباهی نکنم مگر این بی نقص باشم وهیچگونه نقصی نداشته باشم به خاطر را رسیدن به او برای سخت پیچیده شده بود
همیشه دنبال با یک عوامل بیرونی بهش برسم
که این اتفاق نیافتاد
ولی به لطف خودش الان فقط با پذیرفتن خدای درون خودم به احساس خوب رسیدم به احساس خوب بدون قید شرط رسیدم که امید خداوند با کار کردن روی خودم را بیشتر به اصل پی میبرم دارم خودم را میشناسم دارم احساس خالق بودن میکنم تا احساس قربانی شدن خدایا شکرت دارم متوجه شرک های درونی خودم می شوم ومتوجه قدرت پاک کنندگی اونا می شوم خدای مهربان چه قدرتی به من داده که چطور اون بیهوده صرف عوامل بیرونی خودم کرده ام واین انرژی الهی را چطور حدر دادم چه نشتی های انرژی که درون شکل گرفته به خاطر عدم اگاهی کجاها که بی خود به خودم احساس بد دادم هیچ دلیل منطقی وجود نداره که من بخواهم به خودم احساس بد بدهم وهزاران دلیل وجود داره که من به خودم احساس خوب بدم دلیل های. گذشته هیچ کدومشون منطق درستی نداشتن وهمه اونا با تقیلد از عومال بیرونی در من شکل گرفته بودن
وباعث دادن احساس بد به خودم شده بود
باورهای نادرستی ریشه از فرهنک مذهب محیط در من شکل گرفته بود تنها دلیل که می شود من همیشه از درون احساس خوب داشته باشم این هست که من از نظر خدای تو درون مورد تایید وارزش شده ام وبه دنیا اومده ام وبیام تمام تقید های گذشته رو پاک کنم از ذهنم وتنها با احساس لیاقت بدون قید شرط زندگی کنم چیزی خداوند نهادینه کرده اون را بدون اینکه مرا قضاوت کنه مرا ارزشمندی ولیاقتمند افریده
بنام خالق یکتا که مرا خلق کرد وبه دنیا فرستاد تا از دنیای زیبا با تجربه حرکت کنم پیشرقت کنم در تمام جعنه های زندگی از اخلاقی تا دست اوردهای بیرونی وثروت وهرنعمتی که برای من افریده
دوستان با کسب اجازه از استاد ودوستان من دانشجوی دوره احساس لیاقت هستم ولی چون گوشی شکسته بود دوره ام از روی سایت پریده ولی این لطف خداوند شد تا شروع این دوره را به صورت جدی هم زمان با دوره تعغیر را درآغوش بگیر شروع کنم
وقتی جسله اول دوره احساحس لیاقت گوش کردم وموفق شدم به تمام سولات جواب بدم متوجه شدم دلیل نرسیدن به خواسته هام وبر گشتن به تکرار نخواسته چی بوده دوست داشتم بیام این تجربه تاثیر گزار را با شما در میان بزارم تا ردپای باشد هم برای خودم هم برای بقیقه دوستادن
اگر بخواهم در مورد در مورد درک احساس لیاقت ویا احساس ارزشمندی صحبت کنم اولین باری هست که به موضوع فکر کردم که می شود از درون هم برای خودت ارزش قائل بشی بدون شرط شروط
الان در حال نوشتن این پیام هستم اشک توی چشم هایم جعم شده که چقدر بد رفتاری ها چقدر شکنجه ها به روح خودم دادم چقدر احساس بد به خودم دادم که از شدت احساس بد اشک چشم هایم نمی ریزد
این عین واقعیت هست چیزی خودم دارم تجربه اش میکنم نه حرف های قشنگ کسی که از زور مقایسه وحسادت وبدبیبنی واحساس دوچار مرگ ذهنی شده وفقط در حد یک جسم هستم که در حال حرکت کردن هستم
من با احساحس لیاقت بدون قید شرط غریبه هستم چون من تمام زندگیم با شرط بزرگ شدم حتی عبادت کردنم هم باشرط بوده اصلن اینکه کلمه برای من غریبه هست
ولی من تمام وجودم را گذاشتم که این احساس را تجربه وبا این احساس حقیقی که دنیا اومدم وبا همین احساس هم از دنیا بروم
برای من مقایسه کردن رسیده بود به جای میاره ارزشمندی خودم را فقط مقایسه با دیگران می دونستم
در یک قسمتی از زندگی شدت مقایسه کمتر بود
نه به این شدت یا اگر مقایسه می شود سعی می کردم با موضاعاتی دیگه پر کنم این خلع ذهنی را
را برطرف کنم چون وضعیت خوبی داشتم ولی با برخورد با یک تضاد وقتی یک مقدار از شرایط عالی که داشتم فاصله گرفتم این احساس شروع به شددت گرفتن کرد وانچنان این مقایسه در ذهنم تکرار شده بود که تبدیل به یک وسواس فکری شده بود یعنی من به صورت ناخداگاه در هر شرایطی خودم را مقایسه می کردم با دیگران به دون اینکه کنترلی روی این احساس ویرانگر داشته باشم روان مرا ویران کرده بود
در جواب شما در چه مواردی خودتون را با دیگران مقایسه می کردید جواب من این در تمام موارد حتی نفس کشیدنم را هم با دیگران مقایسه می کردم نتیجه این مقایسه احساس بد احساس بدی که باعث یک نوع بیماری های ذهنی بیماری های جسمی بیماری روحی احساسات بدی مثل ناسپاسی افکار منفی ناپاکی بدببنی گلیه شکایت خودکم بینی احساس حقارت احساس بدببختی احساس غرور احساس دلسوزی کردن بی جا احساس گناه ترس قضاوت های نادرست احساس پوچی احساس بی ارزشی یعنی این نوع مقایسه ویرانگیر باعث شده من در هیچ زمینه در مورد خودم احساس لیاقت نداشته باشم حتی در مورد سلامتی یعنی من مرتبا در حال فرستادن فرکانس بی ارزشی بودم بدترین حرف بدترین توهین را به خودم ودیگران می کردم از روی حسادت من سال هاست که با خودم قهر هستم ونتوستم خودم را ببخشم ولی امیدورام با شروع این دوره خداوند این محبت را به من بکنه واین احساس لیاقت بدون قید شریط را زنده کنم چیزی که از بچگی با من بوده را بیدار کنم وبا درون خودم زندگی کنم چیزی که خواست من از خداوند احساس خوب مرا با پایه درون سوار کنه نه بیرونم چیزی که هیچ وقت از درون تجربه اش نکردم چون اصلن درون خودم را نمی شناسم که خداوند چه درون زیبای به من داده
از چه راهی می خواهی این مقایسه را از خودم دور کنم
اینکه قانون احساحس بد اتفاقات بد که دلیل تمام احساسات بد من مقایسه کردن بوده بنیان گزار اون مقایسه کردن در هرصورت اگاهانه بیام خودم مقایسه نکنم نه با زیر تر خودم نه با بالاتر از خودم
واینکه جهان وخداوند با درون من کار داره نه بیرون من واینکه هیچ کس وهیچ چیز به خدای درون نمی شود چیزی که از خدا بوده بازگشت اون به سوی خدا نه چیزهای که از بیرون شنیده ام من با درون پیش خدا اومدم با درون خودم پیش خداوند میرم سپاسگزاری کردن وتمرکز بر داشته هایم اهمیت دادن با احساسات درونی خودم به جای تمرکز بر روی عوامل بیرونی ومنحصر به فرد بودن خودم را بپذیرم همه موجوداتی جدا از هستیم هیچ ارتباط روحی با نداریم واجازه هدایت به درون خودمون بدیم که خداوند هدایتش کنه این تجربه من بود از مقایسه کردن که با دل جون وقت میگزارم تا با امید خداوند درون خودم را بسازم خداوند یار نگهدار شما باشد این تجربه من از مقایسه بود برای دوستانی که هنوز به این مرحله بیماری نرسیدن تعغیر بدن خودشون را واین لطف خداوند بوده که جرقه را خوردم که تعغیر کنم مقایسه با منحرف از مسیر خداوند می شود همین باعث میشه که من خودم را مقایسه نکنم تحت هیچ شرایط و. وقت خواستم خودم مقایسه کنم بگم این احساس مرا از مسیر خوشبختی خداوند که من دنبالشم دور میکنه
خدایا شکرت بابت این سایت بابت اگاهی که خداوند در این سایت جاری کرده
خدایا شکرت که زنده ام نفسی را به امید تعغیر میکشم
خدایا شکرت بلاخره موفق شدم زره ای از درون برا خودم ارزش قائل باشم وقبل از اینکه شرایط بدتر از این باشد که شاید جبرانش خیلی سخت باشد لطف خداوند شامل من شد واز یک مسیر ویرانگر
برگشتم به مسیر درست واینکه به خودم بیام وتعغیر را درون خودم ایجاد کنم
یک باور نادرست که در ذهنم ما شکل گرفته این بود که من فکر می کردم دلیل موفقعیت افراد به خاطر این هست که فکر میکنیم دلیل موفقعیت افراد این هست چون به زیر صفر رسیدن شروع بهذتعغیر کردن وبه این خاطر موفق باشدن
واین باور نادرستی هست که استاد چقدر زیبا در اولین پروژ تعغیر را در اغوش بگیر به گوش زد کرد قبل از اینکه به صفر برسی حرکت کن تا زدوتر به نتایج برسی خیلی ها به صفر می رسن ودیگه توان برگشتن ندارن مه جبران کنن وار دنیا میرن
وبیاید با همین نعمت های که الان دارید حرکت کنید پیام این هست برای ما اونایی که از زیر صفر شروع کردن به اینجا رسیدن پس شما خوشحال تر باشید وسپاسگزار باشید که به زیر صفر نرسیده اید ومی توانید زود تر وبهتر از راه این قانون اجازه بدیدم خداوند هدایتون کنه
که لطف خداوند شامل حال من شد واز خداوند سپاسگزارم وامشب با یک احساس خوب بنویسم خداوند چه نعمتی از درون من از بیرون من به داده وسپاسگزار باشم وحرکت کنم خودم را خالق زندگی خودم بدونم
من فایل رو گوش دادم ومتوجه شدم بعد از چک لغت های که جهان در تمام ابعاد زندگی در حال حاضر خوردم متوجه شدم که باید قبل از اینکه اوضاع بدتر بشه من تعغیر کنم وگرنه اضاوع از این هم که هست بدتر می شود
من با باز بینی که از خودم کردم جز گرور سوم هستم یعنی با دیدن یک سریع نشانه متوجه می شوم که باید تعغیراتی را در خودم ایجاد کنم
اخرین باری توی یک اوضاع احساسی بد بودم و کلی ناسپاس شده بودم اوضاع وشرایط ذهنی خوبی نداشتم ولی با دیدن نشانه ها شروع به تعغیر کردن کردم شروع به سپاسگزاری کردن به خاطر داشته هام کردم و نشتم وگفتم خدایا من مب خوام تعغیر کنم وخداوند هم چقدر زود پاسخ داد و کلن شرایط از اون وضیعت بد صدرصد تعغیر کرد اوضاع من نگاه شرایط آدماهای اطراف من تعغیر کردن
چون این تعغیر ریشه ای نبود با اولین تضاد کل اون احساس خوب کل اون همه شور شوق انکیزه
تبدیل شده به یک احساس بد مزمن تبدیل به یک واسوس فکری تبدل شد یک افسردگی تبدیل شد به احساس قربانی شدن
انقدر من از جهان چک خوردم از همه لحاظ از لحاظ مالی از لحاظ رابط از لحاط ذهنی از لحاظ ارامش از لحاظ سلامتی اینقدر چک خوردم هر سریع دنبال یک بهونه برای تعغیر بودم من چون گذشته این بود فرق دارم با بقیه من خیلی ظلم در حقم شده
اصلن خداوند نمی خواد که من تعغیر کنم اصلن خداوند از من منتفر هست
ما خانواده اینور هست
من ارثی اینطور باشیم
یعنی به هر شکلی ذهن من یک بهونه می اوردم که تعغیر نکنم
تا رسید الان از لحاظ بدهکارم
از لحاظ سلامتی معده درد گرفتم
از لحاظ ذهنی افکار نا زیبا ونادرستی دارم
از رابطه رابطه خوبی نه با خودم دارم نه دیگران یعنی تو ذهنم یک درگیری ذهنی وجود دارد بین خودم دنیای بیرون خودم
والان فقط از خداوند می خواهم کمک کنه می خواهم شرایط خودم را تعغیر دهم
واولین تعغیر رو هم می خواهم ذهنم شروع کنم یعنی الان از لحاظ احساس لیاقت زیر صفر هستم در تمام جعنه ها چون دیگه باورم را نسبت به خودم از دست داده بودم ولی امیدی بود برای تعغیر کردن وخداوند همیشه اون امید زنده میکنه
ولی با توجه توامندی درونی با توجه شخصیت خدا گونه درونی خودم لایق تعغیر کردن می دونم قبل از اینکه به زمین بخورم می خواهم تعغیر کنم
من دوره احساحس لیاقت را خریدم ولی چون گوشیم شکست از سایت پاک شده یعنی نمی تونم کامنت های بچه ها را بخونم وهمیشه گفتم خدایا راهی باشه من هم دوره کار کنم وکامنت. بنویسم خداوند هماهنگ کرد با این پروژه یعنی می توانم اینجا کامنت کلی خودم را بنویسم
من جز اون دسته بودم که لبه پرتگاه میرسم و برمیگردم یعنی جوری این جهان با چک لغت منو تغیر داد الان که فکر میکنم واقعا کتک خورم ملس بود و راضی به تغیر نبودم البته آگاهم نبودم چیزی نمیدونستم اصلا نمیدونستم میشه تغیر کرد من از بچگی فکر میکردم که سرنوشتم نوشته شده و طبق اون برام اتفاق میوفته یعنی اگه الان بدبختم باید باشم حتما شاید برام نوشته باید بدبخت باشی.
خلاصه سه سال من تو روابطم مشکل داشتم و همه چیز کم کم شروع شد تضاد ها کم کم میومد و زیاد شد تا حدی که من تصمیم بر جدایی داشتم حتی همسرمم دیگه دلخوش این زندگی نبود فقط بخاطر دخترمون مونده بودیم دقیق یادمه که یه شب تو تخت خوابم اینقد اشک ریختم بابت این زندگی که با عشق بنا کرده بودم اما داشت داغون میشد یه ندایی درونم گفت فردا حتما برو مشاوره حتما و تصمیم گرفتم فردا بیدار شدم اولین کاری ک کردم نوبت مشاوره گرفتم برای خودم حتی همسرمم خبر نداشت و روز بعد رفتم مشاوره یک قدم برداشتم مشاور بهم گفت که دوست داری یه فرصت دیگه به زندگیت بدی گفتم آره میخام آخرین فرصتو به خودم و همسرم بدم، آروم تر شده بودم امدم خونه به همسرم گفتم که حاضری یه فرصت به خودمون بدیم و این سری بریم مشاوره اگه تونستیم باهم بمونیم که عالیه اگه نه پس چه بهتر که زودتر راهمون جدا شه همسرم خیلی استقبال کرد گفت اره میام مشاوره یه باره دیگ فرصت میدم به خودمون به زندگیمون و از اون روز به بعد که ما قدم برداشتیم برای تغیر نتایج امدن شناخت بیشتری پیدا کردیم از هم واقعا دوست شدیم باهم و حتی عاشق من فکر میکنم که الان دارم عشق تجربه میکنم بعد از 9 سال زندگی مشترک مشاور کمک کرد بهمون و افسردگی خودم و همسرمم درمان شد چون تشخیص دادن که دوتامون افسرده ایم یک سال نیم دارو مصرف کردیم و زندگی کردیم قشنگ تا اینکه با استاد آشنا شدم از فایلهای رایگان شروع کردم رفتار همسرم باهام عالیه یک عشق بی نظیر تجربه میکنیم الان میفهمم چقد همسرمو زندگیمو دخترمو خونمو دوست دارم من چقد نعمت داشتم و نمیدیدم سه ماه پیش دوره عزت نفس خریدم یعنی در واقع میخواستم دوره عشق و مدوت استاد رو بخرم چون میخواستم رابطمو عالی تر کنم ولی بازم هم ندایی درونم گفت که عزت نفس تهیه کن و گوش کردم به الهامات قلبی و خریدم از روزی با دوره عزت نفس کار میکنم رابطه عاشقانه من طلایی شده فوق فوق العاده رابطه ای که همیشه آرزوشو داشتم رابطه ای که فیلم های عاشقانه نشون میده عالی شده عالی خدارو شکر میکنم که واقعا اون سال جهان مجبورم کرد تغیر کنم گرچه دیرتر تغیر کردم اما شد و انجامش دادم و هدایت خدارو فهمیدم قدم به قدم منو رسوند به اینجا از مشاور شهرمون شروع شد تا رسیدم به استاد خدایا شکرت که این زندگی که لایقشم بهم دادی و رابطه عاشقانم
زندگی که در حال نابودی بود با تغیر از نو شکوفه زد
واقعا نیروی حاکم بر این جهان خیر چون اون سال با فرکانس هایی که من داشتم خدا در حقم خدایی کرد و نجاتم داد وگرنه من هیچ وقت نمیفهمیدم یه همچین خدایی دارم یه همچین قدرتی دارم برای زندگیم یه همچین دنیای قشنگی وجود داره برای زندگی کردن و تجربه کردن
استاد عزیزم برای شما از خدا خیر میخوام که دست خدا شدین و باعث نجات آدم ها کاش ادم هایی مثل شما بیشتر رشد کنن تعدادشون بیشتر شه واقعا به بشر کمک میکنن🩷
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که قدرتمند ست و از قدرتش به من قدرت داده تا بتوانم زندگیم را آنطور که میخواهم خلق کنم الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
من الان که متن و نقاله دو خوندم
فهمیدم که قبل از آشنایی با استاد و سایت با تمام مشکلاتی که برام پیش اومده بود جزء گروه دوم بودم و خیلی چک و لگد از جهان خوردم و تا لبه پرتگاه رفتم و تا اینکه از خداوند خواستم کمکم کند تا تغییر کنم و خداوند هم به دادم رسید
ولی الان الهی شکر خیلی خوشحالم که جزء گروه پیشرو هستم و مدام به خودم میگم
سلام خدمت استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز
سوال این بود در چه عاملی مثل رابطه سلامتی
یا حوضه مالی اجازه دادیم دنیا چطور بهمون چکش
بزنه بخودم بیام؟
من از لحاظ رابطه یه ازدواجی داشتم که همسرم اعتیاد داشت همش دنبال خوب شدنش ترکش بودم همه تلاشمو میکردم تا اینکه بجایی رسید دیگ هیچ راهی نبود من مجبور به جدایی شدم و بعد اونم چون این قانون ها رو نمیدونستم بازم وارد یه رابطه سمی شدم که منو به جنون رسونده بود تا جایی که به خودزنی رسیدم و بازم آگاه باشم
از قانون تا مرض افتادن پرتگاه رسیدم باز خدا کمکم کرد خودمو کشیدم کنار اما بازم حال دلم خوب نبود ممکن بود که بازم اشتباه کنم از طریق دوستی با قانون شکر گزاری خودمو کمی نجات دادم حالا از چکشهای مالیم بگم که همیشه حالم بد بود نمیتونستم خودمو بروز کنم یا اون موقه ها که خوب مشتری داشتم نمیتونستم پولمو نگه دارم همیشه تو نگرانی مالی بودم و همیشه هم توقع داشتم یکی کمکم کنه هیچکسم کمکم نمیکرد تا یخورده پول دستم میومد قرض میدادم اینو اون
تا جایی که ده روزی افتادم که پول کرایه تاکسی نداشتم از خونه ام تا محل کارم برم تو این اوضاع یاد گرفتم من فقط خودمو دارم کمی هم با استاد آشنا بودم فایلها کمکم کردن یکمی آروم بگیرم تلاشمو کنم روند کارم بدم دست خدا و الان از جایی که هستم راضیم
درمورد سلامتی هم همیشه مریض میشدم بی حوصله بودم عصبی میشدم تااینکه از وقتی باشگاه
میرم و به خودم میرسم خیلی انرژی دارم راضیم از سلامتیم
اگه بخوام اوضاع الانمو بگم اینکه بعد آشنایی با سایت استاد حالم خوبه ارومم خدا رو بهتر شناختم
سپاسگزارترم و وارد حاشیه نمیشم الان خدارشکر سالنی دارم با 14تا پرسنل که بخوبی کنار هم کارمیکنن و منم میتونم اجاره قسدامو به راحتی بدم
وسکان زندگیمو دادم دست خدا که بهترین رفیق همراه من بوده تاالان
ممنون که وقت میزارین کامنت منو میخونین
درپناه خدا سالم شاد ثروتمند باشید
بنام خدای مهربان
سلام خدمت استاد گرامی خانم شایسته عزیز و تک تک عزیزان
چقدر لذت بردم از شنیدن این فایل واقعا عالی بود لذت بردم
استاد چقدر شما فوق العاده هستین این فایل ها چقدر آرامش داره چقدر باعث تغیر و افزایش انرژی میشه
و واقعا این دو دوستم را تحسین کردم و برایشان تبریک میگم بخاطر تغییر که کردند خدایا شکرت
خدایا شکرت بخاطر خود تغیر یکی از لذت بخش ترین قانون هایت خود تغیر است و تغیر خودش چقدر لذت بخش است اگر این تغیر نمیبود چقدر این زندگی سخت و کسل کننده بود خدایا شکرت
استاد من در بخش از زندگیم خیلی خیلی بسختی درک کردم که باید در بخش مالی رشد کنم اصلا خیلی بی حس شده بود با اینکه اوضاع مالی آنقدر درست نبود ولی منم اصلا انگیزه نداشتم من برای اینکه انگیزه پیدا کنم خودم را بزور وارد چالش های میکردم که انگیزه مالی پیدا کنم و به نقطه عطف برسم و خیلی هم سختی دیدم و این خیلی دیر اتفاق افتاد تا انگیزه برای موضوعات مالی پیدا کنم و خدا را شکر حالا خیلی بهتر استم
و من فکر می کنم تا حالا جز گروه آخری ها بودم برای تغیر ولی از آنجایی که تغیر یکی از تغیر ناپذیر قانون های جهان است می خواهم تغیر کنم و جز گروه هوشیاران و پیشرو ها شوم
شاد موفق و در پناه الله باشید.
سلام به استاد و دوستان هم فرکانسی
مرسی از استاد که انقد عالی هستین که فایلهای رایگانتون هم اندازه کلاسهای پولی بهمون سود میرسونن و مکمل کلاسهای پولی هستن واقعا
من چندین بار این فایل رو قبلا دیدم و گوش دادم
اما هر بار جور دیگه ای ازش برداشت کردم
این سری یه سوال توی ذهنم اومده بود و درگیرش بودم که هی بخودم میگفتم خدایا چرا من همش درامدم یویو هست هی بالا پایین میشم و هیچ وقت ثابت نیستم
امروز با هدایت به این فایل و دیشب باهدایت به فایل درامد خود را سه برابر کنیم فهمیدم خدا باز مثل همیشه جوابمو داره میده
استاد من این مدت خیلی درامدم بهتر و عالی تر شده نسبت به قبل ولی هرچند وقت یکبار یه الگوی تکراری داشتم که بعد از درامد عالی، حال عالی و خوشحالی و سلامتی و مشتری های عالی
یهو بعدش شروع میشد به تضاد اومدنهای پشت سر هم و بی پولی، قطع شدن درامد و مشتری،
اومدن بیماری و خرج های پشت سرهم
قبلا فکر میکردم شاید باورهام راجب پولداری و سلامتی مشکل داره شاید باورم اینه بدنم ضعیفه
شاید باور دارم هرچه پولدارتر باشم بیماری بیشترمیاد
البته که این باور رو بارها شنیدم ولی با الگوسازی تاحد زیادی رو این باور کار کردم
و از طرفی هم همزمان با بیماری بی پولی هم می اومد یعنی اول بی پولی و کم شدن درامد می اومدبعد بیماری و تضادهای پشت سرهم
الان با کامنت یکی از بچه ها متوجه شدم نه
جریان از این قراره که من به حدی از درامد که میرسم میگم خب عالیه و یه جورایی ول میکنم همه چی رو
و راضی میشم به همون حد و هدف بعدی قدم بعدی رو مشخص نمیکنم درواقع دنبال رشد مداوم و پشت سرهم نیستم و این باعث میشه که جهان با تضاد ها مجبورم کنه هل بخورم به جلو و رشد کنم
پس اگر میخوام به تضادهایی مثل فقر و بی پولی و بیماری و مشکلات و اعصاب خوردی ها برنخورم باید قبل از تشر زدن جهان خودم حرکت کنم قدم بعدی رو مشخص کنم
حالا اگه میخوام استرسی نشم میتونم این قدم و هدف بعدی رو کیفی بذارم گیر ندم تا ماه بعد باید انقد درامد داشته باشم بلکه بگم تا ماه بعد این باورم رو باید بهتر کنم و درامدم رو بالاتر از الان کنم و کیفیت همه چی رو بهتر کنم
خدایا شکرت که هدایتم کردی دقیقا به جواب درست
این کامنت رو نوشتم که یادم بمونه ترمز اصلیم چیه که باعث میشه الگوی تکراری داشته باشم همیشه
و همش این بی پولی و تضادها تکرار بشه
و مطمینم این کامنت جواب خیلی هارو میده و ترمز خیلی هاس و هم باعث رشد خودم میشه هم باعث رشد دوستانم
مرسی از شما استاد عزیزم خدارو شکر که بهترین استاد رو سر راهم گذاشت برا درک قوانین جهان
سلام به همگی
اول از همه من از شما استاد بابت این فایل زیبا
اولش اصلا نمیخواستم فعلا کامنت بذارم چون فکر میکردم شاید باید بیشتر کار کنم تا تحول واقعی رو مثال بزنم ولی یه چیزی یادم اومد که گفتم بنویسم
من توی زندگی ام بیشتر دنبال درس خوندن بودم تا قبل از دانشگاه فوتبال بازی میکردم ولی ورزش خاصی رو انجام نمیدادم برعکس خیلی ها که توی نوجوانی الان دیگه سیکس پک دارن ولی من اصلا توی این فازا نبودم
توی دانشگاه بود که دیدم خیلیا باشگاه میرن و اونجا من تازه با پدیده باشگاه و این داستانا اشنا شدم
و دیدم چقدر ادما به بدنشون میرسن منم میرفتم و خیلی جدی نبودم و رها میکردم وادامه نمیدادم یهو یه پست توی اینستاگرام دیدم که داره اموزش انواع شنا سوئدی میده پس منم چون خیلی بدنم ضعیف بود شروع کردم صبحا این 10 مدل رو هرکدوم 10 تا میزدم کلا 100 و کلا 30 دقیقه زمان میبرد و اصلا برام خیلی نتیجه مهم نبود اما چون هی تکرار کردم یه روتین شده بود یه عادت که من باید هروز انجام بدم
یه حس خوبی که باعث ادامه دادن میشد اون چسبیدن لباس به بدنم بود خیلی حسش رو دوست داشتم که بدنم داره تغییر میکنه
خلاصه من هی تکرار کردم فکر کنم به 6 ماه نرسیدم که من با روزی نیم ساعت ورزش خیلی سبک بدون نفس نفس زدن یه بدن خوب توی قسمت بازو و عضلات سینه داشتم و اصلا خودم خیلی دقت نکردم ولی تمجید ها از اطافیان خیلی شروع شد خصوصا دوستام و پسرا که محمد باشگاه میری خیلی خوب شدی چیکار میکنی مکمل میزنی مربی گرفتی انقدر خوب شدی و وقتی میگفتم روزی نیم ساعت کار کردم کسی باور نمیکرد مثلا انتظار داشتن بگم هر روز باشگاه میرم ولی نه اینطور نبود من خیلی برام جالب بود
و الان دقت میکنم که تغییر و بهبود نه با انجام کار های سخت و طاقت فرسا بلکه با انجام مکرر کار های بسیار ساده اتفاق میفته و نه با درد فراوان بلکه باید فقط کمی فقط کمی بهتر از دیروز فشار بیاریم تا جوری تغییر کنیم که خودمون هم باورمون نشه
خدایا شکرت
من با تعهد جدی و فراوان دارم روی فایل های استاد کار میکنم و واقعا الان درمدار آسانی ها هستم نعمت ها بیشتر شده برام همین دیروز اینترنت رایگان هدیه گرفتم تا قدم سوم رو خریدم انقدر به سمت گل ها و درخت های زیبا و مکان های زیبا هدایت میشم که حدی نداره خدایا صد هزار مرتبه شکرت
اعتماد به نفسم بیشتر شده ارتباطم بهتر شده ترس هام از ادما به خاطر فایل های رایگان توحید عملی کمتر شده
این ها به خاطر دیدن نوشتن فایل های استاد و شگزاری بابت نعمت های فراوان خداوند که گاهی حتی تو اون روز یادم میره که فلان نعمت رو دریافت کردم ولی دارم و دارم ازش استفاده میکنم خدایا شکرت
خدایا اسانم کن برای اسانی ها
ممنون از همه
شاد و پیروز باشید
بنام خالق یکتا
خدایا شکرت بنام خداوندی که اگاه تر از من هست
بنام خداوندی که قدرت خودش به وجود من داده
تحسین میکنم قدرت واگاهی رب فرمانرای تمام هستی
خدایا شکرت که تا حدودی از ویژگی ذهن واز عمل کردن اون اگاه شدم
دلیل تمام نرسیدن به خواسته هام عوامل بیرونی نبودن
دلیل نرسیدن وناکامی وسال ها تلاش بی وقفه احساس بی ارزشی هست که از بیرون به من القا شده احساسی هست که گره خورده به خواسته های عوامل بیرونی من یک دنبال براورده کردن خواسته های دیگران وراضی نگه داشن عوامل بیرونی از خودم بودم واصلن سر سوزنی به خودم نگاه نکردم به خاطر احساس بی ارزشی که به خاطر اشتباهاتم داشتم نمی تونستم ارتباط درونی با خودم برقرار کنم به این خاطر همیشه دنبال این بودم که با یک عاملی بیرونی به احساس خوب برسم چیزی که هیچ وقت اتفاق نیوفتاد سال تلاش کردم راهی برای پیدا کردن ورسیدن به احساس خوب درونی باشم ولی همیشه ناکام مانده ام چون سال راه کسانی را رفتن که تمام ارزش خودشون را در عوامل بیرونی می دیدن وهمین نگاه را هم به من انتقال دادن که من هم مثل اونا عمل کنم بدون اینکه متوجه درستی را ویا نادرستی اون شده باشم حرکت می کردم نگاهی که از نظر من برای من اشتباه هست
همیشه ته درون به یک نیروی ایمان داشتم که این نیروی چه جوری وبه شکل می تواند به من کمک کند را نمی دونستم
خدایا شکرت با کرد این قسمت دوره احساس لیاقت فهمیدم این نیروی در درون خودم هست وبا احساس لیاقت واحساس ارزشمندی بدون قید شرط متصل می شوم به منبع الهی خودم بدون اینکه مرا قضاوت کنه
این نیرو همه کار بدون شرط برا من میکنه بدون قید شرط کافی در مورد اون نیرو احساس لیاقت داشته باشم که به لطف خداوند با کار کرد این جلسه خودم لایق ارتباط درونی با این. نیرو پیدا کرده ام بدون اینکه بخواهم بی نقص عمل کنم تا اون باهم ارتباط برقرار کنه اتفاقا خداوند راحتی مرا می خواهد به هر شکلی که دوست داشته باشی می توانی باهاش ارتباط بر قرار کنی من الان دوست دارم فقط از طریق کارم وشغلی که دوست دارم باهاش ارتباط برقرار بکنم خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا هزاران بار شکرت که اینقدر عشقی خدایا شکرت بی نهایت خوبم چون دارم از درون برا خودم ارزش قائل میشم برا علاقه ام برای درونم. برای خدا درونم برای مسیری که دوست دارم
خدایا شکرت خدایا شکرت که دارم احساس خوبی نسبت به خودم بدون قید شرط پیدا میکنم که این لطف خداوند واگاهی این دوره هست نیازی خودم اویزون دیگران بکنم برای رسیدن به احساس خوب
خودم خداوند این لیاقت بهم داده که احساس خودم را خوب کنم
خدایا شکرت توانایی برگشتن ذهن واحساحس لیاقت اون را مسیر درست درونی خودم پیدا کردم
خدایا شکرت دارم متوجه اسیب های که به خاطر مقایسه کردن خودم می شوم که چطور مرا از مسیر خوشبختی درونی منحرف کرده به مسیری که بدبختی را دوباره تجربه کنم
در یک کلام مقایسه باعث قط ارتباط با خدای درونت میشه وباعث قط ارتباط با انرژی منبع می شود
الان دارم میشم چطور مقایسه کردن خودم با دیگرانی که ضم خودم از من بهتر بودن چطور به من احساس ناتوانی نالایقی داده باعث شده مسیر خداوند منحرف بشم که خودم را به کلی لایق مسیر درست ندونم وبیام خودم مقایسه به ادم های که مسیر نادرستی را انتخاب کرده بودن برای دیده شدن وجلب توجه دیگران ومن با قضاوت نادرست خودم به خاطر گذشته ام خودم را لایق این راه نادرست بدونم ودر جهت مخالف مسیر خدا گونه ای بار ها از خداوند درخواستش کرده بودم حرکت کنم
چون تمام ارزش خودم تمام وجودم خودم را توی جلب توجه دیگران می دیدم یعنی احساس می کردم اگر کاری نکنم که دیگران بهم توجه نکنن ادم بی ارزش هستم
به همین خاطر درون خودم را با این همه احساس خوب را راه کرده بودم وهمش دنبال گرفتن تایبد از دیگران بودم اون هم از مسیر نادرست چون فکر می کردم مسیر درست که دیگه خداوند مرا راه نمیده پس بیام از راه نادرست جلب توجه کنم واز را نادرست به رشد جهان کمک کنم
چون من تو باور خودم اینجور تصور کرده بودم که به خاطر اشتباهات گذشته ام یک ادم نادرستی هستم که خداوند مرا از درگاه خودش بیرون کرده
واصلن ارتباطی با من برقرار میکنه مگر اینکه هیچ اشتباهی نکنم مگر این بی نقص باشم وهیچگونه نقصی نداشته باشم به خاطر را رسیدن به او برای سخت پیچیده شده بود
همیشه دنبال با یک عوامل بیرونی بهش برسم
که این اتفاق نیافتاد
ولی به لطف خودش الان فقط با پذیرفتن خدای درون خودم به احساس خوب رسیدم به احساس خوب بدون قید شرط رسیدم که امید خداوند با کار کردن روی خودم را بیشتر به اصل پی میبرم دارم خودم را میشناسم دارم احساس خالق بودن میکنم تا احساس قربانی شدن خدایا شکرت دارم متوجه شرک های درونی خودم می شوم ومتوجه قدرت پاک کنندگی اونا می شوم خدای مهربان چه قدرتی به من داده که چطور اون بیهوده صرف عوامل بیرونی خودم کرده ام واین انرژی الهی را چطور حدر دادم چه نشتی های انرژی که درون شکل گرفته به خاطر عدم اگاهی کجاها که بی خود به خودم احساس بد دادم هیچ دلیل منطقی وجود نداره که من بخواهم به خودم احساس بد بدهم وهزاران دلیل وجود داره که من به خودم احساس خوب بدم دلیل های. گذشته هیچ کدومشون منطق درستی نداشتن وهمه اونا با تقیلد از عومال بیرونی در من شکل گرفته بودن
وباعث دادن احساس بد به خودم شده بود
باورهای نادرستی ریشه از فرهنک مذهب محیط در من شکل گرفته بود تنها دلیل که می شود من همیشه از درون احساس خوب داشته باشم این هست که من از نظر خدای تو درون مورد تایید وارزش شده ام وبه دنیا اومده ام وبیام تمام تقید های گذشته رو پاک کنم از ذهنم وتنها با احساس لیاقت بدون قید شرط زندگی کنم چیزی خداوند نهادینه کرده اون را بدون اینکه مرا قضاوت کنه مرا ارزشمندی ولیاقتمند افریده
بنام خالق یکتا که مرا خلق کرد وبه دنیا فرستاد تا از دنیای زیبا با تجربه حرکت کنم پیشرقت کنم در تمام جعنه های زندگی از اخلاقی تا دست اوردهای بیرونی وثروت وهرنعمتی که برای من افریده
دوستان با کسب اجازه از استاد ودوستان من دانشجوی دوره احساس لیاقت هستم ولی چون گوشی شکسته بود دوره ام از روی سایت پریده ولی این لطف خداوند شد تا شروع این دوره را به صورت جدی هم زمان با دوره تعغیر را درآغوش بگیر شروع کنم
وقتی جسله اول دوره احساحس لیاقت گوش کردم وموفق شدم به تمام سولات جواب بدم متوجه شدم دلیل نرسیدن به خواسته هام وبر گشتن به تکرار نخواسته چی بوده دوست داشتم بیام این تجربه تاثیر گزار را با شما در میان بزارم تا ردپای باشد هم برای خودم هم برای بقیقه دوستادن
اگر بخواهم در مورد در مورد درک احساس لیاقت ویا احساس ارزشمندی صحبت کنم اولین باری هست که به موضوع فکر کردم که می شود از درون هم برای خودت ارزش قائل بشی بدون شرط شروط
الان در حال نوشتن این پیام هستم اشک توی چشم هایم جعم شده که چقدر بد رفتاری ها چقدر شکنجه ها به روح خودم دادم چقدر احساس بد به خودم دادم که از شدت احساس بد اشک چشم هایم نمی ریزد
این عین واقعیت هست چیزی خودم دارم تجربه اش میکنم نه حرف های قشنگ کسی که از زور مقایسه وحسادت وبدبیبنی واحساس دوچار مرگ ذهنی شده وفقط در حد یک جسم هستم که در حال حرکت کردن هستم
من با احساحس لیاقت بدون قید شرط غریبه هستم چون من تمام زندگیم با شرط بزرگ شدم حتی عبادت کردنم هم باشرط بوده اصلن اینکه کلمه برای من غریبه هست
ولی من تمام وجودم را گذاشتم که این احساس را تجربه وبا این احساس حقیقی که دنیا اومدم وبا همین احساس هم از دنیا بروم
برای من مقایسه کردن رسیده بود به جای میاره ارزشمندی خودم را فقط مقایسه با دیگران می دونستم
در یک قسمتی از زندگی شدت مقایسه کمتر بود
نه به این شدت یا اگر مقایسه می شود سعی می کردم با موضاعاتی دیگه پر کنم این خلع ذهنی را
را برطرف کنم چون وضعیت خوبی داشتم ولی با برخورد با یک تضاد وقتی یک مقدار از شرایط عالی که داشتم فاصله گرفتم این احساس شروع به شددت گرفتن کرد وانچنان این مقایسه در ذهنم تکرار شده بود که تبدیل به یک وسواس فکری شده بود یعنی من به صورت ناخداگاه در هر شرایطی خودم را مقایسه می کردم با دیگران به دون اینکه کنترلی روی این احساس ویرانگر داشته باشم روان مرا ویران کرده بود
در جواب شما در چه مواردی خودتون را با دیگران مقایسه می کردید جواب من این در تمام موارد حتی نفس کشیدنم را هم با دیگران مقایسه می کردم نتیجه این مقایسه احساس بد احساس بدی که باعث یک نوع بیماری های ذهنی بیماری های جسمی بیماری روحی احساسات بدی مثل ناسپاسی افکار منفی ناپاکی بدببنی گلیه شکایت خودکم بینی احساس حقارت احساس بدببختی احساس غرور احساس دلسوزی کردن بی جا احساس گناه ترس قضاوت های نادرست احساس پوچی احساس بی ارزشی یعنی این نوع مقایسه ویرانگیر باعث شده من در هیچ زمینه در مورد خودم احساس لیاقت نداشته باشم حتی در مورد سلامتی یعنی من مرتبا در حال فرستادن فرکانس بی ارزشی بودم بدترین حرف بدترین توهین را به خودم ودیگران می کردم از روی حسادت من سال هاست که با خودم قهر هستم ونتوستم خودم را ببخشم ولی امیدورام با شروع این دوره خداوند این محبت را به من بکنه واین احساس لیاقت بدون قید شریط را زنده کنم چیزی که از بچگی با من بوده را بیدار کنم وبا درون خودم زندگی کنم چیزی که خواست من از خداوند احساس خوب مرا با پایه درون سوار کنه نه بیرونم چیزی که هیچ وقت از درون تجربه اش نکردم چون اصلن درون خودم را نمی شناسم که خداوند چه درون زیبای به من داده
از چه راهی می خواهی این مقایسه را از خودم دور کنم
اینکه قانون احساحس بد اتفاقات بد که دلیل تمام احساسات بد من مقایسه کردن بوده بنیان گزار اون مقایسه کردن در هرصورت اگاهانه بیام خودم مقایسه نکنم نه با زیر تر خودم نه با بالاتر از خودم
واینکه جهان وخداوند با درون من کار داره نه بیرون من واینکه هیچ کس وهیچ چیز به خدای درون نمی شود چیزی که از خدا بوده بازگشت اون به سوی خدا نه چیزهای که از بیرون شنیده ام من با درون پیش خدا اومدم با درون خودم پیش خداوند میرم سپاسگزاری کردن وتمرکز بر داشته هایم اهمیت دادن با احساسات درونی خودم به جای تمرکز بر روی عوامل بیرونی ومنحصر به فرد بودن خودم را بپذیرم همه موجوداتی جدا از هستیم هیچ ارتباط روحی با نداریم واجازه هدایت به درون خودمون بدیم که خداوند هدایتش کنه این تجربه من بود از مقایسه کردن که با دل جون وقت میگزارم تا با امید خداوند درون خودم را بسازم خداوند یار نگهدار شما باشد این تجربه من از مقایسه بود برای دوستانی که هنوز به این مرحله بیماری نرسیدن تعغیر بدن خودشون را واین لطف خداوند بوده که جرقه را خوردم که تعغیر کنم مقایسه با منحرف از مسیر خداوند می شود همین باعث میشه که من خودم را مقایسه نکنم تحت هیچ شرایط و. وقت خواستم خودم مقایسه کنم بگم این احساس مرا از مسیر خوشبختی خداوند که من دنبالشم دور میکنه
بنام خالق یکتا
خدایا شکرت بابت این سایت بابت اگاهی که خداوند در این سایت جاری کرده
خدایا شکرت که زنده ام نفسی را به امید تعغیر میکشم
خدایا شکرت بلاخره موفق شدم زره ای از درون برا خودم ارزش قائل باشم وقبل از اینکه شرایط بدتر از این باشد که شاید جبرانش خیلی سخت باشد لطف خداوند شامل من شد واز یک مسیر ویرانگر
برگشتم به مسیر درست واینکه به خودم بیام وتعغیر را درون خودم ایجاد کنم
یک باور نادرست که در ذهنم ما شکل گرفته این بود که من فکر می کردم دلیل موفقعیت افراد به خاطر این هست که فکر میکنیم دلیل موفقعیت افراد این هست چون به زیر صفر رسیدن شروع بهذتعغیر کردن وبه این خاطر موفق باشدن
واین باور نادرستی هست که استاد چقدر زیبا در اولین پروژ تعغیر را در اغوش بگیر به گوش زد کرد قبل از اینکه به صفر برسی حرکت کن تا زدوتر به نتایج برسی خیلی ها به صفر می رسن ودیگه توان برگشتن ندارن مه جبران کنن وار دنیا میرن
وبیاید با همین نعمت های که الان دارید حرکت کنید پیام این هست برای ما اونایی که از زیر صفر شروع کردن به اینجا رسیدن پس شما خوشحال تر باشید وسپاسگزار باشید که به زیر صفر نرسیده اید ومی توانید زود تر وبهتر از راه این قانون اجازه بدیدم خداوند هدایتون کنه
که لطف خداوند شامل حال من شد واز خداوند سپاسگزارم وامشب با یک احساس خوب بنویسم خداوند چه نعمتی از درون من از بیرون من به داده وسپاسگزار باشم وحرکت کنم خودم را خالق زندگی خودم بدونم
بنام خالق یکتا
خدایا شکرت که هدایت شدم به این پروژه
من فایل رو گوش دادم ومتوجه شدم بعد از چک لغت های که جهان در تمام ابعاد زندگی در حال حاضر خوردم متوجه شدم که باید قبل از اینکه اوضاع بدتر بشه من تعغیر کنم وگرنه اضاوع از این هم که هست بدتر می شود
من با باز بینی که از خودم کردم جز گرور سوم هستم یعنی با دیدن یک سریع نشانه متوجه می شوم که باید تعغیراتی را در خودم ایجاد کنم
اخرین باری توی یک اوضاع احساسی بد بودم و کلی ناسپاس شده بودم اوضاع وشرایط ذهنی خوبی نداشتم ولی با دیدن نشانه ها شروع به تعغیر کردن کردم شروع به سپاسگزاری کردن به خاطر داشته هام کردم و نشتم وگفتم خدایا من مب خوام تعغیر کنم وخداوند هم چقدر زود پاسخ داد و کلن شرایط از اون وضیعت بد صدرصد تعغیر کرد اوضاع من نگاه شرایط آدماهای اطراف من تعغیر کردن
چون این تعغیر ریشه ای نبود با اولین تضاد کل اون احساس خوب کل اون همه شور شوق انکیزه
تبدیل شده به یک احساس بد مزمن تبدیل به یک واسوس فکری تبدل شد یک افسردگی تبدیل شد به احساس قربانی شدن
انقدر من از جهان چک خوردم از همه لحاظ از لحاظ مالی از لحاظ رابط از لحاط ذهنی از لحاظ ارامش از لحاظ سلامتی اینقدر چک خوردم هر سریع دنبال یک بهونه برای تعغیر بودم من چون گذشته این بود فرق دارم با بقیه من خیلی ظلم در حقم شده
اصلن خداوند نمی خواد که من تعغیر کنم اصلن خداوند از من منتفر هست
ما خانواده اینور هست
من ارثی اینطور باشیم
یعنی به هر شکلی ذهن من یک بهونه می اوردم که تعغیر نکنم
تا رسید الان از لحاظ بدهکارم
از لحاظ سلامتی معده درد گرفتم
از لحاظ ذهنی افکار نا زیبا ونادرستی دارم
از رابطه رابطه خوبی نه با خودم دارم نه دیگران یعنی تو ذهنم یک درگیری ذهنی وجود دارد بین خودم دنیای بیرون خودم
والان فقط از خداوند می خواهم کمک کنه می خواهم شرایط خودم را تعغیر دهم
واولین تعغیر رو هم می خواهم ذهنم شروع کنم یعنی الان از لحاظ احساس لیاقت زیر صفر هستم در تمام جعنه ها چون دیگه باورم را نسبت به خودم از دست داده بودم ولی امیدی بود برای تعغیر کردن وخداوند همیشه اون امید زنده میکنه
ولی با توجه توامندی درونی با توجه شخصیت خدا گونه درونی خودم لایق تعغیر کردن می دونم قبل از اینکه به زمین بخورم می خواهم تعغیر کنم
من دوره احساحس لیاقت را خریدم ولی چون گوشیم شکست از سایت پاک شده یعنی نمی تونم کامنت های بچه ها را بخونم وهمیشه گفتم خدایا راهی باشه من هم دوره کار کنم وکامنت. بنویسم خداوند هماهنگ کرد با این پروژه یعنی می توانم اینجا کامنت کلی خودم را بنویسم
سلام به همه دوستان و استاد عزیز
توی رابطه
من جز اون دسته بودم که لبه پرتگاه میرسم و برمیگردم یعنی جوری این جهان با چک لغت منو تغیر داد الان که فکر میکنم واقعا کتک خورم ملس بود و راضی به تغیر نبودم البته آگاهم نبودم چیزی نمیدونستم اصلا نمیدونستم میشه تغیر کرد من از بچگی فکر میکردم که سرنوشتم نوشته شده و طبق اون برام اتفاق میوفته یعنی اگه الان بدبختم باید باشم حتما شاید برام نوشته باید بدبخت باشی.
خلاصه سه سال من تو روابطم مشکل داشتم و همه چیز کم کم شروع شد تضاد ها کم کم میومد و زیاد شد تا حدی که من تصمیم بر جدایی داشتم حتی همسرمم دیگه دلخوش این زندگی نبود فقط بخاطر دخترمون مونده بودیم دقیق یادمه که یه شب تو تخت خوابم اینقد اشک ریختم بابت این زندگی که با عشق بنا کرده بودم اما داشت داغون میشد یه ندایی درونم گفت فردا حتما برو مشاوره حتما و تصمیم گرفتم فردا بیدار شدم اولین کاری ک کردم نوبت مشاوره گرفتم برای خودم حتی همسرمم خبر نداشت و روز بعد رفتم مشاوره یک قدم برداشتم مشاور بهم گفت که دوست داری یه فرصت دیگه به زندگیت بدی گفتم آره میخام آخرین فرصتو به خودم و همسرم بدم، آروم تر شده بودم امدم خونه به همسرم گفتم که حاضری یه فرصت به خودمون بدیم و این سری بریم مشاوره اگه تونستیم باهم بمونیم که عالیه اگه نه پس چه بهتر که زودتر راهمون جدا شه همسرم خیلی استقبال کرد گفت اره میام مشاوره یه باره دیگ فرصت میدم به خودمون به زندگیمون و از اون روز به بعد که ما قدم برداشتیم برای تغیر نتایج امدن شناخت بیشتری پیدا کردیم از هم واقعا دوست شدیم باهم و حتی عاشق من فکر میکنم که الان دارم عشق تجربه میکنم بعد از 9 سال زندگی مشترک مشاور کمک کرد بهمون و افسردگی خودم و همسرمم درمان شد چون تشخیص دادن که دوتامون افسرده ایم یک سال نیم دارو مصرف کردیم و زندگی کردیم قشنگ تا اینکه با استاد آشنا شدم از فایلهای رایگان شروع کردم رفتار همسرم باهام عالیه یک عشق بی نظیر تجربه میکنیم الان میفهمم چقد همسرمو زندگیمو دخترمو خونمو دوست دارم من چقد نعمت داشتم و نمیدیدم سه ماه پیش دوره عزت نفس خریدم یعنی در واقع میخواستم دوره عشق و مدوت استاد رو بخرم چون میخواستم رابطمو عالی تر کنم ولی بازم هم ندایی درونم گفت که عزت نفس تهیه کن و گوش کردم به الهامات قلبی و خریدم از روزی با دوره عزت نفس کار میکنم رابطه عاشقانه من طلایی شده فوق فوق العاده رابطه ای که همیشه آرزوشو داشتم رابطه ای که فیلم های عاشقانه نشون میده عالی شده عالی خدارو شکر میکنم که واقعا اون سال جهان مجبورم کرد تغیر کنم گرچه دیرتر تغیر کردم اما شد و انجامش دادم و هدایت خدارو فهمیدم قدم به قدم منو رسوند به اینجا از مشاور شهرمون شروع شد تا رسیدم به استاد خدایا شکرت که این زندگی که لایقشم بهم دادی و رابطه عاشقانم
زندگی که در حال نابودی بود با تغیر از نو شکوفه زد
واقعا نیروی حاکم بر این جهان خیر چون اون سال با فرکانس هایی که من داشتم خدا در حقم خدایی کرد و نجاتم داد وگرنه من هیچ وقت نمیفهمیدم یه همچین خدایی دارم یه همچین قدرتی دارم برای زندگیم یه همچین دنیای قشنگی وجود داره برای زندگی کردن و تجربه کردن
استاد عزیزم برای شما از خدا خیر میخوام که دست خدا شدین و باعث نجات آدم ها کاش ادم هایی مثل شما بیشتر رشد کنن تعدادشون بیشتر شه واقعا به بشر کمک میکنن🩷
شاد ثروتمند و سعادتمند باشید
به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که قدرتمند ست و از قدرتش به من قدرت داده تا بتوانم زندگیم را آنطور که میخواهم خلق کنم الهی شکرت سپاسگزارتم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
من الان که متن و نقاله دو خوندم
فهمیدم که قبل از آشنایی با استاد و سایت با تمام مشکلاتی که برام پیش اومده بود جزء گروه دوم بودم و خیلی چک و لگد از جهان خوردم و تا لبه پرتگاه رفتم و تا اینکه از خداوند خواستم کمکم کند تا تغییر کنم و خداوند هم به دادم رسید
ولی الان الهی شکر خیلی خوشحالم که جزء گروه پیشرو هستم و مدام به خودم میگم
چطور از این بهتر؟
و در همه جنبه
روابط
سلامت
ثروت
کار
مدام به خودم میگم چطور از این بهتر
و بع دنبال بهبود و رشد هستم