تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۳ - صفحه 34


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

579 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عذراصادق ابادی گفته:
    مدت عضویت: 2348 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    با سلام وسپاس فراوان از استاد عزیزوعزیزدلشون بابت این پروژه عالی

    موفقیت گذشته من که تبدیل به سقف شد:زندگی مستقل داشتن بود که باچک لگدجهان بهش رسیدم وبعداز اون شغل مستقل بود وبا هدایت خواستن از رب وتعقیر به اینم رسیدم وچقداعتمادبنفس وعزت نفس منو بالابرد در آمدم به جایی رسید که از پس هزینه ها برمیومد و خونه مستقل اونم خدادستانشو اوردکمکم هذامن فضله ربی البته اجاره و از اینجا انگار استپ کردم نشونه هارو دیدم کم شدن مشتری خستگی از کار سخت ولی تعقیرنکردم بقول استاد سطل اب برداشتم رفتم تو غار و……

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1516 روز

    بسم الله الحمن الرحیم

    به نام خداوند زیبایی ها،

    واییی چقدر خوبه اینجا بودن ، چقدر خوشحالم و ذوق دارم که به محض شروع کردن این پروژه تغییر دارم نتیجه میبینم ، از این طرف اون طرف خودمو بمباران کردم با فایل ها کامنت ها و نظر نوشتن و سپاسگذاری کردن و نوشتن شکرگذاری عمیق روزانه داخل دفترم و واقعااااا دارم نتیجه میبینم ازش،

    واقعا دارم درک میکنم که درآمد داشتن و عشق داشتن توی زندگی اصلا سخت نیست فقط کافیه فرعیات و اضافه ها را حذف کنیم،

    قشنگ استراحت کنیم و بدون عجله ولی با سرعت مناسب به سمت رشد بریم ، یاد بگیریم عمل کنیم و شادمانه زندگی کنیم ، همه چیز لذت بخش میشه

    خدایاشکرتتتت برای بودن توی این مسیر

    چقدر تغییر خوبه و لذت بخش،

    من الان توی راهی قرار گرفتم که یه کاری و دارم انجام میدم که عاشقانه واسش از خواب بیدار میشم ،خدایا خودت کمکم کن هروز یک درجه بیشتر انگیزه بگیرم و با عشق ادامه بدیم،

    الهی که این حس و حال من نصیب دل همه عزیزانی که در حال هستند باشه ،

    در پناه خداوند باشید .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    احمد خدادادیان سردابی گفته:
    مدت عضویت: 928 روز

    به نام الله که بخشاینده و با رحمت وبی نهایت وهاب است

    سلام به استاد عزیز ولقمان حکیمم وسلام به یار غار استاد خانم شایسته مهربان

    وسلام به شما خانواده توحیدی دراین مسیر زیبا وتوحیدی امیدوارم حال دلتون کوک کوک باشه مثل خودم

    سپاسگزار خداوند هستم که منو با شما هم مسیر کرد تا یک زندگی ماجراجویانه برای خودم به وجود بیارم

    استاد عزیز از زمانی که با شما و دوستان وخانواده صمیمی عباسمنش هم مدار و هم فرکانس شدم دوست دارم هر روزم با دیروزم متفاوت باشه و یک زندگی زیبا رو تجربه کنم و برای همین پا روی ترسهای زیادی در این دوسال حضورم با شما گذاشتم من حدود 15سال در کار آسانسور و نصب درب وریل مشغول هستم ولی در طی این دوسال من رفتم و کار نصب بالابر و نصب کامل آسانسور رو هم کارکردم و گفتم باید این دو تا کارو یاد بگیرم و رفتم تو دلش و باعث شد کلی تجربه به تجربیات من اضافه شود خدارو شکر

    من در مورد زبان انگلیسی رفتم تا یه جایی و یادش گرفتم ولی رها کردم والان که دارم کار صادرات و واردات کالا از چین رو استارت میزنم دیدم اگه بلد باشم چقدر راحتر میشد کارم ولی با این حال دستان بی نهایت خداوند به مدد من آمدن تا من در استارت اولین صادرات و واردات کالا هر روز یک قدم مفید بردارم خدارو شکر استاد خوشحالم که به آرزوی بچگی خودم دارم میرسم خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 1598 روز

    به نام خدای معجزه ها

    سلام استادای عزیزم

    و سلام به هم مسیری های مقدس

    خدایا هزاران بار شکرت بابت ی آگاهی فوق العاده

    و خدایا هزاران بار شکرت بابت ی فرصت دوباره

    با جان و دل با تمام وجودم با تک تک سلول هام سپاس گذار خدا هستم که به من معنی تعهد و ماندن در مسیر رو یاد داد

    گاها شده از مسیر دور بشم و بزنم جاده خاکی و برم بین کلم ها

    اما جمله طلایی استاد تو ی فایل مقدس که گفتن چقدر سقف آرزوهای شما کوتاهه

    وقتی یاد این جمله می افتم با ی سرعت نور برمیگردم به مسیر به سایت به فایل ها به راه نجات

    و اولین کاری که میکنم ذهن رو کنترل و فقط حال خودمو خوب میکنم

    دقیقا همین چند ماه پیش نمیدونم اصلا به چه دلیل ی کم فاصله افتاد بین من و سایت و به قول بچه ها درگیر روزمرگی شدم

    یهو سر ماه دیدم کلا سود فروش من حدود 20 الی 30 میلیون شده بود

    انگاری توپ منفجر شد تو کله من

    جز محالات بود

    چون بیشتر از ی سال هست که من ثبات درامدی دارم و درامدم سینوسی نیس و حداقل در ماه 80 الی 100 میلیون درامد دارم

    اصلا این اتفاق دنیا رو رو سر من خراب کرد

    دیدم من نه تنها از سایت فاصله گرفتم بلکه کلی باورهای قشنگی که ساخته بودم رو لگد مال کردم

    و کلی باورهای محدود کننده چرت و پرت ریختم تو کلم

    خلاصه چسبیدم به دوره مقدس روانشناسی ثروت 1

    و چنان باورهای عالی ساختم که ماه بعدیش قشنگ جبران شد

    و این بار عدد ماه جدید برای من اصلا شوکه کننده نبود و اتفاقا خیلی هم قابل باور بود

    چون تلاشی که کرده بودم و باوری که ساخته بودم میدانستم باید هم چنین نتیجه ای بگیرم

    بعد از گذشت یکی دو ماه گفتم خب اینجوری که نمیشه

    من باید هر جور شده افزایش درامد داشته باشم

    این عدد ثابت خیلی خبر خوبی نیس

    استاد گفته روز به روز باید رو‌به بهبود باشی این ثبات خیلی قشنگ نبود

    طبق معمول شدم رو مخی خدا

    گفتم خودت بگو من باید چیکار کنم

    خودت بگو راه چیه

    از چه راهی برم برای افزایش درامد

    که خدارو شکر هدایت شدم به ی شاخه دیگه ای از صنف خودم که در کنار فروش انجام دادم و به لطف الله درامدم منم افزایش پیدا کرد و کلا به لطف خدا شرایط طوری پیش رفت که من ی جورایی از خورده فروشی در اومدم و دیگه مشتری هایی میان سمت من که سفارش تعداد میدن

    و البته باید این اتفاق رخ میداد

    چونکه بیشتر از ی سال بود من هرروز تو تمرین ستاره قطبی از خدا مشتری میخواستم که سفارش تعداد بده که هم من سود بالایی ببرم هم اینکه بتونم به صورت عمده کار کنم که کسایی که از من خرید میزنن خودشون خورده کار کنن و رزق سر سفره ارتباطات این صنف بره

    خدایا هزاران بار شکرت

    و تمامی این رشد و این باورهای طلایی رو به این سایت مقدس بدهکارم

    و طبق قولی که دادم هر نتیجه ای که گرفته بشه

    اینجا رد پا میزارم که چراغی بشم در مسیر باورهای دوستان

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    خدایا هزاران بار شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 60 رای:
  5. -
    سمیرا شکیبا گفته:
    مدت عضویت: 546 روز

    باسلام ودرودفراوان خدمت استادوهمه دوستان عزیز

    درزندگی ات تابه حال چندباربه هدفی رسیدی وبعداحساس کردی دیگه تمومه.اشتیاقت کم شدودست ازتلاش کشیدی نتیجه اش چه بود؟

    استادمن توزندگیم بارها وبارها بابت رسیدن به یک هدف تلاش کردم ولی وقتی رسیدم اون اشتیاقی که قبل رسیدن داشتم روندارم وهیچ تلاشی نمیکنم وساکن هستم انگاریجورایی خیالم راحته وپنیرم تموم نمیشه .ولی نتیجه اش فروریختن وبه عقب برگشتن بود.

    چندبارهم بعدازرسیدن به هدف به جای توقف ،هدف تازه ای انتخاب کردی ومسیررشدت راادامه دادی؟اون بارهاچه تفاوتی بادفعات قبل داشت؟استادمن بعدازبرخوردباتضادها تصمیم جدیدی که گرفتم شروع به گوش دادن به فایل هاونوشتن کردم وشروع به ایجادباوردرموردیه هدف که شغل داشته باشم چون من خانه داربودم ودوست داشتم دستم توجیب خودم باشم ازادخریدکنم ،کمک خرج همسرم باشم ،توانایی خودم روببینم وخداروشکرمن روزها وشب هاوهرلحظه که حتی شب هایه لحظه چشمان بازمیشدباورروگفتم که خیلی اتفاقی توسط یکی ازدوستانم به شغلی که میخواستم هدایت شدم وخداروشکرچیزهایی که میخواستم روخریدم وکمک خرج خانواده ام هستم ،راحت خریدمیکنم،ولی این بارگفتم توقف ممنوع .ومن ارزویی که داشتم وهمیشه یه گوشه ی دفترم مینوشتم ولی چون بچه داربودم وباوراشتباه که من نمیتونم درسم روادامه بدم رفتم ثبت نام کردم ودارم درسم روادامه میدم ومیگم دیگه پام روگذاشتم روی گازوخداروصدهزاربارشکرمیکنم وبارعایت قانون تکامل میخوام به هدف هام برسم وشکرخداحالم عالیه .استاداول ازخدااوبعدهم ازشماممنونم وامیدوارم همه ی دوستانم که دراین راه هستن موفق وپیروزباشن .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    عرفان ناظری گفته:
    مدت عضویت: 382 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام استاد عزیزم

    سلام خانوم شایسته

    سلام رفقای فوق‌العاده

    احساس الانم وصف نشدنیه

    من دقیقا در یکی از زمان های حساس زندگیم قرار دارم

    خداوند نشونه هایی رو بهم داد که عرفان از فضای امنت خارج شو ایمانتو نشون بده و برو برای پیشرفت این هدفی که الان بهش رسیدی هدف کوچیکی از مسیر بزرگ زندگیته

    متوقف نشو

    الان دقیقا شرایط من یک شریط مطلوبه

    کار خوبی دارم

    حقوق مناسب میگیرم

    و شناخته شدم توی جزیره‌ای که توش زندگی میکنم

    ولی باید برم حس میکنم کاملا

    چند وقته که نشونه هاشو میبینم

    باید یک قدم بردارم به سمت خواسته هام

    چند ماهه دارم تمرکزی روی باورهای ثروت‌سازم کار میکنم

    هربار یک ایده میومد و من سعی میکردم اجراش کنم هربار اون ایده پیشرفته تر میشد خدا ادم‌هایی رو سر راهم قرار داد که بهم پیشنهاد‌های کاری عالی میدادن

    خدا هوامو داشت من هی میگفتم خدایا کارو برام اسونتر کن و اون هی مسیرهای بزرگتر و اسونتریو نشونم میداد. امروز که دارم مینویسم این کامنتو بهم گفت برو تهران واینستا توی یک شهر کوچیک

    وقتی میبینی دیگه بهتر از تو وجود نداره برو پیشرفت کن زمین بازیتو بزرگتر کن و حالا منم امروز میخوام با مدیرم حرف بزنم و از کارم خارج بشم. برم تهران و خودمو پیشرفت بدم درسته که ترس توی وجودم هست ولی ایمان میچربه به ترس. ایمانم داره بهم میگه خدا هست و نگران هیچی نباش اون داره تورو هدایت میکنه اون داره تورو میفرسته توی مسیر. اون چراغه برای تو. اونه که صاحب همه چیزه. پس اگر خودش گفته حرکت کن تو برو و به الهامتت عمل کن‌ اجازه نده نجواهای شیطانی جلوتو بگیره. اجازه نده ترس بهت غلبه کنه. تو بنده‌ی ارزشمندشی و اون میخواد تورو به سعادت و خوشبختی هدایت کنه. فرقی نداره کجا باشی. هرجا باشی اون با توعه اون نور میندازه و بهترین و اسونترین مسیرو بهت نشون میده. ازت ممنونم استاد. خدا خیلی منو دوسم داره که هدایتم کرده به این سایت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    بهاره صرام گفته:
    مدت عضویت: 1516 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم .

    به نام خداوند همیشه در حال رشد و مهربان

    در زندگی‌ات تا‌به‌حال چند بار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی «دیگه تمومه»،

    اشتیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟

    نتیجه‌اش چی بود….

    پاسخ من به این سوال عالی : چند سال پیش که کار دسر انجام میدادم که الان متوجه میشم چقدر توی مسیر درست بودم ، کلا بدون در نظر گرفتن پول با عشق کار میکردم فقط شبا تا صبح ایده به ذهنم میومد و صبح با شوق فراوان اجراش میکردم شاید چندین سال این کارو انجام میدادم و عکس میگرفتم و میذاشتم داخل پیجم ولی همش با خودم میگفتم چطوری بقیه سفارش دارن من ندارم چرا اینجوریه آرزوم بود یکی پیام بده و بپرسه قیمت چقدره؟؟ اصلا حواسم نبود به اینکه چطوری من از کجا رشد کردم یجوری شد که تالارها ، مردم عادی سفارش های زیادی بهم دادند و من کم کم کیک تولد خودم و یبار درست کردم و عکس گرفتم ازش و بعد دیگه پشت سرهم سفارش کیک تولد بهم میدادن و من رشد کردم رشد کردم با پول خودم کلی وسیله خریدم ، به جایی رسید که یجوری شده بود میدونستم وقتی عکس این کیک یا دسرمو آپلود کنم مطمعنم با هر ویدیو با عکس مشتری جدید میاد دقیقا همینجور بود الان که بهش میکنم میبینم چقدر توی مسیر رشد بودم و حواسم نبوده به جایی رسیدم که توی دوران کرونا من هر هفته 3 تا 4 تا سفارش خوب داشتم و درآمد خیلی خوب برای اون سن و سال و گذشت گذشت من هی به خودم میگفتم همه سفارشام تکراری شده عادی شده واسم و من کم کار و کم کار تر شدم چون باور خودم خراب شد و نمیدونستم که باید رشد کنم و تغییر کنم … اشتیاقم کم شد حدود یک سالی سفارش و کارهام کمتر شد و ذوقم رفت ولی الان دوباره دارم بیدارش میکنم و تلاشم و شروع کردم با هدف های بزرگ تر ان شالله .

    و چند بار هم بعد از رسیدن به هدف،

    به‌جای توقف، هدف تازه‌ای انتخاب کردی و مسیر رشدت را ادامه دادی؟

    اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت؟

    پاسخ من : بازم جواب این سوال برمیگرده به شغلم و پیجم که چند سال پیش تصمیم گرفتم یهویی کلی آموزش ضبط کنم و پشت سرهم داخل پیجم آپلود کنم اصلا کاری به ویو نداشتم فقط ضبط میکردم با لذت و بعد یهویی دیدم که یکی از ویدیو هام بازدید خوبی خورد و خیلی انگیزه گرفتم و ادامه دادم ادامه دادم و پیجم رشد خوبی کرد.،یعنی اصلا فکر به این نمیکردم که چقدر بازدید میخوره سریعا دوباره برنامه ریزی فایل جدید و میکردم و کلیپ میساختم انقدر خوب بود هم حس خوب از مخاطب میگرفتم هم داشتم رشد خوبی میکردم،

    خیلی خوب بود‌ حسش چون با هدف گذاری جلو میرفتم ،

    الان هم دوباره اومدم با ساختن باورهای جدید رشد بزرگ تری و تجربه کنم امید به الله زیبا و آموزه های استاد عزیز و اینکه به اصل بچسبم و از فرعیات دوری کنم ان شاالله .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    Darya گفته:
    مدت عضویت: 2397 روز

    سلام به استاد عزیز ودوستان عزیزم

    یکی از بزرگترین پاشنه های اشیل من توی زندگیم همین بود که واقعا شناخته نشده بود برای من

    ،از دست دادن شور وشوق بعد از رسیدن به خواسته ها ودیدن نشانه ها

    من الان در شرایط مالی خوبی هستم زندگیم تغییر خیلی زیادی کرده

    باوجود اینکه سرکار نمیرم حقوق و ورودی خوبی دارم

    اما چند وقتی هست

    که احساس میکردم جلو نمیرم

    واگه همینطور پیش برم دوسال دیگه هیچ پیشرفتی نکردم

    ودرجا میزنم

    از خدا کمک خواستم وگفتم به من کمک کن مدار وفرکانسم رو بالا ببرم

    خدارو شاهد میگیرم که هر وقت شروع کردم به گوش دادن فایل های استاد فقط گوش دادن

    به وفور تغییرات مثبت ومعجزات در زندگیم نمایان شد

    استاد این هارو میگم که بدونید دست خداهستین برای ما

    وخدارو شکر میکنم بابت همه این تغییرات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    محمد توکلی گفته:
    مدت عضویت: 997 روز

    درود به استاد عزیزم و مریم بانوی محترم

    سوال

    1 در زندگی ات تابه حال چند بار به هدف رسیدی و بعد احساس کردی

    اشتیاقت کم شد و بعد دست از تلاش کشیدی؟

    یه زمانی بود که توی سن‌کم بودم و حمایت مالی خانواده رو داشتم کمو بیش و سرکار هم میرفتم و پول توی جیبم رو در می اوردم مثلا میگفتم تا فلان ماه فلان وسیله رو میخرم و شروع میکردم به کار کردن و سخت تلاش کردن وقتی که پول اون خواستمو به دست می اوردم و تهیه اش میکردم و دیگه چیزی نبود که بخوام واسش حرکت کنم اونوقت بود که میرفتم به حالت (یویو)و میخوردم به بی پولی و تا چند وقت هم به هر سختی بود خودمو میرسوندم تا صفر بشه حسابم و اونوقت دوباره باید میرفتم دنبال کار میگشتم و از صفر شروع میکرودم و جالب اینجاست که بازهم همین روندو انجام میدادم این چندین سال زیاد با من بود و من خسته شده بودم از این روند و نمیفهمیدم که قصیه چیه از کجا میاد چون اول الگویی نداشتم که بدونم چخبر هست و اغلب هرکس رو میدیدم توی همبن شرایط بود تا با ثروت 1 استاد اشنا شدم و توی یکی از فایلها به این حالت میگفتند مثل یویو هست زندگی و یاد اون وقت خودم افتادم و نخواستم که پوسته شکننده و ضعیف جامعه باشم

    2 چند بارهم بعداز رسیدن به هدف

    بجای توقف،هدف تازه ای انتخاب کردی و مسیر رشدت را ادامه دادی؟

    اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت؟

    اگاهی هایی که توی ثروت1 کسب کردم به کل طرز فکرم و دیگاهم و رفتارم رو عوض کرد و شدم یک شخصیت دیگه و وقتی که طعم اصلی پول برگشت و او نو چشیدم یادم افتاد که باید شروع کنم و حرکت کنم میتونم بگم که وقتی طرز تفکرم عوض شد و طرز نگاهم به جامعه و خدایی که همیشه هست هم در لحظه گذشته ام و هم در همین لحظه ام وهم در لحظه اینده ام قدمهام قرص و محکم میشه خدای من صاحب همه چیز هست من بنده خوبش هستم من اولیای اون هستم خدای من روزی دهنده هست گشاده دسته اون مالک همه چیز هست و از روح خودش به من بخشیده و همیشه به من وصله با احساس خوب و شرایط خوب انسانهای خوب موقعیت های خوب ثروت فراوان به من میگه تو فقط بگو چی میخوای عزیزم من برات محیا میکنم هرچی که باشه فقط تو بگو با احساس خوبم با قلب بازم به درگاهش طلب میکنم و تجسمش میکنم با قلب باز و احساس خوب و ازش هدایت میخوام و اون راهو نشونم میده و اونه که میدونه و خدارو شکر میکنم که هدایتم کرد به راه راست راه انهایی که بهشان نعمت داده ثروت داده برکت داده و اینکه شمارو بخشید به من و از لطفش و بزرگیش سپاسگزارم و از شماهم خیلی سپاسگزارم و ممنونم که یک الگوی کامل و دانا و اگاه هستید استاد بخوام کلی بگم توی این مدت اتفاقات یجوری پیش میره که اصلا من متوجه نمیشم ولی درست میشه به دست کسانی که خدای پاک عاشقانه فرستاده واسم و اونا ی کارایی میکنن که من میخوام با عشق واسم انجامش میدن توی زمان مناسب و مکان مناسب به زیباترین شکل ممکن که وقتی بقول شما میشنم بهشون فکر میکنم میبینم روند تکامل و لطف خدارو هزار هزار هزار مرتبه شکرشو میگم و سجده شکر فرود میارم به درگاهش امروز بود که یهو انگار یه الهام بهم شد گفت عزیزم اونقدر بهت میبخشم اونقدر بهت ثروت میدم که حتی ندونی که چقدر ثروت داری من خودمو به دستان قدرتمند خدای بزرگم سپردم من اماده دریافت نعماتش هستم من محیا هستم و اجازه میدم که هدایتم کنه و ببرتم به بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین موقعیت ها چون من لایق بهتربن نعمتهای خدای بخشنده ام هستم

    و شمارو میبوسمت عزیز دل و مشتاقانه منتظر دیدارتم استاد عزیزم

    ردپا 1404/8/6

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    مهسا سالاروند گفته:
    مدت عضویت: 1324 روز

    به نام‌پروردگار عشق و زیبایی

    …….‌

    در زندگی‌ات تا‌به‌حال چند بار به هدفی رسیدی و بعد احساس کردی «دیگه تمومه»،

    اشتیاقت کم شد و دست از تلاش کشیدی؟

    نتیجه‌اش چی بود؟

    من قبلا برای روابطم کار کردم و روابطم بهبود پیدا کرد خوب شد تا جایی اما حس کردم خب دیگه تا اینجا اومدم و تمومه،،،،،حس میکردم تا اونجا محدودم و از خودم نپرسیدم چطور از این بهتر و عالی تر چون بهتر شدن نهایت نداره، ،،،،،،،

    ولی من تا یه نقطه میومدم تو روابط از اونجا به بعد دیدم بهتر شد و دیگه تمریناتو تموم کردم ،،،،،و به محض اینکه دیگه حرکت نکردم اوضاع واقعا از قبل بدتر شد …….در حالی که باید مدام بهتر از قبل بشیم ……..بی هدف بودن واقعا آدمو راکد میکنه و زندگی میگنده……

    یواش یواش تضاد میاد و باعث چشمات و احساستو تیز کنی تا نشانه هارو ببینی …….

    و چند بار هم بعد از رسیدن به هدف،

    به‌جای توقف، هدف تازه‌ای انتخاب کردی و مسیر رشدت را ادامه دادی؟متاسفانه من هنوز به اون درک نرسیده بودم و هیج وقت قبل از پایان یک هدف ،،،هدف بعدی انتخاب نکردم……

    اون بارها چه تفاوتی با دفعات قبل داشت؟

    چون هدفی انتخاب نمیکردم پس تو یه سیکل معیوب قرار میگرفتم .و پیشرفتی ام نبود.

    استاد بارها میگن بهتره تو شرایط خوب تغییر بدیم خودمونو و به قولی به حساب خود برسیم قبل اینکه جهان به حساب ما برسه،،،،تضادهاااا از راه میرسن و تو شرایط نامناسب بخوایم تغییر کنیم شرایط یکم سخت میشه،اگه تو شرایط خوب تغییر کنیم زودتر به پیشرفت میرسیم

    خدایاااا کمکم کن آگاه بشم و به این قانون تغییر عمل کنم…..و قبل از چک و لگد جهان تغییر کنیم*

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: