تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴
موضوع این قسمت: رابطه “امیدواری” با “قانون فرکانس”
در این گفتوگو، دو نفر از کاربران سایت داستانهای واقعی خود از «رهایی از ناامیدی» را روایت میکنند؛ از روزهایی که به تهِ درهی زندگی رسیده بودند (در بحران مالی یا عاطفی) و با ایمان، سپاسگزاری و تغییر نگرش، توانستند از دل تاریکی به روشنایی برسند.
درس اول استاد (قدرت لحظهی حال):
استاد در این گفتگو یادآوری میکند که هیچوقت اوضاع آنقدر بد نیست که نتوانی کاری بکنی، زیرا در هر لحظه با افکار و احساساتمان، آیندهمان را میسازیم.
او توضیح میدهد که وقتی همچنان مثل گذشته فکر میکنیم، همان نتایج گذشته را تجربه میکنیم، اما به محض اینکه تصمیم بگیریم متفاوت بیندیشیم و احساس بهتری را انتخاب کنیم، جهان نیز فوراً پاسخ میدهد و مسیر جدیدی برایمان باز میشود.
استاد توضیح میدهد که حتی اگر به ته دره سقوط کنید، همیشه یک راه بازگشت وجود دارد. بسیاری از مردم وقتی به ته دره میرسند تسلیم میشوند، اما حقیقت این است که تا زمانی که زنده هستید، میتوانید وضعیت خود را تغییر دهید.
مهمترین ایده این است: ما «گذشتهی» خود نیستیم. ما آیندهی خود را در «لحظهی حال» میسازیم. ما این کار را با «فرکانس» و «کانون توجه» خود انجام میدهیم. جهان، افراد، ایدهها و موقعیتهایی را برای ما میفرستد که با فرکانس ما در همین لحظه هماهنگ باشند.
اگر در همین لحظه تصمیم بگیرید که افکارتان را تغییر دهید، کانون توجه خود را کنترل کنید و باورهای مثبت بسازید، زندگی شما بلافاصله شروع به بهتر شدن میکند. این تغییر میتواند بسیار سریع باشد. شما واقعاً میتوانید از «دره» به «قله» بروید.
درس دوم استاد (نشانههای هشداردهنده):
استاد در مورد داستان سعید و رابطهی بد او توضیح میدهد. او میگوید این یک مشکل رایج است. جهان همیشه در حال فرستادن «نشانهها» (نشانهها) برای ماست، زمانی که مسیر ما اشتباه است. انگار جهان سر ما فریاد میزند: «این مسیر اشتباه است! تغییر کن!»
اما اگر ما این نشانهها را نادیده بگیریم (مانند ماندن در یک رابطهی بد)، مشکلات همانطور باقی نمیمانند. مشکلات بدتر میشوند. «ضربهها» (ضربهها) از طرف زندگی سختتر، قویتر و مخربتر میشوند.
استاد میگوید شما باید از «اهرم رنج و لذت» (اهرم رنج و لذت) برای ایجاد انگیزه در خود استفاده کنید. شما باید به خودتان بگویید: «اگر من تغییر «نکنم»، رنج در آیندهی من بسیار بزرگتر خواهد بود.» این آگاهی در نهایت به شما کمک میکند تا تصمیم دشوار برای تغییر زندگیتان را بگیرید.
این جلسه دربارهی قدرت لحظهی حال، امید، تصمیم به تغییر، و نشانههای خداوند برای بیداری و تحول درونی است.
پیامی که در عمق این گفتگو نهفته است این است که:
حتی اگر در پایینترین نقطه زندگی باشی، خداوند از طریق نشانهها، الهامات و آگاهیها به تو میگوید:
«بلند شو، هنوز میشود همهچیز را تغییر داد.»
تمرین این قسمت:
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
لطفاً تجربهات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی میشود اوضاع را تغییر داد؟
لطفاً داستان خود را در قسمت نظرات به اشتراک بگذارید. تجربهی شما از بیرون آمدن از «دره»، میتواند همان «جرقهی» امیدی باشد که شخص دیگری امروز به خواندن آن نیاز دارد.
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل صوتی تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۴14MB13 دقیقه














خدایا شکرت برای قدرت تغییر
خدایا شکرت برای پیشرفت و تکامل
خدایا شکرت برای تو مسیر موندن
خایا شکرت برای این سایت پر از آگاهی
خدایا شکرت برای گوش هایم و شنیدن صدای آواز پرنده ها
خدایا شکرت برای بارش باران فوق العاده زیبا در این چند روزه
خدایا شکرت برای آب و هوای خوب این روزها
خدایا شکرت برای هدایت های تو
خدایا شکرت برای آرامشی که تو قلب میشینه و دل آدمو آروم و نرم میکنه
خدایا شکرت که خودت به تنهایی همه چیزو حریفی
خدایا شکرت که تو کافی هستی
خدایا شکرت برای جسم و جان سالمی که بهمون دادی
خدایا شکرت برای قدرت و سواد نوشتن
خدایا شکرت برای امید، برای انگیزه، برای هدف داشتن
خدایا شکرت برای قدرت قلم
خدایا شکرت برای چشم و دیدن
خدایا شکرت برای قانون تغییرناپذیر جهانت
خدایا شکرت برای آشنایی با قانون جهانت
خدایا شکرت برای قدرت انتخاب، قدرت تصمیم گیری
خدایا شکرت برای قدم برداشتن در مسیر پیشرفت
خدایا شکرت برای دل آرام
خدایا شکرت برای قلب آرام
خدایا شکرت برای آسایش و آرامش در زندگی
خدایا شکرت برای شنیدن آواز زیبای پرنده ها همین الان از پنجره اتاق
خدایا شکرت برای خارج شدن از مومنتوم منفی
خدایا شکرت برای فهم بیشتر و تکاملی قوانین جهان
خدایا شکرت که هر بار سقوط میکنم و رفوزه میشم دوباره میتونم دست روی زانو بزارم و بلند بشم
خدایا شکرت برای فرصت دوباره بلند شدن بعد از سقوط ذهن
خدایا شکرت برای فرصت زندگی کردن و زندگی رو ساختن
خدایا شکرت برای اینکه هر روز اعتمادم بهت داره بیشتر میشه
خدایا شکرت که هر چی پیش میاد همون خیره ست
خدایا شکرت که در دستان امن تو هستم
خدایا شکرت که ازم دلخور نمیشی و بنده رفوزه تو بازم میپذیری و آرومش میکنی
خدایا شکرت برای ایستادن دوباره بعد از هر شکست
خدایا شکرت برای قدرت ذهن
خدایا شکرت برای توانایی فهمیدن و درک کردن
خدایا شکرت برای اینکه هربار گند میزنم و با افکار منفی دست و پای خودمو میبندم تو بازم با آرامش همیشگی میای و به دادم میرسی
خدایا شکرت برای عزیزانم
خدایا شکرت برای فرصت زندگی کردن
خدایا شکرت که دارمت و همیشه پیش منی
خدایا شکرت که هربار صدات میزنم جواب میدی
خدایا شکرت که آرامش قلبمی
هربار که می افتم ته دره، امید به بخشش تو و مهربونی تو دوباره منو سرپا میکنه
یادآوری روزهای سختی که با امید به تو، برام آسونش کردی و
بارهای سنگینی که تو از روی دوشم برداشتی
باور الخیر فی ماوقع که حسابی آرامش میده
قدرت خوابیدن که منو از هجوم افکار منفی رها میکنه
یادآوری اینکه روش گذشته سخت بود و با تقلا به جایی نرسیدم
یادآوری اینکه روش خدا آسونه فقط کافیه بهش توکل کنی و ایمان بیاری و بهش اعتماد کنی خودش یکی یکی درهارو برات باز میکنه
یادآوری اینکه هرچی دارم از فضل خداست
یادآوری اینکه هربار زور زدم خودم چیزی رو درست کنم، عقل ناقصم فقط زد خراب کرد و وقتی تسلیم شدم خدا از راه رسید
یادآوری اینکه برگی بدون اذن خداوند از درخت نمی افته پس چطور ممکنه خدا منو فراموش کنه؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟
و از همه مهمتر یادآوری اینکه قدرت رو فقط باید بدم به خدا
این آدما اگر کاری از دستشون برمیومد و میتونستن، برای خودشون فکری می کردن!!!!!
پس نیازی نیست ازشون بترسم کافیه به خدای خودم وصل بمونم و هیچ آدمی رو تو ذهنم بزرگ نکنم! که خدا از همه بزرگتره
خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
لطفاً تجربهات را بنویس:
چطور توانستی از آن موقعیت سخت بیرون بیایی؟
چه نشانه یا آگاهی باعث شد دوباره بلند شوی و باور کنی میشود اوضاع را تغییر داد؟
_ نه من هیچ وقت به ته دره نرسیدم ولی خب شرایطم هم خیلی عالی و نوک قله نبوده، فقط حس کردم دلم میخواد خیلی جاها برم و خیلی چیزها بخرم چیزی که بقیه داشتن اما من پول نداشتم هنوز هم ندارم و نمیتونم همه اون چیزهایی که دلم میخواد رو بخرم وقتی سر کار رفتم بهتر از قبل میتونم بدون اینکه به کسی بگم یا پولی که بقیه بهم میدن رو خرج کنم یکسری چیزها رو بخرم ( در واقع تعهد داده بودم که دست به اون پولها نزنم و خودم پول بسازم)
درود و نور عزیزان آگاه
وقتی این فایل رو می شنیدم می دیدم چه قدر اذیت شدم گاها و خب آره هرکس نسبت به ظرفیت وجودیش به خصوص اگر نا آگاه باشه به اون ته دره رسیده و منم رسیدم گفتم نمیشه خسته شدم اصلا طلوع صبحی هست و آره اون طلوع اومد تو زندگیم و اونجا فقط خداروشکر کردم میدونید احساسی که داشتم درد رو حس میکردم لحظه به لحظه شو اما لحظه بعدیش برای من غیر منتظره بود نشد نشد و بعد شد امید جاری شد برای من باز هم در زندگیم به چالش خوردم و دیدم اگه راهم رو تغییر ندم همه چیزهای که دوست دارم رو از دست میدم و اون چکشی که می خواست بخوره قبلش بیدار شدم و خداروشکر میکنم همسرم در این مسیر خیلی آگاهانه راهنمایی می کنه و استاد عباسمنش عزیز که فایل هاشون جزئی نگر هست و اون جاهای رو که متوجه نبودم و نمی دونستم اون درز کجاست رو دارم پیدا می کنم و می دانم و شکرگزار هستم که بهترین سلامتی و عشق و ثروت و فراوانی نصیب همگان قرار گرفته
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
من هستم سپاسگزارم
بسم الله الرحمن الرحیم
تو مبین اندر درختی یا به چاه تو مرا بین که منم مفتاح راه
الان میخواستم به موقعیت های سخت زندگیم اشاره کنم که خدا دستم را گرفت آوردم بیرون بعد یادم انداخت که تمام اون لحظات سخت که سخت تر هم میشد اولش با یک نگرانی یا ترس کوچیک یا دلخوری از کسی یا حرفی بوجود اومده بعد به شاخ و برگ هاش اضافه کرده و خودشو گسترش داده
خلاصه اولش یک مسئله کوچیک بوده که این قدر بهش دامن زدم که بغرنج شده بود
یکم بیشتر دقت کردم دیدم من هر بار هر بار هر لحظه ای که دچار افکار منفی میشوم اگر نور هدایت خدا به قلبم نتابد ، تا ته ته دره سقوط میکنم
در واقع خودم را تو یک مسیر سربالایی میبینم که یا دارم با شادی و لذت با حال خوب به سمت بالا حرکت میکنم یا دست از حرکت کشیدم و دارم آهسته آهسته پایین میروم در حال سقوطی هستم که دارد شدت میگیرد.
بارها اینو تو زندگیم تجربه کردم
تا به جایی سقوط کردم که به نبودن تو این دنیا فکر کردم
روزهایی که فقط میگفتم هیچی نمیخواهم خدایا امید به زندگی را بهم برگردون
ولی همیشه خدا بیشتر از ما هوامون را دارد
قعر جهنم هم که بودم منو نجات داد
اما حالا یاد گرفتم نگذارم خیلی سقوط کنم
نگذارم تا ته دره برم .
نگذارم از ته جهنم بکشدم بیرون
نگذارم کار به اونجا بکشه
زود صداش کنم
زود حواسم را جمع کنم
زود به خودم بگم در چه حالی
چی بهمت ریخته؟
که اکثرش توهم ذهنیه
یا قدرت دادن به بقیه است تو ذهن ،
یا ترس و نگرانی از آینده ای که نیومده است ؟!
(اصلا این خودش خنده داره!! آینده که هنوز نیومده چرا باید نگرانش باشیم)
یا عذاب وجدان غم وحس گناه نسبت به کارهای گذشته است
در صورتیکه
ما چیزی جز لحظه حال نیستیم
ما در هر لحظه داریم اتفاقات آیندمون را خلق میکنیم
میشه تغییر بدهی اوضاع را چون
ما در هر لحظه در حال ارسال فرکانس هایی هستیم که جهان اونها را به خودمون بازتاب میده
یادم اومد اون موقع که در اوج احساسات بد بودم به خودم نهیب میزدم
نگران بودن به هیچ کس کمک نکرده
اگر به این حالت ادامه بدهی سلامتی ات را هم از دست میدهی
و شعری که نور امید را به دلم برگردوند
در شکست پای بخشد حق پری. هم ز قعر چاه بگشاید دری.
تو مبین که بر درختی یا به چاه. تو مرا بین که منم مفتاح راه..
مولانا
خداروشکر میکنم بر هر لحظه ای که بهش نزدیکم
هر لحظه ای که یافتمش . دارمش
چون او هست، نزدیکم هست ، این منم که باید ببینم کجام ؟
پیش یار هستم یا پیش شیطان نجوا
بنام خداوند بخشنده ومهربان، بنام او که هرچه دارم از اوست
یَوْمَ تَجِدُ کُلُّ نَفْسٍ مَّا عَمِلَتْ مِنْ خَیْرٍ مُّحْضَراً وَمَا عَمِلَتْ مِن سُوَءٍ تَوَدُّ لَوْ أَنَّ بَیْنَهَا وَبَیْنَهُ أَمَداً بَعِیداً وَیُحَذِّرُکُمُ اللّهُ نَفْسَهُ وَاللّهُ رَؤُوفُ بِالْعِبَادِ
روزى که هر کس، هر کار نیکى انجام داده حاضر بیابد و هرچه بدى کرده، آرزو مى کنداى کاش بین آن عمل و او فاصله اى دور مى بود. وخداوند شما را از (مخالفت امرش) بر حذر مى دارد و (در عین حال) خداوند به بندگان مهربان است
پروردگار مهربانم، خالق زیباییها و منبع تمام نعمتها،
در این لحظه، زبان به شکر و قلب به تسبیح تو گشوده میشود. در برابر سخاوت بیکران و حکمت بینظیرت، سر تعظیم فرود میآورم و تو را برای موهبتهای آشکار و پنهانت سپاس میگویم.
تو را شکر میگویم برای نعمت حیاتی سلامتی که توان حرکت، اندیشیدن و زیستن را به جسم و جانم بخشیده است؛ موهبتی که ریشه تمام لذتها و فرصتهاست.
سپاس بینهایت برای این خانهی باشکوه، زمین؛ برای آفرینش طبیعت زیبا، جنگلهای سبز، کوههای استوار و آبهای روان. هر برگ، هر گل و هر منظرهی دلانگیز، تابلویی از عظمت و مهر توست که روحم را نوازش میدهد.
تو را سپاس برای آسمان بیانتها و پر رمز و رازت، برای نور حیاتبخش خورشید که گرما و روشنایی میبخشد و زندگی را ممکن میسازد، و برای آرامش نقرهای ماه در شبهای تاریک که راهنمای دلهای سرگردان است
برای موهبت شگفتانگیز رنگها که جهان را از یکنواختی نجات داده و زندگی را به جشن و زیبایی تبدیل کرده است؛ هر طیف و سایهای، نشانهای از لطف هنرمندانهی توست که به دیدگانم جلوه میبخشد.
بالاتر از همه، تو را شکرگزارم برای حضور مستمر و نورانیات در لحظه لحظهی حیاتم. حضوری که تکیهگاه قلب من است، مرا از تنهایی میرهاند و هر دم یادآور این است که من در پناه مهر بیانتهای تو هستم.
خداوندا،
این قلب مملو از سپاس و این جان لبریز از شکر را از من پذیرا باش. به من یارای آن ده که از این نعمتها به شایستگی استفاده کنم و همواره قدردان لطف تو باشم.
آمین.
سلام به استاد عزیزم
سلام به استاد شایسته مهربانم
سلام به دوستان بهشتی ام
خدایا شکرت بخاطر این نشانه پربرکت
واقعیت بیرونی ما بازتابی از وضعیت درونی ماست.
نکته اصلی که استاد بر آن تأکید دارند، قدرت مطلق ما، در لحظه حال است،هیچوقت اوضاع آنقدر بد نیست که نتوانی کاری بکنی»: این جمله ما را از دام قربانی بودن رها میکند. فارغ از اینکه در گذشته چه اتفاقی افتاده یا شرایط کنونی چقدر سخت به نظر میرسد، قدرت تغییردهنده ما همیشه در «همین لحظه» است.
هر فکری که انتخاب میکنیم، یک «فرکانس» به جهان ارسال میکند، احساسات ما (مثلاً ترس، ناامیدی، یا عشق، شادی) شدت این فرکانس را تعیین میکنند.
اگر در دایره افکار و احساسات قدیمی گیر کنیم(مثلاً «من لایق موفقیت نیستم»)، جهان نیز همان فرکانس را دریافت کرده و نتایجی مشابه گذشته را به ما بازمیگرداند.
به محض اینکه ما آگاهانه تصمیم میگیریم متفاوت فکر کنیم و احساس بهتری را انتخاب کنیم (حتی اگر شرایط بیرونی هنوز تغییر نکرده باشد)، جهان فوراً به آن فرکانس جدید ما پاسخ میدهد و فرصتها و مسیرهای جدیدی را برای هماهنگسازی با وضعیت درونی جدید ما فراهم میآورد.
ما در هر لحظه آینده خود را با تنظیم فرکانس کنونیمان میسازیم، نه اینکه محکوم به تکرار گذشته باشیم.
جهان مانند یک آینه بسیار دقیق عمل میکند. هر چیزی که ما توجه خود را روی آن متمرکز کنیم (چه کمبودها و مشکلات، چه فرصتها و داشتهها)، تقویت میشود.وجهان، افراد، ایدهها، و موقعیتهایی را جذب میکند که با فرکانس فعلی ما (نه فرکانس گذشته یا آیندهای که میخواهیم) همخوانی دارند.
اگر فرکانس ما ترس است، جهان موقعیتهایی را میفرستد که احساس ترس بیشتری کنیم.
اگر فرکانس ما قدردانی و اعتماد است، جهان فرصتها و افرادی را میفرستد که این احساسات را تقویت کنند
تغییر سریع از دره به قله ممکن هست ، زیرا کنترل کانون توجه و انتخاب احساسات در «لحظه حال» یک عمل سریع است. با انتخابِ آگاهانه باورهای مثبت و احساس بهتر، ما به طور لحظهای فرکانس خود را ارتقا میدهیم و جهان شروع به همگامسازی سریع با آن میکند
نشانه ها ،هشدارهای کوچک و ملایم جهان هستند که به ما میگویند «این مسیرچیزی نیست که ما میخواهیم و نیاز به بازنگری داریم.»
اگر ما نشانه ها رو نادیده بگیریم ودر برابرتغییر مقاومت کنیم ،جهان موقعیتهارا تشدید میکند ،«ضربهها» مشکلات بزرگتر و دردناکتری هستند که هدفشان وادار کردن ما به تغییر اساسی است.
این ضربهها لزوماً مجازات نیستند؛ بلکه تلاشهای شدیدتری از سوی جهان برای شکستن الگوهای محدودکننده ما و بازگرداندن ما به مسیر هماهنگشده با اهداف روحیمان است. اگر نادیده گرفته شوند، میتوانند مخرب باشند
تمرین
آیا تا به حال در زندگیات به «تهِ دره» رسیدهای؟
جایی که احساس کردی دیگر امیدی نیست، اما در نهایت با تغییر نگاهت، با ایمان، با سپاسگزاری یا با نشانهای از خداوند دوباره برخاستی و مسیرت را عوض کردی؟
زمانی که به این مسیر هدایت شدم بعد از کار کردن روی آگاهیهای دوره عزت نفس وقانون آفرینش ،به نتایج قابل توجهی در زندگی ام رسیدم بعد از آن دچار روزمره گیهای زندگی شدم وفراموش کردم که کار کردن روی ذهنم یک امردائمی وهمیشگی است ،با اینکه هراز چند گاهی جهان با نشانه های کوچیک به من میفهماند که باید تغییر کنم ولی من تا کمی اوضاع بهتر میشد دوباره رها میکردم تا آخرین تضادی که در دی ماه 1401 برام پیش آمد که نه تنها فرزندم رو از دست دادم بلکه بخش اعظمی از سلامتی ام تحت تاثیر اون تضاد قرار گرفت به نحوی که حتی کارهای شخصی ام رو نمیتونستم انجام بدم ،بعد از اون تضاد متوجه شدم زنده ماندنم فرصت دوباره ای است که خداوند به من داده ،از همان لحظه مسئولیت آن را به عهده گرفتم ودر برابر خداوند اعلام عجز کردم واز خودش خواستم تا کمکم کنه دوباره دراین مسیر قدم بردارم وهمین که من پذیرفتم مسئولیت این اتفاق را خداوند جوری درها رو برام باز کرد ودلها رو نرم کرد وآدمهایی رو به زندگی ام آورد که باور کردنی نبود ومن بعد از آن شروع کردم با تعهد بیشتر روی خودم کار کردن ،از طریق فایل های سفربه دور آمریکا وسریال زندگی در بهشت وکنترل ورودیهای ذهن وتمرکز روی نعمتهایی که داشتم وسپاسگزاری بخاطر داشتنش سعی کردم در ساعات بیشتری رو در احساس خوب بمانم وهمین که من به احساس خوب نسبتاً پایدار رسیدم شرایط من نیز تغییر کرد،سلامتی ام رو تا حدود زیادی بدست آوردم ،از کار کارمندی که تا اون زمان بخاطر ترس وباور کمبود تحمل میکردم استعفا دادم ….وبه لطف خدای مهربان این مسیر ادامه داره وهرروزسعی کردم امروزم بهتر از دیروزم عمل کنم ویک قدم کوچیک در جهت بهبود زندگی ام بردارم
خدایا شکرت….شکرت…شکرت
در پناه الله یکتا همواره شاد وثروتمند وسعادتمند وسلامت باشید
سلام خدمت همه دوستان
استاد همه حرفاشون درسته فایل بی نظیری بود
لطفا دوستان این نشانه هارو دریابید اگه شرایطتون بده اگر تو رابطه بد گیر کردین اگر تو شغل نامناسب هستین اگر تو جای بد وایسادی لطفا دریابید و تغییر بدین خودتونو ایمان خودتون رو قوی کنید کار کنید رو خودتون که این ایمانه آب رو آتیشه برا هرچی که بخوای هر مشکلی که داری..
من چند سال پیش شرایط بدی داشتم روحیه ام خوب نبود مسیر اشتباه رفته بودم انتخاب اشتباه کرده بودم دچار خطا شده بودم خسته و افسرده…
دیگه کم آورده بودم هیچ کاری ازم برنمیومد و میدونستم اینو که ناتوانم. با تمام وجود از خدا خواستم ببخشه منو اگر اشتباه رفتم اگر خطا کردم اگر ناسپاسی کردم..فقط ببخشه..گریه میکردم و با خدا حرف میزدم..چندین روز کارم حرف زدن و طلب بخشش از خدا بود…باورتون نمیشه دیدم به طرز عجیبی دارم آروم میشم از اون آرامش های عمیق از اونا که خنثی خنثی میشی و از هیچی نمیترسی نه از آینده میترسیدم نه از گذشته افسرده..چند روز برا این آرامش عجیبم فقط شکرگزاری میکردم و گریه میگفتم خداجون دورت بگردم این همه مهربون بودی و من نفهمیدم این همه دوسم داشتی و من دیر فهمیدم..قربونت برم برا این حال خوبی که بهم دادی..
هر روز هدایت میشدم سمت چیزایی که حالمو بهتر و بهتر میکردن آدمایی سر راهم قرار میگرفتن که ازشون چیزای خوب یاد میگرفتم و هدایت میشدم و نشانه هارو زودتر میفهمیدم دیگه..و خوشحال تر از همیشه از این آگاهی که خدا بهم داد و منو تو مسیرش قرار داد بدون اینکه بدونم و دسترسی بجایی داشته باشم همشون اتفاقی و لطف خدا بوده
الان سه سال میگذره و من هنوز اون آرامش رو دارم و زندگیم هر لحظه بهتر و بهتر میشه
البته شرایط زندگیم یکم طول کشید که بهتر شد ولی آرامش اولین چیزی بود که نصیبم شد و مهمترینش و از اعماق قلبم خوشحال و سپاسگزار خداوندم..
ایمان خودتون رو قوی کنید ..تغییر کنید ..تو شرایط بد موندگار نشید از خدا بخواید با تمام وجود راه نشون میده
در پناه الله یکتاه باشید
به توکل نام اعظمت بسم الله الرحمن الرحیم
با سلام به استاد گرامی و مریم مهربون و اهالی محترم سایت
خیلی فایل تاثیر گزاری بود ما باید همیشه به نشانه ها توجه داشته باشیم و بدانیم آنها آمده اند تا ما رادبیدار کنند تا تلنگری برای تغییر باشند و همیشه باید خودمان را در هر لحظه قویتر کنیم و با عزت نفس با محیط بیرون ارتباط داشته باشیم
با سپاس فراوان
سلام درود خدمت استاد عزیزم خانم شایسته بزرگوار
استاد نمیدونم چی بگم چی بنویسم چون وقتی گوش میدم به فایلها دونه به دونه ایمان دارم درسته حقیقته مخصوصا چالشهای دوستان که بدترینش برام اتفاق افتاده من خدا رو صدا زدم کنارم بوده کمکم کرده استاد من نمیدونم کجای زندگیمم نمیدونم چیکارکنم یه سالن دارم 30تومن اجاره میدم با هزینه اینور اونور کلا ماهی 45تومن باید پول داشته باشم تا از پس اجاره هزینه اینا بربیام اخر ماه که میشه هیچی حسابم نمیمونه ومن دوباره شروع میکنم به استرس اخر ماه خدا خدا میکنم ورودی داشته باشم و همیشه هم دستایی از طرف خدا کمک حالم بوده استاد یه مشکل بزرگ دارم اینه پول قرض میدم و هربار که میدم دیگ طرف پس نمیده بازم چند روز دیگ میخوادمیدم اخه چیکارکنم من درآمدی میخوام تا نگرانی مالی نداشته باشم میخوام امنیت مالیم خیلی باشه من به خدا ایمان دارم ولی نمیدونم چیکارکنم میدونم باید تبلیغ کنم هزینه کنم ولی استاد پول اضافی واسه این هزینه ها ندارم چون هرچی دارم باید اخرماه بدم اجاره قسدهام
من شغلمو دوست دارم ازاینکه پرسنل دارم باعث درآمد چند نفردیگه ام لذت میبرم ولی نمیدونم چیکارکنم خودمم درآمد بیشتر میخوام
ممنون از دوستان و استاد ک کامنت منومیخونن پاسخ میدن
خدارشکر که به این سایت هدایت شدم اینجا جواب همه چالشهامون هست