این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/04/8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-03 05:33:192025-11-04 18:40:16تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۸
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
درود و خداقوت به استاد عزیزم و همه همراهان خوبم در وبسایت
بسیار لذت میبرم از شنیدن نتایج بسیار خوبی که دوستان عزیزم گرفتند و همه این صحبتها تماماً نشانههایی از این باور هست که “میشود”، که “خداوند حمایت میکند”، که “خداوند پاسخ میدهد”.
از طرف دیگه همین تفاوت سنی و موقعیتی افراد برام هم خیلی جذابه که باز نشان میده در هر شرایطی قانون به یک شکل برای همه عمل میکنه و هرکس که میخواد نتایج خوب بگیره باید از قانون به درستی استفاده کنه.
به شخصه خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم که با توجه به آموزههای شما الان سالهاست که دارم در مسیر علایقم حرکت میکنم البته قبل از آشنایی با شما هم من در مسیر مورد علاقم جستهوگریخته فعالیت داشتم اما چون باورهای مناسبی نداشتم نتیجههای خاصی بهوجود نمیآمد و من خیلی زود تسلیم شرایط میشدم و مجبور میشدم برم تو یه کار دیگه که پول در بیارم اما از وقتی با شما آشنا شدم و به قانون و بحث باورها مسلطتر شدم نتایج بسیار فوقالعادهای دارم میگیرم که البته انتهایی نداره براش.
الان هر جا یه کوچولو گیر میکنم سریع خودم رو بررسی میکنم تا بفهمم چه باورهایی داره در ناخودآگاه ذهنم کار میکنه که اجازه نمیده جریان به حرکت قدرتمند خودش ادامه بده و بعد برداشته میشه و هربار نتایج بهتری بوجود میاد.
من خودم همیشه جز کسانی هستم که خوشبختانه خیلی زیاد به مرگ فکر میکنم و همین کار باعث میشه همیشه عملکرد بهتری داشته باشم.
در مورد افراد کم سن و سال اتفاقاً من تو اطرفیانم دارم کسانی رو که سن کمتر از 20 دارند و میلیاردها تومن درآمد دارند و من همیشه تحسینشون کردم.
اما ازونجایی که میدونم ممکنه این الگوبرداری باعث مقایسه هم بشه زود به خودم یادآور میشم که ببین تو باید جایگاه و مسیر خودت رو درک کنی و کاری به مسیر و زندگی دیگران نداشته باشی و فقط سعی کنی در باورسازی و امکانپذیری صرفاً الگوبرداری مناسبی انجام بدی.
خداروشکر میکنم که در این پروژه همراه دوستان عزیزم هستم
برای خودم و همه شما عزیزان بهترین لحظات و نابترین تجربیات را آرزومندم
در مورد 8فایل تغییر باید بگم فوق العاده بود ، عالی عالی
علاقه آتشین و رویای دیرینه ای که دنبالش هستم اینه که کودکستان خودم بزنم
ولی به دو دلیل تا الان سراغش نرفتم یکی اینکه سرمایه اولیه ، تجهیزات رهن مکان از کجا بیارم اینا بکنار شاگرد این موقع سال کجاس ودر یک کلام شرک پنهان و دومین دلیلش آب باریکه که از مدرسه دولتی دارم خداروشکر میکنم بابت این آب باریکه اما فکر میکنم ظرفیت رشد دارم اما پام روی ترمز
اما خیلی متعهد اینبار اومد این مار تمومش کنم برای اینکار من چهل روز متعهد شدم و توی دفتر یاداشت میکنم اقدامات، الهامات و نتایج هرروز ،
امروز هم مرات درست کردم ، توی دیوار دنبال جای مناسب گشتم ، راجع به این رویا با همسرم حرف زدم
اینا قدمهای کوچیکی هستند اما انرژی حرکت من میرسونن
من همیشه به هنر علاقه داشتم و زمانهایی که نقاشی میکنم گذر زمان رو متوجه نمیشم، همیشه برای شرکت در کلاس یه موضوعی پیش میومد که کلاسهام نصفه میموند یا اصلا نمیتونستم ادامه بدم، دلم میخواست بتونم براحتی چهره بکشم و کار کنم.
در واقع همیشه اولویت دوم بود و یا درس داشتم یا دانشگاه یا هزینه هاش زیاد بود، خلاصه ترس از اینکه پس درسم چی میشه، آینده ام قراره چه اتفاقی بیوفته اگر درسم رو نخونم مردم چی میگن درواقع ترس از قضاوت شدن و کلی از این حرفها و نجواهای ذهنی هنر رو رها کردم و درس خوندم و تا اینکه سرکار رفتم.
اما دلم نقاشی میخواست قبلا هم گفته بودم که بلاخره تو دوره مجازی شرکت کردم و الان هفت ساله ادامه میدم و نقاشی میکشم، از نقاشی هام لذت میبرم.
در راه به ترس از اینکه هزینه کنم اما یاد نگیرم یا اینکه کی مجازی نقاشی یاد میگیره غلبه کردم و با توکل به خدا و باور به توانایی خودم شروع کردم.
متعهد شدم و تمرینها رو انجام میدادم و راه رو ادامه دادم.
سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همهی دوستان عزیزم
علاقه ای که من سالها دنبالشم و نتونستم موفق باشم، داشتن ورودی مالی هست
دوست داشتم که ورودی مالی داشته باشم
کارمم داخل خونه باشه
واسه خودم الگوهایی پیدا کرده بودم که دارن توی خونه کار میکنن و درآمدهای عالی دارن، از غذا درست کردن، از دسر درست کردن وووو
داشتم الگوهایی که ملک دارن و دادن اجاره و واسه خودشون ماهیانه، درآمد دارند
استاد اعتماد به نفسم اینقدر پایین بود که احساس میکردم هیچ کاری ازم برنمیاد که به این نحو به درآمد برسم.
اما مرتب کمک همسرم در سالن پرورش قارچ میرفتم
تا اینکه یک روز یکی از نیروها به من گفت من گلاب و چند نمونه عرق درست میکنم و چون روشم سنتی هست ،مشتری خاص خودم رو دارم و درآمدم هم خوبه خدا رو شکر
من بهش گفتم خیلی خوبه که خانمها واسه خودشون ورودی داشته باشن، گفتن که آره تو فامیل ما خانمها معمولا کارهای خونگی انجام میدن و واسه خودشون درآمد دارن با توجه به اینکه اصلا نیازی به این کار نیست
اسم چند تا از کارها هم گفت
پیش خودم گفتم اااااااا من که فلان کار رو میتونم انجام بدم، با تمام شرایطم جور هست
قرار شد که برم یک دوره بگذرونم و بعدش شروع کنم، قبلش چند تا ویدئو داخل یوتیوب دیدم و یک چیزایی اومد تو دستم، شروع کردم، استاد باور میکنید به بهترین نحو ممکن انجام شد
و من بدون آموزش کار رو انجام دادم و تا امروز 7 تا سفارش گرفتم
من همیشه ترسم از شکست بوده و از اون مهم تر نمیخواستم تکاملم رو طی کنم و میخواستم یک شبه به درآمد زیاد برسم
عجله برای به دست آوردن نتایج عالی باعث شده بود حرکت نکنم
امااااااااا اینقدر این دوره برای من برکت داشت که پا روی ترس 20 ساله گذاشتم و شروع کردم.
مطمئن هستم به جاهایی میرسم که میشم الگو واسه دیگرانی
که میخوان شروع کنند.
انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.
در پاسخ به سوال اول استاد باید بگم که اگر لحظه مرگم برسه و ازم سوال بشه که آمادم یا نه با اینکه من به نسبت قبل خیلی بهتر شدم خیلی بهتر دارم عمل میکنم جوابم قطعاً نه خواهد بود چون درسته که دارم خیلی بهتر از قبل عمل میکنم این خیلی که دارم میگم یعنی دقیقاً من دارم 180 درجه متفاوت از قبلم عمل میکنم اما همین 180 درجه متفاوت عمل کردن هم خیلی خیلی جا داره که بهتر بشه چون دارم حس میکنم چسبندگیم رو به یه سری چیزا چون دارم حس میکنم جدی گرفتن یه سری مسائلی که اصلاً نباید جدیشون بگیرم و باید از کنارشون به سادگی رد بشم و یه سری چیزهای دیگه
اما در مورد قسمت تمرینی که استاد دادن و حرفی که فرمودند که اگر دنبال علاقمون بریم جهان که تعهد ما رو ببینه درها رو برامون باز میکنه من مدتیه که کسب و کار خودم رو شروع کردم و خب خدا را شکر نشونههای خیلی خوبی دیدم و داره مسیر خوبی رو طی میکنه از همون ابتدای کار من به داشتن سایت فکر میکردم اما برای من یه هیولای وحشتناک به حساب میومد من با کانال و پیج کار میکردم اما داشتن سایت برای من یک غول مرحله آخر بود انگار که هر بار که ذهنم بهم میگفت که اگه میخوای همه چیز مدیریت و هندل کردنش دست خودت باشه و بتونی همه تغییراتی که میخوای رو توش بدی صرفاً به خاطر اینکه من هیچ آشنایی با سایت داشتن و وردپرس و دیگر چیزا نداشتم و حتی تو زندگی یک بار هم سمتش نرفته بودم به همین خاطر هی این ایده رو ایگنور میکردم به تضادهایی برخورد کردم که دیدم نه واقعاً من دوست دارم همه کار رو خودم مدیریت کنم نه اینکه مجبور باشم به یه سری از قانونهای شبکههای اجتماعی تن بدم و نتونم یه سری آزادیها رو داشته باشم و نتونم یه سری مواردی که میخوام رو توی کارم اجرا کنم اما باز هم انگار اون ترسه قویتر بود و من هنوز داشتم اون شرایط رو تحمل میکردم تا اینکه درآمدم شروع کرد به کمتر شدن و من گفتم که خب باید و دیدم که این صدا بلندتر از همیشه میگه که باید برای اینکه وارد مرحله بعدی بشی وارد این ترست بشی و بری یاد بگیری چون این میزان درآمدی که تو مد نظرته به این کانالی که تو داری حرکت میکنی نمیخوره و این کانال ظرفیتش اونقدری که تو میخوای نیست و برای مقدارهای بیشتر باید وارد ترسهای بیشتری بشی تا بتونی پیشرفت کنی اولین قدمی که برداشتم این بود که برم دنبال یه دوره آموزشی بگردم که از صفر بهم یاد بده و منی که مبتدی کامل بودم رو بتونه ساپورت کنه باورتون نمیشه با مدرسی آشنا شدم که از زیر صفر حتی اینقدر قشنگ اینقدر دقیق اینقدر با جزئیات و مناسب بهم کمک کرد که واقعاً همش همش هدایت خداوند بود من اگر که میخواستم بگردم کل ایران رو عمراً نمیتونستم به این سادگی و راحتی با یکی از بهترینهای این حوزه آشنا بشم چند جلسه که جلو رفت من وسط هر جلسه پاوز میکردم و میخندیدم اما چرا میخندیدم چون که با خودم میگفتم واقعاً چقدر همه چیز ساده است چقدر راحته چقدر آسونه چقدر غول وحشتناکی الکی ازش ساخته بودم چقدر همه چی برام قابل درک و روانه چقدر همه چی رو راحت بلد میشم و انقدر برام آسون بود و انقدر برام ساده بود و انقدر برام مثل هلو برو تو گلو بود که باور نمیکردم اونی که مدتها میترسید من بودم که اصلاً باور نمیکردم اونی که بارها و بارها به تعویق انداخته بود و ازش یه هیولای وحشتناک ساخته بود من بودم کلمهای هر جملهای که یاد میگرفتم واقعاً برام بیشتر و بیشتر خندهدار میشد که مگه میشه همچین چیزی رو من برای خودم سخت کرده باشم ترسها پوچن واقعاً ترسها واهیاند ، ما باااید وارد ترسهامون بشیم و وقتی وارد میشید خودتون به خودتون میخندید ترس فقط یه توهم ذهنیه فقط نجوای شیطانه که تو را گمراه کنه تا مانع رشد و بالندگی و پیشرفت تو بشه و تو رو تو محدودهای که به ظاهر برات امنه نگه داره اگه تو اون محدوده بمونی میپوسی اگه تو اون محدوده بمونی فاسد میشی اگه تو اون محدوده بمونی نابود میشی از همون جایی که هستی یک قدم فقط یک قدم از منطقه امن بیا بیرون وقتی یک قدم بیای بیرون اون وقت میبینی که اونقدرام که تو فکر میکنی ترسناک نبوده بلکه خندهدار و مضحک هم بوده
به نام خداوند مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد جانم من برای خودم تغییر رو در آغوش بگیر رو اینطوری تعریف کردم
یعنی اینکه تعهد بدی و باایمان و صبر قدم برداری برای بهتر شدنت از وضعیت الانت
کار کردن روی خودت با تمرکز زیاد
تلاش ذهنی برای شخصیتی درست
نقاط قوتتو قدرتمند کنی و باورهای توحیدی رو تقویت کنی
بری میون ترسها با ایمان به خداوند
دیدن تواناییهایت
و خیلی این دوره لذت بخشه و هر سری دوست داری دوباره برگردی و گوش کنی
و باز درک جدید فهم جدید و مطالب جدید و آگاهیهای جدید
من شما رو بسیار دوست دارم من خودمو با ارزش و با احساسه لیاقت میدونم که در این مسیر زیبا و در کنار شما استاد عزیز هستم برای دیدن و رسیدن به بهترینهای جهان هستی برای نعمت و ثروت فراوان
و دارم روی دوره زیبای عزت نفس کار میکنم و عاشقش هستم
استاد و مریم جانم و دوستان بینظیری در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
بنام الله و سلام به استاد عزیزم و گروه بینظیرش و دوستان
من ضربه های سنگینی بخاطر ضعف های شخصیتیم خوردم و دارم میخورم و تازگیها دارم نشونه های داشتن استقلال مالی رو میبینم ولی راستش من هنوز نمیدونم چه کاری هست که میتونم انجام بدم که خیلی بهش علاقه دارم و باهاش متوجه گذر زمان نمیشم و همزمان میتونم باهاش ارزش آفرینی کنم و دستی از دستهای خدا باشم و بخوامکه هر روز تو اون رشد کنم در حال حاظر فقط میدونم که استعداد هنری عالی دارم و عاشق خلق زیبایی و دادن زیبایی هستم اما یه اشتیاقی در وجودم هست که هرروز بیشتر میشه و اون اینه که میخوام خدا و خودم و زخم های روحی و روانیمو بیشتر و بیشتر بشناسم و باید روی آگاهیم و باورهایی که تا الان دارم خییییلی کار کنم و یه سری ضعفهای شخصیتی بزرگی دارمکه بااید اصلاح بشن
من دقیقا مثل زمین خیییلی خیلی تشنه ای هستم که هر قدر آگاهی دریافت و درک میکنم انگار که هنوز تشنه ی تشنه ام و با هر بار چشیدن لذت آگاهیها مشتاق تر و تشنه تر میشم
من از پارسال در این مسیر جدی تر شدم و واقعا گاهی به آگاهیهایی هدایت میشم توسط خدا که میگم واووووو مگه همچین چیزی هم داریم!!!!
و خدارو بی نهایت شکر میکنم برای قرار دادن من در همچین فرکانسی و بودن با همچین روحهای آگاه و بزرگی
من وقتی مسیر خودشناسی و خداشناسی رو شروع کردم نشانه های زیادی دیدم که بهم میگفتن ممکنه خیلی چیزهایی که برات باارزشن رو از دست بدی همون چیزهایی که سالها بخاطر از دست دادنشون ترسیدم و بخاطر داشتنشون رنجها کشیدم و حتی گاهی از خودم میپرسیدم آیا تحمل از دست دادن داشته هاتو داری بخصوص اگر فلان چیز باشه و خودم رو در موقعیت از دست دادنش قرار میدادم و با اینکه قلبم درد میگرفت اما در تصمیمم و مسیرم جدی بودم و با این باور تا به الان اومدم که اگر من خودم و عشق به خدارو به دست بیارم خییلی بهتر و زیباتر از اونها رو خواهم داشت،من هدفم و نیتم دست یافتن به ارزش و هدف واقعی آفرینشم و خداست و باور دارم که هر چه خراب بشه و از دست بره قطعا داره میریزه تا عالیترش ساخته بشه،با هر فشاریکه در این مسیر بهم میاد میگم خدایا منکه تسلیم توام و میدونم تو داری صبر و توکل و ایمان واقعی رو یادم میدی و الانکه یادم آوردی که چه عهدی با تو بستم دیگه نمیخوام کم بیارم هر وقت هم کم آوردم تو قدرت دوباره ام بده و نشانه هاتو برام بیشتر کن
خدایا ممنونم که بهم یادآوری کردی عهدی رو که باهات بسته بودم و صبر کردی هرزمان که این عهدرو شکستم و هدایتم کردیکه متوجهش باشم که(( تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم)) و این بزرگترین منبع برای قدرت حرکت من و نترسیدن از مسیرمه
من هم مثل شما با وجودی که به هنر علاقه مندم و در مسیر علاقه ام هستم، ولی مثل شما خودشناسی و خدا شناسی رو ارجحتر می دونم، وقتی در سایت استاد هستم اتصالم به خدا بیشتر هست و لذت و حظ زیادی می برم.
با خوندن کامنت دوستانی مثل شما، روحم سرشار از معنویت میشه. ممنونم از این همه احساس معنوی که با ما به اشتراک گذاشتید.
به نام خدای زیبایی ها
سلام استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان
من سالها معلم بودم
با عشق معلمی کردم
تمام توانم رو برای یاد دادن میذاشتم
اما با باور های محدود کننده
که توی این شغل پول نیست
(هر چند الان که دقت کردم دیدم خیلی ها از همون معلم بودن موقعیت برا خودشون خلق کردن و
خلق ثروت کردن برا خودشون)
و فقط عشق بود که منو به جلو میبرد
قبل از آشنایی با استاد عزیز
در پی تغییر بودم که جهان منو هدایت کرد
به سمت آموزش های استاد و این سایت الهی
دیگه از این آب باریکه خسته شده بودم
قدم هام رو برای تغییر محکم تر برداشتم
دیگه نخواستم اون راه رو ادامه بدم
از گذشته های دور
من علاقه زیادی به پخت و پز و خصوصاً پخت انواع ساندویچ و علاقه به پخت غذاهای سریع و البته با کیفیت داشتم
و
بعد از آشنا شدن با استاد و
من هم آماده تغییر بودم و
با شنیدن شب و روز صدای استاد و
با اومدن به دوره دوازده قدم
راه ها برام هموار شد
در ها برام باز شد
من با شور اشتیاق
انگاری جوان بیست ساله شده بودم
با دست خالی شروع کردم
و پا روی ترس هام گذاشتم
خداوند به شجاعان پاسخ می دهد
بعد از یک سال و نیم
الان توی شغل مورد علاقه ام و توی فست فودی
کوچک خودم هستم و با عشق دارم کار می کنم و
با کیفیت ترین محصولات رو ارائه میکنم
و
خدا برام شاهکار کرده
در این مدت کوتاه
بهترین مشتریان رو برام فرستاده و
منم با عشق و احترام براشون بهترین غذا رو تهیه میکنم
الان دیگه من کارمند خدا هستم و
منتظر سر برج و اون حقوق نا چیز نیستم
که البته من در هر موقعیت که بودم
بهترین احساس رو داشتم و در هر موقعیت
انسان سپاس گذاری بودم
من درک کردم خدا منو خالق زندگیم قرار داده
و این بزرگترین نعمته
خدایا هزاران سپاس
و حالا توحیدی بودن رو دارم در هر لحظه بهتر درک می کنم و از خدا میخوام منو در مسیر رشد
بهتر هدایت کنه و قوانین جهان رو بهتر درک کنم
تا بتونم بنده بهتر و سپاس گزاری تری بشم.
استاد از صمیم قلب ازتون سپاسگزارم
در پناه نور و عشق خدا باشید.
به نام خالق عشق و شادی و زیبای
درود و خداقوت به استاد عزیزم و همه همراهان خوبم در وبسایت
بسیار لذت میبرم از شنیدن نتایج بسیار خوبی که دوستان عزیزم گرفتند و همه این صحبتها تماماً نشانههایی از این باور هست که “میشود”، که “خداوند حمایت میکند”، که “خداوند پاسخ میدهد”.
از طرف دیگه همین تفاوت سنی و موقعیتی افراد برام هم خیلی جذابه که باز نشان میده در هر شرایطی قانون به یک شکل برای همه عمل میکنه و هرکس که میخواد نتایج خوب بگیره باید از قانون به درستی استفاده کنه.
به شخصه خیلی خوشحالم و خداروشکر میکنم که با توجه به آموزههای شما الان سالهاست که دارم در مسیر علایقم حرکت میکنم البته قبل از آشنایی با شما هم من در مسیر مورد علاقم جستهوگریخته فعالیت داشتم اما چون باورهای مناسبی نداشتم نتیجههای خاصی بهوجود نمیآمد و من خیلی زود تسلیم شرایط میشدم و مجبور میشدم برم تو یه کار دیگه که پول در بیارم اما از وقتی با شما آشنا شدم و به قانون و بحث باورها مسلطتر شدم نتایج بسیار فوقالعادهای دارم میگیرم که البته انتهایی نداره براش.
الان هر جا یه کوچولو گیر میکنم سریع خودم رو بررسی میکنم تا بفهمم چه باورهایی داره در ناخودآگاه ذهنم کار میکنه که اجازه نمیده جریان به حرکت قدرتمند خودش ادامه بده و بعد برداشته میشه و هربار نتایج بهتری بوجود میاد.
من خودم همیشه جز کسانی هستم که خوشبختانه خیلی زیاد به مرگ فکر میکنم و همین کار باعث میشه همیشه عملکرد بهتری داشته باشم.
در مورد افراد کم سن و سال اتفاقاً من تو اطرفیانم دارم کسانی رو که سن کمتر از 20 دارند و میلیاردها تومن درآمد دارند و من همیشه تحسینشون کردم.
اما ازونجایی که میدونم ممکنه این الگوبرداری باعث مقایسه هم بشه زود به خودم یادآور میشم که ببین تو باید جایگاه و مسیر خودت رو درک کنی و کاری به مسیر و زندگی دیگران نداشته باشی و فقط سعی کنی در باورسازی و امکانپذیری صرفاً الگوبرداری مناسبی انجام بدی.
خداروشکر میکنم که در این پروژه همراه دوستان عزیزم هستم
برای خودم و همه شما عزیزان بهترین لحظات و نابترین تجربیات را آرزومندم
بنام خدای یکتا
در مورد 8فایل تغییر باید بگم فوق العاده بود ، عالی عالی
علاقه آتشین و رویای دیرینه ای که دنبالش هستم اینه که کودکستان خودم بزنم
ولی به دو دلیل تا الان سراغش نرفتم یکی اینکه سرمایه اولیه ، تجهیزات رهن مکان از کجا بیارم اینا بکنار شاگرد این موقع سال کجاس ودر یک کلام شرک پنهان و دومین دلیلش آب باریکه که از مدرسه دولتی دارم خداروشکر میکنم بابت این آب باریکه اما فکر میکنم ظرفیت رشد دارم اما پام روی ترمز
اما خیلی متعهد اینبار اومد این مار تمومش کنم برای اینکار من چهل روز متعهد شدم و توی دفتر یاداشت میکنم اقدامات، الهامات و نتایج هرروز ،
امروز هم مرات درست کردم ، توی دیوار دنبال جای مناسب گشتم ، راجع به این رویا با همسرم حرف زدم
اینا قدمهای کوچیکی هستند اما انرژی حرکت من میرسونن
به نام خداوند مهربانم
سلام به دوستان و استاد عزیزم
من همیشه به هنر علاقه داشتم و زمانهایی که نقاشی میکنم گذر زمان رو متوجه نمیشم، همیشه برای شرکت در کلاس یه موضوعی پیش میومد که کلاسهام نصفه میموند یا اصلا نمیتونستم ادامه بدم، دلم میخواست بتونم براحتی چهره بکشم و کار کنم.
در واقع همیشه اولویت دوم بود و یا درس داشتم یا دانشگاه یا هزینه هاش زیاد بود، خلاصه ترس از اینکه پس درسم چی میشه، آینده ام قراره چه اتفاقی بیوفته اگر درسم رو نخونم مردم چی میگن درواقع ترس از قضاوت شدن و کلی از این حرفها و نجواهای ذهنی هنر رو رها کردم و درس خوندم و تا اینکه سرکار رفتم.
اما دلم نقاشی میخواست قبلا هم گفته بودم که بلاخره تو دوره مجازی شرکت کردم و الان هفت ساله ادامه میدم و نقاشی میکشم، از نقاشی هام لذت میبرم.
در راه به ترس از اینکه هزینه کنم اما یاد نگیرم یا اینکه کی مجازی نقاشی یاد میگیره غلبه کردم و با توکل به خدا و باور به توانایی خودم شروع کردم.
متعهد شدم و تمرینها رو انجام میدادم و راه رو ادامه دادم.
به نام خدای بخشنده مهربان
تمرین لحظه مرگ
خب استفاده کافی بردم از زندگی
خب من همیشه پویا بودم وقدم های کوچیک برمیداشتم برای زندگیم وتکاملی
رشته مهارت های خوبی دارم
مثلا یادمه زمانی عاشق درس بودم ولی تعهد نداشتم روش یا زندگی شلوغی داشتم و تمرکزم روش نسبی بود
وخلاصه نمره های نسبتا خوبی گرفتم وتا جاییکه میشد ادامه وبعد رها کردم
راستش از اینکه راهیو قطع کرده بودم با عشق پیگیرش بودم با سخت کوشی ولی بدونه نتیجع مجبور شدم رهاش کنم و
البته من علاقه داشتم به اموزش به رشد کردن به یادگیری واین جا بود خدا این عشقو شور منو رها نکرد وبا سایتی پر از اگاهی وشوق بیدار کرد
گفت پاشو حرکت کن ومن از رشته کارهایی دم دستم طراحیو انتخاب کردم
فعلا که همچنان بهش علاقه دارم جدیدا بیشتر عاشق کارامم
وزمان بیشتری روشم
ودیگه هم تمرین میکنم وهم پست میزارم
راستش به عنوان هدف سرگرمی مهارت هنر دوس دارم همیشه پیگیرش باشم
راستش هدف داشتن وقت میخاد ومن الان وقته زیادی خالی دارم که اسوده میتونم بزارم روش
راستش گاهی حس میکنم
قانون اینه اومدی پیگیر باشی ویه چیزیو ادامه بدی مهارتشو به دست بیاری
راستش فک میکنم یه کی از چیزایی که موقعه مرگ دلم میخاد ببینم شغلم کارمو تا کجا بردم
همچنانتا تونستم رشد دادم یا نه فقط یه بخور بخاب خلاصه شده
راستش قانون اینه تو خودت مسول لدت بردنت هستی
مدتها منتظر بودم یکی پیدا شه ومنو با خودش همراه کنه بره دنباله هدفش رشد کنه منم دنبالش همینجوری ببره بعد فهمیدم اون فرد خودمم با علاقه ویژه خودم
راستش احساس میکنم پازل زندگی با هدف کامل میشه
درسته دلم میخاد در بهترین زمان مکان افراد قدم باشم
دوس دارم زیباترین رابطه هارو بسازم با دوستا خانواده بسیار عاشقونه شاد باشیم
دوس دارم سفر های قشنگ خونه های مشت برم
دوست دارم قدم بهبود های طلایی بدم زندگیمو
درسته زندگی منه ومن باید بسازمش با کمک هدایت
واین چرخه هدایت با کاره مورد علاقت میچرخه
تو اولش باید بتونی علاقتو پیدا کنی وبهش بچسبی
باید بچسبی به سایت بعد یواش یواش قدم ها برات پیدا میشن
راستش زندگیم که ساده بود الان بسیار ساده خلوت تر شده وقت تمرکز بیشتر برا طراحی وسریالها دارم
باید یه ایمان داشته باشم به هدایت وفراوانی
راستش زهنم یه جوری میرم تمرکز کنم روی کار میگه نگاه کن تو باید روابطو بسازی الکی رفتی دنبال کار
میرم دنبال روابط با عزیز دلم تفریح کنیم
میگه تو باید بری سفر تو باید پیش خانواده میدونی اون ارزش واون لذته رو به جای اینکه ببری میگه بعدا بعدا
باید دلتو بدی به دریا
لذت تک تک لحظه هاتو ببری
باید یا توی این راه احساس خوب نعمتها باشی
یا تو راه شکو دو دلی ترس حسرتها پشیمونیها
یا لذت تک تک نعمتهارو بچشی هر نعمت کوچولو هر لحظه اتو عشق کنی
یا افسوس ترسها بهت حمله کنن وتو رو در بربگیرن
من واقعا میخام تو راه زیبایی ارامش پیگیر هدفم باشم دنباله لذت بردنم وتو لحظه رها اسوده سوار بر دوش ربم در هدایت لحظه ای باشم
سلام به استاد عزیزم و سر کار خانم شایسته عزیزم و سلام به همهی دوستان عزیزم
علاقه ای که من سالها دنبالشم و نتونستم موفق باشم، داشتن ورودی مالی هست
دوست داشتم که ورودی مالی داشته باشم
کارمم داخل خونه باشه
واسه خودم الگوهایی پیدا کرده بودم که دارن توی خونه کار میکنن و درآمدهای عالی دارن، از غذا درست کردن، از دسر درست کردن وووو
داشتم الگوهایی که ملک دارن و دادن اجاره و واسه خودشون ماهیانه، درآمد دارند
استاد اعتماد به نفسم اینقدر پایین بود که احساس میکردم هیچ کاری ازم برنمیاد که به این نحو به درآمد برسم.
اما مرتب کمک همسرم در سالن پرورش قارچ میرفتم
تا اینکه یک روز یکی از نیروها به من گفت من گلاب و چند نمونه عرق درست میکنم و چون روشم سنتی هست ،مشتری خاص خودم رو دارم و درآمدم هم خوبه خدا رو شکر
من بهش گفتم خیلی خوبه که خانمها واسه خودشون ورودی داشته باشن، گفتن که آره تو فامیل ما خانمها معمولا کارهای خونگی انجام میدن و واسه خودشون درآمد دارن با توجه به اینکه اصلا نیازی به این کار نیست
اسم چند تا از کارها هم گفت
پیش خودم گفتم اااااااا من که فلان کار رو میتونم انجام بدم، با تمام شرایطم جور هست
قرار شد که برم یک دوره بگذرونم و بعدش شروع کنم، قبلش چند تا ویدئو داخل یوتیوب دیدم و یک چیزایی اومد تو دستم، شروع کردم، استاد باور میکنید به بهترین نحو ممکن انجام شد
و من بدون آموزش کار رو انجام دادم و تا امروز 7 تا سفارش گرفتم
من همیشه ترسم از شکست بوده و از اون مهم تر نمیخواستم تکاملم رو طی کنم و میخواستم یک شبه به درآمد زیاد برسم
عجله برای به دست آوردن نتایج عالی باعث شده بود حرکت نکنم
امااااااااا اینقدر این دوره برای من برکت داشت که پا روی ترس 20 ساله گذاشتم و شروع کردم.
مطمئن هستم به جاهایی میرسم که میشم الگو واسه دیگرانی
که میخوان شروع کنند.
انشاالله که در پناه الله یکتا، شاد، سالم و ثروتمند باشید.
دوستدار شما :سیما
به نام خدایی که برهرکاری تواناست
در پاسخ به سوال اول استاد باید بگم که اگر لحظه مرگم برسه و ازم سوال بشه که آمادم یا نه با اینکه من به نسبت قبل خیلی بهتر شدم خیلی بهتر دارم عمل میکنم جوابم قطعاً نه خواهد بود چون درسته که دارم خیلی بهتر از قبل عمل میکنم این خیلی که دارم میگم یعنی دقیقاً من دارم 180 درجه متفاوت از قبلم عمل میکنم اما همین 180 درجه متفاوت عمل کردن هم خیلی خیلی جا داره که بهتر بشه چون دارم حس میکنم چسبندگیم رو به یه سری چیزا چون دارم حس میکنم جدی گرفتن یه سری مسائلی که اصلاً نباید جدیشون بگیرم و باید از کنارشون به سادگی رد بشم و یه سری چیزهای دیگه
اما در مورد قسمت تمرینی که استاد دادن و حرفی که فرمودند که اگر دنبال علاقمون بریم جهان که تعهد ما رو ببینه درها رو برامون باز میکنه من مدتیه که کسب و کار خودم رو شروع کردم و خب خدا را شکر نشونههای خیلی خوبی دیدم و داره مسیر خوبی رو طی میکنه از همون ابتدای کار من به داشتن سایت فکر میکردم اما برای من یه هیولای وحشتناک به حساب میومد من با کانال و پیج کار میکردم اما داشتن سایت برای من یک غول مرحله آخر بود انگار که هر بار که ذهنم بهم میگفت که اگه میخوای همه چیز مدیریت و هندل کردنش دست خودت باشه و بتونی همه تغییراتی که میخوای رو توش بدی صرفاً به خاطر اینکه من هیچ آشنایی با سایت داشتن و وردپرس و دیگر چیزا نداشتم و حتی تو زندگی یک بار هم سمتش نرفته بودم به همین خاطر هی این ایده رو ایگنور میکردم به تضادهایی برخورد کردم که دیدم نه واقعاً من دوست دارم همه کار رو خودم مدیریت کنم نه اینکه مجبور باشم به یه سری از قانونهای شبکههای اجتماعی تن بدم و نتونم یه سری آزادیها رو داشته باشم و نتونم یه سری مواردی که میخوام رو توی کارم اجرا کنم اما باز هم انگار اون ترسه قویتر بود و من هنوز داشتم اون شرایط رو تحمل میکردم تا اینکه درآمدم شروع کرد به کمتر شدن و من گفتم که خب باید و دیدم که این صدا بلندتر از همیشه میگه که باید برای اینکه وارد مرحله بعدی بشی وارد این ترست بشی و بری یاد بگیری چون این میزان درآمدی که تو مد نظرته به این کانالی که تو داری حرکت میکنی نمیخوره و این کانال ظرفیتش اونقدری که تو میخوای نیست و برای مقدارهای بیشتر باید وارد ترسهای بیشتری بشی تا بتونی پیشرفت کنی اولین قدمی که برداشتم این بود که برم دنبال یه دوره آموزشی بگردم که از صفر بهم یاد بده و منی که مبتدی کامل بودم رو بتونه ساپورت کنه باورتون نمیشه با مدرسی آشنا شدم که از زیر صفر حتی اینقدر قشنگ اینقدر دقیق اینقدر با جزئیات و مناسب بهم کمک کرد که واقعاً همش همش هدایت خداوند بود من اگر که میخواستم بگردم کل ایران رو عمراً نمیتونستم به این سادگی و راحتی با یکی از بهترینهای این حوزه آشنا بشم چند جلسه که جلو رفت من وسط هر جلسه پاوز میکردم و میخندیدم اما چرا میخندیدم چون که با خودم میگفتم واقعاً چقدر همه چیز ساده است چقدر راحته چقدر آسونه چقدر غول وحشتناکی الکی ازش ساخته بودم چقدر همه چی برام قابل درک و روانه چقدر همه چی رو راحت بلد میشم و انقدر برام آسون بود و انقدر برام ساده بود و انقدر برام مثل هلو برو تو گلو بود که باور نمیکردم اونی که مدتها میترسید من بودم که اصلاً باور نمیکردم اونی که بارها و بارها به تعویق انداخته بود و ازش یه هیولای وحشتناک ساخته بود من بودم کلمهای هر جملهای که یاد میگرفتم واقعاً برام بیشتر و بیشتر خندهدار میشد که مگه میشه همچین چیزی رو من برای خودم سخت کرده باشم ترسها پوچن واقعاً ترسها واهیاند ، ما باااید وارد ترسهامون بشیم و وقتی وارد میشید خودتون به خودتون میخندید ترس فقط یه توهم ذهنیه فقط نجوای شیطانه که تو را گمراه کنه تا مانع رشد و بالندگی و پیشرفت تو بشه و تو رو تو محدودهای که به ظاهر برات امنه نگه داره اگه تو اون محدوده بمونی میپوسی اگه تو اون محدوده بمونی فاسد میشی اگه تو اون محدوده بمونی نابود میشی از همون جایی که هستی یک قدم فقط یک قدم از منطقه امن بیا بیرون وقتی یک قدم بیای بیرون اون وقت میبینی که اونقدرام که تو فکر میکنی ترسناک نبوده بلکه خندهدار و مضحک هم بوده
به نام خداوند مهربانم سلام به استاد عزیزم و مریم جانم
استاد جانم من برای خودم تغییر رو در آغوش بگیر رو اینطوری تعریف کردم
یعنی اینکه تعهد بدی و باایمان و صبر قدم برداری برای بهتر شدنت از وضعیت الانت
کار کردن روی خودت با تمرکز زیاد
تلاش ذهنی برای شخصیتی درست
نقاط قوتتو قدرتمند کنی و باورهای توحیدی رو تقویت کنی
بری میون ترسها با ایمان به خداوند
دیدن تواناییهایت
و خیلی این دوره لذت بخشه و هر سری دوست داری دوباره برگردی و گوش کنی
و باز درک جدید فهم جدید و مطالب جدید و آگاهیهای جدید
من شما رو بسیار دوست دارم من خودمو با ارزش و با احساسه لیاقت میدونم که در این مسیر زیبا و در کنار شما استاد عزیز هستم برای دیدن و رسیدن به بهترینهای جهان هستی برای نعمت و ثروت فراوان
و دارم روی دوره زیبای عزت نفس کار میکنم و عاشقش هستم
استاد و مریم جانم و دوستان بینظیری در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند
بنام الله و سلام به استاد عزیزم و گروه بینظیرش و دوستان
من ضربه های سنگینی بخاطر ضعف های شخصیتیم خوردم و دارم میخورم و تازگیها دارم نشونه های داشتن استقلال مالی رو میبینم ولی راستش من هنوز نمیدونم چه کاری هست که میتونم انجام بدم که خیلی بهش علاقه دارم و باهاش متوجه گذر زمان نمیشم و همزمان میتونم باهاش ارزش آفرینی کنم و دستی از دستهای خدا باشم و بخوامکه هر روز تو اون رشد کنم در حال حاظر فقط میدونم که استعداد هنری عالی دارم و عاشق خلق زیبایی و دادن زیبایی هستم اما یه اشتیاقی در وجودم هست که هرروز بیشتر میشه و اون اینه که میخوام خدا و خودم و زخم های روحی و روانیمو بیشتر و بیشتر بشناسم و باید روی آگاهیم و باورهایی که تا الان دارم خییییلی کار کنم و یه سری ضعفهای شخصیتی بزرگی دارمکه بااید اصلاح بشن
من دقیقا مثل زمین خیییلی خیلی تشنه ای هستم که هر قدر آگاهی دریافت و درک میکنم انگار که هنوز تشنه ی تشنه ام و با هر بار چشیدن لذت آگاهیها مشتاق تر و تشنه تر میشم
من از پارسال در این مسیر جدی تر شدم و واقعا گاهی به آگاهیهایی هدایت میشم توسط خدا که میگم واووووو مگه همچین چیزی هم داریم!!!!
و خدارو بی نهایت شکر میکنم برای قرار دادن من در همچین فرکانسی و بودن با همچین روحهای آگاه و بزرگی
من وقتی مسیر خودشناسی و خداشناسی رو شروع کردم نشانه های زیادی دیدم که بهم میگفتن ممکنه خیلی چیزهایی که برات باارزشن رو از دست بدی همون چیزهایی که سالها بخاطر از دست دادنشون ترسیدم و بخاطر داشتنشون رنجها کشیدم و حتی گاهی از خودم میپرسیدم آیا تحمل از دست دادن داشته هاتو داری بخصوص اگر فلان چیز باشه و خودم رو در موقعیت از دست دادنش قرار میدادم و با اینکه قلبم درد میگرفت اما در تصمیمم و مسیرم جدی بودم و با این باور تا به الان اومدم که اگر من خودم و عشق به خدارو به دست بیارم خییلی بهتر و زیباتر از اونها رو خواهم داشت،من هدفم و نیتم دست یافتن به ارزش و هدف واقعی آفرینشم و خداست و باور دارم که هر چه خراب بشه و از دست بره قطعا داره میریزه تا عالیترش ساخته بشه،با هر فشاریکه در این مسیر بهم میاد میگم خدایا منکه تسلیم توام و میدونم تو داری صبر و توکل و ایمان واقعی رو یادم میدی و الانکه یادم آوردی که چه عهدی با تو بستم دیگه نمیخوام کم بیارم هر وقت هم کم آوردم تو قدرت دوباره ام بده و نشانه هاتو برام بیشتر کن
خدایا ممنونم که بهم یادآوری کردی عهدی رو که باهات بسته بودم و صبر کردی هرزمان که این عهدرو شکستم و هدایتم کردیکه متوجهش باشم که(( تنها تو را بپرستم و تنها از تو یاری بجویم)) و این بزرگترین منبع برای قدرت حرکت من و نترسیدن از مسیرمه
نور بشه برای تمام کسانیکه بهش احتیاج دادن
درود بیکران بر فرزانه عزیز
کامنتتون خیلی به دلم نشست.
لطافت روحتون رو دریافت کردم،
من هم مثل شما با وجودی که به هنر علاقه مندم و در مسیر علاقه ام هستم، ولی مثل شما خودشناسی و خدا شناسی رو ارجحتر می دونم، وقتی در سایت استاد هستم اتصالم به خدا بیشتر هست و لذت و حظ زیادی می برم.
با خوندن کامنت دوستانی مثل شما، روحم سرشار از معنویت میشه. ممنونم از این همه احساس معنوی که با ما به اشتراک گذاشتید.
به نام خداوند هدایتگر مهربان
خدایا من هرآنچه که دارم از آن توست و از تو به من رسیده است
سلام به استاد عباسمنش عزیز و سرکار خانم شایسته گرامی و تمام خانواده صمیمی عباسمنش
کلید رضایت از زندگی، هدف داشتن و حرکت کردن در مسیر هدف میباشد
اینکه به سمت کاری که علاقه دارم نمیرم، این نشانه واضحی از شرک به خداوند است، یعنی من میترسم که خداوند من را هدایت نمیکند و من را تنها میگذارد
با شنیدن این جمله چقدر من هم از خودم بدم اومد و به شرکهام پی بردم
من علاقه زیادی به کار کشاورزی، گلخانهداری و گل و گیاه دارم
همانطور که در گامهای قبلی هم نوشتم، تمامی شرایط به لطف و فضل خداوند فراهم شد که من وارد مسیر مورد علاقهام بشوم و بکار مستقل بپردازم
ولی ترس از شکست خوردن، نبودن مشتری، خراب شدن محصول و یا به تولید نرسیدن و بطور کلی ترس از آیندهای مبهم؛
اجازه نداد که من وارد این کار بشوم
بعد از حدود 3 سال که از اون شرایط سپری شده و من در این مدت بیهدف و بیانگیزه فقط دارم زندگیام را میگذرونم،
تمامی نشانهها از بالا و پایین و از در و دیوار داره بهم میگه که ادامه دادن این شرایط فقط منجر به نابودی و افسردگی من خواهد شد
و اگر من سریعا اقدام به تغییر شرایط موجود نکنم آیندهای مبهمتر در انتظارم خواهد بود.
چند ماه قبل، دختر من که از دانشجویان استاد عباسمنش میباشد و بواسطه پیروی کردن از آموزههای استاد، در شغل آتلیه عکاسی مراسم ازدواج
مشغول بکار شده، چون بمنظور برگزاری مراسم جشن عروسی با شغلهای مختلفی از جمله گلفروشی و دیزاین مراسم با گل آشنا میباشد
من را با یکی از گلفروشیهای مطرح اصفهان اشنا کرد که قرار شد من بعنوان کارآموزی نزد وی مشغول شوم،
آن شخص هم خیلی استقبال کرد و با رویی باز از من دعوت کرد که به مغازهاش بروم و مشغول گردم، ولی من هر بار به دلیلی این کار
را بتعویق انداختهام
و فکر میکنم با توجه به تمرین این گام، اولین قدم من این است که مجددا با وی تماس بگیرم و مشغول بکار گردم
اینجا نوشتم تا متعهد به انجام آن شوم