تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۰ - صفحه 18 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

482 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سید مرتضی موسوس گفته:
    مدت عضویت: 1988 روز

    سلام استاد، من چند سال پیش وضع مالی عالی داشتم و هم کارمندب و هم شغل آزاد با درآمد خوب داشتم،درگیر قمار شدم همه زندگیم حتی دولتی قلک بچه هامون باختم جفت کارامو بخاطر شرایط بد روحی از دست دادم همزمان درگیر اعتیاد شدید به مواد و مشروبات شدن، به قمار ادامه دادم سال ۹۲ حدود صد میلیون بدهکار شدم از تمام انسانهایی که باهاشون سلام علیک داشتم پول قرض کرده بودم و نزول هم کرده بودم، مجبور به ترک مواد و الکل شدم و با na پاک شدم بعد از چند سال به سختی بدهکاریامو کم کردم و زندگی و آبروم تا حدودی برگشت کار خوب پیدا کردم ، اما دوباره چند وقت پیش افتادم تو چرخه قمار و هرچی داشتم رو باختم و دوباره بدهکارم سنگین شد ، روحیمو نباختن که خانوادم نفهمن چون اونا دیگه نمیتونن این اتفاق رو بپذیرن،مخصوصا همسرم، چون شدیدأ کنارم ایستاد تا دوباره بلند بشم، یکی از دلایل که دوباره رفتم این بود که بعد از چهار سال که زندگی سالم داشتم دیدم هنوز بدهکارم، زمانی که من خونه و ماشین داشتم هیچکدوم از هم سن و سالانه نداشتن اما دیدم الان همه به نوعی صاحب همه چی شدن، سنم بالا رفته دو تا بچه بزرگ و کلی ترس یهو برام اومد ، درسته تو این تایم خیلی از قبل آرام تر بودم و زندگیم بی دغدغه تر اما چند بار اقدام به خرید یه پراید مدل پایین کردم همش واسه ۴_۵ تومن که کم نیاوردم معاملم نمیشد.و همین افکار منو کشوند به سمت اینکه یکبار دیگه اون بازی قمار رو امتحان کنم، امتحان کردن همانا و دوباره مثل گذشته بدهکاری های سنگین همانا.

    واقعا موندم چیکار کنم، باورمم اونقدر قوی نیست که بگم دوباره از راه درست بیام بالا. این باخت دردناکتر از دفعه قبل بود چون بعد از چند سال که به زحمت قرضامو با کلی منت گوش کردن پرداخت کردم دوباره اتفاق افتاد،

    واقعا موندم، چیکار کنم،

    راهنمایی لطفا🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      سیدیاسر صمدیان گفته:
      مدت عضویت: 2228 روز

      سلام دوست عزیز.

      بخشندگی وغفار الذنوب بودن خداوند را در نظر بگیر.از قانون بخشایش خداوند استفاده کن، از اون طلب بخشش کن و تعهدی کتبی بخودت بده که مابقی زندگیت رو با توجه به قوانین خداوند دنبال کنی.

      اشتباه شما از خطای موسی که شخصی رو کشت ویا یونس که در شکم نهنگ حبس گشت بیشتر نیست ولی وقتی با تمام وجود اقرار به اشتباه کردند وتوبه وطلب بخشش وخیر از خداوند به بهترین جاها هدایت شدند،موسی به سمت شعیب هدایت شد ویونس به پیامبری قومی پر از نعمتها….

      سبحانک یا لااله الا انت،انی کنت من الظالمین

      برای خودم وهمه دوستان از خداوند رحمان طلب هدایت در درست ترین مسیرها رو دارم.

      ممنون از استاد عزیز بخاطر این برنامه وکسب آگاهی بچه ها از اشتباهات و موفقیت هاشون

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
      گزارش نقض قوانین سایت
  2. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    سلام بر استاد مهربان

    درود بر دوستان خوبم

    نکته هایی عالی از این فایل یاد گرفتم و آنها را برای خودم و دوستان عزیزم می نویسم

    هدایت خداوند چقدر مهم هستند

    دل به خدای عزیز سپردن و گوش به حرف دل خودم که همان جای خدای است سپردن باعث موفقیت است و باعث پیروز شدن

    می دانم که شانس در این جهان وجود ندارد

    هر چه هست باورهای خودم است و هر چه هست فرکانس های خودم است که به این جهان هستی قانونمند ارسال می کنم

    صحبت های استاد واقعا عالی بودند

    بله شانسی وجود ندارد و هرچه است خودم هستم و خودم و خودم

    چقدر عالی است که وقتی اتفاقی و تضادی برای من رخ بدهد من سریع آگاه بشوم و سریع به خودم بازگردمم و بفهمم خودم و خودم را جمع و جور کنم و به خودم باز گردم

    فایل های مصاحبه با استاد واقعا فایل های ارزشمند هستند و قابل تعمل و تفکر

    ممنون استاد مهربان از این همه فایل های زیبا

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1486 روز

    سلام به استاد عزیز

    سلام به دوستان عالی خودم

    من زمانی تغییر کردم که واقعا همه چیز برای من به سختی در حال انجام شدن بود

    هی فشار زندگی برای من بیشتر و بیشتر می شد

    فشار کار برای من بیشتر و بیشتر می شد

    در نهایت به جایی رسیدم که بلاخره قدم نهایی را برداشتم و شروع به تغییر کردم

    اولین تغییر برای من این بود که بتوانم روی ذهنیت خودم کار کنم

    اولین تغییر برای من این بود که قدم بردارم و شروع به کار کردن روی خودم با کمک فایل های استاد کنم

    روزشمار تحول زندگی من

    ایمانی که عمل می آورد

    اجرای توحید در عمل

    باورهای ثروت ساز

    این فایل های برای من آنقدر عالی بود که شهامت و جرات را در دل من زنده کرد و به این درس و منطق رسیدم که من خودم خالق شرایط زندگی خودم هستم

    من خودم می توانم آنجور که دوست دارم را ادامه بدهم و انجام بدهم

    قدم بعدی برای من به قدری شیرین بود که توانستم از کار کارگری بیرون بیایم و قدم در راه کار شخصی خودم بگذارم

    اکنون خودم صاحب کسب و کار و برند شخصی خودم هستم

    چقدر این راه و مسیر برای من عالی و شیرین است

    چقدر درس هایی من در این راه کسب کردم

    آنگاه می دانم که من خودم خالق زندگی خودم هستم

    آنگاه من به این درک رسیدم که می توانم با کار کردن روی خودم تغییر کنم و با تغییر کردن من جهان بیرون هم تغییر می کند

    همه چیز برای من عالی و شدنی است

    همه چیز برای من فوق العاده زیبا در حال انجام شدن است

    چقدر عالی است که من در راهی بروم که خودم آنرا ساخته ام و از لذت می برم

    می دانم که همه چیز در دل و ذهن خودم است

    هر چه بهتر و بیشتر این قوانین را بدانم و از آنها در زندگی خودم بکار بگیرم سعادت برای من همیشگی خواهد بود

    سپاس از خدای هدایتگر خودم

    سپاس از خدای ممکن ها

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1647 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    هر ترفندی که ما را ترغیب کنه یک شبه پولدار بشیم ، کاملا اشتباه هست.

    جمله طلایی استاد عباسمنش

    در دوره روانشناسی ثروت یک، استاد به خوبی این روش را توضیح دادن ، تحت عنوان طرح پونزی ، که روش یک شبه پولدار شدن هست و البته افرادی گرفتار این تله میشن که ذهن فقیر دارن. چون باورهای نامناسبی در مورد ثروت دارن و دوست دارن یک دفعه پولدار بشن ، یا اینکه میگن من عرضه پول ساختن را ندارم و پولم می گذارم بورس ، تا از این طریق به پول برسم ، که باز هم افراد با ذهن فقیر گرفتار بورس و مشکلات آن میشن.

    خدایا شکرت

    علیرضا یکتای مقدم

    مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    گندم گفته:
    مدت عضویت: 437 روز

    سلام و درود به شما استاد بزرگوار، خانم شایسته دوست داشتنی و همه دوستان عزیز

    شاید موردی که میخوام بگم توی لول های پایین باشه اما خوشحالم که الان این پرسش به من یه تلنگر زد که به خودم امیدوار باشم وقتی تو مسیر هستم و حس خوب دارم و کارم رو به خدا سپرده ام و دارم آگاهانه تلاش میکنم حال خودمو خوب نگه دارم حتما همه چیز قراره منو به مسیر بهتر و هموارتر هدایت کنه

    من دو هفته پیش به لطف خدا ماشین خریدم و باید تعویض پلاک میکردم و فروشنده به من وکالت یکماهه داده بود و بلافاصله اقدام کردم برا نوبت گیری… طبق اگاهی هایی که از دوره های 12 قدم و فایل های رایگان استاد دریافت کرده ام اولین کلید راه رو نگه داشتن حال خوب و حس خوب میدونم… از دوست و همکارا که قبلا انجام داده بودند شنیده بودم نوبت گیری و کلا کار تعویض پلاک تو شهرمون خیلی کار وقت گیر و انرژی گیریه… ولی سعی میکردم توجه نکنم و حس خودمو خوب نگه دارم… یکی از همکارم میگفت فامیلشون ثبت نام انجام میده برو پیشش …وقتی میخواستم نوبت بگیرم ابتدا سعی کردم خودم نوبت بگیرم از یه جا به بعدش پیچیده شد برام سوال پیش اومد و سایت خطا زد همکارم کنار دستم میگفت برو کافی نت فامیلشون، زنگ زد و پرسید گفت سایت الان خرابه باز نمیکنه باید صبر کنی.. از طرفی خود مسول بنگاه بهم یه شماره داده بود و گفت برای نوبت گیری به ایشون بگو اشناس سفارش کردم کارتون رو…. منم یهو ب ذهنم اومد چه کاریه بزار زنگ بزنم به همون بنده خدا…

    خلاصه زنگ زدم و اطلاعات رو دادم و قرار ب ثبت نام شد… ثبت نامم چند روز طول کشید و هفته اول رو از دست دادم و نوبت گیرم نیومد منم هی میرفت حالم گرفته بشه… همکارم میگفت فامیلشون یه روزه برات نوبت میگرفت، منم تو دلم به خودم میگفتم تو از خدا خواستی حتما این جا بهتره… بعد از ده روز برام نوبت گرفتند و اخرش طرف برگشت بهم زنگ زد گفت من میتونستم برات سه بار نوبت بگیرم اما چون پلاک موجود نبود باید هربار هزینه مجدد تو سایت پرداخت میکردی، از اونجا که خودش شیفت صبح رو توی مرکز تعویض پلاک کار میکرد اطلاع داشت که پلاک چه روزایی موجوده

    و واقعیتش تو اون فاصله ده روز تا برام نوبت گرفت از اونجا که شاگرد کلاس اولم و تازه کار گاهی ناراحت میشدم که چه شانسیه عه چرا رفتم اونجا چرا خودم ثبت نام نکردم چرا نگفتم فامیل اون همکارم کار انجام بده، اما نمیراشتم تا ته حال بد برم به خودم میگفتم عب نداره تو از اول سپردی به خدا… ودر نهایت فهمیدم خدا میخواست من هزینه اضافی پرداخت نکنم

    این تجربه همین چند روز پیش منه

    من فقط هشت ماهه با استاد و آگاهی های ناب این سایت اشنا شدم

    شاد و سالم باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    حامد حسامی گفته:
    مدت عضویت: 3424 روز

    به نام خدا

    سلام و خدا قوت

    بسیار سپاسگزارم از استاد عباسمنش به خاطر قسمت دهم،محصوله هدیه ای تغییر را در آغوش بگیر.

    چقدر تجربه های استاد عباسمنش و آقا سعید برای من مفید و راهگشا بود و چقدر آقا سعید با گفتن این تجربه ها در مورد اینکه چگونه تغییر کردن به من کمک کردن.

    آقا سعید با اینکه در گروه اول بودن و به نشانه های مسیر نادرست قمار و شرط‌بندی توجه نکردن و خیلی دیر تغیرکردن اماتوانستند که در بیزینس خودشان جایگاه اول ایران را کسب کنند و با تغیر باورهایشان خودشان را از دسته ای اول افراد به دسته ای چهارم افراد پروژه ای تغیررا در آغوش بگیر،منتقل کنند و جزو بهترین های ایران باشند.

    واقعاً محصولات و آموزش های هدیه ای استاد عباسمنش نه تنهاکلی ثروت و نعمت را وارد زندگی ما میکند بلکه از کلی ضرر و زیان های مالی جلوگیری میکند و در این فایل هدیه من به بهترین شکل ممکن درک کردم که قمار و شرط‌بندی آخر عاقبتی نامیمون و ناخوشایند برای من دارد…

    موفق و پیروز باشید

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    ناشناس گفته:
    مدت عضویت: 215 روز

    سلام ودرود

    امروز ازخودم عکس سلفی گرفتم وگذاشتم توپروفایلم :)))

    البته من همیشه خودم ازعکسام خیلی زیباترم توعکس زیاد باکیفیت نمیوفته چهره ام

    ولی قیاقه خودم خیلی عالیترازعکسامه نمیدونم چرا .

    بعدش دیدم وای چقدر زیبا وباکلاس هستم معصومیت و وقار و نجابت ازصورتم میباره هرکس منوببینه یاد جانشین خدامیوفته .

    قدرت و وجذابیت درچهرم موج میزنه .

    میخاستم برم عمل زیبایی کنم دیدم معصومیت چهره ام کم میشه اگراینکاروکنم گفتم چرا درکارخدا دخالت کنم مادرزاد خوشگلم بدون عمل زیبایی بدون صبح تاشب درباشگاه بودن قیافه فابریکم دلنشین وجذابه . چون یکماهه میرقصم اعتمادبنفسم عالی شده میخام همش ازخودم عکس بندازم بیشترعاشق خودم شدم بوووووووووووس بخودددددددددددم

    بعدش گفتم حیفه چند روزیکبار ازخودم عکس نگیرم ودرپیجم نزارم کسانی که دلشون برام تنگ میشه عکساموببینن:))

    من واطرافیانم ازبک شبه پولدارشدن میترسیم ومیدونیم حماقته هیچوقت اینکارونمیکنیم

    استاااااااااااادعکس پروفایلمونگاه کن من آدمی هستم که درقمار سرمایموازدست بدم ؟!!!

    آفرین نههههههههههههههههههه:))))

    اینقدرباتجربه هستم که اینکارونکم .

    عروسی دعوتیم میترسم چله من باچله عروس قاطی بشه نمیدونم این چیزاخرافاته یانه نمیدونم بریم یانریم من عاشق عروسی رفتن هستم .

    میشه درباره چله به چله دوستان پاسخ منوبدن خرافاته یانه ؟!!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    مهدی وجدی گفته:
    مدت عضویت: 819 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم.

    سلام به استاد عزیزم و خانوم شایسته عزیز و دوستان عزیز هم مسیر.

    تجربه ای دارم در لین زمینه که نه تنها ثروتم رو از دست دادم بلکه سلامتی ام رو هم داشتم از دست میدادم که با دوستان عزیزم به اشتراک میگذارم.

    چند سال پیش من به دلیل ارسال فرکانس های نا مناسب وارد یک مسیر نامناسب شدم مسیری که فکر میکردم از اون طریق میتونم به ثروت برسم و اون مسیر چیزی نبود جز فروش مواد مخدر یا به قولی ساقی مواد مخر بودن.

    توی این داستان هم من مشرک بودم به تمام معنا و هم هرچی جهان نشانه میفرستاد من متوجا نمیشدم و ادامه میدادم.

    قرار بر این بود که من سرمایه بگذارم و با یکی از دوستان یک کافه ای رو راه اندازی کنیم و برای جور شدن این سرمایه من ماشینم رو فروختم که این دوستمون که من روش حساب باز کرده بودم و اون رو توی ذهن خودم به یک بت تبدیل کرده بودم بیاد و من رو خوشبخت کنه.

    خلاصه نمیخوام زیاد طولانی بشه و وارد جزئیات نمیشم ادامه دادن این مسیر باعث شد که من تمام دارایی ام رو از دست بدم و خودم دچار اعتیاد به همون موادی بشم که میفروختم و یک جا به خودم اومدم دیدم اون مهدی چند سال پیش که باید توی باشگاه ها دنبالش میگشتی تا پیداش کنی الان داره مواد میفروشه و مصرف میکنه و زندگی به شدت داغونی داره.

    و اینجا بود که از خداوند خواستم که دستم رو بگیره و هدایتم کنه به مسیر درست و من الان حدود 4 ساله که به هیچ چیزی اعتیاد ندارم و به صورت مداوم ورزش میکنم و سلامتیم رو سالهاست که به دست آوردم و از اون شهر مهاجرت کردم برای رسیدن به اهدافم و تعهد دادم که هیچوقت هیچوقت هیچ چیز مخدری وارد بدنم نکنم و سالم زندگی کنم و این مسیر رو ادامه بدم.

    خیلی خیلی خوشحالم از اینکه توی این پروژه فوق الاده هستم و دارم رشد میکنم و امروز هم برای دوم تمرین آگهی بازرگانی رو جلوی 20 نفر اجرا کردم و کلی انرژی و اعتماد به نفس گرفتم.

    عاشقتونم

    خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    محمد امین ایلونی کشکولی گفته:
    مدت عضویت: 441 روز

    به به ، چه تضادی و بعد چه موفقیتی

    چه داستان بی نظیری هست اینکه بتونی از زیر صفر مجدد شروع و کنی و بعد بشی جز تاپ های کتونی!

    واقعا تحسین میکنم این دوستمون و همچنین استاد رو که با وجود این تضاد ها تونستن مسیر خودشون رو ادامه بدن و چندین و چند برابر اون پول رو بدست بیارن

    واقعا داستان الهام بخشی است که بتونی با اون چک و لقد ها دووم بیاری و مسیر خودت رو بهتر از قبل پیش بگیری!

    شکر الله بابت این مثال ریل که میتونه جلسه ی دو عزت نفس و همچنین جلسه یک عشق و مودت رو برام ملموس کنه!

    استاد در این فایل ها میگن که باید تضاد رو پله ای کنیم برای موفقیت ، نباید که با تضاد ها درگیر بشیم و غرو لنگ کنیم باید بتونیم با حل تضاد ها رشد کنیم و به تعالی برسیم

    باید با تضاد ها دوست باشیم ، باید مسائل زندگی مون رو حل کنیم و بزرگ تر بشیم ، باید بر ترس هامون وارد بشیم و بعد بدونیم که چقدر واهی اند و بزرگ تر بشیم

    برای تغییرات اساسی باید مسائل بزرگ تری حل کنیم! باید تصمیمات قدرتمندانه تری بگیریم ، باید تعهد قوی تری به خودمون بدهیم!

    شکر الله بابت اینکه میتونم قدرتمند رو خودم کار کنم و از فرایندم لذت ببرم!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1805 روز

    بانام خداوند هدایتگر

    سلام و درود به استاد عزیزم جناب عباس‌منش عزیز،خانم شایسته نازنین و همه‌ی همراهان دوست داشتنی در مسیر زیبای رشد و آگاهی

    کامنت اول گام دهم

    استادعزیزم دراینجا تقریباخارج ازموضوع این قسمت ازاخرین تجربه خودم درمورد موضوع مهم تغیر براتون مینویسم

    عنوان :

    قبل از آن‌که جهان با لگدهایش مرا بیدار کند، خودم تصمیم به تغییر گرفتم

    چندروز پیش تضادی برای من پیش آمد که در ظاهر شاید کوچک بود اما در درونم تحولی بزرگ ایجاد کرد من با آقای …. چندماهی هست به عنوان مدیران مجتمع مسکونی گلها همکاری داشتیم در طی این چندماه به‌دلیل اختلاف سلیقه و تفاوت دیدگاه وهمچنین روحیات ایشان که بسیارروحیه تهاجمی دارد درست درنقطه مقابل من که روحیه ای بسیارارام دارم ودوست دارم کارها درمحیط وجوی آرام همراه باتعامل پیش بره درهمین راستا چندشب پیش میان ما درگیری لفظی پیش آمد در آن لحظه احساس رنجش، خشم و دلخوری شدیدی داشتم چند روزی ذهنم آرام نمی‌گرفت و حتی شب‌ها خوابم نمی‌برد.

    اما در میان همان ناراحتی صدای درونی‌ام به من گفت:

    «اگر می‌خواهی به آرامش برسی، باید نگاهت را تغییر دهی نه دیگران را»

    یادم افتاد که استاد عباس‌منش همیشه می‌گویند:

    جهان بیرون ما اینه بازتاب درون مااست هرچه درونت را تغییر دهی جهان بیرون نیز تغیر می‌کند

    نهایتاظهرروز گذشته به‌جای سرزنش آقای… یا توجیه رفتار خودم تصمیم گرفتم مسئولیت احساسم را بپذیرم با خودم گفتم شاید این موقعیت فقط آمده تا من را متوجه باوری در درونم کند که نیاز به درمان دارد بنابراین به‌جای ادامه‌ی رنجش تصمیم گرفتم از موضع عشق وگذشت عمل کنم

    دیروز ظهربا نیتی خالصانه پیامی از دل نوشتم و برای ایشان فرستادم؛ پیامی سرشار از احترام، دلجویی و عذرخواهی جالب اینجا بود که ایشان نیزبلافاصله با پیامی بسیار محبت‌آمیز و صادقانه پاسخ دادنددر همان لحظه حس کردم بار سنگینی از دوشم برداشته شدنه فقط رابطه‌مان آرام شد بلکه درون خودم آرام گرفت وشب گذشته درراستای پیامهای که برای یکدیگرارسال کرده بودیم چنددقیقه ای باهم حضوری صحبت کردیم وقتی باایشان روبروشدم باورم نمیشد انگاریک ادم دیگری شده بود پراز احساس خوب وچهره خندان هم دیگررابوسیدیم

    این تجربه به من آموخت که جهان بیرون همیشه به من نشان می‌دهد کجای درونم نیاز به رشد داردهرگاه در درونم احساس خشم، ترس یا ناراحتی می‌کنم می‌فهمم که زمان تغیری تازه فرا رسیده است

    من فهمیدم که آرامش واقعی از «درون» آغاز می‌شود نه از تغیر رفتار دیگران

    امروز با تمام وجود درک کرده‌ام که:

    قبل از آن‌که جهان بخواهد با لگدهایش مرا وادار به تغیر کند، خودم انتخاب می‌کنم که تغییر کنم

    و این یعنی قدم گذاشتن در مسیر آگاهی

    سپاس از استاد عباس‌منش که با آموزه‌های ارزشمندشان یادم دادند عشق، گذشت و تغیر درونی، کلید تجربه‌ی بهشت در همین لحظه است.

    تادرودی دیگربدرود

    اصغرابراهیمی 21 آبان 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: