این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-12.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-11-15 06:48:282025-11-16 18:06:33تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟»
خیلی جالبه که امروز کلا داشتم تعلل میکردم و این نشانه ام بود خدایا شکرت برای این هدایت ناب
1. شروع برنامه ریزی که کردم و انجام دادن آن برای رشته مورد علاقه ام
2.مطمئنم گذشته دوباره تکرار میشه و من دوباره ضربه شدیدی میخورم از اینکه میتونستم و نکردم و بعد شرایط خیلی سخت میشه و درست کردنش به آسونیه حالا نیست (جالبه که این مورد عمل نکردن به برنامه ریزی درسی همیشه برام تکرار میشه و من همیشه تصمیم میگیرم که دوباره این اشتباهمو تکرار نکنم اما دوباره اشتباه میکنم شاید چون خیلی از اشتباه کردن میترسم و ازش متنفرم همیشه در این مورد که خیلی برام مهمه اشتباه میکنم و حالا به این درک رسیدم که من قبلاً درمورد تغییر باورهای به شدت محدود کننده درسیم که باعث میشدن عمل کردنو به تاخیر و تعویق بندازم هیچ تلاشی نمیکردم اصلا تلاش نمیکردم و برام خیلی راحت تر بود که نخونده 14و13 بشم تا اینکه خونده 17و18 بشم برای ذهن کمالگرای من درک اینکه بخونم و 20 نشم خیلی سخت بود پس اصلا به برنامه ریزی هام عمل نمی کردم و به تاخیر می انداختم تا کلا فرصت ها از دست میرفت اما الان که دارم این کامنت رو مینویسیم با تمام وجودم میخوام تغییر کنم میخوام که سرمو از توی برف بکشم بیرون اصلا اشکال نداره که تا الان داشتم چک و لگد میخوردم از جهان اما از حالا به بعد دیگه اشکال داره و دیگه الان که درک کردم ذهنم باز ترشد مدارم کمی بهتر شد دیگه اشکال داره خدا بامنه من میتونم تغییر کنم تمام تلاشم رو میکنم)
3.الان ساعت1:40 شب هست که دارم این کامنت رو مینویسیم تعهد میدهیم به خودم خدا و خانواده عزیزم در سایت عباسمنش تمام سعی خودم و بکنم که برنامه ام رو درست اجرا کنم با دید باز و راحت کمالگرایی رو بزارم کنار و با خودم راحت و رفیق باشم به خودم احترام بزارم و برای خودم ارزش قائل باشم برم باورهای مخرب درسی مو پیدا کنم و تغییرشون بدم و از جواب های طلایی بخش عقل کل هم کمک بگیرم و در آخر پیرو علاقه خودم باشم و اونی باشم که خودم دوست دارم و میخواهم که باشم
(چندتایی از باور های مخرب درسی که پیدا کردم و اصلاح کردم خیلی منو متعجب کردن از اینکه اینقدر مخفی و گنگ و پنهان بودند و خیلی هاشون با ریشه های باورهای مخرب ثروت یکی بودند مثل اینکه من اگه درسام خوب باشه و نمرات خوبی بگیرم ممکنه آدم بدی بشم از نظر دیگران آدم نچسبی جلوه کنم یا اینکه اگه من درسام خوب بشه دوستامو از دست میدم و تنها میشم یا اینکه ممکنه من درسام خوب بشه وهیچ کس تو مدرسه بچه درسخونا رو دوست نداره و….)
ی باور خیلییییی مخرب هست و حتی ضربالمثل این باور هم هست اینکه«گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بومیده»
این وصف حال من بود که تلاش های بی ثمر داشتم و یا اصلا هیچ تلاشی نداشتم و میگفتم من نخونده بودم ……. یعنی مثلاً من خودمو اینطوری گول میزدم که آره من نخونده بودم این شدم اگه میخواستم بخونم که میشدم 22 و کولاک میکردم
امیدوارم که دیگه وصف حالم نباشه امیدوارم که برای هیچ کس از خانواده عزیزم از سایت عباسمنش نباشه
دوستون دارم از استاد عزیزم از خانم شایسته عزیز از همه اعضای خانواده عزیزم تشکر میکنم برای این جمع زیبا :)
1. آن مهارت یا تغییر ضروری که از آن میترسید یا تعلل میکنید، چیست؟
2. اگر امروز آن را انجام ندهید، پیشبینی میکنید جهان در آینده چطور شما را “مجبور” به یادگیری آن خواهد کرد (مثلاً چه بحرانی پیش میآید)؟
3. برای شروع یادگیری یا انجام آن تغییر حیاتی، چه “تصمیم جدی” را همین الآن میگیرید؟»
خیلی جالبه که امروز کلا داشتم تعلل میکردم و این نشانه ام بود خدایا شکرت برای این هدایت ناب
1. شروع برنامه ریزی که کردم و انجام دادن آن برای رشته مورد علاقه ام
2.مطمئنم گذشته دوباره تکرار میشه و من دوباره ضربه شدیدی میخورم از اینکه میتونستم و نکردم و بعد شرایط خیلی سخت میشه و درست کردنش به آسونیه حالا نیست (جالبه که این مورد عمل نکردن به برنامه ریزی درسی همیشه برام تکرار میشه و من همیشه تصمیم میگیرم که دوباره این اشتباهمو تکرار نکنم اما دوباره اشتباه میکنم شاید چون خیلی از اشتباه کردن میترسم و ازش متنفرم همیشه در این مورد که خیلی برام مهمه اشتباه میکنم و حالا به این درک رسیدم که من قبلاً درمورد تغییر باورهای به شدت محدود کننده درسیم که باعث میشدن عمل کردنو به تاخیر و تعویق بندازم هیچ تلاشی نمیکردم اصلا تلاش نمیکردم و برام خیلی راحت تر بود که نخونده 14و13 بشم تا اینکه خونده 17و18 بشم برای ذهن کمالگرای من درک اینکه بخونم و 20 نشم خیلی سخت بود پس اصلا به برنامه ریزی هام عمل نمی کردم و به تاخیر می انداختم تا کلا فرصت ها از دست میرفت اما الان که دارم این کامنت رو مینویسیم با تمام وجودم میخوام تغییر کنم میخوام که سرمو از توی برف بکشم بیرون اصلا اشکال نداره که تا الان داشتم چک و لگد میخوردم از جهان اما از حالا به بعد دیگه اشکال داره و دیگه الان که درک کردم ذهنم باز ترشد مدارم کمی بهتر شد دیگه اشکال داره خدا بامنه من میتونم تغییر کنم تمام تلاشم رو میکنم)
3.الان ساعت1:40 شب هست که دارم این کامنت رو مینویسیم تعهد میدهیم به خودم خدا و خانواده عزیزم در سایت عباسمنش تمام سعی خودم و بکنم که برنامه ام رو درست اجرا کنم با دید باز و راحت کمالگرایی رو بزارم کنار و با خودم راحت و رفیق باشم به خودم احترام بزارم و برای خودم ارزش قائل باشم برم باورهای مخرب درسی مو پیدا کنم و تغییرشون بدم و از جواب های طلایی بخش عقل کل هم کمک بگیرم و در آخر پیرو علاقه خودم باشم و اونی باشم که خودم دوست دارم و میخواهم که باشم
(چندتایی از باور های مخرب درسی که پیدا کردم و اصلاح کردم خیلی منو متعجب کردن از اینکه اینقدر مخفی و گنگ و پنهان بودند و خیلی هاشون با ریشه های باورهای مخرب ثروت یکی بودند مثل اینکه من اگه درسام خوب باشه و نمرات خوبی بگیرم ممکنه آدم بدی بشم از نظر دیگران آدم نچسبی جلوه کنم یا اینکه اگه من درسام خوب بشه دوستامو از دست میدم و تنها میشم یا اینکه ممکنه من درسام خوب بشه وهیچ کس تو مدرسه بچه درسخونا رو دوست نداره و….)
ی باور خیلییییی مخرب هست و حتی ضربالمثل این باور هم هست اینکه«گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه پیف پیف بومیده»
این وصف حال من بود که تلاش های بی ثمر داشتم و یا اصلا هیچ تلاشی نداشتم و میگفتم من نخونده بودم ……. یعنی مثلاً من خودمو اینطوری گول میزدم که آره من نخونده بودم این شدم اگه میخواستم بخونم که میشدم 22 و کولاک میکردم
امیدوارم که دیگه وصف حالم نباشه امیدوارم که برای هیچ کس از خانواده عزیزم از سایت عباسمنش نباشه
دوستون دارم از استاد عزیزم از خانم شایسته عزیز از همه اعضای خانواده عزیزم تشکر میکنم برای این جمع زیبا :)