این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2021/05/neveshteh-4.webp8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-12-05 07:53:192025-12-06 20:44:46تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
دررابطه با قهرمانی بزرگترین ترسی ک داشتم این بود که اگه برم و بازی رو نبرم چی؟ آبروم میره پیش همه ؛ درمورد من چی فکر میکنن و …
و این بزرگترین مانعی بود ک نذاشت مومنتوم رو حفظ کنم و به حرکت ادامه ندادم
الانم همین ترس همرامه اما با وجود همین ترس اینبار میخوام انجامش بدم و هرنتیجه ای داشت ادامه بدم
چه برنده باشم چه نه هیچ چیزی از ارزشهام کم نمیشه بلکه دوسر برده چون یا میبرم یا اینکه برای خواسته ام حرکت کردم و چیزی برای حسرت خوردن ندارم البته تاحالا نشده کاری رو با تمام وجودم انجام بدم و نتیجه نگیرم فقط اینبار فرقش اینه که وقتی مسیر درسته و همزمان روی باورهام دارم کار میکنم همه چی به راحتی رقم میخوره نه بسختی
امروز دوباره دوره هم جهت با جریان خداوند رو شروع کردم و کلی یادآوری شد برام که حواسم و جمع کنم و مومنتوم رو در رسیدن به خواسته هام و در مورد نکات مثبت حفظ کنم
من توو این چهل سال عمرم خیلی پر تلاش و پراراده بودم.اما بهترین سرمایه گزاریم شرکت در دوره های شما بود.چون من همت و تلاش و اراده ی فراوانی الله بهم داده بود ولی آگاهی هام خیلی کم بود و با اشنایی با دوره های شما و تحقیق و تمرین در فایلهای دانلودی
و عملی کردن اموزش های استاد
تغییرات خیلی زیادی در زندگیم دیدم و علنی متوجه جریان روان زندگیم هستم.
قبلا نمیدونستم اینقد جزء ب جزء باید قدمهای زندگیم رو بردارم تا ب هدفم برسم
فکر میکردم رسیدن ب هدف با تلاشهای مستمر من مثل معجزه وارد زندگیم میشه.وقتی از آگاهی های سایت استفاده کردم تصمیم گرفتم چیزهای ریز و کوچیکی ک توو زندگیم میخام تغییر کنه رو نوشتم.اول از غول بزرگ زندگی شروع نکردم از چیزای کوچیک شروع کردم .مثلا اینکه نه گفتن برام خیلی سخت بود.هر بار ک موفق میشدم به کسی نه بگم توو دفتر نتایجم مینوشتم و اینجوری الان نه گفتن خیلی برام راحت تر شده.کارای شخصی بچه هامو انجام دادن خیلی خستم کرده بود من با آگاهی های سایت ک باید ارزشمندی و لیاقت خودمو بالا ببرم تصمیم گرفتم خودمو از قید و بند هر چیز کوچکی ک اذیت بودم .رها بشم.شروع کردم ب نوشتنش و یکی یکی تلاش میکردم انجامش ندم هربار موفق میشدم مینوشتم.بقول استاد قرار نیست هر بار موفق بشین.این یک تمرینه.پس ناامید نشو و بازم بلند شو و تلاش کن.قبلا اینو نمیدونستم و همش میگفتم من ک تغییر نمیکنم.من نمیتونم خودمو تغییر بدم.اما از استادم یاد گرفتم چجوری قدم ب قدم برم جلو و شکست هام ناامیدم نکنه.
کم کم آرامش اومد توو زندگیم.همون چیزی ک من فقط برای این ارامش و خداشناسی این سایت رو الله در مسیرم قرار داد.
سالها بود دنبال توحید و ارامش بودم.توو این مسیر من ده ساله دارم تمرین میکنم. اما قطعه های این پازل وقتی شروع به قرار گرفتن و چیدمان شد که من از آگاهی های سایت و دوره های استاد استفاده کردم
و الان ریز ب ریز دارم راه ها رو فتح میکنم.
واین گام ب گام واقعا بی نظیره.فوق العاده ست.و انگار خود خدا واسه خودم فرستاده.
چون الان واقعا وقتش بود گام ب گام کنارتون باشم
مریم بانوی مهربانم ممنونم از تک تک زحماتتون.
استاد نازنینم ممنونم که هستی.جهان خیلی ب شما نیاز داره
و خدمت تمامی دوستان و همراهان سایت استاد عباسمنش دوست داشتنی
خیییلی احساس خوبی دارم که در کمتر از یک هفته دارم دوباره در سایت کامنت مینویسم و این خواسته که بتوانم بیشتر و جدی تر در سایت استاد کامنت بنویسم داره کم کم محقق میشه برام
الان که دارم اینجا مینویسم در مقابل یک از بزرگترین موانع زندگیم تا کنون ایستادم و ترس از شکستم پس از تغییری که خدا میدونه ته دلم میخواد اما دائم داره توجیه ها و وسسوسه هایی خوش ظاهر و فریبنده بهم میگه که به این روزمرگی ادامه بده و جمله هایی مثل حیفه مسیری که تا اینجا اومدی رو تغییر بدی تو گوشم نجوا میشه و دلم رو خالی میکنه
از اونجا که همزمان دارم دوره روانشناسی ثروت 1 استاد رو میگذرونم و در جلسه دوم این دوره ارزشمند اهرم رنج و لذتم را نوشتم و در تلاش برای فعال کردن این اهرم مهم برای هدف بزرگم هستم خیلی جدی میخوام در این کامنت جزئیات خواسته ام را بنویسم تا رد پای عمیقی از خودم بجای بگذارم و پس از تحقق خواسته ام برگردم و این جا به خودم بگم که این مسیر چه شخصیتی رو در من ایجاد کرد:
من در زندگی ام مدت بیش از 12 ساله که میخواهم بیزینس شخصی و مستقل خودم را داشته باشم و هر بار با نگاهی شرک آلود دچار درگیری هایی شدم که پس از پشیمانی بسختی از آن خودم را نجات دادم اما باز دیدم در الگویی تکرار شونده دچار روزمرگی ای بدون انگیزه های دلخواهم شدم
اگه بخوام مثال هایی از مسیرم تا الان رو بگم:
– مثلا پس از فارغ التحصیلیم از دانشگاه با اینکه حسابی مسلط به کارهای کامپیوتری بودم و علاقه ای شدید بهش داشتم خودم مستقل این کار را پیش نگرفتم و شاگرد یک مغازه شدم و به حقوقی ناچیز قناعت کردم
– یا بعد از اون با اینکه علاقه به کار بازار داشتم بازم بجای اینکه برای خودم کاری رو راه بندازم بازاریاب یکسری شرکت ها شدم و فقط به حقوقی ماهیانه و پورسانتی اکتفا کردم
– بعد از اون از انجا که مثلا مدرک لیسانس دارم در تلاش بودم که حتما سر کار دولتی برم و با شرکت در ازمون در یک شرکت نیمه دولتی سر کار رفتم هرچند ماهیت کارم را دوست داشتم اما نحوه زندگی کارمندی و محدودیت هاش رو اصلا نمیخواستم اما بخاطر باورهای محدود کنندم ادامه دادم که الان 12 ساله کارمندم و هنوز اینقدر اهرم رنج و لذتم طوری فعال نشده که از این کار کارمندی بیرون بیام
– همزمان در کار نتورک مارکتینگ در دو شرکت به مدت 5 سال فعالیت کردم و با کلی آسیب و تجربیات تلخ و کمی سازنده اومدم بیرون بالاخره
– و غول مرحله اخر یا اصلی که هیچ جوره نمیخوام تحملش کنم یک کار شراکتی هست که بازهم متاسفانه هیچ علاقه ای بهش ندارم اما با وسوسه یکی از دوستانم اون رو شروع کردیم و کلی وام بخاطرش گرفتم و خونه نوسازم رو قبل از ورود بهش فروختم و ماشین خارجی ام و طلاهای همسرم رو بخاطرش فروختم و با کلی بها درگیرش هستم و بعد از مدتها که هیچ درامدی نداشت بالاخره با سختی زیاد به درامد رسوندیمش و تعداد شرکای این کار به 7 نفر رسیده و اعصابم و ارامشم رو ازم گرفته و بخاطر یک درامد کمی خوب دارم تحملش میکنم و از طرفی اینقدر بخاطرش بها دادم که حیفم میاد ازش بیام بیرون
و ……
من میخواهم این اهرم را برای راه اندازی بیزینس مستقلم فعال کنم
در این هدف کلمه مستقل بودن خیییلی برام مهمه چون پاشنه عاشیلم هست و حس میکنم بخاطر مشرک بودنم تا حالا در هیچ کدوم از کارهایی که رفتم حتی با اینکه بهشون علاقه زیاد دارم اما مستقل نبودم و همیشه یا برای کسی یا با کسی کار کردم
الان میخوام بیزینس مورد علاقم رو که حسابی هم دوستش دارم رو راه اندازی کنم اما با تمرکز 100 درصد و بصورت کاملا مستقل
من میدانم برای راه اندازی این بیزینس باید اول یکسری اضافات را حذف کنم و الان میخوام در مرحله اول سخت ترینش یعنی شراکتم را حذف کنم و از این شغل شراکتی انصراف بدم
و باور بنیادین و توحیدی که من به تنهایی میتوانم در بیزینس مورد علاقم موفق شوم را درست کنم و به این باور قدرت بدهم
و حالا ….
اهرم رنج و لذتم و پس از آن تعهد توحیدی ام:
اهرم رنج:
– یکی از رنج های کار شراکتی ایجاد و قوت گرفتن باور شرک در من است و روز به روز شخصیت ضعیف تری از من می سازد و قطعا باعث پسرفت من میشه
– در کار شراکتی ام هیچ نوع خلاقیتی ندارم و هر دفعه تغییری در بیزینسمون میدیم بصورت صد درصد باب میلم نیست و مجبورم به زور بپذیرم یا مطابق نظر جمع و حتی گاهی نظر یک نفر خودخواهانه باشم
– در کار شراکتی ام هیچ تمرکزی روی روند بیزینس ندارم و کارهایی که من میخوام رخ بده بخاطر اختلاف نظر بگونه ای دیگه و حتی برعکس پیش میره
– بدلیل باورهای متفاوت شرکا مجبورم اقداماتی ناهماهنگ با باورهای خودم انجام دهم
– در 5 سال ایند من در بهترین حالت در همین نقطه ای هستم که الانم و هیچ پیشرفت چشمگیری ندارم
– 5 سال اینده به خودم میام و میبینم فقط وقت و انرژی و پولم رو صرف کارهای نا دلخواهم کردم و قطعا ناراضی هستم و یک زندگی روتین بدون پیشرفت رو ادامه دادم
– پنج سال اینده وقتی میبینم از هیچ ایده و تواناییم نتونستم نتیجه بزرگی بگیرم کم کم تبدیل به فردی افسرده و شکست خورده میشم
– حتی خودم هم خودم را قبول ندارم و هیچ احساس لیاقتی در من شکل نمیگیره چون باز هم فکر میکنم من باید برای دیگران و با شراکت دیگران به نتیجه برسم
– و بدتر از همه اینه که اون شرکا منو کنار بگذارند و من بعدا احساس قربانی شدن بکنم
– چون احساسم با این نحوه کار الانم بده این احساس بد باعث اتفاقات بدی تا 5 سال اینده میشه
اهرم لذت:
– بزرگترین لذتم در داشتن بیزینس مستقلم اینه که صفر تا صد مسیر رشدم رو خودم با ایده های خودم خلق میکنم و میتونم از مسیرش حسابی لذت ببرم
– میتونم مسیر رشد بیزینسم رو بر اساس باورهای توحیدی و قدرتمند کننده پیش ببرم
– 5 سال اینده یک شخصیت خودساخته دارم که بصورت مستقل میتونم از پس هر کاری و حتی کارهای بزرگتری بر بیام
– از الان تا 5 سال اینده با تغییرات کوچکم و ساختن باورهای توحیدی میتونم تکاملم رو طی کنم و به رشد عالی در بیزینسم برسم
– میتونم هر ایده ای که به ذهنم میرسه رو انجام بدم و با گسترش بیزینسم موجب گسترش دنیا بشم و این باعث موفقیت های بعدی من میشه
– خلاقیت و کارهایی که انجام میدم حتی اگه نتیجه ملموسی هم نداشته باشه اما بهم احساس زنده بودن و توانمندی میده
– احساس لیاقت در من بیشتر از قبل شکل میگیره چون دارای بیزینسی هستم که کلش مال منه
– قطعا بواسطه نتایجم انگیزه ای میگیرم که باعث انرژی چندین برابریم میشه
– از همه مهمتر دارای بیزینسی با اختیار 100 درصد میشم و این بهترین احساس در خواسته ام هست
تعهد توحیدی من:
حالا که این اهرم را فعال کردم
من تعهد میدهم که امیدم را به افرادی که تا بحال وابسته و مطیع انها بودم را قطع میکنم
در مرحله اول شراکتم را خاتمه میدهم و اینکار خودش یک روحیه توحیدی و آزادی بهم میده و خیلی محکم و با عزت نفس بهشون اعلام میکنم که من از این تاریخ میخواهم کار مستقل خودم را انجام دهم و در ذهنم این باور قدرتمند کننده را میسازم که هیچ نیازی به شریک و یا فرد حمایت کننده ندارم
الان که دارم اینو مینویسم یک باور محدود کننده ام را پیدا کردم که بلافاصله میخوام روی اون کار کنم و این هست که من بدون نیاز به هیچ حامی میتوانم نتایج بزرگ را برای موفقیتم در مسیر اهدافم خلق کنم
چند تا از این حامی هایی که تا حالا خودم رو بهشون محدود کرده بودم رو این زیر مینویسم:
– شرکا و افرادی که در بیزینس قبلی ام برایمان مشتری میاوردن
– یک سری افراد سیاسی شهر و استانم
– یکسری افراد در ارگانها و ادرات
– رییسم در کار کارمندی ام که فکر میکردم با حمایت اون میتونم ارتقا بگیرم در صورتی که هرچه در کارم مهارت و تخصص بیشتری رو کسب میکنم مسیر برایم هموارتر میشه
– حمایت تعدادی از دوستانم که تجربه ای دارند
– حمایت همسرم
البته میدانم که با افرادی میتوانم همکاری داشته باشم و با روابط خوب نتایج خوب هم بدست بیاورم اما باورم این نیست که بدون وجود و حمایت انها نمیتونم نتیجه بگیرم
خیلی ایده ها و تصمیمات خوبی داره توی ذهنم میاد
همین الان از خداوند میخواهم که منو برای راه اندازی بیزینس مستقلم در فیلد مورد علاقم هدایت کند و از همین لحظه اماده دریافت الهامات رب العالمین هستم
خدایا شکر که توانستم در این سه روز این کامنت رو بنویسم
از همه دوستان تشکر میکنم که کامنت منو مطالعه کردن و تجربیاتشون از قانون رو بهم میگن
از استاد بزرگوارم استاد عباسمنش عزیز بی نهایت سپاسگزارم که این پروژه عالی رو در سایت قرار دادن تا بتوانیم براحتی تغییرات مهم را در آغوش بگیریم
همچنین مریم خانم شایسته عزیز و دیگر دست اندر کاران سایت که هر لحظه حضورشون رو در سایت و هندل کردن این پروژه حس میکنم
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت، اهرم رنج و لذت من در مورد تغییر اساسی و بنیادین من در سایت استاد عباسمنش هستش، اگر من تا 5 سال آینده تغییر کنم چه اتفاقاتی رخ میده؟ من یک فرد با ایمان با باورهای توحیدی خواهم بود، آرامش، شادی درونی تجربه و از هر لحظه از زندگیم لذت خواهم برد، از طریق شغل مورد علاقه ام درآمد بالایی کسب خواهم کرد، در خانه مورد علاقه ام زندگی خواهم کرد، ماشین مورد علاقم سوار میشم، بدهی هام پرداخت میکنم، عزت نفس و اعتماد بنفس من بالا میره، احساس خود ارزشمندی و احساس لیاقت بالا میره، به خانوادم مخصوصا مادرم کمک مالی میتونم کنم، میتونم هرجا دوست دارم سفر برم، همه خواسته ها و آرزوهام از بظاهر کوچیک تا بزرگ برآورده میشه، آدم های مناسب وارد زندگیم میشن در کنار هم بودن لذت میبریم، خداوند از من راضی خواهد بود، از نظر جسمی و روانی و ذهنی در سلامت کامل هستم، میتونم جاهایی که دوست دارم برم و لذت ببرم، کارت معافیت سربازیم میگیرم، دیپلمم میگیرم، الگو کل خانواده و فامیل میشم، مامانم و خواهرام خیلی خوش حال میشن، وقتی تو این دنیا زندگی عالی تجربه کنم اون دنیا هم زندگی عالی رو تجربه خواهم کرد، انسانی مستقل خواهم بود، استقلال مالی خواهم داشت و در کل غرق خوشبختی میشم خدایا یعنی میتونم؟ اون موقع 30سالم میشه بیام این پیام ببینم، اگر تغییر نکنم چه مصیبتی هایی 5 سال بعد رخ میده؟ صد در صد انسانی افسرده و غمگین خواهم بود، وسواس فکری و عملی من شدید میشه، هر لحظه با ترس و نگرانی و وحشت زندگی خواهم کرد، در حسرت آرزوها و خواسته هام میمونم، از نظر جسمی، روانی، ذهنی مریض خواهم شد، فردی محتاج به دیگران خواهم شد، ذهنم همش میره تو آینده و گذشته و عملا از هیچ لحظه ای در زندگی لذت نخواهم برد، همش احساساتم بد خواهد بود و طبق قانون هی اتقاقات بد و بدتر واسم خواهد افتاد احساس هم که بد باشه ناسپاس خواهم شد، تضادها هی شدید و شدید تر میشن دیگه چک و لقد نمیاد عملا پرتاب از بالای کوه برام اتفاق خواهد افتاد فردی مشرک و بی ایمان خواهم بود نتیجه اش هم مشخص زندگی سخت در این دنیا و اون دنیا دیگه این شرایط به سیم آخرررررر زدنهههههههه، خدایا کمکم کن این اهرم به درستی تو ذهنم جا بیوفته من دلم خوشبختی میخواد 25 سال عمرم هدر دادم میخوام ازین به بعد خوب زندگی کنم دیگه تحمل رنج ندارم!
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم
سلام سلام به استاد عزیزم واستاد مریم جانم
سلام به دوستان خوبم
1. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداختهاید، چیست؟ (مانند راهاندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)
هیچ تصمیم بزرگ وترسناکی نیست که به تعویق انداخته باشم وتمام سعیم بر این هست که به طور مداوم وبا استمرار به مسیرم ادامه بدم ودر تمام زمینه ها شغلی،روابط،سلامتی،مادی،معنوی هر الهام وایده ای بهم شد بهش عمل کنم وبه اندازه ای که تغییر کردم نتیجه هم گرفتم .
2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
قبل از اینکه در این مسیر الهی حرکت کنم در تمام زمینه ها شغلی ،روابط،سلامتی،مادی ومعنوی تجربه های تلخی داشتم وتمام این تجربه های تلخ اهرمی شد واسم برای اینکه صدم رو بزارم برای تغییر کلی و با اعماق وجودم بخوام از همه نظر تغییر کنم ودر تمام جنبه ها رشد کنم وخداروشکر تا اینجای مسیر به طور مداوم وتکاملی وپله پله رشد کردم واز همه مهمتر، سپاسگزارتر شدم وبرای تک تک داشته هام سپاسگزار خداوندم شدم
3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
خداروشکر وقتی خودم رو با قبل خودم مقایسه میکنم رشد وپیشرفتم رو میبینم با انگیزه بیشتر به مسیرم ادامه میدم وایمان وباورم دارم که در چند سال آینده رشد وپیشرفت چشمگیری دارم ولذت رسیدن به خواسته هام قویتر ومحکم ترم میکنه به مسیرم ادامه بدم واستمرار داشته باشم.
4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟
از روزی که توحید به معنی واقعیش درک کردم تنها امیدم به پروردگارم هستش وقدرت رو از عوامل بیرونی گرفتم وخداوندم دادم وایمان دارم که هر اتفاقی برام می افته به خیرو صلاحمه وتسلیم تسلیم خداوندم هستم.
در آن جاودانهاند، وعدهى الهى حقّ است و اوست شکست ناپذیرِ
سلام به همه عزیزان
امروز حال واحساسم فوق العاده است وخداروشکر زندگی آرام و لذت بخشی دارم دوستان زیادی دارم
این روزها کشتی زندگیم در دریایی آرام با موج های نرم ودل انگیز در حرکته ومن اون بالا نشستم واز بالا نظاره گر زیبایی هام واز نسیم دریا وبازی پرنده ها ،صدای موج ها،دیدن ماهی های دریا لذت میبرم اعتراف میکنم خداوند سکان داره زندگیمه
وقتی هدایت شدم به دوره 12 قدم وبا اهرم رنج و لذت آشنا شدم واز قدرت اهرم استفاده کردم برای باورهام اون باوری که از اهرم استفاده کردم در مورد روابط بود
باور به اینکه همه آدم ها خوبند و دنیا پر از آدم های خوبه که آمدند به من کمک کنند که زندگی بهتری داشته باشم و لذت ببرم واین باورمندی مثل کلیدی هست که درب ها راحت باز میشه و نیاز به در کوبیدن نیست
حالا من تو اون زمینه نتیجه گرفتم یادمه توی چکاب قدم اول سوال استاد بود چند تا دوست صمیمی دارید ومن مات و مبهوت بودم و هر چی تلاش کردم دیدم دوست صمیمی ندارم ،انگاررو بروی آیینه ایستادم و دارم به خودم جواب پس میدم این همه سال زندگی حاصلش چیه توی روابط ضعیف اوضاع مالی ضعیف ،باورهای توحیدی ندارم و حتی این سوال که چند تا رفیق خوب دارم ؟و در مقابل این سوال هم تقریبا دوستی نداشتم
خدارو شکر رشد توی این زمینه از قدم اول شروع شد والان کلی دوستای خوب دارم ،همکارهای خوب دوستان قدیمی ، هم باشگاهی هاو هم دوره ای های خوب دارم
با خودم فکر میکردم من توی روابط خوب شدم چون باورم عوض شد حالابیام روی ثروت کار کنم و نتایج رو بزرگتر کنم اگر توی این زمینه رشد نداشتم چون باورهای درست نساختم
باور به اینکه دنیا پر از ثروته و ثروت من رو به خداوند نزدیک تر میکنه و اهرم لذت بسازم ازش که اگر ثروتمند بشم آدم خوبی میشم وروی این باور کار کنم
کسی که ثروتمند چه نیازی داره حق دیگران رو پایمال کنه کسی که ثروتمنده آدم متواضع ودرستیه واگر باور کنم هر چقدر ثروتمندتر میشوم به خدا نزدیکتر میشوم باعث میشه
زندگیم راحتی داشته باشم توی خونه خودم زندگی کنم شرک نداشته باشم
موحد ویکتا پرست بشم
به دیگران باج نمیدم
مسیر درست رو میرم صداقت رو سرلوحه کارم قرار میدهم زندگیم در از نعمت میشه
ماشین خوب دارم
سر و لباس خوب می پوشم
خوش اخلاق و خوش تیپم
مسافرت های خوب میرم
آدم آرام و ریلکسی هستم
توی هر دو دنیا خوب زندگی میکنم
حسرت به دل نیستم
انفاق میکنم
با آرامش سر میزارم ومسیر آسانی دارم در دو دنیا بهشتی هستم
در مقابل باوری هست که اگر تکرارش کنم درهای نعمت ها بروم بسته میشه باور به اینکه فقر معنویه و دنیا پر از کمبود هست و همه چیز داره تموم میشه باور به اینکه فقر من رو به خدا نزدیکتر میکنه باعث میشه چه بلایی سرم بیاد؟
اگر این باور رو تکرار کنم زندگیم سخت میشه
وارد دنیای تاریکی میشم
خونه برای زندگی نیست ،ماشین درب و داغون دارم
توی خفت و خاری زندگی میکنم
بهم بیحرمتی میشه
آدم چاپلوسی میشم
احتمال دروغگویی ودزدی برام هست
از چشم همه میرفتم
زندگی سخت وفلاکت باری دارم
همیشه لنگ مخارج خونه هستم
دوست ندارم مهمانی بگیرم
از دیگران فراری میشم
منزوی میشم
آدم ترسو ومشرکی میشم بچه هام بهم بی حرمتی میکنند وآرامش ندارم
و احتمالا باید دست به گریبان کمیته امداد و شهرداری ها بشم پدر فقر وفلاکت هستم در هر دو دنیا واین به خاطر این باور اشتباه هست که فقر من رو پیش خدا عزیز میکنه این باور من رو پیش هیچ کسی عزیز نمیکنه با این باور پیش همه شرمنده ام پیش خودم ،پیش عزیزانم ،خانواده ،در درگاه خداوند هم عزتی ندارم
حالا که اهرم رو ساختم هر روز ازش استفاده کنم یادمه دوران دبستان به درسی بود که در مورد قدرت اهرم بود برای جابجایی اجسام سنگین که نیاز به تلاش زیاد نبود وقتی از اهرم استفاده میکردی .
حالا کدوم باور به من کمک میکنه ؟
کدوم باور از من انسان بهتری میسازه؟
کدوم باور سعادت و خوشبختی میاره؟
کدوم باور من رو در دو دنیا سربلندم میکنه؟
خداوند ما رو همیشه به راه درست هدایت میکنه
باور درست اینه هر چقدر ثروتمند تر میشوم نزد خداوند محبوب تر میشوم
هرچقدر پولدارتر شوم به خدا نزدیکتر میشوم واین باور باعث میشه زندگی بهتری داشته باشم و بهشت رو در دو دنیا تجربه کنم
بله بعد از مدتها بودن با استاد فهمیدم که مشرک بودم به اینکه همسرم روزی آوره،مشرک بودم که فقط از طریق شغل همسرم یا کار خودم روزی میاد،و اصلا حواسم به منبع اصلی نبود.من روزهایی رو گذروندم که اگر همسرم یک روز توی خونه بیکار بود نگرانی و اضطراب مثل خوره جونم و میخورد.اگر مشتری زنگ نمیزد حالم بد بود.این آگاهی ها باعث شد من رها بشم و صد البته درآمدمون از اون روزها چندین برابر شده و روزی نیست که ورودی نداشته باشیم شکر خدا .چون فهمیدم که من بی واسطه وصلم به منبع حالا یا از طریق خودم یا همسرم یا راههای دیگه.پول میاد یا از طریق کار همسرم یا کار خودم یا غیر از اینها.ذهن من داره کارها رو انجام میده.این ذهن باید درست بشه.و دیدگاهم در مورد خدا باید عوض بشه .در مورد اهرم رنج و لذت که از تمرینات دوره روانشناسی ثروت هست این تمرین و انجام دادم و خوب هم نتیجه داده که در مسیر ثروت باید حرکت کنم اما یکسری باورهای بنیادین اشتباه داشت دخالت میکرد که حتما باید کار کنی و فعالیت فیزیکی داشته باشی،حتما باید از خونه بیرون بری، حتما باید وقت بذاری،در صورتی که هر کدوم از ما زندگیمون منحصر به فرد هست و الویت بندی هایی داره.برای من که 3 تا بچه کوچک دارم اولویت رسیدگی به اونهاست و ایده هایی که با همین شرایط بهم الهام بشه نه اینکه حتما باید بیرون از خونه باشی و فعالیت فیزیکی انحام بدی این باور اشتباه باعث شده بود احساسم نسبت به شرایطم بد بشه و احساس کنم بچه هام دست و پا گیرم هستند.که شکر خدا برطرفش کردم و در حال حاضر فقط با آپلود کردن یک فیلم در طول یک هفته در یوتیوب دارم فعالیت میکنم و دارم بزرگ میشم ظرفم بزرگ میشه و آرام نتایج هم میبینم.این کار سرمایه گذاری کردن روی ایده هام و توانایی هام هست که قطعا پاسخ خواهد داد.لاجرم جهان کسانی که خودشون و رشد دادند انتخاب میکنه.
سلام به استاد جانم، مریم جانم و دوستان نازنین همفرکانسیم.
من امروز با دلی پر از قدردانی اومدم اینجا. چون از ته قلبم سپاسگزار خدای مهربونم هستم که منو با نشونههای دقیق و بجاش آورد توی این سایت… توی این مسیر… توی این جمع.
وقتی به عقب نگاه میکنم، میبینم نقطهی تغییرِ من دقیقاً همون روزی بود که اون تصادف اتفاق افتاد. شاید ظاهرش یه اتفاق سخت بود، اما حقیقتش آغاز بیداری من بود. قبل از اون، هزار بار شروع کرده بودم و هزار بار نیمهکاره رها کرده بودم. همیشه به خودم میگفتم:
«چرا نمیتونم توی یه مسیر بمونم؟ چرا هرچی شروع میکنم دوام نمیاره؟»
تا اینکه بالاخره با کار کردن روی خودم، ریشهی موضوع رو پیدا کردم… پاشنهٔ آشیلِ سالهای زندگیم رو. فهمیدم مشکل این نبود که من توانش رو ندارم، مشکل این بود که تکاملم رو طی نکرده بودم. و مهمتر از اون، یاد گرفتم که باید تنها و تنها روی خدا حساب باز کنم.
اون روزی که این حقیقت رو عمیق فهمیدم، یه انرژی عجیبی توی دلم روشن شد. همون روز رفتم دنبال کاری که عاشقش بودم. توی مسیر، فقط یه جمله از استاد جانم مثل یه ذکر توی گوشم تکرار میشد:
«هیچکدوم از این کارفرماها مالک پوستهی خرما هم نیستند… صاحب کار تو فقط خداست.»
همین جمله شد چراغِ راه من.
با این فرمون که رفتم جلو، کمکم همه چیز رنگ عوض کرد. چالشها دیگه منو نمیترسوندند. ضربه نمیزدند. فقط منو هول میدادند یه قدم جلوتر… و بعد از چند روز، خیرِ همون چالشها مثل گل از دل خاک میزد بیرون و خودش رو نشونم میداد.
حالا چهار ماه گذشته…
و من دارم توی کارِ مورد علاقهم کار میکنم.
کسبوکار خودم رو راه اندازی کردم، دارم خلق میکنم، میدرخشم، و هر روز شاهد ورود شکلهای جدیدی از ثروت، نعمت و هدایت خدا توی زندگیم هستم. انگار جریانِ خیر افتاده توی مسیرم و مدام داره میچرخه و بزرگتر میشه.
پای من رفته روی گاز…
و برای اولینبار توی زندگیم، با سرِ بالا، مطمئن، آروم، خوشحال و عمیقاً سپاسگزارم.
چون میدونم این اتفاقات نتیجهی اتفاقی نیست… نتیجهٔ ممارست، ایمان، و موندن توی مسیر تکامله.
راه پر از گُلِ خداست… فقط باید توش بمونی تا شکوفههاش رو ببینی.
و حالا از ته قلبم میگم:
من دختر خدا هستم؛ هدایتشده، حمایتشده، و لایق بهترینها.
تو پای در راه بنه و هیچ مپرس
خود راه بگویدت که چون باید رفت
سلام بر استادِ جان
دررابطه با قهرمانی بزرگترین ترسی ک داشتم این بود که اگه برم و بازی رو نبرم چی؟ آبروم میره پیش همه ؛ درمورد من چی فکر میکنن و …
و این بزرگترین مانعی بود ک نذاشت مومنتوم رو حفظ کنم و به حرکت ادامه ندادم
الانم همین ترس همرامه اما با وجود همین ترس اینبار میخوام انجامش بدم و هرنتیجه ای داشت ادامه بدم
چه برنده باشم چه نه هیچ چیزی از ارزشهام کم نمیشه بلکه دوسر برده چون یا میبرم یا اینکه برای خواسته ام حرکت کردم و چیزی برای حسرت خوردن ندارم البته تاحالا نشده کاری رو با تمام وجودم انجام بدم و نتیجه نگیرم فقط اینبار فرقش اینه که وقتی مسیر درسته و همزمان روی باورهام دارم کار میکنم همه چی به راحتی رقم میخوره نه بسختی
امروز دوباره دوره هم جهت با جریان خداوند رو شروع کردم و کلی یادآوری شد برام که حواسم و جمع کنم و مومنتوم رو در رسیدن به خواسته هام و در مورد نکات مثبت حفظ کنم
ممنونم استاد عزیزم
شکر وجودتون
سلام ب پیامبر امروزمان استاد عباس منش
و مریم بانوی کم نظیرم
چقد حس خوبی دارم ک گام ب گام باهاتونم
اینجا میخام از سودمند ترین سرمایه گزاری خودم بگم
من توو این چهل سال عمرم خیلی پر تلاش و پراراده بودم.اما بهترین سرمایه گزاریم شرکت در دوره های شما بود.چون من همت و تلاش و اراده ی فراوانی الله بهم داده بود ولی آگاهی هام خیلی کم بود و با اشنایی با دوره های شما و تحقیق و تمرین در فایلهای دانلودی
و عملی کردن اموزش های استاد
تغییرات خیلی زیادی در زندگیم دیدم و علنی متوجه جریان روان زندگیم هستم.
قبلا نمیدونستم اینقد جزء ب جزء باید قدمهای زندگیم رو بردارم تا ب هدفم برسم
فکر میکردم رسیدن ب هدف با تلاشهای مستمر من مثل معجزه وارد زندگیم میشه.وقتی از آگاهی های سایت استفاده کردم تصمیم گرفتم چیزهای ریز و کوچیکی ک توو زندگیم میخام تغییر کنه رو نوشتم.اول از غول بزرگ زندگی شروع نکردم از چیزای کوچیک شروع کردم .مثلا اینکه نه گفتن برام خیلی سخت بود.هر بار ک موفق میشدم به کسی نه بگم توو دفتر نتایجم مینوشتم و اینجوری الان نه گفتن خیلی برام راحت تر شده.کارای شخصی بچه هامو انجام دادن خیلی خستم کرده بود من با آگاهی های سایت ک باید ارزشمندی و لیاقت خودمو بالا ببرم تصمیم گرفتم خودمو از قید و بند هر چیز کوچکی ک اذیت بودم .رها بشم.شروع کردم ب نوشتنش و یکی یکی تلاش میکردم انجامش ندم هربار موفق میشدم مینوشتم.بقول استاد قرار نیست هر بار موفق بشین.این یک تمرینه.پس ناامید نشو و بازم بلند شو و تلاش کن.قبلا اینو نمیدونستم و همش میگفتم من ک تغییر نمیکنم.من نمیتونم خودمو تغییر بدم.اما از استادم یاد گرفتم چجوری قدم ب قدم برم جلو و شکست هام ناامیدم نکنه.
کم کم آرامش اومد توو زندگیم.همون چیزی ک من فقط برای این ارامش و خداشناسی این سایت رو الله در مسیرم قرار داد.
سالها بود دنبال توحید و ارامش بودم.توو این مسیر من ده ساله دارم تمرین میکنم. اما قطعه های این پازل وقتی شروع به قرار گرفتن و چیدمان شد که من از آگاهی های سایت و دوره های استاد استفاده کردم
و الان ریز ب ریز دارم راه ها رو فتح میکنم.
واین گام ب گام واقعا بی نظیره.فوق العاده ست.و انگار خود خدا واسه خودم فرستاده.
چون الان واقعا وقتش بود گام ب گام کنارتون باشم
مریم بانوی مهربانم ممنونم از تک تک زحماتتون.
استاد نازنینم ممنونم که هستی.جهان خیلی ب شما نیاز داره
به نام خداوند قادر و توانا
سلامی بلند عرض میکنم خدمت تاثیرگذارترین فرد زندگیم جناب استاد عباسمنش عزیزم
همچنین سرکار خانم شایسته بزرگوار و متین
و خدمت تمامی دوستان و همراهان سایت استاد عباسمنش دوست داشتنی
خیییلی احساس خوبی دارم که در کمتر از یک هفته دارم دوباره در سایت کامنت مینویسم و این خواسته که بتوانم بیشتر و جدی تر در سایت استاد کامنت بنویسم داره کم کم محقق میشه برام
الان که دارم اینجا مینویسم در مقابل یک از بزرگترین موانع زندگیم تا کنون ایستادم و ترس از شکستم پس از تغییری که خدا میدونه ته دلم میخواد اما دائم داره توجیه ها و وسسوسه هایی خوش ظاهر و فریبنده بهم میگه که به این روزمرگی ادامه بده و جمله هایی مثل حیفه مسیری که تا اینجا اومدی رو تغییر بدی تو گوشم نجوا میشه و دلم رو خالی میکنه
از اونجا که همزمان دارم دوره روانشناسی ثروت 1 استاد رو میگذرونم و در جلسه دوم این دوره ارزشمند اهرم رنج و لذتم را نوشتم و در تلاش برای فعال کردن این اهرم مهم برای هدف بزرگم هستم خیلی جدی میخوام در این کامنت جزئیات خواسته ام را بنویسم تا رد پای عمیقی از خودم بجای بگذارم و پس از تحقق خواسته ام برگردم و این جا به خودم بگم که این مسیر چه شخصیتی رو در من ایجاد کرد:
من در زندگی ام مدت بیش از 12 ساله که میخواهم بیزینس شخصی و مستقل خودم را داشته باشم و هر بار با نگاهی شرک آلود دچار درگیری هایی شدم که پس از پشیمانی بسختی از آن خودم را نجات دادم اما باز دیدم در الگویی تکرار شونده دچار روزمرگی ای بدون انگیزه های دلخواهم شدم
اگه بخوام مثال هایی از مسیرم تا الان رو بگم:
– مثلا پس از فارغ التحصیلیم از دانشگاه با اینکه حسابی مسلط به کارهای کامپیوتری بودم و علاقه ای شدید بهش داشتم خودم مستقل این کار را پیش نگرفتم و شاگرد یک مغازه شدم و به حقوقی ناچیز قناعت کردم
– یا بعد از اون با اینکه علاقه به کار بازار داشتم بازم بجای اینکه برای خودم کاری رو راه بندازم بازاریاب یکسری شرکت ها شدم و فقط به حقوقی ماهیانه و پورسانتی اکتفا کردم
– بعد از اون از انجا که مثلا مدرک لیسانس دارم در تلاش بودم که حتما سر کار دولتی برم و با شرکت در ازمون در یک شرکت نیمه دولتی سر کار رفتم هرچند ماهیت کارم را دوست داشتم اما نحوه زندگی کارمندی و محدودیت هاش رو اصلا نمیخواستم اما بخاطر باورهای محدود کنندم ادامه دادم که الان 12 ساله کارمندم و هنوز اینقدر اهرم رنج و لذتم طوری فعال نشده که از این کار کارمندی بیرون بیام
– همزمان در کار نتورک مارکتینگ در دو شرکت به مدت 5 سال فعالیت کردم و با کلی آسیب و تجربیات تلخ و کمی سازنده اومدم بیرون بالاخره
– و غول مرحله اخر یا اصلی که هیچ جوره نمیخوام تحملش کنم یک کار شراکتی هست که بازهم متاسفانه هیچ علاقه ای بهش ندارم اما با وسوسه یکی از دوستانم اون رو شروع کردیم و کلی وام بخاطرش گرفتم و خونه نوسازم رو قبل از ورود بهش فروختم و ماشین خارجی ام و طلاهای همسرم رو بخاطرش فروختم و با کلی بها درگیرش هستم و بعد از مدتها که هیچ درامدی نداشت بالاخره با سختی زیاد به درامد رسوندیمش و تعداد شرکای این کار به 7 نفر رسیده و اعصابم و ارامشم رو ازم گرفته و بخاطر یک درامد کمی خوب دارم تحملش میکنم و از طرفی اینقدر بخاطرش بها دادم که حیفم میاد ازش بیام بیرون
و ……
من میخواهم این اهرم را برای راه اندازی بیزینس مستقلم فعال کنم
در این هدف کلمه مستقل بودن خیییلی برام مهمه چون پاشنه عاشیلم هست و حس میکنم بخاطر مشرک بودنم تا حالا در هیچ کدوم از کارهایی که رفتم حتی با اینکه بهشون علاقه زیاد دارم اما مستقل نبودم و همیشه یا برای کسی یا با کسی کار کردم
الان میخوام بیزینس مورد علاقم رو که حسابی هم دوستش دارم رو راه اندازی کنم اما با تمرکز 100 درصد و بصورت کاملا مستقل
من میدانم برای راه اندازی این بیزینس باید اول یکسری اضافات را حذف کنم و الان میخوام در مرحله اول سخت ترینش یعنی شراکتم را حذف کنم و از این شغل شراکتی انصراف بدم
و باور بنیادین و توحیدی که من به تنهایی میتوانم در بیزینس مورد علاقم موفق شوم را درست کنم و به این باور قدرت بدهم
و حالا ….
اهرم رنج و لذتم و پس از آن تعهد توحیدی ام:
اهرم رنج:
– یکی از رنج های کار شراکتی ایجاد و قوت گرفتن باور شرک در من است و روز به روز شخصیت ضعیف تری از من می سازد و قطعا باعث پسرفت من میشه
– در کار شراکتی ام هیچ نوع خلاقیتی ندارم و هر دفعه تغییری در بیزینسمون میدیم بصورت صد درصد باب میلم نیست و مجبورم به زور بپذیرم یا مطابق نظر جمع و حتی گاهی نظر یک نفر خودخواهانه باشم
– در کار شراکتی ام هیچ تمرکزی روی روند بیزینس ندارم و کارهایی که من میخوام رخ بده بخاطر اختلاف نظر بگونه ای دیگه و حتی برعکس پیش میره
– بدلیل باورهای متفاوت شرکا مجبورم اقداماتی ناهماهنگ با باورهای خودم انجام دهم
– در 5 سال ایند من در بهترین حالت در همین نقطه ای هستم که الانم و هیچ پیشرفت چشمگیری ندارم
– 5 سال اینده به خودم میام و میبینم فقط وقت و انرژی و پولم رو صرف کارهای نا دلخواهم کردم و قطعا ناراضی هستم و یک زندگی روتین بدون پیشرفت رو ادامه دادم
– پنج سال اینده وقتی میبینم از هیچ ایده و تواناییم نتونستم نتیجه بزرگی بگیرم کم کم تبدیل به فردی افسرده و شکست خورده میشم
– حتی خودم هم خودم را قبول ندارم و هیچ احساس لیاقتی در من شکل نمیگیره چون باز هم فکر میکنم من باید برای دیگران و با شراکت دیگران به نتیجه برسم
– و بدتر از همه اینه که اون شرکا منو کنار بگذارند و من بعدا احساس قربانی شدن بکنم
– چون احساسم با این نحوه کار الانم بده این احساس بد باعث اتفاقات بدی تا 5 سال اینده میشه
اهرم لذت:
– بزرگترین لذتم در داشتن بیزینس مستقلم اینه که صفر تا صد مسیر رشدم رو خودم با ایده های خودم خلق میکنم و میتونم از مسیرش حسابی لذت ببرم
– میتونم مسیر رشد بیزینسم رو بر اساس باورهای توحیدی و قدرتمند کننده پیش ببرم
– 5 سال اینده یک شخصیت خودساخته دارم که بصورت مستقل میتونم از پس هر کاری و حتی کارهای بزرگتری بر بیام
– از الان تا 5 سال اینده با تغییرات کوچکم و ساختن باورهای توحیدی میتونم تکاملم رو طی کنم و به رشد عالی در بیزینسم برسم
– میتونم هر ایده ای که به ذهنم میرسه رو انجام بدم و با گسترش بیزینسم موجب گسترش دنیا بشم و این باعث موفقیت های بعدی من میشه
– خلاقیت و کارهایی که انجام میدم حتی اگه نتیجه ملموسی هم نداشته باشه اما بهم احساس زنده بودن و توانمندی میده
– احساس لیاقت در من بیشتر از قبل شکل میگیره چون دارای بیزینسی هستم که کلش مال منه
– قطعا بواسطه نتایجم انگیزه ای میگیرم که باعث انرژی چندین برابریم میشه
– از همه مهمتر دارای بیزینسی با اختیار 100 درصد میشم و این بهترین احساس در خواسته ام هست
تعهد توحیدی من:
حالا که این اهرم را فعال کردم
من تعهد میدهم که امیدم را به افرادی که تا بحال وابسته و مطیع انها بودم را قطع میکنم
در مرحله اول شراکتم را خاتمه میدهم و اینکار خودش یک روحیه توحیدی و آزادی بهم میده و خیلی محکم و با عزت نفس بهشون اعلام میکنم که من از این تاریخ میخواهم کار مستقل خودم را انجام دهم و در ذهنم این باور قدرتمند کننده را میسازم که هیچ نیازی به شریک و یا فرد حمایت کننده ندارم
الان که دارم اینو مینویسم یک باور محدود کننده ام را پیدا کردم که بلافاصله میخوام روی اون کار کنم و این هست که من بدون نیاز به هیچ حامی میتوانم نتایج بزرگ را برای موفقیتم در مسیر اهدافم خلق کنم
چند تا از این حامی هایی که تا حالا خودم رو بهشون محدود کرده بودم رو این زیر مینویسم:
– شرکا و افرادی که در بیزینس قبلی ام برایمان مشتری میاوردن
– یک سری افراد سیاسی شهر و استانم
– یکسری افراد در ارگانها و ادرات
– رییسم در کار کارمندی ام که فکر میکردم با حمایت اون میتونم ارتقا بگیرم در صورتی که هرچه در کارم مهارت و تخصص بیشتری رو کسب میکنم مسیر برایم هموارتر میشه
– حمایت تعدادی از دوستانم که تجربه ای دارند
– حمایت همسرم
البته میدانم که با افرادی میتوانم همکاری داشته باشم و با روابط خوب نتایج خوب هم بدست بیاورم اما باورم این نیست که بدون وجود و حمایت انها نمیتونم نتیجه بگیرم
خیلی ایده ها و تصمیمات خوبی داره توی ذهنم میاد
همین الان از خداوند میخواهم که منو برای راه اندازی بیزینس مستقلم در فیلد مورد علاقم هدایت کند و از همین لحظه اماده دریافت الهامات رب العالمین هستم
خدایا شکر که توانستم در این سه روز این کامنت رو بنویسم
از همه دوستان تشکر میکنم که کامنت منو مطالعه کردن و تجربیاتشون از قانون رو بهم میگن
از استاد بزرگوارم استاد عباسمنش عزیز بی نهایت سپاسگزارم که این پروژه عالی رو در سایت قرار دادن تا بتوانیم براحتی تغییرات مهم را در آغوش بگیریم
همچنین مریم خانم شایسته عزیز و دیگر دست اندر کاران سایت که هر لحظه حضورشون رو در سایت و هندل کردن این پروژه حس میکنم
الخیر فی ما وقع
سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم و دوستان سایت، اهرم رنج و لذت من در مورد تغییر اساسی و بنیادین من در سایت استاد عباسمنش هستش، اگر من تا 5 سال آینده تغییر کنم چه اتفاقاتی رخ میده؟ من یک فرد با ایمان با باورهای توحیدی خواهم بود، آرامش، شادی درونی تجربه و از هر لحظه از زندگیم لذت خواهم برد، از طریق شغل مورد علاقه ام درآمد بالایی کسب خواهم کرد، در خانه مورد علاقه ام زندگی خواهم کرد، ماشین مورد علاقم سوار میشم، بدهی هام پرداخت میکنم، عزت نفس و اعتماد بنفس من بالا میره، احساس خود ارزشمندی و احساس لیاقت بالا میره، به خانوادم مخصوصا مادرم کمک مالی میتونم کنم، میتونم هرجا دوست دارم سفر برم، همه خواسته ها و آرزوهام از بظاهر کوچیک تا بزرگ برآورده میشه، آدم های مناسب وارد زندگیم میشن در کنار هم بودن لذت میبریم، خداوند از من راضی خواهد بود، از نظر جسمی و روانی و ذهنی در سلامت کامل هستم، میتونم جاهایی که دوست دارم برم و لذت ببرم، کارت معافیت سربازیم میگیرم، دیپلمم میگیرم، الگو کل خانواده و فامیل میشم، مامانم و خواهرام خیلی خوش حال میشن، وقتی تو این دنیا زندگی عالی تجربه کنم اون دنیا هم زندگی عالی رو تجربه خواهم کرد، انسانی مستقل خواهم بود، استقلال مالی خواهم داشت و در کل غرق خوشبختی میشم خدایا یعنی میتونم؟ اون موقع 30سالم میشه بیام این پیام ببینم، اگر تغییر نکنم چه مصیبتی هایی 5 سال بعد رخ میده؟ صد در صد انسانی افسرده و غمگین خواهم بود، وسواس فکری و عملی من شدید میشه، هر لحظه با ترس و نگرانی و وحشت زندگی خواهم کرد، در حسرت آرزوها و خواسته هام میمونم، از نظر جسمی، روانی، ذهنی مریض خواهم شد، فردی محتاج به دیگران خواهم شد، ذهنم همش میره تو آینده و گذشته و عملا از هیچ لحظه ای در زندگی لذت نخواهم برد، همش احساساتم بد خواهد بود و طبق قانون هی اتقاقات بد و بدتر واسم خواهد افتاد احساس هم که بد باشه ناسپاس خواهم شد، تضادها هی شدید و شدید تر میشن دیگه چک و لقد نمیاد عملا پرتاب از بالای کوه برام اتفاق خواهد افتاد فردی مشرک و بی ایمان خواهم بود نتیجه اش هم مشخص زندگی سخت در این دنیا و اون دنیا دیگه این شرایط به سیم آخرررررر زدنهههههههه، خدایا کمکم کن این اهرم به درستی تو ذهنم جا بیوفته من دلم خوشبختی میخواد 25 سال عمرم هدر دادم میخوام ازین به بعد خوب زندگی کنم دیگه تحمل رنج ندارم!
به نام خدای مهربان
خدایا من سپاسگزارم که اینجا م.
خدایا تو بگو که بنویسم.
تصمیم من در مورد تغییر در زندگی م،،،،،
من تصمیم گرفتم که خیلی رو خودم کار کنم
من تصمیم گرفتم که باااااااید این پاشنه آشیل من که من با پسر کوچک م ، چرا کنار نمیام ؟؟؟؟
با این نگاه که هر مسئله ای حتماً راه حل داره….
من هدایت میشم،،،،،
با تمرین اهرم رنج و لذت ،،،،
من می توانم تغییر کنم.
چون در مورد غرورم که من چند وقتی ست دارم رو خودم کار می کنم و دارم نتیجه ها می بینم ، چقققققدر تغییر کردم، چقققققدر متواضع تر شدم.
و چقققققدر حالم خوبه .
با این نگاه که من هیچی نیستم ، همش خداست.
من هر روز دارم نتیجه می گیرم
زندگی من هر روز ، هر لحظه رنگ خدا گرفته ، چقققققدر حالم خوب شده، چقققققدر اتفاقات راحت ، راحت برام رخ میده.
من اینگونه دوست دارم زندگی کنم.
تعهد ،،،،،
من تو دفترم و اینجا تعهد میدم که باااااااید تغییر کنم.
من تعهد میدم تک تک لحظات زندگیم رو به خدا بدم و اجازه بدم او دخالت کنه و برام آسان کنه
چون می خوام آسان بشم برای آسانی ها.
استاد سپاسگزارم که چقققققدر زندگی منو تغییر دادیم با درس دادن و با نتایج زندگی تون حرف زدن.
خدایا من سپاسگزارم
به نام خداوند بخشنده و بسیار مهربان
اهرم رنج و لذت کسب وکار خودم
1. اگر من خودم پول نسازم و بخام کارمند باشم تا اخر عمر برای بقیه نان استاپ کار کردم و عمر من هدر میره و نتیجه و خوش گذرونیش برای بقیه میشه.
شخص مشرکی هستم ک ب خدا باور نداره ک اون کمک میکنه و نمیذاره بار من زمین بمونه.
هیچوقت نمیتونم ازاد باشم و کنار عزیزانم بلکه کلا بردهی بقیه هستم و منت شنوی اونها.
همه پیشرفت میکنند و من میشم کسی ک این همه سال درس خونده و هیچی نشده.
فقیر و درمانده میشم ک پر از حسرته و ب بقیه نگاه میکنه و هیچ عزت و احترامی ندارد.
دوره زندگی لاکچری و با رفاه جهانی اون رو باید برای همیشه خط بکشم.
یک ادم ترسویی میشم ک فقط ادعا داشت و عملی نکرد و چهرهای پر از کینه و نفرت و حسادت داره.تازه از زمین و زمان هم شاکیه.
شرمندهی استاد میشم ک راه رو نشونم داده و دوره ها رو خریدم ولی مسئولیت زندگیم رو گردن نگرفتم و تغییری نکردم و پول نساختم.
…………
– اگر من خودم پول بسازم
2. اگر من خودم پول بسازم یک شخص شجاع و با ارادهی بسیار قوی میباشم ک تغییر کرده و خاسته هاشو بدست آورده ب راحتی با توکل ب خداوند بزرگ.
خوش و خوشبختم از تغییراتی ک ایجاد کردم و چقد خوشحالم.
چقد ایمانم قوی میشه و رشد پیدا میکنم.
با رضایت و غرور و سربلندی میام پیش استاد و از نتایجم صحبت میکنم.
ب آزادی کامل زمانی و مکانی و مالی میرسم.
اعتمادبهنفس من هزار برابر رشد میکنه.
جایی زندگی میکنم ک لیاقتش رو دارم.
وارد مسیر جدید و مدار جدیدی میشم.
سپاسگزار خدای خوبمم
به نام خداوند بخشنده مهربانم هرآنچه دارم ازآن تودارم
سلام سلام به استاد عزیزم واستاد مریم جانم
سلام به دوستان خوبم
1. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداختهاید، چیست؟ (مانند راهاندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین.)
هیچ تصمیم بزرگ وترسناکی نیست که به تعویق انداخته باشم وتمام سعیم بر این هست که به طور مداوم وبا استمرار به مسیرم ادامه بدم ودر تمام زمینه ها شغلی،روابط،سلامتی،مادی،معنوی هر الهام وایده ای بهم شد بهش عمل کنم وبه اندازه ای که تغییر کردم نتیجه هم گرفتم .
2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگیتان میآید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟
قبل از اینکه در این مسیر الهی حرکت کنم در تمام زمینه ها شغلی ،روابط،سلامتی،مادی ومعنوی تجربه های تلخی داشتم وتمام این تجربه های تلخ اهرمی شد واسم برای اینکه صدم رو بزارم برای تغییر کلی و با اعماق وجودم بخوام از همه نظر تغییر کنم ودر تمام جنبه ها رشد کنم وخداروشکر تا اینجای مسیر به طور مداوم وتکاملی وپله پله رشد کردم واز همه مهمتر، سپاسگزارتر شدم وبرای تک تک داشته هام سپاسگزار خداوندم شدم
3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند.)
خداروشکر وقتی خودم رو با قبل خودم مقایسه میکنم رشد وپیشرفتم رو میبینم با انگیزه بیشتر به مسیرم ادامه میدم وایمان وباورم دارم که در چند سال آینده رشد وپیشرفت چشمگیری دارم ولذت رسیدن به خواسته هام قویتر ومحکم ترم میکنه به مسیرم ادامه بدم واستمرار داشته باشم.
4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع میکنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمیدارید؟
از روزی که توحید به معنی واقعیش درک کردم تنها امیدم به پروردگارم هستش وقدرت رو از عوامل بیرونی گرفتم وخداوندم دادم وایمان دارم که هر اتفاقی برام می افته به خیرو صلاحمه وتسلیم تسلیم خداوندم هستم.
بنام الله باری تعالی
إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَهُمْ جَنَّاتُ النَّعِیمِ «8»
همانا کسانى که ایمان آورده و عمل صالح انجام دادهاند، براى آنان باغهاى پر نعمت (بهشت) است.
خالِدِینَ فِیها وَعْدَ اللَّهِ حَقًّا وَ هُوَ الْعَزِیزُ الْحَکِیمُ «9»
در آن جاودانهاند، وعدهى الهى حقّ است و اوست شکست ناپذیرِ
سلام به همه عزیزان
امروز حال واحساسم فوق العاده است وخداروشکر زندگی آرام و لذت بخشی دارم دوستان زیادی دارم
این روزها کشتی زندگیم در دریایی آرام با موج های نرم ودل انگیز در حرکته ومن اون بالا نشستم واز بالا نظاره گر زیبایی هام واز نسیم دریا وبازی پرنده ها ،صدای موج ها،دیدن ماهی های دریا لذت میبرم اعتراف میکنم خداوند سکان داره زندگیمه
وقتی هدایت شدم به دوره 12 قدم وبا اهرم رنج و لذت آشنا شدم واز قدرت اهرم استفاده کردم برای باورهام اون باوری که از اهرم استفاده کردم در مورد روابط بود
باور به اینکه همه آدم ها خوبند و دنیا پر از آدم های خوبه که آمدند به من کمک کنند که زندگی بهتری داشته باشم و لذت ببرم واین باورمندی مثل کلیدی هست که درب ها راحت باز میشه و نیاز به در کوبیدن نیست
حالا من تو اون زمینه نتیجه گرفتم یادمه توی چکاب قدم اول سوال استاد بود چند تا دوست صمیمی دارید ومن مات و مبهوت بودم و هر چی تلاش کردم دیدم دوست صمیمی ندارم ،انگاررو بروی آیینه ایستادم و دارم به خودم جواب پس میدم این همه سال زندگی حاصلش چیه توی روابط ضعیف اوضاع مالی ضعیف ،باورهای توحیدی ندارم و حتی این سوال که چند تا رفیق خوب دارم ؟و در مقابل این سوال هم تقریبا دوستی نداشتم
خدارو شکر رشد توی این زمینه از قدم اول شروع شد والان کلی دوستای خوب دارم ،همکارهای خوب دوستان قدیمی ، هم باشگاهی هاو هم دوره ای های خوب دارم
با خودم فکر میکردم من توی روابط خوب شدم چون باورم عوض شد حالابیام روی ثروت کار کنم و نتایج رو بزرگتر کنم اگر توی این زمینه رشد نداشتم چون باورهای درست نساختم
باور به اینکه دنیا پر از ثروته و ثروت من رو به خداوند نزدیک تر میکنه و اهرم لذت بسازم ازش که اگر ثروتمند بشم آدم خوبی میشم وروی این باور کار کنم
اگر ثروتمند بشم آدم درست کاری میشم دروغ نمیگم دزدی نمیکنم بدجنس نیستم
کسی که ثروتمند چه نیازی داره حق دیگران رو پایمال کنه کسی که ثروتمنده آدم متواضع ودرستیه واگر باور کنم هر چقدر ثروتمندتر میشوم به خدا نزدیکتر میشوم باعث میشه
زندگیم راحتی داشته باشم توی خونه خودم زندگی کنم شرک نداشته باشم
موحد ویکتا پرست بشم
به دیگران باج نمیدم
مسیر درست رو میرم صداقت رو سرلوحه کارم قرار میدهم زندگیم در از نعمت میشه
ماشین خوب دارم
سر و لباس خوب می پوشم
خوش اخلاق و خوش تیپم
مسافرت های خوب میرم
آدم آرام و ریلکسی هستم
توی هر دو دنیا خوب زندگی میکنم
حسرت به دل نیستم
انفاق میکنم
با آرامش سر میزارم ومسیر آسانی دارم در دو دنیا بهشتی هستم
در مقابل باوری هست که اگر تکرارش کنم درهای نعمت ها بروم بسته میشه باور به اینکه فقر معنویه و دنیا پر از کمبود هست و همه چیز داره تموم میشه باور به اینکه فقر من رو به خدا نزدیکتر میکنه باعث میشه چه بلایی سرم بیاد؟
اگر این باور رو تکرار کنم زندگیم سخت میشه
وارد دنیای تاریکی میشم
خونه برای زندگی نیست ،ماشین درب و داغون دارم
توی خفت و خاری زندگی میکنم
بهم بیحرمتی میشه
آدم چاپلوسی میشم
احتمال دروغگویی ودزدی برام هست
از چشم همه میرفتم
زندگی سخت وفلاکت باری دارم
همیشه لنگ مخارج خونه هستم
دوست ندارم مهمانی بگیرم
از دیگران فراری میشم
منزوی میشم
آدم ترسو ومشرکی میشم بچه هام بهم بی حرمتی میکنند وآرامش ندارم
و احتمالا باید دست به گریبان کمیته امداد و شهرداری ها بشم پدر فقر وفلاکت هستم در هر دو دنیا واین به خاطر این باور اشتباه هست که فقر من رو پیش خدا عزیز میکنه این باور من رو پیش هیچ کسی عزیز نمیکنه با این باور پیش همه شرمنده ام پیش خودم ،پیش عزیزانم ،خانواده ،در درگاه خداوند هم عزتی ندارم
حالا که اهرم رو ساختم هر روز ازش استفاده کنم یادمه دوران دبستان به درسی بود که در مورد قدرت اهرم بود برای جابجایی اجسام سنگین که نیاز به تلاش زیاد نبود وقتی از اهرم استفاده میکردی .
حالا کدوم باور به من کمک میکنه ؟
کدوم باور از من انسان بهتری میسازه؟
کدوم باور سعادت و خوشبختی میاره؟
کدوم باور من رو در دو دنیا سربلندم میکنه؟
خداوند ما رو همیشه به راه درست هدایت میکنه
باور درست اینه هر چقدر ثروتمند تر میشوم نزد خداوند محبوب تر میشوم
هرچقدر پولدارتر شوم به خدا نزدیکتر میشوم واین باور باعث میشه زندگی بهتری داشته باشم و بهشت رو در دو دنیا تجربه کنم
سپاسگزارم
سلام
بله بعد از مدتها بودن با استاد فهمیدم که مشرک بودم به اینکه همسرم روزی آوره،مشرک بودم که فقط از طریق شغل همسرم یا کار خودم روزی میاد،و اصلا حواسم به منبع اصلی نبود.من روزهایی رو گذروندم که اگر همسرم یک روز توی خونه بیکار بود نگرانی و اضطراب مثل خوره جونم و میخورد.اگر مشتری زنگ نمیزد حالم بد بود.این آگاهی ها باعث شد من رها بشم و صد البته درآمدمون از اون روزها چندین برابر شده و روزی نیست که ورودی نداشته باشیم شکر خدا .چون فهمیدم که من بی واسطه وصلم به منبع حالا یا از طریق خودم یا همسرم یا راههای دیگه.پول میاد یا از طریق کار همسرم یا کار خودم یا غیر از اینها.ذهن من داره کارها رو انجام میده.این ذهن باید درست بشه.و دیدگاهم در مورد خدا باید عوض بشه .در مورد اهرم رنج و لذت که از تمرینات دوره روانشناسی ثروت هست این تمرین و انجام دادم و خوب هم نتیجه داده که در مسیر ثروت باید حرکت کنم اما یکسری باورهای بنیادین اشتباه داشت دخالت میکرد که حتما باید کار کنی و فعالیت فیزیکی داشته باشی،حتما باید از خونه بیرون بری، حتما باید وقت بذاری،در صورتی که هر کدوم از ما زندگیمون منحصر به فرد هست و الویت بندی هایی داره.برای من که 3 تا بچه کوچک دارم اولویت رسیدگی به اونهاست و ایده هایی که با همین شرایط بهم الهام بشه نه اینکه حتما باید بیرون از خونه باشی و فعالیت فیزیکی انحام بدی این باور اشتباه باعث شده بود احساسم نسبت به شرایطم بد بشه و احساس کنم بچه هام دست و پا گیرم هستند.که شکر خدا برطرفش کردم و در حال حاضر فقط با آپلود کردن یک فیلم در طول یک هفته در یوتیوب دارم فعالیت میکنم و دارم بزرگ میشم ظرفم بزرگ میشه و آرام نتایج هم میبینم.این کار سرمایه گذاری کردن روی ایده هام و توانایی هام هست که قطعا پاسخ خواهد داد.لاجرم جهان کسانی که خودشون و رشد دادند انتخاب میکنه.
به نام خدای هدایتگرم
سلام به استاد جانم، مریم جانم و دوستان نازنین همفرکانسیم.
من امروز با دلی پر از قدردانی اومدم اینجا. چون از ته قلبم سپاسگزار خدای مهربونم هستم که منو با نشونههای دقیق و بجاش آورد توی این سایت… توی این مسیر… توی این جمع.
وقتی به عقب نگاه میکنم، میبینم نقطهی تغییرِ من دقیقاً همون روزی بود که اون تصادف اتفاق افتاد. شاید ظاهرش یه اتفاق سخت بود، اما حقیقتش آغاز بیداری من بود. قبل از اون، هزار بار شروع کرده بودم و هزار بار نیمهکاره رها کرده بودم. همیشه به خودم میگفتم:
«چرا نمیتونم توی یه مسیر بمونم؟ چرا هرچی شروع میکنم دوام نمیاره؟»
تا اینکه بالاخره با کار کردن روی خودم، ریشهی موضوع رو پیدا کردم… پاشنهٔ آشیلِ سالهای زندگیم رو. فهمیدم مشکل این نبود که من توانش رو ندارم، مشکل این بود که تکاملم رو طی نکرده بودم. و مهمتر از اون، یاد گرفتم که باید تنها و تنها روی خدا حساب باز کنم.
اون روزی که این حقیقت رو عمیق فهمیدم، یه انرژی عجیبی توی دلم روشن شد. همون روز رفتم دنبال کاری که عاشقش بودم. توی مسیر، فقط یه جمله از استاد جانم مثل یه ذکر توی گوشم تکرار میشد:
«هیچکدوم از این کارفرماها مالک پوستهی خرما هم نیستند… صاحب کار تو فقط خداست.»
همین جمله شد چراغِ راه من.
با این فرمون که رفتم جلو، کمکم همه چیز رنگ عوض کرد. چالشها دیگه منو نمیترسوندند. ضربه نمیزدند. فقط منو هول میدادند یه قدم جلوتر… و بعد از چند روز، خیرِ همون چالشها مثل گل از دل خاک میزد بیرون و خودش رو نشونم میداد.
حالا چهار ماه گذشته…
و من دارم توی کارِ مورد علاقهم کار میکنم.
کسبوکار خودم رو راه اندازی کردم، دارم خلق میکنم، میدرخشم، و هر روز شاهد ورود شکلهای جدیدی از ثروت، نعمت و هدایت خدا توی زندگیم هستم. انگار جریانِ خیر افتاده توی مسیرم و مدام داره میچرخه و بزرگتر میشه.
پای من رفته روی گاز…
و برای اولینبار توی زندگیم، با سرِ بالا، مطمئن، آروم، خوشحال و عمیقاً سپاسگزارم.
چون میدونم این اتفاقات نتیجهی اتفاقی نیست… نتیجهٔ ممارست، ایمان، و موندن توی مسیر تکامله.
راه پر از گُلِ خداست… فقط باید توش بمونی تا شکوفههاش رو ببینی.
و حالا از ته قلبم میگم:
من دختر خدا هستم؛ هدایتشده، حمایتشده، و لایق بهترینها.
و این مسیرِ نورانی رو با عشق ادامه میدم…
چون میدونم تازه شروع شکوفه زدنهای زندگیمه.