تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۱۷ - صفحه 24


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

333 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    زکیه لرستانی گفته:
    مدت عضویت: 2011 روز

    بنام رب رحمان و رحیم

    سلام ب همگی عزیزانم

    این فایل نشانه ی امروز من بود

    اهرم رنج و لذت

    رنج آور کردن عادت ک دلخواه شما نیست

    و لذت بخش کردن عادتهای سازنده

    خداوند چقد قشنگ پاسخت و داد زکیه

    دیگه چطور بهت بگه ک فقط شروع کن

    عمل کردن

    حرف زدن و تحسین بقیه کافیه

    دست زدن برای بقیه کافیه

    خودت عمل کن

    حرکت کن با ایمان

    نتیجه بگیر و الگو بشو برای بقیه

    همین جا بهت قول میدم زکی من

    تعهد میدم ک قهرمان زندگی خودم باشم

    با تمام وجودم

    بسه دیگه یو یو کار کردن

    بشین تمرکزی روی آگاهی ها کار کن

    از مسیر خلق کردن لذت ببر

    عشق کن

    و زندگی کن اگاهی ها رو

    همین الان حین نوشتن کامنت 300 هزار تومن ب حسابم واریز شد

    قبل اینکه بیام کامنت بنویسم

    اهرم رنج و لذت و نوشتم

    گریه ام گرفت از اهرم رنجی ک نوشتم

    خیلی دردناک بود

    و اهرم لذت قلبم و باز کرد

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    ظهری هم ی سکه ی 100 تومنی پیدا کردم

    گفتم زکی ببین این نشونه ی ثروته

    تو در مسیر درستی ادامه بده

    جهان داره نشونه هارو میفرسته

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    داستان «حامد» یک درس خیره‌کننده از «توحید عملی» بود. او آگاهانه «طنابِ اتکا به پدر» را رها کرد تا فقط به خداوند تکیه کند و دیدیم که جهان چگونه برایش معجزه کرد.

    همه‌ی ما در زندگی، «طناب»هایی داریم که به آن‌ها آویزان شده‌ایم و مانع اعتماد کامل ما به خدا شده‌اند.

    منم باید طناب اتکا ب غیر و ببرم و رها کنم خودم رو تو آغوش خداوند هدایتگر و حمایتگرم

    طناب هایی ک باید رها کنم

    وابستگی ب خانواده ام از لحاظ مالی

    تو روابط و نظر بقیه

    ب لطف خدا لباسم تقریبا داره تموم میشه

    لباسی ک تقریبا یک ماه پیش هدف گذاری کردم ک برای عروسی داداشم برای خودم بدوزم

    اونم مجلسی ،ک اولین نمونه کارم حساب میشه

    آستین کارو پفی دوختم امروز با دست کوک زدم قبل اینکه دامن و وصل کنم

    ب خواهرم نشون دادم

    به من خندید

    ب کارم

    ب مدل آستینم

    گفت این بادبادک چیه :/

    استین لباسم میدونی الان دقیقا عین همون لباس آستین پفی هست ک آنشرلی

    آرزوش و داشت

    دقیقا خخخخخخ

    ایشونم خیاطه تقریبا 20 سال تجربه داره

    ولی تا حالا همچین مدلی ندوخته

    چون همیشه تو نقطه ی امنش مونده

    خیلی بهم برخورد و ناراحت شدم

    آستین قبلی ک دوختم ساده بود و ی چنتا پیلی روش بود

    چرا چون خواهرم بهم گفت اینجوری بدوز

    والان ک مطابق سلیقه اش ندوختم آستین جدید رو

    گفت ک الان نمیدونی بعد ک با این رفتی عروسی عین چی پشیمون میشی

    من دیگه کاری بهت ندارم

    تا یکی دوساعت ذهنم درگیر بود ک چیکار کنم

    عکسش و برای پشتیبانم فرستادم گفت قشنگ شده

    دامن و بهش وصل کن

    منم دامنو وصل کردم و زیپ و دوختم

    ی کم کار داره پایین درز دامن

    الان لباس و آویزون کردم تو اتاق ساده اس ولی دوخت تمیزی داره

    همین الان داداش کوچه اومد تو اتاق گفت قشنگه ولی بنظرم باید ی توری چیزی بزنی بهش

    ی ایده اومد ک بیام از تور صورتی ک دارم روش کار کنم ،هیچ ایده ای ندارم ک چطور این کارو انجام بدم ولی میدونم ک هدایت میشم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    میخوام مدل آستین و نگهدارم ولی ی کوچولو تغییر بدم

    و پوفش و بزارم بمونه

    خداوند همیشه داره هدایتم میکنه

    و همیشه راه حلهای اسون و راحت و عالی و بهم میگه

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    عصری کیان اومد دنبالم گفت میخوام رکورد جدیدم و بهت نشون بدم

    منم همراش رفتم قبا اینکه بیام سراغ لباسم

    منو برد کنار دوتا درخت

    کنار خونه مون

    گفت از کدوم بالا برم

    گفتم میتونی از دوتا بالا بری

    گفت اره

    گفتم سمت راستی

    خندید گفت این راه نداره ک برم بالا

    خخخخ

    گفتم پس چرا گفتی انتخاب کنم گفت همین جوری ولی این یکی و میتونم برم بالای بالاش

    گفت واقعا

    گفت اره

    حالا چرا میخواست نشونم بده

    چون قبلا بهش گفته بودم ک موقعی ک کوچیک بودم از تمام این درختای اطراف خونه بالا رفتم

    والان مبخواست بهم نشون بده

    ک منم میتونم چون این خواسته تو ذهنش شکل گرفته بود

    بعد من نگاش کردم

    اون رفت بالا

    همیشه تا قسمت تنه بیشتر بتلا نمیتونست بره ولی الان داشتم میدیدم ک داره بالا تر میره

    گفتم کیان چطور شد ک فک کردی میتونی از این بالاتر بری

    گفت نگاه کردم دیدم میشه رفت بالا

    گفتم برم ببینم تا کجا راه داره

    و دیدم ک تونست بره شاخه های بالا

    درسی ک گرفتم این بود ک

    خدا داره همه مارو هدایت میکنه

    وقتی خواسته ای در ذهن ما شکل میگیره

    لاجرم راهش هم بهمون گفته میشه

    خلاصه کلی لذت بردیم

    هوا خییلی عالی بود

    آسمون آبی با ابرهای سفید

    صدای بلبل ها

    سبزه ها

    خییلی رشد کرده بودن

    مرغ ها داشتن خاکبازی میکردن

    تربچه های کیان و هم دیدم رشد کرده بودن

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    سپاسگزارم

    خییلی انرژی گرفتم و اومدم دامن لباسم و وصل کردم

    و باخودم تکرار کردم

    نظر بقیه مهم نیست

    نظر خودم مهمه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    کبری مشتاقی گفته:
    مدت عضویت: 1189 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربانم خدایی که هر چه دارم همه از آن اوست خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و دوستان نازنینم

    وقتی قانون رو میدونیم و بهش عمل نمی‌کنیم

    از ایمان ضعیف ماست

    از باور نکردن ماست

    از عجله کردن و گوش ندادن به ندای قلبمونه

    از کنترل نکردن ذهنمون ست

    ایمانی که عمل نیاورد حرفه مفت ست

    استاد چقدر این جملتون قشنگه

    باید با طلا قاب گرفت

    من ممنون شما هستم دوستت دارم

    در پناه خداوند مهربان باشین سالم و ثروتمند باشین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    moghadam گفته:
    مدت عضویت: 2598 روز

    مهری

    به نام خالق زیبایی ها. پروردگار توانا

    سلام به بهترین استادان زندگیم ، دوستان قدرتمندم

    تغییر را در آغوش بگیر قسمت 17

    چرا میدانیم اما عمل نمیکنیم؟

    اگر بر خداوند توکل کنی، خداوند برایت کافی است.

    بوسیله اهرم رنج و لذت، هر تغییری را می توان ایجاد کرد، تغییراتی مثل ترک هر عادت مخرب و ایجاد هر عادت سازنده

    صحبتهای دوست عزیزمون و اون احساس گناهی که داشت و راه حل بسیار ساده و آسانی که استاد با قطعیت و جدیت ارائه دادند، منو به فکر فرو برد، چه جاهایی که که منم همینطور عمل میکنم و با احساس بد میخواهم راه حل مناسبی رو پیدا کنم، در حالی که اگه کمی آرامش داشته باشم ،کمی ایمان داشته باشم،راه حل به اسونی خودش رو نشون میده.

    من همزمان دوره مقدس 12 قدم رو دارم برای چندمین بار تمرین میکنم. قدم چهارم جلسه دوم، این آگاهی رو بهم میده که مسیر موفقیت با دیدن الگوهای موفق ، و نشون دادن نتایج انسانهای موفق به ذهن میتونه سریعتر پیش بره. چه بسیار مسائلی که غیر قابل حل به نظر می‌رسیدند ولی بعد از مدتی همون مسئله به راحتی حل شده ، چرا ؟

    چون استمرار و تمرین و باور به این که هیچ مسئله غیر قابل حلی وجود ندارد بعد از مدتی اون مسئله به صورت جادویی حل شده

    . وقتی من تمرکزم رو بذارم ، وقتی بدونم با احساس خوب بهترین راه حل ها بهم گفته میشه، دیگه به جای احساس گناه و حال بد فقط به دنبال راه حل میگردم. احساس گناه و افسوس باگهایی هستند که جلوی پیشرفت منو میگیره، به جای غرق شدن در اون به دنبال راه حل بگردم ،با ایمان ادامه بدم،و مطمئن باشم که بهترینها بهم الهام میشه.

    چه موقع استمرار می‌تونه ادامه دار باشه، زمانی که من به خدای خودم ایمان واقعی داشته باشم ، تسلیم باشم، و به هر آنچه که بهم میرسه، راضی و سپاسگزار باشم.

    همه ی ما در زندگی طنابهایی داریم که به آن آویزان شدیم و مانع اعتماد کامل ما به خداوند شده است.

    کشور من الان در شرایطی هست که تمام ارتباطات قطع شده است، منی که در خارج از آن زندگی میکنم این پیام رو میده دیگه وقتش هست که دیگه تمام طنابهای وابستگی رو قطع کنم و با جدیت زندگی جدیدی رو شروع کنم، از وابستگی عاطفی گرفته تا وابستگی مالی.

    مثل حامد عزیز الان باید شروع کنم. اگه ظاهر قضیه رو نگاه کنم :

    من نه زبان رو درست حسابی بلدم نه کاری دارم، نه میتونم به کشورم برگردم، بر فرض که برگشتم ، آیا میتونم به آرزوهایی که داشتم جامه ی عمل بپوشونم ؟ یا میخواهم زندگی جدیدی رو تجربه کنم؟ میخواهم پازل دیگه ای از زندگی رو حل کنم؟

    اینجا نقطه یک شروع یک زندگی جدیدی هست با باورهای جدید ، باورهایی که 6 سالی دارم کار میکنم.

    الان زمان عمل به دانسته هایم، آموزه هایم هست.

    الان زمانی هست که باید با استفاده از اهرم رنج و لذت قدم هایم را محکم تر بردارم.

    اهرم رنج و لذتی که بهم قدرت بده ،انرژی بده.

    انگیزه بده.

    به نظرم اولین مورد که باید براش این اهرم رو تنظیم کنم داشتن آرامش هست. در سایه ی آرامش هست که میتونم قدم‌های بزرگتر و موفقی بردارم، خداوند در آرامش حضور دارد .

    استاد خیلی خوشحالم و به خودم افتخار میکنم که سعادت شاگردی در این مکتب رو داشتم. الان میتونم خیلی راحت تر و با اطمینان بیشتری قدم بردارم و چالش‌های پیش رویم رو حل کنم. سپاسگزار وجود توحیدیت هستم ،سپاسگزار مریم شایسته عزیز و نازنین و دیگر دوستان قدرتمندم هستم. سپاسگزار خداوندی که هر لحظه منو هدایت می‌کنه به سوی بهترین ها هستم.

    امیدوارم بتونم از این آزمایش سربلند بیرون بیایم و مهری جدید با ورژن جدید بسازم که خیلی قویتر و توحیدی تر عمل میکنه.

    الحمدالله رب العالمین

    الرحمن الرحیم

    مالک یوم الدین

    ایام نعبد و ایاک نستعین

    اهدانا الصراط المستقیم

    صراط الذین انعمت علیهم غیر المغضوب علیهم والضالین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 1506 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته و همه دوستان

    روز 154 از روزشمار تحول زندگی من

    تصمیم بزرگی که هنوز انجام نشده » ‌تغییر محل زندگی، یا بهتر بگم مستقل شدن و تجربه زندگی تنها (روبرو شدن با ترس‌ها و تغییر باورهایی که منو وارد این شرایط بکنه)

    البته خداروشکر تو این مدت تا حدود زیادی سعی کردم که روش کار کنم و یکسری نشونه‌ها هم برام اومده ولی پایدار نیست که ادامه داشته باشه و من تو مسیر دریافت قرار بگیرم.

    اهرم رنج: اطرافم همیشه شلوغه و با کلی رفت و آمد نمی‌تونم به راحتی کارهای شخصیمو انجام بدم. تجربه ای که می تونم توش رشد کنم ازدست میدم. وابستگی‌هام بیشتر میشه. محدودیت‌هام بیشتر میشه. نگرانی‌ها و ترس از دست دادن‌ها نمیذاره با حس خوب و راحت زندگی کنم. هیچ‌وقت فضای آروم و مشخصی برای خودم ندارم و باید تمام اتفاقاتی که تو خونه هست رو تحمل کنم.

    اهرم لذت: همیشه برای خودم فضای پرایویت دارم و می تونم به راحتی رو برنامه‌هام و هدفام کار کنم. می‌تونم راحت‌تر هرجا بخوام برم و از حس وابستگی‌ها دور میشم و سعی می‌کنم که تو هر شرایطی از پس خودم بربیام، که در این‌صورت حتما توحیدی‌تر میشم که فقط رو خدا حساب کنم و از شرک دور بشم. بیشتر برای داشتن زندگی بهتر و ثروتمند بودن تلاش می‌کنم تا از پس همه هزینه‌ها و کارام بربیام. می‌تونم روابط بهتر و کنترل شده ای داشته باشم. این قدم باعث میشه تا خودمو آماده کنم برای قدم بزرگ مهاجرت به یه کشور دیگه. خودمو بیشتر بشناسم و هدفامو واضح‌تر کنم.

    البته که این اهرم خیلی بیشتر از این‌ها می‌تونه باشه، من فقط اصلی‌هارو نوشتم، که واقعا یه حس حرکت درونم ایجاد می‌کنه تا کارهایی که الان می‌تونم برای ایجاد این شرایط بردارم رو، براش برنامه ریزی کنم و انجامشون بدم.

    چون همونطور که استاد تو فایل ثروت هم میگن، وقتی اهرمتو نوشتی حالا بیا ببین چه اقدامات عملی می‌تونی براش انجام بدی! اقدام با ایمان با توکل و با حس امید باوری که قطعا اتفاق میفته.

    و اون اقدام قرار نیست حتما یه کار بزرگ باشه، هر کاری که در جهت هدف منه و بهم حس خوب میده رو باید شروعش کنم و عادت‌هایی رو ایجاد کنم که منو هر روز یه قدم نزدیک‌تر کنه.

    پس منم همین‌جا به خودم تعهد میدم که با قدرت و توانی که خدا بهم داده و با توکل و باور به قانون ثابتش، شروع کنم به ایجاد باورها و شرایطی که منو تو جهت خواستم قرار میده و زمانی که این خواسته رو دریافت کردم حتما میام می‌نویسم و به خودم نشون میدم که شد پس بقیه خواسته‌ها هم با همین قانون اتفاق میفته.

    سپاسگزارم استاد عزیز برای همه راهنمایی‌هایی که بهم نشون میدن چطور باید از قانون برای خودم استفاده کنم.

    و سپاس از دوستانی که الگویی هستن برای اینکه ببینم می‌شود.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    اعظم السادات کسایی گفته:
    مدت عضویت: 2048 روز

    سلام بر استادموحد و خانم شایسته عزیز که همیشه با خود در صلح است

    آیا من برای بنده ام کافی نیستم

    چقدر این آیه آرامش بخشه مثل قرص مسکن عمل میکنه .اما به شرطها وشروطها.باید بهش توکل کنم تا برای من کافی باشه .

    این آیه هدایت امروزم بود به درخواست هدایت از او.

    دارم فکر میکنم اما نمیدونم چی باید بنویسم ذهنم پراز مطلبه در ارتباط با قسمت 17.اما چرا کلمات نمیان؟خدایا ازت هدایت میخوام.

    شرک پنهان .بله تقریبا همه در وجودمون داریم من که دارم .چون خیلی جاها کم میارم و به غیر خدا تکیه میکنم این خبر بدیه .اما خبر خوب اینه که به لطف آموزشهای عملی استاد بر عکس گذشته اغلب خیلی زود به وضعیت پی میبرم وسعی در اصلاح خودم دارم .

    یه ضعف اخلاقی در من وجود داره که سالهاست ازش خبر دارم ولی نتونستم اصلاحش کنم .پرحرفی /بله پر حرفی .من آدم پرحرفی هستم .سالهاست به این موضوع پی بردم اما نتونستم به لذت ناشی از پرحرفی غلبه کنم .علیرغم اینکه این ضعف خیلی رنجم میده اما به دلایلی بهش غلبه نکردم .1-عدم تعهد کافی به تصمیم 2-عدم استمرار3-تکیه کردن به قدرت خودم به جای خداوند.

    امروز فهمیدم عجب طناب محکمی از شرک به دست وپام پیچیده .من دوباره به خودم متکی بود م در حالیکه ضعیفم وباید از یه قدرت بی منتها کمک بگیرم .

    استادامروز دستی از دستان خدا بود وراه حل رو گفت چون از چند روز پیش دیگه واقعا کلافه بودم واز خداوند برای تغییر کمک خواستم .

    اهرم رنج ولذت .چه شگفت انگیز .باید از این اهرم برای تغییر خودم استفاده کنم .چطوری؟

    این خصلت اخلاقی در واقع داره اثرات بسیار بدی در زندگی وآینده م میذاره ا گر ادامه پیدا کنه:

    1-روابطم هر روز داره آسیب پذیر تروآسیب زننده تر میشه .معمولا دیگران از پرحرفی آدما خوششون نمیاد

    2-بعد از هر بار پرحرفی احساسم خیلی بد میشه ونسبت به خودم خشمگین میشم واین حس بد = با اتفاقات بد

    3-دیگران دوست ندارند با من معاشرت کنندواین باز باعث خشم وناراحتی من میشه وباز همون چرخه احساس بد=اتفاقات بد.

    4- ومهمتر از همه اینکه سکوت وخاموشی انسان رو به آرامش درونی و بعد اتصال به انرژی اصلی یعنی خدا میرسونه ومن به خاطر این خصلت از این موهبت محروم شدم .نه صدر درصد اما اینی که هست مورد قبول نیست و میتونه خیلی بهتر بشه

    وچه رنجی بالاتر از اینکه آدم نتونه وصل بشه وهدایتهای او رو دریافت کنه.

    پس همین لحظه یه تصمیم جدی گرفتم :از این لحظه هر گونه پرحرفی و کلمات اضافی ممنوع .هر کلمه ای از دهانم بیرون میاد باید یه فایده ای داشته باشه .با این تصمیم واجرای اون چه لذتهایی نصیبم میشه در 5 سال آینده:

    1-خشم واحساس بد نسبت به خودم از بین میره و این یعنی احساس خوب = اتفاقات خوب

    2-چقدر روابطم با دیگران بهبود پیدا میکنه وچقدر دیگران مشتاق معاشرت با من خواهند شد چون کلا شخصیت جذب کننده ای دارم اما این خصلت اخلاقی باعث شده دیگران اذیت میشن اما به خاطر رعایت ادب در واقع تحملم میکنن

    3-رابطه م با همسرم که همیشه عالی بود ولی الان مدتی ست به خاطر پرحرفی من که اغلب در ارتباط با او گزنده هم هست و بسیار پر تنش شده بهبود پیدا میکنه و بازم احساس خوب=اتفاقات خوب رخ بده.

    4-و در نهایت ارتباط معنوی بهتر با خداوند و دریافت الهامات وهدایتهای او که یک دلیل عدم دریافتش همین بی رویه سخن گفتن است .واین برام از همه چی مهمتره.وای باز چقدر پرحرفی کردم اما واقعا اینا لازم بود .خدایا سپاسگزارم که در مسیر بهترینها هستم و در مسیر هدایت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    من دوست داشتنی گفته:
    مدت عضویت: 167 روز

    به نام خداوند جان

    سلام و درود

    این روزا بخاطر موضوعاتی خانوادگی فکر و ذهنم خیلی درگیر گاهی استرس میگیرم اما ب نسبت چندین سال قبل خیلی بهتر شدم اما خودم میدونم ک هنوزم گاهی استرس دارم دلشوره هر موقع بحثی بشه حتی اگر افراد دیگه باهم بحث کنن من دلشوره میگیرم هرچند مدتی هست ک مدام میگم خدا از ما حمایت می‌کنه مراقب ماهست اما…

    این روزا هم چون ذهنم درگیر هست استرس و دلشوره دارم اما با خودم تکرار میکنم ک خدا همراه ماست خدا از ما حمایت می‌کنه هرچند ک بازهم واگویه ذهنی منفی میاد اما منم مدام تکرار میکنم و اجازه نمیدهم ک بخوان قدرت بگیرن الانم گفتم بیام سایت تا کامنتا رو بخونم و ذهنم آروم بشه ی دفه گفتم حرفایی دلم و یا بهتر بگم حرف ذهنم رو بنویسم تا آروم بشم بیام بگم خدایا شکرت که هر لحظه تحت حمایت کامل خودت قرار داریم خدایا شکرت که تنها قدرت و نیروی برتر خودت هستی خدایا شکرت که بهترین ها را برای ما خواستی خدایا شکرت که از درودیوار برایمان خیر و برکت فرستادی خدایا شکرت برای آرامش ذهن و فکر وجسم و روحم خدایا خودت بهم قدرت و توانایی بده خدایا تو مالک جهانی تو فرمانروایی تو بهترینی منم می‌خوام مثل خودت قوی محکم و با اراده باشم

    الهی شکر

    میدونم ربطی ب موضوع این قسمت نداشت اما نوشتم تا ب آرامش برسم و ذهنم خالی بشه اگر کسی هم نظری داره یا راهکاری داره ممنون میشم کامنت بزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  7. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 853 روز

    سلام به استاد عزیز، خانم شایسته محترم، دوستان محترم، بابت آگاهی های بخش 17 پروژه تغییر را در آغوش بگیر بسیار سپاسگذارم.

    1. آن “تصمیم بزرگ و ترسناکی” که به تعویق انداخته‌اید، چیست؟ (مانند راه‌اندازی بیزینس جدید، ترک شغل فعلی، یا تغییر یک باور بنیادین. تعهد جدی و مستمر برای شناخت بیشتر قوانین الهی و تغییر باورهای بنیادین که باعث تغییر بنیادین شخصیتم بشه. 2. رنج: اگر این تصمیم را به مدت 5 سال دیگر نگیرید، “بلاهایی” که بر سر زندگی‌تان می‌آید (به وضوح و با بزرگنمایی) چیست؟ همچنان بیکار میمونم و محتاج و وابسته خانواده برای هزینه های اولیه زندگیم، نمیتونم ماشینی که دوست دارم سوار شم و باید پیاده همه جا برم ،نمیتونم کارت پایان خدمت سربازیم بگیرم، نمیتونم مسافرت های ایرانگردی و خارج کشور برم، نمیتونم استقلال مالی داشته باشم، نمیتونم دیپلمم بگیرم چون کارت پایان خدمت ندارم، باید همون لباس های قدیمی و کهنه چندسال پیش بپوشم، باید همون کفش های قدیمی و کهنه چند سال پیش بپوشم، بدنم لاغر و ضعیف و بدون ماهیچه باقی میمونه، مجبورم از گوشی و لپ تاپ قدیمی و ناکارآمد استفاده کنم، مجبورم تغذیه ناسالمی داشته باشم و هرچیز بی کیفیتی رو بخورم، سلامتی جسمانیم مختل میشه و مریض میشم، نمیتونم به عزیزانم کمک مالی کنم، نمیتونم برای عزیزانم هدیه بخرم، مجبورم با آدمای فرکانس پایین و منفی هم صحبت بشم و کلی ورودی منفی دریافت کنم و هرروز افسرده تر و داغون تر بشم، مثله یک تیکه گوشت میوفتم یک گوشه با افسردگی، ترس، اضطراب، نگرانی، وحشت، تو تنهایی خودم باقی میمونم و حسرت دوستان جدید به دلم میمونه، با خانوادم بحث و دعوا و جنگ و دلخوری برام پیش میاد و روابطمون خراب میشه، باید از لوازم خونه کهنه و قدیمی و پوسیده استفاده کنم، مامانم بخاطر من غصه میخوره و مریض میشه، بدهی هام هی بیشتر و بیشتر میشه و روی هم تلنبار میشه، همیشه تو احساس بد میمونم و اتفاقات بدتری برام میوفته، در حسرت همه ی آرزوهام میمونم، چک و لقد های دنیا شدید و شدیدتر میشه، تغییر کردن دیگه کار بسیار سخت و طاقت فرسا میشه، 3. لذت: اگر همین امروز این تصمیم را بگیرید و موفق شوید، “لذت” و “دستاورد” شما در 5 سال آینده چگونه خواهد بود؟ (این لذت باید شما را جذب کند. شغلی که عاشقم دارم و ازش ثروت خلق میکنم، سلامتی و آرامش عمیق درونی تجربه میکنم، ماشین مورد علاقم سوار میشم و کلی جاها باهاش میگردم و لذت میبرم، استقلال مالی پیدا میکنم، آزادی مکانی، زمانی و مالی دارم، توی یک آپارتمان شیک و لاکچری با ویو زیبا مشرف به طبیعت زندگی میکنم، بهترین لباس ها و کفش های با کیفیت میپوشم، بهترین غذاها و میوه، سبزیجات تازه و سالم مصرف میکنم، بهترین مدل موبایل، لپ تاپ و لوازم دیجیتال استفاده میکنم، ایرانگردی میکنم و کشورهای خارجی سفر میرم و لذت میبرم، دوچرخه ی خوب، اسکیت برقی، اسکیت کفشی خوب سوار میشم و لذت میبرم، باشگاه فوتبال ثبت نام میکنم و بازی میکنم و لذت میبرم، به مامانم و خواهرام کمک مالی میکنم و براشون بهترین هدیه هارو میخرم، روابط بین ما صمیمی و لذت بخش میشه، به راحتی هرچی که دوست داشته باشم برای خودم میخرم و لذت میبرم، کارت پایان خدمتم میگیرم و از سربازی معاف میشم، دیپلمم میگیرم، دوره های استاد مخصوصا دوره قانون سلامتی میخرم و هم سلامتیم پایدار میمونه و هم هیکلم بدنسازی میشه و چاق میشم، کلی دوستای خوب پیدا میکنم و مهمونی میگیریم و در کنار هم لذت میبریم، بهترین و جدیدترین لوازم خونگی و سرویس خواب استفاده میکنم، بهترین امکانات لوازم برقی استفاده میکنم، بینی م عمل طبیعی میکنم، تمام بدهی هام پرداخت میکنم، همیشه سرم بالاعه و خودم متکی به خدا میدونم، بهترین فروشگاها و مرکز خریدا میرم و کلی خرید میکنم، طبیعت گردی میرم پیک نیک میرم و لذت میبرم، به نیازمندان کمک میکنم، خدا و هدایت هاش هر لحظه درونم حس میکنم، عمیق سپاسگذاری میکنم و اشک شوق و لذت از زندگی و نعمت هام میریزم، رسالتم توی زندگی انجام میدم و به گسترس جهان کمک میکنم، 4. تعهد توحیدی: اکنون که اهرم فعال شد، شما چطور «امیدتان به حمایت دیگران» را قطع می‌کنید و با اتکای مطلق به خداوند (نه پدر، نه خانواده، نه شریک)، این گام شجاعانه را برمی‌دارید؟» تا جایی که میتونم سعی میکنم از استاد و دانشجوهای سایتشون قوانین الهی یاد بگیرم و بهش عمل کنم، سعی میکنم ایمان و توکلم به خدارو بیشتر کنم تا به احساس آرامش، تسلیم بودن و بی نیازی برسم، سعی میکنم باورهام تغییر بدم، کانون توجه ام کنترل کنم، ذهنم کنترل کنم، تو دل ترس هام میرم، هر هدایتی خداوند کنه رو عمل میکنم و قدم به قدم تکامل خودم طی میکنم و پیشرفت و بهبود پیدا میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2050 روز

    به نام خدایی که هر آنچه دارم از آن اوست

    سلام به استاد

    سلام دوستان

    وای خدا از تغییر ها چه برکاتی نسیب من کردی و من از آن غافلم و متذکر نیستم و سپاسگذار

    اوایل ازدواج من خونه ای با باجناقم باهم اجاره کردیم تا کرایه نصف بشه

    بعد از دو سه ماه اونا به دلایلی تصمیم گرفتن برگردند روستا و من تنها با کرایه ای که ترس داشتم از پرداخت آن

    به هر حال با سختی فراوان اون سال گذشت

    و سال بعد رفتم خونه عموم مستاجر شدم یک اتاق البته بزرگ بود اما اون راحتی رو به هر حال نداشتیم با اینکه تازه ازدواج کرده بودیم

    و اجاره اونجا خیلی کم بود اما واقعا همونم هی عقب میوفتاد و ما نمیتونستیم پرداختش کنیم

    تا اینکه یه جورایی بهمون رسوندند که باید بلند شیم

    و من با ترس و استرس دنبال خونه بودم و قیمتها بالا بود به هر حال خونه ای گرفتم با سه برابر اجاره اونجا اما به خدا سر وقت پرداخت میشد

    و هر سال کرایه تقریبا دوبرابر میشد و من تا پنج سال اونجا بودم خونه مستقل بود فقط کوچک بود و من اونم با حرف صاحبخانه که بلند شین با اجبار رفتیم جای دیگه خونه گرفتم که بزرگ و عالی بود ولی دوباره کرایه سه برابر بود اما بازهم راحت پرداخت میشد تازه کلی وسیله جدید هم گرفتیم و اینگونه خداوند در تمام شرایطی که من میترسیدم

    او برایم اتفاقات بهتری چیده بود

    فقط این من بودم که نمیتوانستم اعتماد کنم به خداوند

    و بگویم الخیر فی ما وقعه

    خدایا ایمانم را به خودت بیشتر و بیشتر کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    مهسا گفته:
    مدت عضویت: 2072 روز

    به نام خدایی که بی حساب و کتاب میبخشد و عاشقانه حمایتم میکند

    سلام بر استادان نازنینم و همه دوستان بهشتی ام

    چند تا از کامنت دوستان رو خوندم و پر از حس خوب شدم شروع کردم به مرور قشنگیهای زندگیم و توجه به زیباییهای اطرافم

    به یاد اوردم زمانی که به سمت این خونه هدایت شدیم

    ما 5 سالی رو خونه ی خالم مستاجر بودیم و اجاره کمی پرداخت میکردیم ولی همونم نمیتونستیم سروقت پرداخت کنیم ،با اینکه جاهای دیگه راحت خرج میکردیم اما اجاره سر وقت پرداخت نمیشد و من حس خیلی خوبی اونجا نداشتم همش حس میکردم بهشون مدیونم یا باید براشون کاری انجام بدم کمکشون کنم تا جبران خونه بشه و همش موذب بودم اما هر وقت با همسرم بحث بلند شدن و جابه جا شدن میشد یه ترسی داشتم که مگه خونه میتونیم بگیریم ما با این قیمت،اینا به ما لطف کردن، اینا از ما کم میگیرن،اینا به ما کم گرفتن و هزار تا شرک داشتم و بی خبر بودم که مهسا تو دچار شرک شدی، تو حواست نیست که خداست همه کاره زندگیت و این خونه هم نعمت اونه

    و من فکر میکردم خاله من خیلی به من لطف کرده و اگه از اینجا بلند شیم توان پرداخت اجاره بالا رو نداریم اما من ویژگیهای خونه دلخواهم رو مینوشتم و تجسمش میکردم و خیلی دوست داشتم توی خونه ای بهتر زندگی کنم ،تا زمانی که از ما غیر مستقیم خواستن بلند شیم ،و من مجبور به تغییر شدم و به خدا توکل کردم با وجود همه ترسها و شرکی که داشتم روی خدا حساب کردم و رفتیم دنبال خونه و از دیدن اجاره ها هی نگران میشدم اما باز خدا رو به یاد می اوردم و اروم میشدم و اتفاقی که افتاد ما هدایت شدیم به خونه ای که دقیقا توی همون محله بود با اختلاف یک کوچه ،چون من عاشق محلش بودم عاشق سرسبزی و دقیقا خونه جدید کنار یک فضای سبز زیبا،توی یه ساختمون آروم با همه ویژگیهایی که نوشته بودم،اما اجارش سه برابر خونه قبلی بود ترس داشتم اما حسی در درونم به من امید میداد که درست میشه و از پسش برمیاید

    و ما اومدیم به خونه ای که مشخصاتش رو نوشته بودم دقیقا همونها بود حتی بهتر از اون ، و در جواب این ایمان و حرکت من و پا گذاشتن روی ترسام و شرک و اعتماد به خدا پاداشها از راه رسید، خونه دلخواه، و بعد افزایش درامد و رزق و روزی، ما به محض اومدن به خونه جدید راحت پرده عوض کردیم،مبلا رو پارچشو عوض کردیم،کلی وسیله جدید گرفتیم،همسرم برام سنتور مورد علاقمو گرفت و رفتم دنبال ثبت نام کلاس و هر ماه راحت به موقع اجاره پرداخت میشد حتی گاها دو سه روز زودتر

    و این اتفاقات همچنان در زندگی من ادامه داره

    چقدر خدای من مهربانه چقدر اماده است که فقط روش حساب کنی درها رو برات باز کنه فقط منتظر اجازه ی توئه که بزاری ورود کنه به زندگیت ،فقط منتظره فرمونو بدی دستش و رها باشی اینقدر خوشگل میچینه اینقدر جاهای قشنگ میبیرتت

    و اینو هر بار به خودم یاداوری میکنم که یادت باشه چه پاداشهای عظیمی داره توکل کردن

    هیچ کس هیییچ کس قدرت نداره در زندگیم جز خدا

    خداست که روزی میده ،ادمها فقط وسیله اند

    خدایا شکرت

    خدایا همچنان هدایتم کن دلم رو قرص کن ،جاری شو در وجودم هدایتم کن و منو به خودم وامگذار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  10. -
    آرزو جمشیدی گفته:
    مدت عضویت: 820 روز

    ب نام هدایتگر قلب ها

    سلام استاد قشنگم و. خدایا شاکرم بابت سایت قشنگتون .و خدایا شکرت میتوانم هر روز صدای شما را بشنوم و روی خودم کار کنم خدایا شکرت

    استاد عزیزم من هر بار صحبت های شما را گوش کردم و حرکت کردم ب بهترین مسیر هدایت شدم و انگار فقط خدا ب حرف کنه ‌و حرف های منو گوش میده خدایا سپاس گزارم خدای قشنگم ممنونم استاد نزدیک 4سال باهاتونم کلی اتفاق کلی زیبایی برام اتفاق افتاد از مسافرهای خانوادگی که قبلاً تو چادر یا سویت های ب درد نخور می‌رفتیم تبدیل شده ب رفتن ب بهترین هتل

    از شروع کردن کارم از زیر صفر و آبدیت شدم در مقطع کاریم خدایا سپاس گزارم

    خدایا داشتن مسیر درست و زندگی پر از آرامش

    که در زندگی کسی ندیدم

    از داشتن شوهر و بچه های عالی خدایا شکرت و سپاس گزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: