تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 4
موضوع این قسمت: وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى
مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:
- پیام سریال زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا
- قانون: اگر زیبایی ها را تصدیق کنی، لاجرم به سمت زیبایی ها بیشتر هدایت می شوی؛
- وَ صَدَّقَ بِالْحُسْنى (6) فَسَنُیَسِّرُهُ لِلْیُسْرى (7) و به خوبی ها توجه کرد، در نتیجه آسان شد برای آسانی ها؛
- نه دیگران را قضاوت کن و نه درگیر قضاوت دیگران باش؛
منابع بیشتر:
توضیح سوره لیل و داستان کنترل ذهن | جلسه قرآنی قدم چهارم از دوره 12 قدم
- نمایش با مدیاپلیر پیشرفته
- فایل تصویری تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 4192MB24 دقیقه
- فایل صوتی تعقّل در آنچه پذیرفتهای | قسمت 423MB24 دقیقه









«به نام خداوند بخشنده مهربان»
در مورد اون قسمت که گفته شد بچهها احساس لیاقت بالایی دارند میخوام یه چیزی بگم؛
من یه پسر تقریباً یک ساله دارم و انقدر من از این بچه چیز یاد میگیرم که حد نداره.
یکی از چیزهای خیلی مهمی که من بارها بهش توجه کردم اینه که توی همه شرایط اون چیزیه که هست.
یعنی وقتی جلوی منه همونطور رفتار میکنه که جلوی یک آدم غریبه نشسته. در حالی که مثلاً اگه بچه من وقتی کنار منه خیلی راحته شیطنت میکنه، شلوغ کاری میکنه، حرکتهای خیلی بامزهای از خودش در میاره و اون رفتارها رو اگه بخواد جلوی کسی انجام بده که من باهاش یه مقدار رودربایستی دارم، من در درون خودم ممکنه یه مقدار معذب بشم و بگم نه کاش این کارا رو نکنه.
بارها شده مچ خودم را گرفتم. ولی گفتم هیچ اشکالی نداره، اون داره خودش رو بروز میده و خدا رو شکر میکنم که مادر آگاهی هستم و اصلاً نمیخوام فرزندمو محدود کنم؛ و اصلاً بهش احساس منفی نمیدم و در مورد شیوههای فرزندپروری کلی اطلاعات به دست آوردم؛ و مطمئنم که فرزندم آینده خوبی خواهد داشت و خیلی از مشکلاتی که جوانان به دلیل کودکیِ نامناسبی که داشتند دارند رو پسر من تجربه نمیکنه.
و خب این یک رابطه دو طرفه است. همون قدر که من به اون احساس خوب میدم اون هم به من احساس خوب میده.
بهم چیزهای زیادی رو یاد میده. هم به طور مستقیم هم به طور غیر مستقیم.
مثلاً یکی از چیزهای خیلی خندهدار اینه که من بلد نبودم آب رو طوری بنوشم که صدای قلپ قلپ گلوم بلند نشه. همون روزهای اولِ تولد پسرم وقتی که دیدم چطور شیر میخوره دقت میکردم به اینکه از کدوم نقطه گلوش عمل قورت دادن را انجام میده، من هم تمرین کردم و یاد گرفتم بدون صدا آب بخورم.
یا اینکه توی همه شرایط فقط دنبال اینه که از اون لحظه استفاده کنه و لبخند بزنه و شاد باشه و یک جوری از محیطش و آدمها استفاده کنه که بهش خوش بگذره.
یا اینکه توی همه شرایط خودِ واقعیشه و نقش بازی نمیکنه.
از خواستههاش کوتاه نمیاد و انقدر تلاش میکنه تا بهشون برسه.
بابت زمین خوردنهاش بابت اتفاقاتی که براش میافته ناراحت میشه و احساساتش رو به راحتی بروز میده اما این ناراحتی و آزردگی رو ادامه نمیده.
خیلی چیزای زیادی من ازش یاد گرفتم و واقعاً خدا را شکر میکنم که این نعمت تپل و دوست داشتنی و نرمالو رو بهم داده.
خدا رو هزاران بار شکر.