تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲ - صفحه 43 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1085 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مهدی باخدای اشتیوانی گفته:
    مدت عضویت: 289 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمٰنِ الرَّحِیم

    سوره رعد، آیه 11

    > إِنَّ اللَّهَ لَا یُغَیِّرُ مَا بِقَوْمٍ حَتَّىٰ یُغَیِّرُوا مَا بِأَنْفُسِهِمْ

    همانا خداوند سرنوشت هیچ قومی را تغییر نمی‌دهد، مگر آنکه آنان آنچه را در درون خودشان است تغییر دهند.

    پروردگارا من هرآنچه دارم ازتودارم

    گام دوم

    پروژه دراغوش گرفتن تغییر

    سلام خدمت استاد عزیز

    سلام خدمت هم فرکانسی های عزیز

    برای اولین باری که من این سری گفتگو با دوستان رو توی سایت شنیدم توی یه مسیری باماشین تنها بودم وخداگواه این داستان اشک میریختم از خوشحالی موفقیت این دوست عزیز وسپاسگذارخداوندبودم که چقدر انسان با قدرتی که خداوند بهش داده از صفر یازیرصفرمطلق به هرآنچه که میخواهدمیتواند برسد الان که دارم این کامنت رومینویسم فایل رو گوش میدم سرشار از آرامش.وجودخداونددر قلبم حس میکنم

    پروردگارا سپاسگذارم

    روزا خانم تحسینتون میکنم آفرین به شما

    1:بهترین واولین درسی این فایل

    که از دوست عزیز گرفتم

    که آقا اگر دنبال بهانه نباشیم آگرباتک تک سلولهای وجودمون بخواهیم که تغییر کنیم و زندگی خوبی بسازیم خداونددرهاروباز می‌کنه فقط اولین گام خواستن حرکت کردن و گوش دادن به ندای خداوند درمسیر واعتماد به رب العالمینه

    2اگردرمسیر به تضادی برخوردیم ازخداوند بخواهیم که در این تضاد چه نعمت و فرصتی برامون نهفته است که این دوست عزیز فرمودند که زمانی که به تضادی خوردم به خودم گفتم که خداوند یکباربرام درست کرده دوبارهم می‌تونه من توکل کنم بهش

    من توحوزه ساخت وساز گفتم خیلی موفق بودم و همه اون موفقیتهامومیخوام اهرمی کنم برای یادآوری برای استارت مجدد که مهدی عزیز اون زمان تو فقط29سالت بوده و تجربه ای نداشتی باورهام مثل الانم نبوده و فقط اشتیاق فراوان باعث موفقیت من بوده

    این فایلهای هدیه ای بینظیر تون که روزا خانم شروع کردن واین کامنت هایی که بچهامیزارن خییییلی وقتهاشده آرزوهام فراموش کردم به خاطر شرایط زندگی بخاطر باورها شرایط سخت شده ولی تنها چیزی که با توکل بخداوند منو تو مسیر نگه داشته فایلهای توحیدی و روئیاهایت رو باور داشته باش وبرنامه نویس زندگی ات باش و همین کامنت های فوق‌العاده دوستان بوده چقدرشماو دوستانم عالی هستین آفرین

    رسیدم به بخشی که. دوستمون گفت چیزی براشک گذاری نداشتم چقدر من اونجا دوباره به یاد آوردن نعمت‌هایی که بینهایت بود وخداوندبه من عطاکرده بود افتادم دوباره اشک تو چشام جمع شد ومن ندیده بودم این نعمتهارو

    خیلی این فایل در اون روز منودکرگون کرد که خیلی وقتها پول و ماشین موفقیت‌های دیگران باعث می‌شود احساس کنیم هیچی نداریم توزندگیمون وناسپاس میشویم واین دوستمون که به این همه نتایج عالی رسیدن ازسپاسگذاری از یک سیب ویک پتوی نرم شروع کردن از تنها چیزی که داشتن شروع کردن اینها همه درس است برای من

    بقول شمااستاد پروردگار میخواهیم که قدرت بیشتر سپاسگذاری به ما بدهد که اگر بتوانیم سپاسگذاری نعمتهای خداوند باشیم همه چیز درست میشود

    بهترین درس این فایل من احساس کردم اون نقطه ای بوده که به خداوند گفته من تسلیم هرچی توبگی من اجرا میکنم چون استادونتایج شون روبه عنوان یه الگوی عمل به الهامات خداوند رو دیده بودن

    و چقدر مسیری که رفتن نشانگر اعتماد به خداوند و تکامل مسیر بوده از همون. کارکردن در رستوران افرین

    اون نگاه مثبتی که دوستمون به ایمیل که نه گفته بودن در واقع باعث شده تقاضای همکاری کنند براشون

    در واقع اتفاقات نتایج رارقم نمی‌زند بلکه نگاه مابه اتفاقات نتایج رارقم میزند

    این فایل یادآور این بود که دوباره اهرم رنج ولذت را برای خودم بروزرسانی کنم

    سپاسگذارشمااستادعزیزم هستم بااین پروژه زیبا واین ویژگی زیبای تحسین کردن دوستان و توضیحات کامل و تکمیلی پایان صحبت دوستان

    سپاسگذارم استاد ️

    در پناه الله پاک شادسلامت سعادتمند وثروتمند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    کامران گفته:
    مدت عضویت: 1627 روز

    به نام خداوند مهربان

    با سلام

    قدم دوم از تغییر

    سوال اول

    قبل از تغییر کجا بودی :

    من قبل از تغییر توی یک روزمرگی هر روز بوده و صبح ساعت 6 بلند میشدم و همون مسیری که دیروزش امده بودم خونه رو میرفتم سرکار و رد پاهام روی اون جاده افتاده بود و مثل یک ادم کوکی شده بودم و فقط بدون هدف زندگی میکردم و فقط ی حقوقی که بهم سر برج بدن و طبق روال ی مقدار برام پول بمونه تا 15 هر ماه بمونه از اون زمان به بعد خسته شده بودم و دنبال ی راه برای این روزمرگی که در بیام بودم. تا ی شب از طریق یک نفر از اقوام با سایت استاد اشنا شدم و شروع کردم با فایل های غیر مجاز فقط گوش میدادم و فقط تنها سود و منفعتی که من از اون فایل غیر مجاز بدست اوردم و بزرگترین نعمتی که به دست اوردم سایت استاد عباس منش بود. و شروع کردم نصف و نیمه به فایل گوش دادن و احساسم ارام ارام بهتر شد. بهتر شد یعنی انگار ی حال خوبی بهم تزریق شده. ی انگیزه خوبی بهم تزریق شد

    سوال دوم

    فایل های توحید عملی. اینو واقعا واقعا جدی میگم. من همیشه ته ذهنم اینه که تمام فایل هاتو بزار کنار. اول فقط روی توحید عملی کار کن شده یک سال انقدر کار کن تا رابطه رو وصل کنی. ولی واقعا این اتفاق افتاده. به خدا راست میگه هر لحظه اراده کنی برای اینکه از خداوند هدایت بخواهی اون لحظه هست که خدا هدایتت میکنه. و من شده توی جاهایی بودم که شلوغ ولی چشمام رو بستم چسبیدم و کانکت شدم با خداوند

    خدایا سپاسگزارتم که این راه رو بهم دادی و من میخوام و دارم و تعهد دادم که این فایل های تغییر رو با فایل های توحید عملی مکمل کنم

    و فقط اون بشه تمام زندگیم

    سوال سوم

    من اقدام رو اول از چند تا جا رزومه دادم برای تغییر شرکت و این اتفاق افتاد ولی من کاری رو که دوست داشتم داشته باشم رو هر روز تجسم میکردم و روی کاغذ میکشیدم و خیلی زود و کمتر از سه ماه اتفاق افتاد و الان توی اون کار هستم. و الان میخوام برم بالاتر ولی توی شغل مورد علاقه بعدی و اونو میخوام تجربه کنم

    خدایا ازت بی نهایت سپاسگزارم از این اقدام. و این ها چقدر خوبه که من دارم مینویسم شده ی ایمان که تو اینطور تونستی پس ادامه بده پس بازم میشه توی همین میسر. تو خدا توی این مسیر هدایتت میکنه.

    ار به خدا. من زمانی که از شغل شرکتی استعفا دادم به خدا قسم من شروع کارم. فقط 300 هزار تومن پول داشتم و خانومم بردار بود و شروع انجام سونوگرافی هام بود و من بودم و فروش روزی سی هزار چهل هزارتومن. کی یک سال و نیم پیش و من ادامه دادم. به خدا الان دارم هرچی فکر میکنم نمیدونم خرج خونه خرج دکتر و سونوگرافی خرج دکتر بچه و خرج های که همه دارن رو نمیدونم از کجا میومد. فقط میدونم خدا منو یاری میکنه. خدا بهترین ها رو برای من انجام میده الان بغض دارم. خدایا سپاسگزارم

    سوال 4

    من تمام این کار ها رو یکی پس از دیگری انجام میدادم شکر گزاری ی هفته انجام میدادم دو هفته انجام نمیدادم این نتایج ها رو گرفتم الان زندگی رو گذاشتم فقط روی شکر گزاری روزانه. من تکامل رو طی نکردم فقط ی دفعه روفتم روی خرید دوره. ولی الان میخوام شروع کنم از رایگان هیچ عجله ای ندارم. میخوام لذت ببرم. با خودم از درون درست بشم میخوام احساسم رو انقدر ببرم بالا که انگار دارم بال در میارم

    سوال 5

    سوال پنج اینه که من مانع هام این بوده که زود احساسم بد میشد. ی چند روز اوضاع مالی بهم میریخت. احساسم بد میشد و نتایجش میشد بخث تو خانواده دوری از فایل ها تا چندین روز بعد از اون شروع میکردم به سپاسگزاری. به خدا بهترین روش کنترل ذهن فقط سپاسگزاری هست فقط سپاسگزاری

    سوال 6

    نتایج ملموس من زیاد نبوده ولی راحت تر خرید میکنم و چقدر خوب بود و اوضاع از قبل بهتر شده و من الان سپاسگزار هستم خدایا شکرت بابت این نتایج سپاسگزار استاد و خانوم شایسته هستم که ما رو اگاه میکنه

    خدایا سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  3. -
    حمید جنتی گفته:
    مدت عضویت: 617 روز

    به نام خدای مهربان، سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته و همه دوستان، قبل از هر چیز سپاسگزار خداوندم که همه ما رو آگاه کرد و دور هم جمع شدیم و تشکر از استاد عزیز که این آگاهی‌ها رو در اختیار ما میزارن من قبلا این فایل رو گوش کرده بودم الان بازم گوش کردم و ماجرای رزای عزیز واقعا برام شگفت انگیزه و چقدر قشنگ توضیح دادن و ما چقدر لذت بردیم.در مورد باورهای توحیدی خیلی من یکی خداوند رو تو زندگیم احساس میکنم و هر لحظه زندگیم رو جشن میگیرم که همچین نیرویی من رو احاطه کرده و هدایت گر و حمایت گر منه،واقعا خیلی از خدای مهربان تشکر میکنم که من رو در مسیر عشق و خوشبختی قرار داده،معجزه های زیادی دیدم از جمله همین کارهای روز مره که به آسونی انجام میشه و زمان که به راحتی میگذره و انسانهای خوبی که سر راهم قرار میگیرن و دستی میشن از دستان خداوند و به من کمک میکنند واقعا خدا را صد هزار مرتبه شکر که هدایت شدم به سایت استاد عباس منش و در مورد قوانین جهان هستی آگاه شدم و تا بتونم به صحبت های ایشان عمل کنم و نتیجه های عالی بگیرم و روز به روز شاهد پیشرفت خودم و شما عزیزان باشم در ضمن وقتی میام کامنت بچه ها رو میخونم باورهام قوی و قوی تر میشه و چقدر احساس آرامش همه وجودم رو فرا میگیره ،در پناه خداوند مهربان شاد و خوشحال باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  4. -
    نسترن گفته:
    مدت عضویت: 2551 روز

    سلام به استاد عزیزقلبم وهمه یاران هم مسیر

    این فایلو زمانی گوش دادم که دقیقا سر یه موضوع مالی با کسی بحثم شد و از قضا من هم معمارم و موضوع سر همین بود راستش یه بنده خدایی اصرار میکرد نباید حرف پولو بزنم وقتی میخوام کارو انجام بدم فقط باید دست بوس باشم ولی من دیگه اینو نمیپذیرم و میگم چرا نمیپذیرم وقتی از تغییراتم بگم متوجه میشید

    قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    من 25 سالمه و از 18 سالگی با استاد عباسمنش اشنا شدم بخاطر همین دقیق یادم نیست قبل استاد و عمل به اموزه ها چطور بودم چون خیلی بچه بودم و تازه اومده بودم تو جامعه

    اما اگه بخوام یه تغییر اساسی رو بگم میگم دوره 12 قدم و ستاره قطبی

    من بچه بودم اما حالم خوب نبود تو همون سن و سردرگم بودم و اصلا به طرز عجیبی خدارو نمیشناختم سعی میکردم حسش کنم اما نمیشد

    و بگم من خیلی دختر خاصی بودم از لحاظ معنوی و خسی و روانشناسی همیشه از هم سنام بیشتر درک میکردم انگار ذاتا معنوی تر بودم و نمیدونم چرا فقط از زمانی که یادمه اهسته اما پیوسته به دنبال رب بودم

    خلاصه قبل تغییر نسترنی سردرگم با حال بد

    جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    تغییر اول من با ستاره قطبی 12 قدم شروع شد و واسم مثل یه بازی جادویی بودو هنوزم هست اینکه یه چیزیو فکر کنی بهش و اتفاق بیافته راستش هنوزم به این معجزات عادت نکردم و سورپرایز میشم

    اولا که 18 سالم بود فک کنم یه شب نوشتم مه بابا مرغ سوخاری بخره واسه شام امشب با اینکه من هیچی نمیدونستم و نگفته بودم ولی واقعا اون شب بابا با همون غذا اومد خونه

    تا دیرپز صبح که تو ستاره قطبیم نوشتیم پیشنهاد یه پروژه کاری از فلانی رو داشته باشم که خدود نیم ساعت بعد تو حموم بودم و گوشیم از طرف ایشون زنگ خورد و پیشنهاد کار داد

    نقطه عطف تمام این 7 سالی که شاید بهتره بگم ج گریخته ولی همواره در تلاش بودم برای بهتر کردن زندگیم

    توجه به نکات مثبت بوده که هر وقت قدردان بودم نعمت داده خدا بهم و هر وقت غمگین و ناسپاس بیشتر از دست دادم

    اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    اولین اقدامم برای رسیدن به موفقیت تو معماری این بود که (میخوام از اخرین تجاربم بگم از شغلم میگم حدود دو سه ساله وارد جامعه کار شدم و همیشه مصر بودم که من باید از همین درسی که خوندم و زحمت کشیدم و توش خلاقم و بهش شدیدا علاقه دارم پول بسازم) ولی خب افراد زیادی هستن که با حرفاشون و افکارشون منو میخواستن پایین بکشن

    من ناامید نشدم وقتی حدود 6 ماه جایی مشغول به کار بودم تو دفتر معماری و بعد قطع همکاری کردیم از مدیر پروژه خواستم برم سر پروژه ها و خریدهایی که با کارفرما میرن که یاد بگیرم من ته دلم خدا میگف همیشه اینطوری نمبمونه از این قضیه حدود 6 ماه میگذره و من بارها ملامت شدم از طرف خانوادم که مگه بهت پول میده چرا میری سر پروژه ولی من با عشق میرم برای خودم برای اینکه میدونم جایگاه من این نمیمونه من به اون تحربه ها نیاز دارم و وقتی هنوزم میرم سر پروژه با حس ملکه بودن میرم انفاقا این اواخر بیشتر منو تحویل میگیرن و منم عاشقشونم

    فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتـی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    بدون حقوق رفتم سرپروژه و حتی چند روز از صبح تا شب میرفتیم خرید با کارفرما و من فقط گوش میدادم تا یاد بگیرم + شکرگزاری از فرصتی که دارم و مدیرپروژه به من این اجازه رو میده

    ستاره قطبی و تصویرسازی اینکه پروژه میاد سمتم

    شرکت در فستیوال و همایش هایی که معماران شاخص حضور دارند تا در اتمسفر اونا قرار بگیرم

    تولید نمونه کار حدید حتی زمانی که پروژه ای نبود خودم روش اسم میزاشتم و طراحی میکردم و اولیش یه کافه بود که بعد طراحی اون کم کم پروژه ها اومد سمتم چون باور کردم که میتونم خلق کنم

    چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    مانع این بود که با ذهن منطقی نمیشد درک کنم که پروژه میخواد از کجا بیاد و واقعا غصه میخوردما چون میدیدم دوستام پولدارن من ندارم و مقایسهههه میکردم و خدا یه کاری کرد که اولین پروژمو من تو دوران جنگ تو یه حای خوش اب و هوا گرفتم چون تو همون دوران جنگ به خدا میگفتم من میدونم این جنگ فقط برای من خیر و برکت میاره در واقع راه حل من اعتماد بود به خدا و تصویری از اینده زیبام

    نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

    تو این 6 ماه که اون قدم اول رو برداشتم به جای غصه خوردن و تو خونه نشستن من از لحاظ فنی قابل مقایسه نیستم با قبلم و قبلا اگه صفر بودم الان 20 ام فقط تو 6 ماه اونم تمام وقت نه

    من سه تا پروژه گرفتم و چند تا پروژه نصفه که نهایی تشد بریم سر قرارداد

    دو تا خواستگار خوب داشتم که البته اونی نبود که میخواستم و اوناام نصفه بودن

    که تو این طور شرایط رزا حان خیلیییی ناامید میشم وقتی یه چیزی خدا میفرسته ولی انگار مال من نیست حتی درمورد خواستگارم همینو به خدا گفتم تو که میدونی این ادم منو نبود چرا فرستادیش تازه کلی غر هم زدم سر خدا یه دوروزی اما به خودم اومدم از خدا تشکر کردم بابت تجربه ای که داشتم چون من یه مدت درخواست ازدواج به پروردگار دادم و فهمیدم خداوند داره نشونه هاشو میفرسته

    واسه خودم طلا خریدم کفش چرم خریدم لباس مجلسی بسیار بسیار زیبا خریدم و تیپایی میزنم که از همیشه زیباتر میشم و همش دارم خوشگلتر میشم و یکی از اقدامات مهمم هم پاک کردن اینستا در 6 ماه قبل میباشددددد که بسیار راضیم

    اینا نتایج 6 ماهه که خیلی خلاقه گفتم

    البته که شبایی بوده که بسیار گریه کردم از نرسیدن اما نمیدونم اصلا نمیتونم نرسیدنو باور کنم

    من تو دوران جنگ یه تاج خریدم و همش بهش نگاه میکنم گذاشتم جلو اینم به خودم میگم تو ملکه ای هر اتفاقی بیافته تو نباید خودتو سرزنش کنی و بخش عمیقی که اتفاقای خوب افتاد تو زندگیم دقیقا وقتی سرزنشو کم کردم بود

    ممنون بابت این فرصت استاد جان

    بماند برای 6 ماه بعد که بیام بگم اخ که خدا چه کرد برای نسترن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    سیده فاطمه حسینی فر گفته:
    مدت عضویت: 2211 روز

    سلام استاد عزیز

    الهی حضورت را سپاس، جهان زیبایت را سپاس

    فایل تکان دهنده و الهام بخش بود

    این فایل رو قبلا گوش دادم و بشدت گریه کردم و اینبار هم گریه کردم‌. شاید یه زمانی به شکلی دیگه همین احساسات رو تجربه کردم.

    سالها قبل به بن بست کامل رسیده بودم. از تمام لحاظ. نه امیدی نه انگیزه ای نه تلاشی نه راهی میدیدم.

    شبی یکی از همکاران یه فایل از شما فرستادن. اون فایل که میگه ماییم که زندگیمون رو میسازیم. سرنوشت مون دست خودمونه. فایل رو گوش دادم. یک بخشش رو باور کردم و یه قسمت هایی رو نه.

    همکارم چند شب دیگه فایل فرستادن. من گفتم تکراری هست. گفتن بارها باید گوش بدی. من پرسیدم ایشون کی هستن؟ و گفتن استاد عباسمنش در حال حاضر آمریکا هستن.

    یه وقفه ای پیش اومد. یک روز تلگرام ای دی یه کانال بالای صفحه برام اومد. اسم شما رو دیدم. ناخودآگاه عضو شدم. دیدم فایل های شما رو گذاشتن و میفروشن. یادم نیست که چطور شد بفکرم رسید عضو سایت بشم و این شروع مسیر بود. با فایل های رایگان شروع کردم.

    اوج مسیر اونجا بود که دیدم نه تنها از اون ناامیدی خارج شدم که دارم همین فایل ها رو برای کسانی که تو شرایط من بودن میفرستم.

    مدتها از اون روزا میگذره. روزایی که نه صحبت دوستان و خانواده فایده داشت. نه هیچ چیزی مرهمی بود روی زخم هام.

    دفتر شکرگزاری گرفتم و هر شب مینویسم.

    جملات کلیدی شما رو نوشتم. و مرتب مرور میکنم

    *تحت هر شرایطی تمرکز روی زیبایی ها

    * در مورد ناخواسته ها صحبت نکن

    * اولین قدم رو بردار بقیه گفته میشه

    * فقط حرکت کن برو تو دل ترس هات

    * ناراحت و غمگین شو ولی تو غم و درد نمون

    * دردها و تضادها برای اینه که تو رشد کنی

    * فقط روی خدا حساب کن و از اون بخواه

    * به نشونه ها دقت کن خدا با قلب صحبت میکنه

    * به هر چیزی توجه کنی همون وارد زندگیت میشه.

    * اگه چیزی در زنگی تکرار میشه اون پاشنه آشیل هست و باید همونجا تغییر کنه.

    * ایده که اومد فقط انجامش بده. ایده خوب با قدرت

    ایده ای که ترس و اضطراب داره اونو انجام نده و .‌‌..

    ممنونم بابت فایل بینظیر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 405 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم

    چقدر داستان این فایل برای من لذت بخش بود. با شنیدن این حد از تجربیاتی که رزای عزیزم داشت منم اشکم در اومد و رزای عزیزم رو تحسین میکنم که چقدر قانون رو خوب درک کرده و مهم تر از همه تسلیم خداوند بوده و همین تسلیم بودن چه درهای نعمت و آرامش رو به روی خودش باز کرده…

    آفرین رزای عزیزم بهت تبریک میگم دختر.. بهت تبریک میگم برای کسب موفقیت‌های بزرگ برای کسب ثروت کسب آرامش و از همه مهم تر ایمانی که در مسیر نشون دادی و اون کنترل ذهن شما که برای جواب ( ما شما رو نمیخوایم) انجامش دادی واقعا احسنت دختر..

    باعث شدی درک کنم که منم میتونم انجامش بدم حتی توی هر شرایطی که باشم.. خدایا شکرت

    چقدر عزت نفس نقش اساسی داره و خدایا شکرت به منم این توانایی رو بده که مثل رزای عزیزم روی این دوره کار کنم..

    بریم سراغ سوالات این بخش( به قول رزا خدا به استاد گفته و استاد بهم گفته انجامش بده؛

    1-قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    + قبل از تغییرم من برای خودم زندگی نمیکردم ، بشدت احساس بدی داشتم نسبت به خدایی که بهم معرفی شده بود..راجب هر موضوعی. عذاب وجدان داشتم… از لحاظ روحی بشدت ضعیف و ناتوان و وابسته به افراد بودم… خودمو دوست نداشتم. بیشتر اوقات زندگی من توی گریه و ناراحتی سر میشد . از روابطم نگم که داغون بود.

    بسیار نشخوار فکری داشتم که داشت منو خفه میکرد اصلا تمرکز نداشتم و توی سلامتی اضافه وزن پیدا کرده بودم و قند خونم بشدت رفته بود بالا

    نمیدونستم دقیقا هدف اصلی من از زندگی چیه.

    توی سردرگمی بودم و گیجی در یک کلام

    2-جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    + راستش من به طور مستقیم با استاد آشنا نشدم و همش از یک شکر گزاری کوچیک شبانه شروع شد . درحقیقت از یک تریلر داخل فضای مجازی که راجب خدا و شکرگزاری بود نظرم رو جلب کرد و من اون رو هر شب تقریبا انجامش میدادم تا اینکه داخل کانال شکرگزاری عضو شدم و به یک فایل از جلسه دوره عزت نفس برخوردم و الان دقیقا یادمه استاد داخل اون فایل چی گفتن…

    این رو هم بگم که من با یکی از افرادی که قصد پخش محصولات استاد رو داشت آشنا شدم!

    همون برحه فهمیدم که باید برای محصولات بها پرداخت از کانال خارج شدم و وارد سایت شدم

    3-اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    +گفتم که اولین شروع من از شکرگزاری شروع شد اما بعد از آشنایی با استاد عزیزم دفتر شکرگزاری خریدم و شکرگزاری رو عمیق تر شروع کردم. با فایل های رایگان استارت زدم و از اونا نکته برداری میکردم.

    4-فرایند تکامل:

    +شروع کردم فایل ها رو گوش دادن.. هر چی بیشتر گوش میدادم بیشتر می‌فهمیدم که باید چیکار کنم‌ . البته این رو هم بگم مدت بسیار کوتاهی بیخیال شدم اما با یک تضاد دوباره استارت کار رو زدم فهمیدم که باید روی خود کار کرد.

    من برای خریدن دوره یا پول ساختن شروع کردم از کارگری در سوپر مارکت

    5-چالش و غلبه

    +یکی از مهم ترین چالش توی زندگیم برای من ادامه دادن رابطه ی عاطفی بود ، از اونجایی که این رابطه به من احساس خوبی نمیداد و من فهمیدم که خلع عاطفی دارم و وابسته هستم تصمیم گرفتم این رابطه رو تموم کنم و وابستگی خودم رو کنترل کنم .. با گوش دادن فایل های توحیدی راحت تر تونستم این کار رو انجام بدم و باز به مسیر برگردم…

    همش حرف های استاد میومد توی ذهنم

    من به خودم یادآوری کردم اگر طبق گفته های ایشون عمل نکنم زندگی روی بدترشو بهم نشون میده و یه جورایی برای خودم اهرم رنج و لذت رو ساختم..

    دوره ای که بهم کمک کرد به این تضاد غلبه کنم دوره ی عزت نفس بود

    6-نتایج ملموس:

    در اوایل شروع ، من نتیجه ی خوبی رو از تحصیل گرفتم …… تقدیرنامه گرفتم بابت معدل بالام و کارت هدیه گرفتم که300 تومن بود.

    وقتی به اتفاقات خوب گذشته فکر میکنم

    شاید بگم بیشترین چیزی که بهم کمک کرد شکر گزاری و داشتن احساس خوب بود

    بعد از اون احساس آرامش و حس خوب و ایمان اومد سراغم… مهم تر از همه عشقم به خودم بیشتر شد… توی این مدت من نزدیک 8 میلیون پول ساختم و تونستم دوره عزت نفس رو تهیه کنم چیزی که من میخواستم بهش برسم خودشناسی بود که الان در مسیرشم و خدا بهم میگه چیکار کنم..

    رزا جان و استاد عزیزم من با جون و دل گوش میدم تمام فایل هایی که بهم گفته میشه گوش بده…

    قلبم فریاد میزنه درستههههه این مسیرررررز رو ادامه بده دقیقا درسته…. بیام و روزی از نتایج بزرگم با شوق و اشک‌خوشحالی براتون تعریف کنم…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    هادی میرحسینی گفته:
    مدت عضویت: 3906 روز

    درود به سید جان عزیز و خانم شایسته بانمک

    دوستانم شادباش به همه‌تون

    این نتایج

    این نعمت‌ها

    این گفتن‌ها

    چقدر معرکه‌ن

    سید جان

    استاد عزیز و دوست داشتنی‌م

    تو چقدر خواستنی و معرکه‌یی

    روزی نیست که حداقل چند ساعت را با تو و زندگی تو سپری نکنم

    شب که میخوابم

    صبح که بیدار میشم

    اولین لذت، لذت شنیدن کلام الله از زبان خودته

    لذت دیدن زیستن بهشت‌ وار در بهشت این دنیاته

    شاکر این نعمت و مسیر الهی هستم.

    چقدر حین صحبت‌های خانم رُزای عزیز اشک شوق ریختم.

    چه صدای آرامش بخشی

    چه کلمات روحانیی

    چقدر خوب صحبت کردی دوست با انگیزه و لایق

    آفرین

    خیلی خوبه که این‌چنین قوانین را یاد گرفتن و به وقتش عمل میکنن. خدا را شاکرم که همراه شما دوستان هستم.

    الهی شکر که این چراغ راه را برامون فرو فرستاده و خدا را شکر بابت دستان زیباش تو زندگی‌ها‌مون.

    خیلی خیلی حس قدرت و شأف دارم از بابت آگاه بودن از این قوانین.

    من ۵ سال پیش مغازه داشتم که ۴ تا شعبه داشت و در یه مدت ۳ ماهه مجبور شدم همه‌ش را ببندم و بعد از اون دوست نداشتم برم برای دیگران کار کنم و بیکار بودم. اما با گوش دادن سرگذشت رزای عزیز قدم اول را دوباره برمیدارم و از صفر دوباره شروع میکنم.

    خدایا شکرت که نشانه‌یی بهم نشون دادی.

    خیلی تو دلم حس خوبی دارم،

    یه احساس قدرت دوباره و یقیین به رب وهاب

    سپاس از همه شما دوستانم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    بانو جان گفته:
    مدت عضویت: 560 روز

    سلام من تازه یک ماه میشه دارم فایل های رایگان رو گوش میدم و حدود یک هفته میشه که عضو سایت شدم تا بتونم نظرم رو اینجا بنویسم الان هم اولین بارم هست که دارم کامنت میزارم

    چقدر اشکم در اومد با شنیدن این فایل چقدر تو دلم بهت افتخار کردم به خودم گفتم. ببین ایشون میگه چیزی نداشته که بابتش خدارو شکر کنه ولی واسه سیب تو یخچال هم شکر به جا آورده

    مهناااااااز تو اینقدر نعمت دور و برت هست و شکر نمیکنی چرا فراموش میکنی نعمت های خدارو

    من از روزی که شروع کردم فایل های رایگان رو گوش بدم دارم ریز ریز تغییر میکنم و خودم دارم نتیجه قشنگش رو توی کسب و کارم میبینم منی که هیچ مشتری نداشتم صفر صفر الان باز دوباره داره مشتری میاد درسته تعدادشون کمه ولی بابت تک تکشون خدارو هزار بار شکر کردم و

    خدارو هزاااااار مرتبه شکر که منو توی این مسیر قرار داد فعلا بودجه ای ندارم واسه خریدن دوره ها با خودم میگم استاد لطف کرده این همه فایل رایگان توی سایت گذاشته همین هارو گوش میدم تا روزی که منم بتونم یکی از دوره هارو بخرم و دقیقا توی دفترم یکی از خواسته هام شده خریدن دوره 12قدم استاد

    و یه چیز دیگه هم که خییلی مهمه بگم

    من قبل از شنیدن این فایل ها خیییلی از خدا دور افتاده بودم من آدم مومنی بودم چادری نماز خون و خیلی مقید ولی چند سالی می‌شد که انگار خدارو گذاشته بودم تو‌بقچه و ازش دور بودم و چقدر خوشحالم با شنیدن این فایل ها دارم خدارو یه جور دیگه میشناسم یه جوری هیچ وقت تا حالا از این زاویه بهش نگاه نکرده بودم

    من هنوز باورهام خیییلی جای کار داره ولی میدونم اینجا نقطه شروع منه و میخوام رد پا بزارم واسه روزهایی که به موفقیت های بزرگ برسم و‌بیام اینجا بنویسم

    خدای مهربونم هزار مرتبه شکر به خاطر وجود این فایل ها و اینکه منو هدایت کردی توی این مسیر قرار دادی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    عاطفه سجادی گفته:
    مدت عضویت: 1527 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه‌ی دوستان هم فرکانسی خودم.

    من مامان عاطفه جان هستم

    سلام به روزای عزیز

    واقعاً این فایل امروز یک انقلابی در من بوجود آورد

    از ایمان شما و از توکل شما به خداوند

    اونقدر قشنگ گفتی دوست من که من فقط اشک ریختم و از خداوند خواستم که منو هدایت و حمایت کنه که بتونم با وجود گرفتن دوره های زیادی که از استاد خریدم و گوش دادم

    بتونم مثل استاد و مثل شما دانشجوی خوب استاد به این آموزش ها عمل کنم.

    از صحبت های شما بسیار لذت بردم.

    خدارو در هر لحظه سپاسگزارم که منو به آموزش های استاد و این سایت و دوستان عالی هدایت کرد.

    واسه همه‌ی دوستان بهترین ها رو آرزو میکنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  10. -
    حسین ح گفته:
    مدت عضویت: 2633 روز

    سلام خدمت شما استاد عزیز و خانم شایسته و همچنین خدمت همه دوستان عزیزم تو این سایت فوق العاده

    گام دوم:

    نقش باورهای توحیدی در تجربه خشبختی

    دوس دارم اول یه تیکه هایی از فایل و صحبت های رزای عزیز که خیلی جالب بود برام البته قبلا هم من این فایل گوش کرده بودم بگم و بعد برم سراغ داستان خودم

    (عیب نداره ناراحت بشی ولی عیب داره تو ناراحتی بمونی و همه چیز برمیگرده به اینکه تو چقدر بتونی شکرگذار داشته هات باشی حتی اگه خیلی خیلی کوچیک باش و بتونی به هر طریقی شده حال خودت خوب نگهداری و به احساس خوب برسی همه چیز در گرو همین خلاصه میشه )

    (باید قدم اول برداری بعد رسیدن به حال خوب و اون قدم اول قدمی که با شرایط اون روز تو قابل انجامه فقط باید یکم شجاعت داشته باشی یکم ایمان و توکل)

    (خیلی مهمه که تو بتونی از زاویه ای به اتفاقات نگاه کنی که حال خوبی بهت بده مثل رزا که خداروشکر کرد با اینکه بهش گفته بودن نمیخوایم شما رو گفت خوب حداقل یکی جواب من داد و جالبه که بعدش همون آدم گفته که یکی از کارمندهای من رفته و تو بیا سرکار اینجوری که اگه حالت خوب باشه همه چیز فراهم میشه واس رسیدن تو به خواسته ات)

    خیلی جالبه وقتی شما ایمانت نشون میدی و دست به یه عملی میزنی ایمان واقعی که به عمل منجر بشه اون وقت معجزه ها واست اتفاق میفته

    این یادت باش اگه چیزی بهت گفته میشه و میری انجامش میدی شاید اون لحظه بگی خب که چی من این کار انجام دادم این که چیزی برا من توش نداشت یا اون چیز بزرگی که من میخواستم بهم نداد ولی میبینی این یه جای دیگه بدرد تو میخوره شاید یه روز دیگ یک هفته یک ماه یا یک سال دیگ مثل داستان رزا و اون کار تو رستوران که بعدش تو پیش پرداخت بدردش خورد

    واسه تمرین این فایل یادمه اون روزای اولی که با فایل های استاد آشناشدم خواهرم یه دوره داشت و بهم داده بود و یادمه من از صبح تا شب مینشستم فایل ها رو گوش میدادم و مینوشتم تو دفترم و یادمه به خودم قول دادم که درآمد خودم 3 برابر کنم.

    و کاری که کردم این بود که حالم خوب بود یه حسی تو وجودم بود که انگار یه قدرتی درونم شکل گرفته بود یه شعله ای که هر روز برافروخته تر میشد.

    اون موقع حس میکردم این کاری که الان دارم واسم کوچیک و این کار قرار نیست من به اون درآمد 3 برابری برسونه و با قدرت رفتم استعفا دادم از اون شهری که بودم اومدم بیرون رفتم جای دیگه و اونجا بود که شرایط و اتفاقات جوری رقم خورد که من تونستم کلی پس انداز کنم کلی چیزهای جدید که تا اون موقع نمیتونستم بخرم خریدم ماشین خریدم و انقدر این حال من خوب بود که یادمه از خدا خواستم بهم کمک کنه مریضی مادرم خوب بشه

    یه راهی چیزی، مادر من چندین سال درگیر بیماری آلزایمر بود و من بخاطر اینکه تو اون شرایط نبینمش بعضی وقت ها 6 ماه خونه نمیومدم چن نمیتونستم تو اون حال ببینمش و یادمه انقدر حالش بد شده بود انقدر قرص در روز بهش میدادن که دیگ تقریبا با یه مرده هیچ فرقی نداشت و یادمه خواهرم گفت دکترش گفته اینا این شکلی هستن دیگ به جایی میرسن که دیگ هیچی نمیخورن و در نهایت میمیرن.

    اونجا بود که من هر روز از خدا یه راهی میخواستم که بهم بگه و یادمه یه روز یه جرقه ای تو ذهنم خورد که بیا دیگ بهش قرص نده و قرص هاش کم کن آروم آروم با اینکه بقیه مخالف بودن که نه ممکن حالش بدتر بشه گفتم از این بدتر هم مگه میشه.

    مامان که همین الان هم با یه مرده خیلی فرق نداره و اونجا بود که شروع کردم یک چهارم از یکی از قرص هاش کم کردم تا یک هفته و این پروسه همینجوری ادامه داشت تک تک قرص هاش هی یک چهارم کم کردم بعد نصفش کردم بعد یک سوم بهش میدادم بعد یه دونه یه دونه قطعش کردم و مامانم هر روز بهتر و بهتر میشد دیگ سرش میومد بالا دیگ غذا بهش میدادی دهنش باز میکرد خودش غذاش میخورد

    و جالبه که دیگ رسیده بود به جایی که فقط دو تا قرص میخورد از روزی شاید 15 تا 20 قرص و اون دو تا هم یکیش برا فشار خون بود یکی دیگ هم برا بیماری بود

    و جالبه اون چن کپسول بود نمیشد نصفش کرد و واسه همین شروع کردم یه روز در میون بهش دادم بعد دو روز در میون و بعد دیدم نه حالش بد میشه در واقع یه جوری میشد وقتی این نمیخورد که یه دفعه میپرید مثلا نشسته بود یهو میفتاد یا اگه راه میرفت یهو از پشت میفتاد نمیدونم چه تاثیری داشت ولی جالب بود همون بهش میدادیم حالش خوب بود

    درسته خوب نشده بود کامل ما رو هنوز نمیشناخت خوب حرف نمیزد ولی حداقل این بود میخندید راه میرفت غذا میخورد راحت سوار ماشینش میکردی میبردیمش بیرون خیلی خوب بود به نسبت قبلش و من هر روز خداروشکر میکردم که مامانم الان هر لحظه میخنده شاد حالش خوبه میتونه زندگی کنه حداقل

    خیلی جالب بود شاید اگه من به جای بقیه قرص ها اول این کپسول بهش نمیدادم میدیدم حالش اینجوری دیگ ادامه نمیدادم میگفتم خب بدتر میشه ولی جالب که اون آخرین قرصی بود که خواستیم کمش کنیم و اینجوری که خدا هدایتت میکنه

    حتی بهتر از بهترین دکتر های شهر که 6 ماه یک بار وقت میدن و ادعا دارن همینه دیگ آخرش همه اینجوری میشن.

    از اون ماجرا الان 8 سال میگذره و مادر من همچنان مثل همون روزی که دیگ همه قرص هاش قطع شده داره زندگی میکنه درسته یکم ضعیف تر شده که طبیعی نسبت به 8 سال پیش ولی همچنان میتونه راه بره میتونه قضا بخوره میتونه سوار ماشیب بشه بره بیرون و ما میتونیم از بودن و دیدن و لمسش و بوسیدنش لذت ببریم چیزی که شاید اگه اون مسیر ادامه میدادیم اون قرص ها رو میخورد الان سال ها بود که دیگ نداشتیمش.

    مثال زیاده خواستم این بگم که اگه با تمام وجود باور کنی این هدایت باور به معنای واقعی کلمه اینکه از درون اون حس کنی اینکه تو هر لحظه حالت خوب باشه بتونی ذهنت کنترل کنی بتونی از تک تک لحظه های زندگیت لذت ببری اون وقت که از بینهایت راه به چیزی که میخوای میرسه شرطش فقط باور فقط ایمان فقط موندن تو حال خوب فقط سپاسگذاری فقط به قول استاد تو دوره هم جهت با جریان خدا حفظ مومنتوم مثبت و اجازه ندادن واسه شکل گیری مومنتوم منفی و اونجاست که معجزات رقم خواهد خورد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: