این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2025/10/neveshteh-1.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2025-10-15 08:26:532025-10-30 23:17:10تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خداوند رو سپاسگزارم که منو در این مسیر بهبود و رشد شخصیتی قرارم داده، در کنار شما دوستان ارزشمندم…
رزا جانم، امیدوارم اینقدر تو زندگیت به موفقیت، ثروت، نعمت،احساس خوب،آرامش برسی که هر ثانیه ات با کیفیت تر از ثانیه قبلت باشه. اینقدر که تو دختر مستقل، قوی،با احساس بسیار مثبت، با زبان بسیار شیوا و رسا و آرام هستی نه تنها استاد عزیزم که همه ما بچه ها فرکانس نابتو دریافت کردیم و حسابی لذت بردیم از صحبتای زیبا و ارزشمندت، امیدوارم هر کجا که هستی خداوند هر لحظه تو قلبت باشه و هدایتگرت به مسیر بسیار بسیار درخشان باشه. عاشقتم بینهایت.
چیزی که این فایل برای من داشت این بود که شخصیتم رو سپاسگزارتر کنم، چرا که من همین الان در شرایطی هستم که خیلی نعمت تو زندگیم هست. آرامش هست، آرامشی که همیشه دوست داشتم داشته باشم .در حال حاضر شرایط برای من جوری رقم خورده که تنها تو خونه ام دارم زندگی میکنم و همسرم و فرزندخوانده ها یه شهر دیگه دارن کار میکنن..درسته میان پیشم بهم سر میزنن با هم وقت میگذرونیم،لذت میبریم، حالمون با هم خوبه، میخندیم و همه اینها احساساست خوبی هستن که من دارم تو زندگیم تجربشون میکنم.
چقدر این تنهایی به من آرامش داده، میشیم رو فایلها کار میکنم و این ترکیب ارزشمند رو با هم میرم جلو و چقدر حال خوبی داره…
این همه امکانات زندگی که در اختیار دارم تک تکشون کافین برای ساعت ها سپاسگزاری از خداوند…
نعمت داشتن بدنی سالم و ورزشکار چقدر جای سپاسگزاری داره…
بودن در محیطی امن و آرام…
داشتن سقفی بالای سر…
بیرون رفتن آدمای حال خوب نکن از زندگیم…
حس ارزشمندی درونی که از همین فایل جلسه اول دوره احساس لیاقت در وجودم برانگیخته شد…
اومدن آدمایی تو زندگیم و گفتن حرفایی که وجود قوانین الهی رو اثبات میکنه…
احساس خوبی که از آدما میگیرم…
2 جلسه اشانتیونی که مدیر باشگاه از روی سخاوت در اختیار من گذاشت…
اینکه از موبایلم و فضای مجازی یه ذره بیشتر از قبل فاصله گرفتم…
اینکه تو تنهاییم بیشتر پا لب تاپ و این فایلها هستم تا تلویزیون…
اینکه خانواده ام برای این تنهایی من احترام قائل شدن و بهم این اجازه رو دادن که با خودم تنها بمونم..
همه اینا نعمت هایی هستن که جهان برام فراهم کرده و بسیار ازت سپاسگزارم خداجوونم…
بریم سراغ تمرین این جلسه :
1) قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
مثالی رو که تو کامنت جلسه اول زدم و اون تغییر رو که در زمینه روابط بود گفتم، همینو بعنوان مثال در نظر میگیرم و به سوالات پاسخ میدم.اولا اینکه این تغییر خیلی تازه ست و تو همین یکی دوروز اخیر اتفاق افتاده و دلیلشم همین پروژه بینظیره که اهرمی شد برای تغییر، خداروشکر.
قبل از تغییر کجا بودم؟
بین زمین و آسمون…همینقدر بلاتکیف و تصمیم نگیر بودم.
چه احساسی داشتم ؟
ناآرومی، عذاب وجدان، ترس، بی ایمانی، حس اینو که شده بودم نماد کسی که فقط خوب حرف میزنه اما پای عمل که میرسه پاش میلرزه.حس دوگانگی ..حس مودی بودن…حس درجا زدن، اینقدر احساس بلاتکلیفی داشتم که حتی تو سایت نمیتونستم بیام و کار کنم یا اگرم کار میکردم اصلا احساسی که الان دارمو نداشتم….
2) جرقه :کدام فایل، جلسه، تمرین از آموزش های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟..
همین فایل دستورالعمل پروژه تغییر را درآغش بگیر…و اگر بخام یه کوچولو بک بزنم عقب، فایلهای دیگه و کل آموزشهای این سایت هر دفعه بهم میگفتن که باید تغییر کنم اما خب حرکت نهایی رو وقتی زدم که این پروژه استارت زده شد.
( اینجا تو پرانتز یه چیزی بگم: من عاشق فایل جلسه 2 روانشناسی ثروت 3 هستم. این فایل برای من یکی از بهترینهاست، گلچین شده تمام فایلهای این سایته… عاشقتم استاد بخاطر وجود ارزشمندتون)..
3) اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟
رابطه دوستی که داشتم و بهم آرامش نمیداد رو کات کردم..
4) فرآیند تکامل
فرآیند تکامل در این زمینه برای من، اون احساس وابستگی ای بود که در طول مدت این رابطه اجازه ندادم به صورتهای قبل و گذشته در وجودم شکل بگیره. گذشته وقتی وارد رابطه میشدم خیلی شرک میورزیدم، خیلی وابسته میشدم به طرف مقابلم اما الان مثل قبلنا نیستم و چیزایی که باعث شد این وابستگی کمتر بشه همین فایلها، گوش دادن بهشون، بودن در این مسیر، ایمان داشتن به خداوند، رعایت قوانین الهی …البته نمیگم خیلی خوب عمل کردم اما بودنم در این مسیر خودش خیلی بهم کمک کرد که شخصیتم بهبود پیدا کنه…صلح با خودم و جهان اطرافم…
5) چالش و غلبه
چالشش برای من صداهای درونم بود.میشه اینطور هم بگی که داشتن احساس ناارومی و بلا تکلیفی یا شاید اینکه از مدار صلح با خودم داشتم خارج میشدم، همه اینا آلارم هایی شده بود در ذهنم که منو میکشوند به سمت تغییر کردن.احساسات درونی هم داشتم .و راه حلش اتمام رابطه بود. تضادی برای من به اون شکل پیش نیومده بود اما همون احساسات درونی نامناسب و ناآروم منو کشوند به سمت تغییر….
6) نتایج ملموس
تغییرات عالی اتفاق افتاده، شدم عین کسی که نشتی انرژیش گرفته شده.انگار انرژی در درون من آزاد شده که سبکتر شدم. رهاتر شدم. حس کسی که بین زمین و آسمون افتاده پایین، تصور کنید چقدر آروم میشه. خدا میدونه که نتایج این تغییر چقدر میتونه بزرگ باشه. اینا چیزایی هست که من الان دارم میبینم و حس میکنم. همین که عین آدم چسبیدم به کار کردن رو خودم خدا میدونه چه نتایج شگفت انگیزی پیش رومه….
بله، همه چیز عالی داره پیش میره….
و این روند شگفت انگیز همچنان ادامه داره و ما پر قدرت ادامه میدیم…..
ب نام خدای مهربان !سلام ب استاد عزیزم وهمه دوستانم !خیلی وقته کامنت ننوشته بودم صحبتای روزای عزیز بسیار لدت بخش و تاثیر گزار بود و منو ترغیب کرد ب نوشتن کامنت ! روزا جان واقعا تحسینت میکنم وازهمین جا برات بهترینارو آرزو میکنم صدات و صحبتای ک کردی بسیار آرامبخش بود اشکم دراوردی عزیز..چندین چندبار گوش کردم بهم انگیزه میده ،استاد تا پارسال من هی دنبال یادگیری انواع اقسام کارها مثلا یادگیری تزریقات، بافندگی فرش ادامه تحصیل ودانشگاه رفتن و خیلی کارهای دیگه ک بهم اون حس قشنگ نمیدادن یعنی اون عشق نداشتم و واقعا نمیدونستم چی میخوام از خدا هدایت خواستم بالاخره هدایتم کرد ب سمت ک چیزی ک دوست داشتم طراحی دکوراسیون داخلی ،بااینکه اصلا چیزی از کامپیوتر نمیدونستم وقتی رفتم آموزش ببینم اونقدر لدت میبرم تا ساعتهاپشت لب تاب مینشتم طراحی میکنم حتی شبا تا 3 شب بیدار میمونم طراحی میکنم خیلی لذت بخش برام استاد منیکه فقط روشن خاموش کردن لب تاب بلد بودم الان دارم طراحی میکنم اون فردی ک تدریس میکرد همیشه منو تحسین میکرد میگفت شماروبرای بچه های دیگه مثال زدم و تحسینتون میکنم ،من واقعا چیزی نمیدونستم بلد نبودم اون خدا بود ک کمک کرد تابتونم از هیچ ب اینجا برسم از خدا همیشه هدایت خواستم استاد ی جایی تو یکی از فایلتون فرموید البته درمورد رانندگی بود ک خواهرتون ماشین خریده بود و ب ترساش غلبه کرده و ماشین رونده بود از اون موقع ک شمافرمودید ب خدا بگید من نمیدونم تو میدونی توآگاهی ب همه چیز!من این جمله همیشه ورد زبانم قبل هرکاری ک میخام انجام بدم ب خداهمین جمله ناب میگم و حرکت میکنم حتی اگ ترس داشته باشم .. کارهارو بسپاریم ب خدا و انجامش بدیم یعنی حرکت کنیم بریم تودل ترسامون، مثال دیگه درمورد شنا من خیلی ترس داشتم هرموقع میرفتم استخر بااینکه شنا بلد بودم جرات نمیکردم برم تو قسمت عمیق استخر شنا کنم ولی از وقتی پارو ترسام گذاشتم وب خدا گفتم میخوام برم قسمت عمیق شنا کنم کمکم کن یعنی پارو ترسام گذاشتم دل ب دریا زدم خودموسپردم ب خدا و تونستم ب راحتی شنا کنم لدت ببرم ،خدایا شکرت ک هرلحظه بامنی و هدایتم میکنی خدایاشکربابت استاد عزیزم ک چراغ راهم شده تامن بتونم آسانتر بهتر زندگی کنم ..استادجان بی نهایت سپاسگزارم و دوستتون دارم ..
سلام وعرض ادب خدا قوت خدمت همه عزیزان وسپاسگزارم بابت اشنایی من با سایت عباسمنش وتشکر ویژه از استاد عزیزم که زندگی منو دگرگون کرده از این فایل بینهایت لذت بردم وچند بار اشکم سرازیر شد خدارو هزاران بار شکر که منو هدایت کرده در مسیر درست الهی شکرت
من سالها پیش دوران تحصیلم بود ک عزت نفسم رو کلاازدست دادم
ب این صورت ک من سالها جزء شاگرد زرنگ های کلاسمون بودم انتخاب رشته کردم و سرکلاس ک نشستم یهو ب خودم گفتم جای من اینجانیست اینها ازمن بهبهترن
و اینک انگار این درس خوندن من چ کاربردی میتونه برای من داشته باشه درآینده
و ازون ب بعد رفته رفته من فرسوده شدم و همه چیم رو ازدست دادم روابط، جایگاهی ک داشتم،جدای ازینک اگ من همون منوال روادامه میدادم قطعا پیشرفت شگرفی داشتم و ازهمه مهمتر عزت نفسم رو ازدست دادم چون خودم رو کافی و خوب ندیدم
در حال حاضر سالها گذشته و من سلامتیم هم دچار مشکل شده و دندون هام هم ازبین رفتن و هرچ تلاش فیزیکی برای بهبودشون میکردم نتیحه بخش نبود
و ذهنیت خودم و اطرافیانم ب من ب این صورته ک انگار اصلا اون گذشته ی درخشان رو اصلانداشتم …و افرادی ک تازه من رو میبینن و باهام آشنامیشن فک نمیکنن یا باورنمیکنن ک من درگذشته انسانی دیگر باویژگی های عالیی بودم
میخوام بگم ک این افت عزت نفس و اینک جلوش رو نگرفتم باعث شده از چشم خودمم بیفتم و شخصیتم هم رو، رو ب سقوط برابر کرده بود
ولی خب بااینک من این همه پسرفت داشتم منتهی مراتب خدا ک منو رها نکرده بود
و همیشه من بااینک اطرافیانم هم شاید اگ من اگ مینالیدم از وضع موجود میگفتن همینی ک هست و باید بپذیری یا اینک تو اصلا همینطوری خوبی، مشکلی نداری !!
خودم رو درخور این وضعیت و شرایط نمیدیدم و درونم همیشه دنبال راه چاره بوده
و سالها بعد ک بااستاد آشنا شدم و مسیر ایشون،،
ک دگرگونی رخ داد
میدونید من، چجوری بگم مصداق یک انسان ب شدت منطقی، منفی و سختی بودم بااینک درونم همیشه حرفهای استاد رو میپذیرفتم ولی درونم مقاومت بود
ولی حالا ب لطف خدا ک ادامه دادن این مسیرپرخیروبرکت، هدایت و لطف و فراوانی پروردگارم بود از تمرکز روی این مسیر و فقط گوش دادن به صحبتهاو فایل های استاد شروع شد و فایل های توحید درعمل و حالا ک تونستم دوره های عالی 12قدم و عزت نفس استاد رو تهیه کنم ک اینها هم ب زعم من نتایج ملموس و عالی هستن ،،
من حالا اتفاقات رو جور دیگ ای تجربه میکنم ک ذهن منطقی منو داره کم کم ساکت میکنه
منی ک بخدا فک میکردم اون نتایج و اون اتفاقات مال بقیه س ولی من هم دارم حس میکنم لمس میکنم و تجربه میکنم ب قول استاد داره کم کم بدیهی میشه برام ک بهترش رو هم تجربه کنم
فک میکنم من جزءگروهی هستم ک تا پای نابودی پیش میره ولی ب خودش میاد
و خب صد البته ک باید تغییر کنم و عاشق تغییر کردن شدم
اولین اقدام من بعد از دیدن و شنیدن فایل مقدمه دوره کشف قوانین زندگی و انجام تمرینش شروع شدو البته شروع نتایجم ک بعداین انجام این تمرین دوماه بعدش حدودا تونستم وارد دوره 12قدم بشم و کم کم دوره عزت نفس رو تهیه کردم بعداز گذراندن سه قدم از دوره 12قدم
بعد دوره عزت نفس ک خدا رو درونم احساس کردم من ک انگار بیگانه بودم با خداوند
و هیچ وقت فک نمیکردم خواسته هام محقق بشن ..بااینک بعضی از خواسته هام باوجود ذهن منفی پردازم محقق شده بودن ک حتما چون تحقق اونها رو کمی باور داشتم.
گام هایی ک من برداشتم
شکرگزاری بود اول شکرگزاری برای ویژگی ها واستعدادهایی ک خداوند بهم داده و ستاره قطبی بود و رفته رفته شکرگزاریم منحصرا بیشتر برای قدرتی بود ک خدا بهم داده قدرت خلق زندگی دلخواهم هرروز ب خودم ب وسیله شکرگزاری این توانایی میگفتم تا اینک رفت تو وجودم و باورش کردم
مشکل وچالش من وضعیت مالی و عزت نفسم و سلامتیم و روابطم بودن
ک من با روابط شروع کردم یعنی راحت نه گفتن رو شروع کردم
وضعیت مالیم بسیار بسیار از گذشته ی من بهتر هست و در رفاه تره
با خداوند صحبت کردم و گفتم من میخوام شرایطم رو تغییر بدم و خداوند منو هدایت کردو خب من فک میکنم اول صحبت کردن با خدا و راه حل خواستن از او خودِ راه حلّه
از نتایج بگم ک من رابطه م باخدا با خودم خیلییی متفاوت شده نسبت ب قبلم
آرامش و شادی و لذت رو الان میدونم چی هستن و ب چ صورته قبلا انگارهانگارهیچ درکی ازشون نداشتم
سلامتیم ک گفتم دندون هام دچار آسیب شده بودن ک درمانشان رو شروع کردم ب لطف خداو هدایت هاش
والبته من پسری دارم ک بیش فعاله و نقص توجه و تمرکز داره وما هیچ کدوممون باورنمیکردیم ک سنجش قبول بشه ولیی شد
و این براای من یک معجزه بود الان پسرم مدرسه میره ب لطف خدا
از نظر مالی و رفاه من خواسته هام رو ده برابر راحتتر از گذشته م شاید بیشتر میتونم برآورده کنم
و خب کنترل ذهن الان برای من خیلی راحتتره از قبل مثلا نسبت ب حرف مردم من خیلی گارد ندارم
چقدر دوست داشتنی بود روزای عزیز و سرگذشتی که تعریف کرد اگر چندسال پیش بود و کسی اینها رو تعریف میکرد من میگفتم داستان سرایی میکنه مگه میشه اینجوری مسائل پشت سر هم حل شه ولی امروز بعد از اینکه مدتهاست روی خودم کار کردم و منابع مختلف رو خوندم و عمل کردم و مهمتر از همه فایلهای استاد عباسمتش رو تقریبا هرروز دارم گوش میدم، خصوصا فایلهای رایگانشون مواردی که رزای عزیز میگفت تو پیشرفت کارش رو به عینه تجربه کردم در ایران، در همین لحظه که همه از وضع موجود شکایت دارند همین لحظه که شرایط اقتصادی به ظاهر بدتر از این نمیشه من امسال،سالی پر از پروژه های کاری داشتم در عین حالی که از سیستم کارمندی خارج شدم و پروژه های خودم رو دارم و وقت آزاد برای رسیدن به خودم هم بیشتر از سالهای گذشته داشتم چون من هم رشتم معماریه و این روند تکاملی که رزا در موردش حرف زد، پیشرفت تو کارش، بالا رفتن مهارت هاش و لحظاتی که مستاصل شده بود و فقط گفت خدایا تو بگو من چیکار کنم من همه جوره به تو توکل میکنم منم تو زندگی خودم خصوصا تو این سه چهارسال اخیر عمیقا تجریه کردم و کاملا زندگی رزا برام باورپذیر بود. خداوند بزرگ رو بی نهایت سپاسگزارم بخاطر هدایت و حمایتش و اینکه انسانی مثل استاد عباسمنش که دستان پروردگار باشن رو سرراهمون گذاشت.
و عین حرفی که استاد زدن حالا دیگه در مورد پیش پا افتاده ترین مسائل هم ازش هدایت میخوام انگار مادرم کنارم نشسته و بهش میگم بنظرت این مسیرو برم یا اون یکی و در لحظه هدایتم میکنه و ناگفته نماند که قلب من برای دیدن نشانه ها بسیار گشوده و باز شده و قدم برمیدارم تو مسیری که هدایتم میکنه.
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
یکی از چیز هایی که من همیشه بهش پی بردم یا تکرار اتفاقاته تو زندگیم یا برگشتن دوباره به مسیره
من الان هم دوره عزت نفس رو دارم هم 12 قدم هم فایل های رایگان استادو ولی ول مییکنم
نمیدونم چرا
همیشه اذیت شدم با تموم وجودم ولی واقعا نمیدونم چرا و الانم دنبال همینم
من به هر چی که خواستم رسیدم و برام بی معنی شده یا یهو وسط راه درمونده شدم
به امید الله پیداش میکنم و بهتر خودم رو میشناسم
من قبل از تغییر تکرار هام زمانش کمتر بود ولی با تغییر همیشه وضعیت برام بهتر شده و هدایت شدم به مسیر های بهتر و ترقی داشتم
و مدام فایل هایی که خدا رو بیشتر تو وجودم احساس میکردم و وجه توحیدی بودنم رو برانگیخته میکرد حالم رو خوب و من رو وادار به تسلیم در برابر خداوند میکرد
و عادت زشت من هم اول دست و پا زدنه و بعد تسلیم شدن
و هر وقت تسلیم شدم خدا یجوری بهم نشون داده که دیدی من کارتو راحت تر میکنم؟ پس رها کن و بسپر به من
اولین اقدامم رها کردن و توجه کردن به حس خودم بود و توجه کردن به اینکه حالم رو خوب نگه دارم و اون زهرای درونمو خوشحال نگه دارم
2 تا 5 قدمی که برمیدارم هم شکر گذاری روزانه
گوش دادن فایل و تمرین ستاره قطبی
و دیدن سریال زندگی در بهشت بودن
با این روتین هم حالم خوب و هم مسیرم رو به رشده و مجبور کردن خودم به کامنت گذاشتن و رد نشدن از نوشتن کامنت
کجا گیر کردم؟ تو کار
تو وضع مالی. تو روابط و تو سلامتی
با نشانه های گیر و حال بد و روون نبودن میفهمم زهرا دوباره ول کردی
برگرد سریع برگرد و درستش کن و شروع میکنم به فایل گوش دادن و شکر گزاری کردن و بیشتر با خدا حرف زدن
تغییرات هم که دنبال اون من رها تر و احساسم خوب میشه و به طبع اون تصمیم های بهتری میگیرم و بیشتر رو خودم کار میکنم
استاد من دیروز به طور اتفاقی و با یه الهام ک به من گفته شد یه دوره ۲۱ روزه پاکسازی افکار منفی رو شروع کن من هدایت شدم ناخوداگاه به این سمت
دیشب از گروهم تو تلگرام خداحافظی کردم وتصمیم گرفتم ک شروع کنم در حالی ک نمیدونستم از کجا شروع کنم من امروز گروهامو ترک کردم و از صبح ک از خواب بیدار شدم دفتر جدیدی رو برداشتم و شروع کردم به شکر گزاری بابت زیباییها و داشته هایم من نوشتم و وارد سایت استاد شدم وبه قسمت مرا به نشانه ام هدایت کن رفتم و به قسمت club house هدایت شدم فایل رو باز کردم و حرفای رزا رو شنیدم اولین جرقه در ذهنمن زده شد من اولین نشانه ام رو دریافت کردم
رزا گفت ک من فقط شروع کردم و خواستم از خدا ک من نمیدونم چکار کنم! تو به من تصمیم بگیر! تو بگو کجا برم! تو راه رو نشونم بدم!
من همون لحظه دفترم رو برداشتم و بالای صفحه نوشتم ک خدایا امروز اولین روز دوره ۲۱ روزه پاکسازی ذهن منه من به تو اعتماد کردم نوشتم خدایا من ب تو اجازه میدم تو منو ببری! تو راه رو نشونم بده! من نمیدونم چکار کنم !
واین اولین روز دوره من بود ک حرفهای رزا و استاد عزیز منو هدایت کردن ک بهش اعتماد کنم و خیلی خوشحالم ک امروز حال دلم خوبه و ممنونم از استاد ک حرفهاش حرف حقه و یه دست خدای مهربونه ک ما رو در مسیر تکامل قرار داده
از خدای خودم متشکرم ک تو این مسیر قرار گرفتم وپیشرفتها روحی ام رو به عینه میبینم
من میدونم میتونم از هر لحاظی پیشرفت کنم و تا حدودی به مقصدم رسیدم و در ادامه راهم خواهم رسید
من خیلی کم پیش میاد که کامنت بزارم با اینکه هر روز در حال گوش کردن به تمام اموزشهای قسمت دانلودی ها هستم
ولی با گوش کردن این قسمت اصلا درونم منفجر شد و فقط دوست داشتم بیام کامنت بزارم
خود استاد و اون دوست عزیز که در ابتدا صحبت کردن که خیلی عالی بود , ولی از زمانی که رزا جان شروع به صحبت کرد انگار من خودمو اماده کردم برای مسابقه ی گریه کردن , مگه اشکم بند میومد , میخواستم از شدت شکر گذاری جیغ بزنم
واقعا فوق العاده بود
درووووود به استاد عزیز و همه ی کسانی که در این مسیر سبز و روشن پر قدرت قدم برمیدارن
صحبت های رزای عزیزم خیلی منو احساساتی کرد و واقعا اشک شوق ریختم براشون و لذت بردم
اون قسمت از صحبتشون که گفتن رزومه فرستادن و اون شرکت بهشون گفت که نمیخوانش و ایشون گفتن خدایاشکرت که حداقل جواب منو دادن من واقعا مبهوت شدم شاید اگه خودم جای ایشون بودم گلایه میکردم و به خدا میگفتم دیدی به هر دری میزنم نمیشه و احساسم بد میشد
ولی از صحبت های رزای عزیز این رابطه مستقیم
شکرگزاری و کنترل ذهن و بعد از اون تماس همون شرکت و پیشنهاد کاری به ایشون و بعد از اون تمام موفقیت هاشون یه همین صورت و با توکل فقط به خدا بوده
چقدر خوشحال و شگفت زده شدم خداروشاکرم که این فایل رو شنیدم
و متوجه شدم که چقدر باید روی خودم کار کنم هم انگیزه و هم ایمانم بعد از شنیدن این فایل بسیار بیشتر شد خداروشکر میکنم که توی این مسیر و همراه شما هستم استاد عزیرم
به نام خداوند بخشنده و مهربان…
خدای وهاب، که بی حد و حصر میبخشه …
سلام به استاد عزیزم…
سلام به خانم شایسته نازنینم…
سلام به دوستان ارزشمندم…
*
خداوند رو سپاسگزارم که منو در این مسیر بهبود و رشد شخصیتی قرارم داده، در کنار شما دوستان ارزشمندم…
رزا جانم، امیدوارم اینقدر تو زندگیت به موفقیت، ثروت، نعمت،احساس خوب،آرامش برسی که هر ثانیه ات با کیفیت تر از ثانیه قبلت باشه. اینقدر که تو دختر مستقل، قوی،با احساس بسیار مثبت، با زبان بسیار شیوا و رسا و آرام هستی نه تنها استاد عزیزم که همه ما بچه ها فرکانس نابتو دریافت کردیم و حسابی لذت بردیم از صحبتای زیبا و ارزشمندت، امیدوارم هر کجا که هستی خداوند هر لحظه تو قلبت باشه و هدایتگرت به مسیر بسیار بسیار درخشان باشه. عاشقتم بینهایت.
چیزی که این فایل برای من داشت این بود که شخصیتم رو سپاسگزارتر کنم، چرا که من همین الان در شرایطی هستم که خیلی نعمت تو زندگیم هست. آرامش هست، آرامشی که همیشه دوست داشتم داشته باشم .در حال حاضر شرایط برای من جوری رقم خورده که تنها تو خونه ام دارم زندگی میکنم و همسرم و فرزندخوانده ها یه شهر دیگه دارن کار میکنن..درسته میان پیشم بهم سر میزنن با هم وقت میگذرونیم،لذت میبریم، حالمون با هم خوبه، میخندیم و همه اینها احساساست خوبی هستن که من دارم تو زندگیم تجربشون میکنم.
چقدر این تنهایی به من آرامش داده، میشیم رو فایلها کار میکنم و این ترکیب ارزشمند رو با هم میرم جلو و چقدر حال خوبی داره…
این همه امکانات زندگی که در اختیار دارم تک تکشون کافین برای ساعت ها سپاسگزاری از خداوند…
نعمت داشتن بدنی سالم و ورزشکار چقدر جای سپاسگزاری داره…
بودن در محیطی امن و آرام…
داشتن سقفی بالای سر…
بیرون رفتن آدمای حال خوب نکن از زندگیم…
حس ارزشمندی درونی که از همین فایل جلسه اول دوره احساس لیاقت در وجودم برانگیخته شد…
اومدن آدمایی تو زندگیم و گفتن حرفایی که وجود قوانین الهی رو اثبات میکنه…
احساس خوبی که از آدما میگیرم…
2 جلسه اشانتیونی که مدیر باشگاه از روی سخاوت در اختیار من گذاشت…
اینکه از موبایلم و فضای مجازی یه ذره بیشتر از قبل فاصله گرفتم…
اینکه تو تنهاییم بیشتر پا لب تاپ و این فایلها هستم تا تلویزیون…
اینکه خانواده ام برای این تنهایی من احترام قائل شدن و بهم این اجازه رو دادن که با خودم تنها بمونم..
همه اینا نعمت هایی هستن که جهان برام فراهم کرده و بسیار ازت سپاسگزارم خداجوونم…
بریم سراغ تمرین این جلسه :
1) قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟
مثالی رو که تو کامنت جلسه اول زدم و اون تغییر رو که در زمینه روابط بود گفتم، همینو بعنوان مثال در نظر میگیرم و به سوالات پاسخ میدم.اولا اینکه این تغییر خیلی تازه ست و تو همین یکی دوروز اخیر اتفاق افتاده و دلیلشم همین پروژه بینظیره که اهرمی شد برای تغییر، خداروشکر.
قبل از تغییر کجا بودم؟
بین زمین و آسمون…همینقدر بلاتکیف و تصمیم نگیر بودم.
چه احساسی داشتم ؟
ناآرومی، عذاب وجدان، ترس، بی ایمانی، حس اینو که شده بودم نماد کسی که فقط خوب حرف میزنه اما پای عمل که میرسه پاش میلرزه.حس دوگانگی ..حس مودی بودن…حس درجا زدن، اینقدر احساس بلاتکلیفی داشتم که حتی تو سایت نمیتونستم بیام و کار کنم یا اگرم کار میکردم اصلا احساسی که الان دارمو نداشتم….
2) جرقه :کدام فایل، جلسه، تمرین از آموزش های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟..
همین فایل دستورالعمل پروژه تغییر را درآغش بگیر…و اگر بخام یه کوچولو بک بزنم عقب، فایلهای دیگه و کل آموزشهای این سایت هر دفعه بهم میگفتن که باید تغییر کنم اما خب حرکت نهایی رو وقتی زدم که این پروژه استارت زده شد.
( اینجا تو پرانتز یه چیزی بگم: من عاشق فایل جلسه 2 روانشناسی ثروت 3 هستم. این فایل برای من یکی از بهترینهاست، گلچین شده تمام فایلهای این سایته… عاشقتم استاد بخاطر وجود ارزشمندتون)..
3) اولین اقدام کوچک اما عملی ات چه بود؟
رابطه دوستی که داشتم و بهم آرامش نمیداد رو کات کردم..
4) فرآیند تکامل
فرآیند تکامل در این زمینه برای من، اون احساس وابستگی ای بود که در طول مدت این رابطه اجازه ندادم به صورتهای قبل و گذشته در وجودم شکل بگیره. گذشته وقتی وارد رابطه میشدم خیلی شرک میورزیدم، خیلی وابسته میشدم به طرف مقابلم اما الان مثل قبلنا نیستم و چیزایی که باعث شد این وابستگی کمتر بشه همین فایلها، گوش دادن بهشون، بودن در این مسیر، ایمان داشتن به خداوند، رعایت قوانین الهی …البته نمیگم خیلی خوب عمل کردم اما بودنم در این مسیر خودش خیلی بهم کمک کرد که شخصیتم بهبود پیدا کنه…صلح با خودم و جهان اطرافم…
5) چالش و غلبه
چالشش برای من صداهای درونم بود.میشه اینطور هم بگی که داشتن احساس ناارومی و بلا تکلیفی یا شاید اینکه از مدار صلح با خودم داشتم خارج میشدم، همه اینا آلارم هایی شده بود در ذهنم که منو میکشوند به سمت تغییر کردن.احساسات درونی هم داشتم .و راه حلش اتمام رابطه بود. تضادی برای من به اون شکل پیش نیومده بود اما همون احساسات درونی نامناسب و ناآروم منو کشوند به سمت تغییر….
6) نتایج ملموس
تغییرات عالی اتفاق افتاده، شدم عین کسی که نشتی انرژیش گرفته شده.انگار انرژی در درون من آزاد شده که سبکتر شدم. رهاتر شدم. حس کسی که بین زمین و آسمون افتاده پایین، تصور کنید چقدر آروم میشه. خدا میدونه که نتایج این تغییر چقدر میتونه بزرگ باشه. اینا چیزایی هست که من الان دارم میبینم و حس میکنم. همین که عین آدم چسبیدم به کار کردن رو خودم خدا میدونه چه نتایج شگفت انگیزی پیش رومه….
بله، همه چیز عالی داره پیش میره….
و این روند شگفت انگیز همچنان ادامه داره و ما پر قدرت ادامه میدیم…..
عاشقتوووووونم بینهایت…..
ب نام خدای مهربان !سلام ب استاد عزیزم وهمه دوستانم !خیلی وقته کامنت ننوشته بودم صحبتای روزای عزیز بسیار لدت بخش و تاثیر گزار بود و منو ترغیب کرد ب نوشتن کامنت ! روزا جان واقعا تحسینت میکنم وازهمین جا برات بهترینارو آرزو میکنم صدات و صحبتای ک کردی بسیار آرامبخش بود اشکم دراوردی عزیز..چندین چندبار گوش کردم بهم انگیزه میده ،استاد تا پارسال من هی دنبال یادگیری انواع اقسام کارها مثلا یادگیری تزریقات، بافندگی فرش ادامه تحصیل ودانشگاه رفتن و خیلی کارهای دیگه ک بهم اون حس قشنگ نمیدادن یعنی اون عشق نداشتم و واقعا نمیدونستم چی میخوام از خدا هدایت خواستم بالاخره هدایتم کرد ب سمت ک چیزی ک دوست داشتم طراحی دکوراسیون داخلی ،بااینکه اصلا چیزی از کامپیوتر نمیدونستم وقتی رفتم آموزش ببینم اونقدر لدت میبرم تا ساعتهاپشت لب تاب مینشتم طراحی میکنم حتی شبا تا 3 شب بیدار میمونم طراحی میکنم خیلی لذت بخش برام استاد منیکه فقط روشن خاموش کردن لب تاب بلد بودم الان دارم طراحی میکنم اون فردی ک تدریس میکرد همیشه منو تحسین میکرد میگفت شماروبرای بچه های دیگه مثال زدم و تحسینتون میکنم ،من واقعا چیزی نمیدونستم بلد نبودم اون خدا بود ک کمک کرد تابتونم از هیچ ب اینجا برسم از خدا همیشه هدایت خواستم استاد ی جایی تو یکی از فایلتون فرموید البته درمورد رانندگی بود ک خواهرتون ماشین خریده بود و ب ترساش غلبه کرده و ماشین رونده بود از اون موقع ک شمافرمودید ب خدا بگید من نمیدونم تو میدونی توآگاهی ب همه چیز!من این جمله همیشه ورد زبانم قبل هرکاری ک میخام انجام بدم ب خداهمین جمله ناب میگم و حرکت میکنم حتی اگ ترس داشته باشم .. کارهارو بسپاریم ب خدا و انجامش بدیم یعنی حرکت کنیم بریم تودل ترسامون، مثال دیگه درمورد شنا من خیلی ترس داشتم هرموقع میرفتم استخر بااینکه شنا بلد بودم جرات نمیکردم برم تو قسمت عمیق استخر شنا کنم ولی از وقتی پارو ترسام گذاشتم وب خدا گفتم میخوام برم قسمت عمیق شنا کنم کمکم کن یعنی پارو ترسام گذاشتم دل ب دریا زدم خودموسپردم ب خدا و تونستم ب راحتی شنا کنم لدت ببرم ،خدایا شکرت ک هرلحظه بامنی و هدایتم میکنی خدایاشکربابت استاد عزیزم ک چراغ راهم شده تامن بتونم آسانتر بهتر زندگی کنم ..استادجان بی نهایت سپاسگزارم و دوستتون دارم ..
سلام وعرض ادب خدا قوت خدمت همه عزیزان وسپاسگزارم بابت اشنایی من با سایت عباسمنش وتشکر ویژه از استاد عزیزم که زندگی منو دگرگون کرده از این فایل بینهایت لذت بردم وچند بار اشکم سرازیر شد خدارو هزاران بار شکر که منو هدایت کرده در مسیر درست الهی شکرت
سلام و عرض ادب خدمت استادگرامی و مریم عزیزم
من سالها پیش دوران تحصیلم بود ک عزت نفسم رو کلاازدست دادم
ب این صورت ک من سالها جزء شاگرد زرنگ های کلاسمون بودم انتخاب رشته کردم و سرکلاس ک نشستم یهو ب خودم گفتم جای من اینجانیست اینها ازمن بهبهترن
و اینک انگار این درس خوندن من چ کاربردی میتونه برای من داشته باشه درآینده
و ازون ب بعد رفته رفته من فرسوده شدم و همه چیم رو ازدست دادم روابط، جایگاهی ک داشتم،جدای ازینک اگ من همون منوال روادامه میدادم قطعا پیشرفت شگرفی داشتم و ازهمه مهمتر عزت نفسم رو ازدست دادم چون خودم رو کافی و خوب ندیدم
در حال حاضر سالها گذشته و من سلامتیم هم دچار مشکل شده و دندون هام هم ازبین رفتن و هرچ تلاش فیزیکی برای بهبودشون میکردم نتیحه بخش نبود
و ذهنیت خودم و اطرافیانم ب من ب این صورته ک انگار اصلا اون گذشته ی درخشان رو اصلانداشتم …و افرادی ک تازه من رو میبینن و باهام آشنامیشن فک نمیکنن یا باورنمیکنن ک من درگذشته انسانی دیگر باویژگی های عالیی بودم
میخوام بگم ک این افت عزت نفس و اینک جلوش رو نگرفتم باعث شده از چشم خودمم بیفتم و شخصیتم هم رو، رو ب سقوط برابر کرده بود
ولی خب بااینک من این همه پسرفت داشتم منتهی مراتب خدا ک منو رها نکرده بود
و همیشه من بااینک اطرافیانم هم شاید اگ من اگ مینالیدم از وضع موجود میگفتن همینی ک هست و باید بپذیری یا اینک تو اصلا همینطوری خوبی، مشکلی نداری !!
خودم رو درخور این وضعیت و شرایط نمیدیدم و درونم همیشه دنبال راه چاره بوده
و سالها بعد ک بااستاد آشنا شدم و مسیر ایشون،،
ک دگرگونی رخ داد
میدونید من، چجوری بگم مصداق یک انسان ب شدت منطقی، منفی و سختی بودم بااینک درونم همیشه حرفهای استاد رو میپذیرفتم ولی درونم مقاومت بود
ولی حالا ب لطف خدا ک ادامه دادن این مسیرپرخیروبرکت، هدایت و لطف و فراوانی پروردگارم بود از تمرکز روی این مسیر و فقط گوش دادن به صحبتهاو فایل های استاد شروع شد و فایل های توحید درعمل و حالا ک تونستم دوره های عالی 12قدم و عزت نفس استاد رو تهیه کنم ک اینها هم ب زعم من نتایج ملموس و عالی هستن ،،
من حالا اتفاقات رو جور دیگ ای تجربه میکنم ک ذهن منطقی منو داره کم کم ساکت میکنه
منی ک بخدا فک میکردم اون نتایج و اون اتفاقات مال بقیه س ولی من هم دارم حس میکنم لمس میکنم و تجربه میکنم ب قول استاد داره کم کم بدیهی میشه برام ک بهترش رو هم تجربه کنم
فک میکنم من جزءگروهی هستم ک تا پای نابودی پیش میره ولی ب خودش میاد
و خب صد البته ک باید تغییر کنم و عاشق تغییر کردن شدم
اولین اقدام من بعد از دیدن و شنیدن فایل مقدمه دوره کشف قوانین زندگی و انجام تمرینش شروع شدو البته شروع نتایجم ک بعداین انجام این تمرین دوماه بعدش حدودا تونستم وارد دوره 12قدم بشم و کم کم دوره عزت نفس رو تهیه کردم بعداز گذراندن سه قدم از دوره 12قدم
بعد دوره عزت نفس ک خدا رو درونم احساس کردم من ک انگار بیگانه بودم با خداوند
و هیچ وقت فک نمیکردم خواسته هام محقق بشن ..بااینک بعضی از خواسته هام باوجود ذهن منفی پردازم محقق شده بودن ک حتما چون تحقق اونها رو کمی باور داشتم.
گام هایی ک من برداشتم
شکرگزاری بود اول شکرگزاری برای ویژگی ها واستعدادهایی ک خداوند بهم داده و ستاره قطبی بود و رفته رفته شکرگزاریم منحصرا بیشتر برای قدرتی بود ک خدا بهم داده قدرت خلق زندگی دلخواهم هرروز ب خودم ب وسیله شکرگزاری این توانایی میگفتم تا اینک رفت تو وجودم و باورش کردم
مشکل وچالش من وضعیت مالی و عزت نفسم و سلامتیم و روابطم بودن
ک من با روابط شروع کردم یعنی راحت نه گفتن رو شروع کردم
وضعیت مالیم بسیار بسیار از گذشته ی من بهتر هست و در رفاه تره
با خداوند صحبت کردم و گفتم من میخوام شرایطم رو تغییر بدم و خداوند منو هدایت کردو خب من فک میکنم اول صحبت کردن با خدا و راه حل خواستن از او خودِ راه حلّه
از نتایج بگم ک من رابطه م باخدا با خودم خیلییی متفاوت شده نسبت ب قبلم
آرامش و شادی و لذت رو الان میدونم چی هستن و ب چ صورته قبلا انگارهانگارهیچ درکی ازشون نداشتم
سلامتیم ک گفتم دندون هام دچار آسیب شده بودن ک درمانشان رو شروع کردم ب لطف خداو هدایت هاش
والبته من پسری دارم ک بیش فعاله و نقص توجه و تمرکز داره وما هیچ کدوممون باورنمیکردیم ک سنجش قبول بشه ولیی شد
و این براای من یک معجزه بود الان پسرم مدرسه میره ب لطف خدا
از نظر مالی و رفاه من خواسته هام رو ده برابر راحتتر از گذشته م شاید بیشتر میتونم برآورده کنم
و خب کنترل ذهن الان برای من خیلی راحتتره از قبل مثلا نسبت ب حرف مردم من خیلی گارد ندارم
و آرامش دارم
خداروشاکرم بابت این مسیر بسیار ارزشمند
از شما استادان گرامی هم کمال تشکر رو دارم
چقدر دوست داشتنی بود روزای عزیز و سرگذشتی که تعریف کرد اگر چندسال پیش بود و کسی اینها رو تعریف میکرد من میگفتم داستان سرایی میکنه مگه میشه اینجوری مسائل پشت سر هم حل شه ولی امروز بعد از اینکه مدتهاست روی خودم کار کردم و منابع مختلف رو خوندم و عمل کردم و مهمتر از همه فایلهای استاد عباسمتش رو تقریبا هرروز دارم گوش میدم، خصوصا فایلهای رایگانشون مواردی که رزای عزیز میگفت تو پیشرفت کارش رو به عینه تجربه کردم در ایران، در همین لحظه که همه از وضع موجود شکایت دارند همین لحظه که شرایط اقتصادی به ظاهر بدتر از این نمیشه من امسال،سالی پر از پروژه های کاری داشتم در عین حالی که از سیستم کارمندی خارج شدم و پروژه های خودم رو دارم و وقت آزاد برای رسیدن به خودم هم بیشتر از سالهای گذشته داشتم چون من هم رشتم معماریه و این روند تکاملی که رزا در موردش حرف زد، پیشرفت تو کارش، بالا رفتن مهارت هاش و لحظاتی که مستاصل شده بود و فقط گفت خدایا تو بگو من چیکار کنم من همه جوره به تو توکل میکنم منم تو زندگی خودم خصوصا تو این سه چهارسال اخیر عمیقا تجریه کردم و کاملا زندگی رزا برام باورپذیر بود. خداوند بزرگ رو بی نهایت سپاسگزارم بخاطر هدایت و حمایتش و اینکه انسانی مثل استاد عباسمنش که دستان پروردگار باشن رو سرراهمون گذاشت.
و عین حرفی که استاد زدن حالا دیگه در مورد پیش پا افتاده ترین مسائل هم ازش هدایت میخوام انگار مادرم کنارم نشسته و بهش میگم بنظرت این مسیرو برم یا اون یکی و در لحظه هدایتم میکنه و ناگفته نماند که قلب من برای دیدن نشانه ها بسیار گشوده و باز شده و قدم برمیدارم تو مسیری که هدایتم میکنه.
به نام خداوند بخشنده و مهربانم
قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزشهای استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟اولین اقدام کوچک اما عملیات چه بود؟فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستارهی قطبی، اقدام الهامگرفته، و…)، با مثال مشخص.چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راهحل)نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛ مالی)
یکی از چیز هایی که من همیشه بهش پی بردم یا تکرار اتفاقاته تو زندگیم یا برگشتن دوباره به مسیره
من الان هم دوره عزت نفس رو دارم هم 12 قدم هم فایل های رایگان استادو ولی ول مییکنم
نمیدونم چرا
همیشه اذیت شدم با تموم وجودم ولی واقعا نمیدونم چرا و الانم دنبال همینم
من به هر چی که خواستم رسیدم و برام بی معنی شده یا یهو وسط راه درمونده شدم
به امید الله پیداش میکنم و بهتر خودم رو میشناسم
من قبل از تغییر تکرار هام زمانش کمتر بود ولی با تغییر همیشه وضعیت برام بهتر شده و هدایت شدم به مسیر های بهتر و ترقی داشتم
و مدام فایل هایی که خدا رو بیشتر تو وجودم احساس میکردم و وجه توحیدی بودنم رو برانگیخته میکرد حالم رو خوب و من رو وادار به تسلیم در برابر خداوند میکرد
و عادت زشت من هم اول دست و پا زدنه و بعد تسلیم شدن
و هر وقت تسلیم شدم خدا یجوری بهم نشون داده که دیدی من کارتو راحت تر میکنم؟ پس رها کن و بسپر به من
اولین اقدامم رها کردن و توجه کردن به حس خودم بود و توجه کردن به اینکه حالم رو خوب نگه دارم و اون زهرای درونمو خوشحال نگه دارم
2 تا 5 قدمی که برمیدارم هم شکر گذاری روزانه
گوش دادن فایل و تمرین ستاره قطبی
و دیدن سریال زندگی در بهشت بودن
با این روتین هم حالم خوب و هم مسیرم رو به رشده و مجبور کردن خودم به کامنت گذاشتن و رد نشدن از نوشتن کامنت
کجا گیر کردم؟ تو کار
تو وضع مالی. تو روابط و تو سلامتی
با نشانه های گیر و حال بد و روون نبودن میفهمم زهرا دوباره ول کردی
برگرد سریع برگرد و درستش کن و شروع میکنم به فایل گوش دادن و شکر گزاری کردن و بیشتر با خدا حرف زدن
تغییرات هم که دنبال اون من رها تر و احساسم خوب میشه و به طبع اون تصمیم های بهتری میگیرم و بیشتر رو خودم کار میکنم
ولی اصل اینه که نتیجه دیدم مسیرم رو گم نکنم
خدایا شکرت
سلام به استاد عزیزم🦋⚘
استاد عزیز صحبتهای رزا رو گوش دادم عجب حرفهای قشنگی زد
استاد من دیروز به طور اتفاقی و با یه الهام ک به من گفته شد یه دوره ۲۱ روزه پاکسازی افکار منفی رو شروع کن من هدایت شدم ناخوداگاه به این سمت
دیشب از گروهم تو تلگرام خداحافظی کردم وتصمیم گرفتم ک شروع کنم در حالی ک نمیدونستم از کجا شروع کنم من امروز گروهامو ترک کردم و از صبح ک از خواب بیدار شدم دفتر جدیدی رو برداشتم و شروع کردم به شکر گزاری بابت زیباییها و داشته هایم من نوشتم و وارد سایت استاد شدم وبه قسمت مرا به نشانه ام هدایت کن رفتم و به قسمت club house هدایت شدم فایل رو باز کردم و حرفای رزا رو شنیدم اولین جرقه در ذهنمن زده شد من اولین نشانه ام رو دریافت کردم
رزا گفت ک من فقط شروع کردم و خواستم از خدا ک من نمیدونم چکار کنم! تو به من تصمیم بگیر! تو بگو کجا برم! تو راه رو نشونم بدم!
من همون لحظه دفترم رو برداشتم و بالای صفحه نوشتم ک خدایا امروز اولین روز دوره ۲۱ روزه پاکسازی ذهن منه من به تو اعتماد کردم نوشتم خدایا من ب تو اجازه میدم تو منو ببری! تو راه رو نشونم بده! من نمیدونم چکار کنم !
واین اولین روز دوره من بود ک حرفهای رزا و استاد عزیز منو هدایت کردن ک بهش اعتماد کنم و خیلی خوشحالم ک امروز حال دلم خوبه و ممنونم از استاد ک حرفهاش حرف حقه و یه دست خدای مهربونه ک ما رو در مسیر تکامل قرار داده
از خدای خودم متشکرم ک تو این مسیر قرار گرفتم وپیشرفتها روحی ام رو به عینه میبینم
من میدونم میتونم از هر لحاظی پیشرفت کنم و تا حدودی به مقصدم رسیدم و در ادامه راهم خواهم رسید
خدایا عاشقانه سپاسگزارم ⚘⚘
سلام خدمت استاد عزیزم
من خیلی کم پیش میاد که کامنت بزارم با اینکه هر روز در حال گوش کردن به تمام اموزشهای قسمت دانلودی ها هستم
ولی با گوش کردن این قسمت اصلا درونم منفجر شد و فقط دوست داشتم بیام کامنت بزارم
خود استاد و اون دوست عزیز که در ابتدا صحبت کردن که خیلی عالی بود , ولی از زمانی که رزا جان شروع به صحبت کرد انگار من خودمو اماده کردم برای مسابقه ی گریه کردن , مگه اشکم بند میومد , میخواستم از شدت شکر گذاری جیغ بزنم
واقعا فوق العاده بود
درووووود به استاد عزیز و همه ی کسانی که در این مسیر سبز و روشن پر قدرت قدم برمیدارن
عاشقتونم
امیدوارم خیلی زود منم از نتایجم براتون بگم
•
واااای رزا تو اشک منو در آوردی
رزا تو بامن چیکار کردی …..
الله اکبر رزا چقدر دلم خواست بغلت کنم و اشک شوق بریزم رزا آفرین بهت هزاران ماشاالله….
باید این فایلو هزاران بار گوش کنم
اشک امونم نمیده خدایا شکررررررررت خدایِ من سپاسگزارم که هستی
خدایا چه رزقی کردم نصیبم کردی ….
وااااای میخوام گریه کنم و وسطاش خندم میگیره شکر میکنم
چقدر تنها بودی ظاهرا اما همه کسو داشتی در قلبت
چقدر اونجا که گفتی تو خوابگاه گفتن باید بری زدی زیر گریه و گفتی من جایی ندارم و من درکت کردم اشکام به پهنای صورتم ریخت
رزا خدا رو شکر که امروز صداتوشنیدم
استاد جانم ابراهیم زمانم بهترینم
سپاسگزارم که این ویدئو رو تو سایت قرار دادین استاد
زنده باشه خیر دنیا و آخرت نصیبتون …
سلام استاد عباسمنش عزیز
صحبت های رزای عزیزم خیلی منو احساساتی کرد و واقعا اشک شوق ریختم براشون و لذت بردم
اون قسمت از صحبتشون که گفتن رزومه فرستادن و اون شرکت بهشون گفت که نمیخوانش و ایشون گفتن خدایاشکرت که حداقل جواب منو دادن من واقعا مبهوت شدم شاید اگه خودم جای ایشون بودم گلایه میکردم و به خدا میگفتم دیدی به هر دری میزنم نمیشه و احساسم بد میشد
ولی از صحبت های رزای عزیز این رابطه مستقیم
شکرگزاری و کنترل ذهن و بعد از اون تماس همون شرکت و پیشنهاد کاری به ایشون و بعد از اون تمام موفقیت هاشون یه همین صورت و با توکل فقط به خدا بوده
چقدر خوشحال و شگفت زده شدم خداروشاکرم که این فایل رو شنیدم
و متوجه شدم که چقدر باید روی خودم کار کنم هم انگیزه و هم ایمانم بعد از شنیدن این فایل بسیار بیشتر شد خداروشکر میکنم که توی این مسیر و همراه شما هستم استاد عزیرم