تغییر را در آغوش بگیر | قسمت ۲ - صفحه 80


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1085 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ... گفته:
    مدت عضویت: 1020 روز

    ومنی که با این فایل فقط اشک ریختم.

    هر انچه سوال تو ذهن من بودجوابش در این فایل بود.

    ذهنی که چندروزه درگیره ومن هر روز میگم خدایا خودت کمکم کن که در کنار این ها بازهم شک میاد

    واینکه اصلا خدا میشنوه صدامو؟

    با اینکه این ویس رو قبلا هم شنیده بودم .اما الان در این لحظه نجاتبخش ذهن من بود.

    موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
    • -
      مهدیس یکتا گفته:
      مدت عضویت: 1020 روز

      سلام خورشید عزیزم ، استاد همیشه میگن که باید یک فایل رو چندین بار گوش بدیم و واقعا هرچی بیشتر گوش می‌دیم انگار چیزای جدید تری رو میشنویم و حس میکنم چون مدار ما بالاتر رفته شما هم الان در مدار بالاتری هستین ، موفق باشید عزیزم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    مهدیس یکتا گفته:
    مدت عضویت: 1020 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جانم ، و سلام به همه اعضای خانواده عباس منش ، الهی شکر که توی این مسیر زیبا هستم الهی شکر که پروژه تغییر را در آغوش بگیر رو دارم با جون و دل گوش میکنم و دنبال میکنم باور کنید همین الان اشک داره از چشمام جاری میشه چقدر تجربه رزای عزیز زیبا بود چقدر آرامش بخش بود و خیلی من رو تحت تأثیر قرار داد ، رزای عزیزم چقدر زیبا خداوند رو توصیف کردی و به چه نکته خوبی اشاره کردی این که به خدا میگی من هیچی نمی‌دونم تو بهم بگو و به قول استاد این جهان تسلیم شدن هست باید تسلیم باشی در برابر خدا و وقتی خودتو کنار می‌کشی و اجازه میدی خدا قدم به قدم بهت بگه خیلی مسیر راحتر و زیبا تر میشه تا این که خودمون همش درگیر پیدا کردن مسیر باشیم ، دقیقا من الان در شرایطی هستم که خیلی خودم رو درگیر میکنم برای حل مسائلم و واقعا یا به سختی به دست میاد یا اصلا نمیشه ، الان می‌خوام سعی کنم خودمو کنار بکشم و تسلیم خدا بشم و بگم من هیچی نمی‌دونم ، نمی‌دونم درست چیه و چی به صلاح منه ، خدایا خودت راهنمای من شو و قدم به قدم به قلبم الهام کن ، منم مثل رزای عزیز دوست دارم با تمام وجودم تغییر کنم ، و اشاره شد به محصول دروازه قدم که من دارم این محصول رو ولی متأسفانه گوش نکردم این نشانه بود برای من و گوش میکنم حتما ،چقدر نوشتن کامنت حال خوب و انرژی مثبت به آدم میده شکر ، دوستان شما هم کامنت بنویسید یا توی دفترتون بنویسید مطمئن باشید بعداً که میرین سراغ نوشته های قبلی خودتون شگفت زده می‌شید از این همه تغییر من خودم چند بار امتحان کردم و شگفت زده شدم اصلا باورم نمیشد و الان هم می‌خوام این کارو دوباره انجام بدم ، استاد عزیزم دوستتون دارم ممنونم به خاطر این همه محبت شما و آگاهی هایی که در اختیار ما میزارین شما دستی از دستان خدا هستید همیشه سالم و سلامت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  3. -
    هدیه همتی گفته:
    مدت عضویت: 1704 روز

    سلام بر استاد عزیزم

    سلام بر مریم جون

    سلام بر دوستان عزیز هم فرکانسی ام.

    خدایا شکرت برای این فایل که هدایت امروز من بود جالب است که من این فایل تغییر را در آغوش بگیر نمی دونم چرا ولی ناخودگاه اکثر اوقات گوش میدم.

    دلیلش هم اینه قلبم میگه گوش بده وهر بار یک نکته جدیدی از فایل یاد می گیرم .شکر گزاری رزای عزیزم به خاطر جواب منفی برایم خیلی بیدار کننده بود.به طوری که من این یکی از آموزشهایی هست که دارم در زندگی ام عملی واجرایی. کردم ومیکنم مثلا اگر درخواستی دارم و جواب منفی می گیرم. کنترل ذهن میکنم ومیگم خدایا شکرت حتما شرایط بهتری برایم رقم خواهد خورد.

    خدایا شکرت که از این فایل واز این صحبت های رزا واستاد جانم توحید را بهتر درک می کنم.ایمان واعتماد به خدا. در وجودم ریشه ایی محکمتر می سازد .

    من می خواستم با یک شرکت کار کنم تقریبا 10 سال پیش که مدیر شرکت. برای من فایل انگیزشی استاد را فرستاد ومن از اون زمان با استاد آشنا شدم وبیشتر پراکنده در تلگرام فایل هایی از استاد را گوش می دادم وبعد از چند سال وارد سایت شدم.

    مهمترین نتیجه من از این سایت الهی رابطه پر ازعشق با خداوند است. من از بچگی خیلی گرایش به توحید داشتم که البته با آموزه های دینی با ترس از خدا همراه بود از وقتی در این سایت صدای خدارو شنیدم ترسم از خدا کاملا محو شد والان باتمام وجودم با خدا دوستی عاشقانه دارم وبه اندازه درک ام از خداوند پاسخ میگیرم .آرامش ام خیلی بیشتر شده واین اعتماد به خداوند نسبت به قبل خیلی احساس اضطراب و نا امیدی را در وجودم خیلی خیلی کم شده است.

    روابط ام با دیگران بهتر شده ونسبت به قبل غیبت تهمت دروغ گفتن وانتظار از دیگران خیلی کم شده

    صداقت ام شجاعت در نه گفتن وعزت نفس ام خیلی بیشتر شده.

    خدا جونم کمک ام کن تا بیشتر به قدرت مطلق ات اعتماد کنم تا بیشتر طعم آرامش توحید وتسلیم را بچشم.

    خدایا شکرت

    در پناه خدا باشیم آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    علي هنرمند گفته:
    مدت عضویت: 3789 روز

    درود فراوان.

    برو بریم برای پارت دوم تغییر را در آغوش بگیر و رسیدن به هدف کامنت گذاری در سایت بصورت تکاملی.

    1_ قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    درست خرداد ماه امسال بود که بعد از حدود 3 ماه در سفر بودن (بصورت چند پارت چند هفته ای و چند ماهی) و تجربه آزادی مکانی به نقطه صفر و پوچی رسیده بودم،همچنین تازه رابطه عاطفی ای که داشتم رو تموم کرده بودم و برگشته بودم به نقطه صفر. وقت شناخت خواسته های جدید و خودشناسی عمیق ترم رسیده بود.

    2_ جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    یادمه دوره 12 قدم رو گوش میکردم که استاد راجع به دسته های متفاوت ادم ها در رابطه با واکنششون به تغییرات صحبت میکرد، دقیقا موضوعی که تو فایل قبلی بود. همون لحظه فهمیدم چرا بار ها و بار ها این چرخه رسیدن به قله و دره رو دارم تجربه میکنم و دره هام عمیق هستن؛ جواب این بود که من تو دسته دوم بودم، یعنی افرادی که با دیدن تضاد ها شروع به تغییر میکنن. در واقع حدود 10 سال بود که تو این دسته بودن خداروشکر. چون قبل از این صبر میکردم تا مجبور به تغییر بشم، مثل دسته سوم. که این رو هم مدیون هدایت خدا و اموزش های استاد عباسمنش هستم. خلاصه… بعد اون تضاد کا چرا دوباره برگشتم تو نقطه صفر و نتایجم ثبات ندارن و فهمیدن اینکه تو دسته دوم هستم؛ تصمیم گرفتم که ارتقاع پیدا کنم و برم تو دسته اول، دسته پیشرو ها. دسته ای که مرز های علم و تجربه و اگاهی رو جابجا میکنن و بهترین زندگی خودشون رو میکنن.

    3_ اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    لیست کار هایی که الان از دستم برمیومد رو نوشتم(قانون تکامل) و از کوچیک ترینشون که زنگ زدن به ی دوست قدیمی بود شروع کردم(تضادی نبود،میخواستم پیشروی کنم تو حوضه روابط)

    4_ فرایند تکامل: 2 تا 5 گامی که برداشتی (مثلاً: شکرگزاری روزانه، دفتر باورها، اهرم رنج و لذت، ستاره‌ی قطبی، اقدام الهام‌گرفته، و…)، با مثال مشخص.

    و بعد اون تماس و خوشحال شدن دوستم از تماسم و پاکسازی بیشتر غرورم،همینطور قدم های بعدی و بعدی و در عرض چند هفته فقط زندگیم 180 درجه تغییر کرد باز.

    یادمه تو شرایطی که اکثریت افراد روی جنگ و حواشیش متمرکز بودن(کمبود) من فقط تو گشت و گذار بودم با اکیپ های جدیدی که دوست شده بودم باهاشون و طبیعا گرد های حرفه ای و مجهزی بودن. من فقط ی کولی همرام بود همیشه که خوراکی و پتو داشتم توش.(رحمت خدا) و قله ها بود که فتح میکردیم، دشت هایی که پیاده روی میکردیم، ابشار هایی که ابتنی میکردیم و حوضچه هایی که اب بازی میکردیم توش، همچنین با فرد جدیدی وارد رابطه شدم که قشنگ در تمام جنبه ها یک لول بالاتر از پارت قبلی بود برام و هماهنگ تر، به قول استاد تو عشق و مودت کلی عشق و حال کردیم با هم. خلاصه این قسمت میشه، انجام کار های عقب موندم و پرونده های باز، ترس هایی که مدت ها درونم بود و درونشون رفتن، توکل کردن به خدا و غیب، پاکسازی کمد لباسیم،فضای لپ تاپ و موبایلم، و عمل به ایده ای که در همین لحظه برای بهتر شدن شرایط و حالم تو ذهنم هست و بعد ایده بعد میاد و بعد ایده بعد…

    5_ چالش و غلبه: کجا گیر کردی و چطور برگشتی به مسیر؟ (یک مانع + راه‌حل)

    واقعیت اینه که تو اون بازه و چرخه از زندگیم چالش خاصی نبود یا اگرم بود بنظرم چالش نبوده و راحت حل شده، همه چیز مثل ساعت کار میکرد و منظم بود اتفاقات میفتاد. و سعیم بر این بود که چرخه ای که اخر متن قبل گفتم رو بهتر و بهتر اجرا کنم. الان هم همینطوره.

    6_ نتایج ملموس: چه تغییرات واقعی رخ داد؟ (احساس؛ روابط؛ سلامت؛ کار؛‌ مالی)

    نصفش رو تو توضیحات قسمت های قبل گفتم، اینجا تیتر وار اشاره میکنم باز.

    1_ سلامتی :

    حساب کنید حداقل 5 تا قله رو فتح کردیم، و بزرگترینش 3500 متر بود.

    حداقل 100 کیلومتر پیاده روی داشتیم تو هوای پاک.

    کلی افتاب گرفتیم.

    کلی اب معدنی خوردیم.

    2_ روابط:

    رابطم با دوستای قدیمیم و خانواده درجه دوم ارتقاع پیدا کرد کلا.

    پارتنر عاطفی جدید و کلی خواسته ها و رویاهایی که تو این زمینه داشتم رو تجربه کردم و پر سدم ازشون،الهی و کامل تر شدم بعد این تجربه ها.

    با خانواده درجه یکمم صمیمی تر شدم باز الان که مقایسه میکنم.

    مالی :

    برای اولین بار سایت ساختم برای خودم، محصول تولید کردم و با چند معرفی ساده تونستم دورم رو بفروشم و هنرجو بگیرم.

    تو حوضه تخصصیم پیشرفت کردم و امسال اولین سرمایه گذارمو گرفتم.

    هزینه هام به شدت پایین اومده، چون خیلی از چیزهایی که میخواستم رو تجربه کردم و پر شدم ازشون.

    7_ احساس :

    بار ها و بار ها بیشتر از قبل اروم و قوی هستم.

    خودم و خدارو شریک همدیگه میبینم تو گسترش جهان و رسیدن به خواسته هام.

    قانون تکامل و تصاعد رو خیلی بهتر درک کردم و به همین خاطر اروم ترم،عجله توم بسیار کمتر بوده تو ماه های اخیر. 135 روز متوالی هست که شکرگزاری روزانه انجام میدم، و ثروت واقعی رو شکرگزاری میدونم الان.

    تا تمرین بعد خدانگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
    • -
      مهدیس یکتا گفته:
      مدت عضویت: 1020 روز

      سلام آقای هنرمند ، من کامنت شما رو خوندم و لذت بردم چقدر حس خوب گرفتم از کامنت شما خیلی براتون خوشحالم که الان در دسته پیشرو ها هستین و چقدر خوب که به خواسته هاتون دارید یکی یکی می‌رسید ، کامنت شما انگیزه من رو بیشتر کرد برای ادامه مسیر ، همیشه موفق باشید و در پناه خدا

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    نیـایـش گفته:
    مدت عضویت: 360 روز

    به نام خدای مهربان

    سلام به همه دوستان و استاد عزیزم

    چقدر داستان این فایل برای من لذت بخش بود. با شنیدن این حد از تجربیاتی که رزای عزیزم داشت منم اشکم در اومد و رزای عزیزم رو تحسین میکنم که چقدر قانون رو خوب درک کرده و مهم تر از همه تسلیم خداوند بوده و همین تسلیم بودن چه درهای نعمت و آرامش رو به روی خودش باز کرده…

    آفرین رزای عزیزم بهت تبریک میگم دختر.. بهت تبریک میگم برای کسب موفقیت‌های بزرگ برای کسب ثروت کسب آرامش و از همه مهم تر ایمانی که در مسیر نشون دادی و اون کنترل ذهن شما که برای جواب ( ما شما رو نمیخوایم) انجامش دادی واقعا احسنت دختر..

    باعث شدی درک کنم که منم میتونم انجامش بدم حتی توی هر شرایطی که باشم.. خدایا شکرت

    چقدر عزت نفس نقش اساسی داره و خدایا شکرت به منم این توانایی رو بده که مثل رزای عزیزم روی این دوره کار کنم..

    بریم سراغ سوالات این بخش( به قول رزا خدا به استاد گفته و استاد بهم گفته انجامش بده؛

    1-قبل از تغییر: کجا بودی؟ چه احساسی داشتی؟

    + قبل از تغییرم من برای خودم زندگی نمیکردم ، بشدت احساس بدی داشتم نسبت به خدایی که بهم معرفی شده بود..راجب هر موضوعی. عذاب وجدان داشتم… از لحاظ روحی بشدت ضعیف و ناتوان و وابسته به افراد بودم… خودمو دوست نداشتم. بیشتر اوقات زندگی من توی گریه و ناراحتی سر میشد . از روابطم نگم که داغون بود.

    بسیار نشخوار فکری داشتم که داشت منو خفه میکرد اصلا تمرکز نداشتم و توی سلامتی اضافه وزن پیدا کرده بودم و قند خونم بشدت رفته بود بالا

    نمیدونستم دقیقا هدف اصلی من از زندگی چیه.

    توی سردرگمی بودم و گیجی در یک کلام

    2-جرقه: کدام فایل/جلسه/تمرین از آموزش‌های استاد عباس منش باعث شروع تغییرات بود؟

    + راستش من به طور مستقیم با استاد آشنا نشدم و همش از یک شکر گزاری کوچیک شبانه شروع شد . درحقیقت از یک تریلر داخل فضای مجازی که راجب خدا و شکرگزاری بود نظرم رو جلب کرد و من اون رو هر شب تقریبا انجامش میدادم تا اینکه داخل کانال شکرگزاری عضو شدم و به یک فایل از جلسه دوره عزت نفس برخوردم و الان دقیقا یادمه استاد داخل اون فایل چی گفتن…

    این رو هم بگم که من با یکی از افرادی که قصد پخش محصولات استاد رو داشت آشنا شدم!

    همون برحه فهمیدم که باید برای محصولات بها پرداخت از کانال خارج شدم و وارد سایت شدم

    3-اولین اقدام کوچک اما عملی‌ات چه بود؟

    +گفتم که اولین شروع من از شکرگزاری شروع شد اما بعد از آشنایی با استاد عزیزم دفتر شکرگزاری خریدم و شکرگزاری رو عمیق تر شروع کردم. با فایل های رایگان استارت زدم و از اونا نکته برداری میکردم.

    4-فرایند تکامل:

    +شروع کردم فایل ها رو گوش دادن.. هر چی بیشتر گوش میدادم بیشتر می‌فهمیدم که باید چیکار کنم‌ . البته این رو هم بگم مدت بسیار کوتاهی بیخیال شدم اما با یک تضاد دوباره استارت کار رو زدم فهمیدم که باید روی خود کار کرد.

    من برای خریدن دوره یا پول ساختن شروع کردم از کارگری در سوپر مارکت

    5-چالش و غلبه

    +یکی از مهم ترین چالش توی زندگیم برای من ادامه دادن رابطه ی عاطفی بود ، از اونجایی که این رابطه به من احساس خوبی نمیداد و من فهمیدم که خلع عاطفی دارم و وابسته هستم تصمیم گرفتم این رابطه رو تموم کنم و وابستگی خودم رو کنترل کنم .. با گوش دادن فایل های توحیدی راحت تر تونستم این کار رو انجام بدم و باز به مسیر برگردم…

    همش حرف های استاد میومد توی ذهنم

    من به خودم یادآوری کردم اگر طبق گفته های ایشون عمل نکنم زندگی روی بدترشو بهم نشون میده و یه جورایی برای خودم اهرم رنج و لذت رو ساختم..

    دوره ای که بهم کمک کرد به این تضاد غلبه کنم دوره ی عزت نفس بود

    6-نتایج ملموس:

    در اوایل شروع ، من نتیجه ی خوبی رو از تحصیل گرفتم …… تقدیرنامه گرفتم بابت معدل بالام و کارت هدیه گرفتم که300 تومن بود.

    وقتی به اتفاقات خوب گذشته فکر میکنم

    شاید بگم بیشترین چیزی که بهم کمک کرد شکر گزاری و داشتن احساس خوب بود

    بعد از اون احساس آرامش و حس خوب و ایمان اومد سراغم… مهم تر از همه عشقم به خودم بیشتر شد… توی این مدت من نزدیک 8 میلیون پول ساختم و تونستم دوره عزت نفس رو تهیه کنم چیزی که من میخواستم بهش برسم خودشناسی بود که الان در مسیرشم و خدا بهم میگه چیکار کنم..

    رزا جان و استاد عزیزم من با جون و دل گوش میدم تمام فایل هایی که بهم گفته میشه گوش بده…

    قلبم فریاد میزنه درستههههه این مسیرررررز رو ادامه بده دقیقا درسته…. بیام و روزی از نتایج بزرگم با شوق و اشک‌خوشحالی براتون تعریف کنم…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    مهتاب اسماعیلي گفته:
    مدت عضویت: 2125 روز

    سلام به همه عزیزان و استادعزیزم و مریم جان

    چقدر این فایل قشنگ بود چقدر گریه کردم با این فایل

    اینقدر قشنگ بود حتی باعث شده که من باورم چندین برابر بهتر بشه

    جالب تر اینکه من همسرم یه حسابی رو باید امتحانش رو پاس میکرد تا بتونه پولی رو برداشت کنه

    و دقیقا پنج دقیقه قبل از این فایل بهم گفت که من امتحان پاس کردم ولی چون با شماره خودم نبوده قبول نکردن و پول رو بهم نمیدن ولی من درجوابش بوسش کردم کلی ذوق کردم که تونسته پاسش کنه و از پسش براومده و اینکه خود کنترلیش بیشتر شده و باز هم می تونه

    اصلا بی نظیرید استاد این نتیجه راهنمایی های شماس

    که با گوش دادن به فایل های شما من اینقدر تغییر کنم

    که باز هم بتونم مثل رزا جان جنبه مثبتش رو ببینم

    خیلی فایل عالی و بی نظیری بود خدایا شکرت

    که من رو هدایت کردی امروز این فایل باارزش رو گوش بدم

    ممنونم از رزاجان که تجربه تکاملیش رو دراختیارمون قرار داد خدایا هزارمرتبه شکرت بازهم باورم قوی تر شده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  7. -
    مریم انصاریان گفته:
    مدت عضویت: 2074 روز

    بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

    وَمَا رَمَیْتَ إِذْ رَمَیْتَ وَلَٰکِنَّ اللَّهَ رَمَىٰ

    أَلَیْسَ اللَّهُ بِکَافٍ عَبْدَهُ

    سلام استاد نازنینم

    سلام استاد شایسته جانم

    استاد جان واقعا معجزه های احساس خوب داشتن رو ، یا بهتره بگم در شرایط ناجالب احساس رو خوب کردن و خوب نگه داشتن ، من بارها دیدم و همواره جلوی چشممه.

    اولین بار حتی یادمه چون تازه با شما آشنا شده بودم و اول راه بودم ،تنها چیزی که میگفتم تکرار این جمله بود:

    من نمیدونم فقط استاد گفته باید احساستو خوب نگه داری.

    مدام تکرارش میکردم زمان برد اوضاع به سمت خوب برگرده اما زمانش کوتاه بود.

    همیشه اون روز رو به یاد میارم و برام جزو محکم ترین دلایلمه برای باور الخیر فی ماوقع

    حتی چند ماه پیش هم آنچه معجزه هارو به زندگیم آورد بعد از اتفاق به شدت ناجالب زندگیم، یادمه چطور در اوج تنهایی ها، نگرانی ها و سر در گمی ها ، محکم به خدا اعتماد کردم و نترسیدم و خداوند چنان پاداشهای عظیمی داره بهم میده که سپاسگزار ذره ای از اونها نمیتونم باشم.

    استاد جان دارم خدا رو محکم تر میشناسم ، و ایمانم هر روز استوارتر و قدم هام محکم تر میشه ، قلبم بازتر و روحم آزاد تر میشه.

    خداوند هست که می‌دونه چی مارو به راه میاره ، اونه که علیم بذات الصدور هست ، اینو با تک تک سلول هام دارم میفهمم ، واسه همین تسلیمم حتی برای تضاد هاش .

    داشتم فکر میکردم حتی معجزات پیامبرها اگه جابجا میشد خود اون پیامبر به اون درجه از رشد نمیرسیدن،

    اگر ابراهیم معجزات موسی رو داشت ابراهیم نمیشد…. حتی اگر محمد معجزات ابراهیم رو داشت محمد نمیشد.

    خداوند هست که میدونه چه چیزی باید در وجود من تغییر کنه

    خداوند میدونه وجود من چطوری باید تغییر کنه

    خداوند منو به مسیر هایی هدایت میکنه که فقط اونه که میدونه اونه که عالم هست

    و من تسلیمم و بهش اعتماد میکنم چون میدونم جز این مسیر منو به آنچه می‌خوام نمیرسونه.

    إِیَّاکَ نَعْبُدُ وَإِیَّاکَ نَسْتَعِینُ اهْدِنَا الصِّرَاطَ الْمُسْتَقِیمَ

    صِرَاطَ الَّذِینَ أَنْعَمْتَ عَلَیْهِمْ غَیْرِ الْمَغْضُوبِ عَلَیْهِمْ وَلَا الضَّالِّینَ

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 854 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم رزا بابت فایل بسیار زیبا که نشون میده ایمان، توکل و تسلیم بودن به خدا چقد میتونه نتیجه های خوب در زندگی ما ایجاد کنه من جواب تمرین این فایل مینویسم خدایا کمکم کن بنویسم من پاییز 1402 بود فک کنم احساس گناه شدیدی داشتم از خطاهایی که مرتکب شده بودم تو گوگل هی سرچ میکردم که چجوری بخشیده میشم یادمه وارد سایت استاد شدم کامنت عقل کل یکی از دوستان نوشته بودن راهکار های رفع احساس گناه و گفته بودن حق الناس وجود نداره یادمه این کامنت یکبار خوندم و گمش کردم هی میگشتم پیداش کنم و سرانجام پیداش کردم و دوباره خوندمش و عضو سایت شدم اولین فایل که گوش کردم فایل باورهای قدرتمند کننده رفع احساس گناه بود من گوش کردم اما فایلی که باعث تغییر نگرش من کرد فایل روی خدا حساب کن بود گوش کردم متوجه شدم انسان ها دست های خدا هستن و اگه چیزی ازشون دریافت میکنیم در اصل خدا از طریق اون شخص به ما نعمت داده من اون موقع یادمه دفتر برداشتم و هرچیزی که به ذهنم میومد بابتش شکرگذاری میکردم از خانوادم عزیزانم تا چیزایی که دارم و چیزای خوشمزه ای که میخورم و جاهایی که میرم و اینکه از دوستان عقل کل فهمیدم استاد گفتن 107 آرزوتون بنویسید منم نوشتم من حس میکنم در مورد باورهای توحیدی کمی تکامل پیدا کردم من تا به الان هیچوقت مستمر روی خودم کار نکردم و به مرور مثلا فایلی گوش میدادم و باورم تغییر میکرد یعنی متهعد نبودم تا حدود مرداد ماه 1404من هدایت شدم به فایل تصمیم گیری و اون موقع میدونستم عزت نفسم مشکل داره باید تصمیم میگرفتم چه شغلی انتخاب کنم که انتخاب کردم اما نتونستم بر ترس هام غلبه کنم و اون شغل نرفتم من از مسیر سایت دور شدم یک ماه خورده بعد پدرم فوت شد من به فایل ما بی انتها هستیم هدایت شدم و گوش دادم اما من بازهم متعهد نبودم که روی خودم کارکنم دائم تا به الان که دوره تغییر درآغوش بگیر با خودم متعهد شدم باید فایل ها گوش بدم و تمرینات انجام بدم اما تا قبل این تهعد وقتی فکر میکنم با اینکه متعهد نبودم اما یکسری باورها در من تغییر کرد بیشتر فکر میکنم در زمینه باورهای توحیدی و خوب حس میکنم رزق روزی من بیشتر شد رابطه ام با اطرافیانم بهتر شد آدم بهتری از قبل شدم یکسری نعمت ها وارد زندگیم شد حس میکنم بقیه بهم احترام میزارن در کل آدم آرومتری شدم دروغ تا حد زیادی گذاشتم کنار غیبت قضاوت حسادت تا حد زیادی گذاشتم کنار از بقیه سعی میکنم تعریف کنم مهربونی دوست دارم آدما دستای خدا میدونم رزق روزی از خدا میدونم فهمیدم قانون رهایی هست نباید به خواسته و آرزوم بچسبم قانون تکامل فهمیدم اگر بخوام براتون توضیح بدم کلی میشه اما از تمام آگاهی هایی که از استاد دریافت کردم بسیار ممنونم و از خدا هم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    محمد عظیمی گفته:
    مدت عضویت: 854 روز

    سلام به استاد عزیز و خانم رزا بابت فایل بسیار زیبا که نشون میده ایمان، توکل و تسلیم بودن به خدا چقد میتونه نتیجه های خوب در زندگی ما ایجاد کنه من جواب تمرین این فایل مینویسم خدایا کمکم کن بنویسم من پاییز 1402 بود فک کنم احساس گناه شدیدی داشتم از خطاهایی که مرتکب شده بودم تو گوگل هی سرچ میکردم که چجوری بخشیده میشم یادمه وارد سایت استاد شدم کامنت عقل کل یکی از دوستان نوشته بودن راهکار های رفع احساس گناه و گفته بودن حق الناس وجود نداره یادمه این کامنت یکبار خوندم و گمش کردم هی میگشتم پیداش کنم و سرانجام پیداش کردم و دوباره خوندمش و عضو سایت شدم اولین فایل که گوش کردم فایل باورهای قدرتمند کننده رفع احساس گناه بود من گوش کردم اما فایلی که باعث تغییر نگرش من کرد فایل روی خدا حساب کن بود گوش کردم متوجه شدم انسان ها دست های خدا هستن و اگه چیزی ازشون دریافت میکنیم در اصل خدا از طریق اون شخص به ما نعمت داده من اون موقع یادمه دفتر برداشتم و هرچیزی که به ذهنم میومد بابتش شکرگذاری میکردم از خانوادم عزیزانم تا چیزایی که دارم و چیزای خوشمزه ای که میخورم و جاهایی که میرم و اینکه از دوستان عقل کل فهمیدم استاد گفتن 107 آرزوتون بنویسید منم نوشتم من حس میکنم در مورد باورهای توحیدی کمی تکامل پیدا کردم من تا به الان هیچوقت مستمر روی خودم کار نکردم و به مرور مثلا فایلی گوش میدادم و باورم تغییر میکرد یعنی متهعد نبودم تا حدود مرداد ماه 1404من هدایت شدم به فایل تصمیم گیری و اون موقع میدونستم عزت نفسم مشکل داره باید تصمیم میگرفتم چه شغلی انتخاب کنم که انتخاب کردم اما نتونستم بر ترس هام غلبه کنم و اون شغل نرفتم من از مسیر سایت دور شدم یک ماه خورده بعد پدرم فوت شد من به فایل ما بی انتها هستیم هدایت شدم و گوش دادم اما من بازهم متعهد نبودم که روی خودم کارکنم دائم تا به الان که دوره تغییر درآغوش بگیر با خودم متعهد شدم باید فایل ها گوش بدم و تمرینات انجام بدم اما تا قبل این تهعد وقتی فکر میکنم با اینکه متعهد نبودم اما یکسری باورها در من تغییر کرد بیشتر فکر میکنم در زمینه باورهای توحیدی و خوب حس میکنم رزق روزی من بیشتر شد رابطه ام با اطرافیانم بهتر شد آدم بهتری از قبل شدم یکسری نعمت ها وارد زندگیم شد حس میکنم بقیه بهم احترام میزارن در کل آدم آرومتری شدم دروغ تا حد زیادی گذاشتم کنار غیبت قضاوت حسادت تا حد زیادی گذاشتم کنار از بقیه سعی میکنم تعریف کنم مهربونی دوست دارم آدما دستای خدا میدونم رزق روزی از خدا میدونم فهمیدم قانون رهایی هست نباید به خواسته و آرزوم بچسبم قانون تکامل فهمیدم اگر بخوام براتون توضیح بدم کلی میشه اما از تمام آگاهی هایی که از استاد دریافت کردم بسیار ممنونم و از خدا هم سپاسگذارم و همچنین دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  10. -
    یوسف محمدی گفته:
    مدت عضویت: 565 روز

    به نام خدا – روز ششم از پروژه «تغییر را در آغوش بگیر» / قسمت دوم

    امروز یک اتفاق قشنگ افتاد؛ از سایت یک هدیه تخفیفی گرفتم و همان لحظه یک حس خیلی خوب در من ایجاد شد. این بار از ته دل شکرگزاری کردم. دقیقاً همان «حرکت کن و احساس خوب داشته باش» بود.

    قبل از تغییر:

    من هنوز در ابتدای مسیر مالی و شغلی‌ام هستم، اما یک ایمان عمیق پیدا کرده‌ام که در زمان درست همه چیز می‌رسد. قبلاً این آرامش را نداشتم.

    جرقه:

    یک سالی هست که با سایت آشنا شده‌ام. چند جمله از استاد عباس‌منش واقعاً روی من نشسته، مثل:

    «از هیچ‌کس چیزی نخواه، مسئول زندگی خودت باش.»

    این جمله مسیر ذهنم را عوض کرد.

    از طرفی، دوباره – اما این بار با نگاه علمی و قانون‌مند – با قرآن آشتی کردم و نظم جهان را بهتر فهمیدم. کم‌کم حس می‌کنم جهان‌بینی‌ام در حال تغییر است.

    اولین قدم کوچک:

    شکرگزاری روزانه. خیلی ساده، اما کم‌کم نگاه من را عوض کرد.

    قدم‌هایی که برداشتم:

    شکرگزاری برای کوچک‌ترین چیزها

    توجه به نظم و قانون‌مندی جهان

    درک علمی‌تر آیات قرآن

    قدم‌های کوچک برای یادگیری و رشد

    بردن تمرکز از «انتظار از دیگران» به «مسئولیت‌پذیری»

    چالش‌ها:

    گاهی ناامیدی یا مقایسه با دیگران اذیتم می‌کرد، اما با یادآوری جملات استاد و شکرگزاری دوباره آرام می‌شدم و برمی‌گشتم به مسیر.

    نتایج:

    آرامش و اطمینان بیشتر

    ایمان قوی‌تر

    ارتباط قلبی‌تر با قرآن

    وابستگی کمتر به دیگران

    امیدی که هر روز بیشتر می‌شود

    من هنوز اول راه هستم، اما احساس می‌کنم دارم تبدیل می‌شوم به نسخه‌ی محکم‌تر و آگاه‌تری از خودم.

    و باور دارم خدا آدم‌ها و استادان درست را سر راه ما می‌گذارد تا رشد کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: