درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۵ - صفحه 1


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

494 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «فهیمه پژوهنده» در این صفحه: 12
  1. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام به استاد عزیز و ارزشمندم که نمیدونید چقدر دلم براتون تنگ شده و همین که بدونید دلم براتون تنگ شده کافیه و دلتنگی من رفع میشه. چون یاد گرفتم در احساس بد نمونم. چون دلتنگی ناشی از فقدان و کمبود هست. استاد بیشتر از همیشه صداتون رو شنیدم و خداروشکر برای گوشیم که پر هست از کل فایل و آگاهی…خداروشکر برای هاردی که دارم و تقریبا 90% هدیه های روی سایت رو با همون دسته بندی و کلیدها من اونجا خیلی شیک زیبا بسته بندی کردم. آخه مگر یک هدیه ارزشمند از انسان ارزشمندی مثل شما که استاد من هستید رو میشه بسته بندی و خوشگل نکرد.(البته باید به هدیه های تو گوشی و لپ تاپمم یک سر و سامانی بدم.) خلاصه میخواستم بگم استاد من چند وقتی رندومی دلم میخواست بزنم روی نشانه من و سایت رو موقتا نداشتم ،میخواستم حتی صرفا جهت کنترل ذهن و تنوع بزنم روی گزینه “نشانه ی من”. میرفتم سراغ هارد و یکهو یک فایلی رو باز میکردم مثلا زندگی در بهشت و اصلا چی بگم باورتون میشه،یک فایلی همینطوری باز میکردم و واقعا “نشانه ی من” اون روزم میشد. مثلا مریم جان داشتن، حرف هایی میزدند که لازم بود بشنوم.یا مثلا یک از قسمت ها برف میومد و واقعا دلم برف میخواست و تا ظهرش اینجا هم برف اومد…چی بگم از این همزمانی های قشنگ و چقدر ایمانم بیشتر شـــد که من همـه چـی، همه جــا دارم حتی امکاناتی مثل “نشانه ی من” و یکهو یک فایلی باز شد، که قشنگ مناسب حال من باشه یا نکته ایی که لازم داشته باسم رو بگه. حالا بعد چند وقت امروز زدم روی نشانه ی من حدس میزنین چه فایلی اومد….اصلا باورم نمیشد. چند بار به شکل های مختلف زدم روی دکمه “نشانه ی من” و همین صفحه و همین فایل جدیدی که روی بنر سایت که درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت 5_خروج از مدار ناخواسته ها هست اومد.(چندبار قبل هم این اتفاق و همزمانی افتاده و دقیقا نمیدونم معنی اش چی میشه)اما میدونم من چنان با این فایل چند روزه قبل اینکه بیاد روی سایت زندگی کردم که وقتی هم اومد گفتم خدایا چقدر بـلدی…خدایا شکرت برای هدایت که بنده های هدایت شده ات رو چقدر همزمان و قشنگ و زیبا به هم میرسونی.میخواستم بگم ایمان من در حد تزلزل ناپذیر رفت بالاتر که خدا خیلی سریع الاجبابه است خــیلـی…خدا خیلی میدونه چطور آدم رو سورپرایز کنه. واقعا سورپرایز شدم و فکر کنم آگاهی های چه صوتی و چه متنی این صفحه رو بارها و بارها باید نوش جان کنم و نوش روح کنم. جوری که مغزمم از نوشیدنش لبریز بشه و همه ابعاد وجودم لبریز از این آگاهی و درک این قانون ساده اما بزرگ بشه. فکر کنم در عرض کمتر از یکساعت چندتا کامنت روی این صفحه گذاشتم و با این اینترنت عالی و خوبی که دارم (موفق شدم سایت استاد رو بدون فیلترشکن از لپ تاپ باز کنم) راحت کامنت بخونم و بنویسم و غرق این آگاهی ها بشم.خدایا شکرت برای این لحظه…برای تمام امروزم که منو در مسیر پژوهـشگـر شدن داری آسان و اسان تر میکنی. خدایا شکرت برای مسئولین و کارشناس های مربوط به کتابخانه مرکزی دانشگاه یا هرجایی که لازم داشتم و اینقدر خوب کار منو انجام دادند. خدایا شکرت برای این سکوت و آرامش…خداایا شکرت برای این لامی که همسرم بالای سرم نصب کرد تا بقول خودش چشم هام ضعیف تر نشه…خدایا شکرت برای اینکه من اینقدر دارام و احساس عشق و مهر از سمت هزاران دستت به سمتم میاد. خداایا شکرت برای نشانه هایی که بهم نشان میدی تا منو هم جهت تر با جریانت میکنه. خدایا شکرت برای حضورت در قلبم و این احساس اگاهی که با اینکه نمیدونم اخر کاری که شروع کردم چی میشه اما میخوام ایمانم رو قوی تر کنم و بازم تسلیم تو باشم و بسپارمش بتو. خداجون میدونی که من ضعیفم خودت منو قوی کن. میدونی که من علم خیلی خیلی کمی دارم. اصلا وارد مسیر و پژوهش هایی شدم که نمیدونم اما میدونم که تو بلدی و تو کمکم میکنی.خدای خوبم ازت درخواست میکنم منو با ایمان کن کهترس و نگرانی از ندانستن ها منو از مسیر درست منحرف نکنه. خداجون برام مهمه احساسم خوب باشه. برام مهمه دستم رو به آتیش نزدیک هم نکنم و احساسم بد نشه یا توی نگرانی و ترس نمونه. خدا جون واقعا من زبان انگلیسی خوبی ندارم، وضعیت نت و لپ تاپ و امکانات منم که میدونی خودت راه نشانم بده خودت برام آسان کن. من فقط قدم هایی که بهم تا الان گفتی رو با شجاعت برداشتم اما الان که به عقب برمیگردم و متن طرح پژوهشی ام رو میخونم میفهمم چقدر سنگین برداشتم و من چقدر بلد نیستم، کمکم کن خداجونم تا با قدرت و بدون تردید و با توکل به خودت پیش برم و قدم های بعدی رو بهم نشون بده….

    IN GOD WE TRUST

    امروز این جمله رو یکجا نوشته بودم و یک تلنگر دوباره ایی برام شد و برای یادآوری اینجا هم مینویسم. اعتقاد به خدا کافی نیست باید بــخدا اعتماد داشته باشی. بله اعــتماد که ناشی از ایمان تزلزل ناپذیر باشه. ایمانی که با طی کردن تکاملی و قدم برداشتنه،ایمانی که محصول درک عمیق توحید و تکاملی توحیدی عمل کردن میشه.خدایا منه عجول فراموشکار رو یاری کن و هرجا داشتم بیراهه میرفتم خودت گوشم بگیر و هوشیارم کن. خدای خوبم تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  2. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    قوانین ثابت و بی نقص خدا چقدر ساده است، اصلا محاسبات پیچیده و اعمال جمع و تفریق و انتگرال و …نداره… یک جمله ساده یکجورایی چکیده کل قوانین میتونه بشه در حد درک و فهم و عمقی برداشت مون. اما این قانون ساده است و بخاطر سادگی اش هست که ذهن چموش و فراموش کار ما به سادگی ازش شاید بگذره و نتونه به عمق و درک درستی برسه.

    دختر خوب قانون ساده همینه “احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد” یعنی فقط همینو بفهم، همینو درک کن و از دل همین کل قانون دیگه رو میتونی بهش برسی و درستی عمل و رفتار و فرکانس هاتو با قوانین خدا هماهنگ کنی. لطفا پیچیده اش نکن،لطفا سخت و رازآلود و سنگینش نکن. خدا اصلا نمیخواد ما سختی بکشیم حتی توی درک قوانیـنش. این خدای قشنگ و پرقدرت ماست که میتونه همچین قانون ساده ایی بزاره اما چنان عمق بهش بده، چنان زرگش کنه که فقط در حیرت بمونی بگی اینه همه از این معادله و قانون ساده اومده بیرون…بله میشه. ببین همین اول کار دوباره قانون ساده رو بخون: “احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد”

    همین ابتدا باید بدونی همه چی ساده و آسان هست. مثل نوشتن یک قانون به این بزرگی.

    توی این قانون و جمله ساده بند و تبصره،ماده نداریم. پارتی بازی و اما و اگر نداریم.

    خوب=خوب و بد=بد و همینجا مشخص هست که هم جنس ها هم رو جذب میکنند و با هم برابر هستند.

    خوب هیچوقت با بد نمیتونه مساوی بشه چون هرکدوم در یک فضایی هستند که بهم ربطی ندارند.

    احساس دیده نمیشه اما اتفاق رو میشه دید،پس غیرماده اینجوری به ماده ربط پیدا میکنه و به هم تبدیل میشن.

    احساس انرژی هست و اتفاق هم نوعی از انرژی هست و طبق قانون پایستگی انرژی هم فقط انرژی از یک حالت به حالت دیگه ایی میتونه تبدیل بشه و هیچ انرژی در جهان از بین نمیره. خب من اتفاقات بیرون از خودمو شاید نتونم کنترل کنم یا اینکه انرژی زیادی برای تغییرشون لازم باشه مثلا تعداد افراد زیادی لازم باشه تا مثلا یک درختی که قطع شده حمل بشه، برش داده بشه، طراحی بشه و به شکل یک میز زیبا و جلاخورده شده در بیاد…من نمیتونم تک به تک افراد رو بهشون کمک کنم یا زمان صرف کنم و بهشون بگم فلان درخت و چوب رو با فلان کارها و طراحی ها به فلان میز زیبا تبدیل کنید.شدنی هست اما در حد امکانات و توان و انرژی اکنون من نیست. اما من میتونم احساسم رو کنترل کنم چطوری اینکه عجله نکنم، اینکه احساس امیدواری داشته باشم که میز مورد نظر من با اون چوب و طراحی براحتی میتونه به من برسه.اینکه احساس فراوانی و لیاقت خودمو بالا ببرم و نشانه ها رو دنبال کنم و بعد میبینم که یکهو یک نمایشگاه همون طراحی میز با همون جنس چوب رو گذاشته پشت ویترینش و من براحتی میتونم داشته باشمش. چی شد من چی رو کنترل کردم من چیکار کردم، برش چوب یا طراحی کردن میز رو کنترل کردم نه…هیچکدوم از این کارا رو نکردم. من فقط احساس خودمو کنترل کردم. بقیه اش رو هم سپردم بخدا و خدا خودش از هزاران دستش برام انجام داد و بعد با دنبال کردن نشانه ها منو به راحتی به سمت خواسته و اون اتفاق خوب که (تبدیل فلان چوب به میز مورد نظرم) خواسته ی من بود رسوند. شاید مثال درست و خوبی نزدی فهیمه ولی میخوام بخوام حتی معادله “احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد” از راست به چپ انجام شدنش خیلی راحت تره. حالا اگر معادله برعکس پیش میرفت مثل همین چند روز اخیر اتفاق بد اتفاق ناجالب، اتفاق ناخوشایند و بازم اتفاق های ناخواسته…خب این موقع چیکار باید بکنیم. خب معلومه معادله همیشه از راست به چپ و چپ به راست صادق و دقیق و درست عمل میکنه. تو فقط کافیه از زاویه ایی به اون اتفاق ها نگاه کنی تا یکم کمتر احساست بد بشه و بهتر و بهتر کردن احساست کمک کنی. اصلا توجه نکنی به اتفاق بد و هی آگاهانه تلاش کنی و ادامه بدی به مراقبت کردن از احساست با تغییر نگاه و زاویه دیدت و بولد کردن اتفاقات کوچیک اطرافت، همین خونه ایی که هستین طبق همکف شدین و حیاط داره و اسمون رو میتونی ببینی و بازم اتفاقات خوب اطرافت رو بیشتر و بیشتر ببینی و بهش توجه کنی و هی مراقب احساست باشی. مراقب ورودی هات باشی. لاجــرم جهان تو رو از مدار بد به مدار خوب میبره. از مدار احساس خوب به مدار اتفاقات خوب میبره حتی اگر وسط میدان جنگ باشی اون کسی که از جنگ هیچ صدمه ایی نمیبینه و حالش خوبه و نترسیده تویی. پس چی میشه هوشیاری برای دیدن فرصت ها حتی توی دل بدترین اتفاقات…اینها رو نوشتم فقط تا بگم چقدر این معادله ساده بزرگه و چقدر حرف داره برای گفتن و مصداق حال این روزهاست که من انتخاب میکنم در چه مداری خودمو قرار بدم.“احساس خوب= اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد”

    و چقدر این جمله رو هم دوست دارم که به خودم بگم وقت جداشدن از اکثریت جامعه است وقت تغییرات بزرگه،چقدر آماده ایی، چقدر درس هاتو یاد گرفتی تا لول آپ بشی چــقـدر…..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    خدایا شکرت برای این آگاهی ها

    برای حس حضور و آرامشی که از فصل خودت در سلول های من جاری میکنی.

    براحتی از کنار این داستان های قرآنی که ظاهرا موضوعات ساده ایی هست، نباید بگذرم، چــــرا چـون، پشت هر داستان یک درس زندگی، بخشی از عملکرد بی نقص ازلی و ابدی قانون رو میشه پیدا کرد، الگوهای تکرار شونده ایی که داره میگه از یکجا نشات میگیره رو میتونم پیدا کنم، درس عبرت بشه و یاد بگیرم چطور خالق بهتری برای زندگی ام و فرصتی که در اختیارم قرارداده شده باشم.

    چه جالب استاد عرشیانفر گفتن که:«حس خوب یک رازه»

    حالا نه راز سر به مهر و پیچیده و مخفی، نـــه یک رازی که رمز اتفاقات خوب هم از اون میگذره. یک کلید هست که باید همیشه همراه خودم داشته باشم و بلد بشم چطور ازش استفاده کنم. چطور این احساس خوب کار میکنه، اصلا احساس خوب چیه و شامل چه چیزهایی میشه و چه چیزهایی نمیشه؟! اصلا این احساس خوبی که حال منــو از درون خوب میکنه چطور به وجود میاد؟ چطور ایجادش کنم؟ چه ارتباطی با قوانین ثابت خداوند داره؟ احساس خوب رو چطور درکش کنم؟ چه موقع میتونم بگم احساس خوبی دارم؟ چطور از احساس خوبم مراقبت کنم؟ چطور احساس بد رو به احساس خوب تبدیل کنم؟ چطور با احساس خوب اتفاقات خوب خلق میشه؟ جهان چطور به احساس های من واکنش میده؟ خداوند چه پاداشی قرار داده برای کسی که توانایی اینو پیدا کردند تا احساس خودشون در شرایط ناجالب در اون روزهای سخت یا امتحان های الهی به احساس خوب تبدیل کنن؟ اصلا چرا برای خداوند و جهان احساس خوب ما مهمه که حالا براش پاداش هم میده؟ نقش ذهن در احساس های ما چیه و اغلب چطور عمل میکنه؟ نقش قلب ما در مقابل احساس های ما چیه و چطور عمل میکنه؟ آیا خداوند برای اینکه احساس مون خوب بشه کمک میکنه؟ خداوند چطور به ما برای تقویت احساس خوب یا بدمون بهمون کمک میکنه؟

    من چطور توانا تر میتونم بشم در کنترل کردن احساس های درونی ام؟ احساس خوب ناشی از چه دیدگاهی است؟! جایگاه و دیدگاه روح و ذهن و قلب در مورد احساس خوب و بد چیه؟! چطور دیدگاه روح و قلب و ذهن رو میتونم با هم متحد و هماهنگ کنم؟! رابطه ایمان و احساس خوب چگونه است؟

    چطور عملکرد من با خوب نگه داشتن احساسم، موجب تغییر شرایط بد به خوب میشود؟! و…..

    کلی یکهو سوال اومد به ذهنم و یکجورایی از خودم سوال های خلاقانه پرسیدم تا ببینم چقدر درس هامو فهمیدم و درک کردم.

    چطور حضرت ابراهیم به این حد از ایمان پایدار و قدرتمند که ذره ایی شک هم در اون وارد نمیشه، رسیده؟ با طی کردن تــکــامـل برای درک خداوند برای توحیدی عمل کردن، برای اعتماد به خداوند، برای تسلیم امر خداوند بودن و برای تکامل در عمل کردن به الهامات و …

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    بنام تنها فرمانروای آسمان ها و زمین

    سلام میکنم با عشق و دلی آکنده از حس بودن و سپاسگزاری برای وجود شما عزیزانم به شما استاد بزرگوارم، به شما خانم شایسته عزیز و تمام اعضای تیم عباسمنش و همینطور اعضای صمیمی خانواده ام

    خدایا شکرت برای اینکه یکبار دیگه فرصتی بهم دادی تا اینجا باشم و لذت ببرم و در آرامشی که در پرتو این آگاهی ها در ذهن من مثل مسیر رودی که شکل گرفته و تشنه جاری شدن این آب در این رودخانه است. واقعا تشنه این آگاهی هام هر روز و هر لحظه…خداروشکر میکنم که استاد بیشتر از یکسال هست که عادت های ما رو آگاهانه یا ناآگاهانه برای اینکه هر روز اینجا باشیم یا هر روز برامون فایل جدید بگذارند، تغییر دادند.(چون من خیلی زدتر از اینها این عادت رو متوجه شده بودم و یکجورایی کفتر جَلد اینجا بودم) جوری هدایت ها پیش رفت تا از درون و با یادآوری و تکرار و عمق بخشیدن و دیدن قانون در زندگی روزمره خودمون در رفتارها و نتایج مون پیش بریم. جوری که اگر حتی اینترنت قطع بشه، موبایل و لپ تاپ هم نباشه از درون چنان سرشار از آگاهی و مرور و تکرار بشم که واقعا کمبودی رو احساس نکنم و احساس میکنم این نتیجه خوب و بزرگی هست برای من. منی که همیشه به دنبال آزاد بودن و رها شدن از وابستگی بودم. منی که دنبال این بود که حال خوب خودمون به افراد گره نزنم، به یک جا و مکان خاص گره نزنم. سعی کردم واقعا سعی کردم تا احساس خوب خودمو به شرایط بیرون از خودم گره نزنم و از دورن حال خوب برام جووانه بزنه. واقعا سعی کردم و یکجاهایی دلم تنگ شده برای حتی استاد و فایل های زندگی در بهشت و سفر به دور آمریکا، برای لایو گذاشتن و گفتگو با دوستان برای فایل جدید دیدن و ارتباط داشتن با دوستان خوبم در این سایت بینظیر و عالی. اما من به خودم گاهی سخت گرفتم ولی امروز یاد گرفتم قوی باشم اما به خود سخت نگیرم، من انسان هستم و امکان داره بخاطر یکسری فشارهای همه جانبه ی درسی و کاری و زندگی و کشور و دوری از عزیزان و … حالم بد بشه و نیاز به بودن با دوستان و ارتباط بکنم.نیاز باشه از انسان های خوب و مثبت و شکرگزار انرژی بگیرم و مسیر رو به یاد بیارم. چطور خیلی جاها یک جمله ی من، یک رفتار من به یکنفر انرژی داده و ازم تشکر کرده و چقدر همین انرژی خوب من بهش منتقل شده و حالش رفرش شده پــس چرا اینقدر باید سخت گیر به خودم باشم و همیشه توقع داشته باشم قوی باشم و اونی باشم که انرژی خوبی داره و انرژی میده و نیازی به ارتباط و انرژی گرفتن از بقیه نداره…چرا…بابا فهیمه کوتاه بیا…سخت نگیر و اجازه بده گاهی بقیه بهت انرژی بدن و بهت کمک کنن…اجازه بده در مسیر رشد کردن و تکاملی که داری طی میکنی دستان خداوند تو رو یاری کنن و از انرژی خوبشون موتور وجود تو رو پر انرژی کنن و به یادت بیارن تو همونی هستی که یک روز چنان روی خودت کار کردی که از بدنه یک جامعه ایی در شهر خودت دور شدی. پس الانم همونـی و داری بازم ادامه میدی…برای ادامه دادن لازم نیست همیشه پِرفکت باشی. فقط کافیه بپذیری که حال خوب یک دکمه نیست که بزنیم تا همیشه و ابد حالمون خوب باشه و ما ربات نیستیم که همیشه همینجوری شاد و خوشحال باشیم. ما انسان هستیم و دارای عواطف انسانی مختلف و حالات روحی مختلف با شرایطی که این جهان دوقطبی داره مواجه میشیم فقط موضوع اینه من بیشتر حواسم رو جمع میکنم در فضا و مدار و احساس بد نمونم و سریع رد بشم و با تغییر زاویه دید و تغییر نگرشم شرایط ناجالب رو برای خودم جوری تعبیرش کنم تا بتونم به خیریت پشت و حکمت خداوند برسم و میخوام جز گروه آدم هایی باشم که به اونا نعمت داده، اونایی که آسان شدن برای اسانی ها، اونایی که همواره شکور هستند. اونایی که صبارشکور بودن رو تمرین میکنن…

    چقدر مثال کشتی در دوره هم جهت با جریان خداوند مصداق خوبی بود برای ویژگی صبارشکور بودن. برایصبر به همراه امید داشتن و توجه به داشته ها و خواسته ها.

    چقدر خوشحالم که شاگردی هستم که برام مهمه که با قطب نمای درونم با احساسم یاد میگیرم چطور به مسیر زندگی ام در این دریای طوفانی جهت بدم حتی وقتی چیزی دیده نمیشه…واقعا این احساس ارامش در دل طوفان خیلی حس خوبیه خیلی قشنگه، حس آگاهی که نمیدونی ولی مطمئنی، اعتماد داری به کسی که سکان کشتی خودتو بهش سپردی و با هدایت هاش تو رو به سرمنزب مقصودی از نعمت و خوبی ها می رسونه و هر چی پیش بیاد برات همون خوبـس، هر چی هست داره تو رو رشد میده و تو رو قوی تر میکنه. ایمانت رو تقویت میکنه به اون الله یکتایی که قوانین ثابتش و بی نقصـش بالاترین قانون هر دولت و ملت و سازمان و ارگان و …هست. وقتی ما خدا رو داریم و خدا در وجودمون پیدا میکنیم و اینقدر هم بهمون نزدیک هست ما چی کم داریم. حالا یک چیزهایی نباشه یا ازمون بگیرن که چی…همون خدایی که از فضل خودش از طریق هزاران راه بهمون این نعمت اینترنت و امنیت و … رو داده خُب همون هم خودش بلده بازم چطوری بهمون نعمت های بیشتر رو براحتی در مسیر زندگی مون قرار بده. من که اصلا عاشق اینم علی بی غم بشم، همون علی بی غمی که نه ترسی داره و نه غمی چون مومن هست به خـُدا…اصلا اینقدر جمله خوب توی ذهنم یکهو هجوم آورد نمیدونم کدوم رو بنویسم مثل اینکه میگفتین و یادگرفتم و بارها و بارها تکرار کردم و به خودم گفتم: قلبت را پاک کن، اتفاقات خوب تنها زمانی از راه می رسند که تو قلبت را پاک کرده ایی. وای که چقدر این احسن الحال حال خوبیه و چقدر خوبیه میفته روی دور و هی خوب و خوب تر و احسنت و احسنت تر میشه و بازم عالی و عالی تر…مثل الان من که بی دلیل شاد و خوشحالم. شاد از اینکه خالق قدرتمند زندگی خودم هستم و قراره هربار به نسخه و ورژن بهتری از خودم تبدیل بشم و این قابلیت وتوانایی که خدا بهم داده.واقعا چقدر همین یک مورد خوبه وقتی میدونیم که این ما هستیم که داریم با باورها و فرکانس های غالب مون دنیای اطراف مون رو خلق میکنیم.خدایا بارها و بارها شکرت

    IN GOD WE TRUST

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    به نام فرمانروای عالمیان

    سلام به استاد عزیزم

    سلام به دوستان عزیزم

    خدایا چطور تشکر کنم از این لایو که خیلی دوست داشتم از ابتدا میدیدم و از اونجایی که استاد نشده بود لایو های مشترک رو ذخیره کنن. فقط همون یکساعت آخری که با همسرم بودم داشتم میشنیدم با جان و دل و چقدر عالی بود. چقدر لازم داشتیم. چقدر به موقع و یهویی هدایت شدیم تا اینستا رو ببینیم.

    استاد ازتون میخوام تشکر کنم که این لایو رو هم با موبایل دیگه سیو کردین و برامون روی سای گذاشتین.

    واقعا شاگرد خوب بودن رو باید از آقای عرشیانفر هم یاد گرفت با وجودی که ایشون خودشون استاد این جور مباحث هستن اما بازهم از استاد خودشون دعوت میکنن تا یک گفتگو سرشار از نکته و اگاهی رو باهم اجرا کنن. واقعا آقای عرشیانفر رو تحسین میکنم برای این همه پشتکار و احترام و ادب. تحسین میکنم که نشون میدهند رقابت معنا نداره وقتی میشه از هم چیزها یادگرفت و پیشرفت کرد.

    استاد عزیزم شما رو هم تحسین میکنم برای اینکه این دعوت ها و لایوهای مشترک رو قبول میکنید.چقدر خوشحال شدم دیدم تون. چقدر خوشحالم از خبر دوره جدید و اینکه شما تمکزی دارین وقت میذارید برای ایجاد یک دوره جدید. استاد چقدر برام نشونه و انگیزه خوبی بود وقتی در سریال زندگی در بهشت این خبر رو شنیدم. من باید تا اون موقع سرکار مناسبی باشم تا بتونم دوباره با پولی که خودم بدست آورذم دوره بخرم. این خبر به من گفت قطعا فهیمه بیکار نباید بمونی. دیگه بیکاری و بی پولی بسه… اون ایده ایی که داشتی الان به سوالاتی رسیده که چون جوابش رو نداری نباید توش قفل بشی. من بارها دارم قدم یک روگوش میدم. متجه شدم من قفل شدم با اینکه ظاهرا داشتم کاری میکردم پس تنها راه از قفلی در اومدن حرکت کردن و درامد از راه دیگه به دست آوردنه. چند روزه دارم رزومه میفرستم اینور اونور و برای اوولین بار در اینجا قراره برم سرکار و خیلی هیجان زده هستم. چون تا حالا تهران سرکار نرفتم و هیچ وقت فکر نمیکردم روزی من در تهران قراره شاغل بشم. استاد قول دادم به خودم تا خودمو با نتایج و تغییرات اساسی تا آخر سال شگفت زده کنم.

    کسی که میشه ابراهیم خلیل چطور میشه تا صدسالگی بچه دار نمیشه؟

    حضرت ابراهیم هیج جا هیچ اعتراضی نکرده.

    چرا همه ی ادیان از دین ابراهیمی هستند؟

    قطعا بخاطر اون فرکانس و صلح درونی اش هست.

    اســلام یعنی تســـلـیم

    استاد عاشقتم که اینقدر استادی که از دل داستان ها هم میتونی قوانین اصلی رو برامون باز کنی.قانون تکامل

    برای ابراهیم هم یک عالمه اتفاق افتاده که تونسته اینقدر تسلیم و توحیدی عمل کنه.

    این همه اتفاقات و عمل کردن به الهامات باعث شده که ایمـان حضرت ابراهیم بچسبه به سقـف

    استاد چه مثال های ساده و قابل لمسی میزنی برامون. وزن کم کردن اون خانم چاق و انگیزه گرفتنش.

    اینکه یک اتفاق به ظاهر بد باعث شد که یک تصمیم جدی بگیره و تغییر کنه و به جای خودکشی کردن بره 150 کیلو تا 200 کیلو کم کنه. اینکه این اتفاق به ظاهر بد حالش رو خوب نگه داره و اتفاق خوب می افته و ایمانش قوی بشه.

    قانون اینه احساس خوب باعث میشه اتفاقات خوب برامون بیفته.

    باید ما بتونیم هربار در کنترل کردن ذهن مون قوی تر بشه یک راه حلی پیدا کنیم تا هر بار اتفاقات خوب بیفته و هربار ایمان مون قوی تر بشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای:
  6. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    سلام به شما مهدی وجدی عزیز

    سلام به شما دوست ارزشمندم

    چقدر خوشحالم که کامنت شما رو خوندم و چقدر خوشحال تر شدم که خوشحالیتون رو دیدم و چقدر این بارش برف واقعا قشنگه…و چقدر قشنگ گفتین:

    این جمله رو باید با طلا نوشت:

    احساس خوب=اتفاقات خوب

    منتظر سورپرایزهای بعدی باید باشیم برای پاداش هایی که خداوند بعد این کنترل ذهن بهمون قراره بده.واقعا تحسین تون میکنم برای تمام توجه های خوبی که داشتید و دارید و قطعا که شایسته پاداش هستید…خیلی خوشحال شدم ردپاتون رو خوندم…

    براتون از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.

    ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    سلام به شما مریم رنجبر عزیز

    سلام به شما دوست ارزشمندم

    چقدر خوشحالم که کامنت شما رو تونستم بخونم.

    چقدر قشنگ نوشته بودین:

    کانون توجه و تمرکز خودم رو بزارم روی اون شرایط خوب روی داشته هام دیدن زیبایی‌های جهان اطرافم

    صحبت کردن درمورد توانییهام درمورد کارم درمورد چیزهایی که به من احساس خوبی میدن

    واقعا منم چقدر لازم دارم در مورد توانایی هام با خودم هربار حرف بزنم تا یکسری نجواها و ترس ها رو کمرنگ کنم و به یاد بیارم که من آدم توانمندی هستم و هرچی بلد نباشم میرم با پشتکار و تلاش یاد میگیرم. هر چی من بلد نباشم خدا که بلده و خودش بهم یاد میده من باید سعی کنم سمت خودمو انجام میدم قطعا که خدا سمت خودش رو تمام و کمال برام انجام میده…

    واقعا سپاسگزارم برای ردپای قشنگت مریم جان…

    براتون از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم.

    ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  8. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    سلام به شما الهام سیاوشی فرد

    سلام به شما دوست ارزشمندم

    چقدر خوشحالم تونستم کامنت شما رو بخونم، چه کامنت زیبایی نوشتی و چقدر برای کنترل ذهن کردن هات تحسینت میکنم. چقدر قشنگه هرزگاهی خدا با یکسری امتحانات یکهویی و به ظاهر سخت میخواد ما رو ببره به یک کلاس بالاتر و داره حتی از اطرافیانی که تمایل بیشتری به موضوعات منفی دارند جدا میکنه. افراد حق دارند انتخاب کنند و چقدر قشنگ یاد آوری کردی هرکسی هرجایی هست جای درستــشه. و برای ما این تضادها فنر خواسته هامون رو جمع میکنه و مصمم میکنه تا مثل قبل خودمون نباشیم و بیشتر مراقب فرکانس و افکار غالب و از همه مهمه تر مراقب احساس مون باشیم. چون این احساس مون که علایم قطب نمای درون ماست و جهت ما رو نشون میده. که قطب نمای درون مونریال قلب مون با علایم احساسی بهمون میگه داریم از خواسته هامون دور میشیم یا داریم به سمت خواسته هامون حرکت میکنیم. و ما این حق و اختیار رو داریم تا آگاهانه انتخاب کنیم که به چی توجه کنیم و چطور احساس و جهت مون رو درست کنیم…

    واقعا چقدر قشنگ نوشتی الهام جان:

    هربار به خودم یاد آوری میکنم که مهم نیست با هر متر و معیاری من احساس خودمو بد کنم دارم دستمو میکنم تو آتیـــش

    و میگم زندگی الان من حاصل افکار و فرکانس ها و باورهای قبلی من بوده

    آیا با این استناد بازم می‌خوام همون آدم قبلی باشم

    من باید تغییر کنم

    به سمت بهبودی

    به سمت نگرش مثبت تر

    به سمت اینکه خودم خالق زندگی خودم هستم

    ازت ممنون و سپاسگزارم برای این جملات خدایاااااشکررررررت بینظیر و قشنگت.

    In GOD we trust

    برات از الله یکتا بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم

    ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  9. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    سلام به شما نسرین سیفی عزیز

    سلام به شما دوست ارزشمندم

    وای چقدر تحسین تن میکنم برای اینقدر عالی عمل کردن هاتون، برای کنترل ذهن های خوب تون، برای اینکه آسان شدین برای آسانی ها و به موقع بودن های پر سود و قشنگ….واقعا چقدر قشنگ و ساده نوشتین و تمام تجربیاتی که از استفاده از اگاهی ها گفتید لذت بردم. از اینکه تجربه از پوشک گرفتن آوا چقدر راحت و آسان انجام شد و یا اینکه پسرتون هم همزمانی قشنگی شد تا یکی از دستان خدا بهتون کمک کنه تا اونم براتون راحت انجام شد…وای که چقدر موافقم برای بقیه ایی که قانون رو نمیدونن، وابسته به چت کردن های الکی و دیدن فیلم و عکس و فضای مجازی این روزها سخت و کسل کننده بوده اما منم موافقم اینقدر کار داشتم که اصلا انگار یک زنگ تفریح به موقع بود تا کلی خودمو به تعادل با آگاهی برسونم. اصلا انگار یک عده از ما ایرانی هایی که در این جمع خانواده صمیمی عباسمنش فعال هستیم و داریم روی خودمون کار میکنیم هِـی قراره ا بدنه جامعه جدا بشیم، هَی قراره بریم کلاس بالاتر ، هِی قراره لول آپ بشیم و خدا یکهویی برگه امتحانی میزاره وسط کشورمون و شرایط به ظاهر سخت میشه. اما چه کسانی این امتحان های یکهویی رو خوب پاس میکنن، افرادی که درس های قبلی رو خوب بلد شدند و قوانین زندگی رو هر بار دارند تمرین میکنند آماده تر هستند مثل مـــا اعضای صمیمی سایت و خانواده بزرگ استادعباسمنش…

    ما کل ایران نیستیم اما یک نماینده کوچکی از این کل هستیم و قطعا همه چی برای من و شمایی که سعی میکنیم هم جهت با جریان خداوند حرکت کنیم و ذهن مون کنترل کنیم و تقوا پیشه کنیم و صبارشکور بودن رو در عمل امتحان میدیم، خــیــره….و مثالش هم مامان فاطمه(فاطمه سلیمی عزیز) که در بهترین زمان به بهترین مکان رفته…

    راستی فروش با رشد 30 درصدی مبارک تون باشه…الهی هربار اتفاقات خوب و خوب تر بیفته و این مومنتوم مثبت مثل یک گوله مثبت بترکه وسط زندگی تون و کلی سورپرایز الهی بشین.

    براتون از صمیم قلبم بهترین بهبودهای درونی و بیرونی رو خواهانم

    ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    فهیمه پژوهنده گفته:
    مدت عضویت: 2469 روز

    سلام به شما مرضیه ابراهیمی عزیز

    سلام به شما دوست ارزشمندم

    چقدر خوشحالم که ردپای قشنگ تون رو براحتی(منم به اسانی بدون فیلترشکن) با لپ تاپ خوندم و الانم با ده تا انگشتم میخوام براتون تایپ کنم و حالشو ببرم.دلم برای تایپ کردن و کامنت نوشتن و صحبت با شما دوستان ارزشمندم تنگ شده بود و واقعا هربار قدردان تر میشم اینجا و این فضا و این آگاهی ها و دُر و گوهر ها رو…چیزی که ما رو هر بار برای امتحان های یکهویی خدا آماده میکنه تا لول آپ بشیم بریم کلاس بعدی و مرحله بعدی و درس هامون رو خوب یاد بگیریم.

    این نعمت امتحان گرفتن هست اینجوری قشنگ درس هامون رو یاد میگیریم….

    چقدر قشنگ عمل کردین و چقدر تحسین تون کردم و چقدر قشنگ گفتین:

    مدام با خودم تکرار میکردم خداست که روزی رسان منه نه دولتم،نه کشورم نه هیچکس دیگه،روزی رسان من خداست،گنج ها دست اونه،اگه من فقط روی خدا حساب کنم،خداوند از بی نهایت راه به من روزی میده،خدایی که داره در دل زمین روزی مورچه رو میرسونه،بر روی زمین هم روزی منو میده،همینطور که تا الان داده،خدایا شکرت

    براتون از الله یکتا بهترین بهبودها درونی و بیرونی رو خواهانم

    ارادتمند شما فهیمه پژوهنده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: