درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

394 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    الهام رهنما گفته:
    مدت عضویت: 1813 روز

    به نام خدای مهربونم خالق تمام زیبایی ها و مالک و فرمانروای کل کیهان

    الهی هزاران بار شکرت برای غروب زیبا و رویایی که امروز هم نشونم دادی

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای بیداری و هوشیاری ام برای آگاهی های ناب برای حال خوبم برای اشکی ک فقط و فقط از روی بندگی ب خودت سرازیر میشه

    الهی هزاران بار شکرت برای خونه فوق‌العاده ای که صفر تا صدش و خودت چیدی برامون

    الهی صدهزار مرتبه شکرت برای وجود همسرم برای انتخاب عالی ک برام کردی و کنارم قرارش دادی

    الهی هزاران بار شکرت برای چایی ک دم پنجره رو ب غروب آشپزخونه قشنگم نشستم و نوش جان میکنم

    الهی هزاران بار شکرت برای نفسی که تو جسم سالم و پر انرژیم میدمی

    الهی هزاران بار شکرت برای مسیرهای اسونی که هر لحظه برام هموارتر می‌کنی و اسونم می‌کنی براشون

    الهی هزاران بار شکرت برای تمرکز و تعهدی که بهم دادی تا بیشتر از زندگی ک بهم بخشیدی لذت ببرم

    الهی تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم

    همه چیز کنترل ذهن بارها و بارها تو کامنتام اشاره کردم ک وقتی ازش عاجزانه خاستم زندگیم تغییر کنه چه ها ک نکرد برام آدمهایی سرراهم قرار داد هدایت های واضحی نشونم داد تعهد و جسارتی ک بهم داد همه و همه دست ب دست هم دادن تا ب اینجایی برسم ک هستم جایی که 100%هیچ ربطی به چندسال پیشم نداره همه نتایج وقتی بوجود اومدن ک من یکم تونستم ب اتفاقات پیرامونم یجور دگ نگاه کنم تونستم ذهنم رو کنترل کنم تا صداش رو واضح بشنوم ب اون آرامش قلبی رسوند منو ک ب قول استاد آرامش درون همههههه چیزه وقتی باشه بقیه چیزا لاجرم میااااان مجبورن ک بیان چون تو فقط خودت و خدای خودتو داری ب هیچ چیز و هیچ کس کاری نداری زیبایی هایش رو تحسین می‌کنی نعماتش و میبینی صبح تا شبتو فقط برای سپاسگزاری میذاری ک حتی گاها فک میکنم خیلی کمه این تایم آخه آدم چطووووووور می‌تونه شکرگزاری این همه نعمت و زیبایی و همه حال خوب و بکنه

    همین لحظه ای ک کنار این پنجره زیبای رو ب غروب نشستم و شروع کردم ب نوشتن آسمون هرثانیه ب یه شکل درآمده برام با رنگهای مختلف پرنده ها صداهاشون نسیم زیبایی ک نوید بهار رو میده همینایی ک هستن رو آدم چطور سپاسگزاری کنه حالا هزاران هزار نعمت های دیگه بماند گاها کم میارم برای دیدن و تحسین کردنشون

    خدایا کمکم کن بنده خوبی برات باشم کمکم کن بتونم صدای قشنگت رو واضح تر بشنوم من هیچی نمی‌دونم تویی که به همه چیز آگاهی به همه چیز دانایی من هیچی از خودم ندارم من هیچی نمیدونم سکان کل زندگیم ب دست خودته مهربونم ترینم

    ب قول استاد همه چیز رو به عالی ترین شکل برام رقم زدی کمکم کن باورهای ثروتم رو هم بتونم با باورهای درست جایگزین کنم که راحت تر از الآنم ثروت ب سمتم جاری بشه چون قانون همینه لاجرم میاااااد پس کمکم کن ب عالی ترین شکل عمل کنم پروردگارم

    الهی صدهزار مرتبه شکرت

    مرا ب راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن

    استاد قشنگم عاشقتونم

    مریم جونم عاشقتم

    خانواده قشنگم عاشقتونم

    خدای من مهربونم یکتای بی همتا بی نهایت عاشقتمم و سپاسگزارم برای همه نعمتهای ریز و درشتی

    الهی ک همیشه در پناه خودش شاد و سالم و پرروزی و آروم باشین

    فعلا.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 67 رای:
  2. -
    محبوبه گفته:
    مدت عضویت: 474 روز

    به نام خداوند مهربانم

    سلام به دوستان و استاد عزیزم

    ذَٰلِکَ فَضْلُ اللَّهِ یُؤْتِیهِ مَنْ یَشَاءُ ۚ وَاللَّهُ ذُو الْفَضْلِ الْعَظِیمِ

    این فضل خداست که آن را به هر کس بخواهد عطا می کند، و خدا صاحب فضل بزرگ است.

    دیشب که فایل رو گوش میدادم و کتاب مفاتیح قسمت اولش رو که چند تا سوره داره باز کردم اول صفحه این آیه از سوره جمعه بود که بالا نوشتم.

    فضل خداوند برای همه است و هر کسی در مدارش باشه دریافت میکنه.

    وقتی کاری بخوام انجام بدم و حسم بد بوده نتیجه خوبی نداشته، هفته قبل از روی عجله کاری انجام دادم که نتیجه خوبی نداشت، میدونم باید تکاملم رو طی کنم و بعد از انجام کار اون لحظه متوجه این نبودم که این کار رو با عجله انجام دادم و صبر نکردم و بعدش که فایلهای استاد رو گوش دادم و داخل هر کدوم در مورد مثلا هدایت بود یا آیه در مورد صابرین و اینکه هر ایده بیاد که توش عجله و ناامیدی و اینکه فرصتی هست و بعدا نیست از سمت شیطان هست، اونوقت متوجه میشم که نباید کاری که داخلش عجله بود یا اینکه حس بد هست رو انجام داد.

    گاهی اوقات یادم میمونه و به ندای قلبم گوش میدم و نتیجه خوبی داشته است.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 43 رای:
  3. -
    مهدیه جهانی گفته:
    مدت عضویت: 355 روز

    به نام خداوند بخشنده ی مهربان

    سلام به استاد عزیزم وخانم شایسته ی نازنینم وهمه ی دوستان عزیز

    «صدایی که در سکوت شنیدم»

    گاهی آنقدر به جستجوی راه‌های بزرگ می‌گردیم که از درِ کوچکِ رستگاری غافل می‌شویم. تابستان امسال، اتاقم پر شده بود از زنبورهایی که نه ترس می‌شناختند و نه مرز. سحرگاهان با روشن شدن چراغ، دیوارها وزوز می‌شد و من در میان این همه هیاهو، تنها مانده بودم با ذهنی که مدام می‌گفت: «باید خودت درستش کنی».

    سه ماه. صد روز خستگی و پرسش از هرکس که فکر می‌کردم راهی بلد است. اما هیچ‌کس درمان این آشفتگی را نمی‌دانست. گویی قرار بود من در این طوفان تنها بمانم تا یاد بگیرم تنها تسلیم شدن، طوفان را بند می‌آورد.

    تا آن شب که دستانم را رو به آسمان بلند کردم و گفتم: «خدایا، دیگر نمی‌توانم».

    و جواب آمد. نه با صدایی بلند، نه با فرشته‌ای که بال فرود آورد. فقط یک کلمه در دلم نشست: «مخابرات».

    ذهنم به تمسخر گفت: «مخابرات؟ برای زنبور؟ این که منطقی نیست!»

    اما قلبم ساکت بود. آن سکوتِ پر از اطمینان.

    زنگ زدم. آمدند. پاکسازی کردند. تمام شد.

    سه ماه عذاب در یک تماس تلفنی حل شد؛ راه‌حل همیشه جلوی چشمم بود، اما گوش‌هایم را بسته بودم. می�خواستم خودم غول‌های زندگی‌ام را شکست دهم. نمی‌دانستم گاهی شکست خوردن در برابر خدا، بزرگ‌ترین پیروزی است.

    حالا می‌دانم که نشانه‌ها همیشه هستند؛ اما تا وقتی ذهن ما مشغول جنگیدن بی‌امان با مشکلات است، صدای آرام خدا گم می‌شود در هیاهوی نجواهای بی‌پایان ذهن. من سال‌ها فکر می‌کردم انتخاب «قلب» یعنی احساساتِ افسارگسیخته؛ اما امروز می‌دانم قلب همان جایی است که خدا پیامش را بی‌واسطه در آن می‌نشاند.

    تسلیم شدن در برابر این پیام‌ها، نه ضعف که نهایت قدرت است. قدرتِ اعتماد به طرحی که من تمام نقشه‌اش را نمی‌بینم، اما یقین دارم فرجامش خوبی است.

    و قدم اول این تسلیم، پذیرش است. پذیرش اینکه همیشه حق با من نیست. پذیرش اینکه شاید تا امروز با دستان خودم، بر پیچیدگیِ ساده‌ها افزوده‌ام. پذیرش اینکه گرهِ کوری که ماه‌ها با ناخن بازش کردم، با یک دمِ «بسم‌الله» باز می‌شود.

    حالا هر شب که چراغ اتاقم را روشن می‌کنم، سکوت سفید دیوارها را می‌بینم و به یاد می‌آورم روزی را که فکر می‌کردم زنبورها تمام دنیای من شده‌اند. نمی‌دانستم دنیا جای بزرگ‌تری است برای کسی که گوش سپردن را بلد باشد.

    و تو ای کسی که این سطور را می‌خوانی… کدام را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ ذهنِ همیشه پرسشگر را یا قلبی که پاسخ را بی‌صدا شنیده و چشم به راه فرمان است؟

    《《《 خدایااااااا شکرت 》》》

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 52 رای:
  4. -
    علی بردبار گفته:
    مدت عضویت: 2085 روز

    سلام به رفقای عزیزم

    گنگ شده ام

    سکوت کرده ام

    دارم سعی میکنم دلیلی برای لبخند زدن پیدا کنم.

    هنوز سپاسگزاری روزانه و تمرین ستاره قطبی را مینویسم

    هنوز.

    ولی،

    قطعا پیش از اینکه آدم شاد و موفقی باشم،

    آدم بوده ام.

    هنوز هم.

    خدا را شکر! این علامت خوبی است.

    راستی!

    عقم می‌شود که توی این شرایط، به خاطر بودن نت، خدا را شکر و سپاس بگویم… بنظرم اگر همچین چیزی بگویم، دو سه تا اردنگی مشتی بهم بزند! جوری که جونم بالا بیاید!

    بیخیال، بچه ها.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 23 رای:
  5. -
    مجتبی انجیله ای گفته:
    مدت عضویت: 1032 روز

    بنام خدایی که خواستهای مارو مشنوه و برآورده میکنه اگر با جریان خداوند هم جهت بشیم و با عقل و منطق دودوتا چهار تا نکنیم و اجازه بدیم که خداوند هدایتمون کنه

    سلام و درود به استاد توحیدی عزیزم و خانم شایسته

    و دوستان سایت توحیدی و عباس منشی

    استاد تمام اتفاقات زندگیمون رو 100درصد خودمون خلق میکنیم چه مثبت چه منفی

    بعد آشنایی با اموزهای شما درک کردم که احساس خوب مساویست اتفاقات خوب تموم شد البته یه شبه این اتفاق نمی افته باید کار بشه باید پاکسازی بشه ذهنمون از چیزهایی که از دوران کودکی دیدیم و شنیدیم

    هدایت فرکانس تکامل داره و هی تکرار تکرار میشه عضله این هدایتها قوی میشه که خودتون همیشه مثل بدنسازی رو می‌زنید و در طی تکامل و بدون عجله و لذت بردن از مسیر در تمام مراحل زندگی هدایت الهامات رو دریافت میکنی اگه باهوش باشیم مراقب الماس درونمون هستیم که به چی توجه میکنیم آیا اون چیزی که توجه میکنم می‌شنوم میبینم به رشد و موفقیت پیشرفت من کمک میکنه حس کنم نه میشه خط قرمزیم اکثر ما اگه بدونیم قانون خداوند احساس خوبه زمانی که آروم هستیم الهامات رو دریافت میکنیم دیگه نگران الان و آینده نیستیم با قدرت زندگی میکنیم و بدونیم که احساس خوب یه رازه تمام سعی وتلاشم رو میکنم این حس خوب رو قویتر کنم ما روحهای مجردی هستیم مجرد به دنیا اومدیم و مجرد هم از این دنیا میریم چی کار دارم که چه اتفاقی بیرون افتاده تمام تمرکز و انرژیم رو روی خودم میذارم برای خودم برای دورهای استادم اون چیزی که به من کمک کنه رو در عمل نشون بدم

    حرف رو همه می‌زند عملکرد ما نتیجه افکار و باورهای ماست به قول استاد دقت کنید به احساستون

    استاد فوق‌العاده بی نظیر هستی

    بهترینها رو از فرمانروای کل کیهان براتون خواستارم

    مجی انرژی وصل به انرژی منبع الهی تا زمانی که زنده هستم و در این جسم مادی هستم با تمام وجودم تک تک سلول‌های بدنم به لطف خدای قدرتمندم ادامه میدم 100 درصد تو مسیر درست توحیدی هستم و موفقیت و زندگی کردن رو به نتایج گره نزدم همین که تمام تمرکز رو گذاشتم فقط برای امروز م باشم و سپاسگزار باشم در لحظه و حالم با خودم از درونم خوب باشه به خودم تبریک میگم دمت گرم مجی انرژی بهترین و جانشین خدا و بهم الهام میکنه همینه برو من کنارتم پرانرژی باشید در هر شرایطی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 25 رای:
  6. -
    محسن و مه سا گفته:
    مدت عضویت: 1006 روز

    سلام به استاد گرامی و مهربانم

    سلام به سرکارخانم شایسته و تمام کسانی که برای این سایت بهشتی تلاش می کنند:

    احساس خوب = اتفاقات خوب

    امروز میخام در این قدم و در این زمان یعنی 22 بهمن 1404 یک ردپا از خودم در این فایل بسیار باارزش به جای بگذارم و مطمعنم با توکل بخدا بهترین اتفاقات برای من رخ خواهد داد.

    امروز یک تضاد برای من در یک گروه پیش آمده و بهتانی رو متوجه من کرده اند. اما به لطف خدا از استاد عزیزم یاد گرفته ام که اولا کوچکترین واکنشی به این رخداد نشان ندهم.دوما احساسم را همچنان خوب و قوی باقی نگهدارم و این مومنتوم طلایی را حفظ کنم.چرا که پایان این ماجرا قطعا به نفع من است.

    خدای مهربونم تسلیم محض تو هستم

    اینجا به یادت آرام و بی صدا نشستم

    براستی من که هستم به غیر ازتو؟

    دستانم را دخیل به ریسمان تو بستم

    هرکجا که می روم ذکر لبان من تویی

    همه جا هستی آشکار و نهان من تویی

    این کالبد انسان و هرچه دارم از توست

    دقایق زندگانی و خواب و بیدارم از توست

    به که غیر ازتو من پناه ببرم ای رب ودود

    غیر تو یاور و دلدار من خسته که بود

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 26 رای:
  7. -
    عرفان خزائی گفته:
    مدت عضویت: 1658 روز

    به نام هو اول و آخر یار ، خدای نور ، خدایی که عاشقانه هدایت و حمایتم میکنه

    « پروژه درک عمیق‌تر قوانین خداوند _ قسمت 8 »

    سپاسگزار خداوندم که اینقدر من رو عاشقانه دوست داشت و به من لطف داشت که من رو در این مسیر هدایت قرار داد و نور مسیر من بوده و هست ، هر لحظه سپاسگزاری میکنم برای این مسیر زیبا که وارد شدم تا تکامل‌م رو در بهترین حالت ممکن و کاملا هدایتی طی کنم .

    با عرض درود و ادب و احترام خدمت استاد عزیزم کسی که دست خداست برای من ، و خانوم شایسته بزرگوار و مهربون ، و به تمامی خانواده دوست داشتنی و هم فرکانسم خانواده صمیمی عباسمنش .

    در این قسمت هشتم، که در رابطه با موضوع : ” نحوه تشخیص الهامات ” هست، بی‌صبرانه منتظر شنیدن این فایل هستم، و از خدام میخوام تا که هدایتم کنه تا که ردپام رو به صورت هدایتی به ثبت برسونم.

    خداوند در قرآن کریم هم می‌فرماید که هر زمان که وحی می‌کنه، شیطان هم همزمان داره نجواهای خودش رو ارسال می‌کنه، و در واقع ما همیشه داریم یه سری حرف‌ها رو می‌شنویم، و ما می‌تونیم از یه طریقی بفهمیم و متوجه بشیم که کدوم یکی صدای خداوند هست و کدوم یکی صدای شیطان هست، در واقع اگر که ما احساس آرامش داریم خدا داره باهامون صحبت می‌کنه، و اگر که احساس ناراحتی و غم و یا عصبانیت و افسردگی و خشم و حسادت و در واقع هر نوع احساس منفی و بد دیگه‌ای که داریم شیطان داره باهامون صحبت می‌کنه، و نکته مهم‌ش اینجاست که وقتی خدا داره باهامون صحبت می‌کنه ( اولاً که باید احساس خودمون رو خوب کنیم تا خداوند هم باهامون صحبت کنه )، ولی وقتی هم که باهامون صحبت می‌کنه احساس‌مون به مراتب خوب‌تر هم میشه، وقتی هم که احساس‌مون بد باشه و شیطان باهامون صحبت کنه احساس‌مون به مراتب بدتر میشه.

    به محض اینکه ما تسلیم خداوند میشیم و به خداوند میگیم که هر خیری از طرف تو برسه ما بهش فقیریم، بعدش دیگه زندگی‌مون عوض میشه، و همه چیز برامون تغییر می‌کنه، و در واقع اصلاً یه آدم دیگه‌ای میشیم، و این برای زمانی هست که تسلیم میشیم، و ما باید اینقدر باهوش باشیم که همیشه حس‌مون رو خوب کنیم، و بتونیم با این دید به همه مسائل نگاه کنیم که بگیم هر اتفاقی که میفته یه خیری درش هست و خدا برای ما خوبی می‌خواد، اگر که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم همیشه رشد می‌کنیم.

    پس نتیجه گیری و خلاصه این موضوع میشه اینکه : زمانی که شیطان داره با ما صحبت می‌کنه که احساس‌مون بد باشه، و نشونه‌ش اینه که اون حرف‌هایی که داره میزنه حال ما رو بدتر و بدتر می‌کنه، نشونه‌ش ترسه، اصلحه شیطان ترسه، و نشونه‌ش اینه که اون حرف‌ها ترس رو در ما ایجاد می‌کنه، و زمانی هم که ما خودمون رو آروم کنیم خدا هم با ما صحبت می‌کنه، با باورهای خوبی که در خودمون ایجاد می‌کنیم می‌تونیم خودمون رو آروم کنیم، با سپاسگزاری کردن می‌تونیم خودمون رو آروم کنیم، حتی می‌تونیم به این فکر کنیم که از این بدتر هم می‌تونست بشه اما نشد، و خداوند به ما لطف کرده که از این بدتر نشده، و باید سپاسگزاری خداوند رو هم بکنیم، و حتی همین کار باعث میشه که ما یه ذره آروم‌تر بشیم، و وقتی هم که یه ذره آروم‌تر شدیم صداها رو می‌شنویم و موج‌مون رو میبره رو موج خداوند و قلب‌مون شروع می‌کنه باهامون صحبت کردن و هی آروم‌ترمون می‌کنه، و ما باید شروع کنیم، ما باید باشیم، ما باید بخوایم، باید زورمون رو بزنیم و تلاش‌مون رو بکنیم، و وقتی هم که خدا داره می‌بینه که ما داریم میایم توی راه و مسیر درست، و ما داریم توکل می‌کنیم و تسلیم میشیم و اعتماد می‌کنیم به خداوند، پس خداوند هم پاسخ میده به ما، ولی اگر هم که کسی راه نادرست رو بره خدا هم رهاشون می‌کنه تا شیطان اینها رو ببره، و به شیطان هم میگه که تو هیچ تسلطی بر بندگان و کسانی که در راه درست هستن نداری!.

    و وقتی هم که این مسائل رو بهتر بفهمیم و درک کنیم خیلی بیشتر احساس‌مون برامون مهم میشه، و قدرت حس خوب اینجا معلوم میشه که اگر که ما بتونیم احساس خودمون رو خوب نگه داریم پس خداوند هم قدم‌ها رو برامون برمیداره، و اگر که بتونیم احساس خودمون رو یه ذره بهتر کنیم هدایت خداوند هم میاد، همین یه ذره کافیه که فقط بیفتیم توی جاده‌ش، و بعدش یواش یواش یه صداهایی رو می‌شنویم اولش یه ذره صداعه ضعیفه، و بعدش که ادامه میدیم و آروم‌تر میشیم در نتیجه صداعه قوی‌تر میشه و بعدش هی ما رو آروم‌تر می‌کنه، و بعدش ایده‌ها میاد، و بعدش هم الهامات میاد.

    و نشونه الهامات خداوند هم اینه که خیلی قلب ما رو محکم‌تر می‌کنه، و بهمون یه اعتماد به نفس میده، بهمون یه امیدواری میده که اگر که فلان کار رو انجام بدیم نتیجه می‌گیریم، و بعدش که میریم انجامش میدیم نتایج هم به وجود میاد و همه تعجب می‌کنن که ما چجوری و از کجا می‌تونیم این کارها رو انجام بدیم، و وقتی هم که میایم هزار بار این کارها رو تکرار می‌کنیم و نتیجه می‌گیریم به یه الگو می‌رسیم که وقتی که ما می‌تونیم احساس‌مون رو خوب کنیم این شروع می‌کنه قلب‌مون با ما صحبت کردن، و بعدش ما رو آروم می‌کنه، و بعدش که ما رو آروم‌تر می‌کنه به ما ایده‌های عملی میده که فلان کار رو انجام بده و جواب میده، حالا تو هر حوزه‌ای که هست و هر اتفاق به ظاهر بدی که افتاده، یا میگه که این درس رو ازش بگیریم و در واقع این اتفاقه افتاد که این درس رو بگیریم، و باید یادش بگیریم که دیگه تکرارش نکنیم، و همین اتفاقات باعث میشه که رشد کنیم و بزرگ بشیم و باید این درس رو از کائنات و جهان هستی می‌گرفتیم، و حالا اگه که از این درس خوب استفاده کنیم میوه‌هاش رو هم می‌چینیم، و بعد از این داستان‌ها ایمان‌مون هی بیشتر و بیشتر میشه، هی بهتر و راحت‌تر می‌تونیم احساس‌مون رو بهتر کنیم، و بعدش دیگه اینقدر اتفاقات خوب میفته که دیگه از یه جایی به بعد کم پیش میاد که آدم بخواد تلاش سنگینی کنه برای اینکه احساس‌ش رو خوب کنه.

    و کلا از یه جایی به بعد وقتی که آدم توی مسیر قرار میگیره زندگی‌ش میفته روی قلطک، و به قول مثال همیشگی استاد انگار که این چرخ‌های زندگی روغن کاری میشه، و اگر که خودمون بررسی کنیم متوجه میشیم که این چرخه زمانی که هی ادامه پیدا می‌کنه و ما در این مسیر گام برمی‌داریم و … انگار که دیگه چرخ این زندگی روان‌تر میشه و روغن کاری شده این چرخِ، نه اینکه یه شبه همه چیز از این رو به اون رو بشه، در واقع آروم آروم و با تکاملی طی شدن همه چی بعدش بهتر و بهتر میشه.

    واقعا این فایل برای من خیلی اطلاعات و آگاهی‌ها داشت، به حدی که فقط گوش کردم و بارها باید تکرارش کنم، و یه تلنگری بود برام که خیلی بیشتر از قبل حواسم به ارتعاش‌ها و فرکانس‌هام باشم، و باید همیشه بر طبق قوانین و اصول و اون الهامات قلبی‌م حرکت کنم و به شهود و صدای خداوند ایمان داشته باشم هر چه بیشتر از قبل.

    بعد از شنیدن و نوشتن ردپام در این فایل خیلی حسم بهتر شد و انگار که خیلی بیشتر از قبل به اون منبع الهی متصل شدم از طریق آگاهی‌هایی که در این فایل به دست آوردم، بی‌صبرانه منتظر قسمت‌های بعدی این پروژه هستم.

    خداوند همیشه با ما هست، و خداوند همیشه داره با ما صحبت می‌کنه، و بعدش که وارد این فضا میشیم و هی شروع می‌کنیم به درک هر چه بیشتر خودمون، خیلی بیشتر به این موضوع پی می‌بریم و ایمان میاریم که خداوند داره با ما صحبت می‌کنه، و هی بیشتر و بیشتر میشه به این دلیل که بیشتر عمل می‌کنیم.

    وقتی هم که هی ادامه دار میشه این گوش کردن به الهامات و انجام دادن اون ایده‌ها و الهامات، بعد از یه مدتی دیگه هر الهامی که بهمون میشه میگیم چشم و دیگه مقاومت‌مون هی به مراتب کمتر و کمتر میشه، در صورتی که حتی ممکنه که منطقی نباشه اون ایده و الهام، اما چنان اعتمادی در ما ایجاد می‌کنه که انجامش میدیم و بعدش نتایج فوق العاده‌‌ای که می‌گیریم رو خواهیم دید.

    من هم مثل بقیه دوستان هم فرکانسی‌م به صورت مستمر در این پروژه حضور پیدا میکنم، و ردپام رو در هر گام به جا میزارم، و این حال خوبم رو با دوستان عزیزم در این مسیر زیبا و تکاملی به اشتراک میزارم، انشاالله نتایجی که دریافت میکنم و البته روز به روز هم بزرگ‌تر و با کیفیت‌تر میشن در طول قدم های بعدی خواهم نوشت .

    همیشه اول از همه خداروشکر میکنم برای همه چیز و بخصوص این مسیری که من رو درش هدایت کرد، و دوم از استاد نازنین و عزیزدلم و استادی که واقعا دست خداست برای من، و همچنین ممنونم از خانوم شایسته عزیز و بزرگوار، سپاسگزارم ازتون، سپاسگزارم بابت اینهمه فایلی که با عشق تهیه میکنید و ما هم با عشق فایلها رو دنبال میکنیم.

    با عشق و احترام از عرفان خزائی ، 22 بهمن 1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 18 رای:
  8. -
    هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 95 روز

    بنام خدای بینهایت مهربان

    سلام به استاد گرامی و دیگر عزیزان

    خدا رو شکر که برای تک تک نعمت هایی که در هر لحظه فرصت استفاده از آنها به ما هدیه داده میشود

    تشکر برای فایل خیلی عالی و تاثیر گذار

    استاد واقعا وقتی قوانین رو به طور جدی به کار میگیری نتیجه هاش رو میبینی

    وقتی بقیه دارن به چیزهای دیگه که محصولی جز نگرانی نداره فکر میکنن

    و تو توجهت رو آگاهانه میبری به طرف نکات مثبت قشنگ احساس میکنی نتایج متفاوتی که از بقیه میگیری رو

    به نظر شما چطور میشه وقتی همه دارن دم از قیمت ها و بالا پایین شدن طلا و دلار حرف میزنن

    یه کسایی پیدا میشن که برات مجانی کار میکنن

    بدون پرداخت هزینه و بدون چشمداشت به این که تو هم بخوای یه روزی براشون جبران کنی

    ولی میدونم برای استاد عزیز و دوستان گل هم فرکانسی ام قابل باوره

    که برام اتفاق هایی از این دست داره می افته و هر روز هم شکرخدا داره بیشتر میشه

    وقتی روی باور هات کار میکنی میبینی مردمی کارهات رو انجام میدن که قشنگ میفهمی دستانی هستند از جانب خدا

    و بهت محبت هایی رو میکنند که شاید برای دیگران قابل باور نباشه

    که مگه میشه تو این دوره زمونه همچین کسایی پیدا بشن

    که با دل و جون بهت محبت کنن اون هم بی منت

    بله میشه خیلی هم این طور موارد فراوان و طبیعیه

    ولی برای کسانی فراوان و طبیعیه که سعی میکنن هر روز رو باور هاشون کار کنن و نسبت به باور های مخربی که از قبل داشتن بهبودداشته باشن

    وقتی داخل یه جمعی شروع میکنن و راجعه به این که چه کسی رفت مذاکره

    و چه کسی میجنگه و چه کسی نمیجنگه

    و از کانال های مختلف اخبار رو پیگیری میکنن

    تو بلند می شدم و هنس فری میزاری و فایل گوش میدی

    و خودت رو مشغول انجام کاری میکنی

    و سعی میکنی یه بهبودی یه نظافتی یه فعالیتی رو انجام بدی و به نکات مثبتی که وجود داره اهمیت بدی و به خواسته هات توجه کنی

    میبینی که نتیجه ها داره پر رنگ میشه به همین زیبایی و با دیدن نتایج به زیباتر بودن دنیا و قوانین بیشتر عشق میورزی و دنیا برات یه شکل دیگه ای میشه

    تایپیستی که دست نویس های من رو تایپ کرد در شهر دیگه ای دور تر از محل زندگی من سکونت داشت

    من فقط تلفنی با ایشون در ارتباط بودم که خود آشنایی من و ایشون هم یک هدایت بود که داستانی جدا گانه داره

    من دست نویس هایم رو از طریق پست برای ایشون فرستاده بودم

    بعد از اتمام کار گفتن میخوای دست نویس هارو براتون بفرستم

    من گفتم نه دیگه نیازی نیست دیگه فایل ورد رو دارم

    و بعد هم کتابم که به امید خدا چاپ شد کتاب هست دیگه

    ولی باز هم چند روز پیش که بیشتر فکر کردم دیدم نه به خاطر ارزشمندی و احساس لیاقت نسبت به اولین کارم دست نویس هام رو پیش خودم نگه دارم بهتره

    و برای کارم ارزش قائل باشم و در پیامی ازشون خواستم که برام ارسال کنن

    و کد پستی و آدرس رو فرستادم و دیروز بسته به دستم رسید

    با دیدن دست نویس ها خیلی احساساتی شدم و باز هم یاد روزهایی افتادم که با چه عشقی مشغول نوشتن بودم

    و هربار که مطلبی رو که واقعا به قلبم الهام میشد رو ثبت میکردم

    در اون روزها بیشتر رو میز مینوشتم ولی بعضی وقت ها هم رو زمین مینشستم و یه بالشت میزاشتم زیر دستم که تو حالت راحتی باشم

    استاد وقتی یه مطالبی رو میخواستم بنویسم از شدت هیجان قلبم داشت میلرزید

    و این لرزش رو قشنگ روی بالشت احساس میکردم

    خیلی حال عجیبی بود وقتی تو این احساس بودم دستم تند تر میشد

    متن ها پیوستگی عجیبی داشت

    و بعد از اتمام وقتی خودم میخوندم باز هم میگفتم این ها رو خودم نوشتم

    و یه جاهایی به خودم آفرین میگفتم

    و باز هم وقتی متن هام رو میخونم خودم تحت تاثیر قرار میگیرم و هدایت میشم چون راجع به موضوع شکر گزاریه

    خلاصه باز هم یاد دوران احساسات و احوالات دوران نوشتنم افتاده بودم

    به تایپیست پیام دادم گفتم بفرمایید هزینه اش چقدرمیشه که براتون واریز کنم

    چون از قبل که مبلغ تایپ روبراشون واریز کرده بودم شماره کارتشون رو داشتم

    ولی ایشون تو جواب پیام گفت نیازی نیست مبلغی رو واریز کنید

    من هم اول از خدای خودم تشکر کردم که بله الان هم میشه و امکان پذیره که اشخاصی با عشق و محبت کاری رو انجام بدن که نور حضور خدای بزرگ رو با چشم ببینی

    و بعد از ایشون بابت محبتشون تشکر کردم واقعا خدایا شکرت برای هدایت و حمایت های همیشگی ات

    سپاس فراوان از نگاه مهربونتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 22 رای:
  9. -
    جاهده عثمانی گفته:
    مدت عضویت: 125 روز

    بنام خدایی بخشنده و مهربان

    سلام به استاد عزیزم ودوستان گرامی

    ماباید تسلیم بشیم اون وقته که همه چیز طبق هدایت خداوند پیش می‌ره من خیلی وقته که تسلیم شدم و فهمیدم که خدایا من عاجزم بهم کمک کن بهم بگو که چطوری باید قدم بردارم گاهی با دانستن قانون بعضی اتفاقات حالم بد میشه وکوشش میکنم که در همون حالت نمونم خدارا شکر خیلی نسبت به گذشته بهتر شدم

    وقتی یه اتفاق که با هدایت انجام میدی که نتیجه خوبی میگیری ازش اونوقت هزار برابر ایمانمون قویتر میشه و بعددرهر عرصه دیگه آیی باایمان قوی تر انجامش میدی و باعث میشه ترس و نگرانی کمتری داشته باشی و وقتی که آدم آرامش داشته باشه می‌تونه هدایت خدارا دریافت کنه و همیشه باید به خودمون بگیم شاید ازین بعد تر میشد خدارا شکر که ازاین بد تر نشد خدا را شکر میکنم که در این مسیر قرار دارم سپاس گذارم ازاستاد عزیزم در پناه خدا شاد وموفق باشین

    به امید موفقیت همه ای عزیزان

    خدایا شکرت که تورادارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  10. -
    الهام گفته:
    مدت عضویت: 2797 روز

    درود عزیزان

    استاد عزیزم ❤️ مریم جان شایسته و استاد عرشیانفر سلام

    چقدر بااین فایل همزاد پنداری کردم

    بار اول بود استاد با شخص دیگه ای به جز مریم عزیزم صحبت میکردند و من خدا خدا نمی کردم بقیه ش رو فقط استاد صحبت کنم

    استاد عرشیانفر صحبت میکرد اونجایی که میگفتن دست نداشتی بهت دست دادم قلب نداشتی بهت قلب دادم…

    آخ خدا❤️

    همینجوری که ظرف می‌شستم انگار یه تونلی به قلبم باز شده هوا میخورد بهش اصن کنده شده بودم از جهان هیچ صدای دیگه نمی شنیدم انکار هیچی مزاحمم نبود الان که می‌نویسم یادم می افته استاد قدم اول یا دوم وقتی ستاره قطبی توضیح میدادن میگفتن قلبم انگار باز شده بهش هوا می‌خورده منظورتون شاید همین حس بود

    فایل دانلود کردم به شکل سیری نا پذیری می‌شنوم

    این مدتها متنها روی جلسات قدم و سایت منظم کار میکنم ینی گوش میکنم نت بر میدارم فکر میکنم تمرین میکشم بیرون و عملیش میکنم روی خودمم کار میکنم اینطور که افتادم به جونت آشغالا هر کار پشت گوش انداخته ای هر پترن تکراری که تو این نداری که هستم حالیم میشه که هست رو پیدا میکنم روزانه برنامه می‌نویسم و بهش عمل میکنم مثلا

    یه لیست از کارهایی که به ظاهر مهم نیست ولی از باور کمبود و بی ارزشی درون میاد رو نوشتم هر روز انجام میدم تا تیک بخوره

    مثلا

    کارهای ماشین

    راهنما سمت راست

    تیغه برف پاک کن

    در داشبورد خوب بسته نمیشه

    کارواش داخل و بیرون نه فقط بیرون

    مرتب کردن وسایل داشبورد

    گرفتن بوگیر

    چرا چند وقت یک بار دونه دونه چراغا میسوزه تا کی چراغ عوض کنم ؟ باید برق ماشین مشکل داره دیگه ببر نشون بده خستمون کردی

    در مورد همه چی

    یا یه چیز دیگه از باور کمبود در خودم. درآوردم اصن برگ ریزان مثلا میگم خب داداش تو دوسال پیش میرفتی میدوییدی یک سال مرتب رفتی حالا دوباره شروع کردی چه چیزیو ارتقا دادی؟ اصن من آنقدر این باور رو دارم که همونی که هست خراب نشه به شکل افراطی که بی ن این موارد وقتی پیش دیگران هستم متوجه میشم تعجب میکنن و یکم از حالت عادی خارجه چرا من اینجوری هستم ؟ کاری ندارم چطور این طور شدم الان باید درست بشه ریشه ش تو باور کمبود دایم تو ذهنمه که پولم نمی‌رسه اگه خراب شده چی الان دیگه این جنسا نیس الان دیگه گرون شده اگه بقیه سرزنشم کنند که فلانی چقدر شلخته س فلان چیزش خراب شد … اگه تحسینم نکنن که وسایلام آنقدر نو و سالم میمونه چی ببینید اینارو کشیدم بیرونا ینی اصن نمی‌دونستم هستن این فکرا الان یه درصد ازش کنده شدم دارم میفهمم قبلا متوجه نبودم اصلن خیلی چیزای دیگه ک هست که هست ولی متوجه نیستم

    خلاصه چی شد که آنقدر خودم رو کم دیدم که نمیتونم بخرم نمیتونم پول دربیارم و آزادی مالی داشته باشم آلگوم تو قرتی بازی اینا خوبه تو چیزایی که کسی غیر خودم متوجهشون نیست نابوده مثل دندون پزشکی مثل همین هرجای ریز ریز ماشین مثل ارتقا ندادن مثلا یه کتونی اورج گرفتی برای ورزش جاهای خوبم اونو میپوشی خب؟! تا کی ؟ چرا بعدی و بعدی نمی‌خوای

    چرا تو ذهنت نمیاد که بخوای ماشین بهتر سوار شی تو ذهنته همین فنیش سالمه و فلان

    و هزاران موارد که واجبه ولی ضروری نیست که واجبه ولی اگه انجام ندی کسی نمی‌بینه که واجبه برای شخص خودته ولی میگی ولش کن

    نصفه گذاشتن کارها فرقی نداره یه کار کوچیک مثل تمیز کردن سه کشور از چهار کشور باشه یا گرفتن مدرک فلان دوره که نصفه گذاشتیم یا هرچی چقدددددر نشتی انرژیه

    اولش فکر می‌کنی یادت رفته اصن مهم نیس می‌خوام چیکار هنوز لازم نشده ولی وقتی اون کار رو انجام میدی

    جوری ذهنت منظم میشه آروم میگیری اصن نمی‌دونستی که همچین فضایی گرفته بود تو مغزت

    خلاصه من دوره زیاد دارم از استاد اما این دوازده قدم مثل گوهر شب چراغ برام

    زندگی میکنم باهاش

    بهترین دوستمه

    جواب همه سوالامه

    مولتی دوره س

    این واژه ساده رو بخونین

    بهبود های دایمی

    من بارها بارها بارها بارها بارها بارها بارها بهش رسیدم

    نیاز مغزه

    نیازه عزت نفسه

    نیاز پذیرش بین گروهه

    نیازه

    بهبود دایمی برای من نظریه پنجره شکستی ینی

    عادت نداری مسواک بزنی

    مزایای مسواک زدن و نزدن رو میخونی

    شروع می‌کنی

    فقط شبا

    میبینی تنبلیت میاد ساعت ده خسته ای میگی ولش کن

    هفته نیم بزن جهنم که بعدش شام میخوری مثلا

    ولی بزن

    چند روز میگذره

    خوشت میاد

    آزادی عمل هم که داری

    اصن سیستم بدن بهبوده مگه بیا قبل خواب دو دقیقه‌ای می‌زنیم

    بعد میگذره این وسطا ممکنه چند بارم پیش بیاد که نزنی

    ولی یک شب رو نباید بزاری دو شب پشت هم بشه

    برای خودت قانون تعریف می‌کنی میگی رییس کیه

    بعد اگه خواستی اهرم مینویسی

    حس خوبی داری تغییرات رو میبینی راحت میخندی حرف میزنی صب هم میزنی

    کم کم نخ دندون…

    بعد میوفته تو فکر که یه دندون پزشکی م برم

    ….

    سیگار میکشم قهوه کم بخورم چه قشنگ شده دندونام

    میخوای زحمت رو حفظ کنی و حس خوب

    خلاصه تا ابد

    اصن بنظرم ذات بشر بهبود گراس

    مسواک مثال بود

    عمل کردن بنظرم همیناس شاخ قول شکستن نیست

    تغییرات بزرگ زندگی من از ادامه دادن همین چرخه اومده و متوجه شدم کارهایی که برای بقا انجام میدی رو اگه ادامه بدی میشه موفق شدن تو اون مسیله

    فقط همون برو

    حتی موفقیت هم تو ذهنت گنده نکن همین الان این جمله اومد تو مغزم

    راهرو برو حتی موفقیت رو هم تو ذهنت گنده نکن

    یا خدا😅😍

    دوستون دارم گاهی فکر میکنم شاید انتخاب کردم فارسی زبان باشم بخاطر ادبیات و استاد عباس منش عزیز و سایت مون اینجا اصن یه کیهان دیگه س برامون

    باور میکنین همیشه به این موضوع فکر میکنم که خدا رو شکر من زبانم ایرانیه و میتونم فایل استاد رو به زبان اصلی درک کنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 21 رای: