درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

444 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «سمیه چنکشی» در این صفحه: 1
  1. -
    سمیه چنکشی گفته:
    مدت عضویت: 1547 روز

    باسلام خدمت دوستان همفرکانسی و استاد عزیز

    چه هم زمانی قشنگی که من تو یه چالشی باشم و کنترل ذهن شدید و این فایل بیاد روی سایت

    اما منی که تواین مسیر بودم و فکر می کردم که تو هر شرایتی می تونم خودم رو کنترل کنم اما نتونستم

    من تو این یک هفته که به چالشی در مورد ساخت وساز خانه ام روبه رو شدم نتونستم تسلیم باشم نتونستم کنترل ذهن کنم نمی گم صد درصد جاده خاکی زدم اما 80 درصد تو جاده خاکی بود اوستاکار پول منو گرفته بود و یه خونه کج وکوله تحویلم داده بود که همه چیش ایراد داشت ومن در حال هرس خوردن نجواهای دهنی که ولم نمی کرد شبانه روز در ذهنم به اون اقه فوش و دزد و حرام خورو … می گفتم امانم نمی داد نجواهای هرطور مصالمت آمیز با این اقا حرف می زدیم زیر بارنمی رفت تاز ه طلب کارم بود

    خیلی اذیت کردم خودم رو

    تااینکه این فایلو گوش دادم اونجایی که استاد میگه گیواب می کنی وتسلم میشی می خدایا من دیگه بریدم دیگه نمی تونم

    تسلیم شدم گفتم خدایا من اینجا رو با تو باکلام تو که برای اسان شدن مسیر ایه ایه های قرانت بنا کردم وتو هم مسیر رو هر بار برایم باز کردی این رو هم درستش کن با اسان تری روش

    شب بود قرار بود فردا بریم شمال سر ساختمان یه دوش گرفتم وشرو ع به خواندن دعا هفتاد بند حضرت علی و استغفار ایشان کردم اشک از چشمانم سرازیر شد‌‌

    خوابیدم خوتب ارام وعمیقی بعد از سپری کردن این چند روز داشتم وقتی صبح راه افتادیم ارام بودم ومهندس ناظر قبول کرد که با این اقا صحبت کنه وکار مارو درست کنه وبره

    وبعد از نیم ساعت این مهندس زنگ زد وگفت که درست میکنه خراب کاریش رو

    از خودم خیلی ناراحت بودم من که خیلی رو خودم واین مسیر که شروع کردم وکنترل ذهن ادعای کار کردن مکردم نتونستم

    واین تزاد برای من درسی بود که من هنوز هنوز اندر خم یه کوچه هستم بااینکه نتایجی دارم ولی نتونستم

    واین تزاد درسی شود که من متوجه شوم چرا با وجود نتایجم ولی این نتایج ادامه دار نیست واین یه پاشنه آشیلی بود که با این تزاد برایم نمایان شد وباید روی خودم کارکنم

    استاد ممنون بای این فایل زیبا که کلی درس واگاهی داد ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: