درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

444 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «ساناز» در این صفحه: 1
  1. -
    ساناز گفته:
    مدت عضویت: 89 روز

    درود بر استاد جان و تمامی دوستان

    من بعد از حدود یکماه دوباره تونستم خودم رو جمع و جور کنم و برگردم به سایت…

    از دست دادن برادرم حالم رو دگرگون کرده بود ولی امروز تصمیم گرفتم دوباره شروع کنم.

    با این شروع دوباره، تصمیم گرفتم از فایلهای درک عمیق قوانین خداوند شروع کنم، چون از فایل شماره 5 گوش نکرده بودم… تو ذهنم بود که یه چیزی گوش بدم که آرومم کنه و ذهنم رو از اتفاقات به ظاهر بد دور کنه…

    جالبه که اگه اشتباه نکنم فایل 5 یا 6 این دوره در مورد حضرت ابراهیم و اسماعیل صحبت کردین و من با اینکه بارها و بارها تو فایل های دیگه این داستان رو شنیده بودم اما امروز یه آرامش عجیبی بهم داد.‌‌.. همینطور که گوش میکردم به عکس برادرم نگاه میکردم و به حکمت خداوند فکر میکردم…

    استاد روزهای اولی که برادرم رفت، من با اینکه پر از غم بودم و کنترلی روی ذهنم نداشتم اما مدام قصه ی زندگی شما و از دست دادن پسرتون میومد جلو چشمم و همش فکر میکردم چقدر شما عالی رو خودتون کار کردین که فقط 3 ساعت سوگواری کردین و بعد این مشیت خدا را پذیرفتین…‌‌‌

    مدام با ذهنم تو کلنجار بودم که تو هم خودتو جمع و جور کن،،، نمیدونم شاید اینکه من بعد از 3 ماه که با شما آشنا شدم و بعدش این اتفاق برای برادر عزیزم افتاد، هنوز اونقدری آماده ی پذیرش این مسئله به ظاهر دردناک نبودم ولی امروز که اینجام، خوشحالم که تونستم بعد از 35 روز که قبلا حتی نمیتونستم بهش فکر هم بکنم،، خودم رو سرپا کنم و برم برای پذیرش…

    من امروز بعد از 35 روز، دوباره دفتر شکرگزاریم رو باز کردم و از خداوند سپاسگزاری کردم و چیزهایی نوشتم که تونستم بپذیرمشون، بابت افتخاری که نصیب برادرم شد شکرگزاری کردم و از خداوند تشکر کردم که برادرم سربلند از این جهان مادی رفت…

    من اینجا هستم چون بازم خداوند میخواد و من رو لایق این مسیر میدونه،،،

    من قبل از 19 دی ماه خوشحال ترین بودم و الان هم تصمیم دارم برگردم به همون آدم چون یاد گرفتم تا وقتی زنده ام باید بهترین زندگی رو داشته باشم و تمامی اتفاقات رو” الخیر فی ما وقع” بدانم….

    برادر عزیزم رفت و خیلی درسها پشت این رفتن ناگهانی بود و من کم کم دارم درکشون میکنم..

    خداوند رو شاکرم برای این لحظه که هستم و فرصت دارم تا با درسهایی که گرفتم قشنگ تر زندگی کنم…

    استاد جان از شما ممنونم که با چیزهای که ازتون یاد گرفتم، یک آرامش قبل از طوفان رو درون من بوجود آوردید تا بتونم این اتفاق رو راحت‌تر بپذیرم…

    خدایا ازت سپاسگزارم که از چند ماه قبل من رو توی این مسیر قرار دادی تا آماده بشم و ذهنم رو بتونم کنترل کنم که مبادا کفر بگم و تسلیم خواسته ی تو باشم…. سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای: