درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸


موضوع این برنامه: نحوه تشخیص الهامات


مفاهیمی که در این گفتگو مورد بررسی و توضیح قرار گرفته است:

  • “نشانه” تشخیص الهامات خداوند از نجواهای ذهن؛
  • “قدرتِ” تسلیم شدن در برابر خدا؛
  • شما چه زمانی دست از ادامه ی مقاومت بر می‌داری؛
  • قدرت احساس خوب؛
  • کدامیک را برای پیروی انتخاب کرده‌ای؟ “ذهن” یا “قلب”؟!
  • راهکار مسائل، همواره گفته می‌شود اما فقط وقتی آماده شوی، جواب را می‌شنوی؛
  • قدم اول برای آماده شدن: بپذیر ایراد از خودت بوده و بهبود آن ایراد را شروع کن؛
  • قدم دوم، تسلیم بودن در برابر هدایت‌های خداوند و بی چون و چرا عمل به آنها؛

منابع بیشتر درباره محتوای این قسمت:


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

444 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «زهرا الف» در این صفحه: 1
  1. -
    زهرا الف گفته:
    مدت عضویت: 1957 روز

    بنام خدای یکتا

    سلام به استاد عزیز و مریم جان

    قسمت هشتم از قوانین خداوند

    رد پای امروز من :

    مباحث این قسمت در عین سادگی بسیار مهم هستند

    خداوند در قرآن کریم هم می‌فرماید که هر زمان که وحی می‌کنه، شیطان هم همزمان داره نجواهای خودش رو ارسال می‌کنه، و در واقع ما همیشه داریم یه سری حرف‌ها رو می‌شنویم، و ما می‌تونیم از یه طریقی بفهمیم و متوجه بشیم که کدوم یکی صدای خداوند هست و کدوم یکی صدای شیطان هست، در واقع اگر که ما احساس آرامش داریم خدا داره باهامون صحبت می‌کنه، و اگر که احساس ناراحتی و غم و یا عصبانیت و افسردگی و خشم و حسادت و در واقع هر نوع احساس منفی و بد دیگه‌ای که داریم شیطان داره باهامون صحبت می‌کنه، و نکته مهم‌ش اینجاست که وقتی خدا داره باهامون صحبت می‌کنه ( اولاً که باید احساس خودمون رو خوب کنیم تا خداوند هم باهامون صحبت کنه )، ولی وقتی هم که باهامون صحبت می‌کنه احساس‌مون به مراتب خوب‌تر هم میشه، وقتی هم که احساس‌مون بد باشه و شیطان باهامون صحبت کنه احساس‌مون به مراتب بدتر میشه.

    به محض اینکه ما تسلیم خداوند میشیم و به خداوند میگیم که هر خیری از طرف تو برسه ما بهش فقیریم، بعدش دیگه زندگی‌مون عوض میشه، و همه چیز برامون تغییر می‌کنه، و در واقع اصلاً یه آدم دیگه‌ای میشیم، و این برای زمانی هست که تسلیم میشیم، و ما باید اینقدر باهوش باشیم که همیشه حس‌مون رو خوب کنیم، و بتونیم با این دید به همه مسائل نگاه کنیم که بگیم هر اتفاقی که میفته یه خیری درش هست و خدا برای ما خوبی می‌خواد، اگر که ما بتونیم این کار رو انجام بدیم همیشه رشد می‌کنیم.

    پس نتیجه گیری و خلاصه این موضوع میشه اینکه : زمانی که شیطان داره با ما صحبت می‌کنه که احساس‌مون بد باشه، و نشونه‌ش اینه که اون حرف‌هایی که داره میزنه حال ما رو بدتر و بدتر می‌کنه، نشونه‌ش ترسه، اصلحه شیطان ترسه، و نشونه‌ش این

    ه که اون حرف‌ها ترس رو در ما ایجاد می‌کنه، و زمانی هم که ما خودمون رو آروم کنیم خدا هم با ما صحبت می‌کنه، با باورهای خوبی که در خودمون ایجاد می‌کنیم می‌تونیم خودمون رو آروم کنیم، با سپاسگزاری کردن می‌تونیم خودمون رو آروم کنیم، حتی می‌تونیم به این فکر کنیم که از این بدتر هم می‌تونست بشه اما نشد، و خداوند به ما لطف کرده که از این بدتر نشده، و باید سپاسگزاری خداوند رو هم بکنیم، و حتی همین کار باعث میشه که ما یه ذره آروم‌تر بشیم، و وقتی هم که یه ذره آروم‌تر شدیم صداها رو می‌شنویم و موج‌مون رو میبره رو موج خداوند و قلب‌مون شروع می‌کنه باهامون صحبت کردن و هی آروم‌ترمون می‌کنه، و ما باید شروع کنیم، ما باید باشیم، ما باید بخوایم، باید زورمون رو بزنیم و تلاش‌مون رو بکنیم، و وقتی هم که خدا داره می‌بینه که ما داریم میایم توی راه و مسیر درست، و ما داریم توکل می‌کنیم و تسلیم میشیم و اعتماد می‌کنیم به خداوند، پس خداوند هم پاسخ میده به ما، ولی اگر هم که کسی راه نادرست رو بره خدا هم رهاشون می‌کنه تا شیطان اینها رو ببره، و به شیطان هم میگه که تو هیچ تسلطی بر بندگان و کسانی که در راه درست هستن نداری

    ممنون از استاد عزیزم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 12 رای: