درک عمیق‌تر قوانین خداوند | قسمت ۸ - صفحه 33


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

444 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2072 روز

    به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت درک این آگاهی های توحیدی

    سپاسگزارم مهربان پروردگارم

    سپاسگزارم از شما استاد عباس منش عزیزم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین

    فرمودید که نبوده خداوند بما الهام کنه و شیطان هم صداشو به بما نرسونه اما از کجا بفهمیم این صدای الله یا شیطان ؟ از احساسمون ،اگر احساس عشق ، آرامش ،تسلیم بودن و…داریم بدونیم که صدای الله مهربانو داریم می‌شنویم و

    اگر احساس ترس ،غم ،خشم ،کمبود و….داریم صدای شیطانه پس ماریا باید هر لحظه هواسش به نوع احساساتش باشه تا متوجه بشه هم جهت با جریان خداوند قرارگرفته یا خلاف جهت خداوند

    فرمودید اسلحه شیطان ترسِ، پس هرجا ترسیدم تموم بشه ، ترسیدم از کار بیکار شم ،ترسیدم بچم آیندش چی میشه ،ترسیدم جنگ بشه ، از گرونی ترسیدم ،از تنهایی ترسیدم ، از مورد توجه قرار نگرفتن ترسیدم از بی پولی و بی خانمانی و …ترسیدم یادم باشه که شیطان اسلحه شو گرفته سمت من

    یادم باشه که شیطان وعده ی فقر و خداوند وعده ی فزونی میده پس با تغییر باورهام ، ترس از کمبودکه مساوی با شرک رو از خودم دور و آرامش و ایمانو به پشتوانه ی باورهای قدرتمند کننده ی توحیدی افزایش بدم ،چون وقتی آرامم خدا باهام صحبت می‌کنه چون وقتی آرامم توانایی شنیدن کلام الله رو دارم و صدای خداوندو میتونم باقلبم بشنوم نه مغزم ،چون کارکرد مغز با ورودی هاست و مغز از تجربیات قبل برای تصمیم گیری هاش استفاده میکنه و بخاطر ورودی های نامناسب گذشته، تجربیات من نادلخواه بوده ، در بهترین حالت مغز مدت زمان کوتاهی حالتمو خوب نگه می‌داره پس بایدبا بهبود دائمی تلاش کنم تا باورهای قدرتمند کننده بسازم تا هرروز بیشتر از روز قبل به آرامش برسم تا بتونم صدای الله رو بشنوم و تسلیم وار و بی چون و چرا عمل کنم بهش ، حتی اگر جواب دلخواهم از عمل به قوانین نگیرم بازم دلیل بر نقضش نیست چون یقین دارم تا زمانی که من درمسیر رشد هستم هر اتفاقی برام بیوفته خیره، پس احساسمو خوب نگه میدارم چون می‌دونم احساس خوب مساوی است با اتفاق خوب ،این اساس زندگیم باید باشه.

    خدایا کمکم کن هر روز موحد ترباشم هرروز تسلیم تر باشم هرروز درمسیر رشد و بهبود باشم هرروز بهتر از قبل به شیوه ی قوانین زندگی کنم که به این شیوه زندگی کردن یعنی توحیدی زندگی کردن

    خدایا من به هرخیری از جانب تو فقیرم منو به راه راست ، راه کسانی که به آنها نعمت دادی هدایت کن.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    ساره صارم گفته:
    مدت عضویت: 455 روز

    سلام به استاد عشق و مریم جون عزیز

    واقعا همینطوره که میفرمایین استاد عزیز این باورهای ماست که همه چیزو رقم میزنه

    من امروز رو یه چیزی که میخوامش تمرکز کردم و یه چیزی که چند وقت میخوامش ارتباط عاشقانه خانوادگی و مشتری برام اومد خیلی خوشحالم بابت اینکه قانون و دارم درک‌میکنم

    خدایا سپاسگزارم عاشقتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    زیبا گفته:
    مدت عضویت: 2727 روز

    به نام خداوند جان و خرد

    به نام خدای هادی و هدایتگر

    به نام خدای آرامش و عشق

    سلام استاد

    سلام مریم جان

    استاد همیشه حرفهایتان روح رو حال میده و در هر حالی میتونه آرامش و توکل به خدا رو بهمون بده

    وقتی میگی سادش کنیم و بدونیم احساسمان بهمون میگه الهام از طرف چه کسی هست

    از شیطان یا از خدا

    واقعا احساس خوب و شکرگزاری بزرگترین درس زندگی است

    و وقتی تو این مسیر هستیم و حالا به هر دلیلی اتفاقی میفته حتی خدا هم کمک میکنه دوباره حالت خوب بشه

    و این خیلی حس خوبی هست وقتی متوجه میشی خدا حواسش بهت هست

    خدایا ممنونم بابت قانون ثابت جهان هستی سپاسگزارم

    اینکه احساس و باور ما هست که زندگی رو رقم میزنه واقعیت محض هست

    تو شرایط پندمیک که همه وحشت از رفت و آمد داشتند مهمانی بیشتر رفتم و حتی مسافرت و حتی عروسی

    تازه شرایط کار هم بیشتر شده بود

    و این باور که تو بخوای خدا بهت میده و کمکت میکنه بیشتر میشه

    خدا زمین و زمان و کائنات رو در اختیار من قرار داده تا به خواسته هایم برسم این خیلی عالی و بینظیر هست خدایا بابت همه چیز سپاسگزارم

    خدایا بابت آگاهی که نصیب و روزی من کردی بینهایت سپاسگزارم

    شاد موفق و ثروتمند باشید در پناه خداوند متعال

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 10 رای:
  4. -
    امین رضا اجتهادی گفته:
    مدت عضویت: 1409 روز

    به نام‌خدایی که همیشه در کنار من هستش

    خدایی که همیشه منو راه نمایی میکنه

    همیشه سر قرار های روزانه من منتظرم تا من برسم

    خدایا کنی و‌کاستی منو ببخش

    به من قدرتی بده تا بتونم به الهامتی که من میدی در همون لحظه اقدام کنم

    خدایا من صدای تو رو‌همواره میشنوم ولی مغزم خیلی محکم ترمز‌گرفته

    خدایا تو‌که بهم میگی قدرت عملش رو هم بهم بده

    خدایا من خودم رو‌در جایگاه پسرت میدونم لطفا شرایط عمل کردن الهاماتت رو برای پسرت افزایش بده

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    خدایا ورود منو به سختی ها سختر کن‌و آسونی ها برای من آسون‌تر کن

    اولین نوشته خودمو الان‌نوشتم

    این کارو برای من آسون‌تر کن

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    راضیه صمدی گفته:
    مدت عضویت: 2103 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام به‌ استاد عزیز مریم بانو و همه دوستان نازنینم

    خداوندم مرا به راه راست هدایت فرما راه کسانی که به آنها نعمت داده ای نه راه گمراهان و نه راه مورد غضب واقع شدگان

    احساس خوب =اتفاقات خوب

    قانونی که باید همیشه به خودم یادآوری کنم باید درک کنم مثل آبی که هر روز نیاز به نوشیدن دارم و برام حیاتی هست این قانون هم همون قدر حیاتی و مهمه

    احساسم که خوب باشه من آرومم و اون زمانه که هرچیزی به ذهنم برسه میدونم که الهام خداونده چون خداوند من در آرامش منه در نرمی منه در حس و حال خوب منه خدای من منبع خیره منبع آرامشه

    من تسلیم خداوندی هستم که فرمانروای همه چیزه

    من تسلیم رب قدرتمند و توانای خودم هستم

    من رها شده در آغوش امن و مهربان پروردگارمم

    من در مسیر سر سپردگی و توکل به جانانم

    من تسلیم جانانم

    من تسلیمم قلب من خاستگاه اتصال من با جانانمه

    قلب من راه اتصال من با فرمانروای منه

    قلب من محل دریافت الهامات خداوند منه

    معلومه که من پیرو قلبم هستم قلبی که از رحمت و فضل معبودم به من عطا شده

    خداوند من همیشه بوده هست و خواهد بود و همواره در حال هدایته من باید همجهت و هماهنگ با مدار خداوند بشم و هر زمانی که این اتصال و همجهتی برقرار بوده چیزی نبوده که حل نشده باشه دلی نبوده که نرم نشده باشه مسیری نبوده که هموار نشده باشه خداوند من همیشه هست همیشه در حال اجابت کردن و پاسخ دادن هست

    من تسلیمم در برابر فرمانروای خودم و من هر آنچه که دارم از آن پروردگارم هست و من فقیرترینم به هر خیری از درگاه رحمتش

    اللَّهُ لَا إِلٰهَ إِلَّا هُوَ الْحَیُّ الْقَیُّومُ لَا تَأْخُذُهُ سِنَهٌ وَ لَا نَوْمٌ لَهُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَ مَا فِی الْأَرْضِ مَنْ ذَا الَّذِی یَشْفَعُ عِندَهُ إِلَّا بِإِذْنِهِ یَعْلَمُ مَا بَیْنَ أَیْدِیهِمْ وَ مَا خَلْفَهُمْ وَ لَا یُحِیطُونَ بِشَیْءٍ مِنْ عِلْمِهِ إِلَّا بِمَا شَاءَ وَسِعَ کُرْسِیُّهُ السَّمَاوَاتِ وَ الْأَرْضَ وَ لَا یَئُودُهُ حِفْظُهُمَا وَ هُوَ الْعَلِیُّ الْعَظِیمُ(٢۵۵)

    هیچ معبودى نیست جز خداوند یگانۀ زنده، که قائم به ذات خویش است، و موجودات دیگر، قائم به او هستند؛ هیچگاه خواب سبک و سنگینى او را فرانمى‌گیرد؛ (و لحظه‌اى از تدبیر جهان هستى، غافل نمى‌ماند؛) آنچه در آسمانها و آنچه در زمین است، از آن اوست؛ کیست که در نزد او، جز به فرمان او شفاعت کند؟! (بنا بر این، شفاعت شفاعت‌کنندگان، براى آنها که شایستۀ شفاعتند، از مالکیت مطلقۀ او نمى‌کاهد.) آنچه را در پیش روى آنها [بندگان] و پشت سرشان است مى‌داند؛ (و گذشته و آینده، در پیشگاه علم او، یکسان است.) و کسى از علم او آگاه نمى‌گردد؛ جز به مقدارى که او بخواهد. (اوست که به همه چیز آگاه است؛ و علم و دانش محدود دیگران، پرتوى از علم بى‌پایان و نامحدود اوست.) تخت (حکومت) او، آسمانها و زمین را دربرگرفته؛ و نگاهدارى آن دو [آسمان و زمین]، او را خسته نمیکند. بلندى مقام و عظمت، مخصوص اوست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  6. -
    سعیده شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 1513 روز

    بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَٰنِ الرَّحِیمِ

    به نام خدا که رحمتش بی‌اندازه است و مهربانی‌اش همیشگی

    مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ ۚ وَالَّذِینَ مَعَهُ أَشِدَّاءُ عَلَى الْکُفَّارِ رُحَمَاءُ بَیْنَهُمْ ۖ تَرَاهُمْ رُکَّعًا سُجَّدًا یَبْتَغُونَ فَضْلًا مِنَ اللَّهِ وَرِضْوَانًا ۖ سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ ذَٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ کَزَرْعٍ أَخْرَجَ شَطْأَهُ فَآزَرَهُ فَاسْتَغْلَظَ فَاسْتَوَىٰ عَلَىٰ سُوقِهِ یُعْجِبُ الزُّرَّاعَ لِیَغِیظَ بِهِمُ الْکُفَّارَ ۗ وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ مِنْهُمْ مَغْفِرَهً وَأَجْرًا عَظِیمًا ﴿٢٩﴾

    محمّد، فرستاده خداست و کسانی که با او هستند بر کافران سرسخت و در میان خودشان با یکدیگر مهربانند، همواره آنان را در رکوع و سجود می بینی که پیوسته فضل و خشنودی خدا را می طلبند؛ نشانه آنان در چهره شان از اثر سجود پیداست، این است توصیف آنان در تورات، و اما توصیفشان در انجیل این است که وجودشان چون زراعتی است که جوانه های خود را رویانده پس تقویتش کرده تا ستبر و ضخیم شده، و در نتیجه بر ساقه هایش ایستاده است، به طوری که دهقانان را به تعجب می آورد تا خدا به وسیله مؤمنان، کافران را به خشم آورد. [و] خدا به کسانی از آنان که ایمان آورده و کارهای شایسته انجام داده اند، آمرزش و پاداشی بزرگ وعده داده است.

    =====================================

    قد قامت صلاه جهت کنترل ذهن،قربه الی الله،الله اکبر🩵

    سلام به استاد عباس منش عزیزم،سلام به سِیمَاهُمْ فِی وُجُوهِهِمْ مِنْ أَثَرِ السُّجُودِ ۚ…

    سلام به استاد شایسته ی نازنینم،سلام به قلب مهربون به وسعت دریا…

    سلام به بچه های محله ی خدا🩵سلام به ذَٰلِکَ مَثَلُهُمْ فِی التَّوْرَاهِ ۚ وَمَثَلُهُمْ فِی الْإِنْجِیلِ…

    داستان کامنت های من هم شده،داستان راننده های عزیز کامیون،باز هم صدای من رو میشنوید از جاده های شمال،کلمات قادر به وصف زیبایی آسمون رو به روم نیستند…

    خورشید خانوم داره غروب میکنه،همه جارو صورتی نارنجی طلایی کرده،آسمون هم درحال رقابت با زیبایی هایی که خورشید خانوم به نمایش گذاشته،به یک رنگ آبی دلبر درومده…هوا خنک و چیلی،کم کم داره بوی بهار میاد،دوطرف جاده بی نهایت سرسبزی و زیباست،متر به متر ماشین ها در حال حرکت روی جاده های صاف وصیغلی اند…

    الهی صدهزار مرتبه شکرت.

    بهمن ماه های زندگیم رو دوست دارم ،بهمن ماه های زندگی من،زمان سکوت خداونده چون مثل باب راس داره تو سکوت جزئیات یک معجزه رو برام خلق می‌کنه …

    بهمن١4٠٠

    زمان دانشجویی قدم ١ و یادگیری پشت یادگیری بدون هیچ ایده ای که اوضاع چطور می‌تونه تغییر کنه،خدا بهم می‌گفت توی سکوت مطلق فقط روی خودت کار کن.

    اولین جهش های بلند مداری من از همین جا شروع شد.

    بهمن ١4٠١

    زمانی که دوهفته شیفت میدادم ،دو هفته میرفتم مرخصی پیش بچه هام،هیچ ایده ای نداشتم چطور میخواد انتقالیم درست بشه،ولی خدا بهم می‌گفت تو فقط روی خودت کار کن،من دارم کارها رو پیش میبرم.

    خداوند تمام کارهای انتقالی رو برعهده گرفت و به شکل شگفت انگیز وسط دیوار،راه جادویی باز کرد.

    بهمن ١4٠٢

    آخرین ماهی که تو اورژانس کودکان بودم ،هیچ ایده ای نداشتم چطور میتونم شرایط رو تغییر بدم ولی خدا بهم می‌گفت تو فقط روی خودت کار کن و دیگه از اسفند نرو سرکار ،من دارم کارها رو برات پیش میبرم.

    خداوند آدم های فوق العاده و شرایط فوق العاده رو وارد زندگیم کرد و من رو از شمال تا کیش پرواز داد.

    بهمن ١4٠٣

    تموم تمرکزم روی دوره ی قانون آفرینش بود،4٠٠ میلیون بدهی قشنگ راه نفس کشیدن و زندگی در لحظه رو ازم گرفته بپد،هیچ ایده ای نداشتم باید چه جوری ازین وضعیت دربیام،خدا بهم گفت تو فقط روی خودت کار کن،من دارم کمک ها رو می‌فرستم.

    خداوند استاد جان رو با دوره ی «هم جهت با جریان خداوند» به کمک من فرستاد که با عصای موسی گونه ی آموزش هاش وسط دریا برام راه باز کنه و من رو از زیر بار تموم اون فشار های مالی رها کنه.

    بهمن ١4٠4

    بدون شک یک اتفاق فوق العاده در راهه،چه جوری و از کجا نمیدونم،ولی به اینکه خداوند و قوانینش بی نهایت ثابته و آدم می‌تونه راحت پیش بینی کنه که با این فرکانس هایی که من دارم می‌فرستم ،لاجرم اتفاقات معجزه آسا از راه میرسند،کاملا مطمئنم.

    خداوند از قبل سمت خودش رو انجام داده ،فقط من باید در مدار درست قرار بگیرم،همونطور که چندوقت پیش استاد جان اومدن توی عالم معنا و از طریق روح لطیف دوست نازنینم بهمون خبر دادن که:بچه ها میانگین احساسیتون خوب نیست.

    و این پاسخ واضح خداوند به درخواست های من بود که چی کار کنم ازین مدار رشد کنم بیام بالا ؟!خدایا من می‌خوام رشد کنم،من می‌خوام بیام بالاتر،من می‌خوام از مسیر هموار بیام بالا چه جوری خدا…؟!

    «احساس،احساس،احساس»

    تنها چیزی که جهان دریافت می‌کنه و پاسخ میده بهش،ولی انقدر این قانون ساده ست که ما نمیتونیم به عنوان اصل و اساس بپیذیریمش.

    من خودم هرجا برمی‌گردم به ردپاهای معجزه های خداوند نگاه میکنم که چی شد که این اتفاقات خوب افتاد ؟!پاسخ میاد که تو به شرایطی که داشتی نگاه نمیکردی،تو فقط به رویاهات فکر میکردی،به قدرت خداوند و احساست خوب بود.

    قانون خیلی ساده ست،ولی من با توجه به چالش هایی که توی مسیرم داشتم ،یکسری مسیر های اشتباه توی ذهنم ایجاد شده که با روحم هماهنگ نیست،بنابراین میرسم به همون حرف طلایی استاد جان که میانگین احساسی من خوب نیست.

    خب خبر خوب اینکه من دارم روی خودم کار میکنم،با دقت بی نهایت و به همون اشتیاق یا حتی بیشتر از روزهای اولی که با قانون آشنا شدم.

    من از استاد جان یاد گرفتم که سقف آرزوهام کوتاه نباشه،به هیچ چیز قانع نباشم،پیش برم و حرکت کنم و مرز ها و محدودیت های ذهنی رو بشکنم…

    اتفاقا امروز تو یک مهمونی بودیم که یکی از آشناهامون که خیلی وقت منو ندیده بود ازم پرسید هنوز توی مرخصی هستی؟!

    خندیدم گفتم مرخصی ؟!آره مرخصی ابدی:)))

    چشاش گرد شد و گفت یعنی چی؟!

    گفتم یعنی از کارم انصراف دادم :)

    گفت یعنی چیییی؟!ملت تو یک شرکت کار پیدا میکنن،با 4 میلیون حقوق ،همه ش استرس دارند که خداکنه مارو اخراج نکنن نگهمون دارند!!!!تو چه دلی داشتی رفتی از استخدام رسمی پرستاری انصراف دادی!!!مگه داریم؟!مگه میشه؟!

    من اینجور موقع ها که واکنش های بقیه رو میبینم،تازه یکم ذهنم روشن میشه به جسارت ها و ایمان هایی که در مسیر توحید نشون دادم …انگار تازه کودک درونم شاد میشه ،احساس خوبی پیدا می‌کنه که کارهای بزرگی توی زندگیش انجام داده …

    خداروشکر که استاد بهم یاد داده :به جای اینکه قربانی باشم و ترحم بخرم،موفق بشم و تحسین بقیه رو دریافت کنم …

    اما به هر حال این احساس خوب باید درونی بشه،من باید فارغ از اینکه بقیه چی میگن و نمیگن،خودم خودمو تحسین کنم،خودم برای خودم دست بزنم،خودم به دستاوردهام افتخار کنم….اگر خودم موفقیت هام رو نبینم،جهان هم نمی‌بینه …

    راستش استاد ،صادقانه امروز که داشتم برای بار چندم به این فایل گوش میدادم ،اونجا که گفتید تاحالا ندیدم کسی رو به اندازه ی خودم تسلیم باشه و هرچی بهش بگن بگه چشم،به خودم اومدم دیدم دارم لبخند میزنم …

    یک لبخند سرشار از آرامش و اطمینان و احساس خوب و لذت شاگرد خلف شما بودن :)

    میدونید استاد ،خب زمانی که شما این لایو رو برگزار کردید من هنوز شاگرد شما نبودم،درواقع این لایو شد کلید باز شدن سایت بهشتی برای من…

    و بعد ازون من با خودم عهد بستم که فقط از روی ردپاهای شما مسیر خودم رو بسازم.

    استاد جان شاگرد شما ،بدون هیچ اثری از انتقالی به خداوند گفت چشم و بچه هاش رو فرستاد پیش پدر و مادرش یک استان دیگه …

    استاد جان شاگرد شما بعد از یک سال درست شدن انتقالی وقتی خدا بهش گفت به جای icu بزرگسال باید بری اورژانس کودکان بهش گفت چشم.

    استاد جان شاگرد شما وقتی تازه ٣ ماه انتقالیش درست شده بود،وقتی خدا بهش گفت از کارم انصراف بده بیا بیرون،درحالیکه هیچی ازقدم بعدی نمیدونست ،بهش گفت چشم.

    استاد جان شاگرد شما زمانی که دست خالی بود و هیچ کس ازش حمایت نکرد ،وقتی خدا بهش گفت باید تنهایی بری کیش و اونجا کار کنی،بهش گفت چشم.

    این چَشم گفتن های چِشم بسته ،بزرگترین سرمایه های زندگیمه استاد جان …همه ی نتایج فوق العاده از همین چشم گفتم ها اومد …

    چرا بهش چشم نگم وقتی که عشقش تموم تاروپود وجودم رو دربرگرفته و بدون اون هیچ چیز بهم احساس خوبی نمی‌ده …

    خداست که بهترینه،خداست که دلبرترینه،خداست که نازنین ترینه،خداست که عاشق ترینه،خداست که مهربون ترینه،خداست که قدرتمندترینه…

    وَمَا لَنَا أَلَّا نَتَوَکَّلَ عَلَى اللَّهِ وَقَدْ هَدَانَا سُبُلَنَا ۚ وَلَنَصْبِرَنَّ عَلَىٰ مَا آذَیْتُمُونَا ۚ وَعَلَى اللَّهِ فَلْیَتَوَکَّلِ الْمُتَوَکِّلُونَ(١٢ابراهیم)

    و ما را چه عذر و بهانه ای است که بر خدا توکل نکنیم، در حالی که ما را به راه هایِ [خوشبختی و سعادت] مان هدایت کرد، و قطعاً بر آزاری که [در راه دعوت به توحید] از ناحیه شما به ما می رسد، شکیبایی می ورزیم، پس باید توکل کنندگان فقط بر خدا توکل کنند.

    الهی صدهزار مرتبه شکرت.

    مثل همیشه :

    دوستون دارم استاد از روشنی قلبم

    مرسی که هستید،خدا شمارو برای من حفظ کنه،خدا من رو در مدار شما نگه داره🩵

    به امید دیدار روی ماهتون در بهترین زمان و مکان

    قلبِ فراوانِ فراوانِ فراوان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 49 رای:
    • -
      امین رضا اجتهادی گفته:
      مدت عضویت: 1409 روز

      خیلی قشنگ‌نوشتید

      تو این فرازو‌نشیب زندگی سنگی رو دیدید و الان دارید به سعادت میرسید انشالله

      گفتید که انصراف دادید یعنی خیلی قدرت دارید

      این ستودنیه این معرکست این اخر قدرته

      مشخصه شما و خدا دو نفری به دارید قدم به قدم حرکت میکنید

      من همیشه با خدم میگم خدایا به من قدرتی بده تا با تموم ترمز ها به حرفت که به من میگی گوش بدم

      خشما تونستی و اقدام گردی

      دست مریزاد

      به قول استاد در پناه ایزد یکتا شاد و سلامت و پر روزی باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      امین رضا اجتهادی گفته:
      مدت عضویت: 1409 روز

      خیلی قشنگ‌نوشتید

      تو این فرازو‌نشیب زندگی سنگی رو دیدید و الان دارید به سعادت میرسید انشالله

      گفتید که انصراف دادید یعنی خیلی قدرت دارید

      این ستودنیه این معرکست این اخر قدرته

      مشخصه شما و خدا دو نفری به دارید قدم به قدم حرکت میکنید

      من همیشه با خدم میگم خدایا به من قدرتی بده تا با تموم ترمز ها به حرفت که به من میگی گوش بدم

      خشما تونستی و اقدام گردی

      دست مریزاد

      به قول استاد در پناه ایزد یکتا شاد و سلامت و پر روزی باشید

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      شیدا میرزایی گفته:
      مدت عضویت: 2548 روز

      سلام سعیده جونم

      سعیده قشنگم

      دمدمای صبح بود این کامنتت

      رو خوندم و بعدش خوابم برد

      تو یکسره تو خوابم بودی

      از یه طرف می‌دیدم خوشحال

      داری با بچه هات بازی می‌کنی

      و از یه طرف نمی‌دونم کشتی بود

      یا قایق تفریحی و خیلیا داخلش بودن

      دیدم تو هم یه کوله پشتی سبز کمرنگ اما کوله ت پر بود انگار سنگین بود کوله رو کوله ته و با خوشحالی سوار کشتی حرکت کردین همش خوشحال بودی و میخندیدی .

      امیدوارم که خیر باشه یه اتفاق خوب بزرگ در انتظارت باشه

      و به هر چی که از خدای مهربون میخوای برسی…دوستت دارم

      در پناه خدای معجزه ها بمونی.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    اصغر و پرسیلا گفته:
    مدت عضویت: 1719 روز

    بانام خداوندهدایتگر

    باسلام وهزاران درود به استادعباسمنش، خانم شایسته ودوستان همراه

    “پروژه درک بهتر قوانین خداوند”

    گام 8

    ■تشخیص الهامات الهی از نجوای ذهن

    مقدمه:

    یکی از مهم‌ترین و در عین حال چالش‌برانگیزترین موضوعات در مسیر رشد فردی ،درک قوانین الهی و معنوی

    ” تشخیص صدای درون”

    است اینکه آنچه در ذهن و قلب ما جریان داردالهامی الهی است یا نجوایی برخاسته از ذهن شرطی‌شده و وسوسه‌های شیطانی؟

    درادامه گفتگوی عمیق استادباجناب عرشیانفردرقالب فایل گام هشتم از پروژه «درک بهتر قوانین خداوند» موضوع

    “تشخیص الهامات الهی از نجوای ذهن”

    به شکلی دقیق، کاربردی و تأثیرگذار مورد بررسی قرار گرفته.

    مباحث مطرح شده در این سلسله فایلهارا می‌توان یک هدیه الهی دانست هدیه ای که نه‌تنها آگاهی می‌دهد بلکه مسیر نگاه انسان به درون خود و ارتباطش با خداوند را اصلاح وهموارمی‌کند و درس‌های عمیقی برای زندگی روزمره مان به همراه دارد.

    ●صدای خداوند چگونه شناخته می‌شود؟

    تصور بسیاری ازافرادجامعه این است که تشخیص صدای خداوند موضوعی پیچیده، رازآلود یا دور از دسترس است.

    امابرای مادانشجویان مکتب عباسمنش به برکت اموزه های که از استاداموخته ایم وبرای شخص خودمن دراین مدت 6سال که بااستادعزیزهمراه هستم تشخیص صدای درون را دردسترس ودست یافتنی میبینم.

    ازاستادبه خوبی یادگرفته ام که:

    “الهامات الهی همیشه با احساس خوب همراه هستند”

    هر فکری که:

    • آرامش درونی ایجاد می‌کند

    • امید را در دل زنده می‌سازد

    • ایمان را تقویت می‌کند

    • احساس اطمینان و اعتماد به مسیر می‌دهد

    می‌تواند نشانه‌ای از الهام الهی باشد.

    صدای خداوند هرگز انسان را

    اشفته

    مضطرب

    ومأیوس نمی‌کند.

    حتی اگر دعوت به تغیر یا تصمیمی بزرگ باشد در عمق خود با نوعی آرامش و اطمینان همراه است.

    ● تشخیص نجوای شیطان

    در نقطه مقابل نجوای شیطان که در بسیاری از مواقع از طریق ذهن انسان عمل می‌کند همواره با احساسات منفی شناخته می‌شود.

    این نجواها معمولاً:

    • ترس ایجاد می‌کنند

    • ناامیدی را تقویت می‌کنند

    • انسان را از حرکت و اقدام بازمی‌دارند

    • تمرکز را بر کمبودها، ناتوانی‌ها و گذشته معطوف می‌کنند

    هر فکری که پس از آن

    احساس نگرانی

    اضطراب

    دلسردی

    یا بی‌ارزشی به انسان دست می‌دهد نمی‌تواند صدای خداوند باشد.

    این صدا صدای ذهنی است که سال‌ها با ترس‌ها، باورهای محدودکننده و الگوهای نادرست تغذیه شده است.

    ●آرامش؛ شرط اصلی دریافت هدایت الهی

    یکی از نکات کلیدی که در این گفتگو به آن اشاره می‌شوداین است که:

    “هدایت الهی در بستر آرامش شکل می‌گیرد”

    ذهنی که درگیر

    اضطراب

    نگرانی

    آشفتگی است

    توانایی شنیدن صدای الهی را ندارد.

    پیامبر خدا نیز وحی را در حالت آرامش دریافت می‌کردندنه در تلاطم ذهنی.

    این نکته به ما یادآوری می‌کند که اگر به دنبال راهنمایی الهی هستیم ابتدا باید

    “ارامش درونی”را در خود ایجاد کنیم.

    “رامش” دروازه ورود الهامات الهی است.

    ●ذهن؛ ساخته‌ی ورودیهامثل دیده‌ها و شنیده‌هااست

    ذهن انسان حاصل سال‌ها

    تجربه

    آموزش

    شنیده‌ها

    ودیده‌هااست.

    تمام باورهایی که درباره

    «نشدن»

    «نرسیدن»

    «ناتوان بودن»

    در ذهن ما نقش بسته نتیجه ورودی‌هایی است که در طول زندگی دریافت کرده‌ایم.

    اگر تصمیم‌گیری‌های ما صرفاً بر اساس ذهن باشدعملاً تبدیل می‌شویم به بازتولید همان الگوها.

    به همین دلیل گفته می‌شود:

    • ذهن، محل فعالیت شیطان است

    • قلب، جایگاه عشق، الهام و ارتباط با خداوند است

    قلب جایی است که الهام الهی ازان عبور می‌کند اما تا زمانی که ذهن کنترل نشده باشد صدای قلب به‌سختی شنیده می‌شود.

    ●کنترل ذهن؛ دشوار اما شدنی وضروری

    کنترل ذهن بدون اغراق یکی از سخت‌ترین کارهایی است که انسان می‌تواند انجام دهد.

    اما این سختی به معنای غیرممکن بودن نیست.

    ●کنترل ذهن:

    • یک فرایند تدریجی است

    • نیاز به تمرین روزانه دارد

    • نباید انتظار نتیجه‌ی فوری ازان داشت

    ذهنی که سال‌ها بدون نظارت رها شده به‌طور طبیعی در برابر کنترل مقاومت می‌کند. اما با تمرین آگاهانه می‌توان به‌تدریج آن را مدیریت کرد.

    ●تنها راه کنترل ذهن

    به برکت اموزه‌های استادعباسمنش گرانقدریادگرفتیم تنهاراه واقعی کنترل ذهن این است که:

    • کانون توجه خود را آگاهانه تغیر دهیم

    • تمرکز را از موضوعات ناخواسته برداریم

    • به مسائل از زاویه‌ای نگاه کنیم که احساس بهتری در ما ایجاد می‌کند

    احساس بهترنشانه‌ی حرکت در مسیر درست است.

    و زمانی که احساس ما بهتر می‌شود

    وهرچه بیشتردرمومنتوم مثبت باشیم شرایط و اتفاقات زندگی نیز به‌تدریج همسو با آن تغیر می‌کنند.

    ●انتخاب نهایی با مااست

    در نهایت انسان در برابر دو انتخاب قرار دارد:

    • یا ذهن خود را آگاهانه مدیریت می‌کند

    • یا برده‌ی افکار و احساسات ناآگاهانه‌ی ذهن می‌شود

    اگر به‌جای اعتماد به نجوای شیطان به الهامات الهی اعتماد کنیم و در مسیر آن قدم برداریم خداوند نیز راه را هموار می‌کند و انسان را به مسیر کسانی هدایت می‌کند که مشمول نعمت الهی شده‌اند.

    جمع‌بندی

    ●صدای خداوند:

    • آرام

    • الهام‌بخش

    • امیدآفرین

    • همراه با ایمان

    ●نجوای شیطان:

    • اضطراب‌

    • ترس

    • ناامیدی

    • محدودکننده

    هرچه بیشتر تمرین کنیم که در آرامش بمانیم و ذهن خود را آگاهانه هدایت کنیم شنیدن صدای قلب آسان‌تر خواهد شد و نعمت‌های الهی به‌صورت طبیعی وارد زندگی ما می‌شوند.

    درپایان:

    خدایا سپاسگزارم که مرا به این مسیر هدایت کردی.

    از تو می‌خواهم مرا تا پایان این مسیر که پایانی برای آن متصور نیست. ثابت‌قدم نگه‌داری و جزو کسانی قرار دهی که به آن‌ها:

    نعمت

    سلامتی

    ارامش

    عشق

    خوشبختی

    ثروت

    و فراوانی عطا می‌کنی.

    الهی آمین.

    باعشق

    بااحترام

    اصغرابراهیمی رفیق جانِ جانانِ

    24بهمن ماه1404

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  8. -
    منصور نصیری گفته:
    مدت عضویت: 2626 روز

    سلام به شما و همه همفرکانسی های عزیز

    استاد جان خیلی خوشحالم که این فایل رو شنیدم. بسیار به موقع بود برام شنیدنش.

    اون بخشی که گفتین خودتون هم یک روزی مقاومت داشتین برای کسب درآمد از طریق فایلهای معنوی… جالبه این مقاومت برای ما هم هست. برای من بوده دست کم… یادم اومد با شنیدن این حرف از شما… که چرا مثلا فلانی داره از این فایلای معنوی پول در میاره.. اینا که معنویه و این چیزا…

    خیلی خوشحالم که این فایل رو شنیدم و مطمین شدم که خود شما هم مقاومتش رو داشتید و با این حال به صدای دلتون گوش کردید نه اینکه بقیه چه خواهند گفت…

    جالبه منم دقیقا وقتی پا گذاشتم رو این مقاومت تونستم دوره ها رو بخرم و نتیجه دیدم ازشون از همه چی مهمتر.. تازه من اون جور که باید عمل نکردم به ریز به ریز همه چیز…

    یه روز یادمه یکی گفت این عباسمنش کلاهبرداره ها… گفتم اعه چه جالب :) گفت چرا اینجوری میگی… گفتم من خیلی خوشحالم که کلاهمو برداشته این آدم… چون خیلی نتیجه داشته برام عمل کردن به آگاهی هایی که میگه…

    گفتم یه روزی من فکر میکردم با خودم که من اصلا از کجا بیارم دوره هارو بگیرم… خیلی گرونه… بعدا این واژه تو ذهنم اصلاح شد… گرون نیست… من هنوز تو مدارش نیستم… و به توصیه خود استاد با فایلهای هدیه شروع کردم… و باز به قول خود استاد کم کم و به مرور که داری کار میکنی مدارت تغییر میکنه و با پول خردات دوره ها رو میگیری… یعنی تو بزرگ میشی…

    این که قیمت دوره های شما نسبتن بیشتر بود نسبت به بقیه اول مقاومتهایی هم ایجاد میکرد… اینکه مثلا بگیم: بابا درک کنید شرایط اقتصادی فلانه… یکم تخفیف بذارید و ایناااا… خنده م میگیره الان بهش فکر میکنم… ولی واقعا من اینجوری بودمم…

    اما بعد تر که بیشتر برام مفاهیم جا افتاد فهمیدم اول اینکه اون آدم برای خودش ارزش قایله و دوم اینکه داره میگه تو یه جوری رشد میکنی که به راحتی میخری… اینکه خیلی خوبه… اگر هزینه دوره ها کم بود… شاید اینقدر ارزشمند نمی بود و شاید هرکز تحریکم نمیکرد برای اینکه خودم رو قوی تر کنم…

    همون موضوع دلسوزیه… که مخربه. شاید ظاهرش یکم اجتماع پسند باشه ولی عمیقا مخربه…

    خلاصه که خیلی خوشحال شدم که شنیدم این فایل رو

    از همه مهمتر مرور این نکته مهم رو که: گوشمون رو بیش از پیش به دل بدیم و پیغام سروش رو جدی بگیریم…

    همیشگیه… همیشگی… همییییییشششششههههههه

    انسان فراموشکار اما یادش میره… طوری هم نیست… با خودم باید مهربون باشم و آروم آروم خودم رو بیشتر بشناسم و به مدارهای بهتر سلام کنم….

    البته این مساله مساله ی خودم هم هست… من پادکستی دارم که در اون تجربیاتم از زندگی رو میگم در مسیر حرفه م که بازیگریه… خیلی هم فیدبکهای جالبی گرفتم از دوستانی که نمیشناختمشون و خیلی خیلی هدایتی اونجا رو شنیدن در بهترین زمان …

    یه جورایی رد پای صوتی خودمه و همزمان به دیگران هم کمک میکنه… چندتایی از فایلهای هدیه شما رو هم قرار دادم اونجا با اجازه تون به همراه آدرس وبسایت که اگر خواستن ادامه بدن…

    جالبه که منم این مقاومت رو دارم که اگه بخوام بعنوان راهنمای کسی بهش مشاوره بدم و کوچش کنم آیا درسته که پول بخوام بگیرم؟

    و جالبه من عمل نکردم به الهامی که بهم شده بود. مقاومتهام قوی تر بودن انگار…

    دیشب اما تصمیم گرفتم این کارو شروع کنم.

    و امروز بر خوردم به این فایل.

    انگار این ریشه در احساس لیاقت هم داره به نوعی… چون دارم دوره رو هم میگذرونم، اروم اروم داره پام از رو ترمز برداشته میشه…

    در پناه حق

    پیشاپیش شکر برای خبرهای خوب

    پیشاپیش شکر برای اتفاقات خوب

    پیشاپیش شکر برای فراوانی ای که به سرعت داره سمت مون میاد به شکل ثروت و سلامت و رضایت قلبی و احساس سپاسگزاری

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  9. -
    سمیه چنکشی گفته:
    مدت عضویت: 1547 روز

    باسلام خدمت دوستان همفرکانسی و استاد عزیز

    چه هم زمانی قشنگی که من تو یه چالشی باشم و کنترل ذهن شدید و این فایل بیاد روی سایت

    اما منی که تواین مسیر بودم و فکر می کردم که تو هر شرایتی می تونم خودم رو کنترل کنم اما نتونستم

    من تو این یک هفته که به چالشی در مورد ساخت وساز خانه ام روبه رو شدم نتونستم تسلیم باشم نتونستم کنترل ذهن کنم نمی گم صد درصد جاده خاکی زدم اما 80 درصد تو جاده خاکی بود اوستاکار پول منو گرفته بود و یه خونه کج وکوله تحویلم داده بود که همه چیش ایراد داشت ومن در حال هرس خوردن نجواهای دهنی که ولم نمی کرد شبانه روز در ذهنم به اون اقه فوش و دزد و حرام خورو … می گفتم امانم نمی داد نجواهای هرطور مصالمت آمیز با این اقا حرف می زدیم زیر بارنمی رفت تاز ه طلب کارم بود

    خیلی اذیت کردم خودم رو

    تااینکه این فایلو گوش دادم اونجایی که استاد میگه گیواب می کنی وتسلم میشی می خدایا من دیگه بریدم دیگه نمی تونم

    تسلیم شدم گفتم خدایا من اینجا رو با تو باکلام تو که برای اسان شدن مسیر ایه ایه های قرانت بنا کردم وتو هم مسیر رو هر بار برایم باز کردی این رو هم درستش کن با اسان تری روش

    شب بود قرار بود فردا بریم شمال سر ساختمان یه دوش گرفتم وشرو ع به خواندن دعا هفتاد بند حضرت علی و استغفار ایشان کردم اشک از چشمانم سرازیر شد‌‌

    خوابیدم خوتب ارام وعمیقی بعد از سپری کردن این چند روز داشتم وقتی صبح راه افتادیم ارام بودم ومهندس ناظر قبول کرد که با این اقا صحبت کنه وکار مارو درست کنه وبره

    وبعد از نیم ساعت این مهندس زنگ زد وگفت که درست میکنه خراب کاریش رو

    از خودم خیلی ناراحت بودم من که خیلی رو خودم واین مسیر که شروع کردم وکنترل ذهن ادعای کار کردن مکردم نتونستم

    واین تزاد برای من درسی بود که من هنوز هنوز اندر خم یه کوچه هستم بااینکه نتایجی دارم ولی نتونستم

    واین تزاد درسی شود که من متوجه شوم چرا با وجود نتایجم ولی این نتایج ادامه دار نیست واین یه پاشنه آشیلی بود که با این تزاد برایم نمایان شد وباید روی خودم کارکنم

    استاد ممنون بای این فایل زیبا که کلی درس واگاهی داد ممنونم استاد

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای: