فقط روی خدا حساب باز کن - صفحه 109 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ساناز نوری زاده گفته:
    مدت عضویت: 1522 روز

    به نام خدای وهاب و رزاق و هدایت کننده ام

    روز شمار تحول زندگی من روز هفدهم از فصل اول

    سلام خدمت استاد عباسمنش عزیزم و استاد شایسته جانم و دوستان همیشه همراه و هم فرکانسم

    بریم سراغ نشانه های الهی امروزم:

    خدایا شکرت بابت حال خوب امروزم‌

    خدایا شکرت بابت اینکه امروز یه فرصت و عمر دوباره بهم دادی

    خدایا شکرت بابت سلامتیم

    خدایا شکرت که انقدر نظر بقیه که نکنه ازم ناراحت بشه تو ذهنم مهم بود ابن باور نمیذاشت به کسی که سیمکارتم دست اونه چن وقته بگم ک سیم‌کارتمو بده و نمیتونستم بگم امروز با ایمان پیام دادم و بهش گفتم اونم گفت باشه میرسونم دستت

    خدایا شکرت بابت ناهارم قورمه سبزی خوشمزه ای که خوردم و لذت بردم‌

    خدایا شکرت بابت اینکه 5 بسته پودر زعفران از جایی که فکرشو نمیکردم پدرم به همسایمون فروخت

    خدایا شکرت بابت اینکه ماشینم باتریش نمیزد دستاتو فرستادی مکانیک عمو حسین با پدرم که روشن شد خداروشکر

    خدایا شکرت بابت شامپویی ک امروز خریدم از دامادمون 75 تومن بود 70 تومن خریدم 5 تومن تخفیف اینا نعمت نیست پس چیه

    خدایا شکرت بابت اینکه رفتم سرویس‌ کار و دو تا لاستیکم رو باد کردم  خدای من شکرت

    خدایا شکرت بابت تولد خواهرم که امسالم کنار همیم و امشب تو خونه خواهرم دعوت بودیم برای شام که زرشک پلو با مرغ خوشمزه و سالاد و دوغ خوشمزه خوردم و لذت بردم و کادوشو دادم خیلی خوش گذشت

    خدایا شکرت بابت اینکه تو خونه خواهرم حموم کردم خدایا شکرت بابت حموم رایگان

    خدایا شکرت که رو برف ها رانندگی کردم هرچند که ماشین سر می‌خورد مادرم می‌ترسید ولی من نمی‌ترسیدم چون تکاملم رو تو رانندگی طی کردم فقط رو برف ها زیاد نرفتم که رفتم و ترسم ریخت

    خدایا شکرت بابت مشتری هایی که بابت پودر زعفران پیام دادند و آدرس خواستند

    و اما بریم سراغ این فایل هدایت کننده:

    فقط روی خدا حساب کن

    این باور در وجود اکثریت جامعه هست که خیلی سعی می‌کنند با افراد موفق ارتباط بگیرند و خیلی افراد ثروتمند و قدرتمند رو تو ذهنشون خیلی پررنگ می‌بینند

    خیلی خوبه که از افراد موفق الگو بگیریم و ارتباط برقرار کنیم ب ما خیلی کمک میکنه

    اما موضوع الان ی چیز دیگه ایه

    الان تو ذهن خیلی از ما ها اینه که ارتباط برقرار کردن با افراد موفق و خیلی قدرتمند رو تنها راه رسیدن ب موفقیت میدونیم

    در واقع ما شرک ‌‌‌‌خفی‌ رو تو ذهنمون داریم

    ما قدرت رو از خدا تو ذهنمون و باورهامون گرفتیم و دادیم به غیر خدا و این یعنی شرک

    حدیث معروف پیامبر:

    در امت من نیت شرک مثل راه رفتن مورچه بر روی سنگ صاف و سیاه در دل تاریکی شب پنهانه

    اگر که توی زندگیتون با این نیت با افراد کار می‌کنید یا با این نیت با افراد ارتباط برقرار میکنید با به این شکل ب مردم نگاه می‌کنید ک یه جایی یه روزی دست شما رو بگیرند خودتونو با سرعت هرچه تمام تر از ثروت و خوشبختی و سلامتی دور می‌کنید

    تنها منبع رزق وسلامتی و ثروت وخوشبختی خداونده

    اگر میخوای ب ثروتهایی برسی که ب قول قرآن به غیر الحسابه یعنی ب حساب نمیاد

    اگر میخوای ب جایگاهی برسی که تمام جهان برای تو کار کنند و پول بسازند فقط خدارو ببین

    تنها منبع نیروی خوشبختی و رزق و ثروت و سلامتی رو فقط خدا بدون

    رب به معنای صاحب اختیار و فرمانرواست

    رب 980 بار تو قرآن تکرار شده و یکی از کلیدی ترین کلمات قرآنه به معنای صاحب اختیار بودنه

    به معنای فرمانروای کل بودنه ب معنای اینه که تمام قدرت تمام ثروت تمام آنچه که در جهان هست ب فرمان و دراختیار خداست

    و اگر ما توی ذهنمون یه آدمی رو بزرگ کنیم

    اصلا مهم نیست که الان چه قدرتی داره

    اصلا مهم نیست که الان چه جایگاه و ثروتی داره کافیه توی ذهن ما اون آدم بزرگ بشه به واسطه ثروت و قدرت و جایگاهش به واسطه نفوذی که تو دولت داره این داره دست ما رو کوتاه میکنه از خوشبختی و سلامتی و ثروت

    ما آدم هارو دوس داریم آدمای ثروتمند تو زندگیمون هست ولی نباید هرگز فکر کنیم که ارتباط با اون آدم میتونه مارو ب ثروت برسونه

    یا اون آدم میتونه برای من کاری انجام بده

    اون کسی که میتونه برای من کاری انجام بده فقط و فقط خداونده

    اگر فکر میکنی کس دیگه ای هست در جهان که

    میتونه دستتو بگیره تو سخت در اشتباهی

    هم در این دنیا و هم در اون دنیا از عذابی سخت برخوردارخواهی شد

    اگر در تمام لایه لایه های باورهات خداوند رو تنها منشا قدرت ببینی دیگه همه رو دوس داری ب همه ارزش قائلی اما تو ذهنت اینه که اونه که به من نعمت و عزت و فراوانی و سلامتی و حال خوب و ثروت و خوشبختی میده ن هیچ کس دیگری

    هیچ کسی نمیتونه دست شمارو بگیره شاید موقت میتونه دستتو بگیره ولی قدرت اینو پیدا میکنه که از اون بالا پرتت کنه پایین

    افرادی که تعظیم می‌کنند در مقابل افراد قدرتمند و ثروتمند آدم های بسیار بسیار ضعیفی هستند

    آدمایی هستند که با همون سرعتی که به واسطه ارتباطاتشون بالا رفتن به همون سرعت هم میخورن زمین

    آره حساب کردن به غیر خدا اینجوریه قشنگ میخوری زمین شاید اولش نفهمی ولی بعدا که فشار های جهان بیشتر شد میفهمی

    همه ما تجربه کردیم زمین خوردن از آدمایی که بیخودی روشون حساب کردیم

    الان امروز من یه درخواستی کردم از دوستم و دوستم رد داد و نخواست انجام بده من دیدم که احساسم بد شد این از باور شرکم میاد این از باور حساب کردن روی مردم میاد این از باور توقع داشتن از مردم میاد  

    خدایا کمکم کن شرک هامو کمترش کنم تو عمل دارم میبینم شرک دارم خیلی

    چرا آخه خدایی که اون همه عظمت و بزرگی داره و همه چی دست اونه رو باور نداریم؟؟؟

    ولی حرف آدما و قول های آدما رو باور داریم؟؟؟

    این باور رو باید بسازم در خودم که فقط روی خدا باید حساب کنم نه هیچ عوامل بیرونی دیگر

    منبع بی نهایت رزق جهان خداونده

    و خداوند از بی نهایت دستانش استفاده میکنه

    برای کمک کردن ب ما خداوند بی نهایت دست داره برای کمک کردن ب ما

    وقتی ما آدم قدرتمندی رو میبینیم و میگیم فقط این آدم میتونه ب من کمک کنه دارم بقیه دستان خداوند رو میبندم

    یعنی تو ذهنم اینه که فقط این رئیس بانکه میتونه ب من وام بده، این آدم قدرتمنده میتونه بجه منو استخدام کنه،این آدمی که تو دولت نفوذ داره میتونه فلان کارو برا من انجام بده

    یعنی تو داری دست خدا رو میبندی

    تو باید باور اینو داشته باشی که فقط خداوند میتونه اینکارو انجام بده و خداوند با بی نهایت دستی که داره میتونه اینکارو انجام بده شاید امروز با این دستش انجام داد فردا با یه دست دیگش

    وقتی کسی به من کمکی میکنه ازش سپاسگزاری میکنم ولی تو ذهنم اینه که این آدم دستی از خداونده ممکنه خداوند ی روز به واسطه این آدم کمکم میکنه یه روز به واسطه ی آدم دیگه

    پس نمیذارم این آدم تو ذهن من خیلی بزرگ بشه

    تاکید میکنم این به معنای بی احترامی نیست

    من میگم این آدم نیست ب من کمک میکنه بلکه خدای این آدمه و خدارو تو ذهنم بولد میکنم ن اون آدم رو

    و اگر این آدم بره خداوند از دستان دیگش استفاده میکنه برای کمک کردن به من

    اگر ما با خدا باشیم و باورهای توحیدی بسازیم اگر تمام مردم جهان بخوان مارو بکشن پایین نمیتونن

    هیچ کسی نمیتونه کسی رو ک باور داره ب یگانگی و ربوبیت الله هیچ کاری باهاش انجام بده

    ببین چه قدرتی داره این خدای من

    خداوند یک انرژیه هر جوری تو ذهنمون بسازیم همون درمیاد

    افرادی ک تونستند تو جهان آدمای تاثیرگذار و موفقی بشن افرادی بودند که به ربوبیت الله باور داشتند فارغ از دین و مذهب

    اونا افرادی بودن که ب کسی باج نمیدادن و نگران قدرت قدرتمندان نبودن

    اگر کسی میاد تورو تهدید میکنه ب واسطه قدرتی که داره و تو تهدیدشو باور میکنی

    و تو میترسی به این معناست که ب قدرت خداوند باور نداری

    ساناز چقدر از تهدید دیگران ترسیدی

    چقدر به دیگران قدرت دادی

    چقدر تو ذهنت آدمایی ک صاحب قدرت بودند رو بزرگ کردی

    چقدر ترس داشتی ازشون

    چقدر زبونت گرفت وقتی با ی آدمی ک نفوذ داره حرف بزنی

    چقدر استرس و ترس داشتی از روبرو شدن با افراد قدرتمند

    چقدر خدارو باور نداشتی

    99 درصد مردم دچار این شرک هستند بخاطر همینه که وضعیتشون در بدبختی و فقره

    قدرت رو تو وجودت داری ب کی میدی؟

    جلوی کی دست و پاچه میشی؟

    وقتی میری پیش فرماندار پیش رئیست پیش نماینده مجلس چجوری داری باهاش صحبت میکنی؟چقدر صدات و دست و پات داره میلرزه؟

    وقتی ی آدم ثروتمند تو فامیل میاد چجوری جلوش پا میشی وایمیستی؟

    تعظیم میکنی

    حاج آقا خیلی خوش آمدید بفرمایید

    ببین این پولدار فامیلمونه ها

    استاد میگه کل قرآن رو در یک کلمه اگه بخواید به شما بگم چیه اون توحید خواهد بود

    توحید یعنی یگانگی الله

    یعنی قدرت رب

    یعنی ربوبیت

    وقتی با خدایی دیگه نگران نیستی میری یه جایی کارتو انجام میدی بهت مجوز نمیدن میگی اوکی خداوند از یه جای دیگه بهم میرسونه

    یکی تهدیدت میکنه میگه بیچارت میکنم بدبختت میکنم میکی اوکی خدای من کارشو بلده تو تلاشتو بکن

    وقتی ی تهدیدی برای پیامبران میشد پیامبران نمی‌گفتند که حالا ما ی اشتباهی کردیم تو ب بزرگی خودت ببخش نه میگفتند تمام تلاشتو بکن برای نابودی من تو منتظر باش منم منتظرم

    ب این میگن توحید به این میگن اعتقاد ب رب

    وقتی کسی از کار اخراحت میکنه فکر نکن اونجا تنها رزق و روزیته نه بی نهایت شغل و جا و امکانات هست اگر باور کنی خداوند رو

    اک

    گر باور کنی برگی بدون اذن خداوند بر روی زمین نمیفته

    اگر باور کنی ک اگر خداوند اراده کند کیست که جلوی اراده خداوند رو بگیره

    به قول قران:

    کیست که خداوند کسیو ببره بالا بتونه بکشدش پایین

    یا کیست که خداوند کسیو بیاره پایین بتونه بکشدش بالا

    مشکل ما اینه ک ما همه رو باور داریم الا خداوند

    خداوند وعده پیروزی و ثروت و فزونی رو ب ما داده

    از هیچکس انتظار نداشته باش

    هیچ کس نمیتونه بهت کمک کنه

    هر چقدر انتظارت از بقیه صفر باشه و از خدا بیشتر باشه توثروت بیشتری رو ب دست میاری

    خداوند توانایی اینو داره که از جایی که ب عقلم نمیرسه بهم بده

    از جایی بهت میده که باورت نمیشه

    همه چیز برمیگرده به ایمان و باور شما نسبت ب خداوند

    استاد میگه اصلا به این فضا و شغل کسب ثروت که الان بهش رسیدم فکر نمیکردم ولی باورش کردم و خدا بهم داد از جایی که ب عقلمم نمی‌رسید

    تو ذهنت آدما رو کوچیک کن این به معنای بی احترامی بهشون نیست

    قدرتمندترین فرد جهانم اگه بیاد پیشت تو باهاش جوری صحبت کن که ازش قدرتمندتری

    محکم صحبت کن با ایمان صحبت کن سرت پایین نباشه

    استاد میگه اون زمانیکه جلوی افراد قدرتمند دولا راست میشدم تعظیم می‌کردم اون روزا بدبخت ترین روزای زندگی من بود

    مثال اینیشتین عالی بود در دیدار با رئیس جمهور

    تنها قدرت جهان الله هست وقتی با خدایی هیشکی نمیتونه بهت آسیبی برسونه

    چجوری کسی بهت قول داده پول بریزه ولی نمیده نگران میشی

    کسی ک ر افراد دیگه حساب باز میکنه یعنی ایمان نداره ب خداوند

    روی هیچکس حساب نکن هیچکس

    فقط روی خدا حساب کن

    وقتی به توحید میرسی تمام مردم جهان بهت کمک می‌کنند

    یک مثال از زندگی خودم:

    دوستم چند وقت پیش ازم درخواست 30 میلیون پول کرد و منم با اینکه داشتم ندادم بهش و درخواستشو رد دادم با اعتماد ب نفس ولی چنان از من ناراحت شد و کلی بحث کرد که من روت حساب کرده بودم و این نگاه رو داشت که می‌گفت تواینجا ب من کمک میکنی زمانی میشه تو هم از من کمک میخوای و من بهت کمک میکنم و چون تو اینکارو کردی منم دیگه هروقت لنگ موندی کمکت نمیکنم ولی این حرفش خیلی بی مفهوم اومد واسم و گفتم خب کمک نکن این چه نگاهیه این دقیقا خود شرکه این یکی از نمونه های شرک بود گفتم

    یکی دیگه از رفتارهای خودم که از دوستم یه چیر خواستم بهم بخره و اون نخرید من ناراحت شدم و این دقیقا شرکه من چرا باید ناراحت باشم وقتی از بنده خدا میخوای جواب رد داد ناراحت نشو از خدا بخواه خداوند بی نهایت دست داره بهت برسونه ساناز

    خیلی زیاده رفتارهای شرک آلودم ک هرروز من خودم دارم شرک می‌ورزم هرروز با کارکردن روی باورام دارم کمترش میکنم ب امید خدا

    خدایا شرک هامو پاک کن از وجودم

    خدایا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم

    در پناه الله یکتا شاد وسالم وثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    مریم الماس گفته:
    مدت عضویت: 874 روز

    بنام خداوند آرزوهای من

    روزشمار تحول زندگی : تعهد هفدهم

    سلام

    الگو گرفتن از افراد موفق خوبه ولی اینکه روی کمک اونها حساب کنیم یک نوع شرک مخفی هست چون تنها منبع ثروت و خوشبختی و عشق و سلامتی فقط خداونده و این داستان همیشگی ربوبیت هست اصلا معنای رب یعنی صاحب اختیار …

    افرادی که با اصرار ما دستمونو میگیرن همونطور هم میتونه مارو پرت کنه و بکوبه ولی خداوند خودش امنترین دستهارو برای کمک به ما میفرسته ما نبابد بگیم فقط این شخص یا این فرد …. خدا بهتر میدونه کی بهتره

    نباید از تهدید کسی نگران بشیم یا بترسیم چون این شرکه مخفیه و فقط باید به خدا توکل کرد شرک در دل مومن مثل راه رفتن مورچه سیاه روی سنگ سیاه در دل تاریک و سیاهی شب مخفی و پنهانه

    اگر کل قرآن در یک کلمه جمع کنیم مطمئنا اون کلمه توحید خواهد بود یعنی اعتقاد به رب و باور به اینکه برگی به اذن خداوند به زمین نمیوفته و اگر خدا اراده کند هیییچکس نمیتونه جلوی اونو بگیره فقط کافیه به قدرت خداوند باور و ایمان و یقین داشته باشیم و هر رووووز باید این قدرت رو به خودمون یادآوری کنیم

    خدایاشکرت برای این آگاهی

    دوستت دارم خداجونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    راضیه گفته:
    مدت عضویت: 1347 روز

    سلام به استاد عزیزم.

    چقدر خوشحالم که در این مسیر قرار گرفتم و به این آگاهیها دسترسی دارم.

    هرچقدر این فایل رو گوش بدم کمه.

    اگر من قدرت رو فقط در دست خداوند ببینم ‌کسی توی ذهنم بزرگ نیست چه تحصیلات بالایی داشته باشه،چه پست و مقام خاصی داشته باشه،چه از نظر شهرت در جایگاه خاصی باشه،چه همسرم باشه که دا ه هزینه های زندگی رو پرداخت می کنه .باید بدونم که تمام نعمت هایی که وارد زندگی من میشه همه از طرف خداونده .چه سلامتی چه ثروت ،چه عشق،چه راحتی و …چه جواب هایی که برای حل مسائلم پیدا می کنم چه ایده ها …

    پس تنها کارم اینه که به خداوند تنها قدرت مطلق وصل بشم و مدام به خودم یاد آوری کنم که فقط و فقط خداونده که می تونه به من کمک کنه از بینهایت طریق و بینهایت دستانش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    ریحان گفته:
    مدت عضویت: 2485 روز

    منبع رزق خداوند است و خداوند از طریق بی نهایت دستانش به شما کمک میکند.اگر فکر کنید انسانی شما رو به جایی می‌رسونه شرک ورزیدید.و اگر در مدت کوتاهی اون شخص دست شما رو به واسطه ی روابط بگیره .قدرت داره با سرعت شما رو پرت کنه پایین.

    خداوند بی نهایت دست داره و هر کدام از دوستاش نشد می‌تونه از دست دیگری به شما کمک کند.

    پس اگر تصور کنید که شخص خاصی می‌تواند به شما کمک کند دست خداوند رو بستید .همه ی انسان ها دستانی از دستان خداوند هستند .

    پس به شخص خاصی برای کمک چشم ندوزید فقط خداوند می‌تونه از طریق بینهایت به ما کمک کند.

    اگر هر شخصی که به ما کمک میکند بره خداوند شخص دیگری رو میفرسته برای کمک به ما.

    اگر با خداوند یکی شوید اگر تمام جهان با هم بخوان ما رو پایین بکشند نمیتونن این کار رو انجام بدن .

    هر کسی که به ربوبیت خداوند ایمان داره کسی نمیتونه روش تاثیر بگذاره.

    کیست که جلوی اراده ی خداوند رو می‌تونه بگیره ؟

    کیست که اگر خداوند بخواهد بکشتش پایین بقیه بتونن بکشنش بالا و اگر بخواهد کسی رو بکشه بالا کسان دیگه بتونن بکشنش پایین ؟

    برگی بدون اراده ی خداوند نمیریزد .

    اما همه رو قبول داریم جز خدا .خداوند وعده ی ثروت و فزونی به ما داده .

    قدرت دست خداوند است .فقط دست خداوند است .از هیچکس انتظاری نداشته باش .

    همه چیز برمیگرده به یقین شما .توی ذهنت آدم ها رو کوچیک کن .بزرگترین شخص هم بیاد جلوت حرف بزنه با اعتماد به نفس صحبت کن و بقیه رو توی ذهنت کوچیک کن .سرت جلوی همه بالا باشه ……..

    اگر تو با خداوند باشی هیچکس نمیتونه حتی اندازه ی پشه ای به تو آسیب برسونه .اینو باور کن .

    ……..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    مهدیه گازرانی گفته:
    مدت عضویت: 1625 روز

    به نام خداوند بخشنده و مهربان

    سلام خداجونم

    سلام استاد عباس منش عزیزم سلام مریم شایسته ی نازنینم که دستان بینظیر خدا

    جونم هستین برای هدایت من و همه ی دوستان

    سلام به کسانی که دارن این کامنت و میخونن

    هرچند من برای خود عزیزم و یادآوری به خودم این کامنت رو میزارم تا ردپایی باشه برای هدف های آینده

    خداروشکر میکنم که بازم میتونم کامنت بزارم

    من دیشب این فایل رو متعهدانه گوش دادم

    هر چند هدایت شده بودم قبلش به فایلی که داخل گوشیمه و به صورت رندوم اومد من نمی‌دونستم این فایل امشبمه

    و خدا بازم با هدایت هاش سوپرایزم کرد

    و گفت مهدیه جون من دوباره گوشش کن و بزار بره تو وجودت

    خداروشکر میکنم

    خدارو میلیارد میلیارد بار شکککرت

    آره دقیقا روی خدا حساب باز کردن خیلی شیرینه

    و از اونور حساب کردن روی بقیه عذاب آوره به شددددت

    و من اینو تجربه کرد با چک و لگد جهان

    خداروشکر که درس ها رو گرفتم

    و اینکه فقط حال خوبم به ذات خودم وابسته باشم نه بغیر

    و من میتونم فقط به ذات خودم وابسته باشم

    نه همسر نا خواهر و برادر و پر و مادر

    همه فانی هستن من فقط به اونی که از اول بوده و خواهد بود تکیه کنم

    مهدیه همیشه با خودشه

    همیشه تنهاست

    تو هر لحظه من بودم که کنار خودم بودم

    باید بیشتر و بیشتر قدر خودمو وجود خودمو بدونم

    منم که میتونم خودم و به اهداف خودم آرزوهای خودم برسونم

    تو تموم حال بدیام خدا بوده که همیشه همراهم بوده

    همیشه باهام بوده

    همیشه حالمو خوب کرده

    مهدیه جونی همیشه همراه خودش مونده

    پای خواسته هایش وایساده و باز وایمیسته

    چون که

    خدارو پشتش داره

    فقط روی اون حساب کرده

    فقط اونه که کمکش می‌کنه

    من نباید مشرک بشم

    هیچکس و نباید بت کنم

    اونه که همیشه برای من بهترین ها رو میخواد و خدایی می‌کنه برام

    یه راه هایی رو برام باز می‌کنه که به عقل هیچکس نمی‌رسه

    یه آدمایی رو سر راهم قراره داده و میده که همه ی آدمای دنیا جمع بشن نمیتونن اونا رو بیارن و دلاشون رو نرم کنه برامون

    خداجونم شکرررت که منو نجات دادی و منو هدایت کردی و به راه راست به راه کسانی مثل استاد عباس منش هدایت کردی تا بتونم زندگیمو اونجوری که بخوام بسازم

    اون شغلی که می‌خوام رو داشته باشم

    اون همسری که دلم میخواد رو انتخاب کنم

    اون رفتاری رو خلق کنم از اطرافیانم که می‌خوام همیشه با مهدیه جونی رفتار بشه

    خداجونم شکرت

    عاشقتم

    خداجونم شکرت بابت این قوانین ثابت جهان هستی

    خداجونم شکرررت که عشقم هر لحظه حالش خوبه و با خودش در صلحه و به رشد منم خیلی کمک می‌کنه

    مهدیه جونی داره ایمانش قوی و قوی تر میشه

    عاشقتونم

    مرسی از همگی

    دوستتون دارم

    یه امید دیدار همگییی در بهترین و بهترین مکااان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    پری سیفی گفته:
    مدت عضویت: 2859 روز

    سلام مجدد

    ادامه کامنتم

    استاد وقتی این فایل رو گوش دادم گفتم خدای من چقدر ارزشمنده این فایل. چقدر با گوش دادنش حالم خوب شد. باورم نمیشد همین چند دقیقه پیش اونقدر حالم ناخوب بود و الان اینقدر حالم عالیه. خلاصه در حین انجام کارهای آخر شب چند بار فایل رو گوش دادم و بعد اومدم سراغ نوشتن دفتر سپاسگزاریم. اصلا نمیدونید چه حالی داشتم. هی داشتم مرور می‌کردم زیبایی‌هایی روزم رو که در دفترم بنویسم. همین جوری که داشتم مرور میکردم رسیدم به اینکه من میخواستم پولهای نقدی که داشتم رو یا درشت میکردم یا میریختم به حساب. رفتم بانک گفتن اصلا پول نداریم رفتم یه بانک دیگه غلغله بود. مغازه‌ها هم گفتم آخه باید ازشون خرید کنی و مشتریشون باشی که شاید بهت پول درشت بدن. خلاصه دیگه بیخیال شدم. گفتم برم پاکت پول بگیرم رفتم یه مغازه‌ای که هیچوقت ازش خرید نمیکنم. فروشنده خیلی انرژی مثبتی داشت و کمی با هم حرف زدیم گفتم من میخوام پول نقد بدم. اینم بگم خرید من فقط 20هزار تومن شد. گفت خیلی هم خوبه. داشتم آروم میگفتم آره عادت ندارم به خرید با پول حالا یه سری 10هزار تومنی دارم میخوام یه جوری ازشون راحت شم. یه دفعه فروشنده گفت اگه بخوای من ازت میگیرم میریزم به حسابت. گفتم واقعا؟ گفت آره. خلاصه من پولها رو دادم و تشکر کردم اومدم خونه. وقتی داشتم دفترم رو می‌نوشتم به خودم گفتم ببین پری امروز خدا میخواسته بهت بگه فقط به من اعتماد کن از جایی که فکرشو نمیکنی بهت میرسونم و کارهات رو انجام میدم

    و حالا هم این مکالمات با دوستم …. وای اصلا نمیدونید چه حالی داشتم اونقدر گریه کردم که نمیتونستم بنویسم گفتم خدایا تو میدونی من چقدر دوستت دارم تو میدونی من تمام توکل و امیدم به توئه ولی باز میخوای بیشتر و بیشتر بشناسمت و عملا درک کنم که از جایی که فکرشو نمیکنم بهم میرسونی. و اونموقع بود که خدا رو شکر کردم بخاطر حرفهایی که شنیدم. آخه همون فرد که میخواست کار من رو انجام بده رئیس اداره منطقه‌مون هست حالا دیروز برگشته گفته این خانم نیروی تخصصی ماست و … یعنی خودش در واقع مانع انتقالی منه اما من بهش امید بستم. گفتم خداروشکر که زودتر متوجه شدم همینکه تو به دل این فرد انداختی که بگه واقعیت رو بینهایت ازت سپاسگزارم. حالا باز یه نفر دیگه پیگیره اما من دیگه بهش فکرنمیکنم. چون خدا کار من رو انجام میده اگه این فرد هم نتونه من اصلا ناراحت و ناامید نمیشم خدا از طریق دست دیگه‌ش کارم رو انجام میده.

    خدا در قید زمان و مکان نیست. خودش در وقت مناسبش برام انجام میده.

    من به خدا گفتم و خدا هم قبول کرده (از چند روز پیش)

    گفتم خدایا من میخوام خودت من رو منتقل کنی. من میخوام به راحتی و به سادگی و مثل یک ملکه منتقل بشم و به شهرم بیام. نمیدونم چطوری، از طریق چه کسی و در چه زمانی اما من فقط و فقط از تو توقع دارم و انتظار دارم که این کار رو برام انجام بدی. تو خدایی تو ربّی تو قدرت مطلق جهانی، تو مالک کیهان هستی، قدرتی فراتر از تو نیست هر چه هست دستان تو هستند. همه بندگان تو هستند. اصل، تویی پس تو خودت هم باید انجامش بدی. من از کسی غیر از تو توقع ندارم. خیلی ممنونم خدای عزیزم. ممنونم که با انجامش ایمانم رو قوی و قویتر میکنی.

    خدایا بینهایت سپاسگزارم

    استاد عزیزم بینهایت سپاسگزارم.

    برای هممون سلامتی و سعادت آرزومندم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
    مدت عضویت: 578 روز

    بنام خداوند هدایتگر و حمایت گر

    امروز 1404/5/6

    داشتم توی عقل کل کامنت بچه هارو میخوندم که یکی از اونا اسم این فایل رو نوشته بود و هدایت شدم به این فایل زیبا

    مطمعنم که خداوند بود که منو هدایتم کرد به این فایل زیبا که میخواست منو رشدم بده ( الهی شکرت)

    چقدر استاد زیبا گفت که جز خدا کسی اصلا قدرتی نداره، و 99 درصد ادما تو دلشون این شرک مخفی وجود داره، کاملا این گفته استاد رو تصدیق میکنم چون الان خودم توی خانواده مذهبی اونم چه عرض کنم به ظاهر مذهبی هستم اصلا میبینم همه ادما حتی از جمله پدر و مادرم به همه چیز قدرت میدن الی خدا

    اقا اگه قدرت رو فقط به بنده های خدا بدن یا ادم پولدارا بدن باز جلوترن اما اینا حتی میگن ما چشم خوردیم اسفند دود کن از بین بره ( یعنی یه اسفند قدرتش از خدا بالاست،،، )

    حالا از اطرافیان نگم که اونا جواب فرکانس خودشونو میگیرن و حالا میتونم فقط ازشون درس بگیرم

    ولی برگردم به خودم

    من خودم دختر 18 ساله ام، از بچگی سر موضوعات کوچیکی همش سرزنش شدم چه جسمی چه ذهنی ( هرچند الانم میشم از طرف مامانم)

    مثلا میرفتم با یه جنس مخالف صحبت میکردم منو کتک میزدن که نباید دختر حرف بزنه

    یه جیغی میکشیدم کتک میخوردم

    یه نظافتی انجام نمیدادم کتک میخوردم( از نظافت کردن تنفر دارم نمیدونم شاید برای این موضوعه)

    رفتم رقصیدم دعوام کردن و تهدیدم کردن

    یه روسری دلخواه خودمو یا یه لباس دلخواهی که مورد پسند پدر و مادرم نبود فورا کتکم میزدن مثل چی سرم داد میزدن

    حتی یادمه بچه بودم ما تلویزیون نداشتیم که مثلا داخلش ادمای بی حجاب هست و من عاشق انیمیشن بودم محوش میشدم موقع نگاه کردن، یه بار خالم گفت من تلویزیونی دارم که خودمون استفادش نداریم ببرین شما

    من حسابی خوشحال شدم ( تقریبا 10 یا 9 سالم بود) اومدم به بابام گفتم چنان دعوام کرد که هنوزم یادمه تا چند ساعت گریه کردم

    خلاصه کلام همیشه سر اینکه من توی این خانواده بدنیا اومدم شاکی بودم و خودمو بخاطر این نوع پدر و مادر بی ارزش میدونستم ( چون واقعا یه محدودیت هایی داریم که به هر رفیقم بگم میگن این دیگه چه مسخره ای هست تا این حد محدودیت!!!!!! حتی اگه رفیقام از خانواده مذهبی بوده باشن ولی مثل ما محدودیت نداشتن و بیزار بودن بیان پیش ما

    چون حتی اونارو هم مامانم و بابام بهشون گیر میدادن یا دعواشون میکردن )

    حالا من اصلا از هیچ کدوم از اینا خوشم نمیاد یعنی وجود من با اینا یکی نیست

    من از بچگی یادمه از هرکسی جدا شدم حالا رفیق بوده یا هرچی بخاطر این بوده که میخواسته منو محدودم کنه

    و از پدرو مادرمم همیشه بیزار بودم و گریزان، همه جا میرفتم که یه روز و یه شب تو خونه نباشم بهتره

    ولی بخاطر این رفتنامم کتک خوردم

    الان استایل که دارم از سر اجباریه

    شغلی که دارم از سر ترسه ( حسم میگه من به پاتیناژ علاقه دارم حالا تجربش نکردم ولی موقعی که بچه بودم سه سال اینا ورزش کردم بدون اینکه خسته بشم و بخاطر این ورزش کارهایی که تنفر داشتم رو میکردم که سریع برم ورزش کنم و حال میکردم اونم تو اتاق میرفتم انجام میدادم که مبادا پدر و مادرم بدونه،،،، یجورایی مخالفن )

    جاهایی که دارم میرم میل خودم نیست

    من اصلا به ادم پولدار قدرت ندادم و میدونم تنها قدرتی که من دادم فقط به پدر و مادرمه

    اگه پدر و مادرم نباشن راحت با همه میخندم با همه راحتم و….

    اما پدر و مادرم باشن میترسم همیشه سرم پایینه

    از بچگی همش باهاشون لج میکردم و همیشه حس افسردگی رو داشتم

    اما از وقتی با استاد اشنا شدم میفهمم که فرکانس رو خودم ارسال کردم، من قدرت بهشون دادم، همش منم من من من

    و تمرکز برداشتم از پدر و مادرم و دارم تلاش میکنم خودمو بسازم ببرم بالا

    یادمه چند ماه پیش من هی میگفتم دوست دارم اطرافیانم ادمای مثبت باشه چون اونا انرژیشون مثبته روی من اثر میزارن و میرم بالا اما الان چون اطرافیانم منفیه نمیتونم رشد کنم و همیشه خدا حالم بد میشد ( اینم یه نوع شرک بوده)

    اما بعدش تو سریال سفر به دور امریکا دیدم استاد چطور تمرکزش رو روی درختای زیبا و پرنده ها و حیوانات و… میزاره منم این تصمیم گرفتم که تمرکزمو روی مثبت ها بزارم و خداروشکر از وقتی که این کار رو میکنم حالم و خودگویی ذهنم داره به سمت مثبت میره و ارامش رو در درونم حس میکنم و واقعا خوشحالم بابت این موضوع

    ولی موضوعی که هست اینه که قدرتی که من به خانوادم دادم رو باید پس بگیرم اما نمیدونم چطوری

    توی فایل های استاد بود که شنیدم گفت به ترساتون غلبه کنین

    من فقط باورتون میشه یه صدامو تو اینستا گذاشتم کل فامیل گفتن دخترت تو فضای مجازی میدونی چیکارا میکنه؟ خبر داری داره صداشو میزاره؟

    از صبح تا شب مامانم گیر میده چرا صداتو میزاری چرا…. چرا….. هرکاری بکن الی این کار….

    یعنی واقعا فقط یه صدامه ها

    من میخوام با صورتم تولید محتوا کنم

    یا استایلی داشته باشم که از نظر اونا بی حجابیه

    یا میخوام برم تو رشته دیگه کار کنم و…..

    ( واقعا من از این محدودیت ها بیزارم حتی علت اومدنم به این مسیر این محدودیت ها بود، هر وقت بهش فکر میکردم دیوونه میشدم اما الان میفهمم که تضاد باعث خواسته من میشه و این یه قانونه)

    پدر و مادرم خیلی خیلی یعنی کلا هر کاری میکنن بخاطر حرف دیگرانه ( حتی یادمه دعا میکردن میگفتن خدایا تو این دنیا بهمون آبرو بده در اون دنیا ایمان بده

    واقعا چه دعای مسخره ای

    آبرو فقط حرف مردم بوده )

    اما خود من الان ترسام دو برابر شده و نمیتونم قدم بردارم به سمت هدفام

    از ترس پدر و مادرم…..

    اونا هم که به حرف دیگران اهمیت میدن و من این وسط قفلی شدم

    درسته الان تقریبا 4 – 5 سالی هست که کتکم نزدن اما این دعوا کردنشون هنوزم هست و واقعا یجورایی ترس دارم

    میخوام برم تولید محتوا کنم و صورتمو بزارم، ذهنم میگه ترو میزننت و گوشی رو هم ازت میگیرن دیگه نه میتونی فایل گوش بدی و نه میتونی روی خودت کار کنی و هزاران خودگویی دیگه

    بعدش قفل میکنم و نمیتونم برم

    فقط دوستان خواستم یه کمکی ازتون بخوام که من روی چه موضوعی کار کنم میتونم این قدرت رو پس بگیرم ازشون؟؟

    چطور میتونم به حرفاشون اهمیت ندم و به سمت هدفام قدم بردارم؟

    مطمعنن این یه شرک بزرگیه طبق گفته استاد تو همین فایل و مطمعنن علت اینکه اینقدر دارم از این طرف ضربه شدید میخورم بخاطر همین شرکی هست که ورزیدم و قدرت رو به خدا ندادمه،، ولی چطور میشه رفعش کرد؟

    بازم از خدا سپاسگزارم که این سایت بینظیر رو در اختیارم قرار داد تا بتونم خودمو رشد بدم

    اره رشد بدم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ندا گفته:
      مدت عضویت: 3163 روز

      باسلام خدمت دوست عزیزم حسنا جان

      نمیدونم چطور و به چه شکل این وقت شب هدایت شدم به کامنت شما.اما یک حس درونی بمن میگه به سوالتون تاجایی که میدونم و میتونم پاسخ بدم.

      اینکه شما دخترقدرتمندی هستی که باوجود تمام این محدودیتها و ترمزها دراین مسیر الهی قدم گذاشتی شکی درش نیست،واین یعنی خداوند میخواد که تو رو درمسیر خواسته هات هدایت کنه.

      برای رهایی از قید وبند هرانسانی ،فرقی نمیکنه که والدین باشن یا همسر یا همسایه و…مافقط نیاز داریم که توجهمون رو بطور کامل از روشون برداریم ( درحد حرف نزدن،فکرنکردن وننوشتن و…) چون توجه ما بشدت به رفتارهای اونها قدرت میده.

      نکته مهم اینجاست که خود نفرت وبیزاری مثل یک زنجیر مارو به اونها متصل میکنه!!

      پس بجای تمرکز روی رفتاراشون ،تمرکزتو بزار روی فایلا وتمرینات سایت،هرچه بیشتر،بهتر،چون ذهنت به این شکل بمبارون افکارمثبت میشه وازنظر فرکانسی فاصلت بااونها بیشتروبیشتر میشه.

      سعی کن قبل ازاین تغییر فرکانسی هیچ تغییر فیزیکی درزندگیت ایجاد نکنی چون قطعا باشکست مواجه میشی و همین شرایط مثبتت هم ازدست میدی! چون قانون هیچوقت عوض نمیشه!

      اما اکر تمرکزتو بزاری روخودت وفقط روذهنت کارکنی و…بزودی میبینی که چقدر جنس رفتارهاشون داره تغییرمیکنه! وکاملا قابل لمس برات این اتفاق میفته.

      یه تمرین عالی اینه که هرروز 10مورد ازنکات مثبتشون رو بنویسی وبراشون سپاسگزاری کنی.(فقط یادت باشه فیک ننویسی وواقعی باشه حست)

      این تمرین همیشه قبل از 21روزجواب میده ولی تو تامیتونی بنویس تا جواب واقعی بگیری.وراضی بشی.

      یادت باشه پدرومادرای ما مخلوقن نه خالق، کنترل اونها هم بدست خالق اصلیه.واونها هیچ قدرتی در زندگی ماندارن،مگر ما در دل وذهنمون به اونها قدرت بدیم.

      براتون آرزوی بهترینهارو دارم

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
    • -
      زهرا گفته:
      مدت عضویت: 920 روز

      یا حق

      درود به همه ی دوستان

      درود بیکران به حسنای عزیزم

      من هم حدود 2 سالی هست که وارد سایت استاد شدم

      به لطف خدا هدایت شدم اونجایی که مثل حضرت موسی گفتم خدایاااا کم آوردم راضیم به رضایت حالمو خوب کن بعد از مدتی وارد سایت شدم

      من سریع دوره عزت نفس رو خریداری کردم ولی از نظر من بهتره با فایلهای رایگان استاد

      که توی بخش دانلودها هست شروع کنی اون هم فایلهای اجرای توحید در عمل که غوغا میکنه

      که به قول استاد جان که میفرمایند شالوده ی همه ی آموزشهایشان توحید هست که الحق و انصاف هم که درسته چون هر دوره ایی رو که الان بخری چون زمینه چینی نشده دوباره مغزت ارور میده درست مثل خودم

      چون باز به قول استاد باید دوره تکامل هر چیزیرو طی کرد.

      خدا هم برای ساخت جهان زمان گذاشته و یکروزه این دنیا به وجود نیومده

      درسته که به لطف خدا از دوره ی عزت نفس نتایجی گرفتم ولی باز اگر جای شما بودم میرفتم سراغ تمام فایلهای توحیدی و دونه دونه هم صوتی هم تصویری رو دانلود و کامنتهای مربوط به همون فایل هم میخوندم

      راستش دلم نیومد جواب سوالت رو ندم دختر نازنین

      الهی همیشه موفق و سربلند باشی و دستت بره تو جیب خودت زیبا

      ودعای من همیشه برای همه

      تن سالم و دلخوش و ثروت فراوان و حلال و سعادتمندی

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
        مدت عضویت: 578 روز

        سلام زهرا جان

        امیدوارم هرجا باشی در پناه الله یکتا باشی…

        میتونم بشدت ازت تشکر کنم بابت کامنتی که برام نوشتی

        میدونی این کامنتت واقعا از سمت خداست برام

        چقدر به موقع و چقدر دقیق

        همین امشب داشتم ترمز های ذهنیم رو بررسی میکردم، دیدم کل ذهن من پر از ترمزه و حقیقتا یجورایی دل هوره گرفتم بخاطر این همه ترمز مخفی که نتیزاره من استقلال فردی داشته باشم

        ـ

        یجورایی به خودم گفتم یعنی تا چند وقت من دوباره باید رو خودم کار کنم؟!

        من چطوری این قدرت ذهنی که به پدر و مادرم دادم رو بگیرم؟ با چه منطق؟!

        و هزاران گفتگوی ذهنی که حقیقتا همین امروز سراغم اومد

        یچیزی درونم میگفت داره دیر میشه زود باش، تو باید زودتر تجربه کنی

        با خواهرم صحبت کردم بابت این ترمز ها و یجورایی حس خوبی نداشتم چون انگاری یچیزی برام کم بود

        همین الان که اومدم سایت دیدم دیدگاه جدیدی اومده و فورا جوابتو خوندم

        وایی که چقدر به مووووقععع

        دقیقا از توحید و تکامل صحبت کردی!!

        چیزی که همین الان من بهش احتیاج داشتم

        اره راست گفتی خداوند هم خودش جهان رو یدفعه نساخته پس منم حتما به مرور زمان و با طی کردن تکاملم ترمز های ذهنی رو از بین میبرم

        خیلی ممنون که بهم اشاره کردی برم فایل های توحیدی رو ببینم ـ

        این کامنتت واقعا از سمت خداست برام،

        کار خدا همیشه درست و همیشع به موقع هست

        اره خدایی در زمان دقیق و در مکان دقیق

        عاشقانه ازتون سپاسگزارم، دوست قشنگمممــ… (◠‿◕)

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
        • -
          زهرا گفته:
          مدت عضویت: 920 روز

          یاحق

          درودحسنا جانم شبتو‌ن خوش

          راستش دیشب بود یاامروز با خودم داشتم میگفتم

          ببینم فایلم رسید دست حسنا جان یانه ، نه اینکه منتظر پاسخی از سمت شما باشم ،نه نمیدونم یهو‌ ذهنم رفت سراغت ومیدونستم ازت خبری میشه چون فرکانسم و دلم اونقدر خالص شد یه لحظه که شک نداشتم

          منظورم‌این نیست من اوکیم‌

          نه اتفاقا خییلی زیاد جای کار دارم

          در هر صورت همین الان پیامتون رو‌گرفتم واحساسم گفت: برو‌دیدگاه محصولاتت رو‌ببین و چک‌کن

          خلاصه دختر دمت گرم که توی این سن به فکر خودشناسی و‌توحید هستی

          نمیدونم با اینکه اصلا نمیشناسمتون ولی یک احساس عجیب و‌خوب و‌پاکی نسبت بهتون دارم

          خدا حفظتون‌کنه و بیاید از موفقیت‌های همدیگه ، با خبر باشیم البته اگر موافقین

          یا حق

          میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
          • -
            ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
            مدت عضویت: 578 روز

            سلام مجدد زهرای نازنینم

            اول از همه اعتراف کنم متن اشناییت با سایت خیلی زیبا بود و خیلی توحیدیییی « واقعا لذت بخش بود»

            از وقتی وارد این سایت شدم ایمانم دو برابر شده

            با هر دوستی روبرو شدم و فهمیدم همه مثل خودمن و با تلاش رشد کردن و این یعنی همه ماهم میتونیم

            درسته گه گاهی روزمرگی آدمو میگیره ولی این مهمه که برای رشدمون ارزش قائلیم و ادامه بدیم

            اره دوست قشنگمممــ… خیلی عالیه که روند دوستام رو ببینم و ایمانم دو برابر بشه که منم میتونم و با قدرت بیشتر راه رو برم

            « همیشه به خدا میگفتم که دوستایی داشته باشم که برای خودشون ارزش قایل باشن و رو خودشون کار کنن و منم از انرژی مثبتشون نهایت لذت رو ببرم»

            واقعا باعث افتخارمه از روند پیشرفت دوستان ارزشمند و نازنینی « همچون شما» باخبر باشم و مهمتر از همه الگو برداری کنم ازتون….

            درپناه الله باشیی دوست توحیدیم…

            میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
            • -
              زهرا گفته:
              مدت عضویت: 920 روز

              یا حق

              درود بیکران به حسنا جانم ،آبجی کوچیکه خودم امیدوارم سلامت باشین و روز به روز در مدار بالاتر الگویی برتر شویم باهم و رشد کنیم و بشیم الگویی برای همه دوستان و خانواده و روستا و شهر خودمون

              و همه انگشت حیرت به دهان بگیرن ،و بشیم به امید حق 2 تا از شاگر د ممتازهای دانشگاه توحیدی و باعث افتخار خودمون و‌خانوادمون و حتی استاد عباس منش

              یاحق

              میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
    • -
      ......... گفته:
      مدت عضویت: 392 روز

      به نام ایزد منان سلام دوست عزیز

      خیلی خوشحالم دوباره به این فایل زیبا هدایت شدم خدارو شاکرم

      چقدر کامنتت زیبا بود لذت بردم و از خدا میخوام همه ی مارو هدایت کنه

      چند نکته میگم امیدوارم بهت کمک کنه

      ١.هر رفتاری پدر و مادر یا اطرافیانت باهات داشتن رو نمیگم فراموش کن اما به خاطر رفتارشون ببخششون و دنبال علت اینکه چرا اینکارو انجام میدادن نباش چون این نشون میده قبلا عزت نفسشون توسط پدر و مادر و جامعه خورد شده و دست خودشون نیست ببخش و رها کن باور کن همه چی عوض میشه یه فایل دارن استاد به نام قانون بخشش پیداش کن و گوشش بده خیلی تاثیر داره

      ٢. وجود ترس نشونه ی بی ایمانیه پس تا میتونی ایمانتو به خدا قوی کن تا جایی که دیگه از هیچ کس و هیچ چیز نترسی و خداوند رو منشا همه چی بدونی

      ٣. تو رو خودت کار کن جهان اطرافت عوض میشه اگرم یه درصد نشد خودکار هدایت میشی به یه مکان دیگه افراد دیگه و…

      4. در مورد حجاب و اینا پدر مادرا ی مذهبی اکثرا نمیدونن گیر دادن به حجاب و اجباری کردنش و منطقی نکردن حجاب برا فرزند باعث میشه از روی لج پدر و مادر هم که شده حجاب رو بزاره کنار

      دوست عزیز هر حرفی رو راحت نپذیر اینکه حجاب خوبه یا حجاب خوب نیست خودت برو دنبالش تحقیق کن در موردش

      با این کار نشون میدی ارزش قائلی برا خودت که رفتی دنبال مسئله ای که دنبالشی و تو تنگنا قرارت داده و ار روی لج تصمیم نگرفتی

      چقدر مادرای شهدایی داریم که دختراشون بی حجابن( این قانونه که وقتی حساس بشی رو چیزی چیزی که نمیخوای اتفاق بیفته رو جذب می کنی) و چه بسیار افرادی رو داریم که خانواده مذهبی ای نیستن اما با حجابن

      5. کنترل ذهن این همون اصل خارپشتی هست که استاد تو فایل هاشون بارها و بارها در موردش حرف زدن

      چون این کنترل بشه بقیه چیزا همش حله

      پس ورودی های ذهنتو کنترل کن برای رو خودت کار کردن بیشتر وقت بزار

      دوست عزیزم در پناه ایزد منان شاد و سرفراز باشی

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
        مدت عضویت: 578 روز

        به نام خالق زیبایی ها

        سلام محمد رضای عزیز، امیدوارم هرجا که هستی در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشی

        چقدر کامنتت بینظیر بود و واقعا خیلی کمک بهم کرد و حتی رشدی که داشتمرو به یادم اورد ( بسیار ازتون سپاسگزارم)

        اره من از قبلا از خدا هم ترس داشتم، از خدا تنفر داشتم ولی الان باهاش دوست شدم ( هر چند ایمانم بهش کمه اما تنفر رو از بین بردم و این یعنی در مسیر رشد هستم

        و برگردیم به موضوع کنترل ذهن:

        حقیقتا اگه بهم میگفتن هر کار فیزیکی انجام بده به بهترین نحو انجام میدادم ( البته بدون ریسک) چون ریسک کردن هم ایمان میخواد

        ولی کنترل ذهن و ایمان به خدا اونم ایمان واقعی از هر کار فیزیکی سنگین تره و سخت تره

        تمامی این موارد رو قبلا شنیده بودم اما کاملا فراموش کرده بودم وهمش تقلا میکردم

        حس میکردم من پدر و مادرمو بخشیدم ولی الان میفهمم که نبخشیدم ( چون اگه بخشیده باشم اصلا نباید رفتاراشون تو ذهنم بمونه و همش پاک بشه)

        چقدر این منو یاد موضوع باور ها انداخت

        اینکه بعضی مواقع احساس میکنیم فرق کرده باورامون ولی اگه یه ذره کوچیک فشارمون بدن همون ادم قبلی ازمون در میاد

        در هر موضوعی همش ذهن میخواد ادمو فریب بده و چه بسیار خوشحالم که این سایت بینظیر و دوستان دوست داشتنی وجود داره که همش یاد اور موضوعات میشن و باعث میشه در مسیر بمونیم و نا امید نشیم

        داشتم دیروز طبق گفتتون فایل قانون بخشش رو دنبالش میگشتم ( و فعلا هنوز اون فایل پیدا نکردم) اما دو تا فایل بشدت عالی پیدا کردم درمورد کودکی ازار دهنده و وابستگی انگار خدا میخواست منو با این کامنت شما به اون فایلا هم هدایتم کنه

        خیلی ازتون سپاسگزارم با کامنت شما به چند چیز هدایت شدم

        از خداوند بابت هدایت های بینظیرش سپاسگزارم و بیشتر بخاطر اینکه کاری کرد من اون هدایت رو ببینم و بهش عمل کنم سپاسگزار ترم

        الهی شکرت

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    حدیث حسین زاده گفته:
    مدت عضویت: 300 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته باز هم سپاسگذارم بابت این فایل بی‌نظیر و پر از آگاهی

    روز شمار تحول زندگی روز هفدهم

    خدایا چقدر احتیاج داشتم به شنیدن این حرف ها ، خدایا شکرت که منو به این فایل هدایت کردی ، خدایا از خودت میخوام به من کمک کنی و قدرتی بهم بدی که فقط بندگی تو رو بکنم و فقط روی تو حساب کنم و نه هیچکس دیگه ، چقدر راحته شرک ورزیدن از جایی که حتی فکرشم نمی‌کنیم ، خدای من ، هر چی که دارم از تو دارم ، خدایا شکرت برای همه ی نعمت هایی که به من دادی، خدایا منو ببخش اگر کسی رو به جای تو قرار دادم و اون رو قدرت کل دونستم ، خدایا منو ببخش به خاطر شرک هایی که ورزیدم ، خدایا قدرتی بهم بده که فقط بندگی تو رو بکنم و هیچ وقت ، هیچ کس رو شریک تو قرار ندم .

    خدایا شکرت برای همه نعمت هایی که بهم دادی ، چه جاهایی که ازم محافظت کردی و چه جاهایی که به دادم رسیدی ، چه جاهایی که نشونه هات رو برام فرستادی ، خدایا چطور گاهی یادم میره که تو قدرت مطلقی و شرک می‌ورزم و ترس به دلم راه میدم ، خدایا منو ببخش که برای تو شریک قرار دادم ، خدایا شکرت که منو به این فایل هدایت کردی خداجونم قدرتی بهم بده که بتونم همواره روی خودم کار کنم و تو رو قدرت مطلق بدونم ، از امروز تمرین من اینه که که قدرت مطلق رو فقط خداوند بدونم و دیگه از هیچ کس توقعی نداشته باشم ، و هر بار که از کسی ترسیدم یا استرس گرفتم یا توقعی داشتم که برام کاری انجام بده ، یه چیزی مثل زنگ تو گوش من صدا بده که تو داری شرک میورزی ، تو داری میترسی ، تو استرس داری که با این آدم حرف بزنی یا برخورد داشته باشی ، تو داری به اون قدرت میدی و اون رو شریک خدا قرار میدی و شرک میورزی ، خدای من اگه هزار بار دیگ هم این فایل رو گوش بدم کمه ، خدایا قدرتی بهم بده که تو این مسیر ثابت قدم باشم و فقط روی تو حساب کنم و نه هیچ کس دیگه ای .

    خدایا شکرت .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    بهنام مرادی گفته:
    مدت عضویت: 2016 روز

    سلامی به گرمایِ مهر و روشناییِ امید

    این ابیات، ترجمانِ اقرارِ این بنده است به عَظَمَتِ بی‌کرانِ پروردگار و عرضِ نیازی است دائمی به درگاهِ آن غنیِ مُطلق؛ نیازی که در هر تپشِ قلب و هر دم و بازدم، با ذره ذره‌ی وجودم عجین است. باشد که این نغمه‌ی حقیر در وصفِ اسماءِ حُسنای او، مقبول افتد.

    (بسم الله الرحمن الرحیم)

    الرحمن

    ای که رحمت بر همه عالم روان کردی ز جود

    ما به باران رحمتت محتاج، در بود و نبود

    الرحیم

    ای که بخشایشگری‌ات خاصِّ هر مؤمن بُوَد

    این دلِ غافل کجا بی مهر تو ره می‌بَرَد؟

    الملک

    پادشاهی و همه مُلک جهان از آنِ توست

    این گدایان را پناهی جز درِ احسانِ توست؟

    القدوس

    ای منزه از هر آن عیبی که در خاطر گذشت

    روح ما را پاک گردان از گناه و راهِ زشت

    السلام

    ای که از نام تو می‌جوشد سلام و ایمنی

    ما به امواج بلا محتاج آن آرامشی

    المؤمن

    ای امان‌بخشِ دلِ هر بنده‌ی ترسیده‌ات

    ایمنی خواهیم در روزی که دل‌ها لرزدَت

    المهیمن

    ای نگهبان و گواه بر هرچه پنهان و جَلی‌ست

    حافظ ما باش آن روزی که فریادرسی نیست

    العزیز

    عزت و شوکت به ذات پاک تو باشد، ای عزیز

    ذلتِ ما را به عزّ خود بپوشان، دستم بگیر

    الجبار

    ای که جبران می‌کنی هر قلبِ در هم‌شکسته را

    دل‌شکسته‌تر از این دل دیده‌ای ای کبریا؟

    المتکبر

    کبریایی و بزرگی لایقِ ذاتِ تو است

    ما به درگاهت پناه آریم از کبر و منیت

    الخالق

    آفریننده‌ی تمامِ عالَم از کتمِ عدم

    خلقتی نو کن در این دل‌های تاریک از ستم

    البارئ

    ای پدیدآورده جان‌ها را به زیباتر صُوَر

    جانِ ما را صورتی بخشا که گردد پرثمر

    المصور

    صورت هر چیز را نقشی بدیع انداختی

    نقشِ ایمان را به لوحِ سینه‌ی ما ساختی؟

    الغفار

    پرده‌پوشِ عیب‌ها و آمرزنده‌ی گناه

    ما گنهکاریم و چشم ما به سویت، ای پناه

    القهار

    ای که قهرت چیره بر هر گردن و هر سرکش است

    نفسِ سرکش را به قهرِ لطفِ خود در آتش است

    الوهاب

    بی‌شمار و بی‌عوض بخشی، که نامت وهاب شد

    هدیه‌ای از عشق خود ما را ببخش، ای بی‌حساب

    الرزاق

    روزیِ هر جنبده در دستِ اکرامِ شماست

    رزقِ معنارسان که این جان، تشنه‌ی جامِ بقاست

    الفتاح

    ای گشاینده‌ی درهای فروبسته‌ی وجود

    قفلِ این دل را گشا بر معرفت، بر هرچه بود

    العلیم

    عالمی بر ظاهر و پنهان و هر رازِ نهان

    این جهالت را ز ما بستان به علمت، الامان

    القابض

    جان بگیری و فروبندی هر آنچه حکمت است

    جانِ ما را جز به عشقت قبض منما، رحمت است

    الباسط

    روزی و رحمت بگسترانی برای هر که خواست

    سینه‌ای فراخ عطا فرما در این دنیای کاست

    الخافض

    پست گردانی به عدلت هر که را کبر و خطاست

    ما به درگاه تو پستیم، عزّت از سوی شماست

    الرافع

    بر فراز آری به لطفت هر که را افتاده دید

    رفع کن ما را از این پستی به الطافِ مزید

    المعزّ

    عزت و خواری به دست توست، ای سلطانِ دین

    عزّتی بخشا که جز در بندگیِ تو نبین

    المذلّ

    خوار سازی هر که را از درگهت روی تافتست

    ما به ذلت معترف، تا عزّت از تو یافتست

    السمیع

    ای شنونده‌ی دعای هر که خوانَد از جگر

    این سکوت و ناله‌ها بشنو، به حال ما نگر

    البصیر

    بینشی بر ذرّه‌ای در قعرِ اقیانوس‌ها

    چشمِ دل بگشا که بینا گردد از محسوس‌ها

    الحکم

    حکم، تنها حکمِ توست ای داورِ روزِ شمار

    راضی‌ام بر هرچه حکم توست، ای پروردگار

    العدل

    عدلِ محض و دادگر، بی‌هیچ ظلم و کاستی

    ترازوی عدلِ خود برپا نما روزی که خواستی

    اللطیف

    لطفِ پنهانت عجین با تار و پودِ عالم است

    یک نظر از لطفِ تو، درمانِ هر درد و غم است

    الخبیر

    آگهی از هرچه در دل‌ها و جان‌ها بگذرد

    این خبر داری که بی تو، عمرِ ما بی‌بَر بُوَد؟

    الحلیم

    بردباری بر گناهِ بندگان، ای حلمِ تام

    ما به صبرت تکیه کردیم از خطاهای مدام

    العظیم

    ای که عظمت در خیال و وهمِ ما کی گنجدَت

    کوچکیِ خویش را دیدیم، پناه آورده‌اَت

    الغفور

    آمرزیدن شیوه‌ی تو، ای که نامت غافر است

    ما به دریای گناه غرقه، نگاهت ناظر است

    الشکور

    شکرِ اندک را فزون‌سازی به پاداشی بزرگ

    این عبادت‌های ناقص را قبولی ای سترگ

    العلیّ

    برتر از هر برترین، در اوجِ عزّ و اعتلا

    ما به پستیِ خود اقراریم، یا ربّ العُلا

    الکبیر

    بزرگی و کبریایی خاصِّ ذاتِ اقدس است

    این حقیران را به جز کوی تو، کی فریادرس است؟

    الحفیظ

    حافظِ کلِّ جهانی از گزند و از زوال

    حافظِ ایمانِ ما باش از فریب و از ضلال

    المقیت

    قوت و روزی‌دهِ هر آفریده در جهان

    قوتِ جانِ ما تویی، ای قوتِ پیدا و نهان

    الحسیب

    کافی و حساب‌رس بر نیک و بد، ای بی‌نیاز

    جز تو بر اعمالِ ما کیست آنکه باشد چاره‌ساز؟

    الجلیل

    صاحبِ مجد و جلال و هیبتی بی منتها

    ما ذلیلان را جلالِ خود ببخش، ای پادشا

    الکریم

    بخششِ بی‌منّتت شامل بر هر نیک و بد است

    ما به جودت چشم داریم، ای که فضلت بی‌حد است

    الرقیب

    ای نگهبان و مراقب بر تمامِ خاطرات

    لحظه‌ای ما را به خود وامگذار، وقتِ ممات

    المجیب

    پاسخِ هر ناله و هر “یا رب”ِ درمانده‌ای

    این دعاهای شکسته بسته را بشنیده‌ای

    الواسی

    رحمتت گسترده بر هر چیز، ای واسع کرم

    ما به دامانِ وسیعِ رحمتت آویختیم

    الحکیم

    هرچه کردی و کنی، از روی حکمت بوده است

    جانِ ما تسلیمِ حکمت‌های ناپیموده‌ات

    الودود

    عشق می‌ورزی به خلقت، ای تجلی‌گاهِ حُب

    ذره‌ای از آن محبت در دلِ ما نه، یا رب

    المجید

    با شکوه و عزّتی در ذات و در افعالِ خود

    این دلِ بی‌مایه را مجدی ببخش از فالِ خود

    الباعث

    برانگیزی مردگان را در قیامت، بی‌گمان

    روحِ خفته‌ی ما برانگیز از این خوابِ گران

    الشهید

    حاضر و شاهد به هر کاری که پنهان کرده‌ایم

    شاهدِ این توبه‌هایی، گرچه پیمان بشکنیم

    الحق

    حق تویی و هرچه غیر از توست، باطل در شمار

    ما به حقّانیتت محتاج در این روزگار

    الوکیل

    کارپردازِ حقیقی، تکیه‌گاهِ مؤمنان

    کارِ ما را خود کفایت کن، تو ای آرامِ جان

    القوی

    قدرتت بی‌انتها، ای صاحبِ نیروی تام

    ناتوانیِ مرا دریاب در هر صبح و شام

    المتین

    استواری و کسی را نیست یاریِ شکست

    دستِ ما گیر ای متین، این پایِ لغزان، سست هست

    الولیّ

    دوست و سرپرستِ یارانِ به حق پیوسته‌ات

    ما غریبان را به جز تو کیست یار و سرپرست؟

    الحمید

    ای ستوده در زبانِ هرچه در کون و مکان

    حمدِ ما را هم بپذیر، ای فراتر از بیان

    المحصی

    شمارنده‌ی دقیقِ هرچه در عالم وجود

    این نفس‌های به غفلت رفته را هم دیده‌بود؟

    المبدئ

    ابتدای آفرینش از اراده‌ی تو بود

    ابتدا کن رحمتی دیگر بر این جانِ حسود

    المعید

    بازگردانی همه خلقان پس از مرگ و فنا

    بازگردان این دلِ رم کرده را سوی خود، خدا

    المحیی

    زندگی بخشی به هر موجود، ای جانِ حیات

    قلبِ مُرده از گناهم را ببخشا یک نبات

    الممیت

    مرگ در دستانِ توست، ای میراننده‌ی بشر

    میران این “من” را ز من، تا “تو” بمانی در نظر

    الحیّ

    زنده‌ی جاوید و قائم بر وجودِ خویشتن

    بی تو ما مُردگانی در لباسِ پیرهن

    القیوم

    پایداری و قوامِ هر دو عالم بسته‌ی توست

    قائمم گردان به عهدِ بندگی، ای یارِ چُست

    الواجد

    یابنده‌ی هر آنچه خواهی، بی‌نیاز از هر طلب

    ما به جز تو در دو عالم، هیچ نخواهیم، ای رب

    الماجد

    صاحبِ مجد و بزرگی در کمال و در شرف

    مجدِ تو ما را کفایت در دو سوی این طرف

    الواحد

    یکتایی و در ذات و در افعال، شریکی نیستت

    این دلِ صدپاره را یکتای خود کن، چیستت؟

    الصمد

    بی‌نیازی و همه عالم به سویت در نیاز

    ما نیازمندترین، بر درگهت در سوز و ساز

    القادر

    قادری بر هرچه خواهی، قدرتی بی‌انتها

    ناتوانیم و به قدرتت پناه آورده، یا…

    المقتدر

    توانایی که تو را مقدور باشد کلِّ شیء

    قدرتی بخشا که بر نفسِ دنیّ گردیم حیّ

    المقدم

    پیش اندازی هر آن کس را که در حکمت رواست

    مقدمم گردان به خیری که رضای تو در آنجاست

    المؤخر

    باز پس داری ز رحمت هر که را باشد سزاست

    ما مؤخر ماندگان را جز نگاهت کی دواست؟

    الأول

    اولین بودی و پیش از تو نبوده هیچ‌چیز

    اولین عشقِ حقیقی در دلِ ما هم بریز

    الآخر

    آخرینی و پس از تو، دیگری باقی نماند

    آخرِ کارِ منِ مسکین به درگاهت کشاند

    الظاهر

    آشکاری در نشانه‌های تمامِ کائنات

    چشمِ ظاهربینِ ما را وا نما بر این صفات

    الباطن

    پنهانی از دیده‌ها، ای در دل و در جان، نهان

    باطنِ ما را مصفا کن ز هر کین و گمان

    الوالی

    حاکم و فرمانروای مطلقِ دنیا و دین

    این رعیت را به جز لطفِ تو والی کیست، بین

    المتعالی

    برتر از آنی که در اندیشه‌ی ما سر کنی

    ما به اوجِ رحمتت محتاج، ای بالا سری

    البرّ

    نیک‌کرداری و احسانت فراتر از شمار

    نیکی‌ات را شاملِ حالِ منِ بدکار دار

    التواب

    توبه‌پذیری و راهِ بازگشتن بسته‌ای

    صد هزاران بار اگر توبه شکستیم، خسته‌ای؟

    المنتقم

    انتقام از ظالمان گیری به عدلِ خود، تمام

    دادِ ما از نفسِ ظالم بستن، ای خوش‌نام

    العفوّ

    عفوِ تو گسترده‌تر از جرمِ ما، ای مهربان

    گذشتی کن از خطای این اسیرِ ناتوان

    الرئوف

    رأفت و مهرت به خلقت، در تصور نایدَم

    ما به مهرت زنده‌ایم ای بهترین، ای سرمدَم

    مالک الملک

    صاحبِ ملکِ وجودی و تویی فرمانروا

    این دلِ ویرانه مُلکِ توست، آبادش نما

    ذوالجلال و الإکرام

    صاحبِ مجد و کرامت، هیبت و لطف و عطا

    ما به جود و به جلالت بسته‌ایم امیدها

    المقسط

    دادگری و قسط را برپا کنی روزِ جزا

    قسطی از عدل و محبت هم در این دنیا سزا

    الجامع

    جمع سازی خلق را در روزِ موعودِ یقین

    این دلِ پراکنده را با یادِ خود گردان عجین

    الغنی

    بی‌نیازی و غنای هر دو عالم از تو است

    ما فقیریم و به گنجِ رحمتت داریم دست

    المغنی

    بی‌نیاز از غیر سازی هر که را خواهی به جود

    بی‌نیاز از غیرِ خود گردان مرا، در هر وجود

    المانع

    بازداری هر بدی را، گر که حکمت اقتضاست

    مانعِ شرِّ حسودان باش، این ما را دعاست

    الضار

    رنج و سختی می‌دهی تا بنده آید سوی تو

    ضررِ دوری ز خود بر ما مپسند، ای نیک‌خو

    النافع

    هرچه سود و منفعت باشد، ز دستان شماست

    نفعِ ما در بندگی باشد، نه در چون و چراست

    النور

    روشنی‌بخشِ زمین و آسمانی، نورِ تام

    این دلِ تاریک را نوری ببخشا، والسلام

    الهادی

    رهنمایی سوی حق، ای هادیِ گم‌گشتگان

    ما در این وادیِ حیرت، ره به سوی تو دوان

    البدیع

    نوپدیدآرنده‌ی خلقت، به زیباتر نظام

    فکرِ ما را هم بدیع گردان به الهاماتِ تام

    الباقی

    جاودانی و فنا در ساحتِ قدست ره نیست

    این منِ فانی به درگاهِ تو باقی ماندنی‌ست

    الوارث

    می‌بری ارث از همه، چون جملگی فانی شوند

    وارثِ ما باش آن روزی که اعضا بی‌رونق شوند

    الرشید

    رهنمای پختگی و عقلِ کامل، ای رشید

    رشدِ معنوی عطا فرما به این عبدِ مرید

    الصبور

    بردباری بر جفای ما، که حدّی هم نداشت

    صبرِ بر طاعت عطا کن، تا که عمرم درنگذاشت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1501 روز

    روز اول از چله توحیدی‌تر شدن

    استاد جانم سلام، اینجا می‌خوام نتایجم رو مکتوب کنم و خودم رو متعهد بدونم که در تمام این چهل روز بیام و از اتفاقاتی که در مسیر توحیدی‌تر شدنم پیش میاد، برای شما بنویسم.

    دیروز در فایل «توحیدی نه» گفتم که خدا منو دقیقاً به سمت همون قنادی‌ای که دلم می‌خواست هدایت کرد و حالا از فردا قراره کارم شروع بشه. اما می‌خوام کمی برگردم عقب؛ به همون دیروزی که تصمیم گرفتم این چله رو آغاز کنم. همون تصمیمی که باز هم هدایت خدا بود و از طریق یکی از کامنت‌های دوستان به دست من رسید.

    از همون لحظه‌ای که محکم تصمیم گرفتم فقط روی قدرت خدا حساب کنم و قدم بذارم وسط ترس‌هام، خدا بی‌درنگ جوابم رو داد. چیزی که مدت‌ها دنبالش بودم، خیلی راحت و بدون دردسر وارد زندگیم شد.

    چون دیروز کامنتی منتشر نکردم، امروز رو روز اول این چله قرار می‌دم تا هم خودم شاهد تغییرات باشم و هم برای خودم و دوستان یک چکاپ روشن و شفاف ثبت بشه.

    امروز روز اول این تصمیم منه و خودم رو در پله‌ی اول می‌بینم. می‌خوام این رو به فاطمه یادآوری کنم که این مسیر یک مسیر تکامله؛ باید حواسش به تکاملی که باید طی کنه باشه و نخواد یک‌شبه ره صد ساله رو بره.

    استاد جانم، چون معتقدم تمام فایل‌هایی که این روزها می‌بینم به هم وصل و تکمیل‌کننده‌ی هم‌اند، دیروز وقتی قسمت هفتم «سفر به دور آمریکا» رو دیدم و شنیدم چطور شما و مریم جان از فرایند به‌وجود آمدن پروانه گفتید، خیلی بهتر برام جا افتاد که برای رسیدن به اون پروانه باید صبر کرد.

    قبل از اینکه فایل «گفت‌وگو با استاد آرزو جان» رو ببینم، غروری از همان ابتدای هر کار منو فرا می‌گرفت؛ باعث می‌شد در هیچ کاری تواضع نداشته باشم و خیلی زود، چون نمی‌خواستم مسیر تکامل رو طی کنم، از اون کار خسته بشم و رهاش کنم. همیشه هم برام سوال بود که چرا انقدر از این شاخه به اون شاخه می‌پرم؟ من در هر کاری عملکرد خوبی داشتم، اما فقط همون «تکامل» بود که نمی‌خواستم طی بشه. به همین دلیل هم جهان مدام از همین زاویه به من ضربه می‌زد.

    تا اینکه وارد دوره «احساس لیاقت» شدم. از وقتی لیاقتم رو کمی بهتر درک کردم، جهان هم راه رو برام باز کرد و منو به سمت خواسته‌هام هدایت کرد. حالا هم برای همین، این چله رو برای خودم در نظر گرفتم تا بتونم تکامل رو عمیق‌تر بفهمم و در این مسیر ثابت‌قدم بمونم.

    باز هم ازت ممنونم استاد جانم، بابت این فضای روحانی و این فرصت بزرگ که فراهم کردی تا بتونیم توحید رو در بندبند وجودمون جاری کنیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: