فقط روی خدا حساب باز کن - صفحه 112 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    وحیده اکرامی فر گفته:
    مدت عضویت: 2048 روز

    سلام استاد جان و مریم جونم

    واااای که چقدر دوست دارم این سفر رو کنار شما، هر روز یه فایل عالی و یه عالمه درس، یه عالمه اگاهی و یک عالمه عشق که شما به شاگرداتون دارین

    مریم جون عزیزم ممنونم ازتون که هر روز دیدگاه خودتون رو با ما به اشتراک میزارین و اینکه گفتین خودمون رو مقید کنیم برای نوشتن حتی چند خط، واقعا قبول دارم این تنها کاریه که برای خودمون انجام میدیم، دیشب حال عمومیم زیاد خوب نبود و زود خوابیدم ولی ساعت 12 شب بیدار شدم و گفتم هر جوری شده باید دیدگاه و نظرم رو بنویسم و با همون حال نوشتم و دوباره فایل رو روشن کردم و با گوش دادن فایل خوابیدم و صبح که بیدار شدم خوشحال بودم که به خودم متعهد بودم و به قولی که به خودم دادم

    اما در مورد فایل امروز

    فقط روی خدا حساب باز کن

    و چقدر این جمله قشنگه اگه واقعا بهش فکر کنیم و درکش کنیم

    شرک دقیقا خیلی مخفی هست و خیلی سخته بتونیم در لحظه تشخیصش بدیم مگر اینکه به قول استاد عزیز حسابی روخودمون و باورهامون کار کرده باشیم و بشناسیمش

    یکی از دوستانم که قانون جذب رو با یه استاد دیگه کار میکنن به من حرف جالبی زد گفت تو استادهای قانون جذب هیچ کدوم به اندازه استاد عباسمنش توحیدی نیستن و این حرفشون رو من کاملا. قبول دارم و باعث افتخار من هست که با شما کار میکنم و میتونم کنار شما توحید رو یاد بگیرم

    من هم مثل خیلی از ادما تو خیلی از قسمتهای زندگیم رو دیگران حساب باز کردم و اونا پشتمو خالی کردن و رهام کردن، اتفاقا جدیدن همسرم به جایی سر کار رفتن و اونجا کارش خیلی سخته من واسه اینکه بهش دلداری بدم بهش گفتم بمون اونجا ادمهای سرشناس زیادی هستن که اگه کارت رو ببینن میتونن تو رو ببرن جاهای بهتر و موقعیتهای بهتر، الان که فایل رو گوش دادم از حرف خودم خجالت کشیدم، چقدر واقعا شرک تو وجودمون ریشه کرده که خالق و رب به این قدرتمندی رو نادیده میگیریم و چشممون به ادمهای ناتوانی هست که خودشون محتاج به خالقشون هستن

    برای خودم دعا کردم و از خداوند خواستم که فقط خودش رو ببینم و خواستم رو باورهای توحیدیم کار کنم تا موفقیت و پیشرفت رو ببینم همون طوری که استادم دیدن

    من الان فهمیدم مشکلم کجاست که تو مسائل مالی موفق نیستم و تو کارام موفق نمیشم دلیلش فقط اینه که نگاهم به ادماست به جای خداوند

    دو سال نتوورک کار کردم و الان فهمیدم چرا موفق نبودم، چون فکر میکردم این ادما هستن که باید بیان و کار من رونق بگیره و موفق بشم، چسبیده بودم به ادما و میخواستم به زور نگهشون دارم تا پیشرفت کنم ولی نشد و همه رو از دست دادم

    از خودم نا امید شدم و کنار کشیدم ولی الان میدونم و متوجه شدم، خدایا شکررررت بخاطر این آگاهی و تمام تلاشم رو میکنم برای کارهای بعدی فقط دستانم سمت خالقم دراز باشه و امیدم به خودش باشه

    باور اینکه تنها منبع خوشبختی و ثروت و رزق و سلامت فقط و فقط و فقط خداست، میتونه زندگی منو متحول کنه

    تو این یکسال که با شما کار کردم یاد گرفتم که هر اگاهی زمان لازمش به من میرسه و این موضوع رو باید الان درک میکردم تا پیشرفت کنم و میدونم الان با ساختن این باور قشنگ و کار کردنش زندگیم متحول میشه

    ممنونم استاد عزیزم هر جا هستید در کنار مریم جان شاد و سلامت باشید دوستون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    فاطمه ابراهیمی گفته:
    مدت عضویت: 1959 روز

    درود استاد عزیز و مریم جان مهربان و دیگر دوستان همراه

    روز هفدهم سفرنامه و مریم عزیزم با مهارت و دقت یک فایل عالی دیگر برایمان انتخاب کرد.

    باید بگم قدرت را به خدا دادن و روی هیچ کس حساب باز نکردن درس بسیار مهم و در واقع همه چیز بود یعنی همه چیز

    چه وقت می توانی شرک نداشته باشی وقتی به یقین رسیده باشی وقتی ایمان داشته باشی به چی؟

    به قدرت مطلق خدا، اینکه هیچ کس توان رویارویی با قدرت او را ندارد.

    چقدر من در گذشته مشرک بودم. مشرک بودم وقتی آدم هایی را در ذهنم بزرگ می کردم از رییس یک بانک گرفته تا هر کسی که یک مقدار توان بالاتری داشت و بسته به موقعیتشان احترام می گذاشتم یا آدم هایی که قبولشان نداشتم ولی فکر می کردم با قدرتی که دارند می توانند به من آسیب بزنند.

    من فهمیدم باید دیگران در زندگیت در ذهنت در درونت حذف شوند. فقط در درونت چون ما انسانیم و در جامعه زندگی می کنیم.

    حذف دیگران و نظر دیگران در بحث عزت نفس به یک شکل خودش را نشان می دهد.

    در توحید هم خودش را نشان می دهد وقتی مهم ترین ارتباط من فقط با خدای خودم باشد دیگر ترس از دیگران ، توقع از دیگران و حتی توکل بر دیگران همه از بین می رود . وقتی همه اینها حذف شود فقط خدا می ماند و ایمان به او و رابطه با او و همه و همه و همه می شوند دستان خدا و چقدر آن موقع جهان قشنگ می شود، زیبا می شود.

    من سپاسگزارم بخاطر درک بالایی که به من بخشیدی.

    با این آگاهی ها می توانم همینطور رگه های شرک رو در کارهای معمول زندگیم در برخوردها در ارتباطات حتی با نزدیک ترین کسان خودم متوجه شوم.

    سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    سعیده بابائی گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    سلام وقتتون بخیر

    سپاس از استاد عزیز و تمامی کسانی ک برای این سایت زحمت میکشن

    ..هر وقت تو سایت میام خیلی خوشگل هدایت میشم…

    و امااا این فایل توحیدی عالی

    من دیروز این فایل گوش دادم چند بار هم گوش دادم..امااا هی میخواستم دیدگاهم بنویسم جور نمیشد…تا اینکه دیشب ک با خدا حرف میزدم و مینوشتم..اول میخواستم ازش بخوام باور محدود کننده منو بهم نشون بده اما یه حسی گفت این منفی هست باید مثبت بخوای تا جواب بگیری ..ومن اینگونه نوشتم خدایا باورهای ثروت ساز منو تقویت کن..دوباره امروز امدم فایل گوش دادم انگار برای بار اول بوده..خودش بود ک داشت باهام حرف میزد خودش بود ک میگفت فقط از من بخواه ..من برایت کافی کافی هستم…منو داری کم نخواه..چند روزی هم هست یه جمله توذهنم مرور میشه و اونم اینه به زودی انقد به تو نعمت خواهم داد ک خشنود شوی…

    وعده خدا اجرا خواهد شد…

    خدایا من از تو درخواست میکنم هر روز به آگاهی ها ما اضافه کنی ..تو مسیر آگاهی های ک میدی کمک کن عمل کنیم…کمک کن فقط فقط زیبایی ها جهان رو ببینیم و توجه ما رو نکات مثبت باشه…

    خدایا ما رو ب راه راست هدایت کن راه آنها ک بهشون نعمت دادی خوشبختی دادی سلامتی دادی حال خوب دادی لیاقت هم صحبتی با خودت رو دادی سعادت رو دادی در هر دو دنیا ….خدایا کمکم کن تو مسیرت حرکت کنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    مژده عبداللهی گفته:
    مدت عضویت: 2506 روز

    به نام رب العالمین

    سلام به استاد عزیزم،مریم بانوی عزیز و دوستان گلم

    امروز جهادی اکبر در من غوفا به پا کرد، امروز با خدای خودم معامله سختی کردم، خدای من، اول صبح رفتم پیاده روی، به خودم گفتم فقط دلم میخواد اهنگ شاد شاد گوش کنم رفتم پلی لیستم انگار شب قبل دوستی برام یه بخش از کتاب معجزه شکر گزاری راندا برن رو فرستاده بود اونو گوش کردم، بعد گفتم حالا نوبت اهنگ شاده، که مناجات ملاصدرا با صدای استاد عباسمنش عزیزم پخش شد پیام هدایت الهی برای منی که با موضوعی که چند روز تو ذهنم درگیرش بودم این بود:(بشویید قلبهایتان را از هر احساس ناروا، و مغزهایتان را از هر اندیشه ی خلاف، و زبانهایتان را از هر گفتار ناپاک)داشت بهم میگفت زودتر یه خونه تکونی اساسی بکن، خدای من جایگاه تو پاکی است و من با تمام وجود گوش کردم، خدای من بالغ بر 10بار گوشش کردم از بس اشکام جاری بود دیگه به پیاده روی ادامه ندادم و برگشتم خونه، فهمیدم که فقط باید به تو توکل داشت نه غیر تو، فهمیدم که هیچ قدرتی بالاتر از قدرت تو نیست، خدای من بعد فایل روز 17 سفرنامه رو باز کردم دیدم دقیقا استاد درمورد همین موضوع دارن صحبت میکنند، عاشقتونم که کلام واضح خدا هستین

    خدای من شکرت، عاشقتم عااااااشقتممممم

    خدای من هزاران هزار بار شکرت💖💖

    مژده، 11/شهریور/1400

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
    • -
      هستی محمدی تبار گفته:
      مدت عضویت: 1515 روز

      سلام به استاد عزیزم و دوستان همفرکانسی و مژده خانم عزیزم.

      از اینکه حالتون منقلب شده و هدایتتون رو گرفتید بسیار خوشحالم و بسیار سپاسگزارم از خداوند که منو به کامنت شما هدایت کرد.

      مژده جان من مدتهاست که دنبال فایل ملاصدرا با گویش استاد جان می گردم منتها پیداش نکردم میشه راهنمایی م کنید توی کدوم فایله؟لینک یا اسمی اگر هست ممنون میشم بهم بدین.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    معصومه صادقى گفته:
    مدت عضویت: 2041 روز

    سلام به همگی

    روز هفدهم سفرنامه ام

    الان که فکر میکنم با روز اول که وارد این سفرنامه شدم هم فرق کردم

    خیلی عاشقانه تر سفرنامه ام رو دنبال میکنم ، حس و حالم بهتر شده و این سفرنامه باعث شده تعهدم به سایت و آموزه ها بیشتر بشه و یاد بگیرم مداوم تو هر شرایطی رو خودم کار کنم ، قبل سفرنامه چون تعهد نداده بودم اومدن تو سایت و کامنت ‌خوندن ( کنترل ذهن ) برام پخش و پلا بود ولی الان منظم و هدفمند شده

    و این نکته عالی سفرنامه هست

    حالا که لذت نظم و متعهد بودن و مداوم کار کردن تو سایت بهم منتقل شده ، ناخودآگاه شبیه اهرم رنج و لذت شده تا بعد سفرنامه هم رو همین تعهدمون برای هر روز کار کردن رو‌خودم بمونم

    مریم عزیزم واقعا ازت سپاسگذارم 🌹🌹🌹

    وقتی متن ابتدای سفرنامه رو می خونم با اینکه نوشتاری هست ولی برای من صوتی هست

    من نمی خونم ….. فقط صداتو میشنوم که داری این ها رو میگی

    به جای اینکه با صدای خودم بشنوم ❤️❤️❤️

    اونجایی که گفتی همیشه تو وجودت خودت رو فراتر از یک زن فقط با ویژگی های متعارف زنونه میدونستی قلبم باز شد ❤️

    این حس برای من خیلی آشناست و مثل نور یه شمعی هست که تو هیچ شرایطی نمی تونم خاموشش کنم ❤️🌹

    کلماتت قدرت داره ، انرژی داره و پر از حس های خوبه

    چقد خوبه که خداوند شما رو تو جایگاهی گذاشته که می تونی از همه توانایی هایی که خدا بهت داده استفاده کنی و تاثیر بزاری و این حس فراتر از بودن فقط به عنوان یک زنه ❤️❤️ اینکه از تواناییات در جهت رشد خودت و دنیا استفاده کنی 🌹

    راجع به این فایل خواستم به مطلبی رو بگم

    یادمه استاد میگفت از بچگی هر وقت دعواش می شد و روی دوستاش حساب می کرد همه پشتش رو خالی می کردن و تنها می موند و اینطوری براش رقم خورد که حامی نداره و

    همین باعث شد روی کسی حساب نکنه چون درک کرد که نتیجه حساب کردن رو دیگران چیه !!

    منم همچین حس هایی رو در گذشته داشتم و همیشه یاد گرفته بودم رو دیگران حساب نکنم و خودم رو انسان توحیدی می دونستم !!!

    ولی می خوام بگم این یه طرف قضیه هست

    اون سر قضیه اینه که تو رو خودت هم حساب نکنی ❌

    نخوای مسائل رو به شیوه خودت ، تک و تنها یا با عقل خودت بدون حساب کردن روی نیروی بزرگ‌تر و سپردن بهش انجام بدی

    این شیوه رو چندین و چند سال اجرا کردم ‌و هنوز که هنوز داشته آشیلمه

    خواستم بگم این هم شرکه این هم حساب کردن رو غیر خداست …. بعضی جاها هم دلیلش کمبود عزت نفس و غرور کاذبه !!

    در حالی که خیلی دیدم وقتی سپردم بهش یه طوری درست می کرد همه چیز رو که من اگه خودمو می کشتم سال ها وقت میزاشتم هم نمی تونستم حلش کنم !!

    شیطان تو ذهنم اینجور مواقع می کفت ….. اینطوری نمی چسبه ها ، تو باید حس کنی خودت انجام دادی تا واست لذت بخش باشه ، اینطوری راحت فایده نداره ! همونطوری راحت ممکنه سست بشه و اصلا چرا انقد راحت !!!!! تو باید خودت انجام بدی تا تو ذهنت به خودت و توانایی هات افتخار کنی ( ولی این طرز فکر درستی نبود )

    من می تونم به خدا بسپارم و به خودم افتخار کنم که ایمانم باعث شد کارم درست شه ! اینم دستاورده

    به قول استاد تو ۱۲ قدم من هزینشو با کنترل ذهنم دارم میدم من هزینه انجام شدن کارهامو با کنترل ذهنم دادم

    کاری که دیگران سختشونه انجام بدم و اینطوری شد که ذهنم داره کم کم قبول میکنه

    و اینکه اوایل خیلی ناراحت بودم ازینکه از بچگی تنها و بدون حامی بودم ‌وهمه علیه من و کارهام بودن و واسم سنگ تراشی می کردن

    ولی الان که خودم رو با همون افراد مقایسه میکنم می بینم همون اتفاق های به طاهر ناراحت کننده باعث شد من خدا رو پیدا کنم و رابطه عمیقی باهاش برقرار کنم و بتونم بزرگ‌ترین حامی دنیا رو داشته باشم و به دیگران قدرت ندم چون تو ذهنم قدرت خدا رو خیلی خیلی فراتر از بنده هاش میدونم و این خیلی منطقی هست چون

    انسان ها رو خدا خلق کرده پس چطوری میتونن از خدا قدرتمند تر باشن !!!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    حمید ریگی گفته:
    مدت عضویت: 2599 روز

    سلام

    روز هفدهم سفر نامه

    خدایا شکرت که تا اینجا اومدم ❤️

    ❤️خدایا بهم توفیق بده تا آگهی هایی رو که درک میکنم عمل کنم ❤️

    ❤️خدایا تنها منبع رزق و روزی فقط و فقط تویی ❤️

    ❤️خدایا منو هدایت کن به مسیر هایی که به آنها نعمت دادی نه کسانی که بر آنان غضب کردی❤️

    ❤️به من بگو و بهم یاد بده که چطور فقط تو رو بپرستم و شرک نورزم چون تو میدانی و من

    نمیدانم ❤️

    ❤️خدایا بهم بگو که چطور میتونم چیزهایی رو که درک کردم عمل کنم ❤️

    ❤️خدایا تنها تو رو میپرسم و تنها از تو یاری می جویم به من بگو چطور می‌توانم بندگی تو رو کنم منو هدایت کن درهای نعمت رو به سمت من باز کن چشم‌هایم را بینا و گوش هایم را شنوا کن در برابر آگاهی هات 😭 ❤️

    ❤️خدایا من آماده دریافت ام به من بگو با من صحبت کن منو هدایت کن دستمو بگیر و به من یاد بده یکتا پرست بودن رو ❤️

    استاد عزیزم ازت ممنونم بابت این فایل بینظیر

    امیدوارم و میدانم که خداوند هدایتگر ماست و از خدا برای خودم و خودت و مریم جان و بچه ها بهترین ها میخوام

    مهم اینه که در عمل بتونم خودمو نشون بدم و نه با نوشتن و البته که نوشتن کمک کننده هست و دوست دارم و نهایت سعی مو میکنم تا شرک های درون رو تبدیل به ایمان کنم و سر بلند و سعادتمند باشم هم در این دنیا و هم در آخرت دوستتون دارم 😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    Narges گفته:
    مدت عضویت: 2189 روز

    🌱به نام خداوند بخشنده مهربان🌱

    روز هفدهم🌺

    سپاس خدایی که من رو آفرید ، به من قدرت خلق شرایط رو داد🍀

    امروز بهترین اتفاق ها برام افتاد که دلیلش هم توجه روی نکات مثبت و احساس خوب بود.خدایا شکرت🍀

    امروز توی این فایل یه چیز جدید یاد گرفتم

    راستش من من جلوی معلما دستپاچه میشم و بهشون قدرت میدم و ازشون کمی می ترسم . و این یعنی شرک.

    استاد گفت اگه دستپاچه میشی جلوی کسی ، اگه از کسی می ترسی ، اگه روی کسی حساب می کنی یعنی داری شرک می ورزی.

    اگه بندگی غیر از خدا بکنی همه چی تموم میشه.

    واقعا باید خیلی دقت کنیم، داریم روی کیا حساب می کنیم؟

    اگه کسی تهدیدمون بکنه می ترسیم؟ یا جوری به کسی فکر می کنیم که با اون به موفقیت می رسیم؟

    شرک یعنی شریک قرار دادن خدا و غیر از خدا حساب کردن.

    خیلی از ما ها داریم شرک می ورزیم ولی متوجه نیستیم ، مثلا خود من اگه کسی تهدیدم کنه به راحتی نمی گذرم و دیگه همش فکرم مشغول میشه. یا حتی از کسی بترسم،

    اینا همش شرکه.

    که ما باید دقت کنیم به طرز فکر و عمل کردامون ،

    باید ایمان خودمون رو نسبت به خدا بیشتر کنیم.

    خدایا ما رو به سمت راست هدایت کن ، به سمتی که پر از سعادت و خوشبختی و آرامش باشه🌿🍀

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سونا شریف نژاد گفته:
    مدت عضویت: 1837 روز

    بنام خداوند مهربان

    روز هفدهم

    استاد عزیز و خانم شایسته ی بزرگوار سلام

    و به تمام دوستانی که در این جای بهشتی جمع شدید سلام

    هر روز در حال گوش دادن به فایلهای دانلودی هستم و تغیرو تحول را در باور هام بصورت گامهای کوچک برمیدارم اما آنقدر محکم و پرقدرت که وصف ناپذیره . از تمام لحظات زندگیم لذت میبرم حتی زمانیکه دختر ۱۴ ساله ام غرغر می‌کنه و همیشه درحال شکایت کردن از زندگیشه من لذت میبرم چون میدانم که او هدیه یی از طرف خداوند بعد از ازدواجم بود برای تجربه کردن سختیهایی که منو قویتر کردند و هدایت شوم به مسیری که احساسم میگه رسالتمه . این فایل عاااالی بود مثل تمام فایلها که در این سایت موجوده خدایا شکرت که از این نعمت زیبا برخوردارم و فراوانیها را میبینم و مخصوصا در این فایل که یاد گرفتم تا به دیگران قدرت ندهم و همیشه یادم باشه که تنها قدرت در جهان خداست و باور های توحیدی من روز ب روز بهتر و گسترده تر میشه خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    ندا عادلی گفته:
    مدت عضویت: 1522 روز

    من متعهد به تغییر در سرنوشت خود هستم

    درود فراوان خدمت استاد عزیز و خانواده صمیمی عباسمنش

    چند وقت پیش من در صدد تغییر شغل همسرم بودم و مدام توی این فکر بودم که چیکار کنیم که شغلش و عوض کنه و درآمدمون بیشتر بشه.یکی از فامیلهای نزدیک همسرم در ارگان دولتی بزرگی رئیس هست.هر چند همسرم بسیار مخالف این کار بود ولی با اصرار و باورهای غلط من تصمیم گرفتم به طرف زنگ بزنم و درخواست کنم که همسرم اونجا مشغول به فعالیت بشه.وقتی که من تماس گرفتم به طرف گفتم اول خدا و بعد هم شما و بعد هم شما.شرک مطلق!

    خدا خودش میدونه که هیچ حسابی روی خودش نکرده بودم و با کمال تعجب میدونید اون طرف چی جوابم داد؟

    .

    .

    .

    گفت هیچ کاری از من بر نمیاد.

    اینم جواب شرک ورزیدن من

    از خداوند طلب بخشش میکنم و میدونم که بخشندگی اش بی نهایت است و بسیار مسرورم از اینکه متوجه این باور شدم دارم روی خودم کار میکنم.من هر روز با عشق از خودم ردپا به جا میگذارم

    دوستتون دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    امین ابریشم کار گفته:
    مدت عضویت: 1611 روز

    سلام و درود بر دوستای عزیزم و استاد گلم و خانم شایسته گرامی امروز فکر کنم اولین بار هست تو عمرم که بعد از بحث و مشاجره کلی خندیدم و کلی خوشحال شدم.

    حدود ۳ هفته است که به من الهام شده از کارت انصراف بده و برو روی زبان اینگلیسی کار کن

    خلاصه کار من بدلیل اینکه ۱۲ساعت تقریبا وقتم را میگرفت خیلی سختم بود که کنارش زبان بخونم برای همین یا باید نصفه روزش میکردم یا اینکه کلا کنسل میدونستم نمیتونم نصف روزش کنم.

    از یه طرف روم نمیشد که بگم میخوام انصراف بدم چون صاحب کارم رو من خیلی سرمایه گذاری کرده بود و من را گذاشته بود عامل فروش یک قسمتی و

    چون دنبال اشخاصی با حقوق اداره کار و زمان کامل میگشت خیلی اذیت میشدم.

    از یه طرف هر روز به من تیکه مینداخت،خیلی بد صحبت میکرد،طلبکارانه درخواست میکرد و …

    برای همین از خدا خواستم که کمکم کنه و چند روز بود میخواستم به صاحب کارم بگم نمیام که تو رو درواسی گیر کرده بودم

    خلاصه امروز دلو‌ به دریا زدم و به دستیار صاحب کارم گفتم.(پسرعمم بود این شخص)

    که امروز گذشت و رسیدیم به شب که با صاحب کارم سر اینکه یک لیست قیمت اپدیت شده در کانال واتساپ نذاشته بود بحثم شد.(اون میگفت تو اشتباه کردی و …. در حالی که من اشتباه نکرده بودم من صدام را بردم بالا اون برد بالا و …)

    خلاصه یدفعه بذهنم رسید که امین بزن بیرون از دفتر و قهر کن.زدم بیرون و فقط داشتم پشت موتور میخندیدم که یهو سر ظهر به من الهام شد که به پسرعمم زنگ بزنم و بگم که من نمیخوام بیام.

    خدایا شکرت

    خدایاشکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: