فقط روی خدا حساب باز کن - صفحه 90 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

2262 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    عباس بهارزاده گفته:
    مدت عضویت: 3183 روز

    سلام درود بیکران دوستان قدرتمند و توانمندم، تبریک میگم به همتون…

    یه موضوع جالب براتون بگم، دهنم در مقابل تغییر و رشد اینقدر مقاومت کرد که حتی چند روز بی حوصله بودم حالت بیماری داشتم و دست و دلم به هیچ کاری حتی دنبال کردن هدفم نمی‌رفت…

    یکی دو روز به خودم استراحت دادم و همه چی را بیخیال شدم، ولی مدام دنبال گمشده ام بودم، نمی‌تونستم لحظاتم را الکی بگذرونم، اون موقع حتی تفریح هم دوست نداشتم، دلم میخواست ادامه بدم، تمام دنیا هدایتم میکرد به سمت برگشت به مسیر، یه حسی می‌گفت لذت بردی باریکلااااااا، حالا برو سراغ مسیرت، یه چیزی تو مغزم می‌گفت ولش کن، سریعا دلم جواب میداد، یادته تمام عمرت میخواستی آدمی با برنامه هدف باشی، سرت گرم کارات باشه… ببین حدود دوماه داری روی خودت کار می‌کنی تا عادت کنی هر روز روی خودت و برنامه هاتون رشدت کار کنی، خودت خواستی، نوش جانت الآنم خودت تصمیم میگیری، باخودم فکر کردم راست میگه، ذهنم میخواد جلوی رشد و عادت ها مثبتم را بگیره…

    خیلی قشنگ بود برام که تمام دنیا دست به دست هم داده، حتی نخواهم هم نمیتونم تغییر نکنم، انگار که برنامه ریزی شدم برای اینکار و دوتا راه دارم، یا فقط توی مسیر بمونم و با لذت پیشبرم، یا دکمه کنسل را بزنم، در تمام لحظات سعی میکنم فقط حس خوب خودم را حفظ کنم…

    برگشتم، دو روزه برگشتم و باز ادامه میدم مسیر را جایزه داشتم…

    جایزم این بود که از روز اول میخواستم پکیج عزت نفس را بخرم، پولش جور شد، از صبح مغزم داره میترسونه منو… حتی میگه به اندازه کافی پول نداری، نرفتم ببینم چقدر دارم، فقط صبح قرار بود یه مبلغی به حسابم بیاد که اومد خداروسپاس، می‌خوام اقدام کنم برای تهیه کردنش، میرم براش هرچه بادا باد…

    میدونم اتفاقات عالی داره رقم میخوره، دارم رشد میکنم، حتی توی مسیر حرکات رو هم نمیتونم پیش بینی کنم، هرچی که من فکر میکنم از قبلش وقتی بهش میرسم، یه چیز جذابتر و باحالتر و باکس زیبا آماده است که فقط باید ازش استقبال کنم و لذتش رو ببرم…

    دارم میشم آدمی که از بچه گیم رویاش را داشتم و هدف هوایی که از بچه دوستشون داشتم ولی باورم مشکل داشت، اما حالا ورق برگشته، همه چیز عوض شده، که خودم تعجب میکنم ولی لذت میبرم، از تنها فرمانروای جهان هستی ممنونم…

    تمام زندگی گذشته ام زندگی سرتاسر شرک خفی، ضعف و مسئله بود…

    چند سال پیش این فایل رو گوش کردم و خیلی تاثیر گذاشت، بسیار زیاد تغییر کردم و بهتر شدم و هنوزم دارم هر لحظه بهتر و بهتر میشوم…

    امروز قصد دارم عزت نفس را بخرم، به امید تنها فرمانروای جهان هستی، فقط میدونم بهترین کار الان اینه…

    روزتون شاد موفق اولین روز زمستان سال ۱۴۰۰ بعد از شب یلدا…

    زندگیتون همراه با شاد ترین اتفاقات

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  2. -
    عادله اکبری گفته:
    مدت عضویت: 1855 روز

    سلام خدمت خونواده ی بزرگ عباسمنشیم.چقدراین باور قدرتمند کننده ست که سرتعظیم بجزخداوند واسه کسی خم نکنیم وتنها دست قدرتمند رو دستان خداوند بدونیم اینطوری هرکسی به ما کمک کرد خوشحال میشیم واگرم نکرد میدونیم که خداوند از یه طریق دیگه هدایتمون میکنه وناراحت نمیشیم.چقققدر مسئله ی توحید لذت بخش وارامش بخشه دیگه از هیییچکس بجز خدا انتظار نداری وچون از بزرگترین منبع توقع داری پشتت گرمه از خداوند میخوام که توی زمینه ی استقلال مالیم از بهترین دستانش برای کمک به من استفاده کنه ومن با امید وانتظار شیرین منتظر هدایتش هستم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    معصومه رحیمی گفته:
    مدت عضویت: 2145 روز

    بنام پروردگار بخشنده و قدرتمند

    در روز هفدهم سفرم خیلی خیلی خوشحالم و حالم عالیه

    سپاسگزارم پروردگار مهربانم که مرا به این مسیر زیبا هدایت نمودی که هر لحظه به تو نزدیکتر میشم و ترس هایم کمرنگتر میشن

    فایل امروز برایم فوق‌العاده عالی بود من که فکر میکردم به خداوند ایمان دارم ولی همیشه از دیگران هم میترسیدم

    پس من بطور کامل هنوز به اون ایمان واقعی نرسیدم و با وجود ادعا داشتن اینکه از خدا از همه قدرتمندتره ولی همیشه وقتی به یک مشکل برمیخوردم میگفتم باید از فلان فرد پر نفوذ کمک بگیرم

    ممنونم از استاد عزیز که هر روز آگاهی مان را بیشتر میکنه و هر روز بیشتر از روز قبل یکتاپرست تر میشویم و به این که خدا هست در هر حالت کنارمان بیشتر ایمان میاوریم

    خدایا سپاسگزارم که حال دلم فوق العاده عالیه

    خدایا سپاسگزارم که هر روز نعمت های فراوانت در زندگیم بیشتر میشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    اکرم هاشمی گفته:
    مدت عضویت: 1747 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان خوبم

    این کامنتو بین نماز ظهر و عصرم مینویسم

    سجادم بازه و خدای مهربون رو واقعا شاکرم

    این فایلو همون روزهایی که تازه به سایت اومدم دیده بودم بارها

    فوق العادست

    در این یکی دو روز هم چندین بار شنیدمش

    یه احساس سردرگمی خاصی دارم

    نمیدونم شاید بی ربطه ولی یه خاطره رو دوست دارم تعریف کنم

    زمانی که دخترم رو باردار بودم شدت بوها برام هزار برابر شده بودن

    یادمه نزدیکی خونه ما یه کبابی بود که عصر های رمضان حلیم میپخت

    یعنی بوی حلیم بقدری آزارم میداد که یه مدت رفتم خونه مامانم موندم

    اونجا هم اگر دریخچالشون باز میشد واقعا حالم بد میشد

    از بوی حیلی از مواد غذایی بیزار بودم

    ویار سختی بود

    یادمه خواهرم بهم گفت این وضعیت تموم میشه و تو بالاخره به وضعیت عادی برمیگردی

    ولی باورش تو اون شرایط سخت بود

    نجواها میگفتن دیگه همیشه تو اون شرایط میمونم و هیچ وقت خوب نمیشم

    اما بعد از به دنیا اومدن دخترم من بهتر و بهتر شدم

    تا جایی که دوباره به حالت سابق برگشتم

    و به صدق گفته خواهرم ایمان اوردم

    تو ویار توی یه نا امیدی غرق بودم

    البته همیشه یه کورسوی امیدی بود

    حالا چرا اینو گفتم

    مدت هاست که من نمیدونم رسالتم چیه

    و به چه کاری علاقه دارم

    استاد قبلی که داشتم یه فایل درباره رسالت شغلی داشتن تو دوره پولسازیشون که خریده بودم

    چندین و چند بار اون فایلو گوش کردم و نوشتم

    کلی بهش فکر کردم

    از اطرافیانم پرسیدم چه کاری بهم میاد

    ولی رسالتم پیدا نشد

    تنها کاری که کردم از شغلی که داشتم بیرون اومدم

    دوباره رفتم توی اون نا امیدی

    منی که چندین تا شغلو تجربه کردم

    و هیچوقت به اون حس عشقی که همه ازش میگفتن توی کار نرسیده بودم

    همه میگفتن یه کاری هست که توش فوق العاده ای

    استاد شما گفتین از هرکاری میشه شروع کن

    فقط مهم حرکته

    تو قدم های بعدی مسیر برات روشن میشه

    مدتها بود همسرم میگفت آپارتمانی رو که پدرم بهم داده بفروشیم و سرمایه گذاری کنیم

    و من 11 سال به عناوین مختلف قبول نکردم

    ولی سال گذشته این شجاعتو به خرج دادم

    به دلایل خیلی زیادی که اگر اینجا بنویسم مطمئنا خیلیا تاییدم میکنن فروش اون اپارتمان برام مثل مرگ بود

    ولی انجامش دادم

    نخواستم حسرت لحظه مرگم باشه

    خواستم حرکت کنم

    خیلی خیلی سخت بود

    البته خدارو وکیل خودم کردم و خیلی خیلی راحت و عالی کار فروش انجام شد

    ولی برای من این حرکت عظیم خیلی سخت بود

    الان به لطف خدای مهربون سود خوبی از سرمایه گذاری روی مسکن داریم

    و نکته ای که در مورد رسالتم هست

    همیشه یه حسی داشتم که از ساخت و ساز خوشم میومده

    الان چون سرمایه گذاریمون در بخش ساخت و سازه یکمی بیشتر به این مقوله نزدیک شدم

    و جدیدا یه زمین قناص برای خرید پیشنهاد شده با پلن هر طبقه دو واحد

    ولی دوستمون که کار ساخت رو انجام میده خودشم اذعان داشت که اگر بشه سه واحد درآورد در هر طبقه فوق العادست

    من با توجه به زمین حسم این بود که میشه

    پلن رو که برام فرستادن دیدم امکانش هست

    پدرم طراح ماشین آلات صنعتی هستن و نقشه برای من چیز آشنایی هست

    ولی از پلن ساختمان لذت بردم

    حس کردم دوسش دارم

    یه کورسوی امیدی توی دلم روشن شد

    برنامه طراحی رو نداشتم روی لپتابم

    روی کاغذ پلن سه واحدی رو کشیدم

    حس کردم مثل حل مساله و معما میمونه

    حدود 4ساعتی که دخترم مدرسه بود روش کار کردم

    و برام سریع گذشت

    در مورد معماری تحقیق کردم

    هم رشته هنرستانه هم دانشگاه و هم اموزشگاه های آزاد تدریسش میکنن

    با مدرک معتبر دو زبانه

    خواستم بگم یعنی منی که امیدی نداشتم به پیدا کردن رسالت

    الان اون نورو کوچیکو از دور میبینم

    و منتظر نشونم

    از خدا میخوام اگر همین کارمه منو هدایت کنه

    ناگفته نمونه وقتی نقشه سه واحدی رو کشیدم روی کاغذ و برا همسرم فرستادم که به دوستشون بده پیش خودم فکر میکردم الان ایشون از دیدن نقشه ذوق زده میشه و درجا تاییدش میکنه و به حسابم یه مبلغ بزرگی میریزه و من در جا هم قانون سلامتی رو میگیرم و هم دوره آموزشگاه ازادو ثبت نام میکنم:))

    البته ایشون نقشه رو دقیق ندیده بود و گفته بود باید با برنامه و ابعاد دقیق طراحی بشه

    :))))

    ولی بقول یکی از دوستامون که گفته بودن همین که اون شرکت بهشون گفته بود ما شما رو نمیخوایم ، از بابت اینکه یه شرکت خلاصه بهشون جواب داده خوشحال بودن، و احساس موفقیت کردن ، منم حس بدی در قلبم بوجود نیومد

    الان هدف بعدیم اینه برم کتابخونه و یه سری کتاب درباره همین موضوع بگیرم

    و ببینم چه نرم افزاری مخصوص این طراحی هست

    یه سری اطلاعات بدست بیارم

    و از خدا هدایت بخوام

    خدایا شکرت خدایا شکرت خدایا شکرت

    اهدافم در 1401

    به لطف خدا کسب و کار خودم راه اندازی کنم

    قانون سلامتی رو از خدای مهربونم هدیه بگیرم

    با هدایت خدای مهربونم فهم و حفظ و تثبیت قرانم عالی عالی عالی بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    ستاره اسدی گفته:
    مدت عضویت: 1431 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان فایلی که من با استاد آشنا شدم همین فایل بود هرموقع دلم بگیره این فایل نگاه میکنم اتفاقی که برام افتاد همین یک ساله من فامیلی دارم که باهاشون مرتب رفت آمد داریم در یک دعوای ناگهانی ما بالونها قطع رابطه کردیم و رفت آمد اون همه خوشگذرانی ک باهم داشتیم همه همه به یک باره قطع شد شاید باورتون نشه من کاملااا افسرده شدم و حتی رفتیم آشتی کنیم اونا قبول نکردن و میتونم بگم سخت ترین لحظات زندگی برای من رقم خورد به یک باره من به خودم آمدم و دیدم شدم یک دختر افسرده و از خودم سوال کردم چراا چرا یک رابطه برای من اونقدر ارزش داشت که من اینطوری به هم ریختم

    جواب های عالی ذهنم داد که بی لطف نیست بنویسم

    چون فکر میکردم اونا نباش پس ماباکی بریم گردش بعد گفتم خداوند از فضل خودش یک انسان ها خوبی در مسیر من قرار میده تا از زندگی لذت ببرم

    بعد ذهنم گفت اونا طبق نفوذی که در فامیل دارن وهمه همیشه خونه اونا جمع میشن ما از اون جمع حذف شدیم و اطرافیان هم نسبت به ما دید بدی پیدا کردن بعد ذهنم گفت عیبی ندارد من اونقدر از درون پرمیشم تا حرف مردم برام بی ارزش بشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  6. -
    گوهر ناب گفته:
    مدت عضویت: 1060 روز

    دیدگاه روز 17، سلام به تمامی دوستان، این فایل به من یاد آوری کرد که شاید دلیل اینکه اون نتایجی که میخوامو نمیگیرم به علت شرک مخفی هست که دچار هستم شاید اصلا اصلی ترین پاشنه آشیلمم همینه، من فکر میکردم خیلی موحد هستم ولی الان که موشکافی میکنم میفهمم که نه، منم مثل خیلییای دیگه مشرکم، که اگه نبودم هیچ ترسی نداشتم وقتی من از خیلی چیزا میترسم پس موحد نیستم که ترس یکی از مهمترین نشانه های شرکه، اگه موحد بودم هیچ وقت زیربار حرف زور نمی‌رفتم اجازه نمی‌دادم کسی بهم ظلم کنه، حتی جای که می‌فهمیدم ظلمی واضحه ساکت نمیموندم، رودربایسی با کسی نمیکردم پس من موحد نیستم ولی آرزوی موحد بودن دارم و از این لحظه تعهد میدم که تمام تلاشمو برای رسیدن به این آرزوی دیرینه بکنم به امید الله

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سکینه کاظمی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2434 روز

    سلام ب استاد جانم و بانو مریم عزیزم

    سلام ب همراهان عزیز درمسیرلذت بخش زندگی در بهشت..

    همه ماداریم در بهشت خودمون زندگی میکنیم و از این فرصت عالی ک برای درک بهتر قوانین جهان برامون بوجود. اومده باید نهایت شکرگزاری رو داشته باشیم..

    خدایا شکرت ک دوباره خودتو قدرتتو ب من یادآوری کردی شاید ک نه حتما خیلی باید بیشتر از این متمرکز شم روی توحید و ببینم کجای باورهام نیاز ب شخم و زیرو رو کردن داره..

    این بهترین و خوشحال کننده ترین نشانه من طی مدت اخیره ک منو واقعا خشنود کرد و گفتم چقدر خوب میتونم باز خودمو در یکتاپرستی و توحید تخمین بزنم واقعا چقدر در عملکرد تونستم قوی باشم و ایمانمو نشون بدم ک بله خدایی هست ک پشتیبان و حامی منه اونه ک هدایتم میکنه و من فقط روی خودش حساب باز میکنم نه هیچ کس دیگه ای وشایدم باید قوی ترو مامرکزتر بشم..

    بهتره ی داستان کوتاه بگم و یکم ب خودم یادآوری کنم ک هرلحظه خداوندم صدامو شنیده و اجابتم کرده پس هنوز باید قدرتو از دیگران بگیرم و بدم ب خداوندم هنوز فایلو ندیدم فقط کامنت استادو خوندم و تو دفترم نوشتم ولی دوست داشتم کامنت بزارم ببینم ب قول استاد چی از درونم جاری میشه تقریبا 22بهمن ماه ی ماشین خریدیم شرایطی چن بیزنس همسرم نیاز ب ابزار اولیه مثل ماشین داشت اولش برای شرایط مقاومت داشتم ولی یادم اومد استاد گفتن افراد موفقی هستن ک با گرفتن وام ب سرمایشون اضافه میکنن برای درآمد بیشتر و همین اون مقاومتو شکست و ما بعد از یکسال و نیم دوباره ماشین خریدیم با دست خالی شوهرم چندبار تصمیم گرفته بود تا پایان سال نشده وسیله رو بخره چون کارش پخش کیک و کلوچه است ک قبلا ماجراشو گفتم از کجا شروع شد واجب بود وسیله از خودمون باشه اما از جایی ک درآمد ثابتشو با گوش زدای من ول کرده بود تا تمرکزش روی بیزنس خودش باشه میگفت دیگه نمیشه ماشین بخریم و معلوم نیست کارمون ب کجا برسه ولی من از جایی ک حتی زبونیم شده همه چیزو ب خدای بخشنده و مهربانم میسپارم وسپاسگزارشم میگفتم ناامیدنباش تو داری روی خودت وافکارت کار میکنی منم همینطور من میدونم ک خدا شرایطو فراهم میکنه ومیخریم تا اینکه ب قول استاد دستی از دستان خداوند اومدو خودش ی مبلغی پول ک داخل کارت بانکی داشت دو دستی کارتشو داد به ما تا قدم اول برای خریدو برداریم ناگفته نماند از حساب همین بنده خدا ی مبلغ کوچولو وامم میشد بگیریم ک رفتیم ثبت نام کردیم و ب لطف خدا پیش قسط دادیم ماشینو تحویل گرفتیم الان دیگه کار شوهرم ب لطف خدا راه افتاده و هر وقت میشینه تو ماشین میگه خدایا دمت گرم حالا اصل مطلب اینه ک من سپردم ب خدا وهر بار میگفتم میشه خدا خودش جور میکنه الان ک نگاه میکنم قلب یکیو مهربون کرد هیجا آخر سال وام نمیدن ما هدایت شدیم بانکی ک برج دوازده بهمون وام دادن شوهرم داره راحت از بازار خرید میکنه و میفروشه ب مغازه دار هر روز پول وارد حسابمون میشه من دارم پیش خودم هر روز میگم ببین داره شرایط هر روز بهتر میشه هنوز یک ماه نیست ماشین خریدیم ولی کلی از هر لحاظ روحی ومالی داریم تغییراتو میبینیم و من حالا ک مینویسم بیشتر متوجه میشم ک چقدر خداوندم حاظر وناظروبخشندس وچقدر من میتونم ازش بخوام اونم بده پس بهتره ک بیشتر روی خودش حساب کنم بهتره بیشتر ازش بخوام تا بیشتر باهم رفیق باشیم خواستن ازمن اجابت از اون..منم جلوی شوهرم رو سفید شدم گفتم ببین خدا هیچکسو ناامید نمیکنه فقط باید بهش بسپاری وایمان داشته باشی کار خودشه میدونه چکار کنه واز کجا برسونه..من گاهی برای سپاسگزاری ک خودم میپسندم سر ب سجده میزارم روی فرش و میگم خدایا شکرت من تسلیم توام و تو رب منی خدای منی منو هدایت کن ب راه کسانی ک به آنها نعمت دادی من تنها تو را میپرستم از تو یاری میجویم و خدای مهربانم اینطوری خودشو ب من نشون میده و من لذت میبرم و در توحید عملی هر روز خودمو قوی تر میکنم چون بهترین عمل همین توحیدوقدرت بخداوند دادنه..خدایا ب همه ما کمک کن تا از هر گونه شرک ب تو پناه بیاریم الهی آمین..

    حالا فردا فایلو ببینم حتما نکات مهمی بهم یادآوری میشه..وکامنت میزارم..

    خدایاشکررررررت بی نهایت دوستت دارم..

    درپناه الله یکتا توحیدی و بهشتی باشید..

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  8. -
    منصوره علیان گفته:
    مدت عضویت: 2707 روز

    با نام و یاد خدا

    و با سلام به همه ی عزیزانم در این سایت گرانبها

    خدایا راه موفقیت من چیست ؟

    خدایا در این دنیا قدرت دست کیست ؟

    خدایا هدایتم کن تا فقط و فقط خودت را قادر مطلق بدانم

    تنها منبع رزق تنها منبع سلامتی تنها منبع خوشبختی تنها منبع رفاه و ثروت کیست آیا کسی غیر از خدای مهربانم هست پروردگارا هدایتم کن تا در تک تک لحظه های زندگیم فقط و فقط روی خودت حساب کنم

    خدایا من  سلامتی آرامش رفاه  ثروت عشق و احترام اعتماد به نفس و آزادی زمانی و مکانی ای میخاهم که بی حد و حساب باشد 

    من میخاهم به جایی برسم که تمام جهان برای من فعالیت کنند و در راستای اهداف من عمل کنند

    پروردگارم تو به من بگو چه کنم خدایا هدایتم کن تا ایمانم روز به روز بیشتر شود

    تا فقط و فقط خودت را منبع رزق و روزی بی حد و حساب بدانم

    ای رب من و ای صاحب اختیار من،  ای که تمام قدرت، تمام ثروت و تمام آنچه در این جهانه در اختیار توست هدایتم کن تا موحد شوم هدایتم کن تا فقط و فقط تو را قدرتمند بدانم

    خدایا برای بی نهایت دستانت که در زندگی من به من کمک می کنند سپاسگزارم

    خدایا هدایتم کن تا ایمانم به خودت را در لایه لایه های افکارم نفوذ دهم

    الله من می دانم که منبع رزق جهان هستی فقط خودت هستی هدایتم کن تا این باور را در تمام لحظاتم زندگی کنم.

    خدایا برای بی نهایت دستانت که در زندگی من به من کمک می کنند سپاسگزارم

    خدایا هدایتم کن تا همیشه دستت را در راه رسیدن به اهدافم باز بگزارم

    خدایا هدایتم کن تا توحیدی شوم تا با خودت یکی شوم و هدایتم کن تا ترس ها از وجودم بروند و نور ایمان در سلول سلول تنم رخنه کند

    خدایا من بنده ی ناتوان خودت هستم و خوب می دانی شرک چقدر می تواند از دید من مخفی و حتی نامرئی باشد پس الله من خودت مراقب من و  افکار و باورهایم باش و همواره هدایتم کن

    کیست که وقتی خدا اراده کند کسی را بالا ببرد بتواند او را پایین بکشد  الله اکبر ، خدایا سپاسگزارم از این دلگرمی که به من بنده ات داده ای .

    خدایا هدایتم کن که فقط به دستان خودت نگاه کنم و فقط از خودت انتظار داشته باشم خدایا شکرت به خاطر تمام نعمت هایی که به من داده ای از جایی که به عقلم هم نمی رسید ودر آینده هم می دهی.

    تنها قدرت جهان ربه و تنها قدرت جهان اللهِ و اگر من با خدایم باشم هیچ چیز و هیچ کس به اندازه ی پشیزی نمی تواند به من آسیب بزند خدایا هدایتم کن تا این را باور کنم .

    خدای من همان خدایی ست که بدنه من انسان را در نهایت دقت و نظم آفرید همان خدایی که رزق مورچه را در دل زمین می رساند پروردگارا سپاس گزارم الحمدلله رب العالمین

    ایاک نعبدوا و ایاک نستعین اهدنا الصراط المستقیم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    عصمت دهقانی گفته:
    مدت عضویت: 1510 روز

    سلام به استاد عزیزم و مریم جان با عشق

    بازم اومدم به این سایت چقد همه چیز برام لذت بخشه

    فقط روی خدا حساب باز کن

    توحیدی تریییییین فایلی که گوش کردم خدایاشکرت که تونستم بیام گوش کنم کامنت بنویسم تبادل انرژی داشته باشم

    خوشحالم براخودم چون دارم پیش میرم و رشد میکنم و هرروز یک قدم کوچیک برمیدارم

    من خودم به شخصه وقتی به گذشته خودم برمیگردم آدمه فوقالعاده مشرکی بودم از همه میترسیدم وقتی میخندیدم لباس خوشگل میپوشیدم مامانم میگفت خیلی خشگل شدی چشت میزنن چقد راحت باور میکردم وچون باور داشتم اتفاق بدی برام میوفتاد میگفتم چشم خوردم این خودش شرکه

    وقتی یک کمکی میخاستم از کسی تو ذهنم فقط به اون قدرت میدادم و میگفتم فقط اون میتونه کمکم کنه و هیچکسی دیگه نمیتونه ووقتی از اون آدم جواب رد می‌شنیدم ناراحت میشدم این خودش شرکه

    وقتی توی مدرسمون میرفتم همکلاسیم که اذیتم می‌کردند و پشت سرم بدی می‌گفتند و درسام افت کرده بود داشتم شرک می‌ورزیدم و به اونا قدرت میدادم که اذیتم کنن و از خدا دور شده بودم

    وقتی به مامانم وابسته بودم حتی کوچیک ترین جایی که میخاستم برم از برخورد آدم ها ترس داشتم و مامانمو تکیه گاه خودم میدونستم و و همیشه پشتم بهش گرم بود چون اون هست دست به سیاه و سفید نمیزدم همش بخور و بخاب ووقتی ازدواج کردم این وابستگی خودشونو بیشتر نشون داد و حال من هرروز بدتر میشد داشتم شرک میوزریدم چون باخدای خودم اونقدر رابطه ام قوی نبود و فکر میکردم اگر مامانم نباشه من هیچم

    وقتی ازدواج کردم به شوهرم وابسته بودم اگر دیر میومد خونه اگر یک جایی میخاستم برم اون نمیومد اگر تنهام میذاشت گاهی اوقات من به جایی که بیام از تنها بودنم لذت ببرم میشستم گریه میکردم داشتم شرک میوزریدم چون قدرت به شوهرم داده بودم که اون باید باشه تا من خوشحال باشم

    وقتی دنبال این دکتر اون دکتر میرفتم و با حسرت به کسایی که بچه داشتن نگاه میکردم که چرا من ندارم و نعمت هامو نمیدیدم و 6سال بچه دار نشدم چون مشرک بودم و اون موقعی که از خدا خاستم خودش بده و دیگه دنبال دکتر نمیرم میخام به روش طبیعی باردار بشم اون موقع خدای من خودشو به من ثابت کرد و من باردارشدم نتیجه اعتماد به خدا.. باردارشدنم به روش طبیعی که هیچکس باور نکرد که چجوری شد

    هروقت که شرک داشتم ضربه خوردم هروقت به خدا اعتماد کردم برام خودش به بهترین وجه درست کرد

    تو ارتباطات مامانم همیشه بهم میگفت با همه مدارا کن بالاخره یک روزی بدردت میخورن

    آدم باید همه رو واسه خودش نگه داره

    چقد این جمله ها شرکه به خداوند

    درواقع داره میگه آدمان که کارهارو برات درست می‌کنند و اعتبارشو به اونا میده

    و ازهمون آدما ضربه میخورم

    درسته من باید باهمه خوب باشم همه رو دوست داشته باشم به همه عشق بدم ولی اگر کسی نتوست برای من کاری بکنه یا نکرد بگم خداوند دستان زیادی داره خب از دست دیگش به من کمک میکنه و ناامید نباشم و اعتبارشو بدم به خداوند

    خدارشکر تونستم ای آگاهی های ناب رو یاد بگیرم و تو زندگیم عملی کنم انشاالله

    خداوندا تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری می‌جویم مرا به راه راست هدایت کن

    روز هفدهم.. روزشمار تحول زندگی من

    عاشق همتونم به امید خدای مهربونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    فاطمه کهوند گفته:
    مدت عضویت: 1498 روز

    به نام خدایی که هرچه دارم از اوست

    استاد جانم، ازت از صمیم قلبم ممنونم برای همه‌چیز. تو شاید خودت ندونی وقتی اون سال‌های دور این فایل رو ضبط کردی چه لطف بزرگی در حق ما کردی، اما من هر بار که گوشش می‌دم، یه درک تازه و عمیق‌تر می‌گیرم.

    از روزی که این فایل رو گوش دادم، شجاع‌تر شدم. نعمت‌های بیشتری وارد زندگیم شده، چون دیگه از آدما انتظار ندارم و همه‌چیز راحت‌تر و قشنگ‌تر میاد سمت زندگیم. از همون روز آروم‌تر شدم، سپاسگزارتر شدم. انگار چشمم باز شده به نعمت‌هایی که همیشه اطرافم بودن اما نمی‌دیدمشون، حالا بیناتر شدم به این هدایت‌ها، شنواتر شدم به پیام‌های الهی.

    حتی حالا احترام بیشتری از آدم‌های اطرافم دریافت می‌کنم و منم احترام بیشتری براشون می‌ذارم. دارم کم‌کم به همون عشق بی‌قید و شرطی نزدیک می‌شم که توی فایل‌های «پرتو آگاهی» ازش حرف می‌زدی. این عشق برای من غریبه بود؛ اما از وقتی توقعم رو از آدما کم کردم، هم بهتر می‌تونم بهشون عشق بورزم، هم بهتر می‌تونم عشق رو ازشون دریافت کنم.

    استاد جانم، ازت سپاسگزارم برای این فایل الهی. هرقدر خدا رو برای این سایت و این هدایت شکر کنم کمه. هر روز که می‌خوام بیام و روی این فایل کامنت بذارم، ذهنم میگه: «چیزی برای نوشتن نداری» ولی همین که دستم میره روی کیبورد، کلمات خودشون یکی‌یکی میان و خودشون رو می‌نویسن. و من می‌دونم همه‌ی این‌ها هدایت پروردگارمه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: