این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-19.gif8001020پشتیبانی سایت/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngپشتیبانی سایت2015-07-06 00:00:002025-12-03 06:58:09فقط روی خدا حساب باز کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به نام خداوندی که هر چه دارم از لطف و کرم اوست خدای سبحان ، آگاه و شنوا به همه چیز که همه جا هست . خداوند هست با من آیا من با او هستم ؟ بهش ایمان دارم او را در همه میبینم ؟ قدرت به او میدم ؟ فقط رو خداوند حساب کردم؟ خدا رو فقط میپرستم و از یاری میطلبم ؟ نیازهامو که او با من هست آگاهه آیا به او میگم که او نجاتم بده ؟ رب فرمانروای کل جهان ها رو بهش اعتماد دارم ؟ آیا با اینکه خواستمو نمبینم بازم به خداوند اعتماد دارم که خواسته من هست و او اجابت کرده و در زمان مناسب و مکان مناسب در زندگیم قرار میده و طوری به او توکل کردم که نگرانی و ترس و غم نداشته باشم ؟ و هر لحظه شکر گذار نعمت هاش هستم در شرایطم احساسمو خوب میکنم و پرهیز کنم ورودی های ذهنم را ؟ کانون توجه ام به خواسته هام هست یا ناخواسته هام؟ پس آگاه باشم هر روز و این جملات از خودم بپرسم در شرکم یا توحید ؟ قدرت به کی میدم در زندگیم ؟ کی رو میبینم هول میشم و از خدا دور میشم وظیفه من اینه فقط و فقط هر لحظه خودمو بررسی کنم و باورهای توحیدیمو قوی کنم به لطف الله
سلام به استاد عزیز و مریم دوست داشتنی و همه دوستان نکاتی که از این فایل آموختم و با خودم تکرار کنم خداوند را تنها منبع رزق بدونم به قول قرآن روزی بی حساب ، اگر میخوام به جایگاهی برسم که تمام جهان برای من کار کنند برای من پول بسازند فقط خدا رو ببینم فقط تنها منبع نیروی خوشبختی و ثروت سلامت را فقط الله ببینم، رب به معنی صاحب اختیار و فرمانرواست ، تمام ثروت ، تمام قدرت ، تمام آنچه که در هستی هست در اختیار اوست ، در ذهنم کسی بزرگ نکنم دستم از ثروت و خوشبختی دور میکند ، اونکه برای من کاری انجام میده فقط خداوند هست و نه کسی دیگه ، اگر با خدا باشم در تمام وجودم ودر تمام ذهنم ، در لایه های باور درونی م فقط خدا رو منبع قدرت بدونم همه رو دوست دارم به همه احترام میزارم ، اما در ذهنم اینه او به من نعمت میده اونکه به من عزت میده و شهرت ، در زندگی م میخوام به جایی برسم بدونم تنها منبع رزق خداونده و خداوند از بی نهایت دست هاش استفاده میکنه برای کمکم ، معلوم نیست از چه طریقی و چه دستی بهم کمک میکنه وقتی توجه کنم به یک دست اون فقط بهم کمک میکنه بقیه دست ها و راه ها رو میبندم ، فقط باورم این باشه خداوند با بی نهایت دست داره میتونم این کار برام انجام بده یک روز با این دست یک روز با دست دیگه ، تشکر کنم والی در ذهنم مرور کنم خداوند بهم کمک کرده با قدرتش ، نمیزارم اون آدم در من رشد کنه ، باور دارم این فرد نیست به من کمک میکنه بلکه خدای این فرد از طریق این فرد به من کمک میکنه ، بلا خداوند یکی شم همه مردم منو بخوان نابود کنن نمیتونن ، چون باور دارم به ربویت الله ، قدرت خدا اعتقاد داشته باشم از چیزی و تهدید کسی نمیترسم ، شرک مخفی نداشته باشم ، قدرت به چه کسی میدم جلوی هول میکنم و بهش احترام میزارم ، کل قرآن کلمه توحید هست ، توحید ( قدرت الله ) یگانگی الله خداوندرب العالمین هست ، با اون یکی باشیم میگم اکی خداوند کارش را بلده ، کسی تهدید کنه فکر نکن فقط اونجا منبع رزق تو بوده اگر خداوند باور کنی باور کنم خداوند اراده کنه کیست جلوی اراده خدا رو بگیره خداوند بی نهایت امکان داره ،خداوند وعده ثروت داده اما ما باور نداریم ایمان نداریم چرا ؟ چون قدرت به کسی دیگه دادیم ، از هیچ کسی انتظار نداشته باشم ، انتظارم از خدا بیشتر باشه به ثروت بیشتر میرسم ( هیچ کسی نمیتونی به من کمک کنه جز الله ) در ذهنم بسازم ، باورم باشه ( خداوند توانایی اینو داره از جایی که عقلم نمیرسه به من میده از جایی میده که باورم نمیشه ، ) کی بهم میده ؟ باورش کنم ، همه چیز به باورم ربط داره و ایمان من ، در ذهنم کوچک کنم افراد از قدرتی که دارند، طوری صحبت کنم در مقابل دیگران قدرتمند حرف بزنم سرم بالا باشه ، قدرت الله باور کنم ) حتی افراد از من بالاتر باشن ، هیچ کسی قدرتی جز الله نداره ، باور کنم هیچ کسی نمیتونه به من آسیبی برسونه) ((باور کنم ، تنها قدرت جهان رب هست الله هست ))رو بقیه حساب نکنم ، خدایا میدونم تو قدرتمندی شاید. این دست بهم بده شاید دست دیگه ، وقتی به توحید برسی همه مردم میخوان به تو کمک کنن، و. مواظب باشم در زندگی ، خدایی که به یک مورچه روزی میرسونه ، خداییکه هرگز نمیخوابه و فراموش نمیکنه و همیشه هست و بهت کمک میکنه اما اگر بندگیشو بکنی، زندگی غیر خدا بکنم همه چیز تمام میشه ، باور رب تقویت کنم و تو کلم به خدا باشه ، تبلیغ نیاز نیست افراد ثروتمند نیاز نیست فقط خدا نیاز هست ، از خدا میخوام تو حید در دلمون جاری کنه فقط خودش بپرستم و تسلیم باشم ، این فایل و فایل 9 و فایل 4 برای من هر روز تکرار میشه باورم تغییر بدم پاشنه آشیلم رو مرور کنم ، در آخر ( آخر چرا خدایی که منو آفریده و بهم نعمت داده رو نپرستم ) اوست در آخر با منه ، چند روزه فقط روی این فایل تمرکز کردم و فایل 9 و 4 ، الهی شکر که امروزم زیبا گذشت مانند دیروز و هر روز از هر جهت بهتر و بهتر هستم الهی به امید خودش ، دوستتون دارم
سلام میکنم به همه عزیزانی که این دیدگاه رو میخونند.
بیشتر از اینکه خودِ فایل منو تحت تاثیر قرار بده، خوندن متن و توضیحات فایل و از اون بیشتر خوندن نظرات بچهها منو منقلب میکنه. از همینجا خداقوت میگم بهتون، دمتون گرم.
تفکر و سوالی که امشب منو به اینجا و این فایل و این سایت هدایت کرد این سوال بود:
«چطور میتونم با خداوند متعال رابطه بهتری برقرار کنم؟»
جواب این سوال رو نمیخوام توی خوندن زیارتنامههای مختلف پیدا کنم، نمیخوام بهم بگید برو فلان چله رو برگزار کن، برو فلان دعاها رو بخون فلان نذر و نیاز رو ادا کن.
من جوابی میخوام که روحم رو تعالی بده، پاسخی که قلبم رو پر از نور کنه، وجودم رو از عشق و شکرگزاری لبریز کنه و اشک رو از چشمانم سرازیر.
از طرفی نمیخوام گروکشی کنم، یعنی نمیخوام اینطور معادله رو برای خودم بچینم که اکی، اگه من فلان عمل رو انجام بدم پس به خداوند نزدیک میشم، نه.
میبینید دوستان؟
من خیلی به پاسخ نزدیکم، تمام ویژگیهای جوابم رو میدونم اما خود جواب رو حس نمیکنم،
این فایل از جرات حرف میزنه، از اقدام بدون ترس، از اینکه خداوند فراتر از هممممه چیزه و من اینو پذیرفتم، اما…
اما من خواهان رابطه عاشقانهتری با معبود و معشوق خودم هستم.
ممنون میشم اگه پیشنهادی در این زمینه دارید بهم کمک کنید.
وجود ارزشمند قدرتمند ثروتمند و خلاق و خالق رب در وجود ارزشمند شما هست ،نمیخواهد دنبالش بگردی هست فقط سعی کن ذهنت و آروم کنی و وجود ارزشمند ربت درونت همه کارها رو به راحتی و با ارامش انجام میده
اگر ما باورهای توحیدیمون رو تقویت کنیم اگر تمام مردم جهان بخوان که شما رو بکشن پایین نمیتونن این کارو انجام بدن
اگر تمام مردم جهان با هم همدست بشن با هم متعهد بشن که تو رو نابود کنن نمیتونن این کارو انجام بدن
هیچکس نمیتونه کسی رو که باور داره به یگانگی خداوند باور داره به ربوبیت الله نمیتونه هیچکس هیچ کاری باهاش انجام بده
برگی بدون اذن خدا از درخت بر زمین نمیفته
اگر باور کنی که وقتی خداوند اراده کند کیست که جلوی اراده خداوند رو بگیره
به قول قرآن کیست که وقتی خداوند اراده کنه کسی رو ببره بالا بتونه بکشه پایین
و کیست که وقتی خداوند اراده کنه کسی رو بکشه پایین بتونه بکشه بالا
کی میتونه این کارو انجام بده
هیچکس
تنها قدرت جهان ربه
و هیچکس دیگهای هیچ قدرتی نداره
نه شیطان نه جن نه پری نه آدمها نه رئیس جمهور آمریکا
هیچکس هیچ قدرتی نداره که هیچ کاری بکنه
ما توی قرآن داریم که میگه کیست که خدا بخواد بیارتش بالا بتونه بکشتش پایین کیه که بتونه این کارو انجام بده
کل مردم جهان با هم جمع بشن نمیتونن این کارو بکنن
کسی که خدا بخواد بیارتش بالا مردم بخوان بکشنش پایین
برعکس کیست که خدا بخواد بکشتش پایین مردم بتونن بکشنش بالا کیه که بتونه این کارو بکنه
کی قدرت این کارو داره
هیچکس
هیچکس نداره
توی قرآن کلمه رب به معنای پروردگار توی ترجمه فارسی ترجمه شده در صورتی که معنای رب به معنای صاحب اختیاره
به معنای فرمانرواست.
رببَ که 980 بار توی قرآن تکرار شده و یکی از مهمترین و کلیدیترین کلمات قرآنِ
به معنای صاحب اختیار بودنِ
به معنای فرمانروای کل بودنِ
به معنای اینه که تمام قدرت تمام ثروت تمام آنچه در جهان هست در اختیار اونه
تلاش من این بوده که این باورهای توحیدی رو بیشتر کنم
ولی اونقدر روش کار کرده بودم که بارها و بارها به شکلهای مختلف تحت عناوین مختلف من تهدید شدم و گفتن این کارو میکنیم و اینجوری میشه و فلان میشه و بلا سرت میاد ولی من اصلاً نگران نبودم
یعنی اونقدر خوب کار کرده بودم که نگران نبودم
خدایا خودت اجابت دعای ما رو ضمانت کردی
چقدر این جمله قشنگه
و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب
من اجابت کننده درخواست هر کسی هستم که درخواست کنه به شرطی که به من ایمان بیاره و اون هم منو اجابت کنه
خدایا ازت درخواست میکنم با این ایمان با این باور که اجابت میکنی
اگر میخواهی درخواستهات اجابت بشه باید باور داشته باشی که اجابت میشه
باید خدا رو به اندازه درخواستهات باور کنی
باید باور کنی که زورش میرسه که اجابت کنه
باید باور کنی که قدرتش رو داره
اون وقته که اجابت میشه
اما اگر دعا میکنی اگر درخواست میکنی ولی خودتم باور نداری که خدا بتونه این کارو برات انجام بده خدا نمیتونه این کارو برات انجام بده
نه به خاطر اینکه ناتوانه به خاطر اینکه در باور تو نمیگنجه.
هر چقدر باورش کنی همون قدر هم نتیجه میگیری
خدا رو باور کن هیچکس دیگه رو باور نکن نه کسی که تهدیدت میکنه
نه کسی که میگه پدرت رو در میارم پوستت رو میکنم زیرآبت رو میزنم از کار اخراجت میکنم بدبختت میکنم اونو باور نکن
هیچ قدرتی نداره
هر چقدر مقام در این دنیا داشته باشه رئیس فلان قسمت باشه ثروتمند فلان مملکت باشه اون هیچگونه قدرتی نداره در زندگی تو باورش نکن
اما خداوند رو باور کن که وعده داده و قول داده که دعای تو رو اجابت میکنه
اگر باورش کنی آن چیزی نیست که نتونی به دستش بیاری
هر چیزی رو که بخوای بهت میده اما به اندازه باور خودت نه بیشتر.
خدا میگه من غیر از شرک همه گناهان رو میبخشم شرک رو نمیبخشم
چون اصلاً این کلِ
کلِ داستان همینه
یکی تهدیدت میکنه میگه پدرتو در میارم بیچارت میکنم بدبختت میکنم میگی اوکی اون کارشو بلده تو تلاشتو بکن
وقتی ما داستانهای پیامبران رو در قرآن میخونیم هر وقت تهدیدی بود چه به ابراهیم چه به نوح چه به موسی هر وقت تهدیدی بود پیامبر نمیگفتش که باشه من حالا یه اشتباهی کردم حالا ما یه حرفی زدیم حالا ما یه بتی شکوندیم تو به بزرگی خودت ببخش نمرود تو به بزرگی خودت ببخش فرعون پیامبر میگفتش که تمام تلاشت رو برای نابودی من انجام بده و از هیچ کاری بر علیه من فروگذار مباش تو منتظر باش ما هم منتظریم
به این میگن توحید به این میگن اعتقاد به رب و اگر میخواهیم جایگاهی پیش خداوند داشته باشیم یادمون باشه تنها قدرت حاکم بر جهان هستی اللهِ
هیچ کس دیگهای مطلقاً قدرت نداره در زندگی تو
هیچ کس دیگهای هرگز این قدرت رو نداره و اگر ربوبیت خدا رو باور کنی تمام جهان در دستان توست.
و در تمام قرآن در تک تک آیات قرآن این موضوع فریاد زده شده لا اله الا هو
معبودی جز او نیست
الحمدلله رب العالمین
سپاس اللهی را که ربِ
فرمانروای جهانیان و عالمین
تمام عالمها
این چیزیه که ما باید باورش کنیم
این خداییه که باید پذیرفته بشه
نه فقط یک خدای خالق
نه فقط یک خدای مهربان
بلکه یک خدای قدرتمند که فقط یک قدرت و یک نیرو در جهان وجود داره و اون از آن اللهِ،
اللهی که قدرت خلق کردن داره و قدرت اداره کردن جهان هستی رو داره
قدرت زنده کردن و قدرت مرگ رو داره
این خداییه که باید باورش کرد
این چیزیه که باید یادش بگیریم
نگران کسی نباش از تهدید کسی نترس جلوی کسی دولا نشو به پای کسی نیفت،
به خاطر چندر غاز پول به کسی التماس نکن قدرت رو در دستان کسی قرار نده
اگر میخوای به بهشت بری
اگر میخواهی در این دنیا و اون دنیا عزت داشته باشی،
خداوند مالک همه چیزِ.
به اندازهای که ایمانتون قویتر میشه به همون اندازه پیشرفت میکنید
به همون اندازه ثروتمند میشید
به همون اندازه سلامت میشید
به همون اندازه قدرتمند میشید
به همون اندازه به خواستههاتون میرسید
به روشنایی میرسید
به سعادت در دنیا و آخرت میرسید
به عشق میرسید
به خوشبختی میرسید
به هرچی که بخواهید میرسید
کلاً یک قدرت بیشتر در جهان نیست یک نیرو بیشتر در جهان نیست که توانایی انجام هر کاری رو داره تو باید به اون وصل بشی
به خدا من تو زندگیم به هرچی رسیدم به خاطر اینه که به اون وصل شدم
خداوند مالک و تنها قدرت جهانه و اون قدرت خلق زندگی خودم رو به خودم داده یعنی قدرت خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده
قدرت بیانتهای خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده.
وقتی که ما نگرانیم میترسیم به این معناست که شرک میورزیم به این معناست که قدرت رو میدیم به غیر خداوند.
همه مابقول استادادم هایی روداشتیم که بقول خودمون پارت کلفت خطابش میکردیم غافل ازاینکه داشتیم کفرمیکردیم خداروشرک می ورزیدیم
امابااین فایل وبااین حرف های خداوندفقط کافیه به صحبت هابافکرتوحیدی نگاه کنیم تاببینیم چه زمان هایی که باتکیه به خداوندبطورارامش درونی وخنده وکارهامون توارگان های مختلف به چه اسونی حل شده
وبالعکس چه روزهایی که باتکیه برپارت کلفتمون چه استرس هایی که تجربه کردیم وجالبترش اونجاهست که باوجودشرک ورزیدن بازهم اون خدای مهربون ازدهنمون نمی افتاد
من خودم شخصابعداشنایی بااستادعزیزوقانون اصلادیگه کسی روتوذهنم بزرگ نمیکنم ونخواهم کردچون خداخودش بهترین راه وبهترین انسان هاروواردزندگیم کرده تاکارهامواسون پیش ببرن
دیگه وقتی کسی روتوسمت های مختلف میبینم نقش بازی نمیکنم براش ادب واحترام انچنانی بزارم خیلی راحت وبدون استرس باهاش حرف میزنم
یادم میادروزی روکه شخصی مدام مغازم میومدمنم درگیرکاراداره برای یه کارخاصی بودم شایدباورتون نشه اون شخص خودش شمارشودادبهم البته من هیچ تماسی نگرفتم باهاش بعدبهم گفت من ضامنت میشم اگه ضامن خواستن بعدگفتم شغلتون چیه گفتن من دادستان شهرتون هستم بعدازتشکروقدردانی ازش به خودشم گفتم خدابزرگه حل میکنه بازم اکه لازم شدمزاحمتون میشم و….بعدرفتن ازذهنمم رفت که چی بودوچیکارست چون خداروداشتم فرداش کارم طوری حل شدواون کارمندعصبانی طوری باهام حرف میزدوکاراموپیش میبردکه انگارمن نزدیک ترین فردزندگیش بودم
خیلی از شما دو بزرگوار سپاسگذارم برای فایل ها ومتن هایی که اول فایل میذارید خیلی درس داره وتاثیر گذار هست برای من.
استاد همان طور که تو فایل گفتید فقط باید رو خدا حساب نه غیر خدا
یک تجربه که داشتم میخواستم بگم که رو خدا حساب کردم ومیکنم. .من مدت های زیادی هست که دیگه اصلا برای بیدارشدن ساعت نمیزارم فقط به خدا میگم فلان ساعت بیدارم کن وسر ساعت بیدار میشم.باخودم فکر میکردم
که این یعنی رو خداحساب کردن پس چرا فقط همین جا چرا نیام لحظه لحظه از خدا کمک نخوام چرا رو خدا حساب باز نکنم چرا بهش نگم فلان کار ،فلان وسیله یا هر چیز دیگه .
فهمیدم که من روی کار های کوچک رو خدا حساب میکنم ولی کار های بزرگ نه واین شرک رو تو وجودم دارم و باید خیلی زیاد روی باور هام روی ترمز های ذهنم کار کنم
خداروشکر میکنم که هر روز دارم آگاهی های جدیدی یاد میگیرم وخدا کمک کنه تا در زندگی بکار بگیرم و روز به روز رشد کنم تکاملی رو طی کنم خداروشکر برای نعمت آگاهی نعمت یادگیری برای رشد وجودم
احساسی که از درونم راه پیدا کرده و نمیدونم دقیقا میخواد چی بگه و این اشک ها از کجا میاد یا برای چیه اما میدونم باید بنویسم.
از یک سال پیش به این سایت رسیدم از اون لایوی که داشتید «تسلیم بودن در برابر خداوند» البته این نقطه شروع آشنایی من با شما نبود بلکه نقطه شروع برمیگشت به تقریبا 5 سال قبلش زمانی که یه دختر احتمالا 12 ساله بودم یا شایدم قبل تر، اما پارسال احتمالا اولین چیزی که من رو جذب این سایت کرد البته که منظورم اون بخش منطقی ذهنمه نه روح الهیم که احتمالا مهم ترین چیزی که من رو به اینجا پیوند داد آرامش روحم بین این کلمات بود، این بود که شما در امریکا هستید یعنی همون کشوری که من آرزویش را داشتم و از همون اول درستی حرف هاتون برام روشن بود، میدونستم که اصل همینه اما نه کاملا در عمل.
همون روز ها و ماه های اول دوره های زیادی خریدیم لیاقت، دست یابی به رویا ها، سلامتی،روابط،ثروت یک البته همشون رو پدر یا مادرم خریدند اما دست یابی به رویاها و لیاقت به ذوق و علاقه و خواست من بود و اولین دوره های خریده شده بودند.
دست یابی به رویاها رو کامل گوش دادم اما لیاقت به جز چند جلسه اول و چند جلسه پراکنده کامل گوش ندادم. عاشق سفر به دور آمریکا بودم و نگاه میکردم. خلاصه که این یک سال گذشت، گاهی با حال خوب گاهی بد، گاهی رسیدن به خواسته ها و گاهی نرسیدن، نمیتونم بگم تغییر نکردم اما نه اونجوری که میخواستم، تو زمستون بود که حرف از دوره هم جهت شد و به عنوان اولین نفر ها خریدیمش چون فکر میکردم این همون کلید گم شدمه، با این دیگه همه چیز درست میشه دیگه میرم واسه این دوره کامنت میزارم اما باز هم خوب از پس ذهن چموشم برنیامدم، یه تایم هایی رو مومنتوم خوب بودم حال خوب اتفاقات خوب آرامش احساس رشد و کلی تایم هم احساس بد و نرسیدن و عقب موندن احساس اینکه پس چرا نمیتونم اونجوری که دوست دارم باشم، چرا اونقدر خوب نیستم، مگه از بچگی درس خوندن همون کاری نبود که خودم با ذوق بدون اجبار بقیه انجام میدادم پس چرا تو این چند سال که مهم تر از همیشست برام شده عذاب الهی، چرا به هر چیزی پناه میبرم، مقایسه و مقایسه خودم با بقیه و احساس اینکه انقدر احمقم که نمیفهمم تو این تایم مهم چی اولویته و دارم ازش فرار میکنم، مقایسه خودم با کسی که خیلی درس خون نبود حداقل من بیشتر از اون میخوندم و به نظرم درس برای من مهم تره اما تو تایم های امتحانات میدیدم حتی اونم درک میکنه که الان باید درس بخونه و حتی اگه کل سال درست نخونده الان داره جبران میکنه اما تو چی؟ فقط میخوای فرار کنی، بخوابی بخوری و انگار عذابه برات دو صفحه خوندن، خوب و بد همه این تایم ها گذشت، پر از اشک و درد میشدم خدا بغلم میکرد آرومم میکرد ولی باز مدت طولانی پیش نمیرفت، از یک سال پیش اوضاعم بهتره، زودتر میتونم خودمو جمع و جور کنم، خیلی تو اون حال نمیمونم، اما واسهی منی که همیشه بلند پرواز بوده ذهنش برمیگرده بهش میگه شده سال آخر نگاه کن به خودت چیکار کردی؟ از پس قانون سلامتی برنیومدی، یه دوره رو کامل کار نکردی، تابستون هم تموم کردی، حالا میخوای چیکار کنی؟ حالا چی میشه؟
نمیدونم نمیدونم والی نمیخوام آرزوهام به فراموشی سپرده بشن، مگه استاد نمیگه اگه آرزویی در وجودتون شکل میگیره پس توانایی انجامش درونت هست، اگه من تواناییمو باور نکنم میدونی یعنی چی؟ یعنی به توانایی که خدا بهم داده ایمان ندارم، یعنی مشرکم، یعنی فکر میکنم خدا به x و y توانایی انجام این کار رو داده ولی من نه من نمیتونم، این میشه خود خود شرک، خدایی که من رو به اینجا رسونده فکر کردی اینجا کم جاییه؟ منی که تو این چند سال به هرچیزی که واقعا واقعا میخواستم رسیدم، خدا من رو به سادگی به خواستههام رسوند مگه میشه وسط کار ولم کنه؟ مگه میشه از اینجا به بعد هم دستمو نگیره؟ راستش چند وقتیه اونجوری که قبلا به خدا وصل بودم نیستم یعنی میدونم هست ولی احساسش نمیکنم، باهاش درست حسابی حرف نمیزنم، خودمو کم میبینم، این 18 سال زندگیم رو کم میبینم و انگار با اون دختر 18 سالهای که سال های قبل برای خودم ساخته بودم که به یه ورژن خوبی از خودش رسیده فاصله دارم و شبیهش نیستم.
ولی من خودمم، با همین کمبود و نقص ها برای خالقم ارزشمندم، اون من رو همین جوری ارزشمند و لایق نعمت هاش میبینه فکر نمیکنم اون بگه که این درست زبان نخونده، یه سری کار ها میگفت انجام میده انجام نداده پس بنده خوبی نیست، نه اینطوری نیست اون اصلا این چیز ها رو نمیبینه و اون نمیخواد که این حالت باشه نمیخواد این شکلی باشی، دوست داره اشک شوقت رو ببینه نه اشک ترس و غمت رو.
تو تا همین جاشم کلی رشد کردی، به کلی موفقیت خفن رسیدی، خودتو گم کردی پیدا کردی، اشک ریختی خندیدی، از خیلی چیز ها گذشتی چون آرزوهای بزرگ داشتی، شاید تو یادت بره اما خدا یادشه، اون میدونه تو چی میخوای و هیچکدوم از ملاک هایی که تو ذهن توعه برای اون مهم نیست جز لذت بردن از همین چیزی که الان هست جز اینکه بتونی با همینی که الان هستی به صلح برسی، رشدش رو ببینی، موفقیت هاش رو ببینی، حتی اشتباهاتش رو، همون جوری که استاد تو مراقبه میگه، خدوند هیچ چیز را هدر نمیدهد، شاید تو ذهن خودت باید بهتر از این میبودی شاید باید خیلی کارها رو تا الان انجام میدادی شاید تو ذهنت شدی اون آدمی که پا پس میکشه و نمیره تا تهش ولی یادت نره همین آدم دو سال پیش تو رو رسوند به اونجایی که همیشه آرزوشو داشتی این آدم نه با زجر نه با گریه نه با دیدن کمبود ها یا اینکه کی ازش بهتره نرسید به خواستهاش بلکه به جاش باور داشت یه خدایی داره که به تمام مخلوقاتش دستور داده اون رو به خواستهاش برسونن و ازش حمایت کنن، باور داشت خدا هواشو داره، حالش خوب بود با همون موقعیت، از اینکه این درس رو یکم بهتر از دفعه قبل حل کرده لذت میبرد و نگران هیچی نبود، خدا هم جواب اعتمادش رو داد، مهم نیست که بخوای بگی تا اینجا چقدر کم کاری داشتم اصلا کم کاری یعنی چی؟ ملاکت چیه؟ آدم هایی که میبینی؟ فکر میکنی باید بهتر باشی یا حداقل حداقل مثل اونا باشی؟ ولی مگه شبیه همدیگهاید؟ صرف اینکه تو یه مدرسهاید باید تو هم همون قدر خوب باشی که اون خوبه؟ میدونم همیشه بهترین بودی میدونم همیشه جز تاپ ترین ها بودی میدونم همیشه رویاهات بزرگ بودن و حالا که احساس میکنی دیر شده انگار ترسیدی و ناامید شدی میدونم همیشه دوست داشتی تو 18 سالگی بیزینس خودت رو استارت زده باشی و الان میزنی همه چی یه جور دیگست و نه اینکه از کسی شاکی باشی بلکه میگی همه این ها تقصیر خودمه ولی مگه نیومدیم تو این دنیا که لذت ببریم، مگه نیومدیم که این زندگی رو تجربه کنیم، چرا نمیبینی این همه حال خوب و اتفاقات باحالی که تا اینجا تو زندگیت افتاده، آدم های فوق العادهای که تو زندگیت هستند، با خودت میگی فلانی یه سال از من کوچیک تره و کلی هم خفن تر و موفق تره؟ ولی مگه جز اینه که تو کلی تجربه داری، پارسال فهمیدی اون چیزهایی که بعضی ها تو زندگیشون دارن و از دور برات جالب و باحاله رو تو اصلا نمیخوای، اصلا با روح تو در تقابل بود.
سر کلاس هایی که بودی، این همه حرف پیش اومد با بچه ها و تو میفهمیدی که اون چیزی که روح تو برداشته از اون کلاس اون حالی که تو تجربش کردی رو بقیه تجربه نکردن، حالا مهمه که اون یکی یه سال کوچیک تره و به نظر تو موفق تر ؟
میخوام خودت رو ببینی، همین چند شب پیش مگه با خودت فکر نمیکردی که من چقدررر چیزهای مختلفی رو تو این چندین سال پشت سرگذاشتم، چه کلاس هایی رفتم، چه تجربه های متفاوتی، حالا فکر میکنی اگه الان مثلا خیلی خفن نقاشی میکشیدی و روون انگلیسی صحبت میکردی و بهترین مدرسه بودی اون موقع با خودت در صلح بودی؟
اصلا بیا به این فکر کن که وقتی تو از همین موقعیت شروع کنی( که موقعیتت خیلی هم عالیه، تو خودت رو کم میبینی تو این دو سال این همه نمره خفن داشتی، این همه جز بهترین ها بودی، انقدر معلم ها عاشقت بودن و انقدر ارزش داشتی براشون) بعد فارغ از اینکه خب تهش قراره چی بشه، شاید یه سال بعد امریکا بود یا نه اصلا شریف قبول شدی یا تو بدترین موقعیت رفتی دانشگاه آزاد، بدتر از این که نیست دیگه؟ ته تهش رو میگیم، بیا به جای اینکه درگیر چی میشه باشی، به جای چک کردن رتبه، بگی اصلا خواسته واقعی من چیه؟ مگه نمیخوام یه کار خفن تو کل دنیا انجام بدم، یه بیزینس بین المللی، یه کارآفرینی یه خلق کردن، مگه این خواسته من نیست، درسته میخوام فلان رشته مورد علاقمو تو فلان دانشگاه برند تجربه کنم ولی فارغ از نتیجه مگه برای رسیدن به اون آدم کارآفرین خلاقی که یه مجموعهای داره نباید آدمی شده باشم که چالش ها رو حل میکنه، بلده خودش و تو اون موقعیت کل مجموعه رو کنترل کنه و قدرت ذهن بالایی داشته باشه پس چقدر خوب میشه که از الان تو همین موقعیت تمرینش کنم، همین الان بتونم بگم من اگه منصفانه نگاه کنم از کلی چیزها برای هدفم گذشتم، به خواسته هایی که برام مهم بوده رسیدم، یه موقعیت عالی دارم الان که آرزوی خیلییی ها میتونه باشه پس کسی که کنترل داره میگه من از اینجا شروع میکنم؟ چه خوب چون میتونم از تواناییم درست استفاده کنم، میتونم لذت ببرم از هر قدم، از هر پیشرفت، من آدمیم که میتونم تغییر کنم، میتونم بهترین بشم، قبلا تونستم بهترین باشم خب پس الانم میتونم. اصلا هدف بهترین نیست هدف بهترین خودمه، هدف اینه میدونم پتانسیل دارم، میدونم توانام، میدونم از پسش برمیام و خدا دری باز میکنه که الان در ذهن کوچک من نمیگنجه، پس اعتماد میکنم و دیگه برام مهم نیست تا الان چی بوده، مهم نیست بیزینسم رو تو 18 سالگی استارت بزنم یا 28 سالگی، مهم نیست سال بعد امریکا باشم یا 10 سال بعد مهم اینه من امروز سهم خودم رو انجام بدم، اعتماد کنم، اعتماد کنم که خدای من به من همون توانایی رو داده که فکر میکنم فلان شخص داره، فقط من باید ازش استفاده کنم، چون قبلا ازش استفاده کردم و به هدفم رسیدم، بدون شک بدون ترس بلکه با عشق با لذت با سوت زدن و لذت از مسیر. به خودت کمتر سخت بگیر، این سفر رو ببین نه مقصد رو، خدا حواسش هست تو تو راه درست باش خدا درب نعمت هاش بازه تو باید دریافت کنی، آروم باش خدا راهی بهت نشون میده که لذت ببری عشق کنی و به خواستت برسی، حرف های ذهنت رو باور نکن تو همین الانش خیلی خیلی بهتر از کسی که نیازه برای رسیدن به هدفت هستی، تو این همه توانایی، تو ایمان داری، باور کن خدایی که تا اینجا اوردتت و دیدی که تو تمام این سال ها همواره واقعا همیشه و همیشه شرایطت رو بهتر و بهتر کرده، از اینجا به بعد هم همینه، اصلا اگه قرار نبود برسی نمی آوردت اینجا و اگه استاد رو بهت نشون داد برای اینه که بدونی میشه، به سادگی هم میشه و بهتر از اون چیزی که فکر میکنی الان میشه، یه روزی میشه میشینی رو به روی لپ تاپت یا گوشیت و شروع میکنی که فایل ضبط کردن برای استاد و از شرایطت میگی و اونجا میگی که همه چیز به طور جادویی عالی پیش رفت و من نه تنها الان همون جاییم که آرزوم بود و موقعیت خیلی خوبی دارم بلکه زندگیم از چیزی که فکر میکردم انقدر بهتره که هر لحظه شکرگزار خداوندیم که این نعمت های وصف نشدنی رو وارد زندگیم کرده و زندگیم سرشار از عشق و شادی و لذت و فراوانی شده.
خدایا شکرت که راه درست زندگی رو نشونم میدی و استاد رو راهنمام قرار دادی تا از مسیری مستقیم به خواستهام برسم. شکرت
استاد کامنتم با حال درستی شروع نشد و پر از تلاطم بود اما الان که به لطف الله که هدایتم کرد و بهم گفت فقط برو بنویس حالم عالی شده، نه تنها مومنتوم منفی ایجاد نشد بلکه به آرامش رسیدم، دوست دارم به قسمت های اول دست نزنم و بمونه تا ردپایی باشه برام تا بدونم فقط باید خودم رو به او وصل نگه دارم تا از پس حرف های ذهن بربیام و به جاش بزارم روح الهیم باهام حرف بزنه و اون احساس امید را درونم زنده نگه داره. سپاسگزارم استاد عزیزم
امروز جمعه 4 مهرماه هست، و صبح که از خواب بیدار شدم حال و احساسم خوب بود به نسبت روزهای قبل ، خداروشکر امروز هم صبحه زود بیدار شدم، و رفتم چای دم کردم و اومدم پشت میزم نسشتم که شکرگزاری بنویسم ، بعد از سلام با خدا واصرار به تسلیم بودن در برابر رب ، یهو بهم گفت بیا برنامه و کارهایی که دوست داری انجام بدی و انجام بشه برات بنویس، منم شروع کردم به نوشتن و در آخر هم سپاسگزاری از نعمات خداوند کردم
به لطف خدا خیلی از مواردی که نوشتم انجام شد و بقیه در حال انجام شدن هست
مثل تمیز کردن دیتیلی اتاقم و شستن پرده ها و تغییر دکوراسیون، که همراه انجام کارها به لطف خدا جلسه 10 هم جهت با جریان خداوند گوش میکردم که برام خیلی ارزشمند بود
نکته ای که برام قابل توجه بود ،اینکه وقتی ما از خداوند درخواستی داریم ، از خدا بپرسیم خدایا چه باوری یا فکری در خودم باید درست کنم تا اون نعمت اجازه بدم بیاد به زندگیم ، خدایا تو که میخوای اون نعمت من داشته باشم ، من چه تغییری بکنم تا اونو داشته باشم؟
سوالی که برام طبق این آگاهی پیش اومد اینکه خدایا من چه کار یا باوری در خودم تغییر بدم تا درآمدم اونقدر بالا باشه که راحت و نقد ماشین و خونه مو بخرم
خدایا من چه باورهایی تغییر بدم تا رابطه ای عاشقانه داشته باشم؟
خدایا من چه باورهایی داشته باشم تا قانون سلامتی از همه لحاظ صد درصد عملی کنم؟
خدایا چه باورهایی من تغییر بدم تا بهت هر لحظه اعتماد داشته باشم و توکلم قوی تر از هر لحظه قبل باشه؟
باید بشینم دقیق به این سوالات فکر کنم، و از خدا هدایت میخام که منو به پاسخ این سوالات برسونه
بعد از تمیزکاری رفتم ناهار مخصوص خودم درست کردم و نوش جان کردم
و با یکی از شاگردهای خوب چند سال قبلم صحبت کردیم، خداروشکر که این فرشته ها رو در زندگیم قرار دادی
و بعد هم دوش و یه دمنوش عالی با طعم فوق العاده و…
خداروشکر امروز هر لحظه که احساس ترس یا … میومد سراغم همون موقع میگفتم من تحت حمایت مطلق خداوند هستم
خدا منو هدایت میکنه ، این شرایط موقتی هست، من به مکان ها و شرایط عالی میرم
خداروشکر به لطف خدای مهربون امروز نشونه های خیلی خوبی از خداوند دریافت کردم، مثلا همین سر شب رفتم اتاق نشیمن تی وی روشن بود یکی از کارتن های دوران بچگی مو نشون میداد، و قسمت آخرش بود که شخصیت های اصلی داستان باهم ازدواج کردن ، و این نشونه خوبی بود برام که ادامه بده رابطه عالی بهت نزدیکه ،
خداروشکر داشتم اتاقم که مرتب میکردم، یه سکه طلایی رنگ پیدا کردم ، و همینطور در حیاط یه هزار تومانی که پاره شده بود آوردم خونه که چسب بزنمش ، خب این یعنی ثروت و فراوانی داره میاد به سمتم و من باید در مومنتوم مثبت باشم.
خداروشکر به لطف رب فرمانروای مطلق جهان ، هر لحظه در احساس خوب هستم، امروز واقعا خداوند بهم کمک کرد تا تونستم کارهام اونطور که باید انجام بدم، خدایا ازت ممنونم
و اما در مورد این فایل توحیدی و ارزشمند بگم که ، من اقرار میکنم بارها روی آدم ها حساب باز کردم و نه تنها افتادم که شکستم، چ در بحث کاری، چ روابط و… و با آموزه های شما استاد عزیزم کم کم یاد گرفتم تمرکزم از روی آدم ها بردارم، و به لطف خدا الان تمرکزی روی بحث توحید هستم و تلاش میکنم عملی کنم، خدایا من تسلیم هستم خدایا من کسی که دوسش داشتمو برای خودم بت کرده بودم، فک میکردم اگه به هرقیمتی باشه من حالم خوبه، اگه بره من دیگه همه چی از دست میدم، فک میکردم دیگه آدم خوب نیست، ولی الان با اینکه هنوزم دوسش دارم ، و از خدا در این مورد هم هدایت میخام، …
الان در آرامشم، دیگه نمیخام کسی تو زندگیم بت کنم، دیگه نمیخام به این فک کنم که کسی بیاد و برام خونه و ماشین و … تهیه کنه، خدایا من از خودت میخام
خدایا من نمیخام آویزون کسی باشم که بهم محبت کنه، من اونقدر ارزشمند هستم که همه بی نهایت بهم احترام میزارن و دوستم دارند،
خدایا عوامل بیرونی هیچ تاثیری در ثروت و روابط و سلامتی و.. ندارند
خدایا من اونا رو هم برای خودم بت کردم، اگه زیباتر بودم… اگه در این خانواده نبودم، اگه خونمون خیلی زیبا بود، اگه بابا ثروتمند بود، اگه .اگه …. خدایا من اینارو کردم بت!!
خدایا من ازت معذرت میخام
خدایا من واقعا تسلیم تو هستم، خدایا تو دستم بگیر ،
خدایا قدرت مطلق تویی ، همه چی در دست توست و من استرس دارم … خدایا این یعنی بی ایمانی منو ببخش
خدایا تو هدایتم کن ، تو حمایتم کن، تو حفاظتم کن
تمام قدرت جهان ، در دستان توست، خدایا من فقط از تو میخام، هر خیری که از تو بهم برسه به اون فقیرم
و او را از جایى که گمان ندارد روزى میرساند، هر کس به خدا توکل کند خدا او را کافى است. خداوند در انجام فرمان خود پایدار است و براى هر چیزى اندازه اى قرار داده است.
به نام خداوندی که هر چه دارم از لطف و کرم اوست خدای سبحان ، آگاه و شنوا به همه چیز که همه جا هست . خداوند هست با من آیا من با او هستم ؟ بهش ایمان دارم او را در همه میبینم ؟ قدرت به او میدم ؟ فقط رو خداوند حساب کردم؟ خدا رو فقط میپرستم و از یاری میطلبم ؟ نیازهامو که او با من هست آگاهه آیا به او میگم که او نجاتم بده ؟ رب فرمانروای کل جهان ها رو بهش اعتماد دارم ؟ آیا با اینکه خواستمو نمبینم بازم به خداوند اعتماد دارم که خواسته من هست و او اجابت کرده و در زمان مناسب و مکان مناسب در زندگیم قرار میده و طوری به او توکل کردم که نگرانی و ترس و غم نداشته باشم ؟ و هر لحظه شکر گذار نعمت هاش هستم در شرایطم احساسمو خوب میکنم و پرهیز کنم ورودی های ذهنم را ؟ کانون توجه ام به خواسته هام هست یا ناخواسته هام؟ پس آگاه باشم هر روز و این جملات از خودم بپرسم در شرکم یا توحید ؟ قدرت به کی میدم در زندگیم ؟ کی رو میبینم هول میشم و از خدا دور میشم وظیفه من اینه فقط و فقط هر لحظه خودمو بررسی کنم و باورهای توحیدیمو قوی کنم به لطف الله
سلام به استاد عزیز و مریم دوست داشتنی و همه دوستان نکاتی که از این فایل آموختم و با خودم تکرار کنم خداوند را تنها منبع رزق بدونم به قول قرآن روزی بی حساب ، اگر میخوام به جایگاهی برسم که تمام جهان برای من کار کنند برای من پول بسازند فقط خدا رو ببینم فقط تنها منبع نیروی خوشبختی و ثروت سلامت را فقط الله ببینم، رب به معنی صاحب اختیار و فرمانرواست ، تمام ثروت ، تمام قدرت ، تمام آنچه که در هستی هست در اختیار اوست ، در ذهنم کسی بزرگ نکنم دستم از ثروت و خوشبختی دور میکند ، اونکه برای من کاری انجام میده فقط خداوند هست و نه کسی دیگه ، اگر با خدا باشم در تمام وجودم ودر تمام ذهنم ، در لایه های باور درونی م فقط خدا رو منبع قدرت بدونم همه رو دوست دارم به همه احترام میزارم ، اما در ذهنم اینه او به من نعمت میده اونکه به من عزت میده و شهرت ، در زندگی م میخوام به جایی برسم بدونم تنها منبع رزق خداونده و خداوند از بی نهایت دست هاش استفاده میکنه برای کمکم ، معلوم نیست از چه طریقی و چه دستی بهم کمک میکنه وقتی توجه کنم به یک دست اون فقط بهم کمک میکنه بقیه دست ها و راه ها رو میبندم ، فقط باورم این باشه خداوند با بی نهایت دست داره میتونم این کار برام انجام بده یک روز با این دست یک روز با دست دیگه ، تشکر کنم والی در ذهنم مرور کنم خداوند بهم کمک کرده با قدرتش ، نمیزارم اون آدم در من رشد کنه ، باور دارم این فرد نیست به من کمک میکنه بلکه خدای این فرد از طریق این فرد به من کمک میکنه ، بلا خداوند یکی شم همه مردم منو بخوان نابود کنن نمیتونن ، چون باور دارم به ربویت الله ، قدرت خدا اعتقاد داشته باشم از چیزی و تهدید کسی نمیترسم ، شرک مخفی نداشته باشم ، قدرت به چه کسی میدم جلوی هول میکنم و بهش احترام میزارم ، کل قرآن کلمه توحید هست ، توحید ( قدرت الله ) یگانگی الله خداوندرب العالمین هست ، با اون یکی باشیم میگم اکی خداوند کارش را بلده ، کسی تهدید کنه فکر نکن فقط اونجا منبع رزق تو بوده اگر خداوند باور کنی باور کنم خداوند اراده کنه کیست جلوی اراده خدا رو بگیره خداوند بی نهایت امکان داره ،خداوند وعده ثروت داده اما ما باور نداریم ایمان نداریم چرا ؟ چون قدرت به کسی دیگه دادیم ، از هیچ کسی انتظار نداشته باشم ، انتظارم از خدا بیشتر باشه به ثروت بیشتر میرسم ( هیچ کسی نمیتونی به من کمک کنه جز الله ) در ذهنم بسازم ، باورم باشه ( خداوند توانایی اینو داره از جایی که عقلم نمیرسه به من میده از جایی میده که باورم نمیشه ، ) کی بهم میده ؟ باورش کنم ، همه چیز به باورم ربط داره و ایمان من ، در ذهنم کوچک کنم افراد از قدرتی که دارند، طوری صحبت کنم در مقابل دیگران قدرتمند حرف بزنم سرم بالا باشه ، قدرت الله باور کنم ) حتی افراد از من بالاتر باشن ، هیچ کسی قدرتی جز الله نداره ، باور کنم هیچ کسی نمیتونه به من آسیبی برسونه) ((باور کنم ، تنها قدرت جهان رب هست الله هست ))رو بقیه حساب نکنم ، خدایا میدونم تو قدرتمندی شاید. این دست بهم بده شاید دست دیگه ، وقتی به توحید برسی همه مردم میخوان به تو کمک کنن، و. مواظب باشم در زندگی ، خدایی که به یک مورچه روزی میرسونه ، خداییکه هرگز نمیخوابه و فراموش نمیکنه و همیشه هست و بهت کمک میکنه اما اگر بندگیشو بکنی، زندگی غیر خدا بکنم همه چیز تمام میشه ، باور رب تقویت کنم و تو کلم به خدا باشه ، تبلیغ نیاز نیست افراد ثروتمند نیاز نیست فقط خدا نیاز هست ، از خدا میخوام تو حید در دلمون جاری کنه فقط خودش بپرستم و تسلیم باشم ، این فایل و فایل 9 و فایل 4 برای من هر روز تکرار میشه باورم تغییر بدم پاشنه آشیلم رو مرور کنم ، در آخر ( آخر چرا خدایی که منو آفریده و بهم نعمت داده رو نپرستم ) اوست در آخر با منه ، چند روزه فقط روی این فایل تمرکز کردم و فایل 9 و 4 ، الهی شکر که امروزم زیبا گذشت مانند دیروز و هر روز از هر جهت بهتر و بهتر هستم الهی به امید خودش ، دوستتون دارم
بسم الله الرحمن الرحیم.
فصل یک | روز هفده.
بیست و هشتم دیماه هزار و چهارصد و سه.
سلام میکنم به همه عزیزانی که این دیدگاه رو میخونند.
بیشتر از اینکه خودِ فایل منو تحت تاثیر قرار بده، خوندن متن و توضیحات فایل و از اون بیشتر خوندن نظرات بچهها منو منقلب میکنه. از همینجا خداقوت میگم بهتون، دمتون گرم.
تفکر و سوالی که امشب منو به اینجا و این فایل و این سایت هدایت کرد این سوال بود:
«چطور میتونم با خداوند متعال رابطه بهتری برقرار کنم؟»
جواب این سوال رو نمیخوام توی خوندن زیارتنامههای مختلف پیدا کنم، نمیخوام بهم بگید برو فلان چله رو برگزار کن، برو فلان دعاها رو بخون فلان نذر و نیاز رو ادا کن.
من جوابی میخوام که روحم رو تعالی بده، پاسخی که قلبم رو پر از نور کنه، وجودم رو از عشق و شکرگزاری لبریز کنه و اشک رو از چشمانم سرازیر.
از طرفی نمیخوام گروکشی کنم، یعنی نمیخوام اینطور معادله رو برای خودم بچینم که اکی، اگه من فلان عمل رو انجام بدم پس به خداوند نزدیک میشم، نه.
میبینید دوستان؟
من خیلی به پاسخ نزدیکم، تمام ویژگیهای جوابم رو میدونم اما خود جواب رو حس نمیکنم،
این فایل از جرات حرف میزنه، از اقدام بدون ترس، از اینکه خداوند فراتر از هممممه چیزه و من اینو پذیرفتم، اما…
اما من خواهان رابطه عاشقانهتری با معبود و معشوق خودم هستم.
ممنون میشم اگه پیشنهادی در این زمینه دارید بهم کمک کنید.
ممنونم از همه کسایی که تا اینجا همراهم بودند.
الحمدلله رب العالمین.
سلام عزیزم
وجود ارزشمند قدرتمند ثروتمند و خلاق و خالق رب در وجود ارزشمند شما هست ،نمیخواهد دنبالش بگردی هست فقط سعی کن ذهنت و آروم کنی و وجود ارزشمند ربت درونت همه کارها رو به راحتی و با ارامش انجام میده
به نام خدای مهربان
فقط روی خدا حساب باز کن
اگر ما با خداوند یکی بشیم
اگر ما باورهای توحیدیمون رو تقویت کنیم اگر تمام مردم جهان بخوان که شما رو بکشن پایین نمیتونن این کارو انجام بدن
اگر تمام مردم جهان با هم همدست بشن با هم متعهد بشن که تو رو نابود کنن نمیتونن این کارو انجام بدن
هیچکس نمیتونه کسی رو که باور داره به یگانگی خداوند باور داره به ربوبیت الله نمیتونه هیچکس هیچ کاری باهاش انجام بده
برگی بدون اذن خدا از درخت بر زمین نمیفته
اگر باور کنی که وقتی خداوند اراده کند کیست که جلوی اراده خداوند رو بگیره
به قول قرآن کیست که وقتی خداوند اراده کنه کسی رو ببره بالا بتونه بکشه پایین
و کیست که وقتی خداوند اراده کنه کسی رو بکشه پایین بتونه بکشه بالا
کی میتونه این کارو انجام بده
هیچکس
تنها قدرت جهان ربه
و هیچکس دیگهای هیچ قدرتی نداره
نه شیطان نه جن نه پری نه آدمها نه رئیس جمهور آمریکا
هیچکس هیچ قدرتی نداره که هیچ کاری بکنه
ما توی قرآن داریم که میگه کیست که خدا بخواد بیارتش بالا بتونه بکشتش پایین کیه که بتونه این کارو انجام بده
کل مردم جهان با هم جمع بشن نمیتونن این کارو بکنن
کسی که خدا بخواد بیارتش بالا مردم بخوان بکشنش پایین
برعکس کیست که خدا بخواد بکشتش پایین مردم بتونن بکشنش بالا کیه که بتونه این کارو بکنه
کی قدرت این کارو داره
هیچکس
هیچکس نداره
توی قرآن کلمه رب به معنای پروردگار توی ترجمه فارسی ترجمه شده در صورتی که معنای رب به معنای صاحب اختیاره
به معنای فرمانرواست.
رببَ که 980 بار توی قرآن تکرار شده و یکی از مهمترین و کلیدیترین کلمات قرآنِ
به معنای صاحب اختیار بودنِ
به معنای فرمانروای کل بودنِ
به معنای اینه که تمام قدرت تمام ثروت تمام آنچه در جهان هست در اختیار اونه
تلاش من این بوده که این باورهای توحیدی رو بیشتر کنم
ولی اونقدر روش کار کرده بودم که بارها و بارها به شکلهای مختلف تحت عناوین مختلف من تهدید شدم و گفتن این کارو میکنیم و اینجوری میشه و فلان میشه و بلا سرت میاد ولی من اصلاً نگران نبودم
یعنی اونقدر خوب کار کرده بودم که نگران نبودم
خدایا خودت اجابت دعای ما رو ضمانت کردی
چقدر این جمله قشنگه
و اذا سئلک عبادی عنی فانی قریب
من اجابت کننده درخواست هر کسی هستم که درخواست کنه به شرطی که به من ایمان بیاره و اون هم منو اجابت کنه
خدایا ازت درخواست میکنم با این ایمان با این باور که اجابت میکنی
اگر میخواهی درخواستهات اجابت بشه باید باور داشته باشی که اجابت میشه
باید خدا رو به اندازه درخواستهات باور کنی
باید باور کنی که زورش میرسه که اجابت کنه
باید باور کنی که قدرتش رو داره
اون وقته که اجابت میشه
اما اگر دعا میکنی اگر درخواست میکنی ولی خودتم باور نداری که خدا بتونه این کارو برات انجام بده خدا نمیتونه این کارو برات انجام بده
نه به خاطر اینکه ناتوانه به خاطر اینکه در باور تو نمیگنجه.
هر چقدر باورش کنی همون قدر هم نتیجه میگیری
خدا رو باور کن هیچکس دیگه رو باور نکن نه کسی که تهدیدت میکنه
نه کسی که میگه پدرت رو در میارم پوستت رو میکنم زیرآبت رو میزنم از کار اخراجت میکنم بدبختت میکنم اونو باور نکن
هیچ قدرتی نداره
هر چقدر مقام در این دنیا داشته باشه رئیس فلان قسمت باشه ثروتمند فلان مملکت باشه اون هیچگونه قدرتی نداره در زندگی تو باورش نکن
اما خداوند رو باور کن که وعده داده و قول داده که دعای تو رو اجابت میکنه
اگر باورش کنی آن چیزی نیست که نتونی به دستش بیاری
هر چیزی رو که بخوای بهت میده اما به اندازه باور خودت نه بیشتر.
خدا میگه من غیر از شرک همه گناهان رو میبخشم شرک رو نمیبخشم
چون اصلاً این کلِ
کلِ داستان همینه
یکی تهدیدت میکنه میگه پدرتو در میارم بیچارت میکنم بدبختت میکنم میگی اوکی اون کارشو بلده تو تلاشتو بکن
وقتی ما داستانهای پیامبران رو در قرآن میخونیم هر وقت تهدیدی بود چه به ابراهیم چه به نوح چه به موسی هر وقت تهدیدی بود پیامبر نمیگفتش که باشه من حالا یه اشتباهی کردم حالا ما یه حرفی زدیم حالا ما یه بتی شکوندیم تو به بزرگی خودت ببخش نمرود تو به بزرگی خودت ببخش فرعون پیامبر میگفتش که تمام تلاشت رو برای نابودی من انجام بده و از هیچ کاری بر علیه من فروگذار مباش تو منتظر باش ما هم منتظریم
به این میگن توحید به این میگن اعتقاد به رب و اگر میخواهیم جایگاهی پیش خداوند داشته باشیم یادمون باشه تنها قدرت حاکم بر جهان هستی اللهِ
هیچ کس دیگهای مطلقاً قدرت نداره در زندگی تو
هیچ کس دیگهای هرگز این قدرت رو نداره و اگر ربوبیت خدا رو باور کنی تمام جهان در دستان توست.
و در تمام قرآن در تک تک آیات قرآن این موضوع فریاد زده شده لا اله الا هو
معبودی جز او نیست
الحمدلله رب العالمین
سپاس اللهی را که ربِ
فرمانروای جهانیان و عالمین
تمام عالمها
این چیزیه که ما باید باورش کنیم
این خداییه که باید پذیرفته بشه
نه فقط یک خدای خالق
نه فقط یک خدای مهربان
بلکه یک خدای قدرتمند که فقط یک قدرت و یک نیرو در جهان وجود داره و اون از آن اللهِ،
اللهی که قدرت خلق کردن داره و قدرت اداره کردن جهان هستی رو داره
قدرت زنده کردن و قدرت مرگ رو داره
این خداییه که باید باورش کرد
این چیزیه که باید یادش بگیریم
نگران کسی نباش از تهدید کسی نترس جلوی کسی دولا نشو به پای کسی نیفت،
به خاطر چندر غاز پول به کسی التماس نکن قدرت رو در دستان کسی قرار نده
اگر میخوای به بهشت بری
اگر میخواهی در این دنیا و اون دنیا عزت داشته باشی،
خداوند مالک همه چیزِ.
به اندازهای که ایمانتون قویتر میشه به همون اندازه پیشرفت میکنید
به همون اندازه ثروتمند میشید
به همون اندازه سلامت میشید
به همون اندازه قدرتمند میشید
به همون اندازه به خواستههاتون میرسید
به روشنایی میرسید
به سعادت در دنیا و آخرت میرسید
به عشق میرسید
به خوشبختی میرسید
به هرچی که بخواهید میرسید
کلاً یک قدرت بیشتر در جهان نیست یک نیرو بیشتر در جهان نیست که توانایی انجام هر کاری رو داره تو باید به اون وصل بشی
به خدا من تو زندگیم به هرچی رسیدم به خاطر اینه که به اون وصل شدم
خداوند مالک و تنها قدرت جهانه و اون قدرت خلق زندگی خودم رو به خودم داده یعنی قدرت خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده
قدرت بیانتهای خلق زندگی هر کسی رو به خودش داده.
وقتی که ما نگرانیم میترسیم به این معناست که شرک میورزیم به این معناست که قدرت رو میدیم به غیر خداوند.
به نام خداوندمهربان
خدایااین فایل چقدرتوحیدی هست این فایل چقدروجودخداروداره نشون میده واقعاممنونم ازتون استاد
همه مابقول استادادم هایی روداشتیم که بقول خودمون پارت کلفت خطابش میکردیم غافل ازاینکه داشتیم کفرمیکردیم خداروشرک می ورزیدیم
امابااین فایل وبااین حرف های خداوندفقط کافیه به صحبت هابافکرتوحیدی نگاه کنیم تاببینیم چه زمان هایی که باتکیه به خداوندبطورارامش درونی وخنده وکارهامون توارگان های مختلف به چه اسونی حل شده
وبالعکس چه روزهایی که باتکیه برپارت کلفتمون چه استرس هایی که تجربه کردیم وجالبترش اونجاهست که باوجودشرک ورزیدن بازهم اون خدای مهربون ازدهنمون نمی افتاد
من خودم شخصابعداشنایی بااستادعزیزوقانون اصلادیگه کسی روتوذهنم بزرگ نمیکنم ونخواهم کردچون خداخودش بهترین راه وبهترین انسان هاروواردزندگیم کرده تاکارهامواسون پیش ببرن
دیگه وقتی کسی روتوسمت های مختلف میبینم نقش بازی نمیکنم براش ادب واحترام انچنانی بزارم خیلی راحت وبدون استرس باهاش حرف میزنم
یادم میادروزی روکه شخصی مدام مغازم میومدمنم درگیرکاراداره برای یه کارخاصی بودم شایدباورتون نشه اون شخص خودش شمارشودادبهم البته من هیچ تماسی نگرفتم باهاش بعدبهم گفت من ضامنت میشم اگه ضامن خواستن بعدگفتم شغلتون چیه گفتن من دادستان شهرتون هستم بعدازتشکروقدردانی ازش به خودشم گفتم خدابزرگه حل میکنه بازم اکه لازم شدمزاحمتون میشم و….بعدرفتن ازذهنمم رفت که چی بودوچیکارست چون خداروداشتم فرداش کارم طوری حل شدواون کارمندعصبانی طوری باهام حرف میزدوکاراموپیش میبردکه انگارمن نزدیک ترین فردزندگیش بودم
خدایاشکرت بخاطروجودت دروجودمون خدایاهزاران هزاربارشکرت
خیلی دوستون دارم
به نام خدایی که شریک ندارد
گام هفدهم از پروژه گام به گام
در خوابگاه کیانپارس
این بدی خلق با تو در جهان
گنج زر است ای فلان
خلق را زان سو با تو بد خو کند
تا تو را ناچار ز آن سو کند
اونقدر از شرک و حساب کردن رو بقیه آدما ضربه میخوری
اونقدر آسیب میبینی تا آخرش مجبور شد فقط رو خدا حساب کنی
لا اله الا الله
و خدایی جز خدای یگانه نیست
وَإِذْ قَالَ لُقْمَانُ لِابْنِهِ وَهُوَ یَعِظُهُ یَا بُنَیَّ لَا تُشْرِکْ بِاللَّهِ ۖ إِنَّ الشِّرْکَ لَظُلْمٌ عَظِیمٌ
و هنگامی که لقمان به پسرش در حالی که او را موعظه می کرد، گفت: پسرکم به خدا شرک نورزبی تردید شرک ستمی بزرگ است.
اگر ما کسی رو بزرگ کنیم به واسطه نفوذش
یعنی به خدا شرک داریم
و ما تنها باید روی خدا حساب باز کنیم
و انسان ها رو دستی از دستان خدا ببینیم
و یادت باشه درست تو از جایی ضربه میخوری
که بهش امید بستی
و به هر کسی به جز خدا امید بستی درست از هونجا خدا ناامیدت میکنه
خدایا از همه حسابها و امید های که به غیر از تو بستم معذرت میخام
و خدای جز خدای یگانه نیست و پاک و منزه است
و من همواره به خودم ظلم کردم
خدایا شکرت
به نام خدای قدرتمند و فرمانروای این جهان زیبا
خدای هدایتگرم خدای رزاق و وهابم
سلام به استاد عزیزم و مریم جانم و سلام به دوستان همفرکانسم
این که خداوند قدرت تمام در دستانه خداوند ست و روزی رسان ست شکی نیست
اما ما باید اینقدر روی این باور کارکنیم و قدرتش رو باور کنیم که حرف و عملمون یکی باشد
یعنی اگر میگویم روزی رسانم خداست دیگه به کسی رو نزنیم
و ما نا خودآگاه دچار شرک میشیم
و وقتی چک و لگد زیاد خوردیم بر میگردیم و میگیم خدایا من تسلیمم
حالا بعضی ها هم هر چی چک و لگد میخورن تا آخر عمرشون نمیفهمند و همان زندگی رو میکنن
اما ما ها که آگاه هستیم و روی خودمون کار میکنیم دیگه دچار سردر گمی و شرک نمیشیم فقط باید مدام روی خودمون کار کنیم
و اگر روزی برسد که ما دست نگه داریم و روی خودمون کار نکنبم اون موقع ست که آرام آرام سقوط میکنیم
خدا رو باید در زندگی به شکل همه چیز برای خودمون بسازیم به شکل سلامتی به شکل مهربانی و عشق
به شکل ثروت و پول به شکل هر آنچه که ما باور کنیم در زندگیمون وارد میشود
و چقدر این نوع نگاه رو من دوست دارم چقدر این خدا مهربان و رئوف ست چقدر برای ما ساده گرفته این قوانین رو تا بهش نزدیک بشیم با عمل کردن به آن
خدایا من لایق هم صحبتی با تو را دارم
خدایا من لایق ثروتمند شدن هستم
من پول و ثروت زیاد میسازم با باور فراوانیم
در پناه خداوند مهربانم باشین
بنام خدای مهربان
سلام استاد عزیز ومریم جان مهربان
امروز هفدهمین روز روز شمار زندگی منه
خیلی از شما دو بزرگوار سپاسگذارم برای فایل ها ومتن هایی که اول فایل میذارید خیلی درس داره وتاثیر گذار هست برای من.
استاد همان طور که تو فایل گفتید فقط باید رو خدا حساب نه غیر خدا
یک تجربه که داشتم میخواستم بگم که رو خدا حساب کردم ومیکنم. .من مدت های زیادی هست که دیگه اصلا برای بیدارشدن ساعت نمیزارم فقط به خدا میگم فلان ساعت بیدارم کن وسر ساعت بیدار میشم.باخودم فکر میکردم
که این یعنی رو خداحساب کردن پس چرا فقط همین جا چرا نیام لحظه لحظه از خدا کمک نخوام چرا رو خدا حساب باز نکنم چرا بهش نگم فلان کار ،فلان وسیله یا هر چیز دیگه .
فهمیدم که من روی کار های کوچک رو خدا حساب میکنم ولی کار های بزرگ نه واین شرک رو تو وجودم دارم و باید خیلی زیاد روی باور هام روی ترمز های ذهنم کار کنم
خداروشکر میکنم که هر روز دارم آگاهی های جدیدی یاد میگیرم وخدا کمک کنه تا در زندگی بکار بگیرم و روز به روز رشد کنم تکاملی رو طی کنم خداروشکر برای نعمت آگاهی نعمت یادگیری برای رشد وجودم
خدایا هزاران بار شکرت
استاد مریم جان شما من ازتون بی نهایت سپاسگذارم
خدایا شکرت برای نعمتهای بیشمارت
خدایا سپاسگزارم
فقط دنبال یک جایی بودم برای نوشتن
احساسی که از درونم راه پیدا کرده و نمیدونم دقیقا میخواد چی بگه و این اشک ها از کجا میاد یا برای چیه اما میدونم باید بنویسم.
از یک سال پیش به این سایت رسیدم از اون لایوی که داشتید «تسلیم بودن در برابر خداوند» البته این نقطه شروع آشنایی من با شما نبود بلکه نقطه شروع برمیگشت به تقریبا 5 سال قبلش زمانی که یه دختر احتمالا 12 ساله بودم یا شایدم قبل تر، اما پارسال احتمالا اولین چیزی که من رو جذب این سایت کرد البته که منظورم اون بخش منطقی ذهنمه نه روح الهیم که احتمالا مهم ترین چیزی که من رو به اینجا پیوند داد آرامش روحم بین این کلمات بود، این بود که شما در امریکا هستید یعنی همون کشوری که من آرزویش را داشتم و از همون اول درستی حرف هاتون برام روشن بود، میدونستم که اصل همینه اما نه کاملا در عمل.
همون روز ها و ماه های اول دوره های زیادی خریدیم لیاقت، دست یابی به رویا ها، سلامتی،روابط،ثروت یک البته همشون رو پدر یا مادرم خریدند اما دست یابی به رویاها و لیاقت به ذوق و علاقه و خواست من بود و اولین دوره های خریده شده بودند.
دست یابی به رویاها رو کامل گوش دادم اما لیاقت به جز چند جلسه اول و چند جلسه پراکنده کامل گوش ندادم. عاشق سفر به دور آمریکا بودم و نگاه میکردم. خلاصه که این یک سال گذشت، گاهی با حال خوب گاهی بد، گاهی رسیدن به خواسته ها و گاهی نرسیدن، نمیتونم بگم تغییر نکردم اما نه اونجوری که میخواستم، تو زمستون بود که حرف از دوره هم جهت شد و به عنوان اولین نفر ها خریدیمش چون فکر میکردم این همون کلید گم شدمه، با این دیگه همه چیز درست میشه دیگه میرم واسه این دوره کامنت میزارم اما باز هم خوب از پس ذهن چموشم برنیامدم، یه تایم هایی رو مومنتوم خوب بودم حال خوب اتفاقات خوب آرامش احساس رشد و کلی تایم هم احساس بد و نرسیدن و عقب موندن احساس اینکه پس چرا نمیتونم اونجوری که دوست دارم باشم، چرا اونقدر خوب نیستم، مگه از بچگی درس خوندن همون کاری نبود که خودم با ذوق بدون اجبار بقیه انجام میدادم پس چرا تو این چند سال که مهم تر از همیشست برام شده عذاب الهی، چرا به هر چیزی پناه میبرم، مقایسه و مقایسه خودم با بقیه و احساس اینکه انقدر احمقم که نمیفهمم تو این تایم مهم چی اولویته و دارم ازش فرار میکنم، مقایسه خودم با کسی که خیلی درس خون نبود حداقل من بیشتر از اون میخوندم و به نظرم درس برای من مهم تره اما تو تایم های امتحانات میدیدم حتی اونم درک میکنه که الان باید درس بخونه و حتی اگه کل سال درست نخونده الان داره جبران میکنه اما تو چی؟ فقط میخوای فرار کنی، بخوابی بخوری و انگار عذابه برات دو صفحه خوندن، خوب و بد همه این تایم ها گذشت، پر از اشک و درد میشدم خدا بغلم میکرد آرومم میکرد ولی باز مدت طولانی پیش نمیرفت، از یک سال پیش اوضاعم بهتره، زودتر میتونم خودمو جمع و جور کنم، خیلی تو اون حال نمیمونم، اما واسهی منی که همیشه بلند پرواز بوده ذهنش برمیگرده بهش میگه شده سال آخر نگاه کن به خودت چیکار کردی؟ از پس قانون سلامتی برنیومدی، یه دوره رو کامل کار نکردی، تابستون هم تموم کردی، حالا میخوای چیکار کنی؟ حالا چی میشه؟
نمیدونم نمیدونم والی نمیخوام آرزوهام به فراموشی سپرده بشن، مگه استاد نمیگه اگه آرزویی در وجودتون شکل میگیره پس توانایی انجامش درونت هست، اگه من تواناییمو باور نکنم میدونی یعنی چی؟ یعنی به توانایی که خدا بهم داده ایمان ندارم، یعنی مشرکم، یعنی فکر میکنم خدا به x و y توانایی انجام این کار رو داده ولی من نه من نمیتونم، این میشه خود خود شرک، خدایی که من رو به اینجا رسونده فکر کردی اینجا کم جاییه؟ منی که تو این چند سال به هرچیزی که واقعا واقعا میخواستم رسیدم، خدا من رو به سادگی به خواستههام رسوند مگه میشه وسط کار ولم کنه؟ مگه میشه از اینجا به بعد هم دستمو نگیره؟ راستش چند وقتیه اونجوری که قبلا به خدا وصل بودم نیستم یعنی میدونم هست ولی احساسش نمیکنم، باهاش درست حسابی حرف نمیزنم، خودمو کم میبینم، این 18 سال زندگیم رو کم میبینم و انگار با اون دختر 18 سالهای که سال های قبل برای خودم ساخته بودم که به یه ورژن خوبی از خودش رسیده فاصله دارم و شبیهش نیستم.
ولی من خودمم، با همین کمبود و نقص ها برای خالقم ارزشمندم، اون من رو همین جوری ارزشمند و لایق نعمت هاش میبینه فکر نمیکنم اون بگه که این درست زبان نخونده، یه سری کار ها میگفت انجام میده انجام نداده پس بنده خوبی نیست، نه اینطوری نیست اون اصلا این چیز ها رو نمیبینه و اون نمیخواد که این حالت باشه نمیخواد این شکلی باشی، دوست داره اشک شوقت رو ببینه نه اشک ترس و غمت رو.
تو تا همین جاشم کلی رشد کردی، به کلی موفقیت خفن رسیدی، خودتو گم کردی پیدا کردی، اشک ریختی خندیدی، از خیلی چیز ها گذشتی چون آرزوهای بزرگ داشتی، شاید تو یادت بره اما خدا یادشه، اون میدونه تو چی میخوای و هیچکدوم از ملاک هایی که تو ذهن توعه برای اون مهم نیست جز لذت بردن از همین چیزی که الان هست جز اینکه بتونی با همینی که الان هستی به صلح برسی، رشدش رو ببینی، موفقیت هاش رو ببینی، حتی اشتباهاتش رو، همون جوری که استاد تو مراقبه میگه، خدوند هیچ چیز را هدر نمیدهد، شاید تو ذهن خودت باید بهتر از این میبودی شاید باید خیلی کارها رو تا الان انجام میدادی شاید تو ذهنت شدی اون آدمی که پا پس میکشه و نمیره تا تهش ولی یادت نره همین آدم دو سال پیش تو رو رسوند به اونجایی که همیشه آرزوشو داشتی این آدم نه با زجر نه با گریه نه با دیدن کمبود ها یا اینکه کی ازش بهتره نرسید به خواستهاش بلکه به جاش باور داشت یه خدایی داره که به تمام مخلوقاتش دستور داده اون رو به خواستهاش برسونن و ازش حمایت کنن، باور داشت خدا هواشو داره، حالش خوب بود با همون موقعیت، از اینکه این درس رو یکم بهتر از دفعه قبل حل کرده لذت میبرد و نگران هیچی نبود، خدا هم جواب اعتمادش رو داد، مهم نیست که بخوای بگی تا اینجا چقدر کم کاری داشتم اصلا کم کاری یعنی چی؟ ملاکت چیه؟ آدم هایی که میبینی؟ فکر میکنی باید بهتر باشی یا حداقل حداقل مثل اونا باشی؟ ولی مگه شبیه همدیگهاید؟ صرف اینکه تو یه مدرسهاید باید تو هم همون قدر خوب باشی که اون خوبه؟ میدونم همیشه بهترین بودی میدونم همیشه جز تاپ ترین ها بودی میدونم همیشه رویاهات بزرگ بودن و حالا که احساس میکنی دیر شده انگار ترسیدی و ناامید شدی میدونم همیشه دوست داشتی تو 18 سالگی بیزینس خودت رو استارت زده باشی و الان میزنی همه چی یه جور دیگست و نه اینکه از کسی شاکی باشی بلکه میگی همه این ها تقصیر خودمه ولی مگه نیومدیم تو این دنیا که لذت ببریم، مگه نیومدیم که این زندگی رو تجربه کنیم، چرا نمیبینی این همه حال خوب و اتفاقات باحالی که تا اینجا تو زندگیت افتاده، آدم های فوق العادهای که تو زندگیت هستند، با خودت میگی فلانی یه سال از من کوچیک تره و کلی هم خفن تر و موفق تره؟ ولی مگه جز اینه که تو کلی تجربه داری، پارسال فهمیدی اون چیزهایی که بعضی ها تو زندگیشون دارن و از دور برات جالب و باحاله رو تو اصلا نمیخوای، اصلا با روح تو در تقابل بود.
سر کلاس هایی که بودی، این همه حرف پیش اومد با بچه ها و تو میفهمیدی که اون چیزی که روح تو برداشته از اون کلاس اون حالی که تو تجربش کردی رو بقیه تجربه نکردن، حالا مهمه که اون یکی یه سال کوچیک تره و به نظر تو موفق تر ؟
میخوام خودت رو ببینی، همین چند شب پیش مگه با خودت فکر نمیکردی که من چقدررر چیزهای مختلفی رو تو این چندین سال پشت سرگذاشتم، چه کلاس هایی رفتم، چه تجربه های متفاوتی، حالا فکر میکنی اگه الان مثلا خیلی خفن نقاشی میکشیدی و روون انگلیسی صحبت میکردی و بهترین مدرسه بودی اون موقع با خودت در صلح بودی؟
اصلا بیا به این فکر کن که وقتی تو از همین موقعیت شروع کنی( که موقعیتت خیلی هم عالیه، تو خودت رو کم میبینی تو این دو سال این همه نمره خفن داشتی، این همه جز بهترین ها بودی، انقدر معلم ها عاشقت بودن و انقدر ارزش داشتی براشون) بعد فارغ از اینکه خب تهش قراره چی بشه، شاید یه سال بعد امریکا بود یا نه اصلا شریف قبول شدی یا تو بدترین موقعیت رفتی دانشگاه آزاد، بدتر از این که نیست دیگه؟ ته تهش رو میگیم، بیا به جای اینکه درگیر چی میشه باشی، به جای چک کردن رتبه، بگی اصلا خواسته واقعی من چیه؟ مگه نمیخوام یه کار خفن تو کل دنیا انجام بدم، یه بیزینس بین المللی، یه کارآفرینی یه خلق کردن، مگه این خواسته من نیست، درسته میخوام فلان رشته مورد علاقمو تو فلان دانشگاه برند تجربه کنم ولی فارغ از نتیجه مگه برای رسیدن به اون آدم کارآفرین خلاقی که یه مجموعهای داره نباید آدمی شده باشم که چالش ها رو حل میکنه، بلده خودش و تو اون موقعیت کل مجموعه رو کنترل کنه و قدرت ذهن بالایی داشته باشه پس چقدر خوب میشه که از الان تو همین موقعیت تمرینش کنم، همین الان بتونم بگم من اگه منصفانه نگاه کنم از کلی چیزها برای هدفم گذشتم، به خواسته هایی که برام مهم بوده رسیدم، یه موقعیت عالی دارم الان که آرزوی خیلییی ها میتونه باشه پس کسی که کنترل داره میگه من از اینجا شروع میکنم؟ چه خوب چون میتونم از تواناییم درست استفاده کنم، میتونم لذت ببرم از هر قدم، از هر پیشرفت، من آدمیم که میتونم تغییر کنم، میتونم بهترین بشم، قبلا تونستم بهترین باشم خب پس الانم میتونم. اصلا هدف بهترین نیست هدف بهترین خودمه، هدف اینه میدونم پتانسیل دارم، میدونم توانام، میدونم از پسش برمیام و خدا دری باز میکنه که الان در ذهن کوچک من نمیگنجه، پس اعتماد میکنم و دیگه برام مهم نیست تا الان چی بوده، مهم نیست بیزینسم رو تو 18 سالگی استارت بزنم یا 28 سالگی، مهم نیست سال بعد امریکا باشم یا 10 سال بعد مهم اینه من امروز سهم خودم رو انجام بدم، اعتماد کنم، اعتماد کنم که خدای من به من همون توانایی رو داده که فکر میکنم فلان شخص داره، فقط من باید ازش استفاده کنم، چون قبلا ازش استفاده کردم و به هدفم رسیدم، بدون شک بدون ترس بلکه با عشق با لذت با سوت زدن و لذت از مسیر. به خودت کمتر سخت بگیر، این سفر رو ببین نه مقصد رو، خدا حواسش هست تو تو راه درست باش خدا درب نعمت هاش بازه تو باید دریافت کنی، آروم باش خدا راهی بهت نشون میده که لذت ببری عشق کنی و به خواستت برسی، حرف های ذهنت رو باور نکن تو همین الانش خیلی خیلی بهتر از کسی که نیازه برای رسیدن به هدفت هستی، تو این همه توانایی، تو ایمان داری، باور کن خدایی که تا اینجا اوردتت و دیدی که تو تمام این سال ها همواره واقعا همیشه و همیشه شرایطت رو بهتر و بهتر کرده، از اینجا به بعد هم همینه، اصلا اگه قرار نبود برسی نمی آوردت اینجا و اگه استاد رو بهت نشون داد برای اینه که بدونی میشه، به سادگی هم میشه و بهتر از اون چیزی که فکر میکنی الان میشه، یه روزی میشه میشینی رو به روی لپ تاپت یا گوشیت و شروع میکنی که فایل ضبط کردن برای استاد و از شرایطت میگی و اونجا میگی که همه چیز به طور جادویی عالی پیش رفت و من نه تنها الان همون جاییم که آرزوم بود و موقعیت خیلی خوبی دارم بلکه زندگیم از چیزی که فکر میکردم انقدر بهتره که هر لحظه شکرگزار خداوندیم که این نعمت های وصف نشدنی رو وارد زندگیم کرده و زندگیم سرشار از عشق و شادی و لذت و فراوانی شده.
خدایا شکرت که راه درست زندگی رو نشونم میدی و استاد رو راهنمام قرار دادی تا از مسیری مستقیم به خواستهام برسم. شکرت
استاد کامنتم با حال درستی شروع نشد و پر از تلاطم بود اما الان که به لطف الله که هدایتم کرد و بهم گفت فقط برو بنویس حالم عالی شده، نه تنها مومنتوم منفی ایجاد نشد بلکه به آرامش رسیدم، دوست دارم به قسمت های اول دست نزنم و بمونه تا ردپایی باشه برام تا بدونم فقط باید خودم رو به او وصل نگه دارم تا از پس حرف های ذهن بربیام و به جاش بزارم روح الهیم باهام حرف بزنه و اون احساس امید را درونم زنده نگه داره. سپاسگزارم استاد عزیزم
به نام خداوند بخشنده بخشایشگر
سلام به استاد عزیزم و استاد شایسته زیبایم
سلام به همه دوستای توحیدی ام
خدایاشکرت هرچه دارم همه از آن توست و من هیچم
الهی تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری می جویم
روز پنجم توحید عملی
امروز جمعه 4 مهرماه هست، و صبح که از خواب بیدار شدم حال و احساسم خوب بود به نسبت روزهای قبل ، خداروشکر امروز هم صبحه زود بیدار شدم، و رفتم چای دم کردم و اومدم پشت میزم نسشتم که شکرگزاری بنویسم ، بعد از سلام با خدا واصرار به تسلیم بودن در برابر رب ، یهو بهم گفت بیا برنامه و کارهایی که دوست داری انجام بدی و انجام بشه برات بنویس، منم شروع کردم به نوشتن و در آخر هم سپاسگزاری از نعمات خداوند کردم
به لطف خدا خیلی از مواردی که نوشتم انجام شد و بقیه در حال انجام شدن هست
مثل تمیز کردن دیتیلی اتاقم و شستن پرده ها و تغییر دکوراسیون، که همراه انجام کارها به لطف خدا جلسه 10 هم جهت با جریان خداوند گوش میکردم که برام خیلی ارزشمند بود
نکته ای که برام قابل توجه بود ،اینکه وقتی ما از خداوند درخواستی داریم ، از خدا بپرسیم خدایا چه باوری یا فکری در خودم باید درست کنم تا اون نعمت اجازه بدم بیاد به زندگیم ، خدایا تو که میخوای اون نعمت من داشته باشم ، من چه تغییری بکنم تا اونو داشته باشم؟
سوالی که برام طبق این آگاهی پیش اومد اینکه خدایا من چه کار یا باوری در خودم تغییر بدم تا درآمدم اونقدر بالا باشه که راحت و نقد ماشین و خونه مو بخرم
خدایا من چه باورهایی تغییر بدم تا رابطه ای عاشقانه داشته باشم؟
خدایا من چه باورهایی داشته باشم تا قانون سلامتی از همه لحاظ صد درصد عملی کنم؟
خدایا چه باورهایی من تغییر بدم تا بهت هر لحظه اعتماد داشته باشم و توکلم قوی تر از هر لحظه قبل باشه؟
باید بشینم دقیق به این سوالات فکر کنم، و از خدا هدایت میخام که منو به پاسخ این سوالات برسونه
بعد از تمیزکاری رفتم ناهار مخصوص خودم درست کردم و نوش جان کردم
و با یکی از شاگردهای خوب چند سال قبلم صحبت کردیم، خداروشکر که این فرشته ها رو در زندگیم قرار دادی
و بعد هم دوش و یه دمنوش عالی با طعم فوق العاده و…
خداروشکر امروز هر لحظه که احساس ترس یا … میومد سراغم همون موقع میگفتم من تحت حمایت مطلق خداوند هستم
خدا منو هدایت میکنه ، این شرایط موقتی هست، من به مکان ها و شرایط عالی میرم
خداروشکر به لطف خدای مهربون امروز نشونه های خیلی خوبی از خداوند دریافت کردم، مثلا همین سر شب رفتم اتاق نشیمن تی وی روشن بود یکی از کارتن های دوران بچگی مو نشون میداد، و قسمت آخرش بود که شخصیت های اصلی داستان باهم ازدواج کردن ، و این نشونه خوبی بود برام که ادامه بده رابطه عالی بهت نزدیکه ،
خداروشکر داشتم اتاقم که مرتب میکردم، یه سکه طلایی رنگ پیدا کردم ، و همینطور در حیاط یه هزار تومانی که پاره شده بود آوردم خونه که چسب بزنمش ، خب این یعنی ثروت و فراوانی داره میاد به سمتم و من باید در مومنتوم مثبت باشم.
خداروشکر به لطف رب فرمانروای مطلق جهان ، هر لحظه در احساس خوب هستم، امروز واقعا خداوند بهم کمک کرد تا تونستم کارهام اونطور که باید انجام بدم، خدایا ازت ممنونم
و اما در مورد این فایل توحیدی و ارزشمند بگم که ، من اقرار میکنم بارها روی آدم ها حساب باز کردم و نه تنها افتادم که شکستم، چ در بحث کاری، چ روابط و… و با آموزه های شما استاد عزیزم کم کم یاد گرفتم تمرکزم از روی آدم ها بردارم، و به لطف خدا الان تمرکزی روی بحث توحید هستم و تلاش میکنم عملی کنم، خدایا من تسلیم هستم خدایا من کسی که دوسش داشتمو برای خودم بت کرده بودم، فک میکردم اگه به هرقیمتی باشه من حالم خوبه، اگه بره من دیگه همه چی از دست میدم، فک میکردم دیگه آدم خوب نیست، ولی الان با اینکه هنوزم دوسش دارم ، و از خدا در این مورد هم هدایت میخام، …
الان در آرامشم، دیگه نمیخام کسی تو زندگیم بت کنم، دیگه نمیخام به این فک کنم که کسی بیاد و برام خونه و ماشین و … تهیه کنه، خدایا من از خودت میخام
خدایا من نمیخام آویزون کسی باشم که بهم محبت کنه، من اونقدر ارزشمند هستم که همه بی نهایت بهم احترام میزارن و دوستم دارند،
خدایا عوامل بیرونی هیچ تاثیری در ثروت و روابط و سلامتی و.. ندارند
خدایا من اونا رو هم برای خودم بت کردم، اگه زیباتر بودم… اگه در این خانواده نبودم، اگه خونمون خیلی زیبا بود، اگه بابا ثروتمند بود، اگه .اگه …. خدایا من اینارو کردم بت!!
خدایا من ازت معذرت میخام
خدایا من واقعا تسلیم تو هستم، خدایا تو دستم بگیر ،
خدایا قدرت مطلق تویی ، همه چی در دست توست و من استرس دارم … خدایا این یعنی بی ایمانی منو ببخش
خدایا تو هدایتم کن ، تو حمایتم کن، تو حفاظتم کن
تمام قدرت جهان ، در دستان توست، خدایا من فقط از تو میخام، هر خیری که از تو بهم برسه به اون فقیرم
وَ یَرْزُقْهُ مِنْ حَیْثُ لَا یحَْتَسِبُ وَ مَن یَتَوَکلَْ عَلىَ اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ إِنَّ اللَّهَ بَالِغُ أَمْرِهِ قَدْ جَعَلَ اللَّهُ لِکلُِّ شىَْءٍ قَدْرًا
و او را از جایى که گمان ندارد روزى میرساند، هر کس به خدا توکل کند خدا او را کافى است. خداوند در انجام فرمان خود پایدار است و براى هر چیزى اندازه اى قرار داده است.