سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲ - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    896MB
    61 دقیقه
  • فایل صوتی سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    55MB
    61 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1430 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    احسان صالحی گفته:
    مدت عضویت: 2558 روز

    سلام و صد سلام و درود به اساتید عزیزم، استاد عباس منش و استاد شایسته

    وجود شما دو عزیز تو زندگی من برای من برکته. خدای خودم رو خیلی شکر میکنم

    و سلام به هم خانواده ای های عزیزم در خانواده صمیمی عباس منش. سلام :)))

    خدای خودم رو خیلی شکر کردم با دیدن این فایل.

    بعد از دیدن و شنیدن این فایل کلی تو اتاقم قدم زنان هی دور خودم میچرخیدم و آگاهی این فایل رو مرور میکردم و با خودم راجبش صحبت میکردم. دیگه واقعا داشت سرم گیج میرفت ;))

    خانم شایسته ی عزیز شما هم برای من مثل استاد عباس منش هستید.

    دو عمل کننده هیولا به قوانین خدا :)))

    واقعا به دیدن این فایل هدایت شدم. به تمام معنا هدایت شدم. تاحالا به این شدت هدایت شدنمو حس نکرده بودم

    این فایل نشانه ی امروز من بود. بینهایت بابت این امکانی که در سایت هست ازتون ممنونم و خدای خودم رو شاکرم.

    الان که دارم این کامنت رو با ی حس عالی می نویسم قسمت ۸۳ سفر به دور امریکا روی سایت قرار گرفته که توصیف اون حس فوق العاده ی اسب سواری واقعا در قالب کلمات نمیگنجه.

    اما بگم از این فایل

    وای، وای، وای. آخه من چی بگم در مورد این فایل

    نمیدونید چقدر زیاد من این فایلو دوست داشتم

    نمیدونید چقققققققدر زیــــــــــــــــــــــااااااااااااااااااااااااااد من این مکالمه ی بین دو استاد عزیزم رو دوست داشتم

    چقدر من لذت بردم از شنیدن تکاملتون

    چقدر همه چی واسم باورپذیرتر شد. مسیر واسم واضح تر شد.

    آخه این ذهن نجواگر من بعضی وقتا میومد به من میگفت: ببین احسان تو الان ایرانی و اونا تو امریکان. تو امریکایی که دیگه کشوری بهتر و بالاتر از اون نداریم. تو کجا و اونا کجا!

    و اینجوری حالمو بد میکرد. با اینکه تاحالا بارها و بارها از زبان استاد شنیده بودم که ایشون تکاملشون رو طی کردند. مدارهای تکاملیشون رو گذروندن که الان به این جایگاه رسیدن. ولی ذهن من این مراحل تکاملی استاد رو نمیدید و همش داشت الانِ منو که تازه اول راهم با الانِ استاد که مدارهای تکاملیشو طی کرده مقایسه میکرد! و این مقایسه حالمو بد میکرد و ناامیدی واسم ایجاد میکرد.

    با دیدن این فایل، حرفای استاد تو جلسه اول قدم اول واسم تداعی شد که میگفتن کار شیطان ایجاد این ناامیدیه، کار شیطان اینه که آینده رو بد نشون بده، کار شیطان اینه که بخواد ما رو بی عرضه نشون بده!

    اما

    اما وقتی این که مکالمه ی قشنگتون، این به اشتراک گذاشتن درکتون از قوانین، این مرور کردن تکاملتون رو شنیدم، نمیدونید چقدر حالمو خوب کرد، عجب مطالب دندون شکنی بود واسه شیطان ذهنم! یعنی قشنگ زد پوکوندش ها ! ی مشت محکم

    اینکه سفرهاتون رو از همین ترکیه شروع کردین اونم با هیوندای النترا، اینکه بعضی شبا حتی تو ماشین هم میخوابیدین ولی درعین حال داشتین لذت میبردین

    خییییییلی برام جالب بود، اینکه من تاحالا فکر میکردم استاد عباس منش تمام وقت داره تو تهیه قسمت های سفرنامه به خانم شایسته کمک میکنه. اما وقتی استاد گفتن که من نه تنها باد موافق نیستم بلکه تازه کلی هم غر میزدم و خوشحالم میشدم از تموم شدن باطری موبایل خانم شایسته وووو انگار که یه چیزی تو وجودم شکست. اصلا باورم نمیشد که خانم شایسته با وجود عدم همراهی استاد اینقدر عاشقانه برای ماها قسمت های سفرنامه رو آماده میکرده. که البته بعدش بخاطر وجود این عشق بینهایت به این کار استاد هم کم کم همراه تر شدن تو این زمینه.

    واقعا خانم شایسته دست مریزاد. بابا دمتون گرم. شما دیگه چقدر خفنین :)))) کلی حال کردم بخدا. ی تشکر جانانه دارم ازتون که با وجود اینهمه کار باز واسمون با عشق فیلم میگیرید و شکار لحظه ها می کنید و تدوینش میکنید و با ما به اشتراک میگذاریدش :)))

    این فایل خیلی کمکم کرد و در آینده خیلی بیشتر هم کمکم خواهد کرد که به درک بهتری از قوانین برسم، که عملگراتر بشم، که با وجود مخالفت های دیگران بازم با قدرت کارمو انجام بدم، کاریو که دلم داره گواه میده به درستیش. اینو استاد عباس منش تو قسمت ۷۸ سفرنامه هم اون اواخرش اشاره میکنن که وقتی قلبشون چیزیو میگه و هدایت الهی رو دریافت میکنن اگر همه دنیا هم بگن اون کارو نکن بازم اون کارو انجام میده و اینو من امروز در شما هم دیدم خانم شایسته عزیز

    نمیدونید که بابت وجود شما عزیزان در زندگیم خوشحالم و خدای خودم رو شکر میکنم

    راستی! این خواسته ی امروز منم تو تمرین ستاره قطبی بود که با ی اتفاق یا خبر یا آگاهی ای برخورد کنم که حالمو دگرگون کنه و عجب خدا و این جهانی ک خلق کرده کارشونو خوب و بی نقص انجام میدن

    خیلی خوشحالم که در جمع خانواده صمیمی عباس منش هستم و در فرکانس این آگاهی ها

    هزاران هزار بار خدارو شکر

    * و در پایان یه درخواست دارم:

    لطفا هر چند وقت فایل های مشابه اینچنینی برامون درست کنید. مثل همین فایل یه دوربین بزارین و با هم از درکتون از قوانین و تجربه سفرنامه ی سفربه دور امریکا برامون بگید. خیلی حس خوبیه، خیلی کمک کننده تره، خیلی عالیه، خیلی ها :)) همین الان این خواسته به لیست خواسته هام اضافه شد. از خدای خواستم که بازم از این فایل ها برامون تهیه کنید:))

    به امید دیدن قسمت دوم پشت صحنه سفربه دور امریکا :)))

    مرسی که هستین :))))

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  2. -
    پاپیلون گفته:
    مدت عضویت: 3524 روز

    سلام به همه ی اعضای خانواده صمیمی وهم فرکانسم ،خیلی احساس خوبی دارم که اینجا هستم واز خداوند مهربانم سپاسگزارم که مرا باشما پیوند داد،استاد عزیزومریم جانم ،این عالیه که ما استادی داریم که تا این حد بهش نزدیکیم ودردسترسه وداریم خصوصی ترین لحظات زندگیشو میبینیم والگو برداری میکنیم وصدالبته باورهامون بزرگتر میشن ،من تا حالا هیچ ذهنیتی درمورد سفر با RVوکشور امریکا واین همه سرسبزیها وزیبائیهاش نداشتم ،دیروز ازروی نقشه اینترنتی به امریکا ومسیری که دارید سفر میکنید نگاه میکردم ،متوجه شدم که این کشور چقدر سرسبزه وبا مقایسه با نقشه ایران دیدم که فقط نوار سبز دامنه ی خزر مشابه اونجاست ومتوجه شدم که من خییییلی کوچیکم وخیلی چیزا هست که نه تنها نمیدونم بلکه حتی در ذهنم هم نمیگنجید که بهشون فکر کنم ،یعنی من تا حالا نه نمیدونستم یک چنین مکانهای زیبایی در دنیا هست بلکه هنوز کشور خودم رو هم نمیشناختم ،اما حالا جهانبینی من در حال گسترشه واینو مدیون شما هستم ،خیلی خوشحالم که خدا داره این فرصت رو بهم میده که بیشتر با شما باشم ،از سال ۹۵ تا حالا که خیلی اتفاقی همراهتون شدم ،زندگی من زیروروشده ،همه متعجب هستند که چطور یه لیسانسه خانه دار با ۲فرزند تونست در عرض ۳سال اینقدر پیشرفت کنه ،واقعا ممنونم واقعا سپاسگزارم ،شما دستی از خدا برروی زمین هستید، من از لحاظ توحیدی هم بسیار تغییر کردم ،خیلی به خدانزدیکتر شدم ودیگه از هیچ کس غیر از خدا چیزی نمیخوام ،از هیچ کس هیچ انتظاری ندارم ودرعین حال همه رو دوست دارم ،خیلی دوست دارم یکبار ماجرای پیشرفت وجایگاه الانم رو باهاتون به اشتراک بگذارم ، تا ببینید با من چه ها کردید ،.عاشقتوونممممممم ،مریم جانم ،عشقم ،ممنون به خاطر این همه خلوص واحساس خوبت که با دیدن فیلمهات به ما هم انتقال پیدا کرده ،دوستتتون دارم ،شاد ،سلامت وپایدار باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  3. -
    حامد امیری گفته:
    مدت عضویت: 2728 روز

    به نام خدای بخشنده و مهربان که ستایش مخصوص اوست

    قسمت انتخابی من که خیلی تاثیر گذار بود برای من و روحم تماما احساسش میکنه قسمت ۲۶ هست. البته از سری قسمت‌های آبشار نیاگارا من خیلی درس گرفتم.

    توی قسمت ۲۶ «هماهنگی بین ذهن و روح» یک هارمونی ایجاد کرده، هماهنگی میان مخلوقات خداوند، وقتی که با خودت در صلح و دوستی هستی و خودت رو عاشقانه دوست داری تمام مخلوقات تو رو به همون اندازه دوست دارند. این درس رو گرفتم وقتی هماهنگی میان ذهن و روح ایجاد میشه تنها هدایت میشی به سمت زیبایی‌های بیشتر و بیشتر و تا زمانی که این روند رو ادامه میدی و این رو «اصل» میدونی تا بی‌نهایت پیش میری. این یعنی جدایی اصل از فرع.

    وقتی که شبیه به روحت که فراوانی رو باور داره فکر میکنی و فرکانستو بر اساس روحت با « کنترل ذهن » تنظیم میکنی تنها و تنها « فراوانی و ثروت بی‌انتهای خداوند » رو تجربه میکنی. تا زمانی که « و لسوف یعطیک ربک فترضی» می‌شوی.

    طبیعتی که در این قسمت و قسمت‌های بعدش میبینم همه داره به من این پیام رو میده که تماما با خودت در صلح باش

    و اون آبشاری که داره بهم میگه رها و آزاد باش از هر قید و بندی، از هر شرطی شدگی، از غل و زنجیرها رها شو، گاری رو رها کن و مسیر طبیعی زندگیت رو در پیش بگیر.

    اون گل بنفشی که کنار آبشاره داره بهم میگه تو منحصر بفردی نه از کسی بالاتری و نه از کسی پایین تر و حتی مساوی و برابر هم با کسی نیستی، تو خودتی و همینجور که هستی منحصر بفردی. نه اون گل بنفش میگه چرا من قدم از درختا کوتاه‌تره نه درخت میگه چرا من مثل این گل‌های زیبا رنگین نیستم. همه بدون توقع و مقایسه وجود دارن و یک هماهنگی شگفت‌انگیزی رو ایجاد کردن که هر کس که تونسته بین ذهن و روحش هماهنگی ایجاد کنه میتونه این زیبایی‌ها رو لمس کنه.

    همون هماهنگی بین ذهن و روحی که بدون چشم داشت به پرنده‌ها غذا میده به سنجاب غذا میده و به دستان خداوند تبدیل میشه و این هماهنگی تا جایی میتونه ادامه داشته باشه که میتونی هزاران مخلوق خداوند و آسمان و زمین رو مسخر خودت کنی. مثل سلیمان نبی. در همین لحظات که استاد عباسمنش به سنجاب غذا میده چنان خنده‌ای از ته دل میکنه که این درس رو به من داد که از تمام لحظات زندگیت لذت ببر چه در حال دیدن آبشار نیاگارا باشی چه در حال غذا دادن به یک موجود کوچک. دیروز که توی پارک نشسته بودم چنان از زیبایی یک دختر بچه در حال دوچرخه سواری لذت بردم و وقتی از روبروم رد میشد خدا رو در چشمانش میدیدم، همین برایم کافی بود و راضی شدم و هنوزم این زیبایی توی ذهنمه. دارم از این سفرنامه چشیدن طعم واقعی زندگی رو یاد میگیرم اون هم در عمل.

    این قسمت داره بهم میگه همه چیز در « جایگاه صحیح خودش » قرار داره تو فقط هماهنگی بین ذهن و روحت ایجاد کن تا در این ارکستری که خداوند به راه انداخته حضور داشته باشی.

    وقتی میبینم که این صلح درونی چه رابطه‌ی زیبایی رو با فرزند ایجاد میکنه، با عشقت ایجاد میکنه. و چه هدایت‌هایی که داری توسط این هماهنگی درون تجربه میکنی. وقتی که میبینم که این صلح درونی و هماهنگی میان ذهن و روح اصلا شرایط نمیشناسه و اصلا هیچ ربطی به شرایط و وضعیت نداره، هر کجا باشی میتونی ایجادش کنی. همانطور که این هماهنگی هم در بندرعباس وجود داشت و هم در امریکا وجود داره.

    وقتی برگشتم و فایل پاسخ به مسابقه شیوه کنترل ورودی‌های ذهن رو نگاه کردم استاد عباسمنش چه زیبا از این هماهنگی و احساس خوب صحبت میکرد وقتی در خیابونای بندرعباس راه میرفت و اشک میریخت از شدت احساس خوب و رابطه با زیبایی‌های خدای بی همتا.

    دارم عشق بی قید و شرط ، بخشیدن، رها بودن، نچسبیدن، رو از این سفرنامه یاد میگیرم دارم. این هماهنگی بین ذهن و روح رو که دارم میبینم رو در خودم ایجاد کنم و عمل کنم بهش.

    هدایت‌های الهی که همیشه میاد فقط کافیه با خودم مهربان باشم و هر زیبایی رو میبینم غرقش بشم، کافیه این هماهنگی میان ذهن و روح رو ایجاد کنم.

    هذا من فضل ربی

    تا بزودی…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  4. -
    آوا گفته:
    مدت عضویت: 2992 روز

    اینقدر این گفتگو به دلم نشست و زیبایی دیدم که حس میکنم زیباترین قسمت سفرنامه این قسمت

    چقدر خوب باهم حرف میزنید در زمینه روابط عالی هستش

    اینقدر که به همدیگه احترام میذارین استاد سکوت میکنه و باعشق حرفای خانوم شایسته گوش میده بعد خانوم شایسته سکوت میکنه و جوری حرفای استاد گوش میکنه انگار دنیا همین دونفرو داره و این دوتا دارن باهم حرف میزنن

    انگار هزار ساله کنار هم نبودین و الان تازه به هم رسیدین

    بعد اینکه اینقدر زیبا از همدیگه تعریف میکنین خانوم شایسته همیشه جوری دذباره استاد که دوست یا همسرشون حرف میزنه که من تا الان کمتر زن و شوهری دیدم اینجوری باشن تو قسمت4سفر نامه هم وقتی استاد داشت ماشین میشست گفتش که این آدم همه کاری از دستش برمیاد و چقدر خوب ویژگی های مثبت استاد بیان میکنی و متقابل اون هم استاد خیلی خوب وباعشق خانوم شایسته خطاب میکنه

    یه نکته خیلی جاااالب که این فایل داشت این بود که من فکر میکردم هیییچ گونه مخالفتی تو هیچ کاری نباید باشه و وقتی آدم روخودش کار کنه همه چیز موافقه تا اینکه الان استاد گفت خیلی هم موافق سفرنامه نبوده و خانوم شایسته با وجود مخالفت استاد باعشق کارش انجام داده و چقدر این آدم با خودش هماهنگ بوده و عاشق کارش بوده که الان استادم عاشق این کار شده

    و فهمیدم ما تو زندگی در هرمرحله تضاد هایی داریم و علت این تضاد ها این نیست که ما حتما بد روی خودمون کار کردیم یا خوب نیستیم علتش این که ما باید بهتررررترتر بشیم و قشنگ تر با عشق و ایمان بیشتری حرکت کنیم

    این خواستنه خودش عشقه خودش قشنگه اینکه ذره ذره پیشرفت کنیم خودش قشنگه و منم همین میخوام

    منم همین رابطه فوق العاده رو میخوام که با عشق بشینم باهمسری حرف بزنم و ساعت ها حرف بزنیم و زمان از دستمون بره

    وای استاد اونجا که گفتی ساده شدنمون برای سادگی ها یعنی ترکووووندی عالی بود

    چه میچسبه این رها بودنه این آزاد بودنه این عشقه این زیبایی ها

    منم چشمام میسپارم به خدا و زیبایی هاش میبینم خدا بهترینارو واسم میخواد

    البته که با شروع این سفر چشمام رفت به سمت زیبایی هااااا و راحتی و خدا و رها بودن و خوشبختی

    دوستتون دارم تمام بنده های خدای مهربونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    مريم گفته:
    مدت عضویت: 3310 روز

    امروز که بعد از مدتها دوباره این سایت رو باز کردم و دو تا از فیلمهای سفر به دور آمریکا رو نگاه کردم و اینکه چندین بار توی فیلم اشاره شد که دستان خدا روی زمین به کمکت میاد از یه جاهایی که حتی فکرشم نمیکنم. خیلی برام جالب بود که مدتها قبل با یه سازمانی توی آمریکا داشتم مکاتبه میکردم ولی بعد از سه یا چهار مرتبه ایمیل رد و بدل کردن دیگه جوابی از سوی اون سازمان بهم نرسید و ارتباط قطع شد، خیلی ناراحت بودم این روزا و همش به خودم میگفتم خب دیگه من یه ایرانی هستم و تو وضعیت الان چه انتظاری دارم که بهم جواب بدن، خلاصه اینکه مهاجرت به آمریکا و کلاً فکرشم بوسیده بودم و گذاشته بودم کنار، و حتی امشب که داشتم این فیلما رو میدیدم اون قسمتی که خانم شایسته گفت موقع خروج از ایران جلو کانتر این جمله که ایران به دنیا اومدن و آمریکا زندگی کردن انتخابت بوده توی قلبشون تداعی شده و فیلم دیگه ای که آقای عباس منش گفتن که انشالله آمریکا ببینیمتون به نظرم خنده دار اومد و به خودم گفتم محاله تو این وضعیت الان.

    ولی امشب که اومدم تو رختخواب تا بخوابم لینکداین خودمو که باز کردم دیدم که یه خانم ایرانی که توی نیروی دریایی آمریکا کار میکنه و بدون اینکه اصلاً منو بشناسه یا اینکه من بشناسمشون اومدن توی پیج من و تمام مهارتهایی رو که من ذکر کردم دارم، تأیید کردن !!!!!!!!!

    هنوزم دارم به خودم میگم چرا؟؟؟؟

    چرا امشب؟؟

    چرا یه خانم ایرانی که توی آمریکا مشغول کار و زندگی هست؟؟؟

    اصلاً چرا بدون اینکه منو بشناسه اینکارو کرده؟؟؟؟

    احساس میکنم این یه نشونه است از طرف خدا که اگر من بخوام و باور داشته باشم میشود، احساس میکنم که یه نشونه است برای اینکه دوباره برای رسیدن به هدفم جونی دوباره بگیرم و صبر داشته باشم.

    با دیدن این نشونه دوباره یادم افتاد که خدا نگاهش بهم هست.

    خدا رو صد هزار مرتبه شکر،

    نمیدونم چجوری باید بگم که چقدر دوستش دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  6. -
    مطهره مودی گفته:
    مدت عضویت: 2421 روز

    با سلام خدمت استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و تمامی اعضای سایت فوق العاده و شگفت انگیز عباس منش دات کام.

    من تا الان با اکانت همسرم توی سایت فعالیت داشتم و فکر میکردم ساختن ایمیل و عضویت در سایت سخت هست . الان که مدت یک سال هست با سایت و استاد همراه هستیم شاید بگم پنج یا شش ماه هست که میخواستم خودم بیام عضو بشم و نظر بذارم و فکر می کردم نمیشه. امروز اومدم نشستم پای سیستم و تصمیم گرفتم هرطور شده عضو سایت بشم و با اکانت خودم نظر بذارم و خدا هم کمک کرد و کلا ده دقیقه زمان برد و من عضو سایت شدم و صفحه خوش آمدگویی رو که دیدم خیلی تعجب کردم باورم نمی شد که تونستم این کار رو بکنم. این همون خودباوری هست که استاد همیشه درباره اش صحبت می کنند که ما همه هر کاری رو میتونیم انجام بدیم اگر باور داشته باشیم که میتونیم.و خدا رو شکر کردم والان امدم توی مسابقه شرکت کنم.

    این مقدمه رو نوشتم چون دوست داشتم بچه ها جسارت به خرج بدن و برن سراغ کارهایی که فکر میکنن نمی تونن انجام بدن.

    من قسمت 28 رو انتخاب کردم به عنوان تاثیرگذرترین قسمت برای خودم و دلایلش رو هم براتون می نویسم:

    اول اینکه همه قسمت ها عالی بود و حتما قسمت های بعدی هم عالی تر هستند و انتخاب یک قسمت کمی سخته ولی حالا من از دیدن قسمت 28 لذت بیشتری بردم

    مهمترین پیام این فایل های سفر به دور امریکا و تمام فایل هایی که زیبایی ها رو به نمایش میذاره این هست که ما ببینیم چه چیزهایی هست در دنیا و بعد اونها رو بخوایم و بعد به سمتش هدایت بشیم.

    من فایل های سفرنامه رو از ابتدا هر کدوم رو چند بار دیدم و اتفاقا یه سفر به شمال هم داشتیم که مدتی بود میخواستیم بریم و شرایطش پیش نیومده بودکه حدودا قسمتای هفت و هشت بودم که ما رفتیم سفر و این رو من یک نشونه دیدم که قانون تمرکز بر نکات مثبت کار میکنه و از توضیح اتفاقای جادویی که توی سفر برامون افتاد که سفر لذت بخش تر شد دیگه صرف نظر می کنم.و این رو فقط بگم که من خیلی درس گرفتم از این سفر شما چون من به شدت آدم بد مسافرتی بودم و اینقدر این فایل ها روی من تاثیر گذاشته بود که همسرم واقعا تعجب میکرد من چه قدر تغییر کردم و من خوشحالم از این تغییر.

    من تا الان حتی عکسی هم از آباشار نیاگارا ندیده بودم فقط اسمش رو شنیده بودم و اصلا نمی دونستم کدوم کشور هست.و تشکر می کنم که ما رو همراه خودتون کردید و ما هم از دیدن آن لذت بردیم.آبشار بسیار فوق العاده بود و دلم خواست یک روز خودم برم زیر ابشار.

    خانم شایسته عزیز هم که اونقدر با احساس این فیلم ها رو تهیه می کنند که من خودم رو واقعا همسفر شما می دونم. دیدن زیبایی بی نظیر ابشار و دیدن ادمایی که چه قدر از اون فضا لذت می بردن احساس شادی زیادی رو به من هدیه کرد. انگار که اون ابهای ابشار می ریخت روی صورتم.اون قایقی هم که سوار شدید خیلی تصاویر متفاوتی رو از یک زاویه دیگه به نمایش می گذاشت.فیلمبرداری خانم شایسته که انگار با یک دوربین و پایه فیلم می گرفتن من باورم نمیشد که به دوربین موبایل بوده فکر میکردم فیلمبرداری ها با یک دوربین حرفه ای و کلی هماهنگی از قبل انجام میشده. و این همون هدایتی هست که خود خانم شایسته درباره اون حرف زدن.

    من به طرز وحشتناکی اهل فیلم و تلوزیون و پیگیر اخبار بودم ولی بعد اشنایی با استاد همه رو گذاشتم کنار و الان بعضی وقتها تکرار فیلم هایی که قبل می دیدم رو حتی چند دقیقه می بینم حالم بد میشه سریع خاموش می کنم و به خودم میگم چه طوری اینا رو نگاه میکردم. بی خودی نبود که مشکلات از در و دیوار روی سرت آوار میشد. والان مدتی بود که دنبال فایل های زیبایی های طبیعت بودم چون من اهل ماهواره نیستم وتلوزیون ایران هم مستندهای زیادی درباره زیبایی ها نداره و بیشتر فیلم های زیبایی طبیعت رو باید از سایت ها بخری و خدا رو شکر این فایل ها جایگزین برنامه های تلوزیون شده که ما خانوادگی از دیدن اونها لذت می بریم.

    من تا الان فکر می کردم که اصلا خارجی ها یعنی غیرمسلمان ها آدم های بدی هستند و اصل به خانواده پابند نیستند و بعد با دیدن این فیلم ها متوجه شدم که آنها هم به کانون خانواده اهمیت میدن و من اشتباه فکر می کردم من ادم زن و شوهرهای سالمندی رو می دیدم که خیلی خوشحال با هم سفر می کردن. زن و شوهرهای جوانی که با بچه ها شون بودن و از مناظر ابشار لذت می بردن و کلا طرز فکر من نسبت به خارجی ها عوض شد و فهمیدم خانوده براشون خیلی مهم هست و اونطوری نیست که به ما گفتن خیلی ازاد هستند و روابط ازاد دارن و اصلا خانواده در کشورهای دیگه از هم پاشیده هست و ذهنیت من توی این موضوع خیلی تغییر کرد.

    و بعد اینکه من خودم اصلا سفرهای خارجی نرفتم البته غیر از سفرهای زیارتی به خاطر همین اصلا تا قبل از اشنایی با استاد نمی دونستم خارجی ها چطور زندگی می کنند و چه شرایط و موقعیت هایی رو دارند. من بعد از اشنای با استاد تازه فهمیدم که زندگی اون قفسی نبود که من ساخته بودم و من هم اون پرنده پر و بال شکسته نبودم. اصلا به سفر خارجی فکر هم نمی کردم. اصلا تا حالا عکس یک اتوبوس مسافرتی رو هم ندیده بودم از آبشار نیاگارا هم فقط اسمش رو شنیده بودم. ذهن من خیلی محدود بود. من فکر می کردم امدیم به این دنیا که فقط رنج بکشیم و هر روز ازمایش بشیم و ان دنیا هم مورد خشم خدا هستیم و هرکار هم که بکنیم ته جهنم جایگاهامون هست .فکر میکردم همین که یه سقفی بالای سرمون باشه و یک ماشین معمولی و یک حقوق ناچیز برای زندگی این ته خوشبختی است و ماشین خارجی و خانه بزرگ و باغ و ویلا و سفرهای خارجی اصلا برای ما نیست و اصلا از خدا هم نخواسته بودم و فکر میکردم دیگه خیلی بده ادم همش از خدا چیزی بخواد.ولی الان که یک سال هست همراه سایت هستم این محدودیت ها کنار زده شد و من دارم به داشتن چیزهایی توی زندگیم فکر میکنم و خوشبختی رو در زندگی تجربه می کنم که تا الان بهش فکر هم نکرده بودم.

    با دیدن این صحنه ها برای من و همه اعضای سایت خواسته هایی به وجود میاد که تا الان اصلا نمی دونستیم که هستن که بخوایم داشته باشیم. شاید خودتون ندونید که وقتی یک ادم واقعا حالش خوب نیست دیدن این فایل ها جدا زنده می کنه اون ادم رو.من که خودم هر موقع یکم احساسم بد میشه میام این فایل ها رو میبینم چون الان دیگه یاد گرفتم که اگر همون لحظه اون احساس بدرو از خودم دور نکنم چه بلاهایی سرم میاد.

    ممنون از استاد و خانم شایسته عزیز که ما رو به یک سفری بردن که برای من کشف ناشناخته های جهان اطرافم هست.از دیدن تک تک فایل های شما لذت می برم و منتظر فایل های بعدی شما هستم.

    من روابط خوب /زندگی کردن در لحظه /لذت بردن از سفر/پشتکار داشتن/ ادامه دادن و خسته نشدن/ حرکت کردن و در جا نزدن/ دیدن زیبایی ها به جای زشتی ها/ و خیلی چیزها رو از شما یاد گرفتم. من ادم خشک و غیر قابل انعطافی بودم که الان تغییر کردن رو یاد گرفتم و این مهمترین درس زندگی من بود.

    یکم توضیحاتم طولانی شد چون خواستم روند تغییرات یک فرد رو دوستانی که این کامنت رو میخونند حس کنند.

    ممنون که وقت گذاشتید و کامنت رو مطالعه کردید.

    روز وروزگارتون پر از رد پای خدا ان شاالله.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
    • -
      ليلا كيايی گفته:
      مدت عضویت: 3152 روز

      سلام و درود مطهره ی عزیز

      خیلی خوشحال شدم که امروز به جمع این خانواده ی صمیمی عباسمنش پیوستی و ورودت را خوش آمد میگویم?????

      بابت کامنت زیبایت هم سپاسگزارم

      در خدای فراوانیها شاد باشید و راضی و پرروزی?????

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    منصوره یعقوبی گفته:
    مدت عضویت: 2822 روز

    به نام خدا

    سلام به استاد عزیزم و مریم عزیزتر از جانم و خانواده صمیمی عباس منش

    من قسمت ۲۲ رو بیشتر از همه دوست داشتم، قسمتی که خانومی همراه مادر پیرش بود و از شما دعوت کرد که به خونش برید و قبلش هم شما رو به یک شیرینی فروشی برد و …

    دلیل اینکه من این قسمت رو بیشتر دوست داشتم این بود که خیلی چیزها برام باورپذیر شد و فهمیدم که فقط استاد عباس منش نیست که اینجوری داره زندگی میکنه و آدم های دیگه هم هستند که همچین سبک خوب و راحتی از زندگی دارن و برام عینی سازی و باورپذیرتر شد که یک نفر دیگه هم هست که چند تا ماشین داره، خونه فوق العاده ای داره و روابط عالی داره و مادری که با اینکه سن بالایی داره ولی ماشالله سالم و سلامته. هر دوی اونها فوق العاده بودند و من عاااااااشق خونه ی این خانومها شدم. من سه چهار بار پشت سر هم این فایل رو نگاه کردم و از فضای خونه لذت بردم و با تمام وجودم گفتم خدایااااا من دوست دارم یه همچین جایی باشم، من دوست دارم تو همچین خونه ای باشم. خداجون من این گلا رو دوست دارم من این فضای سبز رو دوست دارم هر چیزی که اونجا میدیدم برام جالب بود و این خواسته در من شکل گرفت و فهمیدم که چی می خوام. می خوام چه جوری زندگی کنم میخوام چی داشته باشم می خوام کجا باشم واقعاً فوق العاده بود.

    من اکثر فایلا رو با پسر ۲/۵ ساله ام میبینم و پسرم با دیدن فضای درختها و رودخونه زیبای اون شهر بهم گفت مامان ما هم میریم اینجا؟ و بهش گفتم آره پسرم، حتما،. شک نکن!

    من این قول رو به پسرم دادم چون مطمئنم قانون جواب میده!

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      Beh Afarin گفته:
      مدت عضویت: 2167 روز

      به نام رب تنها فرمانروای دنیا..

      به نام خداییی که من رو خالق زندگی خودم قرار داده است..

      سلام دوست خوبم امشب یهو هدایت شدم به کامنت زیبای شما..

      ای جان دلمممم وقتی که گفتین پسر کوچیکتون که فقط 2/5 بوده اون موقع باهاش فیلما رو میدیدن و تجسم میکردین اونم به شیوه ی کودکانه..

      ای جانن دلممم که از همون بچگی داره با دیدن زیبای ها بزرگ میشه..

      خدا حفظش کنه و انشالله که به آرزوش برسه به زودی..

      خیلی حسم خوب شد و خواستم حسمو بهتون بگم..

      در پناه الله به بهترین ها برسین

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    رضا تاجیک گفته:
    مدت عضویت: 3251 روز

    به نام خدای خوبم

    سلام خدمت استاد عزیز و خواهر خوبم خانم مریم شایسته و همه ی دوستان.

    من لیلا هستم و با نام کاربری همسرم وارد شدم.

    سفر یعنی پخته شدن یک انسان در حد به دست اوردن تجربه های ناب یک زندگی سرشار از آرامش.

    سفر کردن یعنی هیحان،یعنی شور،یعنی دیدن زیبایی های بزرگ و کوچک.

    سفر یعنی شناخت خداوند مهربان؛ خدایی که زیباست و خالق این همه زیبایی است و با دیدن این همه نشانه ها و زیبایی ها در طبیعت تو به آرامش میرسی و حس میکنی که به خداوند نزدیک تر شده ای تا جایی که خدا را در وجود خودت حس میکنی و میفهمی که خداوند خود تو هستی!

    همه ما کم و بیش به سفر رفته ایم و هرکس به شیوه خود مسافرت میکند. بعضی انقدر منظبط و قانون مند به مسافرت میروند که میتوان گفت هدف اصلی آنها فقط طی کردن مسیر هایی از پیش تعیین شده است.

    ولی برخی دیگرفقط هدفشان لذت بردن از مسیر سفر است و مقصد معینی ندارند.

    انها از کوچک ترین زیبایی ها لذت میبرند و بهترین مکان ها برایشان فراهم میشود. یعنی به سوی آنها هدایت میشوند تا در کمال راحتی و آسایش،استراحت کنند و در اوج آرامش میباشند.

    و طبق قانون هرچه بیشتر لذت ببری و سرشار از آرامش باشی،خداوند تو را به سوی زیبایی ها و لذت های ببشتر هدایت میکند. دقیقا مثل شما!!!

    من و خانواده ام با دیدن سفرنامه های شما،درس زندگی را آموختیم که نه تنها در سفر بلکه در تمامی مراحل زندگی مان کاربرد به سزایی دارد و نتایج شگفت انگیز آن را هم دیدیم.

    مرتبا میگوییم خداوند ما را هدایت میکند به بهترین مکانها در بهتربن زمان و ما همیشه در حال هدایت هستیم؛ و باور به این موضوع آرامشی وصف ناپذیر در وجود ما ایجاد میکند و دیگر اینکه برای هرچیزی بینهایت شکرگزاری میکنیم(خدایا شکرت!)

    تمامی سفرنامه های شما پر از نکته و درس زندگی است. پر از شادی و لذت و آرامش و راحتی به طوری که دختر 8 ساله ام به جای دیدن برنامه کودک سفرنامه های شما را میبیند و غرق در شادی و نشاط میشود.

    همه ی اعضای خانواده ما در کنار هم سفرنامه های شما را دنبال میکنیم. نحوه ی بیان کردن و توضیح دادن خانم شایسته عزیز ،دیدن مناظر زیبا را صد چندان میکند.

    ما عاشق سفرنامه 26 هستیم. به خصوص قسمت اخرش ،سلیمان نبی!!

    نکات قابل توجهی که در همه ی سفرنامه های شما وجود دارد تایید کردن یکدیگر و ابراز علاقه و دوست داشتنتان است[عاشقتممم من!!] (که البته من میخواهم درمورد سفرنامه 26 صحبت کنم‌.)

    استاد از مایک عزیز در دو جمله آنچنان تعریف کرد که از او یک قهرمان ساخت و با اینکار ایشون به بالا بردن اعتماد به نفس پسرشون بی نهایت کمک کرد.

    (پسر من رو به آبشار ایستاد. هیچ کس جرات نمیکرد که رو به ابشار بایستد! این مرد شجاع است)

    حس رضایت و شادی که در چشمان مایک دیده میشد مرا به فکر فرو برد که چرا من به دنبال نکات هرچند کوچک فرزندانم نباشم؟! و آنهارا بیان نکنم؟ چرا؟!

    نکته بعدی که بازهم درهمه ی سفرنامه های شما وجود دارد شکر گزاری بینهایت شماست که با دیدن هر منظره و زیبایی و هر اتفاق خوب به ظاهر کوچک خدارا شکر میکنید.

    شوخ طبع بودن استاد که وقتی مایک با هیجان داشت از زیبایی های آبشار تعریف میکرد!

    دیگر اینکه دقت زیاد شما در دیدن زیبایی ها .

    دیدن سنجاب خوابیده روی نرده ها و غذا دادن به او.

    راحت بودن استاد و نشستن روی زمین که خیلی هم تمیز نبود و به پیروی از ایشون مایک هم خیلی راحت روی زمین نشست.(ما در تمام لحظه ها برای فرزندانمان الگو هستیم، چقدر خوبه که به آنها آرامش و راحتی رو یاد بدیم)

    گفتن این جملات زیبای استاد به پرنده ها: اینجا فراوانی زیاده،اینقدر همدیگرو نزنید،بخورید و خدارا شکر کنید!

    و جای تاسف و تعجب زیاد است که برخی از افرادکه از کنار اینهمه زیبایی میگذشتند،هیچ توجهی به آنها نمیکردند و حتی سر و صدای پرنده ها هم نمیتوانست توجه انها را جلب کند تا اینهمه زیبایی و لطافت را ببینند.

    من و خانواده ام متوجه شدیم که باید آگاهانه به زیبایی های اطرافمان نگاه کنیم و در جست و جوی انها باشیم و بدون شک خداوند ما را به سوی زیبایی ها و لذت های بیشتر هدایت خواهد کرد.

    با آرزوی موفقیت های روز افزون برای خانواده بزرگ عباس منش.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  9. -
    حمید جاوید گفته:
    مدت عضویت: 3537 روز

    سلام به همگی

    خب همونطور ک همتون میدونین هر فایلی که رو سایت میاد چ از محصولات و چ فایل های رایگان کلی نکته داره، کلی زیبایی داره که نمیشه بگی این نکته، این بخش از توضیحات یا فلان حرف استاد یا فلان تصویر همون نکته اصلی بود.

    به نظرم کل این جریان ی جریان پیوستس که تو توش غرق میشی و بعد ی جاهایی انگار اون جرقه طبق هدایت الهی در تو زده میشه که باعث میشه ی پله رشد کنی.

    اینو الان میفهمم که چطور حتی فایل های ب ظاهر ساده سفرنامه که توش طبیعت بازیگر اصلیه داره طبق اون جریانی که ازش حرف زدم جرقه هدایت به مدارهای بالاتر رو در من میزنه.

    و این کار دست هنرمند خداوند که قشنگ وقتی خودت رو تو اغوشش رها میکنی ب بهترین نحو هدایتت میکنه

    پس به نظرم اینکه ی فایل رو انتخاب کردن توسط من نمیتونه حق مطلب رو ادا کنه.

    پس سعی میکنم نکات مثل هر فایل رو که رو من تاثیر گذاشته و بعضا باعث شد فلان مطلب رو که قبلا تو فایل ها شنیدم و یا تو زندگیم تجربه کردم رو بهتر درک کنم، انتخاب کنم و ی توضیح مختصری در موردش بدم

    قسمت اول

    به نظرم اساسی ترین نکته مثبت این فایل صحبت کردن از رهایی نسبت به لحظات زیبا بود.

    اینکه حتی ب نکات مثبت گذشته و حتی همین لحظه ای که دارم این مطالب رو مینویسم نچسبم. بلکه فقط ازش لذت ببرم و منتظر باشم تا اتفاقات جالب تر و مثبت تر به نحو بهتر و بیشتر وارد زندگیم بشه

    اینو الان که به لطف خدا داره اون بذری که سال ۹۵ کاشتم جوونه میزنه بهتر درک میکنم. ی جوونه ای که همه چیز داره، سلامتی، شادی، تمرکز بر نکات مثبت، روابط عالی، ثروت و استقلال مالی، بهتر درک کردن هدایت و الهامات خدا.

    اره که اصل اینه که باید فقط لذت برد و منتظر زیبایی بیشتر بود، منتظر اینکه بذاری خدا هدایتت کنه و تو تو این بین عجله ای نکنی، تقلایی نکنی و بقول خودمون پارو نزنی

    و خب زیبایی های این قسمت هم به نظرم میتونه جاده ترو تمیز و ۴ باند که خیلی راحت ملت دارن توش میرونن بدون اینکه ترافیکی باشه و خب دو طرف جاده و اون سرسبزی و درختا و البته هوای پاک و غروب افتاب با اون رنگ های بی نظیرش بود.

    …………………………………………………………………………………………………..

    فایل دوم

    به نظرم باید این فایل رو از نظر اول قانون جهان هستی بررسی کرد و اونم قانون فرآوانیه

    به نظرم این فرآوانیه نعمت که باعث میشه انقدر زیبایی وجود داشته باشه که تو پارکهای ملی انقدر محیط بکر وجود داشته باشه درحالیکه اصلا مکانیه برای تفریح ادم ها. اما فارغ از این شرایط اون سکوت و بکر بودن مناظر ی چیز واقعا هیجان انگیز.

    این فراوانی نعمت که باعث میشه تو ی خانواده، بزرگترها راحت به کوچیکترها ازادی عمل بدن برای اینکه کارهای جدید رو امتحان کنن تا تجربه کنن این زندگی رو تو هر لحظه.

    اما تو اون بخش دیگه که ۹۰ و خورده ای از کل جامعه رو تشکیل میده باورهای فقیر باعث میشه بزرگترها از ترس اینکه اون چیزی هم ک دارن ب دست بچه هاشون خراب بشه و از بین بره این باور کمبود رو از اون بچگی تو ذهن بچه هاشون بکارن که

    نکن!!!!

    تو نمیتونی!!!!!

    الان خرابش میکنی!!!!

    و خب این بدترین بذریه که میشه تو دل حاصلخیز این خاک کاشت

    واس همین میتونم بگم بهترین نکته ای که میتونم از این قسمت بیان کنم ازادی عملی بود که استاد به میکائیل داد برای اینکه ی کار ساده رو انجام بده. حتی تو قسمت اول فک کنم نشستن پشت سانتافه هم بود که البته مشخص نبود اما میشد از هیجان میکائیل فهمید ک قرار پشت رول بشینه.

    اره این بهترین زیبایی بود که این فایل برای من داشت

    و البته توضیح پایانی خانم شایسته که الان ک میبینم شده ذکر چند باره رزم که خدایا تو ب چشم و گوش و زبان و ذهن و قلب و دست و پام این قدرت رو بده که تو مسیری قدم بردارم که هر بار زیبایی بیشتری رو درک کنم تا حس بهتری رو تجربه کنم تا بیشتر از قبل سپاسگزار تو باشم و اینجوری ظرف وجودم رو بزرگتر کنم تا گنجایش بیشتری برای دریافت نعمات بی نهایت تو داشته باشم.

    ………………………………………………………………………………………………………………………..

    قسمت سوم

    بچه ها واقعا میخوام بگم عجیبه!!!!!!!!

    ولی نمیتونم بگم چون میدونم تم قانون چیه و اینکه وقتی ازش استفاده میکنی و حالت رو خوب نگه میداری همه چیز رنگ و عطر دیگه ای به خودش میگیره (:

    خب الان قسمت ۳۲ رو سایت اومد و ما داریم از اول فایل هارو مرور میکنیم و تقریبا من که نمیدونم دقیقا تو این قسمت فایل چ اتفاقی افتاده بود.

    اما نکته جالب اینه وقتی داری سعی میکنی با خودت در صلح قرار بگیری و این قرار و مدار رو یکم بهش پایبند میمونی انگار دیدت، نگاهت عوض میشه…..

    واس همینه که من تو این قسمت حس کردم دارم همه چیز رو واضح تر میبینم. زیبایی هارو بهتر درک میکنم.

    نکته زیبایی ک تو این قسمت اون پالس گرما بخش رو تو قلبم به حرکت در اورد همین ارامش و در صلح بودن افراد مختلفه که در کنار هم انقدر زیبا دارن اول از همه از وجود خودشون و درکشون و محیطی که دارن میبینن لذت میبرن و بعد با نگاه زیبا به بقیه نگاه میکنن، لبخند میزنن.

    افرادی که نسبتی با هم ندارن اما قشنگ درک میکنن که جنس وجودشون با اون ادمه یکیه. برای همینه که انقدر زیبا لبخند میزنن.

    و توی همین افکار بودم که خانم شایسته از این موضوع تنوع قوم و نژاد و صلحی که در عین حال بینشون وجود داره صحبت کرد و حس خوبی رو بهم داد که اره مدارمون وقتی بهتر از قبل روی خودمون کار میکنیم بالاتر میره تا این زیبایی ها رو بهتر درک کنیم.

    و این باعث میشه که بفهم قوی ترین فرکانس موجود تو جهان داشتن احساس خوبه و اون حس شکرگزاری که بهت دست میده…… (:

    …………………………………………………………………………………………..

    قسمت ۴

    به نظرم این قسمت برام زیبایی ثروت بیشتر از قبل نمود پیدا کرد.

    چرا؟؟؟؟؟

    چون یکی از علاقه های من آشپزیه. و خب استفاده از بهترین مواد اولیه تو ساده ترین حالتش

    واس همین دیدن فضای والمارت و این همه نعمت و خوردنی های خوشمزه که دستت رو باز میذاره برای خلاقیت تو آشپزی کردن برام هیجان داشت.

    در واقع دیدن این لحظات باعث شد بهتر از قبل وقتایی که میرم فروشگاه تا حس خرید هر چیزی به هر مقدار رو تجربه کنم، خودم رو تو مدار ازادی مالی و زمانی تجسم کنم.

    تو این قسمت زیبایی ثروت و وقت ازادی که بهت میده تا از بی نهایت نعمت خداوند استفاده کنی بدون اینکه نگران گذر زمان باشی که الان وقت کم میارم برای انجام کارهایی ک دارم و حالا چجوری پول بدست بیارم رو تجربه کردم…… (:

    ………………………………………………………………………………………………….

    قسمت ۵

    تو این قسمت جدا از زیبایی ثروت که به ما هر روز امکان استفاده بیشتر از امکانات بهتر رو میده و خود اون امکاناتی که هر روز زندگی رو ساده تر میکنه اعراض استاد از توجه به تخلیه فاضلاب بود.

    برا من خیلی جالب بود که اول خود ایشون در حد فان به قضیه اشاره میکنه اما در ادامه که خانم شایسته میگه این بو داره اذیت میکنه و کارش رو انجام بدیم استاد قشنگ میگه اشکال نداره که همون اعراض و توجه نکردن به موضوع نادلخواهه و نکته جالب تر نوع نگرش به اینکه اقا توجه به ناخواسته توجه به ناخواستس و اگر شما اینکار رو انجام بدی هرچند جزئی و در این مقدار شرایط ناخواسته ای رو در جنبه های مختلف قطعا تجربه میکنی. فرق نمیکنه حالا ممکنه سلامتیت باشه، ثروت باشه، رابطه باشه یا هرچیز دیگه

    توجه به اعراض کردن از جزئی ‌ترین حالت ی ناخواسته تو این بخش برام درس بزرگی بود که دیگه به خودم بگم حواست باشه فک نکنی چون این چیزی نیست حالا ادامش بدم. ناخواسته فرکانس ناخواسته داره و تو این بین هرچی توجهت بیشتر و احساست بدتر، ناخواسته هم بزرگتر و بزرگتر و البته عکسشم همینطور.

    ………………………………………………………………………………………………………………………

    قسمت ۶

    این نکته برای دومین بار که نظرم رو جلب میکنه. وقتی تصویر پل و مناظر اطرافش رو نگاه میکردم عجیب تمیزی اونجا برام شگفت انگیز بود. ی آن داشتم طبیعت اینجا و پیاده رو هاش رو با اونجا مقایسه میکردم و ناخودآگاه تحسینش کردم و لذت بردم که خدایا چقدر اینجا زیباست. حسم این بود که خدا چقدر خودش به اونجا رسیدگی میکنه و یاد حرف استاد و باروناش افتادم که همیشه زمینو تمیز تمیز میکنه و بعدش خانم شایسته به این تمیزی نکات مثبت اشاره کرد.

    اینا برای من خیلی پر معناست که دارم تو روند درستی قدم بر میدارم. اینکه دارم اگاهانه تر سعی میکنم رو نکات مثبت تمرکز بیشتری بذارم و خب طبیعیه که نتایج دلخواهم رو بیشتر از قبل بگیرم.

    خدایا شکرت

    ……………………………………………………………………………………………………..

    قسمت ۷

    به نظرم بهترین اسم و نکته مثبتی که میشه تو این قسمت برداشت کرد و یاد گرفت و بهش فکر کرد و تحسین کرد و سپاسگزار بود این جملس:

    In GOD we trust ۱

    اعتماد به خداوند به عنوان رب و فرمانروای هستی. نیرویی که دستش بالای تمام دست هاست. مدیریتش، هدایتش، زمانبندیش و هرچیزی که خیال مارو از بابت غرق شدن در نعمت ها راحت میکنه فرای تصور ماست.

    اره اعتماد به خداوند در تک تک تاروپود مخلوقات نهفته شده به غیر از انسان هایی که تمرکزشون روی ناخواسته هاست و نگران هستند و اصل خودشون رو از یاد بردند که اگر ب یاد بیارن، مثل این پروانه ها در ارامش کامل تکاملشون رو طی میکنن تا از ی کرم نحیف به ی مخلوق شگفت انگیز و زیبا تبدیل بشن.

    دیشب ی مستند از حیات وحش اروپا دیدم یجاش بود که مربوط به بیدار شدن خرس قهوه ای از خواب زمستانی بود. راوی داشت میگفت اما اون تنها نیست، ی توله هم وجود داره. یهو از زیر دستای مامانه ی ورژن کوچیک شده بامزه از اون خرس عظیم الجسته زد بیرون. خیلی باحال بود (:

    راوی میگفت این توله تو حین گذران خواب زمستانی توسط این خرس به دنیا اومده، درحالیکه مامانش خواب بوده……….!!!!!!!

    و با اینحال که چشماش نمیدیده اما هدایت خداوند باعث شد که این توله بره تو اغوش مادرش و شیر بخوره (:

    و اینجا بود که عشقم باز دست به کار شد تا بهم درس مهمی رو بده……!!!!

    درس اعتماد داشتن به مدیریت و به یاد اوردن این ایه که اگر خداوند بخواد کسی رو بالا ببره، اگر تمام جهانیان جمع بشن نمیتونن اون فرد رو ب زیر بکشن.

    خدا بهم گفت ببین حمید جان!!!

    این منم که همه چیز رو تحت کنترل دارم و همه چیز رو در زمان مناسبش در مکان مناسبش قرار میدم.

    این خرس رو ببین، این خرس با اعتماد داشتم به من به خواب میره در حالیکه حاملس و بچه ای تو راه داره اما میدونه که اختیار امور در دستان کسیه که رو دستش هیشکی نیست.

    واس همین با خیال راحت میخوابه و کارها رو به دست یگانه مدبر جهان میسپازه

    اره اگر تو هم به اندازه سر سوزنی این هدایت رو قلبا باور کنی و خودت رو در اغوش من رها کنی میبینی که جهان چطور مسخر توست

    و خدارو گواه میگیرم که امروز پاداش این اعتماد داشتم به خدا رو گرفتم.

    در حالیکه داشتم از زندگیم لذت میبردم و هر بار جلوی اینه این جملات رو میگفتم خدا داشت کارهای پشت پرده رو انجام میداد و این چقدر کیف داره که تو فقط لذت ببری و کارها برات انجام بشه

    من انسان بی نهایت ارزشمندی هستم

    محصولاتی که تولید میکنم هم بی نهایت ارزشمندن

    خدایی که میشناسمش و تو وجود منه و فرمانروای تمام جهانیانه و تمام ثروت در اختیارشه، عاشقانه برام مقدر کرده که انقدر بهم ثروت بده که نتونم تصورش رو بکنم و بشمارش.

    بی نهایت انسان وجود داره که عاشقانه میخوان که از محصولاتم استفاده کنن.

    پس تنها کاری که من باید انجام بدم اینکه اجازه بدم خداوند اونارو به مدار من وارد کنه، و من قرار نیست تقلایی کنم که وارد مدار اونا بشم. من فقط لذت میبرم و خداوند کارهارو انجام میده

    پس من به خدا این اجازه رو میدم

    و ان اقول لهو کن فیکون…….. (:

    ………………………………………………………………………………………………….

    قسمت ۸

    به نظر کل نکته مثبت، قانون و اون درسی که دارم ازش این روزا حس حال خیلی بهتری رو تجربه میکنم این فیلم کوتاهی بود که کوکاکولا نشون داد و اون پیامش که:

    این لحظاته که ما به یاد میاریم نه روزها.

    اره ارزش همین لحظس که همه چیز رو در خودش داره. میتونه ۲ نفر تو ی خونواده با ی شرایط مشترک ۲ تا حس و حال متفاوت رو تجربه کنن به خاطر اینکه اون تا تو ۲ تا لحظه متفاوت تو ی روز مشترک دارن زندگی میکنن.

    و این قدرت فرکانسه، این قدرت تو و منه برای ساختن زندگیمون. این ثابت بودن سنت الهی و هدایت خداییست که یگانه فرمانروای تمام جهانیانه

    و این خدا همیشه با منه و با من حرف میزنه و بهم میگه کی، کجا و چطور عمل کنم که بهترین نتیجه رو در کمترین زمان ممکن بگیرم

    خدایا شکرت

    …………………………………………………………………………………………………

    قسمت ۹

    فقط میتونم بگم خدایا شکرت

    نمیدونم چ حسیه اما هر چی هست خیلی دوسش دارم. تو این دور که دور ۲ دیدن فایل های سفرنامس انگار یجوری با فایل ها، طبیعت، ادماش و در اصل فرکانسش یکی شدم، انگار همه چیز از وجود خود منه یا نمیدونم انگار من از همه چیزم. فقط میدونم که قلبم خیلی هیجان داره وقتی این طبیعت و تمام چیزی که دارم حسش میکنم رو میبینه یا بهتر بگم توش غرق میشه.

    یجورایی دارم ورود این انرژی از اون فضا به خودم رو حتی از پشت لپ تاپ حس میکنم.

    خیلی این حس رو دوست دارم

    …………………………………………………………………………………………………

    قسمت ۱۰

    تلاش تلاش و تلاش……….

    یا بهتر بگم امید، امید و امیدی که توش یقین رسیدن به نتیجه دلخواه وجود داره

    خیلی وقت ها بود که ترس ها مانع از رسیدن به خواسته ها می شد اما هر بار که با وجود ترس اون کار رو ادامه میدادیم، به وضوح میدیدم که همه چیز دست به دست هم میداد تا مارو به خواستمون برسونه.

    اون موقعه ها دلیش رو نمیدونستیم، شانس، کمک دیگرون و کلی عامل رو فاکتور اصلی میدونستیم و باز تو چند لحظه بعد از رسیدن به خواسته ترس نبودن دائمی این عوامل باعث میشد شیرینی رسیدن به خواسته خیلی زود جاش رو به تلخی کمبود و نرسیدن ها بده.

    اما الان به لطف باران همیشگی هدایت خداوند میدونیم که این هدایت از ازل تا ابد بوده و ادامه داره و ما به منبعی از ثروت، اطلاعات، علم، هدایت وصلیم که پایانی برش نیست.

    و نکته اصلی اینه که این ماییم که هر بار میتونیم از این خوان نعمت الهی بیشتر و بیشتر بهره ببریم، اگر که باورهامون رو قوی تر کنیم و هر بار با تایید قانون در رسوندمون به خواسته ها مسیر رو هموار تر کنیم.

    اره، خیلی فرق میکنه که بدونی قانون همیشه در راستای رسوندن تو به خواستته و از تو حمایت میکنه. اونم از جاییکه فکرش رو نمیکنه.

    خیلی فرق میکنه اینارو بدونی که وتقی ارامش داری سرعت رسیدن به خواسته هات خیلی بیشتر از قبله. چیزی فرا تر از سرعت نور.

    چون دستی داره کارها رو مدیریت میکنه که بالای هر دستیه که تو چشم امیدت رو قبلا به اونها دوختی

    و چ لذتی داره با این ایمان زندگی کردن……. (:

    ……………………………………………………………………………………………………………..

    قسمت ۱۱

    In GOD we trust ۲

    اره بعضی وقت ها نمیدونم چجوریه قضیش اما فک میکنم هممون چند باری با این وضعیت روبرو شدیم که میگیم اره ما هدایت میشیم توسط خداوند، همیشه و همیشه.

    خداوند مارو همیشه در بهترین زمان در بهترین مکان قرار میده.

    اینو میگیم و وقتی ب ی مسیری هدایت میشیم اما بعد میبینیم نتیجه اونجوری که فک میکردیم باید پیش بره، پیش نرفت….!!!!!

    اینجاست که اگر ایمانمون واقعی نباشه و این باور رو فقط به عنوان ی حرف قشنگ زده باشیم، دچار استرس، سردرگمی و در نهایت حال بد و احساس نامناسب میشیم.

    و میگیم ئــــــــــــــــــــــــه!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!

    مگه قرار نبود ما همیشه هدایت بشیم به بهترین مسیرو و همیشه هر جا بهترین نتیجه رو بگیریم!!!!!!!

    پس چار اینجا ب در بسته خوردیم؟؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

    و اینجوری خودمون رو وارد ی سیکل معیوب میکنیم…… /:

    و اگر نتونیم خودمون و افسار ذهنمنون رو کنترل کنیم قطعا اتفاقات نامناسبی رو تجربه میکنیم

    اما اگر واقعا به این نیروی قدرتمند، این خدایی که تنها فرمانروای جهانیانه و مدیریتش، و قوانینش اعتماد کنیم.

    قطعا مثل موضوع این فایل میگیم این ی نشونس که میخواد مارو ب ی مسیر، ی تجربه بهتر هدایت کنه (:

    و وقتی از اون نشونه طبعیت میکنیم با این بارو که قرار ۱۰۰ درصد اتفاقات عالی رو تجربه کنیم داستان این فایل رخ میده

    خداوند در حالیکه مارو به ی مکان پر از شادی و تفریح هدایت میکنه در راستاش داره بهترین غذارو برامون آماده میکنه…… (:

    بهترین میزی که میتونه برامون خاطره ساز تر بشه.

    بهترین نوع طبخ غذا که قشنگ ی کیفیت عالی تر رو بهمون عرضه کنه…. (:

    و ما وقتی میتونیم از این مدریریت نهایت بهره رو ببریم که بهش اعتماد کنیم و پارو نزنیم.

    تقلا نکنیم، غر نزنیم. ناراحت نباشیم. فکر ناخواسته رو بهش توجه نکنیم و بگیم……………..

    من ایمان دارم هممواره خدای من، من رو در بهترین شرایط قرار میده

    ان شا…. که همیشه در این مسیر باشیم……. (:

    ……………………………………………………………………………………………

    قسمت ۱۲

    احترام به سبک زندگی هر فردی

    این سبک زندگی میتونه همه چی رو در بر بگیره.

    حرفایی که میزنه، شغلی که انتخاب میکنه، لباسی که میپوشه، حتی مثل این مورد ی چاقوی نظامی که ممکنه هیچ وقت انتخاب نشه و تو نگاه اول خیلی هم خطرناک به نظر بیاد، حتی شوخی کردن باهاش………………

    به نظرم خانم شایسته خیلی خوب به عنوان ی خانم به این قضیه نگاه کرد و حتی نگفت چرا ی همچنین چیزی رو خریدی و خطرناکه و فلان

    اما ی فردی که از قانون بی اطلاعه خیلی راحت میتونه با این پوشش که چون من نگرانت میشم ارم این حرفارو میزنم.

    چرا اینو خریدی ممکنه ی عالمه اتفاق بد بیافته و ی عالمه فرکانسی که میتونه کلی ناخواسته دیگه رو رقم بزنه

    پس به نظرم خیلی باید این اصل رو تو زندگیم رعایت کنم که اگر میبینم حتی نزدیکانم کاری رو میکنن که من شخصا دوست ندارم، کافیه ازش اعراض کنم. بهش توجه نکنم.

    یعنی نه به اون چیزی بگم و مهم تر از اون نه با خودم هی در بارش حرف بزنم و بگم ببین چقدر بی ملاحضش که این کار رو میکنه …………………

    واقعا نکته مهمیه که باید همیشه تو جزئی ترین لحظات و شرایط هم بهش توجه کنیم

    …………………………………………………………

    قسمت ۱۳

    فعلا چیزی برای گفتن ندارم

    شاید اینکه همیشه تو همین نزدیکی ها راه حل مسئلت وجود داره، فقط باید کمی با دقت بگردی و عجول نباشی.

    مثل وقت هایی که ی چیزی رو گم کردی و داری با استرس دنبالش میگردی. حتی اونجایی که اون چیز قرار داره رو چند بار میگردی اما انگار نمیگردی، نمیبینی، چون فرکانست و روحت روی خط ناکوکی کوک شده که بهت اجازه نمیده درست ببینی

    اما وقتی ارامش داری و فکر میکنی و خودت رو در جریان هدایت الهی قرار میدی، خودش میبردت اونجایی که خواستت قرار داره

    ………………………………………………………………………………………

    قسمت ۱۴

    Nothing is impossible,

    The word itself says,

    “I’m possible”

    Beloved Audrey Hepburn

    اره غیر ممکن غیر ممکنه

    یادت بیاد تا حالا چند بار بوده که بهت گفتن نه نمیشه، این که غیر ممکنه، اینو که تو نمیتونی انجام بدی.

    اما تو میدونی که همونطور که قبلا تونستی کارهایی رو انجام بدی که خیلی ها نتونستن، بازم میتونی، فقط فعلا راهی رو براش نداری……………!!!!!

    اما تو باز میدونی که فرق داری، چون تو از قانونی مطلع هستی که خیلی ها تا اخر عمرشون هم نتونستن بهش پی ببرن…………

    نمیدونم شاید نخواستن و یا به قول خداوند بر قلبشون مهری زده شده در پاسخ در لجبازیشون برای فکر نکردن، برای غروری که داشتن، برای ترس هایی که نخواستن برشون غلبه کنن.

    اما تو میدونی که میتونی و اینکه…….!!!!!!

    غیر ممکن غیر ممکنه……… (:

    ……………………………………………………………………………………………………….

    قسمت ۱۵

    Life is nothing but beauty,

    And beauty is simplicity……

    Said me

    فرقی نمیکنه شما تو شرقی ترین نقطه کرده زمین زندگی کنی یا غربی ترین. شما باشی یا جنوب.

    تنها باشی یا تو شلوغ‌ترین نقطه جهان.

    مسیحی باشی، یا مسلمون. بودایی یا یهودی. حتی اگر به ظاهر بی دین باشی……!!!!!

    هرکجا باشی و هرکی باشی اما بخوای حقیقت رو پیدا کنی، نیرویی بر عالم حکم فرماست که بهت راه رو نشون میده.

    و ته این راه میفهمی که زندگی همین لحظاتیه که ما بعضی وقت ها داریم به راحتی ازدستش میدیم.

    اونم به خاطر ی سری بهانه هایی که حتی ارزش لحظه ای وقت گذاشتن روش رو ندارن و عمدتا رو چیزی متمرکزن که هنوز رخ نداده یا از کمبود ها و نگرانی ها صحبت میکنه.

    پس هرچقدر زودتر به این حقیقت برسیم که زیبایی و لذت بردن ساده تر از اونچیزیه که فکرش رو میکنیم، خیلی زودتر و بهتر زندگی میکنیم

    ………………………………………………………………………….

    قسمت ۱۶

    حس طبیعت و اون رطوبت هوا و صدای طبیعت. صدای بارون……………

    بعضی وقت ها نباید چیزی گفت و فقط نگاه کرد و تو سکوت به صدای قلبت گوش بدی و بذاری ک خودش برات صحبت کنه.

    از زندگی………………… (:

    ………………………………………………………………………….

    قسمت ۱۷

    این چندمین بار ک این حس عالی رو تو مرور فایل های سفرنامه تجربه میکنم.

    ی حس یکی بودن با محیط، که انگار اونجام. انگار منم که دارم تصویرها رو میگیرم. که من دارم اون طبیعت رو تجربه میکنم. غرق این احساس بودم که باز دیدن این جمله یادم اورد که بار اول هم این احساس رو داشتم و بعد این نوشته که پاسخ خدا بود بهم داده شده

    Love it?

    Try it on……

    اره قنگ حس میکنم که خیلی به این محیط، ب این احساس زیبا و تجربه واقعی این شرایط نزدیکم.

    قلبم خیلی شاداب تر شده، خیلی جنب و جوش بیشتری پیدا کرده، خیلی گرم تر شده.

    یاد جمله خانم شایسته تو مقالات بخش راه کارهای شما میافتم که میگفت وقتی ی چیزی رو میبینی، ی الگو که اون زندگی دلخواهت رو داره، ی کسی که ی اختراعی کرده و در کل ی شرایطی که قلبت رو به جنون میکشه، و اون گرمای ذوق و شوق رو حس میکنی. بدون که نیرویی در درون تو داره تورو از وجود خودش اگاه میکنه و بهت میگه که من اینجام با تمام توانایی هام برای رسوندن تو به خواسته هات.

    اگر بهم اجازه ظهور و بروز بدی میبینی که توانایی انجام چ کارهایی رو داری…………… (:

    خیلی خوشحالم

    خدایا شکرت…….. (:

    ……………………………………………………………………………..

    قسمت ۱۸

    زیبایی ثروت

    بازم به نظرم هرچقدر در بارش صحبت کنیم کمه. اینکه چقدر بهمون ازادی عمل میده برای اینکه تو بهترین حالت خواسته هات رو بدست بیاری.

    از لذت خرید آن لاین تا دریافت اون خرید به بهترین نحو درحالیکه تو دل طبیعت هستی یا هرجای دیگه ای.

    از زیبای ثروتی که ی عده دارن هم خودشون عالی زندگی میکنن و هم کیفیت زندگی افراد دیگه رو ارتقاء میدن.

    واقعا زیباترین حالت زندگی، زندگی غرق در ثروته

    چون میتونی خودت باشی. بدون اینکه نیاز باشه نقش بازی کنی.

    البته که اول باید خود باشی تا اخرش. چون این طبیعیت زندگیه که ثروت با من یکی باشه. با تو یکی باشه.

    چون نیازی نیست برای ثروتمند بودن ادای کس دیگه ای رو دربیاری که داره ثروت میسازه.

    چون بی نهایت راه برای ثروتمند بودن وجود داره.

    چون بی نهایت ثروت وجود داره

    و من لایق ثروتمند بودن در تمام ابعاد هستم………… (:

    ……………………………………………………………………………………………………………………

    قسمت ۱۹

    زیبایی ثروت ۲

    چیزی نیست که بخواد گفته شه.

    تو قسمت ۱۶ نوشتم لزوما همیشه نباید برای بیان حست حرفی زد.

    فقط بهترین چیزی که به نظرم میرسه بگم اینکه تمام این فایل زیبایی قدرت خلق کنندگی که خالق بهمون داده رو به زیبایی بیان میکنه.

    اینکه میتونیم فرا تر از باورهای همه به چیزیکه قلبمون میگه برسیم.

    این روزا تجربیاتی رو حس کردم که اون حس شعفش جدا از نتیجه ای بود ک گرفتم.

    شاید ۹۹ درصد این شادی به خاطر این بود که قشنگ درک کردم که این من بودم که این خواسته رو خلق کردم.

    من بودم که از قانون به نفع خودم استفاده کردم با گوش دادن به ندای خدای درون و عمل کردن بهش و دیدم که چطور خود خدا کارهارو برام مدیریت کرد.

    و این لذت بخش ترین لحظه زندگی هر فردیه که ببینه اگاهانه داره زندگیش رو خلق میکنه و دست خداوند رو تو زندگیش ببینه.

    ……………………………………………………………………………………

    قسمت ۲۰

    شکل گیری خواسته

    خیلی وقت ها که نه همیشه ادم چیزهایی رو که میخواد رو با دیدن اونها وقتی میبینی ی همچنین جایی وجود داره، ی سری افراد هستن که اون چیز رو دارن، دارن تجربش میکنن، درک میکنه و از وجودشون آگاه میشه.

    تجربه رها بودن از همه چیز. تجربه کردن خودت بدون اینکه به هیچکسی وابسته باشی. ازاد بودن برای ساختن زندگی و لحظاتی که میخوای داشته باشی.

    این موهبتیه که به نظرم بهترین حالتیه که میشه احساس کرد…………. (:

    …………………………………………………………………………………………………………………………………..

    قسمت ۲۱

    تو این قسمت فک میکنم همه چیز وجود داشت.

    از درک الهامات و نشانه ها، تا عزت نفس. تا رها بودن برای تجربه لحظات بهتر.

    به نظرم اسم این قسمت با مفهوم سفر یا بهتر بگم مفهوم زندگی کاملا تو هماهنگیه

    مفهومی که میگه تو رها باش و حرکت کن و اعتماد داشته باش ب جریان هدایت الهی و بذار به بهترین تجربیاتی که تا حالا ایده ای براش نداشتی هدایتت کنه…………………… (:

    ………………………………………………………………………………………………………………..

    قسمت ۲۲

    چقدر قشنگه تجربه جدید و جدید و جدید داشتن.

    فک میکنم ی انرژی عجیبی تو نگاه کردن در سکوت وجود داره. اینکه بشینی و یجا و فقط نگاه کنی.

    از حرکت ی ابر، تا اخم ی بچه تو گهواره، تا نقاشی ی فردی که داره با عشق نقاشی میکنه. تا ابی اسمون و سفیدی برف گونه ابرها و هارمونی که داره.

    فک میکنم ی انرژی عجیبی تو این نظاره شدن وجود داره که اگر وجود نداشت خداوند نمیگفت بنگرید و تعقل کنید.

    اره دوست دارم فقط نگاه کنم، تفاوت هارو ببینم و خودم رو بشناسم در دل این هماهنگی زیبای تضادها……………….. (:

    ……………………………………………………………………………………………………………..

    قسمت ۲۳

    تقاضا

    اقا ما قدم های ۱۲ گانه رو میخواهیم خدا جان

    دیگه پارو هم نمیزنیم و وا میدیم………… (:

    نقطه سر خط (:

    ……………………………………………………………………………………………….

    قسمت ۲۴

    ی موردی هست که فقط واس خودم واضحه اما وجه اشتراکی با این فایل و استفاده از ابزارهای جدید داره که بهم همون مفهوم همیشگی ساکن نبودن و حرکت کردن و کار کردن روی خودم رو گوشزد میکنه.

    به امید خدا فرا قدم دیگه ای رو قرار بردارم برای ساختن زندگیم و این فایل حس خوبی رو بهم میده واس اینکه خیلی راحت تر با نتیجه ای ک میخوام بدست بیارم همسو بشم

    خدایا شکرت (:

    ………………………………………………………………………………………..

    قسمت ۲۵

    Be the change u want to see in the world

    That’s it

    ……………………………………………………………………………………………..

    قسمت ۲۶

    آماده پرواز

    آاغــــــــــــــــــــــــــــــــــا بهترین اسم وا است فایل برای من همینه

    این حس خیس شدن و باد و اسپلش شدن قطرات آب روی صورتم. اون هیجان لحظه ای داره بهم میگه دیگه وقتشه پرواز کنی و تجربیات خودت رو داشته باشی

    همیشه انگار لحظه ای که همه چیز هیچی به نظر میرسه، داره ی اتفاقاتی میافته

    لحظه ای که دیگه نمیدونی چیکار باید انجام بدی اما حست میگه دیگه نزدیکه…………..

    چند وقتیه که این حس کمو بیش داره بهم سر میزنه……………. (:

    فک میکنم اون طبیعی شدن رخ دادن اتفاقات داره برام رخ میده

    خیلی بهم نزدیکه همه چیز.

    حسش میکنم

    خدا داره برنامه ها رو ردیف میکنه

    شکرت…………………………….. (:

    …………………………………………………………………………..

    قسمت ۲۷-۲۸

    فک کنم بهترین تعریف رو از جملات خانم شایسته شنیدیم

    که زندگی ی مسیر نه ی مقصد

    و ما کافیه ازش ساده لذت ببریم.

    اینکه درک کنیم هرکسی تو این زندگی ی دنیای متفاوت رو انتخاب میکنه تا تجربش کنه.

    و انتخاب هر کسی صرفا انتخاب شخصی خود اون فرد.

    پس کافیه به ندای قلبمون گوش بدیم تا برای با توجه به چیزی که انتخاب میکنیم مارو خیلی ساده هدایت کنه.

    پس بهتره هیچ چیزی رو سخت نگیریم. پیچیدش نکنیم. و به خودمون بگیم که زندگی با تمام زیبایی هاش مفهوم ساده ای داره و اونم جاری بودن در همین لحظس و نه گم شدن در گذشته یا غرق شدن در آینده……

    خدایا شکرت…………. (:

    ……………………………………………………………

    قسمت ۲۹

    ندای درون

    چی میشه گفت به غیر از اینکه این ندای درونه که همیشه خیلی ساده میخواد مارو رشد بده از طریق تجربه اتفاقات عالی تر و جالب اینه که همه چیزش سادس. یعنی اصلا کار شاخی نمیخواد انجام بدی.

    میتونه این ندا از ما ی گفتگو ساده رو بخواد، ی سوال، ی درخواست. ی اقدام کوچیک و وقتی اینجوری ساده بهش گوش میدی میبینی که هر بار از طریق اقدامات ساده تر اما به دلیل ایمان بیشتر و جدی گرفتن این الهام نتایج خارق العاده تری رقم میخوره

    خدایا شکرت (:

    ……………………………………………………………………………..

    قسمت ۳۰

    خیلی کلمات هست که نوشتم و خیلی بی نهایت بیشتر از اون کلمات هست که قلبم داره بهم میگه که واقعا اگه بخوام بنویسم هزاران صفحه میشه………. (:

    فقط میدونم که قلبم خیلی داره بهش خوش میگذره و منم از این بابت خیلی خوشحالم

    یاد کلیپی که استاد تو تلگرام قبلا گذاشته بود به نام inner working میافتم که جدال بین ذهن و مغز بود و در اخر این قلب بود که اون ادم رو به بهترین تجربیاتش هدایت کرد

    منم قشنگ دارم این تجربه رو حس میکنم که بیشتر از قبل به لطف خدا دارم به درخواست های قلبم پاسخ میدم و خدای درون هم چقدر قشنگ داره من رو هدایت میکنه

    خدایا شکرت……. (:

    …………………………………………………………………………………………………

    قسمت ۳۱

    In GOD I trust ۳

    این جملاتی که تو این قسمت تو این مکالمه ۲ نفره از نظر استاد و خانم شایسته/ مکالمه ای که خداوند نفر سومشه و داره این جملات روحانی رو الهام میکنه و مدیریتش میکنه و در نهایت مکالمه ای که بین تمام اعضای سایت تو لحظه دیدنش شکل گرفت همه و همه نشان از اعتماد ما به خداوند داره

    این بهترین چیزی بود که میتونستم درکش کنم و بگم

    …………………………………………………………………………………………………………

    بچه ها واقعا سخته که بگم کودوم فایل بهترین فایل برام بود چون قلبم با هرکودومشون خیلی لذت ها رو تجربه کرد و مهم تر از اون این بود که این قلب من رو با خودش ب سفری برد که با تمام وجود بعضی از لحظاتش رو با تمام وجودم حسش کرد و هر بار این حس بیشتر از قبل اتفاق میافتاد.

    اما به نظرم ۳ قسمتی که اسمش رو In GOD we trust گذاشتم به دلایلی ک ذکر کردم بهترین چیزیه که میتونم بهش اشاره کنم.

    من واقعا تو دل این سفرنامه و با این نگاهی که پیدا کردم ذوب شدم، یکی شدم و لذت بردم

    از همتون سپاسگزارم

    از استاد و خانم شایسته و مایک

    و مهم تر ا همه از خدای خوبم

    شاد باشید…… (:

    خداوند برای من کافی است

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  10. -
    كتايون پراوردژ گفته:
    مدت عضویت: 3073 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام

    چه باحال بود نظراتون .تازه من تا اخرش نخوندم خدایا شکرت هزاران بار شکرت که منو با استاد و قوانین و بچه های این سایت اشنا کردی.سالها از خدا میپرسیدم خدایا من چه کاری را باید انجام میدادم که تا به حال انجام ندادم چی تو دنیات هست که من هنوز نمیدونم چه قانونی چه کاری که من هنوز واسه پیشرفتم تو زندگیم انجام ندادم تا این که از طریق یکی از دوستام با استاد و سایت اشنا شدم.خدایا شکرت.خیلی تغییر کردم ولی هنوز خیلی خیلی راه در پیش دارم.من واقعا از قسمت آبشار نیاگارا لذت بردم و حرفهای خانم شایسته که پاشنه آشیل من بود.واقعا ما انسانها مثل اون آب روان هستیم و هیچ چیز جلوی ما رو نمیتونه بگیره.هیچ قانونی هیچ کدوم از سران مملکتها هیچ مرزی هیچ کدوم جلودار روان بودن روند زندگیمون نیستن.راستش من تو پروسه مهاجرت هستم و همیشه این قوانین منو میترسوند که اگه نشه اگه اون کشور نزاره من برم و…حالم کلا گرفته بود تا این که این فایلو باز کردم و حرفهای خانم شایسته کلا منو دگرگون کرد.نگاه کردن به اون عظمت اب که روان به هر سو میرفت منو یاد حرف استاد انداخت که بارها گفتن زمین به این پهناوری مهاجرت کنید.این موضوع به من نشون داد که هنوز باور عدم لیاقتم را درست نکردم و به اندازه کافی به خداوند اعتماد ندارم و نگاهم به دنبال بندگان خداست.خداروشکر که راهنمایی و نشانه حرفهای خداوند را تو این فایل دیدم و دوباره به من گوشزد شد.مرسی استاد/خانم شایسته و مایک که ما رو هم همسفر خودتون کردید و زیبایی های بیشتر و فراوانی ها رو به ما نشون دادید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای: