سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲ - صفحه 16 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    896MB
    61 دقیقه
  • فایل صوتی سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    55MB
    61 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1430 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی محمدی گفته:
    مدت عضویت: 4251 روز

    قسمت 28 سریال سفرنامه نکته بسیار جالب و جذاب داره که اگه درکش کنی میتونی زندگیتو دگرگون کنی و به سعادت دنیا واخرتت برسی.

    اونجایی که خانم شایسته میرن برای مصاحبه و ندای دورنش بهش میگه ببین یه زمانی انتخاب کردی داخل ایران به دنیا بیای و الان انتخاب کردی که داخل امریکا زندگی کنی و ایشون هم باور کردن این موضوعو.

    حالا هم بحث ما کاربرانه سایته باید انتخاب کنیم میخواییم موفق بشیم میخواییم به سعادت دنیا و اخرت برسیم یا میخواییم مثل بقیه مردم ( ایران) در ناموفقی به سر ببریم .

    پس اول باید انتخاب کنیم و باورش کنیم به سادگی هر چه تمامتر.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  2. -
    زهرا نظام الدینی گفته:
    مدت عضویت: 2666 روز

    همسفرای عزیز ، خانم شایسته ی مهربان و استاد دوست داشتنی

    سلام

    قبل از اینکه مطلبی رو بیان کنم باید نهایت سپاسم رو از این حرکت قشنگ و این موقعیتی که برای ما ایجاد کردین تا همسفر لحظه های شاد زندگی تون باشیم بیان کنم و به پاس تمام مهربانی و صداقت تون برای این خانواده ی دوست داشتنی بهترین ها رو آرزو کنم

    و اما اینکه در این زمان و تقریبا جزء آخرین هایی هستم که در مسابقه شرکت می کنم نشون می ده که شرکتم نه برای بردن جایزه بلکه برای امر دیگری است ، شاید دوست داشتم یک دور دیگه فایل های سفرنامه رو مرور کنم ، شاید خواستم از زحمت عزیز دل استاد قدردانی کنم و از همه مهم تر خواستم باورها و درس هایی که از این مجموعه گرفتم را مرور کنم و به آن ها انسجام بدم

    بار اول که فایل های سفر نامه رو می دیدم بیشتر برای سرگرمی بود اما برای بار دوم کاغذ و قلم به دست دنبال درس هایی بودم که می تونستم با اون ها باورهام رو شکل بدم ( و اعتراف می کنم که هنوز فایل ۳۲ رو ندیدم ???)

    این همسفری سوغات زیبایی رو برامون به ارمغان آورد که مهم ترینش یه شناخت خیلی مختصر از نحوه ی زندگی روتین استاد بود

    مهم ترین ویژگی استاد همچنان که خود خانم شایسته هم گفتن اعتقاد راسخ شون به هدایت ها و دل سپردن به ندای خدای درون است ، این مسأله بارها توسط استاد مطرح شده بود اما الان با چشم و در طی روزمرگی زندگی ایشون آن رو درک کردیم

    و وقتی با چشم می بینیم باور عمیق تری رو برامون ایجاد می کنه

    ویژگی دیگر استاد روحیه فوق العاده حمایتگر ایشون هست ،جناب عباس منش در ظاهر به گونه ای رفتار نمی کنن که نشون بده می خان حمایتشون رو نسبت به کسی ابراز کنن ولی شخصی که با استاد هست می دونه او برای هر مسأله و اتفاقی راه حلی داره ، ضمن اینکه ایمان قوی او به خدا باعث می شه از هیچ چیز نترسد و از هیچ چیز اندوهگین نگردد و همین امر به همراهانش اطمینان می ده که می شه به این مرد اطمینان کرد

    من خودم یک زن هستم و وقتی می شنوم که خانم شایسته می گن ( من اگه با استاد باشم حتی اگه خرس جلوم ظاهر بشه نمی ترسم )

    متوجه می شم که چقدر از وجو استاد آرامش و اطمینان ساطع می شه

    ویژگی دیگر استاد اعتماد به خودشون هست نه به پولشون ، استاد اینقدر پول دارن که اگه مسأله ای براشون پیش میاد به راحتی با پول حل کنن اما می رن تحقیق می کنن ، عکس می گیرن و با دستای خودشون مشکل رو حل می کنن اینطوری باز هم اون روحیه ی قابل اعتماد و قابل تکیه کردن رو به همراهانشان منتقل می کنن و ضمنا بهترین درس رو برای زندگی به پسرشون می دن

    ( این روحیه که برای هر مسأله ای راه حلی رو پیدا می کنن خیلی برام جذاب بود وقتی استاد داشتن راهنمای ماشین رو درست می کردن حس کردم تلاش برای حل مسائل زندگی چقدر لذت بخشه )

    خصوصیت قابل توجه دیگه نحوه لذت بردن استاد و همراهانش از اتفاقات و وقایعی بود که شاید به نظر خیلی ها چیزهای پیش پا افتاده ای باشد، با مرور زندگی استاد دقیقا به این نکته پی می بری که زیبایی در نگاه ایشان است

    استاد و همراهانش از کوچک ترین چیزها لذت فوق العاده ای می برن با اینکه خونه ی خودشون تو فلوریدا و دارای مناظر بسیار زیباست اما باز هم با دیدن یک رودخونه یا یک فضای زیبا به گونه ای لذت می برن که گویی بار اوله که چنین چیزی می بینن

    اعتماد به نفس بالای استاد هم خودش رو در خوانندگی ها نشون می داد ????

    از دیگر نکات زیبای این سفر نشون دادن نقش پول در آسایش و راحتی و زیبایی زندگی بود امکانات زیبای داخل آروی عظمت شگفت انگیز پول و ثروت و تکنولوژی رو به ما نشون می داد و همچنین بیانگر این مطلب بود که دنیا با سرعت بسیار زیاد داره به طرف راحتی و آسایش پیش می ره و اینکه ما در بهترین نقطه ی تاریخ هستیم

    وجود خانم شایسته ی عزیز هم اگرچه سراسر عشق و محبت رو به تصویر می کشید اما نکات جالبی رو از حضورشون درک کردم

    مهم ترین مسأله ای که دریافتم مسأله ی تکامل بود ، اینکه کاری رو شروع کنیم و نخواسته باشیم کامل باشیم

    اگه دقت کنید کیفیت فیلم اول نسبت به فیلم های آخر این تکامل رو نشون می ده

    حس زیبای این عزیز زمانی که سفر رو نتیجه ی ارتعاش شون به دیدن تنوع ادم های بیان کردن و این حس رو به ما منتقل کردن که به عینه نتیجه ارتعاش رو ببینیم

    نکته ی مهم که این سفر رو برای همه ی ما دلنشین تر کرد این بود که همه ی اعضا در طول سفر خودشون بودن برای همین حتی کارهای ساده ای هم که انجام می دادن برای ما دلنشین بود

    و بعد از اینکه فایل ها رو می دیدم یک حس شعفی برام ایجاد می شد که گویی خودم در یک سفر واقعی بودم

    .

    .

    .

    و اما جواب مسابقه که البته سوالش رو نمی دونم چون هنوز قسمت ۳۲ رو ندیدم ???

    اما اگه بخام تاثیرگذار ترین قسمت رو معرفی کنم قسمت هایی رو که عظمت آبشار نیاگارا رو به تصویر کشیدین انتخاب می کنم

    نمی دونم آبشار نیاگارا و اون طبیعت زیبا بود که حالم رو دگرگون کرد یا صحبت های تاثیر گذار خانم شایسته که به روانی آبشار و به زلالی آب بود کن را تحت تاثیر قرار داد فقط می دونم در اوایل قسمت ۲۸ و دیدن مناظر زیبای آبشار یک چیز رو خیلی واضح داشتم درک می کردم و آن اینکه من خدایی رو که آبشار نیاگارا رو آفرید خیلی دوست دارم انگار اون فشار اب خدا را در رگ های من جاری می کرد

    حس رهایی بهم دست داد

    رهایی از هر غمی

    حتی رهایی از هر خواسته ای

    عظمت آبشار نیاگارا را در درونم حس می کردم و خودم رو بزرگ تر از هر خواسته ای می دیدم

    آزادی مطلق

    چیزی درونم می گفت دنیایی که چنین زیبایی درونش هست دنیای قشنگیه فرقی نمی کند تو الان اونجا هستی یا نه

    مهم اینه که هست و مسخر دست انسانه

    برای من

    برای من

    این ابشار با تمام عظمتش برای من مسخر شده است

    خدای مهربونم این همه بزرگی و عظمت و رحمت و زیبایی رو برای من مسخر کرده است و چقدر من بزرگم

    و چقدر باعظمتم

    بزرگتر از این آبشار

    روان تر و زیباتر

    خانم شایسته ی عزیز من با تمام وجودم بعد از دیدقسمت ۲۸ خدا رو سپاس گفتم و احساس عظمت کردم

    گویی هر چقدر آبشار رو عظیم تر می دیدم به بزرگی خودم پی می بردم

    بسان پادشاهی که به دارایی هاش با افتخار نگاه می کنه

    ( ببخشید طولانی شد من کلا طبیعت می بینم جو زده می شم و بی نهایت خدا رو حس می کنم )

    .

    .

    در آخر دوست دارم به پاس قدردانی ازتون آیه ای از قران رو براتون بنویسم

    أَنْزَلَ مِنَ السَّماءِ ماءً فَسالَتْ أَوْدِیَهٌ بِقَدَرِها فَاحْتَمَلَ السَّیْلُ زَبَداً رابِیاً وَ مِمَّا یُوقِدُونَ عَلَیْهِ فِی النَّارِ ابْتِغاءَ حِلْیَهٍ أَوْ مَتاعٍ زَبَدٌ مِثْلُهُ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّـهُ الْحَقَّ وَ الْباطِلَ فَأَمَّا الزَّبَدُ فَیَذْهَبُ جُفاءً وَ أَمَّا ما یَنْفَعُ النَّاسَ فَیَمْکُثُ فِی الْأَرْضِ کَذلِکَ یَضْرِبُ اللَّـهُ الْأَمْثالَ

    زندگی استاد مصداق این قسمت آیه هست که و اما ماینفع الناس فیمکث فی الارض

    استاد عزیز به پاس تمام سودی که به انسان ها می رسونی و به پاس تمام توحیدی که در رگ های ما جاری ساختی جاودان خواهی ماند

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  3. -
    حسین عظیم زاده گفته:
    مدت عضویت: 2910 روز

    با سلام و عرض ادب خدمت استاد بزرگوار خانم شایسته عزیز و مایک دوست داشتنی

    من نکات بسیار زیادی از این سفرنامه یاد گرفتم که به اونها اشاره میکنم:

    ۱ من یاد گرفتم که احساس خوب مساوی است با اتفاق خوب چرا که تمام این اتفاقات خوبی که برای استاد داره می افته به خاطر احساس خوبی است که تحت هر شرایطی در ۱۳ سال گذشته داشته اند. از وقتی با این گروه دوست داشتنی آشنا شدم سعی کرده ام این قانون مهم رو رعایت کنم و زندگیم پر از نشانه و معجزه شده و به قول استاد چرخ زندگیم بسیار روون شده است.منی که فقط از فایلهای رایگان استفاده کردم و بزودی به لطف خداوند تمام فایلهای پولی رو تهیه خواهم کرد.و با پوست و استخوان اونهارو گوش میدم و بهشون عمل میکنم.

    ۲ من یاد گرفتم باید به الهاماتم توجه کنم و این میسر نخواهد شد مگر اینکه با خودم به صلح برسم اون قسمتی که استاد ساعت ۲.۲۰ شب بود و می گفت تا صبح بیدارم برای من خیلی اثر گذار بود من مطمئن هستم استاد مدام رو خودش کار میکنه و با خدا خیلی خلوت میکنه و ما فقط ظاهر ایشون رو میبینیم که داره خوش میگذرونه ولی قطعا زوایای پنهان زیاد داره و همواره ارتباطش رو با خداوند حفظ میکنه.اگر خانم شایسته عزیز از این بعد استاد هم بتونن فیلم بگیرن بسیار آموزنده خواهد بود.

    ۳ من یاد گرفتم که هیچ کس رو قضاوت نکنم و وقتی به راحتی با تمام آدما استاد و خانم شایسته ارتباط میگیرن به اونا لبخند میزنن و لبخند دریافت میکنن معنی اون اینه که ما نباید کسی رو قضاوت کنیم و همه رو بدون قید و شرط دوست داشته باشیم و این باعث میشه جنبه خوب آدما رو به سمت خودمون جذب کنیم.

    ۴ من یاد گرفتم بدون واهمه تو دل ترس هام وارد شم تا خدا به من پاداش بده.وقتی تو یه کشور غریب بدون اینکه کسی رو بشناسی و بدون برنامه ریزی مدون سفرت رو شروع میکنی یعنی ترس هات رو گذاشتی کنار و فقط داری به خدا توکل میکنی و خدا هم حواسش بهت هست و همه کارها رو به خوبی برات انجام میده.همه ما ترس های زیادی تو زندگی داریم ترس از سخنرانی در جمع، تاریکی، انجام کارهای جدید، راه اندازی کسب و کار و…

    تنها راه پیشرفت غلبه بر اونهاست.

    ۵ من یاد گرفتم بهترین و آسانترین مسیر ثروتمند شدن باور خود و خداوند است من تو کار املاک هستم و تو این رشته خیلی مصاحبه های آموزشی گوش دادم و کلاس هایی رو برای پیشرفت مهارتم طی کردم و براشون هزینه کردم ولی هیچ کدوم اونها به مهمترین مسیر اشاره نمیکنن. جالبه که یکی از مدرسان معروف و تحصیلکرده تو این زمینه علنا تو آموزش هاش، از دروغ گفتن به مالک و مشتری به عنوان یک ترفند مهم یاد میکرد ولی من وقتی نتایج استاد رو در سفرنامه میبینم به اندازه نوک سوزن این حرف ها رو قبول نمی کنم و مطمئن هستم فقط فقط و فقط اعتماد به رب کار ها رو پیش میبره و تاکنون نتایج بسیار خوبی گرفتم که در کامنت های قبلی به اونا اشاره کردم.

    ۶ من یاد گرفتم تنها چیزی که میتونه من رو پیشرفت بده کار کردن روی خودم و باورهام در تمام ابعاد زندگیم است.من آدمهای موفق اطراف خودم زیاد میبینم ولی کسی که تو تمام ابعاد پیشرفت کنه کمتر دیده میشه مثلا یه نفر پول داره و باور های خوبی تو ثروت داره ولی تو حوزه سلامتی مشکل داره و مدام سیگار می کشه و …

    دیدن سفرنامه این نکته رو با واضح میکنه که من میتونم تو تمام ابعاد پیشرفت کنم اگر تو تمام ابعاد رو خودم کار کنم.

    ۷ من یاد گرفتم ارتباطم رو با پسر هام بهتر کنم باهاشون دوست باشم و امشب برای اولین بار پسرم یه آهنگ گذاشت و من براش رقصیدم و یه فضای خیلی لذت بخشی تو خونه ایجاد شد.و براشون خیلی جالب بود و روز بروز داره رابطه ام باهاشون بهتر میشه.

    ۸ من یاد گرفتم عشقم رو به همسر و فرزندان و اطرافیان به راحتی ابراز کنم همون چیزی که همیشه تو تمام کتابها توصیه شده ولی ما همیشه به دلایل نادرست ازش طفره میریم.

    ۹ من یاد گرفتم خواسته ها و رویاهام رو فراموش نکنم و تکامل خودم رو طی کنم و مثل استاد عزیز که تو بازه زمانی ۱۰ ساله به این پیشرفت ها رسیده منم دنبال رویاها و خواسته هام باشم.و مطمئن هستم که به تمام خواسته هام و حتی بیشتر از خواسته هام خواهم رسید اگر تو مسیر باشم و به آموزه های استاد عمل کنم و فقط حرف نزنم.

    ۱۰ من یاد گرفتم حواسم به تک تک نشونه هایی که تو زندگیم وجود داره باشه و هر شب و هر لحظه سپاسگزار باشم و فقط به نکات مثبت زندگیم توجه کنم تا اون نشونه ها روز بروز بزرگتر بشه و به شکل خواسته های بزرگتر خودشون رو نشون بدن.از زمانی که با این گروه آشنا شدم با انگیزه و اشتیاق فراوان روی خودم دارم کار میکنم انرژی و امید من صدها برابر بیشتر شده و وقتی به سفرنامه نگاه میکنم باز هم امید و انگیزه من بیشتر میشه.

    علاوه بر موارد فوق خیلی چیزهای دیگه هم قابل بیان است امیدوارم بتونم قدر این نعمت های فروانی که خداوند به من عنایت کرده را بدونم و روز بروز پیشرفت کنم.

    از شمایی که وقت گذاشتی این کامنت نسبتا طولانی من رو خوندی بسیار سپاسگزار هستم

    عاشق همتون هستم

    موفق و موید باشید.

    عظیم زاده ۱۹.۵.۹۸

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  4. -
    حسن صالحی گفته:
    مدت عضویت: 2840 روز

    با عرض سلام و خدا قوت خدمت استاد گرامی و عزیزم و خانم شایسته دوست داشتنی.

    واقعا نمی توانم بگویم که کدام قسمت زیبا بود چون هر کدام به نوبه خود زیبای و جذابیتها و پیامهای خواص خود را دارد.

    مثل فایل اول که احساس و لذت آماده شدن برای یک سفر معجزه آسا چون هیچگونه برنامه ریزی خاصی نداشته و لذت بردن از رویارویی با ندیده ها و نشنیدهها ، فایل دوم دیدن ولذت بردن از یک مسیر بسیار سرسبز و زیبا که آدم رو به ذوق می اورد ،فایلهایی که از فروشگاههای بسیار بزرگ و مجهز و کامل از هر نوع نعمت و رحمت خداوند که فراوانی جهان را به ما گوش زد میکند.و فایل اون قسمت که وای وای وای شگفتا از این همه زیبایی خداوند که توسط پروانه ها و گوشه ای از زیبایی خلقت خداوندرا به معرض نمایش گذاشته اند و انسان را از خود بی خود مکند برای دقایقی طولانی و هرکسی به فکر وا میدارد برای شناخت و درک زیبایی های دیگر خداند مهربان و قادر ،فایل موزه کوکاکولا و دیدن ثروت ،فایل دیدن طبیعت بکر و با صندلی نشستن در رودخانه اون سگ کهوفایلوزهای اخرشاخرشود در این دنیا و رفتار صاحبانش ،فایلهای بینظیر آبشار نیاگارا و فایلها دیگرکه هرکدام به نوبه خود یک پیام و زیبایی خواصی را بما نشان میدهد .

    و اما فایلهایی که میشود گفت چشم مرا بیشتر گرفتن. اول اون فایلی بود که بعد از دیدن و لذت بردن از قسمتی از آبشار استاد عزیزم اومد وسط پیاده رو نشت و شروع کرد با عشق به یک سنجاب زیبا که لم داده بود بر روی نردها پاپ کورن دادن و منم با عشق میدیدم و بعد یک مزغ ماهی خوار آمد و بعد دوتا شدن و با وجود اون ترس همیشگی حیوانات از انسانها که در وجودشان هست مثل ما انسانها که از شروع کردن همیشه میترسیم. بر ترسشون غلبه کردن و هر لحظه نزدیکتر میشدند و پاداش این غلبه بر ترس سهم بیشتر از آن پاپ کورنها بود و بعد دیگر مرغ های ماهی خوار با دیدن این صحنه لزومی برای نیست همگی به سمت استاد آمدن تا آنهاهم سهمی در این غذایی که پیدا شده داشته باشند .و این لحظه بود که اشک من سرازیر شد و این صحنه بسیار آموزش دهنده بود برای من که ترسها چگونهآترسها کار میکند.

    وفایل اون خانم با باغچه و گلهای بسیار زیبایش که چه عشقی و ایمانی درونش موج میزد و زیبای خداوند را جوری جمع آوری کرده بود که بتواند در 4 فصل از آن بهره‌مند شود ولذت ببرد نه اینکه فقط یک یا دو فصل بلکه تمام سال و با عشق و تمام وجودش از دست محافظت میکرد و لذت بی کرانی هم میکرد و درسی شده برایم که ان شاءالله بتوانم با تمام وجود اجرایش بکنم در مراحل زندگی ام که جوری نعمت های خداوندم را کنارآخداوندم هم بچینم که بتوانم همیشه از آنها استفاده و لذت ببرم. مانند استاد عزیزم که نعمتها و سلامتی و شادابی و روابط عالی و ثروت بی کران خداوند را جوری جمع آوری و بدست آورده و محافظت میکند که هر لحظه دارد از آنها لذت میبرد خدارو صد هزار بار شکر . و در آخر بسیار از زحمتها و تلاشهای خانم شایسته دوست داشتنی و استاد عزیز کمال تشکر و قدردانی را دارم که این چنین با عشق برای ما فعالیت میکنند. همه شمارا از ته دل دوست دارم. ان شاءالله شاد پیروز موفق و سربلند و ثروتمند باشیم. الهی آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 15 رای:
  5. -
    حدیثه گفته:
    مدت عضویت: 2528 روز

    سلام خدمت استاد عزیز مریم جان و همه همسفرای خوبم

    مریم جان ازتون واقعا واقعا ممنون خیلی زحمت کشیدین میدونم چقدر سخته انجام اینکار آفرین به همت و پشتکارتون مرسی که مارو هم شریک کردین تو این سفر تو دیدن زیباییا نمیدونیم چقدر خوشحال شدم استاد گفتن ماهم تو فرکانسشیم که میبینیم

    هر قسمتو که میدیدم روحم تازه میشد کلی ذوق میکردم و کلی خواسته تو من هم ایجاد میشد منم میخوام خودم عاشق سفرم و کلی پیج تو اینستام دارم که راجع به سفر و جاهای دیدنی و طبیعته

    وقتی متنای بچهها رو میخوندم میگفتم من که نمیتونم مثل اینا بنویسم ولی کارای شما به منم جسارت داد بنویسم و خیلی خوشحالم با این کارتون به همه ما اعتماد به نفس دادین که شروع کنیم برا چیزی که دلخواهمونه به هدایت الله بیشتر ایمان آوردم گفتم خدایا منو خودت هدایت کن چیا بنویسم از کجا شروع کنم هدایت تو زندگی استادو به تمام معنا میشه دید به روایت تصویر هرچند که قسمت کوچیکی از زندگی باشه من با دیدن سفرای شما با دیدن طبیعت و شکل گرفتن خواسته سفر برام جور شد من بالای ۶ ۷ سال بود سفر نمیرفتم زده شده بودم ولی دیدن شما منو سر شوق آورد و همون هدایت که میگفتین خدا هدایتم کرد در عرض۲۴ساعت مقدمات سفر جور شد و با آدمایی راهی سفر شدم که خیلی خوش گذشت جوری بود که یه هفته تو سفر بودیم ولی اومدم خسته نبودم منی که ۱روز میرفتم جایی دوست داشتم برگرم خونه خلاصه که شما دوباره تو من زنده کردین خوبیها و حس خوبو

    همه قسمتای سفر عالی بودن نکته داشتن زیبایی خاص خودشونو داشتن دیدن اون آهو سنجاب سرسبزیه به قول شما دیوانه کننده آدمای مهربونی که بودن دیدن اون همه امکانات فراوانی فرهنگ و… منم میخوامشون و مطمئنم همه ما همسفرا اگه از ته قلب به خدا و فوانینش ایمان داشته باشیم زود زود میرسیم مطمئنم میرسم به لطف خدا

    شک ندارم

    بیشترین لذتو من از قسمت آبشار داشتم اون همه آب که میریخت پایین توش اون عظمت و قدرت الهی رو دیدم خیلی هیبت داشت

    و اینکه خدا چه چیزایی خلق کرده این یه نمونه کوچیک کوچیک از قدرتش، از دیدن صحنه هاش سیر نمیشدم واقعا محشر بود دستتون درد نکنه ???

    موقع دیدنش تو سفر بودم اتفاقا و عرفان ۳.۵ساله کنار من بود نگاه میکرد اونم غرق این زیبایی و قدرت بود میگفت واای چقدر آب از دریای مام بزرگتره?

    ودیدن این همه ثروت و امکانت که چقدر راحت دسترسی مارو به همچین جایی بیشتر کردن که اینقدر لذت ببریم از اون همه نظم و ترتیب که بود از اون همه آدمای مختلف که شادن و دنبال زیبایی هان تو هر سنی.واقعا دوست دارم یه روز منم برم از نزدیک ببینم بازم ممنون ازتون که مارو شریک کردین تو شادیاتون انشالا شما و همه همسفرامون شاد باشن و به خواسته هاشون برسن در پناه الله.به سلامتی برگردین?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  6. -
    روشنک گفته:
    مدت عضویت: 3348 روز

    سلام به همه دوستان عزیز . یه حسی بهم گفت حس خوبمو بنویسم الان که رفتم سراغ فایل های سفرنامه تا دوباره مرور کنم دوباره هیجان زده شدم حتی با دیدن تصاویر همه فایل ها نه پلی کردن ویدیو انقدر ذوق زده شدم که گفتم این رو هم بگم . من هرروز صبح که بیدار میشدم منتظر قسمت بعدی سفرنامه بودم چون خیلی حالمو خوب میکرد خیلی خوشحال و هیجان زده و مثبت میشدم و به کلی حالم عوض میشد همش میگفتم ای کاش بیشتر بود . وای که هیچوقت فایل های آبشار نیاگارا رو فراموش نمیکنم همیشه حسش تو وجودم هست تصورش کردم همون روز چندبار میدیدم صدای خروشان اب منو دیوانه میکرد احساس میکردم خودمو توی اون فضا هستم واقعا حس میکردم خنکی اب رو ذرات اب رو صداشو انقدر عاشقشم انقدر حس میکنم همونجا هستم که خیلی دوست دارم بازم ببینم و لذت ببرم خیلی هیجان زده میشم خوشحالی وجودمو فرامیگیره و حس و حالم کمتر از کسی که واقعا اونجا هست نیست . خدایا شکرت .هرچقدر بگم شوقم بیشتر میشه حسم تصورم بیشتر میشه . کلن همه فایل ها رو خودم رو اونجا میبینم و خیلی برام سریع یه مسافرت شبیه اون فضاها دقیقا اتفاق میفته .مثلا جت اسکی استاد قبل از سفرنامه که من دیدم به همون شرایط و قایق سواری توی دریا و سرسبزی هدایت شدم و لذت بردم چون تصاویر و لذت و احساس و تجسمش رو دیده بودم قبلش.

    اون رودخانه ها در قسمت های ابتدایی سفرنامه خیلی سنگهای زیبا بینشون بود خیلی برام فوق العاده بود خیلی لذت بردم خیلی خودم رو اونجا حس میکردم با تمام وجود و خانه ابشار رایت من هم معماری خوندم قبلا و این بنای معماری زیبا رو توی عکس دیده بودم کشیده بودم ولی وقتی توی اون فضا فیلم گرفتند باز هم با یه حس و تصور قوی خودم او اونجا حس میکردم دقیقا او راهرویی که یه سقف داشت تو دل طبیعت هوای خنک و رطوبت خوشبو رو حس کردم تصور کردم میتونم اونجا باشم چقدر شگفت انگیز بود واقعا . و باز هم ابشار نیاگارا خیلی دل منو برد قلب و جانمو شوق زده کرد ممنونم ازتون و بارها و بارها میبینم عاشقشم عاشقشم اون خنکی اب اون پاشیدن اب اون صدای دلنشین خروشان ابشار واااای خداااااا عاشقشم تمام احساسمو درگیر میکنه انگار همونجام دقیقا همونجام دقیقا حس میکنم .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  7. -
    سمیرا امیری گفته:
    مدت عضویت: 2708 روز

    بنام خدای هدایتگرم

    سلام به عشقای نازم مریم عزیزم استاد عشقم و هم خانواده ایی های دوست داشتنیم

    واقعا بخوام یکی از فایل هارو انتخاب کنم برام سخته چون همه ی فایل های سفرنامه برام پراز درس و آگاهی بودن و از دیدن تک تکشون لذت بردم و خنده به لبهام اومدن همشون نابن و پراز الماس?

    از وقتی که باشما عزیزای دلم منم راهی سفر شدم خیلی نتایج اومدن تو زندگیم و فقط میتونم بگم خدایا شکرت?

    من تو دل تضادهای زندگیم به لطف خدا به این مسیر هدایت شدم و خدا جواب درخواستم رو داد…استاد عزیزم بیشتر تضادهای شمارو منم داشتم تضاد روابط پدرومادرم ،تضاد تو زندگی مشترکم ، از دست دادن فرزندم…و خدارو شاکرم بخاطر همه ی تضادهای زندگیم چون اومدن تا منو متحول کنن و بیادبیارم که من واسه چی اومدم به این دنیا…

    هرچقدر تو این مسیر جلوتر میرم و ادامه میدم نتایج برام بزرگتر میشن استاد جان مریم عزیزم من تو این سفر به شجاعت رسیدم با توکل بخدا قدم برداشتم واسه پاره کردن زنجیرهای بسته شده به پام و فقط یه قدم برداشتم ولی خدا برام کون فیکون کرد…

    تو این سفر فهمیدم که هدایت کردن خدا چقدر ساده و اسونه اخه قبلا فکرمیکردم اگه یه کوه جابجا شه این یعنی نشونه?یاد گرفتم از خدا درخواست کنم و رهاش کنم و به احساسم گوش بدم هرچی که بهم گفت و احساسم خوب بود اون رو انجام بدم و وقتی انجام دادم معجزه ها خودشون رو نشون دادن….من فقط یه قدم برداشتم و گفتم خدایا من فقط رو تو حساب باز میکنم تویی روزی رسان من و چندروز بعد خدا یه زمین هزارمتری رو بنامم کرد…?

    موقعی که تهدید شدم تو دلم فقط قدرت تنها معبودم تو ذهنم بود اعراض کردم و به خواستم فکر کردم نتیجه این شد فرداش همسرم که تهدیدم میکرد طلاقت نمیدم اومد و گفت بیا تمومش کنیم….یگانه معبودم چی میتونم بگم در برابر این همه لطف و کرم و فضل بی نهایتت?

    تو این سفر چقدر به اگاهی رسیدم اینکه نترسم و با توکل بخدا جلو برم و به زودی مهاجرت کنم به یه شهر دیگه…اینکه خودم تنها فقط با خدا جونم باشم و مستقل زندگی کنم و ایمانم رو بخدا ثابت کنم…

    استاد جونم وقتی شجاعت به خرج دادم و قدم برداشتم تازه فهمیدم که خداوند به شجاعان پاسخ میدهد یعنی چی…

    استاد جونم مریم جونم هرچقدر تو این مسیر جلوتر میرم و رو باورهام کار میکنم اتفاقات خیلی سریع تر برام خلق میشن و چقدر برام لذتبخش تر شده?

    استاد جونم من با فایل های رایگان و سفر به دور امریکا به لطف خدا خیلی نتایج گرفتم و ان شاالله به زودی میام تو مدار دوره ها همه ی نشونه هاش اومدن?

    یه نشونه اینکه شکرخدا منم یکی از اون بچه های دورهمی هستم سمیرا با گل صورتی? که براتون فایل فرستادیم استاد جونم نمیدونین وقتی ویستون رو شنیدیم چقدر ذوق کردیم چقدر رقصیدیم با بچه ها و همدیگه رو بغل کردیم??

    احساس میکنم خیلییی بهتون نزدیکم

    خداروشکر تمام زندگیم شده خدا و قانون و باور و عباس منش جان…

    دوستام همه عوض شدن?

    از نظر سلامتی دیسک کمرم کامل خوب شده و ساعت ها میتونم پیاده روی کنم و لذت ببرم??

    یکی یکی به خواسته هام دارم میرسم..

    از لحاظ مالی شکرخدا همینطور و نتایج روند صعودی دارن?

    خداروهر لحظه شکرمیکنم که به این مسیر زیبا و پراز عشق خدایی هدایت شدم و هرروز دارم از زنده بودنم از لطفی که خدا بهم کرد و من رو افرید که زندگی و زیبایی ها رو تجربه کنم لذت میبرم??

    خانوم شایسته ی عزیزم خیلیییی دوستون دارم سپاسگزار خدای درونتون هستم که با عشق این اگاهی های ناب رو از طریق لنز زیبای دوربینتون در اختیارمون قرار میده تا دنیا و زیبایی های بی کرانش رو ببینیم

    دمتون گرم عاشقتونم??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 13 رای:
  8. -
    ایمانا گفته:
    مدت عضویت: 2673 روز

    با سلام خدمت شما دوستان عزیز و استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    من از قسمت ۲۶ سفرنامه کللللی هیجان زده شدم و ذوق کردم، تمام مدتی که داشتم فایلو میدیدم ناخودآگاه لبهایم از شدت ذوق باز بود و داشتم میخندیدم، که حتی همسرم به من نگاه کرد و گفت مگه چی داری نگاه میکنی که همش داری میخندی؟

    آبشار نیاگارا بسیار بسیار زیباست و حس حال شما در این فایل فوق العاده بود، اینقدر که بیننده ناخودآگاه با شما همراه میشود و هیجان شما را دریافت میکند و لاجرم بر دل مینشیند.

    این فایلها خواسته های جدید و بزرگی را در من شکل داده، خواسته هایی که تا به حال به آنها فکر هم نکرده بودم ، این طبیعت زیبا، آن آبی که با شدت تمام از آن بالا به صخره ها میریزد و بخاری که از آن بلند میشود، آبی که از لابلای سنگها بیرون می آید و صدای دلنشین آبشار همه و همه از زیبای بی نظیری است که خدای مهربان آفریده. و با دیدن این مناظر زیبا هی با خودم میگم خدایا منم میخوام با چشمام این زیباییها رو ببینم اون هم در جوانی.

    البته از فایل خانه آبشار هم خیلی لذت بردم و بسیار طبیعت زیبایی داشت و کلی ذوق کردم، منم دارم از وقتی این فایل‌ها رو میبینم سعی میکنم بر نکات مثبت زندگیم تمرکز کنم ، و تا الانم کلی اتفاقات خوب برام افتاده .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 16 رای:
  9. -
    حمید جاوید گفته:
    مدت عضویت: 3537 روز

    با سلام به همگی

    استاد این فایل واقعا فوق العاده بود.

    اره فک میکنم الان خیلی راحت تر بحث هدایت رو درک میکنم

    میدونین بچه ها قضیه چیه. به نظرم به دلیل باورهای محدود زیادی که تو زمینه مالی خیلی هامون داریم، صرف نظر از اینکه چقدر تو زمینه های دیگه خدا قشنگ مارو به بهترین نحو هدایت کرده، اما خیلی واضح این قضیه رو درک نمیکنیم.

    از خودم بگم که از همون روزای اول زمستون ۹۵ که با دوره بی نظیر راهنمای عملی که اون موقعه داغ داغ داشت برگزار میشد همراه شدم. از همون روز اول واقعا هدایت خداوند برام رخ داد و نتایج اروم اروم برام رخ داد.

    اما همیشه این نجوی قوی شیطان گوشه ذهنم بود که میگفت نه بابا رو این قضیه جواب نمیده. این قضیه شانسی بود و فلان و فلان

    اما قضیه اتصال ما به خداوند و هدایتش خیلی خیلی از این حرفا گذشته و با تارو پودمون عجین شده.

    یعنی حتی ۱۰۰ درصد میتونم بگم تو همون لحظات ب ظاهر تاریک نااگاهی که توش قرار داشتیم اما هدایت خداوند بود و داشت از اون بذری که کاشتیم تو دل خاک مراقبت میکرد و با عشقش مواد غذایی و گرما و همه چیز رو بهمون میداد تا کم کم این بذر ریشه بزنه و جوونش از دل خاک بیاد بیرون (تو این مورد تو پروفایلم ی الهامی رو خداوند بهم داد که در موردش توضیح دادم).

    اره تو همون ندونستم هم ی عالمه حرف خدا بود که فراخور مدارمون هر بار یکمی ازش رو درک میکردیم.

    اما خب “الانسان عجول”

    این عجول بودن باعث می شد همه چیز رو فدای رسیدن به ی چیز جدید کنیم که بعضا هم پول و درامد بود.

    که خب این خودش به خودی خود خوبه اگر از نیروی تضادش برای زودتر دست ب آچار شدن و بهتر شدن استفاده کنیم.

    خلاصه اینو به دوستی میگم که هنوز اول راهه و همش تو ذهنش داره این حرفا میچرخه که چجوری اخه، از چ راهی، پس کی، کجا و ……

    دوست من اینو بهت بگم که اگه میخوای بهتر و سریعتر به حتی اون خواسته مالی برسی راهش اینه که نقشت تو همین لحظه رو درست بازی کنی.

    میدونی بهتری بازی که میتونی تو این نمایش هستی ایفا کنی چیه؟!!!؟؟؟

    اینه که سپاسگزار باشی. حتی سپاسگزار خوردن ی تخم مرغ ساده آپز شده قبل رفتن به باشگاه (:

    اره بذارین از داستان خودم بگم

    اون اوایل تمرین استفاده از قانونم با توجه به دوره راهنمای عملی شد رها کردن خواسته که تو کامنتاش گفتم که تو قضیه ی سفارش کاری ترجمه وقتی رهاش کردم به پولش رسیدم

    بعد شد قضیه درس و راحت گرفتن همه چیز و اعتماد به توانایی های خودم=اعتماد ب نفس و عزت نفس

    و خب نتیجش شد خیلی راحت رسیدن به خواسته

    و بعد شد کندن از این پوسته خجالتی یا بهتر بگم ترسو برای مواجه شدن با ناشناخته ها، ادمای غریبه، رفتن و دیدن و صحبت کردن و …..

    همه اینا گذشت و اون بذر داشت ریشه میکرد و با انرژی گرفتن از تضادهاش و عشق (پنهان برای درک من) خداوند به سمت روشنایی پیش میرفت

    حالا دیگه قضیه برام جدی تر شده بود چون خیلی نتایج گرفته بودم هم تو سایت که برنده شدن متولی تو بخش عقل کل بود که خودش هم تکامل داشت، وقتی که تونستم همه چیز رو از خدا بدونم و بخوام اول به خودم کمک کنم و بعد بقیه و بعد به نتیجه (برنده شدن) فک کنم

    اره نتایج دیگه برام شده بود طرف شدن با غول خود ساخته ناخوداگاه شیطان زده فریب خورده (مزمون کامنت فوق العاده نگین عزیز) تو زمینه مالی

    دیگه هدفم شده بود قدم برداشتن برای اینکه با خودم جلاجی کنم که داداش تو این زمینه چند چندی با خودت. که چجوری باید با خودت تا کنی که ثروت بدوئه دنبالت نه تو

    واس این کار خیلی تا الان دویدم و دویدم و به ظاهر نتیجه نمیداد اون همه جواب نگرفتن اما باز اینجا باید بگم که اون خدائه، ااونیکه کارش خیلی درسته، تو تمام این مسیر داشته ازت حمایت میکرده و راه رو، مسیر رو برات میچیده تا اون ناخودآگاه منفی شرطی شده ی شیطان زده رو تو قفس بذارمو بهش بی محلی کنم. تا اون دیوار سیاه رو هر بار بیشتر با رنگ سفید جریان هدایت خدا بپوشونم.

    اما تازه درک کردن که این رنگه تو قله قاف نیست. کار شاق نیست. اون رنگه یچیز سادس مثل لذت بردن از همون تخم مرغ خوردن سادس قبل باشگاه.

    همون نگاه کردن تو اینس وقتی به خودن میگی من انسان ارزشمندی هستم، محصولی هم که تولید میکنم ارزشمند، خدایی هم که میشناسم فضلش نسبت به من بی نهایته و عاشقانه میخواد که بی نهایت ثروت وارد زندگیم بشه، بی نهایت انسان هم وجود دارن که با عشق میخوان از محصولت استفاده کنن. پس تنها کاری که باید انجام بدم اینه که به خداوند اجازه بدم که اون ادم ها رو وارد مدار من کنه نه اینکه من بدوم که وارد مدار اونا بشم.

    پس من به خدا این اجازه رو میدم.

    و فک میکنم الان تازه جواب اون سوالمو گرفتم که ی زمانی تو قالب ایمیل از خانم شایسته پرسیدم که اخه من نمیدونم استاد وقتی تو دوره راهنمای عملی گفتن من فقط ۲۰۰ هزار تمون تو کارتم پول بود و همونو کشیدم تا کلاسم رو شروع کنم!!!!! پ تو این مدت چجوری هزینه های زندگیش رو در میاورد؟

    فک میکنم الان ب این جواب رسیدم که اخه چجوری میشه بدون سرمایه اولیه بدون پارتی، بدون این بدون اون، اخه چجوری میشه به خواستت برسی؟؟؟!!!!

    ولی الان به همین سادگی اما نه همین اسونی (از نظر درک کردن این روند ساده قانون افرینش، این سنت بی تغییر خداوند) دیدم که اون بذری که تو سال ۹۵ کاشتم تو این مدت داشت ریشه می زد و من نمیدونستم اما تو این بهار که دیگه یجورایی رهاش کرده بودم و تا اینجای تابستون نشسته بودم و فک میکردم که چرا پس نمیشه. یهو تو اون لحظه که گفتم خدایا دیگه بسه، من ب هر خیری که از جانب تو بهم برسه فقیرم، توجهم رو به خودش جلب کرد و دیدم که نوک اون جوونه از خاک زده بیرون.

    و چ رنگ فسفری قشنگی داره این جوونه.

    اره خب، معلومه که باید به این قشنگی باشه. چون باغبونی داره به قشنگی اون رنگین کمون ابشار نیاگارا. به قشنگی گل های بورلی. به قشنگی رابطه استاد و عشقش. به قشنگی نوشته های نگین و طبیه و بقیه دوستان.

    و به قشنگی خودم…….

    اره باید هم این جوونه انقدر زیبا باشه…. (:

    شاد باشید (:

    خداوند برای من کافی ست

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
  10. -
    Bahary گفته:
    مدت عضویت: 2727 روز

    بانام و یاد خدای بخشنده و هدایتگرم.

    اول یه سلاممممم جانانه به استاد و بانو بکنم با این پشت صحنه عالی یعنی قبلا محو انرژی این بانوی ستودنی بودم که با حرفهای استاد عشقم به بانو بیشترم شد و بیشتر از قبل الگوی من خواهند شد .

    و این یکی از خواسته هام بودکه پیشرفت ها و کارهای یه خانم موفق دنبال کنم و چقدر زیبا خداجون خواستمو اجابت کرد.

    حالا درمورد معجزه های سفرنامه بگم.

    این سفرنامه برای من حکم تمیزکاری روزانه وجودمو داشت یعنی جاهایی از وجودم که در دسترسم بود تمیز میکردم باهاش و همراهش لذت بود. تجربه بود. درس بود .آموزش بود وهدایت بود.

    یواش یواش همه چی بهتر میشد که خدای هدایتگرم گفت تو که داری هرروز تمیزکاری میکنی با دوره دوازده قدم یه خونه تکونی قشنگ و حسابی انجام بده.

    و من همراه خونه خودم که نزدیک عید قربان شروع کردم به خونه تکونی خونه م و هم خونه تکونی وجودم.

    این وسط چشمم به فرش دستبافم افتاد.

    گفتم ببین این فرش حکم زندگی قبلی تورو داره.

    وجود من. عمر من مثل این فرش دستبافت به ظاهر عالی بود.چون خودم بافته بودمش و هرروز نقشی بهش گره میزدم.

    ولی متوجه شدم که نخ هایی که براش استفاده میکردم .حکم باورها و احساسات من بود که اصل نبود و فرشی که این همه عمر میبافتم رنگ پس میداد و به خیال من اصل بود.

    طرح هایی که روش میزدم نسل به نسل به دست من رسیده بود اون طرحی نبود که من میخواستم و من فقط تکرارش کرده بودم.

    با خودم گفتم وقتی درمقابل خدا ایستادی میخوای این فرش نشون بدی ؟فرشی که رنگ پس میده و طرح و رسالت خودت نبود ومن فقط تقلید کرده بودم از طرح بقیه.

    من با دوره دوازده قدم و سفرنامه.شروع کردم به بافتن فرشی نو

    فرشی که نخهاش اصل.احساسش اصل باوراش اصل

    منم مثل بانو فقط شروع کردم به بافتن هچی از طرحی که قرار ببافم نمیدونم.

    مثل این سفرنامه که خدا هرروزش داره هدایت میکنه طرحشو خدا داره از دوربین بانو نشون میده و دوستان با نخهایی از جنس شادی و آرامش و عشق و ثروت و دوستی و…….کلی احساس خوب دیگه با کامنتهاشون میبافن و طرحی فوق العاده زیبا از خدا و زیبایهاش در جهان به یادگار میزارن.

    این یه ذره از حرفهایی بود که میخاستم بگم ولی….

    این سفرنامه از همون ثانیه های اولش از نقشه امریکا از نفس نفس زدن بانوی عزیزم از شاعری استاد از مایک فرزندی شیرین و فوق العاده از آدما و از مناظر فوق العاده بینظیرش از پروانه ها و ابشار و پرنده هاش یعنی خدا در همه چیز جلوه میکرد تا منو با خودش اشنا کنه و من حسش کنم در خنده هام در اشک شوق هایی که میریختم در باورم به ثروت و فراوانی و بزرگی و قدرتش.

    از وقتی فکر کردن و تعقل کردن دارم یاد میگیرم در همه چیز خدارو میبینم هدایتشو میبینم عشقی که به من به شما به تمام انسانها داره رو میبینم.

    واقعا این خدا چیست؟!؟؟!؟؟؟؟

    رب من سپاسگزارم

    رب من سپاسگزارم

    رب من سپاسگزارم

    استاد سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    بانو شما اولین الگوی زن برام بودی و خواهد بود سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم

    و دوستان که با کامنتهاشون با احساس صمیمیتی که بهم منتقل میکردن سپاسگزارم سپاسگزارم سپاسگزارم.

    دنیا بدجور به کام منه?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 14 رای:
    • -
      Arezu Moradii گفته:
      مدت عضویت: 3043 روز

      دوست خوبم سلام

      چقدر زیبا و با احساس تشبیه کردین و نوشتین و نوشتین از پاکسازی درون به بیرون رسیدین

      فرشی نو میبافین با گره هایی نو از باورهای جدید و خدایی

      اتفاقا من هم مدتی هست زندگیمو از نو شروع کردم و از کوچکترین وسایلم رو دارم از نو میسازم ، بدون اینکه از گذشته ام چیزی نگهداشته باشم و چند روزه دو مورد در وسایلم پیدا کردم که انگار صدایی در گوشم گف هنوز در گذشته ای و اینها باید از تو دور بشن …

      دوست خوبم

      عشق و احساس پاک رو از تک تک کلماتی که نوشتین حس کردم و به خودم آفرین گفتم در این جمع بینظیر هستم و دارم نوشته های زیبایی رو میخونم که فقط در هر لحظه هدایتم میکنه به سمت خوبی ها به سمت زیبایی ها و عشق رویایی …

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: