این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/08/abasmanesh-7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2019-08-09 08:10:202024-07-31 11:45:42سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
سلام همسفران عزیز و یک سلام گرم خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته عزیز اولتر از همه عید قربان رو به همه ای شما از صمیم قلب تبریک عرض میکنم و امید وإرم که یک عید پر خوشی داشته باشید. خوب حالا میام سر اصل مطلب اولین چیزی که برای خود من جالب بود این بود که من از همسفران خودم عقب نمونده بودم شاید هم اولین کسی بودم که دور سفر به دور امریکا از فایل اول از روز اول که خانم شایسته عزیز اولین فایل رو بر روی سایت قرار داد نگاهش کرده بودم و خدا رو هزاران بار سپاسگذارم که من را در این مسیر قرار داده. این برای خودم یک کم مشکل است که از بین ٣١ فایل بر روی سایت قرار گرفت یک شون رو انتخاب کنم چون از روز اول که فایل رو شروع کردم در هر فایل من باور های رو برای خودم ساختم و که من هم میتونم اون چیزهای رو داشته باشم که شما همه ای اونها رو به تصویر کشیدید و از بین این همه فایل یکی رو انتخاب کنم اون به جز فایل هشتم نیست چون در این فایل من چیزهای رو یاد گرفتم باور های رو برای خودم ساختم که ما چی موجودات هستیم که خود مان خالق زندگی خودمون هستیم خداوند این قدرت رو به داده که چقدر ما انسانها بی نظیر هستیم و من شخصا خودم این فایل رو انتخاب کردم چون به من این باور رو داد که ثروت چقدر زیاد است و پول در اوردن در این جهان چقدر راحت به دست میاد. و هر روز به خودم دوباره مرورش میکنم که خداوند ما را چقدر دوست داره و این همه نعمت و ای همه ثروت رو به ما داده. خدایا شکرت از این همه نعمت از این همه زیبای و این همه فروانی
سپاسگذارم از استا عباس منش و خصوصا از خانم شایسته عزیز که این همه زیبای رو به ما به تصویر میکشه.
سلام به همه ی دوستان عزیزم که همراه بودن با شما برام بزرگترین لذته چون من به جز استاد و خانم شایسته از تک تک شما عزیزان درس یاد میگیرم و خدا رو شکر میکنم بابت اینکه تو این خانواده بزرگ توحیدی زندگی میکنم. زهرا هستم همسر سعید
من خیلی اهل نوشتن نیستم و بیشتر دوست دارم بخونم . وقتی قسمت 32 فایل سفرنامه رو دیدم و اینکه یک مسابقه هست برای دیدن دوباره فایل های سفرنامه خیلی خوشحال شدم به خدا گفتم خدایا چی میخوای بهم نشون بدی حتما یه نکته ایی هست که من باید از اول این سفر لذت بخش رو شروع کنم.
وقتی اولین فایل سفرنامه رو play کردم همون ابتدای فیلم که خانم شایسته به ما سلام میکنه دوربین زوم بود رو Tampa روی نقشه. راستش نمیدونم چطور احساسم رو بیان کنم فقط میتونم بگم این کلمات من نیست بلکه کلمات گفته میشن و من مینویسم و گاهی از قلبم جا میوفتم برای بیان احساسی که الان دارم.
اره داشتم میگفتم وقتی Tampa رو دیدم یه حس دلتنگی عجیبی بهم دست داد اون حسی که وقتی میدونی برای مدتی از خونه دور خواهی بود برام عجیب بود انگاری من برای سالیان سال تو Tampa زندگی کردم (البته این و بگم من همیشه با دیدن فایلهای استاد حس میکنم واقعا در کنار ایشون هستم ) ته قلبم خالی شد مثل زمانی که خودم بعد از آشنایی با استاد و کار کردن رو خودم به اتفاق همسر و دخترم از قم به شمال مهاجرت کردیم.
همین جا فایل رو Stop کردم و با خودم فکر کردم چرا باید این حس رو داشته باشم این که مهاجرت محسوب نمیشه فقط یه مسافرته به دور امریکا و قراره کلی خوش بگذرونیم و لذت ببریم چون قسمتهای بعدی و اینکه چه اتفاقاتی قراره بیوفته رو میدونستم. پس گفتم چرا چرا چرا. بعد یه حسی بهم گفت خوب مسافرت اسمش مسافرته و به ظاهر چیز کوچیکی به نظر میرسه اما مسافرت ممکنه تغییر کشور تغییر مکان تغییر عادتهای روزانه باشه و حتی تغییر انسانهای اطرافمون. یکدفعه یک زنگی تو ذهنم به صدا در اومد همینه دختر همینه ما فکر میکنیم این اتفاقات به ظاهر ساده تو زندگی یعنی شروع اتفاقات بزرگ. بعد متوجه شدم چرا خیلی از ما انسانها حتی حاضر نیستن به مسافرت چند روزه برن و بهانه ی نداشتن وقت و نداشتن پول میکنند. در اصل اونها حاضر نیستن حتی برای چند روز سبک زندگی خودشون رو تغییر بدن شرایطی که میدونند ثابت نیست و دوباره به سبک زندگی قبل بر میگردن. این یعنی ترس ترس از تغییر عادتهای گذشته. ترس از ادم های جدیدی که وارد زندگیشون میشه و ترس از اینکه نمی دونند قراره چه اتفاقاتی رو تجربه کنند و با خودشون میگن خوب اصلا چه فایده بریم سفر چند روزی و لذت می بریمو دوباره باید برگردیم به زندگی قبل که دوستش نداریم اینجاست که با خودشون میگن بیخیال اصلا نریم سفر بهتره همین جا با همین شرایط کنار میایم.
بعد این حس عجیب دلتنگی خیلی سریع تبدیل شد به اشتیاق چون میدونستم قراره هر روز به یک جای زیبا برم و این زیبایی ها قراره هر روز زیباتر بشه و اتفاقات قشنگتری رخ بده بعد دوباره به خودم گفتم واقعا زهرا اگر به همه ی ما فیلم زندگی آیندمون رو نشون بدن با اشتیاق قدم بر میداریم . به سفرهای بزرگ میریم چون میدونستیم قراره چه اتفاقی بیوفته و دیگه ترس و نگرانی وجود نداشت یک حسی بهم گفت پس ایمان چی ایمان به غیب و ایمان به خود ایمان به اینکه میتونی لحظه ی بعدیت رو خلق کنی ایمان به اینکه همه چی دست خودت هست نه هیچ عاملی. اینجا بود که متوجه این شدم که چرا استاد میگه چیزی که میخواهید رو تجسم کنید این یعنی کارگردانی فیلم زندگی خودمون مثل کارگردانی خانم شایسته برای ثبت لحظات ناب سفر. اینجا بود که ایمان به غیب خدا دیگه برام غیب محسوب نمیشد چون خودم لحظه ی بعد رو با افکارم و احساسم خلق میکردم این یعنی همون اشتیاق برای گام بعدی و خبر داشتن از قسمت بعدی سفرت سفر زندگی خودت با اتفاقات نابی که برای خودت میسازی.
اینجا بود که متوجه حرف استاد شدم که میگه خدا به شجاعان پاسخ میده . انسانهای شجاعی که بدون ترس گام بر میدارن و گام های بعدی رو می سازند حتی اگر کسی راهی نبینه اونها با ایمان پیداش خواهند کرد.
اینجا بود که متوجه شدم استاد با شروع این سفر بزرگ برای هزارمین بار شجاعت خودش رو ثابت کرد. خیلی راحت خونه ایی که در رفاه و امکانات عالی بود رو رها کرد و حتی خونه رو برای فروش گذاشت تا دوباره قانون رهایی رو به یاد ما بیاره قانونی که وابستگی توش معنایی نداره چون وابستگی رکود میاره و رکود مرگ به همراه خودش داره.
دوباره استاد با این کارش ایمانش رو ثابت کرد و اینکه خیلی راحت میتونه همه چیزی رو و هر جایی رو برای شروع تازه رها کنه شروع از صفر با باورهای توحیدی. چون ایمان داره قدم بعدی ناب تر از قدم قبلی است چون یاد گرفته خودش خالق لحظات زندگیش هست.
اول از خدا شاکرم بابت اینکه با دستانی از دستانش اشنا شدم که خودش عمل گراست و فقط قانون رو آموزش نمیده بلکه با این قانون زندگی میکنه و بعد از استاد سپاسگذارم برای اینکه قانون رو به ما آموزش میده قانونی که شده سبک زندگی خودش و بعد از خانم شایسته سپاسگذارم که این سبک از زندگی رو به ما نشون میده تا ما به درک کامل از این قوانین برسیم.
و ممنون به خاطر این مسابقه چون من درس بزرگی از شروع دوباره دیدن فایل ها گرفتم.
سلام.من خودم قسمت ۲۶ و خیلی دوست داشتم.شاید یکی از دلایلش اینه که من باهرچیزی که مستقیما توسط خدا خلق شده حال بهتری دارم.هرچیزی که قدرت خدا رو بیشتر نشونم میده حس آرامش بیشتری بهم میده.
مثل دریا مثل بارون مثل برف مثل کوه مثل جنگل و مثل آبشار زیبای نیاگارا…???
من توی فایل های سفر به دور امریکا خیلی چیزها یاد گرفتم.
توی قسمت ۲۶ من یاد گرفتم باید خیلی وقت ها دل و به دریا زد و اتفاقات تازه رو تجربه کرد.باید از لحظه به لحظه رویدادهای زندگیت و نعمتهای خدا نهایت استفاده رو کرد.
من یاد گرفتم و فهمیدم که اگر به دنبال زیبایی باشم خدا هدایتم میکنه به سمت زیبایی های بیشتر.مثل لحظه ای که یکباره رنگین کمون خودشو نمایان کرد.
من یاد گرفتم که باید اشتیاق و شور و شوق داشت برای لذت بردن از زندگی،مثل اشتیاقی که تو چهره استاد دیدم وقتی کاور و تنش کرده بود و داشت میرفت به سمت آبشار.
من با حرفاهای عاشقانه استاد و خانم شایسته، لحظه ای که استاد یکدفعه اومد جلوی دوربین وذوق کودکانه خانم شایسته یاد گرفتم که واقعا میتوان هر لحظه هرجا عاشق و دلداده بودن…
شاید اگر یکی دیگه بود میگفت این رفتارها چیه من دارم فیلم میگیرم.
من یاد گرفتم میشه حتی اگر مادر نباشی فرزند شخص دیگه ای رو به حکم انسان بودنش دوست داشته باشی مثل لحظاتی که خانم شایسته مخصوص زاویه دوربین و میبره به سمت میکائیل و از حالتهاش و حرفاش فیلم میگیره.
من یاد گرفتم اگر زاویه دیدمون و عوض کنیم خیلی چیزها به چشممون زیباتر میشه.مثل زمانی که توی این فایل وقتی از پایین به بالا نگاه میکردی انگار آبشار مستقیما از دل آسمون جاری شده.
من یاد گرفتم که میشه آدم ها مدت زیادی کنار هم زندگی کنن ولی همچنان برای هم عاشق و جذاب باشن.و هر لحظه هر کدوم دنبال سبقت گرفتن توی تعریف از خوبی ها و توانایی همدیگه باشن.
بر خلاف چیزی که الان خیلی عرف شده میگن وقتی یک نفر و کامل به دست بیاری جذابیتش از بین میره و تا زمانی تو جذابی که دست نیافتنی باشی.
و کلا چیزهایی که توی این سفر و فایل ها یاد گرفتم:
من یاد گرفتم میشه دائم از کلمات عاشقانه استفاده کرد بدون ترس از اینکه این کلمات تکراری بشن برای طرف مقابل البته به شرط اینکه واقعا از ته دل باشه،نه ادا.
من یاد گرفتم که میشه با ادم ها دوست بود و بدون هیچ غروری رفت جلو و باهاشون ارتباط برقرار کرد.
اون موقع ست که اونها بهترین روی خودشون و به ما هدیه میدن.
من یاد گرفتم که نباید به چیزی وابسته شد حتی زیبایی ها،این جمله من و بیدار کرد و یکی از ترمز های بزرگ منو شناسوند به من.فهمیدم که توی زیبایی ها و خوشی ها من هنوز توی گذشته گیر کردم و به خاطر اینکه اون روزها گذشته غبطه میخورم و خودم باعث شدم جلوی زیبایی های تازه به زندگیم بسته بشه.
من یاد گرفتم که میشه دوتا آدم کنار هم زندگی کنن بدون هیچ وابستگی،بدون اینکه همدیگرو فدای اهداف و خواسته های خودشون بکنن هرکسی با عشق تو مسیر خودشه مثل لحظه ای که خانم شایسته تو قسمت ۳۱ تنها رفت و از شب فیلم گرفت.
من یاد گرفتم که برای لذت بردن نباید دنبال اتفاق های عجیب و غریب باشم و میتونم حتی از گل های توی خیابون هم نهایت لذت و ببرم.مگه ما کم گل داریم دور و بر خودمون،گلهایی که حتی از باغچه بورلی زیباتر.ولی ما یادنگرفتیم که از زندگی لذت ببریم.خیلی از ما چون این اتفاقات و توی زاویه دوربین خانم شایسته میبینیم فکر میکنیم حتما این یک چیز خاصیه چون توی زندگی این آدم ها اتفاق افتاده و فقط به به و چه چه میکنیم و تحسین کلامی.در صورتیکه خیلی زیباتر از این اتفاقات و توی زندگی خودمون دیدیم و از درون مقاومت کردیم و اگر هم یه کوچولو لذت بردیم سریع گفتیم این چیزا اخه چه اهمیتی داره.
من یاد گرفتم که نگاهم و طوری تنظیم کنم که اول زیبایی هارو توی هرچیز ببینم.
تا هدایت بشم به جاهایی که این خواسته منو براورده کنه مثل مارکتی که استاد و خانم شایسه رفتن و حتی دستشویی اونجا هم اونقدر زیبا بود.
من یاد گرفتم میشه هم یک معشوق بود و هم یک کدبانو و هم یک کسی که کار مورد علاقه شو با عشق انجام میده و زندگی زیبایی داشت.در صورتیکه ما هنیشه شنیدیم خانم هایی که کار میکنن نمیتونن زندگی مرتبی داشته باشن و مادر و همسر خوبی نمیشن چون همیشه خسته ان و نمیتونن به وظایفشون تو خونه عمل کنن.
من یاد گرفتم اگر عشق چاشنی زندگیم باشه همه چیز شدنیه اونم از نوع عالیش.
من یاد گرفتم اگر درونمو درست کنم و باورهای کهنه و قدیمی مو پاک کنم و با خودم هماهنگ بشم میتونه حتی رسومات دیرینه کشورهای دیگه رو هم عوض کنم مثل اون روزی که اون خانم توی شیرینی فروشی هزینه استاد و متقبل شد.
من یاد گرفتم باید رها باشم به دور از هرگونه وابستگی ،تا بهشت و تجربه کنم.
من تازه یاد گرفتم که باید زندگی کنم.
من یاد گرفتم باید دنبال بهانه باشم برای لذت بردن.
من یاد گرفتم اگر به قوانی عمل کنم رویاهام رنگ واقعیت میگیرن.
من یاد گرفتم سن و از افکارم پاک کنم با دیدن اون خانم ومادرشون که قصد جهانگردی داشتن.
من یاد گرفتم از خوشی های دیگران لذت ببرم و تحسینشون کنم.
من یاد گرفتم تو لحظه لحظه زندگیم از خدا تقلب بگیرم بدون اینکه از هیچ مراقبی بترسم.
من یاد گرفتم که حتی اگر مخالف کارهای اطرافیانم هستم میتونم عاشقشون هم باشم و قرار نیست عملکرد آدم ها مهر اونهارو از دلم پاک کنه چون موافق خواسته من عمل نمیکنن مثل جریان مخالف بودن استاد با فیلمبرداری خانم شایسته.
و در آخر تکامل و توی فیلم های خانم شایسته از قسمت اول تا ۳۱ دیدم.
توجه به خواسته ها رو توی حرفای خانم شایسته که گفتن از بچگی دوست داشتن کشورهای دیگه رو ببینن و الان توی این شرایط هستن فهمیدم.
تااالان فقط حرفهای استاد و در مورد قوانین شنیده بودم ولی الان عمل کردن به قوانین و دیدم و فهمیدم شدنیه و اینکه ادم های دیگه میگن اینها همش حرفای قشنگه و واقعیت چیز دیگه ست یک باور اشتباهه.
من تصویر زندگی شخصی که حرفاشون با اعمالش یکیه رو دیدم و باور کردم که من هم میتونم.چه دستاوردی از این بالاتر که توانایی هاتو باور کنی.
خلاصه من از این سفر فهمیدم و یاد گرفتم اگر خودم و خدا رو باور کنم دنیا به کام من میشه و همه کائنات دست به دست هم میدن و به من جمله معروف فیلم راز ومیگن:
فرمان بردارم سرورم???
من این نظرمو دوباره گذاشتم،چون حس کردم چیزهایی که فهمیدم خیلی میتونه به بقیه کمک کنه.چون ممکنه به هوای مسابقه آدم های بیشتری نظرات و بخونن.شاید آموزه های من به درد یک نفر دیگه هم بخوره و کمکش کنه.
به نام خداوند زیبایی ها .چطور میتونم این ۳۱ عمر لحظات زیباررو کمترو بیشتر دوست داشته باشم چطور بگم ابشار و عظمتش زیباتر ه یا جنگلهای انبوه وسراسررررر عشقق و ارامش و زندگیی خدایا همه وجودت زیباست با هر لحظه از زیبایی ها متولد شدم فهمیدم از گلدون کنار پنجره کوچکم هم همونقدر باید لذت ببرم که از جنگلهای اسموکی و ...و باید همین لحظه را پر از شادی کنم تا حال بهتری داشته باشم و منو واسه لذت های بیشتر اماده کنه خدای گسترش دهنده خوبیها شادیها و زیبایی ها .ولی از بین همه ااگاهی ها زیبایی ها و تمام درسها قسمت ۱۶ یه رابطه وحشتناک نازی بامن برقرار کرده یا من تو اون فرکانس بیشترم واییییی از اولش اون قطار کوچولو وسط اون چمنها دقیقا سوار بر قطار ارزوهام کرد و چرخوند دور تا دور اون کشور زیبا اون گلدون بزرگ وایییی گلهاشو نیگاه بنفش و نارنجی و زرد وسبز اصلا یه وعضیه صدام از ذوق تیکه تیکه میشه وای اون تهچین مرغ من عاشق این غذام همیشه ارزوم بوده درست کنم ولی نمیدونم چرا درست نکردم اون بارون بی نظیر من همه سلول به سلول بدنم با بارون افریده شده و عاشقانه صلاه من اون لحظه هاس وقتی بارونو دیدم جیغ زدمممم و وای وقتی از تو اروی صدای بارون رو شیشه میومد نفس تند تند میزد از حال عالی و وای الله اکبر وقتی در اتوبوس باز شد و درهای بهشت خدا گشوده شد وایییییییی ارزو من این هواست این زیبایی است خداوندا منو هدایت کن به این سرزمین زیبا وای اون مه ناز و هوای خنک که همراه با ذرات ریز بارون به صورتم میخورخ بوی سبزه ها و پیچکهای خیس و خاک مست کرده منو حتی اهویی اومده عشوه گری برای گلها وای خدایا سکوت و هوای محشرت منو تا اعماق وجود تو ربم فرو میبره هربار که میبینم اون فیلمو یا حتی صحبت میکنم در موردش و اون اهگ زیبا ی متن فیلم منو لمس کرده بود و فقط اشکامو حس میکردم که از گوشه چشمام گلوله گلوله میریخت و تمام قلبم داد میزد که منم میخوام میخوامممم خدا یا صدای منو میشنوی منو پس اماده دریافت نعمتات کن من ناتوانم توانم تویی راهی ندارم راهم تویی خدایا به نام تو و یاد تو وعشق تو قدم در مسیر تو گذاشتم پس هدایتم کن و حمایتم کن ودر مسیر خوبیها و لذتها و شادیهای ممتدت قرارم بده امینننننننننن.
مریم جون من تک دخترم و دلم میخواست خواهری مثل شما داشتم که اینقد عاشقانه عشقتونو به ما هدیه میدین دستاتو باعشق از این ور دنیا به گرمی میفشارم و روی زیبای مریمیتو میبوسم.??????????
استاد عباسمنش و خانم شایسته؛ من بیش از همه از قسمت۲۲ لذت بردم و الهام گرفتم،شاید در اون موقعیت ویژه حالم بهتر بوده نمیدونم.اما وقتی دیدم “قانون زیبایی”،چطور دو طرف رو به هم میرسونه تا لذتها و تجربه های زیباشون رو با هم مشترک بشن،فهمیدم قانون خیلی طبیعی اما با مسیرها و نتایج متفاوت،هر کس رو به آنچه میطلبه،هدایت میکنه.
این قسمت، هدایت برای روابط زیبا رو نشون داد ولی در هر حوزه ای کار میکنه به همین روونی و دقت. قانون، کسی رو برای شما میفرسته که به شما بگه اگه توجهتون به زیبایی باشه،در هر کشور و هر موقعیتی که باشید،عشق خالق بواسطه مخلوقات بهتون میرسه و هیچ چیز توان ممانعت و اختلال نداره چون همه چیز تحت اراده و مامور اون قانونگذار یکتای زیباست.
همونطور که در دنیای فیزیکی وقتی به رنگ آبی نگاه میکنی پس فقط میتونی رنگ آبی رو ببینی و نه خاکستری رو،بهمین صورت وقتی با ذهن و فکر به زیبایی نگاه میکنی فقط میتونی زیبایی رو ببینی و نه غیر از اون.پس مسیر من روشنه،به چیزی نگاه کنم که دوست دارم ببینمش.اگه میشد دنیای انرژیها و متافیزیک رو دید این کار برای همه خیلی راحت بود ولی لذتش همینه که با ایمان به “قانون زیبایی”،تجربش کنیم و رشد کنیم و زیباتر بشیم و لایق زیبایی های بیشتر.
لحظاتی که در کنار اون خانم زیبا و مادرش داشتین خیلی خوب بود،انرژی مثبتش رو تونستم دریافت کنم بخصوص با حرفهای تکمیلی استاد روی تصاویر.با اینکه موضوع اصلی ذهن من در حال حاضر ثروت هست ولی نمیدونم چرا این قسمت که عنصر اصلیش روابط زیبا بود به دلم نشست،شاید پیامیه از درونم که برای ثروتمند شدنم،مانع اصلی روابطم و نگاهم به آدم هاست و باید اول بتونم زیبایی آدمها(که در حقیقت بازیگرانی اند که اوضاع درونیم رو نشون میدن) رو ببینم تا زیبایی ثروت را لمس کنم. یا اصولا” باید نسبت به همه مخلوقات و موجودات نگاه محبت آمیزتر و مهربانانه تری داشته باشم.
خالق زیبا رو شکر میکنم که مکانیزمی طراحی کرده که با دیدن اتفاقات بیرونی میتونم بفهمم و به یاد بیارم که درونم چه خبره، آیادرونم عشق جریان داره و زیبایی ها رو دارم نگاه میکنم یا خیر.
متشکرم استاد،متشکرم خانم شایسته بخاطر نمایش زیباییها
سلام به همه دوستان گلم مخصوصا جناب استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز
در ابتدا این رو بگم که من اصلا قصد شرکت در مسابقه رو نداشتم تا اینکه امروز ظهر یه حسی از درونم بهم گفت من هم شرکت کنم
من مدتهاست از آموزه های استاد استفاده میکنم و نتایج فوق العاده ای گرفتم و مسیر زندگی من از روزی که شروع به استفاده از این آموزه ها کردم تا به امروز خیلی خیلی تغییر کرده و با اینکه این روزها گاهی اوقات تا ۱۰-۱۲ ساعت در روز صدای استاد رو گوش میدم ولی از اونجایی که به طور حسی میرم سراغ کلیپای استاد و کاملا رندوم پخششون میکنم ، حس خاصی نسبت به فایل های سفر به درو آمریکا نداشتم و به جز قسمتهایی از یکی دو کلیپ که اونم توسط همسرم دانلود شده بود و به من نشون داد کلیپ دیگه ای ندیدم
سرتون رو درد نیارم من نیومدم در مورد کلیپهای سفر به دور امریکا چیزی بنویسم ولی به خاطر حس خیلی قوی که داشت بهم میگفت بیام و بخشی از نتایجی که در زندگیم کسب کردم رو برای دوستان گلم بنویسم ، دارم این کار رو انجام میدم. اینو اضافه کنم که با اینکه این کلیپها رو ندیدم ولی ایمان دارم که به قول خانم شایسته این تصاویر به نحوی نشون دهنده همون حرفهای استاد هست در قالب تصویر
من همین الان در زندگیم دارم از این قوانین استفاده میکنم و زندگی من تفاوت زیادی با زندگی دیگران داره که دارم در اطرافم میبینم
از همون ابتدای آشناییم با استاد که تونستم همسرم رو به زندگیم جذب کنم که ما واقعا عاشق همدیگه هستیم و احساس میکنم هر روز داره عشق و علاقمون به همدیگه بیشتر و عمیقتر میشه. پای ثابت سپاسگزاری های روزانه من همین عشق و علاقه است که بین من و همسرم هست و الان هم یه دختر کوچولوی نازو خوشکل داریم که هزاران بار خدا رو شکر میکنم بابت داشتنش
یه مدت بعد تونستم اولین ماشینم رو بخرم و اینکه چجوری و توی چه شرایطی خریدم اون خودش یه داستان طولانیه که الان نمیشه گفت
زندگی من سرشار از نعمت و آرامش شده، فراز و نشیبهایی داشته ولی روند زندگیم همواره صعودی بوده. خیلی زود تونستم ماشین دیگه ای هم بخرم تونستم یه مراسم عروسی خوب برگزار کنم و با همسرم توی خونه شخصی خودم زندگی مشترکمون رو شروع کنیم کمی بعد مغازه ای بزرگتر با همون شرایط و با همون مقدار اجازه ای که من درخواست داده بودم و حتی توی دفترم یادداشت کرده بودم به پستم خورد و مغازم رو به یه جای بزرگتر انتقال دادم
اینها فقط بخشی از نعمتهایی بود که طی این مدت به من داده شده و ملموسترن و سریعتر میتونم با نوشتن بهتون انتقال بدم وگرنه زندگی من سرشار شده از اتفاقات ریز و درشت عالی و قشنگ و فوق العاده از مسافرتها گرفته تا چراغ سبز ، جای پارک ماشین توی جاهای شلوغ، روابط عالی، خوش شانسی، برخورد با انسانهای خوش اخلاق و خوش برخورد، دعوت شدن های به موقع خانه اقوام و آشنایان وقتی که ناهار آماده نیست و هزاران هزار اتفاق دیگه که اگر بخوام فقط اتفاقات یک هفته گذشته رو به طور کامل تعریف کنم خودش یه کتاب میشه
حتی شرایط حال حاضرم که با ایمان به خدا و با ایمان به اینکه خودم شرایط خودم رو میسازم رفتم تهران و خونه ای اجاره کردم و فردا دارم با زن و بچم میرم اونجا تا در مسیر رویاهام حرکت کنم، حتی اجاره کردن خانه در تهران هم به گونه ای فوق العاده بود چون با میزان پولی که میخواستم هزینه کنم بلااستثنا تمام مشاورین املاک بهم میگفتن با این میزان پول توی این منطقه نمیتونی خونه ای با این ویژگی ها که میخوای اجاره کنی ولی من نا امید نشدم و بدون اینکه به حرفشون توجه داشته باشم از روزهام لذت میبردم و خواهان خانه مناسب در منطقه مناسب بودم و پس از چند روز هدایت شدم و خانه ای که میخواستم رو در منطقه ای بهتر اجاره کردم
و حتی شجاعتی که پیدا کردم برای انجام این کار در شرایطی که خانواده ام کاملا مخالف هستن و به شیوه های مختلف این مخالفت رو ابراز کردن و من میدونم که این فقط باورهای اونهاست و باورهای اونها نمیتونه روی زندگی من تاثیر بزاره و من با باورهای خودم میتونم زندگیم رو هر جور که بخوام طراحی کنم
از تمام کسانی که وقت گذاشتن و نوشته های من رو خوندن ممنونم. باز هم میگم با اینکه به طور مستقیم با موضوع مسابقه ربط نداشت ولی بخاطر حسی که بهم گفت شروع به نوشتن کردم
از استاد عباسمنش هم بسیار بسیار ممنونم که دستی از دستای خداوند شدند برای رسیدن این آگاهی ها به ما و من خیلی از این آموزه ها استفاده کردم تا جایی که دیدم نسبت به همون خدا هم تغییر کرد و خیلی بهتر شد. به خدا قسم خدای من بعد آشنایی با استاد خیلی خیلی خدای بهتریه، مهربونتره، رزاق تره، عادل تره، نزدیکتره و…
من حتی دیدم نسبت به تک تک افرادی که در جامعه میبینم و حتی نمیشناسم هم خیلی بهتر شده و همه رو مهربون، خوش برخورد و بندگان خوب خدا میبینم، خدایا هزاران هزار بار سپاسگزارم ازت
امیدوارم شما هم هر روز نتایج خوب و عالی بگیرید و از زندگیتون راضی و خشنود باشید
با سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان ومایک.بهترین قسمت سفر نامه که همش قشنگ و زیباست برای من ابشاربود اون وسعت درخشندگی و رهایی و ارامش چقدر زیبایی وصف نشدنی داشت احساس کنار آبشار وذارت آب که بر گونه های ما می نشست.احساس رهایی و ازادی و صدای زیبا آب که به آدم آرامش میداد اون همه فراوانی که آدم با دیدنش سیر نمی شد چقدر حس خوب وسبکی به آدم میداد انگار
به خدا خیلی نزدیک بودی اصلا اونجا سن موقعیت و مکان و زمان جنسیت .پولدار و فقیر هیچی رو حس نمیکنی جز اینکه همه اونجا ذوق کردن رها شدن .وبه خدا نزدیک شدن حس جوانی تازگی به وجد میان و اینجا رو یکی از زیباترین جاهایی میدونن که تا حالا دیدن واز دیدنش سیر نمیشن .واقعا زیبا بود من بارها و بارها اون صحنه ها رو دیدم ولذت بردم وخدا رو شکر کردم و چقدر حس خوبی باهر با دیدن اون فایل به من میداد حس نزدیکی حس کوچکی و عظمت و بزرگی پروردگار واینکه خدا چقدر زیبایی هاشو در زمین قرار داده وما به قول استاد باید ظرف وجودمان رو بزرگ کنیم تا بتونیم از باران نعمت و رحمت اون پر کنیم .در جای جای سفر فراوانی.رهایی .به قید و شرطی بود .و مهمترین چیزی که من تو تمام این سفر دیدم ولذت بردم عاشقانه ها استاد و مریم جونه چقدر بهم عشق میدن به راحتی .چقدر زیبا همدیگرو درک میکن وجلو میرن چقدر هم فرکانس چقدر باهم در یک مدار .این خیلی لذت بخشه .اینکه هر دواینقدر رها هستن هر دو باهم توجه ودقتشون به یه چیزه و انقدر راحت لذت میبرم واقعا عالیه خدا رو شکر که با شما هم مدار هم فرکانس شدن وخدا شما رو در مسیر زندگی من قرار داد .
بیشترین قسمتی که باعث حرکت من شد خانم ۸۵ ساله ای بودند که سلامت کامل جسمی داشتند،ایشون با اینکه با فرزند دخترشان زندگی میکردند اما امید به زندگی در ایشون اینقدر زیاد بود که کارهای شخصی و آشپزی شون رو خودشون انجام می دادند
اینقدر زندگی هدفمندی رو داشتند که با سن بالا دنبال Rv بودند برای دیدن دنیا و کشف بیشتر آن
و جالب تر اینکه سلامت جسمی خوب و بالایی علاوه بر اون روح قدرتمندشون داشتند حتی نوع صاف نشستن ایشون برای من واقعا تحسین برانگیز بود
ایشون برای من نیز وسیله حرکت شدند
چون من در جایی که زندگی میکنم سن بالا مفهوم رنگ کهنه و تنهایی داره و احساس بد،پیری یعنی بی هدفی یعنی مردن قبل از مرگ جسم?
اما با دیدن ایشون? میشه این باورهای بد از پیری و بی هدفی از زندگی رو تغییر داد ،میشه امیدوار بود میشه تغییر جهت داد
خدایا شکرت ?که به ما قدرت دادی که با دیدن صفات خوب در دیگران، اون صفت ها رو نیز در خودمون پیدا کنیم و رشد دهیم ?
از شما استاد عزیز و مریم مهربان هم سپاسگزارم که سعی در هر چه بیشتر نشان دادن این زیبایی ها رو به ما دارید ???
سلام و درود فراوان سلامی به قشنگی آهنگ این روزهای زندگی ام که عاشقانه گوشها و چشمهایم را نوازش میدهد?
در این روزها که عمیقا در گیر انتخابی سخت از بین زیبایی هایی بودم که دیده بودم بهتراست اعتراف کنم واقعا هر قسمت از این سفر برای من درسی داشت که نکات طلایی آنها زینت بخش حال و هوای زندگیم شده و طراحی دفتر من را به عهده گرفته.نمیدانم از کدام مهارت و درس زندگی بگویم ولی فکر میکنم زیباترین درس بزرگی که در زندگیم گرفتم از این گفتگوی آخر شما بود یعنی قسمت۳۱ از سفر به دور آمریکا که برای ذهن من توجه به نکات مثبت زندگی تعریف شده و واقعا از گفتگویی که باهم داشتید در سکوت شب به من لذت و عشق بی نظیری القا کرد.
نسیم خنک پنجره ی اتومبیل که شاهد عینی گفتگوی بی نظیر شما بود.با توضیحات وصف ناپذیری که در مورد فرکانس و فلسفه ی حضور ما در این سفر دادید چشم و دل ما را به راه هدایت روشن کردید. دنیای من دگرگون شد.
نمیدانید چقدر از شنیدن صدای جیرجیرکها و سکوت شب به وجد آمدم چقدر برایم لذت بخش بود خلوت شبانه ی دونفر که هم سفر هم فرکانس هستند برایم زیبا و بی نظیر بود.
از استقامت و ادامه خانم شایسته عزیز بسیار درس بزرگی گرفتم از اینکه ایشون اینقدر باعلاقه کارهای سفرنامه را انجام میدن.
خداروسپاسگذارم که همچنان همسفر این دوره هستم و نتایج زیبایی در زندگیم گرفتم.
از اینکه ما فرکانسهای خود را باهم هماهنگ کردیم و باهم همسفر شدیم بسیار خوشحالم .
میدانم عشق پایه و ریشه ی حرکت شماست درست مثل سوخت اتومبیل که اگر نباشد ذره ای حرکت ندارد.
عشق ریشه ای ترین عامل انگیزه و حرکت شماست به کارهایی که میکنید به زندگی کردن به فعالیت در سایت همه و همه از چشمه ای به نام عشق لبریز میشود.شما نگاه فیلتر شده ای به زندگی دارید چیزهای بد را با صافی دور میریزید و زیبایی ها میبینید .زیبایی ها و خوبی ها و خوشبختی ها را زیر ذره بین میگذارید و آنقدر بزرگش میکنید تا کل روز شمارا فرا میگیرد و اینگونه زندگی شما رقم میخورد و همیشه هر وقت تاس می اندازید نمره ی شما ۶ ست با جایزه ی بعداز آن.
آری انتخاب از بین ۳۱قسمت شگفت انگیز کار سختی بود هر قسمت سرشار از نکات زیبا و طلایی هست برای من اما انتخاب قسمت ۳۱برای من زیبا تر بود چرا که نحوه نگاه تان را به جریان این سفر بیان کردید از مسیر این سفر گفتید از نحوه شکار این زیبایی ها که برایم بسیار جذاب است و درسهای بزرگی از شما گرفتم از رهایی که در انجام کار ها و تصمیم گیری ها دارید.از عشقی که در حرکت و انگیزه گرفتن امورتان خرج میکنید،از مهربانی ها از تلاشها از نایستادن ها و متوقف نشدن ها در ناملایمتی ها واقعا کلیدی به من داد که درهای بسته ای که در ذهنم بسته ست باز می کند و جریان زندگی ام نرم تر و آسان تر حرکت میکند.
من همواره روی صندلی درون RV نشسته ام و تا آخر سفر هستم و تمام نکات مثبت و بهتراست بگویم درسهای کلیدی را در گوشه ی ذهنم ثبت و در زندگی ام عملی خواهم کرد.
به انتخاب خودم میبالم چون عاشق این قسمت هستم و بار ها ذهنم را از این آگاهی ها پر کردم .
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیزو همه هم فرکانسی های عزیزم
طی این مدتی که فا یلها رو میدیدم احساس نزدیکی زیادی با استاد و خانم شایسته عزیز پیدا کردم
انتخاب از بین این فایلا خیلی برام سخت بود که یکی رو انتخاب کنم اول قسمت 13 بعد ابشار نیاگارا بعد دیدم همشو دوست دارم و به اون نتیجه ای که میخواستم دارم میرسم اصلش این بود که از این فایلها و مطالبی که گفته میشد یا مکانهایی که میدیدم چیز یاد بگیرم
اخرش قسمت 31 خیلی به دلم نشست چون حرف دلم بود و چیز هایی بود که می خواستم بگم
بادیدن این فایلا و زندگی شخصی استاد باید از کوچکترین شادی زندگیم لذت ببرم .
شادی تو زندگی شما وصف نشدنی هست ،همیشه شاد باشید.
اینکه هر لحظه و هرجایی کلمه عاشقتم از زبونتون نمی افته رو یاد گرفتم .منم مثل خانم شایسته خیلی استعداد دارم و همه چیزهایی که بلدم رو خود یاد گرفتم یا یکی اینترنتی بهم یاد داده و سریع یاد گرفتم .
چون جیزایی که خانم شایسه بلده رو منم به سادگی و مثل ایشون یاد گرفتم ،برا همین احساس نزدیکیم بیشتر شده .
حالا چیزایی که این فایلا یاد گرفتمم رو بگم :
یاد گرفتم به خدا توکل کنم رها باشم و با جریان زندگی جلو برم درست مثل رودخونه پراز سنگ خودمو مثل قایقا بسپارم به جریان زندگی ،سنگها رو ندیده بگیرم و فقط هدفهامو ببینم
یاد گرفتم کوچکترین نقطه مثبت زندگیمو بزرگ کنم تا بیشتر از اون برام اتفاق بیوفته.
اینکه بذارم خدا همه چیز رو خودش جور کنه برام من فقط هدف رو تعیین کنم و چگونگی رسیدن به اون هدف رو بسپارمش به خداو خودم به الهاماتم عمل کنم
به احساس خوبم توجه کنم و هر چیزی که بهم حس خوب میده رو دنبال کنم و هین توجه به خوبیها باعث میشه تا خوبیهای بیشتری سراغم بیاد .
الان احساس خوبی دارم بخاطر تصمیم جدیدی که گرفتم و مطمینم خدا خودش بقیه کارا رو جور میکنه ، الان فقط باید خوبیها رو ببینم و جلو برم
همشو مدیون استاد و خانم شایسته هستم و امیدوارم که بازهم چیزای جدیدی یاد بگیرم
توجهم فقط به خوبیها باشه و احساس خوبم رو دنبال کنم و شکر گذار فراوان خدا باشم
با تشکر از استاد که این فرصت رو به همه اعضای سایت دادند تا هر کسی نظر خودشو بگه.مرسی که هستید.
من قسمت 13 رو دوست دارم بخاطر شنیدن صدای اب ،جریان اب جنگل و سر سبزی اون ،من عاشق این جور جاهام و خونه اینده ام شبیه اینجاست البته فقط یک قسمت کوچکش.
من توفایلا فهمیدم جورجیا خیلی قشنگه و اونجا میخوام ویلا داشته باشم ،بقیه ویلاهام رو بعدا ممعلوم میکنم که کجا باشن.
من خیلی هدف دارم و دارم کم کم تو مدارش قرار میگیرم و نشونه بارزش همسفر شدن با شماست .
استاد از اون جمله اخرتون تو قسمت اخری خیلی خوشم اومد اینکه ما رو تو امریکا ببینید و اون لحظه با خودم گفتم صد در صد همینطور میشه
استاد توفایلی که رفتین شکلات ترامپ خریدین از کنار یک کیف سفید شیری رد شدین خیلی چشمم رو گرفت.
و قسمتی که به سنجاب پرنده ها غذا دادین خیلی برامم جالب و شادی اور بود.صحنه ابشار هم که پشت مایک ادا در اوردین کلی خندیدم.
سلام همسفران عزیز و یک سلام گرم خدمت استاد عباس منش عزیز و خانم شایسته عزیز اولتر از همه عید قربان رو به همه ای شما از صمیم قلب تبریک عرض میکنم و امید وإرم که یک عید پر خوشی داشته باشید. خوب حالا میام سر اصل مطلب اولین چیزی که برای خود من جالب بود این بود که من از همسفران خودم عقب نمونده بودم شاید هم اولین کسی بودم که دور سفر به دور امریکا از فایل اول از روز اول که خانم شایسته عزیز اولین فایل رو بر روی سایت قرار داد نگاهش کرده بودم و خدا رو هزاران بار سپاسگذارم که من را در این مسیر قرار داده. این برای خودم یک کم مشکل است که از بین ٣١ فایل بر روی سایت قرار گرفت یک شون رو انتخاب کنم چون از روز اول که فایل رو شروع کردم در هر فایل من باور های رو برای خودم ساختم و که من هم میتونم اون چیزهای رو داشته باشم که شما همه ای اونها رو به تصویر کشیدید و از بین این همه فایل یکی رو انتخاب کنم اون به جز فایل هشتم نیست چون در این فایل من چیزهای رو یاد گرفتم باور های رو برای خودم ساختم که ما چی موجودات هستیم که خود مان خالق زندگی خودمون هستیم خداوند این قدرت رو به داده که چقدر ما انسانها بی نظیر هستیم و من شخصا خودم این فایل رو انتخاب کردم چون به من این باور رو داد که ثروت چقدر زیاد است و پول در اوردن در این جهان چقدر راحت به دست میاد. و هر روز به خودم دوباره مرورش میکنم که خداوند ما را چقدر دوست داره و این همه نعمت و ای همه ثروت رو به ما داده. خدایا شکرت از این همه نعمت از این همه زیبای و این همه فروانی
سپاسگذارم از استا عباس منش و خصوصا از خانم شایسته عزیز که این همه زیبای رو به ما به تصویر میکشه.
همیشه شاد و سالم و ثروتمند و پیروز باشید
سلام به همه ی دوستان عزیزم که همراه بودن با شما برام بزرگترین لذته چون من به جز استاد و خانم شایسته از تک تک شما عزیزان درس یاد میگیرم و خدا رو شکر میکنم بابت اینکه تو این خانواده بزرگ توحیدی زندگی میکنم. زهرا هستم همسر سعید
من خیلی اهل نوشتن نیستم و بیشتر دوست دارم بخونم . وقتی قسمت 32 فایل سفرنامه رو دیدم و اینکه یک مسابقه هست برای دیدن دوباره فایل های سفرنامه خیلی خوشحال شدم به خدا گفتم خدایا چی میخوای بهم نشون بدی حتما یه نکته ایی هست که من باید از اول این سفر لذت بخش رو شروع کنم.
وقتی اولین فایل سفرنامه رو play کردم همون ابتدای فیلم که خانم شایسته به ما سلام میکنه دوربین زوم بود رو Tampa روی نقشه. راستش نمیدونم چطور احساسم رو بیان کنم فقط میتونم بگم این کلمات من نیست بلکه کلمات گفته میشن و من مینویسم و گاهی از قلبم جا میوفتم برای بیان احساسی که الان دارم.
اره داشتم میگفتم وقتی Tampa رو دیدم یه حس دلتنگی عجیبی بهم دست داد اون حسی که وقتی میدونی برای مدتی از خونه دور خواهی بود برام عجیب بود انگاری من برای سالیان سال تو Tampa زندگی کردم (البته این و بگم من همیشه با دیدن فایلهای استاد حس میکنم واقعا در کنار ایشون هستم ) ته قلبم خالی شد مثل زمانی که خودم بعد از آشنایی با استاد و کار کردن رو خودم به اتفاق همسر و دخترم از قم به شمال مهاجرت کردیم.
همین جا فایل رو Stop کردم و با خودم فکر کردم چرا باید این حس رو داشته باشم این که مهاجرت محسوب نمیشه فقط یه مسافرته به دور امریکا و قراره کلی خوش بگذرونیم و لذت ببریم چون قسمتهای بعدی و اینکه چه اتفاقاتی قراره بیوفته رو میدونستم. پس گفتم چرا چرا چرا. بعد یه حسی بهم گفت خوب مسافرت اسمش مسافرته و به ظاهر چیز کوچیکی به نظر میرسه اما مسافرت ممکنه تغییر کشور تغییر مکان تغییر عادتهای روزانه باشه و حتی تغییر انسانهای اطرافمون. یکدفعه یک زنگی تو ذهنم به صدا در اومد همینه دختر همینه ما فکر میکنیم این اتفاقات به ظاهر ساده تو زندگی یعنی شروع اتفاقات بزرگ. بعد متوجه شدم چرا خیلی از ما انسانها حتی حاضر نیستن به مسافرت چند روزه برن و بهانه ی نداشتن وقت و نداشتن پول میکنند. در اصل اونها حاضر نیستن حتی برای چند روز سبک زندگی خودشون رو تغییر بدن شرایطی که میدونند ثابت نیست و دوباره به سبک زندگی قبل بر میگردن. این یعنی ترس ترس از تغییر عادتهای گذشته. ترس از ادم های جدیدی که وارد زندگیشون میشه و ترس از اینکه نمی دونند قراره چه اتفاقاتی رو تجربه کنند و با خودشون میگن خوب اصلا چه فایده بریم سفر چند روزی و لذت می بریمو دوباره باید برگردیم به زندگی قبل که دوستش نداریم اینجاست که با خودشون میگن بیخیال اصلا نریم سفر بهتره همین جا با همین شرایط کنار میایم.
بعد این حس عجیب دلتنگی خیلی سریع تبدیل شد به اشتیاق چون میدونستم قراره هر روز به یک جای زیبا برم و این زیبایی ها قراره هر روز زیباتر بشه و اتفاقات قشنگتری رخ بده بعد دوباره به خودم گفتم واقعا زهرا اگر به همه ی ما فیلم زندگی آیندمون رو نشون بدن با اشتیاق قدم بر میداریم . به سفرهای بزرگ میریم چون میدونستیم قراره چه اتفاقی بیوفته و دیگه ترس و نگرانی وجود نداشت یک حسی بهم گفت پس ایمان چی ایمان به غیب و ایمان به خود ایمان به اینکه میتونی لحظه ی بعدیت رو خلق کنی ایمان به اینکه همه چی دست خودت هست نه هیچ عاملی. اینجا بود که متوجه این شدم که چرا استاد میگه چیزی که میخواهید رو تجسم کنید این یعنی کارگردانی فیلم زندگی خودمون مثل کارگردانی خانم شایسته برای ثبت لحظات ناب سفر. اینجا بود که ایمان به غیب خدا دیگه برام غیب محسوب نمیشد چون خودم لحظه ی بعد رو با افکارم و احساسم خلق میکردم این یعنی همون اشتیاق برای گام بعدی و خبر داشتن از قسمت بعدی سفرت سفر زندگی خودت با اتفاقات نابی که برای خودت میسازی.
اینجا بود که متوجه حرف استاد شدم که میگه خدا به شجاعان پاسخ میده . انسانهای شجاعی که بدون ترس گام بر میدارن و گام های بعدی رو می سازند حتی اگر کسی راهی نبینه اونها با ایمان پیداش خواهند کرد.
اینجا بود که متوجه شدم استاد با شروع این سفر بزرگ برای هزارمین بار شجاعت خودش رو ثابت کرد. خیلی راحت خونه ایی که در رفاه و امکانات عالی بود رو رها کرد و حتی خونه رو برای فروش گذاشت تا دوباره قانون رهایی رو به یاد ما بیاره قانونی که وابستگی توش معنایی نداره چون وابستگی رکود میاره و رکود مرگ به همراه خودش داره.
دوباره استاد با این کارش ایمانش رو ثابت کرد و اینکه خیلی راحت میتونه همه چیزی رو و هر جایی رو برای شروع تازه رها کنه شروع از صفر با باورهای توحیدی. چون ایمان داره قدم بعدی ناب تر از قدم قبلی است چون یاد گرفته خودش خالق لحظات زندگیش هست.
اول از خدا شاکرم بابت اینکه با دستانی از دستانش اشنا شدم که خودش عمل گراست و فقط قانون رو آموزش نمیده بلکه با این قانون زندگی میکنه و بعد از استاد سپاسگذارم برای اینکه قانون رو به ما آموزش میده قانونی که شده سبک زندگی خودش و بعد از خانم شایسته سپاسگذارم که این سبک از زندگی رو به ما نشون میده تا ما به درک کامل از این قوانین برسیم.
و ممنون به خاطر این مسابقه چون من درس بزرگی از شروع دوباره دیدن فایل ها گرفتم.
سلام.من خودم قسمت ۲۶ و خیلی دوست داشتم.شاید یکی از دلایلش اینه که من باهرچیزی که مستقیما توسط خدا خلق شده حال بهتری دارم.هرچیزی که قدرت خدا رو بیشتر نشونم میده حس آرامش بیشتری بهم میده.
مثل دریا مثل بارون مثل برف مثل کوه مثل جنگل و مثل آبشار زیبای نیاگارا…???
من توی فایل های سفر به دور امریکا خیلی چیزها یاد گرفتم.
توی قسمت ۲۶ من یاد گرفتم باید خیلی وقت ها دل و به دریا زد و اتفاقات تازه رو تجربه کرد.باید از لحظه به لحظه رویدادهای زندگیت و نعمتهای خدا نهایت استفاده رو کرد.
من یاد گرفتم و فهمیدم که اگر به دنبال زیبایی باشم خدا هدایتم میکنه به سمت زیبایی های بیشتر.مثل لحظه ای که یکباره رنگین کمون خودشو نمایان کرد.
من یاد گرفتم که باید اشتیاق و شور و شوق داشت برای لذت بردن از زندگی،مثل اشتیاقی که تو چهره استاد دیدم وقتی کاور و تنش کرده بود و داشت میرفت به سمت آبشار.
من با حرفاهای عاشقانه استاد و خانم شایسته، لحظه ای که استاد یکدفعه اومد جلوی دوربین وذوق کودکانه خانم شایسته یاد گرفتم که واقعا میتوان هر لحظه هرجا عاشق و دلداده بودن…
شاید اگر یکی دیگه بود میگفت این رفتارها چیه من دارم فیلم میگیرم.
من یاد گرفتم میشه حتی اگر مادر نباشی فرزند شخص دیگه ای رو به حکم انسان بودنش دوست داشته باشی مثل لحظاتی که خانم شایسته مخصوص زاویه دوربین و میبره به سمت میکائیل و از حالتهاش و حرفاش فیلم میگیره.
من یاد گرفتم اگر زاویه دیدمون و عوض کنیم خیلی چیزها به چشممون زیباتر میشه.مثل زمانی که توی این فایل وقتی از پایین به بالا نگاه میکردی انگار آبشار مستقیما از دل آسمون جاری شده.
من یاد گرفتم که میشه آدم ها مدت زیادی کنار هم زندگی کنن ولی همچنان برای هم عاشق و جذاب باشن.و هر لحظه هر کدوم دنبال سبقت گرفتن توی تعریف از خوبی ها و توانایی همدیگه باشن.
بر خلاف چیزی که الان خیلی عرف شده میگن وقتی یک نفر و کامل به دست بیاری جذابیتش از بین میره و تا زمانی تو جذابی که دست نیافتنی باشی.
و کلا چیزهایی که توی این سفر و فایل ها یاد گرفتم:
من یاد گرفتم میشه دائم از کلمات عاشقانه استفاده کرد بدون ترس از اینکه این کلمات تکراری بشن برای طرف مقابل البته به شرط اینکه واقعا از ته دل باشه،نه ادا.
من یاد گرفتم که میشه با ادم ها دوست بود و بدون هیچ غروری رفت جلو و باهاشون ارتباط برقرار کرد.
اون موقع ست که اونها بهترین روی خودشون و به ما هدیه میدن.
من یاد گرفتم که نباید به چیزی وابسته شد حتی زیبایی ها،این جمله من و بیدار کرد و یکی از ترمز های بزرگ منو شناسوند به من.فهمیدم که توی زیبایی ها و خوشی ها من هنوز توی گذشته گیر کردم و به خاطر اینکه اون روزها گذشته غبطه میخورم و خودم باعث شدم جلوی زیبایی های تازه به زندگیم بسته بشه.
من یاد گرفتم که میشه دوتا آدم کنار هم زندگی کنن بدون هیچ وابستگی،بدون اینکه همدیگرو فدای اهداف و خواسته های خودشون بکنن هرکسی با عشق تو مسیر خودشه مثل لحظه ای که خانم شایسته تو قسمت ۳۱ تنها رفت و از شب فیلم گرفت.
من یاد گرفتم که برای لذت بردن نباید دنبال اتفاق های عجیب و غریب باشم و میتونم حتی از گل های توی خیابون هم نهایت لذت و ببرم.مگه ما کم گل داریم دور و بر خودمون،گلهایی که حتی از باغچه بورلی زیباتر.ولی ما یادنگرفتیم که از زندگی لذت ببریم.خیلی از ما چون این اتفاقات و توی زاویه دوربین خانم شایسته میبینیم فکر میکنیم حتما این یک چیز خاصیه چون توی زندگی این آدم ها اتفاق افتاده و فقط به به و چه چه میکنیم و تحسین کلامی.در صورتیکه خیلی زیباتر از این اتفاقات و توی زندگی خودمون دیدیم و از درون مقاومت کردیم و اگر هم یه کوچولو لذت بردیم سریع گفتیم این چیزا اخه چه اهمیتی داره.
من یاد گرفتم که نگاهم و طوری تنظیم کنم که اول زیبایی هارو توی هرچیز ببینم.
تا هدایت بشم به جاهایی که این خواسته منو براورده کنه مثل مارکتی که استاد و خانم شایسه رفتن و حتی دستشویی اونجا هم اونقدر زیبا بود.
من یاد گرفتم میشه هم یک معشوق بود و هم یک کدبانو و هم یک کسی که کار مورد علاقه شو با عشق انجام میده و زندگی زیبایی داشت.در صورتیکه ما هنیشه شنیدیم خانم هایی که کار میکنن نمیتونن زندگی مرتبی داشته باشن و مادر و همسر خوبی نمیشن چون همیشه خسته ان و نمیتونن به وظایفشون تو خونه عمل کنن.
من یاد گرفتم اگر عشق چاشنی زندگیم باشه همه چیز شدنیه اونم از نوع عالیش.
من یاد گرفتم اگر درونمو درست کنم و باورهای کهنه و قدیمی مو پاک کنم و با خودم هماهنگ بشم میتونه حتی رسومات دیرینه کشورهای دیگه رو هم عوض کنم مثل اون روزی که اون خانم توی شیرینی فروشی هزینه استاد و متقبل شد.
من یاد گرفتم باید رها باشم به دور از هرگونه وابستگی ،تا بهشت و تجربه کنم.
من تازه یاد گرفتم که باید زندگی کنم.
من یاد گرفتم باید دنبال بهانه باشم برای لذت بردن.
من یاد گرفتم اگر به قوانی عمل کنم رویاهام رنگ واقعیت میگیرن.
من یاد گرفتم سن و از افکارم پاک کنم با دیدن اون خانم ومادرشون که قصد جهانگردی داشتن.
من یاد گرفتم از خوشی های دیگران لذت ببرم و تحسینشون کنم.
من یاد گرفتم تو لحظه لحظه زندگیم از خدا تقلب بگیرم بدون اینکه از هیچ مراقبی بترسم.
من یاد گرفتم که حتی اگر مخالف کارهای اطرافیانم هستم میتونم عاشقشون هم باشم و قرار نیست عملکرد آدم ها مهر اونهارو از دلم پاک کنه چون موافق خواسته من عمل نمیکنن مثل جریان مخالف بودن استاد با فیلمبرداری خانم شایسته.
و در آخر تکامل و توی فیلم های خانم شایسته از قسمت اول تا ۳۱ دیدم.
توجه به خواسته ها رو توی حرفای خانم شایسته که گفتن از بچگی دوست داشتن کشورهای دیگه رو ببینن و الان توی این شرایط هستن فهمیدم.
تااالان فقط حرفهای استاد و در مورد قوانین شنیده بودم ولی الان عمل کردن به قوانین و دیدم و فهمیدم شدنیه و اینکه ادم های دیگه میگن اینها همش حرفای قشنگه و واقعیت چیز دیگه ست یک باور اشتباهه.
من تصویر زندگی شخصی که حرفاشون با اعمالش یکیه رو دیدم و باور کردم که من هم میتونم.چه دستاوردی از این بالاتر که توانایی هاتو باور کنی.
خلاصه من از این سفر فهمیدم و یاد گرفتم اگر خودم و خدا رو باور کنم دنیا به کام من میشه و همه کائنات دست به دست هم میدن و به من جمله معروف فیلم راز ومیگن:
فرمان بردارم سرورم???
من این نظرمو دوباره گذاشتم،چون حس کردم چیزهایی که فهمیدم خیلی میتونه به بقیه کمک کنه.چون ممکنه به هوای مسابقه آدم های بیشتری نظرات و بخونن.شاید آموزه های من به درد یک نفر دیگه هم بخوره و کمکش کنه.
به نام خداوند زیبایی ها .چطور میتونم این ۳۱ عمر لحظات زیباررو کمترو بیشتر دوست داشته باشم چطور بگم ابشار و عظمتش زیباتر ه یا جنگلهای انبوه وسراسررررر عشقق و ارامش و زندگیی خدایا همه وجودت زیباست با هر لحظه از زیبایی ها متولد شدم فهمیدم از گلدون کنار پنجره کوچکم هم همونقدر باید لذت ببرم که از جنگلهای اسموکی و ...و باید همین لحظه را پر از شادی کنم تا حال بهتری داشته باشم و منو واسه لذت های بیشتر اماده کنه خدای گسترش دهنده خوبیها شادیها و زیبایی ها .ولی از بین همه ااگاهی ها زیبایی ها و تمام درسها قسمت ۱۶ یه رابطه وحشتناک نازی بامن برقرار کرده یا من تو اون فرکانس بیشترم واییییی از اولش اون قطار کوچولو وسط اون چمنها دقیقا سوار بر قطار ارزوهام کرد و چرخوند دور تا دور اون کشور زیبا اون گلدون بزرگ وایییی گلهاشو نیگاه بنفش و نارنجی و زرد وسبز اصلا یه وعضیه صدام از ذوق تیکه تیکه میشه وای اون تهچین مرغ من عاشق این غذام همیشه ارزوم بوده درست کنم ولی نمیدونم چرا درست نکردم اون بارون بی نظیر من همه سلول به سلول بدنم با بارون افریده شده و عاشقانه صلاه من اون لحظه هاس وقتی بارونو دیدم جیغ زدمممم و وای وقتی از تو اروی صدای بارون رو شیشه میومد نفس تند تند میزد از حال عالی و وای الله اکبر وقتی در اتوبوس باز شد و درهای بهشت خدا گشوده شد وایییییییی ارزو من این هواست این زیبایی است خداوندا منو هدایت کن به این سرزمین زیبا وای اون مه ناز و هوای خنک که همراه با ذرات ریز بارون به صورتم میخورخ بوی سبزه ها و پیچکهای خیس و خاک مست کرده منو حتی اهویی اومده عشوه گری برای گلها وای خدایا سکوت و هوای محشرت منو تا اعماق وجود تو ربم فرو میبره هربار که میبینم اون فیلمو یا حتی صحبت میکنم در موردش و اون اهگ زیبا ی متن فیلم منو لمس کرده بود و فقط اشکامو حس میکردم که از گوشه چشمام گلوله گلوله میریخت و تمام قلبم داد میزد که منم میخوام میخوامممم خدا یا صدای منو میشنوی منو پس اماده دریافت نعمتات کن من ناتوانم توانم تویی راهی ندارم راهم تویی خدایا به نام تو و یاد تو وعشق تو قدم در مسیر تو گذاشتم پس هدایتم کن و حمایتم کن ودر مسیر خوبیها و لذتها و شادیهای ممتدت قرارم بده امینننننننننن.
مریم جون من تک دخترم و دلم میخواست خواهری مثل شما داشتم که اینقد عاشقانه عشقتونو به ما هدیه میدین دستاتو باعشق از این ور دنیا به گرمی میفشارم و روی زیبای مریمیتو میبوسم.??????????
سلام به استاد عشق ورزیدن
استاد عباسمنش و خانم شایسته؛ من بیش از همه از قسمت۲۲ لذت بردم و الهام گرفتم،شاید در اون موقعیت ویژه حالم بهتر بوده نمیدونم.اما وقتی دیدم “قانون زیبایی”،چطور دو طرف رو به هم میرسونه تا لذتها و تجربه های زیباشون رو با هم مشترک بشن،فهمیدم قانون خیلی طبیعی اما با مسیرها و نتایج متفاوت،هر کس رو به آنچه میطلبه،هدایت میکنه.
این قسمت، هدایت برای روابط زیبا رو نشون داد ولی در هر حوزه ای کار میکنه به همین روونی و دقت. قانون، کسی رو برای شما میفرسته که به شما بگه اگه توجهتون به زیبایی باشه،در هر کشور و هر موقعیتی که باشید،عشق خالق بواسطه مخلوقات بهتون میرسه و هیچ چیز توان ممانعت و اختلال نداره چون همه چیز تحت اراده و مامور اون قانونگذار یکتای زیباست.
همونطور که در دنیای فیزیکی وقتی به رنگ آبی نگاه میکنی پس فقط میتونی رنگ آبی رو ببینی و نه خاکستری رو،بهمین صورت وقتی با ذهن و فکر به زیبایی نگاه میکنی فقط میتونی زیبایی رو ببینی و نه غیر از اون.پس مسیر من روشنه،به چیزی نگاه کنم که دوست دارم ببینمش.اگه میشد دنیای انرژیها و متافیزیک رو دید این کار برای همه خیلی راحت بود ولی لذتش همینه که با ایمان به “قانون زیبایی”،تجربش کنیم و رشد کنیم و زیباتر بشیم و لایق زیبایی های بیشتر.
لحظاتی که در کنار اون خانم زیبا و مادرش داشتین خیلی خوب بود،انرژی مثبتش رو تونستم دریافت کنم بخصوص با حرفهای تکمیلی استاد روی تصاویر.با اینکه موضوع اصلی ذهن من در حال حاضر ثروت هست ولی نمیدونم چرا این قسمت که عنصر اصلیش روابط زیبا بود به دلم نشست،شاید پیامیه از درونم که برای ثروتمند شدنم،مانع اصلی روابطم و نگاهم به آدم هاست و باید اول بتونم زیبایی آدمها(که در حقیقت بازیگرانی اند که اوضاع درونیم رو نشون میدن) رو ببینم تا زیبایی ثروت را لمس کنم. یا اصولا” باید نسبت به همه مخلوقات و موجودات نگاه محبت آمیزتر و مهربانانه تری داشته باشم.
خالق زیبا رو شکر میکنم که مکانیزمی طراحی کرده که با دیدن اتفاقات بیرونی میتونم بفهمم و به یاد بیارم که درونم چه خبره، آیادرونم عشق جریان داره و زیبایی ها رو دارم نگاه میکنم یا خیر.
متشکرم استاد،متشکرم خانم شایسته بخاطر نمایش زیباییها
همیشه خوش و سعادتمند باشید انشاالله
سلام به همه دوستان گلم مخصوصا جناب استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز
در ابتدا این رو بگم که من اصلا قصد شرکت در مسابقه رو نداشتم تا اینکه امروز ظهر یه حسی از درونم بهم گفت من هم شرکت کنم
من مدتهاست از آموزه های استاد استفاده میکنم و نتایج فوق العاده ای گرفتم و مسیر زندگی من از روزی که شروع به استفاده از این آموزه ها کردم تا به امروز خیلی خیلی تغییر کرده و با اینکه این روزها گاهی اوقات تا ۱۰-۱۲ ساعت در روز صدای استاد رو گوش میدم ولی از اونجایی که به طور حسی میرم سراغ کلیپای استاد و کاملا رندوم پخششون میکنم ، حس خاصی نسبت به فایل های سفر به درو آمریکا نداشتم و به جز قسمتهایی از یکی دو کلیپ که اونم توسط همسرم دانلود شده بود و به من نشون داد کلیپ دیگه ای ندیدم
سرتون رو درد نیارم من نیومدم در مورد کلیپهای سفر به دور امریکا چیزی بنویسم ولی به خاطر حس خیلی قوی که داشت بهم میگفت بیام و بخشی از نتایجی که در زندگیم کسب کردم رو برای دوستان گلم بنویسم ، دارم این کار رو انجام میدم. اینو اضافه کنم که با اینکه این کلیپها رو ندیدم ولی ایمان دارم که به قول خانم شایسته این تصاویر به نحوی نشون دهنده همون حرفهای استاد هست در قالب تصویر
من همین الان در زندگیم دارم از این قوانین استفاده میکنم و زندگی من تفاوت زیادی با زندگی دیگران داره که دارم در اطرافم میبینم
از همون ابتدای آشناییم با استاد که تونستم همسرم رو به زندگیم جذب کنم که ما واقعا عاشق همدیگه هستیم و احساس میکنم هر روز داره عشق و علاقمون به همدیگه بیشتر و عمیقتر میشه. پای ثابت سپاسگزاری های روزانه من همین عشق و علاقه است که بین من و همسرم هست و الان هم یه دختر کوچولوی نازو خوشکل داریم که هزاران بار خدا رو شکر میکنم بابت داشتنش
یه مدت بعد تونستم اولین ماشینم رو بخرم و اینکه چجوری و توی چه شرایطی خریدم اون خودش یه داستان طولانیه که الان نمیشه گفت
زندگی من سرشار از نعمت و آرامش شده، فراز و نشیبهایی داشته ولی روند زندگیم همواره صعودی بوده. خیلی زود تونستم ماشین دیگه ای هم بخرم تونستم یه مراسم عروسی خوب برگزار کنم و با همسرم توی خونه شخصی خودم زندگی مشترکمون رو شروع کنیم کمی بعد مغازه ای بزرگتر با همون شرایط و با همون مقدار اجازه ای که من درخواست داده بودم و حتی توی دفترم یادداشت کرده بودم به پستم خورد و مغازم رو به یه جای بزرگتر انتقال دادم
اینها فقط بخشی از نعمتهایی بود که طی این مدت به من داده شده و ملموسترن و سریعتر میتونم با نوشتن بهتون انتقال بدم وگرنه زندگی من سرشار شده از اتفاقات ریز و درشت عالی و قشنگ و فوق العاده از مسافرتها گرفته تا چراغ سبز ، جای پارک ماشین توی جاهای شلوغ، روابط عالی، خوش شانسی، برخورد با انسانهای خوش اخلاق و خوش برخورد، دعوت شدن های به موقع خانه اقوام و آشنایان وقتی که ناهار آماده نیست و هزاران هزار اتفاق دیگه که اگر بخوام فقط اتفاقات یک هفته گذشته رو به طور کامل تعریف کنم خودش یه کتاب میشه
حتی شرایط حال حاضرم که با ایمان به خدا و با ایمان به اینکه خودم شرایط خودم رو میسازم رفتم تهران و خونه ای اجاره کردم و فردا دارم با زن و بچم میرم اونجا تا در مسیر رویاهام حرکت کنم، حتی اجاره کردن خانه در تهران هم به گونه ای فوق العاده بود چون با میزان پولی که میخواستم هزینه کنم بلااستثنا تمام مشاورین املاک بهم میگفتن با این میزان پول توی این منطقه نمیتونی خونه ای با این ویژگی ها که میخوای اجاره کنی ولی من نا امید نشدم و بدون اینکه به حرفشون توجه داشته باشم از روزهام لذت میبردم و خواهان خانه مناسب در منطقه مناسب بودم و پس از چند روز هدایت شدم و خانه ای که میخواستم رو در منطقه ای بهتر اجاره کردم
و حتی شجاعتی که پیدا کردم برای انجام این کار در شرایطی که خانواده ام کاملا مخالف هستن و به شیوه های مختلف این مخالفت رو ابراز کردن و من میدونم که این فقط باورهای اونهاست و باورهای اونها نمیتونه روی زندگی من تاثیر بزاره و من با باورهای خودم میتونم زندگیم رو هر جور که بخوام طراحی کنم
از تمام کسانی که وقت گذاشتن و نوشته های من رو خوندن ممنونم. باز هم میگم با اینکه به طور مستقیم با موضوع مسابقه ربط نداشت ولی بخاطر حسی که بهم گفت شروع به نوشتن کردم
از استاد عباسمنش هم بسیار بسیار ممنونم که دستی از دستای خداوند شدند برای رسیدن این آگاهی ها به ما و من خیلی از این آموزه ها استفاده کردم تا جایی که دیدم نسبت به همون خدا هم تغییر کرد و خیلی بهتر شد. به خدا قسم خدای من بعد آشنایی با استاد خیلی خیلی خدای بهتریه، مهربونتره، رزاق تره، عادل تره، نزدیکتره و…
من حتی دیدم نسبت به تک تک افرادی که در جامعه میبینم و حتی نمیشناسم هم خیلی بهتر شده و همه رو مهربون، خوش برخورد و بندگان خوب خدا میبینم، خدایا هزاران هزار بار سپاسگزارم ازت
امیدوارم شما هم هر روز نتایج خوب و عالی بگیرید و از زندگیتون راضی و خشنود باشید
با سلام به استاد عزیز و خانم شایسته مهربان ومایک.بهترین قسمت سفر نامه که همش قشنگ و زیباست برای من ابشاربود اون وسعت درخشندگی و رهایی و ارامش چقدر زیبایی وصف نشدنی داشت احساس کنار آبشار وذارت آب که بر گونه های ما می نشست.احساس رهایی و ازادی و صدای زیبا آب که به آدم آرامش میداد اون همه فراوانی که آدم با دیدنش سیر نمی شد چقدر حس خوب وسبکی به آدم میداد انگار
به خدا خیلی نزدیک بودی اصلا اونجا سن موقعیت و مکان و زمان جنسیت .پولدار و فقیر هیچی رو حس نمیکنی جز اینکه همه اونجا ذوق کردن رها شدن .وبه خدا نزدیک شدن حس جوانی تازگی به وجد میان و اینجا رو یکی از زیباترین جاهایی میدونن که تا حالا دیدن واز دیدنش سیر نمیشن .واقعا زیبا بود من بارها و بارها اون صحنه ها رو دیدم ولذت بردم وخدا رو شکر کردم و چقدر حس خوبی باهر با دیدن اون فایل به من میداد حس نزدیکی حس کوچکی و عظمت و بزرگی پروردگار واینکه خدا چقدر زیبایی هاشو در زمین قرار داده وما به قول استاد باید ظرف وجودمان رو بزرگ کنیم تا بتونیم از باران نعمت و رحمت اون پر کنیم .در جای جای سفر فراوانی.رهایی .به قید و شرطی بود .و مهمترین چیزی که من تو تمام این سفر دیدم ولذت بردم عاشقانه ها استاد و مریم جونه چقدر بهم عشق میدن به راحتی .چقدر زیبا همدیگرو درک میکن وجلو میرن چقدر هم فرکانس چقدر باهم در یک مدار .این خیلی لذت بخشه .اینکه هر دواینقدر رها هستن هر دو باهم توجه ودقتشون به یه چیزه و انقدر راحت لذت میبرم واقعا عالیه خدا رو شکر که با شما هم مدار هم فرکانس شدن وخدا شما رو در مسیر زندگی من قرار داد .
سلام ?به تمام دوستانی که متن من رو می خونید
بیشترین قسمتی که باعث حرکت من شد خانم ۸۵ ساله ای بودند که سلامت کامل جسمی داشتند،ایشون با اینکه با فرزند دخترشان زندگی میکردند اما امید به زندگی در ایشون اینقدر زیاد بود که کارهای شخصی و آشپزی شون رو خودشون انجام می دادند
اینقدر زندگی هدفمندی رو داشتند که با سن بالا دنبال Rv بودند برای دیدن دنیا و کشف بیشتر آن
و جالب تر اینکه سلامت جسمی خوب و بالایی علاوه بر اون روح قدرتمندشون داشتند حتی نوع صاف نشستن ایشون برای من واقعا تحسین برانگیز بود
ایشون برای من نیز وسیله حرکت شدند
چون من در جایی که زندگی میکنم سن بالا مفهوم رنگ کهنه و تنهایی داره و احساس بد،پیری یعنی بی هدفی یعنی مردن قبل از مرگ جسم?
اما با دیدن ایشون? میشه این باورهای بد از پیری و بی هدفی از زندگی رو تغییر داد ،میشه امیدوار بود میشه تغییر جهت داد
خدایا شکرت ?که به ما قدرت دادی که با دیدن صفات خوب در دیگران، اون صفت ها رو نیز در خودمون پیدا کنیم و رشد دهیم ?
از شما استاد عزیز و مریم مهربان هم سپاسگزارم که سعی در هر چه بیشتر نشان دادن این زیبایی ها رو به ما دارید ???
هزاران شاخه گل تقدیم تان
داشتن این نمونه الگو ها ما
سلام و درود فراوان سلامی به قشنگی آهنگ این روزهای زندگی ام که عاشقانه گوشها و چشمهایم را نوازش میدهد?
در این روزها که عمیقا در گیر انتخابی سخت از بین زیبایی هایی بودم که دیده بودم بهتراست اعتراف کنم واقعا هر قسمت از این سفر برای من درسی داشت که نکات طلایی آنها زینت بخش حال و هوای زندگیم شده و طراحی دفتر من را به عهده گرفته.نمیدانم از کدام مهارت و درس زندگی بگویم ولی فکر میکنم زیباترین درس بزرگی که در زندگیم گرفتم از این گفتگوی آخر شما بود یعنی قسمت۳۱ از سفر به دور آمریکا که برای ذهن من توجه به نکات مثبت زندگی تعریف شده و واقعا از گفتگویی که باهم داشتید در سکوت شب به من لذت و عشق بی نظیری القا کرد.
نسیم خنک پنجره ی اتومبیل که شاهد عینی گفتگوی بی نظیر شما بود.با توضیحات وصف ناپذیری که در مورد فرکانس و فلسفه ی حضور ما در این سفر دادید چشم و دل ما را به راه هدایت روشن کردید. دنیای من دگرگون شد.
نمیدانید چقدر از شنیدن صدای جیرجیرکها و سکوت شب به وجد آمدم چقدر برایم لذت بخش بود خلوت شبانه ی دونفر که هم سفر هم فرکانس هستند برایم زیبا و بی نظیر بود.
از استقامت و ادامه خانم شایسته عزیز بسیار درس بزرگی گرفتم از اینکه ایشون اینقدر باعلاقه کارهای سفرنامه را انجام میدن.
خداروسپاسگذارم که همچنان همسفر این دوره هستم و نتایج زیبایی در زندگیم گرفتم.
از اینکه ما فرکانسهای خود را باهم هماهنگ کردیم و باهم همسفر شدیم بسیار خوشحالم .
میدانم عشق پایه و ریشه ی حرکت شماست درست مثل سوخت اتومبیل که اگر نباشد ذره ای حرکت ندارد.
عشق ریشه ای ترین عامل انگیزه و حرکت شماست به کارهایی که میکنید به زندگی کردن به فعالیت در سایت همه و همه از چشمه ای به نام عشق لبریز میشود.شما نگاه فیلتر شده ای به زندگی دارید چیزهای بد را با صافی دور میریزید و زیبایی ها میبینید .زیبایی ها و خوبی ها و خوشبختی ها را زیر ذره بین میگذارید و آنقدر بزرگش میکنید تا کل روز شمارا فرا میگیرد و اینگونه زندگی شما رقم میخورد و همیشه هر وقت تاس می اندازید نمره ی شما ۶ ست با جایزه ی بعداز آن.
آری انتخاب از بین ۳۱قسمت شگفت انگیز کار سختی بود هر قسمت سرشار از نکات زیبا و طلایی هست برای من اما انتخاب قسمت ۳۱برای من زیبا تر بود چرا که نحوه نگاه تان را به جریان این سفر بیان کردید از مسیر این سفر گفتید از نحوه شکار این زیبایی ها که برایم بسیار جذاب است و درسهای بزرگی از شما گرفتم از رهایی که در انجام کار ها و تصمیم گیری ها دارید.از عشقی که در حرکت و انگیزه گرفتن امورتان خرج میکنید،از مهربانی ها از تلاشها از نایستادن ها و متوقف نشدن ها در ناملایمتی ها واقعا کلیدی به من داد که درهای بسته ای که در ذهنم بسته ست باز می کند و جریان زندگی ام نرم تر و آسان تر حرکت میکند.
من همواره روی صندلی درون RV نشسته ام و تا آخر سفر هستم و تمام نکات مثبت و بهتراست بگویم درسهای کلیدی را در گوشه ی ذهنم ثبت و در زندگی ام عملی خواهم کرد.
به انتخاب خودم میبالم چون عاشق این قسمت هستم و بار ها ذهنم را از این آگاهی ها پر کردم .
موفق ،موید ،پیروز و سربلند باشید.
منتظر قسمت بعدی هستم?
به نام خدا
سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیزو همه هم فرکانسی های عزیزم
طی این مدتی که فا یلها رو میدیدم احساس نزدیکی زیادی با استاد و خانم شایسته عزیز پیدا کردم
انتخاب از بین این فایلا خیلی برام سخت بود که یکی رو انتخاب کنم اول قسمت 13 بعد ابشار نیاگارا بعد دیدم همشو دوست دارم و به اون نتیجه ای که میخواستم دارم میرسم اصلش این بود که از این فایلها و مطالبی که گفته میشد یا مکانهایی که میدیدم چیز یاد بگیرم
اخرش قسمت 31 خیلی به دلم نشست چون حرف دلم بود و چیز هایی بود که می خواستم بگم
بادیدن این فایلا و زندگی شخصی استاد باید از کوچکترین شادی زندگیم لذت ببرم .
شادی تو زندگی شما وصف نشدنی هست ،همیشه شاد باشید.
اینکه هر لحظه و هرجایی کلمه عاشقتم از زبونتون نمی افته رو یاد گرفتم .منم مثل خانم شایسته خیلی استعداد دارم و همه چیزهایی که بلدم رو خود یاد گرفتم یا یکی اینترنتی بهم یاد داده و سریع یاد گرفتم .
چون جیزایی که خانم شایسه بلده رو منم به سادگی و مثل ایشون یاد گرفتم ،برا همین احساس نزدیکیم بیشتر شده .
حالا چیزایی که این فایلا یاد گرفتمم رو بگم :
یاد گرفتم به خدا توکل کنم رها باشم و با جریان زندگی جلو برم درست مثل رودخونه پراز سنگ خودمو مثل قایقا بسپارم به جریان زندگی ،سنگها رو ندیده بگیرم و فقط هدفهامو ببینم
یاد گرفتم کوچکترین نقطه مثبت زندگیمو بزرگ کنم تا بیشتر از اون برام اتفاق بیوفته.
اینکه بذارم خدا همه چیز رو خودش جور کنه برام من فقط هدف رو تعیین کنم و چگونگی رسیدن به اون هدف رو بسپارمش به خداو خودم به الهاماتم عمل کنم
به احساس خوبم توجه کنم و هر چیزی که بهم حس خوب میده رو دنبال کنم و هین توجه به خوبیها باعث میشه تا خوبیهای بیشتری سراغم بیاد .
الان احساس خوبی دارم بخاطر تصمیم جدیدی که گرفتم و مطمینم خدا خودش بقیه کارا رو جور میکنه ، الان فقط باید خوبیها رو ببینم و جلو برم
همشو مدیون استاد و خانم شایسته هستم و امیدوارم که بازهم چیزای جدیدی یاد بگیرم
توجهم فقط به خوبیها باشه و احساس خوبم رو دنبال کنم و شکر گذار فراوان خدا باشم
با تشکر از استاد که این فرصت رو به همه اعضای سایت دادند تا هر کسی نظر خودشو بگه.مرسی که هستید.
من قسمت 13 رو دوست دارم بخاطر شنیدن صدای اب ،جریان اب جنگل و سر سبزی اون ،من عاشق این جور جاهام و خونه اینده ام شبیه اینجاست البته فقط یک قسمت کوچکش.
من توفایلا فهمیدم جورجیا خیلی قشنگه و اونجا میخوام ویلا داشته باشم ،بقیه ویلاهام رو بعدا ممعلوم میکنم که کجا باشن.
من خیلی هدف دارم و دارم کم کم تو مدارش قرار میگیرم و نشونه بارزش همسفر شدن با شماست .
استاد از اون جمله اخرتون تو قسمت اخری خیلی خوشم اومد اینکه ما رو تو امریکا ببینید و اون لحظه با خودم گفتم صد در صد همینطور میشه
استاد توفایلی که رفتین شکلات ترامپ خریدین از کنار یک کیف سفید شیری رد شدین خیلی چشمم رو گرفت.
و قسمتی که به سنجاب پرنده ها غذا دادین خیلی برامم جالب و شادی اور بود.صحنه ابشار هم که پشت مایک ادا در اوردین کلی خندیدم.
خیلی دوستتون دارم و به امید دیدار بزودی زود