سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲ - صفحه 45 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    896MB
    61 دقیقه
  • فایل صوتی سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    55MB
    61 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1430 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سيما گفته:
    مدت عضویت: 2943 روز

    به نام خداوندی که در همین سایت با باور توحیدی و شناخت صحیح بالاخره پیدایش کردم نه آن خدایان دروغین که از گذشتگان بر من رسیده‌ بود…

    سلام بر استاد عزیزم و مریم نازنینم

    سلام بر همه ی دوستان عزیز

    حدوده دو سال هستش که من با استاد عباس منش آشنا شده ام و از آن خوابه ۳۶ ساله بیدار شدم یعنی دو سال هست که من بعد از گذشت ۳۶ سال متوجه شدم که به چه بی راهه ای رفته بودم و دایم هم خدا خدا می کردم ‌و طبق باورهایی که به من داده شده بود می گفتم خوب قسمته منم همینه دیگه خدا اینجوری می خواد و خیلی باورها و ترمزهای بی اساس دیگری که بگذریم مهم الان هست که دو ساله که شروعش در سن ۳۶ سالگی بود ولی در واقع مانند کودکی که آروم آروم با همه ی زمین خوردنهایش ‌و دردهایش باز بلند می شود و راه می رود من هم وقتی متوجه شدم صد در صد باورهای من از کفر ریشه می گیرد شروع کردم به ایجاد باور توحیدی با شناخت درست این نیرو و چگونه کار کردنش که مانند اون کودک به دلیل ریشه دار بودن و بسیار قوی بودن اون باورها در وجودم که زمین خوردم ولی باز برگشتم به آموزش های استاد عزیزم چون مثل اون کودکی که مطمئن هست که می تونه راه بره من با تمام وجودم و تک تک سلولهای بدنم به این مسیر ایمان داشتم می دونید چرا؟

    به محض قدم گذاشتن در این مسیر الهامات و نشانه ها سر و کلشون پیدا می شه ‌و هدایتت می کنن به مسیرهای زیبا و ساده و لذت بخش.

    من در این دو سال خیلی سختی کشیدم چرا؟

    چون هدایت می شدم و کاملا مطمئن بودم ولی پس اون باورهای ریشه داره قویه ۳۶ ساله چی؟

    اونها اوایل منو منحرف می کردن بعد از گذر زمان متوجه می شدم که سیستم یا همون خدا کار خودشو قشنگ‌ بلده ایراد از منه که پر از ترس احساس گناهه به دلیل باورهای اشتباه…

    چرا مثال کودک را زدم؟

    چون وقتی متوجه بشی صد در صد باورهات اشتباه بودن یعنی در واقع خودتو مثل کودک‌ احساس می کنی که هیچی بلد نیستی و از زندگی چیزی نمی دونی و باید تازه شروع کنی به یادگیری صحیح.

    اول فایل های رایگان که نشانه ها از همین فایل ها خودشونو نشون دادند بعدش هدایت شدم به کشف قوانین که هنوز که هنوزه باید گوشش بدم و تمریناش رو انجام بدم چون هر سری برام جدید می شه انگار بعدش عزت نفس و بعدش ۱۲ قدم زیبا و حالا هم سفرنامه

    چقدر زندگی زیبا بود و هست و من در چه خیالات و توهمی غوطه ور بودم

    خداوندا سپاسگزارم برای این هدایت زیبا ، ساده و لذت بخش که در هر لحظه در زندگی ام دارم

    خلاصه همه ی اون باورها را دور ریختم

    حتی از انجام کوچکترین کارها هدایت خواستم و شدم اگر رفتم عالی ساده زیبا لذت بخش و اگر ترسیدم باز زمین خوردم باز بلند شدم و فکر کردم و رسیدم به باور توحیدی که من می ترسم به هدایت گوش نمی کنم راهه اشتباه می روم و می گذرد و‌ باز هدایت می خواهم و این سیستم اینقدر زیباست که هدایتت می کند مثلا نمی گوید چند بار هدایتت کنم برو تو درست بشو نیستی !!!!!!

    این عالیه

    قربونت برم خدا که داری وسیعم می کنی که بهتر بشناسمت

    من قسمت ۸ سفرنامه که مربوط به کوکاکولا بود را خیلی دوست داشتم به خصوص آخر ویدیو که رقص داشت خیلی عالی بود

    دختر بچه ها در شادی و زیبایی با خیال راحت می رقصیدند کف می زدند لذت می بردند شاد بودن و باعث ایجاد شادی در قب خیلی ها که یکیش هم من باشم شدند بدون هیچ گونه قضاوت و احساس گناه اونها فقط کودکی می کردن و خوش بودن

    و رقص و شادی را گناه نمی دانستند به خصوص برای دخترها و یا حتی دختر بچه ها

    من دوست دارم اگر زمانی دختر دار شدم بگذارم شادی کند برقصد هر جور که دوس دارد لباس بپوشد و لبخند بر لبان زیبایش باشد و عاشق خودش باشد اول از هر چیز

    و اکنون از لحظه لحظه ی زندگی ام لذت می برم زیبایی ها را می بینم حتی در بدترین شرایط و خدا رو شکر راه رفتن کودک بدون زمین خوردن در حال آغاز شدن است می دونید چرا؟ً

    چون به هدایت ها عمل می کنم چون به این نیرو ایمان دارم با خیال راحت زندگی می کنم و او هم کار خودش را بلد است نیازی به نخ دادن های من ندارد.

    خداوندا سپاسگزارم

    دوستان عزیزم سپاسگزارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    محسن مهرابی گفته:
    مدت عضویت: 3062 روز

    سلام خدمت استاد عباس منش خانم شایسته عزیز وهمسفران بی نظیر

    واقعیتش هر کدوم از قسمت ها برا خودش در جنبه های مختلف درس های دارد از باورفروانی از روابط عالی بین استاد وعزیز دلشون با فرزندشون از لذت بردن از انچه که در اختیار داریم در حال حاضر

    از حل کردن مسائل که باعث رشد ما میشن از حال خوب داشتن که مهمترینه از هدایت شدن و……بی شمار نکته دیگه

    خوب برای من قسمت ۲۶ لذت بخشتر بود به خاطر اینکه نکته مهمی که خانم شایسته گفتن که زیبایهای مسیر کم از خود آبشار ندارد وبه یادمان آورد که هدف از زندگی رسیدن به مقصد نیست بلکه لذت بردن از تک تک لحظات هست

    وصحبت از نشانه ها شد که چقدر ما به این قضیه عمل می کنیم وبهش اهمیت میدیم که نشانه ها را از کنارشون نگذریم که خانم شایسته واستاد چقدر راحت متوجه این قضیه میشن

    آهنگ عالی که من فقط کلمه شادی را توش متوجه شدم که شاد بودن هدف اصلی ما هست

    هم زمانی که مقابل دوربین خانم شایسته اتفاق میفته که نشان از فرکانسها وکانون توجه شما هست را نشون میده

    حسو حالی که استاد خانم شایسته میکائیل ودیگر مردم پایین آبشار داشتن باعث میشد من هم خودم را اونجا تصور کنم و خواسته در من زنده بشه

    فهمیدن اینکه به هیچ چیز نچسبیم حتی به زیبایهای طبیعت چون قراره لحظهای بهتری را تجرب کنیم

    این حد از عشق وعلاقه که در سینه نمی ماند وابراز میشه فوق العاده هست بی دلیل نیست این روابط عالی

    انجام کاری که حس خوب بهت میده بدون قید وبند دیگران که خیلی راحت مثال بچه ها وسط پیاده رو میشنید وبه سنجابها واون مرغها غذا میدهید

    ودر آخر این حد از سپاسگزاری استاد برای کوچکترین چیزی که در تمام قسمت ها قابل رویت هست نشان میده که شکر نعمت نعمتت افزون کند

    در پناه خداوند باشید?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    امیر انارکی گفته:
    مدت عضویت: 2773 روز

    به نام خدا.‌ تشکر از استاد مهربان و همسر شان بابت فایل های زیبایی که گرفتن. از مهمه مهمتر همون فایل اول که در خصوص سفر، خانم شایسته صحبت میکنند خیلی برای من درس داشت.یکی از قوانین این جهان حرکت هست. یعنی خداوند به حرکت کردن بهاء میدهد و مهم نیست که تو کی باشی و چی بخواهی . اگر حرکت کنی زمین و اسمان را مسخر تو میکند و اگر حرکت در مسیر بهتر شدن جهان باشد مطمن باش با یک‌قدم تو ،خدا ده قدم را برای تو برمیدارد . خود شیطان از خدا خواست و مصمم بود برتصمیم خودش :[همچنین‏ شیطان] گفت خواهى دید که همین کسى که بر من برترى‏ اش دادى اگر مرا تا روز قیامت بازپس دارى [مهلت دهى‏] همه زاد و رود او جز اندکى را از راه به در برم‏

    قَالَ اذْهَبْ فَمَن تَبِعَکَ مِنْهُمْ فَإِنَّ جَهَنَّمَ جَزَآؤُکُمْ جَزَاء مَّوْفُورًا ﴿۶۳﴾ . وقتی شیطان تصمیم به حرکت کاری گرفت خدا راه را برایش باز کرد و وسایل این کار را را در اختیارش گذاشت. پس مهمترین قانون ،قانون حرکت هست وقتی حرکت میکنی همه چیز درست میشه،وقتی حرکت میکنی دستان غیبی به سراغت میان ،وقتی حرکت میکنی الهامات بهت گفته میشه. لازم نیست انقدر بترسیم .خدا به شیطان در حرکت کمک میکنه میخوای به بندش کمک نکنه. مطمن باش در حرکت الهامات را میگیری . من خودم کارمند بودم و چند ماهه استعفا دادم. در این چند ماه انقدر اتفاقات خوب افتاده که دفترم پر شده از الهامات و اتفاقات خوب. الان به خودم میگم چرا انقدر میترسیدم چون ایمان نداشتم . چون دستان خدا را باور نداشتم . از خدای استاد ممنونم که مرا به این مسیر هدایت کرد. ازاستاد هم مممونم چون ایمانش،توکلش،و توجهش به قدرت مطلق به من و دوستان این جمع انرژی داد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  4. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 2539 روز

    سلام به استاد عزیزم و خواهر مهربانم خانم شایسته ی عزیز و بزرگوار?????

    من از قسمت ۲۱سفرنامه خیلی خوشم اومد و دلیل اصلیش هم اون خانومی بود که آخر فایل با سگش گشت و گذار میکرد و مردم رو نشون سگ میداد

    اما جاهای دیگه ی فایل هم خیلی زیبا بود مثل کیک و شیرینی های خوشمزه و رنگی رنگی توی شیرینی فروشی که آدم دوست داشت از همش یه تیکه مزه کنه?

    یا صدای جذاب و آرامش بخش خانم شایسته ی عزیز که حتی از صدای مهربونشونم میشه فهمید که چقدر با خودشون در صلحند?

    خانمی که آخرشم اسمش رو بلد نشدم با اینکه بارها این فایل رو دیدم چقدر شیرین و هیجان انگیز با استاد صحبت میکردند و استاد که مثل همیشه خندان در حال گوش دادن بودند

    خانه های رنگی رنگی کناز جاده و سرسبزی های کنار جاده

    استادی که همیشه همه ی کارها رو خودشون انجام میدن و در این قسمت عوض کردن باطری هایRV

    تیشرت خوشگل استاد با اون جمله ی پر معنایش که گذاشتم پروفایل استوری واتس آپم

    تابلو های نقاشی خوشگل اون نقاش توی پارک

    گیتار خوشگل نوازنده و خواننده

    فرشته های مهربان توی پارک که با بچه ها داشتند بازی میکردند

    الله روشنگر مسیرتان?????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    محمد مکتبی گفته:
    مدت عضویت: 2262 روز

    به نام فرمانروای کیهان

    سلام به استاد عزیز و خانم شایسته و مایک پر جنب و جوش و بامزه دومین ردپا

    با اینکه من الان دارم سفرنامه رو میبینم ولی انقدر برام تازه‌س که واقعا از دیدنش سیر نمیشم تمام قسمتهاش پر از درس زندگیه برام من اول نتایج و ادراک اصلیمو میگم بعد به نکاتی میپردازم که از فایلهای مورد نظرم دریافت کردم درک من به طور کلی یک قانون ساده س و اونم رهاییه در واقع احساس میکنم اگه آدم به طور طبیعی و راحت زندگی کنه و لذت ببره از همه ی آن چیزی که در اختیارش هست به طور طبیعی نعمتها وارد زندگیش میشه همین چیزی که استاد بارها گفتن که واقعا مثل وحی منزل باید دائم یاد آوری بشه منظورم اینه که طبیعتا گل زیبا و لذت بخشه درخت سبزه چمن حیوانات رودخانه صدای شرشر آب غذای قشنگ و خوشمزه و همه ی اون چیزایی که به طور طبیعی در اختیار ما هستن و معمولا میبینیمشون ولی درکشون نمیکنیم و باهاشون هم فرکانس نمیشیم همون جمله ی بینظیری که استاد هنگام خوابیدن توی rv گفتن که این اتفاقا برای همه هست ولی نمیبیننشون در واقع ما انقدر ورودیهای ذهنی غلط و بیخود داشتیم که مثل یه سدی مانع لذت بردن از مواهب طبیعی زندگی و آفریده های خداوند یکتا میشه و اصلا یادمون میره که اینهمه زیبایی و لذت مارو احاطه کرده و چه میکنه این خداوند😁😁. فایلهای انتخابی من فایلهای ۱۶ و ۲۶ هستن که هوش از سرم بردن توی فایل ۱۶ اون پیچکها که فارغ از هر چیزی رها و سبکبال به همه جا سرک میکشیدن و رنگ سبزشون دیوانه م کرد چقدر خوشرنگ بودن واقعا نقاشی بهتر از خداوند وجود نداره و اون آهوی قشنگ که انگار خودشو به رخ میکشید و دوست داشت ببینمش و درک میکرد که ما چقدر داریم از دیدنش لذت میبریم خدایا هزاران بار شکرت که درسهای زندگیت انقدر ساده و روان در اختیارمونن دمتون گرم استاد و خانم شایسته ی عزیز که یادمون میارین که چقدر جهان زیباست تحسین اینهمه فراوانی ثروت و زیبایی نشونه ی درک و لذت ما از اوناس و به جهان یادآوری میکنه که ما بیشتر و بیشتر ازش میخوایم و این سیکل ادامه پیدا میکنه خدایا شکرت فایل ۲۶ رو که نگم براتون از اون آبشار بینظیر که همیشه جزو خواسته هامه که برم و ببینمش آبشاری که به قول مریم عزیز فارغ از رنگها نژادها رفتار و همه ی اتفاقات پیرامونش با خلقت زیبای الله یکتا راه خودشو پیدا میکنه و از هر زاویه نمود زیباتری داره وقتی دوربین از پایین نشونش داد هیچ مرزی بین سفیدی آب و سفیدی آسمان نبود خدایا شکرت بخاطر اینهمه زیبایی حجم آبی که هر لحظه جریان داره و حجم بازدید کننده ها ناگزیر آدمو وادار میکنه برای اینهمه فراوانی و ثروت شکرگزاری کنه و چیزی که خیلی برای من نمود داره صلح و آرامش و هم فرکانسی بین طبیعت و آدمهاست اصلا زبان بی آلایش و پر از زیبایی و آرامش طبیعت زیبا همه ی انسانها رو خوش خلق مهربان با صفا و دست و دلباز میکنه چقدر درس داره این نعمتهای خداوند خدایا شکرت و اون سنجاب سیاه که منی که هیچ مستندی از دستم درنمیره تا حالا ندیده بودمش و زندگی هدایتی استاد که باهاش به صلح رسیده بود و به سادگی روی زمین نشست و انگار با سنجاب حرف میزد و اونم کاملا منتظر نشست تا در کیسه باز بشه و پذیرایی شروع بشه و بعدشم بقیه ی مهمونا از راه رسیدن خدای من هوش من برد اینهمه زیبایی و حال خوب که جهان و خدای قشنگ کاملا هدایتی در مسیر زندگی استاد و خانواده ش قرار میده خدایا هر لحظه هزاران بار شکرت بخاطر اینهمه نعمت بخاطر وجود استاد و مریم عزیز که ذوق کردناشون آدمو به ذوق میاره و اعجاز هدایت رو هر لحظه میشه توی زندگیشون لمس کرد شاد باشید و سلامت که شادی و سلامتی شما کلی به من انرژیتان و انگیزه میده در پناه الله یکتا نعمتهاتون هر لحظه بیشتر و بیشتر آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    ارسلان دانشمهر گفته:
    مدت عضویت: 3072 روز

    بسیار عالی و روحیه بخش بود این قسمت هم، همچنین بسیار آموزنده و یاد آور دوباره تعدادی از قوانین زیبای خداوند. جالبترین جمله هم اونجا بود که استاد گفتن آمریکا ببینیمتون، و خانم. شایسته با احساس تمام انشاله گفتن. از این فایل هم لذت بردم مثل همیشه. پاینده باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    ندا راد گفته:
    مدت عضویت: 2465 روز

    ??سلام به? خوشبخترین? خانواده دنیا??

    به نظر من تمام سفر نامه زیبا بود ،و کلی درس داشت برای زندگی به شخصه من ،اینکه همیشه شاد بود ،همیشه با خودت در صلح باشی ،آروم باشی و در حال لذت بردن از صدای جیر جیرکها حتی از تاریکی ظلمات شب در ساعت دو نیم شب، ،،میشه به رویا هات برسی حتی وقتی که عکس یه مکانی رو در کتابهای درسی دانشگاه دیده باشی ،میشه هرروز هر لحظه خدا رو حس کرد و دید ،چون خدا فقط زیبایی خیر و خوبیه،میشه توی زندگیت همیشه بگی خدایا شکرت بخندی ،میشه همیشه تمام چراغهای سر چهار راهها برات سبز باشن حتی در بارون شدید،میشه همیشه از خوردن غذا حتی ساده لذت برد و شاد بودو آهنگ خوندو رقصید،میشه با دیدن سنجاب و اهو و مرغ دریایی به حس خوشحالی بچگی رسید،میشه فقط طبیعت زیبا هایش رو به تو نشون بده ،میشه هرجای دنیا باشی فقط آدم های خوب جاهای خوب پارکهای خوب و رستورانهای خوب و خرید های خوب …رو خلق کنی ،میشه که تو فقط تو خالق تمام زندگی خودت باشی ،میشه هر لحظه چیز جدید یاد گرفت ،میشه در دهان تو فقط نام خدا جاری بشه و توحیدی باشی،میشه زیبایی های آبشار رو دید و خندهای خدا رو زیر اون شنید ،میشه که فقط در حال، زندگی کنی و لذت ببری ،میشه فقط زندگیت سراسر خوشی و لذت و شادی برکت باشه میشه کلمات جدید رو برای روز مره گی زندگی با همسرت و پسرت خلق کنی میشه میشه میشه میشه زنده بود و زندگی کرد ،خدایا شکرت شکرت شکرت شکرت???? ?????????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    وحیده فرشباف گفته:
    مدت عضویت: 2537 روز

    استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان سلام

    من از پاییز نود وهفت با شما اشنا شدم وقتی خواهرم در مورد مردی با من صحبت کرد که در بندر عباس راننده تاکسی بود و حالا در امریکا یک ویلای پانصد هکتاری داشت و بسیار ثروتمند شده بود .برای من بسیار جالب بود که با این فرد اشنا بشوم پس در موردش تحقیق کردم و با فایلهای رایگان استاد مواجه شدم و شروع کردم به گوش دادن انها هر روز و هر ر وز …و بعد از مدتی وارد سایت شدم .من از فایلهای استاد درس های بسیار بزرگی گرفتم منی که همیشه در همه شرایط در حال غر زدن بودم ودر اکثر مواقع همسرم را مقصر وضعیت بدی اقتصادی مان می دانستم انگار از یک خواب عمیق بیدار شدم .منی که باورهای درستی در مورد سلامتی ام نداشتم و مشکلات جسمانی فراوانی داشتم و هنوز هم کمی دارم …منی که از همه ی ادم های دور و برم طلبکار بودم و توقع داشتم کمکمان کنند …منی که دایم در گذشته و خاطرات اسیر بودم قبول کردم که مقصر تمام اتفاقات کنونی خودم و تنها خودم هستم و این یک نقطه ی شروع بود .

    تغییر باور های من بسیار بسیار زمان بر بودند و هستند اما من با توکل به خدای مهربانم هر روز تلاش میکنم و مطمینم که بالاخره یک روز موفق میشوم تا ذهنم را کنترل کنم و نتایج عالی بگیرم و اتفاقات زندگی ام را خودم خلق کنم.

    من هر لحظه خدا را شکر میکنم که مرا در این مسیر قرار داد تا باشما اشنا شوم و در مدار شما قرار بگیرم وقتی مشکلات زندگی گاهی مرا ناامید میکنند به خودم یاد اوری میکنم که من حتما قابلیت رشد و تغیر را داشتم که خدا مرا به این مسیر هدایت کردوخدا راشکر میکنم .

    من به همراه پسر یازده ساله ام فایل های سفرنامه را هر صبح با لذت نگاه میکردیم .تک تک فایل های سفر نامه درسهای بسیار زیادی برای اموختن دارند و من سعی میکنم با نگاه کردن مجدد به انها درسهای جدیدی یاد بگیرم .

    من عاشق بارانم …عاشق جنگل باران خورده در فایل شانزده چنان تحت تاثیر قرار گرفتم که وقتی خانم شایسته لحظات بعد باران ان جنگل و پیچگ ها را فیلمبرداری میکردند از شوق اشک میریختم و بوی خاک باران خورده را با تمام وجود نفس میکشیدم و خدا را شکر میکردم .من فایل شانزده را خیلی دوست داشتم و بارها بارها دیدمش و انرژی گرفتم حتی غذایی که خانم شایسته درست کردند را با عشق برای خانواده ام درست کردم و همگی با شوق و ذوق میخوردند و از من تشکر میکردند و در تک تک ان لحظات فقط چهره ی استاد عزیز جلوی چشمانم بود که با عشق از عزیز دلش بابت غذا تشکر میکرد .

    فایل ابشار نیاگارا هم بسیار فوق العاده بود من تا به حال فقط نام نیاگارا را به عنوان بلند ترین ابشار جهان شنیده بودم و هیچ تصویر یا فیلمی ندیده بودم ولی با دیدن فیلم نیاگارا در هر لحظه احساس میکردم خودم انجا هستم و با لذت صحنه ها را دنبال میکردم جریان قدرتمند اب و ازاد و رها بودن اب درسهای زیادی برای من داشت .رنگین کمان زیبا …اسمان ابی …بخار بی نظیر اب …من ترس زیادی از ارتفاع دارم اما وقتی با شما در ان ارتفاع زیبا قرار گرفتم بسیار بسیار لذت بردم و خدا را شکر کردم .برای منی که که به شدت از سوار شدن به کشتی میترسم وقتی با شما سوار کشتی شدم و از کنار جریان قدرتمند اب گذشتم فقط اشک شوق ریختم و حس بسیار عالی را تجربه کردم .من بادیدن ابشار نیاگارا و مناظر فوق العاده اطراف ان بی اختیار جمله ی فتبارک الله احسن الخالقین بر زبانم جاری میکنم ….

    خانم شایسته عزیز بسیار سپاسگزارم که با سخاوت و در نهایت عشق لحظات زیبای سفرتان را با ما به اشتراک میگذارید و باعث میشوید که ما هم با شما از ان لحظات ناب و بی نظیر لذت ببریم .

    این اولین دیدگاه من بر روی سایت بود و بسیار خوشحالم که به قول شما توانستم رد پایی از خودم به یادگار بگذارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    مریم بانو گفته:
    مدت عضویت: 2722 روز

    به نام او که هر چه دارم از اوست

    به خودم قول دادم تا همه سفر نامه رو ندیدم دیدگاهم رو نذارم واز همون اول شروع کردم به دیدن زیباییها

    از قسمت اول شروع کردم واون چیزایی رو که دوباره دیدم براتون مینویسم .اینا اون چیزایی هست که منو به وجد آورد وتو هر قسمت یه درس جدید بهم داد

    من از همون ابتدای سفر با مفهوم هدایت یه کم اشنا شدم وشنیدم که خانم شایسته گفتند ما هدایت شدیم امروز بریم سفر ومن عین یه فیلم خوشکل شروع کردم به دیدن قسمتای سفر

    هر قسمت یه زیبایی خاص داشت واولین چیزی که من رو تحت تاثیر قرار داد حرفای شما تو قسمت دوم در مورد اینکه بدن ما چقدر نامحدوده وچطور باید شکر گزاری کنیم ومفهوم زیبای در صلح بودن رو برام توضیح دادید اما از اون قسمت این جمله تو ذهنم حک شد که اگر میخوای از پاهات تشکر کنی قدم در راه علایقت بذار ومن اولین قدم درست زندگیم رو اونجا برداشتم ورفتم تو کلاس مورد علاقم که سی ساله دوستش دارم شرکت کردم .من سی وهفت سالمه واز هفت سالگی عاشق خیاطی هستم ولی هیچ وقت به خودم جرات ندادم که برم ویادش بگیرم .اما انگار حرفای شما منو به سمت جلو هل داد .نمیدونم شایدم در زمان مناسب ودر مکان مناسب قرار گرفتم وباید این لحظه این حرفا رو میشنیدم تا حرکت میکردم به سمت جلو .امروز که دارم دیدگاهم رو مینویسم سه تا مانتو عالی با یه شومیز خوشکل ودو تا دامن عالی دوختم که هر روز با عشق نگاشون میکنم وانگیزه میگیرم برای رفتن به جلوتر وبه سمت اهداف بزرگتر وبزرگتر

    یاد گرفتم باید چیزای اضافه رو از خودم حذف کنم وسبک سفر کنم

    صدای استاد تو قسمتای اول کلی منو سر ذوق آورد وکلی خندیدم وباهاتون همراه شدم .

    دیدن درختای انبوه تو جاده منو یاد حرفای استاد انداخت که بدون اذن خداوند برگی از درخت نمی افته وحالا که تعداد انبوه درختارو تو یه جاده دیدم با خودم گفتم چقدر این جمله عمیق تر از اون چیزی هست که من فکرش رو میکردم .

    وقتی مایک کاری رو میکرد چه اعتماد به نفسی تو چشماش دیده میشد واین نوع از تربیت بی نظیر رو من هیچ جا ندیده بودم .

    موقع پارک آروی یه کار تیمی بی نقص رو دیدم که همه با لذت کار خودشون رو انجام میدادند .

    من فروشگاهایی رو دیدم که توشون پر از نیروی کار بود وچقدر ثروت به پیشرفت این جهان کمک میکنه .ویه چیز جالب که با دیدن خرید پیچ دیدم وبرام یه دنیا حرف داشت اول اعتماد کردن به بقیه رو یاد داد واینکه با خودم گفتم استاد حتی یه پیچ اضافه رو هم با خودش نیاورده واینقدر سبک سفر میکنه ..

    وهر چیزی رو که نیاز باشه تهیه میکنه .

    حالا من چطور آدمیم ؛من کسی هستم که وقتی میرم تو یه فروشگاه بزرگ وبا دیدن تخفیفا هر چیزی که دیدم رو میخرم وبا دیدن این نوع خرید دارم میفهمم که این چیزی جز باور فرصت کمه نیست ودارم رو این موضوع کار میکنم والان هر چیزی رو که نیاز دارم خرید میکنم ودور خودم وسایل الکی جمع نمیکنم ومیگم فرصت ها هر روز بیشتر وبیشتر میشن ومن هر روز ثروتمند تر میشم .

    دیدن خانم ریچل عزیز ,یا خانم کتی ,یا خانم بورلی ,اون مغازه دار یا اون آدمای کنار جاده که ازشون سوال میپرسیدید این باور رو در من قویتر کرد که هر انسانی که وارد زندگی من میشه دستی از دستان هدایتگر خداوند هست که وقتی من تمرکزم روی زیباییها باشه خداوند هم دستان بیشتری برای کمک کردن به من میفرسته .

    سفر به تنسی ودیدن اون بارون قشنگ وآهوی زیبا وصدای ناز شما که باهش صحبت کردید .دیدن اون پیچک های سبز قشنگ که از همه جا بالا رفته بودند منو به وجد آورد وبا خودم گفتم کاش بیشتر اینجا مونده بودید وزیبایی های بیشتری میدیدم .

    اما با خودم گفتم حتما زیبایی های بیشتری در انتظارم هست واز اون همه زیبایی رد شدم .

    با دیدن جمله wellcomtotheنیویورک انگار کسی که تازه از خواب بیدار شده وباور کرده که داره این همه زیبایی رو تو سفر میبینه از خواب بیدار شدم وحواسم شش دنگ سفر شد

    از اینجای سفر برای من هیجانش هزار برابر شد وواقعا احساس کردم که این اولین سفر خارجی من هست ودیگه لحظاتی که داشتم فایلای سفر رو نگاه میکردم اصلا تو خونه نبودم وروحم داشت با شما حرکت میکرد .

    چقدر آبشار نیاگارا زیبا بود وچقدر لذت بردم .

    اونجا یی که شما حرکت کردید به سمت آبشار من پرواز کردم واصلا نمیدونم احساسم رو چطور باید بگم .

    اینقدر با دیدن مایک که بعد از اینکه از زیر ابشار اومد وگفت سلام به بینندگان عزیز واستاد اون جنگولک بازیا رو درآورد ذوق کردم که مامانم میگفت دیوونه شدی مریم .وبعد که اومد از نزدیک فایل رو دید گفت چقدر اینجا قشنگه ونشست تا اخر دیدش

    دیدن اون سنجاب وپرنده ها واون حد از آرامش استاد مفهوم در صلح بودن با خود رو برام تازه تر کرد واون چیزی که دفعه قبل ندیدم جملات استاد به پرنده ها بود که میگفت:همدیگه رو نزنید .فراوانی زیاده وبخورید وخداوند رو سپاسگزار باشید .

    این جملات فقط میتونه از دهن کسی در بیاد که با تمام وجود داره قوانین رو زندگی میکنه ودو قانون مهم سپاسگزاری وباور فراوانی رو برام یاد آوری کرد که باید در هر لحظه این دو تا قانون مهم واصلی رو با خودت تکرار وتکرار کنی تحت هر شرایطی .چه وقتی زیر آبشاری وچه وقتی میری مهمونی ….

    ودر هر زمان ومکانی

    بودن تو احساس خوب وحل مسایل به شیوه ای بسیار ساده داره بهم یاد آوری میکنه که هر مسیله ای قطعا یه جواب ساده داره ,فقط باید آماده دریافتش بشی با موندن تو احساس خوب .

    مفهوم رها بودن وساده گرفتن موقع دیدن آبشار برام تازگی داشت وهضمش برام یه کم سخت بود اما دارم سعی خودم رو میکنم وبه خودم اجازه میدم تا یواش یواش وبا طی کردن تکاملم یادش بگیرم .

    قانون تکامل رو میشد خیلی واضح توهر قسمت دید که چطور فیلمبرداری وتدوین از اولین قسمت تا سی ویکمین قسمت چقدر تغییر کرده بود .

    وبهترین وزیباترین قسمت از دید من قسمت سی ویکم ودیدن اون رابطه زیبا بود .من یکی از اون کسایی هستم که از اول عضویتم تو سایت دوست داشتم روابط شما رو تو تمام حالتها ببینم ویاد بگیرم .

    دیدن رابطه شما وصحبت کردنتون اون موقع شب زیباییش کمتر از زیبایی آبشار نیاگارا نبود برای من .

    من عاشق این ارتباط زیبا شدم .

    این نوع صحبت کردن .

    این نوع نگاه

    این نوع واقعی زندگی

    این نوع حرف زدن (من عاشقتم ,نفس )

    خیلی زیبا وجذاب بود.

    من عاشق شبم وصدای شب رو بارها وبارها شنیدم وهمیشه وقتی با همسرم وخانواده میریم بیرون من اون شب که بیرون هستیم رو نمبخوابم وبا همسرم کنار اتیش تا صبح حرف میزنیم ومیخندیم واخر کار هم سیب زمینی هایی که انداختیم زیر زغال وخاکسترای اتیش رو در میاریم وبا لذت میخوریم .

    برای همین من عاشق شبم

    عاشق ستاره های شبم

    عاشق عظمت خداوندم تو دل شب که بیشتر میبینمش ولمسش میکنم

    خانم شایسته عزیز متشکرم که من رو همسفر لحظه های زیبای زندگیتون کردید وخاطرات قشنگی رو تو ذهنم حک کردید واینقدر چیزای جدید دیدم که تا ده سال دیگه اهدافم مشخص وواضح شد .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  10. -
    علی هاشم بیکی گفته:
    مدت عضویت: 3200 روز

    سلام و هزاران درود بدرقه قلبهای پاکتان?

    دیروز رفتم یک دفتر خوشکل خریدم مخصوص سفرنامه?

    این فایل به من انگیزه داد که بشینم از اول سفرنامه را ببینم و نکاتی را یادداشت کنم و لذت ببرم?

    هنوز شروع نکردم و میدونم این اتفاق چند روزی طول میکشه. ولی اگر امروز این کامنت را نمیذاشتم بعدا حس بدی میگرفتم که چرا تا وقت بود کامنتی نگذاشتی. اینم یه پاشنه آشیل منه که همیشه میخوام همه چیز پرفکت و عالی باشه.?

    خیلی از دوستان را دیدم همون روز اول چقدر کامنت گذاشتند و چقدر هم لایک گرفتن و خیلی خوب توضیح دادند اما من اینجوری نیستم و از بابت خیلی از کارها مرتب به تعویق میندازم و این دست و اون دست میکنم چون میخوام بهترین باشه?.

    البته توی این دو سالی که با استاد آشنا شدم زندگی من از اینرو به اونرو شده سلامتی ارتباط ثروت نعمت معنویت و همه را با هم دارم و از همه مهمتر آرامشی که به زندگیم اومده و چقدر احساس خوب دارم و با احساس خوب زندگی میکنم و چقدر شاد و خوشحالم و به اطرافیان عشق میدم وعشق میگیرم ???

    من فایل های سفرنامه را حداقل هر قسمت را ۲ بار به بالا دیده ام و خیلی لذت بردم‌و چند روز پیش هم که با ۳ تا از دوستان علاقه مند به استاد به سفر رفتیم حدود ۲۰ قسمت را با هم دیدیم و چقدر لذت بردیم.

    همه قسمتها عالیند یعنی واقعا مریم عزیز واسش وقت گذاشته خود من همیشه این اعتقاد را داشتم و دارم که انسان باید از طبیعت و جاهایی که میره لذت ببره و اینکه بره تو فکر فیلم و عکس از لذت بردن جا میمونه?.

    اما اگر این باور هم باور درستی باشه مریم خانم دمت گرم که لذت بردن عمیق را بیخیال شدی و به من و امثال من که عاشق شماهاییم اهمیت دادی و در لحظه های زیبای سفرتون ما را هم شریک کردید واقعا سپاسگزارم?.

    تو و استا د و مایک و اقعا عشقین و خوشحالم که شما را دارم و خوشحالم که زنده ام و در مرحله زندگی دنیوی من این اتفاق افتاده و همچون موهبتی نصیبم شده و کور دلانه از دنیا نمیرم و خدا را صدهزار مرتبه شکر میکنم بخاطر این اتفاق معنوی?.

    در مورد سفرنامه همه قسمتها عالیه چون من عاشق طبیعتم عاشق جنگلم عاشق ارنباط با آدمها با ناشناخته ها و مخصوصا آب و دریا و رودخانه و آبشار. و این هم فک کنم بخاط اینه که من در یک شهر کویری زندگی میکنم.

    اون ویلای ارگانیک اون رودخانه‌ زیبا مخصوصا آبشار نیاگارا و اون خانمی که اینگونه به گل و طبیعت اهمیت میداد اون پروانه های قشنگ و کلا این همه سرسبزی و زیبایی را دوست دارم. هر قسمتی از سفرنامه مرا دیوانه میکند. اینقدر دیوانه سفرنامه میشم که گاهی از قدم ها هم غافل میشم و به نظر من اثر بخشی سفرنامه کمتر از قدم ها نیست و اینکه این اتفاق همزمانی افتاده و دوتایی شدن مکمل هم و این خیلی خوبه???

    در آخر اشتیاق وافر دارم که این اتفاق و این سفرنامه ادامه مسیر داشته باشه که همینطور که با قدم ها پیش میرم تمرکز بر نکات مثبت سفرنامه که به قول مریم عزیز و دوستان دیگر کارکرد ستاره قطبی برای ماست ادامه پیدا کنه.

    خدارا سپاسگزارم و موفقیت و شادکامی همه دوستانم را آرزومندم.

    یا حق?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای: