سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲ - صفحه 46 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • فایل تصویری سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    896MB
    61 دقیقه
  • فایل صوتی سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
    55MB
    61 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1430 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم مونسی گفته:
    مدت عضویت: 2465 روز

    سلام خانم شایسته عزیز و استاددوست داشتنی

    برای من قسمت ۲۲ خیلی جالب بود چون درقسمت ۲۱ که قراربود به خانه آن خانم مهربونو مادرش برید من بی صیرانه منتظر فایل بعدی بودم تا ببینم که زندگی یه امریکایی و مهمان نوازیشون چطوریه خیلی لذت بردم وکیف کردم که دیدم شما در خانه ایشون دعوت شدید و چه ارتباط صمیمی بین شما و اون خانم برقرار شده اینجا فهمیدم که جنس همه ما آدم هایکیه فقط زبان و نژاد و ملیتمون با هم متفاوته و این که آدمای هم فرکانس همدیگر رو پیدا می کنند در هر جایی که باشن و از وجود هم لذت میبرند فارغ از نوع پوشش و تفاوت زبان و مذهب و… حتی پسر کوچک من که ۷ سالشه با عشق از اون روز به بعد فایلهای شما رو نگاه می کنه و در مورد شما از من سوال میکنه انگار من از تمام وقایعی که برای شما اتفاق میفته و یا جزئیات زندگی شما خبر دارم ???

    من احساس می کنم در این سفرنامه با شما سفر می کنم و خیلی لذت میبرم عاشقتونم???

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  2. -
    رضا معینی فر گفته:
    مدت عضویت: 3674 روز

    سلام به همه ی اعضای خانواده عباسمنش

    سلام به همه عزیزانی که عاشقانه نظرات خود را قرار می دهند تا باور های زیباتری بسازیم و زندگی بهتری را برای خود خلق کنیم.من واقعا عاشقانه منتظر تک تک جلسات سفر به دور امریکا هستم ، تا ببینم که چه اتفاق با حال و شگفت انگیزی قراره بیفته. وحالا هم یک سوپرایز ویژه و یک بمب انگیزه دیگرتا بار دیگر فایل ها ی سفر به دور امریکا را دوره کنیم و زیبایی و نکات مثبت پیرامونمان را پیدا کنیم تا این گونه از زندگی در لحظه لذت ببریم و اتفاقات وزیبایی های بیشتری را به سمت خود جذب کنیم این خودش یک دوره برای تمرکز به زیبایی هاست تا کانون توجهمان را بر روی نکات مثبت بگزاریم .

    واقعا خداوند را سپاسگزارم که مرا در مسیر این خانواده عزیز و دوست داشتنی قرارداده، از مریم شایسته عزیزنیز ممنونم،تنها عشق است که می تواند ایشان را به ضبط فایل ها واماده کردن فایل ها ی سفرنامه وادارد.ایشان این قدر با عشق به ضبط فایل های سفر نامه می پردازد که واقعا جا دارد بابت این موضوع ازایشان تشکرکنم.انگار من نیز دارم به دور امریکا سفر می کنم و این در من خواسته های جدیدی ایجاد کرد تا خودم ان ها را تجربه کنم من درخانه ام حس و حال خوب سفرکردن و این همه ازادی و رها بودن را با تمام وجودم درک می کنم واین باعث می شود من نیز به زیبایی های بیشتری هدایت شوم.خدایا سپاسگزارم

    واما این که بهترین لحظه ای که من در سفربه امریکا تجربه کردم چیست؟ اری واقعا فکر می کنم هر کس نیز جای من بود ابشار نیاگارا را به عنوان زیباترین و لذت بخش ترین لحظه ای که در سفر به دور امریکا تجربه کرده است انتخاب می کرد.

    قسمت 26 فایل های سفرنامه برایم بهترین و احساسی ترین لحظات سفر به دور امریکا است، واقعا قشنگترین جایی که تابه حال در عمرم دیده ام و احساس کرده ام همین ابشار نیا گارا بوده،هرچه قدر اززیبایی های این ابشار بگویم کم است.همان طورکه مریم شایسته عزیز نیز به درستی اشاره نمودند که قدرتمندترین دوربین های جهان نیز نمی تواند ان چه را که انسان اشرف مخلوقات درک و احساس می کند را ثبت کند، همه ی حواس پنجگانه انسان به طور شگفت انگیزی کنارجمع شده اند تا به چنین درک و احساسی برسیم، باید خودت ان جا باشی تا زیبایی و احساس فوق العاده بودن کنار ابشار را درک کنی ولی من از همین جا هم با قدرت تجسمم خودم را کنار شما ها می بینم و با احساس خوب ، خودم را کنار ابشار نیا گارا تجسم می کنم و مطمنم که خیلی زود به واقعیت می پیوندد.

    من محو بخار ابی هستم که از ریزش اب به پایین ایجاد می شود.

    محو سرسبزی ها و گل های صورتی خوشگلی که در بالای ابشار رشد کرده اند.

    من عاشق جاری بودن و رها بودن اب هستم و این که به هیچ چیز وابسته نیسته و راحت گذر می کند ، این که دریک جهت جریان دارد و همین درجریان بودنش که باعث می شود سرزنده و زلال بماند ،اری اب مدام در حرکت است و اگراین حرکت و جاری بودنش نبود دیگر ان زیبایی وزلالی را نداشت.زندگی ما نیزباید همچون اب جاری باشد، بدون هیچ گونه وابستگی رو به جلو و در یک جهت درجهت رشد و شکوفایی و سرزندگی.

    محو لحظاتی هستم که بخار اب صورت و بدنم را نوازش می کند،واقعا حس می کنم ان پایین زیر ابشاربتوانم بهترین ولذت بخش ترین لحظات زندگی ام را احساس کنم ،تجسم این لحظات احساس فوق العاده ای به من می دهد.

    من محوغرش و خروش اب هنگام ریزش به پایین رود هستم واین تلاطمی که مدام به چشم می اید.

    من محورابطه ی فرزندی وپدری هستم که میان استاد عزیز و مایک دوست داشتنی وجود دارد،صمیمیت و نزدیکی که بین استاد و پسرش وجود دارد تماشایی است.این که چه گونه شاد هستند و با هم شوخی می کنند برایم فوق العاده لذت بخش است.خدایا شکرت بابت این لحظلتی که مرا به ان هدایت کردی.

    رنگین کمانی که ایجاد شد واقعا که مرا به وجد اورد این همه زیبایی یک دفعه با هم،خدایا شکرت

    من محو موسیقی زیبایی شدم که از ریزش اب به پایین ایجاد شد و این به من احساس خوبی می دهد.وقتی خودم را زیرقطرات ابی که ازبالا به سر و رویم سرازیر می شود می بینم احساس خیلی خوبی می کنم.

    شجاعت مایک درحالی که رو به اب می ایستد و مریم عزیز نیز که با دوربین زیر این شدت قطرات اب می رود و فیلم برداری نیز می کند برایم جالب است.

    من از پرواز پرندگانی که روبه روی ابشار پرواز می کنند نیز لذت بردم ، همچنین لحظه ای که استاد با صدای بلند خدا را شکر کرد همیشه در یادم می ماند واقعا که حال کردم که تو اون لحظات با احساس خوبت خدا را صدا کنی و شکرگزارش باشی بدون نگرانی از قضاوت دیگران ایشون خودشونن.

    و اما قسمت دوم زیبایی ها که واقعا حال من رو خوب کرد ، واون هم لذت بخشه و من که به شخصه خیلی برام جذابه ملاقات با سنجاب وپرندگانی بودکه استاد بهشون غذا داد واز لذت بخش ترین کارهایی است که من نیز دوست دارم و اون سر وکله زدن با حیوانات و غذا دادن به اون هاست.واقعا که برام شگفت اوره که چطور اون سنجابه وپرنده ها این قدر زود با استاد ارتباط برقرار کردند و استاد که عاشقانه به اون ها غذا می داد و چه بامزه حتی قوانین زندگی رو به اون ها می گفت واین جوری باورای ثروت افرین رو واسه خودش یاداوری می کرد،این شخص واقعا بی نظیره در زمینه عمل کردن به باورها وقوانینی که زندگیش رو تغییر داده.((نعمت برای همه هست،این جهان پر ازفراوانیه طمع نکنید،حرص نزنید))

    و او سنجابه که واقعا معرکه است از نحوه نگاهش تا غذا خوردنش،من که واقعا لذت بردم،و جمله ی مریم شایسته عزیزنیز که گفتند شبیه سلیمان نبی شدی، یک لحظه دیدم خدای من چقدرپرنده دور ایشون جمع شدن انگار حرف ایشون به واقعیت پیوسته.

    فقط می تونم بگم این اتفاقات،این زیبایی ها همه بر می گرده به همون باورهایی که استاد بارها وبارها به ما گفته اند و می گویند وخواهند گفت وباورهای ایشونه که چنین اتفاقاتی رو براشون رقم می زنه.

    امیدوارم درپناه خداوند شاد و ثروتمند باشید خدا نگهدار

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    اکرم بهبودی گفته:
    مدت عضویت: 2800 روز

    عرض ادب خدمت استاد بزرگوار و خانم شایسته عزیز

    همه قسمت های سفرنامه بی نهایت زیبا و هدایت گر ما هستند و هر کدوم نکتات خاصی از طرز زندگی کردن و حتی نحوه محبت کردن و درکنار هم بودن به ما یاد میده و همیشه انتخاب کردن از بین بهترین ها کار سختی هست .

    همیشه برای من سوال بود که چطوری باید هدایت شد چطوری باید اجازه بدیم خدا ما رو هدایت کنه مفهوم این جمله درکش برای من سخت بود اما با شروع شدن این سفرنامه و همسفر شدن با شما از دریچه دوربینی که شاید یک دهم از این زیبایی رو نظاره گر باشیم چون چیزی که انسان با چشم نظاره گر باشه قلبش رو بیشتر به هیجان وا میداره و لذت بخش تر میشه اما بقدری این تصاویر زیبا هست و دیدن رفتار استاد و طرز زندگی ایشون بینظیر که انگار من خودم رو اونجا در کنار شما حس میکنم و همسفر شما هستم.

    من میخوام در مورد قسمت ۲۲ سفرنامه بنویسم چون دیدن خانم کتی و مادرش که ۹۵ سال دارن اما اینقدر پرانرژی و گرم هستند بی نهایت امید به زندگی رو در من زنده کرد و یاد گرفتم که میشه با ذهن زیبا ، زیباتر از هرلحظه زندگی کرد و یک تلنگر برای من بود.

    من یاد گرفتم در دوره ها و فایل های استاد وقتی تمرکز روی زیبایی ها داری چه در محیط اطراف چه انسان ها به قول استاد انگار تک تک انسان ها فرشته هایی از جانب خدای مهربونم میشن که همه کارها به نحو احسن انجام بشه تا هرلحظه برای ما لذت بخش تر و ماندگار تر و زیباتر بشه . من یاد گرفتم وقتی از هرثانیهلذت میبرم دیگه مکان و زمان مهم نیست دقیقا همان مکان و زمان بهشت من روی زمین است.

    من سپاسگزاری واقعی رو یاد گرفتم، من یاد گرفتم که چطوری از دریچه قلبم به نعمت هایی که خداوند از فضل خودش بمن داده نگاه کنم و سپاسگزار او باشم.

    وقتی استاد در مورد عزیز دلش یا پسرش مایک اینقدر زیبا صحبت میکنه و محبت خودش رو نشون میده من هرلحظه میگم ببین محبت بین پدر و فرزند و فردی که از اعماق قلبت دوسش وجود داره و این یک رابطه بسیار زیبا بین پدر و فرزند و عزیز دل انسان هست که میخواد بگه ایده آل های اون ها ،ایده آل های من هم هست و من بهشون احترام می زارم.

    خیلی دوستون دارم از خدای مهربونم میخوام که همیشه تاج سلامتی که یکی از بزرگترین نعمت های خدای خوبم هست تا ابد روی سر شما استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان و فرزند عزیز تر از جانتان بدرخشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    تینا تاج الدینی گفته:
    مدت عضویت: 2521 روز

    به نام خداوند فراوانی ها…

    سلام همسفران عزیزم،?

    انتخاب بهترین قسمت سفرنامه واقعا مشکل است چون تمام قسمت ها به شدت تاثیرگذار، عمیق و پندآموز می باشند و در جهت تغییر فرکانس بسیار حائز اهمیت. از آنجایی که مجبور بودم فقط یک قسمت را انتخاب کنم به دلایل زیر قسمت ۳۰ را در نظر گرفتم:

    (جملات یا کلماتی که داخل “…” می باشند از اهمیت بیشتری برخوردارند.)

    تغییر باورها(این دلیل فقط مربوط به قسمت ۳۰ نمی شود و تمام قسمت ها را در بر گرفته است.)

    دوستان هر اتفاقی که در زندگیمان رخ می دهد به واسطه باورهای ماست، “ما آنچه را که باور کنیم در زندگیمان می بینیم”، این به معنی قدرت باور است. این جمله را نیز بارها و بارها بخوانید تا آن را درک و باور کنید:

    “باورهای شما، توسط نتایجی که این دنیا به شما نشان می دهد، تثبیت و محکم ‌تر می شوند.”

    درنتیجه

    برای رسیدن به هر خواسته ای فقط کافی است که

    ? ۱_باورهای متناسب با آن خواسته را مشخص کنیم.

    ? ۲_ذهنمان را با آن باورها بمب باران کنیم.

    _چگونه؟

    _چیزهایی را ببینیم، بشنویم، بنویسیم، به زبان آوریم که باورهای مورد نظرمان را تقویت می کنند، دنبال الگوهایی باشیم که با دیدن آن ها باورهای مورد نظرمان تصدیق می شوند و…

    ? ۳_”تکرار این بمب باران… ادامه دادن و ادامه دادن و ادامه دادن تا تحقق خواسته.”

    کاری که این سفرنامه انجام می دهد بسیار فراتر از یک تفریح است. این سفرنامه از طریق مشاهده و الگوسازی، باورهای بسیار قدرتمندی را در ذهنمان ایجاد می کند که می تواند زندگیمان را تغییر بدهد به شرط تصدیق و تحسین آن. این سفرنامه فرصت بسیار خوبی در اختیارمان قرار می دهد تا باورهای مهمی را در ذهنمان ایجاد کنیم.

    مهمترین باورهایی که این سفرنامه در ذهن ما ایجاد می کند:

    ۱_باور فراوانی(مهمترین باور ثروت ساز):

    “کسانی که هدفشان ثروت است یکی از باورهایی که باید در ذهنشان ایجاد کنند باور فراوانی است” یعنی باور به اینکه بی نهااااااایت ثروت و نعمت در جهان وجود دارد. با دیدن این سفرنامه مشاهده می کنید که چقققققققدر جهان غنی و ثروتمند است، چققققققدر جنگل و درخت…، چققققققدر پارک به وسعت یک شهر که آن هم نه با سرمایه دولت بلکه با سرمایه مردم یا حتی یک فرد یا یک شرکت خصوصی…، چقققققققدر آب… چقققققدر دریاچه… چه باران های غنی و فوق العاده ای…، چققققدر ساختمان لوکس و زیبا…، چقققققدر ماشین لوکس و مدل بالا و اگر دقت کنید همه ماشین هایی که در سفرنامه می بینیم لوکس اند من حتی یک ماشین مدل پایین ندیدم، چقدر تعداد کسانی که RV دارند زیاد است… چقققققققدر مردم ثروتمندند… در قسمتی که استاد به نمایشگاه کوکا کولا می رود چقققققققققدر مشتری در صف های طولااااانی ایستادن… یک شرکت چقققققققدر می تواند مشتری داشته باشد و همینطور در قسمت های مختلف، این فراوانی مشتری را می بینید از جمله قسمت ۳۰ که این خانم به طور پیوسته در حال فعالیت و فروش بود و همواره مشتری ها به سمت فروشگاهش هدایت می شدند…

    ۲_”باور اینکه می شود هم خدا را داشت هم خرما را”:

    خیلی ها هنوز باورشان این است که نمی شود همه چیزهای خوب را با هم داشت و باید انتخاب کرد که چه چیزی برایمان مهم تر است که فقط آن را داشته باشیم اگر کسی ثروت می خواهد دیگر وقت آزاد ندارد یا دیگر نمی تواند با خانواده اش وقت بگذراند یا دیگر باید قید مسافرت را زد و حداقل نمی تواند مسافرت های طولانی برود و کلی باور غلط دیگر ولی با مشاهده زندگی استاد عزیزم این باور به شدت در ما تقویت می شود که هم می شود خدا را داشت هم ثروت، هم سلامتی، هم آرامش و شادی، هم روابط عاشقانه عالی، هم روابط عالی با فرزند، هم مسافرت و عشق و حال در حین انجام کار… واقعا معرکه است.?

    ۳_”باور اینکه می شود در همین دنیا بهشت را تجربه کرد”:

    خیلی ها باورشان این است که هر کسی غم ها و غصه های خودش را دارد و امکان ندارد کسی هیچ غمی نداشته باشد… زندگی استادم مدرک و سند نقض این باورهای غلط است البته ممکن است خیلی از شما اکنون در برابرم جبهه بگیرید که این حرف درست نیست چون من از درون استاد بی خبر هستم و یا اینکه فایل های کوتاه این سفرنامه نمی تواند سند معتبری باشد. باید به شما بگویم که من از وقتی آموزش های استاد را درک کردم و روی خودم کار کردم الان هیچ غم و غصه ای ندارم و شاهد رشد و پیشرفت فوق العاده ای در زندگی ام هستم برای همین است که می توانم زندگی شاد و بدون غم استادم را باور کنم هر کس که این را باور نمی کند فقط کافیست چند ماه به گفته های استاد عمل کند تا زندگی بدون غم را تجربه بکند… “تفاوت یک انسان شاد و غمگین در باورها و دیدگاهشان نسبت به زندگی و رخدادهاست”

    زندگی استاد عین بهشت است… از آرامش و شادی درون گرفته تا روابط و مسائل مالی و… “مردمی را که استادم در جهان خودش(هر یک از ما بر اساس باورهایمان یک جهان مجزا را تجربه می کنیم) با آن ها برخورد می کند دقیقا مثل فرشته می مانند…” مکان هایی که من در سفرنامه می بینم عین بهشت است… همه چیز در زندگی استاد خیلی راحت اتفاق می افتد انگار همه چیز از قبل برای استاد فراهم شده است… چرا؟؟؟ دوستان “اگر از قوانین پیروی کنید جهان نه تنها برای شما هیچگونه مجازاتی در نظر نمی گیرد بلکه به عنوان پاداش زیباترین شکلش را نیز به شما نشان می دهد.”

    دلیل شماره ۲_هدایت(این دلیل فقط مربوط به قسمت ۳۰ نمی شود و تمام قسمت ها را در بر گرفته است.)

    دوستان روند هدایت در تحقق خواسته ها یا ناخواسته ها بسیاااااااااار مهم است. “جهان همواره در حال هدایت شماست.” همین الان هم شما با هدایت جهان اینجا هستید و این مطلب را می خوانید. “جهان با توجه به باورهایتان، شما را به سمت زیبایی های بیشتر یا زشتی های بیشتر هدایت می کند.” اگر خواسته شما زیبایی های بیشتر است پس باید ورودی های ذهنتان را کنترل کنید، فقط به نکات مثبت توجه کنید، از داشته هایتان لذت ببرید، سپاسگزاری کنید و همواره احساس خوب داشته باشید. در قسمت ۳۰ که می شود آن را ادامه قسمت ۲۹ در نظر گرفت استاد به شکل بدیهی و در عین حال شگفت انگیز به این فارم مارکت هدایت می شود… اگر به قسمت ۲۹ برگردیم و چگونگی هدایت را بررسی کنیم می بینیم که استاد و خانم شایسته عزیز یک هدف را مشخص می کنند (خرید خوراک لازم) و برای تحقق این هدف مسیری را انتخاب می کنند (اما به مسیری که انتخاب کردند وابسته نیستند برای آن ها فقط هدف و قله مهم است و خود را به مسیر خاصی محدود نمی کنند. آن ها خود را رها می کنند.) و با احساس خوب به سمت تحقق هدفشان حرکت می کنند در طول مسیر آن ها به زیبایی ها و نکات مثبت توجه می کنند، از مسیر بسیار لذت می برند و همواره احساس خوب دارند “در این شرایط به یقین جهان الهاماتی به شما می کند که اگر به آن الهامات عمل کنید باعث می شود بیشتر از مسیر لذت ببرید و به بهترین شکل ممکن بهترین شکل هدفتان را به دست آورید…” همین اتفاق برای آن ها افتاد به خانم شایسته الهامی شد که به سمت آن خانم که باغچه اش را حرص می کرد برود و با او صحبت کند خانم شایسته به آن الهام گوش کرد و باعث شد نه تنها آن ها به خانه آن خانم هدایت شوند و از گل های بسیار زیبایش لذت ببرند بلکه آن خانم آدرس فارم مارکتی را به آن ها داد که استاد و خانم شایسته به دنبال آن نشانه رفتند (و به مسیر خودشان نچسبیدند) آن نشانه، آن ها را به فارم مارکتی هدایت کرد که محیطی بسیار پر انرژی و دوست داشتنی داشت، فروشنده ای بسیار پر انرژی و خوش برخورد داشت، قهوه و صبحانه ای بسیار خوشمزه داشت و خانم شایسته عزیز بهترین قهوه عمرش را نوش جان کرد و در نهایت بهترین شکله هدفشان محقق شد و حتی خانمی دیگر آن ها را با ماشینش به نقطه اقامتشان رساند… دیگه از این بهتر مگه داریم… “این پاسخ جهان به کسانی است که پیرو قوانینش هستند.”

    دلیل شماره ۳_عشق

    دوستان “عشق مهمترین عامل موفقیت و عدم موفقیت ماست. اگر می خواهید بدانید چقدر می توانید توی مسیرتان پیش بروید ببینید چقدر هدفتان را می خواهید… چقدر عاشقش هستید…” اگر از هدفتان بدتان نمی آید یا یک کم عاشقش هستید از همین الان بیخیالش شوید و وقت خودتان و دیگران را هدر ندهید… “برای موفقیت عشق سوزان لازم است چون فقط با نیروی عشق است که می توانید بر چالش ها و تضادهایی را که سد راهتان هستند فائق آیید. حتی اگر بدون عشق موفق هم شوید چون به کارتان علاقه ندارید غمگین خواهید بود و نمی توانید احساستان را خوب نگه دارید و از آنجایی که احساس خوب=اتفاقات خوب و احساس بد=اتفاقات بد مطمئنا با احساس بدتان اتفاقات بدی را توی زندگیتان تجربه می کنید که شما را از سعادت و خوشبختی دور می کند.”

    این فارم مارکت من را جذب خودش کرد. مشخص بود که این خانم با عشق در آنجا کار می کند. عشق و علاقه آن خانم به فضای آنجا بسیار انرژی بخشیده بود طوری که مطمئنا هر کس وارد آنجا می شد این انرژی را درون خودش حس می کرد. عشق آن خانم آنقدر زیاد بود که به من تلنگری زد که حواست باشد هر شغلی را انتخاب می کنی باید همین قدر و بیشتر به آن عشق داشته باشی “طوری که نیاز نباشد دیگران از تو بپرسند عاشق کارت هستی یا نه… بلکه با دیدن کارت به عشق درونت پی ببرند.” مثل استاد عزیزم از اولین فایلی که از ایشون شنیدم من را جذب خودش کرد و می توانم با ایمان بگویم که چقدر به کارشان عشق می ورزند و همینطور وقتی این سفرنامه را می بینم مخصوصا در قسمت ۳۱ که خانم شایسته ناااااازنین نصف شب از Rv بیرون می روند تا احساس خوب شنیدن صدای جیرجیرک ها را با ما تقسیم کنند به عشقشان به این کار پی می برم.

    با سپاس فراوان از خانم شایسته نازنین…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  5. -
    شهرام قرقانی گفته:
    مدت عضویت: 2588 روز

    بنام خدایی که بی همتا هست

    سلامی گرم به استاد عباسمنش و خانم شایسته و کل اعضای خانواده عباسمنشی ،من زیاد اهل کامنت گذاشتن نیستم بیشتر از خودم توقع دارم عمل کننده به قوانین باشم و خیلی خوشحالم که در این خانواده هستم که هر روز دارم با دیدن فایلهای سفرنامه و خواندن کامنت ها به لطف استاد و خانم شایسته که خیلی زحمت میکشن زندگیم رو اونجور که دوست دارم خلقش میکنم.کل این سفر پر از اطلاعات بود و هست و منم خوشحالم که در این سفر با شما عزیزان هستم و فهمیدم که زیبایی و فراوانی بی نهایت هست و اینکه خیلی ایده های جدید یاد گرفتم و شیوه جدید زندگی کردن در سفر.

    در این سفر خیلی از زیبایی ها رو دیدم و لذت بردم و شیوه ی زندگی کردن مردم برام خیلی جالب بود،آزاد و رها زندگی کردنشون،و دیدن کلی فراوانی از جمله آبشار نیاگارا و رستوران ها و پارک هایی که خیلی شیک و واقعا زیبا بودن و واقعا خداوند بی نهایت ثروت آفریده خیلی خوشحالم که در این مسیر قدم برداشتم تا بتونم زندگی خودم رو خلق کنم.سعی میکنم بیشتر در طول روز خودم رو در احساس خوب نگه دارم با کسی در مورد هر موضوعی بحث نکنم و تمرکزم رو نکات مثبت و اتفاقات خوبی که در طول روز افتاده باشه کمی بدهی داشتم که به لطف خدا و با گوش دادن به فایلهای قدم 1،2،3 تونستم بدهیم رو کمتر کنم و هم اینکه واقعا شخصیتم رو عوض کنم و الانم فعلا بخاطر شرایط مالی از 3 قدم اول دارم استفاده میکنم و بخودم گفتم هر موقع تکاملم رو طی کردم به امید خدا قدم های بعدی رو هم تهیه میکنم.

    از استاد و خانم شایسته خیلی سپاسگزارم بخاطر این همه آگاهی و زیبایی که در اختیار من و بقیه دوستان میزارن واقعا از خداوند بی نهایت سپاسگزارم الان تقریبا 4 ماهی هست با استاد آشنا شده ام واقعا حالم روز به روز به لطف خدا و استاد داره بهتر میشه و درآمدم هم بیشتر شده و امیدوارم که عمری باقی باشه تا بیشتر از وجود استاد و این همه فراوانی بتونم استفاده کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  6. -
    محسن زارع گفته:
    مدت عضویت: 3123 روز

    سلام به هرکسی که این کامنت رو میخونه

    به نظر من تمامی فایل های سفرنامه پر از نکات مثبته اصلا بعضی جاها رو که میبینم میگم مگه چنین جایی هم هست انقدر سرسبز انقدر زیبا هم وجود داشته باشه الان میبینم هست من فکر میکردم هرجای بکری که ادما برن اونجارو نابود میکنن پرزباله اما نگاه میکنم افرادی داوطلب میان و کار میکنن چمن میزنن زباله جمع میکنن همه مسولیت پذیرن ابشار نیاگارا فقط یک اسم بود خب که چی این چه دخلی داره به من اما میبینم چقدر دستانی جمع شدن تا مردم از زیبایی ها لذت ببرن یا اون مردم روستا که چه میراثی به جا گذاشتن یا اون کسی که یه خونه طبیعی میسازه که نه تنها خودش لذت ببره بلکه یه خانمی توی دوره معماری عکس سیاه و سفیدش رو ببینه و سالها بعد بره نه تنها اونو ببینه حتی توش قدم بزنه این خود هدایته هدایت یعنی اینکه من از مسیر لذت ببرم و کارها درست بشن اما من یه چند وقتیه لذت نمیبرم چرا به خاطر بی صبری یا اینکه همین الان باید بشه من باید برسم به فلانی وکلی مذخرفات دیگه به این نتایجاین روزها م که نگاه میکنم میبینم هرچی خواستم بهش میرسم اگه افکار و تمرکزم رو منفی باشه منفهارو واگه تمرکذم روی مثبت باشه مثبت هارو جذب میکنم

    سپاس گذارم از شما و خدای بی نیازم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  7. -
    صدیقه بمانی گفته:
    مدت عضویت: 2601 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان سلام می دونم که برای شرکت در مسابقه دیرشده هرچند خیلی دلم می خواست شرکت کنم ولی با این وجود میخواستم نظرم رو بگم اول خدا راشکر می کنم که من رو در سفر نامه با شما همراه کرد واز شما بخاطر سفر نامه متشکرم وقتی استاد گفتند بخاطر کار روی دوره دوازده قدم شایدنتونه فایلی بگزاره ووقتی من نتونستم با دوره دوازده قدم همراه بشم باخودم گفتم حتما من هنوز امادگی رفتن به دوره دوازده قدم رو پیدا نکردم وباید بیشتر روی خودم کارکنم تابتونم لیاقت ورود به این دوره را پیدا کنم و ناراحت بودم ازاین که استاد گفتند شاید تا مدتی نتونند فایلی بگذارند و از خداوند خواستم که من رو بااستاد همراه کنه تا این که شما سفر نامه را گذاشتید وحالا من خدا را شکر می کنم که هرروز با شما همراه هستم واز شما چیزهای زیادی یاد میگیرم من نمی تونم بین قسمتهای سفر نامه فرقی بگزارم چون همه انها برای من اموزنده بود وذهن من را به فکر وامی داشت وتمام عقایدی را که تا به حال من از اطرافیانم دیده وشنیده بودم درهم شکست وزیر سوال برد مثلا وقتی می بینم استاد با خانمی که اصلا نمی شناسه ودر سفر با او اشنا شده اینقدر صمیمی هست وبا او عکس میگیرد و یا وقتی می بینم استاد بدون لباس جلوی دوربینی میاد که می دونه از زن ومرد دارن می بینندش تمام عقاید من در مورد حجاب و محرم ونامحرم رو در هم مشکنه و از خودم میپرسم ایا دراین مورد هم من اشتباه فکر میکردم ایا چیزهای که تا به حال من درمورد محرم ونامحرم وحجاب شنیدام اشتباه بوده از انجا که من به استاد اعتماد دارم ومیدانم که او به خداوند نزدیک است واز قوانین او اگاه هست وقتی میبینم او بدون ترس از خداوند این کار ها را انجام میدهد می فهمم که انچه من تا بحال شنیده ام اشتباه بوده و من شناخت درستی از خداوند ندارم وباید خودم برم دنبالش وعقایدم رواز نوبسازم ودیگه همه چیز برای من سوال شده ونمی دونمم چی درسته چی غلظ نمی تونم به چیزهای که از دیگران میشنوم اعتماد کنم باخودم میگم از کجا معلوم که درست میگن دیگه به همه چیزهای که تا حال دیدم وشنیدم شک دارم دیدن سفرنامه وهمراه بودن باشما نتنها برای من دیدن زیبایها وتوجه به نکات مثبت بود بلکه با بی پرده دیدن زندگی استاد هر لحظهاش برای من درس هست من از استاد ممنونم که اجازه داد تا ما بتونیم زندگی شخصی او را از نزدیک ببینیم ومتوجه اشتباهات زندگیمون بشیم یک چیز دیگه هم بگم من همیشه مطمئن بودم که خداوند هیچ احساسی را بیهوده دروجود ما قرار نداده وخداوند هیچ وقت برای ما بدی وسختی نخواسته احساس شادی احساس ترس احساس غم وسایر احساسات مشکل اینجاست که ما بلد نیستیم از این احساسات در ست وبجا استفاده کنیم وبادیدن زندگی شخصی مثل استاد بهتر میتوانیم این مسائل رادرک کنیم حتی وقتی استاد پشت فرمون ترانه میخونه هم برای من درس هست ومن وقتی میبینم استاد با ان همه ثروت وان همه شهرت وان همه علم ودانش وتحصیلات این قدر افتاده هستند که وقتی باما صحبت میکنند من اصلا نمی تونم ثروت وشهرت رو در چهرهی او ببینم جز دوستی وصمیمیت درچهراشون نمی بینم با خودم میگم اگر خداوند به من هم اینها رو بده ایا من هم میتونم مثل استاد انقدر ساده و بدون تجملات اجازه بدم از من مشهور وثروتمند فیلم بگیرند وروی سایت بگزارند اگر نه پس من خیلی از خداوند دورم و خیلی باید روی خودم کار کنم تا بتونم مثل استاد بی خیال این همه ثروت وشهرت بشم من از خانم شایسته ممنونم که با فیلمهاشون باعث بیداری وهدایت بیشتر من شدند واز استاد ممنونم که اجازه دادند تا ما زندگیشون رو همون طور که هست ببینیم چون واقعا باعث هدایت ودرهم شکستن عقاید پیشین من شد در پناه الله یکتا سفر خوشی داشته باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    کبری صباحی گفته:
    مدت عضویت: 1368 روز

    بنام الله هدایتگر..

    باسلام به استاد نازنینم ومریم بانوی شایسته وخانواده عزیز عباسمنشیم..

    استاد جان چقدر خوب شد که گفتید دوباره برگردید ازاول قسمت ها رو ببینید وبگید جذاب ترین قسمت کدوم بود.

    ازنظر من جذاب تراز همه این هست که من تو این سفر با شما عزیران همسفر هستم این فلش بک به عقب خیلی برای من جذاب بود چرا که دوباره یه سر به حیات های فدیمیون دوستان قدیمی همسایه های قدیمی.. مثل خان کتی ومادرشون.. خانم بورلی نازنین وباغچه ی زیباشون…. اون خانم مهربونی که تویه دورهمی باهاشون غذا خوردیم روزی که به نم نم بارون هم میومد واون آقا برامون آواز خوندن.. یادآوری رابطه های فوق العاده استاد با عزیز دلش با مایک وبا تمام همسایه هامون که تو طول سفر دیدیمشون.. زیباترین ورنگارنگ ترین خلقت خداوند، باغ پروانه ها که هر بیننده ای رو به تحسین وامیداشت.. ایونت هایی که برگزار میکردن وماسربزنگاه میرسیدیم یا توسط دستان خداوند به اونجا هدایت می‌شدیم.. خانه آبشار یا خانه کافمن که نماد ثروت وفراوانی بود.. وشعار باور ثروتمند بودن معنوی ترین کاردنیاست رو برای ما تو ذهنمون تداعی میکرد. درس هایی که از استاد عزیزمون یادگرفتیم….

    یادگرفتیم که هرگز پولمونو شرط بندی نکنیم..

    یادگرفتیم چطور از مسائلی که بهش برمیخوریم به جای بهانه آوردن بزرگتر باشیم ووبرای حل مشکل ومسئله ادامه بدیم وکم نیاریم..

    یادگرفتیم درهرلحظه سپاسگزار نعماتمون باشیم وهمه چیزو تحسین کنیم.

    یادگرفتیم مرگ پایان زندگی نیس به جای کاسه غم بغل گرفتن در نبود عزیزمون بیایم دیدگاهمون رو نسبت به مرگ عوض کنیم که مرگ پایان زندگی نیس بلکه تولدی دوباره س درجایی که به اونجا تعلق داشتیم وازاونجا اومدیم.. من تو این سفر از استاد عزیزم ومریم جون یاد گرفتم که هرروز همه چی برام تازگی داشته باشه وبرای کوچکترین چیزها هم ذوق کنم یادگرفتم که هرروز خودمو به چالش بکشم مثلا درمورد آشپزی هرروز بیام یه غذا رو به شیوه های مختلف بپزم وتجربه های مختلفی رو خلق کنم..

    یادگرفتم که خداوند رو به عنوان بهترین برنامه ریز زندگیم انتخاب کنم وباجریان هدایت پیش برم..

    من تو این سفر آبشار زیبای نیاگارارودیدم شگفت انگیز ترین وزیباترین وجذاب ترین ورویایی ترین خلقت پروردگارم رو دیدم وعظمت پروردگارم رو کمی بیشتر درک کردم.. من فهمیدم که اگر تو مداروفرکانست بالا بره حتی حیوونات هم باتو مهربان تر میشن.. لحظه به لحظه این سفر برای من لذت بخش بود ودرس داشت.. استاد ماداریم همراه شما به این سفر میایم ولحظه به لحظه شو داریم تجربه میکنیم اصلا نمیشه گفت کدوم یکی بهتر بود هرچند که نمیشه هم گفت که بعداز این سفرمون از اینم لذت بخش تر نخواهد بود که قطعا چیزهای زیباتری میبینیم وهرروز هدایت میشیم به جاهای زیباتری.. طبق قانون بدون تغییر جهان که هرچه توجه وتمرکزت به زیبایی ها باشه به زیبایی های بیشتری هدایت میشی..

    اگر هزار روز دیگه هم توی نیویورک میموندیم ومیرفتیم آبشار من از خیس شدن زیر آبشار سیر نمیشدم. من از دیدن اون رنگین کمان زیبا سیر نمیشدم.. اگر هزاربار دیگه هم بریم خانه آبشار من از شنیدن صدای پرنده ها توی کوه سیر نمیشم از دیدن لحظه ای که چکه چکه آب از کوه میریزه پایین سیر نمیشدم.. از اون معماری زیبا توی دل کوه وطبیعت سیری نداشتم.. استاد من نمیتونم بگم کدوم قسمت قشنگتر بود چون من همین الانشم بعضی وقتا به خانم کتی که مارو به خونش دعوت کرد یا خانم بورلی مهربون با اون لیلی های زیباش.. فکر میکنم.. وقشنگ احساس میکنم که اینا تو زندگی من بودن ومن یک روز زیبا رو درکنار اینا گذروندم.. یا قسمت سی ام که مارو شریک نیمه شب رویایی عاشقانه تون کردید.. من تمام اینهارو میبینم توزندگیم من بعضی وقتا دلتنگ حیات های قدیمیمون میشم دلتنگ اون حیاتی که پربود از پیچک.. ویه آهوی زیبا میون اون پیچک ها می دوید. اون حیات بهشت بود یک تکه از بهشت زیبای خدا.. حتی دلتنگ صدای جاناتان هایی که اومدن وپفیلاهای مایکی وخوردن…

    یاهمین قسمت 32 که داشتید نکات مثبت زندگیتونو تعریف میکردید.. شما تعریف میکردید ومن هم تایبد میکردم.

    استاد جان شما برای من سراسر عشق وزیبایی و درس و هدایت هستید..

    ای دستان مهربان خدا برروی زمین عاشقانه دوستتون دارم وبینهایت ازتون سپاسگزارم که مارو باخودتون همراه وهمسفر لحظات زیبا وشیرینتون میکنید..

    درپناه الله یکتا شادوپیروز و ثروتمند وسعادتمند دردنیاواخرت باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    زندگي جديد من گفته:
    مدت عضویت: 846 روز

    سپاس و ستایش مخصوص خدایی است که یگانه آفریدگار کیهان است خدایا تنها تو را میپرستم و تنها از تو یاری میجویم ما را به راه راست هدایت کن راه کسانی که نعمت بخشیدی به آن ها نه گمراهان

    خدایا کمک کن بتونم بنویسم و هدایتم کن بتونم رد پایی از خودم به جا بگذارم و به قول مریم عزیزم در به جریان انداختن زندگی این فایل هایی که ضبط میشه نقشی داشته باشم

    من با این فایل ها خیلی بیشتر از قبل مفهوم فرکانس را زندگی کردم واقعا الان میفهمم که باید در یک فرکانسی باشی که هدایت بشی به این فایل ها و من اینو این مدت دقیق زندگی کردم ی مدت بود به این فایل ها هدایت شدم و با حس عمیق شروع به دیدن و کامنت گذاشتن کردم و میخوام از نتایج بگم خیلی ساده یاد گرفته بودم زندگی کنم از دیدن هر شگفتی به ذوق میاومدم انگار اولین بار بود روحم یکسری چیز ها تجربه میکرد و سعی میکرد دقیقا اون چیزی را که تو این سریال ها دیده انگار برای من کپی کنه تو خیابون تو پارک و هر جایی میگشتم دنبال زیبایی ها مثل مریم عزیزم و غرق زندگی بودم و یادمه به صورت تکاملی ی روز وسایل اتاق از کمددیواری و جاهایی که پنهان کردم بودم آوردم بیرون دونه دونه نگاشون کردم مثل جریانی که تو یکی از فایل ها دیدم و دیدم وای خدای من چقدرر فراوانی چه وسایل قشنگی دارم چقدرر میتونم اتاق دخترم را قشنگ کنم چقدررر خوب اینا رو بهم بخشیدی با عشق اونا رو جابه جا کردم به اتاق کوچکم و وسایلش عشق دارم و چقدررر حالم بهتر شد انگار وارد ی محیط جدید شده بودم (نمیدونم تو ضمیر ناخود آگاه من چی میگذشت که اونا را پنهان کرده بودم اینو بگم که من در حال کشف خودم هستم و میخوام مثل ی ناشناخته دلیل رفتار هام بفهمم و تو این مدت خیلیی باور های خودم کشف کردم)من کلا از بچگی تو زمینه باور فراوانی قوی بودم چون اینجوری تربیت شده بودم که نعمت ها میدونستم به دستم میرسه خیلی راحت ولی چند سال اخیر تو گروهی هایی عضو شدم برای پس انداز که خیلی باور های کمبود بهم القا کرد واقعا تاثیر برنامه های تلویزیونی و این گروه ها باعث شد تو این زمینه ضعیف بشم که باید روی خودم کار کنم )

    فایل مربوط به اینکه شما منزل خانم آمریکایی رفتین واقعا برای من مثل ی جلسه مشاوره بود که نیمه های تاریک من بهم نشون دادن دقیقا دیشب که برای بار سوم اون قسمت دیدم انگار خیلی از باور های قدیمی من فرو ریخت اون جوری که مریم جون در مورد ارتباط با افراد غریبه میگفت با چنان شوقی صحبت میکرد که فهمیدم چه نعمتی را از خودم دریغ کردم اومدم این دنیا که زندگی کنم با آدم ها در ارتباط باشم از تجربه ها استفاده کنم و واقعا چقدر شگفت انگیز آشنا شدن با ادم های جدید و فرهنگ های جدید (منی که فکر میکردم چهار تا ادمی که الان تو زندگی من نیستن دیگه ته دنیاس بابا کلی ادم تو این دنیا هست کلی تجربه خوب در انتظارت کلی باید زندگی کرد مثل اون خانم ٩٠ساله که چه راحت استاد و مریم عزیز به خونشون دعوت کردن)من اینجا خیلییی تئوری مدار ها درک کردم خدای من دیوانه کننده است انقدر این بحث واسم شگفت انگیز که خدا میدونه میدونم آدمی که نیس در مدار من نبوده رفتنی باید بره خیلی راحت تو مدار متفاوتی از من (با درک این مبحث کلا مقایسه بی معنی میشه تو دوست داری ادمی که رفته برگرده ؟معلوم که نه اون واسه گذشته من و من نمیخوام مثل گذشته باشم )میخوام با آدم های جدید رو به رو بشم تجربه های جدید تا اخرین لحظه زندگیم پس ارتباط را ساده بگیرم انقدر باید لیاقتم ببرم بالا که تو مدار آدم های درست قرار بگیرم همه چی از من شروع میشه

    چند روز دوباره اسیر ذهن شدم و اسیر گذشته ولی دیشب اومدم دوباره سفر نامه دیدم کم کم حالم عالی شد تا دیر وقت داشتم بی وقفه میدیدم و نتایج برگشت حال خوب برگشت و اتفاق های خوب …اینو به عنوان رد پا نوشتم تا بدونم مسیر همینه و من فراموش کار نباید این مسیر رها کنم..

    و یکی از مورد های دیگه غلبه بر ترسم برای سفر به تنهایی بود که براش اقدام کردم و بسیار خوشحالم و از خدا میخوام برنامه ریز سفر من باشه به سوی زیبایی ها…

    دارم بر ترس های غلبه میکنم و این خیلی واسم لذت بخش که قدم به قدم دارم جلو میرم نسبت به پارسال که جدی تر از قبل شروع کردم روی خودم کار کردن دیشب با عکس ها تفاوت دیدم که من کلا ی ادم دیگه شدم که هیچ ربطی به گذشته نداره به همین یکسال پیش از نظر ظاهری از نظر خونه که داخلش هستم از نظر مسیر هایی که هدایت شدم که پول بسازم دیشب مونده بودم همه اینا انقدرررر طبیعی اتفاق افتاده بود که من اصلا اگه عکس ها نمیدیدم باور کردنی نبود بدون رنج زیاد کاملا راحت خدایا شکرت این مسیر ادامه دارد ….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
    • -
      مژگان گفته:
      مدت عضویت: 1261 روز

      سلام همخونواده ای عزیزم واقعا عزیزم نه لفظی ممنون که هستین وکامنت میزارین

      خیلی خوشحالم بخاطر این همه پیشرفتتون ودرک مدارها خیلی لذت بردم

      الان با یه عزیزی صحبت میکردم که اگه فلانی با من ارتباط نداره من ناراحت نیستم فقط خواهش میکنم هر وقت به هم زنگ میزنید گوشی رو نیار بگی بخاطر من بیا حالشو بپرس میخواست بحث پیش بیاد اخه طرف اصلا به قانون ومدار واین چیزها اعتقاد نداره بعد به من میگه تو که اینقد وویس استاد گوش میدی ومیخونی تو باید بزرگی کنی منم گفتم دفعه قبل بخاطرت باهاش حرف زدم و اومدم تو اتاقم کامنت ها رو باز کردم وکامنت فوق العاده شما رو دیدم اروم شدم .

      احسنت که اینقدر بازیبا بینی واستفاده درست از قانون تونستین پیشرفت کنید

      انشاالله در پناه دستان قدرتمند صاحب مدارها بتونید به بالاترین مدار وعشق الهی برسین.

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    حامد جان گفته:
    مدت عضویت: 2500 روز

    خدا را شاکرم بابت دستان زیبای خدا

    خدا را شاکرم بابت خلق این ابشار زیبا

    خدا را شاکرم بابت چشمها وگوشهایم که میتوانم این همه زیبایی را بفهمم

    خدا را شاکرم بابت مسیر درستی که در آن قرار گرفتم

    خدا را شاکرم بابت حال خوبم که اینجا بهتر می شود

    خدا را شاکرم بابت این همه فراوانی و نعمت

    خدا را شاکرم بابت این همه عشق

    خدا را شاکرم بابت این هدایت های درست

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: