این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2019/08/abasmanesh-7.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2019-08-09 08:10:202024-07-31 11:45:42سفر به دور آمریکا | قسمت ۳۲
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
بنام خدا که بخشندگیش بی اندازه ومهربانیش همیشگی است
خداوندا … از اینکه مرا هدایت کردی به مسیر کسانی که به انان نعمت دادی از تو بینهایت سپاسگزارم
انان که با مرغان دریایی پرواز کردن وبا صدای جیرجیرکها خابیدن وسپاسگزار بودن انان عاشق بودن .عاشق رفتن و دل سپردن
عاشق حرکت به ان سمت که خدا بگوید
هیچ مقاومتی ندارند پاروها رو کنار گذاشتن واز مسیر زیبا لذت میبرن
انان ما را هم برده اند وما یاد میگیریم چگونه باید زیست. خداوند دارد میگوید ومنم که می نویسم
اینگونه باش همین گونه زندگی باید کرد
باید پاروها را کنار گزاشت وا داد به هر جا میبرد مقصد همان جاست
فایل 26 زیبا ترین فایلی بود که من باش حال کردم
از مسیر لذت بردیم (اگه از زیبایی های کوچکتر لذت ببری زیبایی های بزرگتر را خیلی بهتر درک میکنی )با هم رفتیم توی یک سالن به همه مون دمپایهای مثل هم میدادن که خیلی خوشگل بودن من هنوز درست نمیدونستم که این دمپایها و این پلاستیکا برا چیه ؟!! گفتن بپوش خیس میشی.!
انگار قراره یه جای خیلی خفن بریم
وای خدای من چقدر اینا قشنگه (پلی محکم ساخته اند مسیر ناهموار را به مسیری امن وزیبا تبدیل کرده اند یعنی ما خالقیم) حرکت این ابها روی قلوه سنگها روح ادمو ماساج میده انگار منم که میبینم دوربینی هم در کار نیست بعضی موقع خیس میشم بوی نمو رطوبت همه جا هست خدایا شکرت عظمت این حجم اب راببین همه مردم برای سپاسگذاری امده اند دستم را گاهی به ابهای کناری میزنم خیلی سرده خدای من اونجا رو اونا دوستا منن اون سید حسینه اونم مایک با هم رفتن زیر اب بعضی موقع یه کم سرده ولی خیلی انرزی داره درست در مرکز انرزی ابشار نیاگارا
هستیم اگه یه توربین بزارن جای ما اینقد انرزی میگیره که میتونه یک شهرو برق بده
البته که ادم از خود بیخود میشه عالیه
ما خیس شدیم قطرات خنک ابشار به شدت به صورت ما میزنن ولی فرار نمی کنیم رو به
ابشار می ایستیم چون داریم انرزی میگیریم اونقد انرزی داریم که یک شهرو برق بدیم (اگه باشورو اشتیاق زندگی کنیم اگه سختیها مثل این قطرات اب به صورتمون بخوره ما از زندگیمون لذت می بریم حتی از اون چیزی که مردم سختی می نامند)
استاد عزیزم تو بهترین استاد ورفیقی که داشته ام بوده ای با اینکه استادی اینقد با ما صمیمی و راحتی که برامون شکلک هم در میاری تو خودت هستی خود خودت نه فقط یک استاد که طبق یک اصولی اموزش میده تو ما رو وارد زندگی شخصی خودت کرده ای بدون اینکه بترسی ما تو رو قضاوت کنیم تو رفیقترین استادی هستی که من داشته ام
تو نزدیکترین عضو خانواده منی که اینهمه چیز زیبا داره برای یاد دادن به من
مگه من میتونم الگوی بهتر از تو پیدا کنم من میگفتم کسی رو ندیدم که موفق بشه که منم بش نگاه کنم وموفق بشم
خدایا من از تو سپاسگذارم من اکنون با تو زندگی میکنم من توی یک خانواده موفق دارم زندگی میکنم با هم میخندیم
شکلکو مسغره بازی در میاریم کلی میخندیم ورنگین کمانو به هم نشون میدیم(اگه اززندگیت لذت ببری خداوند تمام زیبایشو بت نشون میده)
ما همگی با هم رفتیم زیر ابشار صدای اب بود انرزی و خدا . اونجا از هرچیز خوب بود وانرزی. از هر چیز مثبت بود. فقط اونجا . فقط خدا بود و صدای اب ومنو تو
ما رفتیم به حیوانات هم غذا دادیم خیلی خوب بود به این پرنده ها به این سنجاب خندیدیم به مایک که باصدای پرندها که زیاد شدن فرار کرد خخخ اخه مایک پرنده است گودزیلا نیست که خیلی با نمکی مایک ولی استاد من خیلی پخته است اگه گودزیلا هم بود نمیترسید چون استاد من نترسیدن رو خوب یاد گرفته نترسیدن ولذت بردن. به عزیز دلت هم خوب یاد داده ای خب ما چرا یاد نگیریم
خدایا از تو بینهایت سپاسگذارم که علاوه بر این همه نعمت به من خانواده ای موفق داده ای که ازشون الگو بگیرم
الگو زندگی من کسیه که دارم باش زندگی میکنم من اونو اینقد میشناسم که خودمو هم نمیشناسم این فوق العاده است دیگه چه بهونه ای میتونم داشته باشم همه چیز محیاست برای زندگی
من می خواستم بدونم اونور دنیا چه خبره یه ادمهایی هستن که مثل خودشونن نه مثل شخصیتهای تو فیلما که کارگردان میگه چکار کنن
اونا دارن زندگی میکنن ازکنارت رد میشن وسلام میکنن من می خواستم اینا رو ببینم من می خواستم بدونم اونور دنیا چه خبره ومن الان اینو دارم خدایا سپاسگذارم…
به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه همراهان و همسفران خوبم، امیدوار م که همانند ابراهیم ما هم بتوانیم نفس خود را به قربانگاه عشق ببریم و قربانی کنیم.
قبل از هر چیز باید صمیمانه از خانم شایسته عزیز تشکر و سپاسگزاری کنم به خاطر اینکه
به راحتی منو به یک سفر باور نکردنی بردندو این همه زیبایی و فراوانی رو به من هدیه کردند. به نظر من شما بسیار هنرمند و فیلم بردار قابلی هستید. کیفیت این سفرنامه مثل فیلمهای مستندی است که با کلی هزینه و پرسنل تهیه میشود، شاید حتی بهتر.
از اولین قسمت این سفرنامه هرشب قبل از خواب با دیدن یکی از قسمتهای آن با حس باورنکردنی و شور شعف میخوابم. بسیار عالیست بسیار.
من از تمام قسمتها بینهایت لذت بردم و می برم. اما در قسمت 16 از دقیقه هشتم بهبعد، تصاویری رو به ما نشان دادید که من به شخصه دیوانه شدم و به خودم گفتم بهشت حتما همینطوره و از خدا خواستم که از نزدیک دیدن این تصاویر رو قسمت من کن. جنگل سر سبز، آهوی زیبا وسط اون همه سر سبزی، پیچکهایی که همه جا رو پوشونده بود. وای خدای من بینظیر بود. واقعا سپاسگزارم از خداوند مهربان به خاطر آشنا شدن با این دیدگاه، با استاد عزیز، خانم شایسته (واقعا شایسته)، مایک عزیز و این همسفرانم. از دوستان عزیزم خواهش میکنم این قسمت رو ی بار دیگه با دقت نگاه کنند و هنر نمایی خداوند در خلق این منظره ها و هنرمندی خانم شایسته عزیز در ثبت این تصاویر رو ببینند. البته قسمت 28 هم که مربوط آبشار نیاگارا ست هم فوق العاده بود. اما تاثیر قسمت 16 برای من خاص بود و هست.
وقتی تو حال خودم هستم و بهشت رو نمیتونم تو ذهنم تصویر کنم به عکسهایی که از این قسمت تهیه کردم نگاه میکنم و در برابر خداوند به خاک می افتم. خدایا سپاسگزارم از این همه نعمت، از این همه فراوانی.
میتونم بگم همه ی این سفر زیبا بود وکلی درس داشت برای من اما چیزی که قطعا در همه ی این سفر نامه جریان داره و به نظر من مهم ترین درس بوده برای من هدایته چیزی که به این سفر روح داده و داره اونو پیش میبره دستان خداوند که داره همه چیو طراحی میکنه و اینو میتونیم توی قسمت 13 وقتی با اون تور اسب سواری روبرو شدیم ببینیم توی قسمت 14 وقتی به صورت معجزه اسا جا برای اروی پیدا کردید ببینیم .ودر قسمت 21 وقتی با اون دوتا خانم دوست داشتنی روبرو شدیم و رفتن به خونشون و هم صحبتی با اونا مثل اینه که یکی داره اون ادمارو میاره توی مسیر تا هر روز این سفر رویایی تر بشه.و در نهایت وقتی میرسیم به قسمت 29 و30 یعنی او صبح و پیاده روی دیدن خانم بورلی که واقعا با او باغچه زیبایی که با عشق خلقش کرده بود فرکانس فوق العاده بهم منتقل کرد و پیشنهاد اون فروشگاهی که زیبایی و صمیمیت و گرماش از پشت تصاویر هم کاملا حس میشد منو عاشق اون زیبایی کرد که مادرشون اون دستشویی طراحی کرده بود یا اون محصولاتی که کاملا خونگی سالم و ساده تهیه شده بود .و خانمی که در مسیر برگشت شمارو رسوند.
به نظر من این سفر از یه نقطه ای شروع شد و هر قسمت فرکانسش و معجزاتش و زیبایش هربار بیشتر و بیشتر شده و انگار که داره تکاملشو طی میکنه هر بار فوق العاده تر میشه .من خودم قست 30 خیلی دوست داشتم اگه قرار باشه فقط یه قسمتو انتخاب کنم و جذابترین درسم برام هدایت شدن و اجازه دادن به خدا تا اون همه کارارو برامون انجام بده و دنبال نشانه ها رفتن و این یعنی معجزه زندگی به سبک خداوند
خدایا بحق ّدوست و خلیل ت حضرت ابراهیم و بردن فرزند خود اسماعیل به قربانگاه و بشارت هدیه الهى که با اون ایمان و یقین دریافت نمودند همگى ما خانواده ى صمیمى عباس منشى رو به جایگاه الهى ت با قربانى کردن انرژى هاى منفى و منیّت ها به باوراسماعیل برسان و بهترین پاداش رو همچنان که به ابراهیم خلیل الله دادى به ما عطا فرما ?
نکته خیلی مهمی که توی سفر را جا انداختم ویا بهتر بگم خواستم توجه همه دوستان بهش باشه اینه که هم استاد و هم خانم شایسته در تمام لحظات سفر بهم دیگه میگن عاشقتم و این برای من واقعا قشنگ بود و الگو گرفتم که در زندگیم به کار ببرم
در پناه الله یکتا شاد ثروتمند وسعادتمند در دنیا اخر ت باشید
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بسیار بسیار مهربون و دوست داشتنی و دلسوز که صداش آنقدر به من آرامش می ده که بعضی وقتها دارم به صحبت هاش گوش می کنم دقت به کلماتی که می شنونم نمی کنم فقط آرامشی که من و فراگرفته وجودم و پر می کنه ????
ابتدا از استاد عزیزم و خانم شایسته که حالا شده یکی از دوستان خوب و جون جونیم بخاطر تمام زحماتی که از ابتدای سفر کنار همه مسئولیت هایی که داشتن در تهیه این فیلم ها برا ما کشیدن ، تشکر و سپاسگزاری کنم واقعا خییییلی برای تمام خانواده عباس منشی ها تلاش کردین و زحمت کشیدین و هنوز هم خسته نشدین و از انرژی و عشق تون برا ادامه سفرنامه کم نشده تا جایی که این انرژی زیاد و این علاقه ، استاد را هم به تعجب وا داشته ????
استاد عزیز وخانم شایسته مهربونم کاشکی نمی گفتین که کدوم قسمت سفرنامه براتون لذتبخش بوده برای اینکه خیلی از ماها از تمام قسمتها هم لذت بردیم هم کلی درسهای آموزنده گرفتیم من که قبل از اینکه مسابقه بذارین بعضی از قسمتها رو چندین بار نگاه می کردم و تقریبا هر روز قسمت ۲۶ آبشار و نگاه می کنم و کلی لذت می برم وقتی که از زیر ابشار فیلم می گیرین انگار منم اونجام و دارم آبشار رو همون جوری از نزدیک می بینم ?????
از زیباییهایی که تو هر قسمت می بینم سیر نمی شم مخصوصا که من علاقه زیادی به آسمون آبی دارم و با دیدن اون از درون احساس شعف می کنم که این صحنه رو در تمام قسمتها می شه دید ????
نمی دونم چی شد وکی این ۳۰ قسمت سفرنامه گدشت و تموم شد ?????
وقتی خواستم جواب مسابقه رو بنویسیم یادم افتاد که قبل از شروع سفر یه فیلمی و استاد به همراه خانم شایسته با موتور از پارادایس و اون باغ زیباشون برا ما گرفتن تو اون فیلم استاد و خانم شایسته به همه جای باغ با موتور رفتن و از زیباییهای اونجا لذت بردن به قول استاد او ن لذت بردن از باغ و اون سپاسگزاری کردن از خداوند باعث شد به زیباییهای بیشتری هدایت بشن و سفر مسحور کننده و جادویی خودرا شروع کنن
قسمتی که برا من جالب بود قسمت ۳۱ بود و درسهای زیادی گرفتم اول از همه اینکه از علاقه و عشق وافر خانم شایسته خیلی لذت بردم که باعث شده حتی نیمه شب هم تا آخرین لحظه که بیدارن فیلم بگیرن و همچنان دنبال زیباییهایی برای نشان دادن به ما و در واقع آموزش دادن بهترین روش زندگی به ما هستن
دوم اینکه از هم صحبتی استاد و خانم شایسته و هم فرکانس بودن آنها خیییییللللی لذت بردم که چگونه با آرامش و زیبایی در دل شب با هم صحبت می کنن
سوم اینه خیلی خیلی خیلی لذت بردم وقتی استاد گفتن ما و ایشون که داریم این فایل و می بینیم هم فرکانسیم وای که چقدر به خودم بالیدم و از خدای خوبم سپاسگزاری کردم
چهارم اینکه سادگی خانم شایسته با اینکه ما هیچکدوم اون و ندیدیم ولی وقتی دستای ایشون و می دیدم (که شاید خندتون بگیره) اینقدر ساده و بی الایش بودن من تحسین شون می کردم شاید می تونست از زیباییهایی که الان خیلی از خانمها خصوصا ایرانی ها دچارش هستن استفاده کنن ولی ترجیح دادن ساده و به قول خودشون رها باشن از هر قید و اسارت دست و پا گیر امروزی
پنجم اینکه از صدق بالحسنی که در فایل گفته شد و همین کلمه من و دیونه خودش کرده و ساعتها و حتی روزها فقط دارم بهش فکر می کنم که تا حالا من کجا بودم و استاد و خانم شایسته کجا هستن و چقدر می شه با قرآن زیبا زندگی کرد و لذت برد بر خلاف آموزش های گذشته ما مسلمانان
ششم اینکه خانم شایسته همیشه به دنبال زیباییهاست و فقط منتظر یک اشاره هست تا دنبالش برن تا استاد گفتن شب زیباست و صدای جیرجیرکها سریعا خانم شایسته به دنبال کشف این زیبایی رفتن چرا که همان صدق بالحسنی سر لوحه زندگی شونه رفتن تو تاریکی به قول خودشون قبلا از تاریکی می ترسیدن ولی حالا نمی ترسن گفتن چون استاد کنارشونه نه منظور این نبود که وجود جسمی استاد بلکه منظور اون فرکانسهایی بود که در کنار استاد از جهان می گیرن و باعث شده دیگه از هیچ چیز نترسن منم تو زندگیم از خیلی چیزها می ترسیدم ولی دارم رو خودم کار می کنم و ان شاالله بر ترسهام غلبه پیدا کنم
هفتم اینکه چراغ قوه آوردن وقتی تو اون تاریکی مطلق چراغ قوه رو روشن کردن و درخت رو دیدن من یاد گرفتم می شه از دل تاریکی ها و ترسها به زیبایهایی رسید می شه ترسها رو به زیبایی تبدیل کرد و لذت برد به شرط اینکه چراغ دل تو روشن کنی و به رب العالمین اعتماد داشته باشی
هشتم اینکه همانطور که در بالا گفتم از ته دلم از صدای دلنشین خانم شایسته خصوصا در آخر این فیلم لذت بردم و بهم آرامش عجیبی داد که واقعا تا حالا تجربش نکرده بودم
در پایان بازم از رب العامین که من و به این خانواده هدایت کرد بسیار سپاسگزارم و همه دوستان و خصوصا استاد عزیزم و خانم شایسته همیشه دوست داشتنی و دلسوز سپاسگزاری می کنم برایتان آرزوی بهترین لحظات و دارم ?????
ما موجودات فرکانسی هستیم هریک از ما در مورد سلامتی و ثروت و معنویت فرکانسی های به جهان هستی ارسال میکنیم و جهان هستی فرکانس ها ما میگیره و نتایج وارد زندگیمون میکنه پس تو جهانی به فرکانس ها ما جواب میده به چیزهای خوب فکر کن چیزهای خوب بخواه و همیشه شاد باش تا شادی بیشتری ببینی
اگر هر روز به چیزهای که فکر می کنی توجه کنی دیگه اتفاقات زندگی تو الله بختکی نمی بینی دیگه ترس نداری حرص نمیزنی اگر هم اتفاق به ظاهر بدی برات رخ داد سریع میگی من به تضاد برخورد کردم پس من این و این میخوام
ب
این جمله که ما موجودات فرکانس هستیم برای خودت تکرار کن تا بتونی با قدرت زندگی تو رقم بزنی
استاد خیلی وقت بود که فایل طولانی نذاشته بودی و کلی از آگاهیهایی که با خانم شایسته دادین لذت بردم
اینکه هنوز خانم شایسته مثل یه شاگرد میشینه کنار شما واقعا جالبه برام ..
به نظر خدای درونم بهترین قسمت این سفر تا اینجا لحظاتی بود که سوار قایق شدین و رفتین زیر آبشار نیاگارا و دلیلی که این احساس رو دارم اینه که اونجا من خودم نبودم واقعا درون من عجیب احساسی بود مثل زمانی که شگفتی کهکشان هارو میبینی یه احساسی مثل قدرت و شعف و بزرگی و اینکه ذهنم دیگه نمیتونست چیزی رو تکذیب کنه و حرفی بزنه خاموش بود و زانو زده بود در برابر این بزرگی و مثل من محو شده بود شکوه عظمت نیاگارا نبود که منو محو کرد قدرتی بود که ذرات آب حس میکردم هماهنگی بود که بین سنگ سخت و آب نرم میدیدم دوستی و سازشی که بین این دو بود و یادآوری میکرد که جهان همین شکلی زیباست و نیازی نیست چیزی حذف بشه تا چیز دیگه ای زیبا به نظر برسه همه تضاد ها در کنار هم خالق زیبایی هستند پرندگانی که درحال پرواز بودن حتما میتونستن جاهای دیگه ای هم پرواز کنن ولی میدونم که اونا هم مثل من داشتن لذت میبردن از قدرت پروردگارشون با شکوه و با اقتدار پرواز میکردن،نیاگارا هم مهربون بود هم خشن و بی تاب با قدرت میریخت پایین و وقتی به سنگها برخورد میکرد آروم میشدو به مسیرش ادامه میداد انگار خدا خوب بهش یاد داده چجوری با مشکلات برخورد کنه ،آدمهایی که بالای آبشار بودن این حسو بهم دادن که یه آدم چجوری میتونه با قدرت انتخابش از کجا به کجا برسه و چجوری میتونه با توکل زندگیشو از این رو به اون رو بکنه تا چند لحظه قبل شما اون بالا بودین و داشتین پایین رو نگاه میکردین ولی همین که تصمیم گرفتین رفتین پایین و دیگه به اون منطقه امن نچسبیدین ولی خیلی ها اون بالا بودن که احتمالا چندین سال تا لبه اون پرتگاه اومدن و همیشه ترس به همراه حسرت تجربه پایین آبشار همراهشونه …
خدا داره حرف میزنه با زبان نیاگارا با زبان سنگها با زبان پرندگان میگه جاری باش غرش کن بشکاف و برو جلو سنگ باش در برابر مشکلات و از جات تکون نخور حتی یک سانت هم به عقب نرو پرواز کن مثل پردنده ها و نیگارارو تماشا کن که چجوری با عظمتش کل دنیارو وادار کرده از دورو نزدیک بیان تماشا تا بفهمن که (ای قوم به حج رفته کجایید معشوق همینجاست بیایید)باید برگردن به درونشون به اصلشون به سازنده نیاگارا …
کیست این پنهان مرا در جان و تن
کز زبان من همی گوید سخن
این که گوید از لب من راز کیست
بنگرید این صاحب آواز کیست
انگار نیگارا داشت باهام حرف میزد و منو وادار میکردم به حرفهاش گوش کنم..
شماهم با دیدن نیگارا تو لحظه ساکن شدید ؟
انرژی که سرتاسر وجودتونو گرفته بود بدنتو گرم کرد؟
احساس رهایی و سبکی بهتون دست داد؟
شما هم مثل من چشماتونو بستین و خلأ احساس کردین ؟
من که احساس نابی داشتم احساس اتصال احساس خدایی ..
دوستان من که از نزدیک این صحنه رو دیدید دمتون گرم که چشماتون اینقدر زیبایی دیده دیگه عادت کرده و نمیتونه چیزه دیگه ای ببینه ..
خدایا چشمان منو به دیدن این زیبایی ها بیشتر عادت بده…
سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته دوست داشتنی واعضای محترم سایت، ورودم ب سایت و همراه شدن با آموزه های استاد رو از هدایت پروردگارم ب مسیر درست دارم و هرروز بابتش هزاران بار سپاسگزارم ، این روزها حالم بهتر از قبل و تمام سعی وتلاشم دراینه هرآنچه ک میآموزم درزندگی عملی کنم ،از توجه ب نکات مثبت توکل و ایمان واقعی، هدایت و….
از شروع سفرنامه هر روز مشتاقانه منتظر دیدن فایل جدید بودم وهر بار سپاسگزار خانم شایسته عزیزم بابت این لطف و محبت
هر قسمت ب نحوی تاثیر مثبت داشت برای من آگاهی جدید باوری جدید نگرش جدید
مخصوصا قسمت 25،26،27 درمورد آبشار نیاگارا
این آبشار عظیم باوسعت بینظیرش آنچنان مرا مات ومبهوت خود کرده بود که اشک از چشمانم سرازیر شد وقلبم به شدت میتپید هیجان و لذت زیادی از تماشای تصاویر میبردم ،آرزوی بودن در اونجا رو زندگی کردم ، اون مسیر فوقالعاده آسمان آبی رنگ ابرهای سفید وچشم نواز اون سرسبزی و طراوت اطراف ابشار آدمایی با نژادهای مختلف که از جای جای جهان برای دیدن این شاهکار زیبای خداوند آمده بودند ،عظمت و بزرگی ابشار که غیر قابل توصیف بود، صخره هاو سنگ هایی که در مسیر آب محکم واستوار تن درآب زلال می شستند، وبا آب های زلال وخروشان دست وپنجه نرم میکردند ،قطرات آب ک در هوا پخش میشدند و مثل ابری متراکم از اب بودند وهیجان و لذتی که آدما از روب رویی با این شاهکار دست خداوند داشتند اون رنگین کمان فوقالعاده زیبا که هرازگاهی خودنمایی میکرد و دل بینندگان خودش رو مملواز عشق و لذت میکرد،صدای قطرات آب که به بلندگوی دوربین میخورد انگار ک روی صورت من مینشست وبیشتروبیشتر منو غرق در تصویر سازی میکرد ، اون راه های چوبی که مارو هدایت میکرد به زیر آبشار و لمس هرچه بیشتر این جریان عظیم و باشکوه ،تماشای این آبشار بینهایت تماشایی از زوایای مختلف که از هر طرف زیباتر وباشکوهتر رخ مینمود ، دیدن این همه نعمت و فراوانی در یکجا ، جدا شدن دوکشور با چنین مرزی متفاوت و جالب توجه ، دست در دست بودن طبیعت زیبا و تکنولوژی به فاصله خیلی کم ،در یک طرف شاهکار خلقت خداوند بزرگ و در طرف دیگر ساختمان های باشکوه ساخته دست انسان ،چ زیباست این خلقت وخلق کردن ، اون سنجاب سیاه بامزه و غذا خوردنش از دست استاد ، تعریفی ها زیاد و وقت کم ، اگر بخوام بگم چندین صفحه باید بنویسم از این همه زیبایی ، من خوب یادگرفتم تمرکز روی نکات مثبت رو ، رها شدن در دستان خداوند ،توکل و اعتماد ب هدایت خداوند، لذت بردن از لحظه به لحظه زندگی ، بی تفاوت بودن نسبت به حرف و نظر دیگران و تمرکز در لذت بردن از لحظه ، امیدوار بودن و این که خداوند مثل همیشه منو هدایت میکنه به بهترین مسیر ، همونطور ک تا این لحظه هدایتم کرده ،
استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی بازهم سپاسگزار شما هستم بابت تک تک محبت های شما و همچنین سپاسگزار خداوند عزیزم بابت آشنایی با شما عزیزان
من حدوداً یک و ماه و نیم هست که بطور جدی روی خودم کار می کنم که همزمان شده است با فایل های سفرنامه که واقعاً کیفیت زندگی و انگیزه ام برای حرکت مصمم تر را صد چندان کرده است. برای اولین بار است که مفاهیم را بخوبی دارم درک می کنم و چراغ هایی در ذهنم روشن می شود انگار وارد دنیای جدیدی شده ام و معنای زندگی تغییر کرده است و چه آرام و عمیق شده ام. دیگر وقایع، آدم ها و … برایم معنای دیگری دارند، فقط دارم با تمام وجود و احساس زندگی جدید را تجربه می کنم در سکوت و با تمرکز دیگر از تلاش برای انتقال مفاهیم به دیگران و متقاعد کردن ذهن منطقی آنها و خودم دست کشیده ام و این کار چقدر سرعت تکاملم را افزایش داده است و همین طور اتفاقات همزمان روی می دهد و عالی ترین مفاهیم از طرق مختلف بدستم می رسد و شور و هیجان غیر قابل وصفی را در درونم شعله ور می سازد. الآن تازه معنای حرف های استاد را متوجه می شوم: ایمان، اهمیت تمرکز بر نکات مثبت، با خود در صلح بودن، خلاق بودن، خود به خود همه چیز درست می شود، خلاق بودن، تمرکز بر خواسته از طریق کنترل کانون توجه، ماندن در احساس خوب و … گویی تازه متولد شده ام و امیدوارم با همین انرژی بتوانم در عمل پیاده سازم و به مرحله خلق در دنیای بیرون و شکوفایی برسم. بیشترین انگیزه ای که از فایل های سفرنامه گرفتم قسمت27 بود. گویی قسمتهای قبل مقدمه ای و تکاملی برای آماده شدن جهت درک کامل این قسمت بود و از طریق تمرکز بر نکات مثبت و رها بودن و خود را به هدایت الهی سپردن و با شور و هیجان در لحظه حال زندگی کردن و تصدیق نعمت های خداوند و سپاسگذاری می توان لیاقت کسب نمود و شکوه و عظمت آبشار و لحظه لبریز شدن را با تمام وجود احساس نمود و چه صلابت و متانت بی نظیری را شاهد بودم و مرحله اوج و کمال یک پدیده را درک کردم. و این مفهوم را برایم تداعی می کند که وقتی مراحل تکامل را طی می کنی و در مدار دلخواه تثبیت می شوی زمان سرازیر شدن فرا می رسد و چه شکوهمند است لحظه ای که در اوج اقتدار و پیروزی هستی و از هرگونه عامل بیرونی و درونی رها می شوی ، خالص و ناب می شوی، دیگر لایق سده ای و زمان آن است که پرواز شکوهمندانه ات را شروع کنی و جاری شوی. در فاصله کمی از لبریز شدن چه آرام و روان و همچنان پرتوان و پرانرژی به حرکت خود ادامه می دهد و چه آسان و راحت از میان سنگها و موانع عبور می کند و جریان عظیمی از رحمت و برکت را به راه می اندازدو خاصیت آهنربایی پیدا می کند و افراد زیادی را به سمت خود جذب می کند تا شکوه این عظمت را از نزدیک نظاره گر باشند و روح و جانشان را صیقل داده و جریانی از امواج عشق و مثبت را در درون خود جاری سازند و همواره آن را انتشار داده و در کل دنیا منعکس سازند.خدایا بینهایت از تو سپاسگذارم که من را در مسیر تشعشع این امواج خروشان عشق قرار دادی و تجربه لبریز شدن و جاری شدن را چشاندی و قلبم را محکم ساختی و حاضرم بهای درک آن لحظه شکوهمند را تمام و کمال بپردازم و چه لذت بخش است آن زمان که پر می شوی و نماد خدا، عظمت و لیاقت می شوی، اوج می گیری نماد عظمت یک کشور می شوی و همه به سمت تو جذب می شوند و می خواهند آن لحظات بی نظیر را با دوربین ثبت و ضبط کنند یا بر بوم نقاشی به تصویر بکشند و با تمام حواس شان و از ابعاد مختلف آن را تجربه کنند. خدایا بینهایت از تو سپاسگزارم و از استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و مایک عزیز که دستانی از خداوند مهربان شدند برای قرار دادن ما در این مسیر بسیار زیبا و شگفت انگیز. به امید روزی که همه ی ما لحظه سرازیر شدن و جاری شدن را تجربه کنیم.
بنام خدا که بخشندگیش بی اندازه ومهربانیش همیشگی است
خداوندا … از اینکه مرا هدایت کردی به مسیر کسانی که به انان نعمت دادی از تو بینهایت سپاسگزارم
انان که با مرغان دریایی پرواز کردن وبا صدای جیرجیرکها خابیدن وسپاسگزار بودن انان عاشق بودن .عاشق رفتن و دل سپردن
عاشق حرکت به ان سمت که خدا بگوید
هیچ مقاومتی ندارند پاروها رو کنار گذاشتن واز مسیر زیبا لذت میبرن
انان ما را هم برده اند وما یاد میگیریم چگونه باید زیست. خداوند دارد میگوید ومنم که می نویسم
اینگونه باش همین گونه زندگی باید کرد
باید پاروها را کنار گزاشت وا داد به هر جا میبرد مقصد همان جاست
فایل 26 زیبا ترین فایلی بود که من باش حال کردم
از مسیر لذت بردیم (اگه از زیبایی های کوچکتر لذت ببری زیبایی های بزرگتر را خیلی بهتر درک میکنی )با هم رفتیم توی یک سالن به همه مون دمپایهای مثل هم میدادن که خیلی خوشگل بودن من هنوز درست نمیدونستم که این دمپایها و این پلاستیکا برا چیه ؟!! گفتن بپوش خیس میشی.!
انگار قراره یه جای خیلی خفن بریم
وای خدای من چقدر اینا قشنگه (پلی محکم ساخته اند مسیر ناهموار را به مسیری امن وزیبا تبدیل کرده اند یعنی ما خالقیم) حرکت این ابها روی قلوه سنگها روح ادمو ماساج میده انگار منم که میبینم دوربینی هم در کار نیست بعضی موقع خیس میشم بوی نمو رطوبت همه جا هست خدایا شکرت عظمت این حجم اب راببین همه مردم برای سپاسگذاری امده اند دستم را گاهی به ابهای کناری میزنم خیلی سرده خدای من اونجا رو اونا دوستا منن اون سید حسینه اونم مایک با هم رفتن زیر اب بعضی موقع یه کم سرده ولی خیلی انرزی داره درست در مرکز انرزی ابشار نیاگارا
هستیم اگه یه توربین بزارن جای ما اینقد انرزی میگیره که میتونه یک شهرو برق بده
البته که ادم از خود بیخود میشه عالیه
ما خیس شدیم قطرات خنک ابشار به شدت به صورت ما میزنن ولی فرار نمی کنیم رو به
ابشار می ایستیم چون داریم انرزی میگیریم اونقد انرزی داریم که یک شهرو برق بدیم (اگه باشورو اشتیاق زندگی کنیم اگه سختیها مثل این قطرات اب به صورتمون بخوره ما از زندگیمون لذت می بریم حتی از اون چیزی که مردم سختی می نامند)
استاد عزیزم تو بهترین استاد ورفیقی که داشته ام بوده ای با اینکه استادی اینقد با ما صمیمی و راحتی که برامون شکلک هم در میاری تو خودت هستی خود خودت نه فقط یک استاد که طبق یک اصولی اموزش میده تو ما رو وارد زندگی شخصی خودت کرده ای بدون اینکه بترسی ما تو رو قضاوت کنیم تو رفیقترین استادی هستی که من داشته ام
تو نزدیکترین عضو خانواده منی که اینهمه چیز زیبا داره برای یاد دادن به من
مگه من میتونم الگوی بهتر از تو پیدا کنم من میگفتم کسی رو ندیدم که موفق بشه که منم بش نگاه کنم وموفق بشم
خدایا من از تو سپاسگذارم من اکنون با تو زندگی میکنم من توی یک خانواده موفق دارم زندگی میکنم با هم میخندیم
شکلکو مسغره بازی در میاریم کلی میخندیم ورنگین کمانو به هم نشون میدیم(اگه اززندگیت لذت ببری خداوند تمام زیبایشو بت نشون میده)
ما همگی با هم رفتیم زیر ابشار صدای اب بود انرزی و خدا . اونجا از هرچیز خوب بود وانرزی. از هر چیز مثبت بود. فقط اونجا . فقط خدا بود و صدای اب ومنو تو
ما رفتیم به حیوانات هم غذا دادیم خیلی خوب بود به این پرنده ها به این سنجاب خندیدیم به مایک که باصدای پرندها که زیاد شدن فرار کرد خخخ اخه مایک پرنده است گودزیلا نیست که خیلی با نمکی مایک ولی استاد من خیلی پخته است اگه گودزیلا هم بود نمیترسید چون استاد من نترسیدن رو خوب یاد گرفته نترسیدن ولذت بردن. به عزیز دلت هم خوب یاد داده ای خب ما چرا یاد نگیریم
خدایا از تو بینهایت سپاسگذارم که علاوه بر این همه نعمت به من خانواده ای موفق داده ای که ازشون الگو بگیرم
الگو زندگی من کسیه که دارم باش زندگی میکنم من اونو اینقد میشناسم که خودمو هم نمیشناسم این فوق العاده است دیگه چه بهونه ای میتونم داشته باشم همه چیز محیاست برای زندگی
من می خواستم بدونم اونور دنیا چه خبره یه ادمهایی هستن که مثل خودشونن نه مثل شخصیتهای تو فیلما که کارگردان میگه چکار کنن
اونا دارن زندگی میکنن ازکنارت رد میشن وسلام میکنن من می خواستم اینا رو ببینم من می خواستم بدونم اونور دنیا چه خبره ومن الان اینو دارم خدایا سپاسگذارم…
با سلام و درود و تبریک بمناسبت عید قربان
به استاد عزیز و خانم شایسته گرامی و همه همراهان و همسفران خوبم، امیدوار م که همانند ابراهیم ما هم بتوانیم نفس خود را به قربانگاه عشق ببریم و قربانی کنیم.
قبل از هر چیز باید صمیمانه از خانم شایسته عزیز تشکر و سپاسگزاری کنم به خاطر اینکه
به راحتی منو به یک سفر باور نکردنی بردندو این همه زیبایی و فراوانی رو به من هدیه کردند. به نظر من شما بسیار هنرمند و فیلم بردار قابلی هستید. کیفیت این سفرنامه مثل فیلمهای مستندی است که با کلی هزینه و پرسنل تهیه میشود، شاید حتی بهتر.
از اولین قسمت این سفرنامه هرشب قبل از خواب با دیدن یکی از قسمتهای آن با حس باورنکردنی و شور شعف میخوابم. بسیار عالیست بسیار.
من از تمام قسمتها بینهایت لذت بردم و می برم. اما در قسمت 16 از دقیقه هشتم بهبعد، تصاویری رو به ما نشان دادید که من به شخصه دیوانه شدم و به خودم گفتم بهشت حتما همینطوره و از خدا خواستم که از نزدیک دیدن این تصاویر رو قسمت من کن. جنگل سر سبز، آهوی زیبا وسط اون همه سر سبزی، پیچکهایی که همه جا رو پوشونده بود. وای خدای من بینظیر بود. واقعا سپاسگزارم از خداوند مهربان به خاطر آشنا شدن با این دیدگاه، با استاد عزیز، خانم شایسته (واقعا شایسته)، مایک عزیز و این همسفرانم. از دوستان عزیزم خواهش میکنم این قسمت رو ی بار دیگه با دقت نگاه کنند و هنر نمایی خداوند در خلق این منظره ها و هنرمندی خانم شایسته عزیز در ثبت این تصاویر رو ببینند. البته قسمت 28 هم که مربوط آبشار نیاگارا ست هم فوق العاده بود. اما تاثیر قسمت 16 برای من خاص بود و هست.
وقتی تو حال خودم هستم و بهشت رو نمیتونم تو ذهنم تصویر کنم به عکسهایی که از این قسمت تهیه کردم نگاه میکنم و در برابر خداوند به خاک می افتم. خدایا سپاسگزارم از این همه نعمت، از این همه فراوانی.
سلام خدمت همه ی دوستان و خانواده بزرگ عباسمنش
میتونم بگم همه ی این سفر زیبا بود وکلی درس داشت برای من اما چیزی که قطعا در همه ی این سفر نامه جریان داره و به نظر من مهم ترین درس بوده برای من هدایته چیزی که به این سفر روح داده و داره اونو پیش میبره دستان خداوند که داره همه چیو طراحی میکنه و اینو میتونیم توی قسمت 13 وقتی با اون تور اسب سواری روبرو شدیم ببینیم توی قسمت 14 وقتی به صورت معجزه اسا جا برای اروی پیدا کردید ببینیم .ودر قسمت 21 وقتی با اون دوتا خانم دوست داشتنی روبرو شدیم و رفتن به خونشون و هم صحبتی با اونا مثل اینه که یکی داره اون ادمارو میاره توی مسیر تا هر روز این سفر رویایی تر بشه.و در نهایت وقتی میرسیم به قسمت 29 و30 یعنی او صبح و پیاده روی دیدن خانم بورلی که واقعا با او باغچه زیبایی که با عشق خلقش کرده بود فرکانس فوق العاده بهم منتقل کرد و پیشنهاد اون فروشگاهی که زیبایی و صمیمیت و گرماش از پشت تصاویر هم کاملا حس میشد منو عاشق اون زیبایی کرد که مادرشون اون دستشویی طراحی کرده بود یا اون محصولاتی که کاملا خونگی سالم و ساده تهیه شده بود .و خانمی که در مسیر برگشت شمارو رسوند.
به نظر من این سفر از یه نقطه ای شروع شد و هر قسمت فرکانسش و معجزاتش و زیبایش هربار بیشتر و بیشتر شده و انگار که داره تکاملشو طی میکنه هر بار فوق العاده تر میشه .من خودم قست 30 خیلی دوست داشتم اگه قرار باشه فقط یه قسمتو انتخاب کنم و جذابترین درسم برام هدایت شدن و اجازه دادن به خدا تا اون همه کارارو برامون انجام بده و دنبال نشانه ها رفتن و این یعنی معجزه زندگی به سبک خداوند
شاد باشید و در مسیر
عید
قربان
بر همه ى عزیزان
مبارک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ??? ? ? ?
اوّلین سال تولّدم
خرید محصولات
استاد عزیزم
مبارک ک ک ک ک ک ک ک ک ک ????? ???? ? ?
نوشتم سفرنامه ى ٣١ روز را در مسیر ?
به سالى که تولّد نمودم با سفیر ?
سفیر م همه عشق و عشق و ایمان و یقین ?
همه آشنایى با توحید ناب و غرق ِربّ العالمین ?
دگر مریم ِ پرى رو و شایسته و مایک ناز ?
که هر یک از این هم قطاران بُوَنند رمز و راز ?
خدایا شکرررررت ? که مرا هدایت نمودى به این وادى??
خدایا بحق ّدوست و خلیل ت حضرت ابراهیم و بردن فرزند خود اسماعیل به قربانگاه و بشارت هدیه الهى که با اون ایمان و یقین دریافت نمودند همگى ما خانواده ى صمیمى عباس منشى رو به جایگاه الهى ت با قربانى کردن انرژى هاى منفى و منیّت ها به باوراسماعیل برسان و بهترین پاداش رو همچنان که به ابراهیم خلیل الله دادى به ما عطا فرما ?
دوستون دارم خیلییییییییییییییییییسسى ?
خدارو شکر که دارمتون ?
سلام مجدد به همه دوستان
نکته خیلی مهمی که توی سفر را جا انداختم ویا بهتر بگم خواستم توجه همه دوستان بهش باشه اینه که هم استاد و هم خانم شایسته در تمام لحظات سفر بهم دیگه میگن عاشقتم و این برای من واقعا قشنگ بود و الگو گرفتم که در زندگیم به کار ببرم
در پناه الله یکتا شاد ثروتمند وسعادتمند در دنیا اخر ت باشید
سلام به قول مایک سللللللام به بینندگان عزیز ????
سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته بسیار بسیار مهربون و دوست داشتنی و دلسوز که صداش آنقدر به من آرامش می ده که بعضی وقتها دارم به صحبت هاش گوش می کنم دقت به کلماتی که می شنونم نمی کنم فقط آرامشی که من و فراگرفته وجودم و پر می کنه ????
ابتدا از استاد عزیزم و خانم شایسته که حالا شده یکی از دوستان خوب و جون جونیم بخاطر تمام زحماتی که از ابتدای سفر کنار همه مسئولیت هایی که داشتن در تهیه این فیلم ها برا ما کشیدن ، تشکر و سپاسگزاری کنم واقعا خییییلی برای تمام خانواده عباس منشی ها تلاش کردین و زحمت کشیدین و هنوز هم خسته نشدین و از انرژی و عشق تون برا ادامه سفرنامه کم نشده تا جایی که این انرژی زیاد و این علاقه ، استاد را هم به تعجب وا داشته ????
استاد عزیز وخانم شایسته مهربونم کاشکی نمی گفتین که کدوم قسمت سفرنامه براتون لذتبخش بوده برای اینکه خیلی از ماها از تمام قسمتها هم لذت بردیم هم کلی درسهای آموزنده گرفتیم من که قبل از اینکه مسابقه بذارین بعضی از قسمتها رو چندین بار نگاه می کردم و تقریبا هر روز قسمت ۲۶ آبشار و نگاه می کنم و کلی لذت می برم وقتی که از زیر ابشار فیلم می گیرین انگار منم اونجام و دارم آبشار رو همون جوری از نزدیک می بینم ?????
از زیباییهایی که تو هر قسمت می بینم سیر نمی شم مخصوصا که من علاقه زیادی به آسمون آبی دارم و با دیدن اون از درون احساس شعف می کنم که این صحنه رو در تمام قسمتها می شه دید ????
نمی دونم چی شد وکی این ۳۰ قسمت سفرنامه گدشت و تموم شد ?????
وقتی خواستم جواب مسابقه رو بنویسیم یادم افتاد که قبل از شروع سفر یه فیلمی و استاد به همراه خانم شایسته با موتور از پارادایس و اون باغ زیباشون برا ما گرفتن تو اون فیلم استاد و خانم شایسته به همه جای باغ با موتور رفتن و از زیباییهای اونجا لذت بردن به قول استاد او ن لذت بردن از باغ و اون سپاسگزاری کردن از خداوند باعث شد به زیباییهای بیشتری هدایت بشن و سفر مسحور کننده و جادویی خودرا شروع کنن
قسمتی که برا من جالب بود قسمت ۳۱ بود و درسهای زیادی گرفتم اول از همه اینکه از علاقه و عشق وافر خانم شایسته خیلی لذت بردم که باعث شده حتی نیمه شب هم تا آخرین لحظه که بیدارن فیلم بگیرن و همچنان دنبال زیباییهایی برای نشان دادن به ما و در واقع آموزش دادن بهترین روش زندگی به ما هستن
دوم اینکه از هم صحبتی استاد و خانم شایسته و هم فرکانس بودن آنها خیییییللللی لذت بردم که چگونه با آرامش و زیبایی در دل شب با هم صحبت می کنن
سوم اینه خیلی خیلی خیلی لذت بردم وقتی استاد گفتن ما و ایشون که داریم این فایل و می بینیم هم فرکانسیم وای که چقدر به خودم بالیدم و از خدای خوبم سپاسگزاری کردم
چهارم اینکه سادگی خانم شایسته با اینکه ما هیچکدوم اون و ندیدیم ولی وقتی دستای ایشون و می دیدم (که شاید خندتون بگیره) اینقدر ساده و بی الایش بودن من تحسین شون می کردم شاید می تونست از زیباییهایی که الان خیلی از خانمها خصوصا ایرانی ها دچارش هستن استفاده کنن ولی ترجیح دادن ساده و به قول خودشون رها باشن از هر قید و اسارت دست و پا گیر امروزی
پنجم اینکه از صدق بالحسنی که در فایل گفته شد و همین کلمه من و دیونه خودش کرده و ساعتها و حتی روزها فقط دارم بهش فکر می کنم که تا حالا من کجا بودم و استاد و خانم شایسته کجا هستن و چقدر می شه با قرآن زیبا زندگی کرد و لذت برد بر خلاف آموزش های گذشته ما مسلمانان
ششم اینکه خانم شایسته همیشه به دنبال زیباییهاست و فقط منتظر یک اشاره هست تا دنبالش برن تا استاد گفتن شب زیباست و صدای جیرجیرکها سریعا خانم شایسته به دنبال کشف این زیبایی رفتن چرا که همان صدق بالحسنی سر لوحه زندگی شونه رفتن تو تاریکی به قول خودشون قبلا از تاریکی می ترسیدن ولی حالا نمی ترسن گفتن چون استاد کنارشونه نه منظور این نبود که وجود جسمی استاد بلکه منظور اون فرکانسهایی بود که در کنار استاد از جهان می گیرن و باعث شده دیگه از هیچ چیز نترسن منم تو زندگیم از خیلی چیزها می ترسیدم ولی دارم رو خودم کار می کنم و ان شاالله بر ترسهام غلبه پیدا کنم
هفتم اینکه چراغ قوه آوردن وقتی تو اون تاریکی مطلق چراغ قوه رو روشن کردن و درخت رو دیدن من یاد گرفتم می شه از دل تاریکی ها و ترسها به زیبایهایی رسید می شه ترسها رو به زیبایی تبدیل کرد و لذت برد به شرط اینکه چراغ دل تو روشن کنی و به رب العالمین اعتماد داشته باشی
هشتم اینکه همانطور که در بالا گفتم از ته دلم از صدای دلنشین خانم شایسته خصوصا در آخر این فیلم لذت بردم و بهم آرامش عجیبی داد که واقعا تا حالا تجربش نکرده بودم
در پایان بازم از رب العامین که من و به این خانواده هدایت کرد بسیار سپاسگزارم و همه دوستان و خصوصا استاد عزیزم و خانم شایسته همیشه دوست داشتنی و دلسوز سپاسگزاری می کنم برایتان آرزوی بهترین لحظات و دارم ?????
ما موجودات فرکانسی هستیم هریک از ما در مورد سلامتی و ثروت و معنویت فرکانسی های به جهان هستی ارسال میکنیم و جهان هستی فرکانس ها ما میگیره و نتایج وارد زندگیمون میکنه پس تو جهانی به فرکانس ها ما جواب میده به چیزهای خوب فکر کن چیزهای خوب بخواه و همیشه شاد باش تا شادی بیشتری ببینی
اگر هر روز به چیزهای که فکر می کنی توجه کنی دیگه اتفاقات زندگی تو الله بختکی نمی بینی دیگه ترس نداری حرص نمیزنی اگر هم اتفاق به ظاهر بدی برات رخ داد سریع میگی من به تضاد برخورد کردم پس من این و این میخوام
ب
این جمله که ما موجودات فرکانس هستیم برای خودت تکرار کن تا بتونی با قدرت زندگی تو رقم بزنی
خدایا شکرت که همیشه هدایتم میکنی
این متن برای خودم نوشتم که بهم یاد آوری بشه
به نام خداوند بخشنده مهربان
استاد خیلی وقت بود که فایل طولانی نذاشته بودی و کلی از آگاهیهایی که با خانم شایسته دادین لذت بردم
اینکه هنوز خانم شایسته مثل یه شاگرد میشینه کنار شما واقعا جالبه برام ..
به نظر خدای درونم بهترین قسمت این سفر تا اینجا لحظاتی بود که سوار قایق شدین و رفتین زیر آبشار نیاگارا و دلیلی که این احساس رو دارم اینه که اونجا من خودم نبودم واقعا درون من عجیب احساسی بود مثل زمانی که شگفتی کهکشان هارو میبینی یه احساسی مثل قدرت و شعف و بزرگی و اینکه ذهنم دیگه نمیتونست چیزی رو تکذیب کنه و حرفی بزنه خاموش بود و زانو زده بود در برابر این بزرگی و مثل من محو شده بود شکوه عظمت نیاگارا نبود که منو محو کرد قدرتی بود که ذرات آب حس میکردم هماهنگی بود که بین سنگ سخت و آب نرم میدیدم دوستی و سازشی که بین این دو بود و یادآوری میکرد که جهان همین شکلی زیباست و نیازی نیست چیزی حذف بشه تا چیز دیگه ای زیبا به نظر برسه همه تضاد ها در کنار هم خالق زیبایی هستند پرندگانی که درحال پرواز بودن حتما میتونستن جاهای دیگه ای هم پرواز کنن ولی میدونم که اونا هم مثل من داشتن لذت میبردن از قدرت پروردگارشون با شکوه و با اقتدار پرواز میکردن،نیاگارا هم مهربون بود هم خشن و بی تاب با قدرت میریخت پایین و وقتی به سنگها برخورد میکرد آروم میشدو به مسیرش ادامه میداد انگار خدا خوب بهش یاد داده چجوری با مشکلات برخورد کنه ،آدمهایی که بالای آبشار بودن این حسو بهم دادن که یه آدم چجوری میتونه با قدرت انتخابش از کجا به کجا برسه و چجوری میتونه با توکل زندگیشو از این رو به اون رو بکنه تا چند لحظه قبل شما اون بالا بودین و داشتین پایین رو نگاه میکردین ولی همین که تصمیم گرفتین رفتین پایین و دیگه به اون منطقه امن نچسبیدین ولی خیلی ها اون بالا بودن که احتمالا چندین سال تا لبه اون پرتگاه اومدن و همیشه ترس به همراه حسرت تجربه پایین آبشار همراهشونه …
خدا داره حرف میزنه با زبان نیاگارا با زبان سنگها با زبان پرندگان میگه جاری باش غرش کن بشکاف و برو جلو سنگ باش در برابر مشکلات و از جات تکون نخور حتی یک سانت هم به عقب نرو پرواز کن مثل پردنده ها و نیگارارو تماشا کن که چجوری با عظمتش کل دنیارو وادار کرده از دورو نزدیک بیان تماشا تا بفهمن که (ای قوم به حج رفته کجایید معشوق همینجاست بیایید)باید برگردن به درونشون به اصلشون به سازنده نیاگارا …
کیست این پنهان مرا در جان و تن
کز زبان من همی گوید سخن
این که گوید از لب من راز کیست
بنگرید این صاحب آواز کیست
انگار نیگارا داشت باهام حرف میزد و منو وادار میکردم به حرفهاش گوش کنم..
شماهم با دیدن نیگارا تو لحظه ساکن شدید ؟
انرژی که سرتاسر وجودتونو گرفته بود بدنتو گرم کرد؟
احساس رهایی و سبکی بهتون دست داد؟
شما هم مثل من چشماتونو بستین و خلأ احساس کردین ؟
من که احساس نابی داشتم احساس اتصال احساس خدایی ..
دوستان من که از نزدیک این صحنه رو دیدید دمتون گرم که چشماتون اینقدر زیبایی دیده دیگه عادت کرده و نمیتونه چیزه دیگه ای ببینه ..
خدایا چشمان منو به دیدن این زیبایی ها بیشتر عادت بده…
شاد باشید
سلام وعرض ادب خدمت استاد عزیزم وخانم شایسته دوست داشتنی واعضای محترم سایت، ورودم ب سایت و همراه شدن با آموزه های استاد رو از هدایت پروردگارم ب مسیر درست دارم و هرروز بابتش هزاران بار سپاسگزارم ، این روزها حالم بهتر از قبل و تمام سعی وتلاشم دراینه هرآنچه ک میآموزم درزندگی عملی کنم ،از توجه ب نکات مثبت توکل و ایمان واقعی، هدایت و….
از شروع سفرنامه هر روز مشتاقانه منتظر دیدن فایل جدید بودم وهر بار سپاسگزار خانم شایسته عزیزم بابت این لطف و محبت
هر قسمت ب نحوی تاثیر مثبت داشت برای من آگاهی جدید باوری جدید نگرش جدید
مخصوصا قسمت 25،26،27 درمورد آبشار نیاگارا
این آبشار عظیم باوسعت بینظیرش آنچنان مرا مات ومبهوت خود کرده بود که اشک از چشمانم سرازیر شد وقلبم به شدت میتپید هیجان و لذت زیادی از تماشای تصاویر میبردم ،آرزوی بودن در اونجا رو زندگی کردم ، اون مسیر فوقالعاده آسمان آبی رنگ ابرهای سفید وچشم نواز اون سرسبزی و طراوت اطراف ابشار آدمایی با نژادهای مختلف که از جای جای جهان برای دیدن این شاهکار زیبای خداوند آمده بودند ،عظمت و بزرگی ابشار که غیر قابل توصیف بود، صخره هاو سنگ هایی که در مسیر آب محکم واستوار تن درآب زلال می شستند، وبا آب های زلال وخروشان دست وپنجه نرم میکردند ،قطرات آب ک در هوا پخش میشدند و مثل ابری متراکم از اب بودند وهیجان و لذتی که آدما از روب رویی با این شاهکار دست خداوند داشتند اون رنگین کمان فوقالعاده زیبا که هرازگاهی خودنمایی میکرد و دل بینندگان خودش رو مملواز عشق و لذت میکرد،صدای قطرات آب که به بلندگوی دوربین میخورد انگار ک روی صورت من مینشست وبیشتروبیشتر منو غرق در تصویر سازی میکرد ، اون راه های چوبی که مارو هدایت میکرد به زیر آبشار و لمس هرچه بیشتر این جریان عظیم و باشکوه ،تماشای این آبشار بینهایت تماشایی از زوایای مختلف که از هر طرف زیباتر وباشکوهتر رخ مینمود ، دیدن این همه نعمت و فراوانی در یکجا ، جدا شدن دوکشور با چنین مرزی متفاوت و جالب توجه ، دست در دست بودن طبیعت زیبا و تکنولوژی به فاصله خیلی کم ،در یک طرف شاهکار خلقت خداوند بزرگ و در طرف دیگر ساختمان های باشکوه ساخته دست انسان ،چ زیباست این خلقت وخلق کردن ، اون سنجاب سیاه بامزه و غذا خوردنش از دست استاد ، تعریفی ها زیاد و وقت کم ، اگر بخوام بگم چندین صفحه باید بنویسم از این همه زیبایی ، من خوب یادگرفتم تمرکز روی نکات مثبت رو ، رها شدن در دستان خداوند ،توکل و اعتماد ب هدایت خداوند، لذت بردن از لحظه به لحظه زندگی ، بی تفاوت بودن نسبت به حرف و نظر دیگران و تمرکز در لذت بردن از لحظه ، امیدوار بودن و این که خداوند مثل همیشه منو هدایت میکنه به بهترین مسیر ، همونطور ک تا این لحظه هدایتم کرده ،
استاد عزیزم و خانم شایسته گرامی بازهم سپاسگزار شما هستم بابت تک تک محبت های شما و همچنین سپاسگزار خداوند عزیزم بابت آشنایی با شما عزیزان
در پناه پروردگار یکتا موفق و پیروز باشید ،
به نام خدای مهربان و سلام خدمت دوستان عزیزم
من حدوداً یک و ماه و نیم هست که بطور جدی روی خودم کار می کنم که همزمان شده است با فایل های سفرنامه که واقعاً کیفیت زندگی و انگیزه ام برای حرکت مصمم تر را صد چندان کرده است. برای اولین بار است که مفاهیم را بخوبی دارم درک می کنم و چراغ هایی در ذهنم روشن می شود انگار وارد دنیای جدیدی شده ام و معنای زندگی تغییر کرده است و چه آرام و عمیق شده ام. دیگر وقایع، آدم ها و … برایم معنای دیگری دارند، فقط دارم با تمام وجود و احساس زندگی جدید را تجربه می کنم در سکوت و با تمرکز دیگر از تلاش برای انتقال مفاهیم به دیگران و متقاعد کردن ذهن منطقی آنها و خودم دست کشیده ام و این کار چقدر سرعت تکاملم را افزایش داده است و همین طور اتفاقات همزمان روی می دهد و عالی ترین مفاهیم از طرق مختلف بدستم می رسد و شور و هیجان غیر قابل وصفی را در درونم شعله ور می سازد. الآن تازه معنای حرف های استاد را متوجه می شوم: ایمان، اهمیت تمرکز بر نکات مثبت، با خود در صلح بودن، خلاق بودن، خود به خود همه چیز درست می شود، خلاق بودن، تمرکز بر خواسته از طریق کنترل کانون توجه، ماندن در احساس خوب و … گویی تازه متولد شده ام و امیدوارم با همین انرژی بتوانم در عمل پیاده سازم و به مرحله خلق در دنیای بیرون و شکوفایی برسم. بیشترین انگیزه ای که از فایل های سفرنامه گرفتم قسمت27 بود. گویی قسمتهای قبل مقدمه ای و تکاملی برای آماده شدن جهت درک کامل این قسمت بود و از طریق تمرکز بر نکات مثبت و رها بودن و خود را به هدایت الهی سپردن و با شور و هیجان در لحظه حال زندگی کردن و تصدیق نعمت های خداوند و سپاسگذاری می توان لیاقت کسب نمود و شکوه و عظمت آبشار و لحظه لبریز شدن را با تمام وجود احساس نمود و چه صلابت و متانت بی نظیری را شاهد بودم و مرحله اوج و کمال یک پدیده را درک کردم. و این مفهوم را برایم تداعی می کند که وقتی مراحل تکامل را طی می کنی و در مدار دلخواه تثبیت می شوی زمان سرازیر شدن فرا می رسد و چه شکوهمند است لحظه ای که در اوج اقتدار و پیروزی هستی و از هرگونه عامل بیرونی و درونی رها می شوی ، خالص و ناب می شوی، دیگر لایق سده ای و زمان آن است که پرواز شکوهمندانه ات را شروع کنی و جاری شوی. در فاصله کمی از لبریز شدن چه آرام و روان و همچنان پرتوان و پرانرژی به حرکت خود ادامه می دهد و چه آسان و راحت از میان سنگها و موانع عبور می کند و جریان عظیمی از رحمت و برکت را به راه می اندازدو خاصیت آهنربایی پیدا می کند و افراد زیادی را به سمت خود جذب می کند تا شکوه این عظمت را از نزدیک نظاره گر باشند و روح و جانشان را صیقل داده و جریانی از امواج عشق و مثبت را در درون خود جاری سازند و همواره آن را انتشار داده و در کل دنیا منعکس سازند.خدایا بینهایت از تو سپاسگذارم که من را در مسیر تشعشع این امواج خروشان عشق قرار دادی و تجربه لبریز شدن و جاری شدن را چشاندی و قلبم را محکم ساختی و حاضرم بهای درک آن لحظه شکوهمند را تمام و کمال بپردازم و چه لذت بخش است آن زمان که پر می شوی و نماد خدا، عظمت و لیاقت می شوی، اوج می گیری نماد عظمت یک کشور می شوی و همه به سمت تو جذب می شوند و می خواهند آن لحظات بی نظیر را با دوربین ثبت و ضبط کنند یا بر بوم نقاشی به تصویر بکشند و با تمام حواس شان و از ابعاد مختلف آن را تجربه کنند. خدایا بینهایت از تو سپاسگزارم و از استاد عزیز و خانم شایسته نازنین و مایک عزیز که دستانی از خداوند مهربان شدند برای قرار دادن ما در این مسیر بسیار زیبا و شگفت انگیز. به امید روزی که همه ی ما لحظه سرازیر شدن و جاری شدن را تجربه کنیم.