سفر به دور آمریکا | قسمت ۵۵ - صفحه 14 (به ترتیب امتیاز)

394 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حدیثه گفته:
    مدت عضویت: 2316 روز

    عالی بود مریم جون مثل همیشه عالی.چقدر خوبه همچین آدمایی مثل شما هستن که مارو شریک میکنن تو دیدن زیباییا بدون هیچ چشم داشتی اشک تو چشام جمع شد واقعا لذت بردم خودمو تو اون صدا و مکان تجسم کردم.به قول استاد خدایا شکرت برا این همه زیبایی برا بود آدم های زیبا و دوست داشتنی مثل شما و خانوادتون شکرت.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    اخگر شمس گفته:
    مدت عضویت: 3160 روز

    سلام به همه استاد عزیز شایسته مهربان جهان سپاس از این ویدیو که مرا به شگفت آورد با دیدن این قدر حیوانات با این گرمی نزدیک شما میایند و از دست شما چیزی میخوردند این بخدا لذت است که با هیچ چیزی نمیشه مقایسه کرد نوش جان شما خدایا شکر که من را به این سفر های زیبا هدایت میکنی تا بیشتر لذت ببرم و امید وار تر باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    Amir گفته:
    مدت عضویت: 2639 روز

    سلام.

    امروز حس فوق العاده ای رو توی تصاویر زندگی کردم، حس روح واحدی که در قالب همه ی هستی اعم از من، شما، آهو، درخت و هر چیزی که جزئی از این گیتی بی انتهاس، حس عشقی که نسبت به هر چیز و هر کس فارغ از هرگونه قضاوتی در درونم شعله وره، حس جاری بودن آب، حس رها بودن باد، حس با کل یکی شدن و خدا شدن.

    بله من عاشق شدم، من عاشق این بینهایت واحد که اسمشو گذاشتیم خدا، شدم. و چنان قدرت و عظمتی در خودم احساس میکنم که فکر میکنم هیچ قدرتی و هیچ عظمتی یارای برابری باهاش رو نداره.

    خدایا ازت سپاسگذارم و از ته دلم میبوسمت که منو در این مسیر قرار دادی و هدایتم کردی تا بتونم طعم زیبای عشق رو بفهمم.

    عاشقتونم?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    روح الله سپهری گفته:
    مدت عضویت: 2969 روز

    چقدر زیباست و چقدر درخور خداست این شعر:

    ملکا ذکر تو گویم که تو پاکی و خدایی

    نروم جز به همان ره که توام راه نمایی

    همه درگاه تو جویم همه از فضل تو پویم

    همه توحید تو گویم که به توحید سزایی

    تو زن و جفت نداری تو خور و خفت نداری

    احد بی زن و جفتی ملک کامروایی

    نه نیازت به ولادت نه به فرزندت حاجت

    تو جلیل الجبروتی تو نصیر الامرایی

    تو حکیمی تو عظیمی تو کریمی تو رحیمی

    تو نمایندهٔ فضلی تو سزاوار ثنایی

    بری از رنج و گدازی بری از درد و نیازی

    بری از بیم و امیدی بری از چون و چرایی

    بری از خوردن و خفتن بری از شرک و شبیهی

    بری از صورت و رنگی بری از عیب و خطایی

    نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی

    نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی

    نبد این خلق و تو بودی نبود خلق و تو باشی

    نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی

    همه عزی و جلالی همه علمی و یقینی

    همه نوری و سروری همه جودی و جزایی

    همه غیبی تو بدانی همه عیبی تو بپوشی

    همه بیشی تو بکاهی همه کمی تو فزایی

    احد لیس کمثله صمد لیس له ضد

    لمن الملک تو گویی که مر آن را تو سزایی

    لب و دندان سنایی همه توحید تو گوید

    مگر از آتش دوزخ بودش روی رهایی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    محبوبه ثمره گفته:
    مدت عضویت: 2233 روز

    سلام استاد عزیزم خانم شایسته نازنین ومایک مهربون که مثل پسر خودم دوست دارم واما خانم شایسته گلم که شایسته و سزاوار همه خوبیهایی .من برای بعضی از فایلهای استاد بشدت منقلب میشم بطوریکه گریه امونمو میبره واین قسمت سفرنامه هم چنین حالی بهم دست داد که بزرگی و عظمت خدا رو اینچنین زیبا به تصویر میکشه

    واقعا زبان از گفتنش قاصره .اینکه این حیوونا به چه راحتی بشما نزدیک میشن و مورد لطف شما قرار میگیرن نشون اینه که شما با حیوانات هم در صلحین واین کاریه که هرکسی نمیتونه انجامش بده

    من خودم شخصا از حیوانات ترس

    دارم ولی دیدم شما بسادگی اجازه دادین بهتون نزدیکم بشن و اونا رو مورد لطف قرار دادین

    واقعا کارتون جای تحسین داره افرین مرحبا

    و یه مورد دیگه که منو ضربه فنی کرد اهنگ اقای چاوشی بود که ضمیمه تصاویر کرده بودین حالو هوای خاصی به تصاویر میداد و بشدت منو دگرگون کرد

    نمیدونم چی بگم فقط سپاسگذار پروردگارم هستم که منو پله پله به مسیرهایی که به پیشرفتم منتهی میشه هدایت میکنه

    از شما و استاد عزیزم سپاسگذارم که مارو هم تو این سفر زیبا سهیم و شریک کردین

    پسرم که تقریبا همسن مایک عزیزم هست و کماکان بعضی از فایلای استاد رو گوش میکنه تشکر میکنه میگه ممنونم که مارو هم با خوددتون بسفر میبرین امیدوارم هرچه سریعتر شرایطی فراهم بشه که ما بیاییم اونجا و همدیگه رو از نزدیک ببینیم در پایان براتون دلی شاد و تنی سالم ارزو میکنم و مثل همیشه امیدوارم بتمام ارزوهاتون برسین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    مرتضی صناعی گفته:
    مدت عضویت: 3498 روز

    سلام خدمت استاد نازنین و خانم شایسته عزیز. خدایاشکرت.خدایاشکرت. فوق العاده بود این قسمت.

    برای من این قسمت، بدون شک، زیباترین و بهترین قسمت سفرنامه بود.واااقعا به دلم نشست و تا آخرش اشکام امان نمیدادند. چه زیبا انسان میتونه حضور خداوند و در سرتاسر وجودش احساس کنه..خیلی حس فوق العاده ای بود.قابل وصف نیس…

    خدااایااا. واااقعا سپاسگذارم. بی نهایت.

    این دنیا واسم بهشته.

    چه شعر زیبایی بود….

    چه زیبا بود تجلی اوصاف پروردگار درطبیعت….

    و چه فوق العاده، موزیک های که ناخداگاه، اشک رو از چشم ها سرازیر میکنه….

    بلافاصله بعددیدن این قسمت، اومدم تا حس قشنگم و با شما خانواده دوست داشتنی به اشتراک بزارم.?

    تشکر از خانم شایسته عزیز.?

    پروردگارم، تنها تورامیپرستم و تنها و تنها ازتو یاری میجویم….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    MTD گفته:
    مدت عضویت: 3964 روز

    با سلام خدمت دوستان عزیز و استاد عباس منش..

    لذت بردم از این کلیپ… و برام خوب و مفید بود، آرامش، زیبایی و نعمت… توی این دنیا بی نهایت زیبایی و نعمت وجود داره، فقط کافیه ما بهشون توجه کنیم و مطمن باشید که وارد زندگی مان می شود… ولی به اندازه ای نعمت و ثروت دریافت می کنیم که باور می کنیم، یعنی به اندازه سطل مون دریافت می کینم…

    براتون آرزوی شادی، سلامتی و ثروت از “خداوند منان” خواستارم… در پناه حق…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    زهرا سلیمانی گفته:
    مدت عضویت: 2421 روز

    سلام خدا سلام استاد عزیز سلام خانمی از جنس عشق از جنس خدا خدای من صدای پرندگان چه زیبا به استقبال صبح میرفتن ? و آن روح و جسم پاک شما هم شریک بودین و واقعا عالی بود لذت بخش بود استاد چه می کنی چه لحظه ای زیبا در کنار حیوانات خدا شکرت استاد واقعا خوشحالم و منتظره ادامه این سفر لذت بخش هستم انسان چه قدری دارد که با اندام خود چه می کند خدایا سپاس گذارم برای این همه فراوانی ????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  9. -
    فرزانه بهارلو گفته:
    مدت عضویت: 3110 روز

    وای خدای من عاشق این لحظه از صبحم. صدای آب و اون همه عظمتی که در لحظه‌های صبحگاهی نهفته‌س. گاهی وقت‌ها حس میکنم تمام راز هستی تو سحرگاهان خلاصه میشه. منم تو سفرهایی که میرم سعی میکنم این لحظه از صبح رو از دست ندم. یه بار که رفته بودم شمال همین موقع از خواب بیدار شدم و رفتم تا زیبایی‌های هستی رو تماشاگر باشم.

    صدای پرنده‌ها، نسیم صبحگاهی، صدای برخورد برگ درختان، آسمان گرگ و میش. من واقعا اون لحظه‌ها غرق در طبیعت و خالق اون میشم.

    چه کشتی هیولایی روی آب حرکت میکرد، این کشور که چه ابرای قشنگی داره آخههههههه من که عاشقشوووووووونم.

    الان فهمیدم که من عاشق همه چیزای خوب و زیبا هستم.

    وای جاده بارون زده تو ماشین حرکت کنی و دستات رو بگیری بیرون، نفس عمیق بکشی و آهنگ مورد علاقه‌ت رو گوش کنی. خوشبختی یعنی همین.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    negarsky گفته:
    مدت عضویت: 2261 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز

    این اولین باره که من کامنت میذارم.

    چند وقت پیش یه مسائی برام پیش اومده بود، که نمیتونستم حسم رو خوب کنم، یجورایی نفس کشیدن برام سخت شده بود. هر کاری میکردم تمرکزم رو به جایی دیگه بدم، نمیشد. تا تصمیم گرفتم چند تا از فایل های سفرنامتون رو ببینم، انقدر حالم خوب شد که واقعا احساس کردم، یه سنگ بزرگی از روی سینم برداشته شد و راه نفسم باز شد.

    بعد شروع کردم به نوشتن یک روز رویاییم.

    یک ساعت نشد که من یک سفارش بزرگ کاری گرفتم.

    دیروز صبح با اینکه دیرم شده بود، شروع کردم به دیدن این قسمت از سفرنامتون.

    اون قسمت که خانم شایسته گفتن یه خبر خوب براتون دارم، خیلی حال منو خوب کرد.

    به خودم گفتم من امروز کلی خبر خوب دریافت میکنم.

    نزدیکای ظهر بود که یکی از دوستام به مناسبت تولدم یه تور کویر بهم هدیه داد.

    صبح که داشتم میرفتم سرکار، به خودم گفتم چند ساله مسافرت نرفتم، باید یه مسافرت یه روزه هم شده برای خودم دست و پا کنم، وقتی این هدیه رو گرفتم فقط گریه میکردم.

    دوستم حتی برای یه همراه هم پول داده بود تا من احساس تنهایی نکنم.

    بعد از ظهر دوباره هدیه گرفتم، از کسی که تا حالا برای تولدم هدیه نگرفته بود

    شب که اومدم از برادرم و همسرش هدیه بزرگی گرفتم در حالیکه قبلا یه جعبه شیرینی نهایت بهم میدادن.

    انقدر روز خوب و هیجان انگیزی بود که قلبم درد گرفته بود.

    ممنون که ما رو توی سفر خودتون شریک کردید و حال ما رو خوب میکنید و دیدگاه ما رو به مردم دنیا و هستی به بهترین شکل ممکن عوض میکنید.

    خیلی دوستتون دارم??????

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: