«تجربههای من از اعتماد به نشانهام» - صفحه 50 (به ترتیب امتیاز)
- نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
- فایل تصویری106MB25 دقیقه
- فایل صوتی23MB25 دقیقه
این صفحه ساخته شده تا در بخش نظرات آن، فقط داستانهایتان درباره جزئیات و شروع مسیری هدایتی نوشته شود که با کلیک روی دکمه «مرا به سوی نشانهام هدایت کن» آغاز شد.
اینکه چطور آن نشانه را تشخیص دادید؛
و آن نشانهها چه زنگهایی در وجودت به صدا درآورد و به چه تصمیماتی انجامید؛
و چه پلههای متوالی از قدمهای پی در پی را یکی پس از دیگری به تو نشان داد؛
و چه «تغییراتِ از اساس متفاوت با رویههای قبلیات» را در شخصیت و در وجودت رقم زد؛
و چطور از میان هزاران شیوه، روند و مسیری برایت سَرَند و غربال شد که بهترین، نزدیکترین، لذتبخش ترین، پرثمرترین و قابل اجراترین شیوه با امکانات و شرایط آن لحظهات بود.
و در نهایت، ادامه دادن در آن مسیر مهارتها، تجربهها، ایمان و عزت نفسی را در وجودت ساخته که بین شمای کنونی و آدم قبلی فاصله انداخته و نسخهی با ایمانتر در شخصیتات ساخته که گوش به زنگ پیغام نشانهها و بنیان کردن تمام جنبههای زندگیاش بر جدّی گرفتنِ مسیر هدایتی نشانههاست.
داستان هدایت تو به نشانههایی که برای حل مسائلتان به آنها هدایت میشوی، و قدمهای عملی و تکاملیای که در جهت آن هدایت برمیداری و تجربیاتی که-در ادامه- برای اشتراک با این خانواده در این صفحه نوشته میشود، از دل اعتمادی ناب متولد میشود که -حتی با وجود نجواهای ذهنتان-، نسبت به ساز و کار هدایتگونهی خداوند، در قلبتان میسازید و به قول خداوند:
ذَالِكَ الْكِتَبُ لَا رَيْبَ فِيهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِينَ
الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِالْغَيْبِ وَ يُقِيمُونَ الصَّلَوةَ وَ ممَِّا رَزَقْنَاهُمْ يُنفِقُونَ
وَ الَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بمَِا أُنزِلَ إِلَيْكَ وَ مَا أُنزِلَ مِن قَبْلِكَ وَ بِالاَْخِرَةِ هُمْ يُوقِنُونَ
أُوْلَئكَ عَلىَ هُدًى مِّن رَّبِّهِمْ وَ أُوْلَئكَ هُمُ الْمُفْلِحُونَ. بقره
این جریان هدایت که همواره در جهان جاری است، فقط آنهایی را با خود همراه میسازد که تقوا پیشه کرده و ذهنشان را کنترل میکنند و به نشانهها اعتماد میکنند و تسلیم مسیر هدایتشان میشوند و رستگاران و متبرّک شدگان آنها هستند.
زیرا خداوند هرگز برای یاری ما، قوانینش را نقض، معلق یا موقتاً غیر فعال نمیکند، بلکه به شیوههای کاملاً طبیعی، منطقی و هماهنگ با سازو کار جهان هدایت خود را به سمتتان جاری میسازد.
ما از طریق ایدهها و نشانههایی هدایت میشویم که به واسطهی قرار گرفتن یک کلمه یا جمله، یا خواندن داستان و تجربهای که برایمان الگو میشود و مرز ناممکنها را در ذهنمان جابه جا میکند، یا راهکاری که دیگری برای مسئلهای متفاوت اجرایش کرده، یا گوش دادن به یک فایل و درک یک مفهوم از آن و…، به ما الهام میشود.
نقطه مشترک این نشانهها این است که همهی آنها، «پیغامی واضح از اولین اقدام برای حل مسائلمان» را در دل خود دارند.
پیغامی که فقط و فقط برای خودمان و از طریق خودمان قابل تشخیص و قابل درک است.
زیرا این وعدهی خداوند است که:
قُلْنَا اهْبِطُوا مِنْها جَميعاً فَإِمَّا يَأْتِيَنَّكُمْ مِنِّي هُدىً فَمَنْ تَبِعَ هُدايَ فَلا خَوْفٌ عَلَيْهِمْ وَ لا هُمْ يَحْزَنُونَ
گفتيم همگى از بهشت فرود آييد، پس چون از جانب من هدايتى براى شما آمد، آنان كه از هدايت من پيروى كنند هرگز بيمناك و اندوهگين نخواهند شد. بقره 38
نکته مهم:
در راستای هدفما درباره نظم بخشیدن به محتوای سایت، در این صفحه فقط نظراتی منتشر میشود که درباره داستان و مسیر هدایت شدهای که به واسطه استفاده از دکمه «مرا به سوی نشانهام هدایت کن» نوشتهاید.
منتظر خواندن داستانها و روندی هستیم که در مسیر هدایتتان طی میکنید و نتایجی که پله به پله شما را رشد و به مرحلهی بالاتر هدایت میکند.
وقتی از قدرت کانون توجهمان برای دیدن، به خاطر آوردن و مرور کردن مسیر این هدایت استفاده میکنیم، یعنی با نوشتن درباره جرئیات این مسیر و به اشتراک گذاشتن با سایر اعضای خانوادهمان، صدق بالحسنی میشویم، آرام آرام، جنس محکمتری از ایمان و یقین در وجودمان نهادینه میشود که جانمایه و شخصیت ما را تغییر میدهد و به قول قرآن، چشمانمان را برای تشخیصِ بهتر و دقیق ترِ نشانههای هدایت بیناتر میکند.
سلام استاد . میدونم پیام های زیادی دریافت کردین که گویای این بوده که شما حکم معجزه رو تو زندگی خیلیا داشتین . میخوام بگم واسه منم همینطوره . چند روز پیش دوستم یه پست شما رو برام فرستاد . معمولا من چیزایی مه برام میفرستن مخصوصا اگه طولانی باشه ، نگاه نمیکنم. اما پست شما رو کامل دیدم . وارد پیجتون شدم و مستقیم وارد سایت شدم . ساعتها وقت گذاشتم و مطالب مختلفی رو خوندم . چند تا ویدیو دیدم . من دیگه اون الهه ی قبل نبودم بعد از ورود به سایتتون . من درست زمانی شما رو پیدا کردم که بد خوردم زمین ، بشدت بد که نمیخوام الان اینجا دفتر زندگیم رو باز کنم . فقط منتظر نگاه خدا و یه معجزه بودم . شاید اصلا دیگه به خدا هم اعتقاد نداشتم در ظاهر . ولی ته دلم روشن بود ته دلم منتظر یه نشونه بودم . من به جرات میگم نشونه ی خودم رو پیدا کردم . من با یه دنیا بدهی ، پول قرض کردم و دوره 12 قدم شما رو دیروز خریدم . چون با تمام وجودم مشتاق و خواهان این بودم که زودتر شروع کنم . چون به آرامش رسیدم . من از دیروز شروع کردم نماز خوندن ! منی که میگفتم خدا مگه وجود داره؟ اگه وجود داره چرا این همه بدبختی و مشکلات هست؟ اما الان من آرومم .. من قرآن میخونم .. یه چیزی درون من زنده شده . و اون چیزی نیست جز ایمان . ایمان به قدرت ، ایمان به خوشبختی مطلق ، ایمان به زندگی ، ایمان به کائنات ، ایمان به خودم . من همیشه اینطور فکر میکردم که این زندگی مال من نیست، من برای این زندگی اسف بار به دنیا نیومدم ، جایگاه من جای دیگست ، لیاقت من چیز. دیگست ، انگار من تو این دنیا سر جای خودم تو شرایط خودم نبودم ، و الآن من حس میکنم تو همون جاده ی کنار جنگل هستم که مسیر درست رو داره میره . نمیدونم این حجم از اعتماد و روشن بینی خوبه یا نه ؟ ولی من از حالا خودم رو برنده میدونم .. چون من به تمام حرفای شما ایمان دارم تا الان هرچی که شنیدم و دیدم و خوندم . امیدوارم که تو این مسیر ، به یاری شما و خدای مهربون ، شادتر و موفق تر از اون چیزی که فکرش رو میکنم به هدف برسم . هدف من همون زندگی هست که من براش به این دنیا اومدم … زندگی ایده آل …
در آخر ، باز ازتون تشکر میکنم . از شما و از تیم قوی و خوبتون . حتی اگه من به هدف نرسم بنا به هر دلیلی ، این حال خوب این چند روزم رو تو بدترین شرایط و دوران زندگیم تا به الآن، مدیون شما هستم .
سلامت و پایدار باشین
درود دوست عزیز وهمخانواده ای گرامی ،چقدر دلی وزیباومثبت نوشته اید،براتون ازخداوندتوانا ومهربان گشایش فوری وبزرگی درکارهاتون آرزومندم،احساس خوب=اتفاقات خوب باتوکل بخداوندآگاهی وتوکل بهمه چیزکه بخواهید می رسیدشک نداشته باشیدما خودمون باباورهاودرکمون ازآنچه حق ماهست زندگیمون روترسیم ورنگ آمیزی میکنیم،اول درذهنمون وبعد دردنیای خارجمون،زندگی زیباپرازخیروبرکت،حس وحال خوب،فراوانی وسلامتی وشادی،کامیابی وپیرکزی روازالله یکتا براتون خواستارم،
سلام استاد مهربونم
امروز 18 اردیبهشت هست و من امروز برای انجام تمرین عزت نفس تنها اومدم واسه خودم باشم الان توی یک کافه سنتی خیلی خوشکل نشستم و دارم به معنای واقعی از تنهاییم لذت میبرم.
استاد چند روزی هست که یک مبلغ پولی به دستم رسیده که به خودم قول داده بودم که اگه جور شد واسم آن پول اولین کاری که میکنم اینه که دوره ثروت رو میخرم و این پول واسم جور شد ولی خیلی خیلی چیزهای مختلفی وجود داشت که ذهنم رو درگیر کنه که نه نه تو الان به این پول نیاز داری واسه چی میخای دوره بخری اگه خیلی مردی دوره های که داری رو استفاده کن
وقتی اومدم کافه به خودم گفتم از خدا کمک میخام و از سایت استاد نشونه میگیرم و به خدا گفتم که هدایتم کن که چه کاری رو انجام بدم که این قسمت از سفر دور آمریکا اومد
متن سفر دور آمریکا رو فعلا فقط خوندم ولی جوابم رو گرفتم
«سرعت رشد ما و سرعت تکامل ما به اندازه جسارتی است که برای ماندن در یک مسأله و قدم برداشتن برای حل اساسی آن به خرج میدهیم»
«سفر با به تعویق انداختن بیگانه است
سفر با حساب و کتاب کردن و تصمیم نگرفتن بیگانه است
سفر با فرار کردن از مسائل بیگانه است
سفر با تصمیم گرفتن و اجرا نکردن بیگانه است»
درسته که از کلمه سفر استفاده شده ولی دقیقا داره با من حرف میزنه
خدایا شکرت
بنام خدای هدایتگرم
خدای من هزاران بار شکرت
مدهوش این سیستم بدون نقص ت هستم
مستم از هدایتت
همین چند دقیقه قبل کامنت فایل نشانه رو نوشتم
قبلش این قسمت برام پررنگ شده بود
موقع کامنت با خودم میگفتم چه خوب میشد کامنت نشانه ها با بقیه کامنت ها جدا بود
الان ک رد پاهام برام خیلی مهم شدن
خدای من باورتون میشه من اصلا دقتی به این قسمت نداشتم
فقد فایل نشانه میزدم همین
خدای من
حالا باید میشنیدم حرفاتونو
حالا باید میدیدم فایل رو
خدااای من
میزان پررنگ شدن هدایتم با میزان اجازه دادنم به این جریان برام واضح تر شده
دارم جنس دیگه ای از هدایت تجربه میکنم
همیشه بوده از،بچگی
همیشه حس میکردم
حتی یادمه جاهای ک ردش میکردم و اتفاقاتی ک میفتاد برام
دارم یاد میگیرم ازش استفاده کنم
ینی همیشه روشن بوده این رادیو
من فرکانسم بالاتر رفته ک واضح میشنوم
مقاومت م کم شده
صدای ذهنمو کم کردم
صدای قلبمو ک مملو از عشق به همه موجودات ش بوده و منشا وجودی خودشه بردم بالا
وااای ک چه حالی دارم من خدااااای من خداااای من
استاد مسیر هدایت این یک ماه اخیر بحدی معجزه وار بوده ک این درخواست شده بود یجا مخصوص بنویسم
البته دفتر دارم یه دفتر خدایی
خودش میگه چه رنگ خودکار بنویسم چه متنی رو
باید بیشتر رو خودم کار کنم
ضعف تردید م باید بشه نقطه قوت م
و میشه
راجب تایید کامنتها توسط شما
بارهای اول خیلی حس قشنگیه
ینی بار اول من یادمه ازش اسکرین گرفتم و با کلی ذوق به برادر عزیزترینم ک دستان خداوند شد برا هدایتم به سایت نشون دادم
و خودمو تشویق میکردم تا ترس و مقاومت م به نوشتن کم بشه
در دوره لیاقت متوجه شدم بعدها دنبال حس تایید از دیگران شدم
تا قبلش من کلی ستاره داشتم
و چقد قشنگه این قانون وقتی فعالیتم کم شد
رفتن
مث ستاره های سینما ک غرق غرور میشن
فک کردم همچی بلد شدم
همون وقت بقول شما پس گردنی رو خوردم
و ستاره ها افول کردن
و من به یه مسیر هدایتی توحیدی هدایت شدم
جوری ک حس میکنم دستای خدا رو
از فایل نشانه م ک بخام بگم
دم دم های صب از نجوا ییخاب شدم با آموزش دوره لیاقت اومدم سایت تو قسمت دوره ها
حل مسله پررنگ شد
دقیقا مساله ی حل نشده دارم
و اونقد متن ش قوی و عمیق بود ک خابم پرید
و حسم گفت هنوز آماده ش نشدی پس فرستادمش تو سبد قشنگم
سپاسگزاری و درخواست م نوشتم
شبش کتاب بینطیر چگونه فکر خدارو بخوانید ،میخوندم و میخکوب شده بودم
موقع درخواست حسم گفت مث حصرت ابراهیم بخواه
اونجا ک خدا میگه مگه باورم نداری
و ابراهیم میگه ، باور دارم ولی میخام دلم آروم شه ،
منم گفتم یه نشونه بفرس دلم آروم شه
و فرستاد.
طبق روتین رو نشانه زدم و سریال پرادایس قسمت 199
اونم همش راجب حل مساله بود
خدای من شکرت
نمیدونم این کامنت بعد کامنت قبلم در آپشن نشانه میاد رو سایت یا نه
استاد من آخر متنم نوشتم خدایا ما رو به راه راست هدایت کن به راه آنهای ک بهشون نعمت داده ی
و شما این فایل رو با این ذکر زیبا تموم کردید
نفسم بند اومد موقع شنیدنش
خداااای من خدااااای من شکرت هزاران هزار بار شکرت
سلام استادجان، عزیز دل واقعا خیلی شما رو دوست دارم و امیدوارم یک کپی از شما وارد زندگیم بشه .چندسالی هست که ازدواج کردم و شوهرم زورگویی توهین ودست بزن داشت و منم همیشه از ترس آبرو و اینکه کسی رو ندارم کی میخواد بیاد از من دفاع کنه با اینکه مقصر نبودم کوتاه میومدم تا همین چند روز قبل که باز شوهرم کتک کاری و توهین هاش شروع شد و یک چیزی بهم میگفت برو دادگاه شکایت کن یا وقتی زدت زنگ بزن 110ولی هر دفعه میترسیدم خیلی ناراحت شدم رنج کشیدم اومدم تو سایت و گفتم خدایا من چکار کنم تا اینکه یک فیلمی باز شد و استاد جان میگفتن قدم رو بردار به نتیجه فکر نکن حتی شب قبلش به دوستم گفتم مثلاً برم دادگاه آخرش که چی ولی تا این جمله رو استاد جان گفتن قلبم روشن شد وکارهای قانونی رو ادامه دادم و خلاصه دادگاه به نفع من رای داد و ازشوهرم تعهد گرفت که به هیچ عنوان حق زدن و توهین منو نداره دیگه فعلا داریم ادامه میدیم تا ببینیم خدا چی میخواد
میشد گفت همش از خدا میپرسیدم که به من بگو که هدف من چیه,یا این که من این چیزی رو که دوست دارم،چه طور باید بهش برسم،و اون زمان یک ایمیلی اومد که همون لایو فکر کنم شماره ده که در زمان عید اومد رو دیدم،و تمام سوال هام رو خدا به من پاسخ داد،این که الناز این مسیر تو،یک مسیر تکاملیه و یک شبه نیست و با آرامش بهش میرسی،به من اجازه بده تا هدایت کنم اون هم به بهترین شیوه که کسی جز من سراغ نداره
این طوری آروم به من گفت و حسش کردم
و وقتی خواستم از همین شیوه ای که حسم به من گفت و الهام کرد رو شروع کنم،هیچ ایده ای نداشتم و دوباره ازش خواستم و گفتم چه طوری؟
به من بهترین شیوه و راه رو بگو که هم لذت ببرم و همون طوری باشه که من میتونم ازش بهترین نتیجه رو بگیرم و هماهنگ به روحیات من باشه،که همون موقع ها بود که درمورد حرف هایی که استاد در مورد تمرکز و این که چه معجزه هایی داره رو در ذهنم شروع کرد به شکل گرفتن و سعی کردم بهتر بفهمم که چی کار کنم،الآن که فکر میکنم بهتر میفهمم که در تمام این مسیری که تا الآن به این جا رسیدم و پاگذاشتم،همش همین نتایج اعتماد به الهام و هدایتی بوده که حسش کردم و سعی کردم که اجراش کنم
و بعدش که کمی بیشتر روی ین موضوع متمرکز شدم،بهتر فهمیدم که کارم چیه و الهام خدارو بهتر درک کردم،الآن دارم به همون شیوه ای که بهش رسیدم(خدایا هدایتم کرد)عمل میکنم و نتایجی که میگیرم صد برابر تفاوت داره با همون زمانی که این کار رو انجام میدادم اما به شیوه ی دیگران!
خدایا شکرت،واقعا استاد راست میگی که این موفقیت ها به صورت توانی رشد میکنه و رشد صعودی به خودش میگیره
اصلا همین چند مدته که من هر بار در مورد یک موضوعی سوالی برام پیش میاد و از خدا میپرسم و میگیم الآن وقت چیه که من باید در موردش بدونم یا این که میپرسم من الآن میخوام در مورد این بدونم،باید چه فایلی رو ببینم و وقتی میام داخل گالری گوشیم و به فایل های که دانلود کردم نگاه میکنم(حدودا با همین دانلود اخیر به ۲۰۰تایی رسیده!😄)بعد میگم خدا جواب سوال من داخل کدوم از این هاست و بعد که یکم میام پایین تر،یک هو یک تصویری از فایل بیشتر توجه ام رو جلب میکنه و مثل این میمونه به قول استاد چشمک میزنه و وقتی روش لمس میکنم و گوشش میکنم،اصلا متحیر میشم از این قانون مندی و دقتی که جهان داره،مثلا من این سوال رو داشتم اما چیزی رو به من آگاه میکنه با اون فایل که وقتی گوشش میکنم میفهمم نه بابا،اصلا من به این نیاز داشتم دقیقا داخل همین موقع،واقعا خیلی جالب و شگفت انگیزه
یا حتی میگه نه،برو داخل سایت و روی همون نشونه کلیک کن و وقتی لمس میکنم،میرم به فایلی که اصلا انگار تمام وجود من تشنه همون آگاهی بوده و همون چیزی بوده که من نیاز داشتم بیشتر بدونم ولی حتی خودم هم نمیدونستم و فقط با یک سوال دیگه ای شروع شده،واقعا خدایا شکرت
واقعا هدایت میکنی،و نشونه اش هم اینه که واقعا احساس آرامش میکنم و یک حسی میگه من هستم،نگران نباش،تو لذت ببر و ادامه بده
تا وقتی من رو داری نه غصه ای داری و نه غمی،بسپار به من تا ببینی چه مسیر لذت بخشی رو تجربه میکنی
حتی برای خیلی از خواسته هام من اون مسیر رو از خدا میخواستم و وقتی کمی فشار میاوردم و میگفتم نه من همین رو میخوام و نمیشد و حسم بد میشد،دیگه ولش میکردم و خودم رو به احساس خوب میرسوندم و میگفتم که نه،خدا من رو هدایت میکنه و بعد این قدر با مسیر هایی ساده من به خواسته هام میرسیدم که اصلا تعجب میکردم و میگفتم که ببین،خانم شایسته راست میگه که حتی اگه تمام زبده ترین مشاور های دولتی و هر کسی به خواد مسئله ام رو حل کنه،نمیتونه حل کنه
دارم از استاد یاد میگیرم که خودش اول میاد فقط اون نقطه آخر یا خواسته اش رو واضح و مشخص میکنه و بعد از خدا برای چگونگی اش هدایت میخواد،این درسی هست که سعی میکنم هر بار بهتر اجراش کنم و خدارو شکر الآن خیلی بهتر این پیام واضح خدا رو درک میکنم و میفهمم نسبت به قبل و مقاومتم هم در برابرش کمتر شده،خدایا شکرت
اصلا وقتی بیدار میشم و احساس گرسنگی میکنم،هیچ ایده ای ندارم که چی بخورم و به خدا میگم چی بخورم که خوشمزه ترین صبحونه الآنم باشه و ایده های رو میاره تو ذهنم که وقتی انجامش میدم میگم خدا،الآن خوشمزه تر از این سراغ نداشتم و همین هدایته
ساده و روان،فقط باید خودمون رو در مسیرش قرار بدیم و اجازه ی هدایت رو به خودمون بدیم و ساده بگیریم و باورش کنیم که حتی بابا،این جهان که این قدر دقیق با این همه بزرگیش داره همین جور ادامه پیدا میکنه،پس حتما یکی ما فوق همه داره ادارش و هدایتش میکنه و توفکر کن اگه باهاش همراه و همسو بشی،چه قدر کار ها رو راحت تر و سریع تر و لذت بخش تر و حتی پرسوده تر انجام میده،همینه که استاد میگه انگار خدا کار و زندگیش رو ول کرده و داره کارهای عباس منش رو انجام میده.
اینه که میگه من به همه چی ساده رسیدم،خدایا شکرت که باورش کردم و خودم رو بیشتر دارم بهش میسپارم
مثلاً یک کار هایی کردم که قلبم بهم گفت بکن اما مغزم میگفت نه بابا،اصلا چه فایده ای داره و چیزی جز وقت تلف کردن نیست و این که اون راهی که من بهت میگم با فایده تره،اما این حسه یک چیز دیگست که واقعا میشه درکش کرد،نمیخوام بگم معجزه ست بلکه چیزیه که احساسش با بقیه فرق میکنه و هر چه قدر که بیشتر باور ش کنی،بیشتر میبینی و قابل لمس تر میشه
مثلاً زمان هایی که بهش عمل کردم،به سوال های رو در ذهنم جواب داده که اصلا خودم هم نمیدونستم که من واقعا چی رو میخوام؛یعنی قبل از عمل به اون الهام،یک سوالی رو داشتم و وقتی بهش عمل کردم و اون آگاهی رو شنیدم و یا کاری رو انجام دادم که به اون درک رسیدم،تازه میفهمم بابا،اصلا سوال من یک چیز دیگه بوده و این قدر جهان و قانون خدا دقیقه و قانون منده که حتی بهتر از خودم هم فهمیده که من دقیقا چی رو میخوام و من با عمل کردن به اون متوجه شدم
واقعا خدایا شکرت،داخل همه چیز این جوریه ها!
الآن که بیشتر دقت میکنم،مثلا همین که این ایمیل اومد از همین فایل خبر داد،وقتی داشتم متنش رو میخونم جوری در قلبم جای میگرفت که انگار من سال ها نیاز به این داشتم با این که من تازه امروز دیدم و تازه همین امروز رو سایت قرار گرفته،خدایا شکرت که این قدر الهاماتت واضح و دقیقه
واقعا مرسی
دارم بیشتر یاد میگیرم زبون خداوند رو با من،این نشونه ها چی هستن و بهتر درکش میکنم و بهتر به این وضوح میرسم که وجود دارن و چه کار هایی که میشه ساده تر و راحت تر انجام بشه اگه به خودمون اجازه شنیدن و دریافت الهام ها رو بدیم
خدایا شکرت
حتی وقتی من یک کاری رو از برنامه ام انجام میدم،ایده ای برای کار بعدی ندارم و اون به من میگه که حالا این کار رو بکن و بعد که میگذره میفهمم که چه قدر دقیق داره هدایت میکنه و واقعا به همون کار در همون لحظه نیاز داشتم انجام بدم و همین میشه در زمان مناسب و در مکان مناسب،خدایا شکرت💞
استاد عزیز و خانم شایستهی عزیزم سلام امیدوارم روزتون پر از احساس خوب= اتفاقات خوب باشه.
راستش انقدر از نشانهی امروز کیف کردم که خواستم احساسم رو در قالب کلمات براتون بیان کنم.
تازگی ها خیلی به نوشتن در مورد احساسم علاقمند شدم و توی نوت گوشیم احساسم رو کاااامل توصیف میکنم و باعث میشه حس اون لحظەم چندین برابر توی وجودم قویتر بشه.
نشانهی امروز من عزت نفس بود. چیزی که بدون شک مثل اکسیژن برای زندگی ضروریه و کمبود اون باعث مرگ انسان میشه. یعنی انسان بدون عزت نفس تبدیل به یک موجود محرک که فقط نفس میکشه و زندگیش مث آب یک برکهی راکد در معرض گندیدن قرار داره.
من سالها تجربهی چنین لحظاتی رو در زندگیم داشتم. زندگیای که نازیبا بود ولی پر از تجربههای باارزش و درسهای بزرگ بود.
من در گذشته انقدر عزت نفس و اعتماد به نفسم پایین بود که حتی در یک جمع دوستانه هم توانایی صحبت کردن و مشارکت در کار رو نداشتم. خیلی وقتها ایدههای خیلی خوبی به نظرم میرسید ولی اونا رو بیان نمیکردم چون از اینکه مسخرهم کنن میترسیدم(مثلا پدرم میخواست خونه بسازه، نقشهی خیلی خوبی به ذهنم رسید ولی نگفتم چون فکر میکردم مسخره میشم و همین چند وقت پیش داشتم براش تعریف میکردم و با تعجب گفت چه نقشهی خوبی کاش میگفتی و….). در امتحانات کتبی همیشه ۲۰ میگرفتم و در امتحان شفاهی همیشه ضعیف بودم. عکسی از نوجونیم ندارم چون فکر میکردم خیلی زشتم و بارهاااا آرزو کردم جای فلان دختر خوشگلی باشم که هرکس اونو میبینه توجه زیادی بهش میکنه.خیلی زیاد هم از طرف دیگران تحقیر شدم ولی بازهم رابطهم رو باهاشون حفظ کردم چون باهاشون موافق بودم و عجلهی زیادی داشتم تا به جایگاهی که آرزو دارم برسم تا چشم بقیه دربیاد😐همیشه منتظر تایید دیگران بودم و نظر خودم هیچوقت مهم نبود و هزاران مثالی که خیلیا تجربهش کردن.
آره دیگه ارزشی برای ایدههام قائل نبودم و انگیزهای برای حرکت نداشتم. هدفهای زیادی داشتم بدون اینکه توانایی قدم برداشتن در مسیر خواستههام رو داشته باشم.انگار زندگی برام جریان نداشت و داشت میگندید.
ولی بعد از آشنایی با استاد عباس منشِ بی نظیر و گوش دادن فایلهای ایشون ، کم کم اعتماد بنفسم شکل گرفت و با خوندن مقالههای بی نظیر خانم شایسته تونستم به تعریف درستی از عزت نفس و اعتماد بنفس برسم. کم کم در مورد خودم و علایقم احساس لیاقت پیدا کردم و کم کم اشتیاقی در من بهوجود اومد که منو برای رسیدن به خواستهم ترغیب میکرد و هر لحظههم داره بیشتر میشه.الان دیگه عجلهای برای رسیدن به مقصد ندارم و سعی میکنم از مسیر(یعنی زمانی رو که به کارم اختصاص میدم) لذت ببرم و ایمان دارم موفقیت نتیجهی همین احساس لذته برای همینه همیشه استاد میگن احساس خوب= اتفاقات خوب.
عزت نفس باعث شده به تواناییهام ایمان داشته باشم، با انگیزه در مسیر خواستههام حرکت کنم و علیرغم حرفهای دیگران، سعی کردم به هدایت الهی اعتماد کنم ودر مسیری که خدا بهم نشون داد قدم بردارم.این هدایتها دارن میگن که ما چقدر ارزشمندیم، خدا چقدرررر به ما نزدیکه و فقط کافیه بهش توکل کنیم تا نتیجهش رو ببینیم.
الان میدونم عزت نفس هم مث هرچیزی در این جهان باید تکاملش رو طی کنه و نباید نتایج الانم رو با نتایج استاد عباسمنش مقایسه کنم ولی مطمئنم اگه منم روی خودم کار کنم قطعا روزی به اون نتایج میرسم. لزوما هم زمان زیادی نمیبره چون با کنترل ورودیهای ذهن و تمرکزمون روی خواستهها، سیر تکاملی به صورت تصاعدی پیش میره و با سیل نعمتها و موفقیتها در زندگی مواجه میشیم.
الان خییییلی خودمو دوست دارم و کاملا احساس میکنم با خودم به صلح رسیدم ولی قطعا این یک مسیر پیوستهست و باید همیشه روی اون کار کنیم چون تا وقتی روی باورهامون کار میکنیم نتیجه میگیریم.
خدا رو شکر میکنم که الان میتونم به خواستهم برسم چون تمام اون چیزایی که برای رسیدن به هدفم لازم بود رو الان دارم:
۱-تقویت عزت نفس و اعتماد بهنفس
۲-کنترل کانون توجه و تمرکز روی خواستههام
۳-پیروی از هدایت های خداوند
۴-استمرار در پیمودن مسیر
۵-احساس خوب = اتفاقات خوب
فقط کافیه هر بار بخوایم یه کم بهتر از قبل عمل کنیم؛حتی بهتر از بهترین عملکردمون.
از خودمون جلو بزنیم، رکورد خودمون رو جابجا کنیم و با همهی وجود به خودمون افتخار کنیم که نسبت به چند ساعت قبل ، پیشرفت کردیم. این باعث میشه عزت نفسمون تقویت بشه.اتفاقا همین کامنت نوشتن توی سایت هم به تقویت عزت نفسم ربط داره چون میدونم کامنتهای من ارزش خوندن رو دارن و الان خیلی علاقه دارم کامنت بنویسم.
این نتایج کوچک و ساده ، قدم به قدم ما رو جلو میبره و باعث ثبات فرکانسی میشه و با ارتقای مدار، شرایط هم ارتقا مییابند و دوباره باعث رشد صعودی عزت نفس میشه و به تَـبـَع باعث اون موفقیت و احساس خوب میشه.و این چرخه هرچقدر ادامه پیدا کنه، باعث تغییرهای بزرگ در زندگیمون میشه.
براتون آرزوی سلامتی، ثروت، موفقیت و معنویت دارم.
سلام به تمام دوستان هم فرکانسیه خودم
درود به استاده عزیییزم
سلام وخسته نباشی به خانوم شایسته عزیز
من تجربه خیلی جالبی ازین نشونه دارم من سه ساله که استادومیشناسم وگوش کردن به فایل هاش مهم ترین برنامه من درطول روزهست.
من یه ساله که متاهل شدم خیلی هم رابطه قشنگی باهمسرم دارم خیلی رابطه خوبی باخدایه خودم ایجادکردم اما ازلحاظ مالی اصلاموفق نیستم نه شغلی دارم نه درامدی هیییچی فقط تونستم زمینایی که بهم به ارث رسیدرو بردم زیر کشت که اونم اصلابدردنمیخوره.
پنج صبح میخوابم سه ظهر بایه احساس خیلی بدبیدارمیشم همیشم درطول روزخسته وبی حالم ولی خداروشکربه شدت ازشرایطم متنفررررررم وچندماهه که میخوام یه فروشندگی لباس توشهرمون دستوپاکنم که هم اون باشه وهم کشاورزیم راستش هم کشاورزیرودوست دارم هم فروشندگی رو
اماایناهمه قبل ازاین بودکه دوره عزت نفس روتهیه کنم وقتی اون دوره روخریدم وجلسه اولشو۶بار باتمرکزگوش کردم واستادگفتن که هرانسانی توانایی داره وبجایه اینکه بره سمت کارهایه دیگه اونوحرفه ای کنه وازاون طریق انقدرمیتونه پول بسازه وموفق بشه که دیگه نیازبه هیچ کاری نداشته باشه
بعدمن توهمون فایل فهمیدم که من توورزش فوتبال توانایی خییلی خیلی خوبی داشتم یعنی تومدرسه درسم به طرزعجیبی بدبودوبه شدت ازدرسومدرسه فراری بودم تا اول دبیرستان هم بیشترنخوندم
فوتبالم انقدرعالی بودکه هروقت بابام میومد معلمامیگفتن این مگه ازهم فوتبال به جایی برسه وبابای منم بجای اینکه تشویقم کنه واس فوتبال همش توسرم میزدهروقتم که فوتبال بازی میکردم حالاتوحیاط یاتوبیرون تحقیرمیشدم میگفتن بجای اینکارابرودرستوبخون انقدرضعیفی و….
واین باعث شدکه فوتبال روهم به کل بذارم کنار و این به این نتیجه رسیدم که فوتبال نون وآب نمیشه برام و من خیلی بخوام شاهکارکنم مگه توهم کوچه هابتونم قشنگ بازی کنم وگرنه من کجاو تیم هایه درست حسابی حتی تولیگ برترکجا
اما وقتی فایل جلسه یک عزت نفس روگوش دادم نگاهم به خودم به کل عوض شد وباخودم گفتم حالاکه خدا این توانایی زوبهم داده که ازهمون روزاول بدون هیچ تمرینی ازهمه بهتربودم بذارانقدرحرفه ایش کنم که قیمتم توفوتبال بره بالایه هزارمیلیارد وبرم توبهترین باشگاه هایه جهان ازجمله(چلسی.رئال مادرید.بارسلونا.لیورپول.)اماذهنم مقاومت زیادی داشت باخودم گفتم مگه اونا ازفضاکه نیومدن اونام دوتاپادارن دوتادست دارن تازه من قدبلندیم دارم واندامم نسبتالاغره و خیلیم عاااشق فوتبال و ورزشم.
همون روز به خودم گفتم بایدبرم دنبال چیزی که عااااشقشم واگه صبح تاشب توش باشم حوصلم سرنمیره وخسته نمیشم
امابازم دودل بودم گفتم اگه نشه چی اگه نتونم چی اگه دیرشده باشه چی چون سنمم۲۲هست اما بازبه خودم میگفتم به سن نیس که سعی تلاش میکنم وتوکمترین زمان حرفه ای میشم
خلاصه خیلی دودل بودم که کودوم ازین زاه هاروبرم که به ثروت هایه بسیااااارزیادی برسم چون من به هیییچ عنوان به کم راضی نیستم ورقم هایه خییلی بالایی توذهنم دارم
اون روز که فایل جدیداستادروگوش دادم که درمورد(مرابه سویه نشانم هدایت کن)گفتم وایسا ازخدابپرسم ببینم چه نشونه ای برام میاره.
قلبموپاااک کردم و اعتماده کاامل کردم وخواستموواضح وشفاف ازخداوندپرسیدم
سوالم این بودکه
خدایا من سه تاراه دارم(فروشندگی لباس.کشاورزی.فوتبال.)
خدایا من میخوام به ثروتی برسم که هرررخونه ای توهرکشوری توهرررمنطقه ای بخرم هرماشینی بدون نگا کردن به قیمتش بخرم دریک کلام به جایی برم که شاهانه زندگی کنم وهرچی بخوام داشته باشم خدایا کودوم یک ازین راه هامنو به این جایگاه میرسونه نشونشوبه من بگو تاباتمام قدرت حرکت کنم بدون هیچ تردیدی
که به یک صفحه ای هدایت شدم اولوقبلاگوش داده بودم وحرفاشویادم بود ومیدونستم نشونم اینجانیس بعدیخرده ازنظرهاروخوندم دیدم نه بازم اینجانیس
که رفتم پایین به سمت فایل هایه رایگان چنتابودن گفتم خدایابهم بگوکودومشوانتخاب کنم یهوحسم گفت این یکی منم اصلاازونایی نیستم که به حس هام اعتمادکنم ولی این سری واس اولین بارگفتم بذارهمینودانلودکنم ببینم چی میشه
ووقتی گوش دادم به اون فایل خداوندبسیارواضح نشونموبهم داد وقتی به اون حرفش رسیدم ازخوشحالی نمدوستم که چیکارکنم استادفقط ازفوتبال صحبت میکردن اسم فایل هم به جایه کوچیک کردن خاسته ات باورت رابزرگترکن.
فهمیدم که آره این مسیریه که منوبه همه چی میرسونه.
ازخداوندتشکرکردم واسه نشانه قشنگی که بهم رسوندوتازه اون موقع بودکه داستان هدایتودرکش کردم.
الانم یه دوروزیه که دارم توپارکمون دُومیکنم که یخرده ازین لَمش بودن دربیام چون خییییییییلی تنبلوبی تحرک شدم اصلا یه وضعی ولیمیدونم که بایدتکاملشوطی کنم وهمین که ازین تردید دراومدم خودش خیلی اتفاقه خوبی بود خداروسپاس گذارم بابتش
خلاصه اینم داستان هدایت من بود خیلی ازاستادعباسمنشه عزیزمچکرم که این فضارو دراختیارماقرارداده اما دراول ازخدایه خودم مچکرم که منوبه اینجا هدایت کرد
شادوموفق وسلامت وبسیاااارثروتمندباشین خدانگهدار✋
بنام خدای بزرگ بینهایت بزرگ و مهربان بینهایت مهربان . و با سلامی به بزرگی و زیبایی خالق بی همتای همه هستی به تمامی اعضای این خانواده بینظیر و دوست داشتنی. اقا رضای گل و عزیزم چقدر از خواندن پیامت و همچنین تصمیمی که به لطف خدای بزرگ و مهربان گرفتی خوشحالم چون من هم خودم بشدت اهل ورزش هستم . ارزو میکنم که انشاالله با توکل به خالق عزیزمان و با عشقی که به این راه داری به همه ای انچه که می خواهی برسی وهمه ما از شنیدن خبر موفقیتهایت غرق در شادی شویم وبه شما افتخار کنیم. شاد سلامت و موفق باشی .
سلام ودرودبه شمادوسته عزیزوفوق العاده من خیلی مچکرم ازلطف شما واقعاباصحبت هاتون انگیزه خیلی قشنگی گرفتم واقعابودن درجمع شماافرادبینظیربزرگترین افتخاربرایه من هست ازخدامیخوام دراین مسیربه بیش ازخواسته هاورویاهاتون برسین
موفق وسربلندباشی محمدجان
با سلام و عرض ادب
وقتی میخواستم شروع به نوشتم کنم نمیدانستم چطور شور و هیجان درونی ام رو وصف کنم.
من الهامات خیلی زیادی رو میبینم و خرسندم اما وقتی اومدم در مورد قدم 12 و تجربه خودم بگم و هدایتم، ترجیح دادم ازندگی ماجرا شب قبل بگویم:
من برای خرید کیف و کفش چرم وارد مغازه شدم و فروشنده بخاطر اطمینان خاطر به من توضیحاتی داد و من بهشون گفتم که من از 18 سالگی این سبک کفشهارو پوشیدم و خیالم راحته.همون جا یاد یه کفشی از خودم افتادم (و دوست داشتم ببینم انقد شیک بود برام) و از اون تعریف کردم و دلم یه جوری شد و کلا خاطرات اون موقع ها زنده شد برام.
اومدم خونه و یه کوچولو به بحث هایی که در مورد کلاس استاد شده بود با دوستم صحبت کردم و گفتم نمیدونم چرا بحث های بیرون به این کلاسها ختم میشه و …و این هیجان برام سوال آوره ولی دوتایی باهم به یه نقطه مشترک برای تکامل رسیدیم.
صبح وقتی از خواب بیدار شدم دیدم یکی از آشناها یه تصغیری برام فرستاد که من با اون کفشم تو مسافرت اصفهان 16 سال پیش گرفته بودم و از وجود این عکس خبردار نبودم.چشمام هنوز باز نشده بود ولی لبخندی اعماق وجودم زده شد.
با دیدن اون کفش همه چیز فراموش شد و یه مهر تایید دیگه ایی از آموزه های استاد عزیزم و کلی قانون و یادگیریها به ذهنم رسید که هر کدوم نشونه هایی از لطف خدا بود.
چیزهای خیلی کوچیک که هر روز ازش یاد میکنیم حتی ناآگاهانه درخواست میکنیم و میرسیم جمعش باهم میشه یه بمب که میتونه آدمو تا خلق آنی پیش ببره.
خدایا سپاسگزارم از هدایتت های بینظیرت
ممنونم از استاد گرامی😍
بنام خداوندعاشق
استاد عزیزم واقعا ممنونم از خدا که شما را در مسیر زیبای زندگیم قرار داد وسپاسگزار از شما وخانم شایسته عزیز که واقعا صادقانه وباعشق وبا عزت نفس عملا بما راه زیبا دیدن وزیبازندگی کردن را می اموزید قبل از اینکه این تفعل زیبارا در سایت قرار دهید هرلحظه که حس میکردم احتیاج به سوخت برای حرکت دارم بصورت رندوم یکی از فایلهای رایگانتان را که دانلود دارم انتخاب میکردم وبعینه میدیدم دقیقا بخواسته قلبی من جواب میده واین بر اتصال وهدایت شما به الله مهربان صحه میگذاشت از خدای مهربان برایتان شادی وسرافرازی ارزومندم
سلام استاد نشانه امروز من توانایی تمرکز بر نکات مثبت بود واقعا من به این فایل احتیاج داشتم چون دقیقا بزرگترین مشکل من در حال حاضر توجه برنداشتن از نکات منفی هست و به شدت به این تمرین احتیاج داشتم که وقتی هر کسی یا هر چیزی را ببینم این توانایی را داشته باشم که سریع بتونم نکات مثبتش را ببینم خیلی تشکر می کنم که این گزینه بسیار عالی را توی سایت قرار دادی