این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2020/08/abasmanesh-28.gif8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2015-12-11 21:21:172021-11-09 07:54:07دلسوزی بی جا | به کبوترها غذا ندهیم!
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
اینکه من از بچه گی که پدرم فوت کرد مادرم مارا بزرگ کرد مادرم هم من 13سالم بود فوت کرد
ومن هم درس میخواندم هم کار میکردم با اینکه ارث و میراث هم داشتیم ولی به من هیچ نرسید وبرادارام خودشون خوردن و تقسیم کردن
واز اینکه به من ارث نرسید باعث شد من کار کنم و روی پای خودم بایستم
وهبچ وقت از کار کردن خسته نشدم و تا آخر عمرم کار میکنم
والان خداراشکر همیشه پول دارم ومحتاج هیچ کس نیستم
خداراشکر خدا را شکر خداراشکر
قبلاً برای دختر بزرگم میگفتم که خونه جور میکنم که اگه ازدواج کرد خونه داشته باشه وخودم از نظر مالی بهش کمک میکنم ولی الان نزدیک دوساله خیلی با خودم فکر میکنم و میگم اگه این تضاد نبود آیا من میرفتم سر کار آیا الان استقلال مالی داشتم و هزاران سوال دیگه
پس منم باید نرگس نه تنها نرگس بلکه دوتا دخترهای دیگم هم اصلا کمک مالی نکنم تا روی پای خودشون وایستند
دخترم از 12سالگی فرستادم سالن آرایشی والان نزدیک دوساله اونجا میره و الان برای خودش درآمد زدایی میکنه گاهی هم میاد مغازه وپیش من کار میکنه و منم بهش پول میدم
ومیخوام هر سر برند دنبال استعداشون و کار کنن وله استقلال مالی برسند
ما نباید حتی برای فرزندان خودمان دلسوزی کنیم این میشه دلسوزی بی جا اصلا به نظر من دلسوزی نه بی جا خوبه نه با جا
فقط وقتی خدا مارا هدایت کرده و الهام به ما شد اونوقت میشه کمک کنیم وفقط برای رضای خداوند باشه
خدایا شکرت بابت تمام نعمتهایی که به من دادی
و از استاد عزیزم متشکرم برای تمام فایلهای بی نظیرشان
سلام خدمت استاد و خانم شایسته وهمه دوستان خوب وثابت قدم
خدا را شکر می کنم با این فایل ارزشمند دیگه توانستم باورهایم را برای ذهن ثروتمند قوی تر و تجربیات خوب را در زندگی خود پیاده کنیم استاد دقیقا گل گفتید کمکهای بی جا باعث می شود که توقع آن شخص بالا برود و آن شخص را تنبل بار بیاریم مثلاً من قبلا دلم می سوخت به این آدما و آنها را کمک میکردم نمی دانستم آن گدا را بدبخت تر می کنم چون از تلاش و توانایی خودش استفاده نمیکنه و به قول استاد مسیر زندگی آنها را خراب می کنم با کمک کردن و نباید حمایت کرد آنها را الان من معتقد هستم که روزی هرکس دست خداست و من نباید دخالت کنم در کار خداوند و من هر کسی که از روی دلسوزی کمک کردم صدمه آن را دیدم و خسارت خوردم یا اینکه اعصاب خودم را خرد کردم
خداروشکر می کنم که مطالب جدید خوب و آموزنده در این فایل منو از هر روز آگاه تر و به درک و فهم بالاتری رسیدم خدایا شکرت که امروز هم روز خدایی و زیبایی بود برای من و باورهای ذهن فقیر را هر روز رو خودم کار می کنم و جایگزین فکر ثروتمند قرار میدهم از استاد و خانم شایسته بابت این فایل خوب و بابت تدوینش واقعا سپاسگزارم
تمام دوستان با کامنت های قشنگ شون تجارب خیلی خوبی را در زندگی من ایجاد کرده تشکر می کنم همه شما را به خدای بزرگ و مهربان میسپارم
سلام به تمام دوستان عزیزم، خانواده ارزشمندم که هر روز بیشتر از همیشه خوشحالم که همراه و همسفر شما هستم با افتخار
روز بیست و دوم
خدایا شکرت هزاران بار برای این فایل های ارزشمند، برای هدایت شدن به دیدن این فایل، و برای درک آگاهی های صحبت های استاد
چقدر دقیق و زیبا فرمودن و چه آگاهی های نابی، اولین بار که با استاد آشنا شدم فایلی بود در مورد اینکه نباید دلسوز باشیم، و اون موقع متوجه شدم که کاملا درست می گن، البته پس از تضادهایی که برخورده بودم در این مورد فهمیدم که به قانون عمل کردن تنها راه و بهترینه راهه، و فهمیدم باید همونجور که ما خودمون به مسیر مستقیم هدایت میشیم در لحظه ای که واقعا درخواستش میفرستیم، برای افراد دیگه هم همین رخ میده و در نتیجه دیگه دلسوزی و حمایت بی جایی که مانع رشد بشه دیگه معنایی نداره، اگر بگن نه فلانی بچست من باید مراقبش باشم، و در جواب من تو ذهنم میگم همونطور که خدا مراقب منه مراقب همه هست، اونه که قادر، عالم و عظیم و بخشندست، و همه به یک اندازه به منبع هدایت و شادی و لذت و سلامتی وصل هستند، کافیه خودشون بخوان که استفاده کنن از این منبع هدایت، که نتیجش میشه هدایت شدن به قوانین که باز ما تصمیم می گیریم که به قوانین عمل کنیم یا خیر، و بعد دوباره خودمون تصمیم می گیریم که ادامه بدیم به عمل کردن به قوانین یا خیر، پس همه چیز به اختیار ماست و ما نمی تونیم با دلسوزی و یا توصیه و یا مشاوره دادن کسی رو تغییر بدیم و یا کمک کنیم، فقط زمانی که خود فرد بخواد تغییر کنه و در این صورت دیگه دلسوزی کردن معنایی نداره و فقط داریم انرژی خودمون رو هدر میدیم و بر روی ناخواسته ها تمرکز می کنیم و از اهداف و خواسته های خودمون دور میشیم، و در نتیجه اثری که میتونیم در رسیدن خودمون به موفقیت بر دیگران بگذاریم هم رخ نخواهد داد، که طبق قانون اگر بخوایم به کسی و یا کل جهان کمک کنیم بهتره تمرکزمون بر روی خواسته های خودمون باشه، به اهدافمون برسیم و موفق شیم اینجوری میشیم الهام بخش بقیه و نیازی به هیچگونه دلسوزی نیست، جالبه مواقعی از فرد می خوان که طبق رسوم جاری بیای بشینی برای یک سری افراد دلسوزی کنی و فقط با تعهد ما به عمل به قوانین میشه مسیرمون یجوری بریم که چنین افرادی یا از مدارمون خارج بشن و یا به گونه ای با ما رفتار کنن که مطابق قانون و فرکانس های ماست
خدایا شکرت برای این همه معجرات، که دقیقا دارم کم کم احساسشون می کنم، و میدونم هر چی بیشتر روی خودم و باورهام کار کنم معجزات بزرگتری رخ خواهد داد، زیرا که این قانون بدون تغییر خداوند است و عمل کردن بش همیشه جواب میده
خدایا شکرت برای این جهان پر از عدل و اصول درست و خدایا شکرت برای وجود گوهرهایی چون استاد که این آگاهی ها رو به ما میرسونن و ما رو به قول استاد در کتاب رویاهایی که رویا نیستند، به کوه الماس هدایت می کنن
من در این فایل به این نکته پی بردم و این را یاد گرفتم که
توجه بی جا
کمک بی جا
به دیگران را کنار بگذارم
آگاهانه به دیگران کمک نکنم تا آنها بتوانند از مهارتهای خودشان استفاده کنند و با این کار خودشان به کسب و درآمد می رسند و هم عزت نفس آنها حفظ می شود و هم خدای مهربان هم به آنها کمک خواهد کرد
این صحبت ها بدان معنی است که من دلسوزی بی جا نداشته باشم
من هرگز دنبال ترحم بی جا نباشم
آنچه که در این جهان وجود دارد فراوانی است پس نباید هرگز ترحم و دلسوزی بی جا داشته باشم
من که از قوانین این جهان آگاه هستم پس باید دنبال این باشم که راه درست را نشان افراد بدهم و نه اینکه برای آنها ترحم و دلسوزی داشته باشم
من خودم در سر کارم آنقدر دلم برای دیگر همکارانم می سوخت و همیشه دنبال این بودم که به آنها کمک کنم و با آنها صحبت کنم تا مشکلات آنها حل بشود
در نهایت جز سردرد برای خودم هیچ نداشت و آنها هم باز همان آش بود و همان کاسه در نهایت به این موضوع پی بردم که هر چه است باید از درون خودشان باشد و تا خودشان نخواهند من هرگز نمی توانم به دیگری کمک کنم
سلام استاد عزیز بابت فایل بسیار زیباتون سپاسگزاری میکنم
در مورد موضوع این فایل که دلسوزیهای بیجا که باعث بدبخت شدن افراد میشه من یه مثالی داشتم
اینکه یکی از آشناهای خودمون یه پسری داشت که از همون اول به شدت ازش حمایت بیجا میکرد و این باعث شد که بسیار بیمسئولیت بار بیاد و حتی توی زندگی زناشوییش هم به مشکل برخورد و خانمش ازش جدا شد به خاطر اینکه هیچ جا ثابت برای کار کردن وای نمیساد و مادرش مخفیانه بهش پول میداد البته نه اونقدری که بشه زندگی رو با چرخوند فقط در حدی که بتونه خرج سیگار و موادشو در بیاره و این روند ادامه داره تا الان که حدود 50 و خوردهای سال از سن اون پسر میگذره و توی اتاق بسیار کوچیک خونه مادرش داره زندگی میکنه و هنوز هم مامانش خرجشو میده و الان به جایی رسیده که مادرش آرزوی مردن خودشو میکنه ولی جالب اینجاست که هنوز هم نمیخواد بفهمه که خودش با طرفداریهای بیجا باعث بیمسئولیتی پسرش شده
سلام خدمت استادی عزیزم ومریم جون نازنین ودوستان عزیزی که این کمنت را میخواند
من مثلی خیلی واضع دارم، من یک مدتی کوتاه بود درامدی نداشتم هرچی پس اندازی داشتم را هم تمام کرده بودم البته قبل آن من آن کسی بودم که همیشه دستم تو جیب خودم بود همیشه خودم احتیاجاتم را رفع میکردم بعد آن مدت که من پول نداشتم برای کوچک ترین چیزی که لازم داشتم از پدرم باید پول میگرفتم بعد پدرم با وجودی که منو خیلی دوست داشت برام پول میداد ولی یک قسمی من احساس خوبی نداشتم
من قشنگ یادم هست چند دفه که من پول لازم کردم از پدرم کارتش را میخواستم ولی ایشان کارت را بریم نمیداد همون اندازه که لازم داشتم را نقد میداد اگر اضافه بود هم میگفت پس بیارم بعد این حالت منو خیلی ناراحت میکرد وخیلی بهم برخورد بعد منم تصمیم گرفتم که دیگه این حالت را تحمل نکنم دست پای بیزنم برای خودم پولی دربیارم در صورتی بدهکار هم شده بودم بعد منم به کمک وهدایت خدای مهربانم سری یک شغلی پیدا کردم که در بهترین موقعیت کناری بهترین افراد با درآمدی خیلی عالی دارم
والان که فکر میکنم میگم خداراشکر که پدرم آنچنان که من تواقع داشتم همراهم رفتار نکرد هرچند من میدونم پدرم منو خیلی دوست داره ولی تواقع من بیشتر از اینا بود و این رفتاری پدرجانم باعث شد من حرکتی بکنم و درآمدی برای خودم داشته باشم و این تجربه خیلی زنده است برام که دلسوزی باعث ضربه زدن به طرف میشه حتا من مثلای دارم که بعضی موقع من بطرف از هر لحاظ دلسوزی کردم ولی جواب خیلی بدی گرفتم.
بهرحال خداراسپاسگذارم که این فایل عالی نشانه امروزم بود و برام کلی درس داشت
وخداراشکر میکنم که من درمدارش بودم واین آگاهی را را دریافت کردم
من هر چه بیشتر بتوانم به این باور برسم که افکار و باورهای من است که شرایط زندگی من را تغییر می دهد آنوقت بهتر می توانم پی به شرایط محیط اطراف خودم پی ببرم
بهتر و راحت تر بتوانم دلیل رفتار دیگران را بغهمم
بهتر می توانم در شرایط بد و موقعیت های سخت پی به نکات ان ببرم و آنوقت بهترین زندگی را در بر خواهم داشت
بهترین حال خوب را همیشه خواهم داشت
همه چیز برای من از زمانی به وجود می اید که بخواهم تغییر کنم و دنباله رو قوانین این جهان باشم
سلام استاد نازنین امیدوارم در پناه خدای یکتا شاد و سلامت باشید.
چقدر با این دیدگاه موافقم که نباید الکی دلسوزی کنیم و بهتره پامون رو از کفش خداوند بکشیم بیرون. اینکه ما برای دیگران دلسوزی کنیم به خودی خود به جایی ختم نمیشه بلکه فقط حال خودمون رو خراب میکنیم و بدتر اینکه در طبیعت و کار جهان دخالت کردیم.
وقتی ما اعتقاد داریم که تمامی اتفاقات و شرایط های زندگی ما و هر انسان دیگه ای به فرکانس و نگرش و نوع تفکر اون آدم بستگی داره، پس دلسوزی بی معنی میشه چراکه هر کسی داره نتایج افکار خودشو دریافت میکنه و بهتره ما دخالت نکنیم در کار جهان چون خیلی هم بخوایم دخیل بشیم، جهان مجبوره که مارو کنار بزنه تا کار خودشو بکنه. بنابراین ممکنه دلسوزی بیش از حد ما باعث ضرر و پشیمانی ما بشه.
صحبت های من به این معنی نیست که مثل سنگ باشیم. اگر هم بخوایم به کسی کمک کنیم جوری کمک کنیم که طرف بتونه روی پای خودش باشه نه اینکه کاری کنیم وابسته بشه و همیشه چشم انتظار ما باشه که مثلا بهش پول بدیم یا خوراکی براش بخریم. به قول معروف بهش ماهی ندیم، بلکه ماهی گیری یادش بدیم.
بنام خداوند زیبایی ها
سلام به استاد و خانم شایسته عزیز
سلام به همه دوستان هم فرکانسی
درسی که من از این فایل یاد گرفتم :
اینکه من از بچه گی که پدرم فوت کرد مادرم مارا بزرگ کرد مادرم هم من 13سالم بود فوت کرد
ومن هم درس میخواندم هم کار میکردم با اینکه ارث و میراث هم داشتیم ولی به من هیچ نرسید وبرادارام خودشون خوردن و تقسیم کردن
واز اینکه به من ارث نرسید باعث شد من کار کنم و روی پای خودم بایستم
وهبچ وقت از کار کردن خسته نشدم و تا آخر عمرم کار میکنم
والان خداراشکر همیشه پول دارم ومحتاج هیچ کس نیستم
خداراشکر خدا را شکر خداراشکر
قبلاً برای دختر بزرگم میگفتم که خونه جور میکنم که اگه ازدواج کرد خونه داشته باشه وخودم از نظر مالی بهش کمک میکنم ولی الان نزدیک دوساله خیلی با خودم فکر میکنم و میگم اگه این تضاد نبود آیا من میرفتم سر کار آیا الان استقلال مالی داشتم و هزاران سوال دیگه
پس منم باید نرگس نه تنها نرگس بلکه دوتا دخترهای دیگم هم اصلا کمک مالی نکنم تا روی پای خودشون وایستند
دخترم از 12سالگی فرستادم سالن آرایشی والان نزدیک دوساله اونجا میره و الان برای خودش درآمد زدایی میکنه گاهی هم میاد مغازه وپیش من کار میکنه و منم بهش پول میدم
ومیخوام هر سر برند دنبال استعداشون و کار کنن وله استقلال مالی برسند
ما نباید حتی برای فرزندان خودمان دلسوزی کنیم این میشه دلسوزی بی جا اصلا به نظر من دلسوزی نه بی جا خوبه نه با جا
فقط وقتی خدا مارا هدایت کرده و الهام به ما شد اونوقت میشه کمک کنیم وفقط برای رضای خداوند باشه
خدایا شکرت بابت تمام نعمتهایی که به من دادی
و از استاد عزیزم متشکرم برای تمام فایلهای بی نظیرشان
به نام خدای بخشنده و مهربان
سلام خدمت استاد و خانم شایسته وهمه دوستان خوب وثابت قدم
خدا را شکر می کنم با این فایل ارزشمند دیگه توانستم باورهایم را برای ذهن ثروتمند قوی تر و تجربیات خوب را در زندگی خود پیاده کنیم استاد دقیقا گل گفتید کمکهای بی جا باعث می شود که توقع آن شخص بالا برود و آن شخص را تنبل بار بیاریم مثلاً من قبلا دلم می سوخت به این آدما و آنها را کمک میکردم نمی دانستم آن گدا را بدبخت تر می کنم چون از تلاش و توانایی خودش استفاده نمیکنه و به قول استاد مسیر زندگی آنها را خراب می کنم با کمک کردن و نباید حمایت کرد آنها را الان من معتقد هستم که روزی هرکس دست خداست و من نباید دخالت کنم در کار خداوند و من هر کسی که از روی دلسوزی کمک کردم صدمه آن را دیدم و خسارت خوردم یا اینکه اعصاب خودم را خرد کردم
خداروشکر می کنم که مطالب جدید خوب و آموزنده در این فایل منو از هر روز آگاه تر و به درک و فهم بالاتری رسیدم خدایا شکرت که امروز هم روز خدایی و زیبایی بود برای من و باورهای ذهن فقیر را هر روز رو خودم کار می کنم و جایگزین فکر ثروتمند قرار میدهم از استاد و خانم شایسته بابت این فایل خوب و بابت تدوینش واقعا سپاسگزارم
تمام دوستان با کامنت های قشنگ شون تجارب خیلی خوبی را در زندگی من ایجاد کرده تشکر می کنم همه شما را به خدای بزرگ و مهربان میسپارم
خدا نگهدارتان باشد انشاالله
بنام رب وهاب و غفورم
سلام به تمام دوستان عزیزم، خانواده ارزشمندم که هر روز بیشتر از همیشه خوشحالم که همراه و همسفر شما هستم با افتخار
روز بیست و دوم
خدایا شکرت هزاران بار برای این فایل های ارزشمند، برای هدایت شدن به دیدن این فایل، و برای درک آگاهی های صحبت های استاد
چقدر دقیق و زیبا فرمودن و چه آگاهی های نابی، اولین بار که با استاد آشنا شدم فایلی بود در مورد اینکه نباید دلسوز باشیم، و اون موقع متوجه شدم که کاملا درست می گن، البته پس از تضادهایی که برخورده بودم در این مورد فهمیدم که به قانون عمل کردن تنها راه و بهترینه راهه، و فهمیدم باید همونجور که ما خودمون به مسیر مستقیم هدایت میشیم در لحظه ای که واقعا درخواستش میفرستیم، برای افراد دیگه هم همین رخ میده و در نتیجه دیگه دلسوزی و حمایت بی جایی که مانع رشد بشه دیگه معنایی نداره، اگر بگن نه فلانی بچست من باید مراقبش باشم، و در جواب من تو ذهنم میگم همونطور که خدا مراقب منه مراقب همه هست، اونه که قادر، عالم و عظیم و بخشندست، و همه به یک اندازه به منبع هدایت و شادی و لذت و سلامتی وصل هستند، کافیه خودشون بخوان که استفاده کنن از این منبع هدایت، که نتیجش میشه هدایت شدن به قوانین که باز ما تصمیم می گیریم که به قوانین عمل کنیم یا خیر، و بعد دوباره خودمون تصمیم می گیریم که ادامه بدیم به عمل کردن به قوانین یا خیر، پس همه چیز به اختیار ماست و ما نمی تونیم با دلسوزی و یا توصیه و یا مشاوره دادن کسی رو تغییر بدیم و یا کمک کنیم، فقط زمانی که خود فرد بخواد تغییر کنه و در این صورت دیگه دلسوزی کردن معنایی نداره و فقط داریم انرژی خودمون رو هدر میدیم و بر روی ناخواسته ها تمرکز می کنیم و از اهداف و خواسته های خودمون دور میشیم، و در نتیجه اثری که میتونیم در رسیدن خودمون به موفقیت بر دیگران بگذاریم هم رخ نخواهد داد، که طبق قانون اگر بخوایم به کسی و یا کل جهان کمک کنیم بهتره تمرکزمون بر روی خواسته های خودمون باشه، به اهدافمون برسیم و موفق شیم اینجوری میشیم الهام بخش بقیه و نیازی به هیچگونه دلسوزی نیست، جالبه مواقعی از فرد می خوان که طبق رسوم جاری بیای بشینی برای یک سری افراد دلسوزی کنی و فقط با تعهد ما به عمل به قوانین میشه مسیرمون یجوری بریم که چنین افرادی یا از مدارمون خارج بشن و یا به گونه ای با ما رفتار کنن که مطابق قانون و فرکانس های ماست
خدایا شکرت برای این همه معجرات، که دقیقا دارم کم کم احساسشون می کنم، و میدونم هر چی بیشتر روی خودم و باورهام کار کنم معجزات بزرگتری رخ خواهد داد، زیرا که این قانون بدون تغییر خداوند است و عمل کردن بش همیشه جواب میده
خدایا شکرت برای این جهان پر از عدل و اصول درست و خدایا شکرت برای وجود گوهرهایی چون استاد که این آگاهی ها رو به ما میرسونن و ما رو به قول استاد در کتاب رویاهایی که رویا نیستند، به کوه الماس هدایت می کنن
خدایا هرازان بار شکرت
عاشقتونم
در پناه الله یکتا باشید.
سلام به استاد مهربان
سلام به دوستان خوبم
من در این فایل به این نکته پی بردم و این را یاد گرفتم که
توجه بی جا
کمک بی جا
به دیگران را کنار بگذارم
آگاهانه به دیگران کمک نکنم تا آنها بتوانند از مهارتهای خودشان استفاده کنند و با این کار خودشان به کسب و درآمد می رسند و هم عزت نفس آنها حفظ می شود و هم خدای مهربان هم به آنها کمک خواهد کرد
این صحبت ها بدان معنی است که من دلسوزی بی جا نداشته باشم
من هرگز دنبال ترحم بی جا نباشم
آنچه که در این جهان وجود دارد فراوانی است پس نباید هرگز ترحم و دلسوزی بی جا داشته باشم
من که از قوانین این جهان آگاه هستم پس باید دنبال این باشم که راه درست را نشان افراد بدهم و نه اینکه برای آنها ترحم و دلسوزی داشته باشم
من خودم در سر کارم آنقدر دلم برای دیگر همکارانم می سوخت و همیشه دنبال این بودم که به آنها کمک کنم و با آنها صحبت کنم تا مشکلات آنها حل بشود
در نهایت جز سردرد برای خودم هیچ نداشت و آنها هم باز همان آش بود و همان کاسه در نهایت به این موضوع پی بردم که هر چه است باید از درون خودشان باشد و تا خودشان نخواهند من هرگز نمی توانم به دیگری کمک کنم
فایل عالی و خوبی بود
ممنونم استاد بزرگوار
سپاس از خدای خوبی ها
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
کمک بی جا به افراد باعث میشود آنها از مسیر درست منحرف بشن
افراد توتضادهاشون رشد میکنن مهارت یاد میگیرن تازه میفهمن خواسته شون چیه
نخواه که به کسی کمک بی جا کنی
کمک به گداها در خیابان باعث میشود تکدی گری افزایش پیدا کنه چهره شهر رو زشت میکنه باعث خراب کردن مسیر زندگی آنها میشود
اگر فرزندانتون رو حمایت کنی اونها رشد نمیکنن
(آگاهانه کمک کردن)
با پول ندادن به گداها باعث رشد آنها میشوی
بچه وقتی یبار سوخت یاد میگیره دیگه نزدیک آتیش نشه
وقتی یبار زمین افتاد زخمی شد یاد میگیره مواظب خودش باشه
انسان باید روزیشو از خداوند بطلبد
دلسوزی بیش از حد ترحم بیش از حد باعث آسیب به افراد میشه
بدون هرکسی در هر شرایطی از خداوند در خواست کنه خدا بهش پاسخ میده
سلام استاد عزیز بابت فایل بسیار زیباتون سپاسگزاری میکنم
در مورد موضوع این فایل که دلسوزیهای بیجا که باعث بدبخت شدن افراد میشه من یه مثالی داشتم
اینکه یکی از آشناهای خودمون یه پسری داشت که از همون اول به شدت ازش حمایت بیجا میکرد و این باعث شد که بسیار بیمسئولیت بار بیاد و حتی توی زندگی زناشوییش هم به مشکل برخورد و خانمش ازش جدا شد به خاطر اینکه هیچ جا ثابت برای کار کردن وای نمیساد و مادرش مخفیانه بهش پول میداد البته نه اونقدری که بشه زندگی رو با چرخوند فقط در حدی که بتونه خرج سیگار و موادشو در بیاره و این روند ادامه داره تا الان که حدود 50 و خوردهای سال از سن اون پسر میگذره و توی اتاق بسیار کوچیک خونه مادرش داره زندگی میکنه و هنوز هم مامانش خرجشو میده و الان به جایی رسیده که مادرش آرزوی مردن خودشو میکنه ولی جالب اینجاست که هنوز هم نمیخواد بفهمه که خودش با طرفداریهای بیجا باعث بیمسئولیتی پسرش شده
سلام به استاد مهربان
سلام به دوستان خوب خودم
صحبت های استاد در این فایل واقعا درست بوده است
یادم می آید که همیشه نسبت به دیگران دلسوزی داشتم
همیشه درگیر این بودم که چرا می توانم به دیگران کمک کنم
همیشه درگیر این بودم که باید روی کمک کردن به دیگران سرمایه گذاری کنم و آنوقت من آمدم خوبی خواهم بود
اما اکنون با این صحبت ها به این درک رسیده ام که من باید فقط روی باورهای خودم کار کنم
احساس دلسوزی بی جا را کنار بگذارم
احساس ترحم بی مورد را کنار بگذارم
چرا که با کمک کردن به دیگران من حس و حال فعالیت و کار انجام دادن را از آنها خواهم گرفت
این را باید بدانم که همیشه بگذارم تا دیگران در مسیر رشد و فعالیت قرار بگیرند
استاد درس عالی و خوبی را به من دادند
ممنونم استاد مهربان
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام خدمت استادی عزیزم ومریم جون نازنین ودوستان عزیزی که این کمنت را میخواند
من مثلی خیلی واضع دارم، من یک مدتی کوتاه بود درامدی نداشتم هرچی پس اندازی داشتم را هم تمام کرده بودم البته قبل آن من آن کسی بودم که همیشه دستم تو جیب خودم بود همیشه خودم احتیاجاتم را رفع میکردم بعد آن مدت که من پول نداشتم برای کوچک ترین چیزی که لازم داشتم از پدرم باید پول میگرفتم بعد پدرم با وجودی که منو خیلی دوست داشت برام پول میداد ولی یک قسمی من احساس خوبی نداشتم
من قشنگ یادم هست چند دفه که من پول لازم کردم از پدرم کارتش را میخواستم ولی ایشان کارت را بریم نمیداد همون اندازه که لازم داشتم را نقد میداد اگر اضافه بود هم میگفت پس بیارم بعد این حالت منو خیلی ناراحت میکرد وخیلی بهم برخورد بعد منم تصمیم گرفتم که دیگه این حالت را تحمل نکنم دست پای بیزنم برای خودم پولی دربیارم در صورتی بدهکار هم شده بودم بعد منم به کمک وهدایت خدای مهربانم سری یک شغلی پیدا کردم که در بهترین موقعیت کناری بهترین افراد با درآمدی خیلی عالی دارم
والان که فکر میکنم میگم خداراشکر که پدرم آنچنان که من تواقع داشتم همراهم رفتار نکرد هرچند من میدونم پدرم منو خیلی دوست داره ولی تواقع من بیشتر از اینا بود و این رفتاری پدرجانم باعث شد من حرکتی بکنم و درآمدی برای خودم داشته باشم و این تجربه خیلی زنده است برام که دلسوزی باعث ضربه زدن به طرف میشه حتا من مثلای دارم که بعضی موقع من بطرف از هر لحاظ دلسوزی کردم ولی جواب خیلی بدی گرفتم.
بهرحال خداراسپاسگذارم که این فایل عالی نشانه امروزم بود و برام کلی درس داشت
وخداراشکر میکنم که من درمدارش بودم واین آگاهی را را دریافت کردم
خداجانم بی نهایت سپاسگزارتم، دوستت دارم وعاشقتم
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خودم
من هر چه بیشتر بتوانم به این باور برسم که افکار و باورهای من است که شرایط زندگی من را تغییر می دهد آنوقت بهتر می توانم پی به شرایط محیط اطراف خودم پی ببرم
بهتر و راحت تر بتوانم دلیل رفتار دیگران را بغهمم
بهتر می توانم در شرایط بد و موقعیت های سخت پی به نکات ان ببرم و آنوقت بهترین زندگی را در بر خواهم داشت
بهترین حال خوب را همیشه خواهم داشت
همه چیز برای من از زمانی به وجود می اید که بخواهم تغییر کنم و دنباله رو قوانین این جهان باشم
من همیشه موفق خواهم بود
این جهان پر از فراوانی است
من چقدر از ان سهم دارم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام استاد نازنین امیدوارم در پناه خدای یکتا شاد و سلامت باشید.
چقدر با این دیدگاه موافقم که نباید الکی دلسوزی کنیم و بهتره پامون رو از کفش خداوند بکشیم بیرون. اینکه ما برای دیگران دلسوزی کنیم به خودی خود به جایی ختم نمیشه بلکه فقط حال خودمون رو خراب میکنیم و بدتر اینکه در طبیعت و کار جهان دخالت کردیم.
وقتی ما اعتقاد داریم که تمامی اتفاقات و شرایط های زندگی ما و هر انسان دیگه ای به فرکانس و نگرش و نوع تفکر اون آدم بستگی داره، پس دلسوزی بی معنی میشه چراکه هر کسی داره نتایج افکار خودشو دریافت میکنه و بهتره ما دخالت نکنیم در کار جهان چون خیلی هم بخوایم دخیل بشیم، جهان مجبوره که مارو کنار بزنه تا کار خودشو بکنه. بنابراین ممکنه دلسوزی بیش از حد ما باعث ضرر و پشیمانی ما بشه.
صحبت های من به این معنی نیست که مثل سنگ باشیم. اگر هم بخوایم به کسی کمک کنیم جوری کمک کنیم که طرف بتونه روی پای خودش باشه نه اینکه کاری کنیم وابسته بشه و همیشه چشم انتظار ما باشه که مثلا بهش پول بدیم یا خوراکی براش بخریم. به قول معروف بهش ماهی ندیم، بلکه ماهی گیری یادش بدیم.