دلسوزی بی جا | به کبوترها غذا ندهیم! - صفحه 22 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

513 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ستاره شو گفته:
    مدت عضویت: 2628 روز

    سلام استاد عزیزم

    قبل از آشنایی با استاد از پدرم بدم می اومد،که حتی زمان مدرسه پولی بهم نمیداد و دلسوزی برام نمیکرد .اما بعد از آشنایی با قوانین خداوند توسط استاد گرچه اخلاق پدرم ناخودگاهم باشه اما باعث شده خودم و همه بردارهام الان خودشون خونه زندگی داشته و هیچکدونشم لب به سیگار هم نزدن.چقدر دیگه از پدرم خوشم میاد هیچوقت نگران نیست.مادرم دلسوزی میکرد همیشه و من خوشم اومد الان میبینم این با مثالهای که از اطرافم دارم چقدر آدم ها را ضعیف به بار میاره(البته محبت خوبه ولی کنترل شده اش که محبت و نگرانی مادرمم زیاد از حدم نبود).

    عاشق اکثر اخلاق پدرم هستم حالا و میبینم بیشتر اخلاقش هماهنگ با قوانین‌ خداونده.یادم میاد زمانی که 15 سالم بود مامانم نگران بود ماشین برونم اما پدرم عینه خیالش نبود.

    البته پدرم آگاه نیست اخلاقش اینطوره و اینم از هدایت خداونده

    با تشکر از استاد عزیزم عباس منش که هر فایل را میبینم نکات مثبت و منفی خودم را کشف میکنم.عاشقتم خدا،عاشقتم استاد💕

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    علیرضا نقدیان گفته:
    مدت عضویت: 2015 روز

    سلام خدمت استاد عزیز و دوستان هم فرکانسی من

    استاد این بحث تضاد ها در زندگی خیلی مهمه و من خیلی خوب دارم درکش میکنم

    خیلی از افراد و اکثر جامعه تضاد ها رو مانعی در برابر پیشرفت خودشون میبینند و فکر میکنند تضاد جلوی مارو می تونه بگیره در صورتی که هیچ عامل بیرونی در مسیر موفقیت ما تا ثیر نداره.

    بنظر من تضاد ها با ارزش ترین چیز ها در زندگی ما هستند اگر ما از اونها آگاهانه استفاده کنیم و از اونها به عنوان سکویی برا پرتاب خودمون به سمت موفقیت استفاده کنیم.

    و اگر اینگونه به تضاد های زندگیمون نگاه کنیم با فکر کردن راه حل های بسیار خوبی در ما به وجود میاد و به مسیر هایی خوب هدایت میشیم

    این یکی از ویژگی های مشترک افراد کار آفرین و ثروتمند هست که حتی خیلی از اونها زمانی که کارشون رو شروع کردن هیچ پولی نداشتن و جالبه خیلی هاشون افرادی بسیار فقیر بودند و از اول هیچ چیزی نداشتند اما با بهره گیری از فرصتی که تضاد ها براشون ایجاد کرده بود تونستن به مسیر های خوبی راه پیدا کنند

    مثالش خودتون هستید که بارها از شرایط سخت زندگی خودتون گفتید و همشو تعریف کردید از زندگی توی اتاق سیمانی در بندر عباس تا فلوریدا…..

    امیدوارم در پناه الله یکتا شاد پیروز و سربلند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید.

    ارادتمند شما علیرضا نقدیان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    فاطمه گفته:
    مدت عضویت: 1326 روز

    به نام مهربان خدایم

    سلام به دوستان عزیزم

    چه زمان هایی بوده که با کمک کردن و دلسوزی بیجا آسیب زدی به خودت یا به دیگران؟

    یکی از بارزترین مثالایی که توی ذهنمه اینکه وقتی خودم در وجودم با کار کردن روی قانون تونستم حسم خیلی خوبی کسب کنم به خدا نزدیک تر بشم اروم باشم انگیزه داشته باشم و… یه جایی بود یکی از اعضا خانواده ام داشت ناله میکردو .. دقیق یادم نیست چه موضوعی بود و من با خودم گفتم بزار فلان حرفو بهش بزنم من تونستم این جور انگیزه بگیرم از این حرفا به محض اینکه گفتم یهو به تمسخر اعضا خانواده گفتن اوووهه چ حرفا انگار یه عالمه بزرگتری ازش و.. بعد من همونجا به جایی که ناراحت بشم گفتم دقیقا طبق قانون باید همین میشد اولا که من نباید دلسوزی میکردم دوما افرادی که در مدار نباشن نه تنها حرفات قبول نمیکنن بلکه مسخرتم شاید بکننن و حتی ممکنه باورا تورو هم تخریب کننن

    یه جا دیگه اینکه با کمک کردن به یک شخصی باعث میشدم که هعی بیشتر وقت داشته باشه که از خودش ایراد بگیره و بلا و مریضی سرخودش بیاره که تصمیم گرفتم رها کنم و کمتر کنم حمایت هامو

    در پناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  4. -
    فرزانه بهزادی گفته:
    مدت عضویت: 4310 روز

    سلام استاد خوبم بی نهایت سپاسگزارم برای این فایل های زیبایتان .کاملا با شما موافقم هستم اگر می خواهیم کمک کنیم به قول خودتان اول به نزدیکان خود بعد فامیل های درجه دوم وسوم . دلسوزی بی جا باعث می شود هم به خود ضربه برسانیم وهم به دیگران .

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  5. -
    سیدمحسن سجادی ارجمند گفته:
    مدت عضویت: 3497 روز

    با سلام و عرض ادب به استاد گرامی.

    متشکرم از گفته های قشنگ تون.

    مطلبی رو خواستم عنوان کنم از کمک و دلسوزیی که منجر به مرگ یکی از دوستانم شد.

    سالها پیش که تولید کننده تجهیزات ورزشی بودم ،یکی از دوستان ورزشکارم که با هم ورزش هم میکردیم،و این پسر به واسطه همین ورزش به شدت خوش تیپ هم شده بود و توی ورزشش هم خیلی داشت موفق میشد و کم کم داشت سر زبونا میفتاد اسمش،این یه روز اومد پیشم و گفت میخوام از بانک وام بگیرم،و باید یک فاکتور سوری درست کنم و به بانک بدم و یک وام 20 م تومانی با بازپرداخت خیلی کم بهم خیلی سریع میدن،اما آشنا ندارم و هر جام رفتم نتونستم از کسی فاکتور بگیرم،میخوام باشگاه مو بزرگ تر کنم و از این حرفا…

    منم فرد قانونمندی بودم و اولش یکم مقاومت کردم..اما بعد از مدتی با مهر امضای شرکتم یک فاکتور بهش دادم و رفت…دیگه کمتر میدیدمش ویک سالی شد که ازش خبری نداشتم ..تا یک روز توی جریان یک مسابقه از بچه شنیدم که فلانی از کلی مواد مخدر ازش گرفتن و اعدام شده و از مرگش به شدت ناراحت شدم…بعد از مدتی داداش کوچیکش که توی مسابقات میدیدمش جویای قضیه شدم…فهمیدم همون موقع که وام و میگیره..کم کم دور از چشم خانواده دست به کارای ناجور میزنه که به درآمد بالاتر برسه و خوبم میشه اوضاش که البته خانواده فکر میکن از راه ورزشه…تا اینکه با 20 کیلو شیشه میگیرنش و بعد شم اعدام…

    واقعا میتونستم اون فاکتور و بهش ندم.

    البته سالها بود عذاب وجدان داشتم اما بعد از شنیدم فایل عفو بخشش شما بسیار آروم شدم و براش طلب عفو و بخشش از پروردگارم کردم.خدا بیامرزش.

    از شما بسیار سپاسگزارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    فرزانه رضایی گفته:
    مدت عضویت: 1403 روز

    سلام به استاد خوبم و خانم شایسته عزیز و دوستان

    وقتی دنبال دلیل دلسوزی هام گشتم، متوجه شدم که دلسوزی من ریشه در ضعف خود من داره.

    چون من وقتی دلم می سوزه که فکر می‌کنم: من اگر چای فلانی بودم، من اگر توی شرایط اون بودم، ناتوان می بودم و نمی‌تونستم از پس اون شرایط بر بیام.

    پس در واقع من ضعف دارم و نه اون شخص.

    من جای اون شخص نیستم و شاید اصلا اون شخص احساس خوشبختی کنه و راضی و شاکر باشه.

    در واقع یجورایی دارم قضاوت هم میکنم.

    و تمرکزم روی نازیبایی ها و سختی های زندگی فرد مقابل هست.

    و نشون میده که من هنوز باور نکردم که ما خالق شرایط زندگی خودمون هستیم و می‌تونیم شرایط رو عوض کنیم و تضادها می‌تونند پتانسیل رشد ما رو در خود داشته باشند.

    و جدیدا به این شناخت از خودم رسیدم که دلسوزی برای من خیلی مضره، چون نشتی فرکانسی ایجاد میکنه.

    باعث میشه برعکس قوانین عمل کنم و فکر کنم میتونم تاثیر گذار باشم و وقت و انرژی ام رو هدر بدم و تمرکزم رو بذارم روی دیگری.

    و احساس بد نتیجه اش اتفاقات بده، و اولین ضرر همین اتلاف وقت و انرژی و پول من هست.

    کسانی که تمایل به قربانی بودن دارند این حس رو در من فعال می‌کنند و من چون فرکانس متناسب رو فرستادم توی این تله میفتم‌.

    باید سعی کنم وقتی به زندگی کسی نگاه میکنم، خوب و بد چیزی رو قضاوت نکنم.

    میدونم خیلی راه دارم خیلی زیاد ولی همین‌که متوجه این موضوع شدم خدا رو خیلی شکر میکنم چون جلوی ضررهای زیادی رو به موقع گرفتم.

    و میدونم روند اینه که هر بار زودتر بیدار میشم و زودتر چشمم رو باز میکنم و یاد قوانین میفتم و تغییر مسیر میدم و از بیرون به درون خودم برمیگردم.

    واقعا دلسوزی به جا وجود نداره.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    سمانه بیک زاده گفته:
    مدت عضویت: 1449 روز

    سلام به استاد عزیزم ومریم ناز ومهربونم

    استاد عزیزم هربار که فایل های بی نظیرتون رو گوش میکنم دوست دارم زود کامنت بزارم

    چون من بیشتر گفت های شما رو تجربه کردم

    همسر من زمانی که استارت کاری اش را زد

    با سرمایه پدرشون شروع کردند

    از اون جایی که یه دوست خیلی صمیمی هم داشتند

    ایشون رو هم در کنار خودشون به حرفه کابینت سازی مشغول کردند

    از همون روزهای اول همسرم همیشه به دوستشون بها خیلی زیادی میدادند

    طوری که بهترین وسایل وبیشترین خرج هارو همیشه واسه شریک وهمسرشون میکردند

    و چون خیلی همسرم در همه مواقع پول در اختیار ایشون گذاشتند اون آقا خودش رو شریک میدونست

    وتوقع ایشون در تمام جهات کاری وپولی رفته بود

    بالا

    من خیلی وقت ها با خودم میگفتم چقدر رفتار همسرم جالبه چرا باید همیشه بهترین ها واسه اونا باشه

    حتی زمانی که دوستشون ازدواج کرد

    ما رفتیم تهران برای خرید لباس عروس

    و خرید یخچال لباسشویی گاز که بهترین باشه

    در صورتی من لباس عروسی ام رو کرایه کردم

    ووسایلامو هم از شهر خودمون خریدیم وخیلی چیزها دیگه…..

    خلاصه استاد عزیزم این روند ادامه داشت که کم کم

    اون اقا که مثلا شریک ودوست صمیمی همسرم بود

    دل زیاد به کار نمیداد

    ولی همچنان خرج کردن ها به همون روال قبل بود

    وعادت کرده بودند به پول گرفتن های مُفدی البته معذرت میخوام این کلمه رو به کار بردم

    بعد چند سال همسرم تصمیم گرفت که دیگه شرکاتشون رو به پایان برسونه

    با این که شریک نبودند تمام سرمایه از آن همسر من بود همسرم دستگاه برش کاری و یه سری ابزارهای کاری رو بهش داد تا خودش بتونه کارش رو گسترش بده

    اون رفت کلی بدهکاری اون آقا افتاد گردن همسر من

    خیلی کم آوردم ولی خدارو شکر به لطف خدا هرچی بود تموم شد رفت

    بعد اون جدایی شراکت کاری

    اون آقا که دوست صمیمی چندین ساله همسرم بود وهمسرم اینقدر بهشون بها داد کلی حرف پشت سر همسرم زد

    ولی خداروشکر همسرم خیلی ادم منطقی هستش

    همیشه میگه وقتی کسی پشت سرت حرف زد با خود بسنج آیا حرف هایی که پشت سرت یا روبروی تو میزنند آیا تو اون رفتارها یا اون کارها رو کردی

    اگر درست نبود پس جای ناراحتی نداره مهم خودت هستی که میدونی چه آدمی هستی

    چون حرف مثل باد هوا میمونه میاد ومیره پس نباید برات مهم باشه

    استاد عزیزم این بود داستان بها دادن و دلسوزی کردن چند ساله به آدمی که در زندگی چیزی نداشت و آخر هم طلبکار شد

    استاد عزیزم ومریم گلم خیلی دوستون دارم

    یکی از تجسمات ذهنی ام همیشه ملاقات با شما دو عزیز است

    خداوند یارو یاورتون باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  8. -
    داوود گفته:
    مدت عضویت: 648 روز

    سلام استاد عباس منش عزیز.

    مطلبی به ذهن من رسید که امیدوار هستم شما در خصوص این فایل اون بررسی کنید که باعث میشه خیلی ها مثل من رو از تناقض ظاهری که در این مورد دارن خارج کنه .

    وقتی سوره وضحی را خواندین و توضیح دادین خیلی لذت بردم و سعی میکنم هر روز اون را چندبار بخوانم و لبریز از آرامش و شادی میشم و خدارو شکر میکنم که ما رو رها نکرده و با ماست و به ما آنقدر نعمت عطا می‌کنه که راضی بشیم . استاد در ادامه چند آیه بعد همون‌طور که توضیح دادین خداوند میفرماید فاما الیتیم فلا تقهر و اما السائل فلا تنهر یعنی شما هم یتیم و نیازمند را از خود مرانید. البته بارها در خصوص انفاق کردن در راه خدا که خداوند 700 برابر اون رو مثل 7خوشه گندمی که از کاشته شدن یک بذر گندم به ما برمی گردونه صحبت کردین . اینکه به دیگران کمک کنید نه به خاطر اونها بلکه به خاطر خودتون . اینکه خلأ ایجاد کنید . همه اینها رو با صحبت این فایل و کلا کمک نکردن به فقیرها تا خودشون یک کاری بکنند نمیشه در کنار هم گذاشت. بعضی وقت ها ممکن خیلی دیر بشه شایدم کمک کردن به اونها آزمایش ماست . البته تشخیص اینکه کی؟ به کدومشون؟ و کجا باید کمک کنیم؟ را خودم هم گاهی وقتها مطمئن نیستم. استاد لطفاً اگر روزی فرصت داشتین این رو از هم تفکیک کنید ممنون میشم . اگر هم قبلاً این کار انجام دادید و من هنوز بهش نرسیدم عذر خواهی می کنم . با تشکر از شما.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
    • -
      ☆☆ Hosna_85 ♡♡ گفته:
      مدت عضویت: 560 روز

      سلام بر شما دوست عزیز

      خود بشخصم هم در این موضوع کمی تردید دارم ولی نمیدونم چرا یه صدایی درونم گفت در مورد این موضوع چند مطلب بنویسم و پاسخ بدم

      احساس میکنم این مسئله که میگه یتیم رو از خود مرانید یعنی خود رو برتر از یتیم ندونیم و طبق گفته ی خود قران ما همگی برابر و برادریم و برتری هم نداریم،

      بعضی از افراد هستن دلسوزی میکنن نه اهل کمک، مثال یه شخصی رو فرض کنیم که یه ادمی رو میبینه لباس نداره و تا ته تو سطل زبالیه حالا این ور این ادمی که اینو میبینه نه کمکی ازش برمیاد نه چیزی فقط نشسته میگه خدا چیکار میکنه یعنی خدا اهل عدالت نیست یعنی خدا چقدر بی رحمه و… که خدا ادم ظالم و خودش ادم اهل کمکیه ( البتع کاری هم از دستش بر نمیاد) و حالش تا چند روز بده چون دلسوزی داشته

      این بدترین دلسوزی هست که تو عمرم دیدم

      ما قانون بخشش داریم باید صفات بخشندگی خدارو داشته باشیم ولی نه به گداها

      چون گداها ادمایی هستن که این گدایی رو یه شغل میدونن ( طرف صبح میره برای گدایی شب بر میگرده که ببینه چقدر در اوردع، رسما الان فقط پیر مرد ها نیستن که نتونن درامد زایی کنن و گدایی کنن

      طرف بچش رو میفرسته برای گدایب که از همون بچگی این مسیر رو یادش میده که اگه نیاز داشتی گدایی کن تا بهت بدن تازه اموزش میدن که چطور گدایی کنن

      یادمه تو فیلم ایرانی باران، شکیب بود توی کاوه صندقش پر پول داشت ولی بچه هارو برای گدایی میفرستاد اگه توی گدایی پولی بهشون نمیدادن شکیب خودش حتما دست به کار میشد که شکم خودشو سیر کنه و به بچه ها هم کار کردن و پول در اوردن از مسیر درست رو یاد میداد

      واقعا امروزه نه صرفا بگیم بچه ها مقصرن، مقصر اصلی پدر و مادره که بچش دزدی میکنه بهش تشویق میکنه و گدایی میکنه تشویق میکنه ( الان ما همسایه ای داریم بچش اول از میوه های ما دزدی میکرد بهش افتخار میکرد و حتی شب دور هم میخوردن بعد ها رفتن مرغ دزدی کردن حتما پس فردا پول کم بیاره میره پول دزدی میکنه

      حمایت بیجای پدر و مادر و فامیل بد ادم رو بار میاره

      بعد صرفا این دیدگاه رو داریم که اقا گناه داره ( خدایی که اونو تو اون مکان قرار داده میدونه که گناه نداشته یا میدونه خودشو اون فرد میتونه نجات بده اگه ما انسان ها دخالتی نداشته باشیم )

      از وقتی این فایل رو گوش دادم واقعا کاملا قاطعانه میگم کمک به هر ادمی خوب نیست

      قانون بخشش داریم هر از گاهی به یه بچه یتیم یه عروسک بخری یا یه هدیه بخری و خوشحال کنی خوبه چون هدیه خریدن حتی برای اهالی خانواده هم خوبه ( اونم طرف حس کنه که هدیه هست نه اینکه همش کمک کنیم تا فکر کنه روزیش از دست ماهاست)

      اما صرفا تو گدایی یا( حتی این یارانه ای که برای ملت ایران واریز میشه حدود 400 یا 600) طرف درامدش رو به این چهار قرون پول وصل کرده، نگاه که میکنی از دوماه قبل میگن اگه این یارانه واریز بشه فلان کار میکنیم و فلان چیز میخریم

      یعنی اینقد عاجزن که چشماشون این 400 تومن رو میبینه و اصلا هم بفکر این نیستن که اقا ما یه تغییری بکنیم ( میگن قراره بهمون 400 تومن واریز بشه) واریز که بشه همگی سر این چهار تومن دعوا دارن و در اخر به دولت فحش میدن که چرا به هر نفری یه تومن نمیده حداقل یه چیز بهتر بتونیم بخریم

      یعنی تا این حد عاجز و بدبخت کردن خودشونو هر خواسته ای دارن دارن یکی یکی خط میزنن که بتونن با اون قرون پولی که بهشون داده میشه یه کاری بکنن

      و این بزرگترین اشتباهه و بنظر من گناه کبیرست چون با این حمایت انسان ها هم از رسالتشون دوری میکنن و البته مسئولیت این کارها هم ما هستیم

      من که بعد این فایل فهمیدم کمک درست نیست اگه خواستیم یه هدیه بخریم و شاد کنیم و یه خورده از درامدمون رو به ساخت جایی کمک کنیم یا به پذیرشگاه سالمندان بدیم و….

      طبق فرکانسی که من داخلش بودم این ایده ها بهم داده شد و شاید در اینده هم تغییر کرد

      اما کمکی که انسان رو وسوسه کنه درست نیست و هرکاری که از حدش بگذره درست نیست

      یه مثل داریم که میگه

      ( خوبی که از حد بگذرد. نادان خیال بد کند )

      همه چیز در دایره ی خودش و به میزان خودش

      از خداوند سپاشگزارم که بهم گفت این نظر و پاسخ رو بدم ( واقعیتش اصلا نمیدونستم چی بنویسم اما همین که شروع کردم یه چیزی از درونم بهم میخوند که اینو بنویس)

      چقد صدای زیبایی بود در درونم که اینارو بهم گفت واقعا عاشقانه دوستش دارم

      هم از خداوند سپاسگزارم بابت یاری و هدایتی که بهم کرد و حتما این متنی که نوشتم رو خودم چندبار میخونم چون احتمالا بیشتر از هرکسی خودم بهش احتیاج داشتم

      هرکجا هستین در پناه الله یکتا شاد و پیروز باشید

      یا حق

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    محسن سلگی گفته:
    مدت عضویت: 820 روز

    سلام خدمت شما استادان عزیزم جناب عباسمنش بزرگوار و خانوم شایسته گرامی وهمه اعضای این سایت الهی و بی‌نظیر.

    من محسن سلگی شغلم خیاطی هستش و تولیدی پوشاک مردانه کار میکنم و بواسطه کارم با افراد زیادی سروکار دارم زیاد اهل رفیق بازی نیستم ولی از همون دوران اول کارم یک دوست صمیمی پیدا کردم وتا همین سال گذشته یعنی سال 1402 باهم حتی رفت و آمد داشتیم.

    تااینکه بعد از حدود 20 رفاقت بخاطر یک موضوع این رفاقت به پایان رسید

    من خیلی ناراحت بودم که چرا اینجور همه چیز تموم شد تا دیشب که از سر کار برمیگشتم خونه پی به یک موضوع بردم که واقعا خداروشکر میکنم بخاطر بهم خوردن این رفاقت.

    الان که فکر می کنم میبینم اولا خواست خدا بود که این رفاقت تموم بشه و من از طرف اون دوستم کمک مالی رو دریافت نکنم

    البته نه اینکه اون دوستم آدم بدی باشه بلکه ناخواسته و از روی دلسوزی به من کمک می‌کرد ولی کمکی که الان فهمیدم منو داشت به این شکل زندگی عادت می داد

    دوما واقعا امسال خیلی از لحاظ مالی بدون کمک اون دوستم و با قبول کردن هدایت همیشگی خداوندم و عمل به توصیه های استادان عزیزم تغییرات عالی تری داشتم که بابتش شکر گذار خداوندم.

    و جالب تر اینکه همین دیشب داشتم با این موضوع فکر می کردم وامروز که‌ به‌ این فایل زیبا هدایت شدم آنقدر حالم بابت این همه نظام الهی عالی هستش که دلم نیومد این اتفاقات زیبا رو با شما عزیزانم درمیان نزارم

    خدایا شکرت خدایا ممنونم خدایا سپاسگزارم

    استادان قشنگم از شما ممنونم و سپاسگزارم

    به امید حال عالی همه شما عزیزانم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    هادی توکلی گفته:
    مدت عضویت: 3186 روز

    با عرض سلام خدمت تمام خانواده عزیزم

    امروز و چند بار قبل به این فایل گوش دادم.

    اما قبل از اینکه فایل را گوش بدم فگر میکردم چرا به کبوتر ها غذا ندهیم باخودم گفتم من که این کار نکردم اما بسیار دوست داشتم اینکار را بکنم.

    مثلا فکر میکردم که وقتی ازدواج کنم و دارای فرزند شوم که حالا عمرم کم است و آرزوی ازدواج موفق را دارم و ایکنه با خودم میگفتم برای پسرام همه چیز را مهیا کنم اما حالا فکر میکنم که نه من را مادرم نیز کمی نازدانه بزرگ کرد تا وقتی خانه بودم زیاد حس نمیکردم اما حالا ها خیلی کمبودی را حس میکنم که اگر من را با یک طریقی یا راهی میگذاشت بعضی کار هارا به عهده من میگذاشت خیلی بهتر بود. هم تنبل بار نمی آمدم و هم دست و بالم زیاد بسته نبود.

    دوستان میدانید برای فرزندان خودمان فقط عزت نفس بدیم و اینکه بیشتر بصورت ماهرانه آنهارا به چالش بکشانیم نه بصورت اجباری و خشونت که البته اجداد ماها نیز شاید کمک نمیکرد به فرزندانش و آنهارا حمایت نمیکردند ولی آنها را با خشونت بار می آورد. از جمله یک دوستم که او مادرش در دوسالگی اش فوت کرده اما پدرش بعد هفت و هشت سالگی اورا نذاشته که مدرسه بره و واقعا رویش کار فزیکی کرده و واقعا تاحدی آخر و دوستم آخرش از خانه فرار کرده بوده وحالا حدود پنج سال استش که بیرون ازخانه اش است. حالا واقعا سواد خواندن و نوشتن را کم کم آموخته زبان آلمانی یاد گرفته اما بببنیم ازحیلی باسوادا پولدار،با عقاید بهتر ، و اعتماد به نفس بالایی است اما چیزی که ازش ناراحت استش از وفات مادرش است. اما من به این باورم که درسته نداشتن مادر سخته اما این تضاد واقعا برایش کمگ کرده که رشد کنه اما باور هایش واقعا مشکل داره این قضایا قانون جذب و مثل اینارو باور نداره و اصلا در مدارش نیست ولی بازم خیلی شاد معلوم میشود خیلی از قوانین را نا آگاهانه بهش عمل میکنه.

    خوب بگم که واقعا حمایت های بیجا ما باعث ضعیف شدن دوست، برادر و فرزندان میشود. من مثلا اول در آلمان بودم خیلی اینا رو دربعضی چیزا بیرحم میدیدم مثلا مریضا رو آنقدر بهش رسیدگی نمی کنن منظورم از لحاظ اینکه مریضای که درست حرکت نمیتوانستن اونارو میگذاشتند خودشان حرکت کنن و خود شان یاد بگیرن و کمکم فزیک شان آماده سلامتی شود.

    درست نتوانستم که بنویسم اما نباید زیاد احساس دلسوزی بیجا به همه نداشته باشیم.

    همه شمارا به الله یکتا میسپارم. از خدابرای همه آرزوی سلامتی شادی موفقیت و ثروت دارم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: