به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن


این فایل در مرداد ماه 1399 بروزرسانی شده است

این متن خلاصه‌ای از فایل این قسمت می‌باشد، اما برای درک کامل و عمیق‌ترِ مفاهیم، حتماً خود فایل را به طور کامل گوش دهید.


آگاهی های این قسمت، رسیدن به خودشناسی درباره یک ترمز بزرگ ذهنی است که استاد عباس منش آن را مکانیزم دفاعی ذهن در برابر موفقیت‌های بزرگ می نامد. استاد عباس‌منش در این آموزش، از این ترمز مخفی و مخرب ذهن پرده برمی دارد که: چرا بسیاری از افراد، ثروت‌های عظیم و موفقیت‌های چشمگیر دیگران را انکار می‌کنند، آن‌ها را دروغ می‌پندارند یا به عواملی مانند دزدی، رانت و شانس نسبت می‌دهند. ریشه این انکار، در باورهای محدودکننده ذهنی فرد نهفته است. همان باورهای مخربی که به صورت مخفی در حال دور کردن فرد از تجربه خواسته هایش است. زمانی که ظرف ذهنی یک انسان با تجربیات محدود و شکست‌های پی‌درپی پر شده باشد، شنیدن ارقام درآمدی میلیاردی یا موفقیت‌های سریع، برایش غیرقابل هضم می‌شود. چون ذهن او نمی‌تواند این حقیقت را بپذیرد، برای حفاظت از خود، سریعاً برچسب «غیرممکن» یا «کلاهبرداری» را به آن می‌چسباند.

درس بزرگ اینجاست که ما جهان را نه آنگونه که هست، بلکه آنگونه که باور داریم تجربه می‌کنیم. تا زمانی که الگوی ذهنی شما بر مبنای «نمی‌شود» و «سخت یا غیرممکن است» بنا شده باشد، حتی اگر فرصت‌های طلایی و نعمت‌های خداوند مانند کشتی‌های کریستف کلمب در مقابل چشمانتان رژه بروند، شما قادر به دیدن آن‌ها نخواهید بود، زیرا صدها ترمز ذهنی مخرب در ذهن شما به صورت مخفیانه، مانع درک فراوانی و آسانی در دسترس بودن نعمت ها می شود. به دلیل وجود این ترمزهای مخفی ذهن است که شما به ایده ها و راهکارهای هماهنگ با خواسته های خود هدایت نمی شوید و تمام خواسته های شما پشت سد این ترمزهای مخرب و مخفی ذهن، جمع شده است. کافی است جهادی اکبر برای شناسایی و حذف این ترمزهای مخفی به راه بیاندازید تا تمام آنچه را در زندگی تجربه کنید که الان به خاطر این ترمزهای مخفی ذهنی، غیرممکن یا سخت می دانید. کار دوره کشف قوانین زندگی، شناسایی و حذف ترمزهای ذهنی مخربی است که در برابر خواسته های خود دارید. همان ترمزهایی که اجازه هماهنگ شدن و هم مدار شدن با خواسته هایتان را نمی دهند. به همین دلیل به جای تحسین دستاوردهای دیگران و الهام گرفتن از آنها، به انکار موفقیت های آنها می پردازید و خودتان را بازهم از مدار تجربه آن خواسته ها، دورتر می کنید. راهکار این است که با کمک آموزه های دوره کشف قوانین زندگی، این ترمزهای مخرب ذهنی را بردارید تا ذهن شما به جای انکار موفقیت های دیگران، مصمم به خلق آن نتایج در تجربه زندگی شما نیز بشود.

نکته بسیار کلیدی و آموزنده دیگر در این فایل، تقابل میان «تکنیک‌های بشری» و «قوانین کیهانی» است. استاد با اشاره به تجربه شخصی خود در راه‌اندازی وب‌سایت، نشان می‌دهند که چگونه متخصصان و اساتید بازاریابی که غرق در آمار و احتمالات ریاضی بودند، موفقیت‌های بزرگ را «محال» می‌دانستند. آن‌ها بر اساس منطق محدود خود می‌گفتند که دریافت صدها کامنت در روز غیرممکن است، اما استاد عباس‌منش با تکیه بر ایمان به قانون فراوانی و قدرت فرکانس، نتایجی را خلق کردند که تمام آن معادلات را برهم زد. این درس به ما می‌آموزد که نباید اجازه دهیم محدودیت‌های ذهنی دیگران، حتی اگر متخصص باشند، سقف پرواز ما را تعیین کند. وقتی شما وارد مدار درست می‌شوید و باور دارید که جهان مشتاق شنیدن حرف‌های شماست، کائنات، آدم‌ها و فرصت‌ها را به گونه‌ای به هم متصل می‌کند که نیازی به هیچ تکنیک پیچیده یا تبلیغات عجیب و غریبی نیست. موفقیت، حاصل زور زدن در دنیای بیرون نیست، بلکه نتیجه‌ی هم‌مدار شدن با خواسته‌ها در دنیای درون است.

در نهایت، این فایل هشداری جدی در مورد جستجوی عوامل بیرونی برای موفقیت است. بسیاری از افراد سال‌ها وقت خود را صرف تغییر نام (به امید حروف ابجد)، تغییر دکوراسیون، تغییر قالب سایت یا تقلید از ظاهر افراد موفق می‌کنند، با این توهم که عامل موفقیت در این پوسته‌های بیرونی نهفته است. استاد عباس‌منش با صراحت تمام بیان می‌کنند که این‌ها تنها حاشیه است و اصل ماجرا، فرکانسی است که شما در هر لحظه ارسال می‌کنید. اگر نامتان را عوض کنید اما باورتان همان باور قبلی باشد، نتیجه هیچ تغییری نخواهد کرد. معیار تشخیص باور درست از غلط بسیار ساده است: احساس شما. هر فکری، هر حرفی و هر باوری که به شما احساس ترس، ناتوانی و ناامیدی می‌دهد، یک دروغ بزرگ و یک باور محدودکننده است که باید دور ریخته شود؛ و هر باوری که به شما احساس قدرت و امید می‌دهد، حقیقتی است که باید آن را در آغوش بگیرید. اگر می‌خواهید نتایجی فراتر از حد تصور دیگران بگیرید، باید جرأت کنید و با شناسایی و حذف ترمزهای مخفی ذهنی، چیزهایی را باور کنید که دیگران غیرممکن می‌دانند.


نوشتن درک خود از آگاهی‌های این فایل در بخش نظرات، به شما کمک می‌کند این آگاهی‌ها به عادت‌های فکری و رفتاری‌تان تبدیل شوند.

منتظر خواندن دیدگاه‌های تأثیرگذارتان هستیم.


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
    تعداد کل دیدگاه‌های «لیلا دریایی» در این صفحه: 1
  1. -
    لیلا دریایی گفته:
    مدت عضویت: 2270 روز

    استاد یک‌دیقه قبل از طلوع تاریک‌ترین نقطه ی شبه!

    من توی این‌کامنت میخوام کمی خودم رو تحسین کنم و جسارتمو جمع کردم برای نوشتن این کامنت.

    داشتم نتایج یکی از دوستان درباره دوره ی احساس لیاقت میخوندم که‌نوشته بودم گویا شما توی دوره گفتید اگر ادم های اطرافتون هنوز همون افراد سابق هستن پس ینی فرکانس شما تغییری نکرده

    فرکانس جدید افراد جدید رو‌میاره‌مکان های جدید رو‌میاره و…

    خوندن این جملات پشت گوشامو سرخ کرد

    راستش من فکر‌میکردم این مدت که کار‌میکنم روی خودم تغییر‌کردم ولی انگاری نه به اون صورت که فکرشو میکنم یا انتظارشو دارم

    من توی این کامنت به سه تا چیز میپردازم

    اول از خودم تشکر‌میکنم قدردانی میکنم که بی وقفه به فایل های شما مشغولم

    اگر این لیلای جسور من نبود شاید هیچ‌وقت قدم اول رو برنمیداشتم و توی این راه نمیموندم

    دوم و سوم راجب رفتار اطرافیانم و ادم های اطرافم هستش

    استاد از وقتی روی خودم کار‌کردم به شیوه ای که نمیدونم چطور رابطه ام با مامانم بابام خیلی به لطف پروردگارم بهتر شده

    مثلا توجه کردم قبلا وقتی اشتباهی توی‌خونه انجام میدادم

    چه میدونم چیزی از‌دستم میریخت زمین یا هرچیزی که میشد مامانم به شدت بهم میریخت و کلی من میترسیدم و دعوا درست میشد

    همین الان یه لیوان شیر خالی کردم رو کابینت و‌مامانم نه تنها هیچی نگفت بلکه‌پرسید اوکیی خودت؟

    موندم اصن

    و این چندمین باره میبینم خیلی خونسرد رفتار‌میکنه و به من هیچ استرسی نمیده و سرزنش نمیکنه

    استاد مامان من توی پیچیدن دلمه وسواس داره و به کسی نمیده دلمه هاشو بپیچن

    امشب من برای اولین بار نشستم باهاش‌دلمه‌پر‌کردن

    بد گفتم بده کمک کنم زود تموم شه

    گفت مطمئن نیستم بتونی ولی بیا

    منم خیلی راحت برگ‌هارو‌پیچیدم کارمون دودیقه ای تمومه تموم شد

    و خودمم کیف کردم برای برگ‌پیچیدن هام

    موضوع بعد استاد ادم های گذشته به طرز عجیب‌و‌غیرقابل باوری بهم‌برگشتن!

    و‌هی‌دارن برمیگردن!

    یا اسمشون هست یا اتفاقی میبینمشون یا یجوری‌خودشون زنگ‌میزنن پیام میدن پیگیرم میشن

    من دقیق نتونستم بفهمم چرا این اتفاق میوفته برام

    ولی امشب یه تعبیر قدرتمند کننده یه تفکر قدرتمند کننده پیدا کردم برای ذهنم که روشی‌که آموزش دادید رو در عمل اجرا کرده باشم

    طبق چیزی که توی همین فایل هم‌گفتید

    گفتید باوری رو‌انتخاب کنید که حستونم خوب‌میکنه

    من با خودم گفتم درسته هنوز فرکانسم اونقدر تغییر‌نکرده که ادم های اطرافم عوض بشن

    عوضش رفتار مامانم خیلی با من خوب شده

    و رفتار خودمم با خودم خیلی خوب شده

    اگر توهین ها یا زخم زبون هایی که‌این مدت شنیدم رو قبلا میشنیدم شاید خیلی بهم‌میریختم

    ولی استاد به طرز غیرقابل باوری من بی حسه بی حسم به حرفاشون

    به حرفای ادم های گذشته و اطرافم

    به حرف های منفی شون

    مسخره کردن هاشون

    لیبل چسبوندن هاشون

    اینکه میان یسری خاطرات بی محتوا رو بهم‌یاداوری‌میکنن و میرن

    و‌نمیفهمم هدفشون چیه

    من اینو اینطور برای خودم‌معنی میکنم که من یک پله بالا تر از جایی که قبلا بودم ایستادم

    برای همین اونایی که‌پله ی پایین ایستادن دارن تلاش میکنن منو از پله ی بالا بکشن پله ی خودشون که موفق هم نمیشن

    فقط کافیه من به اینستا نرفتنم ادامه بدم

    فقط کافیه به اخبار ندیدنم ادامه بدم

    فقط کافیه به بحث نکردن باهاشون‌و‌نادیده گرفتنشون

    و به قول قران اعراض کردن ازشون ادامه بدم

    و از این سمت بیشتر فایل هارو‌گوش‌بدم با دقت تر‌گوش بدم و بیشتر در عمل توی رفتارم نشون بدم درس هارو گرفتم

    اینطور به راحتی هم تمام این ادم ها برای همیشه میرن

    هم تمام الگوهای روانی که باعث‌میشد این ادم ها رو‌در بدن های دیگه ملاقات‌کنم از بین برن به کل

    خیلی جالبه که به تازگی حدود یکماه یه آقای خیلی پیگیر تلاش میکنه باهام ارتباط بگیره

    و این ادم‌و مدل تلاشش برای ارتباط با من

    من رو یاد یه ادم از گذشته میندازه

    و این برام قشنگ شفاف شد که اقا این مدل اومدنش داره از کجا اب‌میخوره و‌حالا با چه رفتاری میتونم خیلی شیک این ادم رو دیگه هرگز در صدفرسخی‌خودم هم نبینم

    نه با پرخاش نه با دعوا نه با درگیری اینا هیچکدوم راهش نیست

    فقط راهش شفافیتیه که از خودم نشون میدم و بساط چنین ادم‌های بلاتکلیف و‌مهره سوخته ای از زندگیم برچیده میشه

    من خودم رو تحسین میکنم واسه اولین بار جلوی جمع

    چون این عادت رفتاری من هست که موفقیت رو‌در دیگران پیدا کنم و تحسین کنم

    تحسین کردن خودم و‌دیدن اینکه در عمل کاری کردم برای خودم واسم لذتبخشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: