این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
به خودم افتخار میکنم که شاگرد شما هستم و این نوید رو می دهم که روزی همه اونهایی که من رو دیدند در دانشگاه ها همکلاسی من بودند ، اساتید من بودند روزی افتخار کنند که یه همچنین شخصی رو می شناختند.
سلام وقت همه همسفران عزیزم بخیر آری بسیار صحیح ودرست است فقط باید در همه جوانب دیگران با تمام توان تحصین کرد واز موفقیت وخوشحالی وپیشرفتشان خوشحالتر شویم وبه اینان تبریک بگوییم تا ببینیم چگونه برابر یا بیشتر از موفقیت دوستان آشنایان وهمه انسانهای روی زمین به آسانی راحتی ومفت وارد زندگیمان میشود فقط موفقیت دیگران را تحصین تعریف وتمجید کنیم ومنتظر نتایج عالیش در زنگی بینهایت زیبای خودمان باشیم به امید رب الرباب
باعرض سلام در ادامه ی دیدگاه اقای عطار روشن باید بگم ک اگر انسان خودش و توانایی هاشو قبول داشته باشه همه ی دنیا هم مقابلش باشن بازم کفه ی ترازو به سمت او میچربه ….موفق باشین .آفرین و صد مرحبا ک با یک ایده ی ساده و با هماهنگی بین ذهن و روحتون ب این نتایج زیبا دست یافتین .
سلام بر استاد تمام همراهان ایشان و خانم فرهادی و شایسته عزیز که در پشت صحنه حسابی در حال فعالیت هستند
وقتی عالم ما وقتی ذهن ما کوچک باشد وقتی باورهای ما کوچک باشد زود می رویم سراغ کارهای بد و افکار بد، همین که می گویند هر کاری برای خود می پسندی برای خود نیز بپسند ، صادق است اگر چیزی را که می گوییم کسی هم به ما بگوید و ناراحت نشویم آن وقت می توانیم آن را به دیگری هم بگوییم.
ما فرکانس را نمی بینیم ولی باور داریم که هست پس هست. برق را نمی بینیم ولی هست چون باور داریم که هست.
خدا را نمی بینیم ولی از آثارش از نعماتش می فهمیم که هست. موفقیت را نمی شود دید ولی از کارهایی که شده و نتیجه اش می توان دید.
– خیلی از اختلافاتی که می بینم برای خودم؛ در واقع برای همین موضوع است که من دنبال علت و دلیل و برهان ان برای خودم هستم و راه پیشرفت در آن به روش خودم و این سایت ، ولی دیگری نه دنبالش هست نه می خواهد ولی کسی مثل من که بخواهم کاری هم بکنم قبول نمی کند و پشت سرم حرف می زند.
در عالم ناتوانی است که باورهای محدود هم بوجودمی آید بایدتوانایی خود را بالا ببریم تا باورهای نامحدود هم داشته باشیم همان باور اینکه می شود می توانیم انجام میدهیم خالقم من توانایی دارم اینهاست که باورهای ما را بالا می برد بزرگترش می کند. معجزه زمانی است که باورهای ما نامحدود باشد زمانی است که خود را باور داشته باشیم.
وقتی دنبال هر چیزی باشیم به آن میرسیم مثل وارد شدن در این سایت برای هر کدام از ما ، که جهان و باورهای من این کار را کرد.
عشق برای هر چیزی معرکه است همان جادوست برای هر چیزی عشق عشق عشق
در جایی سخنران حرف بسیار خوبی زد که خیلی لذت بردم می گفت برای رسیدن به خواسته باید روش زندگی خود را تغییر دهید وقتی حسابی روی این چند تا کلمه فکر کردم دیدم اصلا پذیرفتن شرایط جدید چقدر برایم آسانتر و بهتر میشود .
خدا انسان را آفریده و خودش به صورت سیستمی آنرا اداره میکند به انسان تواناییهای زیادی داده است که بااین همه نعمت که آفریده راحت و با آسایش زندگی کند و این ما هستیم که باید از توانایی خود برای خلق بهترینها استفاده کنیم.
همیشه وقتی در ذهنم بخواهم بهانه جویی کنم و جلوی خواسته های خود و یا باورهای قدرتمند خود را بگیرم به خودم می گویم بهانه جویی ممنوع.
از راه دست و با باورهای درست همیشه می توان به خواسته ها خود رسید. دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره. همیشه به خود می گویم برای رسیدن به چیزهایی که دیگران نخواسته اند برسند و یا به هر دلیلی نرسیده اند باید لیاقت و ارزش خود را بالاتر ببرم و خود را با لیاقترین ببینم ، خیلی وقته که دیگرانی را نمی بینم دیگرانی را نمی شنونم دیگرانی که هم فرکانس من نیستند.
ما ذاتا و بالفطره تواناییم و باید از این توانایی خدادادی خود استفاده کنیم اگر استفاده نمی کنیم خودمان مقصریم و کوتاهی از طرف خودمان است نه دیگران. فکرهای کوچک در پس باورهای کوچک است که نتایجی کوچک هم دارد و فکرهای بزرگ در پس باورهای بزرگ است و نتایج بزرگی هم دارد.
تحسین و ترغیب و تشویق کار هر روز هر ساعت من است چه در ذهنم چه در ظاهر .
آفرینو مرحبا به این همه دوست و هم فرکانسی که در این سایت دارم.
از استاد عباس منش خوبم ، از خانم فرهادی و خانم شایسته و همه همکارانشون تشکر می کنم
فایل به جای کوچک کردن خواسته هایت باورهایت را بزرگ کن …
مرور این فایل ارتباط عجیبی با اتفاق امروزم داشت و درس بزرگ دیگری خدای بز رگم بهم نشان داد…
امروز وقتی از خواب بیدار شدم طبق گفته ی یکی از دوستان عقل کل که از خواب بلند میشدن اول یک فایل استاد را گوش میدهند من همین کار را کردم که چند برابر درامد م را بازهم گوش دادم و با خودم راجب این فایل با خودم صحبت میکردم و باور فراوانی را تکرار و مدار و فرکانس ثروت و تغییرش در اتاق راه میرفتم تکرار میکردم…
بعد از ظهر درحین خوندن کامنت بچه ها در شیوه حل مسائل بودم که یه پیامک در یافت کردم که یه کد قرعه کشی دارین برای باطل نشدنش تماس بگیرید …خواستم بی خیالش بشم چون یکی دوماه پیش چنین کدی برام اومد وخیلی پیگیرش نشدم ….امروز گفتم زنگ بزنم چیه این داستان …
خدای من چه قشنگ جهان داره کار میکنه .من تو تابستون یه خط جدید گرفته بودم و ز یادم باهاش کاری ندارم جز اینکه نتم شارژ میشه همش میام سایت خانواده م عباس منش و فایل دانلود کنم و نظر بدم …
یه خانم بود سوال کردم قضیه پیامک رو گفتم تو قرعه کشی سیم کارت شما در استان کرمانشاه جز پنج نفری هستید که مشمول شرکت در قرعه کشی شدین و جوایزش دقیقا همون خواسته هایی که میخواستم بود که یکیش اولین ماشینم 206هستش …خلاصه کلی تو دلم گفتم خدایا شکرت این کار توه و پاسخ جهانه که من در مدارم و داره فرکانس هام عوضتر میشه …یکم راستش حس طمع اومد خداروشکر که خدا نجاتم داد وگرنه میرفتم تو کار قرعه کشی و میدونستم که ماشینه مال من در میاد ….همون موقع یاد حرف استا د افتاد م که بی نهایت فرصت تو دنیا هست وهر روزم این فرصت ها داره بیشتر و بیشتر میشه من لایق این هستم که خواسته هام و خلق کنم و به صورت طبیعی و بدیهی بهم بدم نه اینکه با قرعه کشی چیزی بدست بیارم …
خلاصه مادرم که داستان و شنید بنده خدا اول نفهمید و منم یکم احساسی میشم و داستان گفتم مادرم گفت چرا لغو زدی بادست خودت شانستو پس زدی شانس یه بار در خونه آدمو میزنه خلاصه شروع کرد به راهکار و ایده دادن وداداشمم که قضیه و شنید کلا گفت دروغه و کلاهبررداریه و اینا …
یه کار اشتباه بحث کردن و یکم ناراحت شدن بود و باید اعراض میکردم که خداروشکر زود خودم و جمع و جور کردم …من گفتم با ایمان که اگه همین فرصته بذار بهر اینقدر فرصت و موقعیت برای بدست اوردن خواسته هام ز یادم که نگو من خالق زندگیمم می سازم..و تو دلم گفتم خدایا شکرت و هزاران بار مرسی که نشانه هایت و قانون هایت را میبینم و تحسین .تمجیدش میکردم …خلاصه هی حس خوبش هنوز روی پوستم موریانه میزنه که آخ چقدر حال کردم خدا جونم ..
یه مطلبم بگم دیشب پدرم حرفی زد رایج یه منطقه که افرادشون وضعشون خوبه و پولدارن …مادرم که سریع جواب داد ولشون کن اونا ادمهای خوبی نیستم و دزدن وقاچاقچین و از این حرفها وبابامم که کلا نسبت داد داشتن پول و به یه راهکار ها و ایده های نامناسبی که من فقط گفتم خدایا ثروت تو بسیار قشنگ است ببین ذهن فقیرشون و باورهاست راجب ثروت چه زندگی براشون ساخته تعجبی نکردم…
واما نکته های اساسی این فایل و سهم امروزم خدابرکت ش بده ان شاءالله….
عوامل بیرونی هرگز در موفقیت های هیچ فردی تاثیر نداره ….ما خالق شرایطمان با افکار باورهایمان هستیم 100%مسائل درون باید حل شوند تا بیرون هم تغییر کند … قانون باورها و فرکانس های توست …
باورهایت را بزرگتر کن بجای اینکه خواسته هایت را کوچک کنی مثل افرادی که پرهستند در جهان و نگذار ذهن های محدود روح بزرگت را برای خلق هر خواسته ای در تو تاثیری بگذارد …
در جهان ما باورهای محدود کننده تر و قدرتمند کننده تر داریم صفر ویک به جهان نگاه نکنم …چون من خیلی اصرار داشتم باورهای من درسته و بقیه غلطن???????
بحث و قانع کردن در این مسیر معنایی ندارد اعراض کن و راهت را برو …توجه به خواسته هایم و تمرکز بر آنها
ازجاهلان نباشم احساسم بر عقلم غلبه نکند مقتدرانه با هر مسئله و رویدادی برخورد کنم …که احساسی بر خورد گردنم جز پاشنه آشیل مه …???اینو خدا همون لحظه با آیه قرانیش بهم الهام کرد ….یعنی سکوت میکنم??
تحسین کردن موفقیت ها و خوشبختی ها باعث جذب آن به سوی خودم میشود و با همه چیز در صلح باشم…
خدایا چه سفری شده عالییییه یعنی خدایا هزاران مرتبه سپاس وشکر گزاردم …
در سایه رحمت رب العالمین در آرامش عشق و شادی و ثروت و سلامتی باشید
و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست (۲۲)
خیلی سال پیش در محله مون یه پسری بود بنام محمد که 6 سال از من بزرگتر بود اونموقعه دانشجوی ارشد معماری بود ومن تازه می خواستم کنکور بدم. هروقت می اومد به شهرستان به خانواده اش سر بزنه با خودش کلی کتاب می آورد. یه کلاس دیگه ای داشت با ما تو محل فوتبال بازی نمی کرد برای وقتش ارزش قائل بود. گذشت ، در تهران آموزشگاه کنکور موفقی زد بعد انتشارات کتاب زد کتاب های کنکور زیادی تالیف کرد یه کتاب جامعه دانستنی ها هم نوشت و کلی موفقیت های دیگه ای .
وقتی قانون رو نمیدونستم به هرچیزی فکر می کردم که رمز موفقیت این هم محلی ما باشه بغیر از باورهاش اینقدر اعتمادبنفسم پایین بود که جرات نمی کردم بپرسم رمز موفقیتت چیه. از یکی از دوستان فابریکش پرسیدم رمز موفقیتش چیه؟ گفت یه جوهره ای تو وجود این شخص هست که در درون کمتر کسیه . و من این رو باور کردم و بخودم اونموقعه گفتم ما که این جوهره تو وجودمون نیست پس زندگی برای من همینیه که هست.
چرا این داستان رو تعریف کردم؟ واسطه این تعریف کردم چند هفته اس بد جوری فکرم متمرکز این شخص شده هرچند که چند سالیه ندیدمش و هیچ ارتباطی با هم نداریم ولی حس می کنم تازه وارد مدار این شخص شدم.
امشب با دیدن این فایل به ترمزی تو ذهنم رسیدم که جلو حرکتم رو بدجوری گرفته اونم اینکه کار رو شروع می کنم ولی وقتی انرژی بیشتری باید بزارم سرد میشم و بی انگیزه و در نهایت ولش می کنم البته آلان خیلی بهتر شدم ولی در کارهای مهمتر باز این مسئله رو دارم و ریشه یابی کردم باورهام رو و فهمیدم مشکل در باور لیاقتِ. هنوز خودم رو اونجوری که باید لایق بدونم لایق نمیدونم.
اوایل آشنایی با استاد وقتی فایل هاشون رو گوش میدادم و ایشون می گفتن باورها ریشه دارتر از این حرفاست ، باور نمی کردم . چرا؟ چون هنوز عمیقا” باور نکرده بودم تمام شرایط زندگیم به واسطه باورها و فرکانس هامه ولی آلان میدونم واقعا” باورهای شکسته و داغون در گوشه های ذهنم جا خوش کرده و تا آخر عمرم باید روشون کار کنم .
یاد شعر ابن یمین می افتم که مبحث مدارهای استاد رو خیلی خوب توصیف می کنه
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند
و من کلمه “بداند” اول رو برای خودم ” باور” معنی کردم و کلمه ” بخواهد ” رو ” اقدام و عمل” و کلمه ” بداند آخر رو ” نتیجه” معنی کردم. امیدوارم برای دوستان ثمربخش بوده باشه.
درود به تمام اعضای دوست داشتنی و خوشبخت خونواده ام.
وثتی که ما آگاهانه خودمون در معرض ورودی های مناسب با خوشبختی و موفقیت قرار میدیم، یعنی وقتی آگاهانه به گفته استاد عباسمنش، اگر موفقیت کسیو میبینیم اونو تحسین کنیم و تکرار کنیم که “اگر او توانسته پس من هم میتوانم”، خود به خود با تکرار این موضوع این باور در ما به وجود میاد که ما هم توانایی رسیدن و خلق خواسته هامونو داریم. یعنی اینکه ما توانایی خلق شکل تجربه رسیدن به خواستمون رو همونطوری که دوست داریم طی بشه داریم. این کل موضوعِ. وقتی که موفقیت رو تحسین کنیم، در ما احساس خوبی بوجود میاد و احساس خوب مطمعنا باعث رخ دادن اتفاقات خوبه یعنی طبق قانون، احساس خوب = اتفاقات خوب.
وقتی میگوییم که اگر او توانسته پس من هم میتوانم، یعنی خداوند به همون مقدار که به او نعمت بخشیده، به من هم میبخشد. اگر قانون برای او جواب داده، پس برای من هم جواب میدهد. فقط کافیست که باور های مناسبی با خواستمون در خودمون بسازیم چون جهان ما بر اساس باور و فرکانس کار میکنه.
اگاهانه قرار دادن خودمون در ورودی های مناسب، باعث بوجود اومدن باور های مناسب میشه که نتیجش، رسیدن به خواسته هامونِو همونطور که استاد گفتند، باور های ما از ورودی هایمان ( تکرار شنیده ها و دیده ها ) شکل گرفته. آگاهانه زندگیمون رو خلق کنیم و آگاهانه باور بسازیم که ما هم میتوانیم چون جهان برای همه یکسان کار میکند. فقط باور های ماست که یکسان نیست و تغییر باور ها از ورودی ها و تکرار کردن است.
سپاسگزارم استاد عزیزم برای این همه اگاهی های باارزش که فقط اونهایی که حسشو تجربه میکنند و نتیجشو میبینن میتونند ارزششو تایین کنن.
سپاسگزارم از خانوم شایسته خوشقلب برای به اشتراک گذاشتن نتیجه ها و باور های طلایی.
در پناه قدرتمند ترین قدرت جهان، خوشبخت و ثروتمند و سالم و سعادتمند در تک تک لحظه های زندگیتون باشید. یا علی.
خداوند منان رو شاکرم ک فرصت بودن در جمع صمیمی خانواده استاد عباسمنش رو بمن عطا کرد بودن در جمع این دوستان عزیز و شنیدن این فایلها بزرگترین لطف خدا بوده و هست چرا ک وقتی نوشته استاد ک بجای کوچکتر کردن خواسته ات باورت رو بزرگتر کن این جمله رو با تموم وجودم لمس کردم من رشته تحصیلی م عربیه و در تمام مدتی ک درس می خوندم دوست داشتم توی شرکت نفت استخدام بشم و وقتی ب بقیه این موضوع رو می گفتم چیزی نمی گفتن اما معلوم بود ته دلشون بهم می خندن اما مهم نبودن چی میگن مهم این بود ک من باورش کرده بود و با وجود اوضاع. بیکاری هشت ماه بعد از فارغ التحصیلی توسط فردی ک نسبتی هم باهاش نداشتیم و فقط بخاطر رضای خدا وارد شرکت نفت شدم و اونجا بدون در نظر گرفتن رشته م مشغول بکار شدم من هر روز ب خودم می گفتم مهم نیست کار نیست اما خدایی دارم ک منو ب کاری ک دوست دارم می رسونه و هر روز ب درگاه خدا دعا می کردم و لحظه شماری میکردم ک زودتر درسم تموم بشه و برم سر کار .موضوع بعدی مسأله بیماری نادر من بود حساسیت ب اب و شوینده طوری ک اگر اب یا شوینده ب دست و پام می خورد تاول های سوزناکی میزدم طوریکه انگار اسید ریخته باشن رو دست و پام و ازشون خون میامد سالها تحت درمان بودم و همه دیگه باور کرده بودن ک دکتر راست میگه و تا اخر عمر این مسأله باهامه طوریکه دست شویی می رفتم دستکش یکبار مصرف میکردم تا دستم کثیف نشه و مجبور نشم بشورمش حمام اینقدر دیر ب دیر می رفتم ک دستم رگه رگه های چرک روش بود چون اگر حمام می رفتم اوضاعم خیلی وخیم میشد تا اینکه سی دی راز رو دوستم بهم داد وقتی نگاش کردم فهمیدم ما هر خواسته ای داشته باشیم بهش می رسیم واقعا انگار نور امیدی تو دلم روشن شد و بعد چند روز این بیماری کلا از بین رفت اگر من می خواستم مثل بقیه مردم فکر کنم ک بیماری من نادره و خوب شدنی نیست باید تا به امروز با این مسأله و بیماری درگیر می بودم دیگه مشکلات روحیش بماند اما من بجای اون باورم رو قوی کردم دایما ب دستهای افراد سالم نگاه می کردم و ته دلم امید داشتم ی روزی دست و پای منم خوب میشن و شدن
ب همین خاطر دوست داشتم این مسایل رو بگم واسه عزیزان ک تنها باور رو باید تقویت کرد نه خواسته رو کوچیک کرد چیزی ک برای خودم اتفاق افتاد و تشکر میکنم از استاد عزیزم بخاطر فایلها و مطالب ارزنده شون
به نام رب.سلام خدمت خانم شایسته و استاد گران قدر و همسفران.اتفاقات زندگی ما وقتی تغییر میکند که خودمان تغییر میکنیم،یک سری رفتار ها را ترک میکنیم یک سری دوستان را ترک میکنیم با سخت گیری بیشتری روی ورودی هایمان کار میکنیم و فرکانس های مناسب تری ایجاد میکنیم.به خاطراتی فکر میکنیم که احساس بهتری به ما میدهد گفت و گو های ذهنی را به سمتی جهت می دهیم که احساس کمی بهتر به ما میدهد چون باور های محدود کننده فقط یک سری دروغ و سراب است که خودمان را از موفقیت دور میکند. وقتی روی خدا حساب میکنیم و روی ارطبات خودمان با قلبمان کار میکنیم و روی بنده خدا کمتر حساب میکنیم، و روی رسالت و اهدافی که برایشان به دنیا آمده ایم تمرکز میکنیم و روی نعمت ها که خدا به ما داده و روی نشانه ها که هر لحظه ما را راهنمایی میکنند،اتفاقات متفاوتی در زندگی ما رخ میدهد زیبایی های بیشتری را میبینیم و وقتی برای هدفمان قدم بر می داریم و قبل از رسیدن به ان اهداف بزرگ تری را برای خود انتخاب میکنیم بهترین زندگی را تجربه میکنیم.که اصل زندگی همین است که خودش یک نعمت بزرگ است که ۹۰درصد مردم جهان این زندگی را ندارند و مشغول زندگی تکراری و با بدبختی های همیشگی هستند و به دنبال مقصر? وجای دولت را با خدا اشتباه گرفته اند.امیدوارم با انتقاد نکردن و بحث نکردن و متمرکز بودن روی رسالت و بدون مقایسه کردن، جهان را جای بهتری برای زندگی کردن بکنم با توکل به خدا.واز بانی این سفر شگفت انگیز خانم شایسته عزیز و استاد دوست داشتنی و خدای بزرگ که من را در این راه قرار داد و از شما هم خانواده عزیز به خاطر مطالعه این کامنت بسیار سپاس گذارم.????
درود
باز هم مثل همیشه جدید، متفاوت،موثر بود.
به خودم افتخار میکنم که شاگرد شما هستم و این نوید رو می دهم که روزی همه اونهایی که من رو دیدند در دانشگاه ها همکلاسی من بودند ، اساتید من بودند روزی افتخار کنند که یه همچنین شخصی رو می شناختند.
سلام وقت همه همسفران عزیزم بخیر آری بسیار صحیح ودرست است فقط باید در همه جوانب دیگران با تمام توان تحصین کرد واز موفقیت وخوشحالی وپیشرفتشان خوشحالتر شویم وبه اینان تبریک بگوییم تا ببینیم چگونه برابر یا بیشتر از موفقیت دوستان آشنایان وهمه انسانهای روی زمین به آسانی راحتی ومفت وارد زندگیمان میشود فقط موفقیت دیگران را تحصین تعریف وتمجید کنیم ومنتظر نتایج عالیش در زنگی بینهایت زیبای خودمان باشیم به امید رب الرباب
به نام خدایی که اگه با ذهنمون جلوشو نگیریم تمام خواسته های ما رو زیادترش هم برآورده میکنه من موفقیت دیگران را بینهایت تحصین میکنم
باعرض سلام در ادامه ی دیدگاه اقای عطار روشن باید بگم ک اگر انسان خودش و توانایی هاشو قبول داشته باشه همه ی دنیا هم مقابلش باشن بازم کفه ی ترازو به سمت او میچربه ….موفق باشین .آفرین و صد مرحبا ک با یک ایده ی ساده و با هماهنگی بین ذهن و روحتون ب این نتایج زیبا دست یافتین .
سلام بر استاد تمام همراهان ایشان و خانم فرهادی و شایسته عزیز که در پشت صحنه حسابی در حال فعالیت هستند
وقتی عالم ما وقتی ذهن ما کوچک باشد وقتی باورهای ما کوچک باشد زود می رویم سراغ کارهای بد و افکار بد، همین که می گویند هر کاری برای خود می پسندی برای خود نیز بپسند ، صادق است اگر چیزی را که می گوییم کسی هم به ما بگوید و ناراحت نشویم آن وقت می توانیم آن را به دیگری هم بگوییم.
ما فرکانس را نمی بینیم ولی باور داریم که هست پس هست. برق را نمی بینیم ولی هست چون باور داریم که هست.
خدا را نمی بینیم ولی از آثارش از نعماتش می فهمیم که هست. موفقیت را نمی شود دید ولی از کارهایی که شده و نتیجه اش می توان دید.
وَ کَذلِکَ نُرِی إِبْراهِیمَ مَلَکُوتَ السَّماواتِ وَ الْأَرْضِ وَ لِیَکُونَ مِنَ الْمُوقِنِینَ فَلَمَّا جَنَّ عَلَیْهِ اللَّیْلُ رَأی کَوْکَباً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لا أُحِبُّ الْآفِلِینَ فَلَمَّا رَأَی الْقَمَرَ بازِغاً قالَ هذا رَبِّی فَلَمَّا أَفَلَ قالَ لَئِنْ لَمْ یَهْدِنِی رَبِّی لَأَکُونَنَّ مِنَ الْقَوْمِ الضَّالِّینَ»
– خیلی از اختلافاتی که می بینم برای خودم؛ در واقع برای همین موضوع است که من دنبال علت و دلیل و برهان ان برای خودم هستم و راه پیشرفت در آن به روش خودم و این سایت ، ولی دیگری نه دنبالش هست نه می خواهد ولی کسی مثل من که بخواهم کاری هم بکنم قبول نمی کند و پشت سرم حرف می زند.
در عالم ناتوانی است که باورهای محدود هم بوجودمی آید بایدتوانایی خود را بالا ببریم تا باورهای نامحدود هم داشته باشیم همان باور اینکه می شود می توانیم انجام میدهیم خالقم من توانایی دارم اینهاست که باورهای ما را بالا می برد بزرگترش می کند. معجزه زمانی است که باورهای ما نامحدود باشد زمانی است که خود را باور داشته باشیم.
وقتی دنبال هر چیزی باشیم به آن میرسیم مثل وارد شدن در این سایت برای هر کدام از ما ، که جهان و باورهای من این کار را کرد.
عشق برای هر چیزی معرکه است همان جادوست برای هر چیزی عشق عشق عشق
در جایی سخنران حرف بسیار خوبی زد که خیلی لذت بردم می گفت برای رسیدن به خواسته باید روش زندگی خود را تغییر دهید وقتی حسابی روی این چند تا کلمه فکر کردم دیدم اصلا پذیرفتن شرایط جدید چقدر برایم آسانتر و بهتر میشود .
خدا انسان را آفریده و خودش به صورت سیستمی آنرا اداره میکند به انسان تواناییهای زیادی داده است که بااین همه نعمت که آفریده راحت و با آسایش زندگی کند و این ما هستیم که باید از توانایی خود برای خلق بهترینها استفاده کنیم.
همیشه وقتی در ذهنم بخواهم بهانه جویی کنم و جلوی خواسته های خود و یا باورهای قدرتمند خود را بگیرم به خودم می گویم بهانه جویی ممنوع.
از راه دست و با باورهای درست همیشه می توان به خواسته ها خود رسید. دیر و زود داره ولی سوخت و سوز نداره. همیشه به خود می گویم برای رسیدن به چیزهایی که دیگران نخواسته اند برسند و یا به هر دلیلی نرسیده اند باید لیاقت و ارزش خود را بالاتر ببرم و خود را با لیاقترین ببینم ، خیلی وقته که دیگرانی را نمی بینم دیگرانی را نمی شنونم دیگرانی که هم فرکانس من نیستند.
ما ذاتا و بالفطره تواناییم و باید از این توانایی خدادادی خود استفاده کنیم اگر استفاده نمی کنیم خودمان مقصریم و کوتاهی از طرف خودمان است نه دیگران. فکرهای کوچک در پس باورهای کوچک است که نتایجی کوچک هم دارد و فکرهای بزرگ در پس باورهای بزرگ است و نتایج بزرگی هم دارد.
تحسین و ترغیب و تشویق کار هر روز هر ساعت من است چه در ذهنم چه در ظاهر .
آفرینو مرحبا به این همه دوست و هم فرکانسی که در این سایت دارم.
از استاد عباس منش خوبم ، از خانم فرهادی و خانم شایسته و همه همکارانشون تشکر می کنم
در پناه خداوند البر
بنام خدای مهربان خالق ارزوهای قشنگ
امروز 20دی 1397
فایل به جای کوچک کردن خواسته هایت باورهایت را بزرگ کن …
مرور این فایل ارتباط عجیبی با اتفاق امروزم داشت و درس بزرگ دیگری خدای بز رگم بهم نشان داد…
امروز وقتی از خواب بیدار شدم طبق گفته ی یکی از دوستان عقل کل که از خواب بلند میشدن اول یک فایل استاد را گوش میدهند من همین کار را کردم که چند برابر درامد م را بازهم گوش دادم و با خودم راجب این فایل با خودم صحبت میکردم و باور فراوانی را تکرار و مدار و فرکانس ثروت و تغییرش در اتاق راه میرفتم تکرار میکردم…
بعد از ظهر درحین خوندن کامنت بچه ها در شیوه حل مسائل بودم که یه پیامک در یافت کردم که یه کد قرعه کشی دارین برای باطل نشدنش تماس بگیرید …خواستم بی خیالش بشم چون یکی دوماه پیش چنین کدی برام اومد وخیلی پیگیرش نشدم ….امروز گفتم زنگ بزنم چیه این داستان …
خدای من چه قشنگ جهان داره کار میکنه .من تو تابستون یه خط جدید گرفته بودم و ز یادم باهاش کاری ندارم جز اینکه نتم شارژ میشه همش میام سایت خانواده م عباس منش و فایل دانلود کنم و نظر بدم …
یه خانم بود سوال کردم قضیه پیامک رو گفتم تو قرعه کشی سیم کارت شما در استان کرمانشاه جز پنج نفری هستید که مشمول شرکت در قرعه کشی شدین و جوایزش دقیقا همون خواسته هایی که میخواستم بود که یکیش اولین ماشینم 206هستش …خلاصه کلی تو دلم گفتم خدایا شکرت این کار توه و پاسخ جهانه که من در مدارم و داره فرکانس هام عوضتر میشه …یکم راستش حس طمع اومد خداروشکر که خدا نجاتم داد وگرنه میرفتم تو کار قرعه کشی و میدونستم که ماشینه مال من در میاد ….همون موقع یاد حرف استا د افتاد م که بی نهایت فرصت تو دنیا هست وهر روزم این فرصت ها داره بیشتر و بیشتر میشه من لایق این هستم که خواسته هام و خلق کنم و به صورت طبیعی و بدیهی بهم بدم نه اینکه با قرعه کشی چیزی بدست بیارم …
خلاصه مادرم که داستان و شنید بنده خدا اول نفهمید و منم یکم احساسی میشم و داستان گفتم مادرم گفت چرا لغو زدی بادست خودت شانستو پس زدی شانس یه بار در خونه آدمو میزنه خلاصه شروع کرد به راهکار و ایده دادن وداداشمم که قضیه و شنید کلا گفت دروغه و کلاهبررداریه و اینا …
یه کار اشتباه بحث کردن و یکم ناراحت شدن بود و باید اعراض میکردم که خداروشکر زود خودم و جمع و جور کردم …من گفتم با ایمان که اگه همین فرصته بذار بهر اینقدر فرصت و موقعیت برای بدست اوردن خواسته هام ز یادم که نگو من خالق زندگیمم می سازم..و تو دلم گفتم خدایا شکرت و هزاران بار مرسی که نشانه هایت و قانون هایت را میبینم و تحسین .تمجیدش میکردم …خلاصه هی حس خوبش هنوز روی پوستم موریانه میزنه که آخ چقدر حال کردم خدا جونم ..
یه مطلبم بگم دیشب پدرم حرفی زد رایج یه منطقه که افرادشون وضعشون خوبه و پولدارن …مادرم که سریع جواب داد ولشون کن اونا ادمهای خوبی نیستم و دزدن وقاچاقچین و از این حرفها وبابامم که کلا نسبت داد داشتن پول و به یه راهکار ها و ایده های نامناسبی که من فقط گفتم خدایا ثروت تو بسیار قشنگ است ببین ذهن فقیرشون و باورهاست راجب ثروت چه زندگی براشون ساخته تعجبی نکردم…
واما نکته های اساسی این فایل و سهم امروزم خدابرکت ش بده ان شاءالله….
عوامل بیرونی هرگز در موفقیت های هیچ فردی تاثیر نداره ….ما خالق شرایطمان با افکار باورهایمان هستیم 100%مسائل درون باید حل شوند تا بیرون هم تغییر کند … قانون باورها و فرکانس های توست …
باورهایت را بزرگتر کن بجای اینکه خواسته هایت را کوچک کنی مثل افرادی که پرهستند در جهان و نگذار ذهن های محدود روح بزرگت را برای خلق هر خواسته ای در تو تاثیری بگذارد …
در جهان ما باورهای محدود کننده تر و قدرتمند کننده تر داریم صفر ویک به جهان نگاه نکنم …چون من خیلی اصرار داشتم باورهای من درسته و بقیه غلطن???????
بحث و قانع کردن در این مسیر معنایی ندارد اعراض کن و راهت را برو …توجه به خواسته هایم و تمرکز بر آنها
ازجاهلان نباشم احساسم بر عقلم غلبه نکند مقتدرانه با هر مسئله و رویدادی برخورد کنم …که احساسی بر خورد گردنم جز پاشنه آشیل مه …???اینو خدا همون لحظه با آیه قرانیش بهم الهام کرد ….یعنی سکوت میکنم??
تحسین کردن موفقیت ها و خوشبختی ها باعث جذب آن به سوی خودم میشود و با همه چیز در صلح باشم…
خدایا چه سفری شده عالییییه یعنی خدایا هزاران مرتبه سپاس وشکر گزاردم …
در سایه رحمت رب العالمین در آرامش عشق و شادی و ثروت و سلامتی باشید
بسم الله الرحمن الرحیم
وَمَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ ﴿لقمان۲۲﴾
و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست (۲۲)
خیلی سال پیش در محله مون یه پسری بود بنام محمد که 6 سال از من بزرگتر بود اونموقعه دانشجوی ارشد معماری بود ومن تازه می خواستم کنکور بدم. هروقت می اومد به شهرستان به خانواده اش سر بزنه با خودش کلی کتاب می آورد. یه کلاس دیگه ای داشت با ما تو محل فوتبال بازی نمی کرد برای وقتش ارزش قائل بود. گذشت ، در تهران آموزشگاه کنکور موفقی زد بعد انتشارات کتاب زد کتاب های کنکور زیادی تالیف کرد یه کتاب جامعه دانستنی ها هم نوشت و کلی موفقیت های دیگه ای .
وقتی قانون رو نمیدونستم به هرچیزی فکر می کردم که رمز موفقیت این هم محلی ما باشه بغیر از باورهاش اینقدر اعتمادبنفسم پایین بود که جرات نمی کردم بپرسم رمز موفقیتت چیه. از یکی از دوستان فابریکش پرسیدم رمز موفقیتش چیه؟ گفت یه جوهره ای تو وجود این شخص هست که در درون کمتر کسیه . و من این رو باور کردم و بخودم اونموقعه گفتم ما که این جوهره تو وجودمون نیست پس زندگی برای من همینیه که هست.
چرا این داستان رو تعریف کردم؟ واسطه این تعریف کردم چند هفته اس بد جوری فکرم متمرکز این شخص شده هرچند که چند سالیه ندیدمش و هیچ ارتباطی با هم نداریم ولی حس می کنم تازه وارد مدار این شخص شدم.
امشب با دیدن این فایل به ترمزی تو ذهنم رسیدم که جلو حرکتم رو بدجوری گرفته اونم اینکه کار رو شروع می کنم ولی وقتی انرژی بیشتری باید بزارم سرد میشم و بی انگیزه و در نهایت ولش می کنم البته آلان خیلی بهتر شدم ولی در کارهای مهمتر باز این مسئله رو دارم و ریشه یابی کردم باورهام رو و فهمیدم مشکل در باور لیاقتِ. هنوز خودم رو اونجوری که باید لایق بدونم لایق نمیدونم.
اوایل آشنایی با استاد وقتی فایل هاشون رو گوش میدادم و ایشون می گفتن باورها ریشه دارتر از این حرفاست ، باور نمی کردم . چرا؟ چون هنوز عمیقا” باور نکرده بودم تمام شرایط زندگیم به واسطه باورها و فرکانس هامه ولی آلان میدونم واقعا” باورهای شکسته و داغون در گوشه های ذهنم جا خوش کرده و تا آخر عمرم باید روشون کار کنم .
یاد شعر ابن یمین می افتم که مبحث مدارهای استاد رو خیلی خوب توصیف می کنه
آنکس که بداند و بخواهد که بداند
خود را به بلندای سعادت برساند
آنکس که بداند و بداند که بداند
اسب شرف از گنبد گردون بجهاند
آنکس که بداند و نداند که بداند
با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند
آنکس که نداند و بداند که نداند
لنگان خرک خویش به مقصد برساند
آنکس که نداند و بخواهد که بداند
جان و تن خود را ز جهالت برهاند
آنکس که نداند و نداند که نداند
در جهل مرکب ابدالدهر بماند
آنکس که نداند و نخواهد که بداند
حیف است چنین جانوری زنده بماند
و من کلمه “بداند” اول رو برای خودم ” باور” معنی کردم و کلمه ” بخواهد ” رو ” اقدام و عمل” و کلمه ” بداند آخر رو ” نتیجه” معنی کردم. امیدوارم برای دوستان ثمربخش بوده باشه.
یا حق
درود به تمام اعضای دوست داشتنی و خوشبخت خونواده ام.
وثتی که ما آگاهانه خودمون در معرض ورودی های مناسب با خوشبختی و موفقیت قرار میدیم، یعنی وقتی آگاهانه به گفته استاد عباسمنش، اگر موفقیت کسیو میبینیم اونو تحسین کنیم و تکرار کنیم که “اگر او توانسته پس من هم میتوانم”، خود به خود با تکرار این موضوع این باور در ما به وجود میاد که ما هم توانایی رسیدن و خلق خواسته هامونو داریم. یعنی اینکه ما توانایی خلق شکل تجربه رسیدن به خواستمون رو همونطوری که دوست داریم طی بشه داریم. این کل موضوعِ. وقتی که موفقیت رو تحسین کنیم، در ما احساس خوبی بوجود میاد و احساس خوب مطمعنا باعث رخ دادن اتفاقات خوبه یعنی طبق قانون، احساس خوب = اتفاقات خوب.
وقتی میگوییم که اگر او توانسته پس من هم میتوانم، یعنی خداوند به همون مقدار که به او نعمت بخشیده، به من هم میبخشد. اگر قانون برای او جواب داده، پس برای من هم جواب میدهد. فقط کافیست که باور های مناسبی با خواستمون در خودمون بسازیم چون جهان ما بر اساس باور و فرکانس کار میکنه.
اگاهانه قرار دادن خودمون در ورودی های مناسب، باعث بوجود اومدن باور های مناسب میشه که نتیجش، رسیدن به خواسته هامونِو همونطور که استاد گفتند، باور های ما از ورودی هایمان ( تکرار شنیده ها و دیده ها ) شکل گرفته. آگاهانه زندگیمون رو خلق کنیم و آگاهانه باور بسازیم که ما هم میتوانیم چون جهان برای همه یکسان کار میکند. فقط باور های ماست که یکسان نیست و تغییر باور ها از ورودی ها و تکرار کردن است.
سپاسگزارم استاد عزیزم برای این همه اگاهی های باارزش که فقط اونهایی که حسشو تجربه میکنند و نتیجشو میبینن میتونند ارزششو تایین کنن.
سپاسگزارم از خانوم شایسته خوشقلب برای به اشتراک گذاشتن نتیجه ها و باور های طلایی.
در پناه قدرتمند ترین قدرت جهان، خوشبخت و ثروتمند و سالم و سعادتمند در تک تک لحظه های زندگیتون باشید. یا علی.
خداوند منان رو شاکرم ک فرصت بودن در جمع صمیمی خانواده استاد عباسمنش رو بمن عطا کرد بودن در جمع این دوستان عزیز و شنیدن این فایلها بزرگترین لطف خدا بوده و هست چرا ک وقتی نوشته استاد ک بجای کوچکتر کردن خواسته ات باورت رو بزرگتر کن این جمله رو با تموم وجودم لمس کردم من رشته تحصیلی م عربیه و در تمام مدتی ک درس می خوندم دوست داشتم توی شرکت نفت استخدام بشم و وقتی ب بقیه این موضوع رو می گفتم چیزی نمی گفتن اما معلوم بود ته دلشون بهم می خندن اما مهم نبودن چی میگن مهم این بود ک من باورش کرده بود و با وجود اوضاع. بیکاری هشت ماه بعد از فارغ التحصیلی توسط فردی ک نسبتی هم باهاش نداشتیم و فقط بخاطر رضای خدا وارد شرکت نفت شدم و اونجا بدون در نظر گرفتن رشته م مشغول بکار شدم من هر روز ب خودم می گفتم مهم نیست کار نیست اما خدایی دارم ک منو ب کاری ک دوست دارم می رسونه و هر روز ب درگاه خدا دعا می کردم و لحظه شماری میکردم ک زودتر درسم تموم بشه و برم سر کار .موضوع بعدی مسأله بیماری نادر من بود حساسیت ب اب و شوینده طوری ک اگر اب یا شوینده ب دست و پام می خورد تاول های سوزناکی میزدم طوریکه انگار اسید ریخته باشن رو دست و پام و ازشون خون میامد سالها تحت درمان بودم و همه دیگه باور کرده بودن ک دکتر راست میگه و تا اخر عمر این مسأله باهامه طوریکه دست شویی می رفتم دستکش یکبار مصرف میکردم تا دستم کثیف نشه و مجبور نشم بشورمش حمام اینقدر دیر ب دیر می رفتم ک دستم رگه رگه های چرک روش بود چون اگر حمام می رفتم اوضاعم خیلی وخیم میشد تا اینکه سی دی راز رو دوستم بهم داد وقتی نگاش کردم فهمیدم ما هر خواسته ای داشته باشیم بهش می رسیم واقعا انگار نور امیدی تو دلم روشن شد و بعد چند روز این بیماری کلا از بین رفت اگر من می خواستم مثل بقیه مردم فکر کنم ک بیماری من نادره و خوب شدنی نیست باید تا به امروز با این مسأله و بیماری درگیر می بودم دیگه مشکلات روحیش بماند اما من بجای اون باورم رو قوی کردم دایما ب دستهای افراد سالم نگاه می کردم و ته دلم امید داشتم ی روزی دست و پای منم خوب میشن و شدن
ب همین خاطر دوست داشتم این مسایل رو بگم واسه عزیزان ک تنها باور رو باید تقویت کرد نه خواسته رو کوچیک کرد چیزی ک برای خودم اتفاق افتاد و تشکر میکنم از استاد عزیزم بخاطر فایلها و مطالب ارزنده شون
سلام دوست عزیز خدا راشکر میکنم به خاطر بدست اوردن سلامتیتان و امیدوارم در تمام عرصه های زندگیت موفق و پیروز باشی
به نام رب.سلام خدمت خانم شایسته و استاد گران قدر و همسفران.اتفاقات زندگی ما وقتی تغییر میکند که خودمان تغییر میکنیم،یک سری رفتار ها را ترک میکنیم یک سری دوستان را ترک میکنیم با سخت گیری بیشتری روی ورودی هایمان کار میکنیم و فرکانس های مناسب تری ایجاد میکنیم.به خاطراتی فکر میکنیم که احساس بهتری به ما میدهد گفت و گو های ذهنی را به سمتی جهت می دهیم که احساس کمی بهتر به ما میدهد چون باور های محدود کننده فقط یک سری دروغ و سراب است که خودمان را از موفقیت دور میکند. وقتی روی خدا حساب میکنیم و روی ارطبات خودمان با قلبمان کار میکنیم و روی بنده خدا کمتر حساب میکنیم، و روی رسالت و اهدافی که برایشان به دنیا آمده ایم تمرکز میکنیم و روی نعمت ها که خدا به ما داده و روی نشانه ها که هر لحظه ما را راهنمایی میکنند،اتفاقات متفاوتی در زندگی ما رخ میدهد زیبایی های بیشتری را میبینیم و وقتی برای هدفمان قدم بر می داریم و قبل از رسیدن به ان اهداف بزرگ تری را برای خود انتخاب میکنیم بهترین زندگی را تجربه میکنیم.که اصل زندگی همین است که خودش یک نعمت بزرگ است که ۹۰درصد مردم جهان این زندگی را ندارند و مشغول زندگی تکراری و با بدبختی های همیشگی هستند و به دنبال مقصر? وجای دولت را با خدا اشتباه گرفته اند.امیدوارم با انتقاد نکردن و بحث نکردن و متمرکز بودن روی رسالت و بدون مقایسه کردن، جهان را جای بهتری برای زندگی کردن بکنم با توکل به خدا.واز بانی این سفر شگفت انگیز خانم شایسته عزیز و استاد دوست داشتنی و خدای بزرگ که من را در این راه قرار داد و از شما هم خانواده عزیز به خاطر مطالعه این کامنت بسیار سپاس گذارم.????