این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خدایا تنها تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم!
خدایا ما را براه راست هدایت کن!
راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی….
سلام و درود الله به نشانه هاییم…
خدایا سپاسگزارم که مرا خالق زندگی خودم نموده ایی’که فارغ از هر گونه عوامل بیرونی بتونم زندگی عالی شرایط عالی در هر جنبه هایی از زندگیم را خلق کنم..که این نیاز داره به باورهای قدرتمند کننده!..
این فایل چند نکته اساسی رو بیشتر برام بولد کرد…
1-باورهای قوی..نتایج متفاوت و قوی..
2-..مسیر درست مسیر خداوند مسیر رشد و پیشرفت..فقط باور کردن که می شود..و خدادند و جهانش تو را در مداری قرار میدهد که افراد و شرایط و دستانش با مداری که من می باشم هماهنگ میکنه…
تمام موفقعیت استاد و تمام موفقعیتهای خودم جاهایی بوده که باور کردم میشود..و به طرز خیلی طبیعی وارد زندگیم شده..
فقط باور کردن ..باور توحیدی..تمام منشع موفقعیتهای ما در تمامی جنبه های زندگیمون..همینکه باورهای توحیدمونو گسترش بدییم..
وقتی ایمان بخداوند داشته باشی..دیگه بقول سوره فاتحه..مسیر مسیر درستی و راستیه.حتی شیطان در سوره ابراهیم هم..همینو بیان کرده.که وعده خداوند حق و درستی بود..ولی وعده های من فقر و بدبختی بود..شما مرا دعوت کردین منم دعوت شما رو پذیرفتم…
کل داستان قانون دنیا بهمین هست..که در مدار خداوند هیچ ترس و نگرانی نیست..باور محدود کننده نیست..فقط باید باور کنیم که می شود..دیگه کم کم هدایتها خیلی کوچک هستند.و ما با حسب تکامل..جلو میرییم و نشانه ها رو میبینم و انجامشون میدیم..
چرا؟ چون باور دارییم می شود!
چون باور دارییم یعنی اون نتایج کوچک از عملگرایی باعث شده ..که من یه کوچولو روی باورام کار کردم و خداوند پاسخ داد…
برای هر فرد..که من باشم یا استاد یا دیگر دوستان کم کم با باور نتیجه اومده..و هی این باورها رشد میکنه تا به مرحله تصاعدی میرسه..
زیبایی این باورها همینه.که استقامت و پایداری میخاد…
دیگه نمیخاد تقلا کنی خودتو به کشتن بدی..باور میکنی خداوند ما را در مداری قرار میده که افرادی هستند با ما پیوند میخورند…
آره همینه!پس بجای کوچک کردن خاسته هامون باورامونو قوی کنیم..و اون خاسته هامونو تو جای بلندی بزارییم و روی خودمون کار کنیم تا وارد مدارش شویم…
و بجای قضاوت کردن دیگرا بجای اینکه موفقعیتهای دیگران رو سرکوب کنیم بقول مثالی میزنه که گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه گوشت بو میده!
دقیقا این خیلی برام جالب شده..خیلی افراد تو موقعیتهای از نظر من عالی هستند و میرن کشورهای دیگه و واقعا قدرت خرید زیادی دارن..ولی وقتی بحرفهاشون گوش میدم..میگم نگاه کن همه چیز باوره…
اگه من جای اون بودم و این شرایط رو داشتم.اینقدر تحسین میکردم میرفتم جاهای زیبا تو اون منطقه میدیدم و تحسین میکردم..
دیدم نه!…
استاد میگه باور یعنی همین..اصلا مهم ظاهر چیزی تو زندگیت نیست..مهم اون باورته.که نمیزاره از همون فرصتها استفاده خوب کنی..و جهان هم افرادی تو راهش قرار میده که با خودش هم فرکانسه…
منم دارم این موضوع رو میگم…چون دارم روی باورام کار میکنم.و دارم باورهای دیگران رو میشنوم…به این درک رسیدم چقدر باور میتونه تاثیر بگزاره…
پس …کل داستان خداوند و انسانها..فرکانس می باشد..مانند ایینه هر چی بدی بخودت برمیگردونی…
جالبه دقیقا توی علم کیهانی توی ،شبکه طبیعت..این نکته بیشتر برام بولد شد…
جهان بر حسب سیاه چالها بوجود اومده..من خیلی وارد نکات علمیش نمیشم..ولی دقیقا مثل عنبیه چشم میباشد…و پر از نور های زیبا…
که همون فرکانسهای ما رو داره ضبط میکنه و به ما بر میگردونه…و حسی بهم گفت..
قانون خدادند زد و خورد نداره..چشم ما همون کانون توجه ما..همون چیزهایی که باور دارییم از طریق این سه نقطعه.از گوش..چشم..زبان..بدل میشه.و به ما برگردونده میشه..
هر چی صحبت کنیم قدرتش بیشتر میشه..
من توجه استاد رو در سفر به دور امریکا به واضح دیدم که جاهایی بود که یچیز ناجالبی دیدن..اصلا بهش توجه نکردن..چون قانون توجه و تمرکز و صحبت میشه باور باور میشه فرکانس که از احساس می باشد و به ما برگردونده میشه…چقدر کنترل احساسات مهمه..که بتونیم همه جوره کنترل کنیم!
الله اکبر از قدرت خداوند و قوانین بدون تغییرش..
اتفاقا چند روز پیش از یه فرد نزدیک خانواده ام ..بهم گفت میتونی فلان کار رو انجام بدی..دیگه منم چند سوال کردم گفت مشکلی نداره..
یه لحظه احساس کردم خداوند بهم گفت! بحرف این فرد گوش میدی حرف منو قبول نداری.واقعا نقطعه ضعف خودمو در برابر این خدای بزرگ.که منو افریده…با تمام وجودم حس کردم..
دیدم کاملا اون پیشنهاد اشتباه بود…
و براش انجام نشد..چون از راه نادرست بود…
میخام اینو بگم..که همه چیز باوره..
مثالی که من دارم..
یادمه از مدیرا و معلمانم تو حیطه مدرسه ام..بهمون قبولونده بودن که افرادی که زرنگ هستند..اینا درسته زیاد میخونن.تلاش میکن..ولی یه استعداد تو درونشونه..و اونا به بهترین شرایط اون موقع میگفتن پزشکی قبول میشن…
و نقطعه مقابلش که افراد ضعیف افراد تنبل افرادین که هیچ استعدادی ندارن بدرد نخورن..همیشه خنگ هستند اینقدر این باورا رو کرده بودن تو سرمون..که واقعا تنبل و خنگ شده بودیم…
و ناگفته نمونه…
وقتی من این باورا رو میشنیدم خیلی احساس ترس و نگرانی از اینده زندگیم برام پیش میومد.و تا چند سال گذشته قبل از اینکه وارد این مکان بهشتی بشم..استاد تمام خوابهای آشفته ام این بود امتحان دارییم تمام ترسهای گذشته بسراغم میومد..دیگه ناتوانیم را چند سد برابر کرده بود…..
تا اینکه پشت کنکور بود..و من خیلی دوستداشتم تجربه خوابگاه تجربه زندگی با افرادای مخالف در شهرهای مختلف رو داشته باشم.پیشرفت کنم و کلی چیزهای دیگه بدست بیارم…
و من همون سال حرف معلمم که بازم این باور رو بهم قبولوند تونستم سال اولم در کنکور رشته دولتی تو بهترین مکان و زمان قبول بشم..بزرگترین پلن زندگیم بود.که همه رو لطف خدا دونستم و واقعا بهم الهام شده بود که می شود….
و حتی کارشناسی همینجور..چون عشقم بازم تجربه جدید بود…که من سالهای خیلی خوبی رو گذروندم.با کیفیت عالی.درسته یسری کمبوده ها بود.ولی کمبودها هم برام درس داشت و لطف پروردگار را هر ثانیه تو اون موقعها درک میکردم..
میخام بگم.من باور نکردم که ضعیفم..درسته یجاهای مورد تنبیه قرار میگرفتم..ولی یجاهایی باور نکردم که نمیشه و خیلی از موفقعیتهام همین بود، داشتم ناآگاهانه انجامشون میدادم..و خیلی شخصیت منو بزرگ کرد…
میخام بگم تضادها..و باورها باعث شد تا من وارد منطقه بهشتی بشم..تا بیشتر قدرت خلق کنندگی داشته باشم.و هر روز در جهت بزرگ کردن باورهام دست به عمل بشم….
استاد عزیز همین فایل با فایل جدیدتون .که چه چیزی را باور کرده ایی هماهنگه!..
چقدر گوشهام در مقابل باورهایی که بهم ترس ناامیدی بدبختی میده..ناشنوا شده..و سعی میکنم بتونم مثل شما ذهنیت خوب بسازم..
که میام این اوج خوشبختی و سعادتمتدی و این بهشت زیبای شما رو از تمام وجودم درک میکنم…چفدر ثروتمتد شدن را بیشتر دوستدارم.. هر روز بیشتر بهش ملحق بشم..
چون وجود شما همه جوره با ثروتمند شدن،داره قوی تر میشه… با ایمان تر!.و زیباتر..و
و شما استاد عزیز هر باوری رو خلق میکنید..باعث رشد تک به تک ما بچه ها میشه..و باعث میشه دنیا زیباتر و قشنگتر و ثروتمند تر کنیم……
اتفاقا دیروز یفردی که من اصلا نمیشناختمشون.باهام تماس گرفت و چقدر تحسین کرد و گفت چقدر خوبه شما تو این حیطه کار میکنید اتفاقا من نیاز داشتم..
و خداوند داره جواب باورامو میده چقدر من قدرت گرفتم..و دارم همین باور رو همین درخاستهامو هی بیشتر میکنم انشالله که مدار بیشترها و خوشبختیها و سعادتمندیهای، بیشتر برسم..
و
بقول حضرت ابراهیم سپاسگزارت باشم..
خدایا اینقدر نعمت و برکت بر ما سرازیر کن !که همیشه هر لحظه سپاسگزارت باشم…
و من هر لحظه زندگی شما در تمامی جنبه ها تحسین میکنم ..چون باوراتون بسیار قوی شده….
و در نهایت سپاسگزارم که شما نپذیدفتین اون باورهایی که افراد.که اتفاقا روزانه این چرندیات داره بیشتر میشه.و بقول قرآن..زندگی دنیوی که شما بسیار روش حساب باز کردین.احساس میکنم همین عوامل بیرونی همون نداشتن باورهای توحیدی…
که خداوندی که تو را در سوره فاتحه هدایت میکنه.. تو در مسیر قرار بگیر من بقیه کارها رو برات انجام میدم…..
بقول خودتون اصلا استعداد مهم نیست ایمان مهمه باور مهمه!…..تکرار…
..که این نیاز به تکامل و روی خودمون کار کردن داره که باید ادامه بدییم و بیشتر غلبه کنیم..
هر حرفی رو باور نکنیم هر صحبتی رو قبول نکنیم..با هر فردی بحث نکنیم..
و فقط روی خودمون کار کنیم..روی خودمان و باورهایمان..
استاد این ایمان قوی میخاد که مثل جامعه’شرک آمیز..زندگی نکنی..واقعا یه ایمان قوی میخاد و ادامه دادن و کارکردن روی شخصیت درونی..که واقعا یجاهایی من کم میارم..
و میگم خدایا تو بهم کمک کن.و همیشه کمکش شامل حالم شده…
نکته زیبایی اشاره کردین که قبل از اینکه به خاسته هاتون اون چیزی که میخایین برسین..درخاسته های بزرگتری رو داشته باشین.همین متوقف نداشتن و درخاست بیشتر بیشتر داشتن..
و این نوع شخصیت از شما باعث شده که جان چند هزار نفر.دقیق نمیدونم تو زمینه سلامتی بوجود بیاریین..این ناشی از چیه؟!..همین قانون بدون تغییر الهی و در مسیر درستی و راستی..و چقدر در اینده میتونه متحول کنه!…
و دیگر دورها!..
و همین باور باعث میشه..که منم چون باور کردم که هنوز بیشتر میتونم نتایج بیشتری رو برای خودم بوجود بیارم.دارم رو خودم کار میکنم تا بیام محصولات شما رو بخرم..
و با خرید’.. هم باعث ثروتمند شدن من میشه و من هم در کنارش پیشرفت میکنم ..و همین باورها باعث رشد کل جهان میشه..
اتفاقا دیروز داشتم در مورد همون مستند طبیعت نگاه میکردم داشت در مورد خورشید میگفت..که روزانه میلیاردها نوترون از خورشید بیرون میاد و توی کره خاکی ما پخش میشه.و این مقدار چقدر نقش مهمی در زندگی ما دارد!
دقیقا مثل این باورها هست.هر چقدر باورها این شاخها.بهم متصل شود.جهان و افراد روز به روز رشد و پیشرفت می کنند….چون ما دستانی از دستان خداوندیم..و باید این باورها رو روزانه بخودمون بقبولونیم!..که می شود.هیچ نشدی وجود ندارد……
چه ثروتهایی تو جهان بوجود میااد ،و بشه گلستان..و خداوند هر روز کارش همینه…
که هر روز ما از نظر درونی.همون درخت پاک در قران رشد و گسترش ما هست..پیدا کنیم!…
.وو
برای ساخت باورها ..فقط بگیم میشود و خداوند ما را به بهترین شیوه هدایت میکند.و ما آسان میشویم بسوی آسانیها.قشنگیها زیباییها!..
و بقول قرآن نه راه کسانیکه گمراه ساخته ایی.کسی که باور نادرست داره…اگه تو بهترین بهشتم باشه اون بهشت براش جهنمه..چون افکار ما دنباله رو تجربیات ما هست..
هر چیزی که تجربه میکنیم از اطرافمان..همون باورهایی است که قبول کردیم که این خودش نیاز بکار کردن..داره…و باورهای توحیدی! ایمان بخداوند! و احساس لیاقت داشتن داره!..
پس بجای کوچک کردن خاسته هامون…باورامونو گسترش بدییم.و بپذیریم زندگی ما باورهای ماست باورهای ما همون خاسته های ماست که خداوند هر لحظه در حال هدایت ما بسوی باورهای ماست…..
و ثروتمند شدن دیگران قابل تحسینه.و باعث رشد من و رشد جهان اطراف من میشود!..
و این باور را به من القا میکند که میشود میشود میشود..
دیگه اون مثالی که میگفتن شد شد نشد نشد..
دیگه من باور میکنم چیزی بنام نشد نداره..چون من یدالله خداوند هستم..برای رشد خودم و جهانم!..پا به این جهان گذاشتم…
منطقی کردن هدفت بهترین راه برای باورسازی صحیح است وقتی کسی مسیری رو طی کرده و توهمون مسیره جواب گرفته پس این امری ممکنه، وقتی موفقیت برای کسی اتفاق میفتد علاوه بر تحسین کردن اون موفقیت این را به نسون میده که بله اونوهدف تحقق یافتنیه و قابل دسترسه وقتی یه نفر میاد و رتبه برتر کنکور تک رقمی از یک شهرستان ضعیف میشه اینو نشون میده که جغرافیایی که توش زندگی میکنیم تعیین کنننده ابن موضوع نیستش و عاملی که واقعا روش اثر میگذاره نوع تفکر و باوری هستش که در طول یه مدت مشخص ساخته. افرین به این ذهنیت قوی و مثبت که تونسته کنترلش کنه و قشنگ ازش نتیجه بگیره، نوع خونواده نوع مدرسه نوع کتابایی که خونده تحت تاثیر هیچ عامل بیرونی نبوده بلکه اون فرد همه ی چیزای بیرونی رو تو خودش دیده و با ایمان کامل و توکل بدون شرکککککککک ورزیدن به مسیرش ادامه ادامه، واقعا افرین افرین افرین. پس این مسیر برای من هم صددرصد قابل دسترس و رسیدن است ایمان و یقین دارم بهش.
من بعد دو سال تازه فهمیدم اینهمه که شما میگین باور میگین قانون ثابت اصلا تاحالا میگفتم میدونم ولی الان فکرمیکنم هنوز تو این راه پیش دبستانی ام
تازه فهمیدم من وقتی میخوام یه مسئله ی فیزیک یا ریاضی رو حل کنم خب یه فرمول داره اگر مسئله رو درک کنم فرمول رو بلد باشم راحت اعدادو میذارم تو فرمول و بنگ …پاسخ مسئله به راحتی اب خوردن ظاهر میشه
خب این جهان ما بر پایه ی فیزیک و ریاضی بنا شده من خودم عاشق مستندهای علمی هستم و همیشه نگاه میکنم و میدونم جهان مابر پایه ی علم ریاضی و فیزیک خلق شده ریاضی ساخته و ابداع بشر نیست ریاضی در این جهان کشف شده پس یعنی چه بخوام چه نخوام وجود داره و جهان ما رو این پایه استواره
خب پس انگار ساده شد من باید فرمول رسیدن به خواسته هامو بدونم و فرمول ها یه چیز عجیب غریب نیستن اتفاقا فرمول های اصلی بسیار ساده هستن و باید این فرمول هارو بدونم
حالا من خودم همیشه تو درس ریاضی و فیزیک حیرون بودم میدونستم که فرمولی هست و بلدم بودم ولی این جایگذاری رو نمیتونستم انجام بدم و انقد بالا پایین میکردم انقد ور میرفتم و از راه های سخت و پیچیده حل میکردم که اخر سر جوابو پیدا میکردم البته نه همیشه ولی پدرم درمیومد
درسته فرمول اینه احساس خوب اتفاقات خوب و اینکه کانون توجهت اتفاقات زندگیت رو میسازه ولی هنوز بعد دوسال استفاده از اموزه ها و این سایت و حضور هر روزم تو این فضا یاد نگرفتم این فرمول هارو چطوری استفاده کنم
و مثل قدیمها
همش از راه های سخت میرم و لقمه رو دور سرم میچرخونم و پدرم درمیاد تا به جواب برسم
تا اینکه الان تو این مسیر یکسری مسائل را درک کردم .
و اصلا از حسادت خوشم نمیومد و کم و بیش در بعضی مواقع داشتم
و دوست داشتم برطرفش کنم
.
استاد گفتن تحسین کنید
ینی من اوایل اصلا نمیدونستم تحسین چیه ؟
میگفتم اینا چیه ، مسخره بازیه
ینی چی تحسین کنید
تا اینکه الانی ک دارم روی خودم کار میکنم
میبینم بشدت دارم نتیجه می گیرم
اصلا وقتی ثروتی را میبینم چنان ذوقی میکنم شروع میکنم ب تحسین چقدرررر حالم خوب میشه .
چقدر مدارم تغییر میکنه
اوایل یادم میرفت میخاستم بگم خوش بحالش چجوری شد ؟ یادم میومد نه من باید تحسین کنم ک منم در مدارش قرار بگیرم .اگر میخام داشته باشمش
ک الان طوری شدم ناخواسته ذوق میکنم و میگم مااااشالااااا چ ماشینی چ خونه ای نوووووش جونت الهی خیرشو ببینی الهی بزرگترشو بخری
ببین ببین ثروت هست نعمت هست .
ببین میشه ببین برای این شد
پس مطمئن باش برای تو هم میشه .فقط کافیه در مدارش قرار بگیری
خدای این ادم خدای منم هست
ثروت هست پول هست
دلیل نداره من ندارم ، وجود نداشته باشه
من خودم از خودم دورش کردم
میتونم بدست بیارم .
یک باور نادرستی داشتم ک باید بچه هامو من خودم درست تربیت کنم
چقدر سختگیری کردی چقدر تلاش کردم
چقدر خودمو عذاب دادم
چقدر خودم را از زندگی از آرامش از لذت از شادی دور کردم
ک دختر من درست رفتار کنه
چون ب سنی رسیده ک الان باید مثل یک خاااااانوووووممممو رفتار کنه
چقدررررر این باااور مزخرفیه چقدر زشت و ناپسنده
چقدر من خودم با این باور ک باید دخترم رفتار خانمانه و محترمانه داشته باشه الان باید ظرف بشوره الان باید نخنده الان باید بشینه الان باید پاشه الان باید سلام کنه الان دیگه نباید بازی کنه الان دیگه نباید با پسر بازی کنه الان همه میگن وقته شوهر کردنشه
اووووووو من خودم را پیر کردم ولی نشد
تا اینکه تسلیم شدم بطور کاملا واقعی
و دست برداشتم
و کنار کشیدم
گفتم من دیگه دخالت نمیکنم
من دیگه اصلا بلد نیستم
بسته هرچقدر من تقلا داشتم
از این ب بعدش با خدا
دیگه بستمه
تمااااام والسلامممم
و سپردم و تسلیم شدم
و رهااااا شدم آخ من چقدرررر راحتم .من چقدر آرامش دارم
من الان دقیقا 35 روزی میشه ک بواسطه همین رها کردن و تسلیم شدن و کنار کشیدن
ن تنها عصبانی نشدم ب هیچ وجه
حتی کوچیک کوچیکش
من حتی یکبارم تو این 35 روز صدام تحت هیچ شرایطی بالا نرفته
این در صورتیه ک من محااااال بود تو یکروز من سه بار چهاربار عصبانی نشم محال بود صدای من بالا نره
برای همین میگم 35 روز دیگه بدونید شاهکار کردم
خدایا شکرت خدایا شکرت
البته بگم من با تغییر باور و تغییر دیدگاهم عصبانی نمیشم و تغییر باور
ن اینکه بقول استاد آشغالا را بریزم زیر مبل
و دارم تحمل میکنم ب لطف خداوند
من تغییر کردم
درونم تغییر کرد
و میبینم زندگیم تغییر کرد خداروشکر
من دارم با تغییر خودم نتایج را میبینم .
و یک تغییر دیدگاه دیگه هم الان دادم اینه ک باور کردم منم ک دارم زندگیمو خلق میکنم با فرکانس های خودم
خیلی خیلی بهتر میتونم ذهنمو کنترل کنم
و بازهم دارم نتایج را میبینم
نتایجی ک روزانه سوپرایز میشم
و نتایجی ک هر روز خواسته های ستاره قطبی من همشون دارن تیک میخورن به لطف خداوند .
باور مخرب دارم و از خداوند میخام کمکم کنه ک با تغییر دیدگاه درست من را ب آرامش برسونه
اینه ک اگه یکنفر از اعضای خانواده بگه من مریضم
من هزار تا فکرهای بد میکنم .نکنه فلان بیماری باشه ، نکنه ….. و احساس خودم را بد میکنم
خیلی احساس بد بهم دست میده
از دوستان عزیزی ک تجربه باور درست را دارن در رابطه با این زمینه
لطفا اینجا دیدگاه بزارن
چون واقعا دارم اذیت میشم .
استاد عزیز من خیلی سپاسگزارم از شما .
خیلی ممنونم ک باعث شدید ما در این نسیر درست زندگی قرار گرفتیم
بنده در حال حاضر در چنین شرایطی هستم و شاید مکالمه با دوستی چون شما حال من رو خوب کنه. این وضعیت تا جایی پیش رفته که من این روزها همواره در حال جر و بحث با همسرم هستم. همسری که خیلی خوبه ولی من حال خوبی ندارم و با او بد رفتاری میکنم. دو روز پیش به دلیل شدت عصبانیت من و دعوای شدید مجبور شد با پدر و مادرش مسئله رو در میان بگذاره و اونها هم آمدند و به اتفاق بچه هام که دو تا دختر هستند رفتند خونه ی پدرش در شهرستان.
استاد عزیز برای من از خداوند هدایت بطلبید و انرژیهای مثبت.
ممنونم از آگاهی های عمیقی که به وسیله سایت تون به اشتراک میگذارید.
به نام خداوند مهربان و هدایتگر ،رزاق ، وهاب و بخشنده
به نام فرمانروای مقتدر جهان
خدایا هر آنچه دارم از آن توست
تو مالک و صاحب اختیار من هستی
خدایا من در برابر تو هیچی نیستم
خدایا هدایتم کن تا بتونم کامنت خوبی بنویسم تا آگاهیم چندبرابر بشه .
سلام استاد و خانم شایسته عزیزم
سلام دوستان خوبم
به جای کوچک کردن خواسته ها باورهامون رو قوی و بزرگتر کنیم
صبح امروز سوپورچی داشت جلوی مغازه رو جارو میکرد من سلام و خسته نباشید گفتم قامت راست کرد و در مورد مسائل زندگیش یهو صحبت کرد .
گفت به من گفتند چون خانواده ایثارگری بیا فرم پر کن بهت کار دفتری بدیم .
و از آشناییش با یک شخص صحبت کرد .داشت از این باور حرف میزد که با یک شخصی آشنا شده تو صفحات مجازی که تو بندرعباس هست و داره آموزش میده چشم سوم رو باز کنیم .
میگفت اون شخص گفته که تو این دنیا دنبال هیچی نباشید فقط از خدا بخواهید که زودتر برید اون دنیا چون همه چیز اون دنیاست و این دنیا فانی هست و شما تا میتونید به مردم خدمت کنید تا اون دنیا خدا پاداش بده .داشت میگفت به این نتیجه رسیدم نباید پولدار بشی چون اگر پولدار بشی آدم حروم خوری میشی و دنبال فساد میری.داشت در مورد این باور صحبت میکرد که همیشه چند تا جن به کمر و پهلو و پشت گردن میچسبند هر بار میری حموم با سنگ نمک بشور این ناحیه ها از بدنت رو من معمولا به این جور حرف های خرافه گوش نمیدم ولی حسم گفت گوش کن این باورتو تقویت میکنه و باورت به قانون بدون تغییر خداوند چند برابر میشه .
چقدر فقیرانست این باور که تو این دنیا از هیچی لذت نبر چون قراره اون دنیا پاداش بگیری .
دقیقا این همینه که به جای کوچک کردن خواسته ها باورهامون رو قوی تر کنیم.ایمانمون به خداوند رو بیشتر کنیم .
من از روزی که نگاهم رو به ثروتمندان و کسانی که پولدار تر هستند عوض کردم واقعا رنگ و بوی کسب و کارم تغییر کرد .
من با دوره 12قدم و فایل های رایگان خیلی باورم به زندگی عوض شد و دریچه های رحمت و نعمت پروردگار به روم باز شد .
یاد گرفتم که به جای اینکه خواسته هامو برای خودم کوچک کنم ، قدم های آهسته ولی پیوسته بردارم و باورم رو تقویت کنم و ایمانم رو به خداوند قوی کنم .
خدایا شکرت که من رو در این مسیر قرار دادی تا زندگی رو بهتر و با رنگ و بوی قشنگ تر درک کنم .
استاد عزیزم ازت سپاسگزارم برای فایل های عالی و بی نظیر که در اختیار ما قرار میدی.
انشالله تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشیم و از هر لحظه لذت ببریم .
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید .
سلام و عرض ادب خدمت جناب عباس منش و خانم شایسته عزیز و دوستان گرامی
ما برای موفق شدن و رسیدن به خواسته هامون باید از موفقیت دیگران خوشحال باشیم و اونا رو تحسین کنیم
باید به خودمون یادآوری کنیم وقتی اونا تونستن موفق بشن، پس منم میتونم هر موفقیتی رو به دست بیارم. فقط کافیه که باور کنم.
اگه کسی به جایی میرسه و درآمد بالایی داره و واسه خودش خونه و ماشین و شرکت داره اکثر افراد که تو مدار فقر هستند، باور ندارند که میشه به هر موفقیتی دست یافت . چون توی اون مدار نیستند و براشون دست نیافتنیه. فکر میکنن دزدی یا کلاهبرداری کرده،رشوه داده
یا اگه خوش بین باشند میگن طرف شانس آورده یا خدا واسش خواسته یا سرنوشتش این بوده.
بنابراین تفاوت نتایج افراد، تفاوت در باور آن هاست. تفاوت در نتایج افراد، تفاوت در نگاه آنها به دلیل نتایج است.تفاوت در عادتهای شخصیتی قدرتمند کنندهای است که آگاهانه ساخته اند.
پس به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
هر چیزی که بخواهیم به دست بیاوریم باید با باورهای مناسب و قدرتمند فرکانس اون رو به جهان ارسال کنیم و جهان هم به اون فرکانس جواب میده و ما رو به خواستمون میرسونه.
در پناه الله یکتا شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهیهای توحیدی ،
««ماریا تو هنوز نتوانستهای نقش باورهایت را در خلق اتفاقات زندگیات بپذیری. وقتی هم عمیقا نپذیری که جهان فقط به فرکانسهایت پاسخ میدهد و تو را در مداری از جنس باورهایت قرار میدهد تا اتفاقات همجنس با باورهایت را تجربه کنی، قدرتی برای تغییر باورهایت نداری اولین قدم برای باورسازی، این است که:بپذیری تمام اتفاقات زندگیات بدون استثناء نتیجه باورهای خودت است.رسیدن به چنین حدّی از پذیرش، یعنی بستن راه تاخت و تاز نجواهای ذهن. وقتی هم راه نجواها بسته شود، راه تمام بهانه ها بسته میشود.
این یعنی کنترل ذهن و شروع باورسازی و شروع حرکت به مدارهای بالاتر.
بدان ماریا ، مانعی بزرگتر از نجواهای ذهنت، در برابر موفقیتهایی که میخواهی داشته باشی، وجود ندارد.
ذهن همیشه با دیدهها، شنیدهها و تجاربش قضاوت میکند. پس مراقب باش اسیر تجربههای ذهنت نشوی.
وقتی چیزی را نداری اما آن را میخواهی، وقتی خواستههایت را بزرگتر و فراتر از تصورات ذهنیات میبینی، باید به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر نمایی. باید به جای ناباورانه نگاه کردن به آن موفقیتها و قضاوت کردن درباره آن افراد، باورهای قدرتمند کنندهای را بشناسی که آن نتایج را رقم زده و سپس به ساختن آن باورها همت بگماری.»»
من بخاطر باورهای محدود کننده ام ، تجاربی بسیار نازیبا در زندگی داشتم.
، من قبل از آشنایی با آگاهی های استاد عباس منش نمیتونستم فراوانی رو بپذیرم و طبق قانون از همون جنس اتفاقات وارد تجربه ی زندگیم میشد ،الان که به گذشته نگاه میکنم میتونم رابطه ی باورها و تجارب رو، توی زندگی خودم و دیگران پیدا کنم،
حتی توی عقاید دیگران هم میتونم پیداش کنم ، مثلا در نزدیکانم میتونم ببینم که به یک چشمه یا درخت برای شفا دادن باور دارند و ازش استفاده میکنند و به نتایج دلخواه که دراین مثال سلامتی جسمی بود رسیدن، از نظر من همچین چیزی وجود نداره اما چون اونا باورش داشتند ازش نتیجه گرفتن، ویا مثال دیگری از آیین های مذهبی ماوجودداره اینکه برن به مکانهایی که براشون مقدس هست و ازطریق هدیه های مالی وپول نقدی که اونجا بجا میذارن ،عبادت کنند و به اصلاح اون مکان و روح اون شخص خاص ، واسطه ای باشه برای رسیدن اونا به خواسته هاشون نزد پروردگار ، که چون باور دارند این اتفاق میوفته ، واقعا گاها نتیجه هم میگیرند، به اندازه ای که باور دارند نتیجه میگیرند،
ویایکی ازدوستانم برام تعریف میکرد که بضاعت مالی خوبی برای عمل قلب کودکش نداشت اما مطمئن بود که این اتفاق براشون میوفته، اون به شفا گرفتن توسط امام زاده ها اعتقاد نداشت ویا شاید تلاششو کرده بود و نتیجه نگرفته بود اما یقین داشت که این اتفاق برای دخترش میوفته و بعد دکتری پیدا شد که سالی یکبار میومد ایران و به صورت رایگان این کودکانی که با مرگ دسته پنجه نرم میکردند و بخاطر کمبود بودجه ممکن بود جانشون رو ازدست بدن رو،جراحی میکرد و بالاخره نوبت به بچه ی این دوستمونم رسید و این اتفاق مبارک براشون افتاد، با یادآوری این مثالها میخوام به خودم بگم که ماریا ،جهان به فرکانس ها پاسخ میده، حالا هرچقدر هم که تو مقاومت داشته باشی و با اطلاعاتی که سی و اندی سال بهت رسیده مغایرت داشته باشه ، اما کارکرد جهان همینه ،حالا بجای نقد این قانون بیا و باهاش هماهنگ شو و ازش به نفع خودت استفاده کن، بیا و باورهای مالیت که دغدغه الانته تغییر بده، نپرس چگونه ، ذهن منطقی شیطانه،
بیاد بیار که نتایجی که الان داری، فقط حاصل جدی گرفتن همین قوانینه، این قوانین تااینجای نتایج رو رقم زده ، متعهدترباش و یادت نره که چگونه بهشون رسیدی ، برات عادی شده داشته هات و فکر میکنی ازاول بودن، نه ماریا تو باورها تو تغییر دادی و نتایج دلخواه گرفتی ، این فایل اومده تا به یادت بیاره تا بهت یادآوری کنه که راهی جز تغییر باورهات نداری ،
استاد شما راجب قانونی صحبت میکنید که من سیو اندی سال خلافشو شنیده بودم ، چرا باورشون کردم چون از نتایجم راضی نبودم ، خوب خیلی برام سخت بود ذهنم عجیب مقاومت داشت ، اما تصمیم گرفتم که باشما پیش برم ، شما درست میفرمایید ما الگویی مثل شما و دوستان دیگری که تو همین سایت نتایجشون رو میخونیم و میبینیم ،داریم ، شما چجوری باورش کردید که اینقدر متعهدانه پیش رفتید،
تعهدو درک و استمراری از جنس ، تعهد شما رو آرزو میکنم و شمارو بسیار بسیار بسیار تحسین میکنم بابت این موضوع.
من باید باور کنم که کار خاصی نباید بکنم باید رو خودم کارکنم و توحید عملی داشته باشیم و مدت زمان بیشتری به شیوه قوانین زندگی کنم تا جهان خودش ، طی تکامل منو در مدار خواسته هام قرار بده.
من یه عالمه نتیجه گرفتم ازاین قانون و اگر بیاد بیارم بیشتر در مدارش قرارمیگیرم.
««اگر چیزی رو نداری و نمیتونی داشته باشی باید باورهاشو بسازی»»
««هر اتفاق خوبی که برای یک نفر میوفته میتونه برای منم بیوفته»»
««قبل از اینکه به هدفت برسی هدف بزرگترین رو انتخاب کن»»استاد برای این درسمون،من یک مثال دارم ، یادمه همسایه ی مادربزرگم اینا اون موقع که ما هیچی نداشتیم یه خونه ی بزرگ با امکانات به روز مربوط به همون زمان داشت ، ما همیشه تو بچگی باحسرت به اون خونه ی بزرگ و امکاناتش نگاه میکردیم ، زمانی رسید که ماکمکم بزرگ شدیم و شرایطمون بهتر شد،اون خونه همچنان جلو چشامون بود، اما کم کم فرسوده تر و کهنه تر میشد و امکانات تحسین برانگیزشون کم کم یکی پس از دیگری خراب شدن و ازبین رفتن تا جایی که ما شدیم خیلی بهتر ازاونا، این داستان تو ذهنم موند و برام عبرتی شد از اینکه همیشه بایدخودمو ارتقاء بدم و اگر هدفی دارم ،قبل از رسیدن بهش باز خودمو آپدیت کنم چون یجا ثابت موندن وجود نداره یا درجهت رشدی یا تخریب ، چون جهان خود به خود داره رو به جلو حرکت میکنه .
بجای اینکه خواسته هامو کوچیک کنم ، باورهامو بزرگ کنم ،
وبا ورودی های این سایت باورهامو تقویت میکنم و بزرگش میکنم و با کنترل کانون توجه در فرایند زندگیم اینکارو میکنم و با خوندن و نوشتن و تمرین کردن حول محور قوانین آموزش داده شده اینکارو میکنم ،با مدت زمان بیشتری دراحساس خوب موندن از طریق تغییر نگرشم اینکارو میکنم و بجای کوچک کردن خواستم باورهامو بزرگتر میکنم ،باید مراقب باشم که از اصل دور نشم چون خیلی راحت میتونه این اتفاق بیوفته و خیلی راحت مسیرم منحرف میشه ،اگرررررر ازطریق آگاهی های این سایت به صورت دائم تصحیح مسیر نکنم….
استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین.
وسپاسگزارم از مریم جون که روزشمار تحول رو برامون تدوین کردند و سپاسگزارم از خودم که متعهدانه پای بهبود خودم ایستادم .
دوستتون دارم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.
بنام خداوند بخشنده مهربان.
خدایا تنها تنها تو را می پرستم و فقط از تو یاری می جوییم!
خدایا ما را براه راست هدایت کن!
راه کسانیکه نعمت بخشیده ایی….
سلام و درود الله به نشانه هاییم…
خدایا سپاسگزارم که مرا خالق زندگی خودم نموده ایی’که فارغ از هر گونه عوامل بیرونی بتونم زندگی عالی شرایط عالی در هر جنبه هایی از زندگیم را خلق کنم..که این نیاز داره به باورهای قدرتمند کننده!..
این فایل چند نکته اساسی رو بیشتر برام بولد کرد…
1-باورهای قوی..نتایج متفاوت و قوی..
2-..مسیر درست مسیر خداوند مسیر رشد و پیشرفت..فقط باور کردن که می شود..و خدادند و جهانش تو را در مداری قرار میدهد که افراد و شرایط و دستانش با مداری که من می باشم هماهنگ میکنه…
تمام موفقعیت استاد و تمام موفقعیتهای خودم جاهایی بوده که باور کردم میشود..و به طرز خیلی طبیعی وارد زندگیم شده..
فقط باور کردن ..باور توحیدی..تمام منشع موفقعیتهای ما در تمامی جنبه های زندگیمون..همینکه باورهای توحیدمونو گسترش بدییم..
وقتی ایمان بخداوند داشته باشی..دیگه بقول سوره فاتحه..مسیر مسیر درستی و راستیه.حتی شیطان در سوره ابراهیم هم..همینو بیان کرده.که وعده خداوند حق و درستی بود..ولی وعده های من فقر و بدبختی بود..شما مرا دعوت کردین منم دعوت شما رو پذیرفتم…
کل داستان قانون دنیا بهمین هست..که در مدار خداوند هیچ ترس و نگرانی نیست..باور محدود کننده نیست..فقط باید باور کنیم که می شود..دیگه کم کم هدایتها خیلی کوچک هستند.و ما با حسب تکامل..جلو میرییم و نشانه ها رو میبینم و انجامشون میدیم..
چرا؟ چون باور دارییم می شود!
چون باور دارییم یعنی اون نتایج کوچک از عملگرایی باعث شده ..که من یه کوچولو روی باورام کار کردم و خداوند پاسخ داد…
برای هر فرد..که من باشم یا استاد یا دیگر دوستان کم کم با باور نتیجه اومده..و هی این باورها رشد میکنه تا به مرحله تصاعدی میرسه..
زیبایی این باورها همینه.که استقامت و پایداری میخاد…
دیگه نمیخاد تقلا کنی خودتو به کشتن بدی..باور میکنی خداوند ما را در مداری قرار میده که افرادی هستند با ما پیوند میخورند…
آره همینه!پس بجای کوچک کردن خاسته هامون باورامونو قوی کنیم..و اون خاسته هامونو تو جای بلندی بزارییم و روی خودمون کار کنیم تا وارد مدارش شویم…
و بجای قضاوت کردن دیگرا بجای اینکه موفقعیتهای دیگران رو سرکوب کنیم بقول مثالی میزنه که گربه دستش به گوشت نمیرسه میگه گوشت بو میده!
دقیقا این خیلی برام جالب شده..خیلی افراد تو موقعیتهای از نظر من عالی هستند و میرن کشورهای دیگه و واقعا قدرت خرید زیادی دارن..ولی وقتی بحرفهاشون گوش میدم..میگم نگاه کن همه چیز باوره…
اگه من جای اون بودم و این شرایط رو داشتم.اینقدر تحسین میکردم میرفتم جاهای زیبا تو اون منطقه میدیدم و تحسین میکردم..
دیدم نه!…
استاد میگه باور یعنی همین..اصلا مهم ظاهر چیزی تو زندگیت نیست..مهم اون باورته.که نمیزاره از همون فرصتها استفاده خوب کنی..و جهان هم افرادی تو راهش قرار میده که با خودش هم فرکانسه…
منم دارم این موضوع رو میگم…چون دارم روی باورام کار میکنم.و دارم باورهای دیگران رو میشنوم…به این درک رسیدم چقدر باور میتونه تاثیر بگزاره…
پس …کل داستان خداوند و انسانها..فرکانس می باشد..مانند ایینه هر چی بدی بخودت برمیگردونی…
جالبه دقیقا توی علم کیهانی توی ،شبکه طبیعت..این نکته بیشتر برام بولد شد…
جهان بر حسب سیاه چالها بوجود اومده..من خیلی وارد نکات علمیش نمیشم..ولی دقیقا مثل عنبیه چشم میباشد…و پر از نور های زیبا…
که همون فرکانسهای ما رو داره ضبط میکنه و به ما بر میگردونه…و حسی بهم گفت..
قانون خدادند زد و خورد نداره..چشم ما همون کانون توجه ما..همون چیزهایی که باور دارییم از طریق این سه نقطعه.از گوش..چشم..زبان..بدل میشه.و به ما برگردونده میشه..
هر چی صحبت کنیم قدرتش بیشتر میشه..
من توجه استاد رو در سفر به دور امریکا به واضح دیدم که جاهایی بود که یچیز ناجالبی دیدن..اصلا بهش توجه نکردن..چون قانون توجه و تمرکز و صحبت میشه باور باور میشه فرکانس که از احساس می باشد و به ما برگردونده میشه…چقدر کنترل احساسات مهمه..که بتونیم همه جوره کنترل کنیم!
الله اکبر از قدرت خداوند و قوانین بدون تغییرش..
اتفاقا چند روز پیش از یه فرد نزدیک خانواده ام ..بهم گفت میتونی فلان کار رو انجام بدی..دیگه منم چند سوال کردم گفت مشکلی نداره..
یه لحظه احساس کردم خداوند بهم گفت! بحرف این فرد گوش میدی حرف منو قبول نداری.واقعا نقطعه ضعف خودمو در برابر این خدای بزرگ.که منو افریده…با تمام وجودم حس کردم..
دیدم کاملا اون پیشنهاد اشتباه بود…
و براش انجام نشد..چون از راه نادرست بود…
میخام اینو بگم..که همه چیز باوره..
مثالی که من دارم..
یادمه از مدیرا و معلمانم تو حیطه مدرسه ام..بهمون قبولونده بودن که افرادی که زرنگ هستند..اینا درسته زیاد میخونن.تلاش میکن..ولی یه استعداد تو درونشونه..و اونا به بهترین شرایط اون موقع میگفتن پزشکی قبول میشن…
و نقطعه مقابلش که افراد ضعیف افراد تنبل افرادین که هیچ استعدادی ندارن بدرد نخورن..همیشه خنگ هستند اینقدر این باورا رو کرده بودن تو سرمون..که واقعا تنبل و خنگ شده بودیم…
و ناگفته نمونه…
وقتی من این باورا رو میشنیدم خیلی احساس ترس و نگرانی از اینده زندگیم برام پیش میومد.و تا چند سال گذشته قبل از اینکه وارد این مکان بهشتی بشم..استاد تمام خوابهای آشفته ام این بود امتحان دارییم تمام ترسهای گذشته بسراغم میومد..دیگه ناتوانیم را چند سد برابر کرده بود…..
تا اینکه پشت کنکور بود..و من خیلی دوستداشتم تجربه خوابگاه تجربه زندگی با افرادای مخالف در شهرهای مختلف رو داشته باشم.پیشرفت کنم و کلی چیزهای دیگه بدست بیارم…
و من همون سال حرف معلمم که بازم این باور رو بهم قبولوند تونستم سال اولم در کنکور رشته دولتی تو بهترین مکان و زمان قبول بشم..بزرگترین پلن زندگیم بود.که همه رو لطف خدا دونستم و واقعا بهم الهام شده بود که می شود….
و حتی کارشناسی همینجور..چون عشقم بازم تجربه جدید بود…که من سالهای خیلی خوبی رو گذروندم.با کیفیت عالی.درسته یسری کمبوده ها بود.ولی کمبودها هم برام درس داشت و لطف پروردگار را هر ثانیه تو اون موقعها درک میکردم..
میخام بگم.من باور نکردم که ضعیفم..درسته یجاهای مورد تنبیه قرار میگرفتم..ولی یجاهایی باور نکردم که نمیشه و خیلی از موفقعیتهام همین بود، داشتم ناآگاهانه انجامشون میدادم..و خیلی شخصیت منو بزرگ کرد…
میخام بگم تضادها..و باورها باعث شد تا من وارد منطقه بهشتی بشم..تا بیشتر قدرت خلق کنندگی داشته باشم.و هر روز در جهت بزرگ کردن باورهام دست به عمل بشم….
استاد عزیز همین فایل با فایل جدیدتون .که چه چیزی را باور کرده ایی هماهنگه!..
چقدر گوشهام در مقابل باورهایی که بهم ترس ناامیدی بدبختی میده..ناشنوا شده..و سعی میکنم بتونم مثل شما ذهنیت خوب بسازم..
که میام این اوج خوشبختی و سعادتمتدی و این بهشت زیبای شما رو از تمام وجودم درک میکنم…چفدر ثروتمتد شدن را بیشتر دوستدارم.. هر روز بیشتر بهش ملحق بشم..
چون وجود شما همه جوره با ثروتمند شدن،داره قوی تر میشه… با ایمان تر!.و زیباتر..و
و شما استاد عزیز هر باوری رو خلق میکنید..باعث رشد تک به تک ما بچه ها میشه..و باعث میشه دنیا زیباتر و قشنگتر و ثروتمند تر کنیم……
اتفاقا دیروز یفردی که من اصلا نمیشناختمشون.باهام تماس گرفت و چقدر تحسین کرد و گفت چقدر خوبه شما تو این حیطه کار میکنید اتفاقا من نیاز داشتم..
و خداوند داره جواب باورامو میده چقدر من قدرت گرفتم..و دارم همین باور رو همین درخاستهامو هی بیشتر میکنم انشالله که مدار بیشترها و خوشبختیها و سعادتمندیهای، بیشتر برسم..
و
بقول حضرت ابراهیم سپاسگزارت باشم..
خدایا اینقدر نعمت و برکت بر ما سرازیر کن !که همیشه هر لحظه سپاسگزارت باشم…
و من هر لحظه زندگی شما در تمامی جنبه ها تحسین میکنم ..چون باوراتون بسیار قوی شده….
و در نهایت سپاسگزارم که شما نپذیدفتین اون باورهایی که افراد.که اتفاقا روزانه این چرندیات داره بیشتر میشه.و بقول قرآن..زندگی دنیوی که شما بسیار روش حساب باز کردین.احساس میکنم همین عوامل بیرونی همون نداشتن باورهای توحیدی…
که خداوندی که تو را در سوره فاتحه هدایت میکنه.. تو در مسیر قرار بگیر من بقیه کارها رو برات انجام میدم…..
بقول خودتون اصلا استعداد مهم نیست ایمان مهمه باور مهمه!…..تکرار…
..که این نیاز به تکامل و روی خودمون کار کردن داره که باید ادامه بدییم و بیشتر غلبه کنیم..
هر حرفی رو باور نکنیم هر صحبتی رو قبول نکنیم..با هر فردی بحث نکنیم..
و فقط روی خودمون کار کنیم..روی خودمان و باورهایمان..
استاد این ایمان قوی میخاد که مثل جامعه’شرک آمیز..زندگی نکنی..واقعا یه ایمان قوی میخاد و ادامه دادن و کارکردن روی شخصیت درونی..که واقعا یجاهایی من کم میارم..
و میگم خدایا تو بهم کمک کن.و همیشه کمکش شامل حالم شده…
نکته زیبایی اشاره کردین که قبل از اینکه به خاسته هاتون اون چیزی که میخایین برسین..درخاسته های بزرگتری رو داشته باشین.همین متوقف نداشتن و درخاست بیشتر بیشتر داشتن..
و این نوع شخصیت از شما باعث شده که جان چند هزار نفر.دقیق نمیدونم تو زمینه سلامتی بوجود بیاریین..این ناشی از چیه؟!..همین قانون بدون تغییر الهی و در مسیر درستی و راستی..و چقدر در اینده میتونه متحول کنه!…
و دیگر دورها!..
و همین باور باعث میشه..که منم چون باور کردم که هنوز بیشتر میتونم نتایج بیشتری رو برای خودم بوجود بیارم.دارم رو خودم کار میکنم تا بیام محصولات شما رو بخرم..
و با خرید’.. هم باعث ثروتمند شدن من میشه و من هم در کنارش پیشرفت میکنم ..و همین باورها باعث رشد کل جهان میشه..
اتفاقا دیروز داشتم در مورد همون مستند طبیعت نگاه میکردم داشت در مورد خورشید میگفت..که روزانه میلیاردها نوترون از خورشید بیرون میاد و توی کره خاکی ما پخش میشه.و این مقدار چقدر نقش مهمی در زندگی ما دارد!
دقیقا مثل این باورها هست.هر چقدر باورها این شاخها.بهم متصل شود.جهان و افراد روز به روز رشد و پیشرفت می کنند….چون ما دستانی از دستان خداوندیم..و باید این باورها رو روزانه بخودمون بقبولونیم!..که می شود.هیچ نشدی وجود ندارد……
چه ثروتهایی تو جهان بوجود میااد ،و بشه گلستان..و خداوند هر روز کارش همینه…
که هر روز ما از نظر درونی.همون درخت پاک در قران رشد و گسترش ما هست..پیدا کنیم!…
.وو
برای ساخت باورها ..فقط بگیم میشود و خداوند ما را به بهترین شیوه هدایت میکند.و ما آسان میشویم بسوی آسانیها.قشنگیها زیباییها!..
و بقول قرآن نه راه کسانیکه گمراه ساخته ایی.کسی که باور نادرست داره…اگه تو بهترین بهشتم باشه اون بهشت براش جهنمه..چون افکار ما دنباله رو تجربیات ما هست..
هر چیزی که تجربه میکنیم از اطرافمان..همون باورهایی است که قبول کردیم که این خودش نیاز بکار کردن..داره…و باورهای توحیدی! ایمان بخداوند! و احساس لیاقت داشتن داره!..
پس بجای کوچک کردن خاسته هامون…باورامونو گسترش بدییم.و بپذیریم زندگی ما باورهای ماست باورهای ما همون خاسته های ماست که خداوند هر لحظه در حال هدایت ما بسوی باورهای ماست…..
و ثروتمند شدن دیگران قابل تحسینه.و باعث رشد من و رشد جهان اطراف من میشود!..
و این باور را به من القا میکند که میشود میشود میشود..
دیگه اون مثالی که میگفتن شد شد نشد نشد..
دیگه من باور میکنم چیزی بنام نشد نداره..چون من یدالله خداوند هستم..برای رشد خودم و جهانم!..پا به این جهان گذاشتم…
به نام الله
به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
قدم24
سلام خدمت دوستان عزیز و استاد گرامی
منطقی کردن هدفت بهترین راه برای باورسازی صحیح است وقتی کسی مسیری رو طی کرده و توهمون مسیره جواب گرفته پس این امری ممکنه، وقتی موفقیت برای کسی اتفاق میفتد علاوه بر تحسین کردن اون موفقیت این را به نسون میده که بله اونوهدف تحقق یافتنیه و قابل دسترسه وقتی یه نفر میاد و رتبه برتر کنکور تک رقمی از یک شهرستان ضعیف میشه اینو نشون میده که جغرافیایی که توش زندگی میکنیم تعیین کنننده ابن موضوع نیستش و عاملی که واقعا روش اثر میگذاره نوع تفکر و باوری هستش که در طول یه مدت مشخص ساخته. افرین به این ذهنیت قوی و مثبت که تونسته کنترلش کنه و قشنگ ازش نتیجه بگیره، نوع خونواده نوع مدرسه نوع کتابایی که خونده تحت تاثیر هیچ عامل بیرونی نبوده بلکه اون فرد همه ی چیزای بیرونی رو تو خودش دیده و با ایمان کامل و توکل بدون شرکککککککک ورزیدن به مسیرش ادامه ادامه، واقعا افرین افرین افرین. پس این مسیر برای من هم صددرصد قابل دسترس و رسیدن است ایمان و یقین دارم بهش.
به نام الله
سلام استاد عزیزم
من بعد دو سال تازه فهمیدم اینهمه که شما میگین باور میگین قانون ثابت اصلا تاحالا میگفتم میدونم ولی الان فکرمیکنم هنوز تو این راه پیش دبستانی ام
تازه فهمیدم من وقتی میخوام یه مسئله ی فیزیک یا ریاضی رو حل کنم خب یه فرمول داره اگر مسئله رو درک کنم فرمول رو بلد باشم راحت اعدادو میذارم تو فرمول و بنگ …پاسخ مسئله به راحتی اب خوردن ظاهر میشه
خب این جهان ما بر پایه ی فیزیک و ریاضی بنا شده من خودم عاشق مستندهای علمی هستم و همیشه نگاه میکنم و میدونم جهان مابر پایه ی علم ریاضی و فیزیک خلق شده ریاضی ساخته و ابداع بشر نیست ریاضی در این جهان کشف شده پس یعنی چه بخوام چه نخوام وجود داره و جهان ما رو این پایه استواره
خب پس انگار ساده شد من باید فرمول رسیدن به خواسته هامو بدونم و فرمول ها یه چیز عجیب غریب نیستن اتفاقا فرمول های اصلی بسیار ساده هستن و باید این فرمول هارو بدونم
حالا من خودم همیشه تو درس ریاضی و فیزیک حیرون بودم میدونستم که فرمولی هست و بلدم بودم ولی این جایگذاری رو نمیتونستم انجام بدم و انقد بالا پایین میکردم انقد ور میرفتم و از راه های سخت و پیچیده حل میکردم که اخر سر جوابو پیدا میکردم البته نه همیشه ولی پدرم درمیومد
الانم انگار همونم اینجاهم انگار اون فرمول ساده رو گیر نمیارم
درسته فرمول اینه احساس خوب اتفاقات خوب و اینکه کانون توجهت اتفاقات زندگیت رو میسازه ولی هنوز بعد دوسال استفاده از اموزه ها و این سایت و حضور هر روزم تو این فضا یاد نگرفتم این فرمول هارو چطوری استفاده کنم
و مثل قدیمها
همش از راه های سخت میرم و لقمه رو دور سرم میچرخونم و پدرم درمیاد تا به جواب برسم
خدایا خودت هدایتم کن به راه اسونی
سگ سیاه افسردگی
در یک بازه زمانی از زندگیم،یجورایی این سگ بر من چیره شده بود
از خونه بیرون نمیرفتم، ناراحت و غمگین بودم، یک عالمه ترس داشتم ،از خودم فراری بودم،خودمو دوست نداشتم.. و این فاجعست!
اما من همیشه قوی بودم
هیچوقت جلوی کسی گریه نکردم
همیشه محکم خودمو نشون دادم
تمام وجودم درگیر این سگ بود اما جلوی دیگران اینو نشون نمیدادم
من عاشق این خصلتمم، عاشق این حد از قوی بودنمم:)
همیشه در ته قلبم یک امید بود، یک روزنه بود تحت هر شرایطی ..
خدای قشنگم منو هدایت کرد به سمت فایل های استاد عباسمنش
و به لطف خدا و با دونستن قانون و گوش کردن به فایل ها
تونستم خودمو نجات بدم
تونستم ارامش رو به قلبم راه بدم
هنوز خیلی خیلی جای کار دارم..
تمام تلاشم رو میکنم که
روحم رو تا بالاترین حد ممکن ارتقا بدم..
اگاهی و ارامشم رو ارتقا بدم..
صبر و ایمانم رو ارتقا بدم!
من از پسش بر میام
چون لیاقتشو دارم
چون من یک انسان معمولی نیستم!
بنام پروردگار رب العالمین
سلام و درود خدمت استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
برگ بیست و چهارم از سفرنامه من
پنجشنبه 1403/3/24
ساعت 19:00
من در مورد این فایل میتونم این مثال را بزنم
قبل از اینکه با این مسیر آشنا بشم
بلاگری تو اینستاگرام درآمد خیلی بالایی داشت خیلی بالا
و خیلی ثروت داشت و همیشه میگفت من فقط از لباس برند اصل زارا برای خودم و بچه هام استفاده میکنم
میگفت هیچوقت پول برای جنس ایرانی نمیدم
و واقعا هم همین بود
چهار تا بچه داشت
و خونه و زندگی فوق العاده شیک و لاکچری
و همیشه مسافرت خارجه داشتن
خیلی کم تو ایران سفر میکردن
بعد من همیشه میگفتم آخه مگه میشه چنین چیزی ؟ آخه چقدر درآمد ؟
اصلا اصلا مغز من قبولش نمیکرد
اصلا نمیگفتم دزدی و فلان
اما چون همچین چیزی هیچوقت ندیدم
اصلا در مغز من نمی گنجید
ک یکنفر حالا مرد یا زن اینهمه درآمد داره
میگفتم آدمهای خاصی هستن ، میگفتم اصلا یچیزی هست نمیدونم چیه ولی اصلا نمیتونستم باورش کنم .
تا اینکه الان تو این مسیر یکسری مسائل را درک کردم .
و اصلا از حسادت خوشم نمیومد و کم و بیش در بعضی مواقع داشتم
و دوست داشتم برطرفش کنم
.
استاد گفتن تحسین کنید
ینی من اوایل اصلا نمیدونستم تحسین چیه ؟
میگفتم اینا چیه ، مسخره بازیه
ینی چی تحسین کنید
تا اینکه الانی ک دارم روی خودم کار میکنم
میبینم بشدت دارم نتیجه می گیرم
اصلا وقتی ثروتی را میبینم چنان ذوقی میکنم شروع میکنم ب تحسین چقدرررر حالم خوب میشه .
چقدر مدارم تغییر میکنه
اوایل یادم میرفت میخاستم بگم خوش بحالش چجوری شد ؟ یادم میومد نه من باید تحسین کنم ک منم در مدارش قرار بگیرم .اگر میخام داشته باشمش
ک الان طوری شدم ناخواسته ذوق میکنم و میگم مااااشالااااا چ ماشینی چ خونه ای نوووووش جونت الهی خیرشو ببینی الهی بزرگترشو بخری
ببین ببین ثروت هست نعمت هست .
ببین میشه ببین برای این شد
پس مطمئن باش برای تو هم میشه .فقط کافیه در مدارش قرار بگیری
خدای این ادم خدای منم هست
ثروت هست پول هست
دلیل نداره من ندارم ، وجود نداشته باشه
من خودم از خودم دورش کردم
میتونم بدست بیارم .
یک باور نادرستی داشتم ک باید بچه هامو من خودم درست تربیت کنم
چقدر سختگیری کردی چقدر تلاش کردم
چقدر خودمو عذاب دادم
چقدر خودم را از زندگی از آرامش از لذت از شادی دور کردم
ک دختر من درست رفتار کنه
چون ب سنی رسیده ک الان باید مثل یک خاااااانوووووممممو رفتار کنه
چقدررررر این باااور مزخرفیه چقدر زشت و ناپسنده
چقدر من خودم با این باور ک باید دخترم رفتار خانمانه و محترمانه داشته باشه الان باید ظرف بشوره الان باید نخنده الان باید بشینه الان باید پاشه الان باید سلام کنه الان دیگه نباید بازی کنه الان دیگه نباید با پسر بازی کنه الان همه میگن وقته شوهر کردنشه
اووووووو من خودم را پیر کردم ولی نشد
تا اینکه تسلیم شدم بطور کاملا واقعی
و دست برداشتم
و کنار کشیدم
گفتم من دیگه دخالت نمیکنم
من دیگه اصلا بلد نیستم
بسته هرچقدر من تقلا داشتم
از این ب بعدش با خدا
دیگه بستمه
تمااااام والسلامممم
و سپردم و تسلیم شدم
و رهااااا شدم آخ من چقدرررر راحتم .من چقدر آرامش دارم
من الان دقیقا 35 روزی میشه ک بواسطه همین رها کردن و تسلیم شدن و کنار کشیدن
ن تنها عصبانی نشدم ب هیچ وجه
حتی کوچیک کوچیکش
من حتی یکبارم تو این 35 روز صدام تحت هیچ شرایطی بالا نرفته
این در صورتیه ک من محااااال بود تو یکروز من سه بار چهاربار عصبانی نشم محال بود صدای من بالا نره
برای همین میگم 35 روز دیگه بدونید شاهکار کردم
خدایا شکرت خدایا شکرت
البته بگم من با تغییر باور و تغییر دیدگاهم عصبانی نمیشم و تغییر باور
ن اینکه بقول استاد آشغالا را بریزم زیر مبل
و دارم تحمل میکنم ب لطف خداوند
من تغییر کردم
درونم تغییر کرد
و میبینم زندگیم تغییر کرد خداروشکر
من دارم با تغییر خودم نتایج را میبینم .
و یک تغییر دیدگاه دیگه هم الان دادم اینه ک باور کردم منم ک دارم زندگیمو خلق میکنم با فرکانس های خودم
خیلی خیلی بهتر میتونم ذهنمو کنترل کنم
و بازهم دارم نتایج را میبینم
نتایجی ک روزانه سوپرایز میشم
و نتایجی ک هر روز خواسته های ستاره قطبی من همشون دارن تیک میخورن به لطف خداوند .
باور مخرب دارم و از خداوند میخام کمکم کنه ک با تغییر دیدگاه درست من را ب آرامش برسونه
اینه ک اگه یکنفر از اعضای خانواده بگه من مریضم
من هزار تا فکرهای بد میکنم .نکنه فلان بیماری باشه ، نکنه ….. و احساس خودم را بد میکنم
خیلی احساس بد بهم دست میده
از دوستان عزیزی ک تجربه باور درست را دارن در رابطه با این زمینه
لطفا اینجا دیدگاه بزارن
چون واقعا دارم اذیت میشم .
استاد عزیز من خیلی سپاسگزارم از شما .
خیلی ممنونم ک باعث شدید ما در این نسیر درست زندگی قرار گرفتیم
خدایا شکرت
روز شمار تحول زندگی من
روز بیست و چهارم 1403/3/24
استاد عزیز؛ سلام و عرض ادب.
نشانه امروز من سگ افسردگی بود.
بنده در حال حاضر در چنین شرایطی هستم و شاید مکالمه با دوستی چون شما حال من رو خوب کنه. این وضعیت تا جایی پیش رفته که من این روزها همواره در حال جر و بحث با همسرم هستم. همسری که خیلی خوبه ولی من حال خوبی ندارم و با او بد رفتاری میکنم. دو روز پیش به دلیل شدت عصبانیت من و دعوای شدید مجبور شد با پدر و مادرش مسئله رو در میان بگذاره و اونها هم آمدند و به اتفاق بچه هام که دو تا دختر هستند رفتند خونه ی پدرش در شهرستان.
استاد عزیز برای من از خداوند هدایت بطلبید و انرژیهای مثبت.
ممنونم از آگاهی های عمیقی که به وسیله سایت تون به اشتراک میگذارید.
خداوند متعال بر عزت شما بیفزاید.
خوش بین ها هواپیما میسازند
و
بدبین ها، چتر نجات
.
جهان به هردوی اینها احتیاج دارد
نمیتوانیم بگوییم خصلتها و ویژگیهای ما بد هستند
هرکدام، اگر به وجود آمدند علتی داشته
و ما نباید خجالت زده ی آنها باشیم
شاید این هم نوعی، به صلح رسیدن با خود باشد
و پذیرش آنچه که هستیم
وقتی میفهمیم مشکلی داریم، معمولاً سعی در پنهان کردن آن را هم داریم
تغییر یواش یواش اتفاق میفتد
اگر چیزی درست شدنی باشد، باید به خودمان زمان بدهیم و با خودِ چالش.دارمان مهربانی کنیم
مدارا کنیم
به مانند این که انگار از کودکی معلول حفاظت و حمایت میکنیم
نباید رویش فشار بیاوریم.
…
دیشب چیز جدیدی را در خودم کشف کردم
و تا صبح خوابم نبرد
آن را مایهی سرافکندگی ام دانستم
اما اکنون که خوب مینگرم، در می یابم که آن خصلت گاهی خیر بوده
و اصلا به وجود آمدنش هم بر اساس یک نیاز بوده
.
من کشف کردم که بطور افراطی شخصیت ناجی دارم
میتوانید در میان مطالب روانشناختی، درباره این شخصیت سرچ کنید
چیز طبیعی نیست که افراطی باشد
من همهش میخواهم دنیا را نجات بدهم
و گاهی دست به کارهای جمعی و بزرگ میزنم و گروهی را رهبری میکنم…
همهش فکر میکنم بار نجات دادن آدمیان بر دوش من است
ووو
حالا که دارم خودم را دلداری میدهم،
رسیدم به نقطهای که خیر و خوبیهای این ویژگی را دریابم و از آن نگریزم و خجالت نکشم
چون فکر کردم خیلی مشکل روانی بدی ست.
با خودم میگویم
در هرچیزی خیری است
و خیلی از اتفاقات از دل تضادها و نیازها برخواسته
برای مثال، دیدم ایلان ماسک هم با اقداماتش دقیقا کارهایی کرد که مشکلات بزرگ حل شد
استاد عباسمنش هم با اقداماتش همین کار را میکند
پس اینکه من هم در دنیای تخصصی خودم کارهایی میکنم که هیچ کسی نکرد و آوانگارد و پیشرو، جادههایی را صاف کردم یک تنه…
فقط بخاطر اینکه خودم از کمبودهایی رنج برده بودم و چندسال پیش تصمیم گرفتم در ایران این مشکلات را حل کنم و کردم…
اکنون که آگاه میشوم شخصیت ناجی را همگان ندارند
و این یک اختلال به حساب می آید، گیج میشوم…
ولی نباید شرمنده باشم
خیلی از آدمهای بزرگ تاریخ هم همینطور بوده اند
و اگر فشارهایی باعث نمیشد شخصیت و روحیه ناجی گری در آنها شکل بگیرد،
دنیا هم اختراعات و اقدامات بزرگ ایشان را تجربه نمیکرد.
درست است؟
قبول دارید؟
……
گاهی برخی از متخصصین رواندرمانی، دوست
دارند همه مشکلات را به گردن دوران کودکی بیندازند و رفتار والدین؛
ازین رو شاید بتوان گفت والدی که نیاز به یک ناجی داشته از سر ترحم خواهی و مهرطلبی، ممکن است فرزندی ناجی را بارآورده باشد…
اما به نظر من
یافتن مقصر کمکی به ما نمیکند
فقط نفرتی عظیم از والدین را در ما شکل میدهد
.
دیدگاه استاد عباسمنش را میپسندم که میگوید وقتی فهمیدید باور غلطی دارید، بدون توجه به اینکه از کجا آمده است، سعی در رفع آن کنید
.
متشکرم
به نام خداوند مهربان و هدایتگر ،رزاق ، وهاب و بخشنده
به نام فرمانروای مقتدر جهان
خدایا هر آنچه دارم از آن توست
تو مالک و صاحب اختیار من هستی
خدایا من در برابر تو هیچی نیستم
خدایا هدایتم کن تا بتونم کامنت خوبی بنویسم تا آگاهیم چندبرابر بشه .
سلام استاد و خانم شایسته عزیزم
سلام دوستان خوبم
به جای کوچک کردن خواسته ها باورهامون رو قوی و بزرگتر کنیم
صبح امروز سوپورچی داشت جلوی مغازه رو جارو میکرد من سلام و خسته نباشید گفتم قامت راست کرد و در مورد مسائل زندگیش یهو صحبت کرد .
گفت به من گفتند چون خانواده ایثارگری بیا فرم پر کن بهت کار دفتری بدیم .
و از آشناییش با یک شخص صحبت کرد .داشت از این باور حرف میزد که با یک شخصی آشنا شده تو صفحات مجازی که تو بندرعباس هست و داره آموزش میده چشم سوم رو باز کنیم .
میگفت اون شخص گفته که تو این دنیا دنبال هیچی نباشید فقط از خدا بخواهید که زودتر برید اون دنیا چون همه چیز اون دنیاست و این دنیا فانی هست و شما تا میتونید به مردم خدمت کنید تا اون دنیا خدا پاداش بده .داشت میگفت به این نتیجه رسیدم نباید پولدار بشی چون اگر پولدار بشی آدم حروم خوری میشی و دنبال فساد میری.داشت در مورد این باور صحبت میکرد که همیشه چند تا جن به کمر و پهلو و پشت گردن میچسبند هر بار میری حموم با سنگ نمک بشور این ناحیه ها از بدنت رو من معمولا به این جور حرف های خرافه گوش نمیدم ولی حسم گفت گوش کن این باورتو تقویت میکنه و باورت به قانون بدون تغییر خداوند چند برابر میشه .
چقدر فقیرانست این باور که تو این دنیا از هیچی لذت نبر چون قراره اون دنیا پاداش بگیری .
دقیقا این همینه که به جای کوچک کردن خواسته ها باورهامون رو قوی تر کنیم.ایمانمون به خداوند رو بیشتر کنیم .
من از روزی که نگاهم رو به ثروتمندان و کسانی که پولدار تر هستند عوض کردم واقعا رنگ و بوی کسب و کارم تغییر کرد .
من با دوره 12قدم و فایل های رایگان خیلی باورم به زندگی عوض شد و دریچه های رحمت و نعمت پروردگار به روم باز شد .
یاد گرفتم که به جای اینکه خواسته هامو برای خودم کوچک کنم ، قدم های آهسته ولی پیوسته بردارم و باورم رو تقویت کنم و ایمانم رو به خداوند قوی کنم .
خدایا شکرت که من رو در این مسیر قرار دادی تا زندگی رو بهتر و با رنگ و بوی قشنگ تر درک کنم .
استاد عزیزم ازت سپاسگزارم برای فایل های عالی و بی نظیر که در اختیار ما قرار میدی.
انشالله تو این مسیر زیبا ثابت قدم باشیم و از هر لحظه لذت ببریم .
در پناه الله یکتا شاد و سالم و ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید .
یا حق
به نام خدا
روز 24 سفرنامه
سلام و عرض ادب خدمت جناب عباس منش و خانم شایسته عزیز و دوستان گرامی
ما برای موفق شدن و رسیدن به خواسته هامون باید از موفقیت دیگران خوشحال باشیم و اونا رو تحسین کنیم
باید به خودمون یادآوری کنیم وقتی اونا تونستن موفق بشن، پس منم میتونم هر موفقیتی رو به دست بیارم. فقط کافیه که باور کنم.
اگه کسی به جایی میرسه و درآمد بالایی داره و واسه خودش خونه و ماشین و شرکت داره اکثر افراد که تو مدار فقر هستند، باور ندارند که میشه به هر موفقیتی دست یافت . چون توی اون مدار نیستند و براشون دست نیافتنیه. فکر میکنن دزدی یا کلاهبرداری کرده،رشوه داده
یا اگه خوش بین باشند میگن طرف شانس آورده یا خدا واسش خواسته یا سرنوشتش این بوده.
بنابراین تفاوت نتایج افراد، تفاوت در باور آن هاست. تفاوت در نتایج افراد، تفاوت در نگاه آنها به دلیل نتایج است.تفاوت در عادتهای شخصیتی قدرتمند کنندهای است که آگاهانه ساخته اند.
پس به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
هر چیزی که بخواهیم به دست بیاوریم باید با باورهای مناسب و قدرتمند فرکانس اون رو به جهان ارسال کنیم و جهان هم به اون فرکانس جواب میده و ما رو به خواستمون میرسونه.
در پناه الله یکتا شاد، سالم، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید
به نام مهربان پروردگارِ سخاوتمندم که هدایتم کرد به سمت این آگاهیهای توحیدی ،
««ماریا تو هنوز نتوانستهای نقش باورهایت را در خلق اتفاقات زندگیات بپذیری. وقتی هم عمیقا نپذیری که جهان فقط به فرکانسهایت پاسخ میدهد و تو را در مداری از جنس باورهایت قرار میدهد تا اتفاقات همجنس با باورهایت را تجربه کنی، قدرتی برای تغییر باورهایت نداری اولین قدم برای باورسازی، این است که:بپذیری تمام اتفاقات زندگیات بدون استثناء نتیجه باورهای خودت است.رسیدن به چنین حدّی از پذیرش، یعنی بستن راه تاخت و تاز نجواهای ذهن. وقتی هم راه نجواها بسته شود، راه تمام بهانه ها بسته میشود.
این یعنی کنترل ذهن و شروع باورسازی و شروع حرکت به مدارهای بالاتر.
بدان ماریا ، مانعی بزرگتر از نجواهای ذهنت، در برابر موفقیتهایی که میخواهی داشته باشی، وجود ندارد.
ذهن همیشه با دیدهها، شنیدهها و تجاربش قضاوت میکند. پس مراقب باش اسیر تجربههای ذهنت نشوی.
وقتی چیزی را نداری اما آن را میخواهی، وقتی خواستههایت را بزرگتر و فراتر از تصورات ذهنیات میبینی، باید به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر نمایی. باید به جای ناباورانه نگاه کردن به آن موفقیتها و قضاوت کردن درباره آن افراد، باورهای قدرتمند کنندهای را بشناسی که آن نتایج را رقم زده و سپس به ساختن آن باورها همت بگماری.»»
من بخاطر باورهای محدود کننده ام ، تجاربی بسیار نازیبا در زندگی داشتم.
، من قبل از آشنایی با آگاهی های استاد عباس منش نمیتونستم فراوانی رو بپذیرم و طبق قانون از همون جنس اتفاقات وارد تجربه ی زندگیم میشد ،الان که به گذشته نگاه میکنم میتونم رابطه ی باورها و تجارب رو، توی زندگی خودم و دیگران پیدا کنم،
حتی توی عقاید دیگران هم میتونم پیداش کنم ، مثلا در نزدیکانم میتونم ببینم که به یک چشمه یا درخت برای شفا دادن باور دارند و ازش استفاده میکنند و به نتایج دلخواه که دراین مثال سلامتی جسمی بود رسیدن، از نظر من همچین چیزی وجود نداره اما چون اونا باورش داشتند ازش نتیجه گرفتن، ویا مثال دیگری از آیین های مذهبی ماوجودداره اینکه برن به مکانهایی که براشون مقدس هست و ازطریق هدیه های مالی وپول نقدی که اونجا بجا میذارن ،عبادت کنند و به اصلاح اون مکان و روح اون شخص خاص ، واسطه ای باشه برای رسیدن اونا به خواسته هاشون نزد پروردگار ، که چون باور دارند این اتفاق میوفته ، واقعا گاها نتیجه هم میگیرند، به اندازه ای که باور دارند نتیجه میگیرند،
ویایکی ازدوستانم برام تعریف میکرد که بضاعت مالی خوبی برای عمل قلب کودکش نداشت اما مطمئن بود که این اتفاق براشون میوفته، اون به شفا گرفتن توسط امام زاده ها اعتقاد نداشت ویا شاید تلاششو کرده بود و نتیجه نگرفته بود اما یقین داشت که این اتفاق برای دخترش میوفته و بعد دکتری پیدا شد که سالی یکبار میومد ایران و به صورت رایگان این کودکانی که با مرگ دسته پنجه نرم میکردند و بخاطر کمبود بودجه ممکن بود جانشون رو ازدست بدن رو،جراحی میکرد و بالاخره نوبت به بچه ی این دوستمونم رسید و این اتفاق مبارک براشون افتاد، با یادآوری این مثالها میخوام به خودم بگم که ماریا ،جهان به فرکانس ها پاسخ میده، حالا هرچقدر هم که تو مقاومت داشته باشی و با اطلاعاتی که سی و اندی سال بهت رسیده مغایرت داشته باشه ، اما کارکرد جهان همینه ،حالا بجای نقد این قانون بیا و باهاش هماهنگ شو و ازش به نفع خودت استفاده کن، بیا و باورهای مالیت که دغدغه الانته تغییر بده، نپرس چگونه ، ذهن منطقی شیطانه،
بیاد بیار که نتایجی که الان داری، فقط حاصل جدی گرفتن همین قوانینه، این قوانین تااینجای نتایج رو رقم زده ، متعهدترباش و یادت نره که چگونه بهشون رسیدی ، برات عادی شده داشته هات و فکر میکنی ازاول بودن، نه ماریا تو باورها تو تغییر دادی و نتایج دلخواه گرفتی ، این فایل اومده تا به یادت بیاره تا بهت یادآوری کنه که راهی جز تغییر باورهات نداری ،
استاد شما راجب قانونی صحبت میکنید که من سیو اندی سال خلافشو شنیده بودم ، چرا باورشون کردم چون از نتایجم راضی نبودم ، خوب خیلی برام سخت بود ذهنم عجیب مقاومت داشت ، اما تصمیم گرفتم که باشما پیش برم ، شما درست میفرمایید ما الگویی مثل شما و دوستان دیگری که تو همین سایت نتایجشون رو میخونیم و میبینیم ،داریم ، شما چجوری باورش کردید که اینقدر متعهدانه پیش رفتید،
تعهدو درک و استمراری از جنس ، تعهد شما رو آرزو میکنم و شمارو بسیار بسیار بسیار تحسین میکنم بابت این موضوع.
من باید باور کنم که کار خاصی نباید بکنم باید رو خودم کارکنم و توحید عملی داشته باشیم و مدت زمان بیشتری به شیوه قوانین زندگی کنم تا جهان خودش ، طی تکامل منو در مدار خواسته هام قرار بده.
من یه عالمه نتیجه گرفتم ازاین قانون و اگر بیاد بیارم بیشتر در مدارش قرارمیگیرم.
««اگر چیزی رو نداری و نمیتونی داشته باشی باید باورهاشو بسازی»»
««هر اتفاق خوبی که برای یک نفر میوفته میتونه برای منم بیوفته»»
««قبل از اینکه به هدفت برسی هدف بزرگترین رو انتخاب کن»»استاد برای این درسمون،من یک مثال دارم ، یادمه همسایه ی مادربزرگم اینا اون موقع که ما هیچی نداشتیم یه خونه ی بزرگ با امکانات به روز مربوط به همون زمان داشت ، ما همیشه تو بچگی باحسرت به اون خونه ی بزرگ و امکاناتش نگاه میکردیم ، زمانی رسید که ماکمکم بزرگ شدیم و شرایطمون بهتر شد،اون خونه همچنان جلو چشامون بود، اما کم کم فرسوده تر و کهنه تر میشد و امکانات تحسین برانگیزشون کم کم یکی پس از دیگری خراب شدن و ازبین رفتن تا جایی که ما شدیم خیلی بهتر ازاونا، این داستان تو ذهنم موند و برام عبرتی شد از اینکه همیشه بایدخودمو ارتقاء بدم و اگر هدفی دارم ،قبل از رسیدن بهش باز خودمو آپدیت کنم چون یجا ثابت موندن وجود نداره یا درجهت رشدی یا تخریب ، چون جهان خود به خود داره رو به جلو حرکت میکنه .
بجای اینکه خواسته هامو کوچیک کنم ، باورهامو بزرگ کنم ،
وبا ورودی های این سایت باورهامو تقویت میکنم و بزرگش میکنم و با کنترل کانون توجه در فرایند زندگیم اینکارو میکنم و با خوندن و نوشتن و تمرین کردن حول محور قوانین آموزش داده شده اینکارو میکنم ،با مدت زمان بیشتری دراحساس خوب موندن از طریق تغییر نگرشم اینکارو میکنم و بجای کوچک کردن خواستم باورهامو بزرگتر میکنم ،باید مراقب باشم که از اصل دور نشم چون خیلی راحت میتونه این اتفاق بیوفته و خیلی راحت مسیرم منحرف میشه ،اگرررررر ازطریق آگاهی های این سایت به صورت دائم تصحیح مسیر نکنم….
استاد عباس منش عزیزم سپاسگزارم که این آگاهی ها رو دراختیارمون قرارمیدین.
وسپاسگزارم از مریم جون که روزشمار تحول رو برامون تدوین کردند و سپاسگزارم از خودم که متعهدانه پای بهبود خودم ایستادم .
دوستتون دارم و عشق برای خانواده بزرگم در سرزمین توحیدی عباس منش.