این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این اولین دیدگاهی هست که خدمتتون مینویسم . اگه بفهمم که مطالعه کردید بسیار ذوق زده خواهم شد ، از حرفها و پیام ها و نقطه نظراتتون اینقدر پر شور و انرژی میشم که تا چند ساعت شاد وامیدوار و با انگیزه ام .
استاد عزیز من در مورد گرفتن گواهینامه خودرو بسیار ترسو و بی اعتماد به نفس بودم و باور نداشتم که بشود و بتوانم ، همسرم همیشه میگفت ما که پول خرید ماشین نداریم و تو هم راننده بشو نیستی ، اگه بتونی منو تا سر خیابون با ماشین ببری اون وقت باورم میشه
من عزممو جزم کردم و با توکل به خدا و باور خودم و حمایت پدر عزیزم ، ثبت نام کردم و دوره های گواهینامه رو با پشتکار پشت سر گذاشتم و بالاخره در 43 سالگی که حتی سوییچ ماشین رو تا حالا لمس نکرده و سمت راننده یکبار هم ننشسته بودم ، با 5 بار امتحان شهری موفق به دریافت شدم ، این باور های مسموم و عقب کشنده و محدود کننده هستند که مانع رشد و تعالی ما هستن . کاملا با عرایض شما موافق هستم و کلی انرژی میگیرم ، انشالله در مورد کسب در امد و خرید خودرو هم روی باورها و اهدافم تمرکز میکنم به امید خدا موفق میشم و خدمتتون نتیجه رو کامت میزارم سپاس بخاطر خدا و وجود عزیز شما
ممنون استاد عزیز هستم که این فایل سراسر ارزشمند را برای ما روی سایت گذاشتند
افکار و باورهای من است که روند زندگی من را رقم می زند
این من هستم که با برخوردهایی که دارم
با افکار و طرز فکری که دارم جریان زندگی خودم را می سازم
همه ما در یک جهان واحد زندگی می کنیم اما چرا که یک نفر اینقدر ثروتمند است و دیگری خیر
خوب این نشان از این دارد که باورها و افکاری که ما داریم همه و همه باعث این همه اختلاف شده است
وقتی که من می توانم با توجه کردن به نکات مثبت زندگی خودم روند خوب و پر از آرامش و اسایشی را برای خودم بسازم
یا با توجه کردن به نازیبایی ها و شکست ها همیشه دچار مشکلات فراوان باشم
همه اینها تحت اختیار خودم است
اما مدتها قبل من از این اخبار و این آگاهی ها اطلاع نداشتم و همراه با بقیه به دنبال این همه مشکلات و سختی ها بودم غافل از اینکه من خودم ناخواسته با افکار و صحبت ها و کانون توجه خودم تن به این مشکلات بیشتر می دادم
اما اکنون می دانم و به این درک و آگاهی رسیده ام که هر چه بهتر و بیشتر کانون توجه خودم را معطوف به زیبایی ها و حال خوبی ها کنم روند زندگی من بهتر و بهتر می شود
نکته در این است که باور کنم که می شود
باور کنم که همه چیز شدنی است و اتفاق خواهد افتاد
این بزرگترین در امروز برای من بود
واقعا زیبا است که هر چه باور کنم و باور بسازم در زندگی من نمودار خواهد شد
این اتفاق برای من خیلی ارزشمند است
خیلی اوقات من مسیر را درست نرفته ام
حیلی اوقات من اشتباه فکر می کنم
خیلی اوقات من دچار شک و تردید هستم
واقعا این یک نکته کلیدی است که باور درست داشته باشم جهان هم مطابق با همان باورها نتایج عالی را سر راه من قرار می دهد
شاید این برخلاف عقده و نظر دیگران باشد اما شدنی است
خیلی از افراد از این قوانین خبر ندارند
من که خبر دارم باید همان را عمل کنم و همان راهی را بروم که درست است
باور کنم که می شود کافی است که ترس های خودم را کنار بگذارم
ممنون خدای خوب خودم هستم که من را همیشه در حال هدایت کردن است
همیشه این فکر و باور را برای خودم بسازم که وقتی یک نفر به یک خواسته و دستاورد رسیده است پس من هم می توانم به آن خواسته برسم به شرط انکه فقط و فقط باور کنم
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده عزیزم
سلام به همه دوستان عزیزم،استاد گرانقدر وخانم شایسته عزیز
بعد از مدتها دارم کامنت میذارم وچون خیلی تمرکز بر ذهنم برام مهم بود توانایی کنترل ذهن روانتخاب کردم
راستش این چندوقت بیشتر ارتباطم با یکی از دوستان عباسمنشی ماه بود که باعث میشد بیشترویس بدم،وفوق العاده بود ،دیگه خیلی حال نوشتن نداشتم ولی دیدم ردپا وقتی نوشتاری باشه چقد راحتتر میشه ازش استفاده کرد…بنابراین گفتم به امید پروردگار دوباره سعی کنم بنویسم
من چندوقت یکبار سعی میکنم متعهدانه کارایی رو انجام بدم مثلامیگم تعهد میدم که مثلا چهل روز چنان کنم وچنین کنم،خیلی موقعها تونستم و خیلی موقعها نه
راستش چیزی که خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم بمدت سی الی چهل روز داشته باشمش،کنترل ذهنمه،چقد دلم میخاد ذهنم اروم بمونه،چقد دلم میخاد باخدا دوستتر باشم،من لحظاتی رو در زندگیم تجربه کردم که بنظرم اخلاص و عرفان توی اون لحظات موج میزد،دیدی یه وقتایی تو یه چیزی رو نچشیدی هرچقدر ازش بگن چقد خوشمزس و مزه چی میده،تا تست نکنی نمیتونی متوجه بشی چی میگن، حرفای مولانا دیدی چقد زیبان من یه موقعهایی حسشون کردم واشک ریختم من مزشو چشیدم…یکیاز رویاهام اینه که باخدادوست بشم که اون لحظاتو دوباره بچشم….چقد دلم میخاد دوباره بهم اجازه بده…..اون اشکی از سر عشق از سر شادی از سراعتماد ریخته میشه اون احساس تکرارنشدنیه….زمانهایی که حسمخوبه ،اضطرابم کم میشه ارامشم زیاد میشه
میدونید من همیشه دوست دارم تمرین کنم که زیاد صحبت نکنم…خیلی تست کردم ولی نمیشه….چون این موضوع کاملا روحیه…زمانی که من حس و حالم عمیقا و وااااااقعا خوبه ناخوداگاه کل وجودم ارومترمیشه،نمیخاد تلاش کنم ،جون بکنم حواسمو جمع کنم که حرف کمتربزنم،نه نه،لازم نیست،ناخوداگاه حرف زدنم کمتر میشه هدایتها بیشتر میشه،دیدگاهم قشنگتر میشه…..
واسه ی رسیدن به اون حس وحال بال بال میزنم….ولی باید ذهنم خاموش شه…مهم بودن حرف بقیه…اینکه الان کجام چرا اینحوریه کاش شغلم اینجورمیشد،همسری باتمامویژگی های درستی که میخام باید بیاد،خانوادم و،و،و….
عمیقا و از ته قلبم از خدامیخام کمکم کنه بتونم سی الی چهل روزرهاتر باایمان تر درستتر رفتارکنم…..
نمیخام انقد واسه همه چی خودم فکرکنم تا وقتی خداوجود داره
نمیخوام حرص اتفاقی که گذشت یا اینده ای که معلوم نیس چی جلومه رو بخورم….
نمیخام بترسم از حرف بقیه….
خدایا کمکم کن….
الان تو شزایطیم که اصلا نتونستم بفهمم راه درست شغلی برام چیه….برای همین تصمیم گرفتم به موردایی که تو ذهنم پیش میان توجه کنم،سعی کنم همزمان بهشون رسیدگی کنم بجای اینکه به هیچکدوم رسیدگینکنم و فقط حزص بخورم که باید چیکارکنم….
از خدامیخام قویترم کنه ازش میخام بهم قدرت بده به حرف کسی اهمیت ندم،من عزت و ابرو و سربلندی از جنس خودش میخام ارامشی ازجنس خودش
دلم میخاد تو این مدت همش بیام کامنت بذارم دوست دارم بیشتر شکرگزارباشم
خیلی از فایلای موفقیتی که دیدم تو زمان خیلی کوتاه نتیجه های عالی گرفتن،گفتم عع تو یه ماه تونستن؟بذارمنم تست کنم…دیدم عع یه ماه کارکردن روذهن شوخیه فکر کردی فاطمه؟شکرگزاری کردن شوخیه؟
از خداوند عمیقا درخواست میکنم کمکم کنه زندگیم باکیفیت تر باخداتر باایمان ترشادتر پر از ارامش بیشتر پر ازعشق امنیت سلامتی حس خوب و خدا باشه
امشب ساعت از 12گذشته پس
25دی ماه 1403 روز ولادت امام علی ع بوده امید دارم به امید خداوند
خدا رو سپاسگزارم هدایت شدم به این فایل ها و سفرنامه رو شروع کردم و از خود سایت دانلود کنم ممنونم استاد عزیز و مریم جان عزیز که این فایل ها رو دسته بندی کردند که ما راحت استفاده کنیم ، اول از همه به قول نوشته مریم جان که میپذیرم خودم با باورهام زندگی الانم تجربه میکنم ، و برام ثابت شد که زندکی ما رو باورهامون خلق میکنه ، خواستم تجربه خودمو بگم برای نقش مهم باورها ، من نمیدوستم آگاه نبودم خیلی کارها میخواستم انجام بدم ولی باور داشتم اما وقتی از دوستی ، کتابی ، خانواده ، جامعه میشنیدم که نمیشه و من هم میزاشتم کنار تازه خوشحال بودم که هر کاری میکنی باید مشورت کنم و اینو از خانواده ام میشنیدم از بچگی که هر کاری انجام میدی قبلش با چند نفر مشورت کن ، و به خاطر همین من دهن بین شدم یعنی به بقیه نگاه میکردم چی میگن و نمیتونستم خودم تصمیم بگیرم و حسی بهم دست داده بود که هر کاری انجام بدم نپرسم اشتباه میکنم و کلا ترجیح دادم ریسک نکنم و محاط شدم و باعث شد همین زندگی رو تجربه کنم ، و من از همون نوجوانی میدونستم من بهترین زندگی رو تجربه کنم و حتی ازدواج موفق بهترین رابطه تجربه میکنم الان که فکر میکنم برای اینکه برای همه میگفتم و مثل استاد نبودم که قبول نکنم خوب علمشو نداشتم و برام خواسته ام رویا شد و باور ی که داشتم از بین رفت و حس لیاقت درونیم از بین رفت و تجربیاتی داشتم با باورهای اطرافیان که منم باور کردم ، ولی از خدا سپاسگزارم که بهم ثابت شد که خودم درونم مشکل داره بیرون دارم تجربه میکنم و هدایت شدم و تنهام کرد که روی خودم کار کنم ، جالبه امروز روز بیست و چهارم سفرنامه قبل اینکه گوش کنم صبح درسی برام شد از یک داستان که برام پیش اومد و برام باز شد که اگر اون شخص و کسایی دیگه به تو میگن نمیشه همه چیز با هم داشت سطح توقع ام پایین بیارم خواستمو کوچک کنم خوب زندگی اونا باورهاشون بوده اونا و همه افراد جامعه دارند با باورهاشون تجربه میکنن ، منم باور خودم بوده جایگاهم اینه بعد گفتم دیگه به حرف دیگران توجه نمیکنم اونا در سطح باورهای خودش میگن ، من که یادگرفتم باور هامو عوض کنم باید به نظر دیگران توجه نکنم ، شاید کسی رو ببینم خواسته بزرگ داشته ولی نرسیده و به اون قانع شده خوشحاله بدونم در حد باورش طبق قانون داره اونو تجربه میکنه ، یه باور هست که در جامعه همه اکثرا دارند و در من هم شکل گرفته بود صرب المثله نمیشه هم خر بخوای هم خرما رو همه چیز با هم نمیشه ،ولی من باور کردم میشه و خیلی جا نگاه کردم زندگی خودم باور داشتم و عین اونی که میخواستم نوشتم شده ، پس اگر خواسته بزرگ خیلی ساله داشتم نشده باور درست نداشتم و به خاطر حرف دیگران و تجربه هاشوت منم پذیرفتم نمیشه ، و یاد گرفتم خواستمو کوچک نکنم باورهای بزرگ برای این خواسته بزرگم بسازم و خدایی که این همه قدرت داره و جهان و جهان های دیگه هدایت میکنه براش فرقی نداره این ما هستیم که با ذهن محدود و باورهامون خواسته هامون وارد زندگیمون نمیشه و بر خلاف اون چیزی که خواستیم شده ، امروز در این روز سفرنامه به خودم تعهد میدم به نظر کسی یا بر خلاف خواسته ام بود با خودم بگم اون باورش بوده که بهش ثابت شده و زندگی میکنه و اگر کسی رو دیدم که به اون خواسته بزرگ رسیده و تجربه میکنه بهترین زندگی ثروت و رابطه عاشقانه بهترین تجربه میکنه تحسین کنم و بگم اون باورهای قوی داشته ، خدا رو سپاسگزارم بابت آگاهی امروز
استاد در مورد ترس و جن و این چیزا من اصلا یه چیزیو یادم نبود اللن با شنیدن این فایل یادم اومد گفتم بگم
مادر من خیلی از بچگی در مورد جن صحبت میکرد جن دیدم و ثم داشته و موهاش بلند بوده و ادمو میزنه یا ب من پول دادا خلاصه از این طور فکرایی ک واقعا فکر میکنم از بس باورش قوی بود ب صورت توهم چیزایی میدید
خلاصه من از بچگی یک شب خواب راحت نداشتم تا همین تقریبا 3سال پیش ک من با شما اشنا شدم دیگه نمیترسم شبا من اصلا این موضوع ترس شدیدم رو یادم رفته بود الان یادم اومد من تمام عمرم از این موضوع ترسیده بودم اما اصلا کلا فراموش شده بود
مثلا باور ب وجود جن درمن خیلی قوی بود خیلی اما کم کم شبا قبل خواب ذهنمپ بردم ب سمت فایلهای شما استاد و کم کم کلا یادم رفته بود این رو و ازتون تشکر میکنم ک ب من کمک کردید ب طوری ک من اصلا یادم نبوده خیلی عجیبه من حدود 27سال درگیر ترس شدید بود هر شب قبل خواب بعد یطوری یادم رفته ک اصلا فراموش کردم خدایا شکرت البته اول با فایل های رایگان یکی دوسال بعد دوازده قدم کمکم کردن
هر خیرى که به تو برسد از سوى خداوند است و هر شرى که به تو برسد از خود توست، و تو را به پیامبرى براى مردمان فرستادهایم و گواه بودن خداوند، کافى است
============””””””””””””””””””””============
چقدر این آیه آرامش بخشه
و چقدر این قوانین خدا بینقصه
چقدر دقیق همه چیز داره کار میکنه
و چقدر این آیه با این فایل هماهنگه
• این آیه میگه که هر شری به تو برسه از جانب خود توست
اره از جانب خودِ منه، نه برادرم، نه پدرم، نه رفیقم، نه همسرم، نه رئیس جمهور، نه جامعه و کشور و…
تنها از سوی منه هر شر و بدی که وارد زندگیم میشه
یعنی فقط خودمم که با باورهام، فرکانس هام و کانون توجهم دارم این شرایط رو برای خودم به وجود میارم
• و اما از اونطرف اگر برادر، پدر، رفیق، همسرم و …. نتیجه بد گرفتن، اتفاقات ناخوشآیند تجربه کردن، کسبوکارشون به بمبست خورد، طلاق گرفتن و و و…
این ها هرگز نباید روی حرکت کردن من و مسیر من تاثیر بزاره.
چرا؟ چون اگر اون به مشکل برخورده بخاطر باورهای خودشه، بی ایمانی و فرکانس های خودشه و هیچ ارتباطی با من نداره، من تنها و تنها نتیجه باورها، فرکانسها و کانون توجه خودم رو میگیرم، نه افرادی و یا عاملی غیر از خودم
• حالا که متوجه شدیم هرکسی نتیجه باورهای خودش رو میگیره، و برای هممون پُر واضحه که 95٪ افراد جامعه باورهای مخربی دارند
پس باید تمام تلاشمون رو کنیم که باورهای مخرب اونها هرگز روی ما تاثیر نزاره، باید نگهبانی کار بلد، تیز، هوشیار و بیدار باشیم در برابر هجوم نجواهای مخرب آدم ها، باید ورودی های ذهنمان رو در حدِ توان کنترل کنیم
چون ما نتایج بزرگ میخوایم
ما رابطه عالی میخوایم
ما زندگی در رفاه و آرامش میخواییم
ما سلامتی روح و جسم میخوایم
ما نزدیکی به خداوندِ درون رو میخوایم
ما در صلح بودن با خودمون رو میخوایم
ما زیبایی و شادی رو میخوایم
ما خنده ها و حالِ خوب رو میخوایم
ما بینیازی میخوایم
ما خدارو میخوایم…
پس باید متفاوت باشیم از اکثریت جامعه…
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
• وقتی یه نتیجه مثبت از یک شخص دیگه میبینیم، باید اون رو تحسین کنیم، باید از دل خوشحال بشیم، ببینیم، خوشحال باشیم که اگر اون شخص به حدی از هماهنگی با خودش رسیده که این موفقیت رو کسب کرده پس قطعا من هم میتوانم، چه بسا بسیار از او بهتر و بیشتر نتیجه بگیریم
اینجوره که ( شُدن، امکان پذیر بودن، رسیدن و…) رو باور میکنیم و وقتی که باور کردیم، وارد مدارش میشیم و هدایت ها، الهامات، ایده ها، آدمها، دستان خدا میآیند و مارو به خواسته همون میرسانند…
سلام و درود خدمت همه عزیزان و استاد .
خیلی این کلیپ درس داشت و فوق العاده اموزنده بود
واقعا افسردگی کل زندگی رواز ما میگیره و کلا دست و پای مارو میبنده.
چقدر عالیه که من متوجه این موضوع شدم که چقدر باورها مهم هستن
چقدر کار کردن روی باورها تاثیرگزاره
بنظرم موارد دیگه ای مثل کمالگرایی، اهمال کاری
ایناهم مثل همون سگ سیاه هستن که ندام جلوی مارو برای حرکت میگیرن اما این ما هستیم که باید دوست بشیم بااون سگ و
وحتی وقتی کنارمونه با وجودش بریم سراغ کارامون و انقدر روی باورها کار کنیم که وجوده این سگرو کم و کمتر کنیم
سلام استاد عزیز جناب سید عباس منش
این اولین دیدگاهی هست که خدمتتون مینویسم . اگه بفهمم که مطالعه کردید بسیار ذوق زده خواهم شد ، از حرفها و پیام ها و نقطه نظراتتون اینقدر پر شور و انرژی میشم که تا چند ساعت شاد وامیدوار و با انگیزه ام .
استاد عزیز من در مورد گرفتن گواهینامه خودرو بسیار ترسو و بی اعتماد به نفس بودم و باور نداشتم که بشود و بتوانم ، همسرم همیشه میگفت ما که پول خرید ماشین نداریم و تو هم راننده بشو نیستی ، اگه بتونی منو تا سر خیابون با ماشین ببری اون وقت باورم میشه
من عزممو جزم کردم و با توکل به خدا و باور خودم و حمایت پدر عزیزم ، ثبت نام کردم و دوره های گواهینامه رو با پشتکار پشت سر گذاشتم و بالاخره در 43 سالگی که حتی سوییچ ماشین رو تا حالا لمس نکرده و سمت راننده یکبار هم ننشسته بودم ، با 5 بار امتحان شهری موفق به دریافت شدم ، این باور های مسموم و عقب کشنده و محدود کننده هستند که مانع رشد و تعالی ما هستن . کاملا با عرایض شما موافق هستم و کلی انرژی میگیرم ، انشالله در مورد کسب در امد و خرید خودرو هم روی باورها و اهدافم تمرکز میکنم به امید خدا موفق میشم و خدمتتون نتیجه رو کامت میزارم سپاس بخاطر خدا و وجود عزیز شما
شاد و ثروتمند و سلامت باشید استاد عزیز
بسم الله الرحمن الرحیم
نشانه ی امروز من
خدایا سپاسگذارم هرروز هدایتم میکنی
الان 4ساعت بیدارشدم چندتا نشانه دیدم
مادرم بامن تماس گرفت وگفت دختر داییم مدرک یک رشته هنری رو گرفته والان دنبال گرفتن مدرک بین المللیش رفته پیشرفت بیشترکنه و بهش گفتن بیاکارتو شروع کن
تحسین کردم گفتم افرین خدایاشکرت اینم یک نشانه هست من هم میتوانم منم چیزی از بقیه کم ندارم
دومیش استادم یک محصولی جدید تولید کرده گذاشته واسه فروش ک من اینجا تعجب کردم گفتم اون قبلیا همش بفروش رفت یعنی ؟
ذهنم گف ن بابا اینا مال بار قبلی بوده جدید نیست چته
همش نمیخات بپذیره ک واقعیه اینا
دیشب شوهرم یک خونه ای توی بالاشهر اهواز بهم نشون داد ک میلیاردها تومان قیمتشه ورویایی بود
اصلا این خونه لاکچری ترین خونه ای بود ک در کل زندگیم دیدم
دیروز سریال سفر ب دور امریکا خونه ای دیدم توی دل طبیعت ک زیرش اب بود اصلا رویایی بود
اینروزها خیلی زیاد شده این نشانه ها
یا خانم هنرمندی ک محصول خیلی معمولیشو گذاشته دونه ای 500 هزار تومان گفتم کی اینو بخره
خدایا خودت کمکم کن نشانه هارو تصدیق کنم
باور پذیر بشه برام
گوش کردن به
این فایل همزمان شد با قدم چهارم 12قدم
درمورد الگوپیدا کردن بود
وهرروز خدا داره هدایتم میکنه ک ببینم هست
شده برای ادماییکه باور کردن
ازبس ک شنیدم گفتن طرف شعاف میکنه یا خودنمایی میکنه یا دروغ میگه هم در مورد روابط هست هم درمورد ثروت هست این دوتا
خدایی ک داره هدایتم میکنه وهرروز منو ب این مسیر هُل میده میخام کمکم کنه ب قلبم نفوذکنه توی خواب توی بیداری بهم بگه چطور باور کنم
همون جور ک شما بعداز تلاشهاتون
یک شبه خواب رهبر ایران رو دیدید وباورتون رو درمورد ثروت عوض کرد
یا در مورد ثروت خواب مردم معلول رو دیدید
منم الهامات زیادی توی خواب دریافت کردم
حتی با کی درارتباط باشم با کی نباشم همش بهم گفته میشه
چی بگم چی نگم
کجا برم کجا نرم
کدوم فایلو گوش کنم
واسه کی کامنت بذارم
کامنت کدوم فایلو بخونم
از کجا اموزش حرفه امو شروع کنم کی جمع کنم
میدونم حتما خدایی ک همیشه کمک کرده توی این موضوع کسب وکار موفق وثروت بهم الهام میکنه هدایتم میکنه مطمعنم چون لایق ثروتم لایق موفقیت هستم
منتظرتم خدا جونم
سپاسگذارم استاد جونم
سلام به استاد عزیز
سلام به دوستان خوب خودم
ممنون استاد عزیز هستم که این فایل سراسر ارزشمند را برای ما روی سایت گذاشتند
افکار و باورهای من است که روند زندگی من را رقم می زند
این من هستم که با برخوردهایی که دارم
با افکار و طرز فکری که دارم جریان زندگی خودم را می سازم
همه ما در یک جهان واحد زندگی می کنیم اما چرا که یک نفر اینقدر ثروتمند است و دیگری خیر
خوب این نشان از این دارد که باورها و افکاری که ما داریم همه و همه باعث این همه اختلاف شده است
وقتی که من می توانم با توجه کردن به نکات مثبت زندگی خودم روند خوب و پر از آرامش و اسایشی را برای خودم بسازم
یا با توجه کردن به نازیبایی ها و شکست ها همیشه دچار مشکلات فراوان باشم
همه اینها تحت اختیار خودم است
اما مدتها قبل من از این اخبار و این آگاهی ها اطلاع نداشتم و همراه با بقیه به دنبال این همه مشکلات و سختی ها بودم غافل از اینکه من خودم ناخواسته با افکار و صحبت ها و کانون توجه خودم تن به این مشکلات بیشتر می دادم
اما اکنون می دانم و به این درک و آگاهی رسیده ام که هر چه بهتر و بیشتر کانون توجه خودم را معطوف به زیبایی ها و حال خوبی ها کنم روند زندگی من بهتر و بهتر می شود
نکته در این است که باور کنم که می شود
باور کنم که همه چیز شدنی است و اتفاق خواهد افتاد
این بزرگترین در امروز برای من بود
واقعا زیبا است که هر چه باور کنم و باور بسازم در زندگی من نمودار خواهد شد
این اتفاق برای من خیلی ارزشمند است
خیلی اوقات من مسیر را درست نرفته ام
حیلی اوقات من اشتباه فکر می کنم
خیلی اوقات من دچار شک و تردید هستم
واقعا این یک نکته کلیدی است که باور درست داشته باشم جهان هم مطابق با همان باورها نتایج عالی را سر راه من قرار می دهد
شاید این برخلاف عقده و نظر دیگران باشد اما شدنی است
خیلی از افراد از این قوانین خبر ندارند
من که خبر دارم باید همان را عمل کنم و همان راهی را بروم که درست است
باور کنم که می شود کافی است که ترس های خودم را کنار بگذارم
ممنون خدای خوب خودم هستم که من را همیشه در حال هدایت کردن است
همیشه این فکر و باور را برای خودم بسازم که وقتی یک نفر به یک خواسته و دستاورد رسیده است پس من هم می توانم به آن خواسته برسم به شرط انکه فقط و فقط باور کنم
سپاس از خدای مهربان خودم
سپاس از خدای هدایتگر خودم
سپاس از خدای فراوانی ها
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده عزیزم
سلام به همه دوستان عزیزم،استاد گرانقدر وخانم شایسته عزیز
بعد از مدتها دارم کامنت میذارم وچون خیلی تمرکز بر ذهنم برام مهم بود توانایی کنترل ذهن روانتخاب کردم
راستش این چندوقت بیشتر ارتباطم با یکی از دوستان عباسمنشی ماه بود که باعث میشد بیشترویس بدم،وفوق العاده بود ،دیگه خیلی حال نوشتن نداشتم ولی دیدم ردپا وقتی نوشتاری باشه چقد راحتتر میشه ازش استفاده کرد…بنابراین گفتم به امید پروردگار دوباره سعی کنم بنویسم
من چندوقت یکبار سعی میکنم متعهدانه کارایی رو انجام بدم مثلامیگم تعهد میدم که مثلا چهل روز چنان کنم وچنین کنم،خیلی موقعها تونستم و خیلی موقعها نه
راستش چیزی که خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم بمدت سی الی چهل روز داشته باشمش،کنترل ذهنمه،چقد دلم میخاد ذهنم اروم بمونه،چقد دلم میخاد باخدا دوستتر باشم،من لحظاتی رو در زندگیم تجربه کردم که بنظرم اخلاص و عرفان توی اون لحظات موج میزد،دیدی یه وقتایی تو یه چیزی رو نچشیدی هرچقدر ازش بگن چقد خوشمزس و مزه چی میده،تا تست نکنی نمیتونی متوجه بشی چی میگن، حرفای مولانا دیدی چقد زیبان من یه موقعهایی حسشون کردم واشک ریختم من مزشو چشیدم…یکیاز رویاهام اینه که باخدادوست بشم که اون لحظاتو دوباره بچشم….چقد دلم میخاد دوباره بهم اجازه بده…..اون اشکی از سر عشق از سر شادی از سراعتماد ریخته میشه اون احساس تکرارنشدنیه….زمانهایی که حسمخوبه ،اضطرابم کم میشه ارامشم زیاد میشه
میدونید من همیشه دوست دارم تمرین کنم که زیاد صحبت نکنم…خیلی تست کردم ولی نمیشه….چون این موضوع کاملا روحیه…زمانی که من حس و حالم عمیقا و وااااااقعا خوبه ناخوداگاه کل وجودم ارومترمیشه،نمیخاد تلاش کنم ،جون بکنم حواسمو جمع کنم که حرف کمتربزنم،نه نه،لازم نیست،ناخوداگاه حرف زدنم کمتر میشه هدایتها بیشتر میشه،دیدگاهم قشنگتر میشه…..
واسه ی رسیدن به اون حس وحال بال بال میزنم….ولی باید ذهنم خاموش شه…مهم بودن حرف بقیه…اینکه الان کجام چرا اینحوریه کاش شغلم اینجورمیشد،همسری باتمامویژگی های درستی که میخام باید بیاد،خانوادم و،و،و….
عمیقا و از ته قلبم از خدامیخام کمکم کنه بتونم سی الی چهل روزرهاتر باایمان تر درستتر رفتارکنم…..
نمیخام انقد واسه همه چی خودم فکرکنم تا وقتی خداوجود داره
نمیخوام حرص اتفاقی که گذشت یا اینده ای که معلوم نیس چی جلومه رو بخورم….
نمیخام بترسم از حرف بقیه….
خدایا کمکم کن….
الان تو شزایطیم که اصلا نتونستم بفهمم راه درست شغلی برام چیه….برای همین تصمیم گرفتم به موردایی که تو ذهنم پیش میان توجه کنم،سعی کنم همزمان بهشون رسیدگی کنم بجای اینکه به هیچکدوم رسیدگینکنم و فقط حزص بخورم که باید چیکارکنم….
از خدامیخام قویترم کنه ازش میخام بهم قدرت بده به حرف کسی اهمیت ندم،من عزت و ابرو و سربلندی از جنس خودش میخام ارامشی ازجنس خودش
دلم میخاد تو این مدت همش بیام کامنت بذارم دوست دارم بیشتر شکرگزارباشم
خیلی از فایلای موفقیتی که دیدم تو زمان خیلی کوتاه نتیجه های عالی گرفتن،گفتم عع تو یه ماه تونستن؟بذارمنم تست کنم…دیدم عع یه ماه کارکردن روذهن شوخیه فکر کردی فاطمه؟شکرگزاری کردن شوخیه؟
از خداوند عمیقا درخواست میکنم کمکم کنه زندگیم باکیفیت تر باخداتر باایمان ترشادتر پر از ارامش بیشتر پر ازعشق امنیت سلامتی حس خوب و خدا باشه
امشب ساعت از 12گذشته پس
25دی ماه 1403 روز ولادت امام علی ع بوده امید دارم به امید خداوند
بتونم این مدت رو درستتر رفتارکنم شکرگزارتر باشم
خدایاکمکم کن
به امید خدا و درامان خدا
بسم الله الرحمن الرحیم
سلام به همسفرای عزیز روز شما تحول زندگی
خیلی حس خوبی دارم بعد از دیدن فایل این قسمت
راستش یه رفتاری رو تو وجودم استاد روشن کرد که خیلی وقت بود که عمل نمیکردم
با شنیدن این که تحسین کنیم موفقیت دیگران رو
ذهن همش در حال فریاد زدن اینه که بهمون بگه مگه میشه رانت اطلاعاتی داشته پارتی داشته یا هزار تا حرف دیگه
جایی که ذهنم نشسترو خوب دارم میبینم
چقدر میتونم باورامو با این عمل تحسین کردن موفقیت دیگران محکمتر و تقویت کنم
کنار همین که دارم اینکارو میکنم هوای حال خوب خودمو داشته باشم و یادم بمونه که تموم اتفاقا باورای خودم
باید باید باید یاد بگیرم و بشناسم جنس افکارمو
و باورای جدید جایگزینشون کنم
باید تمرین کنم که عمل کنم به این قوانین
مثل الان اره همین الان که دارم اینجا رد پا میذارم ادامه بدم
خدایا شکرت برای این قسمت فوق العاده از زندگیم برای خودشناسی
وَ قالَ اللَّـهُ لا تَتَّخِذُوا إِلهَیْنِ اثْنَیْنِ إِنَّما هُوَ إِلهٌ واحِدٌ فَإِیَّایَ فَارْهَبُونِ
خدا فرمان داده است: «برای خود، دو معبود انتخاب نکنید؛ زیرا معبود باید یگانه باشد؛ پس فقط از من حساب ببرید و مرا بپرستید.»
سلام ودرود خدمت استاد عزیز
من چند وقتیه که افسرده ام واین کلیپ کمکم کرد که درک بهتری درمورد افسردگی داشته باشم وراه حل های بهتری رو پیدا کنم واینکه
امیدوارانه به زندگی نگاه کنم و درمورد احساساتم حتمن با یه دوست امین صحبت کنم والانم صحبت میکنم وهر روز شکرگزاری هامو مینویسم وچقدر بهم انرژی میده
وهمیشه سعی میکنم باورهای مثبتی برای باورهای منفی ام پیدا کنم از همتون سپاسگزارم
واستاد رو عاشقانه خیلی دوست دارم ایشون
توزندگی من خیلی تاثیرات مثبتی گذاشته
ومثل یه برادر عاشقشم️
خدا رو سپاسگزارم هدایت شدم به این فایل ها و سفرنامه رو شروع کردم و از خود سایت دانلود کنم ممنونم استاد عزیز و مریم جان عزیز که این فایل ها رو دسته بندی کردند که ما راحت استفاده کنیم ، اول از همه به قول نوشته مریم جان که میپذیرم خودم با باورهام زندگی الانم تجربه میکنم ، و برام ثابت شد که زندکی ما رو باورهامون خلق میکنه ، خواستم تجربه خودمو بگم برای نقش مهم باورها ، من نمیدوستم آگاه نبودم خیلی کارها میخواستم انجام بدم ولی باور داشتم اما وقتی از دوستی ، کتابی ، خانواده ، جامعه میشنیدم که نمیشه و من هم میزاشتم کنار تازه خوشحال بودم که هر کاری میکنی باید مشورت کنم و اینو از خانواده ام میشنیدم از بچگی که هر کاری انجام میدی قبلش با چند نفر مشورت کن ، و به خاطر همین من دهن بین شدم یعنی به بقیه نگاه میکردم چی میگن و نمیتونستم خودم تصمیم بگیرم و حسی بهم دست داده بود که هر کاری انجام بدم نپرسم اشتباه میکنم و کلا ترجیح دادم ریسک نکنم و محاط شدم و باعث شد همین زندگی رو تجربه کنم ، و من از همون نوجوانی میدونستم من بهترین زندگی رو تجربه کنم و حتی ازدواج موفق بهترین رابطه تجربه میکنم الان که فکر میکنم برای اینکه برای همه میگفتم و مثل استاد نبودم که قبول نکنم خوب علمشو نداشتم و برام خواسته ام رویا شد و باور ی که داشتم از بین رفت و حس لیاقت درونیم از بین رفت و تجربیاتی داشتم با باورهای اطرافیان که منم باور کردم ، ولی از خدا سپاسگزارم که بهم ثابت شد که خودم درونم مشکل داره بیرون دارم تجربه میکنم و هدایت شدم و تنهام کرد که روی خودم کار کنم ، جالبه امروز روز بیست و چهارم سفرنامه قبل اینکه گوش کنم صبح درسی برام شد از یک داستان که برام پیش اومد و برام باز شد که اگر اون شخص و کسایی دیگه به تو میگن نمیشه همه چیز با هم داشت سطح توقع ام پایین بیارم خواستمو کوچک کنم خوب زندگی اونا باورهاشون بوده اونا و همه افراد جامعه دارند با باورهاشون تجربه میکنن ، منم باور خودم بوده جایگاهم اینه بعد گفتم دیگه به حرف دیگران توجه نمیکنم اونا در سطح باورهای خودش میگن ، من که یادگرفتم باور هامو عوض کنم باید به نظر دیگران توجه نکنم ، شاید کسی رو ببینم خواسته بزرگ داشته ولی نرسیده و به اون قانع شده خوشحاله بدونم در حد باورش طبق قانون داره اونو تجربه میکنه ، یه باور هست که در جامعه همه اکثرا دارند و در من هم شکل گرفته بود صرب المثله نمیشه هم خر بخوای هم خرما رو همه چیز با هم نمیشه ،ولی من باور کردم میشه و خیلی جا نگاه کردم زندگی خودم باور داشتم و عین اونی که میخواستم نوشتم شده ، پس اگر خواسته بزرگ خیلی ساله داشتم نشده باور درست نداشتم و به خاطر حرف دیگران و تجربه هاشوت منم پذیرفتم نمیشه ، و یاد گرفتم خواستمو کوچک نکنم باورهای بزرگ برای این خواسته بزرگم بسازم و خدایی که این همه قدرت داره و جهان و جهان های دیگه هدایت میکنه براش فرقی نداره این ما هستیم که با ذهن محدود و باورهامون خواسته هامون وارد زندگیمون نمیشه و بر خلاف اون چیزی که خواستیم شده ، امروز در این روز سفرنامه به خودم تعهد میدم به نظر کسی یا بر خلاف خواسته ام بود با خودم بگم اون باورش بوده که بهش ثابت شده و زندگی میکنه و اگر کسی رو دیدم که به اون خواسته بزرگ رسیده و تجربه میکنه بهترین زندگی ثروت و رابطه عاشقانه بهترین تجربه میکنه تحسین کنم و بگم اون باورهای قوی داشته ، خدا رو سپاسگزارم بابت آگاهی امروز
سلام ب استاد عزیزم و دوستان
24امین گام روزشمار زندگی من
استاد در مورد ترس و جن و این چیزا من اصلا یه چیزیو یادم نبود اللن با شنیدن این فایل یادم اومد گفتم بگم
مادر من خیلی از بچگی در مورد جن صحبت میکرد جن دیدم و ثم داشته و موهاش بلند بوده و ادمو میزنه یا ب من پول دادا خلاصه از این طور فکرایی ک واقعا فکر میکنم از بس باورش قوی بود ب صورت توهم چیزایی میدید
خلاصه من از بچگی یک شب خواب راحت نداشتم تا همین تقریبا 3سال پیش ک من با شما اشنا شدم دیگه نمیترسم شبا من اصلا این موضوع ترس شدیدم رو یادم رفته بود الان یادم اومد من تمام عمرم از این موضوع ترسیده بودم اما اصلا کلا فراموش شده بود
مثلا باور ب وجود جن درمن خیلی قوی بود خیلی اما کم کم شبا قبل خواب ذهنمپ بردم ب سمت فایلهای شما استاد و کم کم کلا یادم رفته بود این رو و ازتون تشکر میکنم ک ب من کمک کردید ب طوری ک من اصلا یادم نبوده خیلی عجیبه من حدود 27سال درگیر ترس شدید بود هر شب قبل خواب بعد یطوری یادم رفته ک اصلا فراموش کردم خدایا شکرت البته اول با فایل های رایگان یکی دوسال بعد دوازده قدم کمکم کردن
بسمِ اللهِ رَحمن الَرحیم
سلام به استادِ جان و خانم شایسته زیبا
الله جاری سازد کلامم را
مَا أَصَابَکَ مِنْ حَسَنَهٍ فَمِنَ اللَّهِ وَمَا أَصَابَکَ مِنْ سَیِّئَهٍ فَمِنْ نَفْسِکَ وَأَرْسَلْنَاکَ لِلنَّاسِ رَسُولًا وَکَفَى بِاللَّهِ شَهِیدًا
النسا (79)
هر خیرى که به تو برسد از سوى خداوند است و هر شرى که به تو برسد از خود توست، و تو را به پیامبرى براى مردمان فرستادهایم و گواه بودن خداوند، کافى است
============””””””””””””””””””””============
چقدر این آیه آرامش بخشه
و چقدر این قوانین خدا بینقصه
چقدر دقیق همه چیز داره کار میکنه
و چقدر این آیه با این فایل هماهنگه
• این آیه میگه که هر شری به تو برسه از جانب خود توست
اره از جانب خودِ منه، نه برادرم، نه پدرم، نه رفیقم، نه همسرم، نه رئیس جمهور، نه جامعه و کشور و…
تنها از سوی منه هر شر و بدی که وارد زندگیم میشه
یعنی فقط خودمم که با باورهام، فرکانس هام و کانون توجهم دارم این شرایط رو برای خودم به وجود میارم
• و اما از اونطرف اگر برادر، پدر، رفیق، همسرم و …. نتیجه بد گرفتن، اتفاقات ناخوشآیند تجربه کردن، کسبوکارشون به بمبست خورد، طلاق گرفتن و و و…
این ها هرگز نباید روی حرکت کردن من و مسیر من تاثیر بزاره.
چرا؟ چون اگر اون به مشکل برخورده بخاطر باورهای خودشه، بی ایمانی و فرکانس های خودشه و هیچ ارتباطی با من نداره، من تنها و تنها نتیجه باورها، فرکانسها و کانون توجه خودم رو میگیرم، نه افرادی و یا عاملی غیر از خودم
اگر این عدالت نیست پس چیست؟
اگر این سراسر لطفِ خدای مهربان نیست پس چیست؟
هزاران بار سپاس گذارم ازت پرودگار زیباییها…
••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••••
• حالا که متوجه شدیم هرکسی نتیجه باورهای خودش رو میگیره، و برای هممون پُر واضحه که 95٪ افراد جامعه باورهای مخربی دارند
پس باید تمام تلاشمون رو کنیم که باورهای مخرب اونها هرگز روی ما تاثیر نزاره، باید نگهبانی کار بلد، تیز، هوشیار و بیدار باشیم در برابر هجوم نجواهای مخرب آدم ها، باید ورودی های ذهنمان رو در حدِ توان کنترل کنیم
چون ما نتایج بزرگ میخوایم
ما رابطه عالی میخوایم
ما زندگی در رفاه و آرامش میخواییم
ما سلامتی روح و جسم میخوایم
ما نزدیکی به خداوندِ درون رو میخوایم
ما در صلح بودن با خودمون رو میخوایم
ما زیبایی و شادی رو میخوایم
ما خنده ها و حالِ خوب رو میخوایم
ما بینیازی میخوایم
ما خدارو میخوایم…
پس باید متفاوت باشیم از اکثریت جامعه…
▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎▪︎
• وقتی یه نتیجه مثبت از یک شخص دیگه میبینیم، باید اون رو تحسین کنیم، باید از دل خوشحال بشیم، ببینیم، خوشحال باشیم که اگر اون شخص به حدی از هماهنگی با خودش رسیده که این موفقیت رو کسب کرده پس قطعا من هم میتوانم، چه بسا بسیار از او بهتر و بیشتر نتیجه بگیریم
اینجوره که ( شُدن، امکان پذیر بودن، رسیدن و…) رو باور میکنیم و وقتی که باور کردیم، وارد مدارش میشیم و هدایت ها، الهامات، ایده ها، آدمها، دستان خدا میآیند و مارو به خواسته همون میرسانند…
کامنتم رو با شعری از معینی کرمانشاهی تمام میکنم:
پردهپرده آن قدر از هم دریدم خویش را
تا که تصویری ورای خویش دیدم خویش را
خویشِ خویشِ من مرا و هرچه منها بود سوخت
کُشتم آن خویش وُ زِ خاکش پروریدم خویش را
خویشِ خویشِ من هم اینک از درِ صلح آمده است
بس که گوش از غیر (خلق) بستم تا شنیدم خویش را
در پناه یگانه قدرت باشید