به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 115


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    419MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
    32MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مریم الماس گفته:
    مدت عضویت: 814 روز

    بنام خداوند آرزوهای من

    روزشمار تحول زندگی : تعهد بیست چهارم

    سلام به استاد عزیز و دوستان صمیمی سایت

    در این مسیر سعی نکنیم این قانون رو برای کسی توضیح بدیم چون باورهای خودمون تضعیف میشه پس با تمرکز روی باورهای خیلی بزرگ و رویایی همینجوری ادامه بدیم و نباید شک کنیم که مارو از مسیر دور میکنه و مارو از موفقیت محروم میکنه اگر موفقیت دیگران رو دیدیم فقط تحسین کنیم و شک نکنیم یا انکار نکنیم خدا بخواد میشه چرا که نه قدرت مطلق این جهان خداست و مارو میرسونه حتی رویایی ترین و بزرگترین خواسته هامونو برامون برآورده میکنه ارزوهامون نشد مداره کافیه فقط باورهامونو مثل خواسته هامون بزرگ کنیم و محدودیت قایل نشیم … باور خوب یعنی حس خوب بدون ترس بدون نگرانی و… مس استمرار شجاعت جسارت تمرکز داشته باش ….

    خدایاشکرت برای این آگاهی

    دوستت دارم خداجونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  2. -
    علیرضا عزیزیان گفته:
    مدت عضویت: 1437 روز

    به نام خدایی زیبای هدایت گر

    سلام و سلام هزاران سلام

    بر استاد عزیز و مریم خانوم شایسته

    و دوستان هم فرکانسی من در بهشت عباسمنش

    خدا رو سپاس گذارم بابت قوانین ثابتش

    حرفایی که میخوام بزنم شاید زیاد ربطی به این کلیپ نداشت باش

    اما خداشکر بابت اینکه اول اجازه نوشتن داد

    استاد عزیز من بعد مدت ها دور اومدم

    الان که اومدم سگ سیاه واقعا دیگه دنیا بهم ریخته بود ولی به لطف خدا و شما تونستم مقابله کنم ازش

    من دفع های قبلی که هدایتی اومدم تو سایت

    به صورت خیلی تکاملی اومدم از کلیپ های رایگان شروع کردم

    و رسیدم به دوره قوی 12 قدم

    که انقدر اوضاع عالی شد که گفتم بخیال و گفتم اینا همیشه هست

    الان اومدم و گفتم یکبار برم دوره 12 قدم شروع کنم

    اما می بینم که خداون و قانون خداوند چیز دیگه میگه

    اولش که رفتم دوره 12 قدم گنگ بود اصلا چیزی درک نمیکردم

    بعد چند روز خوب شد اما یهو راهش کردم

    یه ندایی اومد تکاملت طی نکرد

    اومدم شروع کردم به فایل های گران بهایی رایگان زندگی در بهشت به لطف الله هروز یه جلسه یا چند جلسه میبینم

    فایل دیگر مثل کنترل ذهن الحمدالله شروع کردم

    خیلی خوب ادم راه باش داخل رودخانه و واداد و گذاشت خداوند هدایت بکنه بدون اینکه دست پا بزنم منو به شمت زیبایی هدایت کنه

    سگ سیاه میره اگر صبر داشت و توکل به الله داشت

    خیلیی دوست دارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  3. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1599 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام

    عامل موفقیت استاد عباسمنش توحید هست و تصمیماتی که بر اساس عمل به الهام الله گرفته هست، می باشد وقتی که مدیر سایت قبلی ، به استاد گفت دلیل موفقیت سایت شما بخاطر ، نوع سایتی هست که من ساختم و ران کردم هست ، بلافاصله استاد عباسمنش سایت را کلا حذف کرد و خودش شروع کرد به ساختن سایت جدید. این واقعا ایمان قوی و شجاعت در عمل می خواد ، و استاد نقطه مقابل ترس هست و ایمان خودش را به خداوند نشان داد و قدم برداشت تا به این حجم از موفقیت رسید ، پله اول موفقیت ارتباط با خدای درون خودمان هست که همواره داره ما را هدایت می کنه کافیه ما این موضوع را باور کنیم و آماده دریافت باشیم و دراین شرایط تصمیماتی می گیریم که 50 سال ما را جلو می اندازه.

    بنابراین همواره از خداوند مهربان طلب هدایت و جسارت عمل به الهامات داشته باشیم .

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    طیبه گفته:
    مدت عضویت: 961 روز

    به نام ربّ

    سلام با بی نهایت عشق برای شما

    رد پای روز 28 بهمن رو با عشق مینویسم

    یک روز بهشتی که من بی نهایت از خدا بابت تک تک لحظاتش سپاسگزارم

    امروز وقتی بیدار شدم ،دیشب یهویی خواهرم از شهر همسرش که بعد ازدواج رفت اونجا ،مهمون اومد و همیشه دوست داره یهویی سرپرایزمون کنه

    و با خودش کلی پرتقال آورده بود خیلی خوشمزه بود و خدا روشکر میکنم که بی نهایت هدیه برامون میفرسته

    وقتی دیشب خواهرم اومد و کمی صحبت کردیم

    من بیدار بودم و داشتم به دوره جدید گوش میدادم و کارامو انجام میدادم

    وقتی خوابیدم و صبح حاضر شدم تا برم ورکشاپ رایگان

    با خودم تو فکر بودم که به استاد رنگ روغنم بگم کلاس رو به روز شنبه انتقال نده

    اما وقتی بیشتر فکر کردم گفتم طیبه ببین ،یکم فکر کن

    تو درخواستشو داده بودی

    بیشتر فکر کن

    و وقتی فکر کردم دیدم که من در تمرین ستاره قطبیم نوشته بودم که دلم میخواد نهایت استفاده رو از روزم داشته باشم و یا در تکرار باورهایی که با صدای خودم ضبط کردم میگفتم که میخوام آزادی زمانی و مکانی داشته باشم

    وقتی اینارو یادم آوردم گفتم خب ، پس دلیل این تغییر روز کلاس رنگ روغنت رو فهمیدی

    تو هر هفته شنبه میرفتی تجریش برای کلاس رنگ روغن‌

    و تقریبا کل روزت میرفت

    چون از صبح بیدار میشدی و شب نزدیک 8 میرسیدی خونه و بعد فرداش میرفتی ورکشاپ رایگان

    که بازم از صبح تا شب تجریش بودی

    خب حالا ببین طبق خواسته ات ، خدا کاری کرده که هردو بیفته تو یه روز

    حالا چه مزیت هایی برای تو داره

    اول اینکه تو دیگه ، در هفته، یه روز میای تجریش و یک روز رو خدا به تو هدیه داد تا روی خودت کار کنی و طراحیت رو قوی کنی و بیشتر تمرین کنی

    دومین مزیتش اینه که صبح میری ورکشاپ و تا 2کار میکنی بعد تا 4 سر کلاس رنگ روغنت میشینی و بعد تا 6 میری دوباره کار میکنی

    که این یه مزیت بسیار بزرگه که تو دیگه از زمانت بهترین استفاده رو میکنی و مثل هفته های قبل نمیگی که وقت دارم، از 10:30صبح تا 6 غروب

    و تمرکزت کم بشه

    اینجوری متمرکز تر میشی تا به دقت و سریع تر عمل کنی

    یاد حرف همکلاسیم که هر هفته باهم میریم ورکشام افتادم

    دیروز وقتی استادم گفت تغییر میکنه کلاساتون ،میفته یک شنبه ، اولش اونم کمی ناراحت شد به خاطر افتادن کلاس و هم زمان شدن با ورکشاپ رایگان اما بعد ،گفت طیبه هرچی فکر میکنم میبینم خوب میشه برای من و تو

    من شنبه ها میرم کلاس ورزش و دیر میرسم اینجوری باشه بهتره و به همه کارام میرسم

    تو یه روز میایم ، خیلی راحت

    به هردو میرسیم

    و وقتی با این نگاه به موضوع نگاه کردم گفتم خیر داشته برام

    خدا طبق خواسته من برنامه ریزی کرده

    پس از این فرصت استفاده کنم

    چون خدا میخواد منو از همه نظر به آزادی برسونه و طبق درخواست هر روزم که در تمرین ستاره قطبی مینویسم

    میخوام بی نیازم کنی از همه جنبه ها و آزاد باشم

    الان نشونه اش اومد

    پس با آغوش باز دریافت کن و لذت ببر و روز شنبه که آزاد میشه برات روی باورهات و تغییر شخصیت و مهارتت کار کن

    وقتی صبح خواستم برم ،اول رفتم نون خریدم برای خونه و برای خودمم تخم مرغ آب پز گذاشتم و راه افتادم

    به قدری از مسیر لذت میبردم و به آهنگ باب دلمی و دست من نیست ، تو عزیز جونمی گوش میدادم که خیلی حالم خوب بود

    تو مترو وایستاده بودم ، یکی بلند شد و پیاده بشه و یه مسافر جاش نشست ،تو دلم گفتم کاش من مینشستم دیدم خانمی که روبه روی من نشسته بود با لبخند و حس خوب به من گفت بیا جای من بشین به قدری انرژی خوبی داشت که حس میکردم

    اصلا یه نور عجیبی داشت ، درسته نورش رو نمیدیدم ،اما صورتش نور خاصی داشت و خنده و لبخند آرامش بخشی داشت و قشنگ معلوم بود با خودش در صلحه ،چون من این حس خوب عمیق رو ازش دریافت کردم و

    خیلی خوشحال بودم که جا داد بهم و من نشستم و به زور خنده خودمو نگه داشته بودم و از خدا سپاسگزاری میکردم

    یهویی یاد حرف استاد عباس منش افتادم که میگفت با هر آدمی که روبه رو میشین حتی کسی که میاد کنارتون وایمیسته تک تک جزئیات روزتون همه و همه باورها و افکار و فرکانس های خودتون هست

    و اگر با خودتون در صلح باشین و هماهنگ بشین با روحتون ،همه جا پر از انسان هایی میشه که هماهنگن با درون شما

    ومن این تجربه رو تو مترو داشتم و در طول روز به قدری انسان های آرام و لبخند به لب میبینم که حس میکنم خود خود بهشته که من فرشته میبینم

    خدایا شکرت که میتونم وقتی به آدما نگاه کنم ،تمرینم رو که طراحی کردم برای خودم و تصور میکنم رو ببینم

    و نور تو رو در وجودشون میبینم و لذت میبرم

    من امروز تمرین ستاره قطبیمو که نوشته بودم گفتم میخوام از ورکشاپ دفتر چه بوم بگیرم که قیمتش 600 بود

    و گفتم خدای من از تو میخوام و میرم با این نگاه که هفته پیش هم صاحب پاساژ گفت میتونی برداری ، میرم میگم و دفترچه بوم میگیرم

    وقتی رسیدم تجریش و رفتم ورکشاپ دیدم یه گاری پر از لبو چیدن ،

    این هفته قرار بود مدل زنده بیارن که نیاورده بودن ،زاویه مو که مشخص کردم و وسیله هامو گذاشتم رفتم تا با استادی که مسئول ورکشاپ شده صحبت کنم و بگم که دفترچه بوم میخوام

    وقتی رفتم گالریش سلام دادم و خیلی خیلی راحت درخواستمو گفتم و گفتم که هفته پیش که صاحب پاساژ رو دیدم ،به صاحب پاساژ گفتم که بوم دایره میخوام و گفت بردار

    اما من امروز دفتر چه بوم میخوام بوم دایره رو هفته های بعد برمیدارم

    و سریع گفتم که من دو سه بار بومم رو بردم با قلمو و رنگ عوض کردم

    وقتی من صحبت میکردم گفت بیا باهم بریم مغازه بوم و رنگ فروشی

    گفت تو برو هرچی میخوای رو بردار و من بیام صحبت کنم با مغازه دار

    منم به قدری خوشحال بودم که هی میگفتم من میدونستم که میشه و رفتم و دفترچه بوم بزرگ a2برداشتم و استاد نقاشی اومد و گفت بنویس به حساب پاساژ

    از این به بعد به خانم مزرعه لی هرچی که نیاز داشت و خواست برداره به جای بوم رایگان ، بنویسش به حساب پاساژ

    وای به قدری حس خوبی داشتم که تک تک قوانین میومد جلو چشمم

    از برانگیختگی روابط گرفته تا هماهنگی ذهن با روح و به صلح رسیدن با خودم و مهم ترینش که رها بودن و از خدا خواستن و روی خدا حساب کردن بود

    چون من این روزا دارم تمرین میکنم و هر درخواستی میکنم ،که از دوره عزت نفس یاد گرفتم ، تو دلم میگم میدونم که، خدا ، این تویی که داری کارهای من رو انجام میدی پس من از تو درخواست میکنم نه از اون فرد

    و با نگاه تمرین عزت نفس درخواست میکنم

    و به طرز شگفتی هرچی میگم همون میشه

    اولش با خودم میگفتم پر رویی نشه یه وقت ولی بعد جوابمو دادم ،گفتم نه اصلا تو داری از خدا طلب میکنی و پر رویی میکنی به خدا ،و این افراد فقط چشم میگن و انجام میدن و دستی هستن از دستان خدا ، پس نگران نباش و راحت درخواستتو بکن

    وقتی گرفتم ،رفتم گالری استادم و به استاد طراحی سلام دادم گفت طرح امروزتون چیه ،اون چیه تو دستت ؟

    گفتم دفترچه بوم ، با خنده گفت امروز چی گرفتی از ورکشاپ ؟

    و گفت خوبه ورکشاپ خیلی برات خیر داشت

    و من که رفتم بشینم تا طراحیمو شروع کنم روی دفتر چه بوم ، از ساعت 11 تا 3 درگیر طراحی گاری و لبو بودم

    هرکاری میکردم طراحیش درست در نمیومد

    خودمم حس میکردم که دارم تو طراحی کردن تقلا میکنم و مدام عجله داشتم که سریع رنگ روغن کار کنم که از دوستم یا بقیه عقب نمونم

    اما این حرفم به خودم میگفتم که طیبه اصل طراحیه ،اگر طراحیت درست نباشه رنگ هم کار کنی به قول استادت مفت نمی ارزه

    تو باید وقت بذاری

    حتی اگر قرار باشه امروز طراحی کنی باید درست تمرکز کنی و طراحی کنی

    و بوم رو کنار گذاشتم و روی کاغذ با آرامش شروع کردم به طراحی ، وقتی به آرامش رسوندم خودمو

    تا ساعت 3 طراحی درست در اومد و شروع کردم به رنگ زدن ،وقتی داشتیم کار میکردیم استادی که مسئول ورکشاپ هست یهویی شروع کرد به صحبت کردن

    گفت رها باشید و درخواست کنید

    وقتی تو دلتون میگید حرفمو بزنم یا نزنم اگه قبول نکنه چی

    این نمیشه ، باید رها باشی

    حرفتو بگو بذار رها بشی

    یا قبول میکنه یا نمیکنه

    نقاشیم همینجوریه

    اگر رها کنی نقاشیت خوب میشه

    اگر بگی وای اینجا اینجوری شد چیکار کنم و یا درگیر بشی نمیتونی نقاشی رو خوب کار کنی

    وقتی این صحبتارو گفت دقیقا امروز من بود

    به قدری درگیر نقاشی بودم 5 ساعت نشسته بودم ورکشاپ نمیتونستم طراحی کنم

    وقتی یهویی رهاش کردم و گفتم ولش کن طراحی میکنم ،که قبلش رو دفترچه بوم که داشتم برای رنگ روغن طراحی میکردم اونو رها کردم و طراحی رو شروع کردم ،طراحیم به سرعت تموم شد نیم ساعته و تا غروب رنگش کردم

    من این توجه های ریز خدارو خیلی دوست دارم

    آخه هر وقت میبینه خودم متوجه رفتارم و یا کاری که انجام میدم نیستم ،به بی نهایت طریق بهم میفهمونه تا درکش کنم و یاد بگیرم و امروز هم از زبان استاد نقاشی بهم گفت که آزاد و رها باش در نقاشی کشیدن

    سختش نکن

    خیلی راحته

    بسپری به خودم ،جوری کمکت میکنه که سرعت بگیری

    جدیدا خود به خود شده این رفتارم که مدام گوشام تیزه که نشونه ها و پیامارو دریافت کنم

    و وقتی اینجوری میبینم خدا داره حمایتم میکنه از همه نظر باورم قوی تر و قوی تر میشه که داره منو ریز تر از ریز هدایتم میکنه

    وقتی همکلاسیم داشت کار میکرد گفت طیبه چه کاریه یه دفتر چه بوم a2گرفتی بزرگه و بردنش به خونه سخته

    یدونه کوچیکش رو a3میگرفتی و راحت بودی

    گفتم نه ببین این برگه هاش بزرگه و میتونم بیشتر ازش استفاده کنم ،اگر هر برگه شو دو نیم کنم دو تا a3میشه

    الان که میگم خنده ام میگیره ،چون من پر رو شدم ،قبلا میخواستم کوچیکترشو بردارم ،وقتی دیدم خدا به من اجازه داد که از طریق بی نهایت دستانش من رایگان بردارم

    گفتم من بزرگترین دفتر چه بوم رو میخوام و برداشتمش

    چقدر حس خوبیه

    یاد حرف استاد عباس منش افتادم ،میگفت از خدا طلبکارانه بخواه و بگو به من عطا کن نمیدونم چجوری تو خدایی تو فراوان نعمت و ثروت داری تو برای من عطا کن و من بیشتر میخوام

    وقتی ورکشاپ تموم شد ،من وسایلامو جمع کردم و میخواستم‌برم ،استاد نقاشی گفت بیا بهت لبو بدم آخرشه برای همه لبو میدیم

    رفت و یه ظرف یک بار مصرف آورد و پر لبو کرد و بهم داد و تشکر کردم و رفتم گالری استادم که کار امروزمو نشونش بدم

    وقتی استادم دید، گفت طیبه چه کردی ببینم طراحیتو که نشونش دادم و تحسین کرد و گفتم امروز به جای بوم دفترچه بوم گرفتم

    بازم مثل همیشه میخندید

    میگفت خیلی به نفعت شده این ورکشاپ

    هر هفته یه وسیله نقاشی میگیری که قیمتش هم نزدیک یک میلیونه

    یهویی برگشت گفت طیبه جریان چیه؟ هرچی میخوای بهت میدن

    نکنه استادی که مسئول ورکشاپه و از وقتی فهمیدی همکلاسی پدرت در دوران راهنمایی بود ،از اون موقع داره برات کاراتو انجام میده؟!

    من تو دلم داشتم میخندیدم و میگفتم خدا داره کارامو انجام میده

    و بعد گفتم نه استاد من هفته پیش به صاحب پاساژ گفتم که بوم برمیدارم اما به جاش دفترچه بوم برداشتم

    و گفتم اونجا به هیچ کس اجازه نمیدن بردارن، فقط من و همکلاسیم برمیداریم بوم رو میبریم خونه

    دیدم گفت بالاخره باید یه تفاوتی بین هنرجوهای من با بقیه باشه دیگه

    بازم خندیدم و تو دلم گفتم همه اش کار خداست

    خیلی خوشحال بودم و از اینکه امروز هرچی من گفته بودم رخ داده بود ذوق داشتم ،درسته تو این مدت و یک سالی که در سایت هستم از این اتفاقا زیاد افتاده اما هر بار بازم ذوق میکنم

    خدایا شکرت

    وقتی برگشتم خونه و رسیدم، دیدم مادرم کیک درست میکنه برای تولد داداشم که 1 اسفند هست و منم تخم مرغایی که با خودم برده بودم تا برای ناهار بخورم مونده بود ، اولین کارم این شد که تخم مرغا رو با لذت بخورم و دوباره همون طعم همیشگی رو حس میکردم

    طعم جگر داشت که پر بود از پرتئین و سپاهیانی از کد های سلامتی

    وقتی تخم مرغ رو که خوردم فقط بوسش کردم و اشکم در اومد از این همه مزه زیبا و بهشتی

    وقتی آخرین لقمه رو میخوردم بازهم طعم جگر رو حس کردم

    خیلی خوشمزه بود

    شب وقتی داداشم از سر کار اومد من و دوتا خواهرام و خواهر زاده ام و مادر و داداشم دور هم کیک خوردیم و خیلی حس خوبی بود

    و شب ساعت 12 شروع کردم با دقت گوش دادن و شروع کردم در گوگل درایوم هم باورهای قوی رو از صحبت های استاد نوشتم و هم دقت کردم تا ببینم چجوری باید تمرینات رو بنویسم

    بی نهایت سپاسگزارم ربّ من

    بهترین ها برای شما باشه استاد عزیزم و مریم خانم شایسته عزیز واعضای سایت پر از عشق و نور خدا به شکل شادی و سلامتی و آرامش و ثروت و نعمت و عشق در زندگیتون جاری باشه

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 11 رای:
  5. -
    Sara Ahmadi گفته:
    مدت عضویت: 420 روز

    سلام به استاد عزیزم

    این اولین کامنت من بعد از عضویتم هست

    خدایا شکرت که با این سایت آشنا شدم

    هر کدوم از فایل ها یه نشونه هست برام چطور ممکنه هر لحظه ای که ذهنم درگیر موضوعی میشه استاد دقیقا همون روز و همون لحظه راجع به همین موضوع صحبت میکنند؟

    دارم روی باورهام کار میکنم هرروز که میگذره متوجه میشم خدا چقدر مهربانانه منو به این سمت هدایت کرد

    هرکدوم از حرفهای استاد مثل یه نور هست برام

    میخوای به موفقیت برسی؟

    تحسین کن،خوشحال شو از موفقیت دیگران

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  6. -
    الهام سیاوشی فرد گفته:
    مدت عضویت: 762 روز

    به نام تنها فرمانروای کل کیهان خدای مهربانم خدای وهابم خدای رزاقم سپاسگزارم

    سلام عزیزان جان

    بجای کوچک کردن خواسته است ,باورت را بزرگتر کن.

    سوره حج

    إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَالَّذِینَ هَادُوا وَالصَّابِئِینَ وَالنَّصَارَى وَالْمَجُوسَ وَالَّذِینَ أَشْرَکُوا إِنَّ اللَّهَ یَفْصِلُ بَیْنَهُمْ یَوْمَ الْقِیَامَهِ إِنَّ اللَّهَ عَلَى کُلِّ شَیْءٍ شَهِیدٌ ﴿17﴾

    همانا آنان که ایمان آوردند و آنان که یهودی اند و صابئان و نصاری و مجوس و کسانی که شرک ورزیده اند، حتماً خدا روز قیامت میانشان داوری می کند [تا گرویدگان به حق از آلودگان به باطل جدا شوند و حق پیشگان به بهشت و باطل گرایان به دوزخ درآیند]؛ بی تردید خدا بر همه چیز گواه است. (17)

    أَلَمْ تَرَ أَنَّ اللَّهَ یَسْجُدُ لَهُ مَنْ فِی السَّمَاوَاتِ وَمَنْ فِی الْأَرْضِ وَالشَّمْسُ وَالْقَمَرُ وَالنُّجُومُ وَالْجِبَالُ وَالشَّجَرُ وَالدَّوَابُّ وَکَثِیرٌ مِنَ النَّاسِ وَکَثِیرٌ حَقَّ عَلَیْهِ الْعَذَابُ وَمَنْ یُهِنِ اللَّهُ فَمَا لَهُ مِنْ مُکْرِمٍ إِنَّ اللَّهَ یَفْعَلُ مَا یَشَاءُ ﴿18﴾

    آیا ندانسته ای که هر که در آسمان ها و هر که در زمین است و خورشید و ماه و ستارگان و کوه ها و درختان و جنبندگان و بسیاری از مردم برای او سجده می کنند؟ و بر بسیاری [که از سجده امتناع دارند] عذاب، لازم و مقرّر شده است. و کسی را که خدا خوار کند، گرامی دارنده ای برای او نیست؛ به یقین خدا هر چه را بخواهد انجام می دهد. (18)

    خدایا شکرت که امروز هم به صدای قلبم گوش دادم و نشانه روزم را شنیدم و کلی لذت بردم از اینکه در مسیر مستقیم قرار دارم

    خدایا شکرت تنها تورا میپرستم و تنها از تو یاری میجویم مرا به راه راست به راه کسانی که به آنها نعمت داده ای هدایت کن نه کسانی که بر آنها غضب کرده ای و ن گمراهان

    خدایا شکرت من تسلیمم هیچی نمیدووووونم خودت کمکم کن تکاملم را بدرستی طی کنم.

    من به هر خیری از تو بهم برسد سخت محتاجم و فقیر ترینم

    خدا یا شکرررررررررت که تمام اتفاقات زندگی ام بر اساس باورها و افکار و فرکانس های خودم بوجود می آید.

    خدایا شکرت که من خالق زندگی خودم هستم

    خدایا شکرت که قلبی باز و قابل اعتماد بهم داده ای که به هدایت خداوند اعتماد کنم و در مسیر توحید قدم بردارم

    استاد عزیزم بینهایت از خداوند و شما سپاسگزارم که تمام کلام شما را وحی منزل میدانم و با تمام وجودم به اندازه درکی که دارم و مداری که هستم عمل میکنم و واضح تر میشوم بر آسانی ها و الهامات و نعمت‌های الهی

    خدایا شکرت که امروز ظهر وقتی شنیدم مربی کارگاهی که آموزش هنرهای دستی را یاد میگیرم

    داره برای نمایشگاه از شهر خودمون به شهر قم سفر چند روزه دارد و برای نمایشگاه دعوت شده

    با تمام وجودم تحسینش کردم و برام باور پذیر تر شده که میشود برای این افراد شده برای من هم پس میشود .

    خدایا شکرت که من انسان قابل اعتمادی هستم

    وقتی رفتم کارگاه تا رنگ و ظرف بگیرم و مربی نبود باهام تماس گرفت و اجازه برداشتن وسایل مورد نیازم را بهم داد .

    خدایا شکرت که من همواره در بهترین زمان و بهترین مکان و بهترین شرایط قراردارم

    خدا یا شکرررررررررت که من همواره در میان افراد درست و نازنین و شریف قرار دارم که همه اونها وسیله ای است برای رساندن موهبت های الهی به من

    خدا یا شکرررررررررت که با کنترل ذهن و تقوا داشتن و توجه به زیبایی های بیشتر و نکات مثبت و شکر گذاری بابت تمام نعمتها و داشته های زندگی ام میتوانم هر روز بهتر ین خودم باشم

    خدا یا شکرررررررررت که آگاهی های خداوند بهم گفته میشود و ایده های عالی و بینظییییر و ثروت آفرینی بهم گفته میشود

    استاد این روزها قشنگ حس میکنم مدارم بالاتر رفته چون جنس الهامات بهتر و واضح تر شده

    امروز که همسرم کمی در ناخواسته ای بود من فقط با کنترل ذهنم و آرامش دادن به خودم تونستم کنترل اوضاع را در دست بگیرم و قدرت را فقط بخدا بدهم و آرامش را مهمان قلبم کرد و همه چی به نفع من تموم شد و با این باور قوی که هر اتفاقی بیوفته الخیر و فی ما وقع است

    چنان احساس خوبی داشتم و همون لحظه که هم ترس اومده بود و هم به آرامش نیاز داشتم

    فقط با سکوت کردن و و قدرت را بخدا دادن و خدا را در وجودم حس کردن اینقدر لحظه شیرینی بود که من فقط دلم میخواست تا همیشه در اون احساس ناب الهی باشم

    و استاد یه نجواهایی دیگه هم تو ذهنم بود وقتی رفتم کارگاه و مربی اونجا نبود و اجازه داد که رنگ و وسیله بردارم

    تو کشیدن رنگها همش ترس داشتم نکنه اشتباه بشه و اومدم خونه بهش پیامک زدم که رنگها رو دوباره میارم تا خودتون وزن کنین

    ایشون بنده خدا گفت من راضی هستم ولی من خودم بخاطر خاموش کردن نجواهای ذهن

    قبول نکردم و گفتم میام تا دوباره وزن بشن .

    و ذهنم میخواست بگه که اون دیگه بهت اعتماد نمیکنه دیگه خودتو خراب کردی

    مگه چقدر رنگ هست حالا ؟

    ومن با احساس خوب دادن به خودم و اینکه من مسیرم درسته و خداوند در هر لحظه در وجود من هست و تمام آگاهی های درون و بیرون مرا میداند .من انسان راستگو و درستکاری هستم

    من مسیرم مسیر خداوند است.

    من هدایت شده هستم

    من تسلیمم هیچی نمیدووووونم

    من توکلم بر خداست

    من به هر خیری از جانب خداوند فقیرم

    هر اتفاقی بیوفته به نفع من میشود.

    و ذهنم را آرام کردم و در حال لذت بردن از وجود ارزشمند م در پیشگاه خداوند هستم .

    خدایا شکرت که براحتی افراد موفق را تحسین میکنم و حسادت و مقایسه و تهمت و سرزنش را از خودم دور میکنم به لطف خاص خداوند من بنده لایق و هدایت شده خداوند هستم .

    خدایا شکرت

    در پناه الله یکتا شاد سلامت ثروتمند خوشبخت و سعادتمند باشید در دنیا و آخرت دوستون دارم الهام جون عزیز دردانه خداوند عالم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  7. -
    رضا دهنوی گفته:
    مدت عضویت: 2874 روز

    به نام خدای مهربان

    روز 25/ به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن

    خیلی عجله ای دارم کامنت میذازم ..باید به تعهدم پایبند باشم و هر روز از خودم رد پا بذارم..

    نکات:

    موفق ها را تحسین کنم ..

    باور کنم که میشود و از افراد موفق الگو برداری کنم به جای اینکه تمسخر کنم ..

    هر ارزویی دارم حتما رخ میده

    راحب ارزوهایم با هر کسی صحبت نکنم

    خب اینم از رد پای من از گام 24 ،، خدایا کمکم کن گام ها رو تا انتها بردارم

    خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    خوشبخت آزاد گفته:
    مدت عضویت: 2202 روز

    میخوای از راه درست به ثروت برسی؟

    تحسین کن

    ثروت

    موفقیت

    پول

    سلامتی

    رابطه

    هرچیزی که میخوای.مثلا احساس آرامش

    احساس سبکی

    احساس سلامتی زیاد

    احساس شادی

    همه و همه رو در دیگران و مخصکصا فایل های استاو تحسین کن

    استاد من تاحالا فکر میکردم اصلا آدمی نیسن که بخوام موفقیت های دیگران رو تحسین نکنم

    ولی

    حتلا تازه تازه تاتی تاتی اونم بعضی وقتا میتونم به سریال هاتون نگاه کنم و تحسین کنم

    قبلا اصلا موفقیت هاتون رو نمیدیدم

    ینی اصلا توجه نمیگردم نه اینکه تخریب کنم

    نه اینکه بگم دروغ میگید از اول باور داشتم وبی زیاد مثلا نمیتونستم تحسین کنم

    توجه نمیکردم زیاد و حالا مزبینم به خاطر این بود که خودمو مقایسه مزکردم با شما و باور نداشتم

    ولی ماموریت من تحسین هست

    امروز هر فایلی از شما دیدم تحسین میکنم و مینویسم تحسینم رو

    هر چیزی که تضاد بود در زندگیم و میخواستم تجربش کنم سعی میکنم تحسینس کنم و بدونم که میشه از راه پایدار و درست و ریشه ای بهش رسید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    زهراهدایتی گفته:
    مدت عضویت: 728 روز

    به نام خدایی که هرلحظه ماراهدایت وحمایت میکند ..

    سلام استادعزیزم ،استاد نازنین وبزرگم ،نعمت بزرگ خدای مهربون من ،ازت ممنونم بابت این آگاهی هاکه دراختیارملیون هانفرگذاشتی ..

    ازاول تااخر این کلیپ واشک ریختم وچقدرعالی وآموزنده بود باوجود این همه تغییر باوجود این همه نعمت وخوشی چیزکوچکی خیلی بهم ریخته بودمنو وبادیدن کلیپ دیدم بله سگ سیاه پیش منم هست وبعضی وقتا اذیتم میکنه مرسی که معلممی شکرمیکنم خدارو شماروبه من معرفی کرد سعی نیکنم بهترین استفاده هارو ازاین کلیپ کنم ،…

    خدایاشکرت …

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  10. -
    حافظ گفته:
    مدت عضویت: 1340 روز

    بنام خداونده بخشنده مهربان

    هر چه دارم از آن اوست

    درود خداوقوت خدمت استاد و خانم شایسته عزیز

    اخ .چه بگم از این سگ سیاه چه روز های سختی من این سگ سیاه رو روی دوش خودم حمل میکردم روز به روز من رو خمیده تر کرده بود انرژی من از بین برده بود چشمانم دیگرسوی برای دیدن زیبایهای درونم ظاهرم نعمتهای که داشتم

    همسر فرزندانم ارامشی که درون خانواده داشتم .واقعا هم زندگیم مثل سگ سیاه شده بود وهم این سگ سیاه ازم سواری

    میگرفت .کانون توجهم برده بود روی مقایسه چرا اونا سبک زندگیشون خوبه چرا به هر خواسته ای که میخوان میرسن

    ولی من روز به روز دارم درجا میزنم .حسادت کل وجود من گرفته بود این افسردگی تمام زندگی منو نابود کرده بود

    هرجا دلش میخواست منو با خودش میبرد میبرد به ناکجا آباد تمام داشته های من داشت از من دور میکرد

    هر روز یک برنامه جدید تری داشت برای سواری گرفتن ….این فایل خیلی برای من درس داشت

    خدایا تو را شکر خدایا تو را سپاس

    پروردگارم رب من خالق من فرمان روایم .بابت تک تک نفسهای که میکشم شکر

    منو از اون روزهای سختی که داشتم نجاتم دادی که دنیا جای قشنگ تری برای زندگی کردن

    من هدایت کردی به سایت استاد عباس منش

    الهی شکر خدای من

    کتاب رویاهای که رویا نیستند خیلی به من کمک میکنه اگاهیامو روز به روز بیشتر میکنه ظرفمو بزرگتر کرده

    حالم احساسم باورهامو رشت داده روز به روز در مسیر بهتری حرکت میکنم برکت به زندگیم برگشته

    خواسته های بیشتری دارم از جهان در مسیر درست .ایمان امید توکل بیشتری به خداوند دارم

    تسلیمم در برابر خداوند

    خدایا من اسان کن برای اسانیها

    شاد خوشحال ثروتمند باشید در دنیا و اخرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای: