به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 13 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    حمیدرضا صادقی گفته:
    مدت عضویت: 4266 روز

    رد پای روز 24 ام ، چقدر نشونه برای من داشت و داره

    چه نکات ریزی را یاد آوری میکنه که با همون نکته ریز مثل یک شاه کلید کوچیکه ، که کلی درها باهاش باز میشند ولی ظاهرش کوچیک و جزئیه !!

    البته چرا میگم کوچیک و جزئی ، چون شاید خیلی از ما با وجود کار کردن روی خودمون این موارد را رعایت نکنیم !

    مثلا ، اینکه استاد مثال زدند از اون شخصی که تدریس میکردنند و اینکه : ” یکسری افراد هستند که در تخصصشون نفر اولند و حرفه ای ، ولی در قسمت های دیگه ای باورهاشون مشکل داره و ما باید مواظب باشیم که در کنار اون آموزش ها اون باور را نپذیریم ، واقعا چند درصدمون در حین آموزش و نکته برداری ، میتونیم این باور را بشناسیم و نپذیریم ؟؟!! برای همینه که میگم ریزه !!! مثل همین کامنت که استاد گفتند ، یا مثال ترند بیشتر حال حاضر ، اینکه در سوشال مدیا باید تبلیغ کنی تا دیده بشی ، کلی پیج و کانال هستند که بدون تبلیغ به عدد های بالا رسیدند ، با باور درست !! مثلا قبل از دیدن همین فایل داخل یوتیوب بودم و از یه پسر 15 ساله ایرانی یاد گرفتم و دیدم که با باورهای خالص تر ، بدون تبلیغ ، کانالش را به درآمد رسونده بود ! خوب من حمیدرضا مثلا در حال یادگیری نکاتی در مورد یوتیوب هستم با شیش دنگ حواس !!! بعد اون کسی که تدریس میکنه به فرض مثال میگه که شما نمیتونید بدون تبلیغ کانالتون را رشد بدید و در خوش بینانه ترین حالت یک سال طول میکشه !!! خوب من حمیدرضا که دارم از اون شخص چیز یاد میگیرم باید باورم خیلی قوی تر باشه که این باور محدود را رد کنم ! اما خبر خوب اینه که با وجود اینکه هنوز باورهای ما قوی نیست ، این فایل استاد را داریم و میتونیم این فایل را به عنوان فیلتر در نظر بگیریم و هر چند وقت یه بار بهش مراجعه کنیم که ، خوب حالا در این قسمت کسب و کارم یه آنالیز بکنم که باور محدود از جامعه ، شخص ، یا تجربه قبلی خودم نگرفتم ؟!!

    خییییییلی مهمه واقعاااا ، در همین صحبت ها من چندتا ایده و باورهای بهتر و قدرتمند تر برای کسب و کار خودم و ایده ای که دارم دریافت کردم ، الهییی شکر : ))

    باز برای مثال این قسمت از صحبت استاد که گفتند :

    ” من خلق میکنم شرایط و اتفاقات رو ، من وارد مداری میشم که یه عالمه آدم داخل اون مدار هستند و سوال دارند و میخواند از این مطالب استفاده کنند ، اونها هم چون در این مدار هستند ، ما باهم وصل میشیم ، جهان این کارو انجام میده ، خداوند این کار را انجام میده ، من لازم نیست کاری بکنم و پوست خودم را بکنم ، جهان این کار را برای من انجام میده ، چون قاعده و قانون جهان همینه ”

    به نظرم همین جمله را باید روی بوم کسب و کارمون بنویسیم ، در راس تمام مواردی و برنامه ریزی که برای کسب و کارمون انجام میدیم ، این جمله باید باشه ، و بااااورش کنیم

    این سری واقعا دارم بدون پیش فرض ذهنی مینویسم ، با سرعت بالا میاد به ذهنم و سریع تایپ میکنم !!!

    الهیی شکر

    یه مورد دیگه هم که میخواستم مثال بزنم و سریع اومد به ذهنم ، میزبانی شب قبل من برای شام و دورهمی با پدر و مادرم و خواهرم بود ( الان که دارم تایپ میکنم صبح روز 25 ام اردیبهشت سال 1401 )

    و در عین بگو و بخند های همیشگی ، و عامیانه ، متوجه این شدم که عه !! چرا مثلا در فیلم عروسی من ، پدرم به فلان مورد منفی توجه میکنه میگه ، خواهرم چرا در مورد رابطه عاطفی قبلش و جدا شدنش ، با خنده یه باور محدود را میگه ! با موتور که رفتم دنبال خواهرم و روی موتور داشتیم با هم صحبت میکردیم ، عه ، چرا در مورد اون اتفاق منفی میگه حواست را جمع کن و مواظب باش !!

    دیدم عه ، من توی همین چند روز مدارم طوری تغییر کرده که اینا را میفهمم !!!!! وای من قبلا نمیفهمدیم ، و در روزمره و بگو بخند ها و جمع خانوادگی خودمون این چیزها عادی بود !! ( با اینکه خانواده من خدا را شکر منفی بین نیستند ، به نسبت خیلی از افراد و انرژی خوبی داریم )

    ولی دیدم منم که داره ریز ریز فرکانسم عوض میشه و متوجه این توجه به ناخواسته میشم ، و جالبه که خودم هم طبق معمول چند باری باهاشون همراه شدم ولی دوباره یه چیزی توی ذهنم یهو یه آلارم میداد که : حمیدرضا تو چرا اینو تایید کردی ؟ یا همراه شدی و ادامه دادی !!! دیدم وااای که چقدررر مهمه و اینکه باید تا میتونیم ورودی هامون را کنترل کنیم همینه !! حتی خانواده اصلی خودم ، کسایی که قلبن دوستشون دارم و پیش خودم میگفتم انرژیمون مثبته !! دیدم حتی در همین جمع هم باید خیلی حواسم را جمع کنم ، در صورتی که بیشترین توجه من در کنترل ورودی در فامیل و افراد دورتر بود !

    یه تجربه دیگه اینکه :

    استاد گفتند یه موفقیت یا ثروت مثل ماشین خوب را که میبینیم تایید کنیم ، آرزوی خیر و برکت کنیم !! یاد خودم افتادم که یکی از کارهایی که برای کنترل ذهنم در دوران سربازی و اومدن از پادگان به خونه هر روز بعد از ظهر انجام میدادم ، این بود که ، بجای اینکه از اتوبان با موتور برم و خطر ناک باشه ، از داخل شهر و مسیری که سمت بالا شهر بود میومدم ، ماشین های خوب را میدیدم و تحسین میکردم ، همین کار باعث میشد وقتی که میرسم خونه ، اون فضا و رو مخی های پادگان را به همسر یا مادرم منتقل نکنم !

    توی راه با هر ماشین خوب و لاکچری که میدیدم چند جمله را با خودم تکرار میکردم ، اینا بود :

    “” خدایا شکرت ، خدایا شکرت که این ماشین را بهش دادی ، خدایا شکرت که افراد ثروتمندی هستند که اینارا میخرند این یعنی پول هست فراوان هم هست ، خدایا شکرت که میخوای به منم ماشین خوب بدی ، خدایا رزق این شخص را بیشتر کنه و خیر این ماشینو ببینه “”

    و خدا شاهده خیلی از اوقات که نمیتونستم ذهنم که کنترل کنم ، فقط با همین سپاسگزاری حسم عوض میشد !!! حالا با یاد آوری اون فهمیدم که این تمرینم ضعیف شده ، ماشین خوب میبینم حال میکنم و دوست دارم ولی مثل اون موقع تایید ها و سپاسگذاری ها را به زبون نمیارم ، همین الان هم از خدا نشونه دریافت کردم با نوشتن این کامتنم که ” حمیدرضا یادت نره اون شکلی توجه میکردی و به زبون میاوردی ، پس بازم تکرار کنم حالا که بیشتر حواست به ورودی هات هست و داری با تعهد روز شمار را ادامه میدی ” الهییییی شکرت ، که با همین نوشتن اینو بهم یاد آوری کردی و هدایتم کردی !!

    خدایا شکرت ، خدایا شکرت ، خدایا شکرت

    .

    امروز واقعا با سرعت بالا پشت سر هم نوشتم و اون حس خوب هدایت و الهام را بیشتر درک کردم ، خدایا ممنونم ازت !

    و طبق هر روز و سپاسگزاری همیشگی آخر کامنتم و همینطور طبق قانون و یادآوری استاد به تحسین موفقیت ها ، هر روز و هر روز ممنونم از این آگاهی ها

    از این روز شمار تحول زندگی من ، و سپاسگزارم از تعهد خودم !!

    الهی شکر

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  2. -
    زینب ندرلو گفته:
    مدت عضویت: 1268 روز

    به نام خدای مهربان

    تو این یک سال و نیمی که تو این مسیرم

    یه روزایی کم آوردم عصبی شدم ناامید شدم ولی ته دلم یه چیزی میگفت ادامه بده و من بهش گوش میکردم

    آنقدر ادامه دادم تا با استاد آشنا شدم .وقتی وارد این مسیر شدم سگ سیاه خیلی بزرگ بود خیلی قدرتمند بود

    تلاش میکردم برای تغییر ولی انگار سگ سیاه پاشو میزاشت روم و من سست و بی اراده دراز میکشیدم زمین

    باور کرده بودم این سرنوشت منه

    من باید تسلیم این سگ سیاه باشم

    باور کرده بودم اینم زندگی من

    اینم سهم من از این دنیا بود

    ولی ته دلم یه امیدی بود که نباید اینجوری باشه

    حتما راهی هست برای رهایی از دست این سگ سیاه

    آنقدر از این سگ میترسیدم که تلاشی برای رهایی نمیکردم

    آخه چند بار تلاش کرده بودم ولی جوابی نداشت زور این سگ بیشتر بود

    اما تلاش های من چی بود ؟

    همش عوامل بیرونی

    همش دنبال این بودم یکی از بیرون بیاد و منو از دست این سگ نجات بده

    یه ناجی

    اما خبری نبود

    تا اینکه فهمیدم اون ناجی تو درون خودمه

    من نمیدیدمش

    چون باور نداشتمش

    چون بهم گفته بودن سگ سیاه قدرت بگیره دیگه کاری ازت بر نمیاد

    دیگه کسی نجاتت نمیده

    ولی من فهمیدم نیاز به کسی نیست

    اونی که میتونه نجاتم بده نزدیکم از رگ گردن نزدیک تر

    تا چند روز اول هنگ بودم میگفتم یعنی چی

    یعنی اینهمه سال از عمرم رفت ولی من این قدرت رو کنارم داشتم

    یه جاهایی میدیم بازم میخام با زور بازوم با این سگ مبارزه کنم

    اما یادم می‌اومد من نباید باهاش بجنگم

    باید تربیتش کنم

    باید بهش یاد بوم اونی که قدرت داره منم

    اینم زمان میبره

    اون سالهاست قدرت دستشه

    یهو نمیتونم این قدرت رو ازش بگیرم

    روش های مختلف رو امتحان کردم تا ببینم چطوری میتونم قدرت رو به دست بگیرم

    تسلیم این نیروی درونم شد

    گگفت با آرامش

    سعی نکن اونو تغییر بدی

    سعی کن قدرت خودتو بیشتر کنی

    دوره عزت نفس رو تهیه کردم به لطف خدا

    بازم عجله داشتم دوست داشتم زودتر قدرتمند بشم

    فراموش کردم باید لذت ببرم حتی شده یک دقیقه بیشتر از دیروز

    دوباره خدا کمکم کرد

    یه جاهایی کم می‌آوردم صندلی رو برمیداشتم باز پرتاپ میکردم به سمت سگ سیاه

    که چرا توی زندگیم هستی

    که چرا باید برای کوچیک کردنت .گرفتن قدرت از تو آنقدر تلاش کنم

    دیدم من بازم زدم جاده خاکی

    من هنوز با خودم به صلح نرسیدم

    و خدا هدایتم کرد به این دسته بندی

    قبلا این فایل رو دیده بودم ولی میتونم به جرات بگم هیچیش نشنیدم

    مثل یه فیلم نگاش کردم و زدم بیرون از صفحه

    ولی اینبار همه روش ها رو رفتم و باز اومدم اینجا

    از اون دفعه هایی که میگی من که همه راه ها رورفتم بزار اینم برم

    وقتی دیدم راوی داستان آخر قصه سگ کنارش اوما کوچیک و گوش به فرمان

    گفتم یعنی آنقدر ساده بود مسیر

    یعنی با لذت بردن با عشق ورزیدن با شگر گزاری

    من سگ سیاه رو یه سد بزرگ تو مسیر موفقیتم میدونستم

    غافل از اینکه اون اومده قدرت هامو بهم یاد آوری کنه ولی من مسیر رو اشتباهی رفتم

    باهاش جنگیدم و با توجه ام به نازیبایی قدرت دادم بهش

    برای خودم دو تا مسیر مشخص کردم

    مسیر یک توجه به نازیبایی که قدرت میده به این سگ

    توجه به زیبایی ها که قدرت میده به من

    من کدوم رو میخام ؟

    چطوری میتونم برم تو اون مسیر

    با توجه ام به نکات مثبت

    حالا هر چی که میخاد باشه

    چقدر این کار مهم بود و من جدی نمیگرفتم

    یعنی آنقدر ساده !

    آنقدر قابل دسترس

    هیچی نمیخاد

    از داشته هات شروع کن

    سپاسگزاری با احساس خوب

    عشق ورزیدن بدون قید و شرط

    انتطار مثبت

    خوش خلقی

    عشق

    امید

    لذت بردن از تک تک لحظات

    تو این مسیر مدام خسته میشدم

    اما با یاد آوری موفقیت های قبلی دلم آروم میگرفتم

    با یادآوری قانون تکامل دلم آروم می‌گرفت

    همین که سگ سیاه دیگه کنارم پارس نمیکنه یعنی بهبود

    حالا ازش ممنونم کنارم هست چون باعث شد من قدرت هامو بشناسم و تلاش کنم شکوفاش کنم

    از این به بعد هر وقت حرف منفی بزنم

    یا عصبی بشم

    نا امید بشم یا مقایسه کنم

    حسادت کنم یا کینه بورزم

    عیبت کنم یا قضاوت

    یادم میافته دارم قدرت رو دست کی میدم

    من دلم چی میخاد؟

    دلم میخاد قدرت درست من باشه و این امکان پذیر و شدنی

    استاد هزاران بار سپاسگزارم ازتون

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  3. -
    عارفه گفته:
    مدت عضویت: 1473 روز

    به نام خالقی که مرا خالق زندگی خود آفرید

    سلااااااام خداقوت

    چقدر لذت بخشه وقتی این چند روز دارم در قسمت دانلودی ها فایل های ساخت باورهای ثروت ساز را گوش میدم

    و حقی که استاد درست میگند فایل های این سایت را باید جوید با قورت داد از بس که باید گوش کرد

    همبن طور که داشتم فایل را گوش می‌کردم به خودم میگفتم عارفه اون روزی ه این فایل را حدودا یکسال پیش برای اولین بار گوش میکردی چقدر فرق داشتی با الانت

    از نطر رفتاری بگم

    چقدر از گریه و سگ. می‌ترسیدم و ازشون فاصله میگرفتم ولی الان تو پیاده روی تو پارک با گربه ها حرف میزنم حتی پریروز یه آقایی دوتا سگ داشت یکیشون آزاد بود پارس کنان اومد سمت من و دور پای من پشت سر هم پارس می‌کرد ولی من ایستادم و خندم گرفته بود که خود صاحبه دوید سمتم گفت نترسید کاریتون نداره گفتم نمی‌ترسم بعد که رد شدم گفتم عارفه این تو بودی؟؟؟؟؟

    وقتی میبینم اندامم به یه شکل زیبا رسیده در صورتی که قبل دوره لامتی خجالت میکشیدم خودم را تو آینه ببینم و این باور محدود کننده که آدم چاق که بشه راحت نمیتونه لاغر کنه و اگه هم لاغر کنه از شکل و قیافه میفته ولی من ساختمش این باور قوی را که منم قراره کلی جوان بشم و الان بچه هام دائم دست دور کمر من میندازند و میگم مامان چقدر هیکلتون با کلاس شده و مثل خواهر شدید برامون

    اینکه حرف مردم مثل قبل برام مهم نیست و برای حال خوش خودم زندگی میکنم

    اینا اگه موفقیت نیست پس چیه

    اینارا عارفه دارم به خودت میگم تو که خیلی چیز هارا ساختی پس بدون پول هم میتونی بسازی فقط کافیه باور های قوی را هی جایگزین کنی

    اصلا نمیدونید وقتی به رویاهام فکر میکنم چطور ضربان قلبم تند میزنه و غرق در شوق میشم

    پس میسازم و با افتخار میام از نتایجم میگم

    استاد جونم فایلتون فوق العاده بود

    قول میدم باورهایم را بزرگ کنم با توکل به الله مهربانی ها من بهشتم را باید تو همبن دنیا بسازم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      سید عظیم بساطیان گفته:
      مدت عضویت: 1082 روز

      بنام خالق زیبایی ها ”

      سلام و درود فراوان

      بر روی خواهر گلم عارفه ی دانا و دانشمند و عارف ”

      حالتون عالی و متعالی .

      اول قبل از هر چیز بگم خیلی خوشحال شدم کامنت نوشتی و خوشحال تر اینکه می تونم براتون جواب بذارم ”

      خیلی خیلی خوشحال شدم

      که این نتایج رو گرفتی”

      تحسینت میکنم ” واقعا

      به خاطر شجاعتت برای نترسیدن از سگ ” منم خودم یه خورده می ترسم و داستان رو طوری تعریف کردی یه کم ترس داشت ولی شما نترسیدی واقعا دمت گرم ”

      انشاءالله ثروتم میسازی من مطمئنم از جدیت و پشتکارت و بهت ایمان دارم ”

      واقعا خیلی خوشحال شدم ”

      مواظب خودت باش ”

      استمرار و استمرار

      و ادامه بده ”

      کامنتت کم از دیدار نداشت ”

      خواهر شجاع و کار درست

      نوش جونت نتایج خوبت ”

      وجودت پراز عشق ”

      بهترین ها نصیبت ”

      برامون از نتایجت بنویس

      واقعا من که بی نهایت خوشحال شدم ”

      دوست دارم ای خواهر نازنین و

      ای فرشته ی عاشق “

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
      • -
        عارفه گفته:
        مدت عضویت: 1473 روز

        سلام سید عزیز

        مرسی از محبت همیشگیت به منو و خیلی از بانوان این سایت

        ممنون که وقت گذاشتی و خوندی

        بله خودم هم از تغییر خودم تعجب می‌کنم حتی دیروز بعد از ظهر قبل اینه برم بچه هارا از مدرسه بردارم یکم رفتم تو پارک و دقیقا تو پارک از بین صدا گربه که نزدیک هم نشسته و ایستاده بودند رفتم

        مهم نیست اونا بی آزار هستن یا نه مهم اینه من قبلا از همین ها هم میترسیدم

        و به قول استاد اینا اگه موفقیت نیست پس چیه موفقیت که حتما رسیدن به خونه و ماشین همبن که من از دیروزم بهتر شده باشم موفقیته

        و درمورد کامنت باید بگم بله من نوشتنم کم شده و اگه دقت کنید ستاره هام رنگشون را از طلایی به سفید دارند میدند ولی از اون لحظه هاست که باید بیشتر و بهتر خودم را پیدا کنم

        تو سایت هستم و فایل های رایگان مثل دسته بندی باور های ثروت ساز و در کنار سفر به دور آمریکارا میبینم ولی دستم به نوشتن نمیره

        یکم از خودم توقعم بالا رفته

        مثل همیشه :

        بهترین هارا برات آرزو دارم

        میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1600 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان

    سلام به همه دوستان ثروتمندم

    موضوع، افسردگی

    افسردگی وقتی بوجود می آد که ما مدت طولانی در احساس بد بمانیم و آشنا نباشیم از قوانین تا خودمان را از آیت حالت خارج کنیم ، افسردگی و احساس بد ، نشانگر اینکه شخص به یک تضاد برخورد کرده و نتونسته خودش را از این مرحله به سلامت عبور بده .

    این افسردگی، یا احساس بد برای همه انسانها پیش می آد، ولی مهم اینکه، مدت طولانی درآن نمانیم ، فقط و فقط با ساختن باور های جدید و توحیدی میشه ، جوری به این مشکل نگاه کنیم تا به احساس شادی و نشاط برسیم ، مثلا کسی که باور فراوانی را قبول کرده ، اگر از کاز اخرج بشه ، صاحب خانه جواب کنه که تخلیه کنه ، کسی و کارش به مشکل برخورد کنه ، و یا ، در محیط کار همکارانش اورا تنها بگذارن و برن ، و هزاران مساله مختلف، فقط با یک باور فراوانی حل میشه، و اتفاقا نقطه قوت و پیشرفت او میشه .

    پس برای هر چیزی باید باور درست ساخت تا بتونیم از زاویه ای به اتفاقات نگاه کنیم که به احساس خوب برسیم و دقتی در احساس خوب مدت طولانی بمانیم ، اتفاقات خوب را تجربه خواهیم کرد.

    علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    مسعود گفته:
    مدت عضویت: 4214 روز

    سلام و درود خدمت استادعزیزم. همین که ایمیل فایل جدیدتون برام ارسال شد بلافاصه دانلودش کردم و گوشش دادم. باور کنید تو این چند روز خیلی درگیر موضوعی بودم که درموردش صحبت کردید و حس میکنم جذبش کردم.خیلی ازتون ممنونم. اگر تا لحظه ی آخر عمرم هرکسی از من بپرسه که بهترین استاد و آموزگار زندگی ات چه کسی بوده ، حتما اسم شما را میبرم. شما بهترین هدیه را به ما میدهید و آن هم درست فکر کردن و درست باور کردن است.

    این فایلتون خیلی خیلی زیبا بود و به یک موضوع بسیار کلیدی اشاره کردید واقعا سپاسگزارم.

    یادم به چند روز پیش افتاد که یکی از سختگیر ترین اساتید دانشگاه(که شرکت ((Total S.A. (French pronunciation چهار بار درخواست همکاری به این استاد رو داده) نمره زدند و نمره ی ماکزیمم دانشجویان 17٫5 شد و من نمره ی 16٫5 گرفتم و اکثر بچه ها نمرات زیر 13 گرفته بودند و به استاد توهین میکردند. من از خوشحالی داشت اشکم جاری میشد یادم افتاد به ترمی که گذراندم و فقط با خودم میگفتم ، مطمئنم از این استاد بهترین نمره رو میگیرم و حرف بچه ها رو که میگفتن: (بابا این استاد به کسی نمره ی خوب نمیده)، رو باور نکردم …

    استاد عباسمنش با این فایلی که امروز فرستادید تحول عظیمی رو در وجودم بوجود آوردید….دمتون گرم استاد….خیلی دوستون دارم….

    شاد، پیروز ، سرحال ، سلامت ، موفق تر از همیشه ، سعادت مند در دنیا و آخرت باشید…..بدرود….

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  6. -
    امیر رودکی گفته:
    مدت عضویت: 3970 روز

    سلام استاددد و دوستان

    استادددد تبریک و ماشااله… همش دست زدم براات موقع دیدن فایللللل…. همیشه با هم اون بالاهاا باشیمممممممم…

    هر رووووز بالاتراز دیروزززززز

    هر روز باور بهتر از دیروز

    هر رووز ثروتمند تر از دیروز

    هر روو سلامت تر از دیروزز

    هر روز عاشق تر از دیروززز

    هر روزززززز موفق تر از دیروزززززززز

    هر روز ارامتر و با ایمان تر از دیروزززززز…

    خدایاااا شکرتت بخاطر این انرژی و حس مثبتی که اینجا بین دوستان و استاد عزیز هست…. به امید موفقیتتت حتمی تمام دوستانننننننننننن

    سپاس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 9 رای:
  7. -
    Amir گفته:
    مدت عضویت: 4274 روز

    سلام مدتی با فایل های صوتی که با صدای خودم ضبط کردم (با توصیه استاد) به خیلی اتفاقای خوب و جالبی برخوردم. مثلا همین امروز که برای گرفتن سیزده مهر و امضا برای یک برگه اداری بیرون زدم ساعت دوازده بود و نیم ساعت وقت داشتم به اداره مربوطه برسم و امضاها رو بگیرم. اینم بگم که دوتا اداره اصلی و یک اداره مرکزی (آموزش پروش ناحیه) درکل سه اداره رو باید میرفتم و در نظر خیلیا این کار نشدنیه که توی چهل دقیقه کلیه امضاها و مهرهای لازم رو بگیرم ولی من با ذهنیت مثبت و با این باور که میرم و میگیرم اگرهم نشد ناراحت نمیشم و نهایتا یه روز دیگه میرم، رفتم و خلاصه همه افرادی که مسول امضا و مهر و … بودن باروی خوش و مهربانانه و حتی چندتاشون درب نمازخونه اداره برام امضا زدن و یکیشون ده دقیقه دیرتر تعطیل کرد و فقط بخاطر من منتظر وایساد. حتی راننده تاکسی هایی که باهاشون سه مسیر رو رفتم و اومدم هم خوشبرخورد و عالی بودن. از این نظر شکرگزار تمام این باورهای زیبای خودم هستم که با راهنمایی های استاد و قوانین کائنات خدای خودم در من شکل گرفته و هرروز و هروقت که حس خوبی دارم و زیبایی های اطرافم رو میبینم و بابتشون سپاسگزارم نشانه هاش هم مثل امروز برام هویدا میشن. به قول استاد، این نشانه ها رو برای خودتون مدام تکرار کنید تا نتایج بزرگ و بزرگتر بشن و این جوانه به یه درخت تنومند تبدیل بشه هرچند الان کوچولوئه ولی با تمرکز روی همین نتایج کوچیک روزبه روز پیشرفت میکنیم. باتشکر

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  8. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 3113 روز

    سلام

    🌼ورزش منظم روزانه و البته به نظرم هر چه شدیدتر و سنگین تر بهتر .

    حتی میتونیم چند تا حرکت یوگا (مثل سلام برخورشید) رو در طول روز هم انجام بدیم . هر وقت فکر منفی اومد , سریع بلند شیم و بی هیچ فکری, اون حرکت یوگا رو انجام بدیم

    🌼رژیم غذایی هم هرچی بیشتر شامل میوه ها و سبزی ها و آب (و بدون قند مصنوعی )

    🌼 عمل و عمل و عمل …با تمرکز و شدت در مسیر علاقه مون , تخصص مون , مسیری که بهمون احساس بودن در مسیر خلقت میده . به ذهنمون اجازه هیچ فکر دیگه ای نده.

    🌼 یک لیست شکرگزاری در حوزه های مختلف داشته باشیم , که در طول روز نگاهش کنیم و احساسمون رو خوب نگه داریم

    🌼عبارات تاکیدی که بهمون حس خوبی میده , اینقدر تکرار کنیم که بشه بای دیفالت ذهنمون بجای نجواهای منفی

    🌼تجسم خواسته ها , دیدن فیلم و عکس راجع به خواسته هامون, صحبت کردن با خودمون , با دوست …. راجع به خواسته هامون

    🌼سعی کنیم هر قدر که میتونیم به نکات مثبت توجه کنیم . نکات مثبت آدمها , اشیا, موقعیت ها , خاطرات گذشته ….

    🌼 خوندن کامنت ها و مقالات سایت . و البته گوش دادن به فایل های استاد

    🌼یکبار که حالمون خوبه , بشینیم و بنویسیم چی میشه که حالمون بد میشه ; و براشون راه حل پیدا کنیم , نگرش خاص , نکات و یادآوری خاص … حتی یک عمل خاص…

    میتونیم فایل های صوتی با صدای خودمون آماده کنیم برای این زمان ها

    شروع کنیم راجع به موضوع خاصی همینطوری صحبت کنیم , فقط برای اینکه از افکار منفی دور بشیم. اگر موضوع مورد علاقه و تخصصمون باشه مسلما بهتره

    🌼یادمون باشه در شروع نباید یک لحظه از خودمون غافل بشیم و خوراک بدیم به اون سگ سیاه افسردگی . این یک مسیر تدریجی هست . شیمی مغزمون داره تغییر میکنه , مسیرهای عصبی جدید باید برقرار بشه . به هیچ عنوان دستکم نگیریم هیچ فکر منفی رو و اجازه ندیم خودش رو گسترش بده.

    دقیقا به عنوان یک معتاد در حال ترک , از هر چیزی که ما رو به سمت وضعیت قبلی میکشونه , قبل از شروع , قاطعانه روی بگردونیم.

    ❤واقعا یک هفته به اینها عمل کنیم , حتی سه روز ….نتیجه کاملا واضح رو درک میکنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
    • -
      ســــــمـــــیـــه گفته:
      مدت عضویت: 1734 روز

      با سلام دوست عزیزم

      کامنت شما رو خوندم و نکته برداری کردم 🌸

      باید بگم ،فوق العاده بود ،اگه بخوام.به اینها عمل کنم ،کلی نتیجه ی مثبت میگیرم . 👌👌

      دوست عزیزم . بی نظیری

      بسیار زیبا و پرمحتوا نوشتی

      شاد باشی و سعادتمند در دنیا و اخرت 💞💞💞

      میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    حدیث گفته:
    مدت عضویت: 2064 روز

    بنام رب العالمین 💖

    سلام بر دردانه های خداوند

    ایستگاه بیست و چهارم از سفر الهی💖❤

    خدایا تووو بگو چطوری شکر کنم تو را بخاطر اینک عاشقانه دستمو گرفتی و اوردیم توی این مسیر…

    منو با مفاهیمی اشنا کردی ک فطرتم مشتاقانه دنبالش میکنه بدون ذره ای مقاومت و اون رو وحی منزل میدونه…

    خدایا با تمام قلبم ک تنها سرمایه ی منه و تمام ظرفیت الانمه تو را سپاس …هر چند کمه ولی این تمام انچیزی هست ک من دارم…

    چقد من مشتاق فهمیدن و فکر کردن و نهادینه شدن این موضوع در وجودم هستم ک جهان خداوند ، جهانی فرکانسی است…

    چقدر قدرت میده بهم این باور ک من خالق تمام اتفاقات زندگی ام هستم من ب باور هام ب زندگیم جهت میدم.

    پذیرش این باور باعث میشه راه نجواهای ذهنی بسته بشه….خدایا شکرت

    وبا کنترل ورودی های ذهن باور سازی شروع میشه و ب مدارهای بالاتر میریم

    تفاوت ادم ها و نتایجشون بخاطر تفاوت در باور هاست و تفاوت در نگاه تحلیل کننده اشون…

    ما اگه دنبال نتیجه ی متفاوت هستیم باید بتونیم ب ذهنمون اگاهانه یاد بدیم ک متفاوت تجزیه و تحلیل کردن را ….

    مانعی بزرگتر از نجواهای ذهنیمون در برابر رسیدن موافقیت هامون نیست…

    راه ساختن باور اینه ک موفقیت های دیگران رو تحسین کنیم

    همین‌ کار ساده باورهای قدرتمند کننده ای میسازه.

    باورها باعث میشن زندگی ما ب سمت تجربه هایی هم جنس با باورهایمان بره.

    چقدددد این حرف استاد عزیزم رو دوست دارم ک میگن

    خوبی ها رو تحسین کن

    زیبایی ها رو تحسین‌کن

    ثروت رو تحسین کن

    افراد موفق رو تحسین کن

    روابط زیبا رو تحسین کن

    و این‌تحسین باعث میشه وارد مداری بشی ک از جنس همین اتفاقات رو تجربه کنی ، جهان اینکار رو میکنه و این قانون خداونده

    هر فکری ک در ما احساس بد ایجاد کرد رو نباید باور کنیم

    و هر فکر و حرفی ک در ما احساس خوب ایجاد کرد رو باید باور کنیم چون یک باور قدرتمند کننده است…

    همیشه برام سوال بود چطور بفهمم باورهای محدود کننده ام چیه؟؟

    و ب کمک اگاهی های این فایل فهمیدم باید ب نجواهای ذهنم دقیق بشم و بدون اینک قضاوتشون کنم فقط تماشاشون کنم و بشنومشون و ثبتشون کنم…

    تک تک این نجواهای ذهنی ک حس رو بد میکنن ریشه در باورهای محدود کننده هستن…

    و یا خودشون ی باور محدود کننده ان..

    بعد ازینک ثبتشون کردم حالا دونه دونه نوشته ها رو نگاه کنم و از خودم بپرسم دیدگاه خداوند نسبت ب این جمله و ابن مفهوم چیه؟؟؟

    بعد اون جمله ی جدید ک از دیدگاه خدایی میاد رو بهش فکر کنم و دنبال الگوهایی باشم ک اون باور رو دارن و ازش نتیجه گرفتن و براحتی ابعاد وجودیمو رشد بدم…

    خدا رو شکر برای اگاهی های این مدار…

    استاد نازنینم من بی نهایت شما و مریم جان رو تحسین میکنم و سریال زندگی در بهشت رو ک میبینم و سبک رابطه ی زیبا و الهی تون رو میبینم بی نهایت لذت میبرم از تمام ابعاد این رابطه…

    و تازه برام‌مشخص شده ک میشه استاندارد های یک رابطه چقددددددددر بالا باشه…

    قبلن‌فک‌میکردم اختلاف و بحث تو رابطه کاملا طبیعیه…

    ولی الان میگم نه اینطور نیس…میشه مثل استاد و مریم بود و یک رابطه ی سراسر عسق و احترام و درک و دوست داستن رو تجربه کرد…

    و از وقتی شما رو تحسین میکنم رابطه ام بسیار بسیار زیبا شده…

    من درک و عمل شما ب قانون رو تو سربال زندگی در بهشت و سفر ب دور امریکا دیدم و تحسین میکنم شما رو …

    من‌ازادی مالی و ازادی مکانی شما رو دیدم و تحسین میکنم …

    خدا رو هزاران بار شکر برای وجود الگوی شایسته ای چون شما…

    دوستتون دارم

    پایان ایستگاه ببست و چهارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  10. -
    فواد بنیادی گفته:
    مدت عضویت: 1142 روز

    به نام آنکه قدرت آسمان زمین و همه چیز از آن اوست

    سلام به همه عزیزانم

    عنوان فایل سگ سیاه

    پیش از این که با استاد آشنا بشوم و این فایل ها را بیبینم خییلی سگ سیاه در وجود من بزرگ بود من اصلا زورم بهش نمیرسید و هر بار با تحقیر و نشان دادن نازیبایی ها من را در زمین می کوبید و هر من ضعیف تر و ضعیف تر می شدم و هر روش را امتحان می کردم که از شر سگ سیاه خلاص بشوم اما جواب نمی‌داد

    تا اینکه با شما آشنا شدم و اون سگ باز هم زور داشت و من میجنگیدم و انرژی خودم را صرف می کردم دو سال بعد از اینکه با شما آشنا شدم و در سایت آمدم و متعهد تر و مستحکم تر فایل ها را دیدم و سپاسگزاری کردم از اعماق قلبم نه با زبانم و اصل را گذاشتم لذت بردن از زندگی و بعد اون هر سپاسگزاری که کردم با تمام وجود من بود و من هی پیش میرفتم و نعمت ها هر روز نسبت به روز قبل اش بیشتر و بیشتر می شد و سگ سیاه با من با من در صلح بود و حالا سگ سیاه با من دوست شده من دیگر انرژی ام را صرف راضی کردن آن نمیکنم و انرژی ام را گذاشتم روی نکات مثبت و خوب اطراف ام خدایا شکرت

    و هر روز تغییرات را میبینم خدایا شکرت

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای: