به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 20 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    سارا سعادت گفته:
    مدت عضویت: 305 روز

    با نام الله باسلام برهمگی

    من خالق زندگی خودم هستم دیروز دلم میخواست برای اربعین برم خارج شهر توی یک روستای خوش آب وهوا خوب اول هیچ کس به جز شوهرم با من همراه نبود هرچی به دخترم گفتم نخواست بیاد ومن با خودم میگفتم خدایا من که درخواست دادم چرا نمیشه خواستم برم تکیه کنار خونه ولی به این فایل هدایت شدم پس دوباره با خودم موانع رو مرور کردم و از دختر خواهرم درخواست کردم ولی گوشی بر نداشت باخودم گفتم خدا خودش راننده رو جور میکنه خلاصه از همسر خواستم که بریم و مقدمات رو فراهم کردم خدا رو شکر پذیرفت چو ن من باور وفرکانس خودم رو درست کردم بلاخره به موقع به مراسم رسیدیم با دوستان عزیز وخوبی که دستان خدا بودند وبسیا ر هم خوش گذشت

    خدایا شکرت یاد گرفتم چطوری خودم را در مدار قرار بدم ودوباره امروز برام یاد اوری شد فهمیدم همه چیز در درون من هست وباید فکر کنم باور و مدا ر خودم را درست کنم تا زندگی برای من بهشت شود ممنونم خدایا شکرت که یادم دادی الحمدلله که همیشه وهمه جا در کنارم هستی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  2. -
    نداء عرب گفته:
    مدت عضویت: 2552 روز

    سلام

    امروز ۲۰ شهریور ۹۸ هست این فایل رو بعنوان نشانه امروزم دریافت کردم ؛ بسیار مفید و تاثیر گذاره و یه جورایی برای من یادآور اینه که سگ سیاه اولش کوچیک و جذاب میاد (اجازه غم خوردن رو با تصویر قشنگ همدردی تلفیق میکنه و ما هم سریع جذب میشیم) و اصلا چون همراهمونه متوجه رشد و بزرگ شدنش نمی شیم اما یه آن بخودمون میایم و میبینیم بقول استاد مثل سرب مانع تحرک ما میشه

    استاد ازتون ممنونم این مطالب مرتبا نیاز به یادآوری داره چرا که ذهنهای ما با باورهای غلط قبلی تا مجال پیدا میکنه میخواد در رو باز کنه و سگ سیاه رو راه بده

    در پناه خدا بهترینها رو برای شما آرزو مندم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  3. -
    زهرا رضایی فرد گفته:
    مدت عضویت: 2589 روز

    بنام خداوند بخشنده مهربان

    روزشمار تحول زندگی من روز 24

    سلام‌ خدمت استاد و خانم شایسته عزیز و دوستان همراه.

    بجای اینکه خواسته هامون کوچک کنیم باورهایمان رو بزرگ کنیم .ما ماشین اثبات باورهایمان هستیم و هرانچه که باور کنیم میبینم‌.دراین مسیر باید ذهن منطقی رو خاموش کردو بی پروا خواست وگرنه استاد یک فن هم باشه یک شخص باباورهای محدود نمیتونه موفق باشه

    خداروسپاس که با سایت عباس منش اشنا شدم که خودش معجزه و هدایت خدا بود در پی شکستن دلم بخاطر یک رابطه عاطفی که خداوند کمکم کرد که در مسیر این اگاهی ها قرار بگیرم‌و از اگاهی های بیشتر بصورت مستمر استفاده کنم .استادعزیز شما در همه جنبه ها مرزهای باور و امکان رو جابحا کردید چقدر خوب باورهای جدید و درست رو ساختید واز کجا به کجا رسیدید تحسینتون میکنم براتون ارزوی موفقیت بیشتر دارم‌ و خداروشکر میکنم بخاطر قدرتی که به انسان داده که همه چیز رو بتونه طبق خواسته خودش بسازه

    درپناه خدا شاد و موفق باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  4. -
    محمد مهدی عباسی گفته:
    مدت عضویت: 1241 روز

    به نام الله هدایتگر

    روز شمار تحول زندگی من روز 24

    در نزدیکان و اطرافیان من به قدری الگو های منفی بود و باور هایی را از آنها گرفته بودم که حتی بعد از آشنایی با استاد عباس منش فایل ها را گوش میدادم ولی ذهنم اجازه نمیداد بپذیرم و قبول کنم.

    افرادی که اطراف من بودند و هر از گاهی همنشین بودیم آنقدر باورهای منفی داشتند که چند باری به من کتاب هایی معرفی کرده بودند که باعث دور شدن از اصل و خدا میشد و داخل آن کتاب ها در مورد مشکلات و خودکشی و … حرف زده میشد.

    به احتمال زیاد همه معلم هایی داشتیم که در هر مورد باور های مخربی داشتند و آنها را ترویج میدادند و من هم بدون تحقیق قبول میکردم زیرا انها الگوی من بودند و کس دیگری را نمیشناختم چه حرف هایی را به ما میزدند:

    منابع آب رو به اتمام است و جنگ بعدی سر آب است.

    کاغذ کم استفاده کنید زیرا باعث قطع درختان و کمبود اکسیژن میشود.

    علم بهتر است یا ثروت.

    یا خدا یا خرما .

    و…

    این موارد باعث ذهنیت فقیر در من میشد و من آنها را باور کرده بودم

    ولی از وقتی فایل های رایگان را شروع کردم و عمل کردم

    احساس امید و انگیزه در من بیشتر شد و سعی میکنم باورهای بهتری بسازم و قدم به قدم پیشرفت کنم.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 8 رای:
  5. -
    اتوسا کریمی گفته:
    مدت عضویت: 3380 روز

    سلام به استاد عباس منش و همه دوستان

    من به تازگی با اقای عباس منش اشنا شدم و سعی میکنم که روی باورهای خودم کار کنم و اتفاقا از وقتی دارم روی خودم کار میکنم زندگی خیلی راحت تر و قشنگ تر شده واسم.ولی این تجربه ای که میخوام ازش بنویسم برای الان نیست و مربوط به 5 سال پیش.

    5سال پیش من و همسرم توی دانشگاه با هم اشنا شدیم و بعد گذشت چند ماه تصمیم به ازدواج گرفتیم.وقتی همسرم این موضوع را با خانوادش در میون گذاشت به شدت باهاش مخالفت کردن و اصلا حاضر نبودن که حتی با من اشنا بشن من اون موقع توی شهر محل زندگی همسر دانشجو بودم و توی شهر خودم نبودم.باورتون نمیشه ولی هر چیز بدی که میشد راجب من گفته بشه اطرافیلن همسرم میگفتن که منصرفش کنن و تمام تلاششونا کردن هر کاری و هر حرفی که فکرشا بکنین.

    سن ما اون موقع کم بود 22 سالمون بیشتر نبود و یکی از دلایل مخالفت این بود که شما خوش بخت نمیشین شما کارتون به طلاق کشیده میشه و…

    ولی در نهایت ما با هم ازدواج کردیم و الان 5 سال از اون موقع میگذره و ما طلاق نگرفتیم و زندگی خیلی خوبی داریم.هر چند من اوایل زندگی خیلی از افراد دورو برما باور کردم که باعث جر و بحث و اختلاف بین من و همسرم میشد ولی از وقتی اون باورا را کنار گذاشتم زندگی خیلی ارومی دارم.هر چند الان خانواده همسرم من را خیلی دوست دارن.دوستان من و همسرم هم دیگه را باور داشتیم و میدونستیم که خوشبخت میشیم و واقعا این اتفاق افتاد.

    از بعد از اشنایی با اقای عباس منش هم یاد گرفتم که کلا هیچ کس و هیچ چیز نمیتونه مانع پیشرفت و خوشبختی من بشه مگر اینکه مثل گذشته خودم بخوام و باورشون کنم.خداراشکر میکنم که من را با این گروه اشنا کرد.دوستان واقعا چیزایی توی این مدت کوتاه توی زندگیم اتفاق افتاده که هر چند کوچیکن ولی باور منا خیلی قوی کردن.با ارزوی سربلندی برای شما استاد عباس منش

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  6. -
    پویا حقایقی گفته:
    مدت عضویت: 4123 روز

    سلام و عرض احترام خدمت استاد عزیزم و دوستان بی نظیرم….

    واقعا به قدری از صحبت های استادم لذت بردم که دیدن این ویدیو 1 ساعت طول کشید…

    انقدر تحت تاثیر قرار گرفتم که وسط صحبت های استادم ویدیو رو stop کردم و دست زدم برای استادم و کلی تحسین کردم….

    گفتن از تغییر باورهام و نتایج این تغییرات خودم رو خیلی به وجد میاره …مخصوصا در زمینه شغلم….

    من به تازگی خودم رو اتقا شغلی دادم (با تغییر باورهای محدودم) و از تک فروشی و مغازه داری به تولید و توزیع کالای مربوط به بیزنسم رسیدم(به لطف خدا)….

    اول بگم که اقدام برای این ارتقای شغلیم خیلی ریسک بالا و شهامت میخواست که از یک محیطی شغلی که سالها(حدود10سال) در آن قرار داشتم طی 3 روز و آن هم با دیدن فایل (تصمیم گیری) استاد که طوفانی از تغییر رو در من بپا کرد رخ داد (کسانی که سالهاست شغل آزاد دارند و جرات تغییر ندارند بهتر درکم میکنند)…..

    اولین موفقیتم ایستادن جلوی افکار منفی ذهنم و مقاوت های جهان بود که هر ثانیه تو ذهنم بهم میگفتن که : تو موفق نمیشی…برگرد سر جای اول…بدبخت میشی…همینم که داری از دست میدی…

    و بلا فاصله بصورت رگباری جواب همه این افکار منفی رو با افکار مثبتم بمباران میکردم : تو بی نظیری…هرجا باشی موفق و ثروتمندی….به راحت ادامه بده چون خدا راهنماییت کرده…تو فوق العاده ای …تو به زودی به نفر اول شغلت در کشور تبدیل میشوی…

    بعد از گذشتن از این مرحله و با استفاده از قانون سوال (فصل 5 قانون آفرینش ) ایده ها و نتایج خارق العاده ای رو گرفتم که گفتنش خیلی برام لذت بخشه…از خودم پرسیدم چی کار کنم که در آمدم در این شرایط خیلی بیشتر بشه….!!!!؟؟

    و اینجا بود که جواب های بی نظیر و عالی سرازیر شدن …اولین جواب این بود که برو محصولت رو با کمترین هزینه و با همان کیفیت سابق تولید کن تا به سود خوبی برسی….این جواب خودش باعث شد که این سوال رو از خودم بپرسم که چطوری میشه محصولم رو با همان کیفیت سابق اما با هزینه کمتر تولید کنم !!!؟؟؟

    خیلی منو به فکر وا داشت و با خودم گفتم که این یک راهنمایی از طرف خداوند رزاق و وهابم است و اتفاقات عالی قراره برام بیوفته….

    و اینجا بود که شروع کردم به تغییر باورهام و همش به خودم گفتم که میشه و تو میتونی….

    2 روز بعد رفتم برای خرید مواد اولیه تولید محصولاتم ( شدیدا با این باور که من میتونم….. وبه خودم میگفتم معجزه ای در راه است….)

    رفتم به بازار (قسمت فروش مواد اولیه محصولاتم ) و کلی گشتم و قیمت هارو پرسیدم و تقریبا همه جا مثل سابق بودن و تا اینجا تغییری رخ نداد….

    تا اینکه در لحظاتی که در وجودم اشتیاق سوزان برای رسیدن به باور جدیدم داشتم یک مغازه که خیلی شیک بود و از دور انگار داد میزد محصولاتش از همه گرون تره نظر منو به خودش جلب کرد…

    با اینکه به نظرم گران فروش میومد ولی یه حسی بهم گفت که برم داخل و قیمت هارو بپرسم….همین که رفتم داخل با کلی محصولات لوکس و عالی مواجه شدم که تا اون روز نظیرشونو ندیده بودم و محو تماشا بودم…از فروشنده قیمت خواستم و واسم جالب بود که با اینکه محصولاتش نسبت به همه جا بهتر و لوکس تر بود ولی قیمتش با اونا برابر بود و من متعجب شدم و به خودم گفتم اینجا همون جایی که من دنبالش بودم…( اما بمب تغییر باورم این نبود و اتفاق جاب و شگفت انگیز دیگه ای افتاد….!!!)

    من کلی خوشحال شدم و به فروشنده گفتم از همه محصولاتت میخوام و مشغول انتخاب شدم…..و در همین هنگام دیدم فروشنده یک لیست قیمت از زیر پیشخوان درآورد و گفت قیمت ها تغییر کرده و قیمت های جدید رو الان بهت میگم…( باور کنید که بد به دلم راه ندادم و با اشتیاق منتظر شنیدن بودم و گفتم خدا هوامو داره…)

    در کمال تعجب فروشنده بهم گفت چون ازین جنس ها زیاد وارد کردیم تمامی این جنس هایی رو که مببینی 40% از قیمتی که اول بهت گفتم کم میشه…!!!

    و واقعا زبونم بند اومده بود….تمامی جنس های لوکس و بی نظیر رو 40% زیر قیمت همه جا خریدم و اونجا بود که فهمیدم تغییر باور چقدرررررر قدرتمنده……و چه شرایطی رو میتونه ایجاد کنه…..

    دوستان عزیزم من با جزییات توضیح دادم که درک کنید تغییر باور رو…..و به خودم قول دادم که تا ابد همین روند رو ادامه بدهم….

    از خداوند رزاق و وهابم آرزوی شادی و سلامتی برای تک تک دوستان هم فرکانسیم خواستارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای:
  7. -
    سیده فاطمه میربزرگی گفته:
    مدت عضویت: 3574 روز

    سلام بر همه دوستان

    من اصلا نظر نمیزاشتم نمیدونم شاید فکر میکردم که همه خودشون بلدن اصلا نیاز به نظر من ندارند، اما دوست داشتم نحوه اشنایی خودم رو باسایت عباس منش رو بگم، و به خودم یاداوری کنم که تئوری مدارها درسته

    من قبلا در سایت موفقیت دیگه عضو بودم که مقاله و کلیپ انگیزشی داشت، ک من برای کلیپ انگیزشی بیشتر سرچ کردم و با این سایت اشنا شدم،بعد عضو شدم فایلهای رایگان رو گوش کردم، من برای چند سال کتاب بخواهید تا به شما داده شود رو داشتم اما اصلا سمتش نمیرفتم، و این چند روز اخیر شروع به خوندنش کردم، و متوجه شدم که قانون تکامل وجود داره چون اگه من این کتاب رو قبل از اشنایی با شما میخوندمش باورش نمیکردم حتی تمومشم نمیکردم، (هیچ چیز اتفاقی نیست)

    تغییراتی که در زندگی من ایجاد شده بیشتر درونی بوده، چون من احساس ارامش زیادی دارم که قبلا من بسیار خشن بودم غر میزدم شکایت میکردم، با خودم فکر میکردم من اگر به جایی نرسیدم مقصر پدر و مادرم هستند. اصلا راضی نبودم، اما الان تقریباشصت درصد در حال لذت بردن از زندگیم هستم،تونستم در دانشگاه و کلاس زبان و…نمره های بالا و یادگیری بهتر داشته باشم.الان دیگه میدونم من خالق زندگی خودم هستم، اگه مورد ناخوشایندی برام به وجود بیاد از خودم میپرسم به چی فکر کردی، کنکاش میکنم و خودم رو مسئول میدونم.

    امیدوارم در پناه خدا شاد و سعادتمند باشید??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  8. -
    یاسمن رضانیا گفته:
    مدت عضویت: 2646 روز

    سلام به تمام دستان خداوند

    من یاسمن امروز مورخ ۹۸/۱۴/۶به این مسیر جالب هدایت شدم .

    نشانه امروز من سگ سیاه درونم بود

    نمیدونممم کار خدارو اما بش اعتماد دارم .منو به سمتی هدایت میکنه که برام بهترین راه و نشونهاش رو دنبال میکنم..

    دارم به این فکر میکنم چرا به اینجا هدایت شدم .!یه چند روزیه که ورودهای ذهنم رو کنترل نمیکردم .درواقع تو سایت بودم مطالب رو میخوندم اما اون تمرکز واقعی رو نداشتم.ینی هم رو خودم کار میکردم هم توجه هم به حرفای بقیه بود دقیقا یاده مثال یکی از بچها افتادم که میگفت ی مردی رو تصور کن که داره دیوار خونشونو درست میکنه در عین حال یکی هم کنارش نشسته و این داره با تمام وجود دیوارو خراب میکنه و تازه اول کار این هی دِریل میزنه که اون دیوار بریزه و نتیجه هم میگیره اما اونی که کنارش نشسته هی میگه ببین تو این کاره نیستی تو تاحالا از این کارا انجام ندادی .اصلا این کاره تو نیست .چرا خودتو خسته میکنی .بیا بریم به عشق و حال خودمون برسیم و از این حرفا و من با اینکه دارم با تمام وجود روی خودم کار میکنم و نتایج داره یواش یواش با تکامل میاد.اما خیلییی زود ورودیهای نامناسب تاثیرشون رو میزارن و خستت میکنن…اما خداروشکر که زود به این مسیر هدایت شدم ???

    به دستان خدا خیره شدم،معجزه کرد ..?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 7 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 2340 روز

    سلام خدای هدایتگرم

    سلام استاد و دوستان همسفرم

    خدایا شکرت صدهزار مرتبه شکر برا این سفر مقدسی که خودت هدایتمون میکنی باور دارم این سفر قراره خود مقدسمو آشکار کنه و چه ذوقی دارم بابتش.

    استاد عزیز با بزرگترین چالش زندگیم مواجهم ترسی که از پدرم در وجودم شکل گرفت و همواره سعی کردم طوری رفتار کنم که موجب خشمش نشوم و بشدت میترسیدم و بعدها این ترس با شریک زندگیم تکرار و مضاعف شد حتی چن سال پیش یک درمان روانکاوی هم انجام دادم که خیلی در بهبود روابطم تاثیر مثبت داشت اما اصلا فکر نمیکردم همه ی اون ترسا که بیشتر اوقات مخفی شون میکردم از درون چقدر تخریبم کرده و الان همه خودشو تو رانندگیم نشون میده انگار ذره ذره از تو سلولام خارج میشن . از مریم جانِ عزیزم تشکر ویژه بابت متنای هدایتی که منو به خودم نشون میده « باورهایی که ساخته ای تا همین جای نتایج را جواب داده ، اگر نتایج بزرگتر و متفاوت تری میخوای باید باورای قدرتمندکننده تر و متفاوت تری بسازی »بله فقط و فقط باورای جدیدم منو قدرتمند و متعهد به ادامه دادن کرده و دارم سعی میکنم خالق شرایط باشم نه تابع شرایط

    البته از اون جایی که من اصولا عملگراییم خیلی کم بوده با هدایت خداوند چند ماه پیش یه جمله شنیدم که خیلی کمکم کرد «برا رسیدن به موفقیتای بزرگ باید آدم بزرگی بشی »چون تو شرایط فعلی یه بازنشسته خونه نشین هستم گفتم بهتره برا خودم تمرینات فردی منظم بذارم تا از رکود و بی عمل بودن در بیام اومدم از ابتدای امسال برا خودم ورزشای منظم صبحگاهی گذاشتم و هر روز حداقل یکساعت و بیشتر انجام میدم و منی که بسیار سرمایی ام و روزای سرد تو خونه میموندم به لطف خدا برنامه مو بی وقفه ادامه دادم تا به سهم خودم فرکانسای قدرتمندی به کاینات ارسال کرده باشم و بسیار تمرین میکنم با گوش دادن مداوم فایلای سفرنامه راه تاخت و تاز نجواهای ذهنمو ببندم و فهمیدم فقط وفقط خودم میتونم با ساختن باورهای مناسب به مدارهای بالاتر برم و خداروشکر میکنم سفر مقدسمون منو برا این تغییر بسیار بزرگم آماده کرد خداروشکر که فرکانسامو تغییر داد و میبینم مربی م چقد خانم وارسته و مثبت اندیش هستن و تمام مدت به نکات مثبت توجه دارن استاد واقعا همینه که میگین : شما رو خودتون کار کنین جهان کار خودشو به درستی انجام میده .

    خیلی تمرین کردم بگم منم میتونم و حالا کمی بهتر عمل میکنم و باید تکامل خودمو طی کنم

    باید این جمله رو خیلی درک و عمل کنم « اگر می خواهی باورهای قدرتمند کننده بسازی باید به ذهنت متفاوت تجزیه و تحلیل کردن را آگاهانه بیاموزی »

    استاد واقعا تعهد سفرمون کمک کرد این راهو ادامه بدم و قدم به قدم شرایطم داره بهبود پیدا میکنه چقققققد احساس خودباوری کردم وقتی تونستم چن مرتبه سربالایی های خفن رو برم و ماشین خاموش نشد اینا برام قویترین تمرینای توحیدی عمل کردنه آره میخوام قدرتو به خدای مهربان هدایتگرم بدم تا در مسیر نور و روشنایی و زیبایی قرارم بده و به سرعت از تاریکی دورم کنه ( خداوند سرپرست مومنان است و آنها را از تاریکی ها بسوی روشنایی بیرون می آورد .بقره/257)

    خداروشکر که بازم به کامنتای دوستان معنوی ام هدایت شدم و بسیار آموختم . که باید باید باید در سعی خود استمرار داشته باشم همونی که استاد عزیز روز هشتم گفتین قدمای کوچک اما متوالی رو برداریم .

    با مرور مداوم سفرنامه محکم ومصمم تر میشم برا رفتن تو دل ترسم .خداروصدهزار مرتبه شکر

    خداجونم یار و یاور و هدایتگر همه مون باش. آمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 6 رای: