به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 26


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    419MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
    32MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    ایمان متین فر گفته:
    مدت عضویت: 3417 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    وَمَنْ یُسْلِمْ وَجْهَهُ إِلَى اللَّهِ وَهُوَ مُحْسِنٌ فَقَدِ اسْتَمْسَکَ بِالْعُرْوَهِ الْوُثْقَى وَإِلَى اللَّهِ عَاقِبَهُ الْأُمُورِ ﴿لقمان۲۲﴾

    و هر کس خود را در حالى که نیکوکار باشد تسلیم خدا کند قطعا در ریسمان استوارترى چنگ درزده و فرجام کارها به سوى خداست (۲۲)

    خیلی سال پیش در محله مون یه پسری بود بنام محمد که 6 سال از من بزرگتر بود اونموقعه دانشجوی ارشد معماری بود ومن تازه می خواستم کنکور بدم. هروقت می اومد به شهرستان به خانواده اش سر بزنه با خودش کلی کتاب می آورد. یه کلاس دیگه ای داشت با ما تو محل فوتبال بازی نمی کرد برای وقتش ارزش قائل بود. گذشت ، در تهران آموزشگاه کنکور موفقی زد بعد انتشارات کتاب زد کتاب های کنکور زیادی تالیف کرد یه کتاب جامعه دانستنی ها هم نوشت و کلی موفقیت های دیگه ای .

    وقتی قانون رو نمیدونستم به هرچیزی فکر می کردم که رمز موفقیت این هم محلی ما باشه بغیر از باورهاش اینقدر اعتمادبنفسم پایین بود که جرات نمی کردم بپرسم رمز موفقیتت چیه. از یکی از دوستان فابریکش پرسیدم رمز موفقیتش چیه؟ گفت یه جوهره ای تو وجود این شخص هست که در درون کمتر کسیه . و من این رو باور کردم و بخودم اونموقعه گفتم ما که این جوهره تو وجودمون نیست پس زندگی برای من همینیه که هست.

    چرا این داستان رو تعریف کردم؟ واسطه این تعریف کردم چند هفته اس بد جوری فکرم متمرکز این شخص شده هرچند که چند سالیه ندیدمش و هیچ ارتباطی با هم نداریم ولی حس می کنم تازه وارد مدار این شخص شدم.

    امشب با دیدن این فایل به ترمزی تو ذهنم رسیدم که جلو حرکتم رو بدجوری گرفته اونم اینکه کار رو شروع می کنم ولی وقتی انرژی بیشتری باید بزارم سرد میشم و بی انگیزه و در نهایت ولش می کنم البته آلان خیلی بهتر شدم ولی در کارهای مهمتر باز این مسئله رو دارم و ریشه یابی کردم باورهام رو و فهمیدم مشکل در باور لیاقتِ. هنوز خودم رو اونجوری که باید لایق بدونم لایق نمیدونم.

    اوایل آشنایی با استاد وقتی فایل هاشون رو گوش میدادم و ایشون می گفتن باورها ریشه دارتر از این حرفاست ، باور نمی کردم . چرا؟ چون هنوز عمیقا” باور نکرده بودم تمام شرایط زندگیم به واسطه باورها و فرکانس هامه ولی آلان میدونم واقعا” باورهای شکسته و داغون در گوشه های ذهنم جا خوش کرده و تا آخر عمرم باید روشون کار کنم .

    یاد شعر ابن یمین می افتم که مبحث مدارهای استاد رو خیلی خوب توصیف می کنه

    آنکس که بداند و بخواهد که بداند

    خود را به بلندای سعادت برساند

    آنکس که بداند و بداند که بداند

    اسب شرف از گنبد گردون بجهاند

    آنکس که بداند و نداند که بداند

    با کوزه ی آب است ولی تشنه بماند

    آنکس که نداند و بداند که نداند

    لنگان خرک خویش به مقصد برساند

    آنکس که نداند و بخواهد که بداند

    جان و تن خود را ز جهالت برهاند

    آنکس که نداند و نداند که نداند

    در جهل مرکب ابدالدهر بماند

    آنکس که نداند و نخواهد که بداند

    حیف است چنین جانوری زنده بماند

    و من کلمه “بداند” اول رو برای خودم ” باور” معنی کردم و کلمه ” بخواهد ” رو ” اقدام و عمل” و کلمه ” بداند آخر رو ” نتیجه” معنی کردم. امیدوارم برای دوستان ثمربخش بوده باشه.

    یا حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  2. -
    روح الله وطن دوست گفته:
    مدت عضویت: 2657 روز

    سلام ودرود به همسفری های عزیز در سفر به فایلهای (عشق رحمانی برای عاشقان توحیدی)

    بزرگترین باوری که منو از ثروت دور کرده باور اینکه همه ثروتمندان از راه قاچاق فروشی ویا عتیقه وگنج به ثروت رسیدن .اما حالا با دیدن امثال بیل گیتس میتونم باور کنم که راه ثروتمند شدن قاچاق فروشی نیست.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  3. -
    طیبه مرادی گفته:
    مدت عضویت: 3260 روز

    بنام خدای مهربان خالق ارزوهای قشنگ

    امروز 20دی 1397

    فایل به جای کوچک کردن خواسته هایت باورهایت را بزرگ کن …

    مرور این فایل ارتباط عجیبی با اتفاق امروزم داشت و درس بزرگ دیگری خدای بز رگم بهم نشان داد…

    امروز وقتی از خواب بیدار شدم طبق گفته ی یکی از دوستان عقل کل که از خواب بلند میشدن اول یک فایل استاد را گوش میدهند من همین کار را کردم که چند برابر درامد م را بازهم گوش دادم و با خودم راجب این فایل با خودم صحبت میکردم و باور فراوانی را تکرار و مدار و فرکانس ثروت و تغییرش در اتاق راه میرفتم تکرار میکردم…

    بعد از ظهر درحین خوندن کامنت بچه ها در شیوه حل مسائل بودم که یه پیامک در یافت کردم که یه کد قرعه کشی دارین برای باطل نشدنش تماس بگیرید …خواستم بی خیالش بشم چون یکی دوماه پیش چنین کدی برام اومد وخیلی پیگیرش نشدم ….امروز گفتم زنگ بزنم چیه این داستان …

    خدای من چه قشنگ جهان داره کار میکنه .من تو تابستون یه خط جدید گرفته بودم و ز یادم باهاش کاری ندارم جز اینکه نتم شارژ میشه همش میام سایت خانواده م عباس منش و فایل دانلود کنم و نظر بدم …

    یه خانم بود سوال کردم قضیه پیامک رو گفتم تو قرعه کشی سیم کارت شما در استان کرمانشاه جز پنج نفری هستید که مشمول شرکت در قرعه کشی شدین و جوایزش دقیقا همون خواسته هایی که میخواستم بود که یکیش اولین ماشینم 206هستش …خلاصه کلی تو دلم گفتم خدایا شکرت این کار توه و پاسخ جهانه که من در مدارم و داره فرکانس هام عوضتر میشه …یکم راستش حس طمع اومد خداروشکر که خدا نجاتم داد وگرنه میرفتم تو کار قرعه کشی و میدونستم که ماشینه مال من در میاد ….همون موقع یاد حرف استا د افتاد م که بی نهایت فرصت تو دنیا هست وهر روزم این فرصت ها داره بیشتر و بیشتر میشه من لایق این هستم که خواسته هام و خلق کنم و به صورت طبیعی و بدیهی بهم بدم نه اینکه با قرعه کشی چیزی بدست بیارم …

    خلاصه مادرم که داستان و شنید بنده خدا اول نفهمید و منم یکم احساسی میشم و داستان گفتم مادرم گفت چرا لغو زدی بادست خودت شانستو پس زدی شانس یه بار در خونه آدمو میزنه خلاصه شروع کرد به راهکار و ایده دادن وداداشمم که قضیه و شنید کلا گفت دروغه و کلاهبررداریه و اینا …

    یه کار اشتباه بحث کردن و یکم ناراحت شدن بود و باید اعراض میکردم که خداروشکر زود خودم و جمع و جور کردم …من گفتم با ایمان که اگه همین فرصته بذار بهر اینقدر فرصت و موقعیت برای بدست اوردن خواسته هام ز یادم که نگو من خالق زندگیمم می سازم..و تو دلم گفتم خدایا شکرت و هزاران بار مرسی که نشانه هایت و قانون هایت را میبینم و تحسین .تمجیدش میکردم …خلاصه هی حس خوبش هنوز روی پوستم موریانه میزنه که آخ چقدر حال کردم خدا جونم ..

    یه مطلبم بگم دیشب پدرم حرفی زد رایج یه منطقه که افرادشون وضعشون خوبه و پولدارن …مادرم که سریع جواب داد ولشون کن اونا ادمهای خوبی نیستم و دزدن وقاچاقچین و از این حرفها وبابامم که کلا نسبت داد داشتن پول و به یه راهکار ها و ایده های نامناسبی که من فقط گفتم خدایا ثروت تو بسیار قشنگ است ببین ذهن فقیرشون و باورهاست راجب ثروت چه زندگی براشون ساخته تعجبی نکردم…

    واما نکته های اساسی این فایل و سهم امروزم خدابرکت ش بده ان شاءالله….

    عوامل بیرونی هرگز در موفقیت های هیچ فردی تاثیر نداره ….ما خالق شرایطمان با افکار باورهایمان هستیم 100%مسائل درون باید حل شوند تا بیرون هم تغییر کند … قانون باورها و فرکانس های توست …

    باورهایت را بزرگتر کن بجای اینکه خواسته هایت را کوچک کنی مثل افرادی که پرهستند در جهان و نگذار ذهن های محدود روح بزرگت را برای خلق هر خواسته ای در تو تاثیری بگذارد …

    در جهان ما باورهای محدود کننده تر و قدرتمند کننده تر داریم صفر ویک به جهان نگاه نکنم …چون من خیلی اصرار داشتم باورهای من درسته و بقیه غلطن???????

    بحث و قانع کردن در این مسیر معنایی ندارد اعراض کن و راهت را برو …توجه به خواسته هایم و تمرکز بر آنها

    ازجاهلان نباشم احساسم بر عقلم غلبه نکند مقتدرانه با هر مسئله و رویدادی برخورد کنم …که احساسی بر خورد گردنم جز پاشنه آشیل مه …???اینو خدا همون لحظه با آیه قرانیش بهم الهام کرد ….یعنی سکوت میکنم??

    تحسین کردن موفقیت ها و خوشبختی ها باعث جذب آن به سوی خودم میشود و با همه چیز در صلح باشم…

    خدایا چه سفری شده عالییییه یعنی خدایا هزاران مرتبه سپاس وشکر گزاردم …

    در سایه رحمت رب العالمین در آرامش عشق و شادی و ثروت و سلامتی باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  4. -
    سمیرا نظری گفته:
    مدت عضویت: 3321 روز

    سلام به استاد جونم و خانم شایسته عزیزم

    چقدر عاشق این قانون مدار و فرکانس هستم من صبح تو مدار این فایل بودم و نمیدونستم

    یه خواسته ای برای خودم تعیین کردم و دارم میسازمش و باور پذیرش میکنم برای خودم ولی صبح شیطون اومده بود داشت موزیانه حالم و بد میکرد میگفت حالا اون خواسته رو بیخیالش بشو یه خواسته کوچیک تر یه لحظه داشتم میپذیرفتم یه دفعه به خودم اومدم حالم و خوب کردم گفتم قدرت خدا خیلی بالاتر از این خواسته هاست و برای کائنات بزرگ و کوچیک نداره فقط من باید با اون خواستم هم مدار بشم و ترمز ها رو بردارم تا به خواستم برسم انقدر سریع حالم خوب شد وقتی توجه م و گذاشتم روی قدرت خدا و قدرت دادم به خدا فهمیدم ک وقتی احساس کنی ک خواسته ها خیلی بزرگ هستند فکر میکنم این هم شرک میشه یعنی قدرت و میدیم ب خواسته ها به جای خدا نمیدونم این درسته یا نه ولی من شرک و برای خودم انقدر زجر آور و بزرگ کردم ک به محض هر چیزی سریع میگم این شرک و باید درست بشه و این جوری ذهنم خیلی سریع باور میکنه خلاصه این تجربه امروز من بود وقتی العان دیدم ک فایل امروز ۲۴ مین سرمون اینه انقدر خوشحال شدم ک نگو چون من بجای اینکه خواسته مو کوچیک کنم باور مو بزرگ کردم و قدرت و دادم به خدا

    خدایا شکرت ک من و هدایت میکنی خدایا شکرت بخاطر تمام هم سفر های عزیز و دوست داشتنیم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  5. -
    دریا هدایت شده گفته:
    مدت عضویت: 2837 روز

    سلام به استاد و خانم شایسته عزیز

    من دوساله که باسایت استاد اشنا شدم ولی اون اول که خیلی کم حرف هایی استاد رامتوجه میشدم ولی از مهر امسال خیلی درکم نسبت به قانون و چیز هایی که استاد در فایل های رایگان میگن را خیلی بهتر از قبل درک میکنم و فک کنم از ابان بود که من شدیدا روحیه ام تعقیر کرد یعنی به ادمی تبدیل شدم که خیلی پر انرژی بودم و خیلی مثبت گرا و خیلی راحت میخندم ولی قبلا شاید بمب خنده هم میترکوندن من نمیخندیدم ولی الان خیلی راحت میخندم و شاد هستم و خیلی از معلم هایم بهم میگفتن که خیلی از لحاظ روحیه عالی شدی و از لحاظ درسی نسبت به پارسال کم تر درس میخونی و خانواده ام بهم میگن درسته که روحیت تعقیر کرده ولی تو که نمیتونی با گوش دادن به این فایل ها درست را عالی کنی ولی من اون موقع در دوره ای بودنم که راه درسی ام را گم کرده بودم ولی میدونستم که این یک دوره است که باید بگذره و میدونستم که بعداز این دوره من می تونم هم از لحاظ روحی و هم از لحاظ درسی عالی بشم و خومو بکشم بالااون دوران کم کم داره تموم میشه و دارم وارد اون دوران عالی میشوم که با کمک فایل های استاد تا الان خیلی چیز ها یاد گرفتم که چه طوری خودم را کنترل کنم چه شکلی استرس نداشته باشم و نباید ناراحت باشم و… که خدا رو شکر با به کار گیری اون ها دارم پیشرفت میکنم و میدونم اگه بیش تر و بیشتر روی خودم و باورهام کار کنم و به خدا توکل کنم و بدونم که اگه باور هایم را قوی کنم و به خدا توکل و به الله ایمان داشته باشم در هر زمینه ای که بخوام عالی خواهم شد

    در پناه الله یکتا ??

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  6. -
    Malek_success گفته:
    مدت عضویت: 3209 روز

    سلام به تمامی عزیزان و دوستان خوبم

    نکته مهمی که این فایل داشت نحوه ساختن باورها از طریق عوامل بیرونیست و اینکه مردم دنبال بهانه و توجیه می گردند تا وضعیتی رو که در اون قرار دارند رو عادی جلوه بدن.. من خودم دو تجربه شخصی خودم رو ذکر میکنم..اول مربوط به درس خوندن من میشه..من در مقطع ابتدایی شاگرد اول کلاس بودم یادمه یکی از بچه ها که خیلی دوست داشت نمراتش از من بیشتر بشه به من گفت که تو چون از بچگی رفتی زیارت امام رضا(ع) درست خوبه و گرنه تو هم مثل من میشدی! و این حرف اون باعث شد واقعا به درس علاقمند بشم و درسم رو ادامه بدم در حالی که اون درس رو رها کرد..یکی از بچه های دوره دبیرستان که از لحاظ درسی و هوشی بسیار خوب بود اما به خاطر باورهای محدود کننده الان به کارگری روی اورده در حالی که میتونست در بهترین جای ممکن مشغول به کار بشه..دیدن این فایل باعث شد دنبال الگوهای بیشتر اینچنینی بگردم و نقش باورها رو در ساختن زندگیم بیش از پیش تایید کنم.

    در پناه الله یکتا…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  7. -
    فاطمه حسینی گفته:
    مدت عضویت: 2656 روز

    سلام خدمت استاد عززیز مهربونم روی مطلب و این نظرم فقط با خود شماست استاد امیدوارم مطالعه کنید.

    ?

    وقتی این فایل در کانال تلگرام دیدم کلی ذوق زده شدم اصلا اسم این فایل ب جای کوچک کردن خواسته ات باورت را بزرگتر کن سرشار از الهاماتیست ک باز از خداوند دریافت کردم وبابتش هم از شما وهم از پروردگارم سپاس گذارم …

    این ک برای رسیدن ب خواسته هام فقط کافیه باور های مناسب و در راستای هدفم رو قدرتمند کنم منورو خیلی امیدوار میکنه …پر از شوق میشم برای ساختن باورهایی ک هرچه زودتر من رو ب خواستم برسونه افراد زیادی رو در اطرافم میبینم ک دست از رویا ها و خواسته هاشون کشیدن و سالهاست ک انهارو ب فراموشی سپردن ب این دلیل ک احساس کردن از خواستشون بسیار دور هستند و ان را دست نیافتنی میبینند ب دلیل باورهایی ک محدودشان میکند…. بارها برایم پیش امده ک در رسیدن ب رویاها و خواسته هایم مردد شده ام اما شما با یک مطلب با یک تلنگر هشدار من رو باز ب خوواسته هام برگردونید یادم انداختید ک من ب علتی اینجام یادم انداختید شجاع باشم در رسیدن ب رویاهام یادم انداختید الله رو بارو کنم حرکت کنم استاد نمیدونم چطور براتون بنویسم ک احساسمو درک کنید نمدونم چطور براتون توضیح بدم ک از وقتی از اموزش های شما استفاده کردم هیچ چیز برام انقدر بزرگ دست نیافتنی نیست انگار این باور در من نهادینه شده ک میشه رسیدد صدرصد!!!! اما اگه گاهی اوقات ناامید میشم این مشکل از منه ن از جهان و خواسته هاییی ک در من شکل گرفته کتاب رویاهایی ک رویا نیستند فصل اولش تازه ب من یاد داد ک اصلا چ رویاها ارزوهایی دارم !!!قبل از اون من فقط میخواستم خوشبخت بشم ثرتمند بشم اماا!!!!!

    استاد از وقتی ک در عمل انچه ک اموختید رو ب کار میبنندم متوجه تغییرات میشم …همه چی ممکن میشه اگه باورهام تقویت بشه وای ب این قوانین طلایی ک فک میکنم کلی سپاسگذار خداوند و شما میشم بابت این سایت بی نظیر فایل های عالیتون ممنونم?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  8. -
    مهرداد گفته:
    مدت عضویت: 3213 روز

    سلام خدمت خانواده صمیمی عباسمنش

    از وقتی که شروع کردم رو خودم هر روز کار کنم و احساسم رو خوب نگه دارم و در پی پیشرفت و رشد شخصیتم باشم خیلی تو حالم تاثیرات خوبی داشتم و هر روز بیشتر باور میکنم که تمام اتفاقات زندگی خودم رو خودم دارم بوجود میارم آگاهانه ذهنم رو کنترل میکنم و هر روز به لطف الهی نتایج خوبی میگیرم چه تو رفتار دیگران با من و کسب و کارم

    خیلی دارم لذت میبرم ازین مسیر زیبای زندگیم و خودم رو هر روز تسلیم خدا میکنم و اوست که منو هدایت میکنه فرمانروای کل جهان رب

    برای همه آرزوی سلامتی ثروت و شادی میکنم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  9. -
    زهره آجورلو گفته:
    مدت عضویت: 2724 روز

    سلام به استاد عزیزم و دوستان هم فرکانسی

    شما گفتید که بیایم بنویسیم که چه باورهایی باعث شد که ما ناراحت بشیم یا مانع پیشرفتمون بود

    من فکر کردم و یاد یه چیزی افتادم که من وقتی خیلی بچه بودم یکی از خواهر های نا تنی من که 8 سال ازم بزرگتر بود و با هم زندگی میکردیم هر وقت با هم میرفتیم جلوی آینه بهم میگفت که زهره ببین چقدر چشمهای تو ریزه چقدر تو زشتی منو ببین که چقدرم چشمام درشته چقدر خوشگلم و منم که مثلا هفت هشت ساله بودم اینو باور کرده بودم تا زمانی که بخوام برم دانشگاه همیشه فکر میکردم که چشمام ریزه و زشتم تا وقتی که با همسرم آشنا شدم و اون همش ازم تعریف میکرد و همش از چشمام تعریف میکرد و منم که اصلا اعتماد به نفس نداشتم همش به خودم میگفتم وا مگه من چشام ریز نیست پس این چی میگه من که زشتم پس چرا ازم تعریف میکنه تا اینکه یه چند باری با هم تو دوران نامزدی عکس مینداختیم و آتلیه میرفتیم بعد عکسامو میدیدم میگفتم واقعا چشمهای من درشته ها پس چرا من تا حالا فکر میکردم چشمام ریزه بعد فکر کردم فهمیدم چون خواهرم اونطوری گفته بود رفته بود توی باورهام و قبول کرده بودم و از اون موقع به بعد هی اعتماد به نفسم میرفت بالاتر

    و یه باور خوبی که پدرم همیشه بهمون میگفت این بود که با (خدا باش پادشاهه کن بی خدا باش هر چه خواهی کن )

    این حرف و اون موقع ها اصلا قبول نداشتم و میگفتم درست نیست ولی از وقتی که به لطف خدا با استاد عزیزمون آشنا شدم این باورو گذاشتم جزو اصلی ترین باورهام

    و خدارو شکر میکنم که منو با این سایت و استاد عباسمنش که واقعا از طرف خداست آشنا کرد و باعث پیشرفت و خوشبختی و آرامش این روزام شده

    سپاس فراوان از خدا و از استاد عباسمنش عزیز و هر کسی که این نظر منو میخونه ?

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای: