این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من سپاسگزار خدایی هستم که همیشه بهترین نعمت هاشو به من در زمان دقیقی بهم میده ن زود تر ن دیر تر
و یکی از بزرگترین نعمت های زندگی من خود خود سایت عباس منش هست که هر روز بابتش شکر گزارم
زندگی بی هدف یعنی همون سگ سیاه
وقفهدفی نداشته باشی پس همیشه خوابی
تلاشی برای زندگی و خودت نمیکنی
من بعداز نزدیک به سه سال تازه متوجه ایراد خودم شدم که چقدر خوشحالم که این پاشنه خودمو پیدا کردم که توانایی کنترل ذهن خودمو ندارم و با کوچیکترین تضاد ذهن نجوا گر من نابودم میکنه. به خاطر همین تصمیم گرفتم که از امروز شروع کن فایل های کنترل ذهن رو کامل همه رو گوش بدم و تمریناتشو انجام بدم و در پایان جایزه خودمو خرید دوره عزت نفس استاد رو برای خودم در نظر گرفتم
من انسان با ارزشی هستم و لیاقت دریافت تمام نعمت های خداوند رو دارم
سگ سیاه افسردگی در واقع همون باورهای منفی و مخرب هستش که بر اثر عدم آگاهی از قوانین و عدم درک توحید در هر بازه زمانی میتونه بر ما تسلط پیدا کنه و تنها راه رهایی ازش ایمان به خداوند هستش ایمان به اینکه در هر لحظه زندگی ما رو خداوند در مسیر صراط مستقیم هدایت میکنه به شرطی که توکل و تکیه کنیم به خداوند و ازش بخوایم که مارو در مسیر درست هدایت کنه من خودم به شخصه در زندگی هر کجا که به خدا توکل کردم به آرامش رسیدم و در مسیر درست وارد شدم جایی که ایمان باشه ناامیدی نیس جایی که ایمان باشه ترس وجود نداره جایی که ایمان باشه تنبلی وجود نداره جایی که ایمان باشه ناراحتی وجود نداره البته ایمانی که از ته قلبت خدا رو باور کنی و در تمام چالش های زندگی خودتو بسپاری بهش و بارها خداوند در قرآن به پیامبر و مؤمنان میگه که غمگین نشوید چون اگه ناراحتی در وجود انسان باشه ناامیدی و ترس و اتفاقات بد رو به دنبال میاره و بزرگترین سلاح شیطان علیه انسان ناامیدی هستش و روش مقابله با ناامیدی ایمان به خداوند و در صلح بودن با خودمون و باور داشتن توانایی های که خداوند در وجودمون قرار داده و اینکه خودمون رو دوست داشته باشیم و برای خودمون ارزش قائل باشیم و برای آینده هدف تعیین کنیم چنین انسانی همیشه با ایمان به خدا در مسیر درست هستش و بدی ها و افکار ناراحت کننده و ناامیدی ها نمیتونن بهش تسلط پیدا کنن
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده عزیزم
سلام به همه دوستان عزیزم،استاد گرانقدر وخانم شایسته عزیز
بعد از مدتها دارم کامنت میذارم وچون خیلی تمرکز بر ذهنم برام مهم بود توانایی کنترل ذهن روانتخاب کردم
راستش این چندوقت بیشتر ارتباطم با یکی از دوستان عباسمنشی ماه بود که باعث میشد بیشترویس بدم،وفوق العاده بود ،دیگه خیلی حال نوشتن نداشتم ولی دیدم ردپا وقتی نوشتاری باشه چقد راحتتر میشه ازش استفاده کرد…بنابراین گفتم به امید پروردگار دوباره سعی کنم بنویسم
من چندوقت یکبار سعی میکنم متعهدانه کارایی رو انجام بدم مثلامیگم تعهد میدم که مثلا چهل روز چنان کنم وچنین کنم،خیلی موقعها تونستم و خیلی موقعها نه
راستش چیزی که خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم بمدت سی الی چهل روز داشته باشمش،کنترل ذهنمه،چقد دلم میخاد ذهنم اروم بمونه،چقد دلم میخاد باخدا دوستتر باشم،من لحظاتی رو در زندگیم تجربه کردم که بنظرم اخلاص و عرفان توی اون لحظات موج میزد،دیدی یه وقتایی تو یه چیزی رو نچشیدی هرچقدر ازش بگن چقد خوشمزس و مزه چی میده،تا تست نکنی نمیتونی متوجه بشی چی میگن، حرفای مولانا دیدی چقد زیبان من یه موقعهایی حسشون کردم واشک ریختم من مزشو چشیدم…یکیاز رویاهام اینه که باخدادوست بشم که اون لحظاتو دوباره بچشم….چقد دلم میخاد دوباره بهم اجازه بده…..اون اشکی از سر عشق از سر شادی از سراعتماد ریخته میشه اون احساس تکرارنشدنیه….زمانهایی که حسمخوبه ،اضطرابم کم میشه ارامشم زیاد میشه
میدونید من همیشه دوست دارم تمرین کنم که زیاد صحبت نکنم…خیلی تست کردم ولی نمیشه….چون این موضوع کاملا روحیه…زمانی که من حس و حالم عمیقا و وااااااقعا خوبه ناخوداگاه کل وجودم ارومترمیشه،نمیخاد تلاش کنم ،جون بکنم حواسمو جمع کنم که حرف کمتربزنم،نه نه،لازم نیست،ناخوداگاه حرف زدنم کمتر میشه هدایتها بیشتر میشه،دیدگاهم قشنگتر میشه…..
واسه ی رسیدن به اون حس وحال بال بال میزنم….ولی باید ذهنم خاموش شه…مهم بودن حرف بقیه…اینکه الان کجام چرا اینحوریه کاش شغلم اینجورمیشد،همسری باتمامویژگی های درستی که میخام باید بیاد،خانوادم و،و،و….
عمیقا و از ته قلبم از خدامیخام کمکم کنه بتونم سی الی چهل روزرهاتر باایمان تر درستتر رفتارکنم…..
نمیخام انقد واسه همه چی خودم فکرکنم تا وقتی خداوجود داره
نمیخوام حرص اتفاقی که گذشت یا اینده ای که معلوم نیس چی جلومه رو بخورم….
نمیخام بترسم از حرف بقیه….
خدایا کمکم کن….
الان تو شزایطیم که اصلا نتونستم بفهمم راه درست شغلی برام چیه….برای همین تصمیم گرفتم به موردایی که تو ذهنم پیش میان توجه کنم،سعی کنم همزمان بهشون رسیدگی کنم بجای اینکه به هیچکدوم رسیدگینکنم و فقط حزص بخورم که باید چیکارکنم….
از خدامیخام قویترم کنه ازش میخام بهم قدرت بده به حرف کسی اهمیت ندم،من عزت و ابرو و سربلندی از جنس خودش میخام ارامشی ازجنس خودش
دلم میخاد تو این مدت همش بیام کامنت بذارم دوست دارم بیشتر شکرگزارباشم
خیلی از فایلای موفقیتی که دیدم تو زمان خیلی کوتاه نتیجه های عالی گرفتن،گفتم عع تو یه ماه تونستن؟بذارمنم تست کنم…دیدم عع یه ماه کارکردن روذهن شوخیه فکر کردی فاطمه؟شکرگزاری کردن شوخیه؟
از خداوند عمیقا درخواست میکنم کمکم کنه زندگیم باکیفیت تر باخداتر باایمان ترشادتر پر از ارامش بیشتر پر ازعشق امنیت سلامتی حس خوب و خدا باشه
امشب ساعت از 12گذشته پس
25دی ماه 1403 روز ولادت امام علی ع بوده امید دارم به امید خداوند
من توی اینکامنت میخوام کمی خودم رو تحسین کنم و جسارتمو جمع کردم برای نوشتن این کامنت.
داشتم نتایج یکی از دوستان درباره دوره ی احساس لیاقت میخوندم کهنوشته بودم گویا شما توی دوره گفتید اگر ادم های اطرافتون هنوز همون افراد سابق هستن پس ینی فرکانس شما تغییری نکرده
فرکانس جدید افراد جدید رومیارهمکان های جدید رومیاره و…
خوندن این جملات پشت گوشامو سرخ کرد
راستش من فکرمیکردم این مدت که کارمیکنم روی خودم تغییرکردم ولی انگاری نه به اون صورت که فکرشو میکنم یا انتظارشو دارم
من توی این کامنت به سه تا چیز میپردازم
اول از خودم تشکرمیکنم قدردانی میکنم که بی وقفه به فایل های شما مشغولم
اگر این لیلای جسور من نبود شاید هیچوقت قدم اول رو برنمیداشتم و توی این راه نمیموندم
دوم و سوم راجب رفتار اطرافیانم و ادم های اطرافم هستش
استاد از وقتی روی خودم کارکردم به شیوه ای که نمیدونم چطور رابطه ام با مامانم بابام خیلی به لطف پروردگارم بهتر شده
مثلا توجه کردم قبلا وقتی اشتباهی تویخونه انجام میدادم
چه میدونم چیزی ازدستم میریخت زمین یا هرچیزی که میشد مامانم به شدت بهم میریخت و کلی من میترسیدم و دعوا درست میشد
همین الان یه لیوان شیر خالی کردم رو کابینت ومامانم نه تنها هیچی نگفت بلکهپرسید اوکیی خودت؟
موندم اصن
و این چندمین باره میبینم خیلی خونسرد رفتارمیکنه و به من هیچ استرسی نمیده و سرزنش نمیکنه
استاد مامان من توی پیچیدن دلمه وسواس داره و به کسی نمیده دلمه هاشو بپیچن
امشب من برای اولین بار نشستم باهاشدلمهپرکردن
بد گفتم بده کمک کنم زود تموم شه
گفت مطمئن نیستم بتونی ولی بیا
منم خیلی راحت برگهاروپیچیدم کارمون دودیقه ای تمومه تموم شد
و خودمم کیف کردم برای برگپیچیدن هام
موضوع بعد استاد ادم های گذشته به طرز عجیبوغیرقابل باوری بهمبرگشتن!
وهیدارن برمیگردن!
یا اسمشون هست یا اتفاقی میبینمشون یا یجوریخودشون زنگمیزنن پیام میدن پیگیرم میشن
من دقیق نتونستم بفهمم چرا این اتفاق میوفته برام
ولی امشب یه تعبیر قدرتمند کننده یه تفکر قدرتمند کننده پیدا کردم برای ذهنم که روشیکه آموزش دادید رو در عمل اجرا کرده باشم
طبق چیزی که توی همین فایل همگفتید
گفتید باوری روانتخاب کنید که حستونم خوبمیکنه
من با خودم گفتم درسته هنوز فرکانسم اونقدر تغییرنکرده که ادم های اطرافم عوض بشن
عوضش رفتار مامانم خیلی با من خوب شده
و رفتار خودمم با خودم خیلی خوب شده
اگر توهین ها یا زخم زبون هایی کهاین مدت شنیدم رو قبلا میشنیدم شاید خیلی بهممیریختم
ولی استاد به طرز غیرقابل باوری من بی حسه بی حسم به حرفاشون
به حرفای ادم های گذشته و اطرافم
به حرف های منفی شون
مسخره کردن هاشون
لیبل چسبوندن هاشون
اینکه میان یسری خاطرات بی محتوا رو بهمیاداوریمیکنن و میرن
ونمیفهمم هدفشون چیه
من اینو اینطور برای خودممعنی میکنم که من یک پله بالا تر از جایی که قبلا بودم ایستادم
برای همین اونایی کهپله ی پایین ایستادن دارن تلاش میکنن منو از پله ی بالا بکشن پله ی خودشون که موفق هم نمیشن
فقط کافیه من به اینستا نرفتنم ادامه بدم
فقط کافیه به اخبار ندیدنم ادامه بدم
فقط کافیه به بحث نکردن باهاشونونادیده گرفتنشون
و به قول قران اعراض کردن ازشون ادامه بدم
و از این سمت بیشتر فایل هاروگوشبدم با دقت ترگوش بدم و بیشتر در عمل توی رفتارم نشون بدم درس هارو گرفتم
اینطور به راحتی هم تمام این ادم ها برای همیشه میرن
هم تمام الگوهای روانی که باعثمیشد این ادم ها رودر بدن های دیگه ملاقاتکنم از بین برن به کل
خیلی جالبه که به تازگی حدود یکماه یه آقای خیلی پیگیر تلاش میکنه باهام ارتباط بگیره
و این ادمو مدل تلاشش برای ارتباط با من
من رو یاد یه ادم از گذشته میندازه
و این برام قشنگ شفاف شد که اقا این مدل اومدنش داره از کجا ابمیخوره وحالا با چه رفتاری میتونم خیلی شیک این ادم رو دیگه هرگز در صدفرسخیخودم هم نبینم
نه با پرخاش نه با دعوا نه با درگیری اینا هیچکدوم راهش نیست
فقط راهش شفافیتیه که از خودم نشون میدم و بساط چنین ادمهای بلاتکلیف ومهره سوخته ای از زندگیم برچیده میشه
من خودم رو تحسین میکنم واسه اولین بار جلوی جمع
چون این عادت رفتاری من هست که موفقیت رودر دیگران پیدا کنم و تحسین کنم
تحسین کردن خودم ودیدن اینکه در عمل کاری کردم برای خودم واسم لذتبخشه
خیلی دوستتون دارم و شما بهترین دوستایی من درکل زندگیم بودین و هستین و خواهید بود این اولین باره که من دارم براتون کامنت میذارم تو سایت وواقعا خوشحالم که اعتماد به نفس اینو پیداکردم که بیام درمورد فایل دیدگاهمو ثبت کنم براتون
استاد عباسمنش من نزدیک به دوسال میشه که باشما اشنا شدم و اون دوران که با شما آشنا شدم حالم خیلی از نظر روحی و روانی بد بودو بدلیل رابطه عاطفی بدی که داشتم واقعا افسردگی داشتم و حالم داغون بود یه شب. که خیلی حالم بد بود و از خدا خواستم که هدایتم کنه حالمو خوب کنم و خدا هدایتم کرد به سمت سایت شما و از وقتی که دارم از این آموزه ها استفاده میکنم حالم واقعا خیلی خوب شده و من این فایل رو چندباری دیدم و خیلی عالی بود برام بهم کمک کرد که اون سگ سیاه رو تو ذهنم کوچک کنم و حالمو راحتتر خوب کنم
خدایا شکرت این فایل دقیقا همون فایلی بود که تو زندگیم نیاز داشتم خدایا شکرت به خاطر این فایل و این لحظه با شکوه
واقعا این نشانه من را میتواند به حمد الله کلی تغییر بدهد و مدیون خدای یکتایی هستم که من را هیچ آفرید و همواره مارا راهنمایی می کند و اختیار کامل زندگی مان را به خودمان داده است .
خیلی خیلی ممنونم از فایل هایی ک میذارید.ب نظر منم این سایتی ک دارید خیلی عادیه تعدادنظر ها با توجه ب مطالب بسیاااار عالیتون
حدوددوسال پیش بود فک میکنم ک با تست شما چندمین ثروتمند جهان هستید خیلی اتفاقی با سایت اشنا شدم
اون موقع سال دوم ازدوجمون بود وشوهرم شغل شراکتی داشت وقتی شروع کردیم مطالب رایگان سایت رو دیدیم کم کم خوشمون اومدو ب طور غیر منتظره ای شوهرم شراکتشو تموم کرد و کنار شرکای قبلیش همون کار رو شروع کرد از دید بقیه چون مشتری ها و سابقه کار با شرکاش بیشتر بود کار ما حماقت محض بود ولی ما فقط ارامش میخواستیم وعملا درامدی ک ب دست میومد همش سرمایه میشد وماهی 800نهایتا حق برداشت داشتیم شاید باورتون نشه بعد ازمستقل شدن کار همسرم محصول گام ب گام تا استقلال مالی رو خریدیم و ب جایی رسید ک درامدش 10برابر و بیشتر شد و شد رقیب شرکای خودش ک حتی قبولش نداشتن.
ماجرا ب اینجا ختم نشد یادمه یکسال بعد طبق مطالبی ک از استاد یاد گرفته بودم شروع ب نوشتن هدفام کردم اونموقع ما تو ی خونه ی 95متری ک 40ملیون از وامش مونده بود زندگی میکردیم من مشخصات خونه ای روک میخواستم نوشتم حداقل150متر تک واحده شمالی 3خوابه بسیار شیک و شروع ب صحبت در موردتعویض خونه با بقیه کردم اوایل شوهرم راضی نمیشد حتی بیاد بنگاه ولی ب اصرار من اومد و خونه روسپرد واسه فروش اونم ب قیمت خیلی شیرین با توجه ب اینکه پارسال اوج رکود ساختمان بود.وقتی من شروع کردم راجع به عوض کردن خونه و اینکه گذاشتیم واسه فروش با بقیه حرف بزنم چند بار پدرم گفت خودتو مسخره دست همه نکن اخه با کدوم پول؟ما حتی ی ملیونم پس انداز نداشتیم گذشت چند ماه نشده بود ک رییس بانک ک دوست شوهرم بود گفت دارم باز نشسته میشم بیا بهت وام بدم تا نرفتم با معدلی ک داری حیفه و این حرف باعث شد ما خونه روجدی بذاریم واسه فروش و بگردیم دنبال خونه ک من خونه ی ک حتی نقششم کشیده بودم چشکلی باشه رو پیدا کردم این بار همه میگفتن کی تو این وضع خونه میخره ولی ما اپارتمانمون رو حدود30ملیون گرونتر از واحد بالاییمون با همون مشخصات فروختیم و خونه ای که خریدیم حدود200ملیون بدهکار شدیم ک یک وام4درصد ب طور خیلی غیرمنتظره از ی جایی جور شد 80ملیونش درست شد و بقیشم همون رییس بانک بهمون وام داد الان 13ماهه ک توی خونه جدید هستیم.دقیقا همونی ک تصورش کرده بودم.یادمه وقتی خونه فروش رفت همه میگفتن چون کوچیک بود چون دونبش بود چون جاش خوب بود فروش رفت ولی این انرژی ما بود ک فروختش.بعد از اون شروع کردم روی کار خودم تمرکز کنم و ی گیم نت شریکی زدم و پروژه دانشجویی انجام دادم و در اصل با اینکه کامل تو خونه هستم تونستم در امدم رو از ماهی صفر ب میانگین ماهی500تومن در ماه برسونم و تصمیم دارم با خرید بسته روانشناسی ثروت در امد خودم وهمسرم رو هر روز بیشتر وبیشتر کنیم.
استاد من ب تموم کسایی ک میشناسم سایتتون رو معرفی کردم چون دلم میخواد همه بتونن همون زندگی ک دوست دارن روبسازن.
سلام استاد منم موافقم که به جای اینکه سطح کیفیت زندگیمون رو پایین بیاریم بهتره با خواسته هامون بریم جلو و کیفیت رو حفظ کنیم..ممنون.فایل ارزشمندی بود. استاد عزیز تمنا میکنم فایلی انگیزشی روی سایت قرار بدین …این وقایع اخیر از جمله حادثه ی پلاسکو .. مرگ و سکته و بیماری افراد مشهور و روابط آزرده در خانواده م به شدت انگیزه رو در من کمرنگ کرده…انگار منتظر یه تلنگر هستم..ممنون میشم اگه خواسته مو برآورده کنین…
احساس میکنم اصلا زندگی ارزش بدو بدو کردن نداره نمیدونم فردا زنده م یا نه…در یک آن یک شخص محبوب رو از دست میدیم یا دچا ر یک بیماری یا گرفتاری میشیم
چندروز پیش پست یکی از دوستان رو در فضای مجازی مطالعه می کردم که در پایان کلامشون با این شعر، متن رو تمام کرده بودند.
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست / در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
بی درنگ ذهنم معطوف کلام و آموزهای شما شد.
شما همه باورهای زیبارو در پایان هر فایل برای ما از خداوند بزرگ درخواست می کنید: هر کجا که هستید در پناه الله یکتا شاد باشید، سالم باشید، خوشبخت باشید، ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت. درود بر شما
از الله یکتا خواستارم که من و همه دوستان رو به مدارهای بالاتری از شادی، سلامتی، خوشبختی، ثروت و سعادت دنیا و آخرت قرار بده و بدون شک با تغییر باورهای مریض این کار دست یافتنیست.
به نام خدا
سلام استاد عزیزم
من سپاسگزار خدایی هستم که همیشه بهترین نعمت هاشو به من در زمان دقیقی بهم میده ن زود تر ن دیر تر
و یکی از بزرگترین نعمت های زندگی من خود خود سایت عباس منش هست که هر روز بابتش شکر گزارم
زندگی بی هدف یعنی همون سگ سیاه
وقفهدفی نداشته باشی پس همیشه خوابی
تلاشی برای زندگی و خودت نمیکنی
من بعداز نزدیک به سه سال تازه متوجه ایراد خودم شدم که چقدر خوشحالم که این پاشنه خودمو پیدا کردم که توانایی کنترل ذهن خودمو ندارم و با کوچیکترین تضاد ذهن نجوا گر من نابودم میکنه. به خاطر همین تصمیم گرفتم که از امروز شروع کن فایل های کنترل ذهن رو کامل همه رو گوش بدم و تمریناتشو انجام بدم و در پایان جایزه خودمو خرید دوره عزت نفس استاد رو برای خودم در نظر گرفتم
من انسان با ارزشی هستم و لیاقت دریافت تمام نعمت های خداوند رو دارم
به نام خدای رحمان
سگ سیاه افسردگی در واقع همون باورهای منفی و مخرب هستش که بر اثر عدم آگاهی از قوانین و عدم درک توحید در هر بازه زمانی میتونه بر ما تسلط پیدا کنه و تنها راه رهایی ازش ایمان به خداوند هستش ایمان به اینکه در هر لحظه زندگی ما رو خداوند در مسیر صراط مستقیم هدایت میکنه به شرطی که توکل و تکیه کنیم به خداوند و ازش بخوایم که مارو در مسیر درست هدایت کنه من خودم به شخصه در زندگی هر کجا که به خدا توکل کردم به آرامش رسیدم و در مسیر درست وارد شدم جایی که ایمان باشه ناامیدی نیس جایی که ایمان باشه ترس وجود نداره جایی که ایمان باشه تنبلی وجود نداره جایی که ایمان باشه ناراحتی وجود نداره البته ایمانی که از ته قلبت خدا رو باور کنی و در تمام چالش های زندگی خودتو بسپاری بهش و بارها خداوند در قرآن به پیامبر و مؤمنان میگه که غمگین نشوید چون اگه ناراحتی در وجود انسان باشه ناامیدی و ترس و اتفاقات بد رو به دنبال میاره و بزرگترین سلاح شیطان علیه انسان ناامیدی هستش و روش مقابله با ناامیدی ایمان به خداوند و در صلح بودن با خودمون و باور داشتن توانایی های که خداوند در وجودمون قرار داده و اینکه خودمون رو دوست داشته باشیم و برای خودمون ارزش قائل باشیم و برای آینده هدف تعیین کنیم چنین انسانی همیشه با ایمان به خدا در مسیر درست هستش و بدی ها و افکار ناراحت کننده و ناامیدی ها نمیتونن بهش تسلط پیدا کنن
خدایا مارو به راه راست هدایت کن
الهی آمین
بسم الله الرحمن الرحیم
به نام خداوند بخشنده و مهربان و غفار و روزی دهنده عزیزم
سلام به همه دوستان عزیزم،استاد گرانقدر وخانم شایسته عزیز
بعد از مدتها دارم کامنت میذارم وچون خیلی تمرکز بر ذهنم برام مهم بود توانایی کنترل ذهن روانتخاب کردم
راستش این چندوقت بیشتر ارتباطم با یکی از دوستان عباسمنشی ماه بود که باعث میشد بیشترویس بدم،وفوق العاده بود ،دیگه خیلی حال نوشتن نداشتم ولی دیدم ردپا وقتی نوشتاری باشه چقد راحتتر میشه ازش استفاده کرد…بنابراین گفتم به امید پروردگار دوباره سعی کنم بنویسم
من چندوقت یکبار سعی میکنم متعهدانه کارایی رو انجام بدم مثلامیگم تعهد میدم که مثلا چهل روز چنان کنم وچنین کنم،خیلی موقعها تونستم و خیلی موقعها نه
راستش چیزی که خیلی خیلی خیلی خیلی دوست دارم بمدت سی الی چهل روز داشته باشمش،کنترل ذهنمه،چقد دلم میخاد ذهنم اروم بمونه،چقد دلم میخاد باخدا دوستتر باشم،من لحظاتی رو در زندگیم تجربه کردم که بنظرم اخلاص و عرفان توی اون لحظات موج میزد،دیدی یه وقتایی تو یه چیزی رو نچشیدی هرچقدر ازش بگن چقد خوشمزس و مزه چی میده،تا تست نکنی نمیتونی متوجه بشی چی میگن، حرفای مولانا دیدی چقد زیبان من یه موقعهایی حسشون کردم واشک ریختم من مزشو چشیدم…یکیاز رویاهام اینه که باخدادوست بشم که اون لحظاتو دوباره بچشم….چقد دلم میخاد دوباره بهم اجازه بده…..اون اشکی از سر عشق از سر شادی از سراعتماد ریخته میشه اون احساس تکرارنشدنیه….زمانهایی که حسمخوبه ،اضطرابم کم میشه ارامشم زیاد میشه
میدونید من همیشه دوست دارم تمرین کنم که زیاد صحبت نکنم…خیلی تست کردم ولی نمیشه….چون این موضوع کاملا روحیه…زمانی که من حس و حالم عمیقا و وااااااقعا خوبه ناخوداگاه کل وجودم ارومترمیشه،نمیخاد تلاش کنم ،جون بکنم حواسمو جمع کنم که حرف کمتربزنم،نه نه،لازم نیست،ناخوداگاه حرف زدنم کمتر میشه هدایتها بیشتر میشه،دیدگاهم قشنگتر میشه…..
واسه ی رسیدن به اون حس وحال بال بال میزنم….ولی باید ذهنم خاموش شه…مهم بودن حرف بقیه…اینکه الان کجام چرا اینحوریه کاش شغلم اینجورمیشد،همسری باتمامویژگی های درستی که میخام باید بیاد،خانوادم و،و،و….
عمیقا و از ته قلبم از خدامیخام کمکم کنه بتونم سی الی چهل روزرهاتر باایمان تر درستتر رفتارکنم…..
نمیخام انقد واسه همه چی خودم فکرکنم تا وقتی خداوجود داره
نمیخوام حرص اتفاقی که گذشت یا اینده ای که معلوم نیس چی جلومه رو بخورم….
نمیخام بترسم از حرف بقیه….
خدایا کمکم کن….
الان تو شزایطیم که اصلا نتونستم بفهمم راه درست شغلی برام چیه….برای همین تصمیم گرفتم به موردایی که تو ذهنم پیش میان توجه کنم،سعی کنم همزمان بهشون رسیدگی کنم بجای اینکه به هیچکدوم رسیدگینکنم و فقط حزص بخورم که باید چیکارکنم….
از خدامیخام قویترم کنه ازش میخام بهم قدرت بده به حرف کسی اهمیت ندم،من عزت و ابرو و سربلندی از جنس خودش میخام ارامشی ازجنس خودش
دلم میخاد تو این مدت همش بیام کامنت بذارم دوست دارم بیشتر شکرگزارباشم
خیلی از فایلای موفقیتی که دیدم تو زمان خیلی کوتاه نتیجه های عالی گرفتن،گفتم عع تو یه ماه تونستن؟بذارمنم تست کنم…دیدم عع یه ماه کارکردن روذهن شوخیه فکر کردی فاطمه؟شکرگزاری کردن شوخیه؟
از خداوند عمیقا درخواست میکنم کمکم کنه زندگیم باکیفیت تر باخداتر باایمان ترشادتر پر از ارامش بیشتر پر ازعشق امنیت سلامتی حس خوب و خدا باشه
امشب ساعت از 12گذشته پس
25دی ماه 1403 روز ولادت امام علی ع بوده امید دارم به امید خداوند
بتونم این مدت رو درستتر رفتارکنم شکرگزارتر باشم
خدایاکمکم کن
به امید خدا و درامان خدا
استاد یکدیقه قبل از طلوع تاریکترین نقطه ی شبه!
من توی اینکامنت میخوام کمی خودم رو تحسین کنم و جسارتمو جمع کردم برای نوشتن این کامنت.
داشتم نتایج یکی از دوستان درباره دوره ی احساس لیاقت میخوندم کهنوشته بودم گویا شما توی دوره گفتید اگر ادم های اطرافتون هنوز همون افراد سابق هستن پس ینی فرکانس شما تغییری نکرده
فرکانس جدید افراد جدید رومیارهمکان های جدید رومیاره و…
خوندن این جملات پشت گوشامو سرخ کرد
راستش من فکرمیکردم این مدت که کارمیکنم روی خودم تغییرکردم ولی انگاری نه به اون صورت که فکرشو میکنم یا انتظارشو دارم
من توی این کامنت به سه تا چیز میپردازم
اول از خودم تشکرمیکنم قدردانی میکنم که بی وقفه به فایل های شما مشغولم
اگر این لیلای جسور من نبود شاید هیچوقت قدم اول رو برنمیداشتم و توی این راه نمیموندم
دوم و سوم راجب رفتار اطرافیانم و ادم های اطرافم هستش
استاد از وقتی روی خودم کارکردم به شیوه ای که نمیدونم چطور رابطه ام با مامانم بابام خیلی به لطف پروردگارم بهتر شده
مثلا توجه کردم قبلا وقتی اشتباهی تویخونه انجام میدادم
چه میدونم چیزی ازدستم میریخت زمین یا هرچیزی که میشد مامانم به شدت بهم میریخت و کلی من میترسیدم و دعوا درست میشد
همین الان یه لیوان شیر خالی کردم رو کابینت ومامانم نه تنها هیچی نگفت بلکهپرسید اوکیی خودت؟
موندم اصن
و این چندمین باره میبینم خیلی خونسرد رفتارمیکنه و به من هیچ استرسی نمیده و سرزنش نمیکنه
استاد مامان من توی پیچیدن دلمه وسواس داره و به کسی نمیده دلمه هاشو بپیچن
امشب من برای اولین بار نشستم باهاشدلمهپرکردن
بد گفتم بده کمک کنم زود تموم شه
گفت مطمئن نیستم بتونی ولی بیا
منم خیلی راحت برگهاروپیچیدم کارمون دودیقه ای تمومه تموم شد
و خودمم کیف کردم برای برگپیچیدن هام
موضوع بعد استاد ادم های گذشته به طرز عجیبوغیرقابل باوری بهمبرگشتن!
وهیدارن برمیگردن!
یا اسمشون هست یا اتفاقی میبینمشون یا یجوریخودشون زنگمیزنن پیام میدن پیگیرم میشن
من دقیق نتونستم بفهمم چرا این اتفاق میوفته برام
ولی امشب یه تعبیر قدرتمند کننده یه تفکر قدرتمند کننده پیدا کردم برای ذهنم که روشیکه آموزش دادید رو در عمل اجرا کرده باشم
طبق چیزی که توی همین فایل همگفتید
گفتید باوری روانتخاب کنید که حستونم خوبمیکنه
من با خودم گفتم درسته هنوز فرکانسم اونقدر تغییرنکرده که ادم های اطرافم عوض بشن
عوضش رفتار مامانم خیلی با من خوب شده
و رفتار خودمم با خودم خیلی خوب شده
اگر توهین ها یا زخم زبون هایی کهاین مدت شنیدم رو قبلا میشنیدم شاید خیلی بهممیریختم
ولی استاد به طرز غیرقابل باوری من بی حسه بی حسم به حرفاشون
به حرفای ادم های گذشته و اطرافم
به حرف های منفی شون
مسخره کردن هاشون
لیبل چسبوندن هاشون
اینکه میان یسری خاطرات بی محتوا رو بهمیاداوریمیکنن و میرن
ونمیفهمم هدفشون چیه
من اینو اینطور برای خودممعنی میکنم که من یک پله بالا تر از جایی که قبلا بودم ایستادم
برای همین اونایی کهپله ی پایین ایستادن دارن تلاش میکنن منو از پله ی بالا بکشن پله ی خودشون که موفق هم نمیشن
فقط کافیه من به اینستا نرفتنم ادامه بدم
فقط کافیه به اخبار ندیدنم ادامه بدم
فقط کافیه به بحث نکردن باهاشونونادیده گرفتنشون
و به قول قران اعراض کردن ازشون ادامه بدم
و از این سمت بیشتر فایل هاروگوشبدم با دقت ترگوش بدم و بیشتر در عمل توی رفتارم نشون بدم درس هارو گرفتم
اینطور به راحتی هم تمام این ادم ها برای همیشه میرن
هم تمام الگوهای روانی که باعثمیشد این ادم ها رودر بدن های دیگه ملاقاتکنم از بین برن به کل
خیلی جالبه که به تازگی حدود یکماه یه آقای خیلی پیگیر تلاش میکنه باهام ارتباط بگیره
و این ادمو مدل تلاشش برای ارتباط با من
من رو یاد یه ادم از گذشته میندازه
و این برام قشنگ شفاف شد که اقا این مدل اومدنش داره از کجا ابمیخوره وحالا با چه رفتاری میتونم خیلی شیک این ادم رو دیگه هرگز در صدفرسخیخودم هم نبینم
نه با پرخاش نه با دعوا نه با درگیری اینا هیچکدوم راهش نیست
فقط راهش شفافیتیه که از خودم نشون میدم و بساط چنین ادمهای بلاتکلیف ومهره سوخته ای از زندگیم برچیده میشه
من خودم رو تحسین میکنم واسه اولین بار جلوی جمع
چون این عادت رفتاری من هست که موفقیت رودر دیگران پیدا کنم و تحسین کنم
تحسین کردن خودم ودیدن اینکه در عمل کاری کردم برای خودم واسم لذتبخشه
سلام استاد عباسمنش و مریم دوست داشتنی من
خیلی دوستتون دارم و شما بهترین دوستایی من درکل زندگیم بودین و هستین و خواهید بود این اولین باره که من دارم براتون کامنت میذارم تو سایت وواقعا خوشحالم که اعتماد به نفس اینو پیداکردم که بیام درمورد فایل دیدگاهمو ثبت کنم براتون
استاد عباسمنش من نزدیک به دوسال میشه که باشما اشنا شدم و اون دوران که با شما آشنا شدم حالم خیلی از نظر روحی و روانی بد بودو بدلیل رابطه عاطفی بدی که داشتم واقعا افسردگی داشتم و حالم داغون بود یه شب. که خیلی حالم بد بود و از خدا خواستم که هدایتم کنه حالمو خوب کنم و خدا هدایتم کرد به سمت سایت شما و از وقتی که دارم از این آموزه ها استفاده میکنم حالم واقعا خیلی خوب شده و من این فایل رو چندباری دیدم و خیلی عالی بود برام بهم کمک کرد که اون سگ سیاه رو تو ذهنم کوچک کنم و حالمو راحتتر خوب کنم
یسم الله رحمان رحیم
خدایا شکرت این فایل دقیقا همون فایلی بود که تو زندگیم نیاز داشتم خدایا شکرت به خاطر این فایل و این لحظه با شکوه
واقعا این نشانه من را میتواند به حمد الله کلی تغییر بدهد و مدیون خدای یکتایی هستم که من را هیچ آفرید و همواره مارا راهنمایی می کند و اختیار کامل زندگی مان را به خودمان داده است .
با سلام خدمت استاد عزیز
خیلی خیلی ممنونم از فایل هایی ک میذارید.ب نظر منم این سایتی ک دارید خیلی عادیه تعدادنظر ها با توجه ب مطالب بسیاااار عالیتون
حدوددوسال پیش بود فک میکنم ک با تست شما چندمین ثروتمند جهان هستید خیلی اتفاقی با سایت اشنا شدم
اون موقع سال دوم ازدوجمون بود وشوهرم شغل شراکتی داشت وقتی شروع کردیم مطالب رایگان سایت رو دیدیم کم کم خوشمون اومدو ب طور غیر منتظره ای شوهرم شراکتشو تموم کرد و کنار شرکای قبلیش همون کار رو شروع کرد از دید بقیه چون مشتری ها و سابقه کار با شرکاش بیشتر بود کار ما حماقت محض بود ولی ما فقط ارامش میخواستیم وعملا درامدی ک ب دست میومد همش سرمایه میشد وماهی 800نهایتا حق برداشت داشتیم شاید باورتون نشه بعد ازمستقل شدن کار همسرم محصول گام ب گام تا استقلال مالی رو خریدیم و ب جایی رسید ک درامدش 10برابر و بیشتر شد و شد رقیب شرکای خودش ک حتی قبولش نداشتن.
ماجرا ب اینجا ختم نشد یادمه یکسال بعد طبق مطالبی ک از استاد یاد گرفته بودم شروع ب نوشتن هدفام کردم اونموقع ما تو ی خونه ی 95متری ک 40ملیون از وامش مونده بود زندگی میکردیم من مشخصات خونه ای روک میخواستم نوشتم حداقل150متر تک واحده شمالی 3خوابه بسیار شیک و شروع ب صحبت در موردتعویض خونه با بقیه کردم اوایل شوهرم راضی نمیشد حتی بیاد بنگاه ولی ب اصرار من اومد و خونه روسپرد واسه فروش اونم ب قیمت خیلی شیرین با توجه ب اینکه پارسال اوج رکود ساختمان بود.وقتی من شروع کردم راجع به عوض کردن خونه و اینکه گذاشتیم واسه فروش با بقیه حرف بزنم چند بار پدرم گفت خودتو مسخره دست همه نکن اخه با کدوم پول؟ما حتی ی ملیونم پس انداز نداشتیم گذشت چند ماه نشده بود ک رییس بانک ک دوست شوهرم بود گفت دارم باز نشسته میشم بیا بهت وام بدم تا نرفتم با معدلی ک داری حیفه و این حرف باعث شد ما خونه روجدی بذاریم واسه فروش و بگردیم دنبال خونه ک من خونه ی ک حتی نقششم کشیده بودم چشکلی باشه رو پیدا کردم این بار همه میگفتن کی تو این وضع خونه میخره ولی ما اپارتمانمون رو حدود30ملیون گرونتر از واحد بالاییمون با همون مشخصات فروختیم و خونه ای که خریدیم حدود200ملیون بدهکار شدیم ک یک وام4درصد ب طور خیلی غیرمنتظره از ی جایی جور شد 80ملیونش درست شد و بقیشم همون رییس بانک بهمون وام داد الان 13ماهه ک توی خونه جدید هستیم.دقیقا همونی ک تصورش کرده بودم.یادمه وقتی خونه فروش رفت همه میگفتن چون کوچیک بود چون دونبش بود چون جاش خوب بود فروش رفت ولی این انرژی ما بود ک فروختش.بعد از اون شروع کردم روی کار خودم تمرکز کنم و ی گیم نت شریکی زدم و پروژه دانشجویی انجام دادم و در اصل با اینکه کامل تو خونه هستم تونستم در امدم رو از ماهی صفر ب میانگین ماهی500تومن در ماه برسونم و تصمیم دارم با خرید بسته روانشناسی ثروت در امد خودم وهمسرم رو هر روز بیشتر وبیشتر کنیم.
استاد من ب تموم کسایی ک میشناسم سایتتون رو معرفی کردم چون دلم میخواد همه بتونن همون زندگی ک دوست دارن روبسازن.
ازشما ممنونم بابت تموم مطالب اموزندتون
بنام خدای فراوانی…. ?سلام به استاد عزیز.. ? خواستم تشکری کرده باشم بابت فایلهای سفر به دور امریکا? …. واقعا عالیه ….. ?هر ذوز منتظر فایل جدیدتون هستم?…………..سپاسگزارم از خدای شما..???
استاد عزیزم تشکر بارها و بارها
فایلتون را بیشتر دوست داشتم و جالب بودم برام چون تمام این حرف هایی ک زدین درک میکنم و اون اکیپ را میشناسم.
تایید میکنم حرف تون را!
جدا توی ساختن باور ها استاد هستین. خیلی دوستتون دارم
سلام استاد منم موافقم که به جای اینکه سطح کیفیت زندگیمون رو پایین بیاریم بهتره با خواسته هامون بریم جلو و کیفیت رو حفظ کنیم..ممنون.فایل ارزشمندی بود. استاد عزیز تمنا میکنم فایلی انگیزشی روی سایت قرار بدین …این وقایع اخیر از جمله حادثه ی پلاسکو .. مرگ و سکته و بیماری افراد مشهور و روابط آزرده در خانواده م به شدت انگیزه رو در من کمرنگ کرده…انگار منتظر یه تلنگر هستم..ممنون میشم اگه خواسته مو برآورده کنین…
احساس میکنم اصلا زندگی ارزش بدو بدو کردن نداره نمیدونم فردا زنده م یا نه…در یک آن یک شخص محبوب رو از دست میدیم یا دچا ر یک بیماری یا گرفتاری میشیم
به شدت رو مود منفی هستم..ممنون میشم کمکم کنین
سلام استاد عباس منش عزیز
درود بر شما و تمامی خانواده بزرگ عباس منش
فایل خیلی عالی بود، احسنت.
چندروز پیش پست یکی از دوستان رو در فضای مجازی مطالعه می کردم که در پایان کلامشون با این شعر، متن رو تمام کرده بودند.
بیرون ز تو نیست هر چه در عالم هست / در خود بطلب هر آنچه خواهی که تویی
بی درنگ ذهنم معطوف کلام و آموزهای شما شد.
شما همه باورهای زیبارو در پایان هر فایل برای ما از خداوند بزرگ درخواست می کنید: هر کجا که هستید در پناه الله یکتا شاد باشید، سالم باشید، خوشبخت باشید، ثروتمند باشید و سعادتمند در دنیا و آخرت. درود بر شما
از الله یکتا خواستارم که من و همه دوستان رو به مدارهای بالاتری از شادی، سلامتی، خوشبختی، ثروت و سعادت دنیا و آخرت قرار بده و بدون شک با تغییر باورهای مریض این کار دست یافتنیست.