به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 34 (به ترتیب امتیاز)


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    میثم شهریاری گفته:
    مدت عضویت: 2037 روز

    سلام به استاد و دوستان عزیز

    رد پای ۲۴

    چقدر جالب است در دنیایی که همه از شانس .اقبال.روابط و ضوابط حرف میزنند واینها را عوامل موفقیت میدانند.ما با این آموزه ها از شرک جدا شویم و موحد شویم.که موفقیت چیزی است که خداوند از طریق خودمان و روی خودمان کار کردن وتغییر باورهایمان از منفی (باورهای محدود غالب جامعه) به باورهای مثبت و قدرتمند کننده ما را به خواسته هایمان و در کل خوشبختی برساند.چند وقت هست که دارم روی خلق کاری تمرکز میکنم .و امروز بابت همان کار به من زنگ زدند.ومن اولش یادم نبود که این رو خودم ساختم و استرس و اظطراب داشتم که اینو هر جور که هست از دست ندهم .بعد یادم آمد که بابا اینو تو ذهنت ساختی و الان هم خداوند از طریق این فرد خواسته تو رو به صورت فیزیکی میخواد بهت بده.پس نگران نباش محکم وبا اعتماد به نفس برو جلو که اگه اینم نشد خداوند بهتر شو برات در نظر گرفته. و هنوز هم معلوم نیست که این کار برای من باشد یا نه.

    اما برای من تجربه بزرگی بود که اولا فقط و فقط قدرت از آن خداوند است و لاغیر. و دوما من باید روی باورهایم کار کنم و هر چیزی رو که میخوام با باورهای درست توی ذهنم بسازم.

    خدایا بابت یکتا پرستی ام وایمان و اعتماد به خودت سپاسگذارم سپاسگذارم سپاسگذارم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    افسانه فولادفر گفته:
    مدت عضویت: 2582 روز

    سلام به استاد عزیزتر از جانم که خیلی خیلی دوسش دارم و شده بخشی از زندگی قشنگم حرفای قشنگش

    این روند تغییر اسم من یه مدت با یه استادی اشنا بودم که همش همین رو میگفت حالا خداروشکر اسم من از نظر اونا خوب بود و گرنه اگه بد بود مجبور میشدم عوض کنم از بس تو اون حال و هواها بودم تا اینکه خدا دستم رو گرفت و گفت مسیر اصلی اینجاست بیا اینجا که زندگی اینجاست نه میخواد اسمت عوض کنی نه چیزی

    فقط باورهات رو درست کن فقط بر من توکل کن

    اره اومدم اینجا و زندگیم تغییرکرد

    درامدم بیشتر شد، روابطم قشنگ تر شد و اروم تر شدم

    خدارو خیلی بابت این لطفش سپاسگزارم

    اینجا بهشته منه

    من اینجا حالم خیلی خوبه

    خدایا ممنونم ممنونم ممنونم 😍

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    ساحل آرامش گفته:
    مدت عضویت: 1923 روز

    🌹با سلام استاد عزیز و خانم شایسته مهربان و دوستان عزیز سایت🌹

    🦋به جای کوچکتر کردن خواسته ات، باورت رو بزرگتر کن🦋

    خیلی از افراد هستن که یه سری از چیزها رو، یکسری موقعیت هارو، یکسری موفقیت هارو، یکسری شرایط خوبی رو اصلا نمیتونن باور کنن و چون نمیتونن باور کنن باهاش مبارزه می کنن، دروغ میپندارن، تهدیدش میکنن، فحش بهش میدن🤔🥴☹

    مثلاً یک سری افراد هستن نمیتونن باور کنن که درآمد چند میلیارد تومنی هم در ماه میشه داشت، و نمیتونه بپذیره.

    چرا؟؟

    به خاطر تجربیاتش نمیتونه بپذیره،

    یعنی چی؟؟🤔

    یعنی خیلی تلاش کرده، هر روز تو زندگیش با صداقت کارکرده، صبح رفته شب اومده، دیده ماهی چند میلیون بیشتر نتونسته پول بسازه، بعد یکی رو میبینه که یه خونه خوب داره، ماشین خوب داره، ویلا داره، ماهی چند میلیارد درآمد داره، هر چی فکر میکنه نمیتونه بپذیره که این از راه درست به اینجا رسیده، شاید یه راه دیگه ای بوده که من نمیدونستم، یه شکل دیگه بوده که من نمی فهمیدم، سریع چون نمیتونه بپذیره انگ میچسبونه و میگه مگه میشه ماهی ۱۰میلیارد،؟؟ آخه چطور؟؟🤔🤔🥴💙

    آخه چطور یعنی این که باور ندارم که بشود، چون باور نداره راهی هم تا حالا بهش نشون داده نشده، بعد میگه معلومه دزدی کرده، رانت داشته، کلاه سر مردم گذاشته، این جوری پولدار شده،🧐😵

    یک سری از آدم ها نمیتونن یک سری چیزها رو بپذیرن، یک سری اتفاقات خوب رو بپذیرن و به راحتی میان به جای اینکه سعی کنن ایراد فکری خودشون رو برطرف کنن، به راحتی طرف مقابل رو متهم می کنن که چون دزد بوده اینجوری شده، کلاهبردار بوده اینجوری شده، وگرنه مگه میشه به شیوه معمولی و درست کسی به ثروت برسه🤔🥺

    چرا این حرف رو میزنه؟؟

    چون تجربه خودش اینو بهش یاد داده، تجربه خودش و آدم هایی که توی مدارش بودن و دیده👏👌🌹

    زمانی که کریستوف کلمب داشته آمریکا رو کشف می کرده، بومیان آمریکا جادوگران شون میان انرژی رو از توی دریا دریافت می‌کنن، یه احساسی رو دارن که یک موجود غریبه، یه چیز غریبه‌ای داره وارد سرزمین شون میشه و میان به ریئس قبیله میگن و اینا میان به دریا نگاه میکنن و چیزی نمی بینن،👀👀

    در حالی چیزی نمی بینن که کشتی کریستوف کلمب بوده توی دریا، و داشته به سمت ساحل میومده، این ها نمی تونن کشتی رو ببینن🙄🤨

    نه به این دلیل که کشتی در دریا وجود نداشته، بخاطر اینکه این سابقه ذهنی رو نداشتن، این اتفاق رو تاحالا تجربه نکرده بودن، ندیده بودن یه عظمتی روی آب، بخاطر همین با اینکه توی تیررس شون بود، با اینکه می دیدنش، با اینکه توی فضای دیدشون بود، اما نمیتونستن ببیننش، فقط انرژیش رو احساس می کردن👌💞🧐

    دانشمندان کوانتوم فیزیک تحقیق کردن این موضوع رو که بخاطر اینکه باور نداشتن نمی دیدنش، چون فکر نمیکردن همچین چیزی وجود داشته باشه، بخاطر همین نمی دیدنش💙💝👌

    برعکسش هم هست یک سری از آدم ها جن و بختک رو باور دارن و با این که وجود نداره میبیننش، صداش رو میشنون، حسش میکنن، چرا میگه دیدم؟؟

    چون اینجوری فکر کرده و باور کرده،🤔😊

    برعکسش هم هست، طرف به موفقیتی رسیده میگه دروغه، فریبه، کلاهبرداریه، الکیه، مگه میشه؟؟

    یا اگه هم بپذیره که میشه، میگه این آدم خاصیه، جادوگره، آدم عجیب غریبیه🥴☹😳

    خیلی موقع ها هست ما به جای اینکه بیایم بگیم نکنه من یه راهی رو بلد نیستم، اگه طرف به موفقیتی رسیده نکنه یه راهی هست من بلد نیستم، برم راه رو یاد بگیرم، چرا بیام به طرف تهمت بزنم؟؟ چرا بیام بگم یه همچین راهی وجود نداره؟؟🤔🧐💞

    هر وقت میبینی یک اتفاق بزرگی رخ داده که شما نمی تونید بپذیرید، به خودتون بگید که این ثابت میکنه این موفقیت، این پیشرفت، این ثروت، که می شود و چون ثابت میکنه که می شود پس من هم میتونم، تا حالا راهش رو بلد نبودم، حالا دنبال راهش می گردم، نه اینکه بیای بگی خالی میبنده، دروغه، مگه میشه، مگه امکان داره،👏👏👌🎀

    من زمانی که میخواستم سایتم رو راه بندازم، میدونستم که من خلق می کنم اتفاقات رو، شرایط رو من به وجود میارم، من توی مداری هستم و وارد یک مدار میشم، وقتی باورهام رو درست می کنم توی بحث اینترنت، وارد مداری میشم که یه عالمه آدم توی اون مدار هستن و سوال دارن و میخوان از این مطالب استفاده کنن، اونها هم چون توی این مدار هستن ما به هم وصل میشیم، جهان این کارو میکنه، خداوند این کارو میکنه، من لازم نیست کاری بکنم، من لازم نیست تغییر خاصی بکنم، من لازم نیست پوست خودم رو بکنم، جهان این کار رو برای من انجام میده، چون قانون جهانه، چون قاعده جهانه،😊🥰💐

    چون اینو باور داشتم اصلاً تردیدی نداشتم که این موفقیت به دست میاد، چون من دارم روی باورهام کار می کنم، توی یک مداری وارد میشم، توی اون مدار قبلاً یه عالمه آدم هست، اون آدم ها سوال دارن، منم جواب رو دارم و ما به هم وصل میشیم، هیچ کار خاصی هم نمیخواد بکنیم، جهان این کارو میکنه👏👌🌺

    مثل خودتون که این فایل رو میبینید، من که شما رو نمیشناسم، از خودتون بپرسید که چه جوری با این سایت آشنا شدید، هر کدومتون یک داستان متفاوت دارید از آشنا شدن با این سایت، کی این کارو کرد؟؟

    جهان این کار رو کرد، خداوند این کار رو کرد، باورهای من اینکارو کرد و این اتفاقات رو به وجود آورد.🤗🌹🦋

    کسی که نمیتونه این موضوع رو درک کنه به راحتی میگه که دروغ دارم میگم، مگه میشه ۵۰۰ تا کامنت توی دو روز،

    من خودم فکر میکردم توی شیش ماه باید سایتم از صفر بشه سایت یک موفقیت ایران، منی که تجربه اینترنتی نداشتم، ولی میدونستم قانونی هست، همون قانونی که اون همه سمینار برگزار شد باهاش، این همه موفقیت کسب کردم، میتونه توی آنلاین هم این کار رو انجام بده با سرعت بیشتر، چون باورهام خیلی بهتر شده بود، تکاملم رو طی کردم، یه عالمه نتیجه گرفتم اونجا، روی هزاران نفر تاثیر گذاشتم به صورت حضوری، الان میخواستم این کار رو در مقیاس بزرگتر انجام بدم و کمتر از ۶ ماه به این موفقیت رسیدم👏🥰

    وقتی که یه چیزی رو نداری و میخوای داشته باشیش، باید باورهات رو درست کنی، یک سری آدم با تجربه هم هستن که توی حوزه کاری خودشون نفر اول هستن و کار می کنن، ولی یکسری چیزها رو باور ندارن، تو باید مواظب باشی باورهات خراب نشه،🌻👌

    به این فکر کنید که هر اتفاقی که برای یک نفر میفته به این معناست که این امکان داره برای من هم بیفته، هر اتفاق خوب، هر موفقیت، هر پیشرفت، هر درآمد، هر ثروت، به جای اینکه با ناباوری بهش نگاه کنیم که بگیم کلاهبرداریه،

    مغز شما اینو میگه

    وقتی که چیزی رو خودش تجربه کرده باشه و با تجربیات خودش دیده که نمیشه، بعد میاد میگه که نه هیچ کس دیگه هم نمیتونه این کارو بکنه،😳🤔🧐

    من تقریباً تمام کارهایی که توی حوزه کاری خودم انجام دادم هیچ الگویی نداشتم که دیده باشم انجام داده باشه و من فقط توی ذهنم می ساختم که می شود. شاید به همین دلیل بود که یه ذره زمان برد، اگه با چشم خودم یه دوستی یه آشنایی داشتم خیلی قدرتم بیشتر میشد، خیلی ایمانم قوی تر میشد، ولی چیزی بود که توی ذهنم بود و باورش میکردم که میشه👌👏👏🥰

    اون چیزایی که من خیلی خیلی اصرار دارم یاد بگیرید اینه که قبل از اینکه به هدفتون برسید به اون حد رویاهاتون برسید، قبل از اینکه برسید، رویاهای بلند تر و بزرگ تر و قله های رفیع تر رو انتخاب کنید، این تیکه ای هست که خیلی ها رعایتش نمی‌کنن و خیلی زود به جایی میرسن دیگه در جا میزنن

    یواش یواش هم وقتی در جا میزنن، اعتماد به نفسشون پایین میاد و برمیگردن به سطح قبلیشون😳🥴😵☹💝

    بنابراین یاد بگیریم اگه کسی به چیزی نرسیده به این معنا نیست که هیچ کس نمیتونه برسه و اگه کسی به چیزی رسیده، به موفقیتی رسیده، به این معناست که صددرصد من میتونم بهش برسم. و نیام تخریبش کنم، نیام بگم آخه اینقدر پول؟؟ مگه میشه کسی اینقدر پول داشته باشه؟؟

    چرا نمیشه؟؟🤔

    وقتی تو داری میگی مگه میشه؟؟ طرف کلاهبرداره؟؟ تو داری خودت رو از ثروت دور می کنی، اون که چیزیش نمیشه، حالا هرچقدر هم که بهش فحش بدی، هر چقدر که بگی دزده، کلاهبرداره، اون همین جوری رشد میکنه، فقط خودت رو از ثروت و موفقیت محروم می کنی😥😢🥴🌺

    وقتی یه آدم موفقی رو میبینی میگی پارتی داشته، مگه میشه، کسی مثلاً بیاد یه آدم معمولی باشه بره توی سینما یه ستاره اینچنینی از توش دربیاد؟؟ این حتماً پول داده، پارتی داشته مگه امکان داره؟؟🤔🧐

    وقتی اینجوری فکر می کنی، وقتی که باورت اینه که هر کسی توی فوتبال کشور وارد تیم های بزرگ بشه پول داده، پارتی داشته، معرف داشته، مگه میشه، اصلا نمیشه، حتما باید پول بدی،🥴

    وقتی داری اینارو میگی خودت رو داری از موفقیت دور می کنی وگرنه صدها نفر بودن بدون هیچ پولی و بدون معرفی رفتن هم بهترین بازیکن های استقلال و پرسپولیس شدن، هم بهترین بازیکنان تیم ملی شدن،👌👏🥰

    بله میشه، چرا نشه،🎀👌

    پس بیایید باورهامون رو عوض کنیم، بیایید خواسته هامون رو بزرگتر کنیم،

    به جای اینکه خواسته هاتو کوچیک کنی بگی نه این که دروغه، اون که نمیشه، این موفقیت امکان پذیر نیست، پس یه چیز کوچک تر انتخاب کنیم،

    💝 به جای اینکه خواسته هات رو کوچیک کنی باور هات رو بزرگ کن💝

    چرا خواسته هام رو کوچیک کنم، منم میتونستم وقتی که اون استاد داشت در مورد اینترنت مارکتینگ و اون تئوری هایی که داشت، و تئوری هایی که همراه با تجربه بود، و واقعیت خودش بود و واقعیت صدها سایتی بود که بررسی کرده بود و دروغ هم نمیگفت، و کار خودش بود، ولی من نیومدم خواسته هام رو در اون حد کوچیک کنم، من گفتم خواسته هام رو بزرگ نگه میدارم، باورهام رو بزرگ می کنم.👏👌🤗

    یه سری حرف ها رو سر کلاس من نمی شنیدم، استاد میگفت ولی من توی ذهنم داشتم چیز دیگه ای می ساختم و می گفتم اینجوری میشه و بعد یه اتفاقات دیگه ای افتاد، تفاوت ها از اینجا ناشی میشه وگرنه، نه اینکه بگم ما روش های خاصی استفاده کردیم، یا اسم خاصی بلد بودیم🥰👏🌺

    وقتی که موفقیت هایی توی ایران کسب کردیم، همه فکر می‌کردن به خاطر اون غالب سایت ما و اون کسی که سایت ما رو طراحی کرده، ما به این موفقیت ها رسیدیم، پس ما هم بریم مثل سایت عباس منش بزنیم، دیگه ما هم به این موفقیت میرسیم و می گفتن اون سایت، اون ویژگی هاش، اونها داره موفق میکنه عباس منش رو

    ما هم اگه اینکارو بکنیم، این نتیجه رو می گیریم، اتفاقی که افتاد این بود که خیلی از افراد چند ده میلیون دادن تا مثل سایت ما براشون طراحی بشه و فکر می‌کردن این سایت رو طراحی می کنند و اتفاقات میفته و سایته داره این کار رو انجام میده، بعد دیدن هیچ اتفاقی نیفتاد و پولی هم که برای سایت پرداخت کرده بودن نتونستن بسازن باهاش و بعد هم بیخیال شدن☹😢🥺

    خیلی راحت آدم ها اشتباه می کنن در مورد قانون👏🎀

    یه بنده خدایی اومد گفت یک سری اسم ها هست که این اسمها موفقیت ایجاد میکنه، بعد گفت یه قانونی هست در کائنات این اسمها حروف ابجد داره و اینجوری می کنن و یه عددی در میاد و باعث موفقیت می شه😵🥴

    و یا میان میگن این آدم به این دلیل موفق شد که رنگ چشماش سبز بود😳

    به این دلیل موفق شد که توی اسپانیا بازی می کرد 😳

    به این دلیل موفق شد که مصادف شد با فلان اتفاق 😵

    به این دلیل موفق شد که تکه کلامش این بود😳

    به این دلیل موفق شد که این کت و شلوار رو می پوشید😵

    به این دلیل موفق شد که این مد رو زد😳

    یعنی اینقدر ساده آدمها گول میخورن در مورد موفقیت، چون نمیتونن باور کنن که شیوه های طبیعی و راحت و ساده و آسون داره که همه میتونن داشته باشن و میان یه همچین توهماتی رو میگن.🌹🦋

    وقتی یک موفقیتی رو میبینید تحسینش کنید، تحسین کنید موفقیت افراد رو، اگه می خواهید موفق بشید. آرزوی خوشبختی کنید براشون، به جای اینکه بگیم نه طرف کلاهبرداره، دزده، شانس آورده، پارتی داشته، رانت داشته،😵🥴

    تحسین، تحسین، تحسین کنید. ماشاالله، خدا بهش بیشتر بده، خدایا شکرت، این معلوم میشه که میشود، تحسین کنید افراد موفق رو، قضاوت نکنید، بعد ببینید که چه اتفاقی میفته توی زندگیتون.🥰

    و خیلی مهمه که اگه خواسته هات بزرگه باورهات رو ببری بالا، نه اینکه خواسته هات رو بیاری پایین، من از همون اول خواسته هام رو همون بالا نگه داشتم، هی بالاتر و باور هام رو بردم بالاتر و روشون دارم کار می کنم. این که سایت ما اینقدر نتیجه گرفته به خاطر یکسری باورهاست نه به خاطر قالب سایت، نه به خاطر سِروِر، نه به خاطر فلان کدنویسی، یه سری باور هاست که داره این کارها رو انجام میده، که توی دوره ها صحبت کردم و اینقدر اصرار دارم که باورشون کنید و این نتایج منه🥰🤗

    نتایجی که الان دارید میبینید چیزیه که قبلاً ساختم، فرکانس های متفاوت از بقیه، نتایج متفاوت از بقیه

    تاکید می کنم که هر حرفی رو نشنوید، هرچی که بهتون احساس بد میده، بعضی ها میگن باور بد چیه؟؟ باور خوب چیه؟؟

    هر فکری که احساس بد بهت میده، احساس ناتوانی بهت میده، احساس ترس بهت میده، احساس نگرانی بهت میده، دلشوره در تو ایجاد میکنه، هر فکری، هر کسی که بهت گفته باشه، مثلاً یه دکتری بری بهت بگه تستت کردم در ۱۰ سال آینده بیماری قند میگیری، این احساس بدی بهت میده؟؟ پس باورش نکن، این باور اشتباهیه😢

    اگر تستت کرد و گفت شما در چهار سال بعد قهرمان المپیک میشی، احساس خوبی بهت میده، این باور خوبیه و بسازش، در مورد همه چی همینجوریه، هر حرفی رو باور نکنید، هرچی که بهت گفته میشه، اگه احساس بدی در تو ایجاد میکنه، پس یک دروغه، یک باور محدود کننده است. باید تغییرش بدیم🥰👏👏👏👌

    “جهان به گونه‌ای برنامه‌ریزی شده تا تو رو در مداری هم‌اساس با باورهات قرار بده تا اتفاقات‌، شرایط‌، آدمها و فرصت‌هایی هم اساس با باورهات رو تجربه کنی.🥰

    جهان همیشه باورهات رو به تو ثابت میکنه

    .

    پس وقتی در حال مثال‌ زدن از آدمهایی هستی که مشکلاتی شبیه به تو دارن، به سختی پول در میارن و کار و زندگی‌شون به دلار و شرایط اقتصادی و سیاسی وابسته شده‌ ، نه به این دلیله که اوضاع سخته، یا پول درآوردن سخته، یا جهان ما دچار کمبود ثروت‌، فرصت و نعمت شده، بلکه دلیل حضور اون آدمها در زندگیت‌، باورها و نگرش مشابه‌تونه که شما رو هم‌مدار کرده و سر راه هم قرار داده 😢🥺

    .

    وقتی که تو ناباورانه به نتیجه آدمهای مدار بالاتر نگاه می‌کنی و هر جوری که با باورهای محدودکننده‌ات حساب و کتاب می‌کنی‌ نمی‌تونی چنین نتیجه ای رو باور کنی‌، به این دلیل نیست که اونها از راه‌های نادرست به ثروت رسیدن، یا شانس آوردن، یا خداوند برای‌اونها خواسته و برای تو نخواسته 😢🥺،

    بلکه دلیل این تفاوت زیاد در نتیجه، تفاوت زیاد در باورهاتونه.👏👌

    شرایطی که الان در زندگیت تجربه می‌کنی‌، از میزان سلامتی‌، وضعیت مالی‌‌، روابطی که داری و مسا‌ئلی که درگیر اونها هستی‌‌، هرچقدر دلخواه یا نادلخواه‌، این رو به تو میگه که:

    باورهایی که ساختی تا همین جای نتایج رو جواب داده. اگه نتایج بزرگتر و متفاوت‌تری می‌خواهی‌‌، باید باورهای قدرتمندکننده‌تر و متفاوت‌تری بسازی.👌🦋🥰

    اگه تلاش می‌کنی تا دلیل این تفاوت‌ها در زندگی خودت و افراد موفق راو، به عواملی غیر از باورهات ربط بدی‌، به این دلیله که هنوز نتونستی نقش باورهات رو در خلق اتفاقات زندگیت بپذیری. وقتی هم عمیقا نپذیری که جهان فقط به فرکانس‌هات پاسخ میده و تو رو در مداری از ‌جنس باورهات قرار میده تا اتفاقات همجنس با باورهات رو تجربه کنی‌، قدرتی برای تغییر باورهات نداری🥴☹😢

    اولین قدم برای باورسازی‌، اینه که:

    بپذیری تمام اتفاقات زندگیت بدون استثناء نتیجه باورهای خودته.🥰

    وقتی اینو میپذیری یعنی راه نجواهای ذهن رو میبندی، وقتی هم راه نجواها بسته بشه، راه تمام بهانه ‌ها بسته میشه. این یعنی کنترل ذهن و شروع باورسازی و شروع حرکت به مدارهای بالاتر.🥰🤗👌👏🦋

    وقتی قبول کنی که شرایط نادلخواه زندگیت نه بخت و اقبال بد توست و نه خواست خداوند‌ه، بلکه تماما در کنترل خودته و به دست باورهای خودت ساخته شده‌، این امید در دلت ساخته میشه که:

    پس می‌تونه به دست خودت هم تغییر کنه.🤗

    اما اگه بپذیری که شرایط تو به دست دلار ساخته شده‌‌، امیدی برای تغییر شرایط نداری چون توانی برای کنترل دلار نداری.🥺

    پس تغییر دادن اون چیزی که بپذیری خودت اونو به‌وجود آوردی، بسیار آسونتر و امکان پذیرتر از اون چیزیه که‌، فکر می‌کنی نقشی در ایجادش نداشتی.🥰🤗

    تفاوت نتایج افراد‌، تفاوت در باورهای‌ اونهاست. تفاوت در نگاه اونها به دلیل نتایجه؛ تفاوت در عادت های شخصیتیِ قدرتمندکننده ای هست که آگاهانه ساختن.👏👏👌🥰

    اگه نتایج متفاوت‌تری می‌خواهی‌، باید باورهای متفاوت‌تری بسازی و اگه می‌خواهی باورهای قدرتمندکننده‌ای بسازی‌، باید به ذهنت متفاوت تجزیه و تحلیل کردن راو، آگاهانه یاد بدی🤗👏

    یعنی اگه دست آورهای فرد موفقی رو می‌بینی که هیچ ارتباطی به بهترین دستاورد زندگیت هم نداره، آگاهانه به ذهنت بگی: اگه اون تونسته، پس من هم می‌تونم👏💪💪

    وقتی به دنبال کسب نتیجه‌ای هستی که افراد زیادی با وجود تلاش‌های زیاد، هرگز موفق به کسب اون نشدن، هرگز در “تله تجارب نامناسب دیگران” نیفت و اون رو به عنوان یک کار غیر ممکن نپذیر.👏🌻

    متفاوت تجزیه و تحلیل کردن یعنی: دلیل تجربه نامناسب افراد رو به باورهای محدودکننده‌شون ربط بدهی و دلیل موفقیت‌هایبزرگ افراد رو به باورهای قدرتمندکننده و ثروت‌آفریش‌شون ربط بدی و به این وسیله باورهایی هماهنگ با نتایج دلخواهت رو بشناسی.💙🌹💐

    مانعی بزرگتر از نجواهای ذهنت‌، در برابر موفقیت‌هایی که می‌خواهی داشته باشی‌، وجود نداره.👌🎀

    ذهن همیشه با دیده‌ها‌، شنیده‌ها و تجربه هاش قضاوت می‌کنه. پس مراقب باش اسیر تجربه‌های ذهنت نشی.🧐🤔👌

    وقتی چیزی رو نداری اما اونو می‌خواهی، وقتی خواسته‌هات رو بزرگتر و فراتر از تصورات ذهنیت می‌بینی، باید به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت رو بزرگتر کنی

    . باید به جای ناباورانه نگاه کردن به اون موفقیت‌ها و قضاوت کردن درباره اون افراد، باورهای قدرتمند کننده‌ای رو بشناسی که اون نتیجه ها رو رقم زده و سپس به ساختن اون باورها همت بگماری.👏🤗🥰👌🦋💝🌺

    راه باور ساختن اینه که

    به جای نقد موفقیت اون آدمها‌، تحسین‌شون کنی.

    و به جای قضاوت اون موفقیت‌ها، اونها رو مهر تأییدی بدونی بر نقش باورهای متفاوت در تجربه شرایط متفاوت.👌🦋💝

    همین کارهای به ظاهرساده، باورهای قدرتمند کننده‌ای میسازه و نتایجی برات به بار میاره که در نگاه افراد با باورهای محدودکننده‌، باورنکردنی و غیرممکنه👌🤗🥰

    با سپاس از شما استاد عزیز و خانم شایسته جان در پناه الله یکتا شاد، سالم، سلامت، ثروتمند و سعادتمند در دنیا و آخرت باشید🙏🙏🙏🙏🌹💐💝🤗🥰

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    پارمیدا یزدانی گفته:
    مدت عضویت: 1547 روز

    در جهانم همه چیز نیکوست.

    ردپای ۲۴

    سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    من در این جلسه فهمیدم که باید به حس هایم اعتماد کنم و اگر به موضوعی حس خوب داشتم قبولش کنم و اگر به یک موضوعی حس بد داشتم اون رو قبول نکنم مثلا در مدرسه معلم برنامه ریزی تحصیلی به من گفت که اگر روی برنامه تحصیلیی که من بهت میدم عمل نکنی نمیتوانی در امتحانات موفق شوی ولی من به این گفته‌ی معلمم حس خوبی نداشتم و آن را باور نکردم و خودم برای خودم برنامه ریزی کردم هم در امتحانات آخر سال موفق شدم هم در پرسش ها و امتحانات جزعی.

    و یک مثال دیگر من اتاقم همیشه به هم ریخته و نامرتب بود ولی یک روز مادرم به من گفت که ببین وقتی اتاقت به هم ریخته هست برای لباس هات ارزش قائل نیستی و این ناشکری از نعمت های خداوند هستش و با جمع کردن لباس هایت از خداوند شکرگزار باش تا ورودی لباس هایت بیشتر شود و این حرف خیلی روی ذهن من تاثیر گذاشت و من از اون وقت تا به حال اتاقم رو مرتب میکنم و برای لباس هام ارزش قائل هستم.

    سپاسگزار خداوند بخشنده مهربان

    تشکر از استاد گرامی و خانم شایسته عزیز

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    آرمین اصغری گفته:
    مدت عضویت: 2628 روز

    بنام خدا

    سلام بر پادشاه توحیدو آگاهی وعمل

    سلام برپادشاه ثروت وسلامتی

    قدم 8هشتم

    سگ سیاه افسردگی

    یا همون فرکانس کانون توجه منفی

    که اگر متوجه باورهای منفی نشیم

    واگر یاد نگیریم چگونه ذهن رو آروم کنیم

    زندگی را نابود میکند

    که تمرینات ذهنی باعث میشه نجوای شیطانی یا همون سگ سیاه ذهنی دور بشه

    تمرین قسمت8

    1-شکر گزار داشته ها ونوشتنشون

    2-ورزش کردن

    3-ساختن دیدگاه خوب در مورد اطرافیان

    وساختن باور های زیبای توحید که به قلب جلا میده

    خیلی خیلی ممنونم ازتون بابت بابت به اشتراک گذاشتن این فایل زیبا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    صفورا کوشککی گفته:
    مدت عضویت: 1446 روز

    بنام الله یکتا

    روز 24 سفرنامه

    به جای کوچک کردن خواسته ها باورهاتو بزرگ کن

    مثال خیلی واضحی که در این مورد یادم میاد مربوط میشه به 5الی 6 سال پیش .قبل از آشنایی من با قانون.اونموقع من تو روستا زندگی میکردم و تصمیم گرفته بودم که حرفه ی آرایشگری رو یاد بگیرم.برای یهد گرفتن این حرفه من باید به شهرستان منطقه مون که چند کیلومتر بود میرفتم.اونموقع ها تو این شهرستانی که من برای آموزش میرفتم کلا 2 تا سالن خیلی مشهور بود که یکیش از اونیکی خب بالاتر بود.

    من اونموقع هیچ چیزی در مورد باور و افکارو و قوانین نمیدونستم.3 ماه کاراموزیم رو تو یکی از آموزشگاه ها گذروندم.و برنامه ام این بود که کارآموزیم تموم که شد برم تو اون سالن خیلی معروف که از اونیکی هم بالاتر بود کار کنم و شاگردی کنم و هم آموزش ببینم.

    قشنگ یادمه، آخرین روزای کارآموزیم بود هر کدوم از بچه ها یه برنامه ای داشتن واسه شروع کار یکی میخواست یه مغازه ی کوچیک بزنه یکی میخواست بره آرایشگاه سر کوچشون شاگردی کنه یه سری ها هم شریک شدن یکی از بچه از من پرسید تو برنامه ات چیه گفتم میخوام برم فلان سالن یه مدت کار کنم تا دستم راه بیفته اسم اون آرایشگاه معروفم آوردم بعد اون خانومه برگشت به من گفت حالت خوبه ؟ توهم زدی؟ با یه لحن تمسخر گفت مگه آخه ترو اونجا قبول میکنن.ماها حالا باید اول بریم توی سالنای کوچیک شاگردی کنیم دستمون که راه افتاد بعدبریم تو یه سالن معروف . بعد تازه اگه اون سالن معروفه قبول کنه.من چون تو روستا زندگی میکردم هیچ شناختی نسبت به این سالن معروف نداشتم واصلا نمیدونستم که کجاست و فقط شنیده بودم که یه سالن هست تو این شهر و خیلی معروفه و … این خانومه چون تو این شهر زندگی میکرد همه رو میشناخت بهم گفت اونا که اصلا قبول نمیکنن اونا 6،7 تا خواهرن غریبه هارو قبول نمیکنن.من یه کمی سست شدم ولی اینجور نبود که من قبول کنم بگم چون این خانومه میگه پس حتما اینجوریه خب این بزرگ شده ی اینجاست و همه چیو میدونه و فلان..

    باخودم گفتم حالا میرم شاید قبول کنن .ولی تو دلم خیلی امیدوار بودم که قبول میکنن اونموقع با اینکه اصلا چیزی از باورا نمیدونستم ولی ناآگاهانه داشتم از این ترفند استفاده میکردم.با خودم میگفتم لابد این سالن معروفه کسایی که اینجا زندگی میکنن رو قبول نمیکنه چون میترسه نکنه بعدا رقیبش بشن.ولی منکه از یه جای دیگه میام حتما قبول میکنن.خلاصه یه روز رفتم اونجا فک میکنم یه روز تعطیلی سالنم بود فقط یکی از شاگرداشون اونجا بود بهش گفتم میخوام بیام اینجا کار کنم.شمارمو ازم گرفت تو دفتر نوشت بعد دفترو بهم نشون داد گفت خیلیا اومدن شماره گذاشتن.فعلا نیرو نمیخوان اگر خواستن تماس میگیرن.

    بعد دیگه من اومدم و با خودم گفتم معلوم نیست زنگ بزنن شماره ها زیاد بود، ولی زیاد درگیرش نشدم.گفتم ممکنه زنگ نزنن واسه همین رفتم پیش یکی از دوستام که قبلا مدت خیلی کوتاهی پیشش شاگردی میکردم.اینبار اون به من پیشنهاد شراکت داد گفت تو بیا اینجا همه چی از من فقط هفتگی کنیم یه هفته تو وایستا یه هفته من.چون بچه مدرسه ای داشت نمیتونست کلا آرایشگاه باشه.آرایشگاه خیلی کوچیکی بود تو یه شهری نزدیک روستامون ولی نه اون شهری که سالن معروفه توش بود.

    خلاصه که فرصت خوبی بود برای من ، چون من فقط کارای اولیه رو بلد بودم همین موقعیت باعث شد که خودمو به چالش بکشم و همه چیو کم کم کم کم یاد بگیرم و با مشتریا سرو کله بزنم.

    به یک ماه نکشید از اون سالن معروفه بهم زنگ زدن و گفتن شاگرد میخوایم میتونید از فردا بیاید بدون لحظه ای مکث یا فکر کردن گفتم آره میام و از پیش اون دوستم در اومدم و فرداش رفتم تو اون سالن معروفه شروع به کار کردم. تو تمام مدتی که اونجا بودم آدمای زیادی میومدن و میرفتن و شماره میذاشتن که بیان شاگردی ولی اونا همه رو رد میکردن.حتی تو اون آموزشگاهی که من آموزش میدیدم یه خانومی بود که به اصطلاح ور دست استاد بود هم منشیش بود روزایی که استاد نبود اون خانومه به ما آموزش میداد.حتی اون خانومم یه با اومد اونجا برای درخواست شاگردی وقتی منو اونجا دید خیلی تعجب کرد گفت تورو چجوری قبول کردن و اینا و…

    بعد بهم گفت میشه با صاحب کارت صحبت کنی منو قبول کنه اینجا تو که میدونی کار من خیلی خوبه بهشون بگو و واقعا هم کارش خیییلی از من بهتر بود وقتی با صاحب کارم صحبت کردم گفت نه شاگرد نمیخوایم.با اینکه نیرو هم لازم داشتیم گفت نه نمیخوایم.

    تو اون دوران من خیلی فکر میکردم که چطور شد که منو قبول کردن با اینکه من وقتی رفتم اونجا خیلی زود زود فهمیدم که بابا اینجا اصلا اونجوری که عموم مردم در موردش فکر میکنن نیست.یعنی اصلا چیز دور از دسترسی نبود.بعد تازه اونم شاگردی.

    همیشه با خودم میگفتم بابا دیگه شاگردی همچین جایی که شکستن شاخ غول نیست که این همه آدم دور از تصور میدونن.

    بعد از یه سال از اونجا در اومدم چون خیلی مشکل رفت و آمد داشتم و چون اون پولی که بهم میدادن جواب کرایه هارو نمیداد تصمیم گرفتم دوباره برگردم با دوستم به شراکتمون ادامه بدیم چون فکر میکردم خیلی چیزا یاد گرفتم که فقط باید مشتری زیر دستم باشه تا انجامش بدم…و دوباره تقریبا یه سال که پیش دوستم بودم ما مهاجرت کردیم اومدیم تو همین شهری که اون سالن معروفه توشه.

    دوباره رفتم تو همون سالن مشغول به کار شدم.بعد از دوسه ماهم کلا در اومدم بیرون و یه سالن خیلی شیک و بزرگ تو همین شهر زدم البته شراکتی.هنوز به درامد نرسیدم ولی هروز دارم بهترو بهتر میشم.

    اینا رو به عنوان رد پا نوشتم.و اینکه خواستم بگم چون تو روستا بزرگ شده بودم هیچ تصوری درمورد اینکه اینجا در مورد سالن های بزرگ چی فکر میکنن نداشتم و فکر میکردم که خب من میرم اونجا میگم میخوام اینجا کار کنم و از فرداش شروع به کار میکنم.همین یعنی هیچ اما و اگری هم توش نمیاوردم.

    فکر میکنم برای تمام خواسته هام باید این مورد رو به خودم یاد آوری کنم.که من یه بار موفق شدم.چرا دوباره نشم؟؟؟

    در پناه الله یکتا شاد و ثروتمند باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    Sos گفته:
    مدت عضویت: 2594 روز

    به نام خدای که هدایت و راهنمای منه ….

    سلام استاد بزرگوارم و بانو شایسته مهربان

    روز بیست و چهارم تحول زندگیم

    …………………‌‌‌‌‌‌‌‌‌

    زمانی بود اصلن فرصت ها که برام پیش می اومد به راحتی از دست میدادم اون روزها باور نداشتم بتونم زندگی مو تغییر بدم فقط مثل ربات کارهای بیهوده بدون کوچکترین علاقه انجام می‌دادم…

    مخصوص توی جامعه ما فردی که به ثروت رسیده باشه همش میگفتن اینها دزدن،رانت داره ، توی دولت نفر داره، با پول مردم اومده بالا و غیره ….

    قبلنا میدیدم یا میشندم مگه میشه یه نفر بشه ماهی 100 میلیون دارمد داشته باشیم همه رو متهم می‌کردند ولی یه بار بی عرضگی خودشون گردن دیگران میذارند

    جالبه برام هنوز مردم دنبال دعانویس برای بهبود زندگی خودشون هستند  هنوز میگن ما رو سحر کردند بخاطر اینه بدبختی زیاد داریم  ایناها خدا رو فراموش کردند با اینکه نماز ،قرآن، بیشتر مذهبی ها این چرت و پرت ها باور دارند فک می‌کنند عوامل بیرونی توی زندگیشون تاثیر دارند …..

    خدایا شکرت منو جز هدایت شدگان قرار دادی ……

    من همیشه آروز داشتم که یه درآمد داشته باشم بصورت آنلاین که 24 ساعته برام خلق ثروت کنه فقط شنیده بودم توی خواب هم میتونم درآمد داشته باشیم این شروع تحقیق من  بود برای این خواسته با تمام وجودم باور کرده بودم منم میتونم چنین درآمدی اتوماتیک خلق کنم راهنمایی نداشتم بهم بگو از این جا شروع کن فقط توی اینترنت درباره این کسب و کارها زیرو کردم خیلی جاها به تضاد میخوردم بعضی جاها ناامید میشم برای ادامه ندادن از طرف دگه خانواده خیلی فشار می‌آوردند داری خودتو نابود میکنی مگه میشه همش دورغ ولی اون رویا چنان توی وجودم ریشه کرده بود نمی تواستم جا بزم خیلی سایت ها ثبت نام کردم برای درآمد دلاری شب تا صبح کار می‌کردم پول کمی می‌داند خوب من موفق شده بودم درآمد کوچکی داشتم امیدم بیشتر شده پس میشه ……

    وقتی باور کردم که میشه خداوند هدایتم کرد سمت حطیه کاریم که بخاطرش به دنیا اومده بودم روحم تایید می‌کرد وارد دنیای نو ظهور بلاک‌چین شدم این شروع عصر تازه زندگیم شد……

    استاد عزیزم همه دارند میگن وارد بحران اقتصادی جهانی شدیم اون 5 سال طول میکشه دارند میگه همه چی گرون شده چطور از پس هزینه هامون بر بیایم ولی من از وقتی که خدا حقیقی رو شناختم و هدایت شدم به قوانین بدون تغییر الهی

    فقط دارم فرصت های بی نظیر و فوق‌العاده این بحران رو شناسایی میکنم مطمن هستم میتونم میلیادر ها دلار خلق کنم توی این شرایط که همه ترسیدن فقط به فکر ناخواسته شون هستند من دارم نهایت استفاده رو میبرم هم دارم سرمایه‌گذاری

    میکنم …..

    خدایا سپاسگزارم بینش منو وسع کردی

    خدایا سپاسگزارم بابت استاد عزیزم که نعمت این روزگار برای افراد جویای حقیقت و یکتا پرستی

    خدایا سپاسگزارم بابت الهامات شگفت انگیزی که بهم میکنی برای بهبود شرایط زندگیم

    خدایا سپاسگزارم بابت این سایت الهی که سرزمین عاشقان برای تغییر در تمام جنبه ها

    خدایا سپاسگزارم بابت وجود خودت که ما رو هر لحظه هدایت میکنی سمت خواسته هامون

    میلاد پسری از نور الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1440 روز

    سلام استاد مهربان

    سلام بر دوستان خوبم

    خداروشکر که امروز خودم را هم با فایل های استاد در حال شروع کردن هستم

    نقش باورها بسیار عالی و مهم هستند در زندگی من

    باورهایی که با بهترین و ساده ترین راهها اتفاقات و بزرگترین خواسته ها را به زندگی من وارد می کنند

    وقتی آنچه که من می خواهم و در دیگری می بینم و نمی توانم آنرا به دست بیاورم انهم بخاطر باورههای غلطی که دارم زمانیکه به آن دست پیدا نمی کنم شروع می کنم به ایراد گرفتن و عیب و ایراد زدن به ان

    در حالیکه با تغییر باورها و تغییر دیدگاههای خودم می توانم به هرانچه که می خواهم دست پیدا کنم

    نکته عالی که امروز در این فایل یاد گرفتم این بودکه

    هروقت که کسی به یک موقعیت و یک هدف بزرگ و خوب دست پیدا می کند به خودم بگویم که او چکار کرده است که توانسته است به این جایگاه دست پیدا کند و چه محدودیت ها و چه ترمزها و چه کمبودهایی در من وجود دارد که من با تغییر باورهای خودم به آن دست پیدا کنم

    از همه مهمتر اینکه وقتی کسی به خواسته و هدفی دست پیدا می کند این برای من ثابت می شود که من هم می توانم به همان هدف و خواسته دست پیدا کنم

    راه آنرا من بلد نبودم ولی از حالا دنبال راه آن را می روم و یاد می گیرم

    یاد گرفتم که یک چیزی را در ذهن خودم می سازم و بعد با باورهای خوب آنرا در جهان بیرون خودم می سازم و اجرا می کنم

    نکته عالی که دیگر یاد گرفتم این بود

    وقتی کسی در مداری که من می خواهم کاری را انجام بدهم او نیست هرگز لزوم ندارد که برای او توضیح داد و شرح داد و بحث کرد چرا که این کار انرژی من را می گیرد

    بهترین کار این است که خودم برای خودم با بهترین باورها کاری را انجام بدهم و باور داشته باشم که می شود

    بر ترس های خودم غلبه کنم و خودم خلق می کنم شرایط را

    نکته عالی دیگری که یاد گرفتم با ساختن باورهای عالی جهان خودش برای من تبلیغ می کند و خود جهان بهترین راهکارهای عالی را سر راه من قرار می دهد

    آنچه را که ندارم هم می توانم و هم باور داشته باشم که با ساختن باورهای خوب آنرا به دست بیاورم و به دست هم خواهم آورد

    در کنار همه اینها داشتن یک الگوی خوب و مناسب هم مهر تاییدی بر رسیدن به هدف خودم خواهم زد و می زنم

    باز یاد گرفتم که

    هیچ چیز غیر ممکن نیست

    همه چیز دست یافتنی است

    وهمه اینها شدنی است و تنها با باور می توان انرا ساخت

    نکته عالی دیگری که از استاد یاد گرفتم این بود که وقتی به هدف خودم می رسم تا نرسیدن به آن هدف هدف بعدی را برای خودم انتخاب کنم که تا زمانیکه به هدف خودم رسیدم هدفی دیگر سرراه هم باشد آنهم هدفی بزرگتر

    آنچه که قابل ستودنی است این بود که

    بجای اینکه هدف خودم را کوچکتر کنم باورهای خودم را بزرگتر کنم

    بجای اینکه هدف خودم را کوچکتر کنم باورهای خودم را بزرگتر کنم

    بجای اینکه هدف خودم را کوچکتر کنم باورهای خودم را بزرگتر کنم

    این نکته فوق العاده و عالی بود برای من

    از این فایل امروز باز کلی مطالب گرانبها یاد گرفتم

    ممنونم از استاد مهربان و عزیز

    سپاس از خدای خوب خودم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    سمیه گفته:
    مدت عضویت: 2301 روز

    بسم الله النّور

    برگی از روزشمار تحول زندگی من ، روز بیست و چهارم

    سلام استاد عباس منش عزیز

    چقدددددر من به این فایل نیاز داشتم. ممنون خانم شایسته ی عزیز.

    نمی دونم چه باوری و چه برداشت اشتباهی باعث شده بود که فکر کنم که درخواست هم باید تکاملی باشه! به طور مثال من فقط به یک ماشین دلخواهم فکر می کردم و به اشتباه فکر می کردم که من که تا بحال یه دوچرخه هم برای خودم نخریدم پس فکر کردن به لندکروز آفرود مشکی عالیه و هنوز وقت این نشده که من چند تا ماشین بخوام! بهتر بگم انگار فکر می کردم که وقتی تکاملی به خواسته هامون میرسیم پس درخواست هم باید تکاملی باشه!!! وای خدای من ! خدای من! خدای من! راستش انگار من اینقدر ترمز تو باورام دادم که موفقیت دیگران رو بهتر از موفقیت های خودم باور میکنم ! و دقیقاً همین الان اینو فهمیدم!میانگین درآمد پارسال من 750/000 تومن بوده و میانگین درآمد امسالم4/000/000 هست ، یعنی بیش از پنج برابر! و جالبه من که این رو تجربه کردم ، یعنی رسیدن به افزایش درآمد پنج برابری رو تجربه کردم ،در تعهد جدیدم دیگه باید حداقل پنج برابر می نوشتم! در صورتیکه من همون سه برابر رو نوشتم! خوشحالم که الان اینو فهمیدم !

    و اما تمرینی که آخر این فایل خواسته بودین ، امروز یادم اومد که وقتی دبیرستان بودم ، معدل نمرات خیلی خوبی داشتم ، چند درس بودن که نمراتم همیشه بالای نوزده و یا بیست بودن. یادگرفتن ادبیات و تاریخ رو دوست داشتم، اما حفظ کردن درس هایی مثل تاریخ و ادبیات رو دوست نداشتم .همیشه هم تو دبیرستان رویای من رتبه ی زیر ده بود! فیزیکم انقدر قوی بود که تو کتابخونه بچه های تیزهوشان که تو تستهاشون گیر می کردن میومدن من براشون راحت حل می کردم. پیش دانشگاهی که بودم یه بار معلم ادبیاتمون بهم گفت: احمدی حیفه! حیفه که همه درسات عالیه اما ادبیاتت 16 ، 17 هست. تست هم که نمی زنی! میدونی که با این وضع هیچی قبول نمیشی!ادبیات خییییلی مهمه و برگ برنده است! من باور کردم! من باور کردم ! و همیشه وقتی داشتم بقیه درسام رو می خوندم تو ذهنم میومد که من با این وضع ادبیاتم هیچی قبول نمیشم! من 60درصد ادبیات میزدم. الان یادم نیست که رتبه من چه عدد نجومی ای بود! چهل هزار بود ، هفتاد هزار خلاصه یادم نیست. اما اواخر مهر ماه همون سال توی اتوبوس یکی از همون بچه های تیزهوشان که سوالات فیزیکش رو همیشه از من می پرسید رو دیدم که شریف قبول شده بود! وقتی درصدهاش رو پرسیدم خشکم زده بود! تا چند ماه بهش فکر می کردم . که چرا درصدهای من اینقدر بهش نزدیک بود ولی تفاوت رتبه تا این حددددددددد! الان می فهمم که چه اتفاقی برای خودم خلق کرده بودم!

    و اما تجربه من از اینکه باور مخربی رو نپذیرفتم و محکم پیش رفتم و به رویام رسیدم. فروردین امسال که برای یکی از طرح های تدریسم به مدارس میرفتم ، یکی از مدیرا محکم بهم گفت شما باید با آموزش و پرورش همکاری کنید تا بتونید جذب شاگرد داشته باشید. غیر ازین بیفایده است و خودتون تنها نمی تونید جذب شاگرد داشته باشید.بهشون گفتم من اصلاً نحوه ی کار آموزش پرورش رو در آموزش زبان انگلیسی قبول ندارم. گفت یکی دو سال به ساز اینا برقصین و وقتی حسابی شاگرد جذب کردین مستقل شید! اما من گفتم نه! خدا روشکر می کنم که اینقدر باورام قوی بود که اون باور مخرب رو نپذیرفتم! و گفتم من میخوام آقای خودم باشم! من میخوام استقلال داشته باشم! و نمیخوام وابسته به هیچ کسی باشم! و از اون مدرسه اومدم بیرون و به مسیرم ادامه دادم و خوشحالم که با پایداری و ساخت باورهای قدرتمند کننده و ندید گرفتن و نپذیرفتن اون باور مخرّب به رویای خودم رسیدم. و من نه تنها امسال تابستون پرباری داشتم و درآمد سه ماه تابستان من از درآمد کل 12 ماه سال قبلم بیشتر بود! بلکه شاگردای امسالم برای طرح تابستان 1402 روزشماری می کنند.

    از این مثال ها زیاده هم منفی و هم مثبت. خیلی خوشحالم استاد از تمرینی که آخر فایل گذاشتین. بهم خیلی چیزا یاد داد.

    استاد عباس منش : امیدوارم رو باورهاتون کار کنید! تاکید می کنم تاکید می کنم ، تاکید می کنم هر حرفی رو نشنوید ! هر چی که بهتون احساس بدی میده ،هر فکری که احساس بد بهت میده، احساس ناتوانی بهت میده ، احساس نگرانی بهت میده ، احساس ترس بهت میده ، دلشوره درت ایجاد می کنه، هر فکری! هر کسی بهت گفته باشه …باورش نکن!

    اما هر باوری که احساس خوبی بهت میده بسازش!

    ممنونم استاد عباس منش بزرگوار

    خداوند رو هزار مرتبه شاکرم برای این آگاهی ها

    تمرینم رو با تاخیر انجام دادم اما خوشحالم که انجامش دادم.

    پیش به سوی روز بیست و پنجم سفرنامه

    اللّهم ثبّت اقدامنا

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    سعید صادق زاده گفته:
    مدت عضویت: 1440 روز

    سلام بر استاد مهربان

    سلام بر همگی دوستان خوبم

    چقدر این فایل برای من عالی بود

    خدا را شکر که این هدایت را داشتم تا این فایل را بشنوم و کلی نکته و درس از آن یاد بگیرم

    باور

    مهمترین نکته ای که من در این جهان باید آنرا بسازم تا به خواسته های خودم برسم

    و وقتیکه من تغییر کنم و شروع به ساختن باورهای جدید و عالی کنم جهان هستی هم آدمهایی را سر راه من قرار می دهد که به من کمک می کند تا من به خواسته های خودم برسم

    چقدر این باور و ساخت باورها بسیار مهم است

    نکته عالی

    وقتی من در مسیر ردست باشم و باورهایی قدرتمند برای خودم بسازم جهان هستی هم دست به دست هم می دهد تا من را به خواسته های خودم برساند و همه برای من دستهای خداوند روی این کره خاکی می شوند تا به من کمک کنند

    به جای ناباوری روی خواسته های خودم نگاه کنم

    به این موضوع فکر کنم که وقتیکه فلانی رسیده است پس من هم می توانم و خواهم رسید

    یک باور عالی

    در ذهن خودم این را بسازم که می شود

    و یک نکته دیگر

    وقتی من هدفی را انتخاب می کنم در زمان رسیدن به آن هدف ،هدف دیگری را برای خودم انتخاب کنم

    آنوقت اینگونه که عمل کنم همیشه ذهن من دنبال اهداف و خواسته های من خواهد بود

    بی شک دستهای خداوند هم در این مسیر به من کمک خواهد کرد

    باورهای خودم را عوض کنم

    بجای اینکه خواسته های خودم را کوچکتر کنم باورهای خودم را بزرگتر کنم

    اینرا همیشه به یاد داشته باشم

    وقتی فلان شخص توانسته است به آن خواسته و هدف برسد پس من هم می توانم و خواهم توانست

    این باور و این الگو را برای خودم بسازم

    نکته زیبایی دیگر

    دیدن موفقیت دیگران و تحسین کردن آن موفقیت

    شکر خدا را بجا آوردن برای دیدن موفقیت دیگران

    این رمز پیروزی است

    خواسته های خودم را پایین نیاورم بلکه مدام خواسته های خودم را بالا و بالاتر ببرم

    آموختم که

    هر چیزی که حس و حال من را بد می کند و حالم را خوب نمی کند و استرس به من می دهد را باور نکنم

    هر آن چیزی که حالم را خوب نگه می دارد بسازم باوری قوی را

    این ساختن باور برای من زمانی به من کمک کرد که همیشه ترس از شروع و استارت کار داشتم

    همیشه دنبال سرمایه و کمک دیگران بودم

    اما اکنون می دانم که بدون سرمایه اولیه هم می توان صاحب کسب و کار شد و به موفقیت رسید

    ممنونم استاد خوبم

    سپاس از خدای فراوانی ها

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: