این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
این فایل نشانه امروز من بود خیلییییی عالی بود بارها شده که فایل های نشانه ام حتی تکراری بودن بازم موقع نگاه کردن یه چی جدیدی یاد گرفتم
خدااااا رو شکرررررر
در مورد این فایل یادمه که وقتی پیش دانشگاهی بودم داشتم برای کنکور میخوندم به همه گفته بودم دوست دارم رشته عمران دانشگاه دولتی قبول بشم اما همه میگفتن عمرن قبول بشی هر کی قبول شده مدرسه نمونه بوده اینطور بوده و از این حرفا
و من گوشم بدهکار نبود
خدارو شکر دقیقا همون رشته دانشگاه دولتی قبول شدم
وبرعکسش اینکه
بعد اتمام دانشگاه میخواستم آزمون نظام مهندسی بدم همه میگفتن خیلی سخته فلانی و فلانی که مخ بودن مغز بودن قبول نشدن نمیشه خیلی خیلی باید زمان بزاری چند سال باید امتحان بدی تا دستت بیاد و این حرفا
کلا من بی خیالش شدم
بعد یکی از دوستان که تو دانشگاه خیلی خیلی ضعیف بود و همیشه در س هارو 2 سه بار میفتاد و به زور مدرکش گرفت شنیدم قبول شده
همون سگ سیاه باعث شد من الان اینجا تو این بهشت باشم
سگ سیاهی که تمام وجودم رو گرفته بود و نقابی شده بود به چهرم و اون منو میبرد به هر طرفی که میخواست و من طبق دستور اون عمل میکردم و هر روز داغون تر از قبلم میشدم و فقط ادا و شو بود حتی خنده هام!!!
خدایا بی نهایت شکر شکر شکر برای اینکه با تضادهات مارو رشد میدی و هدایت میکنی به سمت بهشتت شاید اگر اون سگه نبود زندگی هم بی معنی بود دقیقا طعم قشنگ زندگی رو وقتی میشه چشید که اون سگ رو رام خودت میکنی در کل خدا هیچ چیزی بدی خلق نکرده اگر اون سگ سیاه هست از اون ورم نور و امید و عشق هست
فقط خدایا شکرت که الان روحیه و انرژیم و اعتمادبنفسم ۱۰۰۰برابر از یک سال قبل شده فقط شکرت خداجونم🧡❤💚❤
راستی این ویدیو منو یاد این شهر فریدون مشیری انداخت:
سلام دوستان.من خیلی دوست دارم از نتایجی که گرفتم بگم که دوستانمون هم انگیزه بگیرن. من خودم الان که این فایل رو گوش کردم تازه متوجه شدم که چه باور های قدرتمندی در مورد شغلم دارم. من تو سن۲۷ سالگی در حالی که کارشناسی تاسیسات داشتم و بیکار بودم وبه یه سری تضاد های شدید برخورده بودم. یه روز تصمیم گرفتم که برم ارایشگری رو شروع کنم و احساسم میگفت همه ازادی هایی که میخام رو این کار داره و من داخل ذهنم و همون باور هام چه دنیای قشنگی رو میدیدم. اینکه دیگه کارگری نمیرم مغازه خودم رو دارم چقدر ازادی زمان دارم و اقا بالاسر نداشتن و هزاران مزیت دیگه رو دارم. وارد این شغل شدم و الان هر روز و هر روز داره نتایجم بزرگ تر میشه. و دوست دارم از اون باور های قدرتمند خودم راجب شغلم بگم که چه چیزهایی هرگز نتونست مانع من در رسیدن به اهدافم تو این شغل بشه. این که تو با لیسانس تاسیسات میخای بری یه ارایشگر ساده بشی و قیجی بزنی تو سر مردم. این که تو دیونه شدی. این که فلانی که انقدر گرگ تو ارایشگری به جایی نرسید و تو میخای برسی. این که تا کی یاد بگیری تاکی مغازه بزنی و عمرت تموم میشه و همه این حرف ها رو من اهرم رنج ولذت خودم قرار دادم و هر روز پر انرژی تر میشم تو این مسیر و الان دارم روی باورهای داشتن سالن شخصی خودم کار میکنم. ممنون از همتون
جلسه بیست و چهارم از دوره بی نظیر روزشمار تحول زندگی ….
من عاشق این جلسه شدم ، واقعا خیلی خیلی خیلی احساس قدرت میده ، احساس خالق بودن میده
مثال شماره یک که نقش باور های سالم در موفقیت را شرح میدهد :
دوستان من چند سال پیش کلاس روباتیک میرفتم و کلی روبات میساختیم و محیط جذابی بود برام
بعد یه مسابقات بین المللی برگذار شد و من و یکی از دوستانم هم تیمی شدیم و داخل رشته روبات های فوتبالیست شرکت کردیم ، دوستان چند تا از مسابقات را بردیم و چند تا هم مساوی کردیم ، حالا نکته ای که هست ما اصلا مقام نیوردیم ، با اینکه روبات مون از لحاظ فنی از همه روبات ها یه سر و گردن بالاتر بود . و نکته جالب تر اینکه با کسی که نفر اول مسابقات روبات های فوتبالیست شد ما مسابقه دادیم و نتیجه یک یک برابر شد . یعنی میخوام بگم تا این حد برابر بودیم و تا این حد روبات ما عالی بود ….
در آخر ما هیچ مقامی نیوردیم ، اما با نفر اول مسابقات ، مسابقه دادیم و برابر شدیم . فکر میکنید چه چیزی باعث تفاوت نتیجه ها شد ؟ روبات ها کاملا برابر بودند ، اما نتیجه ها خیلی فرق داشت ؟؟ من بعد از مسابقه با اون دوست مون که نفر اول شد صحبت کردم و داخل همون چند کلمه اول متوجه باور های قوی ای که داشت شدم . البته به طور نا آگاهانه رعایت میکرد قوانین را . ایشون با این باور شرکت کرده بودند که انگار ایمان داشتند اول میشوند و مثل روز براشون روشن بود که اول میشوند ، اما ما با این باور شرکت کردیم که هرچی خدا خواست ، انشالله که اول میشیم 😂😂😂
و خب واقعا میبینید که باور های متفاوت نتایج متفاوت خلق میکنه
مثال شماره دو که تاثیر باور های غلط بر میزان موفقیت را نشون میده :
یه دوستی دارم به اسم سجاد . خیلی پسر خوش ذوق و خوش برخورد و هدف دار و اهل حال هست . در کل اگر بخوام به شخصیت ش نمره بدم از صد نود و پنج میدم . آقا سجاد از هجده سالگی دنبال این بود که فوتبالیست بشه . هم علاقه داشت و هم استعداد و هم خب میدونست که میتونه خوب پول بسازه از فوتبال . آقا یه سال شب و روز ش را گذاشت و تلاش و پشتکار و انصافا خوب تلاش میکرد . تکنیک عالی ، بدنسازی و … همه چیز اوکی بود . رفت برای تیم سپاهان تست داد و از بین هفتاد و پنج نفر انتخاب شد و خب همینجور که میبینید قطعا توانایی بالایی داشت در فوتبال . اما امان از دست باور های مخرب ، دوستان ته ته ته ش آقا سجاد هیچ موفقیتی در زمینه فوتبال کسب نکرد و دست از پا دراز تر برگشت خونه … هرچند میگم هم خودش پسر عالی هست هم مهارت عالی در فوتبال داره . من وقتی دیدم ش باهاش صحبت کردم و ته باور هاش این بود که داخل فوتبال هرکس به جایی رسیده با پول و پارتی رسیده . به طور معمولی هیچکس به هیچ جا نمیرسه . برای تک تک بازیکنان تیم ملی هم داخل ذهن ش ساخته بود که با پارتی و پول به یه جایی رسیده بودند . و خب در این مثال واقعی مشاهده کردید که هرچقدر هم مهارت عالی داشته باشید اما باور های مناسب نداشته باشید هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد …
⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
مهم ترین قانون جهان این هست که آقا جهان بر اساس باور ها و فرکانس های هر شخص اتفاقات زندگی ش را رقم میزنه ….
یعنی هرکسی هر شرایطی در هر جنبه ای دارد ، چه خوب چه بد کاملا خودش اونها را خلق کرده . نه هیچ عامل بیرونی دیگه . شرایط به دست فرکانس ها سر راه ت قرار میگیرند و این واقعا برام یه اصل ثابت شده ست
وقتی که ما این قانون جهان را درک کنیم ، خیلی خیلی دید مون باز تر میشه . دیگه هر خواسته و هر آرزو و هر هدفی که داریم سریع میشینم باور های هماهنگ با اون خواسته را میسازیم و به دنبال شرایط بیرونی برای بدست آوردن خواسته مون نیستیم .
وقتی قانون را خوب درک کنیم هنگامی که داستان موفقیت یه فرد را میشنویم که ماهی بیست میلیارد درآمد داره و باغ و خونه آنچنانی داره ، سریع با خودمون میگیم ایول عجب باور های قوی داشته که این خواسته ها را خلق کرده . وقتی این تونسته من هم میتونم فقط باید بگردم راه ش را پیدا کنم ….
وقتی یه خواسته ای داریم ، فارغ از اینکه از نظر بقیه چقدر بزرگ و غیر ممکنه ، فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیه ،فقط باید تمرکز مون را بذاریم روی ایجاد باور های هماهنگ با خواسته مون و تامام تامام
بقیه اتفاقات خودش رخ میده . به همین سادگی و خوشمزگی …
“وقتی به دنبال کسب نتیجه ای هستی که افراد زیادی با وجود تلاش های زیاد، هرگز موفق به کسب آن نشده اند. هرگز در تله تجارب نامناسب دیگران نیفتید و آن را به عنوان یک کار غیر ممکن نپذیرید.”
وقتی خووووب به این جمله فکر میکنم یاد احساس های بدی میوفتم که وقتی راجب هدفی با یه سری از افراد حتی افراد خانواده حرف میزدم، دم از نشدن میزدن. دم از اینکه فلانی اینکار رو کردو نشد! وقتی خوووب به این جمله خیره میشم میگم چقد تمرین های سایت در عین حال که سادس، زیرکی و تیز بودن خاص خودشو میطلبه . باید هر چه میتونیم هوشیار و آگاه باشیم که همین که حس بد داریم احساس رو برگردونیم به حالت خنثی و بعد به باور مقابل او باوری که افراد به ما گفتن و احساسمون بد شد!
چن روز پیش داشتم راجب سود در بورس حرف میزدم که همینکه دهنمو وا کردم، خواهرم گفت که فلانی 5 میلیون گذاشته و بعد 1 سال فقط همون اصل پولش برگشته! اولش حس بدی گرفتم و کلی غصه خوردم که ای بابا هنوز شرو نکرده دیدم به درد نمیخوره که!(اخه با هدایت قلبیم یه فایل گرون قیمت از یه شرکت معتبر جهت اموزش بورس خریده بود و کلی ذوق داشتم تا شرو کنم.) بعد رفتم به یه محیط خلوت و با خودم گفتم که استاد گفت احساس خوب اتفاق خوب/ شدن یا نشدن چیزی رو من تعیین میکنم . من باور رسیدن به خواستم رو میسازم. اینقد این کلمات رو تکرار کردم که احساسم و ذوقم برگشت.
من عاشق باغچه و گل و گیاهم ولی حیاط خونمون اونقد فضا نداشت که بخوام تو خاک باغچه ای جایی بکارم. بخاطر همین رفتم تو جعبه میوه سبزی خوردن و تربچه اینا بکارم. بعد اینکه با کلی ذوق خاک اوردم و ریختم تو جعبه و خواستم دونه بپاشم، مامانم گفت ای بابا تربچه ها رو زحمتشون هم نکش اصلا درنمیاد!!! باز حس بد رسید . باز احساس کردم اب یخ ریختن و کلی من ادامه دادم هر روز با تربچه ها صحبت میکردم . اتفاقی که افتاده بود برخلاف مادرم بودو کلی تربچه دراومده!!!
فهمیدم باید خیلی اگاه باشم که چی میشنوم. میبینم و تو ذهنم اثر میدم
قبل از اینکه به هدفتون برسید به اون ورژن و یا حد رویاتون برسید. رویاهای بلندتر و بزرگتر رو انتخاب کن . این نکته ای هستش که خیلی ها رعایت نمیکنن و خیلی زود به جایی میرسن که در جا میزنن و به حالت و سمت و وضعیت قبلیشون میرسم!!!
این نکته عالی بود. آگاهی که کشف کردم اینه.
هرگز از مسیر هدایت و پیش رفت دور نشو. دور شدن ما رو به حتی نقطه اول میرسونه. همواره باید در حال باور ساختمن و هدف گذری باشیم. همواره به هدایت الهی چنگ بزنیم و پیش بریم. چون لازمه رسین به حد بالاها و یا حتی حفظ نتایج قبل، حرکت کردنه.
خدایا شکرت بابت استاد عزیز و این آموزه های بینطیر که چرغ راهی شدن به سمت صراط مستقیم.
به جای کوچک کرده خواسته م باورهامو باید بزرگ کنم .
همین جمله مثل یه تمرین هست که باید ذهنمو کنترل کنم و هیچوقت نگم فلان خواسته در حد و اندازه من نیست . در حالی که خدا منو خلق کرده و بی اندازه بزرگ هستم و میتونم کارهای فوق العاده انجام بدم بشرط اینکه خودمو باور کنم .
منم قبلا وقتی بعضیارو میدیدم که چقدر مشتری زیاد دارن میگفتم نه بابا الکیه . پیام های الکی اصلا میزنه خودش درستشون میکنه . چون بعضی ها کارهاشون خیلی معمولی بود و من خیلی تعجب نیکردم که آخه کی از این خرید میکنه کارهاش جالب نیست و اونقدر تمیز نیست . چون با کارهای خودم از نظر تمیزی و کیفیت مقایسه میکردم . و نمیتونستم باور کنم که اصلا مشتری بخواد خرید کنه ازشون .
همیشه بهونه های جورواجور میوردم . من بدشانسم فلانی خوش شانسه . من بلد نیستم فلانی بلده .
من تازه کارم ولی اون چندساله داره کار میکنه .
من قیمتام بالاس ولی اون قیمتاش پایینه .
من کار هنری میفروشم مردم پول ندارن بیان بخرن و جزو اولویت نیست براشون
ولی اون داره مثلا لباس یا لوازم آرایش میفروشه برای همین هم مشتری زیاد هست براش .
خلاصه کلی بهونه داشتم برای به جایی نرسیدنم فقط بخاطر اینکه باورهای ذهن فقیر رو داشتم .
الان این آگاهیها رو بدست دارم میارم ولی تغییر نکردم چون من تا الان باورهای منفی زیاد داشتم و توقعی نیست که یه شبه تغییر کنم ولی توقع دارم از خودم که هرروز بهتر بشم از روز قبلم و ریشه هارو قوی کنم .
الان هم تا ذهنم میخواد بهونه بیاره یا ناامید بشم به خودم زود یاداوری میکنم حرفهای استاد .
باید یه تشکر کنم از دوستانی که کامنت میزارن و در مورد نتایجشون صحبت میکنن چقدر از وقتی کامنتهارو میخونم باعث شده ذهن منطقیم توجیه بشه و خیلی خوبه .
از نتایج بعضی دوستان که خیلی سریع به خواسته هاشون رسیدن هم بازم تعجب میکردم و میگفتم خوشبحالشون 😄 ولی الان میگم اگه ایشون تونسته پس منم میتونم و خودمو مقایسه نمیکنم چون باورهایی که داریم فرق داره و تلاشی که میکنیم .
و مدتیه که تحسین میکنم موفقیتها و ثروت هاشونو و تبریک میگم .
سلام خدمت استاد عزیز ودلسوزم و تک تک عزیزان هم فرکانسی من چندروز پیش دیدگاهم گذاشتم هنوز هیچ فایل یا دوره های از استاد رو خریداری نکردم و قصد داری فعلا تا روز آخر روزشمار تحول زندگی گوش بدم نکته برداری بکنم ماجرا بکنم ….تا الان که تحول زندگی روز 24هستم…خدایاشکرت سپاسگزارم
تمرین ها رو استاد انجام دادم محشره تعهد نوشتم وحتی عکس ازش گرفتم تو گوشی دارم و هرروز نگاهش میکنم …ولی به محض نوشتن و فکر کردن به باور ها و انجام تمرینات باور سازی با اینکه میانگین درآمدم 14هست حراست هستم و بهترین جا هستم تو بیابان بهترین ایده آمد برام که راحت میتونم مناجات کنم راحت میتونم روباورهام کار کنم و هیچ آدمی نمیاد پیشم صبح تا شب تنهام این ایده آمد که تخصص در زمینه مکمل بدنسازی و تمرین دارم با دوستم که مغازه مکمل فروشی داره صحبت کردم من آنلاین براش فروش کنم اونم حضوری خیلی راحت به خدا گفت عالیه استقبال کرد خدایاشکرت وکانال زدم دارم تلگرام وبا دوستم همکاری کردم که هرچی فروختم 40درصد واسه من قبول کرد الان توی مدت کوتاه فروش کردم اصلا کانالم همه مشتری ها دارن تبلیغ میکنند برام بدون ریالی هزینه و عضو واقعی و مشتری دارم داعم اصلا باورم نمیشه فقط دارم روباور هام کار میکنم دوستم شاخدراورده میگه من حضوری به زور فروش میکنم تو چی میکنی هروز 3تومن4تومن داری فروش میکنی این کار اول خداهست و استاد عزیزدل که راه رو نشون دادبهم ممنونم ازت و قصد دارم تمام بدهی هامو اقساط زودی بدم و هیچ وقت نه اقساط بگیرم نه وام هیچ وقت فقط نقد فقط
انشالله میخام بزودی محصول رسیدن به خاسته ها و رویا ها رو از استاد خریداری کنم استارت بزنم …میخام همه رو انجام بدم چون واقعا دارم نتیجه میگیرم …..میخام 1سال دیگه درآمد 3برابری وبیشتر افزایش بدم …..
خدایاشکرت….زندگی آینه باور هاست من ایمان دارم هرکسی به جایی رسیده و صاحب همه چی شده داره نان باور هاشو میخوره شک ندارم عزیزان
برای تک تک عزیزان هم فرکانسی بخصوص استاد عباسمنش سلامتی پول آرامش وصل شدن به خداوند رو خواستارم الهی آمین….
امروز دوشنبه 13 شهریور ماه 1402 مینویسم تا بماند رد پایی برای خودم و استفاده دوستان در تکمیل ادامه کامنت هام
امروز 2 روز هست که برای آمادگی برای مسابقات شنا کشور تمرین میکنم خیلی حالم بهتر شده.مثل سالهای 98 97 قبل از پندمیک.
و جالب هست صحبت های استاد همون احساس و همون تاثیر گذاری رو داره که اون سال ها داشت که امروز متوجه شدم یعنی به یاد آوردم چرا این همه زور میزدم و حرف های استاد تاثیرش خیلی کم بود و حال خوب برام نمیومد.
آره ورزش و ورزش شنا اون هم در طول استخر خیلی تاثیر گزار هست.
سلام استاد و دوستان عباس منشی خوشحالم که اینجام و چقد حالم خوبه و اینمانم قویتر و بیشتر فعال میشه و خواسته هایی که دارم بیشتر یقین دارم که اتفاق میوفته الان من اومدم توی سایت دیگه اروم اروم نقاشی میکشم کلاسه خاصیم نرفتم فعلا ایده میگرفتم با ابرنگ خودم خریدم خواهر شوهرررم میگف الان با این سنت میخای نقاشی بکشی گفتم اره میخام@@@خخخ بعد اروم اروم رو کارتن بعد دفتر خوب گرفتم با حاله خوبی نقاشی میکشم هم کلی لذت برام داره هم باورم در مورد نقاشی قدرتمند تر شده و نقاشی قشنگ تر میکشم خداروشکر
و دوستدارم بیشتر قدرتمند کننده تر کنم
دوستدارم برم صفحه درس کنم بزارم میدونم راحت چقد راحت کلی بازدید سفارش میگیرم و چقد پولم راحت میاد به کارتمخداجوون شکررر
و چقد راحت نظر و سفارش میدن چقد با این قیمت راحت میگیرن چقد خوبه باور هام قدرتمند که این نتایجه عالی میده شکررت شکرررت راهم درسته که این اتفات خوووب داره براممیوفته شکرررت
خدایی شکرررت که هستی و لحظه به لحظه زندگیم لذت بیشتری میبرم و به قشنگیای بیشتر و ایده هایی خوبتر هدایتم میکنی
من میخام نقاشیم بهترو بهتر بشم راحت
من میخام کارم کلی تمیز با کیفیت با کلی بازدید کلی سفارش توپ داشته باشم شکرت
خودت میگی وقتی خواسته ای روشن میشه تواناییی هس مممکنه منن کلی لذت کلی حرکت کنم کلی پیشرفت
میشووود پیشرفت حسابی کرد اروم اروم
خدایی شکرررت چقد حالم اوکیه برا خودم یه ایده دارم و اروم اروم حرکت میکنم نقاشیم بهتر میشه روز به روز نزدیک تر میشویم و هدفه بعدی امادس اینترنتی تو انستا تو سایت نقاشی های قشنگم سایته رویاییم هدفهام بزرگ خوبن چون اون انرژی اون خدایی که من میشناسم کلی قدرت داره و راحت کلی سود راحت کلی تابلو قشنگ میشه و میشه و من باور دارم جهان ثروتمنده و روز به روز پیشرفت میکنع میبینم شکرت
بله من هم وقتی یاد رفتار گذشته خودم می افتم در مواجهه با افراد موفق همچین حس ناباوریی داشتم . با خودم میگفتم دروغ از راه نادرست بهش رسیده یا نهایت میگفتم طرف شرایطش خوب بوده اگه مامان بابای منم مثل فلانی بود من همچین آدم موفقی میشد م یا هزاران هزار دلیل دیگه می آوردم تا بگم اگه اون شخص موفق و من ناموفق بخاطر شرایطمون وگرنه منکه از همه لحاظ آماده هستم و لایق .
آخه من چطور میتونم لایق باشم وقتی حتی طرز فکرم رو نتونم تغیر بدم ؟ پس انتظار بی جایی که بخوام موفق بشم وقتی هنوز به آدم های موفق حسودیم میشه .
ولی به قول خانم شایسته فرق ما عباسمنشی ها اینه که دلیل اتفاقات زندگیمون رو میفهمیم.
مثلا چند روز پیش که از زور ناراحتی و نا امیدی از اوضاع زندگیم داشتم گرییه میکردم و در ذهنم مقصر تمام بدبختی هام رو همسر بدجنسم جلوه میدادم .
ندایی بمن گفت زهرا جان عزیزم هرچی که داری میکشی خواست خودته تو با باور و افکار خودت به اینجا رسیدی . پس از همه شرایط راضی باش و حست رو خرابتر نکن . کسی تو رو مجبور نکرد خودت همه چیز انتخاب کردی . الانم کلی چیزای خوب هست که میتونی لذت ببری و از اون ناخواسته ها هم چشم پوشی کنی و بهشون دامن نزنی . تو با توجه به خواسته های دوسداشتنی و قشنگت میتونی اونارو وارد زندگیت کنی و اینکه همسر تو هیچ نقشی تو سرنوشت و آینده تو نداره . اتفاقا باید ازش ممنون باشی که این رفتار هاش باعث میشه تو به خودت بیای و خواسته هات رو فراموش نکنی . چون هنوز انقدر شخصیتت قوی نشده که خودکار بری دنبال خواسته هات هنوووز لازمه تا زندگی بهت فشار بیاره تا یادت بیفته .
الان هر خانمی رو میبینم که از نظرم موفقه تلاش میکنم و بهش حسودی نمیکنم و لذت میبرم و تحسینش میکنم در موردش فکر میکنم چقدر باور های خوبی ساخته که اینطوری شده . و به خودم میگم منم تو آینده اینجوری میشم .
سلام عزیزانم
این فایل نشانه امروز من بود خیلییییی عالی بود بارها شده که فایل های نشانه ام حتی تکراری بودن بازم موقع نگاه کردن یه چی جدیدی یاد گرفتم
خدااااا رو شکرررررر
در مورد این فایل یادمه که وقتی پیش دانشگاهی بودم داشتم برای کنکور میخوندم به همه گفته بودم دوست دارم رشته عمران دانشگاه دولتی قبول بشم اما همه میگفتن عمرن قبول بشی هر کی قبول شده مدرسه نمونه بوده اینطور بوده و از این حرفا
و من گوشم بدهکار نبود
خدارو شکر دقیقا همون رشته دانشگاه دولتی قبول شدم
وبرعکسش اینکه
بعد اتمام دانشگاه میخواستم آزمون نظام مهندسی بدم همه میگفتن خیلی سخته فلانی و فلانی که مخ بودن مغز بودن قبول نشدن نمیشه خیلی خیلی باید زمان بزاری چند سال باید امتحان بدی تا دستت بیاد و این حرفا
کلا من بی خیالش شدم
بعد یکی از دوستان که تو دانشگاه خیلی خیلی ضعیف بود و همیشه در س هارو 2 سه بار میفتاد و به زور مدرکش گرفت شنیدم قبول شده
وقتی فهمیدم باز ذهنم نپذیرفت گفت حتما تقلب کرده
ممنونم از اینکه وقت گذاشتین و کامنتو خوندین
یاحق
سلام💛
واقعا تمام این کلیپ مسیر زندگی همه ماست
همون سگ سیاه باعث شد من الان اینجا تو این بهشت باشم
سگ سیاهی که تمام وجودم رو گرفته بود و نقابی شده بود به چهرم و اون منو میبرد به هر طرفی که میخواست و من طبق دستور اون عمل میکردم و هر روز داغون تر از قبلم میشدم و فقط ادا و شو بود حتی خنده هام!!!
خدایا بی نهایت شکر شکر شکر برای اینکه با تضادهات مارو رشد میدی و هدایت میکنی به سمت بهشتت شاید اگر اون سگه نبود زندگی هم بی معنی بود دقیقا طعم قشنگ زندگی رو وقتی میشه چشید که اون سگ رو رام خودت میکنی در کل خدا هیچ چیزی بدی خلق نکرده اگر اون سگ سیاه هست از اون ورم نور و امید و عشق هست
فقط خدایا شکرت که الان روحیه و انرژیم و اعتمادبنفسم ۱۰۰۰برابر از یک سال قبل شده فقط شکرت خداجونم🧡❤💚❤
راستی این ویدیو منو یاد این شهر فریدون مشیری انداخت:
گفت دانایى که گرگى خیره سر
هست پنهان در نهاد هر بشر
… لاجرم جارى است پیکارى بزرگ
روز و شب مابین این انسان و گرگ
زور بازو چاره این گرگ نیست
صاحب اندیشه داند چاره چیست
اى بسا انسان رنجور و پریش
سخت پیچیده گلوى گرگ خویش
اى بسا زور آفرین مردِ دلیر
مانده در چنگال گرگ خود اسیر
هرکه گرگش را دراندازد به خاک
رفته رفته مىشود انسان پاک
هرکه با گرگش مدارا مىکند
خلق و خوى گرگ پیدا مىکند
هرکه از گرگش خورد دائم شکست
گرچه انسان مىنماید، گرگ هست
در جوانى جان گرگت را بگیر
واى اگر این گرگ گردد با تو پیر
روز پیرى گرکه باشى همچو شیر
ناتوانى در مصاف گرگ پیر
اینکه مردم یکدگر را مىدرند
گرگهاشان رهنما و رهبرند
اینکه انسان هست این سان دردمند
گرگها فرمان روایى مىکنند
این ستمکاران که با هم همرهند
گرگهاشان آشنایان همند
گرگها همراه و انسانها غریب
با که باید گفت این حال عجیب
سلام دوستان.من خیلی دوست دارم از نتایجی که گرفتم بگم که دوستانمون هم انگیزه بگیرن. من خودم الان که این فایل رو گوش کردم تازه متوجه شدم که چه باور های قدرتمندی در مورد شغلم دارم. من تو سن۲۷ سالگی در حالی که کارشناسی تاسیسات داشتم و بیکار بودم وبه یه سری تضاد های شدید برخورده بودم. یه روز تصمیم گرفتم که برم ارایشگری رو شروع کنم و احساسم میگفت همه ازادی هایی که میخام رو این کار داره و من داخل ذهنم و همون باور هام چه دنیای قشنگی رو میدیدم. اینکه دیگه کارگری نمیرم مغازه خودم رو دارم چقدر ازادی زمان دارم و اقا بالاسر نداشتن و هزاران مزیت دیگه رو دارم. وارد این شغل شدم و الان هر روز و هر روز داره نتایجم بزرگ تر میشه. و دوست دارم از اون باور های قدرتمند خودم راجب شغلم بگم که چه چیزهایی هرگز نتونست مانع من در رسیدن به اهدافم تو این شغل بشه. این که تو با لیسانس تاسیسات میخای بری یه ارایشگر ساده بشی و قیجی بزنی تو سر مردم. این که تو دیونه شدی. این که فلانی که انقدر گرگ تو ارایشگری به جایی نرسید و تو میخای برسی. این که تا کی یاد بگیری تاکی مغازه بزنی و عمرت تموم میشه و همه این حرف ها رو من اهرم رنج ولذت خودم قرار دادم و هر روز پر انرژی تر میشم تو این مسیر و الان دارم روی باورهای داشتن سالن شخصی خودم کار میکنم. ممنون از همتون
جلسه بیست و چهارم از دوره بی نظیر روزشمار تحول زندگی ….
من عاشق این جلسه شدم ، واقعا خیلی خیلی خیلی احساس قدرت میده ، احساس خالق بودن میده
مثال شماره یک که نقش باور های سالم در موفقیت را شرح میدهد :
دوستان من چند سال پیش کلاس روباتیک میرفتم و کلی روبات میساختیم و محیط جذابی بود برام
بعد یه مسابقات بین المللی برگذار شد و من و یکی از دوستانم هم تیمی شدیم و داخل رشته روبات های فوتبالیست شرکت کردیم ، دوستان چند تا از مسابقات را بردیم و چند تا هم مساوی کردیم ، حالا نکته ای که هست ما اصلا مقام نیوردیم ، با اینکه روبات مون از لحاظ فنی از همه روبات ها یه سر و گردن بالاتر بود . و نکته جالب تر اینکه با کسی که نفر اول مسابقات روبات های فوتبالیست شد ما مسابقه دادیم و نتیجه یک یک برابر شد . یعنی میخوام بگم تا این حد برابر بودیم و تا این حد روبات ما عالی بود ….
در آخر ما هیچ مقامی نیوردیم ، اما با نفر اول مسابقات ، مسابقه دادیم و برابر شدیم . فکر میکنید چه چیزی باعث تفاوت نتیجه ها شد ؟ روبات ها کاملا برابر بودند ، اما نتیجه ها خیلی فرق داشت ؟؟ من بعد از مسابقه با اون دوست مون که نفر اول شد صحبت کردم و داخل همون چند کلمه اول متوجه باور های قوی ای که داشت شدم . البته به طور نا آگاهانه رعایت میکرد قوانین را . ایشون با این باور شرکت کرده بودند که انگار ایمان داشتند اول میشوند و مثل روز براشون روشن بود که اول میشوند ، اما ما با این باور شرکت کردیم که هرچی خدا خواست ، انشالله که اول میشیم 😂😂😂
و خب واقعا میبینید که باور های متفاوت نتایج متفاوت خلق میکنه
مثال شماره دو که تاثیر باور های غلط بر میزان موفقیت را نشون میده :
یه دوستی دارم به اسم سجاد . خیلی پسر خوش ذوق و خوش برخورد و هدف دار و اهل حال هست . در کل اگر بخوام به شخصیت ش نمره بدم از صد نود و پنج میدم . آقا سجاد از هجده سالگی دنبال این بود که فوتبالیست بشه . هم علاقه داشت و هم استعداد و هم خب میدونست که میتونه خوب پول بسازه از فوتبال . آقا یه سال شب و روز ش را گذاشت و تلاش و پشتکار و انصافا خوب تلاش میکرد . تکنیک عالی ، بدنسازی و … همه چیز اوکی بود . رفت برای تیم سپاهان تست داد و از بین هفتاد و پنج نفر انتخاب شد و خب همینجور که میبینید قطعا توانایی بالایی داشت در فوتبال . اما امان از دست باور های مخرب ، دوستان ته ته ته ش آقا سجاد هیچ موفقیتی در زمینه فوتبال کسب نکرد و دست از پا دراز تر برگشت خونه … هرچند میگم هم خودش پسر عالی هست هم مهارت عالی در فوتبال داره . من وقتی دیدم ش باهاش صحبت کردم و ته باور هاش این بود که داخل فوتبال هرکس به جایی رسیده با پول و پارتی رسیده . به طور معمولی هیچکس به هیچ جا نمیرسه . برای تک تک بازیکنان تیم ملی هم داخل ذهن ش ساخته بود که با پارتی و پول به یه جایی رسیده بودند . و خب در این مثال واقعی مشاهده کردید که هرچقدر هم مهارت عالی داشته باشید اما باور های مناسب نداشته باشید هیچ اتفاق خاصی نخواهد افتاد …
⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐⭐
مهم ترین قانون جهان این هست که آقا جهان بر اساس باور ها و فرکانس های هر شخص اتفاقات زندگی ش را رقم میزنه ….
یعنی هرکسی هر شرایطی در هر جنبه ای دارد ، چه خوب چه بد کاملا خودش اونها را خلق کرده . نه هیچ عامل بیرونی دیگه . شرایط به دست فرکانس ها سر راه ت قرار میگیرند و این واقعا برام یه اصل ثابت شده ست
وقتی که ما این قانون جهان را درک کنیم ، خیلی خیلی دید مون باز تر میشه . دیگه هر خواسته و هر آرزو و هر هدفی که داریم سریع میشینم باور های هماهنگ با اون خواسته را میسازیم و به دنبال شرایط بیرونی برای بدست آوردن خواسته مون نیستیم .
وقتی قانون را خوب درک کنیم هنگامی که داستان موفقیت یه فرد را میشنویم که ماهی بیست میلیارد درآمد داره و باغ و خونه آنچنانی داره ، سریع با خودمون میگیم ایول عجب باور های قوی داشته که این خواسته ها را خلق کرده . وقتی این تونسته من هم میتونم فقط باید بگردم راه ش را پیدا کنم ….
وقتی یه خواسته ای داریم ، فارغ از اینکه از نظر بقیه چقدر بزرگ و غیر ممکنه ، فارغ از اینکه شرایط بیرونی چیه ،فقط باید تمرکز مون را بذاریم روی ایجاد باور های هماهنگ با خواسته مون و تامام تامام
بقیه اتفاقات خودش رخ میده . به همین سادگی و خوشمزگی …
سلام به همه دوستای عزیزم
سلام به استاد و مریم عزییز
روز 24 ام سفرنامه
“وقتی به دنبال کسب نتیجه ای هستی که افراد زیادی با وجود تلاش های زیاد، هرگز موفق به کسب آن نشده اند. هرگز در تله تجارب نامناسب دیگران نیفتید و آن را به عنوان یک کار غیر ممکن نپذیرید.”
وقتی خووووب به این جمله فکر میکنم یاد احساس های بدی میوفتم که وقتی راجب هدفی با یه سری از افراد حتی افراد خانواده حرف میزدم، دم از نشدن میزدن. دم از اینکه فلانی اینکار رو کردو نشد! وقتی خوووب به این جمله خیره میشم میگم چقد تمرین های سایت در عین حال که سادس، زیرکی و تیز بودن خاص خودشو میطلبه . باید هر چه میتونیم هوشیار و آگاه باشیم که همین که حس بد داریم احساس رو برگردونیم به حالت خنثی و بعد به باور مقابل او باوری که افراد به ما گفتن و احساسمون بد شد!
چن روز پیش داشتم راجب سود در بورس حرف میزدم که همینکه دهنمو وا کردم، خواهرم گفت که فلانی 5 میلیون گذاشته و بعد 1 سال فقط همون اصل پولش برگشته! اولش حس بدی گرفتم و کلی غصه خوردم که ای بابا هنوز شرو نکرده دیدم به درد نمیخوره که!(اخه با هدایت قلبیم یه فایل گرون قیمت از یه شرکت معتبر جهت اموزش بورس خریده بود و کلی ذوق داشتم تا شرو کنم.) بعد رفتم به یه محیط خلوت و با خودم گفتم که استاد گفت احساس خوب اتفاق خوب/ شدن یا نشدن چیزی رو من تعیین میکنم . من باور رسیدن به خواستم رو میسازم. اینقد این کلمات رو تکرار کردم که احساسم و ذوقم برگشت.
من عاشق باغچه و گل و گیاهم ولی حیاط خونمون اونقد فضا نداشت که بخوام تو خاک باغچه ای جایی بکارم. بخاطر همین رفتم تو جعبه میوه سبزی خوردن و تربچه اینا بکارم. بعد اینکه با کلی ذوق خاک اوردم و ریختم تو جعبه و خواستم دونه بپاشم، مامانم گفت ای بابا تربچه ها رو زحمتشون هم نکش اصلا درنمیاد!!! باز حس بد رسید . باز احساس کردم اب یخ ریختن و کلی من ادامه دادم هر روز با تربچه ها صحبت میکردم . اتفاقی که افتاده بود برخلاف مادرم بودو کلی تربچه دراومده!!!
فهمیدم باید خیلی اگاه باشم که چی میشنوم. میبینم و تو ذهنم اثر میدم
قبل از اینکه به هدفتون برسید به اون ورژن و یا حد رویاتون برسید. رویاهای بلندتر و بزرگتر رو انتخاب کن . این نکته ای هستش که خیلی ها رعایت نمیکنن و خیلی زود به جایی میرسن که در جا میزنن و به حالت و سمت و وضعیت قبلیشون میرسم!!!
این نکته عالی بود. آگاهی که کشف کردم اینه.
هرگز از مسیر هدایت و پیش رفت دور نشو. دور شدن ما رو به حتی نقطه اول میرسونه. همواره باید در حال باور ساختمن و هدف گذری باشیم. همواره به هدایت الهی چنگ بزنیم و پیش بریم. چون لازمه رسین به حد بالاها و یا حتی حفظ نتایج قبل، حرکت کردنه.
خدایا شکرت بابت استاد عزیز و این آموزه های بینطیر که چرغ راهی شدن به سمت صراط مستقیم.
به نام خدای هدایتگر
روز ۲۴ از سفرنامه من
به جای کوچک کرده خواسته م باورهامو باید بزرگ کنم .
همین جمله مثل یه تمرین هست که باید ذهنمو کنترل کنم و هیچوقت نگم فلان خواسته در حد و اندازه من نیست . در حالی که خدا منو خلق کرده و بی اندازه بزرگ هستم و میتونم کارهای فوق العاده انجام بدم بشرط اینکه خودمو باور کنم .
منم قبلا وقتی بعضیارو میدیدم که چقدر مشتری زیاد دارن میگفتم نه بابا الکیه . پیام های الکی اصلا میزنه خودش درستشون میکنه . چون بعضی ها کارهاشون خیلی معمولی بود و من خیلی تعجب نیکردم که آخه کی از این خرید میکنه کارهاش جالب نیست و اونقدر تمیز نیست . چون با کارهای خودم از نظر تمیزی و کیفیت مقایسه میکردم . و نمیتونستم باور کنم که اصلا مشتری بخواد خرید کنه ازشون .
همیشه بهونه های جورواجور میوردم . من بدشانسم فلانی خوش شانسه . من بلد نیستم فلانی بلده .
من تازه کارم ولی اون چندساله داره کار میکنه .
من قیمتام بالاس ولی اون قیمتاش پایینه .
من کار هنری میفروشم مردم پول ندارن بیان بخرن و جزو اولویت نیست براشون
ولی اون داره مثلا لباس یا لوازم آرایش میفروشه برای همین هم مشتری زیاد هست براش .
خلاصه کلی بهونه داشتم برای به جایی نرسیدنم فقط بخاطر اینکه باورهای ذهن فقیر رو داشتم .
الان این آگاهیها رو بدست دارم میارم ولی تغییر نکردم چون من تا الان باورهای منفی زیاد داشتم و توقعی نیست که یه شبه تغییر کنم ولی توقع دارم از خودم که هرروز بهتر بشم از روز قبلم و ریشه هارو قوی کنم .
الان هم تا ذهنم میخواد بهونه بیاره یا ناامید بشم به خودم زود یاداوری میکنم حرفهای استاد .
باید یه تشکر کنم از دوستانی که کامنت میزارن و در مورد نتایجشون صحبت میکنن چقدر از وقتی کامنتهارو میخونم باعث شده ذهن منطقیم توجیه بشه و خیلی خوبه .
از نتایج بعضی دوستان که خیلی سریع به خواسته هاشون رسیدن هم بازم تعجب میکردم و میگفتم خوشبحالشون 😄 ولی الان میگم اگه ایشون تونسته پس منم میتونم و خودمو مقایسه نمیکنم چون باورهایی که داریم فرق داره و تلاشی که میکنیم .
و مدتیه که تحسین میکنم موفقیتها و ثروت هاشونو و تبریک میگم .
به امید نتایج عظیم برای هممون ☺️
خدایا شکرت 🙏
سلام خدمت استاد عزیز ودلسوزم و تک تک عزیزان هم فرکانسی من چندروز پیش دیدگاهم گذاشتم هنوز هیچ فایل یا دوره های از استاد رو خریداری نکردم و قصد داری فعلا تا روز آخر روزشمار تحول زندگی گوش بدم نکته برداری بکنم ماجرا بکنم ….تا الان که تحول زندگی روز 24هستم…خدایاشکرت سپاسگزارم
تمرین ها رو استاد انجام دادم محشره تعهد نوشتم وحتی عکس ازش گرفتم تو گوشی دارم و هرروز نگاهش میکنم …ولی به محض نوشتن و فکر کردن به باور ها و انجام تمرینات باور سازی با اینکه میانگین درآمدم 14هست حراست هستم و بهترین جا هستم تو بیابان بهترین ایده آمد برام که راحت میتونم مناجات کنم راحت میتونم روباورهام کار کنم و هیچ آدمی نمیاد پیشم صبح تا شب تنهام این ایده آمد که تخصص در زمینه مکمل بدنسازی و تمرین دارم با دوستم که مغازه مکمل فروشی داره صحبت کردم من آنلاین براش فروش کنم اونم حضوری خیلی راحت به خدا گفت عالیه استقبال کرد خدایاشکرت وکانال زدم دارم تلگرام وبا دوستم همکاری کردم که هرچی فروختم 40درصد واسه من قبول کرد الان توی مدت کوتاه فروش کردم اصلا کانالم همه مشتری ها دارن تبلیغ میکنند برام بدون ریالی هزینه و عضو واقعی و مشتری دارم داعم اصلا باورم نمیشه فقط دارم روباور هام کار میکنم دوستم شاخدراورده میگه من حضوری به زور فروش میکنم تو چی میکنی هروز 3تومن4تومن داری فروش میکنی این کار اول خداهست و استاد عزیزدل که راه رو نشون دادبهم ممنونم ازت و قصد دارم تمام بدهی هامو اقساط زودی بدم و هیچ وقت نه اقساط بگیرم نه وام هیچ وقت فقط نقد فقط
انشالله میخام بزودی محصول رسیدن به خاسته ها و رویا ها رو از استاد خریداری کنم استارت بزنم …میخام همه رو انجام بدم چون واقعا دارم نتیجه میگیرم …..میخام 1سال دیگه درآمد 3برابری وبیشتر افزایش بدم …..
خدایاشکرت….زندگی آینه باور هاست من ایمان دارم هرکسی به جایی رسیده و صاحب همه چی شده داره نان باور هاشو میخوره شک ندارم عزیزان
برای تک تک عزیزان هم فرکانسی بخصوص استاد عباسمنش سلامتی پول آرامش وصل شدن به خداوند رو خواستارم الهی آمین….
سلام به همه دوستان استاد عزیزم و خانم شایسته
چند وقتی بود بخاطر یک سری جابجایی ها این سگ سیاه درم بزرگ شده بود هر چی رو فایلهای استاد کار میکردم انگار ن انگار.تاثیرات استاد مقطعی بود.
دوستانم از اطرافم داشتند پراکنده میشدند.احساس حسادت خشم عصبانیت درم زیاد شده بود.کنترل ذهن اصلا نداشتم.روابطم خراب شده بود..
اگه فکری در سرم باشه دیگران به راحتی میتونن اون فکر من رو بخونن
بقول شاعر افسرده دلی افسرد کند انجمنی را باعث رنجش خونوادم میشدم.
اطرافم و جهان و نظرات دیگران برام خیلی مهم شده بود.
شکرگزاری م ادا و اطوار بود.
هر چند همین شکرگزاری ادا و اطواری هم به بزرگی و کرم خداوند تاثیرات خودش رو و نتایج خودش رو داشت.
دیگران رو با تلاش و سختی زیاد میتونستم دوست داشته باشم
خیلی باید زور میزدم تا همه موارد خوب رو در خودم اجرا کنم. الان میفهمم زور اون سگ سیاه درم بیشتر بود.
خدایا شکرت بابت این آگاهی که بتونیم موارد رو و خودمون بهتر بشناسیم و برطرفش ون بکنیم.
و این موارد و بزرگ شدن سگ سیاه از زمانی شروع شد ک ورزش مناسب و با برنامه ام کم و کم ترشد.
الهی هزاران هزار مرتبه شکرت.
سلام به خودم به خدای خودم به استادم به همه دوستان
امروز دوشنبه 13 شهریور ماه 1402 مینویسم تا بماند رد پایی برای خودم و استفاده دوستان در تکمیل ادامه کامنت هام
امروز 2 روز هست که برای آمادگی برای مسابقات شنا کشور تمرین میکنم خیلی حالم بهتر شده.مثل سالهای 98 97 قبل از پندمیک.
و جالب هست صحبت های استاد همون احساس و همون تاثیر گذاری رو داره که اون سال ها داشت که امروز متوجه شدم یعنی به یاد آوردم چرا این همه زور میزدم و حرف های استاد تاثیرش خیلی کم بود و حال خوب برام نمیومد.
آره ورزش و ورزش شنا اون هم در طول استخر خیلی تاثیر گزار هست.
به نام الله
سلام استاد و دوستان عباس منشی خوشحالم که اینجام و چقد حالم خوبه و اینمانم قویتر و بیشتر فعال میشه و خواسته هایی که دارم بیشتر یقین دارم که اتفاق میوفته الان من اومدم توی سایت دیگه اروم اروم نقاشی میکشم کلاسه خاصیم نرفتم فعلا ایده میگرفتم با ابرنگ خودم خریدم خواهر شوهرررم میگف الان با این سنت میخای نقاشی بکشی گفتم اره میخام@@@خخخ بعد اروم اروم رو کارتن بعد دفتر خوب گرفتم با حاله خوبی نقاشی میکشم هم کلی لذت برام داره هم باورم در مورد نقاشی قدرتمند تر شده و نقاشی قشنگ تر میکشم خداروشکر
و دوستدارم بیشتر قدرتمند کننده تر کنم
دوستدارم برم صفحه درس کنم بزارم میدونم راحت چقد راحت کلی بازدید سفارش میگیرم و چقد پولم راحت میاد به کارتمخداجوون شکررر
و چقد راحت نظر و سفارش میدن چقد با این قیمت راحت میگیرن چقد خوبه باور هام قدرتمند که این نتایجه عالی میده شکررت شکرررت راهم درسته که این اتفات خوووب داره براممیوفته شکرررت
خدایی شکرررت که هستی و لحظه به لحظه زندگیم لذت بیشتری میبرم و به قشنگیای بیشتر و ایده هایی خوبتر هدایتم میکنی
من میخام نقاشیم بهترو بهتر بشم راحت
من میخام کارم کلی تمیز با کیفیت با کلی بازدید کلی سفارش توپ داشته باشم شکرت
خودت میگی وقتی خواسته ای روشن میشه تواناییی هس مممکنه منن کلی لذت کلی حرکت کنم کلی پیشرفت
میشووود پیشرفت حسابی کرد اروم اروم
خدایی شکرررت چقد حالم اوکیه برا خودم یه ایده دارم و اروم اروم حرکت میکنم نقاشیم بهتر میشه روز به روز نزدیک تر میشویم و هدفه بعدی امادس اینترنتی تو انستا تو سایت نقاشی های قشنگم سایته رویاییم هدفهام بزرگ خوبن چون اون انرژی اون خدایی که من میشناسم کلی قدرت داره و راحت کلی سود راحت کلی تابلو قشنگ میشه و میشه و من باور دارم جهان ثروتمنده و روز به روز پیشرفت میکنع میبینم شکرت
روز24 سفرنامه من
سلام اساتید گرام و دوستان
بله من هم وقتی یاد رفتار گذشته خودم می افتم در مواجهه با افراد موفق همچین حس ناباوریی داشتم . با خودم میگفتم دروغ از راه نادرست بهش رسیده یا نهایت میگفتم طرف شرایطش خوب بوده اگه مامان بابای منم مثل فلانی بود من همچین آدم موفقی میشد م یا هزاران هزار دلیل دیگه می آوردم تا بگم اگه اون شخص موفق و من ناموفق بخاطر شرایطمون وگرنه منکه از همه لحاظ آماده هستم و لایق .
آخه من چطور میتونم لایق باشم وقتی حتی طرز فکرم رو نتونم تغیر بدم ؟ پس انتظار بی جایی که بخوام موفق بشم وقتی هنوز به آدم های موفق حسودیم میشه .
ولی به قول خانم شایسته فرق ما عباسمنشی ها اینه که دلیل اتفاقات زندگیمون رو میفهمیم.
مثلا چند روز پیش که از زور ناراحتی و نا امیدی از اوضاع زندگیم داشتم گرییه میکردم و در ذهنم مقصر تمام بدبختی هام رو همسر بدجنسم جلوه میدادم .
ندایی بمن گفت زهرا جان عزیزم هرچی که داری میکشی خواست خودته تو با باور و افکار خودت به اینجا رسیدی . پس از همه شرایط راضی باش و حست رو خرابتر نکن . کسی تو رو مجبور نکرد خودت همه چیز انتخاب کردی . الانم کلی چیزای خوب هست که میتونی لذت ببری و از اون ناخواسته ها هم چشم پوشی کنی و بهشون دامن نزنی . تو با توجه به خواسته های دوسداشتنی و قشنگت میتونی اونارو وارد زندگیت کنی و اینکه همسر تو هیچ نقشی تو سرنوشت و آینده تو نداره . اتفاقا باید ازش ممنون باشی که این رفتار هاش باعث میشه تو به خودت بیای و خواسته هات رو فراموش نکنی . چون هنوز انقدر شخصیتت قوی نشده که خودکار بری دنبال خواسته هات هنوووز لازمه تا زندگی بهت فشار بیاره تا یادت بیفته .
الان هر خانمی رو میبینم که از نظرم موفقه تلاش میکنم و بهش حسودی نمیکنم و لذت میبرم و تحسینش میکنم در موردش فکر میکنم چقدر باور های خوبی ساخته که اینطوری شده . و به خودم میگم منم تو آینده اینجوری میشم .