به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 45 (به ترتیب امتیاز)


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    419MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
    32MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    مرتضی توحیدی راد گفته:
    مدت عضویت: 905 روز

    استاد عزیز؛ سلام و عرض ادب.

    نشانه امروز من سگ افسردگی بود.

    بنده در حال حاضر در چنین شرایطی هستم و شاید مکالمه با دوستی چون شما حال من رو خوب کنه. این وضعیت تا جایی پیش رفته که من این روزها همواره در حال جر و بحث با همسرم هستم. همسری که خیلی خوبه ولی من حال خوبی ندارم و با او بد رفتاری میکنم. دو روز پیش به دلیل شدت عصبانیت من و دعوای شدید مجبور شد با پدر و مادرش مسئله رو در میان بگذاره و اونها هم آمدند و به اتفاق بچه هام که دو تا دختر هستند رفتند خونه ی پدرش در شهرستان.

    استاد عزیز برای من از خداوند هدایت بطلبید و انرژی‌های مثبت.

    ممنونم از آگاهی های عمیقی که به وسیله سایت تون به اشتراک می‌گذارید.

    خداوند متعال بر عزت شما بیفزاید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  2. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    یا وهاب یا وهاب یا وهاب

    باور ساختن

    همه چیز باور هست .

    تجربه‌ شخصی من در مورد باور یکی مسافرت به ترکیه بود که نشانه آمد تنهایی برم پارسال دی ماه

    بعد رفتم بلیط هواپیما و هتل استانبول را رزو کردم ، محل کارم بودم یکی از دوستانم گفتم من قرار هست برم استانبول، و او اولین چیزی که گفت این بود اونجا کیف قاپی و دزدی زیاد هست که همان لحظه بهش گفتم لطفا ادامه نده و صحبت نکن ، و من باور کردم چون در مسیر درست هستم هر جای دنیا سفر کنم حتی نا امن ترین جا ، خداوند مهربان وهدایتگر منو به جاهای خوب و لذت‌بخش هدایت خواهد کرد .

    و با این باور ، که خداوند هر لحظه منو هدایت می کنه پارسال رفتم ترکیه حال کردم ، و این‌قدر خوشم آمد دوباره خودم به لطف خدا پول ساختم و رفتم ترکیه که بی نهایت خوش گذشت و کلی هم خرید کردم .

    نکته‌ی مهم که من تازه درک کردم اینکه باور ساختن باید از روی قانون باشه یعنی روی هوا نمیشه باور ساخت ، مثال شاید یکی بگه من شغلم دزدی هست ولی این کار را با احساس خوب انجام میدم پس طبق باوری که ساختم اتفاقات خوب را تجربه می کنم ، باید با این شخص بگیم که داره خودش را گوا می زنه ، و به این شخص بهتره گفته بشه علت اینکه داره دزدی می کنه چیه؟ غیر از اینکه که کار دزدی ریشه در فقر و باور کمبود هست و فقر هم طبق قرآن از وعده‌های شیطانی هست سوره بقره

    یا کسی بگه من خودم را از روی 5 طبقه پایین میدازم و چیزی نمیشه ، چون باورش را در ذهنم ساختم که سالم بمونم ، به این شخص باید گفت قوانین جهان هستی ثابت هست و هرگز تغییر و تبدیل در آن نیست.

    قانون جاذبه برای کل بشریت صدق می کنه .

    علیرضا یکتای مقدم

    مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  3. -
    آزاده گفته:
    مدت عضویت: 650 روز

    سلام خدمت استاد عباسمنش و خانم شایسته عزیز

    به جای اینکه حرف و باور جامعه رو دنبال کنی برو دنبال اون چیزی که حالت رو احساست رو خوب میکنه

    مردم اطراف من چی میگن

    همه بدبختیا به خاطر پوله =نه عزیزم بدبختی به خاطر نداشتن پوله، پول جزئی از خداونده

    پول دراوردن سخته=نه عزیزم خیلی هم راحته فقط راهش بهت گفته نشده

    محل کسب و کارت مهمه=نه عزیز من محل کسب و کار هیچ نقشی نداره

    برای فلان کار اداری خیلی اذیت میشی و پدرت در میاد =کار من به راحتترین روش ممکن حل میشه

    هرچیزی که به من احساس بد بده خط قرمز منه و مغزم ارور میده

    قطعا همه چی راحتتر از اون چیزیه که من فکر میکنم

    خدا همه چیزو برام راست و ریست میکنه

    من رو شونه های خدا نشستم

    یا رب العالمین

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  4. -
    علی و شهرزاد گفته:
    مدت عضویت: 1917 روز

    به نام خدای مهربان

    برگ بیست و چهارم از سفرنامه

    سلام به استاد عزیزم مریم بانو مهربانم و تمام بچه های خانواده بزرگ عباسمنش

    استاد جان تقریباً بیش از یک سال و نیم هست که از کار کارمندی در آمده ام .اولش خیلی خوب بود چون بر روی خودم کار می کردم.اما هرچقدر که پیش رفت من فقط به فایل ها گوش می کردم و توهم کار کردن بر روی خودم را داشتم.از طرفی چون نگاه سیستمی به خدا نداشتم همه تقصیر ها گردن دیگران یا مشیت الهی می دانستم ،که برای من بدبختی می خواهد.در صورتی که خداوند مرا هدایت کرد اما من با شک و تردید به الهامات خودم عمل نکردم.در کار خودم که مشغول شدم خیلی ها که از من تجربه کمتری دارند و اصلاً دانش مرا ندارند، خیلی از من موفق تر هستند.چون من این باور مخرب را دارم که خداوند برای من سختی میخواهد .چون می خواهد ایمان مرا محک بزند.الان سایت خودم را ساختم اما بازهم می بینم که نجواها در حین ساختن محتوا می گویند که هیچ کسی از تو خرید نخواهد کرد.هرگز فروش نخواهی داشت و باید برگردی و کار کارمندی خودت را شروع کنی.موفقیت استاد همانطور که شما فرمودید در شغل نیست و در سایت خاصی نیست.بلکه فقط و فقط در باورها هست.البته که من باید هر روز مطاله کنم و کارم را بهبود ببخشم.اما قبل از هر کاری باید باورهای توحیدی مناسب را ساخت.باید به ذات الهی خودت وصل شوی.وگرنه من به شخصه تجربه آن را دارم که دست به هر کاری بزنی ذهن نجوا گر اجازه نمی دهد تو موفق شوی.اگر همان نگاه سیستمی را بتوانیم درست کنیم و به توانایی خداوند و خودمان شک نکنیم بسیار سریع می توانیم به خیلی از آرزوهای خودمان برسیم.استاد جان من هم تجربه شما را دارم در خیلی از کتابها و دوره های آموزشی مربوط به کارم چقدر باورهای مخرب را به من یاد دادند که نمی شود مثلاً بیشتر از ۲۰% در ماه سود گرفت.یا سود ساختن خیلی سخت است.خداوند هر کسی را که بیشتر دوست دارد ،بیشتر به وی سختی می دهد.در صورتی که خداوند همه ما را بینهایت دوست دارد.منتهی بعضی از افراد از قوانین خداوند خیلی زیبا پیروی می کنند و نتایج عالی تر را به راحت ترین شکل ممکن می گیرند.دوست دارم این باور را بسازم که هر کس خداوند را می خواهد باید شادتر ثروتمندتر سلامت تر و خندان تر زندگی کند.تشکر از همه علی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  5. -
    ملکه قربانی گفته:
    مدت عضویت: 1568 روز

    بانام ویاد خدای مهربان وباسلام خدمت استاد عزیز این ازاون فایلهای ناب وامونده بود

    استاد گفتند که همه چیز برمی‌گردد به باورمان اینکه ما هر موفقیت دیدیم تحسین کنیم وبه خودم امید بدهیم من هم میتوانم پیشرفت کنم

    با چی با تعقیر باورها باورهای که به ما احساس

    بد میدهد را دور بریزیم وباورهایی که حالمان را

    خوب میکند را تقویت کنیم

    یکی ازون باورها واعتماد به او همین استاد وباور

    ناب او

    یکی ازاون تجربه های من این بو دکه فرزند م با

    تعبیر باورهایش توانست دانشگاه را عوض کند

    واون رشته دلخواهش برسد

    ویکی دیگه از تجربه های دیگه من همین که با این سایت آشنا شدم دارم روی خودم وبارها م

    کار میکنم وبارها جدید را جای باورهای اشتباه کنم

    ومخواهم خواسته دراوج ببینم وباورهایم راعوض کنم تا به خواستم برسم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  6. -
    وجیهه جان گفته:
    مدت عضویت: 1458 روز

    سلام خدمت استاد عزیز. چند روز پیش یکی از دوستانم از رده بسیار پایین یکی از ادارات به رده بسیار بسیار بالایی صعود کرد اولش خیلی ذهنم درگیر شد که پارتی داشته. همسرش فلان پست را داشته به واسطه موقعیت همسرش به این جایگاه رسیده، بعدش یاد حرف های شما افتادم که تحسین کنم این شخص را. و با خودم گفتم حتی افراد پارتی دار هم باید باور های درستی برای موقعیتی

    که میخوان داشته باشند که به اون جایگاه برسن، در ذهن خودم آدمای زیادی را بررسی کردم که پارتی های رده بالا داشتند اما به موفقیت های چشمگیر نرسیدند. و پذیرفتم که این دوست من هم قطعا خودش را لایق این جایگاه میدونسته و باور داشته که تواناییهای لازم در این جایگاه را دارد. اگر این باور ها را نداشت همون پارتی هم نمیتونست براش کاری انجام بده

    موفق و پیروز باشید

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  7. -
    محمدرسول گفته:
    مدت عضویت: 1650 روز

    سلام

    نکته ای که من از این فایل یاد گرفتم اینه که احساس خوب و بد با هم معنا پیدا می‌کنند

    اگه فقط احساس خوب وجود داشت بنظرم زندگی جالب نبود

    و وجود این دوتا احساس در مقابل هم تفاوت این دو حس رو مشخص میکنه

    و جهان برای پیشرفت به هر دو این احساسات نیازه داره

    هر کس خودش می تونه انتخاب کنه احساس خوبه داشته یا احساس بد

    احساس خوب با ساده گرفتن کارها و آسان گرفتن آنها با بخشیدن با از چیزای کوچیک لذت بردن سپاسگزار بودن و غیره بوجود می یاد و هرکسی می تونه این احساس خوب رو در خودش ایجاد کنه

    با نجنگیدن در برابر احساس بد و راحت گرفتن و با تغییر زاویه دیده درباره احساس بد میشه اون تغییر داد و از اون حتی به نفع خودمون استفاده کنیم

    مثلا بگیم احساسات بد گذرا هستند چون اتفاقات نامناسب تقریبا برای همه وجود داره و وقتی یه اتفاق به ظاهر بد برام میفته طبیعیه احساسم بد بشه ولی باید به خودم بگم ک حق انتخاب دارم ک احساس بدم رو ادامه بدم یا احساس خوب رو جایگزین اون کنم

    به خودم بگم خوب احساس بد فایده ای نداره که ،پس بی خیال بزار از بقیه چیزای زندگیم لذت ببرم و برم دنبال کارهایی که بهم حس خوب میده

    و طبق قانون وقتی به چیزای خوب توجه می کنیم میزان اتفاقات به ظاهر بد تو زندگیمون کمتر از اتفاقات خوب میشه

    و میزان اتفاقات خوب تو زندگیم بیشتر میشه

    پس در نتیجه خودمم که انتخاب می‌کنم چه حسی داشته باشم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  8. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2112 روز

    به نام مهربان پروردگارِ هدایت گَرَم که هدایتم کرد به این سایت توحیدی

    استاد عباسمنش عزیزم ، قبل از اینکه با شما و آگاهی های شما آشنا بشم ، متوجه یه سری باورهای محدود کننده افراد میشدم و دوست داشتم که اون باورهایی که داره منو محدودمی کنه رو نقض کنم یعنی یه چیزی تو وجودم می‌گفت که مگه هرچی اینا بگن درسته،میتونه غیرازاینم باشه

    اما همه با من مقابله میکردن و منو شماتت می‌کردند که تو مگه کی هستی مگه چه موفقیتی کسب کردی مگه چقدر سواد داری که داری اون آدم ،اون برند،اون شرکت بزرگ رو نقض میکنی ،خوب منم چون عزت نفس نداشتم و البته هیچ دلیل منطقی و قانع کننده ای برای حرفم نداشتم کوتاه میومدم اما تو قلبم همچنان مبارزه ادامه داشت ،

    حالا با آشنایی با شما و آگاهی های شما دقیقا پازل گمشده ی وجودم رو پیدا کردم

    وبعد طی تکامل متوجه شدم که فقط باید تمرکزم رو خودم باشه و هرجا که باورهای محدود کننده از هرکسی،هرکسی دیدم و شنیدم همونجا تو نطفه خفش کنم چون فارغ از اینکه اون چه آدم بزرگ و تأثیر گذاریه، اما این باورش به رشد من کمک نمیکنه و باید بزارمش کنار و اصلا هم قرار نیست این موضوع رو جار بزنم ،فقط کافیه خودم عمیقأ بهش باور داشته باشم که مسیرم درسته، وباقدرت ادامه بدم

    خدایا شکرت ،استاد عباس عزیزم ازتون سپاسگزارم که بهم یاد دادید که من موجودی فرکانسی هستم و تنها باورهای منه که داره تجربیاتمو خلق می‌کنه،پس با وسواس ورودی هامو انتخاب میکنم چون می‌دونم تکرار همون ورودی هاست که داره باورهامو میسازه و درامتدادش باورها دارن تجاربمو خلق می‌کنن پس تمام تمرکزمو میزارم روی ساختن باور های قدرتمند کننده ،بجای کوچیک کردنِ خواستم .

    اینکه من خالق عامدانه ی خواسته هام هستم بهم قدرت میده چون عاملی درونیه و من روش مسلطم،واین خیلیییی حس خوبیه، آگاهی های شما باعث شد تا من نقض کنم باورهای اطرافیانم رو،،،، که میگفتن ازدواج کردن مساوی با محدود شدن من این حرفو نپذیرفتم هرچند که همه ی اطرافیانم یک صدا این باور رو تو رفتارشون داشتن و فریادش میزدن

    اما من همچنان که به زندگیم متعهدم ، به مسافرت میرم و آزادی های خودمو دارم و چون واقعا قلبا باور دارم که حق طبیعی منه و هیچ چیزی نمیتونه این حقو ازم بگیره ،جهان هم چاره جز کرنش کردن و بهترین هارو تقدیمم کردن نداره و آبرو باد و مه خورشید و فلک از هزاران دستان خداوند بهم کمک میکنن تا با« رضایت هردوطرف » برم سفر و برگردم و لذت ببرم از این فرصت کوتاه زنده بودنم ،والبته این فقط یک مثال از بزرگتر کردن باورم ،بجای کوچیک کردن خواستمه

    خدایا هزاران بار سپاسگزارم که منو بااین آگاهی ها آشنا کردی سپاس که هدایتم کردی به سمت آگاهی های استاد عباسمنش عزیزم تا چرخ زندگیم روانتر بچرخه تا خوب زندگی کنم و کمک کنم جهان جای بهتری برای زیستن باشه.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  9. -
    علیرضا یکتای مقدم گفته:
    مدت عضویت: 1601 روز

    به نام خداوند مهربان وهدایتگر

    سلام به استاد عباسمنش و خانم شایسته مهربان سلام

    سلام به همه دوستان ثروتمندم

    بجای کوچک کردن خواسته، باورهای خودرا بالا ببرم.

    عجب نام گذاری بجا و درستی ، واقعا همین نام گذاری خودش یک باور مناسب و خوب در ذهن ما می سازه.

    چرا ؟

    چون من مثال های زیادی در این زمینه دارم که آگاهانه خواسته ام را کوچیک کردم و به درآمد پایین ، زندگی سطح پایین ، تفریحات کم و غذای بی کیفیت بسنده کردم.

    چرا این سبک زندگی را انتخاب کردم ، چون من همیشه هم باورها و هم خواسته ام را در پایین ترین حد نگه داشتم .

    من باور داشتم درآمدم در همین حد هست و هرچقدر هم بیشتر کارکنم همینه و اکر ایده های متفاوت را اجرا کنم باز ، درآمدم در همین حد قرار می‌گیرد. و چون طبق قانون، وقتی به چیزی باور داشته باشی جهان ما را مدار متناسب با آن باور هدایت می کنه ومثلا منو به مداری هدایت می کنه که درش ، رشد مالی نیست ، موفقیت نیست .

    حالا وظیفه من با آگاهی های آین فایل چیه ؟

    من باید باورهایی در ذهنم بسازم که منو له احساس خوب برسونه @!

    مثلا ثروت ساختن‌ بسیار آسان و راحت هست.

    من می تونم با حداقل کار کردن به بالاترین حد ثروت برسم مثلا ، روزی 500 میلیون سود خاص داشته باشم.

    هرچند الان این موفقیت را ندارم ، ولی ابتدا در ذهنم باور بسازم که من می تونم به 500 میلیون تومان در روز درآمد برسم . و هی این فکر را در ذهنم تکرار کنم تا ذهنم امکان پذیر بودن آن را قبول کنه ، مثل آقای ظاهری از بچه های این سایت که دقیقا همین درآمد را داره و در کامنت خودش نوشته بود.

    و جهان کم کم ، منو وارد مداری میکنه تا با اتفاقات و آدم های هم مدار ، ملاقات کنم و برخورد کنم و به این ثروت برسم.

    چگونه تشخیص بدم کدام باور خوبه و کدام باور محدود کننده و مخرب هست؟؟؟؟؟؟؟

    هر فکر، هر شنیده یا خبری که به من احساس ناامیدی ، ترس ، طمع، استرس و نگرانی و عجله کردن را میده ، آن باور مخرب هست و ازش دوری کنم .

    هر فکر که به من ، احساس امید ، شور واشتیاق، شادی، ایمان و احساس خوب میده، آن را ادامه بدم و تقویت کنم ، و آن را دنبال کنم.

    اگر خواسته من داشتن ماشین پراید هست ، یعنی من خواسته ام را کوچیک کردم ، من بی ایمان هستم ، من به حداقل نعمت قانع شدم این غلط است.

    من باید خواسته را در بالاترین سطح خود نگه دارم ، مثل داشتن ماشین بنز و سعی کنم باورهای مالی خودم را تقویت کنم و جهان این خواسته مرا اجابت میکنه ، و براش فرقی نداره به من پراید بده یا بنز بده ، مهم اینکه من فرنکاس کدام خواسته را ارسال می کنم.

    خدایا شکرت

    علیرضا یکتای مقدم مشهد مقدس

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای: