این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
یکی از باورهایی که تو خودم ساختم اینه ک میشه بدون سرمایه پول ساخت برعکس تفکر عام جامعه
من کاری شروع کردم با زیر 100 هزار تومن و این کار چند ماه دورقمی برای من پول ساخت و ازش پولسازی کردم
الآنم خوراکم کارایی که از صفر بدون سرمایه شروعش کنم بزرگش کنم و خیلی برام لذت بخشه.
من باور کردم که میتونم بدون سرمایه پول بسازم
من باور کردم که میتونم بدون سرمایه کسب و کارم شروع کنم و ایمان داشتم به رسدم و خدا کنارم بود در تمام این لحظات و من عاشقشم.
خوشحالم که درمسی ساختن باورهای خفت تر مالی هستم با اینکه چالشهای خودش داره برام و گاهی سخته برام اما من به شدت ایمان دارم که میتونم و خداوند حامی من درمسیر ساختن و رشد کردنه .
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
این فایل عالی ترین بود ….
قدرتمند ترین باوری که میتونیم بسازیم به نظرم اینه که خداوند عاشقانه حامی ما در مسیر رشد و ثروتمند شدن و نگاه کاملا توحیدی بهش داشته باشیم .
یک مثالی از تجربه ی درخواست کردن دارم، با خوندن کامنت آقای علی ثروتمند در این فایل تصمیم گرفتم به جای عزت نفس 6 اینجا به اشتراک بگذارمش.
دانشگاه زمان انتخاب واحد، خب کلاس ها یک ظرفیت محدودی دارند و به قولی باید عجله کرد اگر میخوای وارد کلاس های مورد علاقه ات بشی، منم خیلی برام اهمیت داشت که چند ماه اگر قراره سر کلاسی بشینم حداقل اون کلاسی باشه که میخوام با استاد و ساعت هایی که خودن برنامه ریزی کردم.
ولی محدودیت ظرفیت کلاس ها رو باور نکرده بودم، اون موقع البته اصلا این آگاهی ها رو نداشتم و یجورایی ناخودآگاه بود.
به همین خاطر، وقتی طرفیت کلاس مورد علاقه ام پر میشد میرفتم دفتر و “درخواست” میکردم که ظرفیت اضافه کنند و همیشه کارم انجام میشد.
با اینکه مثل بعضی از دانشجوها، رابطه ی دوستانه ای با کارکنان دفتر و استادها نساخته بودم که اینجور مواقع کارم انجام بشه! (و این باور محدود کننده رو نداشتم خدا رو شکر)
و کارکنان دفتر هم من رو نمیشناختند و تقریبا فقط موقع درخواست ظرفیت میدیدمشون!
بعضی از دانشجو ها و دوستانم میگفتند خب دیگه ظرفیت پر شد و کاریش نمیشه کرد اما میخوام بگم باور من به اینکه میشه و ممکنه که به خواسته ام برسم، این انگیزه اولیه رو بهم میداد که پاشم برم روز انتخاب واحد دانشگاه و درخواست کنم.
اول با یکی دو تا درخواستی که نتیجه داد این باور در من شکل گرفت و بعدا ها اصلا درخواست میکردم که شما که ظرفیت اضافه کردید خب چه کاریه خودت اسم منو بذار توی کلاس دیگه!
(چون معمولا طرفیت رو که باز میکردند باید میرفتی خودت انتخاب واحد میکردی.)
خلاصه هی کارم راحت و راحت تر شد.
به خاطر باور نکردن به اینکه هیچکاری اش نمیشه کرد.
استاد میگن اگر ورودی ها به شکل حرف های محدود کننده ای که دانشجو ها مثلا درباره ی اساتید میزنند رو باور کنی، اون استاد با تو هم همانطور برخورد خواهد کرد.
چون ورودی ای که گرفتی رو “باور” کردی، جنبه ی بد اون شخص رو برانگیخته میکنی.
درباره ی نمره گرفتن خدا رو شکر من ناخودآگاه کم کم سعی میکردم خودم رو از بقیه جدا کنم.
ترم های اول همه چی رو باور میکردم ولی ترم های آخر به این باور رسیده بودم که هرکی هرچی میخواد بگه بگه من از این استاد نمره ی عالی میگیرم چون من لایقش هستم.
پس اگر میگن این استاد خیلی کم پیش میاد نمره ی کامل بده، اون شخص منم!
که خداروشکر هی با کسب مهارت عزت نفسم بهتر میشد و نمره هام هم بهتر میشد با اینکه درس ها پیشرفته تر میشدند.
سلام به زنده گی سلام به گل ها سلام به کوه ها سلام به جهان هستی که تصویری از خدا هست
چقدر دقیق میکویید من وقتی امتحان کانکور داشتم و درس میخواندم برای کامیابی رشته حقوق پوهنتون کابل خاله ام همیشه میگفت اول نمره ما آنقدر لایق بود نشد تو هم نمیشی ولی مه میگفتیم بیبین چون مه باور به کامیابی داشتم و در زهنم آنقدر بزرگ نکرده بودم و چند نفر دیده بودم که کامیاب شده بودن و میکفتم اونا که شده منم میشم تلاش میکنم کامیاب میشوم و بلاخره نتایج اعلان شد وقتی هیچ کس بالایی مه باور نداشت ولی مه دررشته حقوق پوهنتون کابل کامیاب شدم و همه تعجب کردند همه چیز باور هست باور باور باور باور
امروز با خودم زیاد تکرار کردم که همه چیز باور هست درست هست که تغییر دادن باور به زمان ضرورت دارد ولی چقدر احساس خوشحالی کردم که میشود زنده گی دلخواه مه با تغییر باور هایم بسازم آدم زمانی که نو میداند زیاد برش عجیب میباشد مثلا سال پیش مه تازه درک کرده بودم که همه چیز باور هست ای طرف اوطرف میرفتم رقص میکردم و می خندیدم میکفتم در سال جدید مه میلیونر هستم او هم میلیونر دلاری در حالی که مه درآمد اصلا نداشتم و تا حالی هم ندارم در یکی از فایل ها استاد گفته بود زمانی که انسان ها تازه میدانند همه چیز باور هست فکر میکنن یک دکمه هست میزنند و تغییر میکند چقدر دقیق گفته بود و سال گذشته خودم یادم آمد ولی نخیر خود همین مساله را باید انسان باور کند یقیین پیدا کند که همه چیز مربوط به باور هایش هست مه گر چی سال گذشته فهمیدم ولی ایمان پیدا نکرده بودم باز هم مسایل بیرونی را ربط میدادم ولی امروز با شنیدن این فایل و نوت برداری از استاد کاملا درک کردم همه چیز باور هست و باید روی باور هایمان کار کنیم باور های قدرتمند بسازیم با تحلیل کردن اتفاقات در زهن ما به گونه متفاوت مثلا اگر آن شخص توانسته من هم میتوانم
و استاد شما را تحسین میکنم چقدر عالی عمل کردین بی جوره هستین در فایل انجا که قصه داشتین که گفتن پنج صد کمنت گرفته بودم و استادی که نزدش درس میخواندم باور نکرد که شما گفتین درست میگین زیاد با نمک گفتین و مه زیاد خندیدم عالی هستین حتی با آدما درگیر نمیشین که من حق بجانب هستم آفرین آفرین استاد چقدر باید از شما یاد بیگرم هر عمل شما را در زنده گیم انجام بدهم و دیگر اینکه استاد شما چقدر باور های قدرتمندکننده دارین راستی هم که توحید شما نسبت به خدا فوق العاده هست موفقیت های که به دست آوردین عالی هست من شخصا چی باور های نسبت به خدا دارم همین که بعضا فکر میکنم رها شدیم ولی حالا اصلا چنین فکر نمیکنم بلکه رها که نشدیم برعکس بیشترمورد توجه و تشویق خداوند هستم
امروز یک صحنه بسیار جالب مشاهده داشتم از بالکن خانه ما یک پرنده بالای کتاره بسیار به ارامش نشسته بود بسیارررر به ارامش فکر کنم حدود یکساعت همین رقم نشسته بود من در کمال تعجب که چرا اینقدر آرام هست و پرواز نمیکند خوب نمیدانم مشکل داشت یا واقعا ارام گرفته بود ولی باوری که در من تقویت کرد این بود که خداوند همیشه هوای بنده هایش دارد ما خو اشرف المخلوقات هستیم او حتی پرنده را تنها نمیکذاره دستان خودش را از جنس خود پرنده فرستاد مه در حال تماشاه بودم یکی نه دو سه دانه فرستاد گنجشک کفتر کبوتر. هر کدام میامد کنارش می نشست مه حس میکدم که همرایش صحبت میکند بار آخر کبوتر که آمد کنارش نشست چند صحبت داشتند بعد پرواز کرد انگار چیزی را برایش ثابت میکرد دو باره بعد از یکدور آمد و باز هم صحبت کردند و هر دویش پرواز کردند خدایا شکرت یک حس درونم گفت بیبین خداوند او را تنها و رها نکرد تو را چطور رها کند
خدایاااااااااااااااا شکرت که هر لحضه در حال صحبت کردن با نشانه ها با ما هستی ارباب جهان الهی شکرت
هر چی دلم شد نوشتم چون دوستتتتتتت تان دارم خدایاااااااا شکرررررت
اولین فایل کنترل ذهنو امروز گوش دادم ،قبلا ها وقتی میخواستم گوشش بدم به هر دلیلی یه کاری و اتفاقی پیش میومد که باعث میشه به تعویق بیوفته.
استاد عزیزم حضورم در این لحظه و حال خوب به لطف فایل های شما روز به روز بیشتر میشه و هر لحظه خداروشکر میکنم.
کار کردن روی ذهن باید همیشگی باشه،همونطور که بدن ما نیاز به خوراک و غذا داره ،ذهن ما هم نیاز به خوراک داره،اگه بهش غذا نرسه ،شروع میکنه منفی بافی کردن،شروع میکنه از کاه کوه ساختن ….بهترین راه حل اینکه قبل اینکه این اتفاق بیوفته از قبل خودمون تغییر کنیم :
حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل ان توزنوا.» به حساب نفستان برسید، پیش از آن که به حسابتان برسند و خودتان را بسنجید،پیش از آن که شما را بسنجند.
و منتظر تضاد و چگ و لگد جهان نمونیم ،یادمه تو یکی از فایل هاتون بود که میگفتید ،انسان ها دو دسته هستن ،اونایی که خودشون تغییر میکنن،اونایی که جهان با پیچوندن گوششون مجبورشون میکنه تغییر کنن ،
قبلا فکر میکردم جز دسته اولم ،اما متوجه شدم نه متاسفانه با چگ لگد شروع میکنم
به تغییر ،یکی از این تضاد ها پایین اومدن عزت نفسم بود و جهان بارها زنگ خطرشو میزد که بابد شروع کنی،باید هدف جدید بسازی ،ادم بی هدف ادمی که انگیزه برای حرکت نداشته باشه ،نمیتونه پیشرفت کنه ،تا اینکه با یه حال روحیه خیلییی بد مواجه شدم ،این جور مواقعه ذهن باید به دست کنترل بیوفته و این تضادو برای خودت اینجوری منطقی کنی ،پلی هست به سمت تغییر .
این سگ سیاه وقتی میاد که توو شروع میکنی به منفی بافی .
وقتی خوراک نداره،و خودش برای خودش با افکار منفی خوراک درست میکنه.
درگیر شدن و مقاومت کردن با هرچیزی اونو مدام قوی تر میکنه ،نباید از خودمون انتظار داشته باشیم یهوووو حالمون مثه روز اول بشه ،به قول استاد کمی بهتر کمی آرام تر و این بهبود های کوچیک اما دائمی دوباره مارو به مسیر برمیگردونه.
خداوند رحمان را بی نهایت سپاسگزارم که من را درفرکانس موفقیت و ثروت قرار داده و با سایت عباس منش آشنا کرد.
استاد عزیزم بی نهایت از این آگاهی های نابی که از طرف خداوند بر زبان شما جاری شد سپاسگزارم.
به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن.
اگر کسی به هر موفقیت، به هر ثروت، به هر چیز ایده آلی رسیدی، قطعا تو هم می تونی به همین ثروت و موفقیت برسی فقط باید ببینی چه باورهای داشته که این موفقیت رو در زندگیش جاری ساخته.
چون موفقیت فقط به باور خوب بستگی دارد، نه این که چون شغلت خاص بوده، یا اسمت اسم امامان بود، یا اون تبلیغت خیلی خفن بود، یا این که فلان پارتی داشته، یا چون اون سایت داشته موفق شده و هزاران چیز دیگر
نه داداش، اون فقط باورهاشو تغییر داده، اون فقط گفته می شود والگوی مناسبی پیدا کرده، واگر الگوی خاصی هم نبوده خودش الگو شده.
من لازم نیست تبلیغ خاصی بکنم، من لازم نیست پوست خودمو بکنم، جهان این کار را برایم انجام میدهد، خداوند این کاررا برایم انجام می دهد.
من روی باورهام کار می کنم، وارد مداری میشم، در اون مدار قبلا یه عالمه آدم هست، اون آدم ها سوال دارم و من هم جواب رو، و ما به هم کانکت میشیم همین.
سلام و احترام دارم استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان گرامی ام
خداراسپاسگزارم بابت این قانون زیبا وعالی شان
و سپاسگزاری استادعزیزم و بانو مهربان و دوستداشتنی خانم شایسته عزیز بابت این فایل های زیبا و عالی که در خدمت ما قرار میدهد.
این که استادم میگه ما در هر مداری قرار داشته باشیم از جنس همون اتفاق را جذب میکنیم
شخصآ خودم فعلآ خداراشکر دقیقآ دارم با چشم بصرت خود میبینم که من همون مداری هستم اتفاقات همون مدار میبینم
خدایاسپاسگزارتم من این روزا خداراشکر استارت شغلم را زدم و شغلم کاملآ دلخواهم است و من خیلی دوست دارم این کارو پیش بیبرم و به امیدی خدا بهترین دستآورد های را روی سایت نوشته خواهیم کرد
و این شغلی ما قسمی است که ما باید خودی مون وکاری مون را بینی مردم تبلیغ کنیم و این قانون شغلم است ولی من از آنجای که تعهد دادم که قدم بقدم استادم پیش بیرم من بسیار مقاومت شدید به تبلغ کردن و دستی کسی را بزور گرفتن اوردن به شغل مون هستم و من دقیقآ باور های استادم را بخودم ساختم تا حدی که توانستم که من باور دارم بدون تبلغ هرکسی که در مداری ما قرار داشته باشه خودش میاد واقعآ نمیتوانم چی قسم این احساسم را برای شما بیان کنم، بعد من این باور را ساختم و خداراشکر هرکس که بخواد بامن کار کند خودش زنگ میزنه یا کسی زنگ میزنه که من انقدر افراد را به شما معرفی میکنم که بیاد باشما کار کند ومن که بخوام شغل دوم داشته باشم برام شغل خودش پیدا میشه بجای که من دنبال کار یا افراد باشم شغل وافراد لازم خودش دنبال مه هستن و من بی نهایت بی نهایت سپاسگزاری خدایم هستم من هدایت کرد منو حمایت کرد و دستم را گرفت مره در این مدار ومسیر قرار داد خدایاشکرت
خداجانم سپاسگزارتم که من دارم بهترین شرایط را تجربه میکنم
خدایاسپاسگزارتم که من در مداری فراوانی، ثروت ونعمت قرار گرفتم
خداجانم سپاسگزارتم من خودم خلق زنده گی خودم هستم
خداجانم سپاسگزارتم من بهترین وبیشترین درآمدی را دارم خدایاشکرتتتتتتتتت
این فایل نشانه امروزم بود و مثل همیشه بموقع، چون دیشب داشتم از شب تا صبح بخاطر اتفاق ناخوشایندی ک تجربه کرده بودم گریه میکردم و الان هم با چشم های ورم کرده دارم تایپ میکنم. دارم مینویسم که یادم بمونه از کجا شروع کردم
اره میخوام دوباره شروع کنم، اتفاق دیشب و حس بد و بی ارزش بودنی ک دیشب تجربه کردم عاملش:
باورهای خودم و اصرار دادشتن به ثابت بودن مولفه ها و باور به اینکه عوامل بیرونی باید تغییر کنند ن من!
من سالهاست ک با استاد و سایت همراهم اما خب پاشنه های آشیل خیلییی قوی دارم مثل حس قربانی شدن و کمبود اعتماد بنفس و حس بی ارزش بودن
با اینکه دوره ها رو دارم اما هربار تا میام شروع کنم میبینم وسطاش رهاش کردم درحالیکه سال اول اشنایی با استاد من تموم دوره هایی ک میگرفتم تا اخر پیش میرفتم و کامنت میذاشتم
اما الان مدتی هست ک فقط گوش میدم مثل اینکه فقط عادت شده باشه بدون درک بهتر بدون عملکرد بهتری
همین الان هم حتی حس ناامیدی رو تو متنی ک دارم مینویسم رو حس میکنم
من پسرفت داشتم چون باز برگشتم ب ندای سابق چون ورودی هامو کنترل نکردم
چون زبونم رو کنترل نکردم
چون ذهنم رو و تصوراتممکنترل نکردم و دوباره همه اونها رو به سمت اتفاقات منفی و حرف های منفی و دیدن نازیبایی ها سوق دادم
اره من خالق این شرایطم هستم
و بقول استاد ک تو ی فایلی گفتن ک ببین زندگیت چطوره؟ رو ب پیشرفته یا پسرفت یا یویو واره!
من تو این مرحله یویو وار گیر کردم ی روز میرم بالا ی روز میرم پایین
چون استمراری در تعهداتی ک میدم نیست
چون ی روز کنترل میکنم
روز دیگه فراموش
و بهمین دلیل هم نتیجه ای ثابت یا رو ب رشدی ندارم
امیدوارم بعد از این فایل بتونم تغییری ایجاد کنم
ک همین الانالهامی دریافت کردم
ک باید هرروز در سایت کامتت بذارم
مهم نیست در نشانه روز باشه یا در فایل های محصولات
اما این ی قدم برای بهبودی من و برای مقابله با سگ سیاهه
سلام به استاد عزیز و مریم جون و همه دوستان که تو این سایت ناب و الهی هستن.
افکار منفی و ناامید کننده ممکنه برای همه ما ایجاد بشه.ولی این ما هستیم که باید باورهامون رو قوی کنیم و افکارمون رو کنترل کنیم و به نکات مثبت زندگیمون دقت کنیم.
و نزاریم نجوای ذهن و افکار منفی در ما پررنگ بشه.
من از وقتی وارد این سایت شدم خیلی بیشتر از قبل کنترل ذهن پیدا کردم.البته خیلی جا داره که رو خودم کار کنم.
ولی از استاد بینهایت سپاسگزارم.من با وجود این سایت تلوزیون و ماهواره نگاه نمیکنم تو فضای مجازی و اینستا نیستم.و خدا رو بیشتر وبهتر از قبل شناختم و در روز زمان قابل توجهی رو تو سایت و کار کردن رو خودم میگذرونم.
آرزو دارم روز به روز توحیدی تر و به خدای مهربون نزدیکتر بشم.
من هر شرایطی که در زندگیم هست را خودم با باورهایم خلق کردم من هر باوری را در وجودم نهادینه میکنم باید اون را زندگی کنم واون باور برای اینکه خودش را ثابت کنه دست به هرکاری میزنه من تا باورهای منفی دارم در مدار آدم هایی هستم که باورهای مثل من دارند و با من هم فرکانس هستند برای اینکه مدارم تغییر کنه بایدباورهای قدرتمند کننده بسازم تا به مدار بالاتر بروم وقتی ما قبول میکنیم که خالق شرایط زندگی خودمان هستیم راحتر می توانیم باورهایمان را تغییر دهیم چون همون جوری که باورهای قبلی را ساختیم وداریم زندگی میکنیم می توانیم باورهای جدیدی بسازیم تا زندگی بهتری را تجربه کنیم. و این باورها یک شبه تغییر نمیکنه باید سیر تکاملی اش طی بشه و کم کم به مدار بالاتر هدایت شویم ما وقتی باورهای محدود کننده داریم نمیتونیم درک کنیم که چگونه بعضی انسان ها به این راحتی پول و ثروت به دست می آورند وما برای اینکه باورهای خودمان زیر سوال نرود و برای اینکه خودمان را قانع کنیم چاره ای جز این نداریم که به دیگران برچسب های نامناسب بزنیم.
سپاسگزارم از استاد عزیز وخانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام
سلام از روز شمار بیست و 4 ام
باورها ….
یکی از باورهایی که تو خودم ساختم اینه ک میشه بدون سرمایه پول ساخت برعکس تفکر عام جامعه
من کاری شروع کردم با زیر 100 هزار تومن و این کار چند ماه دورقمی برای من پول ساخت و ازش پولسازی کردم
الآنم خوراکم کارایی که از صفر بدون سرمایه شروعش کنم بزرگش کنم و خیلی برام لذت بخشه.
من باور کردم که میتونم بدون سرمایه پول بسازم
من باور کردم که میتونم بدون سرمایه کسب و کارم شروع کنم و ایمان داشتم به رسدم و خدا کنارم بود در تمام این لحظات و من عاشقشم.
خوشحالم که درمسی ساختن باورهای خفت تر مالی هستم با اینکه چالشهای خودش داره برام و گاهی سخته برام اما من به شدت ایمان دارم که میتونم و خداوند حامی من درمسیر ساختن و رشد کردنه .
الهی شکرت الهی شکرت الهی شکرت
این فایل عالی ترین بود ….
قدرتمند ترین باوری که میتونیم بسازیم به نظرم اینه که خداوند عاشقانه حامی ما در مسیر رشد و ثروتمند شدن و نگاه کاملا توحیدی بهش داشته باشیم .
سلام به همگی
یک مثالی از تجربه ی درخواست کردن دارم، با خوندن کامنت آقای علی ثروتمند در این فایل تصمیم گرفتم به جای عزت نفس 6 اینجا به اشتراک بگذارمش.
دانشگاه زمان انتخاب واحد، خب کلاس ها یک ظرفیت محدودی دارند و به قولی باید عجله کرد اگر میخوای وارد کلاس های مورد علاقه ات بشی، منم خیلی برام اهمیت داشت که چند ماه اگر قراره سر کلاسی بشینم حداقل اون کلاسی باشه که میخوام با استاد و ساعت هایی که خودن برنامه ریزی کردم.
ولی محدودیت ظرفیت کلاس ها رو باور نکرده بودم، اون موقع البته اصلا این آگاهی ها رو نداشتم و یجورایی ناخودآگاه بود.
به همین خاطر، وقتی طرفیت کلاس مورد علاقه ام پر میشد میرفتم دفتر و “درخواست” میکردم که ظرفیت اضافه کنند و همیشه کارم انجام میشد.
با اینکه مثل بعضی از دانشجوها، رابطه ی دوستانه ای با کارکنان دفتر و استادها نساخته بودم که اینجور مواقع کارم انجام بشه! (و این باور محدود کننده رو نداشتم خدا رو شکر)
و کارکنان دفتر هم من رو نمیشناختند و تقریبا فقط موقع درخواست ظرفیت میدیدمشون!
بعضی از دانشجو ها و دوستانم میگفتند خب دیگه ظرفیت پر شد و کاریش نمیشه کرد اما میخوام بگم باور من به اینکه میشه و ممکنه که به خواسته ام برسم، این انگیزه اولیه رو بهم میداد که پاشم برم روز انتخاب واحد دانشگاه و درخواست کنم.
اول با یکی دو تا درخواستی که نتیجه داد این باور در من شکل گرفت و بعدا ها اصلا درخواست میکردم که شما که ظرفیت اضافه کردید خب چه کاریه خودت اسم منو بذار توی کلاس دیگه!
(چون معمولا طرفیت رو که باز میکردند باید میرفتی خودت انتخاب واحد میکردی.)
خلاصه هی کارم راحت و راحت تر شد.
به خاطر باور نکردن به اینکه هیچکاری اش نمیشه کرد.
استاد میگن اگر ورودی ها به شکل حرف های محدود کننده ای که دانشجو ها مثلا درباره ی اساتید میزنند رو باور کنی، اون استاد با تو هم همانطور برخورد خواهد کرد.
چون ورودی ای که گرفتی رو “باور” کردی، جنبه ی بد اون شخص رو برانگیخته میکنی.
درباره ی نمره گرفتن خدا رو شکر من ناخودآگاه کم کم سعی میکردم خودم رو از بقیه جدا کنم.
ترم های اول همه چی رو باور میکردم ولی ترم های آخر به این باور رسیده بودم که هرکی هرچی میخواد بگه بگه من از این استاد نمره ی عالی میگیرم چون من لایقش هستم.
پس اگر میگن این استاد خیلی کم پیش میاد نمره ی کامل بده، اون شخص منم!
که خداروشکر هی با کسب مهارت عزت نفسم بهتر میشد و نمره هام هم بهتر میشد با اینکه درس ها پیشرفته تر میشدند.
سلام استاد عزیز
سلام بر دوستان خوب خودم
این فایل خیلی مهم وموثر بود برای من
دو مرتبه اکنون آنرا گوشش دادم
چقدر زیبا افسردگی و نداشتن حال خوب را به سگ سیاه تشبیه کردند و چقدر عالی این کلیپ روابط سگ سیاه را نشان داد
چیزی که در نهاد خیلی از ماها وجود دارد و هیچ وقت ما آنرا جدی نمی گرفتیم
این سگ سیاه و این سایه افسردگی کم کم و به مرور در زندگی و عواطف ما رخ می دهد
و این من هستم که باید با تغییر دیدگاه و تغییر نگاه هایم بتوانم این سگ را شکست بدهم و آنرا در خودم نابود کنم
یادم باشد که این مشکل برای همه یکسان است
همه گرفتار چنین موضوعی خواهند بود و خواهند شد
باید یادم باشد که همیشه سپاسگذار باشم
یادم باشد که همیشه دنبال حال خوب خودم باشم
یادم باشد که همیشه با خدای خودم بهترین حال را داشته باشم
خدای من
مهربان من
دوستت دارم
ممنونم استاد عزیز
سپاس از خدای فراوانی ها
مرا اهلیست با شادی که شادی آن من باشد
مرا قولیست با جانان که جانان جان من باشد
سلام به تمام دوستان جان
سلام به استاددددددد عزیزم
سلام به مریم شایسته عزیز
سلام به زنده گی سلام به گل ها سلام به کوه ها سلام به جهان هستی که تصویری از خدا هست
چقدر دقیق میکویید من وقتی امتحان کانکور داشتم و درس میخواندم برای کامیابی رشته حقوق پوهنتون کابل خاله ام همیشه میگفت اول نمره ما آنقدر لایق بود نشد تو هم نمیشی ولی مه میگفتیم بیبین چون مه باور به کامیابی داشتم و در زهنم آنقدر بزرگ نکرده بودم و چند نفر دیده بودم که کامیاب شده بودن و میکفتم اونا که شده منم میشم تلاش میکنم کامیاب میشوم و بلاخره نتایج اعلان شد وقتی هیچ کس بالایی مه باور نداشت ولی مه دررشته حقوق پوهنتون کابل کامیاب شدم و همه تعجب کردند همه چیز باور هست باور باور باور باور
امروز با خودم زیاد تکرار کردم که همه چیز باور هست درست هست که تغییر دادن باور به زمان ضرورت دارد ولی چقدر احساس خوشحالی کردم که میشود زنده گی دلخواه مه با تغییر باور هایم بسازم آدم زمانی که نو میداند زیاد برش عجیب میباشد مثلا سال پیش مه تازه درک کرده بودم که همه چیز باور هست ای طرف اوطرف میرفتم رقص میکردم و می خندیدم میکفتم در سال جدید مه میلیونر هستم او هم میلیونر دلاری در حالی که مه درآمد اصلا نداشتم و تا حالی هم ندارم در یکی از فایل ها استاد گفته بود زمانی که انسان ها تازه میدانند همه چیز باور هست فکر میکنن یک دکمه هست میزنند و تغییر میکند چقدر دقیق گفته بود و سال گذشته خودم یادم آمد ولی نخیر خود همین مساله را باید انسان باور کند یقیین پیدا کند که همه چیز مربوط به باور هایش هست مه گر چی سال گذشته فهمیدم ولی ایمان پیدا نکرده بودم باز هم مسایل بیرونی را ربط میدادم ولی امروز با شنیدن این فایل و نوت برداری از استاد کاملا درک کردم همه چیز باور هست و باید روی باور هایمان کار کنیم باور های قدرتمند بسازیم با تحلیل کردن اتفاقات در زهن ما به گونه متفاوت مثلا اگر آن شخص توانسته من هم میتوانم
و استاد شما را تحسین میکنم چقدر عالی عمل کردین بی جوره هستین در فایل انجا که قصه داشتین که گفتن پنج صد کمنت گرفته بودم و استادی که نزدش درس میخواندم باور نکرد که شما گفتین درست میگین زیاد با نمک گفتین و مه زیاد خندیدم عالی هستین حتی با آدما درگیر نمیشین که من حق بجانب هستم آفرین آفرین استاد چقدر باید از شما یاد بیگرم هر عمل شما را در زنده گیم انجام بدهم و دیگر اینکه استاد شما چقدر باور های قدرتمندکننده دارین راستی هم که توحید شما نسبت به خدا فوق العاده هست موفقیت های که به دست آوردین عالی هست من شخصا چی باور های نسبت به خدا دارم همین که بعضا فکر میکنم رها شدیم ولی حالا اصلا چنین فکر نمیکنم بلکه رها که نشدیم برعکس بیشترمورد توجه و تشویق خداوند هستم
امروز یک صحنه بسیار جالب مشاهده داشتم از بالکن خانه ما یک پرنده بالای کتاره بسیار به ارامش نشسته بود بسیارررر به ارامش فکر کنم حدود یکساعت همین رقم نشسته بود من در کمال تعجب که چرا اینقدر آرام هست و پرواز نمیکند خوب نمیدانم مشکل داشت یا واقعا ارام گرفته بود ولی باوری که در من تقویت کرد این بود که خداوند همیشه هوای بنده هایش دارد ما خو اشرف المخلوقات هستیم او حتی پرنده را تنها نمیکذاره دستان خودش را از جنس خود پرنده فرستاد مه در حال تماشاه بودم یکی نه دو سه دانه فرستاد گنجشک کفتر کبوتر. هر کدام میامد کنارش می نشست مه حس میکدم که همرایش صحبت میکند بار آخر کبوتر که آمد کنارش نشست چند صحبت داشتند بعد پرواز کرد انگار چیزی را برایش ثابت میکرد دو باره بعد از یکدور آمد و باز هم صحبت کردند و هر دویش پرواز کردند خدایا شکرت یک حس درونم گفت بیبین خداوند او را تنها و رها نکرد تو را چطور رها کند
خدایاااااااااااااااا شکرت که هر لحضه در حال صحبت کردن با نشانه ها با ما هستی ارباب جهان الهی شکرت
هر چی دلم شد نوشتم چون دوستتتتتتت تان دارم خدایاااااااا شکرررررت
بنام نامی الله .
اولین فایل کنترل ذهنو امروز گوش دادم ،قبلا ها وقتی میخواستم گوشش بدم به هر دلیلی یه کاری و اتفاقی پیش میومد که باعث میشه به تعویق بیوفته.
استاد عزیزم حضورم در این لحظه و حال خوب به لطف فایل های شما روز به روز بیشتر میشه و هر لحظه خداروشکر میکنم.
کار کردن روی ذهن باید همیشگی باشه،همونطور که بدن ما نیاز به خوراک و غذا داره ،ذهن ما هم نیاز به خوراک داره،اگه بهش غذا نرسه ،شروع میکنه منفی بافی کردن،شروع میکنه از کاه کوه ساختن ….بهترین راه حل اینکه قبل اینکه این اتفاق بیوفته از قبل خودمون تغییر کنیم :
حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا و زنوها قبل ان توزنوا.» به حساب نفستان برسید، پیش از آن که به حسابتان برسند و خودتان را بسنجید،پیش از آن که شما را بسنجند.
و منتظر تضاد و چگ و لگد جهان نمونیم ،یادمه تو یکی از فایل هاتون بود که میگفتید ،انسان ها دو دسته هستن ،اونایی که خودشون تغییر میکنن،اونایی که جهان با پیچوندن گوششون مجبورشون میکنه تغییر کنن ،
قبلا فکر میکردم جز دسته اولم ،اما متوجه شدم نه متاسفانه با چگ لگد شروع میکنم
به تغییر ،یکی از این تضاد ها پایین اومدن عزت نفسم بود و جهان بارها زنگ خطرشو میزد که بابد شروع کنی،باید هدف جدید بسازی ،ادم بی هدف ادمی که انگیزه برای حرکت نداشته باشه ،نمیتونه پیشرفت کنه ،تا اینکه با یه حال روحیه خیلییی بد مواجه شدم ،این جور مواقعه ذهن باید به دست کنترل بیوفته و این تضادو برای خودت اینجوری منطقی کنی ،پلی هست به سمت تغییر .
این سگ سیاه وقتی میاد که توو شروع میکنی به منفی بافی .
وقتی خوراک نداره،و خودش برای خودش با افکار منفی خوراک درست میکنه.
درگیر شدن و مقاومت کردن با هرچیزی اونو مدام قوی تر میکنه ،نباید از خودمون انتظار داشته باشیم یهوووو حالمون مثه روز اول بشه ،به قول استاد کمی بهتر کمی آرام تر و این بهبود های کوچیک اما دائمی دوباره مارو به مسیر برمیگردونه.
در پناه خدا باشید استاد عزیزم.
به نام خالق زیبایی ها
برگ 24 روز شمار تحول زندگی من
خداوند رحمان را بی نهایت سپاسگزارم که من را درفرکانس موفقیت و ثروت قرار داده و با سایت عباس منش آشنا کرد.
استاد عزیزم بی نهایت از این آگاهی های نابی که از طرف خداوند بر زبان شما جاری شد سپاسگزارم.
به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن.
اگر کسی به هر موفقیت، به هر ثروت، به هر چیز ایده آلی رسیدی، قطعا تو هم می تونی به همین ثروت و موفقیت برسی فقط باید ببینی چه باورهای داشته که این موفقیت رو در زندگیش جاری ساخته.
چون موفقیت فقط به باور خوب بستگی دارد، نه این که چون شغلت خاص بوده، یا اسمت اسم امامان بود، یا اون تبلیغت خیلی خفن بود، یا این که فلان پارتی داشته، یا چون اون سایت داشته موفق شده و هزاران چیز دیگر
نه داداش، اون فقط باورهاشو تغییر داده، اون فقط گفته می شود والگوی مناسبی پیدا کرده، واگر الگوی خاصی هم نبوده خودش الگو شده.
من لازم نیست تبلیغ خاصی بکنم، من لازم نیست پوست خودمو بکنم، جهان این کار را برایم انجام میدهد، خداوند این کاررا برایم انجام می دهد.
من روی باورهام کار می کنم، وارد مداری میشم، در اون مدار قبلا یه عالمه آدم هست، اون آدم ها سوال دارم و من هم جواب رو، و ما به هم کانکت میشیم همین.
خدایا شکرت
سلام و احترام دارم استاد عزیزم، خانم شایسته عزیز و دوستان گرامی ام
خداراسپاسگزارم بابت این قانون زیبا وعالی شان
و سپاسگزاری استادعزیزم و بانو مهربان و دوستداشتنی خانم شایسته عزیز بابت این فایل های زیبا و عالی که در خدمت ما قرار میدهد.
این که استادم میگه ما در هر مداری قرار داشته باشیم از جنس همون اتفاق را جذب میکنیم
شخصآ خودم فعلآ خداراشکر دقیقآ دارم با چشم بصرت خود میبینم که من همون مداری هستم اتفاقات همون مدار میبینم
خدایاسپاسگزارتم من این روزا خداراشکر استارت شغلم را زدم و شغلم کاملآ دلخواهم است و من خیلی دوست دارم این کارو پیش بیبرم و به امیدی خدا بهترین دستآورد های را روی سایت نوشته خواهیم کرد
و این شغلی ما قسمی است که ما باید خودی مون وکاری مون را بینی مردم تبلیغ کنیم و این قانون شغلم است ولی من از آنجای که تعهد دادم که قدم بقدم استادم پیش بیرم من بسیار مقاومت شدید به تبلغ کردن و دستی کسی را بزور گرفتن اوردن به شغل مون هستم و من دقیقآ باور های استادم را بخودم ساختم تا حدی که توانستم که من باور دارم بدون تبلغ هرکسی که در مداری ما قرار داشته باشه خودش میاد واقعآ نمیتوانم چی قسم این احساسم را برای شما بیان کنم، بعد من این باور را ساختم و خداراشکر هرکس که بخواد بامن کار کند خودش زنگ میزنه یا کسی زنگ میزنه که من انقدر افراد را به شما معرفی میکنم که بیاد باشما کار کند ومن که بخوام شغل دوم داشته باشم برام شغل خودش پیدا میشه بجای که من دنبال کار یا افراد باشم شغل وافراد لازم خودش دنبال مه هستن و من بی نهایت بی نهایت سپاسگزاری خدایم هستم من هدایت کرد منو حمایت کرد و دستم را گرفت مره در این مدار ومسیر قرار داد خدایاشکرت
خداجانم سپاسگزارتم که من دارم بهترین شرایط را تجربه میکنم
خدایاسپاسگزارتم که من در مداری فراوانی، ثروت ونعمت قرار گرفتم
خداجانم سپاسگزارتم من خودم خلق زنده گی خودم هستم
خداجانم سپاسگزارتم من بهترین وبیشترین درآمدی را دارم خدایاشکرتتتتتتتتت
سلام به استادای عزیزم
این فایل نشانه امروزم بود و مثل همیشه بموقع، چون دیشب داشتم از شب تا صبح بخاطر اتفاق ناخوشایندی ک تجربه کرده بودم گریه میکردم و الان هم با چشم های ورم کرده دارم تایپ میکنم. دارم مینویسم که یادم بمونه از کجا شروع کردم
اره میخوام دوباره شروع کنم، اتفاق دیشب و حس بد و بی ارزش بودنی ک دیشب تجربه کردم عاملش:
باورهای خودم و اصرار دادشتن به ثابت بودن مولفه ها و باور به اینکه عوامل بیرونی باید تغییر کنند ن من!
من سالهاست ک با استاد و سایت همراهم اما خب پاشنه های آشیل خیلییی قوی دارم مثل حس قربانی شدن و کمبود اعتماد بنفس و حس بی ارزش بودن
با اینکه دوره ها رو دارم اما هربار تا میام شروع کنم میبینم وسطاش رهاش کردم درحالیکه سال اول اشنایی با استاد من تموم دوره هایی ک میگرفتم تا اخر پیش میرفتم و کامنت میذاشتم
اما الان مدتی هست ک فقط گوش میدم مثل اینکه فقط عادت شده باشه بدون درک بهتر بدون عملکرد بهتری
همین الان هم حتی حس ناامیدی رو تو متنی ک دارم مینویسم رو حس میکنم
من پسرفت داشتم چون باز برگشتم ب ندای سابق چون ورودی هامو کنترل نکردم
چون زبونم رو کنترل نکردم
چون ذهنم رو و تصوراتممکنترل نکردم و دوباره همه اونها رو به سمت اتفاقات منفی و حرف های منفی و دیدن نازیبایی ها سوق دادم
اره من خالق این شرایطم هستم
و بقول استاد ک تو ی فایلی گفتن ک ببین زندگیت چطوره؟ رو ب پیشرفته یا پسرفت یا یویو واره!
من تو این مرحله یویو وار گیر کردم ی روز میرم بالا ی روز میرم پایین
چون استمراری در تعهداتی ک میدم نیست
چون ی روز کنترل میکنم
روز دیگه فراموش
و بهمین دلیل هم نتیجه ای ثابت یا رو ب رشدی ندارم
امیدوارم بعد از این فایل بتونم تغییری ایجاد کنم
ک همین الانالهامی دریافت کردم
ک باید هرروز در سایت کامتت بذارم
مهم نیست در نشانه روز باشه یا در فایل های محصولات
اما این ی قدم برای بهبودی من و برای مقابله با سگ سیاهه
سلام به استاد عزیز و مریم جون و همه دوستان که تو این سایت ناب و الهی هستن.
افکار منفی و ناامید کننده ممکنه برای همه ما ایجاد بشه.ولی این ما هستیم که باید باورهامون رو قوی کنیم و افکارمون رو کنترل کنیم و به نکات مثبت زندگیمون دقت کنیم.
و نزاریم نجوای ذهن و افکار منفی در ما پررنگ بشه.
من از وقتی وارد این سایت شدم خیلی بیشتر از قبل کنترل ذهن پیدا کردم.البته خیلی جا داره که رو خودم کار کنم.
ولی از استاد بینهایت سپاسگزارم.من با وجود این سایت تلوزیون و ماهواره نگاه نمیکنم تو فضای مجازی و اینستا نیستم.و خدا رو بیشتر وبهتر از قبل شناختم و در روز زمان قابل توجهی رو تو سایت و کار کردن رو خودم میگذرونم.
آرزو دارم روز به روز توحیدی تر و به خدای مهربون نزدیکتر بشم.
سلامتی و سعادت و خوشبختی رو برای همه آرزومندم
سلام ودرود خدمت استاد عزیز و خانم شایسته عزیز ودوستان همسفرم
سفرنامه روز بیست وچهارم
من هر شرایطی که در زندگیم هست را خودم با باورهایم خلق کردم من هر باوری را در وجودم نهادینه میکنم باید اون را زندگی کنم واون باور برای اینکه خودش را ثابت کنه دست به هرکاری میزنه من تا باورهای منفی دارم در مدار آدم هایی هستم که باورهای مثل من دارند و با من هم فرکانس هستند برای اینکه مدارم تغییر کنه بایدباورهای قدرتمند کننده بسازم تا به مدار بالاتر بروم وقتی ما قبول میکنیم که خالق شرایط زندگی خودمان هستیم راحتر می توانیم باورهایمان را تغییر دهیم چون همون جوری که باورهای قبلی را ساختیم وداریم زندگی میکنیم می توانیم باورهای جدیدی بسازیم تا زندگی بهتری را تجربه کنیم. و این باورها یک شبه تغییر نمیکنه باید سیر تکاملی اش طی بشه و کم کم به مدار بالاتر هدایت شویم ما وقتی باورهای محدود کننده داریم نمیتونیم درک کنیم که چگونه بعضی انسان ها به این راحتی پول و ثروت به دست می آورند وما برای اینکه باورهای خودمان زیر سوال نرود و برای اینکه خودمان را قانع کنیم چاره ای جز این نداریم که به دیگران برچسب های نامناسب بزنیم.
سپاسگزارم از استاد عزیز وخانم شایسته عزیز و دوستان هم فرکانسی ام