به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 64


  • نمایش با مدیاپلیر کلاسیک
  • دانلود با کیفیت HD
    419MB
    35 دقیقه
  • فایل صوتی به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
    32MB
    35 دقیقه
توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    علی گفته:
    مدت عضویت: 1654 روز

    بنام خدای مهربان

    سلام خدمت استاد عزیز وهمراهان گرامی سایت عباسمنش

    روز بیست وچهارم

    سپاس از فایل زیبای امروز که به حال واحساس من هم ربط داشت جهت یه کار جدید در یک شرکت معتبرفروش قرار شده که پیگیر کارهای استخدام باشم وباید صبح زود اقدام میکردم خدایا شکرت وقتی هدفی انتخاب میکنی براش شوق داری به چه زیبایی کارها پشت سر هم در زمان عالی انجام میشود

    انگار خداوند خودش میاد کنارت میگه بیا تا با هم انجامش بدیم وقتی مسیر درسته احساست خوبه همه چیز عالی پیش میرود

    الهی شکرت

    خیلی نکات فوق العاده ای از فایل برداشت کردم خدایا شکرت

    مثل تحسین افرادی که در موقعیت ان چیزی من میخواهم هستن

    ونیز ساختن الگو برای ذهن که منطقی بپذیره اگر برای دیگران شده برای تو هم میشود

    وباور این نکته که هر انچه در زندگی ماست حاصل باورها وفرکانس هایی که فرستاده ایم است

    ونیز پذیرفتن بی قید وشرط این مطلب باعث میشود که دیگه زاویه دید رو تغییر بدی دنبال مقصر نباشی وبدانی این قدرت را داری که همه چیز را انطور میخوای تغییر بدی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 0 رای:
  2. -
    Maryam R گفته:
    مدت عضویت: 3480 روز

    روز بیست و چهارم-روزشمار تحول زندگی من

    یکی از بزرگترین اتفاقاتی که  با تغییر باور  توی زندگیم اتفاق افتاد مربوط به چند ماه گذشتس. من که بعد از سالها موفق شده بودم حق طلاق و از همسرم بگیرم بخاطر یکسری ترسها تا یکماه از لحاظ جسمی و روحی خیلی تحت فشار قرار گرفتم طوریکه اشتهام کاملا از بین رفته بود هیچکاری نمیکردم و کاملا منفعل و بی حس شده بودم. حالا که به خواستم رسیده بودم نمیتونستم برم اقدام کنم و دلیلش وجود این باور بود که من به تنهایی نمیتونم برای خودم خونه بگیرم، کسی به یه خانم با شرایط من خونه اجاره نمیده و اینکه با پولی که من دارم باید یجای خیلی نامناسب و پایین شهر خونه بگیرم و برای رفت و آمدم تا محل کار قراره خیلی اذیت بشم و سختی بکشم… تا اینکه ینفر ماجرای خانمی و برام تعریف کرد که با داشتن بچه از همسرش جدا شد و خیلی راحت خونه گیرش اومد و اینکه چطوری با کاری که توی خونه انجام میداد از لحاظ مالی پیشرفت کرد و هزینه دانشگاه دخترش و داد و ماشینش و عوض کرد و …. همه رو  با جزییات برای من تعریف کرد و همون موقع که اینا رو می شنیدم مثل یک فیلم تصاویرش از ذهنم رد میشد و تحسینش میکردم و یجورایی این باور برای من ساخته شد و فهمیدم این همه خانم مجرد و تنها توی شهر دارن زندگی میکنن و روی پای خودشون وایستادن… و این باور و تو ذهن خودم آگاهانه شروع کردم به ساختن که وقتی میرم مشاور املاک و میگم تنها هستم خیلی طبیعیه و عادی برخورد میشه باهام و آدمای خوبی سرراهم قرار میگیرن و حتی برای نوشتن قرارداد شناسنامه ازم نمیخوان و سعی کردم خودم و جمع و جور کنم…

    و بعدش از وقتی با جرات و توکل اولین تماسم و با املاک گرفتم تا زمانی که خونه دلخواهم و پیدا کردم حدود دو هفته بیشتر زمان نبرد!

    یه سوییت مناسب با شرایطم، با امنیت کامل،نزدیک محل کارم طوریکه پیاده بتونم برم و بیام با مالک بسیار خوب و قیمت بسیار مناسب پیدا کردم و موقع قرارداد فقط کپی کارت ملی و صفحه اول شناسنامه رو دادم و خیلی راحت و سریع قراداد و نوشتیم و من با تغییر باورهام اول تونستم روی ترسهام پا بذارم و بعدش خدا همه کارها رو زنجیر وار و در زمان مناسب براحتی برام رقم زد تا به خواستم برسم و بینهایت این اتفاقات برام زیبا و مثبت بودن.

    خداروشاکرم بابت اینهمه لطف و پاداشی که بخاطر بلند شدنم و پا گذاشتن روی ترسهام با تغییر باورم بهم عطا کرد.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  3. -
    حمیدرضا جمالی فر گفته:
    مدت عضویت: 2223 روز

    به نام خداوند بخشنده مهربان

    سلام خدمت استاد عباس منش و خانم شایسته

    سفرنامه روز ۲۴

    موضوع :به جای کوچک کردن خواسته هات باورهات بزرگ کن

    این فایل امروز جواب یکی از باور های محدود کننده ذهن بود خداروشکر پیداش کردم

    نداشتن عزت نفس دنبال این بودم دیگران بگن این کار شدنی یا نشدنی

    اصلا به درونم مراجعه نمیکردم تازه فهمیدم هر کسی یک باور داره و طبق باورهاش که پیشنهاد و نظراتش میده

    مثل مثال دقیقا استاد درباره سایت گفت من خودم آدم بودم تا یه کاری میخواستم انجام بدم میرفتم به افرادنزدیک میگفتم بیشتر وقت ها از انجام نداند اون کار صدمه دیده بودم اما باز نفهمیده بودم که چون با تصمیمات دیگران حرکت کرده بودم خدایا شکرت این باور با دیدن این فایل بی نظیر پیدا کردم

    این باور جای گزین کردم که هراتفاق خوب که می افتد می‌تواند برای من هم بیفته

    من باید مواظب باشم باورهای دیگران قبول نکنم

    نکته طلایی متوجه شدم از این فایل این بود که قبل از رسیدن به هدفم باید هدف بعدی وبزرگتر انتخاب کنم

    ‌از افراد موفق الگو بگیرم و اون تحسین کنم برای موفقیت به دست آوردن

    خدایا شکرت خدایا شکرت

    ارامش درونی خیلی بیشتر شد خداروشکر

    همیشه شاد سلامت و ثروتمند باشید

    ادامه دارد…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    ندا گفته:
    مدت عضویت: 1820 روز

    سلام به همه همسفران عزیزم و استاد مهربونم و مریم جونم

    روز 24 سفرنامه

    نکاتی که من از این فایل دریافتم این است که:

    راه هایی که باعث باور ساختن میشه اینه که به جای نقد موفقیت آدم ها، تحسین شان کنم! من باورهام در حوزه روابط به شدددت محدود کننده و نادرسته. همونطور که استاد هم گفتن “ذهن همیشه با دیده‌ها‌، شنیده‌ها و تجاربش قضاوت می‌کند” من اینقد تو زندگیم باورام اشتباه بوده پس تجاربمم خیلی در مورد روابط بد بوده بقولا از هر چی ترسیدم سرم اومده چون مدام بهشون فکر کرده بودم تصویرسازی کرده بودم که اگه این اتفاق بیفته من باید چ واکنشی نشون بدم؟ و نتایج هم مشخصه دیگه همون چیزایی ک تصور میکردم هم به سرم میومد از وقتی که با سایت و قوانین آشنا شدم سعی کردم وابستگیم رو کم کنم بعد قدم بعدیم این بوده که سعی کردم رو تنهاییم کار کنم یعنی با تنها بودنم اوکی بشم و خیلی جاها و کارهایی که همیشه بقولا ی پایه داشتم رو خودم انجام بدم از کافه گرفته تا پیاده روی شبانه کنار ساحل و خرید کردن و دکتر رفتن. سعی کردم از هر لحاظ بتونم مستقل بشم چون میخوام واقعا رابطه عالی رو تجربه کنم خب با این قدم هایی که برداشتم آرامشم بیشتر شده اما هنوز همون چیزایی رو تجربه میکنم که تو روابط قبلیم داشتم. الان متوجه میشم این باورهاست که از پایه و اساس باید تغییر کنن درسته این کارایی که کردم باعث شده من وابستگیم کمتر بشه مستقل تر بشم و خودمو خواسته هام رو واضحتر بشناسم اما همچنان دارم همون رفتارهای قبلی رو مشاهده میکنم پس طبق گفته استاد باید هر رابطه خوب وعالی که میبینم تحسینش کنم بگم آفرین اگه این تونسته چنین رابطه عاشقانه ای تجربه کنه پس من هم میتونم به جای اینکه قضاوت کنم موفقیت اون افراد رو تو این حوزه را مهر تاییدی بدانم بر نقش باورهای متفاوت در تجربه شرایط متفاوت

    ” اگر دستاوردهای فرد موفقی را می بینی که هیچ ارتباطی به بهترین دستاورد زندگی ات نیز ندارد، آگاهانه به ذهنت بگویی: اگر او توانسته پس من هم میتوانم”

    از این به بعد برای باورسازی هر ارتباط درست و خوبی رو دیدم تایید میکنم و این جمله رو به خودم یاداوری میکنم اگر او تونسته پس منم میتونم.

    خدایاشکرت برای اگاهی امروزم

    مرسی از استادعزیزم و مریم جونم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 5 رای:
  5. -
    محمد حسین سنقری گفته:
    مدت عضویت: 1612 روز

    سلام استاد عزیز.

    خواستم از یک تجربه ام بگم که اون رو به مهاجرت ارتباط دادم.

    رفتیم مطب دکتر و منتظر شدیم که دکتر بیاد من هم از سر کلاس مجازی اومده بودم و شارژ گوشیم کم بود، می خواستم اون رو به پریز بزنم از یک نفر سوال کردم پریز کجاست و ایشون یه جای بد رو به من نشون داد، من گفتم نه جای خیلی خوبی می خوام گشتم و دیدم اه، جای پریز پشت صندلیه و به راحتی می تونم بقل موبایلم هنگام شارژ بشینم.

    بعد ۲،۳ دقیقه مادر گفت اینجا سردمه و بریم داخل(یه فضایی تعبیه شده بود که نزدیک به در اتاق دکتر بود و گرم تر بود)

    من یه لحظه به سیم شارژرم و موبایلم فکر کردم که نکنه جا نباشه، خلاصه من توجه نکردم و بلافاصله به مادرم گفتم بریم مادر،بدون هیچ نگرانی از جای پریز،

    رفتیم داخل اتاق گرم مادرم یک جا رو انتخاب کرد و نشست، دیدم بغلش یه پریز مثل همون پریز قبلیه، خیلی خوش حال شدم و با این مثال فهمیدم میشه به راحتی مهاجرت کرد و زندگی بسیار خوبی رو مثل قبل دوباره ساخت و پیدا کرد و نکتش اینکه فقط انجامش بده درنگ نکن.

    امید دارم باور کرده باشم حرف های پر ارزش استاد گرامی رو❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    ماریا اکبری گفته:
    مدت عضویت: 2111 روز

    به نام مهربان پروردگارباسخاوتم که جهان هستی رو پرازفراوانی آفرید تامن ،به قدر باورهام ،به قدر ظرف ذهنیم از این فراوانی بهره ببرم

    به جای کوچکترکردن خواستت ،باورهات رو بزرگتر کن

    این جمله خیلی برام جدید بود،قبل ترهاشنیده بودم پاهاتواندازه گلیمت دراز کن ،که الان کاملا میفهمم که از باور فقر میاد وپراز شرک هست

    استادفرمودن ازتجربیاتمون بگیم ،ازتجربیاتی که بجای کوچک ترکردن خواسته ها ،باورهامون رو بزرگ کردیم

    اولین باری که درسال ۹۷شجاعت پیدا کردم تابرم برای اجرای سمینار اقدام کنم زمانی بود که حرفهای استاد رو باور کرده بودم که ایشون بدون داشتن مدرک تونستند پس من هم میتونم

    رفتم شهرداری وبا دست خالی اقدام کردم به برگزاری دوره .اون زمان دیپلم داشتم وهیچ مدرکی نداشتم اما حرفهای استاد باورهای قدرتمند کننده ای رو برام ایجاد کرده بود

    رفتم ودرکمال ناباوری شوراها بامن همکاری کردند ومن سالن اجتماعات شهرمون رو با نااازل ترین قیمت یعنی ۱۰۰هزارتومن اجاره کردم و دوره برگزار کردم و اون ماه ۳میلیون تومن درآمد زایی کردم،درحالی که اون سال پایه حقوق ۱۲۰۰هزارتومان بود

    بعد یک ارگانی چوب چای خرجم گذاشت ودرست در روز اجرای دوم اجازه ی برگزاری رو نداد

    بااونهمه اطلاع رسانی که من کرده بود و اونهمه هزینه ی تبلیغات

    اما من شاگرد استادبودم و دست از رویاهام نکشیدم

    به طور شگفت انگیزی به سمت گرفتن مدرک مهارتهای زندگی هدایت

    شدم ودقیقا دو روز بعد زمان شروع ثبت نام این مهارتها بود ورفتم دورهاشو گذروندمو از دانشگاه تهران که معتبرترین دانشگاه کشور هست

    مدرک مهربی گریش رو گرفتم ،اومدم شهرمون وباقدرت بیشتری سمینار برگزار کردم

    همزمان شجاعتم بیشترشده بود و در دانشگاه شهر محل سکونتم ثبت نام کردم ودانشجوی دوره کاردانی شدم

    با حرفهای استاد هرروز شهامتم برای اجرای سمیناربیشترمیشد ،باوجود اینکه بسیار میترسیدم اما دردانشگاه باحضور بیش از صد دانشجو واستاد سمینار برگزار کردم وبسیار هم موفق بودم

    وبعد پله پله طی مراحل تکامل ،تابه امروز که سه سال ازاون ماجرا میگذره من از خانه داری ودیپلمه بودن و تا خرخره زیر قرض بودن وماشین نداشتن

    با کمک آگاهی هایی که استاد بهم دادن و با مطالعه سایتشون و همین فایلهای رایگان

    چون اوایل بضاعت خرید محصول رو نداشتم

    از اونجا به اینجایی رسیدم که

    الان بامعدل ۱۸ مدرک کاردانی کسب وکارم رو گرفتم

    مدیرفروش بیمه عمر دریک شرکت تخصصی ونامی شدم درحال لیدری تیم قوی ومجموعه خودم هستم

    پبیش از ۵۰ وبینار وسمینار در جاهای معتبر ازجمله دانشگاه ها شرکتهای بزرگ و مدرسه ها و شهر داری هابرگزار کردم

    تماما قرض ها وقسط های عقب مونده رو پرداخت کردیم وماشین سمند زیبایی خریدیم

    به تازگی بهم پیشنهاد،کارکردن درمرکز مشاوره دانشگاه رو دادن وبنده قبول کردم😇

    وهزااارن برابر این دستاوردهای قابل اندازه گیری من در آرامش وعشق وصلح درونی قرار دارم که همه این نتایج با ایجاد باور قدرتمند کننده ،وارد تجربیات زندگیم شدن

    الان میدونم مسئلم تماما باورهای محدود کننده مالی هست وباخرید محصول روانشانسی ثروت میخوام تحول مالی بسیااار بزرگ در زندگیم ایجادکنم تا به خودم وجهان ثابت کنم که میشود

    ثابت کنم که استاد تونست منم میتونم

    💪🧡🧡🧡🧡💚💛

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    Ferial گفته:
    مدت عضویت: 1659 روز

    به نام الله یکتا

    سلام به استاد عزیزم و مریم بانوی جان مظهر صلح درون

    خدایا سپاسگزارم ک متعهدانه رد پای روز بیست و چهارم سفرنامم رو می نویسم…

    چند تا نکته با شنیدن این فایل به ذهنم متبادر شد

    ما توی فامیلمون یه کسیو داریم ک نسبت به بقیه فامیل آدم متمول تری هستش…ک تا چند سال پیش منم مثل بقیه حس خوبی بهش نداشتم…چون همیشه همه می گفتند این ثروتش رو از راه حروم درآورده و فقط با ناحق کردن میشه چنین پولی درآورد..

    البته واقعا یه زمانی کارو کاسبیش مناسب نبود ولی حتی وقتی هم ک دیگه اون کار رو رها کرد باز هم درآمدش بالا بود حتی بیشتر از قبل و این برای من تحسین برانگیز هستش ولی هم چنان بقیه به نظرشون این به خاطر اون پول حروم ثروتمند شده..

    اما من مطمئنم این فامیل ما توی هر کاروکاسبی ک بره باز هم درآمدش عالیه چون ذهنش ثروتمنده و باورش اینه ک دست به خاک بزنه طلا میشه …

    نکته ی بعدی بهم اینو یاد داد ک موفقیت بقیه رو در کنارشون جشن بگیرم و موفقیت بقیه رو تحسین بکنم به جای اینکه انکارش کنم…چون این موفقیت نشون میده ک این کارشدنیه و حتی من میتونم به بهتر و یا راحترش دست پیدا کنم و تازه باید از اون آدم ممنون باشم چون راه رو برای من باز کرده و بهم انگیزه داده

    چند ماه قبل رفته بودیم طبیعت گردی…منطقه کوهستانی بود و جاده رو بسته بودند و فقط از یک تپه بلند صعب العبور و سنگلاخی میشد وارد منطقه شد…حتی ماشین های آفرود هم میترسیدن آخر تپه توی سنگ ها گیر کنند و همه ماشین ها ایستاده بودند و یا داشتند برمی گشتند چون باورشون شده بود نمیشه رفت…تا اینکه راننده ما فقط با پراید و رانندگی خوبش از تپه رد شد و بعد از ما همه شروع کردن از تپه رد بشن…چون یه الگویی رو دیده بودن ک تونسته رد بشه

    پس ما باید از آدم های موفقی ک توی زندگیمون می بینیم تشکر کنیم چون راه رو برای ما با الگو شدنشون باز کردند.

    واقعا با این باورهای مخرب فقط روح خودمون رو اذیت می کنیم و بعد خودمون رو از ثروت و حس خوب و آسایش و عشق و روابط عالی محروم می کنیم…

    اگر بقیه نتونستن دلیل نمیشه ک من نمیتونم و اگه کسی موفق شده پس منم ١٠٠ درصد می تونم

    استاد عزیزم سپاسگزارم ک اینقدر موفق شدید و راه رو برای ما در هر زمینه ای باز کردید تا بتونیم این زندگی عالی رو باور کنیم

    چقدر آخر این فایل رو دوست دارم ک گفتید اگر چیزی حالتون رو بد کرد باورش نکنید و اگر چیزی حالتون رو خوب کرد ازش باور بسازید

    خدایا سپاسگزارم…

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    مریم اشکی گفته:
    مدت عضویت: 1836 روز

    بنام خداوندی ک هرلحظه درحال هدایت ماست😍

    سلام خدمت عزیزانم

    تنهاچیزی ک درمورداین فایل میتونم بگم تشکرم ازشمااستادعزیزم وسپاسگزاری ازخدای خودمه چون من سگ سیاموباشمادرمان کردم ومردگیم تبدیل ب زندگی شد دقیقا زمانی ک باخودم فک میکردم اصن چرازندم میگفتم اگ بچه ها نبودن خودموخلاص میکردم همونموقع خدادستموگرفت گذاشت تودست شما و الان دیگ هیچ خبری ازون سگ سیاه نیست خدایاشکرت خدایاشکرت

    بهتریناهاروبراتون آرزومندم هم شمااستادگلم هم خانم شایسته ک عشقه منه 😍

    درپناه الله یکتاشادپیروز وموفق باشید😍🥰😘

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  9. -
    بهار ثروتمند گفته:
    مدت عضویت: 2649 روز

    سلام به همه دوستان عزیز هم فرکانسیم

    چقدر خوشحالم که این فایل رو دیدم و دقیقا اول که استاد گفتن بعضی ها چون باورهاشون کوچیکه وقتی یه اتفاق و درآمد بزرگی رو میبینن چون توی ظرف باورشون جا نمیشه میگن دروغه یا میگن طرف دزده

    باید بگم خودمم چند وقت پیش همین تفکر رو داشتم😂ولی خب سیمان ها رو شکستم ولی چند وقت پیش از زبون یکی از دوستام شنیدم

    اینکه کنار یه برج خیلی شیک توی کامرانیه وایساده بودیم که من محو عظمت و شیکی برج شده بودم و داشتم میگفتم دم اونایی که این تو زندگی میکنن گرم چه خونه ای دارن و دوستم گفت اینا همشون دزدن یا به یه جایی وصلن وگرنه مگه میشه انقدر درآمد داشت

    من فقط بهش گفتم چرا فکر نمیکنی از راه سالم هم میشه اینجوری زندگی کرد و اگه اینجوری فکر نمیکنی پس چه جوری میخوای پول توی زندگیت باشه و دیگه ادامه ندادم چون میدونستم میخواد روی دلایل خودش پافشاری کنه

    و مطلب بعدی که استاد درباره ش صحبت کردن این بود که گفتن به جای کوچیک کردن خواسته هات، باورهات رو بزرگ کن

    و من آدم هایی در اطرافم یادم اومد که مثلا برای صرفه جویی مخارج از خواسته های خودشون کم میکردن… مثلا دیگه برای ناخون هاشون نمیرفتن آرایشگاه و خودشون دستگاه خشک کردن لاک خریده بودن و میگفتن چرا انقد هزینه کنیم…. اینجوری هزینه ها رو کم میکنیم و من با خودم میگفتم خب چرا یه کاری نمیکنی که درآمدت بیشتر شه که حتی هر دفعه بری به یه سالن زیبایی بهتر و شیک تر

    اگر اون فرد اون کار رو برای این انجام میداد که چون از لاک زدن لذت میبرد و این فرایند رو دوست داشت مشکلی نبود ولی اون به خاطر باور به کمبود این تصمیم رو گرفته بود

    استاد یه جایی توی فایل گفتن وقتی میبینین یه آدمی به یه موفقیتی رسیده به جای اینکه بگین دروغه، یه مهر تایید برای خودتون بزنین که آره پس میشه و پس من میتونم….

    و دیدم چقدر من این چند وقت دچار حسادت مولد شدم به قول استاد، به جای حسادت مخرب…

    یعنی آدم موفق تر از خودم میبینم میگم دمش گرم

    پس میشه پس منم میتونم و واقعا انگیزه میگیرم

    در صورتی که قبلا این باور رو نداشتم

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  10. -
    حسن گرامی گفته:
    مدت عضویت: 1608 روز

    سلام به استاد عزیزم و خانم شایسته مهربان

    دقیقاً زمانیکه من توی املاک کار می‌کردم میگفتن آقا بازار خرابه و کارنیست و کسی خرید و فروش نمیکنه و از این حرف ها که بعدش متوجه شدیم یک مشاوری توی یکی از املاک های منطقه حداقل یک میلیارد تومن کمیسیون از مالک خریدارشون گرفته

    یا اینکه من خودم زمان هایی که خریدارها با من تماس میگرفتن و بهشون ملک نشون میدادم خیلی از همکارام توی املاک میشستن و میگفتن اصلا کار نیست ، این معلوم نیست چه جوری داره کار میکنه حتما منطقه اش منطقه خوبیه و از این دست باورهای به شدّت محدود کننده

    که حالا منم با این حال فروش های خیلی خوبی توی ۶ ماه اول کاریم داشتم کم کم باورهام محدود شد و فاصله بین قرارداد هام زیاد شد که الان متوجه شدم دقیقا به باور آدم هاست کسی که میدونه با فرکانس هایی که به جهان هستی میفرسته خیلی راحت میتونه به خواسته هاش برسه دیگه دلیلی به محدود کردن باورها نداره

    دقیقا زمانیکه ما یک فرکانس شدن میفرستیم خب دقیقا هم سیستم همون چیزی که ما فرکانسش رو فرستادیم تبدیل میکنه به اون چیزی که خواستیم خیلی ساده

    من یه فرکانس بالا رفتن درآمدم میفرستم خب جهان هم همون رو گسترش میده و به من بر میگردونه به همین سادگی

    خدیاشکرت بخاطره راحت بودن ساز و کار جهان

    شاد و ثروتمند باشید ❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای: