به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن - صفحه 67


توجه

این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.

1534 نظر
توجه

اگر می‌‌خواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، می‌توانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.

بازکردن همه‌ی پاسخ‌هانمایش:    به ترتیب تاریخ   |   به ترتیب امتیاز
  1. -
    افسانه گفته:
    مدت عضویت: 1888 روز

    بنام خدا

    سلام خدمت همگی دوستان عزیزم

    روز ۲۴ سفرنامه هستم

    اینکه ما باید تحسین کنیم افراد موفق رو واقعا سخته برام چون یه عمری حسادت کردم بهشون و یه عمری به افرادی که تونستن از موقعیت ها به نفع خودشون استفاده کنن حسادت کردم ولی از الان به بعد میخوام یاد بگیرم انجامش بدم . میخوام موفقیت و زیبایی و هر چیز خوبیو تحسین کنم، میخوام چیزای خوب، چیزایی که بهم احساس بهتری میده رو باور کنم میخوام کمبود یا فقر و فقدان رو باور نکنم میخوام حالم خوب باشه میخوام چیزایی که به روح الهی من میخوره رو وارد درونم کنم و منفیا که جایی نداره در روح پاک الهی من رو وارد نکنم . خواسته هام کوچیکن واقعا میپذیرم اینو و باید بزرگترشون کنم و تکاملی بهشون برسم. خدایا سپاسگذارم بابت اینکه منو توی مسیر درست قرار دادی❤

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  2. -
    پریای ره یافته گفته:
    مدت عضویت: 1880 روز

    به نام خدایی که باور کردنش سطح رویا و آروزهای ما رو بالا و بالاتر میبره.

    و سلام خدمت استاد عزیزم که که خدا رو باور کرد و آرزوهای بزرگ کرد و با باور ساختن ایمان ما رو قوی کرد.

    و سلام خدمت بانو شایسته که ایشونهم حتما باورهای عالی داشتن که همسفر استاد شدن تو این مسیر زیبا.

    سلام خدمت دوستان هم مسیرم در برگ بسیار زیبا و فوق العاده ی بیست و چهارم.

    آنقدر این فایل فوق العاده و شگفت انگیز بود که صبح نتونستم تا بیشتر از نیمه ی فایل و گوش کنم.

    خدای من چقدر باور قدرت داره.💥خدای من چقدر خدا قدرت تو وجود ما گذاشته.

    چقدر استادم درست میگه که همه چی باوره.💥چقدر درست میگه که همه چی به درون ما و باورهامون ربط داره نه هیچ عامل بیرونی.

    💥چقدر اون مثال استاد برای بازدید و کامنت سایت محشر بود.استادم شما چقدر مرد عملی.آنقدر نتایجتون و باورهاتون شگفت انگیزه که اصلا قابل هضم نبوده و بنده خدا آقای استاد مارکتینگ باور نمیکرده که هیچ .تیکه هم میپرونده.

    مرحبا به شما و باورتون و صبوریتون.

    والله استاد من طاقت تیکه شنیدن ندارم بخصوص که حق با من باشه.ظهر به همسرم میگفتم میبینی امیر استاد چه صبری داشته .ما بودیم گوش اون فرد و میگرفتیم و میگفتیم اینم یه فایل جدید دارم میذارم.اینم کل کارمندام .پس بیا دو روز کامل با هم باشیم تا ببینی کی کامنت مینویسه🤣🤣🤣.

    واقعا مرحبا داری استادم که گرفتار حواشی نمیشی و حالا که نه .خیلی وقته نتایجتون فریاد میزنه.

    استاد جان ما هیچ اطلاعاتی در مورد فروش اینترنتی نداریم اما به شدت مشتاقم که اینکار و بکنم و دوست دارم خودم سایتمو راه اندازی کنم .وومیخوام واسش باور بسازم.همین چند روز پیش ایده ی اون کار هنری بهم الهام شد و منم که مشتاق کار هنری هستم و بودم.با حدی که تو مجردیم که جو خونه شلوغ بود با اینکه محصل بودم شب تا صبح بیدار میموندم و یه کاری وبا شوق و ذوق خلق میکردم .و موقعی که میخواستم بخوابم بارها از رختخواب بلند میشدم و میرفتم میدیدمش و قربون صدقش میرفتم.و همه تاییدش میکردن.ولی هیچ وقت نتونستم باهاش کسب درآمد داشته باشم بخاطر باورهای محدود کننده.

    اما حالا به لطف شما و آموزه هاتون و باور ثروت تو قدم اول امیدوارم.و نظرم این بود که هر چی درست کردم ببرم تو مغازه نوشت افزارمون بفروشم.

    ولی با این فایل امروز و یه فایل دیگه که یه نفر دو سال چشم انتظار راه اندازی سایتش بوده و شما فرمودین که خب خودت میرفتی یاد میگرفتی و از اولش خودت انجام میدادی .ایده و روحیه گرفتم واسه بالا بردن اطلاعاتم تو زمینه گوشی و کامپیوتر و اینترنت و همزمان حرفه ای شدن تو کار هنری و طی کردن تکامل.

    و البته ساختن باور در کنار تجسم.

    خدای من چه تصمیم بزرگی هست که حتما به اراده و تعهد فولادین از نوع اراده ی استادم نیازمنده.

    اما من میتونم چون من تو زندگیم خیلی سختی کشیدم و اراده داشتم با باورهای محدود کننده بوده.

    ولی الان هم میخوام به شدت از مسیر لذت ببرم .هم از تجسم و باور ساختن انرژی بگیرم.و هم روزانه مرتب آروم آروم کسب اطلاعات کنم و عجله نداشته باشم.

    استاد جمله های نابی تو تمرین ستاره قطبی قدمها فرمودن که حتی فقط گوش کردنش شارژمون میکنه.

    اینها تصمیماتی بود که گرفتم و اما از باورهای گذشتم که بر خلاف اعتقاد بقیه بود و موفق شدم این بود که

    سال ۸۵ تصمیم گرفتم تو شرکت که همکار همسرم بودم کار نکنم چون جو مسمومی داشت.و با اینکه دستیار مسئول فنی بودم و سرپرست هم بودم و برای من و خلاقیتم تصمیم گرفته شده بود که مدیر تولید بشم.اما دوست نداشتم از ۵ صبح تا ۸ شب سرکار باشم و استعفا دادم و مدتی هم طول کشید که بتونم حرفه ی باب میلم و پیدا کنم و با یه ایده و دیدن یه دوست بعداز سالها فهمیدم عاشق عکاسی و نورپردازی و آتلیه و ….هستم و وقتی شروع کردم به کلاس رفتن .خب همه میگفتن بابا مگه الکیه.مگه مردم میان ندیده و نشناخته فیلم و عکس عروسیشون و مهمترین روز زندگیشونو دست تویی بدن که یه ساله کلا کلاس رفتی و کار کردی و میخوای آتلیه بزنی

    اما من باور داشتم که میتونم و موفق میشم.به خداوندی خدا منم تو ۸ سال آتلیه داری کلا یکبار تراکت زدم که حتی یک سومش هم پخش نکردم. و یه تبلیغ کوچیک تو کتاب اول کردم و تمام.

    ولی به لطف خدا آنقدر تو کارم پیشرفت کردمو همه راضی بودن که حتی تا شهرستانها هم مراسم میرفتم.واقعا ساعت کاری برام مهم نبود.واقعا مسیر مهم نبود.واقعا خسته نمیشدم و عاشقانه کار میکردم.

    استاد جان واقعا درست میگن که باور و علاقه تو هر زمینه در کنار توکل معرکه هست.

    همکارام بنده خداها چه هزینه هایی واسه تبلیغات میکردن.

    چقدر به آرایشگاه ها و گل فروشی و مزو عروس و ….شغلهای مربوط رشوه و درصد میدادن که مشتری داشته باشن ولی من هرگز.

    و با آموزه های استاد و گوش کردن دست و پا شکسته ی قدم اول تا چهارم آنقدر باورم شد که میشه تو این شرایط امسال با بیست میلیون پول مغازه زد و قفسه و پیشخون خرید و جنسم آورد.واقعا همه سر تکون میدادن واسه این همه جسارت یا به چشم اونا حماقت ما🙃🙃 اما ما خدا رو داریم و استاد و سایت و تعهد و تمام.👌

    خدای من ما همه ‌کلی تجربه های خوب و بد تو زندگی داشتیم که علتشو نمیدونستیم.ولی استاد عباسمنش واسمون ریشه یابی میکنن و با مثالهای زندگی خودشون بهمون نشون میدن که هر چی داریم و نداریم بخاطر طرز فکر و باور و مقدار توکل و شرک ما هست .نه بخاطر خانواده و دوست و کشور و مسئولان.

    و بازهم بحث شیرین و متفاوت مدار.استاد میفرمایند یه سری انسان و ثروت و نعمت تو یه مدار هستن و ما با توکل و باور میریم تو اون مدار و اون نعمتها و کار دیگه ای نمیخواد بکنیم و خداوند ما رو به هم کانکت میکنه.

    خدای من خیلی ایده ی مدار جذابه.هر جا استاد میگه گل از گلم میشکفه.

    💥استاد میگه تو هر مدار اندازه ای از نعمت و ثروت و حال خوب و انسانهای هم فرکانس هستن و ما باید بریم تو اون مدار.نه اینکه اونا بیان تو مدار ما

    یعنی ما یه عمره با این باورها و نگرشها منتظر نشستیم اون نعمتها بیان طرف ما .در صورتی که با با تغییر کردن ووبزرگ کردن ظرف وجودیمون باید بریم تو مدار اون خواسته ها.

    💥پس ما تا تغییر نکنیم و متعهد به تغییر نشیم خبری از دریافت نعمتها نیست.

    💥و تا ادامه ندیم و ظرفمونو بزرگتر نکنیم خبری از ماندگار شدن نعمتها نیست.

    به قول استاد جهان مانند آینه عمل میکنه.

    👌👌نکته ی جذاب دیگه اینه که قبل از رسیدن به رویاهامون اهداف بعدی و مشخص کنیم و باور بسازیم که همیشه انسان با انگیزه و موفقی باشیم.

    💥استاد جان در مورد باور درست میگین .چون آقای بیرانوند که یه بچه روستایی بوده و چوپانی میکرده .تو یه مصاحبه ای از رویاهاش و تجسمهاش میگفت و خدا رو شکر چقدر موفق شد و پیشرفت کرد.

    به لطف خدا همیشه انسانهای موفق و تحسین کردم به شکلی که همه میگفتن چنان با ذوق تعریف میکنی که فلانی اینو خریده و اینجوری شده که انگار خودت موفق شدی.

    و هر وقت پیاده بودم و میخواستم از عرض خیابون رد شم با دیدن ماشین مدل بالا مکث میکردم که اونا رد شن و تحسینشون میکردم و میگفتم اولویت با ایناست و تا دور شدنشون لذت میبردم از این زیبایی و کیفیت اون ماشینها.🙂

    استاد عزیزم نکته های ناب و باارزش تو فایل زیاده و باید بارها گوش کنیم تا به جانمون بشینه.

    و از خوندن کامنت آقای عطار روشن انرژی گرفتم و تحقیق و کامنت آقای شریفی هم تحسین میکنم و به بهترین استاد و بهترین سایت میبالم.

    و من به همین اکتفا میکنم چون بچه هام دیگه مقدار همکاریشون ته کشیده😃.

    خدا را هزاران بار شکر واسه این همه آگاهی و این مسیر روشن.

    استاد جان واقعا ممنونم که جای خالی برادرموبه شکلی بینظیر واسم پر کردین.🙏🙏🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  3. -
    سپاسگزار گفته:
    مدت عضویت: 1668 روز

    سلام استاد وهمسفران گرامی :واقعا استادامروز بابت گل موهایی که درست میکنم دلسرد شده بودم چون کسی نمیخره ویادنبال قیمت مناسب میگردن اونم کاردست که خیلی اذیتیش بیشترتا کارماشینی ودستگاهی داشتم میگفتم بیخیال شو توکه نمیتونی بفروشی وبااین بچه کوچیکت بری بیرون ونشون بدی به مغازه هاتابیان بخرن ازت😑اومدم سفرناممونگاه کنم که شنیدم خواسته هاتوکوچیک نکن باورهاتوبزرگ کن دقیقا من باورمخربم اینه که کسی نمیخره این کش موهارو وجایی هم نیست که ببرم نشون بدم بچه هام دستوپاگیرهستن 😆اما الن روشن شدم وفهمیدم بااین باورای مخربی که داری منتظرچه نتایج هستی منصوره پاشویع چندتا باورقدرتمند بساز بنویس تصور وتجسم کن بهدشم یه کش خوشکل درست کن بزاروضعیتت بقیشم باخدا 😇😇انشاءالله نتیجشو اعلام میکنم بهتون دوستان

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 2 رای:
  4. -
    الیاس آدمپور گفته:
    مدت عضویت: 2187 روز

    سلام به استاد عباس منش بزرگوار و تمام دوستان سایت استاد عباس منش

    باور ها بدون شک از دید من همه چیزی است که انسان تا آخر عمر براساسش زندگی میکنن و خیلی خیلی مهمه که چه چیزی رو با تمام وجود باور میکنیم که البته باور کردن هم تکاملی هست با الگو ها و منطقی کردن میشه به تکامل در یک باور رسید.

    یکی از باورهای که بقیه درمورد من داشتن و خودم با تمام وجود برخلاف اون تلاش کردم عمل کنم و‌خداروشکر در همون مسیر هم دارم حرکت میکنم و‌تلاش میکنم هر روز با کار کردن رو باورهام موفق تر بشم این بود که خیلی از آشنا ها و فامیل سعی میکردن به خاطر شرایط زندگی من به من دائم بگن تو به جای نمیرسی و در زندگی کسی نمیشی و خداروشکر با نشنیدن این باور و تلاش برای بالا برن مدارم باعث شد اول اون آدم ها رو کم تر و‌کم تر ببینم تا جایی که شاید چند سال یک بار و دیگه‌به خاطر چیزی های که در زندگی تا اینجا بدست آوردم و هرچه باور هام کامل تر بشه چیزهای دیگری در هر زمینه بدست میارم دیگه چیزی نمیگم ولی تو‌چشم هاشون میبینم که دارن تعجب میکنم زمانی که بعد از مدت ها من رو میبینن به این باور میرسم که هرچی بیشتر بخوام بهم بیشتر داده میشه و قبل از رسیدن کامل به هدفی تلاش میکنم هدف بزرگ تری رو برای خودم پیدا کنم یا به قول استاد اگر خودم برای خودم تضاد جدید ایجاد نکنم کائنات برام درست میکنه پس تلاش میکنم به اهداف بزرگ تر برسم.

    از الان هم با این جلسه یاد گرفتم هرحرفی یا فکری که احساسم رو بد میکنه بهش اهمیت ندم و سعی کنم برای خودم تبدیل کنم به اون چیزی که میخوام.

    درپناه حق

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  5. -
    زهراء گفته:
    مدت عضویت: 3703 روز

    بسم الله الرحمن الرحیم

    سلام به همسفران خوبم

    روز24 سفر تحول زندگی

    از همان روز اول سفر با خودم عهد بستم که هر روز برگ سفرنامه ام را بنویسم و خدا را شکر تا حالا که در روزهای اخر فصل اول هستم تصمیم را عملی کرده ام و این خودش یک دستاورد است برایم.خدا راشکر

    خداروشکر که شنیدن این صحبتهای استاد و فایل این روز سفرنامه مرا متوجه اشتباهم در یک مورد مربوط کرد و از حالا به بعد با نگرش دیگری به موضوع نگاه خواهم کرد.

    این تجربه را میگویم که برای همسفرانم مفید باشد

    چند وقت پیش بود یک خانمی از اطرافیان از نظر من و همه دورو بری ها هیچ جوری نمیتوان توجیح کرد که چگونه زندگی با همسرش یعنی روابطشان را تونسته بهبود بده و اون آقا از اون در قبال دیگران دفاع میکنه و همه ی کم کاریهایش را در زندگی نادیده میگیرد.در اذهان تنها راهش این بود که سحر و جادو کرده و راستش حتی من هم این را پذیرفته بودم.او هیچ ویژگی مثبتی نداشت و تازه خیلی هم اشکال داشت.

    اما حالا با این آگاهی و در واقع یادآوری این آگاهی نگرشم کاملا عوض شد .باور او نسبت به خودش و نسبت به زندگی اش حتما قدرتمند کننده شده که همچین نتیجه ای گرفته.حتما سطح عزت نفس و صلح خودش .حس ارزشمندی و لیاقت خودش بالاتر رفته و برای خودش این بهبود را خواسته که به آن رسیده و حالا من اصلا فکر نمیکنم که به سحر و جادو متوسل شده.اصلا این گمان بد به نفع من نیست. من حالا با مثالها و توضیحات استاد و دوستان و فهمیدن قانون میدانم غیرممکنی وجود ندارد.از این مثال برای خودم باورهای قدرتمند کننده میسازم که اگر این شخص در حد و سطح خودش توانسته بهبودی در نتایجش در زمینه روابط و زندگی شخصی ایجادکند پس هم من میتوانم پس برای من هم امکان دارد .خداراشکر که خدا این همه موهبت و نعمت و توانایی به من داده و مرا متنعم کرده .که حجتش را با دادن این آگاهی ها بر من تمام کرده دیگه اسپاسیست اگر استفاده نکنم .باید به لطف و امداد او در مسیر درست زندگی پیشرفت کنم و حتما ممکن است . من میتوانم تواناییهایش را دارم و خدا همراه من است خداوند حامی و پشتیبان من است.خداوند مرا دوست دارد خیر مرا میخواهد به من مهربان و نزدیک است .من خلیفه خدا روی زمینم . من یک تیکه از خداوند هستم و خیلی ارزشمند .من لیاقت بهترین ها و لیاقت زندگی در فراوانی نعمت ها و ثروت ها و رفاه و خوشبختی و عشق و سلامتی ها و موفقیت ها را دارم.

    خداراشکر

    در پناه رب هادی ودود حنان رئوف وهاب غفور رحیم باشید.

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  6. -
    نگین اخباری گفته:
    مدت عضویت: 1681 روز

    🌟 سفرنامه روز ۲۴‌ام 🌟

    سلام به هم فرکانسی های عزیز

    چیزی که به ذهنم اومد و خواستم با دوستان عزیز به اشتراک بزارم قضیه لاغری من بود

    من یه مدت به خاطر باور های اشتباهم چاق شده بودم و باورم این بود که درس خوندن باعث چاقی میشه چون دیده بودم افرادی که موفق هستند و رتبه برتر هستند خیلی چاق هستند منم پذیرفته بودم برای موفقیت در درس چاق میشم و هرچقدر درس بخونم بیشتر چاق میشم

    اینقدر این باور قدرتمند بود که منی که وزن ایده‌آلی داشتم اون مدت کلی وزن اضافه کردم و جالبه دقیقا از اون وقتی که درس تموم شد دیگه به وزنم اضافه نشد و روند افزایش وزنم متوقف شد

    بعد که بیشتر با قانون آشنا شدم و دیدم چه باوری دارم شروع کردم به کار روی باورهام و تمرکز روی آدم هایی که اندامی که می‌خوام رو دارن

    چون قبلا همش روی افراد چاق تمرکز میکردم

    و تحسین میکردم افرادی که اندام متناسبی دارن

    و به این باور رسیدم که بدون اینکه تغذیه ام کم کنم یا ورزش خاصی کنم بدنم خودش با سوخت و ساز وزنم کم می‌کنه

    و حتی یک ماه باشگاه رفتم دیگه نرفتم و هیچ رژیمی هم نگرفته بودم بعد چند ماه من برگشته بودم به وزن قبلیم و یادمه حتی مربی باشگاهم که بعداً رفته بودم تعجب کرده بود که چجوری بدون ورزش و رژیم یا بقیه همه دهنشون باز مونده بود

    اما من توجهی به حرف بقیه نکردم و باور کردم بدون ورزش و رژیمم میشه این مربوط به چند سال پیش بود که برام یادآوری شد و نوشتم

    و از اون به بعد من وزنم کمتر میشه بیشتر نمیشه و فقط نتایج باورهای مثبت میبینم

    و برای خودم مثال میزدم از کسانی که ورزش و رژیم خاصی ندارن و حتی پرخوری دارن و لاغر هستند

    با اینکه اونموقع شناخت به اندازه الان از قوانین نداشتم ولی احساس میکنم درست عمل کردم و نتیجه دلخواهم گرفتم

    یه نکته هم که کمکم کرد این بود که پذیرفتم خودم رو با اون بدن و وزن زیادم و خودمو دوست داشتم با حالت نفرت به خودم نگاه نکردم

    همش هدایت و کار خداوند بود سپاسگزارشم

    امیدوارم در قسمت های دیگه زندگیم هم بتونم به درستی به قوانین عمل کنم و نتیجه دلخواهم بگیرم

    در پناه خداوند یکتا🙌💓

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 3 رای:
  7. -
    شمیم کردستانی گفته:
    مدت عضویت: 1784 روز

    سلام به استاد عزیز خانوم شایسته و تمامی دوستان

    من همین الان که این فایل دیدم متوجه شدم که چرا وقتی یه رابطه خوب یا یه ادم با درآمد بالا میبینم میگم که طرف خوش شانس بوده.

    الان متوجه شدم چون منطق ذهن من نمیتونسته اون رابطه عالی ،اون میزان درامد رو باور کنه و هییییییچ دلیلی پیدا نمیکرده از کلمه شانس استفاده میکرده.

    با اینکه شانس اصلا علمی نیست.

    ❤️❤️❤️🙏

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  8. -
    زهره گفته:
    مدت عضویت: 1771 روز

    به نام خدا

    خداروشکرمیکنم برای روزبیست وچهارسفرنامم

    استادجون من ازشمایادگرفتم که موفقیت دیگران رو تحسین کنم هروقت ذهنم میادشروع کنه به گفتن حرفای بیهوده وهمیشگی ازموفقیت دیگران سریع به خودم میام ومیگم بااین حرفافقط داری خودتو ازخوشبختی وموفقیت دورمیکنی اگه میخوای نتیجه متفاوت بگیری خوشحال شو وتحسین کن افرادموفق رو به خودت برمیگرده

    وواقعااین ویژگی رومن به وضوح درافرادموفق دیدم که خوشحال میشن ازموفقیت دیگران چون پرهستن

    وبرعکسشم ادمای توخالی همش حسادت میکنن ودوس دارن تخریب کنن اون فردوموفقیتی روکه کسب کرده

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای:
  9. -
    زهرا گفته:
    مدت عضویت: 1689 روز

    سلام💛

    واقعا تمام این کلیپ مسیر زندگی همه ماست

    همون سگ سیاه باعث شد من الان اینجا تو این بهشت باشم

    سگ سیاهی که تمام وجودم رو گرفته بود و نقابی شده بود به چهرم و اون منو میبرد به هر طرفی که میخواست و من طبق دستور اون عمل میکردم و هر روز داغون تر از قبلم میشدم و فقط ادا و شو بود حتی خنده هام!!!

    خدایا بی نهایت شکر شکر شکر برای اینکه با تضادهات مارو رشد میدی و هدایت میکنی به سمت بهشتت شاید اگر اون سگه نبود زندگی هم بی معنی بود دقیقا طعم قشنگ زندگی رو وقتی میشه چشید که اون سگ رو رام خودت میکنی در کل خدا هیچ چیزی بدی خلق نکرده اگر اون سگ سیاه هست از اون ورم نور و امید و عشق هست

    فقط خدایا شکرت که الان روحیه و انرژیم و اعتمادبنفسم ۱۰۰۰برابر از یک سال قبل شده فقط شکرت خداجونم🧡❤💚❤

    راستی این ویدیو منو یاد این شهر فریدون مشیری انداخت:

    گفت دانایى که گرگى خیره سر

    هست پنهان در نهاد هر بشر

    … لاجرم جارى است پیکارى بزرگ

    روز و شب مابین این انسان و گرگ

    زور بازو چاره این گرگ نیست

    صاحب اندیشه داند چاره چیست

    اى بسا انسان رنجور و پریش

    سخت پیچیده گلوى گرگ خویش

    اى بسا زور آفرین مردِ دلیر

    مانده در چنگال گرگ خود اسیر

    هرکه گرگش را دراندازد به خاک

    رفته رفته مى‌شود انسان پاک

    هرکه با گرگش مدارا مى‌کند

    خلق و خوى گرگ پیدا مى‌کند

    هرکه از گرگش خورد دائم شکست

    گرچه انسان مى‌نماید، گرگ هست

    در جوانى جان گرگت را بگیر

    واى اگر این گرگ گردد با تو پیر

    روز پیرى گرکه باشى همچو شیر

    ناتوانى در مصاف گرگ پیر

    اینکه مردم یکدگر را مى‌درند

    گرگهاشان رهنما و رهبرند

    اینکه انسان هست این سان دردمند

    گرگها فرمان روایى مى‌کنند

    این ستمکاران که با هم همرهند

    گرگهاشان آشنایان همند

    گرگها همراه و انسانها غریب

    با که باید گفت این حال عجیب

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 4 رای:
  10. -
    الهه شیری گفته:
    مدت عضویت: 2398 روز

    سلام و خسته نباشید خدمت استاد عزیزم و بچه های سایت

    واقعا فایل بی نظیری بود و دقیقا چیزی که من نیاز داشتم بشنوم

    قبل از شروع هرکاری بجای باور کردن حرف بقیه ک از تجربه های ناموفقشون میاد باید باور درست مناسب بسازیم و بعد کارو شروع کنیم

    اگه بقیه به اون جا و انتظاری که ما از کار و هدفمون داریم نرسیدن این دلیلی نیست که نمیشه من به عنوان خالق زندگیم میتونم هر چیزی هر موفقیتی رو که میخوام بوجود بیارم

    اگه یکی به یک موفقیت رسیده یعنی منم میتونم حتی اگه الان الگویی نیست میتونم مثل استاد توی ذهنم بسازمش و بعد بهش برسم

    فقط باید قبلش توی ذهنم باورش کنم و یراش باور خوب بسازم

    وقتی کسی داره واجب موضوعی یا هدفی که داری حرف میزنه و حرفاش باور بد میسازه برات مثلا نا امید میشی بی انگیزه میشی حرف از کمبوده حرف از دست رفتن فرصتهاست به حرفاش گوش نده تو توی ذهنت یه چیز دیگه تکرار کن

    پس حقیقت جامعه لزوما درست نیست

    افراد یک موفقیت رو نمیبینن چون باورش نمیکنن چون فکر میکنن غیر ممکنه و برای همین شروع میکنن به حرف زدن راجبش که نمیشه حتما تقلب کرده حتما رانت داشته حتما پارتی داره

    مثل ندیدن کشتی های بزرگ روی دریا که وجود داشت اما نمیدیدنش

    پس حرفای بقیه رو به عنوان تنها راه نپذیر و حرفایی که بهت امید میده خوشحالت میکنه رو بپذیز و باورش کن تا ببینی

    مثل کفاشی که از شغل تعمیر کفش ثروتمند شد و کارخونه چرم زد بعدا

    وقتی باهاش مصاحبه کردند گفت من تو ذهنم میگفتم همه مردم شهر برای تعمیر پیش من میان و بیشتر از پول تعمیرشون بهم پول میدن

    پس مهم نیست شغلت چیه و چیکار میکنی مهم اینه با چه طرز نگرش و باوری داری اونکارو انجام میدی

    خدایا شکرت که اینقدر قوانینت زیباست و شکرت بخاطر استادم و این سایت الهی

    میانگین امتیاز به دیدگاه بین 1 رای: