این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
من قبل از ورود به سایت به درامد ماهی ۲۹۰۰ ت با خودم میگفتم که چقدر خوبه زیاده و طوری برنامه ریزی کرده بودم که تا سه سال دیگه میتونم یه پراید دست دو بخرم خوشحااااال😂😂
خداروشکر الان با درامد ۴ ت😁که انشاالله زیادترم میشعههه هستم
من ماشین مدل بالاتر میخرم و زودترخواسته هام برزگتر شدن
رویاهام بزرگتر شدن ک منم میتونم یکی از افراد موفق این جهان وسیع باشم
نعمات فراوان هستن ثروت فراوان هستش و در اختیار همه قرار میگیره
و همه ما توانایی خلق بهترین ها رو داریم فقطط باید باورهامون رو تغییر بدیم باید با خودمون و خدای خودمون در صلح باشیم
سلام استاد عزیزم ذهن همیشه با دیده ها شنیده ها و تجاریبش قضاوت میکند پس مواظب باش اسیر تجربه های ذهنت نشوی… این دقیقا تکنیک هواپونو پونو هستش و حرف کلی و مضمون اصلی این تکنیک پاکسازی هم همین است. که داده های ذهنت را پاک کن تا نور الهی و شهود بر وجودت بتابد… چقدر جالبه وقتی در مسیر اگاهی قدم بر میداری راه مهم نیست نتیجه و لپ کلام یکیه و انگار ته مسیر همشون یک چیز و اون نور و آگاهی و بیداریه… یاد این شعر افتادم تو از هر مسیری بری میرسی تو از هر دری بری خونته…. مسیر درست آگاهی… خدایا ممنونم و هزاران بار شکرت میکنم
نتایجی که من از از سخنان گهر بارتون گرفتم هر زمان فرد موفق دیدم بایدقبل از هر چیزی تحسینش کنم و خداروشکر کنم که توجه من رو به یه فردموفق جلب کرده چون کانون توجه خیلی مهمه بعدش با خودم بگم اون تونسته منم میتونم
باید بدونم و مطمئن باشم که اون باورهای قدرتمندی در مورد خودش داره و عادتهای شخصی خوبی در خودش ایجاد کرده در چاله ذهن و نمیتونم ها نیفتاده و ایمان و باور قلبی در خودش ایجاد کرده که خالق زندگی خودشه
سلام انسان هرچیزی رو که واقعا باتمام وجود بخواهد بدست می اورد یادمه چندسال پیش دوس داشتم به زندگی مشترکم پایان بدم وبرای خودم مستقل زندگی کنم واقعا باتمام وجود خواستم بعداز مدتی جداشدم وخونه اجاره کردم وبا بچه هام مستقل شدیم زندگی جدیدمو از صفر شروع کردم پولی که خونه اجاره کنم رو نداشتم ولی دستان خدا یاریگر من دراین مسیر بودن وبه شکل معجزه گرانه ای پول پیش خونه وتمام مخارجم جورشد واز اون زمان به این باوررسیدم هرچیزی راازصمیم قلب بخواهم میتوانم به دست بیاورم
خیلی خوشحالم که با این سن کمم این چیزارو یاد گرفتم و خدارا شکر میکنم
من یه چند ماهی میشه که با این مباحث آشنا شدم و همین دیروز بود که با سایت شما آشنا شدم
منم دقیقا هر ثروتمند یا آدم موفق هم سن و سال خودمو میدیدم یه چیزی بهش میچسبوندم و یه اسمی روش میذاشتم
خداروشکر که خیلی زود آگاه شدم و این داستان رو متوقف کردم دیگه ثروتمند میبینم تشویق میکنم خدارو شکر میکنم با این کار هم احساس خوبی میگیرم هم به اون جایگاه نزدیک میشم و با یه تیر ۷نشون میزنم خداروشکر واقعا ممنون از ما و تمام کسانی که آگاهی میدهند و در مسیر آگاهی قرار گرفته ایم الهی شکرش
سلام درسی که من امروز گرفتم و خیلی برام پر رنگ بود این بود که آقا به جای کوچیک کردن خواسته هام باور هام رو بزرگ کنم
مثلا اگه خواسته ی الانم اینه که ماهی ۱۰ میلیون درآمد داشته باشم بجای اینکه بیام کنم ۵ میلیون بیام باور هام رو بزرگ کنم و بگم ۱۰ رو بدست می یارم
این نکته ای بود که امروز یاد گرفتم
خدایا شکرت بابت همه چی
امروز یه کار باحالم انجام دادم و طوری موهام رو کوتاه کردم که میخواستم،،یه سری ترس ها هم بود که بقیه مسخره ات میکنن یا زشت میشی بهت نمی یاد ک فلان ولی گفتم برای اینکه حرف مردم برام کم اهمیت بشه و اعتماد به نفسم بره بالا اینکارو انجام میدم و به اون سبکی که دوست دارم زندگی میکنم حالا چه بقیه خوششون بیاد چه نیاد و الان خیلی راضی ام و حال میکنم با موهام
تازه اینکه استاد میگه یه سری ترس ها توهم هست و اصلا وجود نداره هم راسته چون انقدری که فکرشو میکردم و نجوای های ذهنی میگفتن که مسخره ات میکنن هم نکردن و گفتن خوبه
یه کار دیگه هم که برای اعتماد به نفسم می خوام انجام بدم اینه که با موهای جدیدم برم بیرون تا ترسم از حرف مردم بریزه و کمتر بشه
من در این جلسه فهمیدم که باید به حس هایم اعتماد کنم و اگر به موضوعی حس خوب داشتم قبولش کنم و اگر به یک موضوعی حس بد داشتم اون رو قبول نکنم مثلا در مدرسه معلم برنامه ریزی تحصیلی به من گفت که اگر روی برنامه تحصیلیی که من بهت میدم عمل نکنی نمیتوانی در امتحانات موفق شوی ولی من به این گفتهی معلمم حس خوبی نداشتم و آن را باور نکردم و خودم برای خودم برنامه ریزی کردم هم در امتحانات آخر سال موفق شدم هم در پرسش ها و امتحانات جزعی.
و یک مثال دیگر من اتاقم همیشه به هم ریخته و نامرتب بود ولی یک روز مادرم به من گفت که ببین وقتی اتاقت به هم ریخته هست برای لباس هات ارزش قائل نیستی و این ناشکری از نعمت های خداوند هستش و با جمع کردن لباس هایت از خداوند شکرگزار باش تا ورودی لباس هایت بیشتر شود و این حرف خیلی روی ذهن من تاثیر گذاشت و من از اون وقت تا به حال اتاقم رو مرتب میکنم و برای لباس هام ارزش قائل هستم.
میخوام یه مثال خنده دار بزنم از یه باوری که خواهرم خیلی درگیرشه ، خواهرم باور داره که لپه توو دستش نمیپزه یعنی میگه اگر هر نوع لپه ای رو بدی بهش با هر نوع ظرفی با بیشترین زمان پخت لپه هایی که میریزه توو غذاش همیشه سفت میمونن حقیقت اینه که خواهرم درست میگه من عنوان کسی که غذاهاشو تست کردم دیدم هر غذایی که با لپه درست میکنه نه اینکه لپه هاش نپخته باشه ولی انگار سفته یه بار از خواهرم پرسیدم به نظرت دلیلش چی میتونه باشه گفت نمیدونم شاید به خاطر این که اولین غذایی که بعد از ازدواجم در زندگی مشترکم درست کردم و باهمسرم خوردیم قیمه بود شاید دلیلش اینه. با وجود اینکه خواهرم بیست ساله که ازدواج کرده در تمام این بیست سال این باورو درمورد لپه داشته و با این باور این واقعیت در ذهنش ساخته شده
نکات مهم برای من:
*مانعی بزرگتر از نجواهای ذهنت در برابر موفقیتهایی که میخواهی داشته باشی وجود ندارد
*وقتی چیزی را نداری اما آن را میخواهی وقتی خواسته هایت را بزرگتر و فراتر از تصورات ذهنی ات میبینی باید به جای کوچک کردن خواسته ات باورت را بزرگتر نمایی
*راه باور ساختن این است که:به جای نقد موفقیتهای آدم ها تحسینشان کنی و به جای قضاوت آن موفقیتها آنهارا مهر تاییدی بدانی بر نقش باورهای متفاوت در تجربه شرایط متفاوت
*قبل از اینکه به هدفت برسی رویاهای بزرگتر رو انتخاب کن اگر اینو رعایت نکنی به جایی میرسی که مجبور شی درجا بزنی
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
بعد از 3 سال بودن با شما استاد امشب اومدم سراغ این فایل و وقتی فایل رو گوش دادم گذشتهی قبل از آشنایی شما رو به یاد آوردم زمانی که :
سگ سیاه افسردگی اونقدر توی وجودم بزرگ شده بود که همه چیز برام بی معنی شده بوده .روزها از پی هم میگذشتن و به خاطر تسلط این سگ تمامی زندگی من تحت تاثیر قرار گرفته بود :
احساس بی ارزشی و عدم لیاقت توی وجودم موج میرد و به خاطر همین از جمع فراری بودم و سعی میکردم خودم رو از همه دور کنم تا کسی من رو نبینه و سوالی ازم نپرسه
وقتی میدیدم آدم های اطرافم بدون هیچ دلیلی شادن برام تعجب آور بود که اینا دیوانه ان چه دلخوشی دارن که اینقدر خوشن وقتی دلیلی برای خوشی وجود نداره
وقتی توی جمع شادی قرار میگرفتم از شدت غصه و حسرت میخواستم منفجر بشم
وقتی کسی عروسی میکرد من توی عزا بودم و متعجب از خوشی های اونها
زندگی برام بی معنی شده بود
ترس از آینده تما وجودم رو گرفته بود
توی ی برزخی بودم که نه میخواستم زنده باشم چون دلخوشس نداشتم و نه میخواستم بمیرم چون چیزی رو جلوی خودم نمیدیدم
از بی عدالتی خداوند لجم گرفته بود که چرا اینجوری همه چیز رو تقسیم کرده که سهم من شده این و خداوند و خانواده ام رو مسبب همه چیز میدونستم
بدترین چیز برام حاضر شدن توی جمع بود چون اعتماد به نفسی نداشتم
نگار توی ی قفسی بودم که هر روز داشت تنگ تر و تنگ تر میشد
اونقدر استرس و اضطراب داشتم که دلشوره های عجیبی سراغم می اومد
اصلا امیدی به زندگی نداشتم
اونقدر حساس و شکننده شده بودم که تا کسی چیزی میگفت بغض میکردم و گریم میگرفت و بدتر از اون چون مجبور بودم این قضیه رو پنهان کنم فشار روحی روانی زیادی بهم وارد میشد
و با مرگ مادرم شدت تمام این موارد بیشتر و بیشتر شد و حلقه تنگ تر و تنگ تر
تا اینکه در یک شب شهریوری خداوند من رو هدایت کرد به سمت شما استاد و از همون شب اوضاع کم کم شروع کرد به تغییر کردن
امید به زندگی در وجودم جوانه زد
شادی که جایی توی زندگیم نداشت کم کم توی زندگیم پدیدار شد
نگاهم کم کم تغییر کرد و از بدبینی هدایت شدم به خوش بین تر شدن
سپاسگزاری ی جایی توی زندگیم پیدا کرد
مجموعه ی احساسات بدی که توی وجودم بود کم کم جای خودشون رو به کمی ناراحت بودن و دل گرفته بودن و کمی بی حوصله بودن داد
دیگه کمتر از جمع فرار میکردم و کمتر احساس بی لیاقتی شدید میکردم و اعتماد به نفسم ی کم بالاتر رفت
ترسم از آینده کمتر شد
و همه ی اینها فقط و فقط با تلاش برای تغییر دادن آگاهانه باورها اتفاق افتاد
همه ی این ها با بها پرداخت کردن و قربانی کردن اتفاق افتاد
بهایی که من پرداخت کردم 3 سال مدامت بر کار کردن روی خودم بود هم زمانی و هم مالی که بحث زمانیش خیلی بیشتر از مالی بود و هنوز هم دارم این بهای زمانی رو پرداخت میکنم و همین الان هم دارم با گوش دادن و نوشتن و بررسی کردن قبل خودم و الانم دارم بها پرداخت میکنم بهایی که بقول استاد ارزشش را داشت و دارد چون به من کمک کرد که آگاهانه سگ سیاه درونم رو کنترل کنم و با قوی تر کردن خودم اون رو ضعیف تر کنم
نمییگم خیلی خیلی خوب عمل کردم اما خوب بوده
و بابت این کنترل آگاهانه از شما استاد عزیزم سپاسگزارم که بمن یاد دادین که چطور این کار رو بکنم البته که این کنترل کردن باید همچنان ادامه داشته باشه
بسم حبیب
قدم ۲۴ 👣🤲😍
سلام به استاد عزیزم و مریام بانو و دوستان مهربانم
من قبل از ورود به سایت به درامد ماهی ۲۹۰۰ ت با خودم میگفتم که چقدر خوبه زیاده و طوری برنامه ریزی کرده بودم که تا سه سال دیگه میتونم یه پراید دست دو بخرم خوشحااااال😂😂
خداروشکر الان با درامد ۴ ت😁که انشاالله زیادترم میشعههه هستم
من ماشین مدل بالاتر میخرم و زودترخواسته هام برزگتر شدن
رویاهام بزرگتر شدن ک منم میتونم یکی از افراد موفق این جهان وسیع باشم
نعمات فراوان هستن ثروت فراوان هستش و در اختیار همه قرار میگیره
و همه ما توانایی خلق بهترین ها رو داریم فقطط باید باورهامون رو تغییر بدیم باید با خودمون و خدای خودمون در صلح باشیم
الهی شکر شکر شکر💝🤲
سلام استاد عزیزم ذهن همیشه با دیده ها شنیده ها و تجاریبش قضاوت میکند پس مواظب باش اسیر تجربه های ذهنت نشوی… این دقیقا تکنیک هواپونو پونو هستش و حرف کلی و مضمون اصلی این تکنیک پاکسازی هم همین است. که داده های ذهنت را پاک کن تا نور الهی و شهود بر وجودت بتابد… چقدر جالبه وقتی در مسیر اگاهی قدم بر میداری راه مهم نیست نتیجه و لپ کلام یکیه و انگار ته مسیر همشون یک چیز و اون نور و آگاهی و بیداریه… یاد این شعر افتادم تو از هر مسیری بری میرسی تو از هر دری بری خونته…. مسیر درست آگاهی… خدایا ممنونم و هزاران بار شکرت میکنم
نتایجی که من از از سخنان گهر بارتون گرفتم هر زمان فرد موفق دیدم بایدقبل از هر چیزی تحسینش کنم و خداروشکر کنم که توجه من رو به یه فردموفق جلب کرده چون کانون توجه خیلی مهمه بعدش با خودم بگم اون تونسته منم میتونم
باید بدونم و مطمئن باشم که اون باورهای قدرتمندی در مورد خودش داره و عادتهای شخصی خوبی در خودش ایجاد کرده در چاله ذهن و نمیتونم ها نیفتاده و ایمان و باور قلبی در خودش ایجاد کرده که خالق زندگی خودشه
سلام انسان هرچیزی رو که واقعا باتمام وجود بخواهد بدست می اورد یادمه چندسال پیش دوس داشتم به زندگی مشترکم پایان بدم وبرای خودم مستقل زندگی کنم واقعا باتمام وجود خواستم بعداز مدتی جداشدم وخونه اجاره کردم وبا بچه هام مستقل شدیم زندگی جدیدمو از صفر شروع کردم پولی که خونه اجاره کنم رو نداشتم ولی دستان خدا یاریگر من دراین مسیر بودن وبه شکل معجزه گرانه ای پول پیش خونه وتمام مخارجم جورشد واز اون زمان به این باوررسیدم هرچیزی راازصمیم قلب بخواهم میتوانم به دست بیاورم
سلام آقای عباسمنش عزیز و تمام دوستان گل گلاب
خیلی خوشحالم که با این سن کمم این چیزارو یاد گرفتم و خدارا شکر میکنم
من یه چند ماهی میشه که با این مباحث آشنا شدم و همین دیروز بود که با سایت شما آشنا شدم
منم دقیقا هر ثروتمند یا آدم موفق هم سن و سال خودمو میدیدم یه چیزی بهش میچسبوندم و یه اسمی روش میذاشتم
خداروشکر که خیلی زود آگاه شدم و این داستان رو متوقف کردم دیگه ثروتمند میبینم تشویق میکنم خدارو شکر میکنم با این کار هم احساس خوبی میگیرم هم به اون جایگاه نزدیک میشم و با یه تیر ۷نشون میزنم خداروشکر واقعا ممنون از ما و تمام کسانی که آگاهی میدهند و در مسیر آگاهی قرار گرفته ایم الهی شکرش
سلام درسی که من امروز گرفتم و خیلی برام پر رنگ بود این بود که آقا به جای کوچیک کردن خواسته هام باور هام رو بزرگ کنم
مثلا اگه خواسته ی الانم اینه که ماهی ۱۰ میلیون درآمد داشته باشم بجای اینکه بیام کنم ۵ میلیون بیام باور هام رو بزرگ کنم و بگم ۱۰ رو بدست می یارم
این نکته ای بود که امروز یاد گرفتم
خدایا شکرت بابت همه چی
امروز یه کار باحالم انجام دادم و طوری موهام رو کوتاه کردم که میخواستم،،یه سری ترس ها هم بود که بقیه مسخره ات میکنن یا زشت میشی بهت نمی یاد ک فلان ولی گفتم برای اینکه حرف مردم برام کم اهمیت بشه و اعتماد به نفسم بره بالا اینکارو انجام میدم و به اون سبکی که دوست دارم زندگی میکنم حالا چه بقیه خوششون بیاد چه نیاد و الان خیلی راضی ام و حال میکنم با موهام
تازه اینکه استاد میگه یه سری ترس ها توهم هست و اصلا وجود نداره هم راسته چون انقدری که فکرشو میکردم و نجوای های ذهنی میگفتن که مسخره ات میکنن هم نکردن و گفتن خوبه
یه کار دیگه هم که برای اعتماد به نفسم می خوام انجام بدم اینه که با موهای جدیدم برم بیرون تا ترسم از حرف مردم بریزه و کمتر بشه
خدایا شکرت
در جهانم همه چیز نیکوست.
ردپای ۲۴
سلام به استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
من در این جلسه فهمیدم که باید به حس هایم اعتماد کنم و اگر به موضوعی حس خوب داشتم قبولش کنم و اگر به یک موضوعی حس بد داشتم اون رو قبول نکنم مثلا در مدرسه معلم برنامه ریزی تحصیلی به من گفت که اگر روی برنامه تحصیلیی که من بهت میدم عمل نکنی نمیتوانی در امتحانات موفق شوی ولی من به این گفتهی معلمم حس خوبی نداشتم و آن را باور نکردم و خودم برای خودم برنامه ریزی کردم هم در امتحانات آخر سال موفق شدم هم در پرسش ها و امتحانات جزعی.
و یک مثال دیگر من اتاقم همیشه به هم ریخته و نامرتب بود ولی یک روز مادرم به من گفت که ببین وقتی اتاقت به هم ریخته هست برای لباس هات ارزش قائل نیستی و این ناشکری از نعمت های خداوند هستش و با جمع کردن لباس هایت از خداوند شکرگزار باش تا ورودی لباس هایت بیشتر شود و این حرف خیلی روی ذهن من تاثیر گذاشت و من از اون وقت تا به حال اتاقم رو مرتب میکنم و برای لباس هام ارزش قائل هستم.
سپاسگزار خداوند بخشنده مهربان
تشکر از استاد گرامی و خانم شایسته عزیز
سلام و درود
رد پا
باور پاشنه آشیل من و شاید خیلی های دیگه
استاد یه حرفی خیلی وقتها میزنن که هدایت میشیم و نشانه ها رو ببینیم
اولین فایلی که من تو سایت خریدم فایل یک باور قانون آفرینش بود
ولی هیچی نفهمیدم
سالها گذشت بارها گوش دادم چند محصول دیگه خریدم و اتفاقات خوب زیاد افتاد ولی
مقطعی بود و من دوباره برمی گشتم
و اومدم جدی تر گوش دادم
به قول دوستی هر فایلی که گوش دادم گفتم این چی میخواد به من یاد بده و دقت بیشتر
و عمل و پیداکردن تضادها و پاشنه آشیل
دیدم باور من هست که نمیزاره من پیشرفت کنم
استاد بینظیر هستید
و واقعا باید تو مدار باشیم مدار یعنی خواستن
باید واقعا بخواهیم تا بتوانیم
و ایمان دارم که باورها زندگیم را میسازد و من به بهترین شکل خلق خواهم کرد
خدایا شکرت
با خواندن کامنتهای دوستان و ایده گرفتن از تمریناتشون میخوام بهترین ها را خلق کنم
من باور دارم دلیل شنیدن خواستن هست و اگر بخواهم بفهمم و آجرا کنم باید باور کنم و اقدام
ایمان دارم میشود
پس میشود
من باور دارم میتوانم به خواسته هایم برسم
میتوانم وامها و بدهی هایم را تسفیه کنم و خانه بخرم
من باور دارم میتوانم
پس میشود
خدایا شکرت بابت تمام قوانین ثابت و عالی جهان
خدایا مرا در مسیر رسیدن به خواسته هایم و باورهای درست هدایت کن و ثابت قدم گردان
خدایا شکرت
شاد و موفق و ثروتمند باشید
روز بیست و چهارم
سلام بر عزیزانم امیدوارم که حالتون خوب باشه
میخوام یه مثال خنده دار بزنم از یه باوری که خواهرم خیلی درگیرشه ، خواهرم باور داره که لپه توو دستش نمیپزه یعنی میگه اگر هر نوع لپه ای رو بدی بهش با هر نوع ظرفی با بیشترین زمان پخت لپه هایی که میریزه توو غذاش همیشه سفت میمونن حقیقت اینه که خواهرم درست میگه من عنوان کسی که غذاهاشو تست کردم دیدم هر غذایی که با لپه درست میکنه نه اینکه لپه هاش نپخته باشه ولی انگار سفته یه بار از خواهرم پرسیدم به نظرت دلیلش چی میتونه باشه گفت نمیدونم شاید به خاطر این که اولین غذایی که بعد از ازدواجم در زندگی مشترکم درست کردم و باهمسرم خوردیم قیمه بود شاید دلیلش اینه. با وجود اینکه خواهرم بیست ساله که ازدواج کرده در تمام این بیست سال این باورو درمورد لپه داشته و با این باور این واقعیت در ذهنش ساخته شده
نکات مهم برای من:
*مانعی بزرگتر از نجواهای ذهنت در برابر موفقیتهایی که میخواهی داشته باشی وجود ندارد
*وقتی چیزی را نداری اما آن را میخواهی وقتی خواسته هایت را بزرگتر و فراتر از تصورات ذهنی ات میبینی باید به جای کوچک کردن خواسته ات باورت را بزرگتر نمایی
*راه باور ساختن این است که:به جای نقد موفقیتهای آدم ها تحسینشان کنی و به جای قضاوت آن موفقیتها آنهارا مهر تاییدی بدانی بر نقش باورهای متفاوت در تجربه شرایط متفاوت
*قبل از اینکه به هدفت برسی رویاهای بزرگتر رو انتخاب کن اگر اینو رعایت نکنی به جایی میرسی که مجبور شی درجا بزنی
به نام خدایی که حامی منه در مسیر تغییر باورها و افکارم
با سلام خدمت استاد عزیزم
خدا رو شکر که باز هم فرصتی فراهم شد تا با جریان این آگاهی ها همراه بشم و از اونها برخوردار
بعد از 3 سال بودن با شما استاد امشب اومدم سراغ این فایل و وقتی فایل رو گوش دادم گذشتهی قبل از آشنایی شما رو به یاد آوردم زمانی که :
سگ سیاه افسردگی اونقدر توی وجودم بزرگ شده بود که همه چیز برام بی معنی شده بوده .روزها از پی هم میگذشتن و به خاطر تسلط این سگ تمامی زندگی من تحت تاثیر قرار گرفته بود :
احساس بی ارزشی و عدم لیاقت توی وجودم موج میرد و به خاطر همین از جمع فراری بودم و سعی میکردم خودم رو از همه دور کنم تا کسی من رو نبینه و سوالی ازم نپرسه
وقتی میدیدم آدم های اطرافم بدون هیچ دلیلی شادن برام تعجب آور بود که اینا دیوانه ان چه دلخوشی دارن که اینقدر خوشن وقتی دلیلی برای خوشی وجود نداره
وقتی توی جمع شادی قرار میگرفتم از شدت غصه و حسرت میخواستم منفجر بشم
وقتی کسی عروسی میکرد من توی عزا بودم و متعجب از خوشی های اونها
زندگی برام بی معنی شده بود
ترس از آینده تما وجودم رو گرفته بود
توی ی برزخی بودم که نه میخواستم زنده باشم چون دلخوشس نداشتم و نه میخواستم بمیرم چون چیزی رو جلوی خودم نمیدیدم
از بی عدالتی خداوند لجم گرفته بود که چرا اینجوری همه چیز رو تقسیم کرده که سهم من شده این و خداوند و خانواده ام رو مسبب همه چیز میدونستم
بدترین چیز برام حاضر شدن توی جمع بود چون اعتماد به نفسی نداشتم
نگار توی ی قفسی بودم که هر روز داشت تنگ تر و تنگ تر میشد
اونقدر استرس و اضطراب داشتم که دلشوره های عجیبی سراغم می اومد
اصلا امیدی به زندگی نداشتم
اونقدر حساس و شکننده شده بودم که تا کسی چیزی میگفت بغض میکردم و گریم میگرفت و بدتر از اون چون مجبور بودم این قضیه رو پنهان کنم فشار روحی روانی زیادی بهم وارد میشد
و با مرگ مادرم شدت تمام این موارد بیشتر و بیشتر شد و حلقه تنگ تر و تنگ تر
تا اینکه در یک شب شهریوری خداوند من رو هدایت کرد به سمت شما استاد و از همون شب اوضاع کم کم شروع کرد به تغییر کردن
امید به زندگی در وجودم جوانه زد
شادی که جایی توی زندگیم نداشت کم کم توی زندگیم پدیدار شد
نگاهم کم کم تغییر کرد و از بدبینی هدایت شدم به خوش بین تر شدن
سپاسگزاری ی جایی توی زندگیم پیدا کرد
مجموعه ی احساسات بدی که توی وجودم بود کم کم جای خودشون رو به کمی ناراحت بودن و دل گرفته بودن و کمی بی حوصله بودن داد
دیگه کمتر از جمع فرار میکردم و کمتر احساس بی لیاقتی شدید میکردم و اعتماد به نفسم ی کم بالاتر رفت
ترسم از آینده کمتر شد
و همه ی اینها فقط و فقط با تلاش برای تغییر دادن آگاهانه باورها اتفاق افتاد
همه ی این ها با بها پرداخت کردن و قربانی کردن اتفاق افتاد
بهایی که من پرداخت کردم 3 سال مدامت بر کار کردن روی خودم بود هم زمانی و هم مالی که بحث زمانیش خیلی بیشتر از مالی بود و هنوز هم دارم این بهای زمانی رو پرداخت میکنم و همین الان هم دارم با گوش دادن و نوشتن و بررسی کردن قبل خودم و الانم دارم بها پرداخت میکنم بهایی که بقول استاد ارزشش را داشت و دارد چون به من کمک کرد که آگاهانه سگ سیاه درونم رو کنترل کنم و با قوی تر کردن خودم اون رو ضعیف تر کنم
نمییگم خیلی خیلی خوب عمل کردم اما خوب بوده
و بابت این کنترل آگاهانه از شما استاد عزیزم سپاسگزارم که بمن یاد دادین که چطور این کار رو بکنم البته که این کنترل کردن باید همچنان ادامه داشته باشه
به نام الله مهربان 🌸🌸🌸
چقدر با دیدن این کلیپ.حس و حال خوبی گرفتم 💞💞💞
خوندن کامنت پر محتوای دوستان ،یکی از یکی دیگه پر بارتر، کلی نکته های مثبت یاد گرفتم .💞💞
خدایا کمکم کن تا بتونم با خودم در صلح باشم .💞💞
خدایا کمکم کن از شر نجواهای شیطان که باعث میشه نعمات و فراوانی رو در زندگیم نبینم ،به تو پناه میارم .💞💞💞
خدایا کمکم کن لحظه ای ازتو جدا نباشم ،دوری از تو مساوی افسردگی 💞💞💞
خدایا کمکم کن تمام توجه ام به نکات مثبت زندگیم و اطرافیانم باشه .💞💞💞
خدایا کمکم کن خودم رو با تمام وجود دوست بدارم .
من ارزشمندم 😘
من توانمندم 😘
من لایق این زندگیم 😘
من لایق دریافت نعمات خداوندم 😘
من شادم 😘
من …