این فایل تا مدت محدودی به صورت رایگان قابل استفاده است. در صورت نیاز آن را دانلود کرده و روی سیستم خود ذخیره نمایید.
https://tasvirkhani.com/fa/wp-content/uploads/2017/01/abasmanesh-8.jpg8001020گروه تحقیقاتی عباسمنش/fa/wp-content/uploads/2015/12/logo-with-title-340x85.pngگروه تحقیقاتی عباسمنش2017-01-31 08:31:162025-12-03 19:20:32به جای کوچک کردن خواسته ات، باورت را بزرگتر کن
اگر میخواهی تجربیات خود را درباره موضوعات این فایل بنویسی، لازم است عضو سایت شوی و اگر عضو هستی، میتوانی با ایمیل و رمز عبورت از اینجا وارد سایت شوی.
خیلی برام جالبه قوانین ثابت این جهان یعنی از وقتی شناختمش برام جالب شده و خیلی خوشحالم ازاینکه زندگی من باهاش یکی شده اینکه تلاش میکنم در زندگیم اجراش کنم ولی خیلی خیلی جای کاردارم که بهتر بشم ازاین قوانین بیشتر توی زندگیم استفاده کنم
من اینطور عمل می کردم که فایل های دانلودی سایت رو از اول میدیدم و یادداشت برداری میکردم اما از یه جایی به بعد حسم بهم گفت که این کافی نیست و باید برگردی از اول و من دوباره مدتیه دارم از اول فایل ها رو گوش میدم جالبیش اینجاست که وقتی به این فایل رسیدم چون یه دیدگاه قبلی درمورد این فایل داشتم باخودم گفتم که این فایل مثل بقیه نمی تونه به من کمک کنه مثلا باخودم میگفتم زمانش کمه یا خیلی مثل بقیه فایل ها روی من خیلی تاثیر نداشته خلاصه اینکه این فایل رو نادیده گرفتم
چندمدتیه اون حس خوبه رو ندارم اون حسی که قبلا داشتم و باهاش خیلی خوب بودم حالم خوب بود اگه چالشی پیش میومد باحس خوب حلش میکردم تلاش هام بیشتر بود و….
چندروز پیش یه فایل دانلود کردم از قسمت من را به سوی نشانه ام هدایت کن
یه فایلی اومد که مریم جان عزیزم درمورد آپدیت سایت توضیح میدادن در سریال زندگی در بهشت. من قبلا اون فایل رو دیده بودم اما راستش خیلی توجه نکردم
امروز نشستم و اون فایل رو با دقت نگاه کردم
اصلا خیلی برام عجیب بود، چندتا ایده باهم به ذهنم خطور کرد
یکیش این بود که بشینم روی یک موضوع در زندگیم که فکرمیکنم نیاز بیشتری به کارکردن داره وقت بزارم و اون توانایی کنترل ذهن بود که اولین فایل همین کلیپ بود همین کلیپی که من نادیدش گرفتم ردش کردم تا بعدی رو ببینم
الان که دارم به این موضوع فکر میکنم میبینم که من اون موقع گوش ناشنوا داشتم یعنی اگه اون زمان هم این کلیپ رو میدیدم نمیتونستم چیزی متوجش بشم یعنی اون موقع من فرکانسم پایین بود و چیزی از این کلیپ درک نمیکردم و من به زمان بندی خداوند اعتقاد دارم که باید امروز و بااین شرایط این فایل رو میدیدم و بابتش خداروشکر میکنم️
کاری که قبلا نمیکردم خوندن کامنت ها بود که الان خداروشکر در برنامم هست و این کارو میکنم
بلافاصله بعد از دیدن کلیپ اومدن کامنت بچه هارو خوندم که بسیار بسیار برای من مفید بود خیلی حالمو خوب کرد
خلاصه یکی از کامنت ها این بود که جهان برای پیشرفت به هردو حس (خوب وبد) نیاز داره و هرکس خودش انتخاب میکنه چه حسی داشته باشه
به نظر منم همینه باید این دوتا وجود داشته باشن باید ما به تضاد بخوریم و اما مهم تر اینکه بعد از این اتفاقات باید انتخاب درستی داشته باشیم و حس خوب رو انتخاب کنیم و به خودمون هدیه بدیم و دنیامونو قشنگ تر کنیم
برای اینکه انتخابمون درست باشه باید فرکانس بالایی داشته باشیم ، آرامش و حس خوب داشته باشیم تا بتونیم این سگ سیاه و زشت رو جوری تربیت کنیم که تحت فرمان خودمون باشه نه اینکه اون به ما فرمان بده و زندگیمونو سیاه کنه البته که هرکس به یک نحوی حالشو خوب میکنه
امیدوارم داستان من بتونه حتی شده حال یکیو خوب کنه
امروز حسم بهم گفت بیا کامنت بزار ومن گفتم چشم چون امروز حالم خوب بود و آرامش داشتم و میدونم توی این جور مواقع حسم بهم دروغ نمیگه
امیدوارم حال دل همتون عالی باشه خوب باشید آرامش داشته باشید️
از استاد عزیزم و مریم جانم بسیار بسیار تشکر میکنم️
خدا را شکر که این هدایت را داشتم تا این فایل را بشنوم و کلی نکته و درس از آن یاد بگیرم
باور
مهمترین نکته ای که من در این جهان باید آنرا بسازم تا به خواسته های خودم برسم
و وقتیکه من تغییر کنم و شروع به ساختن باورهای جدید و عالی کنم جهان هستی هم آدمهایی را سر راه من قرار می دهد که به من کمک می کند تا من به خواسته های خودم برسم
چقدر این باور و ساخت باورها بسیار مهم است
نکته عالی
وقتی من در مسیر ردست باشم و باورهایی قدرتمند برای خودم بسازم جهان هستی هم دست به دست هم می دهد تا من را به خواسته های خودم برساند و همه برای من دستهای خداوند روی این کره خاکی می شوند تا به من کمک کنند
به جای ناباوری روی خواسته های خودم نگاه کنم
به این موضوع فکر کنم که وقتیکه فلانی رسیده است پس من هم می توانم و خواهم رسید
یک باور عالی
در ذهن خودم این را بسازم که می شود
و یک نکته دیگر
وقتی من هدفی را انتخاب می کنم در زمان رسیدن به آن هدف ،هدف دیگری را برای خودم انتخاب کنم
آنوقت اینگونه که عمل کنم همیشه ذهن من دنبال اهداف و خواسته های من خواهد بود
بی شک دستهای خداوند هم در این مسیر به من کمک خواهد کرد
باورهای خودم را عوض کنم
بجای اینکه خواسته های خودم را کوچکتر کنم باورهای خودم را بزرگتر کنم
اینرا همیشه به یاد داشته باشم
وقتی فلان شخص توانسته است به آن خواسته و هدف برسد پس من هم می توانم و خواهم توانست
این باور و این الگو را برای خودم بسازم
نکته زیبایی دیگر
دیدن موفقیت دیگران و تحسین کردن آن موفقیت
شکر خدا را بجا آوردن برای دیدن موفقیت دیگران
این رمز پیروزی است
خواسته های خودم را پایین نیاورم بلکه مدام خواسته های خودم را بالا و بالاتر ببرم
آموختم که
هر چیزی که حس و حال من را بد می کند و حالم را خوب نمی کند و استرس به من می دهد را باور نکنم
هر آن چیزی که حالم را خوب نگه می دارد بسازم باوری قوی را
این ساختن باور برای من زمانی به من کمک کرد که همیشه ترس از شروع و استارت کار داشتم
همیشه دنبال سرمایه و کمک دیگران بودم
اما اکنون می دانم که بدون سرمایه اولیه هم می توان صاحب کسب و کار شد و به موفقیت رسید
خداروشکر که داریم اینارو یاد میگیریم استاد. من آدم خیلی حسودی بودم و الانم هستم اما از شما یاد گرفتم که راه کنترل حسادت، تحسین دیگرانه.
ما، من و دوتا خواهرام، جز آدمای حسادت برانگیز بودیم. چون خیلی خوب درس میخوندیم و توی بهترین مدرسه ها و دانشگاهها درس خوندیم. یادمه یبار کلاس پنجم ابتدایی یکی از بچه ها، اومد بهم گفت تو ناهار چی میخوری که فقط 20 میگیری، منم همونو بخورم… یعنی اون دوستم فکر میکرد بخاطر تغذیه است که من شاگرد زرنگ کلاس میشم. در حالیکه ما خیلی تلاش میکردیم و البته باهوش و حواس جمع هم بودیم برای ریشه هامون خیلی زحمت کشیده بودیم اما بقیه فقط میوه ها رو میدیدن.
من بقدری حسود بودم که اگه کسی تو همسایهها ماشین میخرید یا یه موفقیت مالی کسب میکرد، ازش متنفر میشدم.
حتی یبار با خواهر کوچکم، داشتیم تو محله مون میرفتیم که یه ماشین خیلی مدل بالا دیدیم. خواهرم یه تیکه کاغذ روی زمین بمن نشون داد و حواسمونو با اون پرت کرد. بعد که ماشین رد شد، خواهرم گفت نگاش نکردیم دلش بسوزه، یه زباله رو به ماشین اون ترجیح دادیم و خندیدیم… خدای بزرگ من چه سمی.. اما بعدها اگه یه ماشین خوب تو خیابون میدیدم، با دقت تمام نگاش میکردم و میگفتم این یه نشونه است که مسیری که دارم میرم درسته.
از این بعد هم که اگه فلانی تونست منم میتونم، خیلی چیزا رو به خاطر اینکه خواهر کوچکم تونسته بود انجام بده یاد گرفتم . مثلا اولین بار وقتی بچه بودیم اون کبریت روشن کردنو یاد گرفت و کلی مامانم تشویقش کرد،منم بلافاصه با اینکه تو عمرم کبریت روشن نکرده بودم سریع امتحان کردم ، چون تو ذهنم گفتم اگه اون تونست من که ازش بزرگترم منم میتونم…
دیروز یه خبر شنیدم که یکی از دوستای همسرم، پاسپورت سوئیس رو گرفته. اینجا آدمای معمولی میگن که سوئیس خیلی سخت به مهاجرا پاسپورت میده و یه عالمه هم مثال دارن. اما من که یکی از خواسته هام اینکه این قانون نانوشته رو بشکنم و زودتر از موعد پاسپورت سوئیس رو بگیرم، به محض شنیدن این خبر با خودم گفتم آفرین بهش این یه نشونه است که منم میتونم.
با تغییر باورام، حتی قوانین ریاضی هم عوض میشه.
قدرت فقط خداست هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من ندارد. هیچ اراده قدرت و نیرویی بالاتر از اراده قدرت و نیروی خداوند من نیست.
الانا در مورد چیزای بزرگ، خیالم راحته که خدا انجامش میده و نگرانش نمیشم. اما در مورد چیزای کوچک مدام خودمو مقایسه میکنم و حسادت میکنم .
به امید روزی که وقتی برگشتم این کامنتمو بخونم، یگم هه هه چقد عوض شدم… چقد خوب شدم…
یک مثالی از تجربه ی درخواست کردن دارم، با خوندن کامنت آقای علی ثروتمند در این فایل تصمیم گرفتم به جای عزت نفس 6 اینجا به اشتراک بگذارمش.
دانشگاه زمان انتخاب واحد، خب کلاس ها یک ظرفیت محدودی دارند و به قولی باید عجله کرد اگر میخوای وارد کلاس های مورد علاقه ات بشی، منم خیلی برام اهمیت داشت که چند ماه اگر قراره سر کلاسی بشینم حداقل اون کلاسی باشه که میخوام با استاد و ساعت هایی که خودن برنامه ریزی کردم.
ولی محدودیت ظرفیت کلاس ها رو باور نکرده بودم، اون موقع البته اصلا این آگاهی ها رو نداشتم و یجورایی ناخودآگاه بود.
به همین خاطر، وقتی طرفیت کلاس مورد علاقه ام پر میشد میرفتم دفتر و “درخواست” میکردم که ظرفیت اضافه کنند و همیشه کارم انجام میشد.
با اینکه مثل بعضی از دانشجوها، رابطه ی دوستانه ای با کارکنان دفتر و استادها نساخته بودم که اینجور مواقع کارم انجام بشه! (و این باور محدود کننده رو نداشتم خدا رو شکر)
و کارکنان دفتر هم من رو نمیشناختند و تقریبا فقط موقع درخواست ظرفیت میدیدمشون!
بعضی از دانشجو ها و دوستانم میگفتند خب دیگه ظرفیت پر شد و کاریش نمیشه کرد اما میخوام بگم باور من به اینکه میشه و ممکنه که به خواسته ام برسم، این انگیزه اولیه رو بهم میداد که پاشم برم روز انتخاب واحد دانشگاه و درخواست کنم.
اول با یکی دو تا درخواستی که نتیجه داد این باور در من شکل گرفت و بعدا ها اصلا درخواست میکردم که شما که ظرفیت اضافه کردید خب چه کاریه خودت اسم منو بذار توی کلاس دیگه!
(چون معمولا طرفیت رو که باز میکردند باید میرفتی خودت انتخاب واحد میکردی.)
خلاصه هی کارم راحت و راحت تر شد.
به خاطر باور نکردن به اینکه هیچکاری اش نمیشه کرد.
استاد میگن اگر ورودی ها به شکل حرف های محدود کننده ای که دانشجو ها مثلا درباره ی اساتید میزنند رو باور کنی، اون استاد با تو هم همانطور برخورد خواهد کرد.
چون ورودی ای که گرفتی رو “باور” کردی، جنبه ی بد اون شخص رو برانگیخته میکنی.
درباره ی نمره گرفتن خدا رو شکر من ناخودآگاه کم کم سعی میکردم خودم رو از بقیه جدا کنم.
ترم های اول همه چی رو باور میکردم ولی ترم های آخر به این باور رسیده بودم که هرکی هرچی میخواد بگه بگه من از این استاد نمره ی عالی میگیرم چون من لایقش هستم.
پس اگر میگن این استاد خیلی کم پیش میاد نمره ی کامل بده، اون شخص منم!
که خداروشکر هی با کسب مهارت عزت نفسم بهتر میشد و نمره هام هم بهتر میشد با اینکه درس ها پیشرفته تر میشدند.
سلام خدمت استاد و تمام زحمتکشان سایت بینظیر عباسمنش وتمام بچه های گل
سفرنامه 24
فایل بجای کوچک کردن خواسته ها باورهایمان را بزرگ کنیم فایلی بینظیر هست که من چند نکته را ازش یاد گرفتم
ما باید موفقیت افراد رو تحسین کنیم تا خودمان به موفقیت برسیم ،واگر موفقیت مالی ودستاورد کسی را میبینیم ونمیتونیم باور کنیم به خاطر تجربه ما ودیگران هست که در مدارمون قرار دارند ما نباید آن را کلاه برداری و دزدی تلقی کنیم یا اینکه بگیم با پارتی وشانس و… به اینجا رسیده، با این حرفا فقط خودمونو از ثروت دور میکنیم، بلکه سعی کنیم ایراد فکری خودمون را پیدا کنیم
واگر کسی به پیشرفت بزرگی رسیده نشان دهنده اینه که ما هم میتونیم فقط ما راهشو بلد نبودیم که اون هم به لطف خداوند پیدا میکنیم
چیزی که باورش کنیم هر چند در واقعیت نباشد ما آن را حس و حتی لمس میکنیم مث بختک وجنیان،برعکس چیزی که باور نداشته باشیم هر چند وجود داشته باشد ما آن را نمی بینیم مث موفقیت بزرگ مالی دیگران
با افرادی که باوراشون ضد باورهای ماست جروبحث نکنیم که باعث ضعیف شدن باور خودمون میشه
اگر چیزی را نداری ومیخوای داشته باشی باید باوراتو درست کنی همه چیز باوره،باوره ،باوره
وقتی استاد بدون الگو تونستن به این جایگاه برسن پس ماهم میتونیم چون الگویی مث استاد را داریم که میتونه باورامونو قوی کنه که میشه به همه جا رسید
قبل از اینکه به بزرگترین خواستمون برسیم رویاهای بزرگتر داشته باشیم
هر فکر و حرفی که حس خوب بهمون داد یک باور درسته پس باید اونوبسازیم وبرعکس هر حرف و فکری که به ما احساس بد داد قبول نکنیم وتوی ذهنمان ردش کنیم
من با توکل بر خداوند دارم روی فایلهای رایگان کار میکنم تا تکاملم طی شود ومدارم بالاتر بره برای تهیه محصولات واز خداوند خواسته ام که زمانی محصولات را بخرم که آمادگی دریافتشون را داشته باشم ودر زندگیم به کار ببرم ،من تا حالا با آموزه های ارزشمند استاد آرامش و امید به زندگی وحس ارزشمندی و توانایی را در خودم پیدا کردم و اتفاقات ونشانه های کوچکی از پیشرفت را در خودم میبینم که منو امیدوار و ثابت قدم در این مسیر میکند، خداوند را بینهایت به خاطر این مسیر هدایتگر ش سپاسگزارم
از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین بینهایت سپاسگزارم
در واقع وقتی که من نمی توانم باور کنم موقعیت و در آمد میلیاردی را این باعث می شود که من به انگ بچسبانم
آخه چطور
این بدان معنی است که من باور ندارم این موقعیت را
بجای اینکه من فکر و ایده و باورهای خودم را تغییر بدهم
بجای اینکه به خودم بگویم که وقتی آن شخص توانسته است پس من هم می توانم به آن برسم
فقط باید از خودم بپرسم که آن شخص با چه باور و چه نگرش و دیدی به این موقعیت رسیده است تا من هم نگاه و باور خودم را تغییر بدهم تا من هم به آن موقعیت دست پیدا کنم
چیز جالبی که یاد گرفتم از صحبت های استاد این بود که
مردم آن چیزی را که نمی توانند ببیند و باور ندارند قبول نمی کنند آنرا و به آن برچسب نشدن و برچسب های بد و دزدی و از راه نامشروع به دست آمدن به آن می زنند
این بدان معنی است که باورها است که همه چیز را در زندگی من رقم می زند
هر چه باورهای قوی تری داشته باشم بدون شک بهتر می توانم موفق و موفق تر بشوم
نکته زیبایی دیگر
هر اتفاقی خوبی که برای دیگری افتاده است برای من هم خواهد افتاد
این مهمترین نکته عالی بود که من امروز من یاد گرفتم
این نکته برای من این مفهوم را دارد که هیچ وقت در این جهان برای داشتن خواسته های خودم ناامید نباشم و همیشه دنبال حس و حال خوب خودم باشم و همیشه دنبال اهداف خودم باشم
در ضمن
بجای اینکه من اهداف و خواسته های بزرگ خودم را مدام کوچک و کوچکتر کنم
در عوض آن افکار و باورهای خودم را بزرگ تر کنم
دید خودم را بزرگتر کنم
نگاه خودم را بزرگتر کنم
تحسین کردن موفقیت دیگران هم نکته عالی بود که من در این فایل و صحبت های استاد عزیز باز یاد گرفتم
هرچه من موفقیت های دیگران را بیشتر و بیشتر ببینم و آنها را تحسین کنم
فرکانسی عالی به جهان هستی صادرمی کنم
جهان هستی هم بر اساس آن فرکانس اتفاقاتی خوب و هم مسیر با آن احساس را وارد زندگی من می کند
اینگونه من راه و مسیر موفقیت راطی کرده ام و بی شک من موفق تر خواهم بود
پیگیر فایلهای شما بودم .به فایلهای کوتاه دسترسی پیدا میکردم گوش میدادم و دوست داشتم که فایلهای بعدی رو بشنوم تا اینکه تو گروهی عضو شدن که بعد از مدتی گوش دادن به فایلهای شما شد برای ما تکلیف و در ادامه راهنمایی کردن ک عضو شویم و فعلا از فایلهای رایگان و بعد به انتخاب خودمان خرید از سایت رو داشته باشیم و از این جا به بعد بود که ذوق گوش کردن من به فایلهای شما شروع شد هر روز دو الی سه تا فایل رو گوش میدم عاشقانه مخصوصا در تایم صبح بعد از نماز و شب زمانیکه که همه جا ساکت نتیجه این شد که روی باورهام دارم کار میکنم الان به نقطه ای رسید که در باره موضعی قاطعانه صحبت میکنم باعلم براینکه واقعیت این هست اینها رو گفتم تا به این قسمت برسم که دوستی تماس گرفت و به من گفت بیماری گرفتم که می گویند خطر ناک و احتمال ریسک بالا و حلالیت طلب می کرد که من به ایشان گفتم من ک باور نمی کنم که شما حتی بیمار باشی چ برسه به اینکه بخواهید حلالیت بگیرید تا اینکه چند روز بعد ایشان رو حضوری دیدم و وقتی نگاهشون کردم به ایشان به طور قطع گفتم من اثاری از بیماری تو شما نمیبینم باور داشتم به خاطر همین قاطع میگفتم شما به سلامتی جراحی میکنید و جراحی تون موفقیت امیز .پزشگی تو مسیر ایشان قرار گرفتن (دکتر ماندگار بزرگوار و عزیز)ایشان عمل شدند و با موفقیت و من لحظه شماری میکردم تا بیام و به استاد از باورم تا اینجای درس گرفتنم رو بگم من دیدگاهم رو از شوق بیان میکنم و شاید مناسب با این بحث نباشه ولی برام ارزشمند بود که زحمات استاد عزیز رو با بیان این مطالب قدر دانی کنم
چقدددددر من به این فایل نیاز داشتم. ممنون خانم شایسته ی عزیز.
نمی دونم چه باوری و چه برداشت اشتباهی باعث شده بود که فکر کنم که درخواست هم باید تکاملی باشه! به طور مثال من فقط به یک ماشین دلخواهم فکر می کردم و به اشتباه فکر می کردم که من که تا بحال یه دوچرخه هم برای خودم نخریدم پس فکر کردن به لندکروز آفرود مشکی عالیه و هنوز وقت این نشده که من چند تا ماشین بخوام! بهتر بگم انگار فکر می کردم که وقتی تکاملی به خواسته هامون میرسیم پس درخواست هم باید تکاملی باشه!!! وای خدای من ! خدای من! خدای من! راستش انگار من اینقدر ترمز تو باورام دادم که موفقیت دیگران رو بهتر از موفقیت های خودم باور میکنم ! و دقیقاً همین الان اینو فهمیدم!میانگین درآمد پارسال من 750/000 تومن بوده و میانگین درآمد امسالم4/000/000 هست ، یعنی بیش از پنج برابر! و جالبه من که این رو تجربه کردم ، یعنی رسیدن به افزایش درآمد پنج برابری رو تجربه کردم ،در تعهد جدیدم دیگه باید حداقل پنج برابر می نوشتم! در صورتیکه من همون سه برابر رو نوشتم! خوشحالم که الان اینو فهمیدم !
و اما تمرینی که آخر این فایل خواسته بودین ، امروز یادم اومد که وقتی دبیرستان بودم ، معدل نمرات خیلی خوبی داشتم ، چند درس بودن که نمراتم همیشه بالای نوزده و یا بیست بودن. یادگرفتن ادبیات و تاریخ رو دوست داشتم، اما حفظ کردن درس هایی مثل تاریخ و ادبیات رو دوست نداشتم .همیشه هم تو دبیرستان رویای من رتبه ی زیر ده بود! فیزیکم انقدر قوی بود که تو کتابخونه بچه های تیزهوشان که تو تستهاشون گیر می کردن میومدن من براشون راحت حل می کردم. پیش دانشگاهی که بودم یه بار معلم ادبیاتمون بهم گفت: احمدی حیفه! حیفه که همه درسات عالیه اما ادبیاتت 16 ، 17 هست. تست هم که نمی زنی! میدونی که با این وضع هیچی قبول نمیشی!ادبیات خییییلی مهمه و برگ برنده است! من باور کردم! من باور کردم ! و همیشه وقتی داشتم بقیه درسام رو می خوندم تو ذهنم میومد که من با این وضع ادبیاتم هیچی قبول نمیشم! من 60درصد ادبیات میزدم. الان یادم نیست که رتبه من چه عدد نجومی ای بود! چهل هزار بود ، هفتاد هزار خلاصه یادم نیست. اما اواخر مهر ماه همون سال توی اتوبوس یکی از همون بچه های تیزهوشان که سوالات فیزیکش رو همیشه از من می پرسید رو دیدم که شریف قبول شده بود! وقتی درصدهاش رو پرسیدم خشکم زده بود! تا چند ماه بهش فکر می کردم . که چرا درصدهای من اینقدر بهش نزدیک بود ولی تفاوت رتبه تا این حددددددددد! الان می فهمم که چه اتفاقی برای خودم خلق کرده بودم!
و اما تجربه من از اینکه باور مخربی رو نپذیرفتم و محکم پیش رفتم و به رویام رسیدم. فروردین امسال که برای یکی از طرح های تدریسم به مدارس میرفتم ، یکی از مدیرا محکم بهم گفت شما باید با آموزش و پرورش همکاری کنید تا بتونید جذب شاگرد داشته باشید. غیر ازین بیفایده است و خودتون تنها نمی تونید جذب شاگرد داشته باشید.بهشون گفتم من اصلاً نحوه ی کار آموزش پرورش رو در آموزش زبان انگلیسی قبول ندارم. گفت یکی دو سال به ساز اینا برقصین و وقتی حسابی شاگرد جذب کردین مستقل شید! اما من گفتم نه! خدا روشکر می کنم که اینقدر باورام قوی بود که اون باور مخرب رو نپذیرفتم! و گفتم من میخوام آقای خودم باشم! من میخوام استقلال داشته باشم! و نمیخوام وابسته به هیچ کسی باشم! و از اون مدرسه اومدم بیرون و به مسیرم ادامه دادم و خوشحالم که با پایداری و ساخت باورهای قدرتمند کننده و ندید گرفتن و نپذیرفتن اون باور مخرّب به رویای خودم رسیدم. و من نه تنها امسال تابستون پرباری داشتم و درآمد سه ماه تابستان من از درآمد کل 12 ماه سال قبلم بیشتر بود! بلکه شاگردای امسالم برای طرح تابستان 1402 روزشماری می کنند.
از این مثال ها زیاده هم منفی و هم مثبت. خیلی خوشحالم استاد از تمرینی که آخر فایل گذاشتین. بهم خیلی چیزا یاد داد.
استاد عباس منش : امیدوارم رو باورهاتون کار کنید! تاکید می کنم تاکید می کنم ، تاکید می کنم هر حرفی رو نشنوید ! هر چی که بهتون احساس بدی میده ،هر فکری که احساس بد بهت میده، احساس ناتوانی بهت میده ، احساس نگرانی بهت میده ، احساس ترس بهت میده ، دلشوره درت ایجاد می کنه، هر فکری! هر کسی بهت گفته باشه …باورش نکن!
اما هر باوری که احساس خوبی بهت میده بسازش!
ممنونم استاد عباس منش بزرگوار
خداوند رو هزار مرتبه شاکرم برای این آگاهی ها
تمرینم رو با تاخیر انجام دادم اما خوشحالم که انجامش دادم.
به نام خداوند مهربان
خیلی برام جالبه قوانین ثابت این جهان یعنی از وقتی شناختمش برام جالب شده و خیلی خوشحالم ازاینکه زندگی من باهاش یکی شده اینکه تلاش میکنم در زندگیم اجراش کنم ولی خیلی خیلی جای کاردارم که بهتر بشم ازاین قوانین بیشتر توی زندگیم استفاده کنم
من اینطور عمل می کردم که فایل های دانلودی سایت رو از اول میدیدم و یادداشت برداری میکردم اما از یه جایی به بعد حسم بهم گفت که این کافی نیست و باید برگردی از اول و من دوباره مدتیه دارم از اول فایل ها رو گوش میدم جالبیش اینجاست که وقتی به این فایل رسیدم چون یه دیدگاه قبلی درمورد این فایل داشتم باخودم گفتم که این فایل مثل بقیه نمی تونه به من کمک کنه مثلا باخودم میگفتم زمانش کمه یا خیلی مثل بقیه فایل ها روی من خیلی تاثیر نداشته خلاصه اینکه این فایل رو نادیده گرفتم
چندمدتیه اون حس خوبه رو ندارم اون حسی که قبلا داشتم و باهاش خیلی خوب بودم حالم خوب بود اگه چالشی پیش میومد باحس خوب حلش میکردم تلاش هام بیشتر بود و….
چندروز پیش یه فایل دانلود کردم از قسمت من را به سوی نشانه ام هدایت کن
یه فایلی اومد که مریم جان عزیزم درمورد آپدیت سایت توضیح میدادن در سریال زندگی در بهشت. من قبلا اون فایل رو دیده بودم اما راستش خیلی توجه نکردم
امروز نشستم و اون فایل رو با دقت نگاه کردم
اصلا خیلی برام عجیب بود، چندتا ایده باهم به ذهنم خطور کرد
یکیش این بود که بشینم روی یک موضوع در زندگیم که فکرمیکنم نیاز بیشتری به کارکردن داره وقت بزارم و اون توانایی کنترل ذهن بود که اولین فایل همین کلیپ بود همین کلیپی که من نادیدش گرفتم ردش کردم تا بعدی رو ببینم
الان که دارم به این موضوع فکر میکنم میبینم که من اون موقع گوش ناشنوا داشتم یعنی اگه اون زمان هم این کلیپ رو میدیدم نمیتونستم چیزی متوجش بشم یعنی اون موقع من فرکانسم پایین بود و چیزی از این کلیپ درک نمیکردم و من به زمان بندی خداوند اعتقاد دارم که باید امروز و بااین شرایط این فایل رو میدیدم و بابتش خداروشکر میکنم️
کاری که قبلا نمیکردم خوندن کامنت ها بود که الان خداروشکر در برنامم هست و این کارو میکنم
بلافاصله بعد از دیدن کلیپ اومدن کامنت بچه هارو خوندم که بسیار بسیار برای من مفید بود خیلی حالمو خوب کرد
خلاصه یکی از کامنت ها این بود که جهان برای پیشرفت به هردو حس (خوب وبد) نیاز داره و هرکس خودش انتخاب میکنه چه حسی داشته باشه
به نظر منم همینه باید این دوتا وجود داشته باشن باید ما به تضاد بخوریم و اما مهم تر اینکه بعد از این اتفاقات باید انتخاب درستی داشته باشیم و حس خوب رو انتخاب کنیم و به خودمون هدیه بدیم و دنیامونو قشنگ تر کنیم
برای اینکه انتخابمون درست باشه باید فرکانس بالایی داشته باشیم ، آرامش و حس خوب داشته باشیم تا بتونیم این سگ سیاه و زشت رو جوری تربیت کنیم که تحت فرمان خودمون باشه نه اینکه اون به ما فرمان بده و زندگیمونو سیاه کنه البته که هرکس به یک نحوی حالشو خوب میکنه
امیدوارم داستان من بتونه حتی شده حال یکیو خوب کنه
امروز حسم بهم گفت بیا کامنت بزار ومن گفتم چشم چون امروز حالم خوب بود و آرامش داشتم و میدونم توی این جور مواقع حسم بهم دروغ نمیگه
امیدوارم حال دل همتون عالی باشه خوب باشید آرامش داشته باشید️
از استاد عزیزم و مریم جانم بسیار بسیار تشکر میکنم️
سلام بر استاد مهربان
سلام بر همگی دوستان خوبم
چقدر این فایل برای من عالی بود
خدا را شکر که این هدایت را داشتم تا این فایل را بشنوم و کلی نکته و درس از آن یاد بگیرم
باور
مهمترین نکته ای که من در این جهان باید آنرا بسازم تا به خواسته های خودم برسم
و وقتیکه من تغییر کنم و شروع به ساختن باورهای جدید و عالی کنم جهان هستی هم آدمهایی را سر راه من قرار می دهد که به من کمک می کند تا من به خواسته های خودم برسم
چقدر این باور و ساخت باورها بسیار مهم است
نکته عالی
وقتی من در مسیر ردست باشم و باورهایی قدرتمند برای خودم بسازم جهان هستی هم دست به دست هم می دهد تا من را به خواسته های خودم برساند و همه برای من دستهای خداوند روی این کره خاکی می شوند تا به من کمک کنند
به جای ناباوری روی خواسته های خودم نگاه کنم
به این موضوع فکر کنم که وقتیکه فلانی رسیده است پس من هم می توانم و خواهم رسید
یک باور عالی
در ذهن خودم این را بسازم که می شود
و یک نکته دیگر
وقتی من هدفی را انتخاب می کنم در زمان رسیدن به آن هدف ،هدف دیگری را برای خودم انتخاب کنم
آنوقت اینگونه که عمل کنم همیشه ذهن من دنبال اهداف و خواسته های من خواهد بود
بی شک دستهای خداوند هم در این مسیر به من کمک خواهد کرد
باورهای خودم را عوض کنم
بجای اینکه خواسته های خودم را کوچکتر کنم باورهای خودم را بزرگتر کنم
اینرا همیشه به یاد داشته باشم
وقتی فلان شخص توانسته است به آن خواسته و هدف برسد پس من هم می توانم و خواهم توانست
این باور و این الگو را برای خودم بسازم
نکته زیبایی دیگر
دیدن موفقیت دیگران و تحسین کردن آن موفقیت
شکر خدا را بجا آوردن برای دیدن موفقیت دیگران
این رمز پیروزی است
خواسته های خودم را پایین نیاورم بلکه مدام خواسته های خودم را بالا و بالاتر ببرم
آموختم که
هر چیزی که حس و حال من را بد می کند و حالم را خوب نمی کند و استرس به من می دهد را باور نکنم
هر آن چیزی که حالم را خوب نگه می دارد بسازم باوری قوی را
این ساختن باور برای من زمانی به من کمک کرد که همیشه ترس از شروع و استارت کار داشتم
همیشه دنبال سرمایه و کمک دیگران بودم
اما اکنون می دانم که بدون سرمایه اولیه هم می توان صاحب کسب و کار شد و به موفقیت رسید
ممنونم استاد خوبم
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام
روزشمارتحول زندگی من روزبیست وچهارم
فایل بی نظیروفوق العاده ای بودممنونم ازاستاد
درسی که ازاین فایل یادگرفتم
همیشه بایدموفقیت دیگران روتحسین کنم
من باتحسین دیگران خودم رادرمدارثروت وموفقیت قرارمیدهم
بادیدن افرادثروتمندوموفق بایداین باور،رودرخودم بسازم که من هم میتوانم
حرفایی که بهم احساس بدی میده اون باوراشتباهیه
وحرفایی که بهم احساس خوب میده باوردرستیه
سلااااااام به استادعزیزم وبه همه دوستان گلم
استادواقعا تحسینتون میکنم که بدون داشتن الگو تونستین به همچین موفقیتهایی برسین
واقعا دمتون گرم
چه اراده ایی
چه ایمانی
چه توکلی
چه باوری
چه عزت نفسی
برای خودت ساختی تاتونستی این مسیروراحت طی کنی وبه این جایگاه برسی
خدایاسپاسگزارتم که این الگورو توزندگیه من قراردادی تاباورکنم که میییییییییییشود
شمابدون الگو این باوروایجادکردید
و موفق شدید تحسین میکنم این اراده وایمانتونو
استادشمانمونه اید واقعا
خیلی خووووووشحالم که میتونم بسازم زندگیمو که همه چی دسته خودمه
خدایااااااااشکرت
خدایا کمکمون کن تا تواین مسیرثابت قدم باشیم
الهی امین
دلتون به نگاهه خدا گرمه گرم
سلام استاد عزیزم و بچه های گل
روز بیست و چهارم
24 ام فوریه
خداروشکر که داریم اینارو یاد میگیریم استاد. من آدم خیلی حسودی بودم و الانم هستم اما از شما یاد گرفتم که راه کنترل حسادت، تحسین دیگرانه.
ما، من و دوتا خواهرام، جز آدمای حسادت برانگیز بودیم. چون خیلی خوب درس میخوندیم و توی بهترین مدرسه ها و دانشگاهها درس خوندیم. یادمه یبار کلاس پنجم ابتدایی یکی از بچه ها، اومد بهم گفت تو ناهار چی میخوری که فقط 20 میگیری، منم همونو بخورم… یعنی اون دوستم فکر میکرد بخاطر تغذیه است که من شاگرد زرنگ کلاس میشم. در حالیکه ما خیلی تلاش میکردیم و البته باهوش و حواس جمع هم بودیم برای ریشه هامون خیلی زحمت کشیده بودیم اما بقیه فقط میوه ها رو میدیدن.
من بقدری حسود بودم که اگه کسی تو همسایهها ماشین میخرید یا یه موفقیت مالی کسب میکرد، ازش متنفر میشدم.
حتی یبار با خواهر کوچکم، داشتیم تو محله مون میرفتیم که یه ماشین خیلی مدل بالا دیدیم. خواهرم یه تیکه کاغذ روی زمین بمن نشون داد و حواسمونو با اون پرت کرد. بعد که ماشین رد شد، خواهرم گفت نگاش نکردیم دلش بسوزه، یه زباله رو به ماشین اون ترجیح دادیم و خندیدیم… خدای بزرگ من چه سمی.. اما بعدها اگه یه ماشین خوب تو خیابون میدیدم، با دقت تمام نگاش میکردم و میگفتم این یه نشونه است که مسیری که دارم میرم درسته.
از این بعد هم که اگه فلانی تونست منم میتونم، خیلی چیزا رو به خاطر اینکه خواهر کوچکم تونسته بود انجام بده یاد گرفتم . مثلا اولین بار وقتی بچه بودیم اون کبریت روشن کردنو یاد گرفت و کلی مامانم تشویقش کرد،منم بلافاصه با اینکه تو عمرم کبریت روشن نکرده بودم سریع امتحان کردم ، چون تو ذهنم گفتم اگه اون تونست من که ازش بزرگترم منم میتونم…
دیروز یه خبر شنیدم که یکی از دوستای همسرم، پاسپورت سوئیس رو گرفته. اینجا آدمای معمولی میگن که سوئیس خیلی سخت به مهاجرا پاسپورت میده و یه عالمه هم مثال دارن. اما من که یکی از خواسته هام اینکه این قانون نانوشته رو بشکنم و زودتر از موعد پاسپورت سوئیس رو بگیرم، به محض شنیدن این خبر با خودم گفتم آفرین بهش این یه نشونه است که منم میتونم.
با تغییر باورام، حتی قوانین ریاضی هم عوض میشه.
قدرت فقط خداست هیچ کس هیچ قدرتی در زندگی من ندارد. هیچ اراده قدرت و نیرویی بالاتر از اراده قدرت و نیروی خداوند من نیست.
الانا در مورد چیزای بزرگ، خیالم راحته که خدا انجامش میده و نگرانش نمیشم. اما در مورد چیزای کوچک مدام خودمو مقایسه میکنم و حسادت میکنم .
به امید روزی که وقتی برگشتم این کامنتمو بخونم، یگم هه هه چقد عوض شدم… چقد خوب شدم…
سلام به همگی
یک مثالی از تجربه ی درخواست کردن دارم، با خوندن کامنت آقای علی ثروتمند در این فایل تصمیم گرفتم به جای عزت نفس 6 اینجا به اشتراک بگذارمش.
دانشگاه زمان انتخاب واحد، خب کلاس ها یک ظرفیت محدودی دارند و به قولی باید عجله کرد اگر میخوای وارد کلاس های مورد علاقه ات بشی، منم خیلی برام اهمیت داشت که چند ماه اگر قراره سر کلاسی بشینم حداقل اون کلاسی باشه که میخوام با استاد و ساعت هایی که خودن برنامه ریزی کردم.
ولی محدودیت ظرفیت کلاس ها رو باور نکرده بودم، اون موقع البته اصلا این آگاهی ها رو نداشتم و یجورایی ناخودآگاه بود.
به همین خاطر، وقتی طرفیت کلاس مورد علاقه ام پر میشد میرفتم دفتر و “درخواست” میکردم که ظرفیت اضافه کنند و همیشه کارم انجام میشد.
با اینکه مثل بعضی از دانشجوها، رابطه ی دوستانه ای با کارکنان دفتر و استادها نساخته بودم که اینجور مواقع کارم انجام بشه! (و این باور محدود کننده رو نداشتم خدا رو شکر)
و کارکنان دفتر هم من رو نمیشناختند و تقریبا فقط موقع درخواست ظرفیت میدیدمشون!
بعضی از دانشجو ها و دوستانم میگفتند خب دیگه ظرفیت پر شد و کاریش نمیشه کرد اما میخوام بگم باور من به اینکه میشه و ممکنه که به خواسته ام برسم، این انگیزه اولیه رو بهم میداد که پاشم برم روز انتخاب واحد دانشگاه و درخواست کنم.
اول با یکی دو تا درخواستی که نتیجه داد این باور در من شکل گرفت و بعدا ها اصلا درخواست میکردم که شما که ظرفیت اضافه کردید خب چه کاریه خودت اسم منو بذار توی کلاس دیگه!
(چون معمولا طرفیت رو که باز میکردند باید میرفتی خودت انتخاب واحد میکردی.)
خلاصه هی کارم راحت و راحت تر شد.
به خاطر باور نکردن به اینکه هیچکاری اش نمیشه کرد.
استاد میگن اگر ورودی ها به شکل حرف های محدود کننده ای که دانشجو ها مثلا درباره ی اساتید میزنند رو باور کنی، اون استاد با تو هم همانطور برخورد خواهد کرد.
چون ورودی ای که گرفتی رو “باور” کردی، جنبه ی بد اون شخص رو برانگیخته میکنی.
درباره ی نمره گرفتن خدا رو شکر من ناخودآگاه کم کم سعی میکردم خودم رو از بقیه جدا کنم.
ترم های اول همه چی رو باور میکردم ولی ترم های آخر به این باور رسیده بودم که هرکی هرچی میخواد بگه بگه من از این استاد نمره ی عالی میگیرم چون من لایقش هستم.
پس اگر میگن این استاد خیلی کم پیش میاد نمره ی کامل بده، اون شخص منم!
که خداروشکر هی با کسب مهارت عزت نفسم بهتر میشد و نمره هام هم بهتر میشد با اینکه درس ها پیشرفته تر میشدند.
بنام الله یکتا
سلام خدمت استاد و تمام زحمتکشان سایت بینظیر عباسمنش وتمام بچه های گل
سفرنامه 24
فایل بجای کوچک کردن خواسته ها باورهایمان را بزرگ کنیم فایلی بینظیر هست که من چند نکته را ازش یاد گرفتم
ما باید موفقیت افراد رو تحسین کنیم تا خودمان به موفقیت برسیم ،واگر موفقیت مالی ودستاورد کسی را میبینیم ونمیتونیم باور کنیم به خاطر تجربه ما ودیگران هست که در مدارمون قرار دارند ما نباید آن را کلاه برداری و دزدی تلقی کنیم یا اینکه بگیم با پارتی وشانس و… به اینجا رسیده، با این حرفا فقط خودمونو از ثروت دور میکنیم، بلکه سعی کنیم ایراد فکری خودمون را پیدا کنیم
واگر کسی به پیشرفت بزرگی رسیده نشان دهنده اینه که ما هم میتونیم فقط ما راهشو بلد نبودیم که اون هم به لطف خداوند پیدا میکنیم
چیزی که باورش کنیم هر چند در واقعیت نباشد ما آن را حس و حتی لمس میکنیم مث بختک وجنیان،برعکس چیزی که باور نداشته باشیم هر چند وجود داشته باشد ما آن را نمی بینیم مث موفقیت بزرگ مالی دیگران
با افرادی که باوراشون ضد باورهای ماست جروبحث نکنیم که باعث ضعیف شدن باور خودمون میشه
اگر چیزی را نداری ومیخوای داشته باشی باید باوراتو درست کنی همه چیز باوره،باوره ،باوره
وقتی استاد بدون الگو تونستن به این جایگاه برسن پس ماهم میتونیم چون الگویی مث استاد را داریم که میتونه باورامونو قوی کنه که میشه به همه جا رسید
قبل از اینکه به بزرگترین خواستمون برسیم رویاهای بزرگتر داشته باشیم
هر فکر و حرفی که حس خوب بهمون داد یک باور درسته پس باید اونوبسازیم وبرعکس هر حرف و فکری که به ما احساس بد داد قبول نکنیم وتوی ذهنمان ردش کنیم
من با توکل بر خداوند دارم روی فایلهای رایگان کار میکنم تا تکاملم طی شود ومدارم بالاتر بره برای تهیه محصولات واز خداوند خواسته ام که زمانی محصولات را بخرم که آمادگی دریافتشون را داشته باشم ودر زندگیم به کار ببرم ،من تا حالا با آموزه های ارزشمند استاد آرامش و امید به زندگی وحس ارزشمندی و توانایی را در خودم پیدا کردم و اتفاقات ونشانه های کوچکی از پیشرفت را در خودم میبینم که منو امیدوار و ثابت قدم در این مسیر میکند، خداوند را بینهایت به خاطر این مسیر هدایتگر ش سپاسگزارم
از استاد عزیزم و خانم شایسته نازنین بینهایت سپاسگزارم
با آرزوی موفقیت برای تمام عزیزان
سلام بر استاد عزیز
سلام بر دوستان خوب خودم
امروز نکته عالی از استاد یاد گرفتم
باور کردن موقعیت ها و خواسته های خودم
در واقع وقتی که من نمی توانم باور کنم موقعیت و در آمد میلیاردی را این باعث می شود که من به انگ بچسبانم
آخه چطور
این بدان معنی است که من باور ندارم این موقعیت را
بجای اینکه من فکر و ایده و باورهای خودم را تغییر بدهم
بجای اینکه به خودم بگویم که وقتی آن شخص توانسته است پس من هم می توانم به آن برسم
فقط باید از خودم بپرسم که آن شخص با چه باور و چه نگرش و دیدی به این موقعیت رسیده است تا من هم نگاه و باور خودم را تغییر بدهم تا من هم به آن موقعیت دست پیدا کنم
چیز جالبی که یاد گرفتم از صحبت های استاد این بود که
مردم آن چیزی را که نمی توانند ببیند و باور ندارند قبول نمی کنند آنرا و به آن برچسب نشدن و برچسب های بد و دزدی و از راه نامشروع به دست آمدن به آن می زنند
این بدان معنی است که باورها است که همه چیز را در زندگی من رقم می زند
هر چه باورهای قوی تری داشته باشم بدون شک بهتر می توانم موفق و موفق تر بشوم
نکته زیبایی دیگر
هر اتفاقی خوبی که برای دیگری افتاده است برای من هم خواهد افتاد
این مهمترین نکته عالی بود که من امروز من یاد گرفتم
این نکته برای من این مفهوم را دارد که هیچ وقت در این جهان برای داشتن خواسته های خودم ناامید نباشم و همیشه دنبال حس و حال خوب خودم باشم و همیشه دنبال اهداف خودم باشم
در ضمن
بجای اینکه من اهداف و خواسته های بزرگ خودم را مدام کوچک و کوچکتر کنم
در عوض آن افکار و باورهای خودم را بزرگ تر کنم
دید خودم را بزرگتر کنم
نگاه خودم را بزرگتر کنم
تحسین کردن موفقیت دیگران هم نکته عالی بود که من در این فایل و صحبت های استاد عزیز باز یاد گرفتم
هرچه من موفقیت های دیگران را بیشتر و بیشتر ببینم و آنها را تحسین کنم
فرکانسی عالی به جهان هستی صادرمی کنم
جهان هستی هم بر اساس آن فرکانس اتفاقاتی خوب و هم مسیر با آن احساس را وارد زندگی من می کند
اینگونه من راه و مسیر موفقیت راطی کرده ام و بی شک من موفق تر خواهم بود
ممنونم استاد عزیز بخاطر این فایل عالی
سپاس از خدای فراوانی ها
سلام خدمت استادعزیز
من مدت کوتاهی هست ک عضو سایت شما شدم
پیگیر فایلهای شما بودم .به فایلهای کوتاه دسترسی پیدا میکردم گوش میدادم و دوست داشتم که فایلهای بعدی رو بشنوم تا اینکه تو گروهی عضو شدن که بعد از مدتی گوش دادن به فایلهای شما شد برای ما تکلیف و در ادامه راهنمایی کردن ک عضو شویم و فعلا از فایلهای رایگان و بعد به انتخاب خودمان خرید از سایت رو داشته باشیم و از این جا به بعد بود که ذوق گوش کردن من به فایلهای شما شروع شد هر روز دو الی سه تا فایل رو گوش میدم عاشقانه مخصوصا در تایم صبح بعد از نماز و شب زمانیکه که همه جا ساکت نتیجه این شد که روی باورهام دارم کار میکنم الان به نقطه ای رسید که در باره موضعی قاطعانه صحبت میکنم باعلم براینکه واقعیت این هست اینها رو گفتم تا به این قسمت برسم که دوستی تماس گرفت و به من گفت بیماری گرفتم که می گویند خطر ناک و احتمال ریسک بالا و حلالیت طلب می کرد که من به ایشان گفتم من ک باور نمی کنم که شما حتی بیمار باشی چ برسه به اینکه بخواهید حلالیت بگیرید تا اینکه چند روز بعد ایشان رو حضوری دیدم و وقتی نگاهشون کردم به ایشان به طور قطع گفتم من اثاری از بیماری تو شما نمیبینم باور داشتم به خاطر همین قاطع میگفتم شما به سلامتی جراحی میکنید و جراحی تون موفقیت امیز .پزشگی تو مسیر ایشان قرار گرفتن (دکتر ماندگار بزرگوار و عزیز)ایشان عمل شدند و با موفقیت و من لحظه شماری میکردم تا بیام و به استاد از باورم تا اینجای درس گرفتنم رو بگم من دیدگاهم رو از شوق بیان میکنم و شاید مناسب با این بحث نباشه ولی برام ارزشمند بود که زحمات استاد عزیز رو با بیان این مطالب قدر دانی کنم
بسم الله النّور
برگی از روزشمار تحول زندگی من ، روز بیست و چهارم
سلام استاد عباس منش عزیز
چقدددددر من به این فایل نیاز داشتم. ممنون خانم شایسته ی عزیز.
نمی دونم چه باوری و چه برداشت اشتباهی باعث شده بود که فکر کنم که درخواست هم باید تکاملی باشه! به طور مثال من فقط به یک ماشین دلخواهم فکر می کردم و به اشتباه فکر می کردم که من که تا بحال یه دوچرخه هم برای خودم نخریدم پس فکر کردن به لندکروز آفرود مشکی عالیه و هنوز وقت این نشده که من چند تا ماشین بخوام! بهتر بگم انگار فکر می کردم که وقتی تکاملی به خواسته هامون میرسیم پس درخواست هم باید تکاملی باشه!!! وای خدای من ! خدای من! خدای من! راستش انگار من اینقدر ترمز تو باورام دادم که موفقیت دیگران رو بهتر از موفقیت های خودم باور میکنم ! و دقیقاً همین الان اینو فهمیدم!میانگین درآمد پارسال من 750/000 تومن بوده و میانگین درآمد امسالم4/000/000 هست ، یعنی بیش از پنج برابر! و جالبه من که این رو تجربه کردم ، یعنی رسیدن به افزایش درآمد پنج برابری رو تجربه کردم ،در تعهد جدیدم دیگه باید حداقل پنج برابر می نوشتم! در صورتیکه من همون سه برابر رو نوشتم! خوشحالم که الان اینو فهمیدم !
و اما تمرینی که آخر این فایل خواسته بودین ، امروز یادم اومد که وقتی دبیرستان بودم ، معدل نمرات خیلی خوبی داشتم ، چند درس بودن که نمراتم همیشه بالای نوزده و یا بیست بودن. یادگرفتن ادبیات و تاریخ رو دوست داشتم، اما حفظ کردن درس هایی مثل تاریخ و ادبیات رو دوست نداشتم .همیشه هم تو دبیرستان رویای من رتبه ی زیر ده بود! فیزیکم انقدر قوی بود که تو کتابخونه بچه های تیزهوشان که تو تستهاشون گیر می کردن میومدن من براشون راحت حل می کردم. پیش دانشگاهی که بودم یه بار معلم ادبیاتمون بهم گفت: احمدی حیفه! حیفه که همه درسات عالیه اما ادبیاتت 16 ، 17 هست. تست هم که نمی زنی! میدونی که با این وضع هیچی قبول نمیشی!ادبیات خییییلی مهمه و برگ برنده است! من باور کردم! من باور کردم ! و همیشه وقتی داشتم بقیه درسام رو می خوندم تو ذهنم میومد که من با این وضع ادبیاتم هیچی قبول نمیشم! من 60درصد ادبیات میزدم. الان یادم نیست که رتبه من چه عدد نجومی ای بود! چهل هزار بود ، هفتاد هزار خلاصه یادم نیست. اما اواخر مهر ماه همون سال توی اتوبوس یکی از همون بچه های تیزهوشان که سوالات فیزیکش رو همیشه از من می پرسید رو دیدم که شریف قبول شده بود! وقتی درصدهاش رو پرسیدم خشکم زده بود! تا چند ماه بهش فکر می کردم . که چرا درصدهای من اینقدر بهش نزدیک بود ولی تفاوت رتبه تا این حددددددددد! الان می فهمم که چه اتفاقی برای خودم خلق کرده بودم!
و اما تجربه من از اینکه باور مخربی رو نپذیرفتم و محکم پیش رفتم و به رویام رسیدم. فروردین امسال که برای یکی از طرح های تدریسم به مدارس میرفتم ، یکی از مدیرا محکم بهم گفت شما باید با آموزش و پرورش همکاری کنید تا بتونید جذب شاگرد داشته باشید. غیر ازین بیفایده است و خودتون تنها نمی تونید جذب شاگرد داشته باشید.بهشون گفتم من اصلاً نحوه ی کار آموزش پرورش رو در آموزش زبان انگلیسی قبول ندارم. گفت یکی دو سال به ساز اینا برقصین و وقتی حسابی شاگرد جذب کردین مستقل شید! اما من گفتم نه! خدا روشکر می کنم که اینقدر باورام قوی بود که اون باور مخرب رو نپذیرفتم! و گفتم من میخوام آقای خودم باشم! من میخوام استقلال داشته باشم! و نمیخوام وابسته به هیچ کسی باشم! و از اون مدرسه اومدم بیرون و به مسیرم ادامه دادم و خوشحالم که با پایداری و ساخت باورهای قدرتمند کننده و ندید گرفتن و نپذیرفتن اون باور مخرّب به رویای خودم رسیدم. و من نه تنها امسال تابستون پرباری داشتم و درآمد سه ماه تابستان من از درآمد کل 12 ماه سال قبلم بیشتر بود! بلکه شاگردای امسالم برای طرح تابستان 1402 روزشماری می کنند.
از این مثال ها زیاده هم منفی و هم مثبت. خیلی خوشحالم استاد از تمرینی که آخر فایل گذاشتین. بهم خیلی چیزا یاد داد.
استاد عباس منش : امیدوارم رو باورهاتون کار کنید! تاکید می کنم تاکید می کنم ، تاکید می کنم هر حرفی رو نشنوید ! هر چی که بهتون احساس بدی میده ،هر فکری که احساس بد بهت میده، احساس ناتوانی بهت میده ، احساس نگرانی بهت میده ، احساس ترس بهت میده ، دلشوره درت ایجاد می کنه، هر فکری! هر کسی بهت گفته باشه …باورش نکن!
اما هر باوری که احساس خوبی بهت میده بسازش!
ممنونم استاد عباس منش بزرگوار
خداوند رو هزار مرتبه شاکرم برای این آگاهی ها
تمرینم رو با تاخیر انجام دادم اما خوشحالم که انجامش دادم.
پیش به سوی روز بیست و پنجم سفرنامه
اللّهم ثبّت اقدامنا